-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
مبارک با نهضت مقاومت مردم مصر رویارو شد. میلیون ها نفر به صحنه آمدند و با صراحت فریاد زدند که دیگر بس است و باید کناره بگیرد. مبارک برای ماندن نیاز به توجیه و بهانه داشت. این بهانه را از چند جهت به دست آورد. برخی از بهانه ها به ضررش تمام شد و بر خی به سودش:
یکم: مبارک می کوشد این معادله را در اذهان تثبیت کند: اگر او برود مصر دچار هرج و مرج می شود. کشور ناامن می شود. مردم جان به لب می شوند و استبداد نظامی امنیتی را که بتواند امنیت به ارمغان بیاورد، ترجیح خواهند داد. یورش به خانه های مردم، آتش زدن ساختمان ها، تخریب موزه ملی مصر سنگ پرانی ها و کشته شدن مردم؛ تمام این امور توسط افراد امنیتی و پلیس لباس شخصی و عوامل ناشناس آنان صورت گرفت. این تدبیر شکست خورد. نخست وزیر عذر خواهی کرد و مبارک هم دلش خون شد. مقام محترم رهبری هم در ایران در باره یورش به دانشگاه و ضرب و جرح دانشجویان فرمودند: انسان دلش خون می شود که عده ای با شعار طرفداری از رهبری نیمه شب به خوابگاه دانشجویان حمله کنند.
دوم: مبارک همواره در این سال ها بر این نکته تاکید کرده است. به اصطلاح این موضوع را به آمریکا و غرب فروخته است که: اگر او برود اسلام گراها حاکم می شوند. این بهانه با تدبیر اخوان المسلمین بی اثر شده بود. منتها خطبه جمعه مقام رهبری درست در زمان مناسب به کار مبارک و دولت او آمد. تا بگویند سخن قدیمشان درست است و ایران هم از اسلام گرایان حمایت می کند. خطبه آیه الله خامنه ای کار را بر اخوان دشوار کرد. از سویی بهانه و دستاویز بسیار مناسبی به دست مبارک و حکومت او داد. اگر اندکی از تدبیر و تامل امام خمینی در آیه الله خامنه ای وجود داشت، در این مقطع چنین بهانه ای را به دست نمی داد. تفاوت میان گفتار و یا گفتمان امام خمینی در پاریس و قم و تهران از همین زاویه بود. او نمی خواست در مرحله پیش از پیروزی انقلاب سخنانی بگوید که ملی گرا ها، سوسیالیست ها و کمونیست ها از انقلاب فاصله بگیرند. اخوان دقیقا چنین شیوه ای را برگزیده اند. به صراحت گفته اند نمی خواهند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند.
سوم: مبارک نیاز داشت تا از خود چهره ای ملی و مستقل نشان دهد. اصرار عجیب و غریب اوباما و وزیر خارجه اش و سناتور های آمریکایی از جمله مک کین، که همگی بارها گفتند مبارک باید همین امروز یا الان از قدرت کناره گیری کند. این موضع آمریکا که از سوی غرب هم حمایت شد. برای مبارک یک مائده اسمانی بود. او نیاز داشت تا نشان دهد عامل آمریکا و غرب نیست. این بهانه به دست آمد. او اکنون در برابر خواست امریکا مقاومت می کند.
مبالغه امیز نیست اگر بگوییم: آیه الله خامنه ای و اوباما در روزگار عسرت به داد مبارک رسیدند. این معادله نشانه همان رفتار افراطی و تفریطی است.
مدتی پیش رییس جمهور منصوب ایه الله خامنه ای در امارات مثل یک کودک نورسیده سیاست اعلام کرد: رابطه با مصر همین فردا! وزیر خارجه مصر هم به احمدی نژاد درس داد که: البته رابطه نیاز به مقدماتی دارد که همین فردا نمی شود! آن افراط از آن سو این هم تفریط از این سو.
آمریکا هم از سویی سی سال تمام مدافع مبارک بود. حال آن چنان رییس جمهور آمریکا و وزیر خارجه اش از رفتن مبارک سخن می گویند که بسیار شگفت انگیز ست. همه اینان در باره احمدی نژاد بسیار با تامل حرف زدند! گویی آیه الله خامنه ای و اوباما ناخدایانی هستند که هر دو قطب نمای کشتی را گم کرده اند. هر دو خدمتی شایان به مبارک کردند تا برای بقایش بهانه داشته باشد.
خسته و مانده از رادیو برمیگردم خانه. چیزی میخورم و مینشینم پای اینترنت و به محض باز کردن نخستین صفحه وب میبینم که «هشیار» مرده است.
بارها این اتفاق برایم افتاده است و حتما برای شما نیز این اتفاق افتاده است. یادم هست «پرویز مشکاتیان» هم گونه بود، خبر درگذشتاش را در «گودر» دیدم، «خسرو شکیبایی»، «محمد نوری» و خیلیهای دیگر همین طور پای اینترنت یا با پیامکی نحس. اما امروز واقعا شوکه شدم وقتی دیدم «هشیار» هم از بین ما رفته است. میخواهم فقط چند خط برای «محسن یوسفبیک» بنویسم و از او سپاسگزاری کنم:
آقای «هشیار» امروز که خبر درگذشتات را شنیدم پرتاب شدم به خانهمان در خرمآباد، وقتی جنگ بود و ما هیچ چیز در شهرمان برای تفریح نداشتیم و دلمان به همین برنامهی «هشیار و بیدار»تان خوش بود. آن روزها بهترین تفریح ما کارتون دیدن بود و شما یکی از کسانی بودی که من را پای تلویزیون مینشاندی و میخنداندی. آقای «هشیار» دلم از دیدن چهرهی شکستهی شما گرفت.
آقای «هشیار» امروز یاد «فرهنگ مهرپرور» هم افتادم. مطمئن باشید شما و مهرپرور و نوذری و همهی آنهایی که ما را در آن سالهای خوب دههی شست پای تلویزیون شاد میکردند همیشه در قلب ما جا دارید. ممنونم برای آن برنامه و لحظههای شادی که برایمان ساختی. تهرانیها را نمیدانم ولی اگر برنامههای کودک در دههی شست نبود ما در شهرمان دق میکردیم از بیحوصلگی.
آقای «هشیار» هر چیزی که از سالهای خوب از بین ما میرود بیشتر احساس میکنم که گذشتهام دارد پرپر میشود. شاید بخندند نسلی که امروز زندگی میکنند، شاید برایشان عجیب باشد کسی دربارهی یک برنامهی چنین بنویسد و قبول نکنند شما با برنامهتان همهی ما را پای تلویزیون میخکوب میکردی. یاد آن روزها بخیر، یاد آن تلویزیونهای کابینت چوبی به خیر، همانهایی که جلویشان کرکره داشت… همان که بابا با حقوق بانکیاش خریده بود.
ترکیدگی در خطوط انتقال نفت خام در بندر دیلم بوشهر، یک لکه نفتی به طول 20 کیلومتر در خط ساحلی خلیج فارس به وجود آورده که 400 هکتار زمین کشاورزی را دچار آلودگی نفتی کرده است.
به گفته کارشناسان، اراضی ساحلی دیلم زیستگاه بسیاری از پرندگان دریایی و موجوادتی نظیر خرچنگهاست و اگر لکههای نفتی در این مناطق سریع جمعآوری نشود میتواند به محیط زیست منطقه خسارت زیادی وارد کند.
با این حال معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست گفت که «تاکنون هیچگونه گزارشی مبنی بر مرگ و میر ماهیان یا سایر موجودات دریایی به ما نرسیده است.»
محمد باقر نبوی در ادامه توضیح داد که متاسفانه به دلیل «زمین مسطح و بدون عوارض این منطقه»، 10 تا 15 ساعت نفت ازلولهها نشستی داشته است که در اثر بارش باران مقداری از این نفت خام به بستر دریا نیز وارد شده است.
آقای نبوی همچنین اضافه کرد که «در حدود 400 هکتار زمین کشاورزی و همچنین رودخانهای که در این محل جریان دارد به وسیله نفت خام آلوده شده است، همچنین در حال حاضر لکه نفتی به طول 20 کیلومتر و به عرض 7 کیلومتر بستر دریا را فرا گرفته است.»
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در پایان تصریح کرد که «به علت طوفانی بودن هوا، خوشبختانه لکه نفتی به سمت ساحل آمده و اوضاع را اندکی بهبود بخشیده است به طوری که در حال حاضر سواحل ماسهای خلیجفارس در این منطقه از تکههای بزرگ نفت که به صورت گلولههای بزرگ نیز درآمدهاند در منطقه مشاهده میشود.»
عبدالحسین روح الامینی در گفتوگو با آینده، خبر دروغین سایت وابسته به بسیج دانشجویی را تکذیب کرد. سایت خبرنامه دانشجویان ایران به نقل از روحالامینی ادعا کرده بود که دو متهم محکوم به قصاص در پرونده جنایت کهریزک، اعدام شدهاند.
آینده گزارش کرده: «یكی از عوامل این سایت كه دكتر روح الامینی را در جریان زیارت در حرم امام رضا دیده، چند كلمه صحبت خود با وی را به عنوان مصاحبه منتشر كرده و جالب آن كه به دلیل برداشت غلط، به بیان اخبار نادرست پرداخته و به نقل از وی، از اعدام 2 نفر از عاملان ماجرای كهریزك كه از ماموران ناجا هستند، خبر داده بود.»
روحالامینی با ابراز ناراحتی شدید از اقدام غیرحرفهای انجام شده توضیح داد: «دیشب که بنده کنار ضریح منور امام هشتم بودم، جوانی بدون توجه به شرایط، مکرر پرسش میکرد، در حالی که من مطلب جدیدی درباره مساله کهریزک و محکومان آن نگفتم و صرفا چند کلمه خلاصه از مطالب منتشرشده را دوباره بازگو کردم.»
وی تصریح کرد: «با توجه به گذشت اولیای دم از اعدام محکومان این جنایت، اجرای دیگر مجازاتهای آنها نظیر شلاق، زندان و محرومیت از خدمات دولتی به اجرا در آ شده و هرچند حکم اعدام محکومان صادر شده بود، اما آنها اعدام نشده و نخواهند شد و درباره متهمان قضایی نیز بنده اظهار کردم که پرونده در دادسرای کارکنان دولت در حال رسیدگی است.»
در سالیان اخیر و به ویژه پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ زندان و تهدید و سایهی شوم بیعدالتی تنها برای فعالان سیاسی و روزنامهنگاران نبوده، بلکه وکلای مدافعی که جوانمردانه در فضای اختناق و نیز در ویرانه قوه قضاییه، دفاع از آزادیخواهان را برعهده میگرفتند هم بارها و بارها تهدید و بازداشت شدهاند. در گزارش زیر عمدتا بر اساس مروری بر خبرهای یکساله گذشته در سی میل، نگاهی داریم به وضعیت وکلای ایرانی که تجربه بازداشت را از سر گذرانده اند یا همچنان در زندان به سر می برند:
محمد اولیایی فرد محمد اولیایی فرد وکیل پایه یک دادگستری و از مسئولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران است. آقای اولیایی فرد از اسفندماه 88 در بازداشت به سر میبرد. او وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را عهده دار است و پیشتر در پی اعتراض به اجرای حکم بهنود شجاعی و سایر نوجوانان روز یکشنبه مورخ 18 بهمن ماه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
خلیل بهرامیان خلیل بهرامیان، وکیل پایه یک دادگستری، تا زمان تهیه این گزارش تازه ترین نمونه از وکلای محکوم شده در دادگاههای جمهوری اسلامی است. او هفته گذشته توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل یک سال و نیم حبس و ده سال محرومیت از وکالت محکوم شد. بهرامیان که عضو کمیته جهانی مقابله با آدم کشی و اعدام در پاریس و کشورهای اسکاندیناوی است، وکالت شمار زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی از جمله اکبر محمدی، حشمت الله طبرزدی، احمد باطبی و همچنین تعداد زیادی از متهمین کرد مانند فرزاد کمانگر را به عهده داشته است.
ناصر زرافشان ناصر زرافشان از دیگر وکلای مشهوری است که تهدید، بازداشت و به حبس محکوم شد. او وکیل پرونده قتلهای زنجیرهای بود و در پرونده ای که قاتلان و آمران هیچ وقت بازداشت نشدند، وکیل به پنج سال زندان محکوم شد.
نسرین ستوده نسرین ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر بوده و وکالت پروندههای بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، کودکان قربانی ِ کودک آزاری و کودکان در معرض اعدام را برعهده داشتهاست. در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ نسرین ستوده به اتهام اقدام بر علیه امنیت ملی و تبلیغ بر علیه نظام بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شد. او پیش از بازداشت، بارها بهخاطر فعالیتهای حقوقیاش مورد تهدید قرار گرفته بود.
ستوده از اوایل مهرماه ۸۹ دست به اعتصاب غذا زده است. خانم ستوده از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد.
نسرین ستوده که این روزها موضوع دادگاه او در جریان است نیز به اتهام نداشتن حجاب در یک فیلم ویدئویی در زندان اوین بسر میبرد. خانم ستوده در این فیلم ویدئویی برای شرکت کنندگان مراسم جایزه حقوق بشر ایتالیا صحبت میکند.
عبدالفتاح سلطانی عبدالفتاح سلطانی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری از دیگر وکلای بازداشتی در ایران است.
وی سابقه وکالت در بسیاری از پروندههایی که دارای جنبه حقوق بشری است، پرونده فعالان سیاسی، دانشجویان و روزنامه نگاران را دارد. او توسط قاضی مرتضوی متهم به جاسوسی از طریق افشای اطلاعات پرونده موکلان خود که به جاسوسی متهم شده بودند و همچنین تبلیغ علیه نظام شد و بیش از ۷ ماه را در زندان اوین گذراند.
سلطانی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس و ۵ سال محرومیت از خدمات اجتماعی محکوم گردید. اما دادگاه تجدید نظر وی را پس از ۲۱۹ روز حبس از کلیه اتهامات تبرئه کرد. دستگاه قضایی بدون عذرخواهی و اعاده حیثیت وی را آزاد کرد و تلاشهای او برای تحت پیگرد قرار دادن مقامات دستگاه قضایی به نتیجهای نرسید.
سلطانی در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ در پی اعتراضات به نتایج انتخابات توسط ضابطان دادگاه انقلاب دستگیر و روانه بند 209 زندان اوین شد.
همسر او، معصومه دهقان ، روز ۲۲ تیر ماه پس از ملاقات با عبدالفتاح سلطانی در زندان اوین گفت که همسرش متهم به «تشکیک در انتخابات» شده و به موجب ماده ٦١٠ قانون مجازات اسلامی در زندان به سر میبرد. مضمون این ماده به تبانی چند نفر برای اقدام علیه امنیت ملی اشاره دارد. به گفتهٔ معصومه دهقان حُکم بازداشت آقای سلطانی نیز توسط آقای راسخ صادر شده که پیشتر آقای سلطانی علیه او به دادگاه شکایت بردهاست.
محمد سیفزاده محمد سیفزاده، از دیگر وکلای مدافع حقوق بشر است که به ۹ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد.
شادی صدر شادی صدر، فعال حقوق زنان، از دیگر وکلایی است که در ایران بارها مورد تهدید و آزار قرار گرفته است. خانم صدر نخستین بار در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ در مقابل دادگاه انقلاب تهران، به همراه بیش از سی نفر از فعالان جنبش زنان ایران که در حمایت از پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، سوسن طهماسبی، فریبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری مقابل این دادگاه تجمع کرده بودند، دستگیر شد. او وکالت شهلا انتصاری و محبوبه عباسقلی زاده را نیز بر عهده داشت.
صدر بار دوم صبح جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ در حالیکه از بلوار کشاورز قصد رفتن به نماز جمعه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸ را داشت توسط نیروهای لباس شخصی، با خشونت و بدون حکم قضائی سوار اتومبیلی شد و به مکان نامشخصی انتقال داده شد. این عمل همراه با خشونت و کتک بود به طوری که مانتو و روسری صدر از تنش درآمد. در پی دستگیری صدر، عفو بینالملل با صدور بیانیهای خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط او شد. وی در ۶ مرداد ۱۳۸۸ پس از یازده روز بازداشت، از زندان اوین آزاد شد. او وکالت شیوا نظر آهاری را به عهده دارد.
شیرین عبادی بیتردید در کنار تمام وکلای مدافعی که تهدید و بازداشت شدهاند، نام یک چهره بیش از هرکسی به ذهن متبادر میشود. شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل. حکومت ایران همواره سعی داشت وجهه جهانی این برنده صلح نوبل را تحتالشعاع قرار دهد و به نوعی به تخریب این شخصیت که نمادی از وکلای آزادیخواه است بپردازد. شیرین عبادی چه آن هنگام که در داخل بود و چه اکنون که در خارج از کشور است همواره تحت فشار و تهدید بوده است.
خانم عبادی چندین بار در سالهای اخیر تهدید به مرگ شدهاست. آخرین تهدید در فروردین ماه ۱۳۸۷ اتفاق افتاد. او در این خصوص به فرمانده نیروی انتظامی ایران شکایت کرده و خواستار پیگیری قضایی آنها شد.
پس از خروج خانم عبادی از ایران، اموال وی توسط دولت ضبط شد و تلویزیون دولتی، برنامههایی را بر علیه او ساخت و منتشر کرد.
نسرین ستوده، وکیل شیرین عبادی در ۳۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی در گفتگویی با رادیو فردا اعلام کرد که «اموال و داراییهای شیرین عبادی به دلیل «عدم پرداخت مالیات» برای دریافت «جایزه صلح نوبل» و «همچنین «سخنرانی در کشورهای خارجی» به مبلغ پانصد میلیون تومان، در ایران توقیف شده و خانم عبادی ممنوعالمعامله گشتهاست.»
روز پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ در برنامه تلویزیونی بیست و سی، فیلمی درباره شیرین عبادی پخش شد که در بخشهایی از آن، جواد توسلیان همسر عبادی حرفهایی علیه عبادی گفت. نرگس توسلیان، دختر خانواده، درباره اعترافهای پدرش در فیلم، نامهای نوشت و آنها را ناشی از فشار ماموران امنیتی دانست. خانم عبادی نیز در مراسمی در فرانسه، این اعترافها را مربوط به هشت ماه قبل که همسرش بازداشت بوده، دانست و آنها را ساختگی نامید.
مریم کیانارثی و مریم کرباسی و سارا صباغیان از دیگر اقداماتی که جمهوری اسلامی علیه وکلای مدافع انجام داد میتوان به بازداشت سارا صباغیان، مریم کیانارثی و مریم کرباسی پس از بازگشت از سفر ترکیه درفرودگاه امام خمینی تهران اشاره کرد.
سارا صباغیان از اعضای کمیته حمایت از حقوق زنان و کودکان کانون وکلاست که سال گذشته در دفتر وکالت محمدعلی دادخواه، همراه او و چند وکیل دیگر دستگیر شده بود.
محمد مصطفایی محمد مصطفایی از دیگر وکلای حقوق بشر است که بارها تهدید و ارعاب شده است. مصطفایی که وکالت پرونده سکینه محمدی آشتیانی را برعهده داشت به دلیل توجه مجامع جهانی به این پرونده چندی قبل مجبور به ترک ایران شد؛ اما حکومت ایران این موضوع را برنتافت و حتی خلاف قانون اساسی خود، خانواده محمد مصطفایی را به گروگان گرفت.
شادی صدر در واکنش به دستگیری خانواده محمد مصطفایی در نامه ای به کانون وکلای دادگستری نوشت: «دستگاه قضایی-امنیتی ایران، که ناگزیر به توقف اجرای حکم سنگسار سکینه محمدی شده، با پروندهسازی رسانهای و قضایی علیه وکیل او، محمد مصطفایی، قصد دارد انتقام این تصمیم ناگزیر را از او بگیرد و حالا که موفق به دستگیری او نشده، همسر و برادر او را موضوع این انتقامگیری قرار دادهاست.»
فرشید یداللهی / امید بهروزی فرشید یداللهی وامید بهروزی، دو تن از وکلای مدافع دراویش گنابادی که پروانه وکالتشان به سبب دفاع از محکومان حادثه قم باطل شده بود هم به زندان عادل آباد شیراز رفتند.
این دو، وکالت سیدحسن (احمد) شریعت واقف حسینیه شریعت را در قم عهده دار بودند. اتهامات وارد به فرشید یداللهی شامل اخلال در امنیت عمومی و تمرد از دستور مامور بوده است و به دلیل همین اتهامات به تحمل یکسال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۵ سال محرومیت از وکالت، ٣۰۰ هزار تومان جزای نقدی و معرفی ماهیانه به اداره اطلاعات محکوم گردید.
محمد موسویپور، دادستان عمومی و انقلاب یاسوج اعلام کرده است که «همچنان استفاده از گروههای موسیقی و ارکستر در عروسیها و جشنها در تالار، منزل، بهون، چادر و کپر در شهر و روستا ممنوع است.»
محمد موسیپور پیش از این هم اعلام کرده بود که رسم سنتي چوب بازي در آيينهاي عروسي استان که همراه با ساز و دهل اجرا ميشود، به دليل «بروز مشکلات فراوان اجتماعي ممنوع است و در صورت مشاهده با افراد برخورد قانوني مي شود.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که رئيس اداره نظارت بر اماكن عمومي فرماندهي انتظامي گيلان نیز در اقدام مشابهی اجراي هرگونه موسيقي و برنامههاي هنري را مشروط به اخذ مجوز از اداره نظارت بر اماكن عمومي ناجا دانسته بود.
محمد بهادريان با اشاره به اینکه نصب دوربين در بخش بانوان ممنوع است، تاكيد کرده بود: «موسيقي زنده در تالارهاي عروسي به هيچ عنوان در بخش بانوان نبايد اجرا شود.»
وی همچنین اعلام کرده بود، استفاده از كراوات و پاپيون براي كاركنان و مديران تالارهاي عروسي ممنوع است.
در ۱۷ ماه گذشته وزارت نفت، شاهد تغییرات گسترده در سطوح مدیریتی خود بوده و دستکم ۲۵۰ مدیر ارشد این وزارتخانه از سمتهای خود برکنار شدهاند.
به گزارش خبرآنلاین، آمار ۲۵۰مدیری که مسعود میرکاظمی از زمان تکیه زدن بر مسند وزارت نفت در شهریور سال ۸۸ تا کنون برکنار کرده، تنها شامل «تغییرات در سطح مدیریتی است و برآوردها از تغییرات در سطح کارشناسان وزارت نفت و زیرمجموعههای آن بیش از رقم مذکور است.»
خبرآنلاین علت اصلی این برکناریها را اختلاف نظر زیاد میرکاظمی با مدیران با سابقه نفتی عنوان کرده است.
تازهترین برکناری در وزارت نفت، برکناری غلامرضا حسن بیگلو از مدیریت شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب است که «بیش از ۸۳ درصد نفت کشور را تولید میکند.»
وی همزمان طی حکمی هرمز قلاوند را «به سمت نایب رییس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب منصوب کرده است.»
جالب این که اوایل شهریور امسال میرکاظمی، حضور بیگلو در هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران را ممنوع کرد اما در حکم مدیرعامل جدید این شرکت، وزیر نفت بر حضور وی به مدت سه سال در هیأت مدیره شرکت ملی نفت تاکید کرده است.
در یک ماه گذشته مدیران کلیدی چون مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس، مدیرعامل شرکت پتروپارس و مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب برکنار شدهاند.
علی دارابی، معاون سیمای سازمان صدا و سیما می گوید از این پس آموزش تهیۀ غذاهای «غیرایرانی» در تلویزیون ممنوع است.
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای دارابی این مطلب را روز شنبه به هنگام دیدار از شبکه جام جم بیان کرده است.
وی در این دیدار گفت: «ایرانیان در هر کجای جهان باید احساس غرور کنند و این وظیفه شبکه جهانی جام جم است که دستاوردهای مهم و بزرگ انقلاب اسلامی را در قاب تصویر به مهمانی چشمهای مخاطبان مقیم خارج از کشور و فارسی زبانان سراسر دنیا ببرد.»
برنامه های آشپزی از محبوب ترین برنامه های شبکه های مختلف صدا و سیما به شمار می روند که به نظر میرسد سیاست تازه صدا و سیما در ممنوعیت پخش آموزش غذاهای غیر ایرانی در ادامه سیاستهای محدودیت ارتباطی ایرانیان با کشورهای دیگر باشد.
در حالی که سلامت بیماری دیابت یکی از 52 شاخص دولت در تعیین عدالت محسوب میشود، حدود هشت میلیون ایرانی مبتلا و یا در معرض ابتلا به دیابت هستند که عوارض و هزینههای ناشی از این بیماری زنگ خطر جدی برای سلامت جامعه و افزایش هزینههای درمانی محسوب میشود.
در همین رابطه رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران با تاکید بر ضرورت پیشگیری از ابتلا به بیماریهای خطرناک همچون بیماریهای قلبی، دیابت و... گفت: «حدود چهار میلیون نفر در کشور مبتلا به دیابت هستند و در حدود همین تعداد نیز در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند.»
ایرج خسرونیا با اشاره به هزینههای بالای درمان این بیماری، افزود: «متاسفانه 50 درصد افراد دیابتی از بیماری خود اطلاع ندارند و معمولا این افراد زمانی به پزشک مراجعه میکنند که دچار اختلال دید، نارسایی کلیه و سایر بیماریها شدهاند.»
مطالعات نشان میدهد که ایران در منطقهای قرار دارد که شیوع دیابت نسبت به آمار جهانی در آن بیشتر است به گونهای که 7/8 درصد از جمعیت 25 تا 65 ساله ایران درگیر بیماری دیابت هستند.
با این حال اجباری نبودن معاینات دورهای و آزمایشهای سالیانه در کشور باعث شده روند درمان بیماریهای خطرناک همچون دیابت، سرطانها و... به دلیل بروز عوارض آنها به سختی و دشواری دنبال شود و هزینههای درمان نیز افزایش یابد.
به اعتقاد کارشناسان، دیابت نوع 2 که شایعترین نوع این بیماریست، بر اثر کاهش فعالیت جسمانی و افزایش وزن پدید میآید؛ این در شرایطیست که در ایران نیز حدود 50 درصد از افراد بزرگسال با اضافه وزن بالا مواجهاند که خطر ابتلا به این بیماری را افزایش میدهد.
علیرضا استقامتی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در این رابطه میگوید: «در میان جمعیت 25 تا 65 سال ایران حدود 8.7 درصد به دیابت نوع 2 مبتلا هستند که این بیماری میان افراد بالای 40 سال مشاهده شده و دلیل عمده بروز این بیماری نیز کیفیت غذایی پایین، استرسهای روزانه و افزایش وزن است.»
زهرا عبداللهی ، معاون دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت بر این باور است که گرایش به سمت مصرف غذاهای آماده، نوشابههای گازدار و... در بین نسل امروز به شدت در حال افزایش است که موجب بالارفتن تعداد مبتلایان در ایران شده است.»
ابتلا به دیابت به عنوان یکی از بیماریهای غیرواگیر در شرایطی سیر صعودی را طی میکند که علاوه بر عوارضی همچون درد، اضطراب، ناراحتی، سردرد و عمدتا کاهش کیفیت زندگی، هزینههای مستقیم این بیماری از 2.5 تا 15 درصد کل بودجه بهداشتی را شامل میشود.
دوست فلسفهدانی میگفت ممکن است با فلسفهی نیچه موافق نباشم اما نمیشود منکر بینشهای عمیقی شد که در آثار او هست، از جمله این که اخلاق را اختراع و سلاح ضعفا و بردگان میداند. وقتی که قدرت در دست کسی است نیازی به توجیه کارش نمیبیند و خودش را مرجع و مبدأ حقانیت میگذارد.
نوشتهی سجاد صفار هرندی در همین مایههاست. زور دست ماست و حق هم با ماست. اگر از دلیل حقانیتمان هم بپرسید، بعد از شرح و تفصیل بسیار خلاصهاش همین است که چون زور داریم. پس در بند این نیستیم که شکل کارمان درست است یا نه. به همین عریانی. البته در مقابل «نظام سلطه» و «استکبار جهانی» همچنان میتوان ضجهمویه کرد و فریاد عدالتخواهی و بشردوستی و اخلاق سر داد، صرفاً چون در آنجا هنوز در موضع ضعیف قرار داریم؛ ولی باش تا صبح دولتمان بدمد.
البته این پرده برانداختن و لخت از خانه برون تاختن و بیمحابا منطق «قدرت برای قدرت» را عیان کردن عواقب بدی هم دارد. از جمله این که اغلب انسانهای متوسط و ضعیف در ذهنشان یک «باگ» و ایراد نرمافزاری هست که اتفاقاً به شکل و فرم خیلی گیر میدهد. یعنی هر چقدر هم که احساس بر حق بودن بکند، بعد از مدتی از کشتن، زندانی کردن، شکنجه کردن، دروغ و بهتان بستن و ترساندن و با ترس حکومت کردن بر «دشمن» خسته میشود.
این باگ نرمافزاری همچنین باعث میشود بسیاری از افراد سستعنصر هر چند وقت یک بار حق بودن باورشان را نه در ترازوی ارادت و یا تسلیم، که در ترازوی نیکی کردار و دستاوردهای عملی و دنیوی آن بگذارند. در نتیجه باورهایی که نه باعث کردار نیک و درست میشود و در ضمن دستاورد ملموسی هم در آسایش روحی و جسمی باورمنداناش ندارد بلکه آنها را گرفتار انواع ناراحتیها میکند، پس از مدتی ضعیف و ضعیفتر میشود. افراد «بُریده» زیاد میشوند و ریزشها پیش میآید و رویشها هم، متأسفانه بیشتر از جنس کسانی است که بوی کباب شنیدهاند و نمیفهمند که قضیه، کباب نیست، خر داغ کردن است.
بردگان، کسانی که اخلاق را اختراع کردند، احتمالا نخستین کاشفان فروتن این باگ نرمافزاری بودند.
سجاد صفار حرفهای بامزهای هم میزند مثل اینکه جنگ نهروان در شکل و فرم خودش بیشباهت با واقعهی کربلا نبوده است. البته لابد از شکل منظورش استفاده از شمشیر و تیر و نیزه نیست، منظورش لابد همان سرکوب بیرحمانهی شورش علیه حکومت است. لابد کربلا متولیان خودش را دارد که جواب ایشان را بدهند (للبیت رب) اما در متوسط رو به پایین مردم لابد سخت است دیدن کسانی که مناسک هزار و سیصد و خردهای سالهشان لعنت بر حاکمان ظالم اموی و گریستن و گریاندن بر مظلومیت خودشان بوده باشد و حالا وقتی که زور دستشان افتاده در «فرم و شکل» همان امویان باشند و حتی همان بودن را توجیه هم بکنند. که چون ما بر حقایم. و آنها نبودند.
یعنی برای متوسط مردم که به مراتب بالای بصیرت نرسیدهاند خندهدار است وقتی تصور کنند امثال سردار رادان و قاضی مرتضوی در مجلسی که برای فرود آمدن شمشیر و گرز بر سر شهدای کربلا یا مصیبت اسرای آن گریه میکنند. خندهدار است که صادق لاریجانی در نقد شریح قاضی بر آید، حسین شریعتمداری از سب علی در شام ناراحت باشد و معظمله از معاویه بد بگویند. چون عوامالناس ظرایف «محتوایی» و عقیدتی را نمیفهمند و عقلشان به چشمشان و ظواهر شکلی است.
مهمترین توفیق جنبش سبز این بود که نقاب را از چهرهی یک نظام سياسی عميقاً مستبد و به شدت ضد-اخلاق که مدام نمایش دینداری و آزادگی میدهد برداشت. ماجراهای کوی دانشگاه اول، قتلهای زنجيرهای و تمام اتفاقات ريز و درشت ديگری که پيشتر رخ داده بود و بالقوه میتوانست عمق اين تباهی و رسوايی را نشان بدهد، هرگز نتوانست به اندازهی جنبش سبز اين نقاب را بردارد. نتيجه اين شده است که حتی اگر تا امروز جنبش سبز موفق به تغيیر ساختار سخت قدرت یا دگرگون کردن رفتار متصديان مناصب فعلی قدرت نشده است، دستکم کاری کرده است که صاحبان قدرت خودشان آگاه شدهاند که از اين پس پيوسته باید در بیم و هراس از این زندگی کنند که مردم آگاهیشان را از راز پنهان – و اکنون آشکارشدهی حکومتيان – به رخشان بکشند.
وزیر خارجه مصر از ایران خواست تا در مسایل داخلی این کشور دخالت نکند. وی روز گذشته به خبرنگاران گفت که به نظر میرسد رهبر جمهوری اسلامی ایران، سرکوب اعتراضات مردم ایران پس از انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته را فراموش کرده است.
احمد ابوالغیط گفت که آیتالله خامنهای به جای «پرت کردن حواس مردم ایران با پنهان شدن پشت آنچه در مصر اتفاق میافتد» بهتر است که به فکر آزادی در ایران باشد.
وزیر خارجه مصر افزود که «لحظه بحرانی ایران هنوز فرا نرسیده، اما ما با علاقه و انتظار آن لحظه را تماشا خواهیم کرد.»
آیتالله خامنهای روز جمعه در خطبه های نماز جمعه گفت که تحولات اخیر جهان عرب «انعکاس فریاد مظلومانه و قدرتمندانه» مردم ایران است که «در مناطق دیگری از دنیای اسلام شنیده میشود.»
خامنهای در سخنان خود رئیس جمهور مصر را «حسنی نامبارک» خواند و او را «نوکر آمریکا» خطاب کرد و «رئیس جمهور فراری تونس» را نیز «به طور کامل وابسته به آمریکا» توصیف کرد.
این در حالی است که پیش از آغاز تحولات در دو کشور تونس و مصر، دولت محمود احمدینژاد که مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی است تلاش فراوانی کرد که با هر دو دولت مناسبات خود را افزایش دهد یا از حالت رکود بیرون آورد.
اکبر هاشمی رفسنجانی می گوید بی توجهی به حقوق مردم سبب شده تا تغییر در خاورمیانه اجتناب ناپذیر شود.
آقای رفسنجانی در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران گفت: «راههای آگاهی مردم را در دنیای امروز نمیتوان مسدود کرد و حقیقت حتی از تپش قلب انسانهای حقجو قابل شنیدن و درک است.»
او امید همراه با آگاهی را مهمترین ویژگی نسل جوان کشور به ویژه دانشجویان عنوان کرد و نقش دانشگاهیان در آگاهیرسانی به مردم و تحولات جامعه و پیشرفت آن را محسوس دانست.
رفسنجانی در اشاره به «بیداری ملل مسلمان و خیزش مردمی» در مصر، تونس و دیگر کشورهای منطقه و «اعتراض آنها علیه حکام خود» گفت: «این حرکتها قابل تحسین است و نشان میدهد در همه نقاط جهان حرکت تحولات به سود حاکمیت مردم در جریان است هرچند در این مسیر هزینهها بسیار و تغییرات زمانبر باشد».
هاشمی بیتوجهی به حقوق اصلی مردم را از دلایل مهم شکلگیری اعتراضات گسترده عنوان کرد و گفت: «امروز ادامه روشهای قبلی برای بسیاری از این حکام امکانپذیر نیست و تغییر برای آنها اجتنابناپذیر شده است.»
بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر ایران روز جمعه ۱۵ بهمن ماه شروع شد. آنچه جشنواره امسال را از سالهای گذشته متفاوت کرده، ایجاد بخشی جدید به نام «نوعی نگاه» است که موجب نارضایتی بعضی از سینماگرانی که در جشنواره فجر امسال شرکت کرده اند شده است. (گزارش از بی بی سی فارسی)
جلسه دادگاه سه شهروند آمریکایی متهم به جاسوسی ساعت ده صبح روز یکشنبه هفدهم بهمن به ریاست ابوالقاسم صلواتی به صورت غیر علنی برگزار شد.
دادگاه این شهروندان آمریکایی در حالی در تهران پشت درهای بسته برگزار شد که سارا شورد یکی از سه آمریکایی بازداشت شده در مرداد ۸۸ که شهریور امسال با قید وثیقه آزاد شده بود در دادگاه حضور نداشت.
مسئولان قضایی جمهوری اسلامی پیشتر در آبان ماه دادگاه جاش فتال، شین باوئر و سارا شورد را به دلیل عدم حضور خانم شورد در ایران به تعویق انداخته بودند اما در نهایت دادگاه انقلاب تهران پس از ۱۸ ماه در غیاب این تبعه آمریکایی، جلسه رسیدگی به اتهامات آنها را برگزار کرد.
به گزارش ایرنا مسئولان قضایی به سفیر سوئیس در تهران که حفاظت از منافع ایالات متحده به عهده دارد، اجازه ندادند در این دادگاه حضور داشته باشد.
در این زمینه لیونا لئو اگوستی، سفیر سوئیس، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که از وی برای حضور در جلسه دادگاه دعوت نشده بود اما تصمیم وی برای حضور در این دادگاه با مخالفت مسئولان دادگاه روبهرو شد.
پیش از برگزاری دادگاه مسعود شفیعی، وکیل این سه نفر گفته بود که او با جاشوا فتال وشین باوئر دیدار نکرده است.
آقای شفیعی در این گفتوگو تأکید کرده بود که اتهام جاسوسی برای موکلانش قابل قبول نیست و تنها اتهامی که میتواند احتمالاً متوجه آنها شود ورود غیرقانونی به خاک ایران است.
سارا شورد، جاشوا فتال وشین باوئر در تابستان سال ۲۰۰۹ (مرداد سال 1388) و در حالی که برای "گردش" به یک مکان خوش و آب و هوا در کردستان عراق رفته بودند، در منطقه مرزی با ایران بازداشت شدند.
کیومرث پوراحمد با ارسال نامهای خطاب به مدیر عامل خانه سینما نوشته است: ما میمانیم و تا ما هستیم خانهی ما، خانهسینما میماند و خواهد ماند.
در نامه کیومرث پوراحمد خطاب به مدیرعامل خانه سینما آمده است: «سابقه فیلمسازی بهرام بیضایی و تقوایی و مهرجویی و مسعود کیمیایی به نیم قرن نزدیک میشود. نسل ما کم کَمَک سابقهمان چهل ساله میشود… اما… اما کدام مدیر را سراغ دارید که بیش از ده سال پشت یک میز و در یک سمت مانده باشد؟ ما فیلم سازان میمانیم. چه ارشاد و مدیرانش بخواهند و چه نخواهند…»
مسئولان دولتی پس از افزایش تنشها میان خانه سینما و مسئولان وزارت ارشاد بارها برای کنارگذاری خانه سینما و افراد تاثیر گذار در آن تلاش کرده اند تا جایی که محمدحسن رحیمیان نماینده علی خامنهای در بنیاد شهید از خانوادههای شهدا و ایثارگران خواست خانه سینما که وی آن را «خانه فساد» خواند را بر سر افراد آن خراب کنند.
اختلافات خانه سینما پس از تنش میان مسئولان وزارت ارشاد و خانه سینما بر سر نحوه برگزاری جشن خانه سینما بالا گرفت.
در چهاردهمین جشن خانه سینما، اظهارات اصغر فرهادی خشم مسئولان وزارت ارشاد را برانگیخت. مهدی عسگرپور با انتشار نامهای از این مراسم دفاع کرد و انتقادهای تندی متوجه وزیر ارشاد و مسئولان سینمایی این وزارتخانه کرد.
پس از این تنشها بسیاری از سینماگران نیز با انتشار بیانیهای اعلام کردند در کنار مدیرعامل خانه سینما خواهند ایستاد.
ميرحسين موسوی و مهدی کروبی در نامهای مشترک به وزارت کشور برای حمایت از «قیام» مردم مصر و تونس درخواست صدور مجوز راهپیمایی کردند.
به گزارش سحامنیوز، این دو رهبر مخالف دولت در نامه خود آوردهاند براساس اصل بيست و هفت قانون اساسی خواستار صدور مجوز راهپیمایی در تهران هستند.
زمان این راهپیمایی روز دوشنبه 25 بهمن ساعت 3 بعدازظهر از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی اعلام شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی از زمان آغاز اعتراضها به نتیجه انتخابات تاکنون به هیچ یک از درخواستهای مخالفان و احزاب اصلاحطلب برای برگزاری تجمع یا راهپیمایی مجوز ندادهاند.
در 18 ماه گذشته ماموران امنیتی بسیاری از مراسمهای مذهبی و دیدارهای جمعی که رهبران جنبش سبز نیز در آن شرکت داشتهاند را تحت نظر داشته یا مانع برگزاری آن شدهاند.
درخواست راهپیمایی این دو رهبر رهبر جنبش سبز برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از مردم تونس و مصر در شرایطی داده شده که مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند تحولات اخیر این کشورها برگرفته از «آرمانهای انقلاب اسلامی» در ایران معرفی کنند.
محسن یوسفبیک بازیگر نقش هوشیار در برنامه «هوشیار و بیدار» شنبه ۱۶بهمن در سن ۷۰سالگی در آسایشگاهی در شهر کرج درگذشت.
خبرگزاری فارس نوشته است که آقای یوسفبیک مدتها بیمار بوده، اما به نوع بیماری وی اشارهای نکرده است.
یوسفبیک مجری و بازیگر سالهای دهه 60 در نقش «هوشیار» همراه با علیرضا خمسه در نقش «بیدار» اجرای مسابقه «هوشیار و بیدار» را برعهده داشتند که در زمان پخش خود، یکی از پربینندهترین برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان بود.
وی حضور در چند تله تئاتر و چند فیلم سینمایی از جمله «در انتظار شیطان»، «ماموریت» و «مدرک جرم» را نیز در کارنامه هنری خود داشت.
علی مطهری نماینده مجلس میگوید وزیر راه و ترابری قربانی تصمیمات احمدینژاد شد و معرفی حمید بهبهانی به عنوان سرپرست وزارت راه نوعی «دهنکجی» دولت به مجلس است.
آقای مطهری گفته است: «اگر {احمدینژاد} بهبهانی را از آمدن به مجلس و پاسخ به انتقادات منع نمیکردند استیضاح رای نمیآورد و آقای بهبهانی همچنان وزیر بود. به نظر من آقای بهبهانی مانند مرحوم کردان قربانی تصمیمات آقای احمدینژاد شد.»
به گزارش وبسایت خبر آنلاین، این نماینده مجلس افزوده که معرفی حمید بهبهانی به عنوان سرپرست وزارت راه و ترابری «منع قانونی» ندارد اما این اقدام «یک نوع دهن کجی به مجلس و نمایندگان ملت است.»
نمایندگان مجلس هفته گذشته در غیاب حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری وی را استیضاح و از مقام خود برکنار کردند.
محمود احمدینژاد که حاضر نشده در جلسه استیضاح بهبهانی حاضر شود، این اقدام نمایندگان را «غیر قانونی» خوانده و اعلام کرده که وزارت راه و ترابری را منحل خواهد کرد.
مدیرکل امور جوانان استان تهران با بیان اینکه طلاق، عامل اصلی بروز آسیبهای جدی در جامعه است، گفت: «هر طلاق حدود 70 میلیون تومان هزینه برای جامعه و خانواده به همراه دارد.»
عباس جوهری اظهار داشت: «بیش از نیمی از طلاقها در اوایل زندگی و حدود 10 درصد طلاقها در نقطه صفر و قبل از آغاز زندگی مشترک اتفاق میافتد.»
آقای جوهری افزوده که «طلاق، امالفساد و عامل اصلی آسیبهای جدی در جامعه است؛ هر طلاق، تبعات و آسیبهای اجتماعی جبرانناپذیری را به پیکره جامعه وارد میکند.»
پیشتر یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به رشد 13 درصدی آمار طلاق در ایران، گفته بود جمعیت زنان «طلاق گرفته» در ایران به شش میلیون نفر رسیده است.
بر اساس آخرین آمار رسمی سازمان ثبت احوال، به طور متوسط روزانه 352 طلاق در ایران به ثبت میرسد که این آمار ایران را در رتبه چهارم طلاق در دنیا قرار میدهد.
سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط چهار فعال کارگر زندانی در ایران شد.
این چهار فعال کارگری، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی و غلامرضا غلامحسینی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هستند.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد این چهار فعال کارگری به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز سندیکایی خود بازداشت و زندانی شدهاند.
اسانلو و مددی، رئیس و نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در سال ۱۳۸۶ به اتهامهای امنیتی بازداشت و زندانی شدند.
شهابی و غلامحسینی نیز در تابستان سال جاری بازداشت شده و تاکنون محاکمه نشدهاند.
به علاوه، سه تن دیگر از اعضای سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به نامهای بهروز نیکوفرد، علیرضا سعیدی و بهروز ملازاده هم به اتهام «توهین به رهبری»، به شش ماه زندان محکوم شدهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر