-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیهای از آغاز فعالیتهای شاخه برون مرزی این سازمان خبر داده است.
در بیانیه این سازمان اصلاح طلب آمده است: «ایران بار دیگر در یکی از نقاط عطف تاریخی خود قرار گرفته است، در یک سو حاکمیتی قرار دارد که پس از کودتای انتخاباتی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ با اتکاء به نیروهای سرکوبگر پلیسی، امنیتی، نظامی و شبه نظامی، می رود با تحریف و استحاله آرمان های انقلاب اسلامی، روند تبدیل جمهوریت به سلطنت مطلقه زیر لوای دین را تکمیل و جمهوری اسلامی را به سلطنت اسلامی مبدل سازد.»
در این بیانیه اعلام شده است «از آنجا که کودتاچیان حاکم با انحلال احزاب و سازمان های اصلاح طلب و ایجاد فضای اختناق امنیتی و پلیسی، امکان هرگونه فعالیت سیاسی و حزبی مستقل را در داخل کشور (ایران) از همگان سلب کرده اند، تصمیم گرفته ایم تا شاخه برون مرزی سازمان را فعال کنیم.»
این برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی است که احزاب رسمی و دارای پروانه از سوی حاکمیت، اقدام به تاسیس شاخه برون مرزی می کنند.
این در حالی است که غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه و دادستان کل کشور، پنجم مهر ۱۳۸۹ از انحلال جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خبر داده بود.
سازمان مجاهدین انقلاب در واکنش به این حکم اعلام کرد که چنین حکمی به این سازمان ابلاغ نشده و سخنگوی قوه قضائیه تنها در صورت پایان یافتن مهلت قانونی تجدید نظر خواهی و قطعی شدن حکم دادگاه می تواند بگوید که این دو حزب اجازه فعالیت سیاسی ندارند.
در حال حاضر تعدادی از اعضای ارشد سازمان انقلاب اسلامی پس از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و در جریان ناآرامی های سال گذشته در ایران بازداشت شدند.
حدود 20 هزار متر مربع از جنگلهاي بهرام آباد و 3 هزار متر مربع از جنگلهاي روستاي بوريدر از توابع شهرستان سروآباد (از جنگلهای غرب کشور) طعمه حريق شده است.
ايرج قادري، عضو انجمن چيا با اعلام این خبر، به خبرگزاری ايلنا گفت: «در حال حاضر صيد و قاچاق سنجاب از جنگلهاي بلوط نيز به شدت در منطقه در حال انجام است و اكثر شكارچيان براي شكار و صيد سنجاب از روشهايي مانند تورهاي ويژه صيد سنجاب و حتي آتش زدن تك درختان براي گرفتن سنجابها استفاده ميكنند.»
وی با ابراز تاسف از عدم نظارت اداره منابع طبيعي و محيط زيست بر حفظ طبيعت در مناطق مريوان و سروآباد گفت: «براي مثال در يك مورد يك درخت 700 ساله در روستاي چور به خاطر صيد يك سنجاب به آتش كشيده شد.»
قادری ادامه داد «با وجود اينكه اكثر مناطق جنگلهاي غرب از برف پوشيده شده است و دماي هوا پايين و هوا به شدت سرد است آتش در جنگلهاي مريوان و سروآباد ميتازد.»
به گفته آقای قادری «در حال حاضر آمار آتشسوزيهاي منطقه مريوان و سروآباد از ابتداي خرداد ماه امسال به 876 مورد رسيده است.»
جبهه مشارکت با صدور بیانیهای ضمن محکوم کردن بازداشتهای اخیر خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی شد.
در این بیانیه آمده است: در آستانه 22 بهمن کودتا گران که ادعای تسلط بر کشور و ملت ایران را دارند در واکنش به اعلام راهپیمائی روز 25 بهمن برای حمایت از قیام آزادی خواهانه مردم مصر و تونس در اقدامی کور، که اوج درماندگی آنها را بیان میکند، آقای دکتر محمدحسین شریف زادگان و آقای تقی رحمانی را به همراه تعدادی از جوانان بیگناه اما علاقمند به آزادی وآبادانی این مرز و بوم بازداشت کردند.»
این بیانیه میافزاید: «بیان اتهامات واهی و تکراری و موج جدید دستگیری ها نشانه هراس روز افزون متقلبان از رشد آگاهی مردم است که گمان می کنند با ایجاد ارعاب خواهند توانست مسیرآگاهی و پویائی ملت و پیش روی جنبش سبز را سد کنند.»
در پایان این بیانیه آمده است: «جبهه مشارکت ایران اسلامی این بازداشت ها را محکوم می کند و خواهان آزادی هر چه سریعتر این عزیزان و همه زندانیان سیاسی می باشد.»
طی دو روز اخیر و بعد از اعلام درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری تظاهرات حمایتی از قیامهای مردم منطقه، علاوه بر ایجاد حصر خانگی برای مهدی کروبی چندین فعال مدنی و سیاسی بازداشت شدهاند.
انفجار همزمان سه خط لوله یک هزار پوندی گاز در ساعت پنج و 50 دقیقه صبح در منطقه اراضی طرلاب، قم را لرزاند.
به گزارش خبرنگار مهر در قم، انفجار همزمان سه خط لوله یک هزار پوندی گاز در 25 کلیومتری شمال منطقه سلفچگان، قم را لرزاند و آسمان بخش وسیعی از جنوب غربی قم به شدت قرمز شد.
به گفته مقامات محلی این حادثه تلفات جانی نداشته است.
انفجار با لرزش و صدای عجیب همراه بود و حدود یک دقیقه به طول کشید. نیروهای امداد و آتش نشانی به محل حادثه اعزام شده اند.
معاون امداد و نجات استان قم از ارائه اطلاعات تکمیلی خودداری کرد و تنها گفت هم اکنون نیروهای هلال احمر در منطقه انفجار حضور دارند.
این انفجار موجب وحشت و نگرانی مردم قم شد و به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب در این خصوص پخش شایعات در بین مردم رو به گسترش است.
انفجار لوله های انتقال گاز در ایران بارها اتفاق افتاده است اما همزمانی این انفجار با سالگرد 22 بهمن احتمال عمدی بودن آن را افزایش می دهد.
جعفر پناهی که از حضور در هیات داوران جشنواره برلین بازمانده است نامه ای به این جشنواره نوشت.
شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین، آلمان، روز پنجشنبه، ۲۱ بهمن، آغاز به کار کرد و پناهی به عنوان یکی از اعضای داوران انتخاب شده است.
جعفر پناهی در نامه خود خطاب به فیلمسازان و اهالی سینما اعلام کرد که به دلیل حکم زندان و محرومیتش از فیلمنامهنویسی، از اين پس مجبور است «برای بيست سال سکوت کند، نبيند، نينديشد و فيلم نسازد.»
ایزابلا روسلینی، هنرپیشه و کارگردان ایتالیاییتبار که ریاست هیئت داوران جشنواره امسال برلین را بر عهده دارد، روز پنجشنبه، نامه پناهی را در افتتاحیه جشنواره برلین در حضور صدها تن از هنرمندان، شخصیتهای فرهنگی و سیاستمداران از جمله وزیر فرهنگ آلمان خواند.
در این نامه آمده است: «واقعيت اين است که مرا پنج سال گذشته بی حکم، و برای بيست سال آينده با حکم، از ساختن و کارگردانی هر نوع فيلمی محروم کردهاند. اما میدانم در اين بيست سال، با خيال خود آرزوهايم را خواهم ساخت.»
پناهی افزوده است: «اعتراف میکنم من به عنوان يک فيلمساز که دغدغههای اجتماعی دارم، هر چند نمیتوانم تصويرگر محدوديتها، معضالت و مشکلات روز مردم جامعهام باشم، اما نمیتوانم آرزو نکنم که پس از بيست سال تمامی اين مسائل از جامعهام رخت برنبسته باشد، تا آن گاه که مجال ساختن میيابم، تصويرگر رفاه، آرامش و آسايش مردم کشورم باشم.»
او مینویسد: «مرا بيست سال از ديدن جهان محروم کرده اند. آرزويم اين است پس از بيست سال به جهانی سفر کنم که هيچ محدوديت جغرافيايی، نژادی، عقيدتی و حتی انسانی نداشته باشد و در آن جهان انسانها با هر عقيده و انديشه و باور بتوانند آزادانه و به دور از خشونت در کنار هم زندگی کنند.»
جعفر پناهی در ادامه در باره حکم شش سال زندان خود آورده است «اميدوارم همکاران فيلمسازم در تمامی نقاط اين کره خاکی در اين شش سال خالق آثاری باشند که پس از بازگشت از زندان، انگيزه زندگی در دنيای خيال آنها را داشته باشم.»
آقای پناهی در پایان تاکید کرده «به واقعيت زندان و زندانبان تن میسپارم تا شايد آرزوهايم را روزی روزگاری در خيال شما بيابم. بيابم آنچه را که از من دريغ کردهاند.»
جعفر پناهی بر اسال حکم دادگاه به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، ۲۰ سال محرومیت از فیلمنامهنویسی، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانهها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شده است.
نامه نرگس محمدی همسر تقی رحمانی به دادستان نظام اسلامی نوشته شده است اما گیرنده اصلی اش علی خامنه ای است که همه قدرت در قبضه اوست. اوست که باید پاسخ دهد:
به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگان
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران
با سلام و احترام، اینجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی این شکوائیه را خدمت حضرتعالی مینویسم و درخواست رسیدگی عاجل دارم.
شب گذشته، ساعت 20:30 صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کیستید؟ گفتند با آقای رحمانی کار داریم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نیست و آیفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک 4 سالهام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهایم را ادامه دادم.
من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت میکردم که ناگهان در حدود 2 متری خود 5-4 مرد با لباس شخصی را دیدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بیمار هستم. و روزی 18 عدد قرص میخورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ریه هستم. بیماری دیگری هم دارم که میبایست عمل جراحی شوم. دست و پاهایم بر اثر faintی که کردم سست شد و روی پاهایم لغزیدم. در را گرفتم تا زمین نخورم، اما دستانم سست و بیجان شد. گفتم شما کی هستید و چرا بدون اجازه وارد خانه شدید. از ترس نمیتوانستم تکان بخورم. پلههای خانه ما مستقیم وارد هال میشود و آنها در ورودی کوچه را با دیلم شکسته بودند و 2 در ورودی دیگر را باز کرده بودند و بدون حتی یک یا الله یا صدایی آرام و بیصدا از پلهها بالا آمده بودند و من یک باره با دیدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ایستادم و علی و کیانا، بچههای مظلوم و بیپناهم را به آغوش کشیدم تا نترسند. آنها مرتب از من میپرسیدند این ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه میکنید و من روسری ندارم، در مقابلم ایستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.
به زحمت خودم را روی زمین کشیدم و یک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل دیدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمین افتاده بودم. تقی واقعا پیش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچهها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظیم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.
به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحبخانه) را نیز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا میگفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشیده بودم که دیدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زیرزمین (2 طبقه پایینتر) در موتورخانه مشغول کار بوده که یک مرتبه او را دستگیر کردند.
اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در 20/3/89 کاملا غیرقانونی بود. هیچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتیش آن و یا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتیم این کار شما غیرقانونی است و ما باید به پلیس 110 گزارش دهیم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غیرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.
تا ساعت 23 شب منزل ما را مثل دفعه قبل زیر و رو کردند. گفتم من شماره تلفن 8 پزشک معالج خود را در موبایل و دفترچه تلفن دارم ضمن اینکه اینها 6 ماه پیش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهید چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نیاز دارم. اما آنها اعتنایی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفنهای ضروری نرگس را بدهید.اما ندادند. صبرم را از کف دادم. یکی از مأموران گفت ما شیر هستیم و چون شمشیر. فریاد زدم باشد چون قدرت دارید هر چه میخواهید ببرید حتی میخواهید لباسهای ما را هم بکنید و ببرید.
من خدا را شاهد و ناظر و گواه میگیرم، علی و کیانا به شدت ترسیده بودند.
دادستان محترم، نمیدانم رنجی را که بر من و خانوادهام روا میدارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که 20/3/89 وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگرانکنندهای دست به گریبان بودم. 6 ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک 4 ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله میکرد و ضجه میزد و گریه میکرد.
3 بار تا پایین پلهها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. 3 بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون میگریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت 8 از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیهها میبودم. دختر کوچک سه سال و نیمهام تب داشت. عمل جراحی سختی شده بود و من 10 شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!
این صحنه دیشب دوباره برای علی و کیانا، کودکان 4 ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذیان می گفتند. چندین نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسیار نامناسب و دور از شأن یک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگیر شدند و علی و کیانا با چشمان بهتزده و نگران به صحنه مینگریستند. علی راه میرفت و با خودش میگفت از خانه من برید بیرون. بابا را اذیت نکنید.
به دلیل شوکی که بر من وارد شده بود و حملههای مکرر تا صبح قادر به ایستادن نبودم. 2 بار تشنج شدید کردم. ای کاش مرده بودم و دیشب را ندیده بودم.
بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب میدیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادریام به تاراج رفته و من بیپناه در سرزمینی غریب و بیگانهام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم:
آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شدهاند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن 37 ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟
آیا ترسیدن کودکان بیپناه من، زیر و رو شدن اسباب منزلم در مقابل چشمان کودکانم نه یک بار بلکه به فاصله شش ماه یک بار، موجب آزار فرزندان کوچک من نیست؟ من چگونه روان آن دو معصوم بیگناه را از بردن مادر، از بردن پدر و از خاطرات تلخ پاک کنم؟ خدایا دنیای کودکانهشان چه با خشم و بیرحمی مکدر شده است. علی و کیانا، مرتب با مردان ناشناس صحبت میکردند و با دستهای کوچکشان به آنها اشاره میکردند که اینها وسایل ما را میبرند. مامان آنها دزد هستند؟ بابای من را نبرید، آقا!؟ بابا نرو، مامان من بابا را میخواهم...
پس از بردن تقی کیانا روی موزائیکها دراز کشید و با صدای بلند گریه سر داد و پدرش را میخواست.من مثل یک مرده و بیجان نقش بر روی زمین ققط او را مینگریستم. دختر چهار سالهام را. میخواهم بگویم من یک انسانم، یک همسرم، یک مادرم وتکرار این همه درد و رنج دیگر در خیالم هم نمیگنجد.
تقی رحمانی 15 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی ایران گذرانده به جرم آزادی بیان. و این هم سهمی دیگر. من هم 1/12/89 دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کیانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.
بازداشتکنندگان خود را ابتدا از نیروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت 24 و30 دقیقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجویان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتیم. و من در هول و هراسم از این بردن تقی که نمیدانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا این گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غیرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم.
احساس تحقیری که از آنچه بر من دیشب گذشت، در تمام وجودم رخنه کرده، از هراس آینده علی و کیانا، از سنگدلی کسانی که باید حافظان امنیت خانواده من باشند، اما رنج و ستم و دلشکستگی بر من روا میدارند. ای خدای من ای کاش قدری با ما مهربانتر بودند. آیا این خواسته زیادی است؟ به خدا پناه میبرم. این نامه را در حالی برای حضرتعالی مینویسم که علی و کیانا خوابندو من عازم بیمارستان و دکتر. از شما میخواهم تا به شکواییه من رسیدگی فرمایید. شکایت از ورود غیرقانونی مردان ناشناس، بازداشت همسرم بدون حکم بازداشت. تفتیش منزلم بدون حکم تفتیش، ورود غیرقانونی مأموران به حریم شخصی خانوادهام شب هنگام، اذیت و آزار روانی کودکانم، تشدید بیماریام.
از یک دادستان در حکومت اسلامی خواستهای مصرانه دارم ، شکایت از مردانی که مرا سر برهنه و با لباس نامناسب و در حالی می نگریستندکه بر اثر بیماریام بر زمین افتاده بودم. من یک زن ایرانی و یک مسلمانم. و به خدا سوگند اگر از هر تجاوزو قانون شکنی بگذرم از تحقیری که در منزلم شدم نخواهم گذشت.
احساس میکنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.
در انتظار پاسخ آن مقام محترم قضایی چشم به راهم و تقاضای ملاقات فوری دارم. با احترام- نرگس محمدی/ 21/11/89
محمد باقر قالیباف، مطرح کردن شعار جمهوری ایرانی و مکتب ایرانی را نمونهای از وجود تحجر و انفعال در جامعه دانست و گفت: آنهایی که جمهوری ایرانی، مکتب ایرانی و فرهنگ ایرانی میخواهند بخشی از دو لبه تحجر و انفعال هستند.
به گزارش مهر، شهردار تهران که چهارشنبه شب در قم صحبت میکرد گفت: تحجر و انفعال دو آسیب جدی نظام جمهوری اسلامی و دو لبه یک قیچی هستند که اگر به حرکت در آیند رابطه ارزشها و جامعه، حکومت دینی و مردم را قطح می کنند.
وی تاکید کرد: بزرگترین خطری که متوجه ماست این است که اگر تحجر و انفعال بر جامعه غلبه پیدا کنند حتما موجب توقف پیشرفت و توسعه عقلانیت دینی و به حاشیه رفتن ارزشها میشود.
قالیباف افزود: بعضی اوقات از همین منظر تحجر و انفعال حرفهایی مطرح می شود و صداهایی میشنویم که البته تازگی ندارد و اگر مقداری دقت داشته باشیم و به گذشته برگردیم همین حرفها را از حلقوم افراد دیگری با ادبیات دیگری میشنویم.
وی با بیان اینکه افراد متحجر بر این باور هستند که نباید جامعه در مدار دین باشد اضافه کرد: ما به ایرانی بودن خودمان افتخار میکنیم و افتخار ما این است که این در این کشور در طول تاریخ وحدانیت و توحید بوده است. کشورمان را دوست داریم و برای حفظ وطن جنگیدیم ولی باید توجه داشت که مسیر انقلاب اسلامی در حوزه مکتب ایرانی نیست.
وی تاکید کرد: جوهره و مسیر انقلاب اسلامی ریشه در سنت نبوی و حکومت علوی و نهضت امام حسین دارد، از این رو بر اساس باوری که نسبت به انقلابمان داریم میتوانیم بگوئیم که جمهوری ایرانی و مکتب ایرانی و فهم ایرانی همان دو لبه قیچی هستند.
اسفندیار رحیم مشایی، رییس دفتر محمود احمدینژاد یکی از دولتمردانی است که متناوبا از مکتب ایرانی سخن میگوید و انتقادهای فراوانی را هم متوجه خود کرده است. شهردار تهران هم بدون نام بردن از وی به انتقاد از مشایی پرداخته است.
رئیس دیوان عدالت اداری از افزایش میزان شکایتهای رسیده به این دیوان خبر داد و گفت این تعداد شکایتها نسبت به سال قبل، رشد «غیرقابل قبولی» داشته است.
به گزارش پایگاه اینترنتی دیوان عدالت اداری محمدجعفر منتظری در نخستین نشست همانديشی حقوقی در بندرعباس، اعلام کرد: در نظام جمهوری اسلامی همواره باید شاهد کاهش تخلفات باشیم و این در حالی است که بر اساس اطلاعات و آمار، شاهد رشد صعودی شکایات بودهایم که امری غیرقابل قبول است.
رئيس دیوان عدالت اداری مهرماه امسال نیز از افزایش شکایتهای مراجعه کنندگان به ادارات دولتی خبرداده بود.همچنین رئیس دیوان عدالت اداری پیشتر هشدار داده بود که آمار بالای شکایتها درحالی است که تمام مردم کشور دسترسی به دیوان عدالت اداری ندارند و به حقوق خود آگاه نیستند در غیر اینصورت آمارها بسیار تکاندهنده بود.
به گفته رئیس دیوان عدالت اداری«وعدههای خارج از توان دولت» باعث شکایت از دستگاههای دولتی به دیوان عدالت اداری شده است.
محمدجعفر منتظری در توضیح دلایل شکایت از دستگاههای دولتی گفته بود که «افزایش قانونگریزی در دولت» و «استفاده نکردن از کارشناسان قوی در ارتباط با یک پرونده» از دیگر دلایل شکایت از دستگاههای دولتی است.
در اجرای اصل ۱۷۳ قانون اساسی دیوان عدالت اداری برای رسیدگی به شكايتهای اشخاص حقیقی و حقوقی از تصمیمات، اقدامها و آئیننامههای نهادهای دولتی در بهمن ماه سال ۱۳۶۰ دایر شد. این نهاد زیر نظر شورای عالی قضائی در تهران مستقر است.
جمعی از فعالان مدنی، در بيانيه ای حکم صادره برای نسرين ستوده را محکوم کرده و خواستار تجديد نظر در اين حکم و همچنين آزادی بی قيد و شرط اين وکيل دادگستری شده اند.
در این بیانیه که به امضای حدود ۷۰۰ فعال مدنی داخل و خارج از کشور رسيده، موارد اتهامی نسرين ستوده، «تبليغ عليه نظام»، «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت» و «عضويت در کانون مدافعان حقوق بشر» ذکر شده است.
امضا کنندگان اين بيانيه می گويند، اين درحاليست که به غير اين اتهامات، همکاری با گروههای تروريستی هم از جمله، اتهامات او عنوان شده بود. بيانيه ی اين فعالان مدنی می افزايد که بعد از اين همه به گفته ی آنها تهمت زنی های واهی و بی اساس، سرانجام بهانه ای جز مصاحبه با رسانه ها و همکاری با کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان مصاديق مجرميت نسرين ستوده اعلام نشد.
بر اساس این بیانیه در واقع، جرم اصلی نسرين ستوده، نه اقدام عليه امنيت ملی؛ بلکه دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان، حقوق متهمين و زندانيان سياسی است.
در میان امضا کنندگان این بیانیه نام هایی همچون فریبرز رئیس دانا، محبوبه عباسقلی زاده، شادی صدر، و نیلوفر بیضایی به چشم میخورد.
نسرین ستوده بنا بر حکم قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محروميت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعيت خروج از کشور محکوم شده است.
زهرا رهنورد در یادداشتی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب ۵۷ ایران خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده است.
خانم رهنورد در این یادداشت با اشاره به نزدیکی «عید انقلاب و عید نوروز» نوشته است: خانواده ها بیش از این طاقت ظلم و ستم اقتدارگرایان را ندارند. کودکان گریان در انتظار دیدن پدران و مادران شان هستند. همسران در فراق شوهرانشان؛ کیست که درد فراق را بتواند تحمل کند و مصائب آن را تاب بیاورد؟»
او افزوده است که «در میان این زندانیان کسانی هستند که فرزندانشان در فراق آنها اشک می ریزند و اضطرابهای روانی و بی پناهی سلامتشان را تهدید می کند.»
«در میان زندانیان همچنین دختران جوانی هستند که پدر و مادر و خانواده هایشان وحشت زده از این زندان به آن زندان و از تهران تا تبعیدگاههای دور هاجر وار سعی می کنند تا کمی اضطراب خود و فرزندانشان را فرو نشانند.»
به گفته خانم رهنورد خانوادههای زندانیان سیاسی بارها به دیدار شخصیتهای مهم و حق طلب اعم از علما و سیاسیون و حتی مقامات قضایی جمهوری اسلامی رفتند و گفتند که به آنها ظلم شده است و دیگر نمی دانند باید به کجا پناه ببرند و از آنچه بر آنها رفته است سخن بگویند.
او در پایان نوشته است: «آیا در آستانه روزهای بهار، بهتر نیست خداوند و خشنودی او و بندگانش را در نظر بگیرید و همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید.»
بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا شرکت در تمام مراسم سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران را به ویژه در تهران، بروکسل و ژنو تحریم کردند.
به گزارش رادیو فرانسه، این تصمیم در اعتراض به اعدام زهرا بهرامی شهروند ایرانی- هلندی گرفته شده است.
به موجب این تصمیم هیچ یک از دیپلمات های اروپایی در هیچ یک از مراسم سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی در تهران از جمله در ضیافت محمود احمدی نژاد، شرکت نمی کنند.
در پی اعدام زهرا بهرامی دولت هلند تماس های دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی ایران به حال تعلیق درآورد و سفیر خود را در تهران فراخواند.
وزیر امور خارجۀ هلند نیز اعدام زهرا بهرامی را اقدام یک «رژیم وحشی» توصیف کرد و وزارت امور خارجۀ هلند رفتار جمهوری اسلامی را با جسد زهرا بهرامی شدیداً محکوم کرد.
زهرا بهرامی که در تظاهرات روز عاشورا در سال گذشته بازداشت شده بود، چندی پیش به اتهام نگهداری و فروش مواد مخدر بهدار آویخته شد.
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیهای ضمن محکوم کردن بازداشت تقی رحمانی، روزنامهنگار و عضو شورای فعالان ملی مذهبی اعلام کرد که نهادهای قضایی به دستور علی خامنهای به ابزاری برای بازداشت خودسرانه روزنامهنگاران تبدیل شده است.
در این بیانیه که نسخهای از آن در اختیار سیمیل قرار گرفته آمده است: «در آستانه فراخوان مخالفان ایران به راهپیمایی در روز ٢٥ بهمن ماه و در حمایت از مردم تونس و مصر، تعداد بسیاری از روزنامهنگاران و وبنگاران در سراسر ایران از سوی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات احضار و یا تهدید شدهاند.»
بر اساس این بیانیه، ژان فرانسوا ژولیارد، دبیر اول گزارشگران بدون مرز گفته است: «تقی رحمانی بدون حکم و هیچ اتهامی بازداشت شده است ما خواهان آزادی بدون قید و شرط او و همه روزنامهنگاران و وبنگاران زندانی هستیم.»
تقی رحمانی در روز ٢٠ بهمن ماه از سوی ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز تاکید کرده بازداشت این روزنامه نگار در حالی است که نرگس محمدی همسرش، روزنامهنگار و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در پی آزادی از زندان در تاریخ ١٠ تیرماه شدیدا بیمار و بستری است. وی در شامگاه ٢٠ خرداد در منزلش از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده بود.
این روزنامهنگار برای همکاری با نشریات زیر زمینی پيشتاز و موحد و یا همکاری با نشریات دارای مجوز ایران فردا و امید قزوین، در کل بیش از ١٦ سال از عمر ٤٨ سالهاش را در زندان گذرانده است.
در پایان این بیانیه گزارشگران بدون مرز یاد آور شده است که ایران با ٣٠ روزنامهنگار زندانی بزرگترین زندان روزنامهنگاران در جهان است.
همزمان با اِعمال فشار و تهدید علیه فعالان جنبش سبز و همچنین در آستانه ٢۵ بهمن و تظاهرات پیشنهادیِ رهبران جنبش سبز میثم محمدی و امید محدث، روزنامه نگار و صالح نقره کار، خواهرزاده زهرا رهنورد بازداشت شدند.
به گزارش کلمه، ماموران امنیتی شب گذشته با ورود به منزل میثم محمدی و امید محدث که هر دو از روزنامه نگاران پر سابقه هستند، آنها را بازداشت کردند.
میثم محمدی و امید محدث در حال حاضر مدیر و کارمند سایت بنیاد شهید بهشتی می باشند که تنها چند ماه از آغاز به کار آن می گذرد.
همچنین گزارش شده که شب گذشته صالح نقره کار، خواهر زاده زهرا رهنورد و دبیر کمیته حقوقی ستاد میرحسن میرحسین موسوی توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد.
دستگیری نقره کار همراه با تفتیش چهار ساعته منزل و اثاثیه او بوده و هنوز علت این دستگیری مشخص نشده است.
وی سال گذشته نیز در جریان حوادث بعد از انتخابات دستگیر و مدتی را در بازداشت به سر برده بود.
من توصیه هاشمی رفسنجانی به قشر ناراضی را جدی می گیرم یعنی آن را از سر تعارف سیاسی تلقی نمی کنم. بنابرین فکر می کنم باید به او و همه دیگر رهبران سیاسی که با جنبش سبز به نحوی همدلی دارند و دستی هم در حکومت و نفوذی در روندهای امور دارند بگوییم چرا نمی توانیم در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنیم. این می تواند تمایزهای سیاسی ما اقشار ناراضی را روشن کند و به حکومت هم بگوید که چطور ممکن است ما را در کنار خود ببیند و نه رو در روی خود:
دعوت برای راهپیمایی، بعد از فجایع سال گذشته و دقیقا در 22 بهمن سال پیش و ماههای قبل و بعد آن، نمی تواند صرفا یک امر زبانی باشد. دعوت باید عملی باشد. آنهم نه در روز ماقبل از 22 بهمن که در چند ماه مانده به بهمن شروع شده باشد. مردم به در باز نمی روند به روی باز می روند. حکومت چه کرده است که نشان دهد این انقلاب و این کشور از آن همه ما ایرانیان است؟ آیا زندانیان سیاسی جنبش را آزاد کرده است؟ آیا فشار فوق العاده بر مطبوعات موجود را برداشته است؟ آیا راهی برای نفس کشیدن همه ملت و آن قشر ناراضی باز کرده است؟ آیا حقی گزارده است و تحقیقی آغاز کرده است که حق را به مردم برگرداند و از ناحق ها که شد عذر پیش آورد و بی رسمی ها را کنار بگذارد؟
آقای رفسنجانی همه را به راهپیمایی دعوت می کند در حالی که حکومت مردم را دو شقه کرده است. بخشی اقلیت از مردم را سوار بخش بزرگ و اکثریت ملت کرده است. می خواهد اکثریت را مهار بزند. تمام سیاست هایش در جهت سرکوب و بلکه حذف آن قشر ناراضی است. آیا با راهپمایی مشترک چیزی حل می شود؟ سیاستی عوض می شود؟ این دولت و حاکمیت چه تغییری کرده است که ما باید رفتار خود و نگاه خود را به او عوض کنیم؟
آقای رفسنجانی وضع دانشگاهها را نمی بیند؟ وضع استادان و دانشجویان را نمی بیند؟ این نخبه ستیزی وحشت آور را نمی بیند؟ آیا انتظار دارد استادان و دانشجویان دوش به دوش سرکوب کنندگان خود و آقایی فروشان به دانشگاه و تجددستیزان و مردم فریبان راهپیمایی کنند؟
آقای رفسنجانی فقط ملاحظه کند که چقدر این حکومت فاسد کودتاچی در این مدت شلتاق کرده است. چقدر منم زده است. چقدر حیف و میل کرده است. چقدر نیروی انسانی را از کار بیکار و از کشور آواره کرده است. این حکومت هیچ نشانه ای از این که ایران را برای همه مردم و از جمله قشر ناراضی می بیند از خود برور داده است که امروز شما مردم و ناراضیان را دعوت به راهپیمایی با آدمهای همین حکومت می کنید؟
این حکومت از سر تا پا فاسد است. ماهیت اصلی اش را در کهریزک و حمله به کوی دانشگاه و حمله به راهپیمایی های مسالمت امیز قشر ناراضی نشان داده است. این حکومت هنوز می گوید متهم اصلی کهریزک را شناسایی نکرده است و متهم اصلی از نظر مردم، هنوز در مشاورت رئیس دولت غاصب اش به رخ خانواده های قربانیان کشیده می شود. این حکومت چه خدمتی کرده است به همه مردم و چه رنجی از قشر ناراضی را کم کرده است و به کدام عدالت ادعایی عمل کرده است که امروز بتوان سربلند در کنار عوامل همان حکومت به راهپمایی رفت؟
تا زمانی که زندانیان ما در بدترین شرایط محبوس اند و در غیرانسانی ترین شرایط به زندان انفرادی می روند و وکلای ما حبس های طویل المدت می گیرند و کارگردان های ما برای تمام عمر از کار هنری کردن محروم می شوند و نامه های مادران ما و همسران زندانیان گویی به چاه ویل ریخته می شود و پاسخی نمی گیرد شما انتظار نداشته باشید مردم خیلی آسوده و زیر شعار ایران از ان همه ما ست به راهپیمایی بروند.
حکومت هیچ حقی بر ما ندارد که ما بخواهیم در کنارش بایستیم سهل است حق های بسیاری را ناحق کرده است و باید جوابگو باشد.
ما جدایی را نمی خواسته ایم اما 22 بهمن برای ما روز نابودی کشور و ستیز با نخبگان و آوارگی و زندان است. نماد انقلابی است که دزدیده شده است. نماد حاکمیت اقلیتی است که در برابر اکثریت ایستاده است. نماد حکومتی متقلب است که اجازه نداد مردمی که به انتخابات در چارچوب همین نظام ناقص و علیل دلخوش بودند انتخاب خود را بکنند و آدمی از همین نظام را به کرسی ریاست جمهوری بنشانند. حال شما می گویید برویم کنار متقلب ها بایستیم که می دانیم حتی وقتی منتخب مردم را بر نمی تابند باز شمار رای دهندگان 40 میلیونی را به نفع خود مصادره می کنند؟
این دولت و حکومت و حاکمیت جایی برای امیدواری باقی گذاشته است؟
نه آقای رفسنجانی. ما ناچاریم روزهای خود را داشته باشیم و روزهای خود را بیافرینیم. از 25 خرداد تا 25 بهمن. ما دیگر به هیچ چیزی در این نظام اعتقاد نداریم. ما نه به شعار این نظام و نه به شعور این نظام اعتقاد نداریم. این را روزی که این نظام و رهبرش از مردم فاصله گرفت و در مقابل مردم و رای ایشان ایستاد باید محاسبه می کرد. و کرده است. آنها می دانند که ایرانی که برای همه ما باشد دیگر جایی برای آنها ندارد. آنها از مردم ناامید اند برای همین هم بر ضد مردم کودتا کردند تا قدرت و دولت و ثروت را بین خود نگه دارند.
اگر حکومت می خواهد مردم را در کنار خود ببیند باید از خود شروع کند و مردمی شود و مردمخواری و تحقیر و ارعاب و استعلاجویی را کنار بگذارد. می تواند؟ بعید می دانم ولی این تنها را نجات این نظام حاکم است.
اما همانطور که این نظام از ما ناامید است ما نیز از این نظام ناامید ایم. پس 22 بهمن دیگر روز من و روز ما نیست. ما راه خود را جدا کرده ایم. 22 بهمن به تاریخ پیوسته است. 25 بهمن تاریخ آینده ما ست.
جمعی از دانشآموختگان دانشگاه صنعتی شريف با انتشار نامه سرگشادهای نسبت به حکم اعدام سعيد ملکپور اعتراض کردند.
در اين نامه که تا کنون به امضای بيش از پانصد دانشآموختهی دانشگاه شريف و جمعی از دانشگاهیان رسیده است، اتهامات آقای ملکپور «واهی و بیاساس» اعلام شده و «دسترسی محدود وی به وکيل، شکنجه، دورههای طولانی حبس انفرادی، و فشار بر سعید ملک پور برای اعترافات بیاساس تلويزيونی» محکوم شده است.
امضا کنندگان این نامه، اعلام کردهاند که «هر گونه اتهام اينترنتی عليه سعید ملک پور بايد در دادگاه علنی، با رعايت ضوابط بديهی قانونی با حضور هیأت منصفه، و تحت کارشناسی متخصصان کامپيوتر که از ديدگاه جامعه علمی ايرانی مستقل و آگاه هستند صورت پذيرد.»
سعید ملکپور، ۳۵ ساله، از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی به «راهاندازی سایتهای مستهجن» متهم شده و نزدیک به دو سال است که در زندان به سر میبرد.
وی در سال ۲۰۰۴ به کانادا رفت، اما پس از بازگشت به ایران برای دیدار از پدر بیمار خود در سال ۲۰۰۸ بازداشت شده و در ماه دسامبر به مرگ محکوم شد.
پیش از این سعید ملکپور در نامهای اعلام کرده بود: «بخش زیادی از اقاریر من در اثر فشار، شکنجه روحی، روانی و جسمی، تهدید خود و خانوادهام و وعده آزادی سریع در صورت اقرار به مطالب خلاف واقع، مطابق خواسته و دیکته بازجوها انجام گرفته است.»
محمد حسینی، مجری سابق تلویزیون ایران که به تازگی با برنامه پارازیت گفتگویی کرده بود، در ویدیویی اعلام کرده که بدلیل اینکه او را «به عرصه سیاست هل داده اند» مجبور به افشاگری شده است. او در این ویدیو می گوید «کودتای» انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از یک سال و نیم قبل از اعلام پیروزی دور نخست ریاست جمهوری احمدینژاد زمینه چینی شده بود. حسینی همچنین گفته است که او را مجبور کرده بودند که برای لاریجانی تبلیغ انتخاباتی کند.
آیتالله دستغیب از مراجع تقلید برخوردها و فشارهای وارد شده بر مراجع تقلید، منتقدان و زندانیان سیاسی را مخالف قرآن، سنت و قانون اساسی خواند و گفت که در زندانهای جمهوری اسلامی «شکنجه» وجود دارد.
به گزارش سحامنیوز، این مرجع تقلید ساکن شیراز از عمل نشدن به برخی از اصول قانون اساسی انتقاد کرد و به طور تلویحی گفت عمل نکردن به قانون اساسی منجر به شکست انقلاب اسلامی میشود.
علیمحمد دستغیب همچنین با انتقاد از نحوه برخورد با منتقدان گفت: «خیلیها هستند در این مملکت که میخواهند حرف بزنند، انتقادهایی دارند؛ خوب اگر واقعاً بنا به حرف زدن باشند؛ باید بگذارند که اینها هم حرف بزنند. ولی چطور حرف بزنند؟ یعنی اگر حرف بزنن فوری آنها را نمیگیرند و در زندان بکنند؟»
این مرجع تقلید در سخنان خود همچنین با انتقاد از برخوردهایی که با برخی از مراجع تقلید از جمله آیتالله صانعی صورت گرفته است، به طور ضمنی یادآور شده است با برخوردهایی از قبیل حمله به دفتر آیتالله صانعی، دیگر مراجع جرئت نمیکنند حرف بزنند.
وی تأکید کرد مراجع تقلید به دنبال براندازی یا «جلو انداختن» خود نیستند و «احتیاجی ندارند که خودشان را جلو بیندازند، میخواهند حرفشان زده شود نه اینکه دور و برشان محاصره شود.»
آقای دستغیب همچنین به وضعیت زندانیان سیاسی اشاره کرد و افزود: «کدام فقیه است که بگوید اگر کسی احیاناً متهم باشد، قبل از اینکه جرمش ثابت نشده، ببرند و زندانش کنند؟ آن هم چه زندانهایی که آن طور ... بعد هم پناه بر خدا! این چیزها را که یکی دو تا نگفتهاند صحبت از یک نفر و دو نفر و ده نفر و بیست نفر نیست. دیگر رسیده است یه یک تواتری آن زندانهایی که غالباً شکنجهها در آن هست. اگر یکی گفته بود، دو تا گفته بود و… دیگر همه چیز عادی شده! در کجای قرآن و سنت داریم همچنین چیزی را که مثلاً شخصی را که هنوز اتهامش معلوم نشده، این را ببرند در زندان اولاً بعد هم شکنجهاش کنند و بعد هم وا دارند او را به آنچه خودشان میخواهند اقرار کند.»
وبسایت سحامنیوز اعلام کرد نیروهای امنیتی مانع از دیدار اعضای خانواده مهدی کروبی با وی شدهاند.
این سایت نوشته که مأموران امنیتی در برابر ساختمان منزل مسکونی مهدی کروبی مستقر شده و به فرزند کروبی اعلام کردهاند که حق ورود به منزل پدرش را تا روز ۲۵ بهمن ماه نخواهد داشت.
مهدی کروبی و میرحسین موسوی به تازگی در نامهای خطاب به وزارت کشور ، برای برگزاری یک راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن ماه درخواست مجوز کرده بودند.
وبسایت سحامنیوز تشدید محدودیتها در مورد مهدی کروبی را بیارتباط با این موضوع ندانسته است.
به نوشته این سایت، مأموران امنیتی همچنین اعلام کردهاند که به استثنای فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی، هیچ یک از فرزندان، عروسها و بستگان مهدی کروبی حق دیدار و ورود به خانه وی را ندارند.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی معمولاً حملات سازمانیافته به چهرههای شاخص مخالفان دولت را به نیروهای مردمی نسبت میدهند.
از جمله این حملات سازمان یافته که به نیروهای مردمی نسبت داده شد، حمله به مهدی کروبی در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در سال ۸۸، حمله لباسشخصیها به وی در جریان سفر به زنجان و چندین حمله به منزل وی در یک سال اخیر بوده است.
وبسایت کلمه از بازداشت محمدحسین شریفزادگان وزیر رفاه دولت هشتم خبر داد.
این سایت نوشته که ماموران امنیتی شامگاه چهارشنبه با ورود به منزل شریفزادگان که در زمان انتخابات ریاست جمهوری مسئول کمیته اقشار ستاد میرحسین موسوی بود، وی را بازداشت کردند.
تاکنون از علت بازداشت و محل نگهداری این عضو کابینه محمد خاتمی در دولت هشتم، اخباری منتشر نشده است.
به نظر میرسد این دستگیری در راستای افزایش فشار بر همراهان جنبش سبز صورت گرفته باشد. شریفزادگان همسر خواهر آقای میرحسین موسوی است.
شب گذشته نیز تقی رحمانی مشاور مهدی کروبی و از فعالان ملی مذهبی بازداشت شده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان گفت مردم ایران خواستار براندازی جمهوری اسلامی نیستند و با اصلاحات میتوان بسیاری از انحرافها را برطرف کرد.
آقای هاشمی در گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی به «قشر ناراضی» مردم توصیه کرده است در «صحنه 22 بهمن» حاضر شوند: «انقلاب مال آنها هم هست. همه بيايند. حتي آنهايي هم كه در انقلاب نبودند، سهمي هم نداشتند بيايند. اين كشور مال آنها هم هست.»
وی گفت: «ما به عنوان مسلمان آمدهايم و انقلاب كردهايم. اين اسلام را بايد حفظ كنيم، البته نه اسلامي كه متحجرين معرفي ميكنند. ثانيا اراده مردم ركن بوده، هنوز هم ركن است، هميشه هم ركن خواهد بود، در تحقق جامعه اسلامي، اين هم بايد اصل گرفته شود. يك حقوقي مردم دارند كه در قانون اساسي ذكر شده. در شرايط حاضر قانون اساسي را كافي ميدانم براي اداره همين وضع يعني هم حفظ اسلام و هم حفظ مردم و هم حفظ مصالح جامعه. ممكن است بعد از ده، پانزده سال قانون اساسي يك چيزهايي از آن جابجا شود. من فكر ميكنم اگر اينها را مراعات كنيم خيالمان ميتواند راحت بشود.»
هاشمی افزود: «خيلي چيزها را نميتوانيم بگوييم اسلامي است. از لحاظ مردم هم بالاخره بخشي از مردم ناراضي هستند. (اما) نظرم این است که اكثریت قاطع مردم طرفدار براندازی در ایران نیستند.»
وی در عین حال هشدار داد که: «اگر بنا بر دروغ گفتن، آمار دروغ دادن، وعده دروغ دادن، خلف وعده كردن، تهمت زدن، ضایع كردن حقوق مردم، عدم احترام به آزادی مردم و امثال اینها باشد، اینها همه ضداسلامی است.»
او مخالفان را کسانی دانست که به وضعیت آزادی بیان، احزاب و نحوه برگزاری انتخابات انتقاد دارند. ولی از آنها خواست در روز 22 بهمن همه حاضر شوند: «ما الان آلترناتيوي براي وضع موجود نداريم. همين را بايد حفظ بكنيم. با اصلاحات. با ترميمهايي كه لازم است انجام بدهيم. اين طرف هم بعدها اين را به رخ آنها نكشند كه براي ما (به تظاهرات) آمدند.»
مهدی کروبی میگوید که روز دوشنبه، ۲۵ بهمن روز سرنوشتسازی برای جنبش سبز است.
آقای کروبی در گفت و گو با روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به درخواست مجوز برای راهپیمایی حمایت از مردم تونس و مصر گفته است: « اگر دولت مجوز راهپیمایی بدهد شاهد تظاهرات بزرگی خواهیم بود که نشان دهنده پویایی جنبش است.»
وی همچنین با اشاره به موضع اعلام شده از سوی رهبران جمهوری اسلامی درباره اعتراضها در کشورهای عربی اظهار داشته است: «راهپیمایی تدارک دیده شده آزمون بزرگی است، پیش روی دولت و همچنین مخالفان آن.»
آقای کروبی افزوده است: «از آنجایی که حکومت در حال القای آن است که قیام مردم منطقه بیداری اسلامی است، مخالفت کردن آنها با درخواست مجوز نشانگر این خواهد بود که حمایت جمهوری اسلامی از اعتراضات اعراب دروغی بیش نیست.»
مهدی کروبی و میرحسین موسوی روز یکشنبه در نامهای به وزارت کشور با استناد به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی خواستار صدور مجوز برای یک راهپیمایی در حمایت از جنبش مردم تونس و مصر در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه در تهران شدهاند.
مهدی کروبی در بخش دیگری از گفت و گوی اینترنتی خود با روزنامه نیویورکتایمز با اعلام این که تقریباً در حصر خانگی به سر میبرد، گفته است: «سه دستگاه خودرو ماموران امنیتی اکثر روزها در بیرون منزل وی کشیک میدهند و جلوی ملاقات مردم با وی را سلب میکنند.»
جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی در بیانیهای از مسئولین قضائی خواسته اند که زندانیان را گروگان سیاسی فرض نکنند آنها را بدون قید و شرط آزاد کنند.
به گزارش کلمه، در این بیانیه که به مناسبت سالروز انقلاب ۵۷ ایران منتشر شده، آمده است: امروز شاهد آنیم که قانون توسط مدعیان انقلاب و حقوق مسلم شهروندان توسط زورمداران به سخره گرفته میشود.
به نوشته خانواده زندانیان «اگر تا دیروز شاهد تحدید آزادی اندیشه و بیان و تجمعات و احزاب و مطبوعات توسط اقتدارگراها بودیم، امروز شاهد نادیده گرفتن کامل حقوق مصرح در قانون اساسی توسط کودتاگران هستیم و با دخالت نظامیان درامر انتخابات در کمال ناباوری مهمترین ثمره انقلابمان را که انتخابات آزاد است، به یغما رفته می بینیم.»
آنها افزودهاند: «اینک پس از سپری شدن یک سال و هشت ماه از انتخابات شبهه ناک ۸۸ هنوز داغ آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات تازه است. هنوز عزیزان ما براساس احکام فله ای دادگاه های فرمایشی که به فرموده صادر و اجرا شده دربند ستم اسیرند و تعدادی از آنان حتی برای یک روز به مرخصی نیامده اند تا خانواده هایشان حضور گرمشان را احساس کنند و پس از این همه درد هجران و فراق دمی بیاسایند.»
خانوادههای زندانیان در پایان این بیانیه نوشتهاند: «ما در این ایام مبارک چشم انتظار رهایی عزیزانمان هستیم و خانه دل را به امید وصلشان آذین می بندیم و کودکانمان کاغذهای رنگی را از صندوق خانه ها در آورده اند تا سر در خانه هایمان را با آن زینت دهند. عزیزانمان را که طی این ماه ها تحت سخت ترین شرایط بوده اند به ما که طی این ماه ها تلخ ترین ایام زندگیمان را گذرانده ایم بازگردانید.»
درخواست دختر آیتالله ربانی املشی از رئیس قوه قضاییه:
1389/11/21
زهرا ربانی، دختر مرحوم آیتالله ربانی املشی، از روحانیون فعال در انقلاب اسلامی و عضو دوره اول شورای نگهبان، در نامه ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و رفع ظلم از مظلومین در روزهای دهه فجر شد.
خانم ربانی در نامه خود با اشاره به تاریخ انقلاب مینویسد «هرچه از روزهای انقلاب گذشت، فاصلهمان با یکدلی و گذشت و ایثار بیشتر شد تا آنجا که امروز شاهدیم که نه تنها یکدلی کمرنگ شده بلکه تحمل دیگران هم رنگی ندارد. متأسفانه ناظریم که عدهای تمامیتخواه صاحبان نجواهای غیر همسوی با خود را از صحنه خارج میکنند وآزادی آنان را سلب مینمایند.»
زهرا ربانی در ادامه خطاب به صادق لاریجانی نوشته است: «من و شما از ویژگیهای مشابهی برخوردار بودهایم. حداقل قسمتی از پوست و گوشتمان با شهریه طلبگی پدرانمان رشد و نمو کرده و اکنون نسبت به آن مسئولیم. امروز شما در منصبی قرار دارید که در سالهای اول انقلاب، والد بزرگوارم مرحوم آیتالله ربانی املشی متصدی بخشی از آن بود. »
او افزوده است: «جناب آقای لاریجانی... به راستی مرگ پند دهنده است. زمانی که پدر بزرگوارم دار فانی را وداع گفت ۵۰ سال داشت یعنی تقریباً مطابق سن شما در این زمان. وهیچکس تضمین ندارد که چند سال عمر میکند. آیا شما نسبت به اعمال قضات دستگاه قضایی اشراف کامل دارید؟ حتماً میپذیرید که اگر آنان به جان و مال و آبروی افراد تعدّی کردند جنابعالی هم مسئول هستید.»
به نوشته خانم ربانی مسأله زندانیان سیاسی و محکومیت دگراندیشان به زندان، یکی از موارد ظلم است: «در کشوری که افتخار مسلمانی دارد و در قانون اساسی آن آزادی بیان تصریح شده است زندانی سیاسی معنی ندارد. آیا اظهار نظر و اعلام نظر، جرم محسوب میشود؟»
ربانی در پایان این نامه خطاب به رییس قوه قضایی نوشته است: «شما به مناسبتهای مختلف کسانی را مورد عفو قرار میدهید که با وجود ارتکاب جرم مستحق عفو و گذشت میباشند و قاعدتاً زندانیان سیاسی که اصولاً جرمی مرتکب نشدهاند باید در صدر آن لیست قرار گیرند. اینجانب مصرّانه از شما درخواست میکنم که در این دهه فجر انقلاب اسلامی از موقعیت خود استفاده نموده و زندانیان سیاسی را در لیست عفو قرار دهید.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر