-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

Posts from Khodnevis for 02/17/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



پیکر بیجان «صانع ژاله» بيشتر از شهادتش رژیم را رسوا کرد

عمل غیر انسانی‌ «جنازه ربايي» و استفاده ابزاري از  پیکر جانباخته ۲۵ بهمن ماه توسط رژیم اسلامی حاکم بر ایران ؛نه تنها سودی نصیب آنها ننمود بلکه در افشای ماهيت پلید و ضدّ انسانی‌ حاکمیت تردیدی باقی‌ نگذاشت.

متعاقب اين حادثه شوم، سخنان شجاعانه «قانع ژاله» برادر جانباخته وباز تاب سخنان مظلومانه وي در رسانه‌ها و افکار عمومی سبب جریحه‌دار شدن وسیع احساسات عمومی و محکومیت بیش از پیش  حاکمیت گردید.

بی‌ شک اگر «جنبش سبز» ماه‌ها برنامه‌ریزی و اعلام تجمع می‌کرد هرگز نمی‌توانست تا بدین حد در اثبات حقانیت جنبش و مظلومیت شهداي خويش موفق گردد که رژیم با این اشتباه در محاسبه و اقدام غیر انسانی‌ خویش در دزدیدن «پيکر پاک جانباخته» ناخواسته، کمک بزرگی‌ به جنبش سبز نمود تا انگیزه و عزم عمومی برای تداوم مبارزه با چنین حاکمیتی دوچندان شود.

 اینک"صانع ژاله" به عنوان شهید مظلوم جنبش سبز و نماد مظلومیت جنبش سبز بشمار می‌رود. همان گونه که «ندا» به عنوان سمبل شجاعت زنان و مردان ایران شناخته شد ژاله نیز سمبل حقانیت جنبش و مظلومیت شهدای این جنبش است که غیر از مچ‌بندی سبز و حنجره‌ای‌ مملو از آزادی سلاحی ندارند وحتی پیکر‌های بی‌جان‌شان نیز از توهين وحمله «عمله‌هاي استبداد» بي‌نصيب نمي‌ماند‌.


مبارزه جواناني چون صانع ژاله با مرگ آنان متوقف نمي‌شود وآنها حتي با پیکرهای بیجان خويش، بر سر استبداد فریاد کشیده و ديکتاتور را رسوا مي‌کنند.

بدون شک شهادت و تشییع جنازه صانع ژاله نقطه عطفی در سرعت بخشی و تداوم اعتراضات بحساب آمده وجمهوري اسلامي، تاوان سختی بابت اقدام زشت و نفرت انگيزخود خواهد پرداخت و صفوف مبارزین هر روز فشرده‌تر از قبل خواهد شد.

در آخر باید گفت: سخنان برادر صانع ژاله با وجود مظلوميتي که در لحن وی موج می‌زد، اما آمیزه  شجاعت  و مظلومیت این «سخنان افشاگرانه» همان‌قدر توفنده و ویران‌گر خواهد بود که خطابه شجاعانه توام با مظلومیت «حضرت زینب» بود که در بعد از «روز عاشورا» عليه عبيدالله بن زياد، حاکم ديکتاتور شهرکوفه، ايراد گرديد و طومار بني‌اميه را در هم پيچيد.


 


واکنش هاشمی رفسنجانی به وقایع ۲۵ بهمن: اقدامی غیر قانونی و حرام است

رئیس مجلس خبرگان پس از جلسه امروز هیات رئیسه در دفترش ا انتسار بیانیه‌ای در محکومیت راه‌پیمایی ۲۵ بهمن، در گفتگو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: «بايد همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامي كه با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملكت و خود انسان و به فتواي امام راحل(ره)، حرام است.»

هاشمی ضمن تاکید بر اینکه همه باید حرف و سخن خود را در مجراي قانون بزنند، گفت: «اقدامات خلاف قانون و هتاكي مذموم است و همه بايد در چارچوب قانون حركت كنند.»

رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به آغاز هفته وحدت، نياز به وحدت را اولويت كشور دانست و تأكيد كرد: «قانون اگر از محور جامعه خارج شود، باعث خودسري است و مردم شريف ما هم درك مي‌كنند كه الان زماني نيست كه طرد و دعوا صورت بگيرد.»

به‌نظر می‌رسد که بعد از ابراز مخالفت‌هایی با ادامه ریاست مجلس خبرگان هاشمی رفسنجانی از سوی اصول‌گرایان طرفدار احمدی‌نژاد، وی تلاش بسیاری برای هم‌دلی با بخش‌های قدرتمند جناح راست به خرج داده و می‌دهد.

برخی نیز معتقدند هاشمی رفسنجانی برای حفظ منافع خود و خانواده‌اش حاضر شده از پشتیبانی میرحسین موسوی دست بکشد.

 


 


بیانیه هاشمی و دیگر اعضای هیات رئیسه خبرگان: «سران‌ فتنه بهترين خدمات را به آمريكا و رژيم صهيونيستي كرده‌اند»

در روز سه‌شنبه، جلسه هیات رئیسه مجلس خبرگان در دفتر هاشمی رفسنجانی برگزار شد. آیت‌الله شاهرودي، شیخ محمد يزدي، آیت‌الله صادق لاريجاني، حجت‌الاسلام ابراهيم رئيسي و احمد خاتميبه همراه رئیس مجلس خبرگان به بررسی وقایع روز دوشنبه ۲۵ بهمن پرداختند. این گروه با انتشار بیانیه‌ای «سران فتنه» را محکوم و کارشان را خدمت به آمریکا و اسرائیل قلمداد کردند.

برخی از روزنامه‌نگاران غیر منتقد و یا طرف‌دار هاشمی رفسنجانی مدعی بودند که او در این جلسه حاضر نبوده است، اما رئیس مجلس خبرگان در گفتگویی تلویزیونی ضمن «حرام» خواندن کار معترضان در روز دوشنبه، بر بیانیه مجلس خبرگان صحه گذاشت.

در عین حال هاشمی رفسنجانی به هیچ عنوان مخالفت خود را با این بیانیه اعلام نکرده است.

برخی سایت‌های نزدیک به جنبش سبز و احتمالا حمایت شده توسط طرفداران هاشمی مدعی بودند که رئیس مجلس خبرگان در این جلسه حاضر نبوده است و در جلسه جداگانه‌ای با حضور رهبری و نزدیکان رهبری و مقام‌های امنیتی نسبت به اعتراض‌های آینده هشدار داده است.

با این حال، چیزی که از طریق رسانه‌های رسمی منتشر شد حاکی از محکومیت منتقدین از سوی رئیس مجلس خبرگان بوده است.

متن کامل بیانیه هیات رئیسه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت بزرگ ايران ادام الله شوكتهم
السلام عليكم و رحمة‌ الله و بركاته

راهپيمايي باشكوه بيست و دوم بهمن شما مردم، در سي ‌و سومين فجر انقلاب اسلامي بيعتي مجدد با نظام مقدس اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل عظيم‌الشأن و شهيدان عزيز و نشانه‌اي ديگر بر بيداري، بصيرت، رشد سياسي و موقع‌شناسي شما امت وفادار بود.

اين روزها خوشبختانه، شاهد امواج خروشان خيزش امت اسلامي در بسياري از كشورهاي منطقه به‌ويژه در مصر هستيم كه اميد مي‌رود با بيداري، آگاهي و متانت تا رسيدن به اهداف مقدس خود در صحنه بمانند و مراقب باشند اجانب، انقلاب بزرگشان را مصادره نكنند.

لكن متأسفانه فتنه‌گران با اعلام دروغين حمايت از مردم تونس و مصر، تلاش كردند تا اين خيزش بزرگ را تحت‌الشعاع قرار داده و آن را از نقطه كانوني جهان خارج كرده و با اغتشاش آمريكايي صهيونيستي و ضدانقلابي، فضاي نفس‌كشي براي استكبار فراهم آوردند، گرچه بحمدالله مورد اقبال مردم قرار نگرفتند و با بي‌اعتنايي مردم مواجه شدند. ليكن اين عده قليل با اهانت به مقدسات، هويت ننگين ضداسلامي خود را نشان دادند.

اغتشاشات 25 بهمن بار ديگر به وضوح نشان داد كه سخن از جريان انقلاب و ضدانقلاب است، بر اين اساس مرزبندي شفاف صفوف و اعلام جدايي جريان انقلاب از ضدانقلاب يك تكليف شرعي، سياسي و انقلابي است، مجلس خبرگان رهبري ضمن محكوم كردن اين اغتشاشات و آفرينندگان آن يعني سران فتنه كه بهترين خدمات را به آمريكا و رژيم صهيونيستي نمودند، امت بزرگوارمان را همچنان دعوت به پاسداري از نظام مقدس اسلامي، هوشياري، وحدت و تبعيت از مقام معظم رهبري مدظله العالي مي‌نمايد.
مجلس خبرگان رهبري


 


و اما محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و ستاد و‌ا‌گذاری اراضی‌!

دوستانی که در سال‌های آخر جنگ ایران و عراق در جبهه یا نیروهای مسلح بودند به یاد دارند که «لقب» سپاه چه بود، بعد از این که مناطقی از خاک عراق که با کمک عمده ارتش و با استفاده از فنون رزمی کلاسیک به دست ایران افتاد، و ایران دست بالاتر را برای هر گونه مذاکره و خاتمه جنگ داشت، ارتش تسلیم فشار‌های «متولیان جنگ» شد و کنترل این اراضی‌ را به سپاه و گذار کرد، این سپاه بود که این فتوحات را یکی‌ پس از دیگری با درایت و شجاعت فرماندهان خود از دست داد، این سپاه بود که در عمالیاتی سنگین، بی‌ موقع و شاید حتا «بو دار» و اصرار برّ ادامه آن عملیات با به کشته دادن ۶۵۰۰۰ نیرو چنان ضربه‌ای به نیروهای مسلح وارد کرد که پس از آن فقط شکست نصیب ایران شد و در اخر آن جلاد پیر را مجبور به نوشیدن جام زهر کرد. آقایان رفیق دوست و رضائی از موقعیت خاصی‌ در سپاه برّ خوردار بودند و همه فرماندهان ارشد که از آن روزها جان سالم به در برده‌اند و اتفاقا جز معدودی هرگز از درجه سرهنگی بالاتر نرفتند، خوب به خاطر دارند که این دو چگونه این کشتی‌ شکسته را به سر منزل مقصود! هدایت کردند. داستان‌های خرید‌های تسلیحاتی سردار ظفرمند اسلام حاج محسن رفیق دوست از همان اواسط جنگ نقل محافل بود، این سردار ارتش امام زمان آنقدر در خرید پوکه تانک به جای خمپاره با کمیسیون‌های نجومی و از این دست معاملات از خود قابلیت نشان داد که جزو اولین مسئولین همین نظام فاسد بود که صحبت از بازداشتش به خاطر فساد اقتصادی به میان آمد، اما این سفله پروری‌ نظام فاسد اسلامی بود که به جای محاکمه بنیاد را به ایشان سپردند تا آن کند با بنیاد که شهره شهر بود. ایشان در حالی‌ که رزمنده‌ها و بسیجی‌‌های واقعی‌ و سربازان این مرز و بوم در جنگ به عنوان سپر گوشتی جلوی آتش دشمن قرار می‌گرفتند، در حال جمع کردن پورسانت‌های نجومی از بابت خرید‌های اشتباه  بودند. و برادر سردار رشید! آنقدر در دزدی زیاده روی کردند که عاقبت همین نظام فاسد در یک پرونده بسیار جنجالی مجبور به باز داشت وی شد و ایشان را به سمت مامور خرید زندان اوین محکوم کرد و البته شریکشان را اعدام کرده و از سردار رفیق دوست هم خواهش کردند از این پس کمتر در روز روشن دست به سرقت اموال مردم بزنند.

در همین حال اما سردار دیگر سپاه اسلام که به داشتن ضریب هوشی بالا بین سپاهیان شهرت داشت! نقش گماشته‌ای را بازی می‌کرد که دستورات مقامات بالاتر را در سپاه اجرا می‌کرد، وی همان آفتابه‌داری بود که ماشین‌وار وظیفه خود را انجام می‌داد، و آن چیزی نبود جزٔ فرسایشی کردن جنگ، به قیمت کشته شدن ۱ میلیون ایرانی و نابودی ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه ملی‌، چرا؟ چون  همان‌طور که امام خون‌خواران گفته بودند بقای نظام در جنگ بود، جنگی که برای شرکت‌های تسلیحاتی دنیا سود سرشاری داشت و بعد از جنگ دوم بزرگترین و پر خرج‌ترین جنگ بشر بود، جنگی که ۱ میلیون ایرانی‌ و ۵۰۰ هزار عراقی‌ را به کشتن داد و بعد از ۸ سال هیچ جزٔ ویرانی باقی‌ نگذاشت! و البته جیب‌های پر کسانی که ادامه جنگ به نفع‌شان بود. در زمانی که هنوز سپاهی بودن عنوانی نداشت و کسی‌ به خاطر کشتن و غارت مردم خودش «سردار» نمی‌شد، بودند امثال باکری، چمران و همّت و فرماندهان دیگری که مخلصانه جان‌شان را برای مردم خود فدا کردند، کشته شدند تا بیگانه به شهر‌های ایران نرسد و مردم این کشور در امان باشند ولی اخر سر آن فرماندهانی زنده ماندند و در حکومت ماندند که می‌دانستند کلمه‌هایی مثل «ایثار»، «مردم» «وطن» واژه‌هایی‌ است بی‌ معنی‌ که می‌توان با آن خلقی را جلوی گلوله فرستاد و از دور تماشا کرد. سرداران ظفر مند سپاه اسلام،  متولیان «ستاد واگذاری اراضی‌» شما ترسو‌ترین و خائن‌ترین انسان‌هایی‌ هستید که تا به حال روی این خاک پا گذاشته، شجاعت شما در گشودن آتش به روی مردم خودتان است، شما به خون تمام هم رزمان‌تان که برای پاسداری از مردم کشته شدند چه راحت خیانت کردید، و در اخر چه برای خود به دست آوردید؟ سردار رضایی سردار رفیق دوست، و باقی‌ سرداران خائن، نام شما مایه ننگ تمام کشته شده‌گان جنگ است.


 


فراخوان شیرین عبادی و شش سازمان مدافع حقوق بشر برای توقف اعدام‌ها در ایران

به گزارش سازمان گزارش‌گران بدون مرز، شیرین عبادی و سازمان‌های عفو بین‌المللی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، فدارسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و شعبه ایرانی آن جامعه دفاع از حقوق بشر ایران و گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه‌ای مشترک، از جامعه جهانی و سازمان ملل متحد خواهان اقدام برای توقف موج گسترده‌ی اعدام‌ها در ایران شدند. در این بیانیه همچنین از دستگاه قضایی و مجلس شورای اسلامی خواسته شده است که تصمیم قانونی برای توقف مجازات اعدام اتخاذ کنند.

در این اطلاعیه، ضمن اشاره به اعدام ۸۶ نفر در ماه ژانویه، گفته شده که ۸ نفر از این اعدامی‌ها، زندانی سیاسی بوده‌اند. در این فراخوان آمده است: «مقامات مسوول جمهوری اسلامی نشان داده‌اند که دیگر برای سرکوب معترضان به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به زندانی کردن و محکومیت‌های سنگین راضی نیستند، حال به اعدام آنها پرداخته‌اند. جمهوری اسلامی از روش شناخته شده‌ی، پنهان کردن اعدام‌های سیاسی در میان خیل زندانیان اعدام شده به اتهام جرایم عادی استفاده می‌کنند. اگر جامعه جهانی در این باره سکوت کند، اعدام‌ها بیشتر خواهند شد.»

در این اطلاعیه، نسبت به سرنوشت تعدادی از کسانی که برای‌شان حکم اعدام صادر شده، ابراز نگرانی شده است. سعید ملک‌پور از جمله کسانی است که به اتهام طراحی سایت‌های غیر اخلاقی محکوم به اعدام شده است، اما او این اتهام‌ را رد کرده است.


 


او را دزدیدند

 

مریم می‌لرزد و اشک می‌ریزد و مدام می‌گوید: «‌او را دزدیدند. او را دزدیدند. من می‌دانم او چقدر  از این بسیجی‌ها بیزار است.»

«‌بر خود می‌لرزیدیم. انگار قومی وحشی به دروازه‌های شهری حمله کرده‌بودند». اینها را سحر یکی از دانشجویان رشته گرافیک دانشگاه هنر می‌گوید و می‌خواهد به دادشان برسیم.

«‌هیچ کس پاسخگو نیست. اینها افسار گسیخته به جان ملت افتاده‌اند. جنازه هم حکم فتنه گری دارد برای  این حرامیان. آیا یاری دهنده‌ای هست؟»

منصور خشمگین به زمین و زمان فحش می‌دهد و ازاینکه هیچ حرکتی و هیچ سازماندهی وجود ندارد معترض است. «چرا کسانی که چه داخل و چه خارج کشور هستند تدبیری نمی‌اندیشند؟ چرا تظاهرات با شکوه بیست و پنجم بهمن به خاکسپاری سرد و خالی یک جوان دانشجو تبدیل می‌شود و خشم مردم در این میان به هرز می‌رود؟ یعنی ما فقط قرار بود برای مصری‌ها بیرون بیاییم و کتک بخوریم و شهید بدهیم و حالا هم هزار و پانصد نفر را بگیرند به جرم‌های واهی‌؟»

محمد می‌گوید: «‌حالا هم مشاور موسوی  درخواست کمیته حقیقت یاب برای شناسایی عوامل خشونت دو روز پیش کرده‌است.خنده‌ام می‌گیرد.»

سعید که خودش را یک مذهبی ضد رژیم معرفی می‌کند معتقد است که اینها دست بنی‌امیه و بنی‌عباس را هم از پشت بسته‌اند. «بنا بر روایات تاریخی بنی‌عباس و بنی‌امیه رقیق‌تر رفتار می‌کردند و اگر می‌کشتند دیگر جنازه دزدی نمی‌کردند.»

هانیه که بوم نقاشی‌اش شکسته می‌گوید: «صانع را کشتند. با خودم دیشب می‌گفتم خون ناحق ریختن تقاص دارد. امروز می‌بینم تن کبود همکلاسی‌هایم تقاص این ظلم شده. یا باید فکری اساسی کرد و یا باید دست از این شوخی‌ها برداریم. تظاهرات یک شبه و رها کردن آن بیشترین منفعت را به رژیم می‌رساند چون می‌تواند ترس را در جامعه تزریق کند و با بازداشت‌های گسترده و دوباره انرژی جنبش را بگیرد. باید یاد بگیریم یک راه را با پیش بینی آینده‌اش ترسیم کنیم.»

«صانع دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر بود و از دوستداران آیت الله منتظری و جنبش سبز، ولی  بسیجیان با منتسب کردن او به خود قصد به انحراف کشیدن اذهان عمومی از تجمع روز بیست و پنجم را دارند و اگر رسانه‌های مردمی سبزها خوب عمل نکند  شکست جنبش حتمی است.» مرتضی معتقد است مردم باید برای صانع هم به خیابان بیایند همانند خالد سعید شهید مصری که بخاطر او مردم به خیابان ریختند و اجازه ندادند که رژیم با پوشاندن آن  خود را به غفلت بزند.»

«باید جایی در شهر برای تحصن  انتخاب شود. میدان انقلاب بهترین جاست. جایی که کوچه پس کوچه داشته‌باشد اما نقطه‌ای هم برای جمع شدن. اینکه جنبش در همه جا پراکنده‌است نبض رژیم را نخواهد گرفت.»

معصومه یکی دیگر از همراهان دانشجویان هنر در مراسم تشیع پیکر صانع هنوز آرام نشده‌است و می‌گوید: «چیزی که امروز دیدم تصورم را نسبت به طالبان واقعی کرد. اینها از طالبان وحشی‌ترند.»

 


 


سرفصل جدید مبارزه، خشونت انقلابی؟

مختصر می‌گویم:‏

تاکنون کمتر گمانی به سوی خشونت انقلابی جلب می‌شد. امروز ظالمین خود می‌کشند و دیگران را متهم می‌کنند. شهید سبز را بر دست گرفته و مدعی‌اند برای شادی روحش باید سبزها را دشنام داد. ‌‏


به نظر می‌رسد کاسه‌های صبر سبز سر خواهد رفت. دیکتاتور بدسیرت سبزها را به بد مسیری فرا می‌خواند.‏ به هوش باید بود.‏


نکند که تقابل به نقطه غیرقابل بازگشتی برسد که پیامد آن جنگ داخلی شود. نکند که فرصت برای بدخواهان ملت بیش از پیش فراهم شود.‏


نقشه خاورمیانه جدید که یادتان هست. یکی می‌گفت که این حذف یارانه‌ها خوش‌خدمتی رژیم به سرمایه‌داری است و این دعواها را جنگ زرگری می‌دانست. نکند که حاکمیت در پی این شاخ و شانه کشیدن مترصد یک خوش‌خدمتی دیگر به سرمایه‌داری باشد!!!‏


یعنی حکومت کردن به چه قیمتی می‌ارزد؟ حتی اگر حرص و طمع بهشت باشد (آن‌چنان که خود می‌گویند) آیا قدر این خودخواهی معادل

قطره‌ای خون می‌شود؟ آیا خون‌خواهی‌ها مجال دوام بساط خودخواهی را خواهد داد؟ در این مبارزه شاید باید در برابر تزویر حاکمیت پولتیک زد.‏


اما چند خطی از بیانیه دانشجویانی را بخوانید که از خشونت انقلابی می‌گویند:‏


‏«و در نهايت سخن‌مان با سران دولت فاسد کودتا می‌باشد. بی‌شک اين وقاحت‌تان بی‌پاسخ نمی‌ماند و خون شهيدان‌مان به زودی دامان ناپاک‌تان را فرا خواهد گرفت و ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی تهران به نمايندگی از دانشجويان دانشگاه تهران مجددا اعلام می‌نمایيم، گرچه واقفيم که نه توان و نه جرات اين جسارت را داريد، ولی بدانيد در صورت هرگونه آسيب رسيدن به هر يک از سران جنبش سبز؛ دانشجويان اين دانشگاه ساکت ننشسته و دست به خشونت‌های انقلابی بسيار گسترده‌ای خواهند زد.‏


جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران - ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ 

به گوش باید بود؟!!‏


 


تبریک عروسی ۲۵ بهمن ۸۹

در آستانه ۲۵  بهمن ۸۹  که طرح به موقع دفاع از جنبش‌های آزادی‌خواهانه منطقه از طرف اقایان موسوی و کروبی مطرح شد، موجی از نقد همراه با موضع‌گیری‌های معمول موافق و مخالف به راه افتد. گروهی که اکثریت بودند، به دفاع از این طرح به نوعی مدبرانه و نوآور پرداخته و جنبش را به برپایی تظاهرات تشویق کردند و اندکی که همیشه در موضع منفعلانه و پر از غرولند و بدبینی خود ثابت و جامدند! باز هم به تئوری توهم خود پافشاری کردند که اصولا تمام این جنبش پرخروش برای معرفی مخالفین نظام اسلامی و فعالین سیاسی داخل به حکومت برای سرکوب آن‌ها است!

ولی هر چه به ۲۵  بهمن نزدیک‌تر شدیم، نمادها و سران گروه‌ها و اپوزیسیون سنتی نظام اسلامی حاکم با یک تدبیر، که شاید حاصل خستگی از تشتت ۳۲  ساله اپوزیسیون و عدم اعتماد متقابل یا بخاطر بلوغ سیاسی به دست آمده از سالیان طولانی مبارزه بود، آن نمودند که شایسته بود. همه از چریک و چپ تا مجاهدین و طرفداران مبارزه مسلحانه و از طرف دیگر جمهوری‌خواهان سکولار و طرفداران پادشاهی در یک صف پیام‌هایی که حکایت از اتحاد در ۲۵  بهمن داشت صادر کردند.

مسعود رجوی راسا پیامی در حمایت از این تجمع صادر کرده بود تا مجاهدین بعد از سال‌ها ایزوله کردن خود و تافته جدا بافته بودن! نشان دهند که راه آزادی ایران را در اتحاد با سایر گروه‌ها یافته اند. چپ‌های حقیقی و سوسیالیست‌های میهن پرست (نه آنان که هنوز نقش دوگانه خود را برای حفظ رژیم بازی می‌کنند و اندکند) که مدت‌هاست نشان داده‌اند که کینه دیرینه خود را با برخی اقشار دیگر از اپوزیسیون متکثر ایرانی کنار گذاشته و با بینشی بالا و مهری نو در ذات خود به آزادی مام میهن می‌اندیشد. طرفداران پادشاهی هم که گروهی اندک از آنان به غرولندهای ضد اصلاح‌طلبی (غیرحکومتی) روی آورده بودند، وقتی که عکس برچسب سبز ۲۵  بهمن را در صفحه رسمی شاهزاده رضا پهلوی دیدند، کمی در گفته‌های‌شان مکث کردند و با پیام رسمی ایشان در باره شرکت گسترده همه مردم ایران در تظاهرات ۲۵  بهمن و همراهی گام به گام و لحظه به لحظه این حرکت اخیر در قالب پیام رسمی و نیز در فیس بوک ایشان، شاید چاره‌ای جز پذیرش این حقیقت نداشتند که زمان تشتت در گروه‌های مخالف نظام اسلامی و دشمنی‌های بی‌فایده سنتی به پایان رسیده و چاره‌ای جز اتحاد همه نیروها به یک ‌آرمان و آن هم براندازی نظامی که هرگز امیدی به اصلاحش نیست نداریم.


حرکت ۲۵  بهمن ۸۹   باز هم جان‌باخته راه آزادی داشت، باز هم زندانی و دستگیری داشت، این بار شهید دزدی هم علنا و با قلدری زورمندان جائر حاکم و اشغالگر به موارد قبلی اضافه شد، ولی یک مهم حاصل شد و آن این که برای اولین بار تمام گروه‌ها و جناح‌های سیاسی که شاید خیلی در ایدئولوژی از هم فاصله داشتند، یک پیام  و حرف مشترک صادر کردند و آن نبود جز اتحاد و یکی شدن. ما در این برهه حساس تاریخ میهن‌مان چاره‌ای نداریم، جز رسیدن به یک درک و باور متقابل. باور این‌که خواسته‌های اپوزیسیون و آزادی‌خواهان آن‌قدر متکثر و راه‌های متنوعی می‌پیماید که در این لحظه باید فقط هدف را دید و پیمودن نوع مسیر را در ایران آزاد به رای مردم ایران زمین بسپاریم و با یک رفراندوم ملی به خواست اکثریت تمکین کنیم. و امروز تنها یک هدف داریم: مبارزه تا رفتن نظام متحجر اسلامی که دست تا مفرغ به خون جوانان میهن دارد و حکم قطعی اینکه باید برود.


و در عروسی ۲۵  بهمن اگر چه خون جوانانی سربلند و ماندگار در قلب این مردم و این خاک کهن به زمین ریخته شد، ولی پیام‌آور شروعی دوباره بود مبتنی بر یک مهم و آن اتحاد تمام نیروهای مبارز و دوری از جدل‌های سیاسی معمول و بی‌موقع. و من این کارت عروسی اتحاد را به فال نیک نگه می‌دارم. آری انگار این‌بار و در این میهمانی نبرد علیه استبداد باید همه از چپ تا جمهوری‌خواه تا طرفدار پادشاهی در کنار هم تا از بین رفتن تمام ریشه‌های استبداد پایکوبی کنیم و این پیام مهم ۲۵  بهمن فارغ از هر نتیجه آنی بود که به نظام اسلامی بگوییم همه اپوزیسیون در یک صف قرار گرفتند. خجسته باد بر آزادی‌خواهان این  مصداق و تبلور یگانگی.


 


ایران" هر هشت ساعت یک اعدام

هر روز که می‌گذرد نه فقط زندگی که نفس کشیدن برای ایران و ایرانی سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. انسان بودن و انسان ماندن برای حکومت ولایت فقیه که هیچ بویی از انسانیت نبرده، نه تنها قابل تحمل نیست، که همه هراس‌شان از نفس کشیدن مردم است. مردمی که زنده‌اند و حاضر نیستند به هیچ قیمتی آزادی و حقوق اولیه خود را با کسی معامله  کنند. مردم و انسان‌هایی  که ارزش زندگی را چنان بالا می‌دانند که حاضر شدند برایش بمیرند. که مردگان این سال‌ها زنده‌ترین عاشقان بوده‌اند. کسانی که تنها با مرگ خود ارزش بودن را بر سر دار فریاد زدند. بر سر همه دارهایی که دیکتاتورها برپا کردند، از اعماق تاریخ تا زندان اوین و کهریزک و رجایی شهر و وکیل آباد و…‏


حکومت ایران نه مخالف مردم، که بزرگ‌ترین دشمن زنده بودن و زندگی هستند. حکومت ولایت مطلقه فقیه نشان داده که نه تنها اصلاح‌پذیر نیست، بلکه نشان داده که استبداد دینی، خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین نوع استبدادها است. این دیکتاتوری زیر لوای دین خودساخته، خشونت و بذر مرگ را چنان بر سر مردم خود می‌کوبد که شاید قرون وسطا را بتوان در مقابل آن نمونه کوچکی از استبداد شمرد. دیکتاتوری و استبدادی که تنها راه بقای خود را در فنا و اعدام مردم خود می‌بیند.‏


ما جمعی از دانشجویان ایرانی و انجمن دانشجویان خارجی در حیدرآباد، ضمن همدردی با خانواده‌های همه عزیزان و انسان‌هایی که توسط دیکتاتوری ولایت فقیه مطلقه اعدام شده‌اند، مخالفت و انزجار خود را از این اقدامات ضد بشری اعلام می‌کنیم.‏


دیکتاتورها می‌روند ، دیر یا زود


سلام به آزادی، درود به زندگی


ما زندگی را دوست داریم و به آن عشق می‌ورزیم و ایمان داریم که مرگ پایان کبوتر نیست، که آسمان مال ماست.‏


 


پیامی منسوب به موسوی، با اما و اگرهای فراوان

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

ملت شریف ایران

سلام و درود برشما. پس از راهپیمائی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، این دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشورجامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت، جنبش شکوهمند شما از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده‌اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند.

این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند. این همراه کوچک شما ضمن تبریک به مناسبت پایداری خیره کننده مردم، شهادت فرزندان عزیز شما ملت سر فراز را تسلیت می گویم.

میرحسین موسوی

تهران-۲۶  بهمن ماه

 

لاز به ذکر است که در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، تعداد زیادی از کسانی که به خیابان‌ها آمدند، مخالفان «ولایت فقیه» و رهبری نظام بودند و نگاهی به دور از «اصلاح‌طلبان» داشتند. اما انتشار بیانیه‌ای منسوب به میرحسین موسوی از سوی سایت «کلمه» که به شدت در راستای بیانیه حزب مشارکت و سخنانا هاشمی رفسنجانی بود، تعدادی از روزنامه‌نگاران ا افراد نزدیک به جنبش سبز را با تعجب بسیاری روبرو کرد.

در فیس‌بوک، بسیاری از روزنامه‌نگاران «سبز» معتقدند که این بیانیه را مشاور موسوی نوشته است. از سوی دیگر با عنایت به خبرهای رسیده از تهران که فرزندان میرحسین نتوانستح اند با پدر خود تماس بگیرند، امکان انتشار این پیام از سوی موسوی شباهت زیادی به نامه زندانیانی دارد که هفته‌ها در انفرادی بوده‌اند و از هم جدا اما ناگهان از درون بند، نامه‌ای گروهی منتشر می‌کنند.

برخی از فعالان آنلاین، متن نامه  را تفرقه انگیز دانسته‌اند. یکی از این فعالان می‌نویسد: «در اینکه حق دارند بگویند هرچه می خواهند بحثی نیست ، اما از منظر سیاسی متن هوشمندانه ای نیست و تفرقه انگیز است . خیلی ها به موسوی و کروبی انتقادات فراوان دارند ، اما می دانند گفتنش در این روزها از درایت بدور است وگرنه بحث بر سر حق و ناحق نیست . متن این نامه قدری ناشیانه است و بهمین دلیل شک برانگیز». یکی دیگر می‌گوید: «من به صحت این بیانیه شک دارم».

یکی دیگر در فیس‌بوک نوشته است: «این بیانه را مشاور حقوقی و ارشد موسوی، اردشیر امیر ارجمند، صادر کرده است. در این شک نکنید. به چند دلیل اولا آنچه در باره‌ی پیروزی برای جنبش مردم آمده‌ است چند روزی است که از طرف این شخص مدام تکرار میشود. آنچه که موج سواری بیگانه‌ها نامیده ش...ده، روز ٢٥ بهمن از چند طرف از ایشان خواسته شده بود که بیانیه‌ای صادر شود تا جلوی سوء استفاده حکومت گرفته شود.
اما دلیل مهمتر بنده به این قسمت از بیانیه مربوط میشود...
این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند.

تمام این سخنان و دقیقا همین کلمات، سر فصل سمینار امیر ارجمند در شهر یوتبوری سوئد بود و برای بنده این ادبیات کاملا آشناست خصوصا "اصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و حق حاکمیت بر سرنوشت خود.»


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته