-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

Latest Posts from Tehran Review for 02/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



حالا دیگر هم رسانه‌های دنیا تهران را با 14 فوریه و 20 فوریه می‌شناسند و هم ایرانیان 25 بهمن و اول اسفند را زمزمه و زندگی می‌کنند.

در این ششصد و چند روز که از آغاز جنبش سبز گذشت تاریخ جنبش در “ذیل تاریخ جمهوری اسلامی” تعریف می‌شد ؛ مشارکت در انتخابات 22 خرداد 88، اصلاح طلبی و تغییرخواهی در متن نظام بود تا راه تغییر از صندوق های رأی بگذرد و تجربه انقلابی آمیخته با خشونت تکرار نشود.

از راهپیمایی 25 خرداد که بگذریم اعتراض‌های پس از انتخابات در مناسبت‌های تاریخی درون نظام دنبال می‌شد و استفاده از بستر راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن فرصتی بود که نظام می‌توانست غنیمت بشمارد و اعتراض‌ها را در ذیل تاریخ خود بشنود؛ چنین نشد تا نوبت به 25 بهمن 89 رسید.

از این تاریخ، جنبش سبز از زبان نمادهایش میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعلام کرد که دیگر در ذیل تاریخ جمهوری اسلامی خود را تعریف نمی‌کند بلکه تاریخ مستقلی را آغاز می‌کند که صفحات نخست تقویم آن در 25 بهمن و اول اسفند ورق می‌خورد و این تازه دیباچه‌ی دفتر است.

اینک جنبش سبز، تاریخی رویارو و هم‌عرض با نظام را به پیش می‌برد و اگر صدای این فصل و نسل نیز شنیده نشود فصلی دیگر که دیر نخواهد رسید تاریخ سبز، نه در ذیل و عرض بلکه در صدر تاریخ جمهوری اسلامی تعریف خواهد شد و روزهای تاریخی نظام به تاریخ خواهند پیوست.

انقلاب بهمن 57 همان چیزهایی را می‌خواست که خاورمیانه امروز می‌خواهد؛ آرمان‌هایی که پس از سه‌دهه دوباره تکرار می‌شوند. فاصله‌ی 22 بهمن تا 25 بهمن تنها سه روز نیست! بلکه سه دهه انتظار برای آمیختن با عروس آزادی و کرامت انسان است

حضور صبورانه و نجیبانه در ذیل تاریخ نظام در بیش از یکسال و نیم گذشته، پیامدی ارزشمند داشت؛ این دوره با همه هزینه‌های گران و سکوت های تلخ‌اش توانست حتی خوش‌باوران مردّد را نیز با جنبش همراه کند تا باور کنند که این نظام جز زبان اسلحه و کلید زندان نمی‌شناسد و حاضر است صداهایی که از طنین گلوله بلندترند را به هر قیمتی خاموش و سرمایه‌های بزرگش را یک به یک، حراج کند و دوستانش را از خود براند؛ این نکته‌ای است که نه تنها طیف عظیمی از اصحاب تردید در داخل کشور دریافته‌اند و به جنبش پیوسته‌اند بلکه تحلیل‌گران منطقه‌ای را هم هشیار کرده است تا آنجا که “جهاد الخازن” تحلیل‌گر فلسطینی‌تبار و روزنامه‌نگار برجسته جهان عرب، پس از راهپیمایی 25 بهمن تهران می‌نویسد: «نوجوان که بودم کتابی به نام “چگونه می‌توان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد” را مطالعه می‌کردم. امروز حاکمیت ایران مشغول نوشتن کتابی است با عنوان “چگونه می‌توان دوستان را از دست داد و مردم را به نفرت رساند؟”

اینک، در آغاز تاریخ جدید و مستقل جنبش سبز، معتقدان به اصلاح‌پذیری نظام که “اجرای بی‌تنازل قانون اساسی” را توصیه کرده و می‌کنند نیز به این نتیجه رسیده‌اند که قانون اساسی دیگر یک استراتژی نیست بلکه یک تاکتیک برای گذار از وضع موجود است تا بتوان با تمسک و اصرار بر آن مانع هرج و مرج شد و از طریق برگزاری انتخابات آزاد، قانون اساسی را تغییر داد. میرحسین موسوی در دیدار روز 30 مرداد 89 با گروهی از دانشجویان تشکل “ائتلاف برای تغییر” نکته‌ی نغزی داشت که مراد امروز او از اجرای بی‌تنازل قانون اساسی را روشن می‌کند؛ آن روز موسوی در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت تغییر قانون گفته بود:

” ما بیشتر از اینکه به دنبال تغییر قانون اساسی باشیم به دنبال ایجاد شرایطی هستیم که امکان تغییر در قانون اساسی از طریق مردم فراهم شود. در قدم اول ما خواهان انتخابات آزادیم. پذیرفتن برگزاری انتخابات آزاد خود باعث ایجاد تغییرات وسیع در سیستم می‌شود. این مانند بازی دومینو است که حرکت اول این بازی برگزاری “انتخابات آزاد” است. این چیزی است که تا آخرین مهره در این بازی را به حرکت وامی دارد و همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عوض می‌کند.”

و سرانجام بیانیه هفدهم موسوی، هشدار نهایی موسوی به حکومت بود:

“همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت و آرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می‌اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می‌توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت”.

در بیانیه هفدهم، “اصلاحات لازم با تکیه بر اصول روشن” اسم رمز آغاز همان بازی دومینو بود.

تلقی تاکتیکی از قانون اساسی اما هرگز به معنای نفی انقلاب اسلامی نبود و نیست؛ از نظر نمادهای جنبش سبز، آرمان‌های 25 خرداد تا 25 بهمن امتداد همان آرمان‌های انقلاب اسلامی است و مگر جز این است که هرگز انقلاب 57، انقلابی برای رسیدن به ولایت فقیه نبود؛ در کدام سند از اسناد انقلاب 57 نامی از ولایت فقیه برده شده است؟

انقلاب بهمن 57 همان چیزهایی را می‌خواست که خاورمیانه امروز می‌خواهد؛ آرمان‌هایی که پس از سه‌دهه دوباره تکرار می‌شوند. فاصله‌ی 22 بهمن تا 25 بهمن تنها سه روز نیست! بلکه سه دهه انتظار برای آمیختن با عروس آزادی و کرامت انسان است.


 


A new message from one of the Green Movement leaders Mehdi Karoubi has been published yesterday.

In his message, he first apologizes to his neighbors for the harassment the IRI thugs have created; for having them and their families to hear profanities that are not even expected from the governmental thugs (I suspect sexual profanities and insults shouted towards him and his family members.)

Next, he addresses some of the conservatives, like Mohsen Rezayee, Mahdavi Kani (he is promised Hashemi’s job), Hasan Rohani and Ghalibaf, who had been silent to date about all these events, but who joined the camp of death-seekers for Mousavi, Karoubi, Hashemi and Khatami. Karoubi states that he understands that their statements are based on pressure from above; he draws attention to similar statements made by Abtahi, one of his consultants who was arrested, tortured and forced to make a televised condemnation of Karoubi.

He states that he understand that there is a concerted effort to bring them to trial and is asking only one favor from the conservatives who have just now joined the camp of anti-Greeners:

To push the judiciary to try them in public. Just like Shah did when they prosecuted Golsorkhi, Bokharayee and Taleghani and others …

Karoubi expresses cynicism, based on the conduct of the national broadcasters to be objective and fair, but he asks the press be allowed to witness and publish his defense, where he wishes to establish “who” exactly is attempting an over-throw of the regime.

source: NEO-RESISTANCE


 


US sanctions on Iran’s Bank Refah

WASHINGTON (AFP) — The United States imposed sanctions Thursday on Iran’s Bank Refah for its ties with the country’s proscribed weapons programs.

The US Treasury Department accused Bank Refah of providing financial services to the Iranian Ministry of Defense and Armed Forces Logistics (MODAFL) and the Iran Aircraft Manufacturing Industrial Company (HESA).

In recent years Bank Refah has helped MODAFL obtain millions of dollars’ worth of weapons-related purchases, the Treasury department said in a statement.

“These purchases included missiles and tanks and enabled Iran’s leadership to maintain its fighter jets and submarines. Bank Refah also facilitated payments from HESA to businesses and individuals linked to Iran’s weapons-related procurement,” the department said.

The two Iranian government entities are already under US sanctions. MODAFL, the arm of the Iranian military that oversees Iran’s ballistic missile program, was designated by the State Department in October 2007.

The Treasury targeted HESA in September 2008 for being owned or controlled by MODAFL and for providing support to the Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps.

The sanction was imposed under an executive order aimed at freezing the assets of proliferators of weapons of mass destruction (WMDs) and their supporters, cutting them off from the US financial and commercial systems.

“Treasury has now exposed and sanctioned 20 banks owned by the Government of Iran for supporting Iran’s nuclear and missile programs or terrorism,” US sanctions czar Stuart Levey said in the statement.

“The pervasiveness of this illicit conduct explains why legitimate financial institutions everywhere are deciding to shun Iranian banks.”

The United States has stepped up its efforts to isolate Iran-linked commercial entities tied to its military development programs since the United Nations Security Council ordered a fourth set of sanctions against Iran in June 2010.

The UN acted after Iran refused to halt its uranium enrichment work, the most sensitive part of Tehran’s controversial nuclear program that the US and others suspect is aimed at producing weapons.

Tehran denies the allegations, insisting it is only seeking to meet the energy needs of its population.

Tehran-based Bank Refah became the 20th financial institution targeted under Treasury regulations issued last August.

Under these regulations, Treasury may prohibit, or impose strict conditions on, foreign financial institutions’ access to the US financial system for facilitating significant transactions or services for a financial firm sanctioned by the US over Iran’s WMD proliferation or support for international terrorism.

The Treasury noted that the European Union had imposed sanctions against Bank Refah in July 2010 for taking over Bank Melli’s ongoing operations after the latter was sanctioned by the EU.


 


پیام کوتاه اما رسا بود: “به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه 25 بهمن ساعت 3 بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم”. این متن درخواست صدور مجوز برای راهپیمایی 25 بهمن بود. نکته ی مهم اما اشارتی بود که اهل بشارت آن را به خوبی دریافتند. در ابتدای این نامه، “جناب آقای نجار وزیر محترم کشور”، مجاز از مردم ایران و روی سخن آن نه شخص وزیر کشور و حاکمیت، که مردم ایران بود.

اطلاع رسانی در مورد راهپیمایی روز 25 بهمن از نخستین ساعات پس از انتشار این پیام آغاز شد و تمام اهالی دنیای مجازی پیرامون آن بسیار گفتند و شنیدند و نوشتند و خواندند. نکته ای که اما بسیاری بر آن تاکید داشتند، نشر و پخش این خبر در دنیای مردمان غیر مجازی بود، آنجایی که استفاده از اینترنت تنها محدود می شود به ثبت نام کارت سوخت و پر کردن فرم دریافت یارانه ها. تنها 9 روز فرصت باقی مانده بود اما معترضان ایرانی، سال گذشته نکات بسیار ارزشمندی را آموخته بودند که شاید مهمترین آنها جمله ای بود که از نخستین روزهای اعلام حضور میر حسین موسوی در ردای کاندیدای ریاست جمهوری، به عنوان شعار انتخاباتی وی مطرح شده بود: “هر شهروند یک رسانه”. شور و حال این چند روز را تنها می توان با حال و هوای صبح 25 خرداد 88 مقایسه کرد، جایی که تک تک شهروندان از راهپیمایی عصر دوشنبه از میدان امام حسین تا میدان آزادی آگاه بودند اما هیچ یک به درستی نمی توانستند برآوردی قطعی از اتفاقات پیش رو ارائه دهند.

شاید در نگاه نخست 25 بهمن به سان تیغی دو دم برای جنبش سبز به نظر می رسید اما در واقعیت این فراخوان برای راهپیمایی یک بازی دو سر برد برای معترضین و دو سر باخت برای حاکمیت بود، چه اگر مجوزی برای این راهپیمایی صادر می شد امکان شکل گیری جمعیتی حتی بزرگتر از سایر تجمع های جنبش وجود داشت و اگر صادر نمی شد وجهه ای که رییس دولت و رهبر جمهوری اسلامی سعی کرده بودند با مصادره ی جنبش های اعتراضی مردم مصر و تونس برای خود در جهان دست و پا کنند به یکباره نیست و نابود می شد. در این بین رهبران جنبش سبز و مشاورین آنها نشان دادند که به خوبی از تجربیات 20 ماه گذشته درس آموخته اند و نیک می دانند که آنچه باعث شکل گیری جمعیت 3 میلیونی در 25 خرداد 88 و راهپیمایی سکوت شد، نه رأفت و عطوفت اسلامی حاکمیت که انبوه جمعیت حاضرین بود. آنهایی که در آن روز در مرکز کنترل ترافیک تهران حضور داشتند به خوبی چهره ی سردار رادان و سردار احمدی مقدم را به خاطر دارند، سردارانی که در ابتدا دستور قلع و قمع کردن معترضین را صادر کرده بودند اما با مشاهده ی موج ویرانگر جمعیت به کلیه ی نیروهای خود دستور دادند در پس کوچه های مسیر راهپیمایی بمانند و کاری به کار معترضین نداشته باشند.

نکته ی بسیار مهم که بدون تردید پر رنگ ترین بخش از نقش 25 بهمن بر صفحه ی تاریخ است، سمت و سوی شعارهای معترضین بود، معترضینی که اگر تا پیش از این به جز در مواردی پا را از مرگ بر دیکتاتور فراتر نگذاشته بودند این بار شخص اول حکومت یعنی آیت الله سید علی خامنه ای را هدف شعارهای خود قرار می دادند

از آغازین ساعات صبح 25 بهمن 89 بوی حادثه به ویژه در اطراف مسیر برگزاری راهپیمایی به مشام می رسید، مسیری که بنا بود کمی بعد تر به کارزاری تبدیل شود که در یک سویش نیروهای سرکوب گر حاکمیت قرار خواهند داشت و در سوی دیگرش معترضینی که دیگر اعتراضشان نه به نتیجه ی انتخابات که به نظام حاکم و شخص آیت الله علی خامنه ای خواهد بود، کارزاری که بنا بود گام دیگری باشد برای نیل به دموکراسی و برچیدن پایه های دیکتاتوری. با نزدیک شدن به ساعت شروع راهپیمایی نخست نیروهای نظامی و انتظامی و شبه نظامی در طول مسیر و نقاط مهم مانند میدان ولیعصر، میدان ونک، ابتدای خیابان بهشتی و … مستقر شدند و سپس مردمی که برای بیان اعتراض خود این بار خیابان را برگزیده بودند وارد صحنه شدند. هنوز نه تظاهراتی شکل گرفته بود و نه سرکوبی آغاز شده بود، بر جمعیت حاضر در پیاده رو های حوالی میدان انقلاب لحظه به لحظه افزوده می شد و گویی همگان منتظر جرقه ای بودند تا با تجمع در کنار یکدیگر هسته ی نخستین اعتراضات را تشکیل دهند. در حدود ساعت 3 بعد از ظهر به ناگاه با دستوری که به نیروهای سرکوب گر داده شد حمله ی آنها به وسیله ی گاز اشک آور، باطوم، تسمه، کابل و شوکر برقی به مردم حاضر که تا آن لحظه سکوت کرده بودند شروع شد. از این لحظه به بعد جنگ و گریز های خیابانی در تمام طول مسیری که برای راهپیمایی در نظر گرفته شده بود آغاز شد. اوج این درگیری ها حد فاصل میدان فردوسی تا بزرگراه یادگار امام بود. نکته ی جدید اما در دستگیری های این بار بود، آنجایی که نیروهای سرکوب گر بر روی صورت بازداشت شدگان کیسه های مشکلی می کشیدند و سپس آنها را با دستان بسته سوار موتور می کردند و به بازداشتگاههای موقتی که در نزدیکی میدان انقلاب قرار داشت انتقال می دادند، و پس از آن با استفاده از آمبولانس بازداشت شدگان را به زندان ها و بازداشتگاه ها منتقل می ساختند.

در این میان نکته ی بسیار مهم که بدون تردید پر رنگ ترین بخش از نقش 25 بهمن بر صفحه ی تاریخ است، سمت و سوی شعارهای معترضین بود، معترضینی که اگر تا پیش از این به جز در مواردی پا را از مرگ بر دیکتاتور فراتر نگذاشته بودند این بار شخص اول حکومت یعنی آیت الله سید علی خامنه ای را هدف شعارهای خود قرار می دادند. در کشاکش درگیری ها هر گاه در کوچه ها و خیابان های اطراف جمعیتی گرد هم جمع می شدند بی درنگ با شعارهایی نظیر “مرگ بر خامنه ای” و “مبارک، بن علی، نوبت سید علی” خشم خود را نسبت به رهبر جمهوری اسلامی ابراز می کردند.

به اعتقاد نگارنده روز 25 بهمن حتی بسیار بیش از آنچه که تصور می شد به حاکمیت ضربه وارد ساخت. شاید انتخاب هوشمندانه ی این روز برای راهپیمایی از سوی رهبران جنبش سبز باعث شد تا وقایع گوناگونی دست به دست یکدیگر دهند و در نهایت حکومت جمهوری اسلامی بازنده ی بلا منازع این نبرد خیابانی لقب گیرد. شرایطی نظیر حضور عبدالله گل رییس جمهور ترکیه در تهران و حضور معاون و مشاور او در میان معترضان و مشاهده ی نحوه ی برخورد نیروهای سرکوب گر با معترضین، سخنرانی چندی قبل آیت الله خامنه ای و حمایت ریاکارانه ی حکومت ایران از معترضین در مصر و تونس و در مقابل برخورد شدید و خشن نیروهای نظامی، انتظامی و شبه نظامی جمهوری اسلامی با معترضین، اعتراض مسئولین جمهوری اسلامی به ویژه علی لاریجانی نسبت به تضییع حقوق شهروندان مصری و تونسی در رابطه با محدودیت هایی نظیر قطع اینترنت و تلفن های همراه در این کشورها و اعمال محدودیت هایی به مراتب شدیدتر از سوی حکومت جمهوری اسلامی و مسایلی از این دست باعث شد تا بلافاصله بعد از وقایع این روز دولت ها و شخصیت های حقوقی بین المللی در مقابل حکومت جمهوری اسلامی به اتخاذ مواضعی تند بپردازند و سرکوب وحشیانه ی معترضین در خیابان های تهران را به شدت محکوم کنند، مواضعی که اکنون بار دیگر باعث به گوش رسیدن زمزمه هایی مبنی بر اعمال تحریم ها و محدودیت های بیشتر بر جمهوری اسلامی شده است.

در نهایت اما تاثیرات داخلی تظاهرات اعتراضی روز 25 بهمن به مراتب با اهمیت تر از تاثیرات بین المللی آن است. بدون شک فرماندهان و سرکردگان نیروهای امنیتی و مسئولینی که مدام دم از مرگ جنبش سبز می زنند خود به خوبی به سر زندگی و بیداری جنبش سبز واقفند، همانگونه که روز گذشته در کمیسیون امنیت ملی مجلس و با حضور فرماندهان نظامی و انتظامی اعلام شد در تظاهرات 25 بهمن جمعیت معترضین چیزی بیش از یک میلیون نفر بوده است. اما کارکرد حرف ها، سخنرانی ها و شعارهایی که مدام خبر از مرگ جنبش سبز می دهند صرفاً برای جلوگیری از ریزش بیشتر در بدنه ی نیروهای تحت امر حاکمیت است، نیروهایی که حتی در شئون زندگیشان نیزمی بایست اطاعت از سخنان مافوق را بر خود فرض بدانند بی آنکه حتی اندکی در مورد آن تفکر و تدبّر کنند، حال در شرایطی که این نیروها به این باور رسانده شده اند که جنبش سبز به کلی مرده است، چشم فتنه به کلی کور شده است و مسایلی از این دست به ناگاه در مواجهه با انبوه جمعیتی که علیرغم تمام تهدید ها ، بازداشت ها و سرکوب ها بار دیگر به خیابان آمده است چنان شوکه می شوند که رنگ رخسارشان خبر می دهد از سر درون، رخسار هایی که اسکلت آن ها را یأس فرا گرفته بود و گوشت و پوستشان را نا امیدی و اندیشه ای نهان در پس این چهره ها که خود را به چالش می کشیدند، که نکند اینان بر حق اند و ما بر باطل؟ و این است آن بزرگترین شکست جمهوری اسلامی، شکستی که حاکمیت را مجبور ساخت دست به شهید دزدی بزند و کشته شدگان جنبش سبز را به جهت حفظ اندک آبروی باقی مانده نزد معدودی، برای خود مصادره کند، شکستی که مسئولین نظام را چنان سر درگم ساخته بود که خبر از جمعیت چهارصد تا پانصد نفری معترضین می دادند، در صورتی که در جای دیگر اعلام می کردند هزار و پانصد نفر دستگیر شده اند، شکستی که باعث شد نمایندگان مجلس عنان سخن از کف بدهند و فریاد اعدام موسوی و کروبی سر دهند، شکستی که در یکی از به یاد ماندنی ترین روزهای جنبش سبز اتفاق افتاد، در روزی که به نام مردم مصر بود و به کام مردم ایران.

شب هنگام زمانی که معترضین پس از تحمل سوزش گاز اشک آور و درد باطوم و تلخی ناسزاهایی که شنیده بودند قصد بازگشت به منازلشان را داشتند دیگر نیازی به دست بند و نمادهای سبز برای تشخیص آنها نبود. کافی بود نگاهی به کفش های کتانی شان بیاندازی و سپس به بطری های آبی که در دست گرفته بودند، به لبخندی که بر لب داشتند و امیدی که در دل خبر از فرداهایی بهتر برای سرزمین ما ایران می داد.


 


وبسایت‌های حامی «جنش سبز» با انتشار بیانیه‌ای از سوی «شورای هماهنگی راه سبز امید» از برگزاری تجمع‌هایی برای بزرگداشت کشته‌شدگان تظاهرات ۲۵ بهمن خبر داده‌اند. این تجمع‌ها روز یکشنبه در تهران و دیگر شهرها برگزار خواهد شد.

به گزارش دویچه‌وله،‌ در بیانیه «شورای هماهنگی راه سبز امید»، با اشاره به «گرامیداشت هفتمین روز» جانباختگان تظاهرات ۲۵ بهمن و همچنین بزرگداشت دیگر کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، از مردم دعوت شده است تا روز یکشنبه اول اسفند در تهران و شهرهای دیگر ایران به خیابان‌ها بیایند.

در بخش دیگری از بیانیه دلیل برگزاری این راهپیمایی‌ها، «حمایت قاطع از مواضع رهبران جنبش آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای ادامه راه دشوار آزادی و کرامت انسان» عنوان شده است.

در روزهای اخیر فشار به رهبران معترضان افزایش یافته است. استقبال از دعوت به تظاهراتی که روز دوشنبه ۲۵ بهمن در حمایت از جنبش اعتراضی مردم مصر و تونس، در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران صورت گرفت، ظاهرا دور از انتظار مقام‌های حکومت ایران بوده است.

از سوی دیگر سخنرانی‌ها، بیانیه‌ها و تحرکاتی که از شامگاه روز دوشنبه علیه معترضان به راه افتاده و همچنان ادامه دارد، می‌تواند بیانگر نگرانی و خشم حکومت از ناتوانی در خاموش کردن صدای اعتراض شهروندان ناراضی تلقی شود.

در بخش پایانی فراخوان راهپیمایی یکم اسفند که به دعوت «شورای هماهنگی راه سبز امید» انجام گرفته، برگزاری این تجمع «نشانه همبستگی با هموطنان کرد در پاسداشت خون دو عزیز ایرانی شیعه و سنی که به پای مبارزه با استبداد دینی بر زمین ریخت» اعلام شده است.

مخالفان حکومت ایران می‌گویند محمد مختاری و صانع ژاله در اعتراضات ۲۵ بهمن به دست نیروهای امنیتی به قتل رسیده‌اند. صانع ژاله سنی و از اهالی شهر پاوه در استان کردستان است.

پیش از این مهدی کروبی و میرحسین موسوی در بیانیه‌هایی جداگانه‌ راهپیمایی روز دوشنبه ۲۵ بهمن را شکوهمند و «دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز» توصیف و بر ادامه «مبارزات برحق مردم ایران» تاکید کرده بودند.


 


در حالی که دادستان عمومی تهران از تلاش قوه قضاییه برای ممانعت از صدور بیانیه توسط رهبران مخالفان دولت خبر داده، مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در گفتگو با بی‌بی سی فارسی اعلام کرد آقای کروبی در یک گفتگوی تلفنی با او، گفته که آماده است در دادگاه علنی محاکمه شود.

به گزارش بی‌بی‌سی،‌ او گفت مهدی کروبی خطاب به سران حکومت گفته است که اگر غیرت و شجاعت دارند مانند حکومت شاه رفتار کنند.

آقای واحدی که تاکید کرد که به عنوان مشاور مهدی کروبی سخن می‌گوید، افزود آقای کروبی به او گفته: “حکومت شاه اگر مبارزانی مانند طالقانی، گلسرخی، بخارایی و ده‌ها مبارز با اندیشه‌های متفاوت را به بند می‌کشید اجازه انتشار محاکمات آن‌ها را در رسانه‌ها می‌داد.”

مهدی کروبی به آقای واحدی گفته است: “قبل از هر چیز می‌خواهد از اهالی محل خانه‌اش که تا حدود نیمه شب ۲۷ بهمن ماه مجبور به شنیدن ‘شعارهای رکیک لات‌های حکومت’ شدند، عذرخواهی کند.”

آقای کروبی درباره موضع گیری محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، علی اکبرناطق نوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی و حسن روحانی، رئیس ‌مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بر ضد حرکت ۲۵ بهمن ماه مخالفان دولت و رهبران آن‌ها، گفت: “شکستن هم زمان سکوت این سه نفر و برخی ظرایف موجود در اظهار نظر آن‌ها و نیز هم زمانی این اظهار نظر‌ها با ‘اطلاعیه دستوری’ هیئت رئیسه خبرگان هر نوع تردید در مورد الزام آن‌ها به اظهار نظر را برطرف می‌کند.”

مجلس خبرگان پیشتر با انتشار بیانیه ای از تجمعات روز 25 بهمن به شدت انتقاد کرده و گفته بود که “سران فتنه” بهترین خدمات را به آمریکا و اسرائیل کردند.

مقامات جمهوری اسلامی از میر حسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان “سران فتنه” یاد می کنند.

آقای ناطق نوری پس از مدت‌ها سکوت، در گفت‌و‌گو با شبکه خبر تلویزیون ایران با “غیرقانونی و غیرشرعی” خواندن ناآرامی‌های روز ۲۵ بهمن، با اشاره به سران معترضان گفت: “کسانی که روزگاری در کنار خدمتگزاران جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند و به نظام و انقلاب خدمت می‌کردند و امروز در مقابل ملت و نظام قرار گرفته‌اند، اگر کمترین هوش سیاسی و غیرت داشتند باید خود و اندک هوادارانشان را در روز ملی ۲۲ بهمن فرا می‌خواندند تا ضمن دفاع از آرمانهای امام و انقلاب و رهبری از مردم مصر و قیام ملت مصر هم حمایت می‌کردند.”

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در سرمقاله ای در روزنامه تهران امروز با عنوان “نامحرمان انقلاب در سنگر مقابله با نظام” با اشاره به ناآرامی های روز 25 بهمن نوشت: مسببان این اتفاقات و علی الخصوص سران فتنه نه بلوغ سیاسی دارند نه دین دارند و نه عقل؛ و از منظر ملت شریف ایران، گناه عملکرد آنان مشابه و مترادف کسانی است که هم اکنون ما آنها را به نام منافقین می‌شناسیم.

آقای روحانی هم درباره تظاهرات ۲۵ بهمن گفته بود: حرکت آن روز “گروهی فریب خورده” کاملاً محکوم است و قوه‌ قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت “ضدانقلابی” اقدام کند.

آقای کروبی در گفت‌وگو با آقای واحدی که در فیس بوک نیز منتشر شده، از این سه نفر؛ یعنی آقای ناطق نوری، حسن روحانی و محمد باقر قالیباف، خواسته است که با صدور اطلاعیه‌ای، خواستار محاکمه علنی او و اجازه انتشار دفاعیاتش در رسانه‌ها شوند.

مشاور مهدی کروبی گفت با سختی بسیار توانسته با آقای کروبی تماس بگیرد.

آقای واحدی که مهدی کروبی را «شیخ شجاع و افتخار آفرین» خواند گفت: “روحیه او با زمانی که رئیس مجلس بوده هیچ فرقی نکرده و حتی استوار‌تر از آن ایام، بر سر عهد خود با ملت ایستاده است.”

وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، امروز 28 بهمن ماه با انتشار فراخوانی اعلام کرده است که روز یکشنبه اول اسفند، در تهران و شهرستان‌ها، تجمع‌هایی برای بزرگداشت کشته شدگان حوادث ۲۵ بهمن ماه برگزار می‌شود.


 


وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه در ادامه تحریم های یکجانبه علیه جمهوری اسلامی، بانک رفاه کارگران را به اتهام همکاری با برنامه های موشکی و نظامی ایران در فهرست نهادهای مورد تحریم این کشور قرار داد.

به گزارش رادیو فردا، وزارت خزانه داری آمریکا دربیانیه ای اعلام کرده است: بانک رفاه کارگران تسهیلاتی برای خریدهای نظامی از جمله موشک و تانک دراختیار وزارت دفاع ایران قرار داده است.

طبق این گزارش این خریدهای نظامی به تامین و نگهداری هواپیماهای جنگی و زیر دریایی های ایران کمک کرده است.

استوارت لوی، معاون وزیر خزانه داری در امور تروریسم و اطلاعات مالی، در این بیانیه تصریح کرده است: «وزارت خزانه داری امریکا تاکنون ۲۰ بانک دولتی ایران را به دلیل همکاری با برنامه هسته ای و موشکی ایران و همچنین حمایت از تروریسم مورد تحریم قرار داده است.»

استوارت لوی تاکید کرده است که اقدامات «غیرقانونی» گسترده بانک‌های ایران باعث شده است تا بسیار از بانک‌های در جهان تصمیم بگیرند تا با آنها همکاری نکنند.

بانک رفاه کارگران که به بانک رفاه نیز معرف است، در سال ۱۳۴۰ فعالیت خود را آغاز کرده است و براساس اطلاعات منتشره در وب‌سایت این بانک، بیش از ده هزار کارمند، یک هزار و شصت و شش شعبه درسراسر ایران دارد و سرمایه اولیه‌اش متعلق به تامین اجتماعی است.

براساس بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا هرگونه همکاری نهادها و موسسات آمریکایی با بانک رفاه کارگران ممنوع اعلام شده است و دارایی‌های احتمالی بانک رفاه درآمریکا نیز مسدود می‌شود.

اتحادیه اروپا در تابستان سال جاری بانک رفاه کارگران را در فهرست نهادهای مورد تحریم خود قرار داد.

خزانه‌داری آمریکا دو هفته پیش در ادامه اقدامات خود برای افزایش فشار بر دولت ایران، خانواده میلاد جعفری را به صادرات موادی قابل استفاده در صنایع موشکی و هسته‌ای ایران از طریق ترکیه متهم کرد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده بود، تمام اموال میلاد جعفری، پدرش محمد جواد جعفری، مادرش مهین فلسفی، و برادرش مانی جعفری را در خاک آمریکا توقیف و مسدود کرده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا از خانواده جعفری و همکارانشان به عنوان «یک شبکه تهیه و تدارک مستقیم مواد موردنیاز برنامه موشکی ایران» یاد کرده است که تامین کننده مواد لازم و از جمله « آلومینیم و فولاد برای سازمان صنایع هوافضای ایران» بوده‌اند.

در بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا تصریح شده بود که سه شرکت ثبت شده در استانبول به اتهام همدستی با میلاد جعفری در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار گرفته‌اند.

آمریکا و کشورهای غربی ایران را متهم می‌کنند که در پوشش برنامه هسته‌ای خود در صدد دستیابی به تکنولوژی لازم برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای است. این در حالی است که جمهوری اسلامی با رد این اتهامات تاکید می‌کند برنامه هسته‌ایش برای تولید انرژی است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به tehranreview-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به tehranreview@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته