-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

Posts from Khodnevis for 02/16/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



چه بخواهیم و چه نخواهیم، ستاد رهبری جنبش سبز هنوز در «بیت»های موسوی و کروبی است، ای‌کاش نیروهای خارج از کشور می‌توانستند یک شورای رهبری تشکیل دهند

 

برای چندمین بار در ۲۵ بهمن شاهد بودیم که مردم فقط به درخواست موسوی و کروبی است که بیرون می‌ریزند. سازو کار این انقلاب در مقطع فعلی به صورتی است که هنوز هیچ گروه و شخصیت دیگری آن ارتباط و بستگی با مردم را نیافته است که مردم یا حد‌اقل بخش قابل توجهی از آنان به خواست آن گروه به خیابان بیایند‌. در داخل ایران که جمهوری اسلامی با سیاست‌های خشن سرکوب‌گر خود نمی‌گذارد چنین گروه‌هایی شکل یابند. در خارج ایران نیز هنوز یک گروه یا شورای رهبری تشکیل نشده است که بتواند بر روند انقلاب درون ایران تاثیر بگذارد. این انقلاب ۵۷ نیست که مردم به خواست خمینی از پاریس، از خانه‌های خود به در می‌شدند و جان فدا می‌کردند.

 

فعلا رهبری بلامنازع جنبش در دست گروه معدودی از اصلاح‌طلبان، یا به زبانی «سازش‌کاران» است و مردم به خواست آنها هرکاری انجام می‌دهند. تا وقتی اینها از مردم می‌خواستند به مناسبت‌های حکومتی به خیابان بریزند مردم  این کار را انجام می‌دادند. اینها هم اینقدر مردم را ترسانده بودند که این جوانان دلیر واقعا باورشان شده بود که اگر در روزی غیر مناسبت‌های دولتی بیرون بیایند یک فاجعه غیر قابل تصور به وقوع خواهد پیوست ومثلا خامنه‌ای مانند زئوس با ارسال رعد و برقی از آسمان تمام مخالفان را خواهد کشت. بارها سال پیش نوشتم و نوشتیم که اینقدر خود را وابسته مناسبت‌های حکومتی نکنید. گوش نکردند و یادمان نمی‌رود طرفداران [...] در سایت‌های اینترنتی چقدر بر ما تاختند که شما می‌خواهید مردم را به کشتن دهید و ... دیدیم که در ۲۵ بهمن بیرون آمدند و هیچ فاجعه‌ای متفاوت با روزهای حکومتی اتفاق نیافتاد.

سازش‌کاران علاوه براین  بارها تظاهرات را لغو کردند چون وزارت کشور اجازه نمی‌داد و هرچه ما گفتیم آخر مگر انسان می‌تواند منتظر اجازه از دیکتاتور شود تا بر علیه او تظاهرات کند گفتند ما هدف مسالمت‌آمیز داریم و ما را از عواقبی که نصیب‌مان خواهد شد اگر انقلاب‌مان سوپر مسالمت آمیز نشود ترساندند و گفتند دوباره می‌شود سال ۵۷ . طرفداران‌شان هم منتظر که اینها چیزی بگویند و آنها بر ما بتازند که راست می‌گویند و ما خیلی مامان هستیم و امکان ندارد اگر کسی به یک طرف صورت‌مان سیلی زد طرف دیگر را جلو نیاوریم. مارا متهم کردند که شما خشونت طلبید و می‌خواهید انقلاب خونین بر پا کنید. در واقع یک خلط مبحث بود چه دفاع از خود با مبارزه مسلحانه فرق دارد. هرچه مردم در خیابان از خود دفاع کردند و نشان دادند که سگان زنجیری خامنه ای ترسو هستند و در مقابل ایستادگی مردم هراسان می‌شوند و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند باز واقعیتی را که جلوی چشم‌شان بود قبول نکردند و گفتند امکان ندارد و اگر ما خشن رفتار کنیم انقلاب‌مان نابود خواهد شد ... نیروهای مسلح مطمئنا بیشتر با مردم هستند و خیلی از آنها همچون ما جانشان از این حکومت به لب رسیده و منتظر یک بهانه هستند که به مردم بپیوندند و به همین سبب است که حکومت هم به نیروهای مسلح اینقدر اعتمادی ندارد و همانطور که تا کنون دیده‌ایم همیشه ابتدا نیروهای وحشی و افسار گسیخته لباس شخصی خود را به خیابان‌ها می‌ریزد.

اما اکنون می‌بینم اینقدر این حکومت احمق و کله شق است که همین سوپر سازش‌کاران را به مرحله‌ای رساند که سرانجام از مردم خواستند به یک مناسبت غیر حکومتی بیرون بیایند و عطای وزارت کشور را نیز به لقایش بخشیدند و دیدیم فاجعه ای رخ نداد و مردم بیرون آمدند و رعد و برقی هم از آسمان نازل نشد و جنبش را نابود نکرد. اما اکنون دوباره فرصت‌سوزان در کارند.

سال پیش وقتی سه ملیون مردم در خیابان‌های تهران بودند گفتیم با آنها بمانید، از آنها بخواهید در خیابان‌ها بمانند، به خواست آنها جهت دهید، تحصن کنید و قبل از مصری‌ها ماجرای مصر را تکرار کنید و با آن نیروی جوانی که در خیابان‌های تهران بود می‌توانستند چنان کنند و نکردند. چون ساختار‌شکن نیستند. چون فقط می‌خواهند تغییرات کوچکی در قانون اساسی ایجاد کنند. حتی نمی‌خواهند ولی فقیه از بین رود بلکه اندکی، فقط مختصری از نیروهایش کاسته شود. هنوز معتقدند زیر خیمه جمهوری اسلامی می‌توان در این کشور حکومت کرد و آنچه را جلوی چشم‌شان میگذرد نمی‌بیننند که چگونه این جمهوری کشور را به انحطاط مطلق برده است و در آمدهای نفتی را بر باد داده و فساد را گسترده. آقایان هنوز «ساختارشکن» نیستند و به اصل نظام وفادارند . نزدیک به دوسال پس از شروع جنبش هنوز می‌خواهند جمهوری اسلامی را نجات دهند و این یعنی خدا و خرما را با هم می‌خواهند. اگر این مردم و این جوانان به خیابان بیایند و به خانه‌هایشان باز نگردند برای این است که  به چیزی کمتر از سقوط نظام راضی نیستند و این، آقایان را می‌ترساند. این‌را خوب می‌دانند و در نتیجه نمی‌خواهند مردم در کف خیابان‌ها بمانند.

ولی به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم، هنوز مردم فقط به اینها پاسخگو هستند. با آن همه فراخوان از خارج کشور برای تظاهرات و اعتصابات در موقعیت‌های دیگر، با آن همه گروه‌های موازی اینترنتی، مردم حتی به یکی از آنها جواب ندادند. گرچه این‌ها رهبرانی بسیار نالایق و مردد برای رهبری انقلابی هستند که نیروهای خیابانی آن خواستار سرنگونی کل نظام می‌باشند ولی فعلا چنین تضادی بین رهبری و نیروهای تحت امر آن وجود دارد. مانند ارتشی که سربازان آن می‌خواهند و حاضرند و نشان داده‌اند که از جان خود می‌گذرند تا ارتش مقابل را نابود کنند. این ارتش نشان داده که قدرت این کار را هم دارد و ارتش مقابل بسیار ضعیف و شکننده است. ولی متاسفانه فرماندهان این ارتش در خفا نمی‌خواهند ارتش مقابل نابود شود و خواهان بقای آن هستند. این دوگانگی و تضاد رهبری و رهبری شونده مشکل اصلی انقلاب سبز در لحظه حاضر است.


کاش نیروهای خارج می‌توانستند به دور هم جمع شوند و تضادها را کنار بگذارند و یک شورای رهبری متحد تشکیل دهند. اگر مردم از داخل ایران ببینند که نیروهای خارج از کشور متحد و یک‌پارچه شده‌اند مطمئن باشید به ندای آنها گوش فراخواهند داد به خصوص با گسترش روز افزون ارتباطات و وجود ماهواره‌ها و تلفن‌ها و اینترنت. اگر یک‌دفعه، مانند انقلاب سال ۵۷، تمام کانال‌های خارج کشور به داخل کشور یک‌صدا شوند و فقط از یک نقطه نظر مشترک و تحت یک رهبری مشترک از مردم فقط یک چیز را بخواهند مطمئن باشید مردم به ندای آنان گوش خواهند سپرد ولی باید پذیرفت که متاسفانه خارج‌نشینان ما به آن حد از فداکاری و از خود گذشتگی نرسیده‌اند که بتوانند برای آینده ایران نقاط نظر متفاوت خود را کنار بگذارند و هر کدام اندکی تخفیف در خواسته‌های خود بدهند تا بتواننند یک شورای رهبری مشترک تشکیل دهند‌. یعنی‌، هنوز دموکراسی در جان ایرانیان خارج از کشور ندمیده است‌. اصل اول دموکراسی آن است که در راه یک هدف مشترک بزرگ (که در اینجا نجات ایران است) هر گروهی از بخشی از خواست‌های حد اکثری خود چشم بپوشد و به خواست حداقلی سقوط جمهوری اسلامی در لحظه حاضر تن دردهد تا همه بتوانند در یک دولت ائتلافی در تبعید گرد هم آیند و سرنوشت انقلاب را دردست گیرند. یک نکته بر نگارنده این مقاله از روز روشن‌تر است که اگر فردا صبح مردم از خواب بیدار شوند و ببینند که همه کانال‌های ماهواره و همه سایت‌های اینترنتی خارج از کشور یک چیز می‌گویند و یک خواسته دارند و دیگر هر کس بر طبل خود نمی‌کوبد و فقط یک شورای رهبری از افراد خوشنام باقی مانده که خط می‌دهد بی تردید این شورای رهبری جانشین سازش‌کاران داخلی خواهد شد.

---------

بخشی از این نوشتار که دفاع همراه با خشونت را توجیه می‌کرد، حذف شده است. با پوزش از نویسنده محترم


 


سبز «برانداز» در مقابل سبز «مصونیت‌طلب»

 

اما اتفاق مهمی که در روزهای گذشته افتاد، مرزبندی‌های جدیدی است که طرفداران واقعی نظام با بخش ناراضی جنبش ایجاد کرده‌اند. کسانی که تا دیروز  قائل به پیروی از خط مشی هاشمی رفسنجانی و مصونیت‌طلبان بودند (به هر دلیلی)، ممکن است با پی بردن به خطای محاسباتی خود نگاهی «براندازانه» پیدا کنند. به عبارت بهتر، برخی مبلغین نظام و طرفداران شرکت در انتخابات به هر قیمتی، الان دیگر مشروعیتی که تا همین چند روز پیش برای ساختار سیاسی قائل بودند و تبلیغ می‌کردند، حالا احتمالا متوجه خطای محاسباتی‌شان شده‌اند و می‌بینند که «بازار» دفاع از حفظ نظام و ایجاد مصونیت برای آن دیگر داغ نیست. مردمی که دیروز به خیابان آمده بودند، مطمئنا تحول مصری را بیشتر از حفظ گفتمان طرفدار حفظ «غزه و لبنان» می‌پسندیده‌اند.

کسانی هم که تا دیروز مدعی بودند که جنبش سبز فاقد رهبر است، دیگر نمی‌توانند چنین ادعایی کنند. وقتی دو نفر بیانیه می‌دهند و گروهی به همین خاطر به خیابان می‌آیند، پس به رهبری این دو نفر را پذیرفته‌اند. پس به عبارت بهتر، بخش توجیه‌گر جنبش نیز که کوتاهی‌های یک سال گذشته را بی اهمیت جلوه می‌داد، عملا مجبورند واقع‌گرایانه به مسائل بنگرند، چون رهبران‌شان که در خرداد ۸۹، راه‌پیمایی بزرگی را لغو کردند، این بار «رهبری»  متفاوتی از خود نشان دادند و ثابت کردند که می‌شود تابع قواعد بازی نظام هم نبود.

از دیروز، بازی سیاسی ایران وارد مرحله جدیدی شد. مطمئنا در این فضا، با استفاده از تجربیات گذشته می‌توان در رسانه‌ها، مانع گل‌آلود شدن فضا شد و از اغراق جلوگیری کرد. اگر دیروز هزاران نفر به خیابان‌ها آمدند، نباید اسیر منطق کیهان داخلی شد که شمار معترضان در خیابان را ۳۰۰-۴۰۰ نفر خواند، همینطور نباید اسیر تبلیغات اغراق‌آمیز شد که معترضان در تهران را بالای یک میلیون نفر اعلام کرد.

اتفاق مهم دیگر که برای من جالب توجه بود، حضور طبقات مختلف در اعتراض‌های دیروز بود. یک شاهد عینی از خانم‌های چادری جنوب شهر تهران سخن می‌گفت که در خیابان حاضر بودند و حکومت «خامنه‌ای» را نفرین می‌گفتند. جنبش اگر گسترده نشود و فقط در بخشی از طبقه متوسط متوقف بماند، برد چندانی نخواهد داشت. درس بزرگ مصری‌ها این بود که می‌توان مبارک را با کمک هم کنار زد...کمک همه گروه‌های اجتماعی، نهاد و اتحادیه‌های کارگری...در کنار دانشجویان و تهی‌دستانی که محکم ایستادند...رهبران جنبش سبز اگر سخنگوی طبقه کارگر و فرودستانی باشند که از سیاست‌های اقتصادی دولت‌های هاشمی و خاتمی به هر نحو آسیب دیده‌اند، محمود احمدی‌نژاد با میلیون‌ها گونی سیب‌زمینی و برنج و کمک مالی هم نمی‌تواند اثری روی کسی بگذارد. طبقه فرودست و کسانی که زیر خط فقر زیسته‌اند، بیشتر از هر چیزی، «هم‌دل» می‌خواهند. هم‌زبانی کافی نیست. اینان اگر باور کنند که رهبران جنبش، تغییر واقعی ساختاری را می‌خواهند، چیزی برای از دست دادن ندارند و شاید محکم‌ترین حامیان جنبش شوند.

اما شاید مهم‌تر از همه برای اهالی فضای مجازی، کمک به شبکه‌های اجتماعی واقعی و غیر مجازی است. روز پنج‌شنبه، یک جامعه شناس ایرانی-آمریکایی که در روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری در تهران حاضر بوده، گفت که پیام‌هایی که روی فیس‌بوک می‌گرفته گاه گیج کننده بوده، اما وقتی برگه‌ای کاغذی در وسط راه‌پیمایی به او می‌داده‌اند که مکان راه‌پیمایی روز بعد را اعلام می‌کرده، می‌دانسته به کدام پیام می‌توانسته بیشتر اعتماد کند. جنبش در قاهره به همه ما نشان داد که شبکه‌های اجتماعی مجازی و فعالیت «آنلاین» بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های خیابانی عملا نمی‌تواند یک حکومت جابر را کنار بزند. اعضای شبکه‌های مجازی باید راه‌هایی را جستجو کنند که بتوان به غیر کاربران، اطلاعاتی واقعی و صحیح منتقل کنند. با افراد حاضر در شبکه‌های اجتماعی غیر مجازی مرتبط شوند و پلی باشند بین عالم مجازی و واقعی، اتفاقی که در مصر افتاد، و در ایران هم می‌تواند اثرگذار باشد.


 


بعد از ۲۵ بهمن چکار کنیم؟


دوستان عزیز بعد از قدم موفقی که امروز-۲۵ بهمن- برداشتیم، چند نکته ضروری است و باید برای آن راه کار داشته باشیم. نکاتی کلیدی که برای پیشبرد حرکت و جنبشمان مهم هستند. ما امروز موفق شدیم به خیابان‌ها بیاییم و خیابان‌ها را به کنترل خود درآوردیم.ما بشدت طرفدار استمرار این حرکت تا رسیدن به پیروزی هستیم و فکر می‌کنیم باید این سنگر را حفظ کنیم و همزمان برای بدست آوردن اهداف بعدی فکر و برنامه داشته باشیم. باید برایمان مشخص باشد که گام بعدی‌مان چه خواهد بود. آیا صرفا به خیابان آمدن و کار ۲۵ بهمن را تکرار کردن کافی‌است؟ یا باید آنرا گسترش دهیم و مکمل‌هایی را به فعالیت‌مان اضافه کنیم. به نظرم کمبودی که در اعتراضات پارسال ما و نیز۲۵ بهمن وجود داشته، اینست که ما باید بدانیم بعد از به خیابان آمدن و به کنترل درآوردن خیابانها توسط مردم، چه کارهای دیگری باید انجام دهیم. برای ایجاد تغییر باید کارهایی مشخص را انجام دهیم. چون نمی‌شود این پروسه طولانی مدت باقی بماند. مردم مرتب در خیابان‌ها باشند و حکومت هم به سرکوبش ادامه دهد.


ما برای تغییر ایجاد کردن چه باید بکنیم؟ آیا باید با کنترل خیابان‌ها مردم بیشتری رابه خیابان‌ها بیاوریم؟ خب بعدش چه؟ آیا نباید برنامه‌ای برای فرسایش و تضعیف نیروی سرکوب داشته باشیم؟ چه اقداماتی برای رسیدن به این اهداف باید داشته باشیم؟ بالاخره باید برای تغییر دادن به سمت مراکزی حرکت کنیم. که اگر این نقاط بدست مردم بیفتد آنوقت بسمت رسیدن به پیروزی و تحقق خواست‌های‌مان پیش خواهیم رفت. مثلا ما شعار آزادی زندانیان سیاسی می‌دهیم، برای آزادی زندانیان سیاسی باید چکارکرد؟



ما برای نتیجه دادن اعتراضات و پیروزی انقلابمان نکات زیر را سریعا در همه جا اقدام کنیم و پیش ببریم:


  • تداوم اعتراضات خیابانی و دعوت هرچه بیشتر افراد دیگر برای پیوستن به  اعتراضات در خیابان.

  • خبررسانی هرچه وسیعتر در سطح محلات و شهرها و همزمان در مدیا و اینترنت. باید قدم بعدی و روز بعدیی که میخواهیم به خیابان بیاییم مشخص کنیم و وسیعا در شهرها و اینترنت و مدیا خبررسانی کنیم.

  • اقدام به فرسوده کردن توان و نیروی سرکوب حکومت.باید با فرسایش به سمت خسته کردن،عاصی کردن و تضعیف این نیروها پیش رویم.باید در تاکسی ها متروها و اتوبوسهای شهری مدام خبررسانی کنیم و فضای اعتراضی را بالاتر و بالاترببریم.

  • بوجود آوردن جمع ها و گروه هادر محلات و مناطق مختلف شهر. جمع های اداره کننده در محلات و مناطق تهران و شهرها بوجود آوریم. تقسیم مناطق شهر و پیشبرد اقداماتمان در آنجا بوسیله جمع‌هایی که در آن مناطق فعال هستند.

  • تداوم و گسترش دادن شعارهای شبانه و نیز شعارنویسی بر در و دیوار شهر(و نیز اسکناس نویسی) بصورت وسیع و فوکوس کردن روی شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای، زندانی سیاسی آزاد باید گردد(اینرا در حال حاضر انجام می‌دهیم اما باید بسیار گسترده‌تر صورت بگیره که هم مردم بیشتری باخبر شوند و شرکت کنند و هم حکومت را می‌ترسونه و عاصی میکنه.)

  • درخواست و تماس با اتحادیه‌ها، نهادهای مستقل کارگری،معلمان و پرستاران.اعلام حمایت و پیوستن کارگرا، معلمان،پرستاران و دیگر بخش‌های اداری و مشاغل به اعتراضات و راه اندازی اعتصابات سراسری و عمومی در مناطق صنعتی و شهرهای بزرگ.

  • تماس با مدیای بین‌المللی از قبیل یورونیوز، سی.ان.ان، الجزیره و .... و پوشش دادن مدام اعتراضات.

  • استفاده وسیع از اینترنت،موبایل،مدیا و تکنولوژی برای خبر رسانی و در مقابله با حکومت

  • بعد از انسجام و بدست آوردن نیروی لازم، حرکت به سوی مراکز مهم مانند صدا و سیما، زندان اوین، مخابرات، مجلس و......برای از کار انداختن بازوهای حکومت و درکنترل گرفتن این محل‌ها توسط مردم.

    نکات دیگری هم وجود دارد که در بخش‌های بعدی به آن می‌پردازیم، دوستان دیگر هم اگر راه‌کار یا پیشنهادی دارند می‌توانند برای ما ارسال کنند و یا در صفحه منتشر کنند. ما باید بروی این مسئله کار کنیم و به راهکارهای مشخصی برسیم. برای ادامه و تضمین پیروزی‌مان این الزامی‌است. در ضمن همه بکوشیم که این موارد بالا را وسیعا همه جا پخش کنیم و برای ایجاد و پیش‌برد آن در بین جمع های خودمان و در بین جوانان، زنان و مردم درسطح شهرها بکوشیم و اقدام کنیم.


    پیروزی از آن ماست!


    گروه ادمینی صفحه: تهران،قاهره دیکتاتوری باید بره!


    25بهمن89


    http://www.facebook.com/pages/Tehran-Cairo-Dictators-must-gochh-thranchh-qahrh-dyktatwr-bayd-brh/105911529486726?sk=wall



     


    متحصنان بسیجی: «حرف ما یک کلام، محاکمه والسلام»

    در همین حال برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که برخی از نمایندگان مجلس نیز در این تحمع حضور یافته‌اند. حمید رسایی از اصول‌گرایان احمدی‌نژاد در مجلس، در میان متحصنان سخنرانی کرد. پيش از سخنان رسايي، تحصن‌كنندگان با نصب طناب‌ داري در مقابل دادسراي عمومي و انقلاب تهران مترسك ميرحسين موسوي را به دار آويخته و آتش زدند.


    همچنین مهدی کوچک‌زاده دیگر نماینده مجلس در این تجمع اعلام کرده است: «سران فتنه مفسد‌في‌الارض هستند و در اين فتنه‌گري‌ها جرم معلوم و مجرم نيز مشخص است و انتظار مي رود تا هفته آينده نتيجه بررسي كميته تحقيق و تفحص مجلس به مردم اعلام شود.»


    كوچك‌زاده با بيان اينكه تنها كروبي، خاتمي و موسوي مجرم نيستند و كساني كه در اين فتنه‌انگيزي‌ها سكوت اختيار كرده‌اند نيز مجرم هستند تصريح كرد: «مردم تاكنون تكاليف خود را به خوبي انجام داده‌اند اما امروز نمي‌توانند كساني را كه با سازمان‌هاي سيا و موساد ارتباط دارند تحمل كنند.»


    ظهر امروز نیز تعدادی از نمایندگان مجلس، با صدور بیانیه‌ای خواستار محاکمه موسوی و کروبی شده‌اند. در بیانیه نمایندگان آمده است: «ما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مسئوليت مستقيم حادثه شهادت يك دانشجوي بسيجي را در روز ۲۵ بهمن ماه ۸۹ در تهران و نيز ساير خسارات وارده و بهره‌برداري دشمنان را از اين حركت ضد‌مردمي و ‌ضد‌اسلامي و ضد‌انقلابي، متوجه آقايان موسوي و كروبي مي‌دانيم و معتقديم كاسه صبر ملت از مدارا در برابر اين آقايان لبريز شده و همگان خواستار اعمال اشد مجازات نسبت به اينان هستند.»


    این اخبار در حالی منتشر شده است که پس از برگزاری راه‌پیمایی ۲۵ بهمن، موج حملات علیه موسوی و کروبی شدت بیشتری یافته است و بسیاری از مسوولان و مقامات، خواستار محاکمه این دو تن شده‌اند.


    در همین حال محسن رضایی، یکی از ۴ کاندیدای انتخابات جنجالی بیست و دوم خرداد ۸۸، گفته است: «من تعجب مي‌كنم كه چرا موسوي و كروبي نمي‌فهمند كه در اين حوادث، عمله‌اي بيش نيستند و مورد سواستفاده آمريكا و همه بدخواهان قرار گرفته‌اند و جالب اينكه آمريكا از اين عمله‌ها هم عبور كرده است. قطع‏نامه‌ها و گفتارهاي مسئولان آمريكايي نشان مي‌دهد كه اين آدم‌ها فقط مستمسك بوده‌اند و جريان فتنه جايي ديگر طراحي و رهبري مي‌شد.»


     


    اوباما: امیدوارم مردم ایران شجاعانه به دنبال اهداف‌شان باشند

    اوباما در باره ایران گفت: «رژیم ایران از چیزی که در مصر اتفاق افتاد اظهار شادمانی می‌کند، اما همین حکومت معترضان را سرکوب کرده است. ما به شکلی واضح گفته‌ایم و می گوییم که آنچه در مصر مصداق دارد باید در ایران وجود داشته باشد.»

    رئیس جمهوری آمریکا ضمن انتقاد از واکنش دولت ایران نسبت به جنبش اعتراضی گفت: «واکنش دولت ایران تیراندازی به مردم و سرکوب است.»

    اوباما در ادامه گفت که امیدوار است شاهد تلاش شجاعانه مردم ایران برای رسیدن به اهداف‌شان باشد».

    اوباما در باره اینکه کشورش چه نقشی می‌تواند در حمایت از مردم ایران داشته ابشد گفت: «آمریکا نمی‌تواند تعیین کند چه چیزی داخل ایران اتفاق می‌افتد.» رئیس جمهوری آمریکا در مورد کشورهای منطقه، ضمن ابراز نگرانی برای پایداری خاورمیانه گفت: «این کشورها، مستقل هستند و ما تنها می‌توانیم از جنبش مردم حمایتی اخلاقی کنیم.»


     


    بیانیه «ایران ندا» در حمایت از اعتراضات مردمی

     

    متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


    به نام آزادی

    شرم آور نیست حکومتی که تظاهرات مردم مصر، تونس و سایرکشورهای عرب را حق مسلم آنها اعلام می کند، مردم خود را به همان دلیل، یعنی تظاهرات خیابانی که در قانون اساسی رژیم نیز این حق تصریح شده است، سرکوب می کند و آنرا به عوامل خارجی نسبت می دهد؟ 

    آیا رهبران حکومت ایران سرنوشت شاه، بن علی و مبارک را ندیده اند که کوشیدند با اعمال زور، دیکتاتوری و اسلحه کشیدن به روی مردم و وابسته دانستن آنها به عوامل خارجی به حکومت خود ادامه دهند؟ رژیم ایران باید بداند که موج آزادی خواهی و دمکراسی طلبی که در خاورمیانه به راه افتاده است در مرزهای ایران متوقف نخواهد شد. کسانی که این ضرورت تاریخی، دگرگونی های جهانی، و بیداری مردم را در نیابند تاراج اراده برگشت ناپذیر مردم خود خواهند شد.

    مردم ایران روز ۲۵ بهمن برای اعلام پشتیبانی از مبارزات ضد دیکتاتوری مردم مصر و تونس به خیابان آمدند. اما نظام ولایت فقیه، علی رغم ظاهرسازی و ژست طرفداری از مبارزات ضد دیکتاتوری مردم عرب با حمله وحشیانه به صفوف مردم نشان داد که دروغ می گوید و درعمل به مراتب از بن علی و مبارک نیز بدتراست.

     تظاهرات مردم نشان داد که سرکوب و ایجاد رعب و وحشت نمی تواند مردم را از خواست های به حق شان باز دارد. با این حضور، جنبش سبز نشان داد که زنده و شاداب است و از هر فرصتی برای کسب خواست های به حق خود، یعنی آزادی و دمکراسی استفاده خواهد کرد.  با حمله وحشیانه به صفوف آرام و خالی از خشونت مردم در خیابان ها، نظام کودتا عملا بر ادعاهای خود مبنی بر پایان یافتن جنبش سبز مهر باطل زد و حضور قدرتمند آنرا پذیرفت.

     نیروهای مسلح ایران باید از همتایان خود در مصر و تونس بیاموزند و در کنار مردم قراربگیرند. آنها باید بدانند که وظیفه قانونی‌ آنها حفاظت از مردم است، نه مشارکت در سرکوب مردم. سپاهیان و نیروهای مسلح باید به احترام خون‌های ریخته شده هم سنگران شان در جنگ هشت ساله با عراق که در راه حفاظت ازمردم کشته شده اند راه خلاف آنها را پیش نگیرند و با ماندن  درکنار مردم خشونت گران را ناامید کنند.
     
    با انتشار این بیانیه، ضمن ستایش از مبارزات دلاورانه مردم ایران، ما خواهان آزادی بی‌ قید و شرط تمام زندانیان سیاسی، پایان دادن به جو ترور و سرکوب و به رسمیت شناختن حقوق کامل مردم هستیم. رژیم ایران باید به اراده مردم تن دهد. راه دیگری ندارد.

    ما از تمام سازمان‌های بین‌المللی و ملت ها و دولت های جهان می خواهیم که به مردم ایران کمک کنند تا به خواست های قانونی خود دست یابند و نگذارند حکومتی که رکورد دار اعدام در جهان است با شهروندان خود با زبان زور و زندان و خشونت حرف بزند.

    هموطنان عزیز،

    ما عزم و اراده شما را به حضور در صحنه سیاست و مشارکت می ستاییم. از امروز از هر فرصتی باید استفاده کرد تا این عزم عمومی تداوم یابد و به نتایج ملموس برسد و در نخستین گام به آزادی زندانیان سیاسی بینجامد. یک سال و نیم پیش شکوه حضور شما جرقه‌ای را شعله ور کرد که بیداری مردم منطقه و آزادی خواهران و برادران مان در مصر و تونس را به همراه داشت و امروز پا فشاری و عزم ملت ایران ستایش جهانیان را برانگیخته است. از خواست خود پا پس نکشیم وتا کسب آزادی و دمکراسی راهی را که آغاز کرده ایم ادامه دهیم.

    اعضای موسس بنیاد ایران ندا

    داریوش آشوری، مهران براتی، شهرنوش پارسی پور، مهدی جامی، رامین جهانبگلو، رضا دقتی، آرش سبحانی، رضا علامه‌زاده، محبوبه عباسقلی‌زاده، کاظم علمداری، مسیح علی‌نژاد، مهرانگیز کار، نیک آهنگ کوثر، محسن نامجو، محمدرضا نیکفر


     


    صانع ژاله عضو انجمن اسلامی بوده است، نه بسیج

     

    این در حالی است که احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی از اقدام مسلحانه منافقین [سازمان مجاهدین خلق] در روز گذشته خبر داد و گفت «متاسفانه در این حادثه که در خیابان نواب و توحید روی داد، یک نفر از هموطنان شهید و هشت نفر زخمی شدند.»

     

    خبرگزاری فارس اعلام کرده است که بسیج دانشجویی در نظر دارد مراسم تشییع جنازه این فرد را فردا برگزار کند. به نقل از یک عضو بسیج دانشجویی نوشته است که دانشجویان به تلافی خون دانشجوی شهید، انتقام سختی از موسوی و کروبی خواهند گرفت.»

    این در حالی است که بسیاری از دوستان صانع ژاله، به سابقه عضویت وی در انجمن اسلامی اشاره می‌کنند. همچنین برخی از دانشجویان اعلام کرده‌اند که هم‌زمان با تشییع جنازه وی، در مقابل دانشکده هنر شرکت خواهند کرد.

    در عین حال گفته می‌شود که امروز عده‌ای از دانشجویان دانشکده‌های مختلف دانشگاه هنر و تهران از جمله دانشجویان دانشکده‌ی سینما تاتر، در اعتراض به قتل صانع ژاله، ضمن تعطیل کردن کلاس‌های خود در محل دانشکده‌ی علمی - کاربردی تجمع کرده و به خواندن سرود و سر دادن شعار پرداخته‌اند.


     


    دور جدیدی از اعدام‌ها در راه است

     

    بر خلاف الدرم بلدرم های نمایندگان مجاس (نمایندگان مجلس: مرگ بر موسوی، مرگ بر کروبی، مرگ بر خاتمی) در مورد دستگیری و اعدام سران جنبش سبز و منافق خواندن آنها، به نظر نمی‌رسد که حکومت دست به چنین اقادامی زده و با آتش بازی کند. اما این قبیل حرکت‌ها تنها جان کسانی را به خطر خواهد انداخت که در تجمع بیست و پنج بهمن دستگیر شده‌اند. به عبارت دیگر، حکومت دستش به سران نمی‌رسد انتقامش را از زندانیان گرفته( مثل دهه شصت) تا درسی هم به دیگر معترضان بدهد. در هر صورت یا حکم اعدام برای بازداشت شدگان بیست و پنج بهمن صادر می‌شود به جرم منافق بودن صادر می‌شود یا یه بنده خدایی را (که احتمالا قبل از بیست و پنج بهمن دستگیر شده) از صندوقچه شان بیرون می‌آورند و به جرم قتل معترضان اعدام می‌کنند.


     


    نمایندگان مجلس: مرگ بر موسوی، مرگ بر کروبی، مرگ بر خاتمی

    نمایندگان مجلس همچنین نوشته‌ای بر دیوار جایگاه هیات رئیسه نصب کرده‌اند که روی آن نوشته شده است: «ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار محاکمه و اشد مجازات موسوی و کروبی به جرم افساد فی الارض و اقدام علیه امنیت ملی هستیم.»

    علی لاریجانی، در پی تظاهرات روز گذشته، دستور داده است که کمیته «بررسی افراد ضد انقلاب» تشکیل شود.  لاریجانی همچنین گفت که راهپیمایی 25 بهمن «جریانی بدلی و انحرافی در جهت اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی» بوده است.

    وی کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی کشور، اصل نود قانون اساسی، فرهنگی، و قضایی و حقوقی مجلس را مامورتشکیل کمیته‌ای «برای بررسی ماهیت گروهی افراد ضد انقلاب در کشور» کرد.

    وی از اعضای این کمیته خواسته است که «ابعاد مختلف ماهیت افراد ضد انقلاب را بررسی و گزارشی از نتایج بررسی‌های خود به مجلس ارائه دهند تا نمایندگان بدانند با این جریان چگونه برخورد کنند.»

    روح‌الله حسینیان، از اصول‌گرایان حامی احمدی‌نژاد نیز اعلام کرده است که:«نمایندگان مشغول جمع آوری امضا برای محاکمه سران فتنه هستند.»


    بیانیه «فراکسیون خط امام» علیه تظاهرات دیروز

    در عین حال، سخنگوي فراكسيون خط امام مجلس، با اشاره به جلسه اين فراكسيون، به پارلمان‌نیوز گفته است: «در اين جلسه در خصوص حوادث اخير كشور و ناآرامي‌هاي روز گذشته بحث شد و در پايان از سوي اعضا بيانيه‌اي صادر گرديد.»

    داريوش قنبري ضمن اعلام اين خبر متن اين بيانيه را اعلام كرد كه به اين شرح است: «در شرايط حساس فعلي، كشور بيش از هر زمان ديگري نياز به آرامش دارد؛ لذا اقداماتي كه در جهت تنش‌زايي انجام مي‌شود، خصوصا اقداماتي كه به خشونت در جامعه دامن بزند، به نفع كشور و نظام نيست.

    بديهي است كه اصلاح‌طلبي به معناي حركت در چارچوب قانون اساسي و اعمال اصلاحات نيز با روش‌هاي مدني است و با اقدامات خلاف قانون مخالف است و هرگونه اقدام خلاف قانون از ديدگاه اصلاح‌طلبان محكوم است. اصلاح‌طلبان معتقد به نقدهاي منصفانه در چارچوب ارزش‌هاي نظام هستند و از حاكميت مي‌خواهند كه در برخورد با منتقدان مصلح با سعه صدر بيشتري برخورد كند و اجازه دهد كه دوستداران نظام و انقلاب نقدهاي منصفانه و دلسوزانه خود را كه به اصلاح امور مي‌انجامد، بيان نمايد.

    در خاتمه تاكيد مي‌كنيم كه منافقين و دشمنان نظام بدانند با حركتهاي رذيلانه‌ي خود نمي‌توانند از اختلاف درون خانواده‌ي نظام سوء استفاده كنند و هرگونه حركت آنان نيز محكوم و همچون هميشه از طرف مردم مطرود مي‌باشد.»


     


    مجلس علیه رهبران جنبش سبز

    به‌گزارش رسانه‌ها از جمله واحد مرکزی خبر هنگامی‌که علی لاریجانی، رئیس مجلس از راه‌پیمایی روز گذشته معترضان انتقاد می‌کرد، جمع زیادی از نمایندگان شروع به سردادن شعارهایی علیه رهبران جنبش سبز دادند. 

    نمایندگان به علاوه شعارهایی علیه هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی سردادند. شعارهای نمایندگان اکثریت، «مرگ بر خاتمی ،موسوی و کروبی» ،«موسوی و کروبی اعدام باید گردد»، «هاشمی بصیرت بصیرت»، «اقلیت بصیرت بصیرت»، «سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه» بودند.

    به گزارش واحد مرکیز خبر، لاریجانی در آغاز جلسه روز سه شنبه مجلس، گفت که راهپیمایی ۲۵ بهمن «جریانی بدلی و انحرافی در جهت اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی» بوده است.

    سایت اطلاع‌رسانی مجلس، خانه ملت نیز اعلام کرد که که علی لاریجانی در سخنان خود، کمیسیون‌های امنیت ملی و سیاست خارجی، شوراها و امور داخلی کشور، اصل نود قانون اساسی، فرهنگی، و قضایی و حقوقی مجلس را مامور تشکیل کمیته‌ای «برای بررسی ماهیت گروهی افراد ضد انقلاب در کشور» کرد.

    بامداد امروز، شبکه‌های بین‌المللی مثل سی‌ان‌ان، نماهایی از این حمله نمایندگان به رهبران جنبش سبز را نمایش دادند. این در حالی است که نمایندگان فراکسیون اقلیت در بیانیه‌ای، تاکید کرد که «اصلاح‌طلبان» معتقد به نقدهای منصفانه در چهارچوب ارزش‌های نظام هستند. این بیانیه به دنبال بیانیه هفته گذشته جبهه مشارکت که ادعا کرد جنبش سبز به‌دنبال مصونیت نظام از سقوط است.


     
    شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

    هیچ نظری موجود نیست:

    ارسال یک نظر

    خبرهاي گذشته