-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

Posts from Khodnevis for 02/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



وقت از خود گذشتن است، عرصه موعود ما شدن

پیش از اینها نیز به‌واسطه سرکوب خشن حاکمیت در واکنش به راهپیمایان و هزینه بالای مشارکت در آکسیون خیابانی چندان اعتقادی به تداوم حضور خیابانی نداشتم.

اما اینک شرایطی دیگر است.

امروز گاه پافشاری بر نظرات شخصی نیست. نمی‌توان با ارجاع به دیدگاه شخصی خود در باره آکسیون خیابانی و یا هر مسئله بحث انگیز دیگری، گوشه‌ای نشست و همراهان را در خیابان و دربرابر مزدوران خونریز، تنها رها کرد.

« من» بی همراهی «‌ما‌» وجودی ناچیز خواهد شد و انزجار انگیز!


گاه مبارزه مجال خودخواهی و خودنمایی نمی‌دهد. ابراز مجادلات کلامی و مباحثات نوشتاری اگر در غیاب عرصه کنش‌گری وجاهتی داشته اما اینک گاه به میدان رفتن است. اینک با تبعیت از قاطبه مردم که مشی راهپیمایی را بر گزیده‌اند افتخار همراهی شان را می‌جویم.

هر چه که من بودن من را جدا از ما شدن می‌کرد رها کرده و بازو به بازوی همراه سبزم گام در راهی می‌نهم که اجماع همراهان به انجام آن حکم می‌کند.

از سوی دیگر خون سرخ شهیدان سبز را نمی‌شود به بهانه‌های شخصی نادیده گرفت و فرصت مصادره آن را به خون خواران داد.

موسوی و کروبی و یا هر همراه صدیق دیگر را از جان دوست‌تر داشته و فارغ از هر اختلاف نظری، قدرشناسانه همراهی همرزمم را موضعی چون ناموس داری می‌دانم.


در این موقعیت جبهه‌ای از تقابل ستم‌گر حاکم علیه مردم ستمدیده می‌بینم و ارزشمند خواهم شد اگر مومنانه در کنار همراهانم پذیرفته شده و جانفشانی کنم.

باشد که منیت مانعی در اراده همراهی همراهان سبز نباشد و بر پیمان خود مانده و جوانمردانه سرفراز شویم.


 


درس‌های تظاهرات ۲۵ بهمن



نکته‌ی رسانه‌ای دیگر در تظاهرات ۲۵ بهمن، دخالت دادن شدید احساسات در انعکاس رویدادها بود. این‌که خبرنگار و وب‌نویس انسان است و تحت تاثیر رویدادها قرار می‌گیرد امری کاملاً طبیعی و قابل درک است (این روزها برای توجیه این حالت، فیلم خبرنگار زنی که از کشته شدن یک دختربچه عکس می‌گیرد و نمی‌تواند نسبت به این حادثه بی‌اعتنا بماند مورد استناد قرار می‌گیرد). آن‌چه برای یک خبرنگار طبیعی نیست، خود را به دست احساسات سپردن و حقایق بیرونی را قربانی حالات درونی کردن است. به‌عنوان نمونه می‌توان گفت حضور در تظاهرات ۲۵ بهمن عملی شجاعانه بود و کسانی که در این تظاهرات شرکت کردند زنان و مردان دلاوری بودند که با جان خود بازی کردند اما وقتی این احساسات، کار را به جایی می کشانَد که تظاهرات پراکنده‌ی چند ده هزار نفری و یا در بالاترین تخمین‌ها –که توسط هیچ فیلم و عکس و شاهد معتبری تائید نشده- دویست سیصدهزار نفری را تظاهرات میلیونی بنامیم و آن را مبدأ تحلیل‌های سیاسی خود قرار دهیم و باعث شویم عده‌ای بر این مبنا اقدام به عمل سیاسی کنند به معنای این است که حقیقت را قربانی احساسات خود کرده‌ایم و ذهن خواننده را به بیراهه کشیده‌ایم.

نکته‌ی بعدی، حساس شدن خبرنگاران نسبت به نظر مخالفان فکری‌ست. آن‌چه در چند روز اخیر مشاهده کردیم حساسیت شدید برخی خبرنگاران سبز نسبت به نظر مخالفان خود بود که باعث پرخاش و تندخویی آن‌ها شد. ممکن است گفته شود در شرایطی که همه تلاش می‌کنند تا ملت دست به دست هم بدهند و حکومت زورگو را از میان بردارند، آیه‌ی یأس خواندن و نتیجه و فایده‌ی عمل را به رخ کشیدن بی خِرَدی‌ست و نمی‌توان از کنار آن بی‌اعتنا گذشت. درست است. همان‌طور که قبلاً گفتم خبرنگار انسان است و صاحب احساسات ولی این‌که ما کنترل خود را از دست بدهیم و واکنش تند و غیرمنطقی نسبت به نظر مخالف نشان دهیم، اثر کار مثبت ما را خنثی می‌کند.

از تظاهرات ۲۵ بهمن می‌توان درس‌های رسانه‌ای زیادی گرفت؛ درس‌هایی که بدون تردید به کار همگی ما خواهد آمد. من دو سه نمونه را برای آغاز بحث ذکر کردم. خودنویس می‌تواند محل خوبی برای ادامه‌ی این بحث باشد.


 


صفحه اعلام همبستگی‌ آذربایجان با جنبش سبز در فیس‌بوک

این گروه در توضیح علت ایجاد این شبکه می‌گوید: «جنبش سبز خالی‌ از حضور آذربایجانی نیست چرا که به جرات می‌توان ادعا نمود اکثر ساکنین تهران ايرانيان ترک زباني هستند که در کنار سایر هموطنانشان در جنبش سبز شرکت فعال دارند. اما برای مشارکت گسترده آذربايجانيان و مناطق آذری‌نشین در جنبش سبز باید بر فعالیت خود بیافزاییم در همین راستا صفحه اعلام همبستگی‌ آذربایجان با جنبش سبز در فیس بوک ایجاد گردیده است.»

این گروه ادامه‌ می‌دهد: «امید آن داریم که با حضور ایرانیان ترک زبان در رسانه‌ها بر میزان تاثیر آذربایجان بر جنبش سبزافزوده شده وآذربايجان به خط مقدم جنبش سبز تبديل شود.»

 



 


آیا «فرنگی‌کار»ها قصد جان مخلمباف را کرده‌اند؟

دو نفر از کسانی که محسن مخلمباف، کارگردان و فعال سیاسی مقیم فرانسه در ارتباط بوده‌اند، به خودنویس گفته‌اند که پلیس فرانسه مراقبت ۲۴ ساعته از مخلمباف را آغاز کرده است.گفته می‌شود تعدادی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران ایرانی ساکن خارج از کشور در معرض تهدید هستند.

خودنویس تا این لحظه موفق به کسب اطلاعات دقیق از خود محسن مخملباف نشده است. گفته می‌شود که او از طرف پلیس فرانسه تحت فشار است تا خود اظهار نظر مستقیمی در این باره نکند.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری پارسال، یکی از مقام‌های ارشد سپاه، مخالفین خارج‌نشین را تهدید به برخورد حذفی کرده بود.

مخلمباف بعد از انتخابات بارها در مجامع بین‌المللی به عنوان عضو جنبش سبز شرکت کرده است. او حتی پیام‌هایی را از نزدیکان به رهبران جنبش به مقام‌های اروپایی عرضه کرده است.

اما انتشار اطلاعاتی تایید نشده در باره آیت‌الله خامنه‌ای در وب‌سایت مخلملباف، حساسیت‌هایی رو از سوی حامیان دولت ایران بوجود آورد. یک منبع به خودنویس گفت که این اطلاعات قبلا از سوی فرزند «فراری» یکی از مقام‌های ارشد نظام به گروهی از روزنامه‌نگاران داده شده بود که به خاطر عدم اطمینان به واقعیت محتوای این «پرونده‌سازی» از انتشار آن خودداری کرده بودند، اما مخملباف این اطلاعات را منتشر و اعلام کرده بود که از منابع اطلاعاتی موثق دریافت کرده است. تعدادی از سایت‌های خبری این «پرونده» را از نو منتشر کردند.

در طول یک سال گذشته نیز، مخملباف که سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های بشردوستانه دارد، تلاش کرد با جلب توجه دولت‌های اروپایی و آمریکا به مساله پناهندگان سیاسی ایرانی، کمک‌های بین‌المللی را به این گروه که تعداد زیادی از آنها بعد از انتخابات ایران در کمپ‌های پناهندگی در ترکیه با مشکلات زیادی روبرو بودند سرازیر کند. او حتی بخشی از یک جایزه نقدی بین‌المللی خود را به سازمان گزارشگران بدون مرز برای کمک به روزنامه‌نگاران پناهنده بخشید.

--------

خودنویس: فرنگی‌کار، نامی بود که اکبر گنجی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی بر روی عوامل ترور خارج از کشور جمهوری اسلامی گذاشته بود. این نیروها در طول سال‌های دهه ۶۰ و اوائل دهه هفتاد، تعدادی از مخالفان جمهوری اسلامی را در اروپا ترور کرده بودند و از نظر ساختار اداری به وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران وابسته بودند.


 


تظاهرات گروهی از مردم در شهر اردکان به دفاع از محمد خاتمی
 


نشانی خانه موسوی، چند قدمی بیت رهبری و ریاست جمهوری

انتشار نقشه محل زندگی میرحسین موسوی در شرایطی که در طول روزهای گذشته در بازداشت خانگی بدون هیچ ارتباط مخابراتی و اینترنتی با جهان بیرون بوده است، باعث ایجاد بحث‌های جدیدی در فضای شبکه‌های اجتماعی شده است.

برادر یکی از مشاوران میرحسین موسوی به خودنویس گفت که انتشار نقشه محل زندگی میرحسین موسوی می‌تواند برای کمک به شکستن حصر خانگی او صورت گرفته باشد. او افزود: «نزدیکی خانه میرحسین موسوی به بیت رهبری و ساختمان ریاست جمهوری باعث می‌شود این منطقه شدیدا تحت محافظت باشد و هجوم احتمالی مردم به این نقطه با مقاومت نیروهای محافظ روبرو خواهد شد.»

به گفته  رسانه‌های نزدیک به میرحسین موسوی، از روز دوشنبه، محافظان این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری از کنار گذاشته شده‌اند و نیروهای ویژه عملا کار مراقبت از محل زندگی او را بر عهده دارند.

محل زندگی میرحسین موسوی به گفته کسانی که به خیابان پاستور رفت و آمد داشته‌اند، منطقه ممنوعه امنیتی است. با این همه هجوم احتمالی نیروهای لباس شخصی در این منطقه تنها با هماهنگی با مقام‌های امنیتی سپاه ممکن خواهد بود.

 


 


تظاهرات مردم البیضاء، لیبی، ۲۸ بهمن ۱۳۸۹
 


سوزاندن عکس معمر قذافی در البیضاء، لیبی
 


بحث‌های اداری حسین شریعتمداری
 


جامعه ولایت‌زده و حرکت به سوی همبستگی



اقدامات بی‌شرمانه ولایتمداران پس از خروش دلیرانه ملت ایران در بیست و پنجم بهمن و مقاومت فرزندان رشیدش در سطح رهبری جنبش آزادی‌خواهانه خود شیخ مهدی کروبی و میر حسین موسوی به اوج خود رسیده‌است. این روز، روز عظیمی است که در تاریخ مبارزات ضد استبدادی ملت ثبت گردیده. روزی است که خشم توده ملت خانه ولایت را به آتش کشاند. نه هر ایرانی تحت ستم ولایت حال سربلند، بلکه جوامع جهانی را وادار به ستایش از شجاعت و پایمردی این ملت نمود و یقینا خشنودی خداوند از بیداری و ایستادگی مظلومان در برابر ظالمین را .

 

رهبریت نظام اسلامی از ابتدا به خطا رفته طی این سال‌ها که مستقیم تحت ستم یاران ولایت قرار داشته، دائما با خود کلنجار که شاید و یا ممکن است که یک درصد حضرت آقا در محاصره اطلاعاتی و امنیتی یاران جانی

خود قرار و از مفاسد، جرم، جنایت، غارت و دیگر مظالم که جامعه تحت رهبری وی را فرا گرفته و در حال بلعیدن اساس و پایه‌های جامعه است، همانند بسیاری دیگر از سلاطین بی‌اطلاع دوران را سپری می‌نماید.

 


اما پس از قیام عمومی در خرداد هشتاد و هشت و حضور وی در جایگاه نماز جمعه و جاری نمودن اشک‌هایش آنچه عیان شد که وی آن‌چنان در چنبره قدرت غوطه‌ور که نه خدا، نه ملت، نه وجدان و نه عدالتی در حیطه رهبری وی یافت نمی‌شود .آنچه در پیامش به روشنی آشکار شد که برای حفظ قدرت آن هم از نوع بی بندوبار و بی‌مهار آن حاضر است دست به هر جنایتی بزند و امنیت جامعه و مصالح و منافع ملی، آبرو و شرافت عمومی در برابر بقای خود پشیزی ارزش ندارد.

 هر چند سال‌هاست با انواع و اقسام ماجراجویی‌ها از جمله فتنه اتمی و ... روشن و آشکار بوده و حال آن را عریان نمود و به توده جامعه قبولاند که اگر فرد یا افرادی مانع از لذتم در امر سلطان‌گری گردند حتی اگر خالقم باشد و توانش را داشته باشم او را قربانی خواهم نمود. طی این بیست ماه مقابله وحشیانه با ملت خود وی و یارانش هر راهی را که در مغزشان خطور هر چند خارج از مرزهای قانون، شرع و انسانیت به اجرا در آوردند آن هم در برابر چشمان مات و متحیر شده توده ملت خود و جهانیان .

جوانان وطن را با بی‌شرمانه‌ترین وضع ممکن در روز روشن وسط خیابان در انظار عموم با همه شواهد و مدارک رسمی و غیر قابل انکار توسط درندگان آدم‌خوار خود همانند آب خوردن در خون خود می‌غلتاند و با وقاحت تمام جسدشان را هم روی دستان ناپاکشان به هوا بلند و عربده‌کشان می‌گویند خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست باید درود فرستاد به تمامی قوای اشغال‌گر در طول تارخ وطن در برابر ستم حاکمان کنونی که بر ملت ما روا داشته باید درود فرستاد به دیکتاورهای متمدنی چون بن علی و مبارک در برابر مظالم علی خامنه‌ای.

 

 

 


لعنت بر این زندگی، لعنت بر این قدرت بی‌حیا این اوج ریاکاری ولایت فقیه و دیگر نابغه‌های ولایت‌مدار می باشد، شرم بر قاضی‌القضات امارات اسلامی، شرم بر این مجلس ضد ملی، شرم بر بی‌ارادگانی چون حسن روحانی ,ناطق نوری و ...

البته آقا محسن رضایی که جای خود دارد باید پذیرفت که هر کس هم جای او بود چنین می‌کرد او خود می‌داند که هیچ رودخانه‌ای قادر نخواهد بود روح و جسم آلوده به خونش را تطهیر کند او می داند که به جز زیر عبای آقا هرگز مکانی را نخواهد یافت برای لحظه‌ای آرامش .

او و امثال‌هم می‌دانند که باید به همراه مرشد آدم‌کش خود بمانند و باید بروند، نه او بلکه همه کسانی که سه دهه در این سرزمین سیلاب خون، جرم، جنایت و  ویرانی جاری ساخته‌اند و با نام الله مهر مقدس را در حیطه جنایات خود با کشیدن خطوط قرمز برآن حک نموده‌اند امری است طبیعی که چنین افرادی به ملت تحت ستم خود پشت کنند و به اردوگاه بیدادگر زمان بپیوندند.

ولی امر و یاران دزد و آدم‌کش او باید بدانند و ملت به آنان خواهد فهماند که جهت رسیدن به همه حقایق که زمینه ویرانی خود و مملکت‌شان را مهیا نموده هرگز از پای نخواهند نشست. این ملت می‌خواهد به افراد بیماری چون احمد جنتی بفهماند که نه تو و نه ارباب بی‌آبرویت قادر نخواهی بود که خود و رهبران‌شان را در اسارت نگه دارند.

مهدی کروبی و میر حسین موسوی و ... با مقاومت و شجاعت خود و با وفای به عهد و نثار و حمایت ملت خود و جامعه آگاه بشری از مرز امامزادگی گذشته و در قلب عموم در کنار دیگر مصلحان وطن سربلند ایستاده و دیگر هرگز قادر به آسیبی به نام و نشان آنان نخواهید شد .

حضرت آقا و یارانش باید بپذیرند که خیزش سبز در اعماق وجود هر فرد که مزه تلخ ولایت را چشیده که ایمان دارم محدود خانوده ایرانی است که با تمام وجودشان این همه مظالم را لمس نکرده باشند. آنان باید بفهمند که اگر جوی خون به راه اندازند قادر نخواهند بود ملتی بیدار، مقاوم و مصمم را متوقف و به عقب برگردانند.

هراس بر خیمه ولایت سایه افکنده و به مانند دیگر خودکامگانی که در بن بست آخر به دام افتاده هر گامی که در راه سر کوب و ارعاب بر می‌دارند چون خارج از چارچوب عقلانیت است بیشتر در منجلاب خود ساخته فرو می‌روند. ایمان دارم و داریم که جامعه ولایت‌زده ایرانی مجددا به سوی یک همبستگی ملی دیگر جهت رسیدن به آزادی، دموکراسی و عدالت که بیش از یک قرن جهت دست یافتن به آن ضربات و صدمات جبران‌ناپذیر را متحمل گشته به حرکت درآمده.

 سلام بر همه شهیدان راه آزادی از ظهور تا صانع ژاله , محمد مختاری

 

 

امان الله شیخی:ا از فرماندهان عملیاتی اسق سپاه در ایران و لبنان


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته