-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

Posts from Khodnevis for 05/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نامه ی سرگشاده مربی مهد کودک محمود در راستای سفرش به نیویورک

یادته چقدر گریه  کردی ، قهر کردی و حموم نمی رفتی که ببرنت نیویورک ..

یادته چقدر به عبای آقات آویزون شدی که بزاره بری؟

ماشین سواری کردی؟ می خواستی دست عمو منوچو اونجا یه وقت ول نکنی گور به گور بشیہہ

اونجا خیلی شلوغ بود؟ آره؟......بازم رفتی جلو اون آقا خارجیا شیرین زبونی کردی؟

چی؟ آقا خارجیا وسط شرو ورات پاشدن رفتن ؟می خواستی فحش های جدیدی که یاد گرفتی بهشون بگی

چی ؟ عره عوره شمسی کوره و تقی ونقی را نگذاشتن با خودت ببری؟ همبازی اونجا نداشتی؟

خب خاله اونجا حوصله ت سرمی رفت یه وقت با خودت کارای بد بد که نمی کردی؟

راستی ابله جون ! اونی که جلوته اسمش میکروفونه و از توش صدای نکره ت  پخش میشه و همه می شنون !

پی نوشت:

در اینجا لازم می دونم به آمریکا و خانم کلینتون و دوست و رفیقاشون بگم این همه کش شورت

و سنگ پا و آبنبات قیچی  رو در دسته ی تحریم ها قرار می دهید بگذارید دم کوزه که این رژیم  به هیچ جاش هم حساب

نمی کنه فقط مجوز برای لات بازی های بیشتر  بهشون می دید. آخه ویزا به یه

  رئیس دولت غیرقانونی  می دید که بیاد اونجا 35 دقیقه حرف های مضحک  تحویلتون بده  . بعد خانم کلینتون

خیلی با کلاس و انگارکه طرف مقابلش یه آدم حسابیه می گه ادعاهای رییس جمهور ایران اتهام و کذب محضه.

حتما هم محمود متحول شد و سخت تحت تاثیر حرف های هیلاری قرار گرفت و قول می دهد  با نشان دادن

انگشت وسط جبران  می کند.


 


از آزادی زیدابادی نا امیدم

 


بنا به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر برای ایران، در آبان ماه سال گذشته، دادگاه انقلاب اعلام کرد که با تودیع وثیقه ۲۵۰ ميليون تومانی،زیدابادی آزاد خواهد شد. خانواده وی اما تنها موفق به تهیه ۱۵۰ میلیون تومان شدند که دادگاه اعلام کرد این مبلغ کافی است.


اما پس از یک ماه، قاضی پیرعباسی، رییس شعبه ۲۶ اعلام کرد که دادگاه ۲۵۰ ميليون وثيقه تعیین کرده بود که خانواده تنها ۱۵۰ ميليون را تامين کرده اند و اکنون باید ۲۰۰ ميليون ديگر هم اضافه کنند. این وثیقه سپس به ۵۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد که با وجود تامین آن، هنوز زیدابادی از زندان ازاد نشده است.


مهدیه محمدی، همسر زیدآبادی در گفتگو با کمپین گفته است که برای هر بار ملاقات کابينی به مدت ۱۵ دقيقه با سه فرزند خود مجبور است ساعت های زيادی وقت بگذارد، زیرا: «هر بار رفت و برگشت حدود پنج ساعت طول می کشد چرا که تا کرج چهل کيلومتر مسافت است و آنجا هم برای يک ربع ملاقات کابينی مدت زيادی معطل می شويم. بچه ها هم هر سه ماه يا چهارماه يک بار می‌توانند به ديدن پدرشان بروند و عملا خيلی هم که بتوانم همان هفته‌ای که ملاقات خودم هست بروم .»


مهديه محمدی به شرايط نامناسب احمد زيدآبادی از زمان بازداشت تاکنون چنین می گوید: «موارد نقض قانون در برخورد با پرونده ايشان بسيار زياد است. از همان روز اول ساعت ۱۰ شب که ايشان را از در خانه ربودند (اين اصطلاحی است که من هميشه استفاده می کنم) تا ۱۴۱ روز انفرادی و ضرب و شتمی که در زندان شدند و نيز بازجويی های غيرقانونی که ايشان گذراندند در موارد متعدد حقوق او ناديده انگاشته شده است. در بازجويی های دشوار ورقه ای جلوی او گذاشتند و گفتند که اتهامات خودت را بنويس، در صورتی که بايد اول به ايشان تفهيم اتهام می‌شد که چرا ايشان بازداشت شده‌اند و بعد ثابت می شد که آيا درست هست يا خير اما با خشونت تمام و کتک کاری ورقه ای را جلوی ايشان گذاشته و گفته ‌ند اتهامات اخلاقی، اقتصادی و … خودت را بنويس و قصد داشته اند که همه اين اتهامات را به زور به ايشان بقبولانند اما او قبول نکرده و گفته است که من يک روزنامه نگار هستم و کارم هم مشخص بوده و در نهايت با خشونت ورقه را از زير دست او کشيده اند و يک تير هم در داخل سلول شليک کرده اند که آقای زيدآبادی می گفت احساس می کردم صورتم سر شده است. مدت ۱۴۱ روز ايشان را در انفرادی نگه داشتند و بعد به بند ۳۵۰ منتقل شده بود که در طی يک مدت بسيار کوتاه ساير فعالان سياسی نيز با ايشان بوده اند و اين اصل تفکيک جرايم به مدت کوتاهی رعايت شده بود اما ايشان را از تاريخ ۱۲ بهمن ماه به زندان رجايی شهر منتقل کردند که هم اکنون هم در همين زندان نگهداری می شوند.»


همسر اين روزنامه نگار در بند با تاکيد عدم رعايت عدالت و قانون در مورد پرونده‌ی زيدآبادی گفت در دادنامه ای که بر اساس آن برای آقای زيدآبادی چنين حکم سنگينی تعيين شده است به رعايت قانون از طرف آقای زيدآبادی چندين بار اشاره شده و گفته اند که او با رعايت قانون قصد داشته سر قانون کلاه بگذارد:«نوع برخوردی که با آقای زيدابادی شد نشان می دهد که اگر در ايران پشت ات به جايی گرم باشد می توانی قانون را کاملا لگدمال کنی درست مثل آقای مرتضوی که اين همه موارد غيرقانونی تا حتا قتل را انجام داده است اما کاملا راحت و آزاد است. نکته ی جالب اينجاست که اگر شما دادنامه ای که برای آقای زيدآبادی صادره شده است را بخوانيد سراسر آن نوشته شده که آقای زيدآبادی رفتارش کاملا قانونی بوده است و با استدلال و استفاده از رفتار قانونی قصد داشته است سر قانون کلاه بگذارد.»


مهديه محمدی شرايط نگهداری زندانيان از جمله آقای زيدآبادی در زندان رجايی شهر کرج را بسيار غيربهداشتی و غيراصولی دانست و ادامه داد: «شرايط بهداشتی زندان وضع خوبی ندارد. تا مدت ها آب زندان گل آلود و غيرقابل استفاده بود. البته روحيه ی خوبی که آقای زيدآبادی دارند طوری است که مسائل را آسيب شناسی هم می کنند و می گويند زندانيان هم رعايت نمی کنند. با آب زندان حمام هم نمی توانستند بروند. ظاهرا سالنی که آقای زيدآبادی در آن نگهداری می شود يک راهرو است که دوطرف آن اتاق هايی که پيش تر سلول انفرادی بوده است قرار دارد و درب اين سلول ها را برداشته اند و در هر سلول سه نفر را جا می دهند. غذای زندان خوب نيست و فروشگاهی که در زندان است به اندازه کافی مواد غذايی ندارد. در مورد بهداری زندان هم نگرانی های جدی در مورد بيماری هايی مثل ايدز وجود دارد و من به ايشان توصيه می کنم که تا جايی که امکان دارد به بهداری مراجعه نکنند چرا که اکثر زندانيان معتاد ايدزی هستند و ترس از اين که با مراجعه به بهداری به اين بيماری آلوده شوند وجود دارد.»


احمد زيدآبادی در شرايطی در زندان رجايی شهر دوران محکوميت خود را طی می کند که شاهد اتفاقات و درگيری های متعدد بين زندانيان «قتلی» و قاچاقچيان و معتادين بوده و به گفته‌ی همسرش در يک مورد شاهد قتل يکی از زندانيان به دست هم بندان خود در نزاع جمعی بوده است. مهديه محمدی با ابراز نگرانی از اين که همسر او در زندانی فاقد هر گونه امنيت و اصل طبقه بندی نگهداری می شود به کمپين گفت: «زندانيان عادی خطرناکی در اين بند هستند که به طور مثال يک «گل کوچک» که به زندان آورده شده است را دزديده‌اند که با ميله‌های آن قمه درست کنند و با کوچکترين مشکلی که با هم پيدا می‌کنند چاقو کشی هم می‌کنند. آقای زيدآبادی به دفعات شاهد اين صحنه‌ها بوده است که زندانيان با چاقو همديگر را مضروب کرده‌اند و يک بار يک نفر به هنگام چنين درگيری‌هايی کشته شده است. در اين بند اکثر مواقع زندانيان مواد مخدری سر پول با هم درگير می‌شوند. اين که زندان شرايط وحشتناکی دارد و هيچ گونه اصول و موازين حقوق بشری در آن رعايت نمی‌شود به يک سو، اما جای آقای زيدآبادی در اين زندان نيست. طبق اصل تفکيک جرايم هم که باشد ايشان که روزنامه نگار هستند نبايد در چنين شرايطی در زندان نگهداری شوند.»


به گفته ی مهديه محمدی همسر آقای زيدآبادی قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، بارها برای آزادی اين روزنامه نگار بهانه‌هانه‌های مختلفی آورده و با وجود افزايش مکرر ميزان وثيقه او و در حالی که به توصيه وکيل آقای زيدآبادی کليه موارد قانونی از جمله توديع وثيقه تعيين شده از سوی خانواده‌ی اين روزنامه نگار رعايت شده است اما مقامات قضايی همچنان از آزادی زيدآبادی حتی برای مرخصی هم خودداری می کنند.


مهديه محمدی اقدام مقامات قضايی را لگدمال کردن قانون خواند و گفت که بعد از گذشت این مدت  کم کم از آزادی ايشان نااميد شده است.



 


تعلیق به شرط عدم فعالیت سیاسی

 

به گزارش خبرنگار خودنویس، علی وفقی، مسوول دانشجویی ستاد میرحسین موسوی در استان تهران، به جرم اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی، مجموعا به شش سال حبس محکوم شد.

 

رسیدگی به پرونده این عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و به صورت غیرعلنی صورت گرفته است. یک سال از این شش سال محکومیت تعزیری بوده و پنج سال از آن به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است . اما در حکم وی این تعلیق مشروط به ممنوعیت هرگونه فعالیت سیاسی در هر زمینه ای  ذکر شده است.

 

قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در این حکم که به وکیل وقفی، سید محمود علیزاده طباطبایی، ابلاغ شده است، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف را به "نفاق" و "نقش عمده در اغتشاشات" متهم کرده است.

 

گفتنی است علی وفقی هفته پس از انتخابات بازداشت و حدود دو ماه در بند امنیتی ۲-الف زندان اوین بوده است.

 

 


 


خاتمی: از دو جهت مورد تهاجم هستیم


به گزارش سایت بنیاد باران، سید محمد خاتمی در این دیدار که روز گذشته برگزار شد گفت: «گاهی جریاناتی برای توجیه کارهای نادرست خود، سعی می کنند چهره‌ای از امام نشان بدهند که آن چهره هیچ مناسبتی با شخصیت ایشان ندارد و با این کار خدمتی به امام نمی‌شود بلکه موجب ایجاد بدبینی‌هایی نسبت به امام و نظام می‌شود، آیا واقعا رواست به خاطر توجیه بعضی سیاست‌ها و رفتارها چهره امام مخدوش شود در حالی که مدافعان از شخصیت واقعی ایشان صدایشان به جایی نمی‌رسد؟»


رئیس‌جمهور سابق ایران گفت: «ما از دو جهت مورد تهاجم قرار می‌گیریم، یکی از جانب دستگاه‌ها و امکانات تبلیغاتی که در اختیار جریانات خاص است و دیگر آنهایی که در خارج از کشورند و با اسلام و با امام و ایران میانه‌ای ندارند و خوشحال می‌شوند که امام و نظام لطمه ببینند.»

وی تاکید کرد: «در این موقعیت است که صدای ما و بسیاری از دلسوزان انقلاب و نظام به جایی نمی‌رسد و نسل جوان ما در موقعیتی قرار می‌گیرد که ازانقلاب و اسلام دورتر شود و این فاجعه بزرگی است که اگر جلوی ان گرفته نشود در آینده آثار بسیار بدی دارد.»

خاتمی با اشاره به محدودیت‌های ایجاد شده برای احزاب گفت: «برای من تعجب‌آور است که نه تنها فعالیت گروه‌ها و احزاب تایید نمی‌شود بلکه برایشان تنگنا ایجاد می‌شود و اخیرا از انحلال احزاب و تشکل‌هایی سخن به میان می آید و یا مطبوعات سالم تعطیل می شوند؛این رفتارها و برخوردها با کدام معیار قانون اساسی و مصلحت جامعه سازگار است؟ احزاب و گروه‌ها از مصالح بخش‌هایی از جامعه نمایندگی می‌کنند و باعث آگاهی، رونق و نشاط در جامعه می‌شوند و باید حضور داشته باشند، البته بعضی از احزاب منتقد وضعیت، حکومت، مدیریت و برنامه ها هستند و همین امر باعث رشد جامعه و پیشرفت کشور خواهد شد.»


رئیس بنیاد باران گفت: «انتخابات آزاد و مطمئن در صورتی خواهد بود که نهاد ها و دستگاه‌هائی که وظایف مشخص غیر سیاسی دارند دخالت سازمان یافته در سیاست نکنند، برای هر جامعه‌ای تجمیع سلاح،اطلاعات، ثروت و سیاست مشکل آفرین است.»

خاتمی افزود: «به هر حال ما خواستار انتخابات آزاد و سالم هستیم تا با امیدواری به آینده و دلگرمی بیشتر همه بتوانند دین خود را به کشور و مردم ادا کنند و مطلوب این است سیاست های کلی نظام در این زمینه تدوین و اعلام شود تا هم پشتوانه قوی تر داشته باشد و هم سبب دلگرمی و کاهش کدورت‌ها گردد.»


ریس بنیاد باران با بیان اینکه حکومت و دولت باید تابع قانون باشند و آن را درست اجرا کنند، اظهار داشت: «بهترین شرط برای آنکه قدرت در چارچوب قانون و مصالح کشور عمل کند، آزادی بیان، اندیشه و مطبوعات آزاد و نیز آزادی احزاب، گروهها و تشکل‌ها است.»

سید محمد خاتمی در این دیدار به وضعیت کارگران، معلمان و برنامه‌های اقتصادی کشور نیز اشاره و از نابسامانی‌ها انتقاد کرد.


 


بیست و سومین نمایشگاه کتاب افتتاح شد

به گزارش واحد مرکزی خبر ،بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با حضور شخصیت های فرهنگی و ناشران  و نویسندگان، در مصلای تهران گشایش یافت . 

 

در این نمایشگاه ۳۰۰۰ ناشر ایرانی و خارجی ، شرکت دارند ؛ ناشران خارجی از ۸۰ کشور و بیش از ۵۰ میلیون دلار کتاب در نمایشگاه حضور یافته‌اند . 

 

ناشران داخلی که تعدادشان ۲۰۴۷ ناشر اعلام شده شامل ناشران عمومی، ناشران دانشگاهی، ناشران اموزشی و کودک و نوجوان هستند . 

 

اعلام شده که دانشجویان از تسهیلات ویژه‌ای برخوردار خواهند شد که البته شامل کارت‌های یارانه‌ای خرید کتاب از ناشران داخلی می‌شود؛ تمام ناشران موظف شده‌اند که حداقل ۱۰% تخفیف دهند. 

 

کتابهای دانشگاهی در بخش ریالی (کتابهای به زبان فارسی ) با ۵۰% تخفیف فروخته می‌شوند ؛ 

 

محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد گفت که کتابهای عربی و کتابهای با موضوع «حضرت زهرا (ص)» با ۵۰% تخفیف همراه هستند . 

 

انجمن روزنامه نگاران مسلمان با مساعدت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کارت الکترونیک خرید کتاب (الکترا) به خبرنگاران عضو انجمن می‌دهد . 

 

آثار جدید ایرانیان مقیم خارج کشور در بخش بیت المللی نمایشگاه عرضه می‌شود؛ این کتاب‌ها به زبانهای غیر از فارسی عرضه می‌شوند . 

 

بیست و سومین نمایشگاه بیت المللی کتاب تهران از ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مصلای تهران بر قرار است .

 


 


برخی دردهای رسانه‌های میهنی-۱

دیروز، روز جهانی ازادی مطبوعات بود. روزی که همیشه برای ما دردآور است. خاطره‌های روزهای تعطیلی و بازجویی و تهدید زنده می‌شود.

سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد، قاتلان رسانه‌اند. بسیاری از روزنامه‌ها با اشاره اینان تعطیل شده‌اند و ده‌ها نفر زندانی و صدها نفر بیکار.

قوه قضاییه و وزارت اطلاعات و سپاه دمار از روزگار بر آورده‌اند.

یک بار بازجویی کافی است تا کار رسانه‌ای بیزار شوید...

اما فشار قدرت قاهر معمولا سبب می‌شود عیوب کار خودمان را نبینیم، و نفهمیم چرا به مسیری رفته‌ایم که نباید و نشاید.

آنقدر وضعیت را سیاه و سفید می‌کنیم که نتوانیم محدوده خاکستری را ببینیم وبه مخاطب نشان دهیم که همه واقعیت کجا پنهان شده.

سال‌هاست بسیاری از ما تابع نعل به نعل «روزنامه‌نگاری ایرانی» هستیم. همه ما خطاهای بسیاری داریم که تکرار هم می‌کنیم؛ دانسته یا نادانسته. هزار و یک انتقاد هم بر ما وارد است.

اما بحث من بر سر یک مساله است: آیا هرآنچه در دوران بعد از ۲ خرداد کردیم، روزنامه‌نگاری بود یا نه؟

فرض کنید روزنامه‌ای پیش از انتخابات مجلس ششم، ۴۷ میلیون تومان از حزب کارگزاران سازندگی بگیرد، بعدش سعی کند قلم انتقادی بعضی از نویسندگانش نسبت به هاشمی را ملایم‌تر کند. یا مطلبی که اندکی برای سردار نامناسب است را بردارد.

یا روزنامه‌ای همان موقع هوس کند خاطرات هاشمی را منتشر کند.

آن طرف ماجرا دیدنی است؛ روزنامه‌هایی مرتبط با هم، به ناگهان تصمیم بگیرند فضا را متناسب با خواست سران حزب مشارکت، هاشمی را تضعیف کنند. به عبارتی قدرت کارگزاران را کم کنند تا سهم مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در قدرت بیشتر شود.

اما این وسط، آیا روزنامه‌نگارانی که برای این رسانه‌ها قلم می زدند و حتی هوس می‌کردند به خاطر فضایی که در اختیارشان گذاشته شده، حواسشان بود دارند عملا به چه راهی می‌روند؟

مساله پیچیده نیست. کار حزبی، با کار مطبوعاتی فرق می‌کند. بولتن حزبی یا خبرنامه حزبی یا سازمانی در آوردن، روزنامه‌نگاری نیست. حتی روزنامه‌نگاری «حامیانه» قواعد خودش را دارد و شما نمی‌توانید واقعیت را به نفع جناح خودتان جعل کنید و در برابر مسائلی که منافع‌ گروه‌تان را به خطر می‌اندازد ساکت بمانید. به عبارت بهتر، وقتی روزنامه شما به جناح مقابل به خاطر بهره‌مندی از «رانت» حمله می‌کند، اما سخن از قراردادهای بسته شده به واسطه روابط سیاسی ویژه در وزارت‌خانه‌های نفت، صنایع، راه، کشور و نیرو هیچگاه مطرح نشده است.

یک مشکل بزرگ در رسانه‌های ما، مدیریت توسط سیاسیون شاغل یا بیکار شده است. طرف معاون وزیر کشور بوده و حالا به جای طبقه ۱۷ برج وزارت کشور در فاطمی، باید جایی برایش جفت و جور کرد. لابد طبقه ۴ پلاک ۱۰ خیابان تندیس. انتظار دارید طرف انتقامش را از وزیر کشور که بیرونش کرده نگیرد؟ بدتر، حضور مدیر در هیات مدیره این سازمان و آن شرکت دولتی که از همه‌شان هم پول دریافت می‌کند، باعث می‌شود مطالب انتقادی از آن شرکت‌ها متناسب با منافع جناب ایشان تلطیف یا حذف شود.

وقتی مسوول شرکت آب و فاضلاب استان تهران، مدیر روزنامه حیات نو باشد، نمی‌توانید انتظار داشته باشید انتقادی از سازمان‌های وابسته و رئیسش در روزنامه منتشر شود. وقتی معاون وزیر تعاون، مدیر روزنامه‌ای بشود، حتما انتقادی از مجموعه زیردستش را نخواهید خواند. وقتی مدیران ارشد دولت، شورای تیتر یک روزنامه را تشکیل دهند، می‌توانید انتظار داشته باشید نقدی از حوزه زیردست‌شان در روزنامه بخوانید؟

اما مشکل بزرگ روزنامه‌نگاری در کشور ما، اختلاط و امتزاج کار حزبی و کار خبری است. وقتی روزنامه‌ها در نبود احزاب، جای آنها را می‌گیرند، جریان آزاد اطلاع‌رسانی به نفع دیدگاه‌های سیاسی قربانی می‌شود.  قربانی بعدی، ما روزنامه‌نگارانی هستیم که در حوزه خبر تلاش می‌کنیم، اما خواسته نا خواسته به نفع ناشر، خودمان را سانسور می‌کنیم. خودسانسوری فقط این نیست که از ترس تعطیلی روزنامه بوسیله مرتضوی واقعیت را نگوییم. خودسانسوری تنها این نیست که به خاطر نگرانی بابت نامه شورای عالی امنیت ملی چیز ننویسیم که تحریک نشوند...

این قسمت، احساس فردی من است و تحت هیچ عنوان نمی خواهم دوستانم آنرا اهانت به خودشان فرض کنند:

اگر مطلبی بنویسید که بدانید خوشایند طرفداران حزب نیست، و سردبیرتان هم به شما امکان انتشار نظرتان را بدهد، بعد از انتشار با حملاتی روبرو خواهید شد که باورش اندکی دشوار است. اول از سوی برخی همکارانتان. انتقاد از جناح مقبول روزنامه بابت خطا یا بی‌عملی، «نمکدان» شکستن است. دست «نان دهنده» را گاز گرفتن است. به عبارتی شما را «سگی» می‌بینند که باید مطیع ارباب باشد. به هر جهت که اشاره می‌کند، حمله کنید. اگر «سگ» شکاری باشید، خودتان جهت را تشخیص می‌دهید و می‌شتابید. انتقاد از جناح مورد قبول روزنامه، خیانت است. فضا را به سمتی می‌برند که خودتان بروید.


بحثی که معمولا فراموش می‌شود، اشتراک منافع روزنامه‌ها با سازمان‌ها یا نهادهای سیاسی است. روزنامه‌نگار نباید قربانی این اشتراکات شود. امروز بسیاری از همکاران ما به خاطر همکاری با روزنامه‌هایی که در عمل بولتن حزبی بودند، زندانی یا از کشور فراری شده‌اند. حتی بر اساس قوانین عقب افتاده جمهوری اسلامی، اینان جرمی مرتکب نشده‌اند و گناهی ندارند. اینان اما قربانیان یک بازی بزرگ‌تر هستند.



 


دردسرهای فیلترینگ برای مشایی

اسفندیار رحیم مشایی سومین حامی رسانه‌ای خود را از دست داد. اولین حامی رسانه‌ای که با حمایت فارس نیوز کار خود را آغاز کرد و چندي بعد از فضای مجازی محو شد ثانیه‌نیوز بود. ثانیه نیوز بزرگترین حامی مشایی بود که توسط مهدی احمدی نژاد فرزند ارشد محمود احمدی نژاد و داماد اسفندیار مشایی تغذیه می‌شد. دیگر بار وقتی بود که سایت یاران خورشید تغییر آدرس داد و پس از آن سردبیر این سایت یعنی علی مومنلو محکوم شد و آخرین بار صبح روز چهارده اردبیهشت بود که سایت حقیقت نیوز به سردبیری امیرطاهر حسین‌خان فیلتر شد. هر چند که اينبار فيلتر شدن حقيقت نيوز به بهانه مصاحبه کذبي بوده است که با محمدعلي رامين انجام داده بود. اما بدون شک اسفندیار مشایی که خود روزی مدیریت شبکه رادیویی پیام را برعهده داشته ساکت نخواهد نشست و به زودی رسانه‌ای راه اندازی خواهد نمود هرچند که چندی پیش خبرآنلاین سایت نزدیک به لاریجانی خبر از راه اندازی شبکه‌ای ماهواره ای از سوی مشایی داده بوده که رییس دفتر احمدی نژاد آنرا تکذیب کرد……..


اسفندیار رحیم مشایی در جدیدترین اظهار نظر خود اعلام داشته که برای شرکت در انتخابات شوراها با هیچ گروه و حزبی ائتلاف نخواهند کرد. به نظر می‌رسد مشایی روزهای سختی را سپری خواهد کرد اگر چه مشایی اکنون قدرتمندترین مرد دولت دهم است اما از حمایت تمام گروه‌های سیاسی محروم می باشد. مشایی روزی توانست تمام حلقه های احمدی نژاد را خانه نشین کند باید نشست و دید آیا این اسفندیار خواهد توانست در انتخابات های بعدی اصولگرایان را نقره داغ کند؟


از آن گذشته جهان نیوز خبر می‌دهد برای اولین بار سه درصد از درآمدهای عملیاتی شرکت‌های دولتی بابت فعالیتهای فرهنگی کسر می‌شود و به خزانه واریز می‌گردد. همچنین آمده است که این سه درصد پس از واریز به خزانه بابت امور فرهنگی اختصاص داده می‌شود. یک محاسبه نه چندان پیچیده نشان می دهد که سه درصد درآمد عملیاتی شرکت‌های دولتی بالغ بر ۱۱ میلیارد دلار خواهد بود که بدون هرگونه تعیین شاخصی بر نحوه هزینه کردن و یا تعیین توزیع کننده آن قرار است در امور فرهنگی هزینه شود. این رقم قابل توجه فرهنگی که هیچ ردی در جداول بودجه ندارد و در سقف بودجه هم منعکس نشده است در بودجه سال‌های پیش یک درصد بود که آنهم توسط خود شرکت های دولتی هزینه می شداین در صورتی است که اسفندیار رحیم مشایی رییس کمیسیون فرهنگی دولت می‌باشد  آیا این درآمد فوق آلعاده برای انتخابات یازدهم  و حضور فعال مشایی صرف خواهد شد یا تنها تکه‌ای از پس انداز نزدیکان احمدی نژاد میباشد؟



مطلب ديگرم در مورد کانديداتوري مشايي


 


حکم
 


حبیب هم رفت

آیا کسی می داند جبیب به چه دلیلی عطای لس آنجلس را به لقایش بخشید ورفت؟

حبیب و پسرش محمد آهنگ‌های خوبی در این طرف دنیا ارائه دادند و می‌توانستند بازهم فعالیت کنند. آزاد بودند هرچه می‌خواهند بسرایند و اجرا کنند. پیش از انقلاب هم حبیب ترانه‌های قشنگی را اجرا کرد. به خصوص ترانه :«مرد تنهای شب» که معروفترین و ماندگارترین کار اوست.

ولی حالا با بازگشت به ایران باید «آقا بالاسر» وزارت ارشاد را تحمل کند و دیگر هرترانه‌ای را نمی‌تواند اجرا کند. کسی چه می‌داند؟ لابد عرصه خیلی بر حبیب در این طرف دنیا تنگ آمده که دوباره به ایران بازگشته. آنهم برای یک خواننده موسیقی پاپ که نیاز به فعالیت در یک محیط آزاد دارد بازگشت او واقعا تعجب آور و بسیار درد آور بود. شاید اگر هر ملیتی غیر از ایرانیان بودند با حمایت‌هایی که ازوی می‌شد وی در همان لس آنجلس ماندگار می‌شد. ولی در دنیای امروز نمی‌توان به امید کسی نشست. احتمالا حبیب به امید دیگران نشست ولی نتیجه‌ای ندید و ترجیح داد بازگردد. اگر دلیل واقعی بازگشت اورا می‌دانید لطفا توضیح دهید.


 


گزارشی از وضعیت مطبوعات ایران در ۱۳۸۸

به مناسبت ۱۳ اردیبهشت، فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکاي شمالي، کميته دفاع از زندانيان سياسي  و کميته گزارشگران حقوق بشر در گزارشی به بررسی وضعیت مطبوعات ایران در سال ۱۳۸۸ پرداخته‌اند. در این گزارش ۴۴ برگی، به آنچه در ماه‌های مختلف سال ۸۸ بر روزنامه‌نگاران و ناشران رفته اشاره شده است.

همچنین علاوه بر آمار توقیف روزنامه‌ها، فیلتر شدن سایت‌های خبری نیز در این گزارش آمده است.

اهمیت این گزارش در جمع آوری اطلاعات مربوط به سالی است که توجه جهانیان به خاطر سانسور گسترده خبری داخلی، و تلاش شهروند روزنامه‌نگاران جلب ایران و رویدادهای بعد از انتخابات شد. با دستگیری تعدادی از خبرنگاران رسانه‌های خارجی از جمله نیوزویک و خبرگزاری فرانسه، و خروج تعدادی از گزارشگران شبکه‌ها و رسانه‌های بین‌المللی، اتکای خبرگزاری‌ها می‌توانست بر خبرنگاران ایرانی باشد، که با دستگیری تعداد زیادی از اینان و افزایش ریسک همکاری با رسانه‌های بین‌المللی، گردش آزاد خبر در ایران به خطر افتاد.

به گفته تهیه کنندگان، این گزارش با استفاده از منابع خبري در داخل ايران تهيه شده است، با توجه به نقض گسترده، مستمر و برنامهريزي حقوق بشر در ايران و سانسور خبري موجود در ايران و آزاد نبودن نهادهاي مدني و اطلاع رساني، در برگيرنده تمامي موارد نقض حقوق مطبوعات در ايران نيست و تنها بخشی از ابعاد تضييع حقوق دست اندرکاران مطبوعات را در سال ۸۸ در بر میگيرد.

متن کامل گزارش را می‌توانید اینجا مشاهده کنید.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته