-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 02/15/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



اعتراضات خيابانی و درگيری نيروهای حکومتی با مردم
 


فیس‌بوک‌ها انقلاب می‌کنند

 

چند هفته‌ای بود که صفحات فیس‌بوک  مصری‌ها و عرب‌ها توجه جهانیان را به خود معطوف کرده‌بود اما ناگهان و درست باپیروزی جنبش مردم مصر، چشم جهان بار به صفحات سبز رنگی دوخته شد که  حکایت از حرکتی جدید داشتند؛ صفحاتی که با شکل‌گیری  آن شاید جنبش اعتراضی مردم ایران شکل و شمایلی دیگر به خود بگیرد.از چند روزپیش که  رهبران جنبش سبز از این حرکت سخن گفتند صفحات بسیاری از ایرانیان به رنگ سبز درآمد و لگوهای بسیاری با عدد بیست و پنجم بهمن طراحی شد.

فیس‌بوکی‌ها دست به انتشار اخبار زدند، از همان آغاز تظاهرات و جمع شدن تجمعات. خبر بازداشت‌ها، تیراندازی‌ها و شعارهای مردم روی صفحات فیس‌بوک جان تازه‌ای به کسانی می‌داد که پیگیر اخبار بودند. رویا تمام اخبار بی بی سی را به صورت استتوس‌های  منظم در اختیار همه می‌گذاشت.« حتی اگر ماه‌ها مردم مبارزه کنند ، من این حرکت را ادامه می‌دهم تا اخبار در اختبار هموطنان قرار بگیرد.»

منصوره می‌گوید:« تمام این فیلم‌ها را روی سی دی می‌زنم و با پول تو جیبی‌هایم تکثیر می‌کنم و در اختیار مردم ناآگاهی می‌گذارم که هنوز این رژیم را باور دارند و هنوز فکر می‌کنند ما دروغ می‌گوییم. یا پست می‌کنم دم در خانه سران نظام که شاید خودشان یا زن و بچه‌شان ببینند و شاید متنبه بشوند.»

علی از صبح ویدیوهای تظاهرات را در میان دوستانش  به اشتراک می‌گذارد. او نیز معتقد است این روش در ایران انتخابات هشتاد و هشت و مصر جواب داده و در این روزها هم جواب خواهد داد. او می‌گوید:« هدف فقط دیدن فیلم نیست. باید به مردم طریقه فرار از دست نیروی انتظامی،  راه‌های مقابله با گازهای اشک آور و فلفل  را تعلیم بدهیم. باید به مردم بگوییم با هم حرکت کنند و تنها در شب جایی نباشند.»

مینا می‌گوید:« شب‌ها باید میادین را زنده نگه داریم و این پیام امروز در فیس‌بوک دست به دست می‌چرخید.»

یکی از ایرانی‌های ساکن خارج از کشور، اخبار ایران به انگلیسی را  برای بقیه  به اشتراک می‌گذارد. او معتقد است جهان باید مثل ماجرای مصر در مورد ایران  آگاه شود و این به مردم ایران انرژی می‌دهد.

سارا مدام دعا می‌کند و این دعا ها را در استتوس خود به اشتراک می‌گذارد. او گاهی هم به خامنه‌ای و احمدی نژاد متلک می‌اندازد

« آخه ببینید چه بساطی درست کردید، ما به جای اینکه بریم دنبال پیشرفت و یادگیری باید یا مدام تو خیابان‌ها بدویم، یا پشت کامپیوترهامون اخبار تظاهرات رو بخونیم و بهم بریزیم.»

جمشید مدام ویدئوهایی که به اشتراک گذاشته می‌شود را چک می‌کند که مبادا اشتباهی در آنها باشد. بعضی از بچه‌ها که از تظاهرات برگشته‌اند به خاطره گویی روی آورده‌اند. ندا نوشته:« چشم هایم به قدری می‌سوزد که نمی‌دانم آیا دوباره می‌توانم بدون سوزش چشم ادامه بدهم یا نه؟»

مرتضی از مشهد خبرهایش را به روز می‌کند و به بچه‌های تهران تبریک می‌گوید. شیما از اصفهانی‌های معترض می‌گوید باید جمع شد و به تهران آمد 

‌سروش از گاز فلفل‌ها نوشته که این بار بدتر از دفعات قبل بود. شهلا معتقد است باید جلوی اوین هم تجمع کرد. جواد از فیس بوکی‌ها می‌خواهد با دوستان مصری و تونسی تماس بگیرند. بعضی از فیس‌بوکی‌ها آهنگ‌های  انقلابی به اشتراک می‌گذارند تا به هم انرژی  مثبت بدهند. کاوه فکر می‌کند باید قدرت و مدیریت این شبکه‌های اجتماعی را بالا برد. مرضیه می‌گوید:« مرگ دیکتاتورها با قرص فیس بوک.»


 


این هم بیست و پنجم بهمن! ولی بعدش چی؟

 

این هم بیست و پنجم بهمن! ولی بعدش چی؟

نمی خواهم کسی را ناامید کنم و وقتتان را هم نمی خواهم زیاد بگیرم فقط یک سؤال کوچک:

راهپیمایی بیست و پنج بهمن انجام شد و کم و بیش خوب بود اما بعدش چی؟ موسوی و کروبی می خواهند چکار کنند؟ آیا این راهپیمایی ها را می خواهند ادامه دهند یا خیر؟ در صورت ادامه دادن بدون شک منجر به براندازی نظام جمهوری اسلامی خواهد شد آیا آنان همین را می خواهند؟ آیا مردم باید به خانه ها بروند و سالی یکی دو بار بیرون بیایند و کتک بخورند و به زندان بروند و اعدام شوند؟ و کماکان کل مملکت باید احساس تهوع کند؟ نه استفراغ کند که راحت شود نه حالت تهوع برطرف شود؟ به نظر می رسد موسوی و کروبی به آخر راه رسیده باشند. یا باید قید همه چیز را بزنند یا باید مردم را به ادامه راهپیمایی و اعتراض دعوت کنند که به سقوط حکومت منجر خواهد شد. راه حد وسطی وجود ندارد یا مردم بایدکاملاً سرکوب شود یا نظام باید ساقط شود. -اگر کسی از راه حد وسطی خبر دارد به ما هم اطلاع دهد- آیا آنها آن را می خواهند؟ اگر واقعاً این را می خواهند و به این نتیجه رسیده اند بهترین و کم هزینه ترین راه این است که از مردم بخواهند تا رسیدن به اهداف خود به خانه ها بر نگردند یا زنگی زنگ یا رومی روم! من متأسفانه در ایران نسیتم و سخت حسرت آن را می خورم اما شما جوانمردان از جان گذشته هم میهن که در ایران عزیز به خیابانها رفتید برنامه تان برای آینده چیست؟ آیا وقت آن نرسیده است که تکلیف خود را رو شن کنیم؟

فکر نمی کنم این موضوع نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.سوالی مختصر و مفید از موسوی و کروبی:

بعدش چی؟  قاعدتاً شما باید قبل از دعوت مردم به راهپیمایی بیست و پنجم بهمن فکر بعد از آن را کرده باشید مگر نه؟ منتظر شما هستیم.


 


 


گزارش خبرنگار خودنویس از تجمع بزرگ مردم شیراز

راهپیمایی در شیراز از ساعت ۳ شروع شد و کم کم به جمعیت افزوده شد. در اولین ساعت تجمع خبری از مامورین و لباس شخصی‌ها نبود. احتمالا انتظار چنین جمعیتی را نداشتند.

با جمع شدن جمعیت بر تعداد مامورین امنیتی و لباس شخصی‌ها افزوده شد. جمعیتی بالغ بر ۲۰ هزار نفر که خیابان‌های ملاصدرا، نمازی تا فلکه دانشجو را پر کرده بود. در این بین نیروی انتظامی نقش حاشیه‌ای داشت و لباس شخصی‌ها بودند که با مردم درگیر می‌شدند.

چیزی که در این راهپیمایی زیاد به چشم می‌خورد حضور افراد مسن و زنان محجبه و مادرانی بود که در کنار فرزندانشان به اعتراض آمده بودند. چندین مادر را دیدم که در مقابل ون پلیس ایستاده بودند و پلیس را وادار به آزادی فرزندان‌شان کردند.

یک نفر بر اثر اصابت گاز اشک آور چشمانش دچار سانحه شد و چندین نفر هم به شدت زخمی شدند.

بسیجی‌ها برای قدرت نمایی جمع شده بودند و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه را سر می‌دادند که از سوی مخالفان با شعار مرگ بر دیکتاتور و هو زدن پاسخ می‌گرفتند. این بزرگترین حرکت اعتراضی مردم شیراز در طول یک سال اخیر بوده و هنوز هم ادامه دارد.

راهپیمایی بیشتر به صورت سکوت بود و معترضان سعی داشتند از متشنج شدن محیط پرهیز کنند. در این بین لباس شخصی‌ها با دوربین‌های هندی کم در بین مردم فیلم می‌گرفتند تا آنها را در اسرع وقت شناسایی و با این گروه برخورد کنند.

حضور زیاد مامورین در همه جا هر گونه امکان فیلم گرفتن را سلب می‌کرد.


 


تهران در التهاب؛ «مبارک، بن علی، نوبت سید علی»

 

خبرنگاران خودنویس در تهران‌: 

 

 در خیابان‌های منتهی به میدان آزادی هنوز مردم حضور دارند و در تاریکی شب و با مشتعل کردن آتش شعار می‌دهند.

 یکی از شرکت‌کنندگان در تظاهرات امروز که  در خیابان اسکندری شمالی زندگی می‌کند و برای استراحت و پوشیدن لباس گرم به خانه آمده است گفت:« مردم امروز نیامده بودند که کتک بخورند. همه سنگ و چماق‌های چوبی به همراه داشتند.و تا نیروی انتظامی به آنها حمله می‌کرد آنها نیز دست به مقابله به مثل می‌زدند.»

- به نظر می‌رسید تظاهر کنندگان تا حد زیادی از اقشار مختلف بودند. شخصا تعداد زیادی زن چادری دیدم که در کنار بقیه شعار می‌دادند و حکومت را نفرین می‌کردند. همبستگی مردم خیلی خوب بود. بارها شنیدم که می‌گفتند: «ما چی از مصری‌ها کمتر داریم؟» به نظر من روحیه‌ها خیلی تقویت شده برای حرکات یعدی. حتی خیلی ها که امروز امیدوار نبودند یا احتیاط کردند و نیامدند با شنیدن اخبار امروز دوباره روحیه شرکت در تظاهرات را پیدا کردند.

- شعارها: «مرگ بر دیکتاتور»،  «مبارک، بن علی، نوبت سید علی»، «مرگ بر خامنه‌ای».

- حضور مردم در مناطق مختلف شمال و جنوب خیابان انقلاب بسیار گسترده بود. و پس از حمله به هر نقطه جمعیت با جنگ و گریز به سرعت در نقطه دیگری شکل می‌ گرفت.

- گزارش‌ها حاکی از تشکیل زنجیره انسانی در بزرگراه یادگار امام در غرب تهران است. 

- سایت «کلمه» و وب‌سایت رسمی حزب اعتماد ملی از دست‌رس خارج شده‌اند.هکرها به سایت‌هایی چون هرانا و رهانا حمله کرده‌اند. بر پایه آخرین اخبار هر چه جمعیت به حوالی میدان آزادی می‌رسد خشونت و حمله به جمعیت بیشتر می‌شود.

- جمعیت در میدان ولیعصر تهران دقیقه به دقیقه زیاد می‌شود. هم اینک موبایل‌ها در این منطقه از کار افتاده‌اند و  باتوم به دستان به ماشین‌هایی که قصد توقف دارند حمله می‌کنند.در خیابان انقلاب و آزادی به سوی مردم گاز اشک آور پرتاب شده‌است. با این وجود لباس شخصی‌ها هنوز در هیچ نقطه‌ای از تهران به طور مشخص وارد عمل نشده‌اند

- سپیده یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در مصاحبه با خود نویس می‌گوید:« امروز وصیت نامه‌ام را نوشتم و از خانه بیرون زدم. فکر می‌کنم ما هم اگر مثل مصری‌ها خیابان‌ها را خالی نکنیم پیروزیم. برخلاف آنچه می‌گفتند انقلاب باید در خیابان شکل بگیرد.»

او این حرکت را یک « انقلاب » می‌داند و ادامه می‌دهد:« اگر امروز مردم بیاییند امید برای فردا هست اما اگر نیایند و درجا بزنند دیگر باید منتظر بدتر از وضع باشیم وحق نداریم معترض هم باشیم چون دیدیم دیکتاتوری چون « مبارک» با پافشاری مردم رفت.»

- محسن جوان مغازه‌داری در خیابان ولیعصر است. او که مغازه را زودتر از موعد تعطیل کرده خود  می‌خواهد به جمعیت بپیوندد.« با خودم گفتم یا مرگ یا آزادی.اینطور ادامه بدهیم ذلیل‌ترین ملت خاورمیانه خواهیم شد و این در شان کرامت انسانی یک ایرانی نیست.»

- جواد صدای گلوله هوایی را در حوالی میدان فردوسی تهران شنیده‌است و می‌گوید:« حس می‌کنم اگر جمعیت زیاد شود این‌ها بیش از قبل دست به خشونت بزنند، همه جنایتکاران از یک جنس هستند.»

- هلیکوپتر ها در فضای تهران در حال چرخیدن و رصد کردن شرایط هستند. نیروی انتظامی دانشگاه تهران را در محاصره کامل خود دارد. هرچند در تئاتر شهر امروز اجرا وجود دارد بنا بر تماس یکی از خبرنگاران خودنویس با شرکت‌کننده ای در این مراسم  در ساعت پنج و سی دقیقه عصر، به نظر می‌رسد اجراها امروز کنسل خواهد شد. فرزانه می‌گوید:« تئاتر شهر بهم ریخته‌است. اینجا که ما هستیم اوضاع به قدری مغشوش است که باور کردنی نیست.»

- نگار می‌گوید:« پخش زنده چندین برنامه رادیویی مختل شده‌است. هر روز در این ساعت رادیو فرهنگ پخش زنده داشت اما امروز پخش نمی‌شود.». 

- یک شاهد عینی از خیابان رشت، درب شمالی دانشگاه امیر کبیر به خودنویس گفت:«باور نکردنی است، اینها با حضور  مردم به جمعیت حمله ور شده‌اند.»

- ایستگاه‌های مترو تعطیل شده‌اند و با بستن درب‌های ورودی مانع پیوستن مردم به جمعیت‌ می‌شوند. بنا بر اخباری که از تیراندازی مستقیم به مردم خبر می‌دهد یک نفر کشته شده‌است.  محمد در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است:« خدا رحم کند، اینها وحشی‌تر از همیشه هستند.»

 

 


 


دومینوی انقلاب


 

قیام های پرقدرت دوگانه، خطرات جدیدی برای دولت های عربی منطقه ایجاد کرده است

 

تظاهر کنندگان میدان تحریر درحین آماده شدن برای مقابله با نیروهای طرفدار حکومت ، درسی را از هم سنگران تونسی شان مرور می‌کردند : به زیر نقاب‌هایتان سرکه یا پیاز بزنید، برای مقابله با گاز اشک آور.

 

این مبادله فیس بوکی اطلاعات، بخشی از پروژه‌ای دو ساله قابل توجهی بود که به زایش نیروی جدید در دنیای عرب منجر شد- یک نیروی جوان عرب که انگیزه‌اش گسترش دموکراسی در منطقه‌ای که از نبودش رنج می‌برد بود. فعالین جوان مصری و تونسی درباره شیوه های فرار از تعقیب و نظارت با استفاده از تکنولوژی، همفکری می‌کردند، با شکنجه شدگان هم دردی می‌کردند و نکاتی عملی درباره شیوه مقاومت جلوی گلوله لاستیکی و ساخت سنگر مبادله می‌کردند.

 

آنها توانایی های عرفی شان را در استفاده از شبکه های اجتماعی با نظمی دستچین شده از مناسک مذهبی پیونده زدند و نیروی طرفداران فوتبال را با مهارت های جراحی ترکیب کردند. با بریدن از اپوزیسیون سیاسی عرب، آنها با تکیه بر آرای یک دانشگاهی آمریکایی درباب تاکتیک های مقاومت غیرخشونت بار، که از طریق یک بریگاد جوانان صرب به دست آورده بودند و همین طور تاکتیک های بازاریابی قرض گرفته شده از «سیلیکون ولی*» واردعمل شدند.

اعتراضات دامنه دار ایشان مصر را به لرزه در آورده بود و آنها وارد طناب کشی مجازی با رهبری که بینشی کاملا متفاوت داشت می‌شدند - جمال مبارک، فرزند پرزیدنت حسنی مبارک، بانک داری ثروتمند و دلال قدرت در حزب حاکم. او که تا قبل از قیام مردمی همه آرزوهای موروثی شدن را به باد دهد، وارث طبیعی حکومت پدرش تلقی می‌شد، (مطابق گزارش مقامات امریکایی که روزهای آخر مبارک را پیگیری می‌کردند) پدرش را تحت فشار قرار داده بود تا برخلاف توصیه معاون اول و رهبران ارشد نظامی، قدرت را واگذار نکند.

 

لحن مخاصمه جویانه مبارک در روز پنج شنبه (یک روز قبل از کناره گیری) بیشتر کار پسرش بود، این را مقامات می‌گویند.

 

«او احتمالا از پدرش هم سمج تر است» این را یک مقام آمریکایی می‌گوید و اضافه می‌کند جمال «وضعیت فاجعه باری که مبارک در آن گیر افتاده بود را به پدرعادی نشان می‌داد». اما سخنرانی مبارک نتیجه عکس داد، طوری که ارتش مجبور به مداخله برای بیرون کردن مبارک شد و قدرت را در حالی به دست گرفته که وعده کرده آن را به حکومتی غیر نظامی تحویل خواهد داد.

 

اکنون رهبران جوان مصری به آینده می‌اندیشند. جمال رشید از رهبران جنبش ۶ آپریل که کمک کرد تا تظاهرات ۲۵ ژانویه شکل بگیرد می‌گوید : تونس نیروی حرکت دهنده مصر بود اما آنچه مصر کرد نیرویی خواهد بود که جهان را به جلو خواهد برد. او در جلسه ای سخنرانی می‌کرد که اعضا امکان انتقال تجربیات خود را به نیروهای جوان در لیبی، الجزایر ، مغرب و ایران بررسی می‌کند.

 

«اگر گروهی کوچکی از مردم در هر کشور عربی به خیابان بروند و پایداری نشان بدهند، پایان همه رژیم‌ها را شاهد خواهیم بود» جمال رشید این را می‌گوید و به طنز می‌گوید نشست بعدی اتحادیه عرب، جشن رونمایی از جوانان به قدرت رسیده است.

 

وبلاگر‌ها رهبری را به عهده گرفتند

 

جنبش مصر، سالها در حال شکل گیری بود.احمد ماهر، یک مهندس عمران و از پایه گذاران جنبش جوانان ۶ آپریل اولین بار در یک حرکت سیاسی با نام «کفایه» (کافی است) در ۲۰۰۵ شرکت کرد. آقای ماهر و دیگران، گروه خود را ، با نام جوانان برای تغییر سازمان دادند. اما آنها نتوانستند به قدر کافی هوادار پیدا کنند: بازداشت‌ها رهبران شان را حذف می‌کرد و باقی مانده‌ها دست و پایشان در احزاب دست‌ آموز اپوزیسون رسمی بسته می‌شد. آقای ماهر که از آن زمان ۴ بار دستگیر شده است می‌گوید : آنچه باعث نابودی جنبش می‌شد، احزاب قدیمی بودند.

 

تا ۲۰۰۸، اکثر سازمان دهندگان جوان به کی بورد های کامپیوترشان عقب نشینی کرده و تبدیل به بلاگر شدند. آنها تلاش کردند حمایت موجی از اعتصابات کارگری را که با خصوصی سازی های دولتی و تورم افسارگسیخته تحریک شده بود جلب کنند.

 

بعد از یک اعتصاب در مارچ همان سال در شهر ملحلا ی مصر، آقای ماهر و دوستان شان فراخوان اعتصاب سراسری را برای ۶ آپریل دادند. برای تبلیغ، آنها یک صفحه فیس بوک تاسیس کردند که بدل به تلاقی گاه جنبشی شد که مصمم بودند آن را از هرگونه وابستگی به احزاب فعال سیاسی به دور نگاه دارند. اما اوضاع جوی باعث نیمه تعطیل شدن اعتصاب در اکثر نقاط شد، اما در ملحلا، تظاهرات خانواده های کارگران با سرکوب خشن پلیس مواجه شد- درگیری که اولین در نوع خود بعد از سال‌ها بود.

 

تنها چند ماه بعد در یک اعتصاب در شهر تونسی حاد-المنجمی، یک گروه سازمان دهندگان آنلاین از همین الگو بهره بردند و پایه گذار چیزی شدند که بعدا به جنبش جوانان پیشروی تونس معروف شد. سازمان دهندگاه در گروه شروع به تبادل تجارب در فیس بوک کردند. تونسی‌ها با یک دولت پلیسی تر نسبت به مصری‌ها مواجه بودند که تحمل بسیار کمتری برای بلاگ نویسی و آزادی رسانه داشت ولی اتحادیه های صنفی ایشان قدرتمند تر و مستقل تر بود. آقای ماهر به خاطر می‌آورد: ما تجربیات مان را از بلاگ نویسی و اعتصابات شریک شدیم.

 

آقای ماهر و همکاران ش به سهم خود شروع به مطالعه راجع به مقاومت غیرخشونت بار کردند. آنها به خصوص مجذوب یک جنبش جوانان صرب به نام «اوپتور» شدند که به کمک آرای یک متفکر سیاسی آمریکایی، جین شارپ، کمک به سرنگونی دیکتاتور اسلوبودان میلوسویچ کرده بودند. سنخ نمای کار آقای شارپ، به خوبی از توصیف رژیم مبارک بر می‌آمد: او ادعا می‌کند عدم خشونت یگانه سلاح موثر در مقابله با حکومت های پلیسی که مقاومت خشونت آمیز را بهانه سرکوبی برای برقراری امنیت می‌کنند است.

 

جنبش ۶ آپریل نمایه خود را - که یک مشت گره شده سفید و قرمز شبه شوروی بود- از گروه اوپتور الهام گرفته بودند. بعضی از ایشان برای ملاقات با فعالین صرب به آن کشور سفر کرده بودند.

 

 

منبع دیگر الهام، به ادعای بسیاری، گروهی از مصریان خارج نشین در دهه سوم زندگی بود که در قطر مرکزی به نامآکادمی تغییر را تاسیس کرده بودند که ایده هایی متاثر از کارهای آقای شارپ را توصیه می‌کرد. یکی از سازمان دهندگان،‌هشام مسری در خلال تظاهرات قاهره دستگیر شد و دربازداشت به سر برد.

 

آکادمی تغییر مثل کارل مارکس است و ما مثل لنین هستیم. این را باسم فتحی می گوید که در پاره ای از اوقات با جنبش جوانان ۶ آپریل همکاری کرده و مدیر پروژه آکادمی مصری دموکراتیک است که از ایالات متحده بودجه دریافت می‌کند و تمرکز ش بر حقوق بشر و نظارت بر انتخابات است. او می‌گوید در طی اشغال میدان تحریر توسط تظاهر کنندگان توانسته با کمک روابط ش حدود ۵۱۰۰ دلار برای خرید پتو و چادر از تجار مصری جمع آوری کند.

 

این کشور شماست

 

بعد، در حدود یک سال قبل، جنبش جوانان مصری در حالی که رو به گسترش بود یک متحد استراتژیک به دست آورد:وائل غنیم، جوان ۳۱ ساله ای که مدیر بازایابی شرکت گوگل بود. مانند بسیاری دیگر، او نیز به شبکه غیررسمی جنبش ، توسط گروهی معرفی شد که گرداگرد محمد البرادعی ، دیپلمات برنده جایزه صلح نوبل که سال قبل به مصر بازگشته بود تا اپوزیسیون در شرف احتضار را جانی دوباره بخشد، جمع شده بودند.آقای غنیم تجربه سیاسی بسیار اندکی داشت ولی به شدت از پلیس سرکوبگر مصر که تکیه گاه قدرت دولتی است بدش می‌آمد. او دانش بازاریابی اش را به جنبش اهدا کرد.او می‌گوید: «من در بازاریابی کار کرده ام و می‌دانستم که اگر بتوانید یک برند** بسازید می توانید روی حمایت و اعتماد مردم بروی آن برند حساب کنید».

 

نتیجه، گروهی فیس بوکی بود که آقای غنیم پایه گذاری کرد « ما همه خلیل سعید هستیم» ، به یاد جوانی مصری که در اثر شکنجه پلیس جان ش را از دست داده بود نام گذاری شده بود. آقای غنیم، که هویت ش برای عموم آشکار نبود، ولی همکاری نزدیکی با آقای ماهر از جنبش جوانان ۶آپریل و یک رابط از گروه آقای البرادعی داشت، می‌گوید که او مرگ خلیل را دست آویزی برای آموزش مصریان در باب مبارزات دموکراتیک قرار داد. او وب سایت را پر از اخبار و ویدیو کلیپ هایی از خشونت پلیس کرد. او به راحتی توانست پیامی را ساده منتقل کند : «این کشور شماست.  مامور دولتی کارگزار شماست که از مالیات شما حقوق می‌گیرد و شما حقوق خود را دارید. » او به خصوص دروغ پردازی های رسانه های مصری را هدف گرفته بود چون «وقتی مردم به رسانه بی اعتماد می‌شوند، خاطر جمع باشید که آنها را از دست نمی‌دهید».

 

او نهایتا موفق به گردآوری چندصدهزار کاربر شد که وفاداری شان را با تمرین فعالیت دموکراتیک در فضای مجازی تثبیت می‌کردند. وقتی سازمان دهنده‌ها یک «روز سکوت» را در قاهره برنامه ریزی می‌کردند، از کاربران نظرخواهی کرد که کدام رنگ لباس را می‌بایست به عنوان رنگ متحد خود برگزینند: سیاه یا سفید.

 

بعد از انقلاب ۱۴ ژانویه تونس ، جنبش جوانان ۶ آپریل فرصت کمتر دیده شده برای تظاهرات در روز ۲۵ ژانویه، روز پلیس، که گرامی داشت یک قیام نیروی پلیس در مقابل بریتانیا استعماری بود، را مغتنم شمرد تا تبدیل به برنامه ای بسیار بزرگتر کند. آقای غنیم از صفحه فیس بوک برای بسیج عمومی استفاده کرد. او استدلال کرد که اگر ۵۰هزار نفر برای تظاهرات اعلام آمادگی کنند، برنامه به پیش می‌رود. بیش از یکصد هزار نفر ثبت نام کردند.

 

آقای غنیم می گوید که هیچ وقت ندیده است که یک انقلاب از پیش اعلام برنامه کند. تا آن موقع ، جنبش جوانان ۶ آپریل با حامیان آقای البرادعی ، گروهی از لیبرال‌ها و چپ گرایان و شاخه جوانان اخوان المسلمین متحد شده بود تا با استفاده از تبلیغات نوگرایانه الهام گرفته از انقلاب تونس، برای تظاهرات روز پلیس، چهره قاهره را دیگرگون کند. اما مسن تر ها، حتی عناصری از اخوان المسلمین که از مدت‌ها پیش توسط مبارک و غرب به عنوان افراطیون معرفی شده بودند از مشارکت خودداری کردند.

 

عصم اریان، یکی از رهبران اخوان، با این توجیه که روز پلیس برای گرامی داشت نیروی پلیسی ست که علیه استعمار انگلستان قیام کرده اند، گفت که ما می بایست در آن روز همگی به شادمانی بپردازیم. او گفت « همه این افراد (که اعلام آمادگی کرده اند)‌ در فیس بوک اند، ولی آیا ما می‌دانیم اینان کیست اند؟ ما نمی‌توانیم گروه‌ها و هویت مان را به ایشان پیوند بزنیم.»

 

خودشه

 

با فرارسیدن ۲۵ ژانویه، اتحاد فعالین جوان، که تقریبا همگی ایشان از اوضاع مالی و اجتماعی خوبی برخوردار بوده و مترصد بهره برداری از نارضایتی گسترده از حکومت خودکامه کشورشان و همین طور فقر خردکننده زندگی مصری‌ها بودند. آنها روزشان را با همراه کردن فقرا با لیست کردن امور خرد شروع کردند: «آنها هر روز مرغ و گوشت می‌خورند و ما هر روز بایستی لوبیا بخوریم.»

 

با پایان روز ، وقتی دهها هزار نفر به میدان تحریر رسیده بودند، شعارها رنگ و بوی براندازانه گرفت. آنها فریاد می‌زدند «مردم می‌خواهند رژیم را سرنگون کنند» ، شعاری که تظاهر کنندگان می‌گفتند که از صفحات فیس بوک و اخبار از انقلابیون تونس فراگرفته اند. آقای ماهر از جنبش جوانان ۶ آپریل می‌گوید سازمان دهندگان حتی بر سر تصرف پارلمان و اشغال ساختمان تلویزیون دولتی هم بحث کرده بودند:‌حرکاتی ناب انقلابی. آقای ماهر می‌گوید: وقتی به اطراف ام نگاه می‌کردم و خود را احاطه شده با چهره هایی غریبه می‌دیدم، که از ما بسیار شجاع تر بودند، مطمئن شدم که این پایان رژیم است.

 

آن موقع بود که به توصیه های گروه های تونسی ، صرب و آکادمی تغییر که یک هفته مانده به تظاهرات، اعضایشان را برای آموزش دادن سازمان دهی تظاهرات به قاهره فرستاده بودند تکیه کردند. بعد از اینکه پلیس با استفاده از گاز اشک آور در روز سه شنبه (۲۵ ژانویه) موفق به متفرق کردن تظاهر کنندگان پرداخت، آنها با آمادگی بیشتر در جمعه (۲۸ ژانویه) برای راهپیمایی «روز خشم» به میدان آمدند.

 

این بار با لیمو و پیاز و سرکه برای بوکشیدن و خلاصی از اثر گاز اشک آور و همین طور آب کربنیک و شیر برای ریختن در چشمان شان آمده بودند. بعضی مقوا و قوطی پلاستیکی را به صورت سپری در آورده و در زیر لباس خود پوشیده بودند و به عنوان حفاظت کننده از گلوله های پلیس ضدشورش پوشیده بودند. آنها اسپری آورده بودند تا شیشه ماشین های پلیس را رنگ بزنند و آمادگی داشتند تا با بستن لوله اگزوز یا پنچر کردن چرخ ها، ماشین‌ها را از کار بیاندازند. تا ابتدای عصر، چندین هزار تظاهر کننده، در مقابل تقریبا یک هزار پلیس تا دندان مسلح ضدشورش بر روی پل چهار لاینه «قصر النیل» ، در اساسی ترین نبرد انقلاب، موضع گرفته بودند.

 

آقای ماهر تعریف می‌کند: ما همه حقه های خود را رو کرده بودیم. او خود مقوا و قوطی پلاستیکی زیر بلوز ش پوشیده بود، کلاه کاسکت دوچرخه سواری گذاشته بود و در بشکه ای را به عنوان سپر استفاده می‌کرد. «قرار بر این بود که کسانی که زخمی می‌شوند عقب بروند و تازه نفس‌ها جایشان را بگیرند. ما به شورش خود ادامه می دادیم» بعد از ۵ ساعت جنگ، نهایتا فاتح شدند و مقر حزب حاکم که تخلیه شده بود را در سر راه خود به میدان تحریر آتش زدند.

 

تحت فشار گذاشتن مبارک

 

در آن روز در واشنگتن، آقای اوباما ، سرزده در  جلسه روسای اتاق بحران (اعضای کلیدی گروه مشاورین امنیت ملی) در ساعت ۳ و سی دقیقه حاضر شد و توماس ای. دونیلون، مشاور عالی امنیت ملی را به ریاست جلسه گذاشت. کاخ سفید احتمال یک اثر دومینو را از زمانی که جنبش جوانان موفق به سرنگونی زین الدین بن علی در تونس شده بود بررسی می‌کرد، اگرچه سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده و اسرائیل این خطر را برای رژیم آقای مبارک بسیار کم ( در حدود ۲۰٪) ارزیابی کرده بودند. بر طبق روایت مقامات ارشدی که در مباحثه های آقای اوباما درباره سیاست گذاری در قبال این پدیده حاضر بوده اند، پرزیدنت از ابتدا نظری متفاوت داشت. یک مقام ارشد می‌گوید او از همان ابتدا اظهار کرد که این می‌تواند یک رویه باشد که می‌تواند به حکومت های خودکامه دیگر در منطقه از جمله ایران سرایت کند. در پایان قیام ۱۸ روزه، با حساب یکی از مقامات کاخ سفید، بیش از ۳۸ جلسه با حضور پرزیدنت درباره مصر برگزار شد. آقای اوباما گفت این فرصتی ست که می‌تواند به خلق روایتی جایگزین برای «گفتمان القاعده» درباره مداخله غربی تبدیل شود. مقامات امریکایی هیچ اثری از ضدیت آشکار با غرب یا ایالات متحده در تظاهر کنندگان ندیده بودند. یکی از مقامات می گوید :‌وقتی دیدیم که مردم بچه هایشان را به میدان تحریر می آورند تا تاریخ در حال رقم خوردن را ببینند، متوجه شدیم که  چیزی فرق کرده است.

 

در ۲۸ ژانویه، مباحثات به سرعت تبدیل به چگونگی فشارآوردن به آقای مبارک در عرصه عمومی و در خلوت شد. و اینکه آیا آقای اوباما می بایست بر صفحه تلویزیون ظاهر شود و تشویق به تغییر کند. آقای اوباما تصمیم گرفت که به آقای مبارک تلفن بزند، مکالمه ای که چندین مقام ارشد هم به آن گوش می‌دادند. در آن تماس، هیچ صحبتی از کناره گیری یا واگذاری قدرت نبود، تنها آقای اوباما تاکید داشت که می بایست اصلاحات صورت بگیرد و آن هم با سرعت! آقای مبارک این پیشنهاد را رد کرد و تظاهرات را به عوامل بیرونی نسبت داد. آقای اوباما پاسخ داد شما بخش عمده مردم خود را در پشت خود ندارید و آنها به حمایت از شما نخواهند آمد مگر اینکه اصلاحات گسترده سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را صورت بدهید.

 

فردا تصمیم بر این شد که سفیر اسبق، فرنک جی. ویزنر را به عنوان فرستاده به مصر اعزام کنند. آقای اوباما شروع به برقراری تماس با بنیامین نتانیاهو، رجب طیب اردوغان و دیگر رهبران منطقه ای کرد. سخت ترین تماس‌ها به ادعای مقامات کاخ سفید با آقای نتانیاهو و ملک عبداله از عربستان سعودی بود که از بی ثباتی منطقه نگران بودند و به آقای اوباما پیشنهاد می کردند که جانب آقای مبارک را بگیرد. بر اساس ادعای مقامات آمریکایی، اعضای ارشد خانواده سعودی چنین استدلال می کردند که آقای اوباما نباید حمایت خود را از مبارک، حتی در صورت سرکوب خشونت بار اعتراضات بردارد.

 

با فرارسیدن اول فوریه ، وقتی که آقای مبارک در پیامی تلویزیونی ملتمسانه گفت که برای ریاست جمهوری کاندید نمی‌شود و انتخابات می‌بایست در سپتامبر برگزار شود، آقای اوباما نتیجه گرفت که مبارک پیام را نگرفته است. ظرف یک ساعت، آقای اوباما تماسی دوباره،‌این بار سخت ترین و آخرین از نوع خودش، را با آقای مبارک گرفت. از مشاوران آقای اوباما می‌گوید او گفته است که اگر این تغییرات در طی ماهیان آینده بخواهد رخ دهد، اعتراضات هم ادامه خواهد داشت. آقای مبارک به اوباما گفت که تظاهرات در چند روز آینده خاموش خواهد شد. مقامات کاخ سفید می‌گویند آقای اوباما تماس تلفنی را با این جملات قطع کرد : من به پیش کسوتان ام احترام می‌گذارم. و شما مدتی طولانی در سیاست بوده اید آقای رییس جمهور. اما وقت هایی در تاریخ است که اگر اوضاع همیشه به یک شکل بوده به این معنی نیست که در آینده نیز چنین است.

 

فردای آن روز ، آقای مبارک ، بی توجه به هشدار های آقای اوباما، حمله ای دیگر علیه تظاهر کنندگان را که تا آن روز ، پنج شب را در میدان تحریر گذرانده بودند، شروع کرد. در ساعت دو و نیم عصر،‌هزاران چماقدار وفادار به آقای مبارک با سنگ و چماق و نهایتا انفجاری های دست ساز به جمعیت در میدان تحریر حمله ور شد. تظاهر کنندگان که تلاش می‌کردند به درس هایی که از گاندی، مارتین لوتر کینگ و جین شارپ آموخته بودند وفادار بمانند تا مدتی تلاش کردند به تلافی جویی حملات اقدام نکنند. یک ردیف از مردان در زیر باران سنگ ها ساکت ایستاده بودند. یک مرد مسن به مردی جوان گفت که چوب ات را زمین بگذار. تا ساعت سه و سی دقیقه، جنگ دو طرفه شد. آوایی موزون از سنگ‌ها بر فلز طنین انداز شده بود چون تظاهر کنندگان دیگران را به کمک می‌طلبیدند.

 

اخوان المسلمین که روزهای اولین را بیرون نشسته بود، از نظرش برگشت و فتوایی برای اشغال میدان تحریر برای هر کسی که استطاعت ش را دارد منتشر کرد. حالا آنها میدان دار بودند. به عنوان یک سازمان مخفی غیرقانونی، آنها برای عملیات در یک ساختار طبقاتی آموزش دیده بودند. به شهادت بسیاری از سازمان دهندگان،اعضای گروه اخوان به معترضین کمک کردند که خود را در قالب گروه هایی نظم دهند. یک گروه پیاده رو را تخریب می‌کرد تا سنگ به دست بیاورد ، گروه دیگر از آن سنگر می‌ساخت و گروه سوم مشغول به دفاع بود.آقای ماهر می‌گوید : «جوانان اخوان نقشی بزرگ بازی کردند. اما در واقع طرفداران دو تیم بزرگ فوتبال پایتخت که تجربه وسیعی در مواجهه با پلیس ضدشورش دارند هم سهمی بزرگ داشتند.»

 

سربازان ارتش مصر، که ظاهرا دستور به حفظ بی طرفی داشتند،‌پشت دروازه های فلزی موزه مصر ایستاده بودند و بمباران سنگی و انفجاری های دست ساز را به مدت ۱۴ ساعت تا ۴ صبح  تماشا می کردند . سپس طرفداران مبارک که از شکستن نظم معترضین عاجز شده بودند به اسلحه دست بردند و بنا به گزارش شاهدین عینی و پزشکانی که فردا صبح در آنجا بودند، ۴۵ را مضروب و ۲ نفر را کشتند. سربازان، که شاید دستور داشتند که از خونریزی گسترده جلوگیری کنند، یا شاید هم بر حسب غریزه عمل کردند، بالاخره مداخله کردند. آنها با مسلسل هایشان به زمین و هوا شلیک کردند که باعث فرار طرفداران مبارک و بازپس گیری میدان و به تبع اش، خیابان‌ها به معترضین شد.

 

وقتی که روشن شد که ارتش حاضر به شلیک به سوی مردم خودش نیست، موازنه قدرت تغییر کرد. مقامات امریکایی امرای ارتش را تشویق کردند که برای نشان دادن حفظ علقه هایشان به مردم، به میان معترضین در میدان تحریر بروند، کاری که موضع آقای مبارک را بیشتر تضعیف کرد. ولی دولت اوباما در رساندن پیغام خودش تعلل به خرج داد: دو روز پس از بدترین خشونت ها، آقای ویزنر به شکل رسمی بیان کرد که هر گونه تغییری با مرکزیت آقای مبارک رخ خواهد داد و وزیر امور خارجه ، هیلاری کلینتون، گفت که تغییر، زمان خواهد برد. دیگر مقامات پیشنهاد کردند که آقای مبارک تا پایان دوره ریاست جمهوری ش در سپتامبر در پست خود باقی بماند. در چهار روز بعدی وضع بدون تغییر ماند و آقای مبارک حاضر به عقب نشینی نبود و این در حالی بود که معترضین دوباره جان می گرفتند.

 

پنج شنبه ، آقای عمر سلیمان معاون ریاست جمهوری با آقای بایدن ریاست جمهوری آمریکا در ساعت دو بعد از ظهر به وقت واشنگتن برای سومین بار در یک هفته، پشت تلفن بود. فضا آکنده از شایعاتی بود که آقای مبارک آماده کناره گیری ست و آقای سلیمان به آقای بایدن گفت که خود را برای پذیرش مسئولیت‌ها از آقای مبارک آماده می‌کند. اما در حین مکالمه با آقای بایدن و دیگر مسئولین گفت که بعضی از اختیارات با آقای مبارک می‌ماند ، مثل حق انحلال پارلمان یا اخراج دولت. یکی از کسانی که در جریان این مکالمه بود گفت : حرف آقای سلیمان این بود که مبارک پرزیدنت دوفاکتو(غیررسمی) می ماند. اما در شرایطی که آقای مبارک به پسرش جمال نزدیک شده بود، کابینه آقای اوباما کاملا بی خبر از آنچه پیش خواهد آمد بود . آنها به تماشای تلویزیون نشسته بودند تا ببینند آقای مبارک چه تصمیمی خواهد گرفت. آنچه آنها آن شب از مبارک شنیدند یک نسخه به شدت دستکاری شده از سخنرانی بود که با گرفتن ژست پدر ملت، با لحنی آمرانه، و خالی از هر ذکری از «انتقال قدرت» بود. به گفته مقامات آمریکایی، همین آخرین سخنرانی پرطمطراق و غامض بود که ارتش را، که حالا از جانب ایالات متحده برای اقدام علیه آقای مبارک مطمئن بود، وادار به عمل کرد. ژنرال های آقای مبارک فشار را بر آقای مبارک بیشتر کردند که باعث شد قدرت را بدون ارایه هرگونه توضیح بیشتری واگذار کند.

 

آقای غنیم می‌گوید در مصر ۸۵ میلیون نفر زندگی می‌کنند که کمتر از هزار نفر جانشان را در راه این انقلاب از دست دادند. این نشان می‌دهد که ملت مصر تا چه حد متمدن است. او می‌گوید : کابوس ما به سر آمده است،‌حالا وقت رویا بینی است.

 

*Silicon Valley

 

**brand

 

original article in NYTimes

 

 


 


اخبار تایید نشده از حضور موسوی و رهنورد در میان مردم

برخی گزارش‌های تایید نشده حکایت از آن دارد که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، موفق شده‌اند با شکستن سد نیروهای امنیتی، موفق به حضور در خیابان‌ شوند. برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که این دو در خیابان شادمان به معترضان پیوسته‌اند. 

 

پیش از این اخباری از درگیری موسوی با نیروهای امنیتی در مقابل منزل وی شنیده شده بود. گفته می‌شود که نیروهای امنیتی موسوی و محافظان وی را تهدید کرده‌اند که در صورت اصرار بر حضور موسوی در خیابان، با او برخورد خواهد شد.  

 

هنوز هیچ منبع مستقلی این خبر را تایید نکرده است. با توجه به قطع تلفن‌های موسوی و نزدیکان وی، هنوز این خبر مورد تایید قرار نگرفته است.  در عین حال وب‌سایت «کلمه» - نزدیک به موسوی - و وب‌سایت «سحام‌نیوز» - نزدیک به کروبی - از دسترس خارج شده‌اند.

در همین حال یک روزنامه‌نگار از تهران به «خودنویس» گفته است که جمعیت حاضر در خیابان‌های تهران «میلیونی» هستند. وی می‌گوید که شمار جمعیت در میدان آزادی رو به افزایش است وی همچنین از حضور جمعیت در میدان انقلاب و حملات مداوم و ناگهانی نیروهای امنیتی به آن‌ها خبر داده است. 

تکمیلی: سایت کلمه با انتشار عکسی خبر از مسدود شدن راه میرحسین موسوی و زهرا روهنورد داده است.


 


درگیری در نقاط مختلف تهران

 

براساس گزارش‌های رسیده به «خودنویس»، در چهارراه کالج تجمعی شکل گرفته و معترضان در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. نیروهای نظامی حاضر در این منطقه، با حمله به معترضان تلاش می‌کنند که این جمعیت را متفرق کنند.

 

یک منبع دیگر به خودنویس گزارش داده است که:«راس ساعت ۳ نرسیده به خیابان جمالزاده شمالی، جمعیتی نزدیک به هزار نفر تلاش کردند تا با شعار مرگ بر دیکتاتور و اله اکبر هسته اولیه تظاهرات را تشکیل دهند اما با یورش سنگین ماموران نیروی انتظامی روبرو شدند. جمعیت تلاش کرد تا وارد خیابان شده و با مسدود کردن خیابان، به تظاهرات خود ادامه دهد. ابتدا موفق شدند و باعث راه بندان موقتی شدند اما نیروهای گاردی پیاده و موتوری با خشونت فراوان از دو طرف به مردم حمله کردند. در این بین، نیروهای لباس شخصی به دستگیری دها نفر پرداختند. بعد از سرکوب اول، مردم تلاش کردند دوباره خود را سازمان دهند اما اینبار یورش صدها نفر گاردی ملبس به لباسهای آرم سپاه پاسداران مجددا به مردم حمله کرده و به ضرب و شتم انها پرداختند. مردم با حضور انبوه در خیابانهای منتهی به میدان انقلاب همچنان قصد شکل دادن به تظاهرات هستند. هم اکنون صدها واحد موتوری سپاه پاسداران در خیابانها منتهی به میدان انقلاب مشغول گشت زنی هستند.»

 

یک شاهد عینی نیز اعلام کرده است که در اطراف میدان انقلاب، ماموران مردم را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و اجازه تجمع را به مردم نمی‌دهند.

 

همچنین اعلام شده است که در میدان صادقیه تجمعی شکل گرفته و مردم در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. گزارش‌ها حکایت از حضور پررنگ نیروهای نظامی و لباس شخصی‌ها در این منطقه دارد. گفته می‌شود دست‌کم دو نفر در این منطقه بازداشت شده‌اند.

 

گفته می‌شود در خیابان ولی‌عصر نیز جمعیت در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. برخی شاهدان عینی جمعیت حاضر در خیابان ولی‌عصر را بین ۲ تا ۳ هزار نفر ذکر کرده‌اند که هر لحظه بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود.

 

یک شاعد عینی از تهران نیز اعلام کرده است که در میدان آزادی حجم زیادی از نیروهیا امنیتی، نیروهای گارد ویژه و نیروهای بسیجی با موتور حضور دارند. جمعیت زیادی نیز از میدان انقلاب تا خیابان یادگار هم جمعیت زیادی حضور دارند.

 

در میدان فردوسی نیز اعلام شده که جمعیت بسیار زیادی حضور دارند. بنا به گفته برخی از شاهدان عینی، جمعیت حاضر در این منطقه، به سمت میدان آزادی حرکت کرده‌اند. گفته می شود نیروهای نظامی با شلیک تیرهوایی برای متفرق کردن مردم تلاش کرده‌اند.

 

حرکت معترضان به سمت میدان آزادی در حالی صورت می‌گیرد که به گفته برخی از خبرگزاری‌ها، تمامی مسیرهای منتهی به میدان آزادی توسط نیروهای امنیتی بسته شده و متروهای مرکز شهر تهران نیز، تعطیل هستند.

 برخی  شعار می‌دهند: «سپاهی جدا شو با ملت همصدا شو» و برخی دیگر می‌گویند: «مبارک، بن‌علی، نوبت سید علی».


 


وزارت امورخارجه آمریکا «توییت» فارسی می‌فرستد

 

در صفحه فارسی توییتر وزارت امورخارجه آمریکا - USAdarFarsi - آمده است: «ما می خواهیم در گفتگوهای شما شرکت کنیم.»

وزارت امورخارجه آمریکا همچنین در پیام‌های توییتری دیگری در بخش فارسی خود، دولت ایران را متهم کرده است که با ندادن مجوز راه پیمایی به مخالفان خود، نشان داده است فعالیت‌هایی را که برای مصریان ستایش می‌کرد، برای مردم خود غیر قانونی می‌داند.

وزارت امورخارجه آمریکا همچنین از تهران خواسته است به ایرانیان اجازه دهد از حق جهانی یکسان تجمع، و اعتراضی که مردم مصر دارند، استفاده کنند.

 


 


قطع تلفن موسوی و مسدود کردن مسیر کوچه منتهی به منزل وی

کلمه با انتشار این خبر، اضافه کرده است: «تمامی  تلفن‌های منزل و تلفن همراه  آقای  موسوی و خانم رهنورد  از روز گذشته قطع شده است. از صبح امروز نیز در ابتدای کوچه بن بستی که منزل میرحسین و رهنورد در آن قرار دارد، توسط ماشین پلیس مسدود شده است.»

عکس کوچه منتهی به خانه میرحسین موسوی که توسط «ون» مسدود شده: سایت کلمه

کلمه افزوده است که از روز گذشته تلفن های منزل  و همچنین خط‌های موبایل وی و دکتر رهنورد قطع شده و برقراری هیچ گونه ارتباطی با این خانه و اعضای آن وجود ندارد.

همچنین نیروهای امنیتی از صبح امروز با یک  «ون»  پلیس و چندین ماشین دیگر که پشت سر آن پارک شده است، کوچه بن بستی را که منزل میرحسین و رهنورد در آن قرار دارد مسدود کرده و امکان رفت و آمد وجود ندارد.

به نظر می‌رسد این مساله برای جلوگیری از حضور موسوی و رهنورد در راه‌پیمایی امروز است. روز گذشته اردشیر امیرارجمند، مشاور حقوقی موسوی اعلام کرده بود که وی قصد دارد تا در تظاهرات شرکت کند. 

در روزهای گذشته همچنین اخبار مختلفی از حصر مهدی کروبی نیز منتشر شده بود. گفته می‌شود ماموران امنیتی با حضور در مقابل منزل کروبی، تنها به همسر وی اجازه حضور در منزل راداه‌اند. همچنین خطوط تلفنی کروبی نیز قطع شد است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته