
تماس تلفنی ضیاء نبوی فزندانی سیاسی اهل شمال ایران، که دوران حبس خود را در زندان کارون اهواز می گذراند، ممنوع شده است.
به گزارش کلمه، قطع تماسهای تلفنی ضیا نبوی به دستور دادگستری اهواز صورت گرفته است.در حالی این ممنوعیت برای ضیا اعمال می شود که خانواده او در یکی از روستاهای شمال ایران زندگی میکنند و به دلیل دوری راه، هر ماه نمیتوانند برای ملاقات فرزندشان به اهواز بروند.
سید ضیا نبوی سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل و دانش آموخته رشته مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که در آزمون کارشناسی ارشد سال ۸۷ موفق به کسب رتبه تک رقمی در رشته جامعه شناسی شده بود. وی در حوادث پس از انتخابات در تاریخ ۲۵ خرداد ۸۸ دستگیر شده و مدت ۴۷۰ روزه بازداشت خود را در بند ۲۰۹ و ۳۵۰ زندان اوین و بدون مرخصی سپری کرده است. نبوی از سوی دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباس به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی چند ماه پیش به زندان اهواز تبعید شد.
ضیا پیش از این حق دو بار برقراری تماس تلفنی در ماه را داشت. اما اکنون مسئولین قضائی و دادگستری اهواز به مسئولین زندان دستور داده اند تا مانع از تماس و مکالمه تلفنی وی بشوند.
* به گزارش خبرگزاری فرانسه هفت نفر از فعالان جوان پس از ملاقات با محمد البرادعی، از رهبران مخالفان حکومت بازداشت شدند. بر اساس گزارش العربیه تعداد بازداشتشدگان یازده نفر است. (01:08 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی سنای آمریکا در حال تهیه متن یک قطعنامه است که در آن از حسنی مبارک خواسته میشود هر چه زودتر قدرت را به یک دولت انتقالی واگذار کند. طراحان این قطعنامه سناتور جان مککین و سناتور جان کری هستند. (00:36 به وقت تهران)
جمعه، 15 بهمن 1389، 4 فوریه 2011
* حسنی مبارک در مصاحبه با کریستین امانپور، خبرنگار ایبیسی گفت اگر استعفا دهد در کشور هرج و مرج حکمفرما خواهد شد. او گفت پس از سخنرانی دوشنبه شب که از شرکت نکردن در انتخابات آتی خبر داد، احساس راحتی کرده است. آقای مبارک گفت ۶۲ سال به کشورش خدمت کرده است و حال احساس میکند برای او بس است و میخواهد از قدرت کنار برود. (23:10 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی از قاهره صدای شلیک گلوله از میدان عبدالمنعم، واقع در مرکز شهر قاهره، به گوش میرسد. یک نفر بر اثر درگیریها کشته شده است و بسیاری نیز زخمی شدهاند که حال سه نفر از زخمیها وخیم است. (19:22 به وقت تهران)
* دادستانی مصر چند تن از وزیران سابق و مقامهای دیگر را ممنوع الخروج و حسابهای آنها را تا انجام تحقیقات مسدود کرد. وزیران سابق کشور، جهانگردی و مسکن و «احمد عز» از سرمایهداران بزرگ و عضو ارشد حزب حاکم در این فهرست قرار دارند. (18:24 به وقت تهران)
* به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس صدای تیراندازیهای هوایی در میدان التحریر شنیده میشود و همزمان مخالفان مبارک موفق شدهاند که هواداران او را عقب برانند. به گزارش خبرگزاری رویترز یک تانک ارتش در میدان التحریر قاهره به سمت گروهی از طرفداران مبارک که به سوی مخالفان مبارک سنگ پرتاب میکردند حرکت کرده و این کار با تشویق مخالفان همراه شده است. (16:47 به وقت تهران)
* گزارشهای متعدد از قاهره، حکایت از تلاش ارتش برای عقب راندن هواداران آقای مبارک و جلوگیری از حمله آنها به معترضان مستقر در میدان التحریر دارد. یک شاهد عینی به خبرگزاری رویترز گفته است که با چشمان خود، شاهد تلاش یک تانک ارتشی برای مقابله با موافقان آقای مبارک بوده است.
به گزارش بیبیسی از قاهره از نحوه آرایش نیروهای ارتشی، چنین بر میآید که هواداران آقای مبارک دیگر قادر نخواهند بود به مخالفان دولت مستقر در میدان التحریر حمله گستردهای بکنند. (15:18 به وقت تهران)
* گزارشگران از قاهره میگویند که صدای شلیک گلولهها بیشتر شده و برخورد میان مخالفان و موافقان دولت آقای مبارک نیز نسبت به ساعات اول صبح امروز، افزایش یافته است. حامیان دولت مبارک از حضور خبرنگاران ممانعت به عمل میآورند. (13:18 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی سخنگوی دولت مصر اتهام دست داشتن دولت در سازماندهی و تجهیز گروههای حامی رئیس جمهوری و اعزام آنها به میدان تحریر برای مقابله با معترضان را به شدت رد کرد و گفت که اقدامات این گروهها، تلاش دولت برای بازگرداندن آرامش و استقرار نظم در کشور را تضعیف میکند. او گفت که دولت تحقیقاتی را برای شناسایی سازمان دهندگان این گروهها به جریان خواهد انداخت. (12:44 به وقت تهران)
* خبرگزاری رویترز در جدید ترین گزارش از میدان تحریر قاهره گفته است که با وجود خشونت های اخیر، این میدان هنوز در اختیار مخالفان حسنی مبارک است که به تعدادی هر چند کمتر از روزهای گذشته، همچنان در این محل حاضر شدهاند. بعضی از آنان برای مقابله با حمله طرفداران رئیس جمهوری، سنگرهایی را در اطراف این میدان ایجاد کرده و پشت آنها، به نگهبانی پرداختهاند. (11:38 به وقت تهران)
* به گزارش سیانان بعضی از کارکنان دولت مصر به این شبکه گفتهاند که به آنها دستور داده شده به نفع حسنی مبارک تظاهرات کنند. به گزارش بیبیسی تظاهرکنندگان تا این ساعت (حدود 2 بامداد به وقت قاهره) همچنان به حضور در میدان تحریر و زد و خوردهای پراکنده ادامه میدهند. (03:20 به وقت تهران)
* شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در واکنش به تحولات مصر گفته است که تکنولوژی ارتباطاتی پیشرفته خواب را از سر "دیکتاتورها" ربوده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، خانم عبادی نارضایتیها در ایران را آتش زیر خاکستر دانسته است. (00:07 به وقت تهران)
14 بهمن 1389 - 3 فوریه 2011
* به گزارش شبکه سیانان حامیان و مخالفان حسنی مبارک در شهر اسکندریه هم دست به تظاهرات زدند اما با هم درگیر نشدهاند. ( 23:29 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی بخش عمدهای از درگیری به خارج از میدان التحریر کشیده شده است. دو طرف به سوی هم کوکتل مولوتف و سنگ پرتاب میکنند.
به گزارش خبرنگار العربیه یکی از همکارانش توسط هواداران مبارک در میدان التحریر ربوده شده است و هم اینک امکان تماس با او وجود ندارد. (21:17 به وقت تهران)
* دو بمب بنزینی به سوی محوطه موزه ملی قاهره پرتاب شده است. به گزارش سیانان در کوچهای که موزه ملی قاهره قرار دارد، آتش سوزی دیده شده اما این آتش وارد محوطه موزه نشده است.
از سویی به گزارش خبرگزاری فرانسه به سوی جمعیت مخالفان حسنی مبارک در میدان التحریر، گاز اشکآور شلیک شده است. (19:35 به وقت تهران)
* وزارت خارجه مصر درخواست آمریکا و اتحادیه اروپا برای شروع انتقال «فوری» قدرت را رد کرده و آن را دخالت در مسایل داخلی مصر خوانده است. گزارشگر نیویورک تایمز در قاهره گفته است: «اوباش طرفدار مبارک، نسبت به روزنامهنگاران خصومت نشان میدهند.»
از سوی دیگر بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل از خشونتهای امروز مصر ابراز نگرانی کرده و خواهان خویشتن داری طرفین شده است. (18:23 به وقت تهران)
* در مرکز قاهره میان طرفداران حسنی مبارک و تظاهر کنندگانی که خواهان برکناری او هستند، درگیریهای شدیدی رخ داده است. هزاران نفر در این درگیری های پراکنده شرکت دارند، به سوی هم سنگ پرتاب میکنند و همدیگر را با مشت و چوب میزنند. برخی از آنها کارد همراه دارند.
هواداران مبارک در اسکندریه، تحت تاثیر حضور هواداران رئیس جمهور مصر در قاهره، به خیابانها رفتهاند. اوضاع این شهر نیز متشنج شده است. (17:53 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی تعداد بیشتری از هواداران حسنی مبارک به میدان التحریر وارد شدهاند. محمد البرادعی از درگیریهای میدان التحریر به شدت ابراز نگرانی کرده است. او دولت را متهم کرده که می خواهد مردم را بترساند. ارتش در حال نظارۀ اوضاع است. (17:01 به وقت تهران)
* تازهترین تصاویر میدان التحریر حاکی از فروکش کردن درگیریها با بیرون رانده شدن حامیان مبارک است. اتحادیه اروپا از مردم مصر حمایت کرد. (16:38 به وقت تهران)
* درگیریها در میدان التحریر شدت گرفته است. در درگیریها از چوب و سنگ استفاده میشود و تا کنون چندین نفر زخمی شدهاند. دو طرف در حال سنگپرانی به سوی یکدیگر هستند. بر اساس تصاویر پخش شده، حامیان مبارک با شتر و اسب وارد خیابانها شدهاند و در حال به هم ریختن صفوف معترضان هستند.
شبکه العربیه به بیبیسی گزارش داده است که هواداران حسنی مبارک به یک تیم خبری این شبکه حمله کرده و تجهیزات آنها را از بین بردهاند. (16:14 به وقت تهران)
* به گزارش آسوشیتدپرس درگیریهایی میان معترضان و هواداران حسنی مبارک در میدان تحریر روی داده است. در درگیری ها در میدان تحریر، گروهی زخمی شدهاند. دو گروه با چوب به همدیگر حمله کردهاند. اوضاع در میدان تحریر متشنج است. (15:21 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی ارتش مصر از معترضان درخواست کرد که خیابانها را ترک کنند و به خانههای خود باگردند (14:07 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی اینترنت که در مصر قطع شده بود، بار دیگر راه افتاده است. (13:14 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی ارتش مصر خواهان از سرگیری زندگی عادی در قاهره شده است.
به گزارش رویترز ارتش مصر به زودی بیانهای صادر خواهد کرد. (12:55 به وقت تهران)
* اردوغان، نخست وزیر ترکیه در واکنش به وعده حسنی مبارک برای کناره گیری از قدرت در انتخابات آینده، گفته است که رئیس جمهوری مصر باید به اقدام متفاوتی دست بزند. مخالفان حسنی مبارک همچنان خواستار کناره گیری فوری او هستند. (12:32 به وقت تهران)
* کاخ سفید می گوید باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای نیم ساعت با حسنی مبارک تلفنی صحبت کرد. معلوم نیست که این مکالمه پیش یا بعد از اعلامیه حسنی مبارک انجام شده است.
به گزارش بیبیسی باراک اوباما پس از گفت و گوی تلفنی با مبارک درباره اوضاع مصر سخنرانی کوتاهی انجام داد. وی گفت «آقای مبارک تشخیص میدهد که وضعیت کنونی قابل دوام نیست، و اینکه تغییر باید روی دهد. همچنین هرگونه گذار منظم باید معنیدار و صلح آمیز باشد و اکنون شروع شود.»
اوباما در پایان سخنانش گفت: «در چند روز گذشته، شور و وقاری که تظاهرکنندگان مصری به نمایش گذاشتهاند، منبع الهامی برای مردم سراسر جهان بوده است.» (03:28 به وقت تهران)
* به گزارش سیانان محمد البرادعی گفت به اعتقاد او آقای مبارک برای پاسخ گفتن به درخواستهای تظاهرکنندگان به اندازه کافی پا پیش نگذاشته است، و اعلامیه او را "حیله ای" برای باقی ماندن در قدرت اعلام کرد. این برنده جایزه صلح نوبل همچنین گفت که خواهان کناره گیری فوری آقای مبارک و انتقال قدرت به یک دولت کفیل تا زمان برگزاری انتخابات است. ( 02:04 به وقت تهران)
* درگیریهایی در نزدیکی میدان مهاتیت مصر در شهر اسکندریه گزارش میشود. شاهدان عینی می گویند که بعد از پایان سخنرانی مبارک، تظاهرکنندگان شروع به سردادن این شعار کردند: "برو بیرون". همزمان گروهی از هواداران مبارک درحالی که شعار میدادند "اصلاحات، اصلاحات، مبارک با تو هستیم" نزدیک شدند.
تلویزیون الجزیره گزارش داد که افرادی با لباس شخصی که به سلاحهای تیغهدار مسلح بودند، پس از عقب نشینی ارتش از خیابانهای "پورت سعید" ، به تظاهرکنندگان حمله کردهاند. (01:38 به وقت تهران)
* دهها هزار نفری که در میدان تحریر حضور داشتند در واکنش به اعلامیه حسنی مبارک یکصدا فریاد «برو بیرون» سر کشیدند. (00:55 به وقت تهران)
* حسنی مبارک اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر شرکت نخواهد کرد.
مبارک گفت: «اولین اولویت من بازگرداندن صلح و ثبات در کشورمان، برای اطمینان از انتقال صلح آمیز قدرت رهبری، و اطمینان از این است که مسئولیت به کسی منتقل شود که مردم در انتخابات بعدی برخواهند گزید. من قصد ندارم دوباره در انتخابات شرکت کنم.» او گفت: «ما با هم روزهای خیلی دردناکی را سپری کرده ایم. رویدادهای چند روز گذشته همه ما - مردم و رهبران - را ملزم می کند میان هرج و مرج و ثبات یکی را انتخاب کنیم.»
مبارک از پارلمان این کشور خواست ماده 67 قانون اساسی را اصلاح کنند تا اعمال محدودیت دوره بر جانشینان او ممکن شود. وی نطق خود را با این سخن به پایان برد که قصد دارد در کشورش بماند و همانجا بمیرد. (00:40 به وقت تهران)
13 بهمن 1389 - 2 فوریه 2011
* بنا بر گزارشات رسیده از قاهره، پخش سخنان علیاکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و دیگر مقامهای ایران درباره اعتراضهای مردم مصر، باعث شکاف عمیق میان احزاب اپوزیسون مصر شده است. این سخنان بدبینی دیگر احزاب را به اخوان الملسلمین افزایش داده است.
بر اساس این گزارش گروهی از اعضای اخوان الملسلمین که سعی داشتند شعارهای حزبی خود را در میدان التحریر سر دهند توسط دیگر معترضان به سکوت وادار شدند. (21:16 به وقت تهران)
* مخالفان دولت مصر با وجود آغاز ساعات منع رفت و آمد، حاضر به ترک تجمع نیستند. (19:38 به وقت تهران)
* بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تاکید کرده که جامعه جهانی باید درخواست کند که دولت آینده مصر به معاهده صلح اسرائیل و مصر که سی سال پیش به امضا رسیده، احترام بگذارد. (18:48 به وقت تهران)
* در مورد جمعیت حاضر در میدان تحریر، خبرگزاری ها و شبکه های خبری، آمارهای متفاوتی را منتشر کرده اند. بیبیسی تعداد تظاهرکنندگان را چند صد هزار نفر خوانده، در حالی که الجزیره تعداد معترضان را بیش از یک میلیون نفر اعلام کرده. رویترز هم جمعیت معترض را حداقل یک میلیون نفر دانسته ولی آسوشیتدپرس این تعداد را بیش از دویست و پنجاه هزار نفر خوانده.
* جان کری، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز از حسنی مبارک خواست این واقعیت را بپذیرد که زمان ترک قدرت فرا رسیده است. (18:11 به وقت تهران)
* دیوید آندرسن، پروفسور سیاست آفریقا در دانشگاه آکسفورد گفت حسنی مبارک قطعا از سمت خود کناره گیری می کند. او می گوید شاید چند روز و یا چند هفته، اما این امر چندان طول نخواهد کشید. به گفته او، اطلاعیه ارتش مبنی بر این که به معترضان شلیک نخواهد کرد، نشانه روشن و آشکاری برای حسنی مبارک بود. (17:22 به وقت تهران)
* عصام الریان، سخنگوی اخوان المسلمین گفت: هنوز زود است که درباره کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تصمیمی گرفته شود. او تاکید کرده که ما خواهان انتخاباتی آزاد و عادلانه پس از ترک قدرت از سوی حسنی مبارک هستیم. (17:10 به وقت تهران)
* عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب در مصاحبه با شبکه العربیه، گفت و گو و تغییر در مصر شده است. (16:35 به وقت تهران)
* قاهره به کل تعطیل است. امنیت بندر اسکندریه را ارتش به عهده گرفته و اختلالی در عملکرد این بندر ایجاد نشده است. (16:22 به وقت تهران)
* گروهی از بانکداران و مدیران عامل شرکت های بازرگانی گفته اند هنوز آنقدر شجاع نشده اند که در تظاهرات شرکت کنند اما خواهان تغییر در کشورشان هستند. (16:05 به وقت تهران)
* در اسکندریه، دومین شهر بزرگ مصر، تظاهرات بزرگ مخالفان آغاز شده است. او می گوید هزاران مسلمان و مسیحی در این تجمع حضور دارند و این افراد از هواداران گروه ها و احزاب مختلف هستند و خواسته مشترک آنها، کناره گیری حسنی مبارک است. (16:01 به وقت تهران)
* عبدالجلیل مصطفی، از مخالفان دولت مصر و از نزدیکان محمد البرادعی گفت: مخالفان هنوز جزئیات پیشنهاد مذاکره با دولت را دریافت نکرده اند اما این پیشنهاد تا زمانی که حسنی مبارک استعفا نداده، پذیرفته نخواهد شد. (15:55 به وقت تهران)
* اوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل گفت: طبق گزارشهای تایید نشده حدود ۳۰۰ نفر در اعتراضات مصر کشته شده اند.
* محمد البرادعی، از مخالفان دولت مصر گفته است برای آغاز هر نوع گفت و گویی با دولت، حسنی مبارک باید مصر را ترک کند.
* الجزیره می گوید اخوان المسلمین اعلام کرده که با حسنی مبارک و دولت او وارد مذاکره نمی شود.
* حضور پلیس در شهر چندان چشمگیر نیست و ناظران انتظار دارند که جمعیت هر لحظه بیشتر شود.
* امروز (سه شنبه) هزاران مصری برای برگزاری تظاهراتی میلیونی در مرکز قاهره گرد آمده اند. گروه های مخالف دولت از مردم خواسته اند علاوه بر دست زدن به اعتصاب عمومی، امروز تظاهرات بزرگی در اعتراض به ادامه حکومت حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، برگزار کنند. قرار است در شهر اسکندریه نیز تظاهراتی میلیونی برگزار شود. ارتش مصر دیشب در بیانیه ای اعلام کرد: حق مردم برای اعتراض را به رسمیت می شناسد و از اعمال خشونت علیه آنها پرهیز خواهد کرد.
"تو هم نه به اندازۀ من، به اندازه ی خودت که خیلی هم زیاد نیست، سعید را شناخته ای. مطمئنم شناخته ای. گواه این حرفم چشمبندی است که از چشم سعید برنمی داری.
حق داری برادر! حتماً برایت خیلی سخت است که در چشمان معصوم سعید نگاه کنی و اتهامات واهی را که خودت هم از اتهام شمردنشان خنده ات می گیرد به او نسبت دهی. اتهامی به بزرگی برگزاری مراسم دعای کمیل برای آزادی شهاب عزیز.
تو هم مانند من خوب می دانی که این پایان کار سعیدها نیست. تو خوب آگاهی که امروز از گوشه و کنار این آب و خاک، فریاد “منم سعید نورمحمدی” به گوش می رسد.
امروز تو ایستادگی سعید را بیشتر از ما می بینی. خوش به حالت برادر. این همه زیبائی باید دیدنی باشد. خوش به حالت آن لحظه که وقتت را با امثال او می گذرانی که چه درس هایی از زندگی را می آموزی آن هنگام که سئوالاتت بی پاسخ نمی ماند. که امروز من پر هستم از سوالات بی جواب."
تجسم حس و حال بازجوی سعید نورمحمدی وقتی نامه ای که خطاب به او نوشته شده را می خواند خیلی سخت نیست. تصور عصبانیت از این همه مردانگی از بچه هایی که تا چندی قبل سوسول خطابشان می کردند.
اما آن ها نمی دانستند که بچه ها مشق مقاومت می کنند و خانواده ها و دوستان مشق مبارزه.
وقتی قرار است پای مبارزه بایستی چاره ای نیست جز استفاده از هر راه و روشی که بلدی.
می گویند ادبیات ِ مبارزه ی سبز، سبک جدیدی در تاریخ ادبیات ایران و جهان پدید آورده است. جهشی در ادبیات حسی حماسی.
سعید نورمحمدی، بازداشت اول
امروز 25 خرداد سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت است. نشانه اش خیابان آزادی ست و آن فرد مسلح به زره که بالای دیوار ایستاده بود قلب و سرهای زیادی را گلگون کرد. نشانه اش بطری های آب است و دستبدهای سبز و لب های بسته به نشانه ی راهپیمایی سکوت.
امروز رسانه های فیلتر شده ی سبز نوشتند: سعید نورمحمدی، عضو شاخه ی جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی و فعال در شاخه ی جوانان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد.
سعید نورمحمدی از اعضای اصلی و مسئول کمیته ی استان های ستاد ۸۸، به مدت ۶۲ روز بازداشت بود و بیش از یک ماه از این ۶۲ روز را در انفرادی های 209 گذراند.
آزادی در زندانی فراتر از اوین/ تابستان 88
کهریزک رسوا شد، فیلم ها و عکس های وحشی گری های کودتاچیان روی آنتن های دنیا رفت، بیدادگاه های نمایشی به راه افتاد، اعتراف های ساختگی پرده از انفرادی های سپاه و اطلاعات برداشت.اما مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری با چشمانی بسته بر واقعیت های این انتخاب برگزار شد. هم زمان با برگزاری چهارمین بیدادگاه نمایشی.
سعید نور محمدی که چندی قبل با کفالت از اوین آزاد شده بود در وبلاگش خطاب به دوستانش در چهارمین شوی تلویزیونی کودتا گران می نویسد:
"امروز دیدمتان؛ چه قدر دلتنگ نگاه های نجیبتان بودم. از زمانی که اسامی حاضرین در دادگاه را خواندند آرام و قرار نداشتم. عکستان را که در دادگاه پشت سر نشسته بودید، دیدم انگار گمشده ام را پیدا کردم. آن بخشی از وجودم را که در اوین باقی مانده بود و نمی دانستم چیست. این چند روز آزادی که آزادی نبود. اگر در 209 جسمم در بند بود امروز روحم در بند است و خوش به سعادت شما که روحتان آزاد است. من و سایرین آزاده گی اتان را لابه لای آن همه عطر مسموم دیدیم...
صادقانه بگویم غبطه خوردم به آزادگیتان و حسرت خوردم که چرا امروز در کنار شما نیستم. انگار خدا من را لایق هم نشینی با شما ندانست. امروز به خاطر اعتقادتان محاکمه شدید. تاریخ این دیار از این دست بیدادگاه کم ندیده است.. دادگاه مصدق و گلسرخی و... از هیچ کدام از افراد حاضر در آن دادگاه ها حتی اسمی باقی نمانده اما تصویر مصدق هنوز که هنوز است نماد آزادگی ایرانیان است به خود ببالید قهرمانان نجیب وطن که امروز بازجوهایتان هم به شما حسرت می خورند. از اینکه آنچنان رو سپید بودید که هر کسی غیر از شما در آن بی دادگاه سیاه می نمود.
دوستان همیشه سرفرازم
امروز شما سرفرازید. شنیدم رهبری در جایی گفتند برخی در انتخابات قبول و برخی مردود شده اند. و انصافا چه جمله هوشمندانه ای. امروز خوشحال باشید شما قبول شدگان این آزمونید و دوستان جوان اصولگرایمان مردود این اتفاقات. چرا که شما را می شناختند و این روزها سکوت کردند و البته حتما هم خجلند از آنچه که بزرگانشان با شمایی که می شناسند می کنند.
هر کجا هستید بدانید آینده این مرز و بوم به داشتن شما خواهد بالید.
و در پایان بیتی شعر خطاب به کسانی که چشم وجدانشان را بر عدالت بسته اند:
آنکه او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست
دوست و همراهتان: سعید نورمحمدی"
سعید نورمحمدی، بازداشت دوم
همه ی کسانی که پاییز و زمستان 88 در انفرادی های 209 بازجویی شدند جمله ی "سعید نور محمدی، بازداشت دوم" را روی صندلی های بازجویی دیده اند.
به گزارش رهانا، محمد مصطفایی گفت: نورمحمدی پس از آزادی اول، هیچ فعالیتی نداشته و در طول مدت آزادی در هیچ راهپیمایی و تجمعی شرکت نکرده است. وی درتاریخ ۲۹ مهرماه در مراسم دعای کمیل که در منزل شهاب طباطبایی یکی دیگر از دستگیرشدگان پس از انتخابات برگزار می شد، همراه دهها تن دیگر از شرکت کنندگان بار دیگر دستگیر شد.
جرم وی این بود که با اس ام اس دیگران را دعوت کرده است که در دعای کمیل شرکت کنند.
سعید نورمحمدی ۵۰ روز اول بازداشتش عمدتا در انفرادی بوده و هیچ ملاقاتی با خانواده خود نداشت.
به گفته وکیل سعید نورمحمدی بازپرس بیگی پس از مدت مدیدی از بازداشت وی قرار صادره بازداشت موقت را فک و به قرار وثیقه تبدیل کرد. ولی متاسفانه علیرغم اینکه قرار وثیقه آماده تودیع بود، مرجع قضایی از پذیرش آن استنکاف می ورزید. اتهام سعید نورمحمدی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان شده است.
یکی از افراد مطلع درباره ی پرونده سعید نورمحمدی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که مسوولین پرونده وی از به گردش انداختن پرونده وی خودداری میکنند.
به گفته وی یکی از افراد زندانی در تماس از زندان اوین گفته است که سعید نورمحمدی را به بند عمومی منتقل کرده اند و درحال حاضر وی با نورایی نژاد و محمودیان در یک مکان زندانی است.
سعید نورمحمدی یک بار در راهروی زندان فریاد زده است که "بچه ها محکم باشید"، همین موضوع باعث شده است که بازجویان به وی سخت بگیرند و از به گردش انداختن پرونده وی جلوگیری کنند.
۳۰ سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی
سعید نورمحمدی در تاریخ ۲۶ اسفند با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ گزارش شد سعید نورمحمدی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشوربه یک سال حبس تعزیری، ۴ سال حبس تعلیقی(به مدت ۵ سال) و نیز به ۳۰ سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی و حضور در احزاب محکوم شد. سعید ۱۱ مهر برای بار سوم به اوین برگشت تا حکم امضا شده توسط قاضی اجرا شود.
آن روز که عدالت از این دادگاه سفر کرد
سه شنبه 02 آذر 1389 - مقامات قضایی به سعید نورمحمدی، زندانی عضو جوانان جبهه مشارکت و ستاد ۸۸، اعلام کردهاند که دو ماه از مدت بازداشتش در سال ۸۸ جزو ایام حبس او محسوب نمیشود!
به گزارش خبرنگار جرس، این عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی، در سال قبل در دو مرحله، جمعا هفت ماه (مرحله اول، دو ماه و مرحله دوم، در جریان بازداشت در مراسم دعای کمیل، پنج ماه) را در بازداشت به سر برده بود.
این گزارش حاکی است، با توجه به تصریح قانون و ذکر آن در رای صادر شده از سوی دادگاه مبنی بر اینکه ایام یازداشت از مدت محکومیت متهم کسر میشود، سعید نورمحمدی ماه گذشته برای گذراندن مدت باقیمانده از یک سال محکومیت خود به زندان اوین مراجعه کرد. اما اکنون قاضی به وی اعلام کرده که دو ماه بازداشت او در تابستان ۸۸ در نظر گرفته نمیشود و بدین ترتیب او باید دو ماه بیشتر از آنچه تصور میکرده، در زندان بماند.
لازم به ذکر است که تبصره ذیل ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی تاکید میکند: “چنانکه محکوم علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد، دادگاه پس از تعیین تعزیر از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می کند.”
همچنین تبصره ذیل ماده ۲۹۵ قانون آیین دادرسی کیفری نیز میگوید: “چنانچه محکوم علیه قبل از صدور حکم لازم الاجرا به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد، مدت بازداشت قبلی از مقدار حبس او کسر خواهد شد.”
بدین ترتیب مشخص نیست که قاضی پرونده با چه مجوز قانونی، دو ماه بر مدت حبس این زندانی بیگناه اضافه کرده است.
نورمحمدی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین است و با توجه به اظهارات غیرقانونی مقام قضایی، باید هفت ماه دیگر در زندان بماند.
سعید نورمحمدی آزاد تر از همیشه
سعید سه ماه دیگر در 350 اوین در کنار بزرگان مشق بردباری و صبوری می کند.
بهار که بیاید، او سربلند و آزاده از پله های باریک و طولانی اوین پایین خواهد آمد و دوباره انگشتانش را به نماد پیروزی نشان خواهد داد و دوباره سرش را به نشانه ی غرور بالا خواهد گرفت و دوباره کومه ی در آزادی را خواهد کوفت تا در باز شود و نور خورشید آزادی بر فرش های پوسیده ی اتاق بتابد و زندگی دوباره جریان یابد.
دیکتاتوری زینالعابدین بن علی در تونس فروریخته، نظام سیاسی اقتدارگرای مصر با خیزش اعتراضی مخالفان حسنی مبارک بهگونهای روزافزون متزلزل شده؛ ملک عبدالله دوم برای "تصحیح اشتباهات گذشته"، خود "اصلاحات سیاسی فوری" را در اردن کلید زده، و مخالفان در یمن، الجزایر، لیبی، مراکش، بحرین و سوریه، برای "روز خشم" تعیین وقت و قرار و اقدام میکنند. "سبز"های ایران اخبار مربوط به جنبشهای اعتراضی در کشورهای عربی را همدلانه و مشتاقانه، و نیز - همزمان- با تأمل و پرسش در مورد وضع خود (جنبش سبز) پی گرفتهاند.
نگارنده در مورد وضع و دوران غریب کنونی ملاحظات زیر را در خور اعتنا میداند:
1. دیکتاتورهای منطقه حیات رو به افول خود را هر روز بیش از روز پیش لمس میکنند و بهوضوح میبینند. موج دموکراتیزاسیون اینک به ساحل کشورهایی جدید رسیده است که همچنان برای حفظ خودکامگی و تداوم استبداد جانسختی میکنند. حضور فعال مسلمانان در تحولات اخیر کشورهای عربی، بیش از هرچیز محتوایی سیاسی دارد و خواستهای حقوق بشری و مطالبات دموکراتیک را تعقیب میکند. کمتر نشانه و شاهدی نیز وجود دارد که شرکتکنندگان در این خیزشهای اعتراضی، زمام امور خود را در اختیار مذهبیهای افراطی و راستهای سنتگرا قرار دهند؛ قرائن بهگونهای محسوس بهسود نیروهای دموکراسیخواه و طبقه متوسط مدرنی است که هرچند دغدغهی کار و نان دارند، اما دموکراسی و آزادی را پاس میدارند و اجتنابناپذیری زندگی اجتماعی با وجود گرایشهای سیاسی- عقیدتی گونهگون را فهم کردهاند. نیروها و جمعیتهای اسلامگرا نیز با درسآموزی از موارد و تجربههايى چون ایران، سودان، الجزاير، در وجه سلبی و ترکیه در وجه ایجابی، بهقدر لازم به ضرورت پیگیری مطالبات و محقق ساختن شعارهایشان از کانال دموکراسی و روندهای دموکراتیک پی بردهاند.
2. اگرچه از بسیاری مشابهتهای تاریخی و وجوه مشترک میان رویدادها در مقاطع زمانی مختلف و جغرافیای گوناگون نباید غافل ماند و پندآموزی را با وجود همهی تفاوتها و اختلافها وانهاد، اما ضروری مینماید که در هر ارزیابی و داوری میان دو یا چند واقعه، نقاط ممیز و شرایط خاص زمانی و مکانی آنها را مورد اعتنای جدی و واقعبینانه قرار داد.
هرچند سه کشور ایران، مصر و تونس از خودکامگی و اقتدارگرایی صاحبان قدرت (به نسبتهای مختلف) در رنج بوده و هستند، و حداکثر یک شبهدموکراسی را تجربه کردهاند؛ و گرچه هرسه کشور از مشکلات مشابهی (چون نرخ بالای تورم، بیکاری، اختلاف طبقاتی، فساد دستگاههای دولتی، و رشد پایین اقتصادی) در رنج هستند؛ اما برخی وجوه تمایز میان وضع ساخت قدرت در جمهوری اسلامی با تونس و مصر، موجب میشود که سبزها در نگاه به روند تحولات منطقه، واقعبینی را چاشنی صبوری و امیدواری و استقامت و پیگیری مطالبات انسانی و مشروعشان کنند. مهمترین موارد تفاوت عبارتند از:
الف. تکیهی تمامیتخواهان و خودکامگی در ایران بر درآمدهای نجومی نفت و گاز؛ امری که تحلیل جمهوری اسلامی را بهمثابهی دولتی رانتی غیرقابل اجتناب میسازد. اقتدارگرایان این درآمد نفتی و رانت را از یکسو در راه راضی نگه داشتن لایههای محروم هزینه میکنند (تا دستکم برای کوتاهمدت هم که شده بر بحرانهای اقتصادی- اجتماعی ناشی از ناکارآمدی خود سرپوش نهند و از قیام و همسویی محرومان با خواستهای طبقه متوسط مدرن جلوگیری نمایند)، و از سوی دیگر، درآمد نجومی مزبور را صرف تجهیز دستگاه سرکوب و تقویت نهادهای امنیتی و انتظامی خود میکنند.
ب. تمسک جستن رژیم اقتدارگرا در ایران به عنصر دین و باورهای مذهبی مردم؛ و همزمان سوءاستفاده از این اهرم با امکانات دستگاههای تبلیغاتی رسمی و رسانهی دولتی بیرقیب و یکهتاز در داخل. حکومت دینی با القاء باورهای خود به لایههایی از جامعه، آنان را در مواقع بحرانی به استخدام میگیرد تا "بخشی از جامعه" را روبروی "بخشی دیگر" قرار دهد. "شستوشوی مغزی" دستگاههای تبلیغاتی و کلاسهای درس خاص اقتدارگرایان، شهروندان به استضعاف کشیده شده را چونان ابزاری برای تداوم قدرت و ثروتاندوزی و جاهطلبی خویش بهکار میگیرد.
چنین است سامان دادن تدریجی نیروهای حامی که هرچند در مقایسه با مخالفان وضع موجود، در اقلیت غیرقابل انکار قرار دارند، اما چونان ابزاری مجهز شده با پول نفت، و تحریک و تهییج شده با تبلیغات مذهبی و تزویر و بمباران دروغ و تحریف حقیقت، در خدمت دستگاه سرکوب و ارعاب و تهدید درآمدهاند. به بیان دیگر، "جامعهی تودهای" به پشتوانه اقتدارگرایان، در برابر "جامعهی مدنی" و مطالبات قانونی و مشروع و انسانیاش کارشکنی و مانعتراشی میکند.
پ. بیپروایی خودکامگان و دشمنان دموکراسی در ایران از بکارگیری تمامی ابزارهای خشونت و قلع و قمع مخالفان؛ چنانکه اگر رژیم قاهره از گلولههای پلاستیکی یا شلیک هوایی برای ارعاب معترضان سود میجوید، اینجا و در ایران، تقدیسگران خشونت ابایی از شلیک مستقیم به معترضان (توسط نیروهای امنیتی-انتظامی حکومتی) و استفاده از همه نوع سلاح سرد (توسط نیروهای شبهنظامی بسیج شده) ندارند. بدترین توهینها و تحقیرها و تهمتها از تریبونهای دولتی و رسمی روانهی معترضان و خواستهایشان میشود، و حکایت متهمان بیپناه (از شهدا و آسیبدیدگان مظلوم کهریزک تا عبدالله مومنی و حمزه کرمی و...) قصهی تلخی است که دیگر نیاز به یادآوری هم ندارد.
ت. اگر قاهره در پیوند با بلوک غرب و ذیل مناسباتاش با ایالات متحده و اروپا، ناچار به رعایت پارهای ملاحظات حقوق بشری و حفظ برخی ظواهر پیش چشم افکار عمومی جهان است، تهران - با کمال تاسف- نشان داده است که خودسرانه و بیاعتنا به خواستها و حساسیتهای جهان توسعه یافته و افکار عمومی جهان، هرجا که بقایش ایجاب کند، ابایی از عدم رعایت حداقلهای حقوق بشری ندارد (نمونهها در این خصوص کم نیستند؛ از تداوم اعدامها در ماههای اخیر گرفته تا ادامهی حبس نسرین ستوده، وکیلی که دو فرزند خردسال دارد، و از صدور احکام قضایی سنگین برای فعالان مدنی تا افزایش فشارها بر زندانیان سیاسی و خانوادهایشان، همه و همه، جلوههایی از بیاعتنایی تمامیتخواهان به استانداردهای حقوق بشر محسوب میشوند.)
3. شاید کم نباشد شمار "سبز"هایی که حوادث اخیر در تونس و مصر و... و خیزش معترضان در کشورهای مزبور را با نگاهی رشکآلود و حسرت مورد توجه قرار میدهند. اما نباید از یاد برد که اگر در قاهره، با جمعیتی بیشتر از تهران، یک میلیون معترض علیه مبارک موضع گرفتند و تجمع کردند، همین خرداد سال گذشته بود که حدود سه میلیون معترض بهگونهای مدنی به خیابانهای تهران آمدند، و مطالبات خود را چنان تا ماههای بعد پیگرفتند که خودکامگان را به کنشی حداکثری در عاشورای 88 و بعدتر اقدام همهجانبه و توام با هزار و یک تمهید در روزهای 22 بهمن 88 و 22 خرداد 89 و... وادار ساختند. «سبز»ها فراموش نکنند که اگر رژیم مبارک در اوج تظاهرات اعتراضی مخالفان، ارسال پیامک و اینترنت را مختل و قطع میکند، تمامیتخواهان در ایران حتی در روز قدس امسال (15 ماه پس از انتخابات) نیز چارهای جز استفاده از این حربه نداشتند. خودکامگان در ایران چنان از بیپشتوانگی خود باخبرند که هنوز حاضر نیستند به مخالفان و معترضان مجوز گردهمایی دهند. پس چنین نیست که اگر در ایران، خیابانها ظاهری آرام دارند، جنبش خاتمه یافته است؛و اساسا نگارنده چنین ارزیابیای از حیات یا ممات یک "جنبش اجتماعی" ندارد. خلاصهی کلام آنکه "سبز"ها تردید نداشته باشند که بس پرشمارند؛ اما اعتراض مدنی آنان نیازمند تأمل و صبوری همچنان است تا "زمان موعود و مناسب" برای "تغییر" فرا رسد.
4. هیچ نتیجهای بیهزینه حاصل نمیشود؛ هیچ کنش و اقدامی بیبها نیست. اما آیا "سبز"ها تاکنون بهایی اندک دادهاند؟ چه کسی بهخود حق میدهد که خواهان خون بیشتری از فرزندان این مرز و بوم شود؟ چه کسی خود را جای مادر ندا و سهراب و شهدای کهریزک مینشاند؟ چه کسی وضع دشوار زندانیان و خانوادههایشان را در تمامی ماههای گذشته نادیده میانگارد؟... اینچنین، اگر شعور جمعی و وجدان معترضان، بهگونهای آگاهانه اقدامهای اعتراضی خود را با واقعیتهای سختافزاری دروغگویان تا دندان مسلح تنظیم کرده است، و "امیدوارانه" و "هوشیارانه" بزنگاه تاریخی را با صبوری رصد میکند، خردهای بر ایشان نیست. چنانکه راهبران نمادین جنبش سبز نیز مبتنی بر همین ارزیابی دقیق و واقعبینانه از "تهدیدها و فرصتها و نقاط قوت و ضعف" حاکمیت و همراهان خویش، رفتاری معقول و کنشی راهبردی (و نه احساسی و زودگذر) را مورد توجه قرار دادهاند.
این ملاحظات، هرگز بدان معنا نیست که با درخواستی رسمی و مکتوبی محترمانه، میتوان شیفتگان قدرت و تشنگان ثروت را از اریکهی خودکامگی به پایین کشاند. با کمال تاسف، صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی، بیش از پیش موضوع دست بهدست شدن قدرت را - که امری معمول و عادی در نظامهای دموکراتیک است- به امری حیاتی (مساوی با مرگ و زندگی) برای خود مبدل ساختهاند. آنان با بیاعتنایی تمام و کمال به مطالبات مشروع و خواستهای مدنی و حقوق اساسی شهروندان خویش، و تمسک به همهگونه خشونت و بیاعتنایی به بدیهیترین ارزشها و اصول انسانی، "اخراج" از قدرت را بر "دست به دست شدن" آن مرجح دانستهاند. اینچنین، بهنظر میرسد که "قدرت" سختافزاری درنهایت با "قدرت" نرمافزاری جامعه مدنی، کنار خواهد رفت.
برای آن "هنگام" چندان نباید تعجیل کرد. همینکه جنبش سبز امیدوارانه و صبورانه خود را بسط دهد و استقامت ورزد، میتواند در "روز تغییر" چونان اصلیترین و محوریترین عامل اقدام و همراهی نیروها برای تحول عمل کند. خوشبختانه راهبران نمادین جنبش سبز، همچنان امیدوار و استوار و بیهیچ ترس و یأس در کنار معترضاناند.
5. برخی مولفهها و شرایط، به میزانهای مختلف، سبزها را نسبت به امکان تغییر امیدوار و فعال نگه میدارد. از آنجمله میتوان در وجوه سلبی و ایجابی وضع موجود، به موارد زیر اشاره کرد:
الف. بحران مشروعیت نظام سیاسی که هنوز و با وجود سپری شدن بیش از یک سال و نیم از اعلام رسمی نتایج انتخابات، در متن جامعه و در نگاه ناظران بینالمللی، وجود دارد. شکاف ملت- دولت با وجود همهی ریختوپاشها و تبلیغات، عینی است و روزی خود را به زمامداران بیاعتنا به ملت، نشان خواهد داد.
ب. بحران مشروعیت اخلاقی حاکمان؛ چنانکه سوءاستفادهی ایشان از باورهای مذهبی مردم، تمسک به ریا و تزویر، تحریف پیوستهی حقایق، استخدام تهمت و اتهام و دروغ و نیرنگ برای تداوم قدرت، بیاعتنایی به بدیهیترین اصول اخلاقی و انسانی (از کیفیت بازداشت متهمان و چگونگی برخورد با زندانیان گرفته تا نحوهی سرکوب مخالفان) و موارد مشابه، وضعی ویژه و یگانه را برای صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی موجب شده است.
پ. بحران کارآمدی، مفهومی که هر روز خود را بهشکلی و در حوزهای متبلور میسازد و دستگاههای تبلیغاتی رژیم نیز توان توجیه و ترمیم آن را ندارند. هرچند نظام سیاسی به اتکاء به درآمدهای بادآوردهی ناشی از نفت، میکوشد بر این بحران فائق آید، اما کدام مطلع و دستاندرکاری است که از حال و روز صنعت و بوروکراسی و... در ایران امروز بیخبر باشد؟
فراموش نباید کرد که بحث حدف یارانهها، تحریمهای رو به تزاید اقتصادی و تجاری علیه جمهوری اسلامی و نیز بحران هستهای در روابط تهران - غرب واقعیتهایی هستند که واجد تاثیرات اقتصادی و پیامدهای اجتماعی غیرقابل گریز خواهند بود. مولفههایی که وضع جمهوری اسلامی و اثرگذاری جنبش سبز را با عواملی ویژه پیوند میزند. اگر حاکمیت بهعلت برخورداری از دولت رسمی میتواند بر این مولفهها به شکلی مستقیم اثرگذار باشد (با تعامل یا تضاد با دیدگاهها و رویکردهای غرب)، جنبش سبز حداکثر واجد تاثیرات غیرمستقیمی بر آنها خواهد بود؛ چنانکه بتواند در مقطعی خاصی، ویژگیهای منحصر بهفرد خود را بر تحولات دیکته و تحمیل کند.
ت. شکاف در همبستگی مطلق نظام سیاسی؛ وقتی "خواص بیبصیرت" روزافزون میشوند و «خودی»های بیشتری طعم خودکامگی و تزویر و دروغگویی و قدرتطلبی و جاهجویی را میچشند، یکدستی در ساخت قدرت کاهش مییابد. نگارنده البته هرگز این عدم همبستگی مطلق را بهمثابهی یک مولفهی سرنوشتساز ارزیابی نمیکند بلکه تنها آن را قابل تامل میداند؛ چرا که متاسفانه همچنان منافع و جذابیتهای مترتب بر ثروت و قدرت و سوابق مشترک در سرکوبها و نیز برخی خصلتهای شخصی و ویژگیهای روانشناختی افراد، آنان را وادار به تعهد و سینهزنی ذیل قدرت مطلقه و نظام اقتدارگرا میسازد.
ث. تداوم حضور موثر سبزها در سپهر عمومی و شبکههای اجتماعی، و ادامهی همراهی اصولگرایانه و شجاعانهی راهبران نمادین جنبش سبز با مطالبات معترضان. سبزها با وجود امکانات ناچیزشان در برابر درآمدهای رانتی نجومی خودکامگان، توانستهاند به مدد امید و ایمان، و نیز به اتکای توان انسانیشان - چه در حوزهی آگاهیبخشی، و چه در عرصهی ستیز با سرکوب و ایستادگی در برابر اختناق- خود را بهعنوان اصلیترین نیروی تغییر همچنان مطرح نگه دارند. سبزها بیشک "آتش زیر خاکستر"اند.
ث. و...
شروع خیزش اعتراضی منتهی به فرار بن علی از تونس را از یاد نبریم؛ محمد بوعزیزی، جوان دیپلمهی 26 ساله که برای پیدا کردن کار از هیچ اقدامی فروگذار نکرده بود، دورهگردی و فروش میوه و سبزی را پیشهی خود ساخته بود. پلیس بساط او را درهم ریخت، و او با خودسوزی در برابر استانداری پایتخت تونس، آغازگر خیزشی اعتراضی شد که بساط حکومت خودکامه را در یک کشور دیگر درهم پیچید.
تردید نباید کرد که عطر خوش آزادی و دموکراسی در ایران نیز خواهد پیچید. نیمنگاهی به سیر نزولی آمار کشورهایی که حاکمان اقتدارگرا دارند، تنها یک موید و شاهد امیدوارکننده است. تونس و مصر، آخرین نمونهها نیستند. این رخداد و وضع دموکراتیک البته خود بهخود محقق نخواهد نشد؛ اگر نیازمند عاملان انسانی واجد شجاعت و شهامت و صرف هزینه مادی و معنوی است، محتاج عقلانیت انتقادی و صبوری فعال و تأمل اثباتی نیز هست؛ و اگر به زیرکی و وقتشناسی و کنش مبتکرانه و هرروزهی همراهان و بدنهی حامیاش نیاز دارد، به امید و استقامت و ایمان هم احتیاج دارد. سبزهای ایرانزمین این همه را پاس دارند و متحقق سازند، و اخبار و تحولات امیدبخش و شوقآفرین را در منطقه - هوشیارانه و بهمثابهی "تجربه"و "آموزه"ای دیگر- پیگیرند.
منبع: روز آنلاین
محمد نیکخواه فعال دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی تهران از زندان اوین آزاد شد.
محمد نیکخواه که دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است، بیستوهشتم آبان ماه سال گذشته به همراه تعدادی دیگر از دانشجویان این دانشگاه در یک کافیشاپ بازداشت شده و مدت هفده روز را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرده بود.
وی از سوی شعبۀ ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به تحمل سه ماه حبس تعزیری و نه ماه حبس تعلیقی محکوم شد که پس از تایید این حکم در دادگاه تجدیدنظر، ۳۰ام آبانماه سال جاری برای گذراندن باقیماندۀ حبس تعزیزی خود روانۀ زندان اوین شد و روز سهشنبه ۱۲ بهمن از بند ۳۵۰ این زندان آزاد گردید.
شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان و هوشیار زیباری، وزیران خارجه امارات متحده عربی و عراق برخی کشورها را به سوء استفاده از تحولات مصر متهم کردند.
به گزارش رادیو فردا وزیر خارجه امارات در کنفرانس مشترک خبری در بغداد گفت که تردیدی نیست که همه کشورهای منطقه، به اصلاحات نیاز دارند، اما سوء استفاده برخی کشورها از اوضاع مصر نفرتانگیز است.
بر اساس این گزارش خبرنگاران میگویند به نظر میرسد روی سخنان با جمهوری اسلامی است که اعتراضهای مصر را زمینه ساز پدید آمدن خاورمیانه اسلامی توصیف میکند.
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا پیمان جدید کنترل تسلیحات اتمی با روسیه (استارت جدید) برای کاهش زرادخانه هستهای دو کشور را امضا کرد. دمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه نیز هفته پیش این پیمان را امضا کرد. پیمان استارت جدید آخر این هفته و با مبادله اسناد امضاء شده مقامهای دو کشور رسما به اجرا گذاشته میشود.
به گزارش رادیو فردا سنای آمریکا و پارلمان روسیه به ترتیب در دسامبر و ژانویه گذشته این پیمان را تصویب کردند. "استارت جدید" اولین پیمان کاهش تسلیحات اتمی است که در یک دهه گذشته میان روسیه و آمریکا منعقد شده است.
این پیمان سلاحهای اتمی آمریکا و روسیه را ۵۰ درصد کاهش میدهد و به ۱۵۵۰ کلاهک اتمی (برای هر یک از دو کشور) میرساند. هیچ یک از دو کشور نمیتواند بیش از ۸۰۰ پرتاب کننده (بمب افکن، زیردریایی اتمی و یا پرتاب کننده موشکی) داشته باشد.
گفتنی است رئیس جمهور آمریکا همواره گفته است که این پیمان، امنیت جهانی را تقویت می کند. اما جمهوریخواهان با آن مخالفت کرده و آن را برای منافع ملی آمریکا مضر دانستند. انتظار می رود معاهده اتمی آقای اوباما با روسیه به یکی از موضوعات انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ تبدیل شود.
جمهوریخواهان می گویند روسیه در هر حال مجبور به کاهش زرادخانه اتمی قدیمی خود بوده و آمریکا نیازی نداشته که در مقابل آن تعداد سلاح های اتمیش را کاهش دهد.
پیمان استارت جدید علاوه بر کاهش تعداد موشکها و جنگ افزارهای اتمی، فرصت جدیدی را برای اعزام بازرسان دو کشور به تاسیسات اتمی یکدیگر فراهم میکند.
در "اعلام حمایت از انقلاب مردم منطقه به ویژه مصر و تونس" و "انزجار از دیکتاتورها" جمعی از فعالین و کنشگران در فضای مجازی از مردم دعوت کردهاند تا در ساعت ٩ شامگاه پنجشنبه (امشب) چهاردهم بهمن ماه ٨٩، بانگ الله اکبر سر دهند.
آنها شعارهای پیشنهادی خود را "الله اکبر، مرگ بر دیکتاتور، رفراندوم رفراندوم - این است شعار مردم" اعلام کردهاند
پدر لقمان مرادی، زندانی کرد که در دادگاه بدوی در تاریخ اول دی ماه به اتهام “محاربه و مفسد فی الارض” به اعدام در ملاعام محکوم شده، اتهامات وارده به فرزندش مبنی بر ترور پسر امام جمعه مریوان را رد کرده و می گوید "او نه قاتل است و نه تروریست... واقعا اگر آدم گناه کار باشد که در خانه اش نمینشیند تا بیایند مچش را بگیرند. او زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده است."
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، پدر این زندانی سیاسیِ محکوم به اعدام، همچنین گفته است "من تمنا دارم از کسانی که در سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری کار می کنند به پسرم کمک کنند، از این بچهها دفاع کنند. اینها گناهی نکردند. وقتی چند ماه زیر شکنجه و آزار باشید هر چیزی را قبول می کنید، می توانند هر اعترافی از آدم بگیرند."
او همچنین گفته است: "به او اتهام قتل زدهاند در حالیکه تهمت و دروغ است. او دو سال پیش به عراق رفته و عضو حزب «کومهله» شده است، اما وقتی به سنندج برگشت دستگیر شد و دادگاه به او حکم یکسال زندان داد و پس از ۴ ماه پسرم با قرار وثیقه آزاد شد. خودم او را از زندان به خانه برگرداندم. اما یکماه بعد به او زنگ زدند که تو دوباره دستگیر میشوی، پسرم گفت که من گناهی نکردم و نمیترسم. دوباره فردایش به او زنگ زدند و باز گفتند تو گناهکاری و دستگیر میشوی، او هم گفت که من گناهی نکردم. اما روز سوم که از خانه بیرون رفت دستگیرش کردند. ما ۹ ماه اول هیچ خبری از او نداشتیم هر جا در مریوان و سنندج میرفتیم میگفتند پسرت اینجا نیست، ما نمیدانیم. تا بالاخره بعد از آنکه به زندان منتقل شد به خانه زنگ زد و ما فهیمدیم او کجاست. الان هم ۱۸ ماه است که از دستگیریش میگذرد. اوایل فکر میکرده که بازداشت دوباره او برای گذراندن همان یکسال حکمش است اما بعد فهمید که چه نقشهای برایش کشیدند."
عثمان مرادی، پدر این زندانی کرد که به همراه زانیار مرادی به اتهام اقدامات مسلحانه و قتل پسر امام جمعه مریوان در شب ۱۴ تیر ۸۸ به اعدام محکوم شده است درباره روند اتهام گفت: "۹ ماه اول که در زندان اداره اطلاعات بود در پروندهاش خبری از اتهام قتل نبود بعد هم که برای هفت ماه زندان رفت باز هم چنین چیزی مطرح نبود اما او را دوباره به وزارت اطلاعات بردند و ۲۵ روز نگه داشتند. و آنقدر شکنجه و آزارش دادند که قتل را قبول کرد، یعنی قبول کرده برای آنکه از آن وضعیت نجات پیدا کند. ۱۷ ماه طول کشید تا این اعتراف را از او گرفتند."
پدر لقمان مرادی در خصوص درخواستش از سازمان های حقوق بشر گفت: "من تمنا دارم از کسانی که در سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری کار می کنند به پسرم کمک کنند، از این بچه ها دفاع کنند. اینها گناهی نکردند. وقتی چند ماه زیر شکنجه و آزار باشید هر چیزی را قبول می کنید، میتوانند هر اعترافی از آدم بگیرند. حالا مسئولان بروند و از پسرم در زندان دوباره بپرسند اگر او الان گفت که این کار را کرده است آنوقت آنها راست میگویند."
عثمان مرادی گفت: "وقتی پسرم از حکمش باخبر شد زنگ زد و گفت به بقیه بگویید شما چه خدایی را می پرستید، به همان خدا قسم که من این کار را نکردم . من اصلا در روز قتل سرکار بودم و از مسیر قتل رد نشدم، وقتی به خانه برگشتم خبر را شنیدم. پسرم می گفت اگر من قاتل بودم یکماهی که در بیرون زندان بودم فرار می کردم، در خانه نمی نشستم که بیایند دستگیرم کنند؟ واقعا اگر آدم گناه کار باشد که در خانهاش نمینشیند تا بیایند مچش را بگیرند. او زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده است."
عثمان مرادی درخصوص وضعیت فعلی پسرش در زندان رجایی شهر کرج گفت: "هشت روز است که تلفنش قطع شده و معلوم نیست کجاست. هیچ اطلاعی از پسرم نداریم. نمی دانیم که حالش خوب است، مریض است. نمی دانیم. از سه ماه پیش هم اجازه ملاقات ندادند. مادرش همیشه قبل از آن به ملاقاتش میرفت. من خودم ۱۸ ماه است که پسرم را ندیدم چون بیماری کبد داشتم و تحت درمان بودم، نمیتوانستم به ملاقات بروم و به پسرم کمک کنم الان هم که میتوانم دیگر اجازه نمیدهند."
پدر لقمان مرادی زندانی بازداشت شده درباره انتقال پرونده پسرش به تهران نیز گفت: "نمیدانیم برای چه پرونده پسرم را به تهران بردند، او اینجا دستگیر شد و در زندان سنندج بود اما سه ماه پیش او را به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند و از آن به بعد ممنوع الملاقات شد."
گفتنی است لقمان مرادی و زانیار مرادی روز چهارشنبه اول دی ماه، به حکم قاضی صلواتی در دادگاه شعبه ۱۵ انقلاب تهران به بهانه عضویت در حزب «کومهله» و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مریوان در شامگاه ۱۴ تیر ۱۳۸۸ به اعدام محکوم کرده است. این در حالی است که این دو زندانی اعلام کردهاند که زیر شکنجه مجبور به پذیرفتن قتل شدهاند.
گفتنی است بر اساس گزارش منابع محلی، پسر امام جمعه مریوان در پی اختلافات داخلی در یک گروه قاچاق مواد مخدر کشته شده است. بر اساس این گزارش پس از کشته شدن وی، هیوا تاب رئیس حفاظت اطلاعات سپاه شهرستان مریوان، دستگیر شده است و در حال حاضر نزدیک به دو سال است که اطلاعی از وی در دست نیست.
در پی ادعای سخنگوی اقتصادی دولت مستقر مبنی بر افزایش موجودی صندوق توسعه ملی به رقم ۱۰ میلیارد دلار، اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، ضمن انتقاد از "واریز نشدن درآمد نفتی کشور به حساب ذخیره ارزی توسط دولت"، این رقم را حدود ۱٢ میلیارد دلار اعلام کردند.
به گزارش سایت خانه ملت، یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، از گزارش جدید دیوان محاسبات کشور خبر داده و گفته است که دولت ۱۱.7 میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده و به جبران کمبود درآمدِ خود و یا در محل نامشخص دیگری هزینه کرده است.
بر اساس گزارش مذکور، این عضو کمیسیون برنامه و بودجه خاطرنشان کرده است که دولت حدود ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار ما به التفاوت قیمت فروش نفت و ۶ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار از عواید فروش نفت سال گذشته را نیز هنوز به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده است."
جعفر قادری با اشاره به بررسی گزارش دیوان محاسبات کشور در جلسه اخیر کمیسیون برنامه و بودجه گفته است: در گزارش دیوان محاسبات آمده است که درآمدهای حاصل از محل فروش نفت که به صورت قسطی بوده، همچنین ۸۰درصد از مازاد فروش به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است.
قادری افزود: با توجه به اینکه مسئولان بانک مرکزی در جلسه حضور نداشتند علت اصلی عدم واریز مشخص نشد.
عضو دیگر کمیسیون برنامه و بودجه با بیان اینکه عدم واریز مبلغ مذکور به حساب ذخیره ارزی سوال بر انگیز است، گفت: این سوال مطرح می شود که چرا با وجود کمبود درآمد ۸۰ درصد درآمدها به غیر از گمرک وصول شده است؟
به گزارش روزنامه جهان صنعت در همين خصوص روز دوشنبه هفته جاری، ديوان محاسبات کشور در گزارشی به کميسيون برنامه و بودجه مجلس از واريز نشدن ۱۱.۷ ميليارد دلار از درآمدهای نفتی و محقق نشدن درآمدهای حاصل از واردات خودرو و فروش اموال و دارايیهای دولت خبر داده است.
گفتنی است اين اولين بار نيست که ديوان محاسبات از تخلفات دولت گزارش میدهد اما هميشه مساله تخلفات دولت در حد گزارش باقی مانده و در خصوص اقدامات بعدی آن هيچ اطلاعرسانی صورت نگرفته است.
غلامحسين محسنیاژهای طی جلسه اخیر مطبوعاتی خود درباره احتمال رسيدگی قضايی به سرنوشت نامعلوم ۱۱.۷ ميليارد دلار از پول نفت ، گفته است "اگر تخلف باشد قوه قضاييه نمیتواند به آن ورود پيدا کند اما در صورتی که جرمی را دولت مرتکب شود، می تواند مورد رسيدگی قرار گیرد."
گفتنی است طبق قانون مصوب مجلس، دولت باید موجودی حساب ذخیره ارزی که درآمدهای مازاد نفت در آن نگهداری می شود را به صندوق توسعه ملی واریز کند، که در سالهای گذشته، بخش عمده ای از مازاد درآمدهای نفتی، از طریق لوایح متمم از سوی دولت مصرف شده و برخی گزارشها نشان می دهد که اواخر سال گذشته نیز این حساب تقریبا خالی بوده است. همچنین باید بیست درصد از درآمدهای نفتی به حساب صندوق توسعه ملی واریز شود و موجودی آن به صورت وام در اختیار بخش خصوصی و تعاونی قرار گیرد و یا در بازارهای بین المللی سرمایه گذاری شود.
طی سال های اخیر، دولت احمدی نژاد در برهه های مختلفی، نه تنها مازاد درآمد نفتی و گاز کشور را به خزانه و حساب ذخیره ارزی کشور واریز نکرده، بلکه از این حساب برداشت های بدون اطلاع به مردم و همچنین خرجکرد های بدون پاسخدهی و نامعلوم داشته است.
ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، با انتقاد شدید از به راه افتادن موج تازه اعدامها در ایران، به ویژه نسبت به اعدام چند تن از زندانیان سیاسی در این کشور ابراز نگرانی کرده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، روز چهارشنبه با انتشار بیانیهای، نسبت به افزایش نگرانکننده شمار اعدامها در ایران از آغاز سال جدید میلادی تاکنون به شدت ابراز نگرانی کرده است.
در این بیانیه به نقل از گزارشهای رسانههای ایرانی شمار اعدامها در ایران در یک ماه نخست سال جاری میلادی دست کم ۶۶ نفر اعلام شده است، این در حالی است که برخی منابع دیگر شمار اعدامشدگان را به مراتب بیشتر از این میزان اعلام کردهاند.
پیشتر نیز سازمان ديده بان حقوق بشر بر اساس گزارشهای رسمی، شمار اعدامشدگان در ایران را در ۲۴ روز نخست ماه ژانویه سال جاری میلادی دستکم ۷۳ نفر اعلام کرده بود.
بر اساس این گزارش مقامهای قضایی جمهوری اسلامی در این مدت به طور میانگین روزانه تا سه نفر را به دار آویختهاند.
زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بدون استفاده از حق ملاقات حضوری، حق استفاده از مرخصی و ارتباط تلفنی با خانواده هایشان دوران حبس را می گذرانند .قوانینی خود ساخته که توسط دستگاه قضایی ایران اعمال می شود و گذراندن دوران حبس را برای زندانیان عقیدتی و خانواده هایشان بسیار دشوار میکند.
به گزارش کلمه، این موضوع همچنین بار سنگینی را به لحاظ روحی برای زندانیان و خانواده هایشان به وجود آورده است چرا که این زندانیان مجبورند تنها هفته ای یک بار در روزهای دوشنبه و از پشت کابین هایی با شیشه های قطور و مات با خانواده شان ملاقات کنند.
هرچند محدودیت ملاقات حضوری کم کم به سایر بندهای زندان اوین مانند بند ۲۰۹ ، بند نسوان و حتی بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر هم راه یافته است. اما زندانیان بند ۳۵۰ ماه هاست که از این ملاقات محروم هستند و تماس های تلفنی شان هم مدتهای طولانی است که قطع شده است .
نسرین ستوده با وجود داشتن فرزندی ۳ ساله ماه هاست که در بند ۲۰۹ بدون ملاقات با فرزندانش نگهداری میشود. بهاره هدایت، فعال دانشجویی ماه هاست که از ملاقات حضوری و اکنون ملاقات کابینی با همسرش محروم شده است. این دو زن زندانی سیاسی که یکی در بند ۲۰۹ و دیگری در بند زنان به سر می برند به ترتیب به یازده و نه سال و نیم حبس تعزیری محکوم شدهاند.
اما در بند ۳۵۰ زندان اوین که یش از ۱۵۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در آن نگهداری می شوند، این محدودیتها با شدت بیشتری و از مدتها قبل اعمال شده است .این بند با دارا بودن بیشترین زندانیان حوادث پس از انتخابات اکنون به عنوان اصلی ترین بند نگهداری زندانیان جنبش سبز شناخته می شود.
بند ۳۵۰ زندان اوین، یک چهارضلعی مربع شکل است که نسبت به سایر بندهای اوین در سطحی پاینن تر قرار دارد. سه ضلع از این چهار ضلع ساختمانی دو طبقه است و اضلاع آن، حیاط مرکزی این بند را احاطه کرده است. در حیاط مرکزی دو -سه وسیله ورزشی با چند نیمکت گذاشته شده است . اما ساختمان پیرامونی در هر طبقه راهرویی به عرض یک و نیم متردارد که اتاق ها را به هم وصل می کند.
در هر اتاق سی و شش متر مربعی این بند بین ۲۰ تا ۳۰ نفر و گاه حتی بیشتر زندانی اند . هر اتاق تقریبا ۶متر در ۶ متر است. سه ضلع هر اتاق توسط تخت های سه طبقه اشغال شده که ۲۴ نفر بر روی آنها می خوابند. معمولا زندانی های قدیمی روی تخت و بقیه نیز وسط اتاق ها می خوابند.به این افراد در زندان کف خواب لقب داده اند .
محرومیت از ملاقات حضوری و استفاده از حق مرخصی از محدودیتهایی مهمی است که که برای این زندانیان اعمال شده است. زندانیان عادی بدون کوچکترین دشواری می توانند خانواده هایشان را ملاقات می کنند و در موعد مقرر نیز به مرخصی بروند.همچنین این زندانیان به راحتی حق تماس تلفنی دارند حق دیگری که از زندانیان سیاسی این بند سلب شده است.
در حالی زندانیان سیاسی زندان اوین از جمله بند ۳۵۰ از حق ملاقات حضوری محرومند که طبق آیین نامه سازمان زندانها هر زندانی می تواند در هر ماه حداقل یک بار با خانواده اش ملاقات حضوری داشته باشد . اما اکنون ماه هاست که زندانیان سیاسی از این حق اولیه خود محروم شده اند .مسوولان زندان و دادستانی تهران دلیل این کار را ممانعت از خارج شدن اطلاعات و اخبار زندانیان سیاسی به بیرون عنوان کرده اند.این درحالی است که خانواده ها پیش از انجام ملاقات حضوری، توسط ماموران زندان مورد بازرسی دقیق قرار می گرفتند.
همچنین دادن مرخصی به زندانیان سیاسی نیازمند نظر بازجویان وزارت اطلاعات است بازجوهایی که فراتر از قاضی و حتی دادستان تهران درباره سرنوشت یک زندانی سیاسی عقیدتی تصمیم می گیرند، در بیشتر موارد با دادن مرخصی به زندانی مخالفت می کنند اکنون زندانیانی در بند ۳۵۰ به سر می بردند که بعد از حوادث انتخابات یک روز هم به مرخصی نیامده اند و زندانیان سیاسی دیگری هم در این بند به سر می برند که سالهاست رنگ مرخصی به خود ندیده اند .
این شرایط وضعیت بسیار دشواری را برای زندانیان سیاسی و خانواده های آنها به همراه داشته است .زندانیانی که بدون مرخصی، بدون استفاده از ملاقات حضوری و تلفن حکم های ناعادلانه شان را می گذرانند. شرایطی که خانوادههای زندانیان و زندانیان را بارها به اعتراض واداشته است اما دادستان تهران و دیگر مسوولان قضایی بی توجه به این شکایتها همانگونه که دوست دارند با این زندانیان رفتار می کنند.
داستان هدفمندسازی یارانهها، همانند بقیه سیاستهای دولت احمدی نژاد، از زمان تهیه و تنظیم لایحه تا طی مراحل بررسی و تصویب آن، در مجلس همراه با جوسازی و فشار رسانهای و سیاسی بوده و اکنون اجرای آن نیز با آمارسازیهای دروغ و تبلیغات فریبکارانه از سوی دولت و تهدید و ارعاب از سوی نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی همراه شده است.
به گزارش گروه اقتصادی کلمه واقعیتهایی که در ادامه میخوانید، تماما مستند به آمار و اطلاعات رسمی کشور است و نشان می دهد که مانع اصلی ناکامیهای برنامههای اقتصادی دولت از جمله طرح هدفمندی یارانهها، بیتدبیری، بیصداقتی و بیکفایتی خود دولت است؛ نه آنطور که احمدی نژاد در سفر اخیرش به استان گیلان ادعا کرده بود تلاشهای “برخی بدخواهان ملت ایران عمدتاً در بیرون مرزها و برخی کوتهفکرها در داخل کشور که از اینکه ملت موفق شده است قله بزرگ هدفمند کردن یارانهها را با افتخار فتح کند ناراحت و نگران هستند و سعی میکنند در گوشه و کنار مزاحمت ایجاد کنند… و در جلسات فراموشخانه و در دخمههای خود نشستهاند و به خیال خود به دنبال ایجاد مشکل برای دولت هستند تا دولت نتواند به مردم خدمت برساند.»
الف، دروغگویی دولت
دولت دهم، هدفمند کردن یارانهها را پس از تصویب مجلس، با ۹ ماه تأخیر و به صورت زیر آغاز کرد:
ابتدا مبلغ ۸۱ هزار تومان برای دو ماه برای حدود ۶۰ میلیون نفر به عنوان یارانه انرژی و سپس مبلغ ۸ هزار تومان دیگر بابت یارانه نان به حساب بانکی مردم واریز نمود:
۵،۳۴۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ = ۶۰،۰۰۰،۰۰۰ (لیتر) × ۸۹،۰۰۰ (تومان)
که با این احتساب دولت در مجموع مبلغی حدود ۵۳۴۰ میلیارد تومان به حساب مردم واریز نموده است.
با توجه به اینکه در قانون مصوب مجلس مقرر شده است که «هزینه یارانه نقدی پرداختی به مردم باید از محل درآمدهای حاصل از حذف یارانهها تأمین و پرداخت گردد»، حال سؤال مهم از دولت این است در زمانی که به واسطه عدم اجرای قانون حذف یارانهها دولت هیچ درآمد جدیدی کسب ننموده است مبلغ ۵۳۴۰ میلیارد تومان را از چه محلی برداشت نموده است؟
آقای فرزین سخنگوی کارگروه هدفمند سازی یارانهها در پاسخ به این سؤال گفتهاند: «مبلغ ۳ هزار میلیارد تومان آن از محل فروش بنزین لیتری ۴۰۰ تومان از اول سال تأمین شده است» چون این دولت همواره در جهت توجیه عملکردهای خودسرانه و خلاف قانون خود به مردم دروغ گفته است ما به کمک آمارهای اعلامی دولت به بررسی این ادعا میپردازیم.
براساس اعلام خبرگزاری مهر که «میزان مصرف بنزین ۴۰۰ تومان در مهرماه سال ۸۹ حدود ۸ میلیون لیتر در روز بوده است.» در آمد حاصل از فروش بنزین ۴۰۰ تومانی دولت در ۷ ماهه سال ۸۹ به ترتیب زیر برآورد میشود:
میزان مصرف بنزین ۴۰۰ تومانی در ۷ ماهه سال ۸۹ با فرض اینکه از فروردین تا مهر به طور متوسط روزانه ۷ میلیون لیتر بنزین ۴۰۰ تومانی مصرف شده باشد برابر است با:
جمع بنزین مصرفی ۴۰۰ تومانی ۱،۴۷۰،۰۰۰،۰۰۰ (لیتر) = ۷،۰۰۰،۰۰۰ (لیتر) × ۳۰ (روز) × ۷ (ماه)
برای محاسبه اضافه درآمد دولت از محل فروش یک میلیارد و چهارصد و هفتاد میلیون لیتر بنزین ۴۰۰ تومانی جمع مصرف ۷ ماهه را در مبلغ ۳۰۰ تومان (ما به التفاوت بنزین لیتری ۴۰۰ تومان از لیتری ۱۰۰ تومان) ضرب میکنیم:
۴۴۱،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ (تومان) = ۳۰۰ (تومان) × ۱،۴۷۰،۰۰۰،۰۰۰ (لیتر)
با این احتساب در خوشبینانهترین فرض، جمع اضافه درآمد دولت از فروش بنزین ۴۰۰ تومانی در ۷ ماهه سال ۸۹ مبلغ ۴۴۱ میلیارد تومان برآورد میگردد. در فرض واقعبینانه قطعاً مصرف بنزین ۴۰۰ تومان در ماههای قبل از مهر تا فروردین ۸۹ (با توجه به بالاتر بودن سهمیههای ماهانه بنزین ۱۰۰ تومانی) به مراتب کمتر از مهرماه بوده است و به تبع آن میزان درآمد دولت بسیار کمتر از ۴۴۱ میلیارد تومان از محل فروش بنزین ۴۰۰ تومانی برآورد میشود. به هر حال، اگر اضافه درآمد ۴۴۱ میلیارد تومانی محاسبه شده را از مبلغ ۳ هزار میلیارد تومانی ادعایی دولت کسر کنیم:
میلیارد تومان ۲۵۵۹ = ۴۴۱ – ۳۰۰۰
دولت در این بخش از مبلغ ۳ هزار میلیارد تومان مبلغ ۲۵۵۹ میلیارد تومان آن را (بیش از ۸۵ درصد) دروغ گفته است. حال اگر با این معیار به کل ادعاهای دولت نگاه کنیم، لقب «دولت دروغ» به دولت نهم و دهم کاملاً منصفانه است.
ب، بیتدبیری دولت
در این بخش سعی داریم نشان دهیم که دولت نه تنها دولت دروغ است بلکه دولتی بیتدبیر و بیصلاحیت است و ترفندها و شگردهای عوامفریبانهای که دولت از ابتدای حاکمیتش تاکنون در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به کار بسته است، بنا به فرمایش مولای متقیان حضرت علیبن ابیطالب(ع) نوعی «شیطنت» معاویهای است، نه تدبیر اداره سالم جامعه است.
دولت در اواخر آذرماه سال ۸۹ به مردم اجازه برداشت یارانههای نقدی را از حسابهای بانک داد و ظرف چند روز بسیاری از مردم یارانههای خود را برداشت و مصرف کردند و این رفتار مردم کاملاً طبیعی و عقلایی است؛ زیرا براساس آمار اعلامی مرکز آمار ایران، در سال گذشته (سال ۸۸) و قبل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها، متوسط هزینههای مردم حدود ۶۰۰ هزار تومان بیش از درآمدهایشان بوده است؛ یعنی جامعه دارای پسانداز منفی بوده است و با کسب اولین درآمد جدید، پسانداز منفی را جبران نموده و آن را خرج میکنند.
در این شرایط و قبل از حذف یارانهها، دولت مبلغ ۵۳۴۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور نقدینگی تزریق کرده است. حال با عنایت به مراتب فوق رفتارهای احتمالی جامعه چه خواهد بود؟
۱) مردم یارانههای نقدی دریافتی را جهت جبران کمبود درآمدها نسبت به هزینههایشان به کار گرفته و به صورت تقاضایی جدید وارد بازار نموده و افزایش تقاضا باعث افزایش نرخ رشد تورم خواهد شد.
۲) براساس یک محاسبه ساده، دولت از تاریخ ۲۸ آذر (روز آغاز حذف یارانههای انرژی و نان) تاکنون حداکثر حدود هزار میلیارد تومان از محل فروش بنزین (روزی ۶۰ میلیون لیتر به قیمت لیتری ۴۰۰ و ۷۰۰ تومان) و گازوئیل (روزی ۹۰ میلیون لیتر به قیمت ۱۵۰ تومان) درآمد جدید (در یک ماه) کسب نموده است:
با این محاسبه، دولت در یک ماهه اول اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها حداکثر حدود یکهزار میلیارد تومان نقدینگی از جامعه جمعآوری و مبلغ ۵۳۴۰ هزار میلیارد تومان به جامعه پول تزریق کرده است. این میزان افزایش نقدینگی، قطعاً دارای اثرات تورمی خواهد بود.
۳) براساس ادعای دولت جمع یارانههایی که دولت تاکنون (قبل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها) در بخشهای انرژی و نان و سایر کالاهای اساسی پرداخت میکرده است، (طبق گفته احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونیاش در آستانه اجرای هدفمندسازی یارانهها) حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان در سال و یا به عبارت دیگر مبلغ ۱۰ هزار میلیارد تومان در یک ماه بوده است. حال دولت با دریافت حدود هزار میلیارد تومان در یک ماه اول اجرای هدفمندسازی یارانهها از بابت افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، باید ۹ هزار میلیارد تومان باقی مانده را از طریق افزایش قیمتهای آب و برق و گاز در قبضهای مردم وصول کند. به این ترتیب فشار تورمی که در زمان پرداخت قبضهای مذکور بر مردم وارد خواهد نمود، ۹ برابر فشار تورمی است که در یک ماهه اخیر وارد شده است و این در شرایطی است که مردم مبلغ یارانههای نقدی دریافت شده را قبلاً هزینه نمودهاند. پس قله اول کوه مرتفع حذف یارانهها در مقطعی توسط دولت فتح خواهد شد که قبضهای برق و آب و گاز به دست مردم برسد و مهلت پرداخت قبوض تمام شود و مجریان این قانون باید بتوانند قلههای مرتفعتری را حداقل در یک سال آینده فتح کند تا حرف از موفقیت آن بزنند. به عبارت دیگر قضاوت در مورد موفقیت یا عدم موفقیت اجرای قانون مذکور در شرایط فعلی بسیار عجولانه و زود است و سرخوش شدن از انجام فضاسازی ها و تبلیغات و دیگر اقدامات و تمهیدات، بیهوده است؛ اقداماتی همچون:
- تهدید و ارعاب سازمانهای امنیتی و نظامی و انتظامی و قضایی و … از ماهها قبل از اجرای قانون.
- ممنوعیت و سانسور مطبوعات و رسانههای جمعی کشور درخصوص تجزیه و تحلیل اثرات و پیامدهای اجرای قانون
- تبلیغات گسترده مسئولین و کارشناسان دولتی در همه شبکههای صدا و سیما پیرامون اجرای قانون
- تبلیغات گسترده ائمه جمعه و جماعات در تریبونهای نمازهای جمعه و مساجد و اعزام مبلغین حوزههای علیمه به شهر و روستاها جهت توجیه مردم نسبت به قانون
- ساختن دشمنان خیالی و فتنهگران فرضی در سخنرانیهای مقامات دولتی، امنیتی و نظامی و انتظامی برای هدفمندسازی یارانهها
- استخدام و بکارگیری حدود ۱،۲۰۰،۰۰۰ بازرس جهت نظارت بر اصناف و مشاغل بخش خصوصی با هدف جلوگیری از افزایش قیمتها
- انجام گفتگو و مصاحبههای عجولانه توسط رئیس جمهور و وزرای اقتصادی و غیراقتصادی دولت مبنی بر موفقیت اجرای قانون
و …
مجموعه موارد فوق، نشان دهنده بیتدبیری و عدم شناخت دولت و مسئولین عالی رتبه کشور از واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ زیرا مردم با توجه به تجربهای که از سرکوب و کشتار بیرحمانه مردم در خیابانها در یک سال و نیم گذشته دارند، برای انجام اعتراضات خود قطعاً شیوههای مؤثرتری را جایگزین تظاهرات خیابانی خواهند نمود. مثلاً اگر مردم به صورت گسترده و همزمان از پرداخت قبوض آب و برق و گاز خودداری کنند، کدام نیروی امنیتی و پلیسی میتواند با این پدیده برخورد کند؟
معصوم (ع) فرموده است: «اگر از دروازهای فقر وارد شود از دروازه دیگر دین خارج خواهد شد.» زمانی که با اجرای قانون هدفمند سازی یارانهها، به واسطه گسترش تورم و بیکاری که از تبعات و عوارض حتمی آن است، اکثریت جامعه متوسط و فقیر گرفتار فلاکت و تنگدستی شوند، دیگر وعظ و توجیه کدام مبلغ دینی در باور و دلهای مردم مؤثر واقع خواهد شد؟ و شورشهای احتمالی مردم که به واسطه گسترش فقر و گرسنگی اتفاق خواهد افتاد، توسط کدام نیروی نظامی و انتظامی کنترل خواهد شد؟
دولتها (حکومتها) برای حفظ بقا و دوام خود معمولاً:
- یا به قدرتهای خارجی متکی و پشت گرم هستند که اینان حکومتهای وابسته به اجانب هستند.
- و یا به اعتماد ملت و مردم جامعه خویش متکی و دلبسته هستند که اینان حکومت مشروع و مقبول مردماند.
اما دولت (حکومت) در کشور ما که ادعا و افتخار می کند که پشتوانه خارجی ندارد و در دنیا تک و تنهاست و مدعی است که تا به حال به پشتوانه ملت و مردم بر این کشور حکومت کرده است، چنانچه به واسطه ادامه سیاستهای غلط، پشتیبانی و حمایت اکثریت جامعه خود را از دست بدهد (اگر تاکنون از دست نداده باشد) چه سرنوشتی خواهد داشت؟ آیا جایی از تاریخ دیده ایم که توسل به نیروهای سرکوبگر امنیتی، نظامی و انتظامی، برای درازمدت مشکل حکومت های ناکارآمد را حل کرده باشد؟
کاش اگر مسئولان حکومتی به فکر نیستند، مراجع و علمای دینی، نمایندگان مردم، انسانهای آزاده کشور، نیروهای متدین نظامی و انتظامی و … در این شرایط خطیر به وجدان خویش رجوع کنند و برای رضای خدا، اعتلای دین او، عاقبتاندیشی خویش و خیرخواهی کشور و ملت مظلوم و رنج کشیده ایران، دست از حمایت از کسانی که در مصادر دولتی و غیردولتی از طریق بیتدبیری، دروغ، فریب و تطمیع کمر به نابودی کشور، دین و مردم بستهاند، بردارند و تا دیر نشده و فرصت جبران وجود دارد، امور کشور را از طریق انتخاب و انتصاب افراد صالح و کاردان بر مصادر امور اصلاح و در مسیر صحیح قرار دهند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تصمیمات اخیر این شورا، از تغییر ۷ نفر از روسای دانشگاههای وابسته به وزارت بهداشت و وزارت علوم و تایید انتخاب آنها در شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد.
این هفت دانشگاه عبارتاند از دانشگاههای علوم پزشکی کردستان، علوم پزشکی رفسنجان، علوم پزشکی شهرکرد، علوم پزشکی کرمان، کردستان، مراغه و محقق اردبیلی.
به گزارش مهر، محمدرضا مخبر دزفولی با اشاره به مصوبات جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: احکام ریاست اردشیر شیخآزادی برای ریاست دانشگاه علوم پزشکی کردستان، عباس اسماعیلی برای ریاست دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، رضا ایمانی برای ریاست دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد و عبدالرضا صباحی برای ریاست دانشگاه علوم پزشکی کرمان مورد تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت.
وی افزود: همچنین شورا احکام جهانشیر امینی برای ریاست دانشگاه کردستان، محمد زادشکویان برای ریاست دانشگاه مراغه و مسود گنجی برای ریاست دانشگاه محقق اردبیلی را مورد تایید قرار داد.
از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد در ایران بسیاری از اساتید دانشگاهها بازنشسته یا اخراج شدهاند. دولت احمدینژاد در پنج سال گذشته تغییرات گستردهای در ادارات و نهادهای دولتی به خصوص دانشگاهها اعمال کرده که این تغییرات با اعتراضاتی نیز رو به رو شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر