در ادامه حمایت ها از درخواست مجوز راهپیمایی توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی، مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی طی صدور بیانیه ای تفصیلی و تحلیلی از شرایط فعلی کشور، ضمن انتقاد از شرایط موجود، خواستار برگزاری انتخابات آزاد وبدون نظارت استصوابی - با نظارت نهادهای مردمی و رسانه های آزاد - آزادی زندانیان سیاسی , آزادی رسانه ها و روزنامه ها, ازمیان برداشتن سانسور و فیلتر وپارازیت , آزادی احزاب وگروه های سیاسی وآزادی حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها, به رسمیت شناختن حقوق مردم وحق انتخاب کردن و انتخاب شدن گردید.
در بخشی از این بیانیه آمده است: انقلاب اسلامی با مؤلفه های آزادی خواهی , عدالت جویی , واستقلال طلبی با مشارکت گسترده مردم و حضور وهمراهی گروه های سیاسی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی به پیروزی رسید .جمهوری اسلامی ویا به عبارتی جمهوریت واسلامیت تجلی گاه آرمان های مردم وبه ویژه آرمان آزادی وعدالت تلقی وازسوی مردم پذیرفته شد .همزمان با شکل گیری نهادهای نظام جمهوری اسلامی برخی کاستی ها ازسویی وسوء تدبیر برخی گروه های سیاسی آن مقطع تاریخی ازسویی دیگر, به درگیری ها وخشونت ها دامن زد. وپس از آن نیزبا بروز جنگ فضای سیاسی تساهل وروامداری دچار انسداد شد .
این بیانیه می افزاید: با گذر از شرایط جنگی , تغییر قانون اساسی , درگذشت امام خمینی , کشوروارد مرحله ای تازه شد ؛ تغییرات ساختاری منجر به تمرکز قدرت در حوزه مدیریت کلان کشور شد .رویکرد تمرکز قدرت غیر پاسخگو آغازپررنگ ترشدن تفکر به حاشیه راندن مردم واصول آزادی وعدالت شد ؛که تجلی این رویکرد را درمقاطع مختلف انتخابات می توان مشاهده نمود .
مجمع نمایندگان تصریح دارد: شکل عریان وناب این تفکر در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خودنمایی نمود , علیرغم استقبال بی نظیر اقشار مختلف اعم از کار گران , جوانان , زنان , دانشگاهیان واندیشمندان جامعه برخوردی در خور شآن ملت بزرگ ایران با مردم صورت نگرفت واندیشه آزادیخواهی با سد تفکر سازمان یافته اقتدار گرایی وتمامیت خواهی روبه رو شد .
پاسخ اعتراض مدنی ومسالمت جویانه مردم چیزی جز سرکوب , دستگیری وشکنجه وزندان واعدام نبود .
این بیانیه خاطر نشان کرد:.به موازات کم رنگ کردن نقش مردم , مسدود کردن آزادی های قانونی ومدنی ؛ نا کار آمدی مدیریت سیاسی کشور وسوء مدیریت ها , اتخاذ خط مشی های نسنجیده وبرنامه های نادرست موجب گردید که روند شاخص های اقتصادی ومعیشتی مردم شیب نزولی پیدا کرده وکارگران وکشاورزان , کارمندان ؛ دانشگاهیان وفرهنگیان وتولید کنندگان در تنگنای معیشتی قرار گرفته وبیکاری ورکود وفقدان شرایط شرایط سرمایه گذاری وگرانی قیمت کالا وخدمات گریبانگیر مردم شود .
مجمع نمایندگان می افزاید: همه اینها چیزی نیست جز دورشدن از آرمان ها واصول اولیه انقلاب چون آزادی وعدالت ورعایت حقوق شهروندی وبه رسمیت شناختن حق آزادی بیان واحزاب, حق آزادی انتخابات وآزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن , حق آزادی اجتماعات وراه پیمایی ها , حق آزادی روزنامه ها , ممنوعیت شنود وباز کردن نامه ها وبسته های پستی وعدم دخالت در زندگی خصوصی افراد , مجاز نبودن تفتیش عقاید وممنوعیت سانسورو... , که درقانون اساسی مورد توجه وپذیرش ودر عمل به فراموشی سپرده شده است .
این بیانیه در خاتمه تصریح دارد: در آستانه سی وسومین سالگرد انقلاب هیچ منفعت ومصلحتی برتر از خوشبختی مردم ورفاه وآسایش وآزادی آنان وجود ندارد وهمبستگی ملی از راه به رسمیت شناختن آزادی ها ی قانونی ورعایت حقوق شهروندی ممکن می گردد .
برای پاسداشت انقلاب وهزینه گزافی که مردم متحمل شده اند راهی جز تحول دیدگاه حاکم واقدام فوری برای رفع کاستی ها و نابسامانی ها و پاسخگویی به مطالبات مردم وجود ندارد .
متن کاملِ بیانیه هفده ماده ای مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی به شرح زیر می باشد:
1-پیروزی انقلاب اسلامی حاصل همراهی وهماهنگی همه گروه ها وفعالین سیاسی واجتماعی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی بود , در روند مبارزه طولانی وبا بهره بردای از فضا ی مناسب جهانی نیروها ی سیاسی کشور با پذیرش رهبری امام خمینی نظام شاهنشاهی را سرنگون ونظام مبتنی برخواست واراده ملی را جایگزین آن کردند ؛ مبنای رفتار سیاسی مردم ونخبگان بیانات واظهارات امام خمینی به وِیژه نظرات ایشان در زمان اقامت در پاریس بود .که نظام جمهوری اسلامی را برگرفته از آرا وانتخاب آزاد مردم دانسته وبر اهمیت آزادی های فردی واجتماعی ؛ آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن ؛ آزادی عقیده وبیان وحاکمیت مردم درهمه شئؤن دانسته , دامنه این آزادی ها را تا آزادی واختیار در نوع پوشش بانوان وآزادی کمونیست ها در ارائه دیدگاه ونظراتشان بسط وگسترش دادند. سخنان امام خمینی در پاریس مانیفیست نظام جمهوری اسلامی ومبنایی برای شکل گیری هماهنگی وهمراهی همه اقشار ملت در پیروزی انقلاب اسلامی شد .
2- شهید گرامی استاد مطهری دربیان به کار نگرفتن واژه دمواکرتیک در عنوان نظام جمهوری اسلامی که پیشنهاد گروهی از سازمان های سیاسی برای همه پرسی تعیین نوع نظام آینده کشور بود براین نکته تاکید می کردند که به کار گیری این واژه از انجا که جمهوری اسلامی نظامی کاملا دموکراتیک است درست نبود ه وآزادی ها مردم ناشی از واژه دموکراتیک تلقی می شود , درحالی که جمهوری اسلامی همه حقوق وآزادی های مردم را تامین وتضمین می کند , وبا چنین دیدگاه ونگرشی جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش تجلی خواست رهبری ومردم شد .
3- هرچند سرعت دگرگونی ها وسیر شتابان رخدادها سبب شد که سازمان های سیاسی برای رویارویی با وضع نو پدید فاقد برنامه ریزی ها ی دور اندیشانه واجرایی باشند , ولی برگزاری انتخابات وتشکیل مجلس خبرگان ؛ قانون اساسی را مبنایی برای میثاق ملی ووحدت همگانی نمود , افسوس که بزرگمردی چون آیت الله طالقانی درمیان راه رخت از میان بست ولی در مجلس خبرگان برای حاکمیت رای مردم وقانونی کردن شوراها برای اداره کشور همه همت خودرا به کار گرفت وقانون مترقی وپیشرفته شوراها نتیجه پایمردی وایستادگی بزرگمردی چون ایشان وهمراهی خبرگان برگزیده مردم در مجلس خبرگان بود .مردم نیز به عنوان صاحبان اداره کشور در جریان روند قانون گزاری قرار گرفته ودامنه بحث وگفتگو در همه زمینه ها در کشور رونق یافته بود . البته بروز پاره ای رخدادها چون اشغال سفارت امریکا بازهم به فضای هیجانی در زمان تدوین قانون اساسی دامن زده وموضوع دیگری نیز همزمان با قانون اساسی به عنوان موضوع گفتگو شرایط کشوررا در بر گرفت وبه گونه ای جا یگزین گفتگوهای دامنه دار در باره مواد قانون اساسی شد . سقوط دولت بازرگان که پیامد اشغال سفارت امریکا بود به بر آمدن دولتی تازه با محوریت شخصیت های روحانی شده وهمین امر راه را برای ورود روحانیون به دستگاه اجرایی هموار تر وپذیرفتنی تر نمود . حاصل این کنش ها وواکنش ها به دگرگونی های معنادار در ساخت سیاسی کشور منجر شد .
4- پس از پیروزی انقلاب اسلامی فضای تساهل وروامداری در کشور به گونه ای رواج پیدا کرد که شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی در تلویزیون با سران گروه های سیاسی چون توده ای وفدائیان خلق ودیگر گروه های سیاسی در باره دیدگاه ها ی عقیدتی به بحث علنی وآزاد می پرداختند ورونق فضای گفتگو در کشور همه را به اندیشیدن در باره دیدگاه ونظرات سیاسی وبرنامه های کاری گروه های گوناگون وادار وجامعه چند صدایی واقعی را نوید می داد . بیان دیدگاه سیاسی وعقیدتی گروه های سیاسی به عنوان روشی برای آزاد اندیشی فضای جامعه را تحت تاثیر قرار داده وهمه را به عنوان صاحبان اصلی انقلاب به آینده امیدوار می نمود
5- تحلیل شرایط روزهای نخستین انقلاب وباز گو کردن همه رخدادها به آسانی ممکن نیست ولی انقلاب اسلامی مردمی ترین حرکت مردمی در قرن بیستم بود که تحولات سریع منطقه ای وجهانی را دامن زد ,نا گفته نباید گذاشت که بروز در گیری ها در گنبد وکردستان وبرخی مناطق دیگرو بی تدبیری برخی از گروه های سیاسی که درک درستی از دگرگونی ها وشرایط کشور نداشتند سبب شد که شرایط سیاسی داخلی دستخوش تغییرات جدی شده وبرخی از عوارض ناخواسته برکشور ومردم تحمیل شود که پیامدها ونتایج آن هنوزهم بر کشور سایه افکند ه وروند سالم سازی ساختار سیاسی کشور را نیز دستخوش دگرگونی ها ی معنادار کرد ؛ افزون براین رفتارهای نا موزون وویرانگر که سلاح را در مناسبات سیاسی جایگزین گفتگو کرد , رفتارهایی که خشونت را برعرصه سیاسی تحمیل وروامداری را از میدان سیاست به گوشه های انزوا فراری داد .که این حدیث مفصلی است وناگفته های بسیار دارد, بدهی سازمان های سیاسی به مردم که خشونت وسلاح را وارد میدان سیاست کردند بسیار وسنگین است . انقلاب فرهنگی وتعطیل دانشگاه های کشور وپاکسازی دانشگاه ها برگی دیگر از تاریخ سیاسی ماست که باید به درستی مورد بازخوانی وبررسی قرار گیرد . خاستگاه انقلاب فرهنگی وپیامدهای آن وچرایی تعطیل دانشگاه هنوز مورد ارزیابی قرار نگرفته است . جنگ خونین عراق برعلیه ایران با پشتیبانی کشورهای بزرگ وتامین اسلحه توسط کمپانی ها ی بزرگ اسلحه سازی شرق وغرب وتامین هزینه های گزاف توسط حاکمان کشورهای عربی منطقه و حضورمزدوران وفرماندهان جنگی برخی کشورها درمیدان های جنگ علیه ایران فرصت های بزرگی از کشوررا گرفت ومنابع بزرگ مادی ومعنوی را به کام خود فرو برد .که این موضوع واهمیت آن در شکل گیری مناسبات وساختار سیاسی وپیامدهای آن نیازمند بررسی همه جانبه است , امام خمینی در نامه ای که به مسؤلین کشور در زمان پذیرش قطعنامه نوشتند نکته های مهمی را مطرح وبراهمیت بررسی جنگ وسرانجام آن تاکید کردند , امری که همچنان مغفول مانده است .
6- با گذر از شرایط جنگی؛ تغییر قانون اساسی , رحلت امام خمینی کشور وارد مرحله ای تازه شد. دولت سازندگی جایگزین دولت دوران جنگ شد , قدرت ریاست جمهوری ورهبری درقانون اساسی نسبت به دوران پیش از آن وزمان امام گسترده تر شد , با حذف پست نخست وزیری ریاست جمهوری بالاترین مقام اجرایی ومسؤل گزینش وزیران ومعرفی به مجلس شد وجایگاه مجلس در ابراز اعتماد به نخست وزیر ازبین رفت , با حذف شورای عالی قضایی؛ گزینش ریاست دستگاه قضایی به رهبری سپرده شد , صدا وسیما به عنوان زیر مجموعه رهبری شرایط تازه ای پیدا کرد .شورای امنیت ملی درقانون اساسی نهادینه شد , دستگاه های قضایی وقانون گذاری واجرایی به گونه ای زیر نظر رهبری قرار داده شد .دولت سازندگی برچنین بستری برای گذر از شرایط جنگی زمامدار اداره کشورشد .اصلاحات اقتصادی وسازندگی سرلوحه شعارها وبرنامه هاقرار گرفت, هرگونه مخالفت با دولت هم به عنوان مخالفت با رهبری وپیامبر به شعارهای سیاسی راه پیدا کرد , ریاست جمهوری ورهبری به عنوان اداره کنندگان اصلی کشور مدیریت کلان کشوررا دردست داشتند .مجلس چهارم با رد گسترده نیروهای سیاسی شکل گرفت وگام بزرگ شورای نگهبان در به کار گیری نطارت استصوابی برداشته شد , کار زار سیاسی در انتخابات مجلس چهارم که نخستین مجلس پس از امام بود با حملات وموج گسترده تبلیغاتی رادیو وتلویزیون به شکل گیری مجلسی یک دست تر ومطیع تر انجامید ودرهمان مجلس نظارت استصوابی به عنوان ماده قانونی در قانون انتخابات گنجانیده شد . شورای نگهبان که در انتخابات مجلس اول از رد صلاحیت آقای کیانوری رهبر حزب توده خودداری کرده ودلایل قانونی برای ردصلاحیت را در دسترس نمی دید تبدیل به شورای نگهبانی می شود که در انتخابات مجلس سوم در پی عدم تایید صحت انتخابات شهر تهران بوده که با دخالت امام وبرگزیدن نماینده ای برای بررسی موضوع ازعدم تایید صحت انتخابات تهران ناتوان می شود , درانتخابات مجلس چهارم بدون هیچ مانع وبا پشتوانه های تازه به رد صلاحیت بیش از چهل نفر از نمایندگان مجلس سوم وبسیاری ازفعالین سیاسی خوشنام دیگر در سراسر کشور دست می زند. اختیاری که هم چنان شورای نگهبان برای خود قائل است وبرخی گروه های سیاسی ویا نظامی برای حذف رقبای سیاسی آن را ابزاری مفید وکار آمد تشخیص داده اند .
7- با پایان دولت سازندگی , دولت اصلاحات براساس نیاز به باز سازی وآزادی فضای سیاسی وتوسعه همه جانبه موجی از امیدرا د ردل مردم بر انگیخت وجلوه تازه از زندگی سیاسی را با تا کید برحقوق شهروندی وآزادی های سیاسی واجتماعی وشکل گیری ؛نهادهای مدنی وروزنامه های آزادتردربرابر مردم قرار داد , ادبیات سیاسی تازه وواژه های نو جای خودرا در گفتمان حاکم پدید آورد , مردم به خودباوری بیشتر رسیده ونویسندگان ونخبگان وروزنامه نگاران امنیت بیشتری احساس می کردند , روزنامه ها با شکل وشمایل تازه راه خودرا به سوی دکه ها باز کردند وروزنامه درهزینه سبد خانوار جایی برای خود پیدا کردند , شور ونشاط اجتماعی زندگی مردم را درخود گرفته بود که اندکی پس از آن طومار مطبوعات آزاد درهم پیچیده شد وشرایط دشواری برای روزنامه نگاران رقم خورد .دولت اصلاحات کامیابی ها ی بزرگ وناکامی های بزرگی را تجربه کرد افزایش اعتبار ایران در مجامع بین المللی وداخلی نتوانست مانع برنامه ریزی ها کار شکنانه وویرانگر شود , مساله با کارشکنی در دولت اصلاحات پایان نیافت وجمع کردن سفره تساهل وتسامح به عنوان راهبرد دربرنامه ریزی های مخالفان داخلی پررنگ ترشد.دولت ومجلس اصلاحات در پیشبرد مصوبات وبرنامه های قانونی با دشواری های بزرگی دست وپنجه نرم می کردند. مجلس هفتم با رد صلاحیت گسترده فعالین سیاسی اصلاح طلب وبرگزاری انتخابات توسط دولت اصلاحات علیرغم تاکید ریاست جمهور بربرگزاری انتخابات آزاد رویه ای تازه را برکشور حاکم کرد , به نظر می رسد که ناگفته های آقای خاتمی از چگونگی برگزاری انتخابات مجلس هفتم برای درک بهتر شرایط سیاسی درشرایط کنونی کشور مفید ولازم باشد .به ناگزیر برخی کاستی های اصلاح طلبان نیز در این دوره از دایره بررسی بیرون نخواهد بود .
8- .پراکندگی اصلاحات طلبان وعدم برنامه ریزی درست ازسویی وروش های به کار گرفته شده وسازماندهی های دراز مدت وبا استفاده از نهادهای قدرت سبب شد که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به سربرآوردن دولتی تازه با روش های نو منجرشود , مروری دوباره بر گزارش تحقیق وتفحص مجلس ششم از برگزاری انتخابات مجلس هفتم به درک بهتر وآگاهی ازروش های دخالت های سازمان یافته در انتخابات کمک کننده ومفید است . قدرت یافتن آشکار بیشتر نهادهای نظامی از پیامدهای این مرحله از تاریخ سیاسی کشور ماست .به موازات ایجاد محدودیت برای رسانه ها ونهادهای مدنی شیوه ای نوین از مدیریت مبتنی برسخنرانی های جنجالی وبدون مطالعه موج تازه ای از دشمنی وکاهش اعتبار برای کشور رقم زده شد . فضای سیاسی واجتماعی وفرهنگی کشور با بسته انگاری با مشکلات تازه ای روبه روشد .در آمدهای کشور رو به فزونی وبهبود اقتصادی رو به کاستی گذاشت , سرمایه های ملی دستخوش نا کار آمدی شد . وبا چنین شرایط کشور آماده ورود به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شد , وسرفصل تازه ای در تاریخ سیاسی ایران گشوده شد .
9- انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با سازماندهی نهادهای سیاسی وفعالیت گسترده کنشگران اجتماعی وسیاسی به ویژه جوانان ودانشجویان, زنان , ونخبگان؛ وهمدلی وهمراهی اقشار گوناگون مردم به زیباترین وبزرگترین همایش سیاسی در ایران بدل شد , مناظره های رادیو وتلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری واجتماعات انتخاباتی وبه کار گیری تارنماهای اینترنتی، مدنی ترین رفتار سیاسی از مردم ایران را در برابر چشم جهانیان قرار داد .خیابان های شهر های کشور به جایگاهی برای ابراز مخالفت ویا موافقت همرا ه با دوستی ومهربانی شده بود , واین امر نوید پدید آمدن همبستگی ملی ؛ وگذر آسان تر به مردمسالاری را می داد .آنچه در روزهای پیش از برگزاری انتخابات در ایران توسط مردم وجوانان با گرایش های گوناگون فکر وسیاسی آفریده شد نمونه ای ارزشمند وبارز از آگاهی وتوان برنامه ریزی سیاسی نیروها ی مدنی بود, اگر چه می شد مدیریت مناظره ها با نمایش بی طرفی صدا وسیما همراه بشود که نشد ولی مردم به عنوان داوران بی طرف نقش خودرا به خوبی ایفا کردند . آنچه بعد از 22 خرداد برکشور گذشت سایه ای سنگین بررفتار مدنی ومسالمت جویانه گروه های مختلف سیاسی در پیش از برگزاری انتخابات انداخته است .وبا همین استدلال کشورفاقد توان وزمینه لازم برای دست یابی به مردم سالاری معرفی می شود ولی بازخوانی آنچه در آن مرحله گذشت به درک روشن تری از زمینه های سیاسی واجتماعی وفرهنگی انجامیده ونقش برخی گروه های سیاسی وحاکمیت در دامن زدن به نارسایی هاوناتوان جلوه دادن مردم را بیشتر نشان خواهد داد .
10 - روزهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داستان پر ازاندوه وآهی است که زیان های ناشی از آن برای مردم وکشور وحاکمیت به این زودی ها از میان نخواهد رفت , اعتبار های از دست رفته به دست نیامده وآسیب های وارده جبران نخواهد شد .شکوه حضور میلیونی مردم تهران در روز بیست وپنج خرداد 1388درخیابان های تهران که بیش ازسه میلیون نفر بر آورد شد , بزرگترین همایش سیاسی تاریخی این مرز وبوم است , راهپیمایی سکوت واعتراض آرام مردم می توانست دستمایه بزرگی برای کشور به شمار آمده وراهی مناسب برای پاسخگویی به درخواست مردم برگزیده شود . سوگمندانه باید گفت که این بزرگی وآزادمنشی مردم کشور درمیدان آزادی با شلیک گلوله رنگ خون به خود گرفت , وشب پیش از آن کوی دانشگاه قربانی جنایت بزرگ وتاریخی شد, وخاطره شوم حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر با شکلی وحشیانه تر تکرارشد .روزهای پس از آن مردم با حضوری آرام برخواست های مدنی خود تاکید کردند ولی روز 30 خرداد شهر به خون کشیده شد . دستگیری فعالین سیاسی که ازهمان شامگاه 22خرداد شروع شده بود به شکلی گسترده رواج پیدا کرد , زندان ها پر وپر وپرتر شد , کهریزک از دل دستگیری جوانان وبی تدبیری دست اندرکاران شکل گرفت ونمونه ای از جنایت تاریخی علیه بشریت شد ,دادگاه ها و اعترافات ساختگی واحکام غیر عادلانه اعتبار دستگاه قضا را ازبین برد , سکوت برخی بزرگان دینی پرسش های بسیاری را در برابر نسل جوان قرار دادواگر نبود سخنان وموضع گیری های فقیه مجاهد آیت الله العظمی منتظری واعتراض آیات بزرگوار صانعی ودسغیب وبیات زنجانی وطاهری اصفهانی وبرخی دیگر از بزرگان دینی معلوم نبود چه برسر دین ودینداری در این کشور می آمد , انجام این همه رفتارهای نادرست ونا خوشایند وخشن به نام دین واستفاده ابزاری درهمه جا وبرای همه چیز از دین به دین گریزی درجامعه رواج ورونق داد , وقایع روز عاشورا به شکل وارونه ای بازتاب داده شد وصدا وسیما اعتبار خودرا با مخدوش نشان دادن واقعیت ها از دست داد؛ درحالی که موضوع کشته شدگان درخیابان های تهران مورد چشم پوشی قرار می گرفت از شادی وکف وسوت گروهی در روزعاشورا گفته می شد بدون اینکه ازدلیل آن کف وسوت چیزی به نمایش در آید و بدون آنکه واقعیت های آن روز وخواست های مردم بازتاب داده شود , آنچه گذشت وتصویرهایی که ثبت وبازتاب داده شد درذهن مردم ایران وجهان به صورت حکایت سخت این روزها ماندگار شده است .وبا کمال تاسف سرمایه های بزرگی را از دسترس خارج وعوارض جبران نا پذیری برجای گذاشته است ؛ دست اندرکاران حکومت آنچه را به دست آورده اند در برابر آنچه از دست داده اند بسیار کم وکم ارزش تر است , وبا رفتارهای غیر قابل قبول وامنیتی ونظامی کردن فضای سیاسی کشور دامنه سختگیری ها ودستگیری ها ومحکومیت ها را گسترده تر کرده وبا ناتوانی از قانع کردن مردم سانسور وفیلتر وپارازیت را به عنوان ابزار به کار بسته اند تا راه آگاهی یافتن مردم را از واقعیت ها بسته نگاه دارند وشگفتا که چاره کاررا در این یافته اند که سر فصل های آموزشی علوم انسانی را در دانشگاه تغییر داده تا از این رهگذر برای ناتوانی خود در استدلال راهی پیدا کنند.
11- با چنین شرایطی سی ودومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشته وپا در آستانه سی وسومین سال می گذاریم درحالی که موج حرکت های مردمی کشورهای تونس ومصر ویمن را در نوردیده وصدای اعتراض مردم اردن و الجزایر به گوش می رسد ودیری نخواهد پایید که این موج آزادیخواهی وعدالت طلبی به سرزمین سوریه هم برسد , ملت ایران پیشتاز این حرکت سرنوشت ساز وامید آفرین در خاورمیانه وشمال آفریقا است ,پیامی که همه کشورهای مسلمان منطقه را فرا گرفته وبساط دیکتاتوری واستبداد ونابرابری وفساد را ازمیان برخواهدداشت , جنبش سبز که ادامه جنبش اصلاح طلبی است بازگو کننده خواست ها ونیازها ی مردم است . مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی به عنوان بخشی از جنبش سبز مردم ایران با پشتیبانی از حرکت وقیام های آزادیخواهانه کشور های مسلمان نمی تواند نسبت به آنچه در کشور می گذرد سکوت اختیار کرده وبرنارسایی ها وناروایی چشم پوشیده وراه های گذر از بحران را بامردم وحاکمیت در میان نگذارد .هرچند که این روزها پیام ها وتوصیه های خیرخواهانه به هیچ گرفته شده ویا با انبوهی از دشنام پاسخ داده می شود .
12- راه حل های آقای هاشمی در آخرین نماز جمعه ایشان در سال گذشته وپیشنهادهای آقایان موسوی وکروبی در روزها وماه های پس از انتخابات ودر تازه ترین نمونه آن پیشنهاد آقای خاتمی در باره چگونگی شرکت در انتخابات درخواست های حداقلی پیش نیاز هر گونه راه حل برای برون از تنگناها ودشواری ها وبحران موجود است .رهبران جنبش سبز آقایان موسوی وکروبی وخاتمی در حوادث پس از انتخابات با خویشتنداری وتوصیه به آرامش وبازنگه داشتن هر گونه روش ورویه اصلاحی بزرگترین رهبران آشتی ملی ومدافعان قانون ویک پارچگی سرزمینی بوده اند , انها به درستی براین نکته تاکید کرده اند که باید با به رسمیت شناختن حقوق همه افراد وگروه های سیاسی وقومیت ها وپیروان آئین ها وادیان گوناگون راه را برای مشارکت همه جانبه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی وبه فعلیت در آوردن اراده ملی هموار کرد . نادیده گرفتن این توصیه ها وپیشنهادهای خیر خواهانه برای کشور ومنافع ملی زیان بار است .
13-مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی انتخابات آزاد وبدون نظارت استصوابی با نظارت نهادهای مردمی ورسانه های آزاد را یکی ازمهمترین وکم هزینه ترین روشها برای پاسخ به درخواست های مردم می داند , زمینه ساز انتخابات آزاد , آزادی زندانیان سیاسی , آزادی رسانه ها وروزنامه ها, ازمیان برداشتن سانسور وفیلتر وپارازیت , آزادی احزاب وگروه های سیاسی وآزادی حق برگزاری اجتماعات وراهپیمایی ها, به رسمیت شناختن حقوق مردم وحق انتخاب کردن وانتخاب شدن می باشد , شورای نگهبان که به جای داوری در جایگاه یک حزب سیاسی با پشتوانه نظامی -امنیتی قرار گرفته است خود صلاحیت خودرا به چالش کشیده است , اجرای درست اصول قانون اساسی وپذیرش همه اصول آن ازجمله حق نظارت بررهبری از سوی خبرگان , اجرای تمام وکمال فصل سوم قانون اساسی وبه رسمیت شناختن حقوق شهروندی ؛تشکیل مجلس خبرگان براساس قانون اساسی که همه صاحب نظران وفعالان سیاسی دارای تخصص درحوزه های مربوط به وظایف رهبری بتوانند به عنوان نامزد در آن شرکت داشته وتنها به فقیهان مورد پذیرش شورای نگهبان بسنده نشود از خواست های مهم دیگری است که با بی اعتنایی مواجه شده است وبه ناگزیر باید به آن پاسخ مناسب داده شود .
از آنجا که مبنای حرکت آزادیخواهانه وعدالت طلبانه مردم ایران وجنبش سبز قانون وقانون گرایی است علاوه براجرای اصول معطل مانده قانون اساسی اصلاح روش اصلاح قانون اساسی نیز از مقولاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد تا امکان تفاهم ملی وهمبستگی برای رفع مشکلات وگذر از بحران فراهم شود .
14- تشکیل یک گروه حقیقت یاب مرکب از کارشناسان حقوقی بی طرف برای بررسی روند برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری وحوادث پس از آن از جمله تیراندازی درمیدان آزادی در روز 25 خرداد 1388, حمله به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد 1388 ؛ حوادث خونبار 30 خرداد , وقایع روز عاشورا وکشتار عزاداران , ماجرای کهریزک , دادگاه های پس از انتخابات , اعترافات تلویزیونی , شکایت زندانیان سیاسی از آنچه در ماجرای باز جویی ها گذشته است وشکایت زندانیان سیاسی از سردار مشفق وسایر موارد پرداخته وگزارش روشن وکاملی از آنچه در کشور گذشته است دراختیار مردم گذاشته شود .این گزارش نه برای دامن زدن به انتقام گیری بلکه باهدف روشنگری وشناخت ریشه مشکلات از اهمیت ویژه ای برخورداراست .مشکل وبحران سیاسی کشور راه حل سیاسی دارد ونمی توان با شیوه های نظامی وامنیتی براین مشکل غلبه کرد .آنچه پس از 22 خرداد 88 گذشت به تنهایی گویای نا درستی روش های به کار گرفته شده می باشد .اینکه کشور در شرایط نظامی - امنیتی نگه داشته شود بیش از آنکه ناشی ازتدبیر وغلبه بربحران باشد نشانه ای از پایداری بحران وحل نشدن مشکلات جاری کشور است .
15-عدالت وآزادی دو ارزش بنیادین جامعه بشری می باشند این دومقوله به هم پیوسته ولازم وملزوم هم می باشند , نه عدالت را به بهانه آزادی می توان قربانی نمود ونه می توان آزادی را می توان به بهانه عدالت به کنار گذاشت ؛شواهد تاریخی وبه ویژه تاریخ معاصر ایران به درستی گواه پافشاری وخواست مردمان این مرز وبوم بر تحقق دو اصل آزادی وعدالت است .عدالت به مفهوم اعم اقتصادی, سیاسی ؛فرهنگی واجتماعی وهم چنین آزادی به مفهوم اعم اقتصادی , سیاسی وفرهنگی واجتماعی در قالب قوانین سنجیده ودرست از نیازهایی است که بایست به آن پرداخته شود .
وضعیت معیشتی واقتصادی مردم همواره از ضرورت ها ونیازهای اولیه مردم بوده است , توده مردم به رغم برخورداری کشور از منابع وامکانات فراوان با دشواری های معیشتی دست وپنجه نرم می کنند, روند شاخص های اقتصادی وشاخص رضایتمندی مردم درسالهای اخیرحکایت از چشم اندازی نگران کننده وناروشن درعرصه های تولید , صنعت , کشاورزی و......دارد .
بالا بودن نرخ بیکاری , تورم , رکود وبه عبارتی کندی روند توسعه اقتصادی...نگران کننده است وآمارهای نادرست چیزی از کاستی ها موجود کم نمی کند .استفاده از توان کارشناسی کشور وبرنامه های دقیق ومبتنی برمطالعات همه جانبه وتوجه به اصول آزادی وعدالت از پیش نیازهای اصلاح این روند نا مناسب ونادرست می باشد .
16- برگزاری راهپیمایی ها وگردهمایی ازحقوق به رسمیت شناخته شده وقانونی شهروندان است , این حق قانونی آشکارا نادیده گرفته شده ومردم با تهدیدات وبرخوردهای غیر قانونی از این حق محروم شده اند , استفاده ابزاری از حضور مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی ومصادره به مطلوب شرکت مردم از شگردهایی است که مخالفان مردم سالاری به کار بسته ومی بندند.اگر گروه بزرگی از مردم با تاکید بر دستاوردهای انقلاب ومخالف با روش های جاری بخواهند برای یاد آوری درخواست های مردم در مقطع پیروزی وبا برداشت متفاوت با برگزار کنندگان رسمی راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی بدارند نهادی که که مسؤلیت امنیت مردم را برعهده گیرد وجود ندارد درحالی که براساس قانون این وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت مردم وهر گونه راهپیمایی را باید تضمین کرده وبرعهده بگیرد , امری که تا به حال به گونه ای دیگر رقم خورده است .
17-بار دیگر برخواست های قانونی واهمیت توجه به حقوق شهروندی وآزادی انتخابات تاکید کرده وپشتیبانی همه جانبه خودرا از سران جنبش سبز مردم ایران اعلام می داریم ؛ این بزرگواران یعنی آقایان موسوی وکروبی وخاتمی شایسته تکریم واحترام روزافزون هستند وادبیات نامناسب در مورد آنان توهین به شعور وآگاهی مردم ایران یعنی صاحبان اصلی کشور است؛ دفاع از آزادی های قانونی مردم , دفاع از حقوق شهروندی؛ تاکید بر رعایت قانون در دادرسی ها ومحاکم , محکومیت کشتار وزندانی کردن آزادیخواهان , محکوم کردن اعدام زندانیان واجرای احکام بدون طی مراحل قانونی , نادرست شمردن رفتارهای نامناسب با زندانیان فتنه وفتنه گری نیست بلکه آزادمنشی وآزادیخواهی نام دارد .مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از آزادی وآزادیخواهی پشتیبانی کرده وهمبستگی وهمراهی همه ایرانیان باهر نگرش وفکر وعقیده درهرجای جهان را برای دست یابی به آزادی از نیازهای این مرحله تاریخی دانسته وبران تاکید می کند .
زنده باد ایران , زنده باد آزادی وعدالت , زنده باد جنبش سبز
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
تهران بهمن ماه 1389 .
منبع: جرس
به نام خداوند بخشنده و مهربان
بنی آدم اعضای یک دیگرند / که در آفرینش زه یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار
دیربازیست که ملت ایران در برابر خواسته های به حق خود با برخورد های سرکوب گرانه اقلیت جامعه و حاکمیت نامشروع و دیکتاتوری دینی فعلی روبرو می باشد که می توان به حوادث پس از انتخابات سال قبل و کشتن عده ای بی گناه به جرم آزادی خواهی و حوادث زندان کهریزک اشاره نمود که قوه قضاییه و نیروی انتظامی نه تنها عاملین اصلی را به سزای عمل خود نرساند بلکه کسانی که از حق مردم دفاع کرده و فریاد آزادی سر دادند را به اسارت گرفت تا هر صدایی را خاموش کنند که می توان به فیلمساز با سابقه جعفر پناهی و روز نامه نگارانی همچون محمد نوریزادوبسیار کسانی که در راه آزادی از حرف خود نگذشتند تا نام خود را جاودان کنند
آری امروز در مملکت کوروش و مهد آزادی که منشور حقوق بشر سرلوحه کار حاکمان آن بود آزادی بوی خون بوی اسارت و بوی سرکوب می دهد
و افسوس که ما فرزندان این مرز و بوم ساکت نشسته ایم آیا مجید توکلی ها را فراموش کردیم؟آیا محسن روح الامینی ها فراموش کردیم؟
آیا زمان آن نرسیده از حق خود دفاع کنیم؟آیا با گذشت 30 سال انقلاب به آنچه می خواستیم رسیدیم؟
امروز و در آستانه 22 بهمن و با گذشت 30 سال از انقلاب به طور مثال در لرستان نه تنها دستاوردی ما از این انقلاب نداشتیم بلکه اندک صنایع فعال استان نیز ورشکسته و تعطیل می باشند و جوانان هیچ امیدی به آینده ندارند اما در دولت دروغ محور امار 30 هزار تولید شغل اعلام می کنند و به شعور مردم توهین می کنند مردم را به سخره می گیرند
و جالبتر آنکه آقایان حتی برای هموطنان خود احترام قائل نیستند و رهبر و تمامی روسای قوا حتی زمانی که50-60 نفر جوانان هم استانی ما در حادثه انفجار پادگان امام علی جان خود را از دست می دهند زحمت یک تسلیت را به خود نمی دهند.اما زمانی که در فلسطین شخصی گلوله ای اصابت کند تمام آقایان با پوشش خبری آن را در بوقو کرنا می کنند و ما افسوس می خوریم که ای کاش به اندازه فلسطین برای دولت مردان ایران مهم بودیم.
اما آیا ساکت نشستن در مقابل این عده چاره کار است؟آیا کشتن برادران و خواهران
هم وطنمان ما را بیدار نکرد؟آیا مردم مصر و تونس چیزی بالاتر از آنچه ما در اختیار داشتیم داشتند؟آیا امروز زمان آن نرسیده که ما نیز ندای آزادی سر دهیم و راه سبز خود به مقصد برسانیم؟
هر كجا مشتي گره شد , مشت من
زخمي هر تازيانه مشت من
هر كجا فرياد آزادي منم
من در اين فريادها , دم مي زنم
.
ما دانشجویان دانشگاه آزاد خرم آباد ضمن اعلام حمایت از این حرکت آزادی طلبانه از راهپیمایی 25 بهمن اعلام می داریم که ما نیز همزمان با هموطنان در سراسر کشور 25 بهمن با تجمع در میدان شهدای خرم آباد راس ساعت 4 عصر حضور پیدا می کنیم تا ندای سبز آزادی سر دهیم و باری دیگر صدای خود را به گوش دیکتاتور برسانیم.
18/11/1389
دانشجویان دانشگاه آزاد خرم آباد
در پی انتشار نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری ، وی جوابی را تهیه کرده و راه بحث و گفتگو را گشوده است. متن پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای تاجزاده!
با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاههای اطلاعرسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه که دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معکوس آن در ترکیه و به طور کلی اهمیت برقراری نظام دموکراسی گفتهاید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان کردهام.
اجمالاً عرض میکنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور که امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بودهاید، کسانی از دولت هم که به گونهای عمل کردند که شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بودهاند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.
نامه شما نشان میدهد که در عمل به توصیههای امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیتالله مطهری دقتنظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته میشود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین میکنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیتالله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار میکنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» میشوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.
از مطالب شما چنین برمیآید که برای آزادی و دموکراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری که سایر ارزشها تحتالشعاع آن قرار میگیرد. آیتالله مطهری در کتاب «انسان کامل» میگویند انسان کامل انسانی است که همة ارزشهای انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینکه فقط یک ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند کاریکاتور یک انسان میشود که مثلا فقط بینی او رشد کرده و شکل ناخوشایندی پیدا میکند.
طبیعی است که جامعه ایدهآل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعهای است که همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد کرده باشد، نه اینکه توجه ما بیشتر به آزادی و دموکراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشکالی که در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدمالمانع و یک امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است که باید شکوفا شود، مانند استعداد تفکر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتکار، زیباییدوستی و حقیقتجویی ، و هر استعدادی منشأ یک حق است. پس قوة تفکر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتکار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.
پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یک امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمیرسد. بنابراین آزادی را بالاترین ارزشها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یک خطاست .
بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود میکند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود میکند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشکار میشود، که به آن خواهیم پرداخت.
لذا میبینید آیتالله مطهری هیچ گاه آزادی و دموکراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمیدانند و تعبیر «برقراری نظام دموکراسی بر طبق موازین اسلامی» را به کار میبرند و همان طور که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفتهاند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از کلمه دموکراسی نیستیم زیرا دموکراسی واقعی یعنی اینکه ملاک، میل مردم باشد و آنچه که راه را مشخص میکند تمایلات مردم است نه مکتب و ایدئولوژی. یک روز اکثریت مردم میخواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد میشود، روز دیگر میخواهند ممنوع باشد ممنوع میشود. چنین دموکراسی جامعه را به ناکجاآباد میبرد در حالی که ما به دموکراسی در چارچوب مکتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اکثریت مردم پذیرفتهاند و اکنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب کنند. مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب میکنند.
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموکراسی و اسلام را امروزه میتوان در تجربه مردم ترکیه مشاهده کرد.» گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی از این بیان شما استفاده میشود که اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموکراسی قرار دادهاید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یک مکتب جامعی که در همة شئون زندگی انسان دخالت کرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احکام آن بدون حکومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموکراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینکه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نپذیرفتند این بود که از نظر ما دموکراتیک بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینکه این جمهوری بنیادهای دموکراتیک دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه که مربوط به آزادیها و انتخاب حاکم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموکراتیک آن است و آنچه که مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلکه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.
البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموکراسی و پیشرفت اقتصادی بیان کردهاید مطلب درستی است.
اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است که بیارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا که آزادی را برترین ارزشهای انسانی میدانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس میشمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می کنید و از آنجا که معیار و ملاک قضاوت را گفتمان حاکم بر جهان امروز میدانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعة ایدهآل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفتهاید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»
جای این سؤال هست که لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یکسان کردن سبک زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟
این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطهای بیش نیست. میگویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجوییهای جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟
اینجاست که آیتالله مطهری میگویند بیش از آنکه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شکارچی هستند که سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان میگویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها میشوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به کار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شکارچی نمیتوانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر کام برگیرند.
جناب آقای تاجزاده!
از شما سؤال میکنم اگر حکومتی اعلام کرد که مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت کنند، آیا این به معنی یکسان کردن سبک زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور میکنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود میکند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.
اگر ما بانوان را مجبور میکردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود میدانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمیکند؟ فقها متفق القول اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی میکنند و این، نقطه اشتراک و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدینژاد و دولت اصلاحطلب آقای خاتمی.
در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلمهای سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج کلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدینژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاحطلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند که اکنون در حال کمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاستجمهوری ظهور و بروز خواهد کرد.
البته جنابعالی در نامه خود تلاش کردهاید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا کنید و مدعی شدهاید که آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده میکنند و برای سایر آزادیها احترامی قائل نیستند بلکه میخواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادیها قرار دهند. ولی این صرفاً یک ادعاست و دلایل شما کافی نیست و باید بپذیریم که تفکر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیک است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن میگویید و معیار را امیال مردم میدانید نه اینکه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد که ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.
جناب آقای تاجزاده
از قول من نقل کردهاید که «اعطای کمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بیحجابی در حد تسخیر کامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمیدانم این جمله را از کجا آورده اید و به خاطر ندارم که چنین جملهای گفته باشم. شاید این گونه گفته باشم که «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به کجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بیحجابی را تبلیغ و ترویج نمیکند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمیشود اما اگر حکومت هم تبلیغ کند چنین امکانی وجود دارد، چنانکه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.
گفتهاید «کار فرهنگی تبلیغی نتوانستهاست همه زنان را به رعایت حجاب قانع کند». عرض میکنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی که قانع شدهاند و مانند پزشکی که مضرات سیگار را میداند و سیگار میکشد رعایت نمیکنند و ای بسا بانوانی که قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت میکنند. در رعایت نکردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی که دست خلقت برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست میتوان با آن مخالفت کرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمیدانید اما اینجا لازم میدانید، در حالی که همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمیشوند.
از قول اینجانب آوردهاید که «چون کار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمیدانم من کجا چنین جملهای گفتهام. اولاً کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطهای است که آقای احمدینژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار میگیرد به کار میبرد و به خیال خود منتقدین را ساکت میکند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی کردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینکه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.
ما میگوییم که حکومت نباید با رفتار و گفتار خود - مانند آنچه که در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد- آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بیحجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشکند. زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر میشود به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا میگذارد ، بالاخره میخواهد یا به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس کند مسئله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی حتی در حد تذکر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج میشود. اما وقتی میبیند رئیس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه میدهد خود به خود راه بدپوششی را باز میبیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیدههایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور که در کشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.
جناب آقای تاجزاده!
فرض کنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه، و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپهای شبانه و دیسکوها در سطح کشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقدههای روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد میرود و گاه به صورت یک جنایت ظهور میکند چه میکنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمیتوان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «به راستی به این مسئله فکر کردهاید که چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احکام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نکرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی که مطرح کرد این بود که به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احکام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری کند و به همه سبکهای زندگی احترام میگزارد؟ چرا حزبالله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»
اینها قیاس معالفارق است. هیچ کدام از اینها حکومت اسلامی برپا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیتالله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مرکب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزبالله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بیحجابی در منطقه شیعهنشین بیروت که من از نزدیک شاهد بودهام مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود، نه اینکه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.
الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه کرده و گفتهاید" همان طور که هیچ حکومتی نماز را الزامی نمیکند، حجاب نیز نباید الزامی باشد." باز قیاس معالفارق است. نماز یک امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعیاش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.
فرمودهاید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که اجباری کردن پوشش، سیاست و روش شکست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق کلمه وجود ندارد و خود بهتر میدانید که بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت وآمد میکنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.
ثانیاً اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کردهاند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنها به کار رفته باشد روش شکست خوردهای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانوادهها شده است. عین این سؤال را من مطرح میکنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان میدهد، سیاست و روش شکست خوردهای است؟».
گفتهاید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!
فرمودهاید: «باید معلوم شود که نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قارهای و جهانی ورزشی در کشور، فرار مغزها و سرمایهها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اکثر شعائر اسلامی چیست؟».
معلوم نیست اینکه زن به گونهای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان میدانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریستها وقتی با این پدیده به عنوان یک قانون مواجه میشوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا میکنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.
جناب آقای تاجزاده!
مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاحطلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا میکند و فکر میکنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمیتوانیم از پیشرفتها و ابداعها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.
الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایدهآل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام هماهنگ فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینکه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا میکند. اساساً ما برآنیم که دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.
آری این است مشکل اساسی بخشی از اصلاحطلبان، که در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دلها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری که من و شما معتقدیم بین اصلاحطلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بیجهت ساخته میشود و کار به نفع افراطیون دوطرف تمام میشود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.
والسلام - علی مطهری
۱۶/۱۱/۸۹
امروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار بیانیه ای حمایت خود را از برگزاری راهپیمایی ۲۵ خرداد اعلام کرد. این راهپیمایی به پیشنهاد رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، برای اعلام همبستگی با جنبش آزادی خواه مردم تونس و لبنان اعلان شده است. متن کامل بیانیه جبهه مشارکت در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
جنبش دموکراسی خواهی مردم تونس و مصر نوید بخش تحولی شگرف و دوران ساز در منطقه و جهان اسلام است.
اینک در سالگرد انقلاب ضداستبدادی و استعماری ملت ایران شاهد خیزش مردم در کشورهایی هستیم که مشخصه اصلی حکومت در آنها استبداد و سرکوب، وابستگی و ناکارآمدی است و جالب انکه همه این دولتها با اتخاذ روند سیستماتیک تفلب و مهندسی آرا در انتخابات نقطه آعاز اعتراضات خود جوش مردمی را پی نهادند.
اعلام راهپیمایی 25 خرداد از سوی رهبران جنبش سبز ایران به حمایت از انتفاضه دموکراسی خواهی منطقه نشانه پیوستگی و همبستگی ملت ایران با مردم تونس و مصر است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با استقبال از این پیشنهاد از همه مردم می خواهد در صورت صدور مجوز راهپیمایی ، یکپارچه و متحد ،حمایت خود را از مردم این دو کشور ابراز دارند.
ما همچنین اعلام می داریم که مسئولان کشور اینک در ازمونی تعیین کننده قرار گزفته اند. صدور مجوز می تواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید می رود از ان پس مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گغتگو به نفع مردم حل و فصل شود و از سوی دیگر نادیده گرفتن حق مردم در برگزاری راهپیمایی به معنای ابطال همه ادعاها در حمایت از قیام مردم مصر و تونس خواهد بود.
در ایام سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بحث و تحلیل پیرامون چرایی رخداد انقلاب و سرنگونی رژیم استبدادی وستمگر پهلوی از دیدگاهها و زوایای مختلف رواج دارد و هر فرد و جریانی از ظن خود بدنبال علت یابی و چرایی این رخداد است .دراین مسیر یکی از عوامل اصلی و مهمی که می تواند توانمندی و کارآمدی هر نظام سیاسی را در برابر طوفان حوادث و بحرانها نشان دهد و آنرا از میان این حوادث و بحرانها عبور دهد و از گزند آنها مصون دارد میزان دستیابی اش به اخبار و اطلاعات آنهم از درونی ترین لایه جامعه ، تجزیه و تحلیل آنها و عکس العمل مناسب و کارشناسی نسبت بدانها و انجام اصلاحات لازم در نحوه اداره کشور در انطباق با تحولات و مطالبات حادث است و خلاء یک نظام جمع آوری اخبار و اطلاعات در سطوح عالی تصمیم گیری اداره کشور بتدریج نظام را در انطباق با تحولات و مطالبات جامعه فرسوده و ناکارآمد کرده و به فراهم آوردن شرایط انقلاب مدد می رساند و بنظر می رسد که رژیم پهلوی به رغم هزینه سنگینی که برای تامین نیاز اطلاعاتی اش می پرداخت از داشتن یک نظام جامع اطلاعاتی محروم بود و همین خلاء اسباب سقوطش را رقم زد .
یادم می آید در سالهای آخر رژیم پهلوی که کم کم مبارزه علیه رژیم جان گرفته بود و امثال بنده سعی داشتند در هر مجلس و محفل و امکانی نسبت به مظالم جاری افشاگری کنند و شخص شاه را مسئول همه وقایع نشان دهند ، بسیاری از افراد واکنش نسبت به موضوع واکنش مثبت نشان داده و ضمن تایید مطالب می گفتند که حق باشماست اما اینها کاراطرافیان شاه هست وشاه از اینکارها اطلاع ندارد وگرنه جلوی اینکارها را می گرفت ، و بدینوسیله مظالم انجام شده و بی عملی خود در مبارزه با رژیم را توجیه می کردند ؟
هر چند در سایه ایستادگی و روشنگری مبارزان سرانجام روزی رسید که غالب مردم ایران به همین نتیجه رسیدند که شاه باید برود تا امور کشور بر مدار حاکمیت قانون و رای جمهور مردم و استقلال و آزادی و عدالت قرار گیرد اما بواقع این سئوال و ابهام که « آیا اخبار و اطلاعات جاری هر روزه بدست شاه می رسیده است؟» و یا شاه بی اطلاع از اوضاع جاری بوده است ؟ و کار دست اطرافیان بوده است؟ و... درپس سالها در گوشم باقی بود و در پاسخش می گشتم و برای همین هرکتابی که راجع به دوران شاه و توسط کارگزاران این رژیم از هرنوعی منتشر می شد می خواندم تا پاسخ این سئوال را دریابم. ازخاطرات فردوست که دراعتبار و روایی آن تردید است تا اسناد منتشره ساوا ک و خاطرات دیگر رجال پهلوی ، اما پاسخ خود را در کتابی یافتم که با عنوان " یادداشتهای علم " منتشر شده است . علم که وزیر دربار محمدرضا شاه بوده و خود را " غلام خانه زاد " او لقب داده بود و محرم اسرار و نزدیکترین یار آخرین شاه ایران بود و در جای جای این یادداشتها از عشق و شیفتگی و وفاداری خود به شاه یاد می کند، و بنابراین تردیدی در درستی این یادداشتهایش نیست ، بخوبی نشان می دهد که شاه روزنامه ها را می خوانده ، اخبار رسانه ها به ویژه اخباری را که در رسانه های خارجی راجع به ایران منتشر می شده ، پی می گرفته و نسبت بدانها حساسیت بسیار نشان می داده است و علاوه بر اینها بطور روزانه بولتن های خبری نهادهای امنیتی(ساواک) و نظامی (رکن دو ارتش) و شهربانی و ژاندارمری و ... در اختیار او قرار می گرفته است ضمن اینکه از گزارش های نوبه ای نهادهای امنیتی و دولتی کشورهای دوست (آمریکا ، انگلیس ، اسرائیل ،...) هم بهره می برده است .
یکی از کارهای علم به عنوان وزیر دربار و دوست شاه ، اطلاع رسانی به او بوده است ، و خواندن "یادداشتهای علم" هیچ تردیدی برای خواننده باقی نمی گذارد که شاه را کم و بیش در جریان ریز و درشت اخبار کشور قرار می داده و هیچ امر و تصمیم مهمی در کشوربدون اراده و خواست شاه انجام شدنی نبوده است از جمله نحوه برخورد با مخالفان سیاسی و مبارزان با رژیم و بازداشت و زندانی و شکنجه و اعدام آنها بدون اطلاع او امکان وقوع نداشته است و حق با امثال بنده بوده است که او را مسئول تمام اقدامات و جنایات و مظالم می دانسته ایم هر چند در آن روزگار چنین سند معتبری در اختیار نداشتیم. اما نکته مهمی را که درهمین یادداشتها می یابیم اینکه اطرافیان شاه و مقامات و نهادها جرئت نداشتند اخبار و اطلاعاتی که شاه را ناراحت می کند یا ناخوشایندش است به او بدهند و یا شاه دوست نداشت برخی اخبار را بشنود و حتی اگر به او داده می شد ناشنیده می گرفت . او چشم و گوش خود را بروی اخبار و اطلاعات مرتبط با برخی افراد و گروهها و اقشارو نهادها بسته بود که از جمله آنها روحانیت وحوزه های علمیه و نهادهای دینی در جامعه و نادیده گرفتن آنها بود و از اینرو نظام اطلاعاتی اش تکاپوها و تلاش هایی که در درون اینها برای براندازی رژیم جریان داشت نتوانست شناسایی کند و از همین جا ضربه نهایی را خورد . به عبارتی نظام اطلاعاتی کانالیزه شاه را به مسیر سقوط رهنمون شد .
البته در اینجا جا دار بیافزایم جدای از شخصیت علم و شراکت او در همه اقدامات و جنایات رژیم شاه واقعا اینکار او ، یعنی نوشتن روزانه یادداشتهایش ازدرون کاخ ، قابل ستایش و قدردانی است و اینکه در جامعه ما کمتر دولتمردی پیدا می شود که اینگونه روزانه خاطرات حود را بنویسد و همچون گنجینه ای گرانبها در اختیار تاریخ و آیندگان بگذارد ، و ای کاش دولتمردان ما در هرسطحی یکبار بدقت این خاطرات را بخوانند و عبرت بگیرند و...
حالا با توجه به شرایطی که کشورمان در آن به سر می برد و در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب باز این سئوال از سوی برخی مطرح می شود که « آیا همه اخبار و اطلاعات به رهبری می رسد؟» یا نه ؟ و آیا این کارهایی که در کشور می شود و با روح آموزه های اسلامی و انقلاب سازگاری ندارد کار اطرافیان ایشان است؟ برای اینکه آنچه امثال من از اسلام و انقلاب و امام یاد گرفته و دیده و شنیده ایم با بسیاری از رفتارهای جاری در کشور انطباق ندارد. البته بر پایه شناختی که من از اطرافیان رهبری دارم اجمالا می دانم که هیچ فردی از جناح اصلاح طلب در بیت ایشان حضور ندارد و همه افراد بیت تعلق فکری به جناح موسوم به اصولگرا دارند و مرید ایشان هستند و طبعا این می تواند به کانالیزه شدن اخبار و اطلاعات در انتقال به ایشان دامن زند. دلیلش هم اینکه وقتی سال گذشته رهبری از کانالی غیر از اینها و روال جاری در بیت از فاجعه و جنایات انجام شده در کهریزک مطلع شدند بلافاصله دستور رسیدگی به ماجرا و تعطیلی آنجا را دادند. اما درعین حال می دانیم که بحث کانالیزه شدن اخبار و اطلاعات در دنیای امروز، آنهم برای رهبری که همه امکانات فنی و ارتباطی را در اختیار دارد در مقایسه با زمان شاه که این شائبه را دامن می زد، موضوعیت ندارد و ایشان هم همانند هر شهروندی می تواند با رجوع به رسانه ها و از طریق اینترنت و سایت ها در جریان همه اخبار و اطلاعات جاری قرار گیرند مگر اینکه محدودیت وقت و گرفتاری های روزمره به ایشان اجازه اینکار را ندهد و اطرافیان هم انگیزه ای برای رفع این نقیصه نداشته باشند ! به هرحال نمی دانم چرا رهبری نسبت به اینهمه ظلمی که در جامعه جاری است و به ویژه در زندانها برمنتقدان و معترضان و خانواده هاشان وارد می شود و فریاد آنان را به آسمان بلند کرده است هیچ واکنشی نشان نمی دهند و کاری نمی کنند و... . اگر شرط اول صلاحیت ولایت فقیه را ملکه عدالت بدانیم در مورد ایشان چه می توانیم بگوئیم ؟ اگر ایشان اطلاع دارند و کاری نمی کنند که از عدالت ساقط هستند ، و اگر اطلاع ندارند که صلاحیت ایشان برای اداره کشور زیر سئوال می رود ؟ شاید امثال من بازهم باید منتظر انتشار یادداشتهای نزدیکان رهبری در این باره بمانیم اگر عمری دراز داشته باشیم ! البته دراین میان نمی دانم نقش مجلس خبرگان رهبری چیست؟ و چه می تواند باشد؟
در پی درخواست مجوز راهبران جنبش سبز برای برگزاری تظاهراتی در ٢۵ بهمن ماه ٨٩ برای حمایت از اعتراضات ضد استبدادی مردم مصر تونس، گروهی از حامیان جنبش سبز جهت سر دادن ندای شامگاهی "مرگ بر دیکتاتور" و "الله اکبر" در شامگاه قبل از تظاهرات، فراخوان دادند.
به گزارش منابع خبری، فراخوان دهندگان در بیانیه خود آورده اند "حال که رهبران جنبش سبز روز ٢۵ بهمن ماه را بعنوان حضور میلیونی سبزها در میدان آزادی اعلام کردند، اینک وظیفه ماست که با تمام توان خود این اعلام حضور را با تمام قوا به گوش همه برسانیم. و در این کار باید از تمامی راههای ممکن از جمله اسکناس نویسی و شعار نویسی بر روی اماکن عمومی و ...استفاده کنیم و در پایان برای اعلام نهایی برای کسانی که ممکن است به هر دلیلی با خبر نشده باشند، ندای الله اکبر و فریاد مرگ بر دیکتاتور را، راس ساعت ده شب قبل از ٢۵ بهمن ماه سر خواهیم داد."
گفتنی است مهدی کروبی ومیرحسین موسوی درنامه ای مشترک به وزارت کشور درخواست صدورمجوز برای دعوت راهپیمایی مردمی درجهت حمایت ازقیام مردم مصر و تونس را خواستار شده اند. بر اساس این درخواست، راهپیمایی در حمایت از مردم مصر و تونس، دوشنبه ساعت سه بعدازظهر از میدان امام حسین به سمت میدان آزادی برگزار می شود.
فراخوان گروه رسا، برای ندای الله اکبر
در ادامه حمایت ها از اعلام تظاهرات ٢۵ بهمن از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، گروهی از حامیان جنبش سبز موسوم به «رسا»، طی فراخوانی خواستار سر دادن ندای الله اکبر در شامگاههای ٢٣ و ٢۴ بهمن و پیش از موعد تظاهرات اصلی شدند.
به گزارش منابع خبری، متن بیانیۀ گروه رسا به شرح زیر می باشد:
نزدیک است سالگرد بهاری که دل های پرشماری حسرت به ثمر نَنشستن نهالش را می خورند. درحالی که این روزها امواج استبداد ستیزی ، مردمان این نزدیکی ها را فراگرفته به سی و دومین سالگرد بهار آزادی در ایرانمان نزدیک می شویم.بهاری که اکنون از آن جز نامی باقی نمانده است.
هر روز بخشی از سرمایه های انسانی و مادی و فرصت های پیشرفت این دیار ازدست می روند. انسان های آزاده بسیاری ، هر کدام با کوله باری از تجربه و دانش، به بند کشیده شده اند. خانواده های بیشماری از لگد کوب شدن جوانه هایشان در اندوه فرورفته اند. آنانی هم که بر مسند امورند آنچه در کلامشان جلوه می نماید دروغ و ریا است. روند تحولات ، خواست ها و هدف ها را در میان ملت های آزاده دیگر آن چنان که خود می پسندند می نمایانند. از سویی حاکمان مصری را به مدارا با معترضان سفارش می کنند و از دیگر سو در 20 ماه گذشته سخت ترین و بی رحمانه ترین رفتارها را با معترضان داخلی روا داشته اند. این ها را همه می دانیم. و با این همه، هر روز از یکدیگر می پرسیم راه حل چیست؟ چه باید کرد؟ اصلا مگر می شود کاری کرد، آیا سرنوشت محتوم مردمان خاورمیانه همین است ؟!
سخن گفتن از آرزوها و دردهای امروز دشوار است، از آنجا که بسیار است. آنچه روشن است این که همه ی ما خواهان روزی بهتر برای این دیاریم. روزی که هیچ عقیده ای محدود و هیچ اندیشه ای تحمیل نشود . . .
سرعت تحولات در تونس و مصر داغ فرصت های از دست رفتۀ روزهای سبز را بر دل هایمان نهاده و ما را بر آن داشته که روز خشمی نو برپا کنیم. برخی هدف را تنها کنار رفتنِ حاکمان از مسندِ قدرت می دانیم و در این راه حاضریم از هر وسیله ای بهره جوییم. شاهد این مدعا زبان و ادبیات امروزِ عده ای از ماست.
ما اکنون می توانیم حاکمیت را تغییر دهیم ولی چه سود که جامعه هنوز به سطح معقولی از خودآگاهی نرسیده است و استعداد تولید موانع مشابه را دارد . چه جای امید است که دیکتاتوری نوینی به ارمغان نیاورد. بیایید لحظه ای به برخوردمان با هنرمندانی که به هر ترتیب مورد استفاده ابزاری حاکمیت قرار گرفته اند ، بیندیشیم یا بت ساختن از همراهانمان را ببینیم...آیا می خواهیم فردا دوباره هر آن کس و هر آنچه نسبتی با حاکمیت امروز داشته حذف یا منزوی کنیم یا قدر سرمایه های هر چند بد پاسداری شده را نگه داریم. می خواهیم به جنگ اسم ها برویم و هر آنچه نشانی از امروز دارد،گرچه خوب، از میان ببریم، یا دوباره می خواهیم ... آه از این همه تکرار...
آری به نظر این چند جوانه در راه سبز ملت ایران، راه رسیدن به فردایی روشن از این مسیر می گذرد . . . آگاهی بخشی . . . که زنده باد خود آگاهی .
همچنان که این موضوع به بحث گذارده می شود ، این سوال برای هر یک از ما پیش می آید که تا به کی...؟ مردمان خسته را چه کنیم ؟ با ادامه این وضع دیگر از آن همه اسیر دربند و خانواده های داغدار چه می ماند؟ از سرمایه های مادی و معنوی این دیار چه خواهد ماند؟
به نظر می آید این مهم جز خواست و اراده ما به چیزی بستگی ندارد. اما در این میان تلاش گسترده برای آگاهی بخشی جز با ظهور جنبش ، با کمترین هزینه ها و متحدترین شکل که عامل استمرار و به ثمر نشاندن آن است، ممکن نیست.
اینک، گرچه سهم کوچکی از این موج بیداری داریم، برای ادای حقی که سهراب ها و نداها بر ما دارند و نیز برای پاسداشت استقامت تاجزاده ها و زیدآبادی ها و طبرزدی ها و نوری زاد ها و یزدی ها ... از تمامی همراهان دعوت می کنیم تا یک صدا در شب های 23 و 24 بهمن ماه راس ساعت 22 دردهای مشترک را فریاد کنیم.
این فراخوان راه به جایی نخواهد برد مگر با حمایت گروه ها ، رسانه های سبز و همچنین دو همراه استوارمان -مهدی کروبی و میرحسین موسوی-که بی گمان صدای آنها رساتر از هر رسا است.
به امید همراهی -روابط عمومی گروه رسا
1389/11/18
اردشیر امیر ارجمند مشاور حقوقی میرحسین موسوی از رهبران معترضان ایران، در گفت گو با "العربیه.نت" موضع گیری رهبران جمهوری اسلامی ایران، در خصوص اعتراض های مردمی در مصر و تونس در مقایسه با نوع برخورد آن ها با اعتراض های مردم ایران را نشان از تناقض آشکار دانست و در این باره گفت: " اقتدارگرایان و دیکتاتورهای حاکم در تهران در یک تناقض آشکار قرار گرفته اند."
در روزهای اخیر همزمان با اوج گیری اعتراض ها در مصر علیه دولت این کشور، مقام های جمهوری اسلامی ایران در مواضع خود از این اعتراض ها حمایت کردند. آشکارترین موضع را علی خامنه ای رهبر ایران اتخاذ کرد. او در نماز جمعه 4-2-2011 حرکت های اعتراضی در مصر و تونس را "انقلاب اسلامی" توصیف کرد. رهبر ایران در عین حال اعتراض های سال گذشته به نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور را "فتنه" و ساخته و پرداخته در خارج از مرزهای ایران دانست.
معترضان ایرانی نیز با پی گیری روند اعتراض ها در برخی کشورهای خاورمیانه، حمایت خود را از آن اعلام کرده و آن را اعتراض علیه دیکتاوری دانستند.
میرحسین موسوی در بیانیه ای که پیشتر صادر کرده گفته بود: "بدون هیچ شک نقطه آغازین آنچه در خیابانهای تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و ۲۸ و ۳۰ خرداد تهران جستجو کرد، روزهایی که مردم با شعار "رای من کجاست؟" به خیابانها آمدند و مسالمتجویانه حقوق از دست رفته خود را پی گرفتند."
او همچنین با اشاره به واکنش مقامات ایران به تحولات مصر خاطرنشان کرده بود: "اینان به روز خشم مردم مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیتالمال و همچنین بستن دهان ها و شکستن قلم ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبههای دار برای ایجاد خوف در میان مردم است."
صادر نشدن مجوز راهپیمایی 25 بهمن
اما آخرین تحول در این خصوص، درخواست مجوز راهپیمایی در روز 25 بهمن (14 فوریه) برای حمایت از اعتراض های تونس و مصر است که از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد معترض به نتایج انتخابات سال گذشته ایران و از رهبران معترضان این کشور، تسلیم وزارت کشور کردند.
به گزارش سایت "کلمه نزدیک به میر حسین موسوی، این دو رهبر مخالفان ایران، در درخواست خود با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مورد آزاد بودن برگزاری اجتماعات و راهپیماییها، زمان این راهپیمایی بعدازظهر دوشنبه ۲۵ بهمن ماه و مسیر آن از میدان امام حسین تهران تا میدان آزادی ذکر کرده اند.
اردشیر امیر ارجند که هم اینک در فرانسه به سر می برد، در پاسخ به این سوال که با توجه به رد درخواست مجوز راهپیمایی از سوی معترضان آیا امیدی به صدور مجوز این بار وجود دارد گفت: " ما هیچ پیش داوری نمی کنیم، امیدواریم که مقام های مسئول سر عقل بیایند و اجازه دهند مردم ایران به صورت آزادانه اظهار نظر کنند. در صورتی که چنین اجازه ای داده نشود، نشان دهنده ترس و واهمه آن ها از هرگونه حضور و اظهار عقیده مردم هست."
او همچین درباره این که در صورت صادر نشدن مجوز، آیا رهبران جنبش سبز پیش بینی حرکتی کرده اند؟ آیا این راهپیمایی انجام خواهد شد یا اعلام لغو آن می شود؟ بیان کرد: "در شرایط حاضر منتظر هستیم نظر مقام های ذی ربط داده شود و نسبت به آن چه بعد اتفاق خواهد افتاد بعد تصمیم گیری خواهد شد و این مجموعه جنبش سبز هست که تصمیم خواهد گرفت."
تناقض آشکار حاکمیت ایران
مشاور میرحسین موسوی در خصوص سخنان مسئولان جمهوری اسلامی درباره حق تعیین سرنوشت مردم مصر و تونس، آن را تناقض آشکار حاکمان ایران دانست و به "العربیه.نت" گفت: " در شرایط کنونی حق تعیین سرنوشت یک اصل شناخته شد بین المللی است و همه دولت ها و حکومت ها باید به آن تن دهند. اقتدارگرایان و دیکتاتورهای حاکم در تهران در یک تناقض آشکار قرار گرفته اند. از طرفی ادعا می کنند که از حق تعیین سرنوشت مردم مصر، تونس، فلسطین، عراق و لبنان حمایت می کنند و به خود اجازه می دهند که در این زمینه اعلامیه صادر کنند، اما هنگامی که سخن از حق تعیین سرنوشت مردم ایران می شود، کاملا موضع متفاوت می گیرند و آن را با سرکوب پاسخ می دهند.
او درباره حق تعیین سرنوشت گفت: "به نظر ما حق تعیین سرنوشت یک حق جهانی است و اگر که مردم کشورهای دیگر نسبت به نقض حق تعیین سرنوشت در کشور دیگری اعتراض کنند، به معنای مداخله در امور داخلی آن ها نیست. همانگونه که ممکن است کشورهای عربی، آمریکایی و اروپایی از حق تعیین سرنوشت مردم مصر دفاع می کنند، می توانند از حق تعیین سرنوشت مردم ایران هم دفاع کنند. نه در مصر مداخله محسوب می شود و نه در ایران. نه جریان های مصری وابسته به آمریکا و اروپا هستند و نه جنبش سبز و معترضان ایرانی را می توان متهم به وابستگی کرد. این باید مورد توجه همه مردم جهان قرار گیرد."
تبدیل جمهوری ها به دیکتاتوری های موروثی
امیر ارجمند درباره نقاط اشتراک اعتراض ها در منطقه خاطرنشان کرد: " نهضت های دموکراسی خواهی در منطقه به نوعی با یکدیگر پیوند دارند. هر چند که تفاوت های خاص خود را دارند اما نقطه های مشترک نیز دارند. نقاط مشترک آن ها وجود حکومت هایی است که تحت عنوان جمهوری تبدیل به دیکتاوری های موروثی شده اند و اکنون حاضر نیستند به هیچ یک از ارزش های حقوق بشری گردند بگذارند. ما هم با این راهپیمایی که پیش بینی کردیم در واقع می خواهیم از حق تعیین سرنوشت مردم مصر، تونس و همه ملت هایی که به دنبال حق تعیین سرنوشت هستند، حمایت کنیم."
ندادن مجوز نشان از نبود صداقت
مشاور میر حسین موسوی در خصوص تفاوت نوع حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران از اعتراض ها در منطقه با نوع حمایت اصلاح طلبان این کشور به "العربیه.نت" گفت: " جنبش سبز ضمن حمایت از حرکت های دموکراسی خواهی به ویژه در مصر و تونس، هیچ گونه مداخله ای در امور داخلی کشورها را مجاز نمی داند. حمایت ما حمایت از حق تعیین سرنوشت مردم است و وارد مناقشه های داخلی و حزبی هیچ کشوری نمی شویم. تفاوت هم در این است که هر کس ادعا می کند حق تعیین سرنوشت را می پذیرد، نباید دو معیار و دو مقیاس داشته باشد. اگر مقام های ایرانی در حمایت از حق تعیین سرنوشت مردم مصر صداقت داشته باشند، با صدور اجازه راهپیمایی و تامین سلامت آن صداقت خود آن را نشان خواهند داد. وگرنه معلوم می شود این نوع حمایت ها تنها جنبه تبلیغاتی دارد."
تفاوت 25 بهمن با 25 خرداد
امیر ارجمد پیش بینی می کند که مردم ایران از فراخوان راهپیمایی رهبران اصلاح طلب استقبال خواهند کرد و در این خصوص بیان می کند: " به نظر ما مردم استقبال بسیار خوبی خواهند کرد در صورتی که اجازه راهپیمایی داده شود و نیروهای خود سر و نیروهای سرکوب وارد عمل نشده و مبادرت به ایجاد ترس و وحشت در میان مردم نکنند."
او همچین درباره این که آیا استقبال از راهپیمایی 25 بهمن همسان استقبال از راهپیمایی 25 خرداد (15 ژوئن 2009) که میلیون ها نفر در خیابان های تهران در اعتراض به نتایج انتخابات تظاهرات کردند خواهد بود یا نه، به "العربیه.نت" گفت: " نباید این دو روز را با یکدیگر مقایسه کرد. این ها دو روز متفاوت هستند. در روز 25 خرداد در بحبوبه رقابت های انتخاباتی و شور مردمی بودیم. الان اما مواجه با یک سرکوب بسیار شدید هستیم. بسیاری از نیروها بازداشت شدند و تحت شکنجه و آزاد و اذیت قرار گرفتند، اما نهضت همچنان بیدار است و در روز 25 بهمن در صورتی که اجازه راهپیمایی داده شود، حیات دوباره جنبش سبز به نمایش گذاشته خواهد شد."
مرتضی اشراقی فرزند آخر مرحوم آیتالله شهاب الدین اشراقی و نوه امام خمینی، هنگام پیروزی انقلاب اسلامی یک ساله بود . وی دوران دبستان و راهنمایی را در مدرسه نیکان تهران و دبیرستان را به دلیل علاقه به فراگیری علوم دینی با مشورت آیتالله امامی کاشانی، در دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری گذراند و مهر ماه ۷۴ وارد قم شد و دوره مقدمات را در مدرسه علمیه عترت آل محمد، دوره سطح را نزد حضرات آیات استادی و بیگدلی و حجج اسلام والمسلمین حسینی بوشهری عظیمی و خادمی گذراند و اکنون ۷ سال است که مشغول خواندن درس خارج فقه و اصول نزد حضرات آیات مکارم شیرازی، سبحانی، شیخ صادق لاریجانی و هماکنون آیتالله گنجی است که علاوه بر آن، به تدریس در حوزه علمیه قم نیز مشغول است.
به مناسبت ایام دهه فجر انقلاب اسلامی گفتگویی با وی در فضای مجازی منتشر شده است که مشروح آن در پی میآید:
* امام بحث ولایت فقیه را در قلمرو کلام گنجاندند
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی اشراقی در ابتدای این گفت و گو، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «با توجه به مرجعیت دینی امام خمینی(ره)، دیدگاه فقهی ایشان و مکتبی که بدان معتقد بودند چه تاثیری در آغاز نهضت اسلامی داشت؟»، اظهار کرد: قبل از ورود به بحث باید مروری گذرا بر تاریخ فقه سیاسی شیعه داشته باشیم، زیرا در این صورت راحتتر میتوانیم به موضوع مرجعیت دینی و تعیین سرنوشت رهبری در عصر غیبت امام معصوم (ع) بپردازیم.
وی در این زمینه یادآور شد: در عصر حضور امامان معصوم، رهبری جامعه مسلمین به عهده آن بزرگواران بوده و مردم نیز برای رفع مشکلات دینی و پرسشهای خود با رجوع مستقیم به آن بزرگواران آنان را حل میکردند؛ آنان علاوه بر رسیدگی به امور عامه مسلمین به تربیت شاگردانی چون زراره بن اعین، ابا بصیر، محمد بن مسلم، برید بن معاویه، یونس بن عبدالرحمان و... برای ترویج وتبیین و تحکیم مبانی اسلامی همت گماشتند تا زمینه را برای آغاز دوره غیبت امام معصوم (ع) فراهم آورند.
این مدرس حوزه علمیه گفت: با شروع دوره غیبت صغری و عدم دسترسی عامه مردم به امام معصوم (ع) و برای جلوگیری از تشتت در صفوف مسلمین، نواب خاص از سوی حضرت حجت (عج) انتخاب شدند تا علاوه بر اینکه آن حضرت ارتباط غیر مستقیم خود را با مردم حفظ کند، مردم نیز آمادگی و اعتماد لازم را برای رجوع به شخص غیر معصوم (ع) در رابطه با مسائل امور دینی خود پیدا کرده و شوک حاصل از خلاء ظاهری امام معصوم (ع) در جامعه کمتر احساس شود.
اشراقی با بیان اینکه با یک بررسی در مورد حیطه اختیارات نواب خاص، به این نتیجه میرسیم که آن بزرگواران نه فقط یک وکیل، بلکه جانشینان آن حضرت به حساب میآمدند، یادآور شد: در مکاتبه ای از توقیعات شریف حضرت حجت (عج) خطاب به «حسن بن عبدالحمید» که درباره یکی از وکیلان امام تردید کرده بود، میبینیم که امام خطاب به ایشان می نویسند، «لیس فینا شک ولا فی من یقوم مقا منا بأمرنا»؛ در این عبارت به طور وضوح سخن از قائم مقامی و جانشینی گفته شده است و نه صرفا وکالت .
وی ادامه داد: با شروع دوره حساس و خطیر غیبت کبری، علمای عظام شیعه برای جلوگیری از فروپاشی نظام تشیع به تالیف کتب متعدد و تنظیم مبانی فقه اسلامی با استمداد از روایات رسیده از ائمه معصومین و استنباط ازآن پرداخته و آثار فقهی بدیعی مانند کتاب شریف «المقنعه»، «النهایه» و «المبسوط» را به جهان فقاهت عرضه کردند. همچنین با توجه به حساسیت های موجود و حائز اهمیت نخستین سالهای پس از غیبت کبری و تعیین و تکلیف سرنوشت رهبری جهان اسلام، مرحوم شیخ مفید دست به قلم شده و در کتاب شریف المقنعه به تمام گمانهزنیها در مورد سرنوشت مسلمانان پس از غیبت کبری پاسخ میدهد.
این مدرس حوزه علمیه گفت: مرحوم شیخ مفید معتقد است که احکام دین اختصاص به عصر حضور ندارد وغیبت امام، دوره هرج و مرج و بلاتکلیفی و تعطیلی دین نیست، بلکه دورهای از تکامل فکری بشریت است که طبق حکمت الهی تقدیر شده است. ایشان در کتاب شریف المقنعه میفرمایند، «کسی که توان اقامه حدود و تنفیذ احکام و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد با کافران و فاجران را دارد باید از این توان خود بهره گیرد و بر مردم واجب است که چنین شخصی را در راه این اهداف یاری رسانند».
اشراقی با اشاره به اینکه در قرن هشتم هجری «شهید اول» کتاب شریف «لمعه» را برای گروه سربداران خراسان نوشته است، ادامه داد: «ابوطالب محمد» فرزند شهید اول میگوید که کتاب لمعه به درخواست شمسالدین محمد آوی که یکی از نزدیکان سلطان علی بن موید از سلاطین سربداران خراسان میباشد نگارش شده تا مرجع احکام فقهی و حکومتی باشد.
وی در ادامه شرح تاریخ فقه سیاسی شیعه، با بیان اینکه با آغاز قرن دهم و حاکمیت صفوی بر ایران و با به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع و دعوت از فقها برای همکاری با حکومت، بستری جدیدی برای پایه گذاری فقه سیاسی فراهم میشود، اظهار کرد: با بررسی تاریخ آن دوران (و تا حدودی عصر قاجار) به ویژه در زمان جنگ ایران و روس ما شاهد همکاری فقیهان با دستگاه سلطنت البته به صورت مشروط هستیم که از جمله این فقها محقق ثانی است میباشد که مشارکتی فعال در دستگاه صفوی داشته است. وی در کتاب رسائل خود بر نیابت فقیه در حال غیبت امام معصوم (ع) در جمیع امور که نیابت در آن دخیل است، تاکید کرده و ادعای اجماع دارد و طبق همین نظریه صریح، ولایت سیاسی برای فقیه را ثابت میداند و با این نظریه فقهی به همکاری با صفویان دست زده است.
اشراقی یادآور شد: در این دوره فقیهان چون «شیخ بهائی»، «محقق کرکی» و فرزندش و مرحوم «مجلسی اول» و «مرحوم مجلسی» صاحب کتاب شریف «بحارالانوار» در حکومت صفوی منصب شیخ الاسلام را که بالاترین و مهمترین منصب دینی و اجرایی در آن عصر بوده است را پذیرفتهاند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به اینکه در دوره سلسله قاجاریه به شاخصترین و بارزترین فقیه عصر خود مرحوم «کاشف الغطاء» - که در تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره که همزمان با جنگ ایران و روس بوده - می رسیم، افزود:وی در مورد جهاد دفاعی در عصر غیبت میفرماید که «مجتهدان باید به این امر که همان جهاد دفاعی است قیام کنند و افضل مجتهدان یا ماذون از طرف افضل واجب است که مقدم گردد و دیگران حق دخالت ندارند مردم باید اطاعت کنند و اگر مجتهد نبود نوبت به مومنان عادل میرسد» و بر طبق همین فتوا هم بود که مرحوم کاشف الغطاء به فتحعلی شاه قاجاربرای جنگ با روسیه و اخذ زکات و دریافت مالیات از مردم ، اذن دادند. وی چون اقامه حدود را وابسته به امام و نایب خاص یا نایب عام میدانند معتقد است که مجتهدان در زمان غیبت میتوانند اقامه حدود کنند.
اشراقی در جمع بندی خود از تاریخ فقه سیاسی شیعه، اظهار کرد: با نگاهی گذرا به این تاریخ در می یابیم که مساله ولایت فقیه در تمام اعصارشیعه به نحوی وجود داشته است و علما و فقها هر جا که فرصتی مناسب برای پیاده و اجرا کردن احکام الهی به دست می آمده به این امر مهم همت گمارده اند. لذا امام در حقیقت مبتکر نظریه ولایت فقیه نبودهاند بلکه ادامه دهنده راه فقها پیشین میباشند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی یادآور شد: ایشان در واقع مبحث ولایت فقیه را در خلال مباحث فقهی کتاب «بیع» در بهمن ماه سال ۱۳۴۸ در ۱۳ جلسه درس خارجشان مطرح کردهاند، ولی اینگونه هم نبود که از چهارچوب فقه خارج نشوند، بلکه ضرورت ایجاد حکومت اسلامی را به رهبری ولی فقیه، در علم کلام نیز ثابت کردند و کاری که ایشان کردند این بود که بحث ولایت فقیه را از قلمرو فقه بیرون آورد و به جایگاه اصلی اش که مساله کلامی است نشاند.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: آیت الله جوادی آملی در همین رابطه میفرمایند، «ابتکار امام خمینی در دین و فقه شناسی نه مانند سایر اخباریون بود که از روزنه زبون تحجر و ثبقه کم نور جمود و خمول به آن می نگرند و نه مانند اصولیون بود که از تنگنای مباحث الفاظ و اصول عملیه در آن نظر می نمایند، بلکه دین شناسی امام در فقه اصغر و اوسط و اکبر تابع دین شناسی امامان معصوم(ع) بوده است».
اشراقی با بیان اینکه امام با نگارش کتاب کشف الاسرار در سال ۱۳۲۳ شمسی ضمن پاسخگویی به اتهاماتی که نویسنده اسرار هزار ساله و دیگران به اسلام زدند حمله به رژیم پهلوی را نیز به نحو بارزی آغاز کردند، یادآور شد: ایشان در این کتاب میفرمایند، «خدای عادل هرگز تن دادن به حکومت ظالمان را نمیپذیرد؛ تنها حکومتی که خرد و شرع آن را حق میداند حکومت خدا یعنی حکومت قانون الهی است و این نوع حکومت اگر به دست فقیه هم نباشد باید حکومت با اساس و قانون الهی که صلاح کشور و مردم در آن است اداره شود و چنین حکومتی بدون نظارت فقها امکانپذیر نیست». لذا ایشان به عنوان ابداع گر فرضیه انقلاب دینی، طغیان علیه مناسبات غاصبانه و مستقر را نه تنها مجاز، بلکه وظیفه واجب همه مسلمانان بر میشمارند.
*امام اولویت کار را با تربیت عناصر آگاه و یاران همدل می دانستند
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با بیان اینکه از این زاویه تفاوت امام (ره) با عالمان پیش از او هر چه بیشتر آشکار میشود، تصریح کرد: یک گروه، براندازی حکومتهای موجود را اگر با ضرر و خطر همراه بود واجب شرعی و لازم عقلی نمیدانستند و اصولا اکثر فقها مبارزه با ستم را نوعی نهی از منکر تلقی کرده و انجام آن را تحت شرایط ویژهای که مهمترین آن در پی نداشتن خطر جانی بود مطرح میکردند، در حالی که امتیاز برجسته امام این بود که ایشان مبارزه با ظلم را به هر قیمتی واجب میشمردند و اگر منکر، ظلمی کلی و فراگیر بود نهی و مبارزه برای انهدام آن حتی اگر به کشتار و شهادت منتهی میشد واجب دانسته میشد و این معنایی جز انقلاب نداشت.
وی تاکید کرد: به این ترتیب اندیشه تاسیس حکومت اسلامی از آغاز مبارزات مورد نظر امام بود، ولی اولویت کار با ساختن و تربیت عناصر آگاه و یاران همدل بود؛ کاری که با جو آن روز هم شجاعت می خواست و هم نیاز به زمان داشت و ایشان با این نگاه وارد مبارزه با رژیم پهلوی شدند و سرانجام نیز به پیروزی نهایی رسیدند و پایه گذار حکومتی اسلامی به شکل ومحتوایی نوین و سازگار با متد حکومت داری روز، یعنی «جمهوری اسلامی» را بر پا کردند.
اشراقی گفت: حضرت امام با تشکیل جمهوری اسلامی به جهانیان ثابت کردند که می توان حکومتی اسلامی تشکیل داد که با آراء و نظر مستقیم مردم و تحت نظارت کامل همه مردم شکل بگیرد و با تشکیل جمهوری اسلامی این وعده الهی را محقق ساختند.
*تزئینی دانستن رای مردم و جمهوری ایرانی؛ جریانات انحرافی در مقابل دیدگاه امام
عضو بیت امام خمینی در ادامه این گفت و گو در پاسخ به این سوال که «گاهی اوقات سخن از انحراف در تفکر امام گفته می شود و فکر می کنید نمونه های عینی این انحراف چیست؟»، اظهار کرد: بزرگترین یادگار امام، جمهوری اسلامی است و وقتی که ایشان می گویند «جمهوری اسلامی نه یک کلام کمتر نه یک کلام بیشتر»، یعنی یک نوع حکومت جدید با متد امروزی را بنا کرده اند که منظور از جمهوریت در این کلامشان یعنی اینکه شکل حکومت و نحوه اداره حکومت کاملا با آراء و خواسته مستقیم مردم است و مردم به طور مستقیم و یا غیر مستقیم برای انتخاب هر شخص در هر جایگاه اختیار کامل دارند؛ مثلا برای اداره اجرایی کشور به طور مستقیم رییس جمهور را انتخاب می کنند و یا برای سیستم قانون گذاری کشور برای خود نماینده انتخاب می کنند، یعنی تمام مراحل اداره و تشکیل حکومت با خواست و اراده ملت صورت می گیرد.
وی با بیان اینکه «وقتی هم که امام از اسلامیت سخن می گویند به این معناست که ماهیت حکومت و قوانین جاری بر کشور باید بر گرفته از قوانین الهی باشد و نباید تمرد از احکام الهی انجام گیرد»، تصریح کرد: این حرف کاملا درست است، زیرا ایران کشوری مسلمان و پایبند به مبانی و اعتقادات دینی است و به همبن خاطر باید موازین دینی هم در آن اجراء شود، چون خود همین موضوع باز خواست عمومی جامعه است.
اشراقی با اشاره به اینکه اگر بخواهیم نگاهی دقیق به علتهای پیدایش انقلاب اسلامی در ایران بیاندازیم، می بینیم که بارزترین و شاخص ترین علت این مساله دین ستیزی رژیم پهلوی بوده است، یادآور شد: رژیم پهلوی با بکار گیری ترفند های مختلف، قصد دین زدایی و گسترش لا ابالی گری در سطح جامعه داشت و از این رو با جلو گیری از بر پایی مجالس مذهبی و ترویج فسادهای اجتماعی ، جامعه متدین و مومن ایرانی را رو به زوال اجتماعی و اخلاقی سوق داده بود؛ بر پایه همین علت نیز وقتی صدای مبارزه با این رژیم از طرف یک شخصیت مذهبی و یک مرجع تقلید بلند می شود و خواستار تاسیس حکومتی بر اساس مبانی دینی و احکام الهی شده است به یک باره صدای میلیونها نفر از مردم متدین و مذهبی ایران به پا خاسته و به ندای مرجع تقلیدشان لبیک گفتند و او را تا به ثمر رساندن حکومتی بر پایه شریعت همراهی می کنند که در این جا هم خواست و اراده عمومی جامعه مبنی بر تشکیل حکومتی بر پایه مبانی و احکام اسلامی بطور وضوح نمایان است.
وی سپس گفت: متاسفانه در مقابل دیدگاه صریح و روشن امام نسبت به نوع و شیوه حکومت که همان جمهوری اسلامی می باشد، دو دیدگاه انحرافی وجود دارد؛ یک نگاه این است که برخی آقایان دارند و بر اساس آن رای مردم را تزئینی و بی تاثیر در سرنوشتشان می دانند؛ آنان می گویند که امام به خاطر رو در بایستی و به عنوان دروغ مصلحتی از رای مردم گفته اند که این سخن قطعا خلاف واقع و جفای بزرگ در حق امام است، زیرا ایشان به نظر و خواست مردم در اداره امور کشور اعتقاد قلبی داشتند و این امر بارها هم در کلام ایشان و هم در کردارشان ملاحظه شده است.
اشراقی تصریح کرد: وقتی امام می گویند مجلس در راس امور است در پس این حرف اعتقاد راسخ به نظر و خواست ملت در اداره امور کشورنهفته است و چون مجلس خانه واقعی ملت است، چکیده واقعی خواست عمومی است؛ یعنی مردم در سراسر کشور با حضور در انتخابات و با انتخاب نمایندگان خود، برای شیوه قانون گذاری در نحوه اداره امور کشور، وکیل معرفی می کنند و همین نمایندگان و وکلاء مردم در مجلس شورای اسلامی با تدوین قانون و نظارت دقیق بر امور تمام دستگاههای اجرایی، به خواست و اراده واقعی مردم در شیوه حکومتداری جامه عمل می پوشانند.
وی ادامه داد: دلیل این دیدگاه آن است که اینان نمایندگان ملت هستند و باید به نمایندگی از طرف مردم به وظیفه اصلی شان که هم قانون گذاری و هم نظارت بر اجرای صحیح قانون، پایبند باشند و با رای و نظر مردم هر منطقه، خواست و اراده ملت را به طور دقیق و روشن درک کنند تا در قالب تدوین قانون و نظارت بر صحت اجرای دقیق آن پیگیری کنند. پس در اینصورت است که خواست و اراده ملت در اداره امور کشور تبلور پیدا می کند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با تاکبد بر اینکه با همین جمله شیوای امام اعتقاد راسخ به رای و نظر مردم در رابطه با اداره امور کشور و تعیین سرنوشت خودشان به دست خود مردم کاملا مشخص می شود، یادآور شد: البته امام صحبتهای فراوانی در رابطه با نقش و جایگاه مردم دارند که بر هیچکس هم پوشیده نیست و می توان طومارها از آن نوشت. بطور مثال ایشان میفرمایند، وقتی ملتی چیزی را خواست کسی نمی تواند مخالفت کند و یا در جایی دیگر میفرمایند هر ملتی سر نوشت خودش را باید خودش تعیین کند.
اشراقی سپس به تشریح نگاه انحرافی دوم در مقابل دیدگاه امام(ره) پرداخت و گفت: این گروه، تفکری است که قائل به شکل گیری «جمهوری ایرانی» است و خواستار حذف اسلام از کشوری هستند که برای زنده نگه داشته شدن نام اسلام صدها هزار شهید و جانباز داده است؛ کسانی که این شعار را می دهند کاملا از مسیر امام دور و از خط اصیل امام منحرف شده اند.
وی یادآور شد: این تفکر از آغاز انقلاب اسلامی ایران هر از چند گاهی از ناحیه بعضی از گروهها و دسته جات معاند با نظام شنیده می شد؛ مانند سالهای اول انقلاب که این افرادعلم مخالفت با اجرای قانون الهی قصاص و یا حجاب را برداشتند و یا به مخالفت با اجرای حدود الهی می پرداختند (که البته اینها نه به اسلام اعتقادی دارند و نه به احکام الهی). گرچه در حال حاضر این تفکر غلط و انحرافی در بعضی از موارد به گوش میرسد ولی خود این افراد هم می دانند تا این خیل عظیم مردم انقلابی و مومن و متعهد به انقلاب و نظام در این کشور بسر میبرند راه به جایی نخواهند برد.
اشراقی در پایان این موضوع تصریح کرد: این دو تفکر دو لبه یک قیچی هستند که هر دو جریان کاملا انحرافی و از خط اصیل امام دور هستند.
*باید به شرایط زمانی و مکانی سخن و رفتار امام توجه داشت
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی در ادامه، در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار ایلنا مبنی بر اینکه «فکر می کنید تلاش برخی جریانات داخل و خارج کشور برای نشان دادن چهره خشن از امام، به چه نتیجه ای منتهی می شود؟»، اظهار کرد: متاسفانه برخی از افراد که در دوره امام مسئولیتهایی هم داشتند و دچار تندروی بودند، امروز اشتباهات خود را به پای ایشان می نویسند و چهره مهربان و رئوف آن خورشید درخشان و تابناک را به دروغ ، خشن معرفی می کنند و در کمال تاسف همان عده بخاطر مطامع و مقاصد فرومایه خود در خارج از کشور دست به مصاحبه هایی هم می زنند و با ارائه مدارک دروغ و تقطیع شده از جملات امام قصد خشن نشان دادن این چهره فروزان و درخشنده را دارند.
اشراقی ادامه داد: می بینید که این افراد حتی مهدویت را هم زیر سوال برده اند، البته از آنان انتظار بیشتری هم نیست، زیرا کسی که به مسلمات دین خود هم پایبند نیست ؛ البته اگر دینی هم برایش باقی مانده باشد و فقط هم بخاطر مقاصد شخصی خود و با تفکری واپسگرایانه دست به چنین کاری میزند هیچ انتظاری بیش از این، از او نمی رود.
وی با تاکید بر اینکه چهره و عملکرد امام واضح و روشن است، گلایه کرد که این عملکرد اشتباه در داخل و حتی بین دوستداران نظام و انقلاب هم مشاهده می شود، در حالی که معرفی چهره ای دروغین و خشن از امام رئوف و اسوه پاکی و صداقت و مهربانی و زیبایی، معنایی جز خیانت به آن امام می تواند داشته باشد.
این مدرس حوزه علمیه تاکید کرد: وقتی به سخن یا رفتاری از امام اشاره می شود، باید به شرایط زمانی و مکانی آن توجه شود و نمی توان با تقطیع کلمات، به نتیجه ای دلخواه رسید و چنین عملی استفاده ای ابزاری از امام است، که متاسفانه در داخل هم شاهد آن هستیم که امیدوارم این روند کاملا اشتباه و مقطعی هر چه سریعتر خاتمه یابد.
اشراقی در پاسخ به سوال دیگری در مورد دعواهای سیاسی در کشور، اظهار کرد: هر دو طرف سیاسی کشور به خاطر دعواهای سیاسی پیش آمده باید خیلی مراقب و مواظب باشند تا خدای ناکرده دعوا را به جایی نرسانند که به بزرگترین میراث امام که همان جمهوری اسلامی است لطمه ای وارد شود و من به هر دو طرف می گویم که این انقلاب به سادگی به دست نیامده است و حاصل خون هزاران شهید است؛ حال چرا باید حد دعواهای سیاسی را تا جایی بالا ببرند که خدای ناکرده به اصل نظام و انقلاب آسیب وارد شود؟
وی تاکید کرد: البته مردم هوشیار و بیدار و انقلابی هم باید مواظب باشند و پایبند به خط اصیل انقلاب بمانند که بحمد الله اینگونه است و توده مردم خود پاسدار آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی هستند.
* پاسداری از اندیشه های امام فقط مختص به بیت ایشان نیست
اشراقی در ادامه در پاسخ به سوال دیگری در مورد نقش خانواده امام از ابتدا تا پیروزی نهضت اسلامی، گفت: وقتی امام بزرگترین قیام قرن را سامان می دادند، نقش خانواده و همسر ایشان بسیار مهم بود و اگر نبود، ایشان دچار کاستی می شدند. همسر امام در سخت ترین وضعیت در کنار امام زندگی کردند و لحظه ای در همراهی با امام و کمک به هدف ایشان تردید نکردند؛ ایشان تمام مشکلات را به جان خریدند تا امام بتوانند در سایه آرامشی که خانم در خانواده درست کرده بودند به مبارزات خود ادامه دهند و می توان گفت «مرحومه خانم» پشتوانه اصلی امام به حساب می آمدند و تمام اعضای خانواده امام نیز بدون هیچ گونه تردید به هدف والای امام در خط ایشان و همراه ایشان بودند.
وی یادآور شد: در دوره سخت تبعید امام به نجف و از آنجا به فرانسه تمام اعضای خانواده ایشان برای رسیدن به هدف والای آن بزرگوار یعنی تشکیل جمهوری اسلامی از هیچ کوششی دریغ نکردند و تمام دشواری ها و سختی های حاصل از تبعید را به جان خریدند و همیشه همراه و پیرو آن بزرگوار بودند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: امام در این راه ، عزیز ترین و محبوب ترین شخص نزدشان شهید آیت الله سید مصطفی خمینی را از دست می دهند و کلیه اعضای خانواده امام نیز برای رسیدن به هدف والای امام یا مانند مرحوم والد درتبعید بودند و یا همراه امام در مبارزات بودند و لحظه ای هم در راهی که انتخاب کرده بودند شک و تردیدی نداشتند و همیشه و در همه جا یار و همراه امام بوده اند، زیرا پرورش یافته مکتب خمینی کبیر بوده و از آن بزرگمرد جاودانه تاریخ درسها آموخته بودند.
اشراقی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه «به عنوان عضوی از خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی، نقش خانواده امام را در پاسداری از میراث ایشان چگونه ارزیابی می کنید؟»، با بیان اینکه مهمترین وظیفه خانواده امام پاسداری از آرمانهای ایشان است که بحمد الله تا به امروز بر سر عهد خود با امامشان هم ایستاده اند، اظهار کرد: باید از شخصیت فاضل و اندیشمند، آیت الله حاج سید حسن خمینی تشکر و قدردانی کنم، زیرا ایشان واقعا به عنوان پرچمدار بیت امام برای پاسداری از تفکر و اندیشه امام از هیچ کاری دریغ نکرده اند تا جایی که حتی همگان شاهد بی مهری به ایشان هم بودیم، اما ایشان و بقیه اعضای بیت امام برای پاسداری از تفکر و اندیشه امام لحظه ای تردید به خود راه نخواهند داد.
وی تاکید کرد: البته پاسداری از تفکر و اندیشه های امام فقط مختص به بیت ایشان نیست بلکه وظیفه همه علاقه مندان به ایشان است؛ لذا امروز همه افرادی که دوستدار امام و علاقه مند به تفکر امام هستند موظفند از یادگار ارزشمند و گرانبهای امام که همان نظام مقدس جمهوری اسلامی است پاسداری کنند و جلوی هجمه ها و تبلیغات سنگین دشمن برای ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامی در اداره امور کشور را با پایبندی به قانون اساسی بگیرند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی تصریح کرد: بحمد الله بیت امام و به خصوص جناب سید حسن آقای خمینی با درایت و ذکاوتی که در ایشان سراغ دارم، بر این امر مهم پا فشاری دارند و هرگز لحظه ای از پاسداری از خط و آرمانهای والای آن عزیز سفر کرده دست بر نخواهند داشت.
* هر جریان سیاسی که پیرو واقعی خط امام باشد، بیت امام با آن سازگاری دارد
وی در پاسخ به سوال دیگری در مورد ارتباط بیت امام با جریانات سیاسی کشور، با بیان اینکه موضع بیت امام روشن است و آن «خط امام» است و این بیت به هیچ حزب و گروهی هم وابسته نیست، اظهار کرد: هرگروه و جریان سیاسی که پیرو واقعی این خط و پاسدار آن باشد، بیت امام با آن تفکر سازگاری دارد و از سوی دیگر این خط آنقدر روشن است که قابل مصادره نیست و مشخصات اصلی آن، «پاسداری از انقلاب و آرمانهای امام» و «احترام به جایگاه واقعی مردم» است.
اشراقی گفت: بر این اساس گروههای گوناگون سیاسی که پایبند به قانون اساسی و اندیشه امام و در چهارچوب خط امام حرکت می کنند، در این چهارچوب می گنجند و اصولا سیاست حذف یک جریان سیاسی که در چهار چوب نظام و انقلاب حرکت کنند در تفکر امام نیز وجود نداشت؛ اینکه یک جریان سیاسی پایبند به قانون اساسی را حذف کنیم، بر خلاف تفکر امام است و اینکه چه جریانی بر مسند مختلف کشور بنشیند باید توسط مردم مشخص شود؛ یعنی مردم اگر جریانی را نپسندیدند، با رای ندادن به آن جریان در انتخابات، این نظر را نشان می دهند.
این مدرس حوزه علمیه تاکید کرد: مردم باید خودشان نسبت به سرنوشت کشور خودشان هم احساس مسولیت کنند و هم تصمیم گیرنده باشند و اینکه می بینیم امام این قدر سفارش و تاکید بر حضور گسترده مردم بر سر صندوقهای رای دارند، به این دلیل است که کشور باید تحت خواست عمومی مردم اداره شود و خود مردم برای سرنوشت خود و کشورشان تصمیم بگیرند؛ این نظر صریح امام است که هیچ کس حق قیمومیت بر مردم را ندارد و مردم آزادانه به هر شخص و یا گروه و جریان سیاسی که موافق با نظام جمهوری اسلامی هست می توانند رای دهند و آنان را به عنوان نماینده خود برای اداره امور کشور معرفی کنند.
اشراقی تصریح کرد: البته جریان های سیاسی که نه به انقلاب اعتقاد دارند و نه پایبند به قانون اساسی هستند، در این چهار چوب قرار نمی گیرد زیرا امام به همه دوستداران انقلاب این هشدار را داده بودند و فرموده بودند که نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد که با توجه به این فرمایش امام همه چیز روشن و مشخص است و گروه هایی که منحرف هستند از جریان خط امام خارج بوده و جزء نا اهلان و نا محرمان به حساب می آیند و قطعا همه باید از اینگونه جریانات ناهمگون با نظام، فاصله گرفته و دوری نمایند.
وی گفت: راه امام باید راه همه گروه های سیاسی معتقد به قانون اساسی باشد و رهنمود های امام مشعل فروزنده این راه است که لحظه ای هم دوستداران امام از پاسداری از آرمانهای امام نباید غافل شوند، زیرا راه سعادت و پیروزی و اعتلای ایران اسلامی فقط با پیمودن این مسیر حق میسر خواهد شد.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با بیان اینکه اگر پایبند به قانون اساسی که چکیده افکار امام است، باشیم، می توان به بسیاری از اهداف رسید، یادآور شد: قانون اساسی به طور واضح همه مسائل را روشن کرده است و پایبندی به قانون اساسی یعنی پایبندی به تفکرات امام؛ بحمد الله اکثر جریانات و گروه های سیاسی موجود در نظام پایبند به این اصول هستند و این اراده و خواست ملت است که مشخص می کند چه جریانی بر سر کار آید و اداره امور مملکتی را به دست بگیرد و چه جریانی هم فعلا باید منتظر برگزاری انتخابات آتی باشد.
دکتر اردشیر ارجمند، حقوقدان و مشاور میرحسین موسوی روزهای جمعه 11 فوریه و یکشنبه 13 فرویه 2011 به ترتیب در گوتهبرگ و استکهلم به ایراد سخنرانی با موضوع «جنبش سبز، دموکراسی و حقوق بشر» خواهد پرداخت. برنامه سخنرانی ایشان به شرح زیر اعلام شده است:
جنبش سبز، دموکراسی و حقوق بشر
دکتر اردشیر امیر ارجمند
حقوقدان و مشاور ارشد میرحسین موسوی
(sluten föreläsning)
سخنرانی و پرسش و پاسخ
Stadsbiblioteketمکان : کتابخانه مرکزی یوته بوری
زمان : جمعه 11 فوریه
شروع برنامه ساعت 18:30
برگزار کننده : کمیته پشتیبانی از جنبش مردم ایران در یوته بوری
ورودی 50 کرون
ABF-huset Sveavägen 41 مکان : استکهلم، آ ب اف مرکزی
زمان : یکشنبه 13 فوریه
شروع برنامه ساعت 13:00، اتمام برنامه 15:30
برگزار کننده : حامیان جنبش سبز ایران - استکهلم
زمان فروش بلیط 12:30، 40 کرون
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار دیدگاه خود درخصوص اتفاقات تونس و مصر، ضمن اشاره به اینکه آنچه این روزها در این دو کشور اسلامی در حال وقوع است، ریشه در حرکتهای تدریجی مردمی در سالهای گذشته دارد، تاکید کرد: در جوامع اسلامی اگر در راستای مطالبه به حق اجتماعی و سیاسی، متکی به احکام مترقی اسلام شوند، هیچ دیکتاتوری، حتی در سایه گستردهترین حمایتهای قدرتهای خارجی نیز نمیتواند جلوی حرکتهای مردمی را بگیرد، آنگونه که رژیم پهلوی نتوانست با همه ادعاها و حمایتها دوام بیاورد.
به گزارش آفتاب، متن کامل دیدگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرح زیر است:
ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
سوره رعد، آیه ۱۱
آنچه که این روزها بخصوص در دو کشور مهم و تأثیرگذار اسلامی شمال آفریقا اتفاق میافتد، عقبهای طولانی و تدریجی در تاریخ سیاسی تونس و مصر دارد که حاکمان آنها صدای اعتراض مردم را یا نمیشنیدند و یا نمیخواستند بشنوند.
ظلمستیزی در کنار بلوغ سیاسی ملتها، حرکت جوامع مختلف در بعضی از مناطق جغرافیایی جهان را از چند سال پیش به این سمت سوق داده است که مردم با کم شدن آستانه تحملات سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی، دست به خیزشهای عمومی بزنند. در جوامع اسلامی اگر در راستای مطالبه به حق اجتماعی و سیاسی، متکی به احکام مترقی اسلام شوند، هیچ دیکتاتوری، حتی در سایه گستردهترین حمایتهای قدرتهای خارجی نیز نمیتواند جلوی حرکتهای مردمی را بگیرد، آنگونه که رژیم پهلوی نتوانست با همه ادعاها و حمایتها دوام بیاورد.
مردم تونس و به دنبال آن مردم مصر با استفاده از موهبتهای رشد آگاهیهای سیاسی و اجتماعی، چون آتشی که از خاکستر برمیخیزد و خیزابهای که از دل دریا بلند میشود، با خیزش انقلابی خویش در حال اثبات این واقعیتند که به قول قدما؛ «همه چیز از نازکی پاره میشود و اساس ظلم از ضخامت»
باید مطمئن باشیم که این خیزش محدود به این دو کشور نخواهد بود و باران اراده مردم در بسیاری از کشورهای دنیا که هنوز بر بستر استبداد، آرامش قبل از طوفان دارند، سیل بنیانکنی خواهد شد و روند امور را هرچند کند به سوی دخالت مردم بر سرنوشت خویش میبرد.
نکته مهم در این نوع اتفاقات، برخورد ملتها و نخبگان سیاسی و اجتماعی آنهاست که اگر با مهندسی درست و مناسب، به استقبال آن نروند، مانند آنچه که برای حذف دیکتاتوری صدام در عراق اتفاق افتاد، از چاله استبدادی به چاه استعماری میافتند که در آن صورت خسر الدنیا و الاخره خواهند بود. چرا که استبداد و استعمار در طول تاریخ ثابت کردهاند برای منافع ملتها، چون لبههای یک قیچی عمل میکنند.
به هر حال آنچه این روزها در این دو کشور اسلامی در حال وقوع است، ریشه در حرکتهای تدریجی مردمی در سالهای گذشته دارد که اگر حکومتها وقیحانه و بیرحمانه با مطالبات خیرخواهانه برخورد نمیکردند، امروز با این مطالبات مهم و ریشهای روبهرو نمیشدند که نه تنها به فرار حاکمان راضی و آرام نمیشوند، بلکه خواهان محاکمه آنان و دور کردن بقایای اندیشه آنان از حکومتهای بعدی هستند. چون مردمی که مارگزیدگی استبداد و پادزهرهای نامطمئن حامیان استکباری را چشیدهاند و دیدهاند، امروزه از هر ریسمان سیاه و سفیدی میترسند و به حق میخواهند لگام حکومتها را در روند درست دموکراسی به دست مردم و منتخبان واقعی مردم بدهند البته باید مراقب باشند که استکبار جهانی زخم خورده، با ادعاهای خیرخواهی و دموکراسی دروغین، درصدد انحراف خیزش روی آنان برنیاید و افراد و مهرههای وابسته دیگری را در لباس انقلابی و مبارزه بر آنان تحمیل نکنند.
با آرزوی توفیق و سربلندی ملتهای مسلمان در سراسر جهان.
والسلام
سید محمد خاتمی در دیداری که در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات داشت، با مرور ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران که برخاستهاز خواستهای اصلاحطلبانه مردم ایران بود، بر این نکته که "ما پایبند به انقلاب بوده و هستیم" تاکید کرد و گفت: "معتقدیم ملت ما بسیار برای انقلاب هزینه داده است و باید از آن پاسداری شود".
به گزارش وبسایت رسمی سید محمد خاتمی، وی از "جمهوری اسلامی" به عنوان دستاورد بزرگ انقلاب نام برد و خاطرنشان کرد: پاسداری از این جمهوری اسلامی با همان وجهه ای که در انقلاب بود و عرضه شد بزرگترین کار انقلابی است و کسی که از این دفاع کند او انقلابی واقعی است و کسی که به آن لطمه بزند ولو به نام دین و یا هر نام دیگری اوست که از انقلاب فاصله گرفته است ولو ادعای انقلابی گری کند.
رییس دولت اصلاحات با دعوت از اصلاحطلبان در جهت تبیین و بسط صحیح اندیشه اصلاحطلبی در شرایط موجود ، تصریح کرد: یکی از رسالت های اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است برای اینکه بیگانگان با روح انقلاب با هر عنوان و تبلیغاتی نیایند محور همه کارها شوند و جامعه بشری را بدبین یا مردم را دلسرد کنند.
سید محمد خاتمی همچنین با بیان اینکه امروز به ناحق "گروه های قانونی و دلسوز "منحل می شوند و راه فعالیت به روی دیگران هم بسته می شود، به طرح این پرسش که چرا باید احزاب و تشکل ها طی دو سال گذشته حتی نتوانند کنگره سالانه خود را برگزار کنند؟! پرداخت و پیشنهاد داد به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند.
رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدن ها همچنین با اشاره آنچه در تونس گذشت و اعتراضهای مردمی علیه مبارک در مصر؛ به مرور سیر روشنفکری دینی در مصر طی ادوار مختلف تاریخی پرداخت و گفت: امروز خواست مردم مصر مشخص است و آن این است که دیکتاتور برود؛ آزادی احزاب و گروه ها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانه به نمایندگی از ملت برای عدالت؛ برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.
وی با آرزوی توفیق برای مردم مصر افزود: امیدوارم خداوند به آنها توفیق دهد و موفق باشند؛هزینه داده اند و هزینه می دهند ولی مطمئنا این مسیر غیر قابل برگشت است.
متن کامل سخنان حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در این دیدار به شرح ذیل است :
از دیدار با شما خوشحالم؛ از اینکه این دیدار همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامی صورت می گیرد خوشحالی مضاعف دارم.
انقلاب اسلامی برای همه ما مهم است.مخصوصا باید تاکید کنیم که برای ما و به نظر همه کسانیکه مدعی اند مسیر اصلاحات درست را طی می کنند انقلاب یک مبدا تحول برای نظام و جامعه و همه مردم ما بوده است و در واقع آن را اوجی از اصلاحات دیرپایی می دانیم که ملت ایران از قدیم الایام تاکنون می خواسته است.
حرکت پیامبران را هم اصلاحی می دانیم
به طور کلی حرکت پیامبران را هم اصلاحی می دانیم.همچنانکه قیام حضرت سید الشهداء یک جریان اصلاحی بود؛در قبل از مشروطیت هم حرکتی که در ایران شروع شده بود حرکت اصلاحی بود.مشروطیت نتیجه اصلاحات بزرگ بود.
و نیز در طول صد سال بعد از مشروطیت همواره جریان اصلاحات حقیقی و اساسی؛اصلاحاتی بر اساس ارزشهای الهی برای اعتلاء و رشد دادن انسان و به اصطلاح تامین حق و حرمت انسان اصلاحات اساسی بوده و هست.
انقلاب اسلامی هم همین بود و هست و ما پایبند به انقلاب بوده ایم و هستیم و معتقدیم ملت ما بسیار برای آن هزینه داده است و باید از آن پاسداری شود.
انقلاب واقعه بزرگی در جهان بود
انقلاب واقعه بزرگی در نه ایران بلکه در منطقه و به یک معنا در جهان بود.ملتی با دست های تهی به پا خواست با یک رهبری ممتاز الهی. منتهی رهبری که به حقوق و حق و حرمت انسان اعتقاد داشت و این را بارها بیان کردپس انقلاب ما برای رهایی انسان؛برای برداشتن قید ها و زنجیرها و برای از بین رفتن استبداد و وابستگی به بیگانه و عوامل عقب ماندگی کشور و ملت و برای اینکه هم جامعه ما پیشرفته باشد هم در دنیا جایگاه والایی داشته باشد و انسانها احساس هویت و حق و حرمت کنند و برای اینکه به جای اینکه تصمیم هایی از بیرون تعیین کننده راه و روش و مدیریت کشور باشد این تصمیم ها از درون ملت برخیزد و حاکمیت از سوی ملت آمده باشد و در مقابل ملت مسئول باشد مطالبی است که امام هم بارها گفته اند و ملت ما هم از صمیم انقلاب به آنها باور داشت و برای گذر از آن وضع ناگوار و رسیدن به وضعیت مطلوب قیام کرد.
امام اینها را از موضع اسلام بیان کردند ومردم دیدند؛ اسلامی که امام می گوید اسلامی است که می تواند همه خواست ها ی مادی و معنوی آنها را برآورده سازد بدون آنکه جا را برای دیگران تنگ کند.
انقلاب آنچنان که ملت می خواست و آن گونه که عرضه و معرفی شد این بود که می شود به خدا ایمان داشت در عین حال حرمت بندگان خدارا نگه داشت.می شود بنده خدا بود و در همان حال از آزادی انسان دفاع کرد؛می شود خواستار عدالت و اخلاق در جامعه بود و در عین حال با پیشرفت همه جانبه توام با عدالت کشور موافق بود.
می توان ارزش های الهی را پاسداشت در عین حال میزان را رای ملت و رای مردم دانست.می شود جمهوری اسلامی داشت و در متن جمهوری اسلامی حتی غیر مسلمان نه تنها جناح ها و سلیقه های مختلف بلکه هر کسی با هر آئین و مرامی وقتی زیستن در این نظام را پذیرفته است و در چارچوب میثاق وحدت ملی کشور یعنی قانون اساسی حرکت می کند شهروند جمهوری اسلامی است و دارای حق و حرمت و حقوقی است که یک شهروند دارد.
این اسلامی است که در انقلاب ما مطرح شد به خصوص هنگامی که داشت نظام جایگزین عرضه می شد.
مردم هم به همین رای دادند و دستاورد بزرگ انقلاب ما جمهوری اسلامی است و پاسداری از این جمهوری اسلامی با همان وجهه ای که در انقلاب بود و عرضه شد بزرگترین کار انقلابی است و کسی که از این دفاع کند او انقلابی واقعی است و کسی که به آن لطمه بزند ولو به نام دین و یا هر نام دیگری اوست که از انقلاب فاصله گرفته است ولو ادعای انقلابی گری کند باید دید این جمهوری اسلامی که حاصل انقلاب ما بود چه بود و چه می خواست.
اصلاحات واقعی با پایبندی به این مبانی و اصول و معیارها است واگر انحراف و اشتباهی بود باید با همین معیارها اصلاح بشود.اگر جایی دیده شد ظلمی می شود؛کارآمدی نیست؛با کارشناسی درست مدیریت پیش نمی رود؛اگر درجایی دیده شد افراد به خاطربیان عقیده و فکرشان هزینه باید بپردازند؛اگر در جایی دیده شد انتخاباتی که اینقدر مهم و قلب دموکراسی و مردم سالاری است اشکالاتی در آن است اینها بیان بشود و راهکار هم داده شود نه فقط انتقاد شود اصلاحات یعنی این.
آن چیزی که ما می گوییم اصلاحات؛خدا و پیغمبر و همه اینها هم قبول و نظامی را می خواهیم که ارزش های الهی در آن حاکم باشد احکام الهی در آن اجرا شود البته باز هم اینجا تاکید می کنم؛ امام هم فرمودند احکام باید با توجه به زمان و مکان که دو عنصرتعیین کننده در اجتهاد اسلامی هستند باشد و به گونه ای که بتواند مشکلات انسان امروز را حل کند ؛ همچنان که امام مواضع بسیار شجاعانه ای در مورد زنان؛فرهنگ و هنر و مسائل اقتصادی گرفتند و گره گشایی کردند و رفتند اینها ارزش هایی است که ما به آنها اعتقاد داشتیم و اعتقاد داریم در عین حال به عنوان دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ما که آزاد شدن مردم بود چه از قید سلطه خارجی چه از قید استبداد درونی و دستیابی حاکمیت بر سرنوشت که در قانون اساسی ما به عنوان حق الهی شناخته شده است.اگر دنیا امروز حاکمیت بر سرنوشت را به عنوان حق انسان یک دستاورد بزرگ دنیای مدرن می داند که به جای اینکه افراد خاص، سران قبیله و طبقه ویژه ای حاکمیتشان را بر جامعه تحمیل کنند مردم باید تعیین سرنوشت کنند و این را حق طبیعی می داند ما بالاتر در قانون اساسی مان این را حق الهی دانسته ایم.
اینها دستاورد و جهت انقلاب ما بود و قرار بر این بود انقلاب وضعی را که تولید و زراعت و صنعت در رژیم شاه داشت؛وضع ارتش؛حاکمیت مستشاران خارجی در کشور و هم پیمانی آن رژیم با رژیم صیهونیستی و جاهای دیگر ،تنگنا هایی که برای افراد صورت می گرفت ودرها را به روی مردم بسته بودند ؛ در سایه انقلاب همه اینها تحول پیدا کند و الحق که خیلی تغییرات هم حاصل شد ؛امام آمد و با همیاری مردم انقلاب پیروز شد و امروز در سی و دومین سالروز آن قرار داریم.
جا دارد به شما و همه ملت ایران این دهه را تبریک بگوییم و باید این انقلاب را پاس بداریم. که انشالله در راه درست تداوم هم پیدا کند.
متاسفانه فضایی شده آنهایی که دلبستگی و وابستگی شان به انقلاب بیشتر است بیشتر مورد تهاجم هستند
شما عزیزانی که عنوان پاک اصلاحات را بر خود دارید با تکیه بر محکمات اصلاحات ؛باید حضور فعال داشته باشید.گفتم محکمات اصلاحات تا اشاره باشد به اینکه ممکن است کسانی ،چیزی درباره اصلاحات بگویند که با اصول و معیارها در تناقض باشد البته هر کس هر چه خواست بگوید آزاد است ما هم از ازادی بیان دفاع می کنیم ولی نظر خود را هم می گوئیم.تلاشی شد که اصول اصلاحات تدوین شود وشد و در اختیار همگان است شما باید اینها را به بحث بگذارید و با توجه به زمان و مکان ممکن است اصلاحات نیاز به اصلاح داشته باشد و اینها در سطح مردم تبلیغ شود به خصوص با این وضع ناگوار تبلیغات سوء یک طرفه وسیعی که علیه هر انسان خردمند خیر خواهی ولواینکه وابستگی به این انقلاب دارد؛وجود دارد. متاسفانه فضایی شده آنهایی که دلبستگی و وابستگی شان به انقلاب بیشتر است بیشتر مورد تهاجم هستند.
انتقاد کنید؛ اصلاح کنید و کار را پیش ببرید
ولی در این فضا اگر حکومت بد رفتار کند خود به خود این بد رفتار کردن تبلیغ به نفع کسانی که به حکومت اعتراض و انتقاد دارند خواهد بود منتهی ما که به اصل نظام و انقلاب پایبندیم وقتی محدود می شویم آن وقت دیگران حق را به جانب کسانی می دهند که اصل را قبول ندارند نه انتقاد نسبت به فلان روش حکومت دارند.
شما بروید اینها را بسط دهید؛صحبت و انتقاد کنید اصلاح کنید و کار را پیش ببرید.
ما باید این انقلاب و راه درست امام و راهی را که انقلاب معین کرد و از خواست ها و آرمان های ملت ایران را تبیین کنیم و از آنها دفاع و راهکارهایمان را برای آینده بگوییم حالا اینکه بگذارند یا نگذارند حرف دیگری است.همه ما رفتنی هستیم نباید انتظار داشته باشیم همیشه ما کاره ای باشیم.
بلاخره حرف ها و مواضع ما در تاریخ می ماند ؛قضاوت نسل های گوناگون را جدی بگیریم به خصوص نسل امروز که دفعتا در اثر انفجارجمعیت وضعیت ترکیب جمعیتی را عوض کرد نسلی الان روی کار است که ۷۰ درصد آنها انقلاب و جنگ را ندیده یا اگر جنگ بوده خیلی خردسال بوده اند باید از انقلاب دفاع کنیم تا دیگرانی که با اصل مخالفند نیایند همه چیز را زیر پا بگذارند.
یکی از رسالت های اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است
اتفاقا یکی از رسالت های اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است برای اینکه بیگانگان با روح انقلاب با هر عنوان و تبلیغاتی نیایند محور همه کارها شوند و جامعه بشری را بدبین یا مردم را دلسرد کنند.
مساله دیگر که قابل ذکر است چیزی است که در شمال آفریقا و سطح وسیعی در مصر و با شدت و ضعف در همه کشورهایی که دچار عقب ماندگی تاریخی به خاطر حکومت های فاسد و وابسته اند بوده و در جهان اسلام به نحوی از انحاء در حال رخ دادن است این امر بسیار مهمی است که باید به آن توجه کنیم.
در تونس که کشور کوچکی است و نسبتا هم از نظر اقتصادی بد نبودند ولی دیکتاتوری نفس گیری که هم با دین و هم با دنیای مردم مخالف بود حکومت خودکامه داشت؛ دیدیم چه رخ داد. شاید تا سه چهار روز قبل کسی احساس نمی کرد این رژیم در مقابل حضور مردم اینگونه فرو بپاشد از شروع این جنبش تا فرار دیکتاتور آنجا ۲۹ روز طول کشید.
در مصر هم همین طور بخصوص مصر جوان به صحنه امده در مقابل رژیم مسلطی که کاملا مورد پشتیبانی در دنیا بود.مصر ،کوچک نیست بلکه تمدن چند هزار ساله دارد. به هر حال ملت تمدن ساز ؛ملت بزرگی است همچنان که ما دارای سابقه تمدن بزرگ هستیم.
بعد از اسلام هم مصر مثل ایران از کانون های ایجاد و بسط و گسترش تمدن اسلامی بود.
" اگر ایران کفوی داشته باشد مصر است و اگر مصر همتائی داشته باشد ایران است "
تعبیری که من از یکی از مصری ها شنیدم که می گفت:ایران و مصر دو بالی هستند که تمدن اسلامی به کمک این دو بال برخاست و اوج گرفت.اگر ایران کفوی داشته باشد مصر است و اگر مصر همتائی داشته باشد ایران است.مصر این پایگاه و جایگاه را داشته است و ملت مصر ملتی ارجمند است که در دنیای اسلام تاثیر گذار بوده است.در ۱۵۰ سال گذشته هم واقعا یکی از کانون های مبارزه با استعمار و پیشتازی با حق و حرمت مردم و مبارزه با دخالت خارجی بوده است.
"سید جمال الدین اسد آبادی" وقتی از همه مایوس می شود به مصر می رود و آنجا فضای را ایجاد می کند و می بیند که با اصلاح و تغییر موافق است و برای طرح اسلام مترقی وپیشرو ونیز مبارزات ضد استبدادی و استعماری مصر را جایگاه مناسب می بیند.مصر این چنین کشوری است و تجربه های مختلفی را هم داشته است.در انجا حرکت ها و موج های اسلامی هم بوده است.
اگر ما چیزی به عنوان روشنفکری اسلامی داشته باشیم ؛ در مصر یکی از کانون های بسط روشنفکری اسلامی بوده.پیشتازی مصریان در دفاع از آرمان مردم فلسطین و نفی و محکوم کردن و حتی مقابله با جنایاتی که رژیم صیهونیستی با اشغال و جنایتش داشته است پیشتاز بوده است.
دو جریان افراطی و تفریطی از درون حرکت ها و جنبش های اسلامی و مبارزاتی بیرون آمد
دو جریان افراطی و تفریطی هم از درون حرکت ها و جنبش های اسلامی و مبارزاتی بیرون آمد ولی روح غالب مردم مصر و متفکران اسلامی از این دو جریان جدا بود.یکی جریان افراطی و خشونت گرا است که از اسلام جز ظواهر را نمی شناسد و این ظواهری که بخشی از آنها هم عادت زدگی های تاریخی است نه واقعا ظواهر صد در صد اسلامی که باید باشد ولی به نام اسلام تلقی شده جز این هیچ چیز را حقیقت نمی داند و هیچ روشی جز خشونت نمی بیند و هیچ ساز و کاری برای مدیریت جامعه به جز استبداد نمی شناسد.
صحبت او این نیست که حکومت های مستبد سر کارند و باید بروند بلکه می گوید استبداد من که از ارزش های اسلامی دفاع می کنم خوب است ان استبداد بد است که ما نمونه اش را در همسایگی خود برای سالها دیده ایم و این جریان تند تنها ابزار را "زور" می شناسد و به راه کارهای خود عنوان دینی می دهد و نابود کردن کسانی که با ذهنیت و سلیقه آنها موافقت ندارند را دنبال می کند.
این جریان افراطی از درون جنبش های اسلامی در آمده از آنطرف هم جمع تفریطی جریانی که تحت تاثیر تحولات غربی بوده و آنچه در غرب رخ داده است و به خیال خود خواسته است اسلام را پویا کند ولی در این پویا کردن بیشترین زیان را اسلام دیده است.
نمی خواهم بگویم آنها سوء نیت داشته اند ولی واقعا این حرکت تفریطی جریانی بود که تحت تاثیر تحولات غرب بود و می گفت متن و نص را باید تفسیر و تاویل کرد و آن را روز آمد نمود البته تاویل در صورتی قابل قبول است که به اصل متن ضربه نزند.
در جریانات روشنفکری تفریطی می بینیم که به نام تاویل اینقدر سایش در متن ایجاد شود که به پایین که می رسیم اصلا متن و وحی و کلامی که کلام خدا باشد محو می شود؛بهر حال این جریانات بوده است.
ولی غالب مردم و متفکران مصر اسلام را قبول دارند واقع بین هم هستند. هم به وحی و کلام الهی پایبنداند؛ هم دنیای امروز را درک می کنند و هم نیازهای مردم امروز را می فهمند البته در مصر غیر مسلمان هم کم نیستند که محترم اند در این چند دهه مصریان تجربه های سیاسی و اجتماعی زیادی را نیز از سر گذرانده اند.
بازگشت به خویشتن و نیز مقابله با استعمار و سلطه بیگانه و مقابله با ظلم؛ وجه مشترکی بین همه جنبش های اسلامی اجتماعی و فکری
وجه مشترکی بین همه جنبش های اسلامی اجتماعی و فکری وجود داشته است و آن بازگشت به خویشتن خویش حالا یا خویشتن ملی یا دینی خود و نیز مقابله با استعمار و سلطه بیگانه و مقابله با ظلم به همین دلیل است که مردم مصر با همه اختلافاتی که دارند به محمد عبده احترام می گذارند همچنان که به جمال عبدالناصر احترام می گذارند.جمال عبدالناصر به مصر آزادی نداد ولی هویت داد ؛ تحقیر شدگی ملت مصر را بازگرداند و در مقابل استعمار ایستاد.بیان گر درد های مظلومان و به خصوص فلسطینیان و دفاع از آرمان فلسطین شد.تلاش کرد عدالت در جامعه بیشتر شود.ولی در قاموس او نیز اینها آزادی که امروز خواست غالب و فرگیر ملت های جهان و کشور های اسلامی است خیلی جایگاهی نداشته است .ولی همین اندازه که کسی بوده در مقابل تحقیر ملت ایستاده است مورد احترام است چون هیچ ستم و ضربه ای بالاتر از تحقیر شدگی در تاریخ نیست.
انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح میدهد
انسان گرسنگی را می تواند تحمل کند ولی تحقیر شدگی تا مغز استخوان او را می سوزاند و استبداد انسان را تحقیر می کند انسان نمی تواند استبداد را بپذیرد. انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح میدهد؛ این فطرت انسان است.
کسی که با تحقیر شدگی مقابله می کند مورد احترام قرار می گیرد. و حالا مردم مصر می بینند که مصر با آن سابقه در این سالیان دراز؛ نه دست آورد اقتصادی تاثیر گذار در زندگی مردم داشته است ،نه فضای باز سیاسی را تجربه کرده است نه از لحاظ بین المللی اعتبار لازم را دارد.
البته تحولات اقتصادی و علمی هم در مصر هم صورت گرفته اما اینکه مردم اثار این بهبودی را در زندگی عمومی خودشان احساس کنند نبوده و این مهم است که اگر ما تحول ایجاد کنیم و مردم احساس نکنند که آن تحول در زندگیشان اثر دارد آن تحول اقتصادی مانع از مشکلات بعدی که پیش خواهد آمد نخواهد بود.
از طرف دیگر آزادی هایشان سرکوب شده نه انتخابات درستی وجود دارد نه احزاب امکان نفس کشیدن دارند همین اخوان المسلمین هم که معتدل هم هست منحل می شود . حزب حاکم جا را برای همه تنگ می کند و به صورت فرمالیته انتخابات برگزار می شود؛فضا فضای خفقان آور و نفس گیر است و بالاتر از آن نه تنها از ارمان دفاع از مظلوم و فلسطین و مقابله با تجاوزات یک رژیمی که دارد نسبت به مردم مظلوم فلسطین جنایت می کند و منشاء فساد در منطقه است دفاع نمی شود بلکه حکومتشان دست در دست دشمن؛ و در مقابل ملت های منطقه و ملت مظلوم فلسطین ایستاده است این مردم نمی توانند تحمل کنند و یکباره می بینیم این اتفاق مبارک می افتد.
تکرار دیکتاتوری؛ نگرانی مصری ها
البته یک نگرانی هم در مصری ها وجود دارد که گذر از این مرحله مبادا به نام ناسیونالیسم؛آزادی؛سوسیالیسم و به هر نام دیگری دوباره شاهد دیکتاتوری دیگری باشند چون مصر اینها را تجربه کرده است یا خدای ناکرده به نام اسلام یک نوع افراط گرایی و خشونت گرایی سر کار بیاید و راه را بر همه ببندد.
خواست آنها مشخص است؛دیکتاتور برود آزادی احزاب و گروه ها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانی به نمایندگی از ملت برای عدالت ؛برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.
این چیزی است که الان در مصر است و امیدوارم خداوند به آنها توفیق دهد و موفق باشند؛هزینه داده اند و هزینه می دهند ولی مطمئنا این مسیر غیر قابل برگشت است.
امیدواریم ملت مصر موفق باشد و بتواند از این مرحله سنگین و دشوار با پیروزی بیرون بیاید.
خواست ما؛ استقرار و پایداری توأمان ارزش های الهی، آزادی انسان و پیشرفت جامعه
برگردم به خودمان؛ما همواره گفتیم و می گوییم که خواست ما استقرار و پایداری جمهوری اسلامی است.نظامی که در آن هم ارزش های الهی حاکم است هم ازادی انسان و هم پیشرفت جامعه و هم حق اعتراض و انتقاد وجود دارد و هم مسئولیت قدرت مداران در مقابل مردم و نهادهایی و این حاصل انقلاب ما بوده و باید باشد بجای آنچه افراط گرایان خشونت طلب مثلا در افغانستان می گفتند و اگر ما در ارائه الگو موفق باشیم خود به خود دیگران از اینجا الگو می گیرند.نه تنها اکثریت که مسلمانند بلکه اقلیت های غیر اسلامی هم احساس می کنند اگر این الگو پیاده شود در چارچوب این الگو و نظام حق و حرمت دارند و چرا این راه را انتخاب نکنند!
در نظامی که هم ارزش های الهی و هم اخلاق و عدالت و هم آزادی و پیشرفت و کار کارشناسی و مسئولیت حاکمان باشد خود به خود الگو می شود.
انتخابات آزاد؛آزادی بیان و آزادی اندیشه و تبادل اندیشه و رای و هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض را در جمهوری اسلامی مهم می دانیم و جنبه های منفی با اخلاق و عدالت الهی پر می شود.
باید برای الگو سازی تلاش کنیم
کار ما بعد از انقلاب اسلامی فقط حفظ مرزها یمان نیست؛مرزهای عقیدتی مان هم باید حفظ کنیم،باید برای الگو سازی تلاش کنیم.
معتقدیم انقلاب ما انقلاب آزاد کننده بود و این آزادی باید در همه عرصه ها باشد به همین دلیل می گوییم در نظام جمهوری اسلامی رای ؛آزادی،حرمت مردم و عدالت باید جایگاه والا داشته باشد ومنظور از آزادی ولنگاری و هرج و مرج نیست اتفاقا ما به اخلاق در کنار آزادی و عدالت تکیه بسیار زیادی باید بکنیم و می کنیم ؛همچنانکه در جنبه سلبی استبداد و استعمار را باید با هم نفی کنیم.
فضای مطلوب در همان چارچوبی که قانون اساسی می گوید و در آرمان های ملت ایران بود و در انقلاب بیان شد و مطابق در خواست های تاریخی ملت بود اگر درست تامین شود بهترین خدمت به جمهوری اسلامی شده است ومردم ما با اشتیاق بیشتری در صحنه خواهند بود و خودشان را صاحب همه چیز می دانند.
من اصلا کاری به محتوای انتخابات گذشته ندارم ولی ببینید چقدر نیروها به خاطر مشارکت در انتخابات دچار تنگنا شدند؛این نه با معیارهای منطقی و شرعی و قانونی نظام جمهوری اسلامی سازگار است و نه به مصلحت خود نظام و حاکمیت.
این فضا باید باز شود از این فضای امنیتی باید بیرون رویم اگر واقعا دلبسته به انقلا هستیم همه هم باید تلاش کنیم.
به عنوان نقد نباید تخریب کرد؛ از ان طرف هم اعتراض و نقد نباید هزینه داشته باشد
نه به عنوان نقد باید تخریب کرد از ان طرف هم اعتراض و نقد نباید هزینه داشته باشد آن وقت خواهیم دید باز چه شورو شوقی در مردم ایجاد خواهد شد و چه دلبستگی هایی برای مردم خارج از مرزها ایجاد می شود که حرکتشان به این سو باشد.
به صراحت عرض کنم فضای کنونی کشور نه به مصلحت کشور و جامعه و حتی حکومت است و نه مطابق با معیارها وملاک هایی که قانونا و شرعا داریم.
به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود که همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند
امروز به ناحق گروه های قانونی و دلسوز منحل می شوند و راه فعالیت به روی دیگران هم بسته می شود. چرا باید احزاب و تشکل ها طی دو سال گذشته حتی نتوانند کنگره سالانه خود را برگزار کنند؟!به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود که همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند این یعنی باز شدن آن فضای سیاسی و اجتماعی که البته این کافی نیست بلکه همه باید بتوانند در فرآیندهای تعیین کننده مثل انتخابات ؛ با تضمین امنیت و ازادیشان حضور فعال داشته باشند.
باید در ساز و کار انتخابات تجدید نظر شود
ساز و کار انتخابات طوری باشد که همه گروه ها احساس کنند آزادانه و با امنیت می توانند حضور داشته باشند و نامزد داشته باشند و برگزاری انتخابات به صورتی باشد که واقعا رای و نظر واقعی مردم تامین شود.
همه دولت ها و همه وزرای کشور در همه ادوار اجماع روی این داشته اند که باید در ساز و کار انتخابات تجدید نظر شود.آیا دیگر اجماعی بالاتر از این وجود دارد!؟این کار زودتر باید انجام شود و خود نظام هم بایدآن را انجام دهد.
با این امر می توان نگاه به اینده داشت نه نگاه به گذشته؛وقتی افق روشن باشد!آن وقت میبینید کشور دوباره متحد؛منسجم و پیشرو و همه در عرصه خواهند بود.
بزرگترین تضمین کننده نظام و انقلاب حضور مردم در صحنه است
بزرگترین تضمین کننده نظام و انقلاب حضور مردم در صحنه است.حضور مردم هم انگیزه و شوق می خواهد.نظام و حاکمیت بیشترین نقش را می تواند در ایجاد فضا برای حضور مردم و تضمین حضور انها داشته باشد.
انشالله دل های همه ما تحول پیدا کند و همه ما به سویی برویم که درآن همه نیروهایی که عاقلند و علاقمندند امکان حضور تضمین شده ای داشته باشند آن وقت است که ما مطمئنیم گامی بزرگ در جهت رسیدن به اهداف انقلاب برداشته ایم.
* * *
بر اساس گزارش وبسایت رسمی سید محمد خاتمی، در آغاز این دیدار نیزرییس دوره ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به ارائه گزارشی از اقدامات؛ فعالیت ها و برنامه های این شورا پرداخت.
همچنین تنی چند از اعضای این شورا در خصوص مسائل جاری کشور،نقطه نظرات خود را بیان کردند.از جمله موارد مورد تاکید، لزوم گسترش فضای سیاسی کشور؛ فعالیت آزادانه احزاب و رفع محدودیت های وارد بر آنان و همچنین اطلاع رسانی آزاد رسانه ها؛ رعایت قانون و احترام به حقوق شهروندان بود.
سید محمد خاتمی در دیدار با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات:
دکتر علی اکبر صالحی که هفته گذشته با ۱۴۶ راى از مجلس شوراى اسلامى جواز هفتمین وزیر خارجه پس از انقلاب را دریافت کرد، به لحاظ شخصیتی خصوصیات برجسته اى دارد که او را از سلف -و نه لزوما اسلاف- خویش متمایز مىسازد.
صالحى در بهترین دانشگاههای جهان تحصیل کرده، چند سال کسوت ریاست معتبرترین دانشگاه کشور را بر تن داشته و به زبانهای انگلیسى و عربى تسلط دارد. این مزایا در کنار روابط عمومی خوب، ظاهر آراسته، شخصیت آرام، متین و با وقار که لازمه کار یک دیپلمات برجسته در کنار توانمندىهاى حرفهاى است، میتواند ضامنی برای موفقیت در سمت جدید و برقراری رابطهای حرفهای با همتایان خارجی وی باشد.
صالحی هرچند به اندازه اسلاف خویش (خرازى و متکى) از سابقه کار در وزارت خارجه برخوردار نیست، با این وجود حضور چند ساله وى در آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان نماینده ایران و معاونت نمایندگى دیپلماتیک کشورمان در سازمان کنفرانس اسلامى را مىتوان حداقلهای قابل قبولى براى پست جدید او برشمرد. همچنین ریاست صالحى بر سازمان انرژی اتمی را میتوان امتیازى براى وزیر خارجه در کشورى که مسئله هستهای - خواسته یا نا خواسته - به عنوان مهم ترین معضل سیاست خارجی در عرصه جهانى است، تلقى کرد.
با این وجود امتیازات مذکور بدان معنى نیست که او در شرایط کنونى کشور- داخلى و خارجى - به راحتی بتواند در این سمت، وزیر خارجه موفقی باشد. صالحى وارث شرایط و مواجه با چالشهایی است که اجمالا میتوان برخی از این چالشها را فهرست وار در موارد ذیل اشاره کرد:
۱) وضعیت نامطلوب روابط خارجی ایران
روابط خارجی ایران با خارج در بدترین شرایط خود حتی در مقایسه با سالهای پرتنش اول انقلاب قرار دارد.
روابط ایران با همسایگان به عنوان اولین اولویت سیاست خارجی از وضعیت خوبی برخوردار نیست و به جرات میتوان گفت در بدترین شرایط روابط با همسایگان در دو دهه گذشته قرار داریم. بر اساس اسناد ویکی لیکس و دیگر قرائن موجود کشورهای عربی نظیر عربستان و امارات متحده عربی مواضع تندی در قبال ایران دارند، هر چند برخى این مواضع را خصمانه ارزیابى میکنند. نکته مهم در روابط با این کشورها این است که ما پس از گذر از دوران جنگ تحمیلی در حال بازسازی واعتماد آفرینی با این کشورها بودیم و قدمهای اساسی که لازمه این مهم است در دولتهای سازندگی و اصلاحات برداشته شد. بیاعتمادی و تخریب روابط با این کشورها نیز خواست نظام نبود بلکه از شعار زدگی، جاهطلبی و ماجراجویی رییس دولت و ناکارآمدی وزارت خارجه تحت امر ایشان سرچشمه میگرفت.
طی هفتههای اخیر رویدادهاى ناگوارى را در روابط ایران وافغانستان نیز شاهد بودیم که خوشبینانه ترین ارزیابى در این باره، از دست دادن همسایهاى است که طى سى سال گذشته میزبان حداقل شش میلیون نفر از اتباع آن بوده ایم و اکنون نیز بیش از یک میلیون از آنان در کشور ما زندگى مىکنند. تظاهرات علیه ایران، حمله به سفارت کشورمان در کابل و هرات و به آتش کشیدن نمادهاى ملى ما چیزی است که در تاریخ سى ساله روابط کشورمان با افغانستان سابقه نداشته و براى اولین بار رخ مىدهد.
کشورهای اروپایی به عنوان مهمترین شریک تجاری ایران و تعدیل کننده مواضع تند ایالات متحده، مواضع تندی نسبت به ایران اتخاذ کردهاند. این کشورها سردمدار تحریم ایران شدهاند و در این مسیر گاهی از ایالات متحده نیز پیشتر هستند. به عبارت دیگر رابطه منطقی و توام با احترام با اروپا که دولت اصلاحات در صدد بنیان گذاشتن با این بخش مهم از جهان داشت، امروز به شکلی در آمده که رییس دولت از سفر به کم اهمیتترین کشور این قاره عاجز است و سفرای کشورمان در این کشورها نیز قادر به انجام وظایف دیپلماتیک خود نیستند. کانادا نیز سردمدار طرح قطعنامههای ضد ایرانی در مسئله حقوق بشر است.
روسیه، چین و هند به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین جناح غیرغربى بازیگران در صحنه بین المللى، علیرغم همه سرمایهگذاری و حجم تجاری ایران با این کشورها، مواضعى همسو با غرب را در مورد ایران اتخاذ کرده و در قطعنامههای تحریم ایران، بدون هیچ دغدغهای از کاهش حجم روابط تجاری، با متحدان غربی خود که عزت و کرامت کشورمان را نشانه رفتهاند همراهی کرده و به قطعنامههایی که آنان مبتکر و حامی آن هستند رای مثبت مىدهند.
وضعیت نابهسامان ایران در صحنه جهانى به گونهاى است که حتی کشورهای آفریقایی نیز از موضع گیری علیه ایران ابایى ندارند. ماجرای نیجریه، گامبیا و سنگال نمونههایی از این وضعیت و به بیان دیگر مشتى از خروارها در این خصوص است.
همه اینها نشان میدهد که ما نه تنها در توسعه و تقویت روابط کشورمان با دیگر کشورها در سالهای گذشته موفق نبودهایم که در بسیارى از موارد دست آوردهاى دولتهاى گذشته را نیز بر باد داهایم.
۲) قطعنامهها و تحریمها؛ بندهایی بر پای سیاست خارجی
رویکرد ناصواب و سیاستهاى ماجراجویانه دولت نهم، پرونده هستهای ایران را از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل منتقل کرد که بدون تردید بزرگترین اشتباه کشور در مدیریت پرونده هستهای بود. مسالهای که امروز به مهمترین چالش پیش روی سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. تصویب ۴ قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت و اعمال تحریمهای بین المللی به علاوه تحریمهای چندجانبه آمریکا و متحدانش وضعیت بغرنجی را در تعاملات خارجی ایران رقم زده است. به گونهای که امروز خلاصی از این تحریمها و محدودیتهای تجاری، سیاسی و دیپلماتیک که هزینههای سنگینی را به کشور تحمیل کرده از جمله شروطی است که مسولین مربوطه آن را مطرح میکنند و کسی به این سوال پاسخی فراخورعقل و تدبیر نمیدهد که چرا خود را به دامی افکنده و به کمندی گرفتار کردهایم که خواهان خلاصی هر چه سریع از آن هستیم. طرفه آنکه نام علی اکبر صالحی در فهرست تحریم اتحادیه اروپا قرار داشت. هر چند این مسئله با قرار گرفتن ایشان در سمت جدید در حال حل شدن است، ولی به هر حال طرح چنین موضوعی باعث میشود ظرفیتهای وزیر خارجه در صحنه روابط خارجی ایران به خصوص در ارتباط با طرفهای غربی با محدودیتهای ناخواستهای مواجه شود.
۳) تنزل جایگاه وزارت خارجه در ساختار کشور
وزارت خارجه بر اساس اسناد فرادستى کشور (قانون اساسى، رهنمودهاى بنیانگذار جمهورى اسلامى و خلف ایشان) از جایگاه والایی در ساختار سیاسی کشور برخوردار است. طى پنج سال گذشته نگرش آقاى احمدى نژاد به این دستگاه حرفهاى، اعمال محدودیتهایی در انجام وظایف و اجبار و اعمال سیاستهایی که از هیچ پشتوانه کارشناسی برخوردار نبوده، دستگاه دیپلماسی کشور را به شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل کرده است. این رویکرد دولت، به تضعیف جایگاه وزارت خارجه در حوزه سیاستگذارى، اجراى دیپلماسى و انجام ماموریتهای محوله در قانون اساسی و دیگر اسناد فرادستی کشور منجر شده است. ضمن اینکه هیچ کشوری در جهان جایگاهی برای چنین وزارت خارجه و وزیر آن قائل نیست.
در حال حاضر مهمترین پروندههای سیاست خارجی کشور در بیرون از وزارت خارجه مدیریت مىشود و وزارت خارجه فقط مجری برخی تصمیمات و سیاستهای متخذه در نهادهای دیگر است. نوع نگاه به وزارت خارجه در چند سال گذشته و برخوردهای دستوری با این وزارت خانه قدرت ابتکار و حرکت خودجوش را از این مجموعه حرفهای، توانمند و برخوردار از دیپلماتهایی برجسته گرفته است.
موضوع نمایندگان ویژه که تحت فشارهاى صورت گرفته به آقاى احمدى نژاد به شکل صورى به مشاورین تغییر نام یافت، از نهادهاى موازى دستگاه سیاست خارجى است. امرى که اعتراض کوتاه و گذراى منوچهر متکى به یکى از آنان به مثابه عبور از خط قرمز احمدی نژاد، پایان نافرجام مسولیت وى در دستگاه دیپلماسى را در پى داشت. ماموریتهاى مهم در عرصه روابط خارجى کشور، به افرادی خارج از وزارت خارجه واگذار میشود که برخى از آنان حتى با الفباى دیپلماسى نیز آشنایى نداشته و شناگرانى هستند که تجربه غواصى در برکه ای را نیز یدک نمىکشند تا چه رسد به اقیانوس پر تلاطمی که سیاست خارجی کشور گرفتار آن است.
۴) تخریب انفجاری بدنه کارشناسی وزارت خارجه
در سالهای گذشته بازنشستگی اجباری تعداد قابل توجهی از مدیران و کارشناسان مجرب، توانمند وتحصیلکرده وزارت خارجه که هریک سابقهای به اندازه عمر جمهوری اسلامی دارند و جایگزینی مدیران لایق با افرادی که هنر اصلى آنان نزدیکی به یک جناح فکری و یا تبعیت محض از مقام بالاتر است، این دستگاه حرفهای را به طبلى میان تهى تبدیل کرده است. ضمن این که برخوردهای دستوری، فامیل بازی، تبعیض و رابطه سالاری الباقی نیروهای خدوم این وزارت خانه را سرخورده، بی انگیزه و منفعل کرده و بدنه کارشناسی این وزارتخانه به شدت تضیف شده است. مسبب اصلی این تخریب انفجاری در بدنه وزارت خارجه آقای متکی بود که برای بقاء خود در این پست به هر خواستهای نه تنها از سوی احمدی نژاد که حتی از نفرات رده چندم دفتر، نزدیکان و مشاوران او تن در داد.
در برنامهای که آقای صالحی در روز رای اعتماد به مجلس ارائه کرد به «کارآمد نمودن وزارت خارجه و تغییر شیوه جذب نیرو در دستگاه دیپلماسی» اشاره شده بود. نمیدانم آقای صالحی با اغتنام از زمان یک ماه و اندی انتصاب به عنوان سرپرست تا اخذ رای اعتماد از مجلس و آگاهی از یاس و نا امیدی حاکم بر نیروی انسانی وزارت تحت امر خود، این موضوع را به عنوان یکی از محورهای کاری خود برای رای اعتماد به مجلس ارائه نموده یا اینکه این، رویکردی در کنار دیگر محورهای کلی برنامه او بود. توصیه مشفقانه همه دلسوزان و مدیرانی که سالیان متمادی اعتلای نام ایران و جمهوری اسلامی در وزارت خارجه وجهه همت آنان بود این است که بازسازی و سازماندهی مجدد این لشکر تحقیر شده و منهزم باید در صدر برنامههای آقای صالحی باشد. چرا که تنها سرمایه وزارت خارجه در پیشبرد اهداف کشور در حوزه روابط خارجی همین نیروی انسانی است.
۵) مجلس
صالحی زمانی حضور در وزارت خارجه را پذیرفت که همزمان، سلف او، منوچهر متکی، به ناشایستترین و تحقیرآمیزترین شکل ممکن برکنار شده بود؛ واقعهای که حتی در بحرانیترین دوران جمهوری اسلامی ایران نیز سابقه نداشت. برکناری متکی در زمانی که در حال انجام ماموریتی در خارج از کشور بود، انتقادات بسیاری را بر انگیخت که به دلیل نزدیکی متکی به مجلس نشینان، بیشترین و تندترین انتقادات به این برکناری و روشی که صورت گرفت، از سوی نمایندگان مجلس صورت گرفت. کما اینکه مجلس تجلیل شایستهای از وزیر برکنار شده کرد. شاید اگر اعتراض نمایندگان به این وضعیت و این نوع برخورد تحقیرآمیز با متکی نبود، چه بسا علی اکبر صالحی با آراء گسترده تری از مجلس رای اعتماد میگرفت ومجبور نبود با ۱۴۶رای سکان هدایت حرفهمند ترین دستگاه بوروکراسی کشور را در دست گیرد. واضح است که این رای ضعیف مجلس واکنشی از سوی مجلس به برکناری متکی و عدم واکنش صالحی به روش برکناری در نظامی است که بزرگترین پشتوانهاش ارزشهای اخلاقی و انسانی است. در همین راستا میتوان حدس زد که این مجلس و علی الخصوص نمایندگان منتقد و معترض در آینده نیز چندان با او همراهی نخواهند کرد. مسالهای که میتواند چالشی برای یک وزیر در پیشبرد اهدافی باشد که لاجرم نیازمند حمایت و برخورداری از پشتوانه نیرومندی در مجلس است.
سخن را با ذکر این نکته به پایان میبرم که مهمتر ازهمه مشکلات، موانع و چالشهایی که ذکر آن رفت، رویکرد و نگاه ویژه آقای احمدی نژاد و تیم او در دستگاه ریاست جمهوری به وزارت خارجه و وزیر آن است. از منظر آقای احمدی نژاد دستگاه دیپلماسی کشور معیوب و پرسنل آن افرادی مرعوب هستند. شاید به همین دلیل است که رئیس دولت، وزیر خارجهای میخواهد که مطیع محض دستورات ایشان باشد و لاغیر. کسی که بر سیاستهایی ماجراجویانه او مهر تایید بزند و هر چه میگوید بیهیچ کم و کاستی و بدون بررسی کارشناسی اجرا شود.
در خاتمه ضمن آرزوی توفیق برای آقای وزیر در احیاء اعتبار وجهه مخدوش کشور از طریق درک درست از واقعیتهای حاکم بر جهان و بازسازی روابط با همسایگان، متحدان سابق و دیگر بازیگران صحنه بین الملل، امیدوارم ایشان با همت خود و همکارانش بتوانند نقشی ولو اندک در مهار سیاست خارجی افسار گسیخته و هدایت این کشتى گرفتار طوفانهاى سهمگین به ساحلی امن داشته باشند؛ که به قول خواجه شیراز:
همتم بدرقه راه کن اى طایر قدس
که دراز است ره منزل و من نوسفرم
منبع: دیپلماسی ایرانی
امروز: مجمع مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه ای ضمن تبریک سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران درباره بازگشت به اصول خودکامگی که یکی از دلایل اصلی سرنگونی رژیم پهلوی بود هشدار داده است و ابراز امیدواری کرده است که با پاسخگویی مسئولان، "خصلت هاي خود كامگان پيشين در هيچ لباسي باز نگردد". متن کامل این بیانیه در پی می آید.
بسم الله الرحمن الرحيم
«تلك الايام نداولها بين الناس و ليعلم الله الذين امنوا و يتخذ منكم شهداء والله لا يحب الظالمين» (آل عمران 140)
«و ما اين روزهاي ( پيروزي و شكست ) را در ميان مردمان مي گردانيم تا خدا افرادي را كه ايمان آورده اند، بداند ( و شناخته شوند) ،و از ميان شما گواهاني مي گيرد. و خدا ستم پيشگان را دوست ندارد »
فرا رسيدن 22 بهمن روز سرنگوني نظام استبدادي - سلطنتي وسر آغاز نظام جمهوري اسلامي وحاكميت مردم ،روز نويد بخش تاريخ ايران و اسلام است . هماهنگي ملت ايران در آن روز براي نابودي نظام شاهنشاهي و محو آثار سلطنتي يعني : ديكتاتوري ،دست نشاندگي ، بي تفاوتي به حقوق اساسي ملت، حيف و ميل كردن ثروت ملي ، بي توجهي به منافع ملي در عرصه جهان ، از پديده هاي مهم در تاريخ اين مرز و بوم بود.
ملت ايران يكپارچه به دنبال رهبري داهيانه و شجاعانه امام خميني (قدس سره)براي تحقق آرمانهايي كه ايشان در سخنان ومصاحبه هايش همواره مطرح مي كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهي شد كه در آن ارزش هاي انساني و اسلامي و در راس آن حاكميت مردم ، آزادي هاي سياسي و عدالت اجتماعي و اجراي مرّ قانون بود و اين كه هيچ كس در هيچ جايگاهي حق تخطي از قانون را ندارد ، حاكميت مطلقه در رژيم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون مي پنداشت و مفسران قانون براي تقرب به اعلي حضرت ، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسير مي كردند . البته نهاد هاي قانوني نظارت بر قدرت مانند مجلسين و مطبوعات نيز دست نشانده و ثنا گوي شخص شاه بودند.
به خاطرحاكميت شخص بر قانون، بزرگترين دست آورد ملت ايران در انقلاب مشروطه ، يعني قانون اساسي كه در روزگار خود بهترين ره آورد در منطقه بود، زير پا نهاده شد و حقوق ملت ايران ، با تحريف قانون ، در راه بقاي سلطنت ضايع گرديد.
بي شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت يكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگوني رژيم پيشين ، يكه تازي ، غرور،تحقير ملت، بي تحملي و بلند پروازي شاه واطرافيان او در عرصه اقتصاد، سياست و فرهنگ كشور بود. بلند پروازي هاي شخص اول مملكت چنان او را در هاله اي ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هيچ مخالفي را بر نمي تافت ، دستور سركوبي منتقدين را شخص او صادر مي كرد ، آنان را به زندان مي انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو مي برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملي كشور ،در كام خود كامگي، به حالت ايستايي و عقب ماندگي در آمد . بودجه بر آمده از نفت آن سرمايه ملي كه بايد صرف عمران و آباداني و سرمايه گذاري كشور مي شد تا ريشه فساد را بخشكاند ، هزينه تسليحلات و تبليغات و تقويت بنيه نظامي و انتظامي و در راس آن ساواك مي شد اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدايي كردن مطبوعات و رسانه ها، حتي احزاب درون حكومتي خويش، سركوبي داخلي و ژاندارم منطقه بودن ، زيان هاي بزرگي را براي ملت ايرا ن ببار آورد ، كه در نهايت آثار آن تاختن مركب بيداد بر گرده ملت بود . «فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا انّ في ذلك لاية لقوم يعملون» اين خانه هاي آنهاست كه بخاطر ظلم و ستم شان خالي مانده ، و در اين نشانه روشني است براي كساني كه آگاه اند.( سوره نمل آيه52)
بنابراين اگر بخواهيم علت سقوط نظام پيشين را در يك جمله كوتاه خلاصه نماييم بايد گفت ، نظامي كه بر اساس ظلم ، بي قانوني و ناديده گرفتن حقوق مردم قرار گيرد پايه هاي آن به حكم سنت الهي درهم فرو مي ريزد همچنان كه در اين روزگار شاهديم كه چگونه ملت هاي مظلوم و ستمديده منطقه در برابر حكومت هاي خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ايستاده اند و يقينا ايستادگي مردم در برابر اين مستبدان فرجام آن پيروزي خواهد شد چرا كه اين سنت قطعي الهي است كه ظلم پايدار نمي ماند.
مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم روز 22 بهمن را براي هميشه گرامي مي دارد و همواره خواهان اين است كه عوامل اصلي سقوط شاه و دلايل و عوامل حضور مردم براي برپايي حاكميت ملت و اجراي قانون و پاسخگويي مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت هاي خود كامگان پيشين در هيچ لباسي باز نگردد و اهداف و آرماني كه ملت و رهبري بزرگ انقلاب در پي آن بود محقق شود.
«لقد كان في قصصهم عبرة لاولي الالباب»(سوره يوسف آيه 111 )
مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم
بيانيه مجمع مدرسين ومحققين حوزه علميه قم به مناسبت ۲۲ بهمن:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر