-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

Latest News from Norooz for 02/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



بسم الله الرحمن الرحیم
جنبش دموکراسی خواهی مردم تونس و مصر نوید بخش تحولی شگرف و دوران ساز در منطقه و جهان اسلام است.
اینک در سالگرد انقلاب ضداستبدادی و استعماری ملت ایران شاهد خیزش مردم در کشورهایی هستیم که مشخصه اصلی حکومت در آنها استبداد و سرکوب، وابستگی و ناکارآمدی است و جالب انکه همه این دولتها با اتخاذ روند سیستماتیک تفلب و مهندسی آرا در انتخابات نقطه آعاز اعتراضات خود جوش مردمی را پی نهادند.
اعلام راهپیمایی 25 خرداد از سوی رهبران جنبش سبز ایران به حمایت از انتفاضه دموکراسی خواهی منطقه نشانه پیوستگی و همبستگی ملت ایران با مردم تونس و مصر است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با استقبال از این پیشنهاد از همه مردم می خواهد در صورت صدور مجوز راهپیمایی ، یکپارچه و متحد ،حمایت خود را از مردم این دو کشور ابراز دارند.
ما همچنین اعلام می داریم که مسئولان کشور اینک در ازمونی تعیین کننده قرار گزفته اند. صدور مجوز می تواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید می رود از ان پس مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گغتگو به نفع مردم حل و فصل شود و از سوی دیگر نادیده گرفتن حق مردم در برگزاری راهپیمایی  به معنای ابطال همه ادعاها در حمایت از قیام مردم مصر و تونس خواهد بود.


 


در ایام سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بحث و تحلیل پیرامون چرایی رخداد انقلاب و سرنگونی رژیم استبدادی وستمگر پهلوی از دیدگاهها و زوایای مختلف رواج دارد و هر فرد و جریانی از ظن خود بدنبال علت یابی و چرایی این رخداد است .دراین مسیر یکی از عوامل اصلی و مهمی که می تواند توانمندی و کارآمدی هر نظام سیاسی را در برابر طوفان حوادث و بحرانها نشان دهد و آنرا از میان این حوادث و بحرانها عبور دهد و از گزند آنها مصون دارد میزان دستیابی اش به اخبار و اطلاعات آنهم از درونی ترین لایه جامعه ، تجزیه و تحلیل آنها و عکس العمل مناسب و کارشناسی نسبت بدانها و انجام اصلاحات لازم در نحوه اداره کشور در انطباق با تحولات و مطالبات حادث است و خلاء یک نظام جمع آوری اخبار و اطلاعات در سطوح عالی تصمیم گیری اداره کشور بتدریج نظام را در انطباق با تحولات و مطالبات جامعه فرسوده و ناکارآمد کرده و به فراهم آوردن شرایط انقلاب مدد می رساند و بنظر می رسد که رژیم پهلوی به رغم هزینه سنگینی که برای تامین نیاز اطلاعاتی اش می پرداخت از داشتن یک نظام جامع اطلاعاتی محروم بود و همین خلاء اسباب سقوطش را رقم زد .
یادم می آید در سالهای آخر رژیم پهلوی که کم کم مبارزه علیه رژیم جان گرفته بود و امثال بنده سعی داشتند در هر مجلس و محفل و امکانی نسبت به مظالم جاری افشاگری کنند و شخص شاه را مسئول همه وقایع نشان دهند ، بسیاری از افراد واکنش نسبت به موضوع واکنش مثبت نشان داده و ضمن تایید مطالب می گفتند که حق باشماست اما اینها کاراطرافیان شاه هست وشاه از اینکارها اطلاع ندارد وگرنه جلوی اینکارها را می گرفت ، و بدینوسیله مظالم انجام شده و بی عملی خود در مبارزه با رژیم را توجیه می کردند ؟
هر چند در سایه ایستادگی و روشنگری مبارزان سرانجام روزی رسید که غالب مردم ایران به همین نتیجه رسیدند که شاه باید برود تا امور کشور بر مدار حاکمیت قانون و رای جمهور مردم و استقلال و آزادی و عدالت قرار گیرد اما بواقع این سئوال و ابهام که « آیا اخبار و اطلاعات جاری هر روزه بدست شاه می رسیده است؟» و یا شاه بی اطلاع از اوضاع جاری بوده است ؟ و کار دست اطرافیان بوده است؟ و... درپس سالها در گوشم باقی بود و در پاسخش می گشتم و برای همین هرکتابی که راجع به دوران شاه و توسط کارگزاران این رژیم از هرنوعی منتشر می شد می خواندم تا پاسخ این سئوال را دریابم. ازخاطرات فردوست که دراعتبار و روایی آن تردید است تا اسناد منتشره ساوا ک و خاطرات دیگر رجال پهلوی ، اما پاسخ خود را در کتابی یافتم که با عنوان " یادداشتهای علم " منتشر شده است . علم که وزیر دربار محمدرضا شاه بوده و خود را " غلام خانه زاد " او لقب داده بود و محرم اسرار و نزدیکترین یار آخرین شاه ایران بود و در جای جای این یادداشتها از عشق و شیفتگی و وفاداری خود به شاه یاد می کند، و بنابراین تردیدی در درستی این یادداشتهایش نیست ، بخوبی نشان می دهد که شاه روزنامه ها را می خوانده ، اخبار رسانه ها به ویژه اخباری را که در رسانه های خارجی راجع به ایران منتشر می شده ، پی می گرفته و نسبت بدانها حساسیت بسیار نشان می داده است و علاوه بر اینها بطور روزانه بولتن های خبری نهادهای امنیتی(ساواک) و نظامی (رکن دو ارتش) و شهربانی و ژاندارمری و ... در اختیار او قرار می گرفته است ضمن اینکه از گزارش های نوبه ای نهادهای امنیتی و دولتی کشورهای دوست (آمریکا ، انگلیس ، اسرائیل ،...) هم بهره می برده است .
یکی از کارهای علم به عنوان وزیر دربار و دوست شاه ، اطلاع رسانی به او بوده است ، و خواندن "یادداشتهای علم" هیچ تردیدی برای خواننده باقی نمی گذارد که شاه را کم و بیش در جریان ریز و درشت اخبار کشور قرار می داده و هیچ امر و تصمیم مهمی در کشوربدون اراده و خواست شاه انجام شدنی نبوده است از جمله نحوه برخورد با مخالفان سیاسی و مبارزان با رژیم و بازداشت و زندانی و شکنجه و اعدام آنها بدون اطلاع او امکان وقوع نداشته است و حق با امثال بنده بوده است که او را مسئول تمام اقدامات و جنایات و مظالم می دانسته ایم هر چند در آن روزگار چنین سند معتبری در اختیار نداشتیم. اما نکته مهمی را که درهمین یادداشتها می یابیم اینکه اطرافیان شاه و مقامات و نهادها جرئت نداشتند اخبار و اطلاعاتی که شاه را ناراحت می کند یا ناخوشایندش است به او بدهند و یا شاه دوست نداشت برخی اخبار را بشنود و حتی اگر به او داده می شد ناشنیده می گرفت . او چشم و گوش خود را بروی اخبار و اطلاعات مرتبط با برخی افراد و گروهها و اقشارو نهادها بسته بود که از جمله آنها روحانیت وحوزه های علمیه و نهادهای دینی در جامعه و نادیده گرفتن آنها بود و از اینرو نظام اطلاعاتی اش تکاپوها و تلاش هایی که در درون اینها برای براندازی رژیم جریان داشت نتوانست شناسایی کند و از همین جا ضربه نهایی را خورد . به عبارتی نظام اطلاعاتی کانالیزه شاه را به مسیر سقوط رهنمون شد .
البته در اینجا جا دار بیافزایم جدای از شخصیت علم و شراکت او در همه اقدامات و جنایات رژیم شاه واقعا اینکار او ، یعنی نوشتن روزانه یادداشتهایش ازدرون کاخ ، قابل ستایش و قدردانی است و اینکه در جامعه ما کمتر دولتمردی پیدا می شود که اینگونه روزانه خاطرات حود را بنویسد و همچون گنجینه ای گرانبها در اختیار تاریخ و آیندگان بگذارد ، و ای کاش دولتمردان ما در هرسطحی یکبار بدقت این خاطرات را بخوانند و عبرت بگیرند و...
حالا با توجه به شرایطی که کشورمان در آن به سر می برد و در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب باز این سئوال از سوی برخی مطرح می شود که « آیا همه اخبار و اطلاعات به رهبری می رسد؟» یا نه ؟ و آیا این کارهایی که در کشور می شود و با روح آموزه های اسلامی و انقلاب سازگاری ندارد کار اطرافیان ایشان است؟ برای اینکه آنچه امثال من از اسلام و انقلاب و امام یاد گرفته و دیده و شنیده ایم با بسیاری از رفتارهای جاری در کشور انطباق ندارد. البته بر پایه شناختی که من از اطرافیان رهبری دارم اجمالا می دانم که هیچ فردی از جناح اصلاح طلب در بیت ایشان حضور ندارد و همه افراد بیت تعلق فکری به جناح موسوم به اصولگرا دارند و مرید ایشان هستند و طبعا این می تواند به کانالیزه شدن اخبار و اطلاعات در انتقال به ایشان دامن زند. دلیلش هم اینکه وقتی سال گذشته رهبری از کانالی غیر از اینها و روال جاری در بیت از فاجعه و جنایات انجام شده در کهریزک مطلع شدند بلافاصله دستور رسیدگی به ماجرا و تعطیلی آنجا را دادند. اما درعین حال می دانیم که بحث کانالیزه شدن اخبار و اطلاعات در دنیای امروز، آنهم برای رهبری که همه امکانات فنی و ارتباطی را در اختیار دارد در مقایسه با زمان شاه که این شائبه را دامن می زد، موضوعیت ندارد و ایشان هم همانند هر شهروندی می تواند با رجوع به رسانه ها و از طریق اینترنت و سایت ها در جریان همه اخبار و اطلاعات جاری قرار گیرند مگر اینکه محدودیت وقت و گرفتاری های روزمره به ایشان اجازه اینکار را ندهد و اطرافیان هم انگیزه ای برای رفع این نقیصه نداشته باشند ! به هرحال نمی دانم چرا رهبری نسبت به اینهمه ظلمی که در جامعه جاری است و به ویژه در زندانها برمنتقدان و معترضان و خانواده هاشان وارد می شود و فریاد آنان را به آسمان بلند کرده است هیچ واکنشی نشان نمی دهند و کاری نمی کنند و... . اگر شرط اول صلاحیت ولایت فقیه را ملکه عدالت بدانیم در مورد ایشان چه می توانیم بگوئیم ؟ اگر ایشان اطلاع دارند و کاری نمی کنند که از عدالت ساقط هستند ، و اگر اطلاع ندارند که صلاحیت ایشان برای اداره کشور زیر سئوال می رود ؟ شاید امثال من بازهم باید منتظر انتشار یادداشتهای نزدیکان رهبری در این باره بمانیم اگر عمری دراز داشته باشیم ! البته دراین میان نمی دانم نقش مجلس خبرگان رهبری چیست؟ و چه می تواند باشد؟


 


یک شنبه ١٧ بهمن

سلام عزیزم!

بی خبری از تو دارد زیادی طولانی و آزار دهنده می شود. می نشینم و نامه های پیشینت را می خوانم و مقاله هایت را که دریایی از حکمت در آن جمع است. می نشینم و برایت می نویسم از روزهایم از لحظه هایم از دردها و غصه هایم بعد می بینم که دلم نمی خواهد خاطر تو مکدر باشد پس پشیمان می شوم از نوشتن و تند تند پاک می کنم واژه های درشت و سخت را!

مهربانم!

امروز مراسم تشیع جنازه عزیزی را به نیابت از تو شرکت کردم و جای خالی ات را سبد سبد گل نشاندم و ناگهان همه آن محله قدیمی از عطر وجودت آکنده شد. عطر دوستی و صفا و مهربانی با دوست و آشنا و حتی غریبه ها! بعد از آن سعی کردم قرار با یک دوست را قطعی کنم برای بعدازظهر که نشد و به فردا موکول شد. به خانه بازگشتم که بی تو سخت می شود به آن ورود پیدا کرد. کمی مطالعه و گشتی در اینترنت که این روزها بی اخلاقی ها در فضای مجازی موج می زند بویژه توسط مدعیان مسلمانی و ارزش مداری. مشوه کردن افکار عمومی این روزها شده دستورالعمل ایادی کودتا در هر کوی و برزن و برای این هدف نامبارک به هر وسیله نامیمونی دست می آویزند. من این روزها همه اش حرف های تو در گوشم طنین انداز است که می گفتی آنگاه که حکومتی دست به رفتاری سخیف و غیرمنطقی می زند و خرق عادت می کند و حریم اخلاق را می شکند یعنی به پایانش سخت نزدیک شده است. کاش بودی و ما را هم چنان سفارش می کردی به بی اعتنایی و با همان صدای پرطنین هشدار می دادی این ها همه حاشیه سازی است برای بی توجه کردن ما به اصل موضوع که کودتاست! قربانت گردم تو که زندگی خودت و ما را بر سر این شکایت قمار کردی کاش کسی به قدر یک صدم فهم تو و دوستانت می فهمید و تشخیص می داد که شما دلسوزانه گامی مثبت برداشتید و حال نوبت آنان است که به شکایت رسیدگی کرده این دل های سوخته را مرهمی نهند و این آتشفشان ها را خاموش کنند به مصلحت انشاء الله.

عزیز روزه دارم!

امروز یک شنبه بود و ما باز هم به تأسی از شما عزیزان دربند روزه دار بودیم. یک روز را از خوردن و نوشیدن استنکاف کردیم و دل و جان از وابستگی به غیر شستیم و یاد خدا را آن به آن ملکه ذهن و قلب و دل کردیم. وقتی لب از طعام و شراب فرومی بندم تصویر زیبایت می آید مانند مرغ خوش الحانی در خانه خیالم جاخوش می کند و من با روزه داری برایش دانه می ریزم تا هوایی نشود و نرود. من روزه داریم را می کنم قفسی برای ماندگاری تصویر زیبایت در دل. اما قفس را خود تاب نمی آورم و در همش می شکنم و می گذارم تا پیکره نامرئی جضور تو آرام راه خود گیرد و برود... افطار را در منزل یکی از دوستان بسیار عزیز بودیم و دعاگوی تو و همه عزیزان دربند. این سفره های افطاری ما صفای بی حد و مرزی دارد عزیزم و روزه داری های ما یاد شما را در دل خیلی ها پررنگ می کند. موقع نماز من تو را به خلوت خیالم کشاندم و تو رام و ارام آمدی و زود رفتی انگار پاییدنت در کنار ما دیگر چندان خوشایندت نیست مهربانم و افسوس که این روزها من از سر و سرّت سخت بی خبرم!

مصطفای من!

سرزدن به خانواده شهدا و احوال پرسی از آنان هم سیره حسنه توست و هم سفارشت به من. پس از فرصت استفاده کرده انجام وظیفه نمودیم و بعد هم باخبر شدیم که دوست دانشمندمان دکتر کیانوش راد پنجاه و یکمین سال زندگیش را به پایان می برد و فرزندانش این مناسبت فرخنده را به جشن نشسته اند. پس وظیفه بود که خدمت برسیم و رسیدیم. آش افطار را با کیک تولد پیوند زدیم و گوش جان سپردیم به عرایض دکتر و سروده هایش برای دختران جوان و سبزش. شام را نماندم تا به توصیه همیشگی تو که اصرار داشتی دردانه خانم کمتر تنها بماند عمل کنم. شام را دونفری بدون تو خوردیم و قبل از این که خواب غلبه کند نشستیم به نگارش این مرقومه که نشان از وقاحت مکاران و شنائت جباران و در عین حال استواری و مقاومت عیاران سرزمین من دارد. امروز هم هرکه سراغت را گرفت به او نشانی خدا را دادم تا پاسخ بگیرند مگر نه این که به خدایت سپرده ام و او بهترین نگاهبان است؟؟؟

فخری دلتنگ از بی خبری تو
 


 


مجمع مدرسین ومحققین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه ای ضمن تبریک سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران درباره بازگشت به اصول خودکامگی که یکی از دلایل اصلی سرنگونی رژیم پهلوی بود هشدار داده است و ابراز امیدواری کرده است که با پاسخگویی مسئولان، "خصلت هاي خود كامگان پيشين در هيچ لباسي باز نگردد". متن کامل این بیانیه در پی می آید.
بسم الله الرحمن الرحيم
«تلك الايام نداولها بين الناس و ليعلم الله الذين امنوا و يتخذ منكم شهداء والله لا يحب الظالمين» (آل عمران 140)
«و ما اين روزهاي ( پيروزي و شكست ) را در ميان مردمان مي گردانيم تا خدا افرادي را كه ايمان آورده اند، بداند ( و شناخته شوند) ،و از ميان شما گواهاني مي گيرد. و خدا ستم پيشگان را دوست ندارد »
فرا رسيدن 22 بهمن روز سرنگوني نظام استبدادي - سلطنتي وسر آغاز نظام جمهوري اسلامي وحاكميت مردم ،روز نويد بخش تاريخ ايران و اسلام است . هماهنگي ملت ايران در آن روز براي نابودي نظام شاهنشاهي و محو آثار سلطنتي يعني : ديكتاتوري ،دست نشاندگي ، بي تفاوتي به حقوق اساسي ملت، حيف و ميل كردن ثروت ملي ، بي توجهي به منافع ملي در عرصه جهان ، از پديده هاي مهم در تاريخ اين مرز و بوم بود.
ملت ايران يكپارچه به دنبال رهبري داهيانه و شجاعانه امام خميني (قدس سره)براي تحقق آرمانهايي كه ايشان در سخنان ومصاحبه هايش همواره مطرح مي كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهي شد كه در آن ارزش هاي انساني و اسلامي و در راس آن حاكميت مردم ، آزادي هاي سياسي و عدالت اجتماعي و اجراي مرّ قانون بود و اين كه هيچ كس در هيچ جايگاهي حق تخطي از قانون را ندارد ، حاكميت مطلقه در ر‍ژيم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون مي پنداشت و مفسران قانون براي تقرب به اعلي حضرت ، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسير مي كردند . البته نهاد هاي قانوني نظارت بر قدرت مانند مجلسين و مطبوعات نيز دست نشانده و ثنا گوي شخص شاه بودند.
به خاطرحاكميت شخص بر قانون، بزرگترين دست آورد ملت ايران در انقلاب مشروطه ، يعني قانون اساسي كه در روزگار خود بهترين ره آورد در منطقه بود، زير پا نهاده شد و حقوق ملت ايران ، با تحريف قانون ، در راه بقاي سلطنت ضايع گرديد.
بي شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت يكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگوني رژيم پيشين ، يكه تازي ، غرور،تحقير ملت، بي تحملي و بلند پروازي شاه واطرافيان او در عرصه اقتصاد، سياست و فرهنگ كشور بود. بلند پروازي هاي شخص اول مملكت چنان او را در هاله اي ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هيچ مخالفي را بر نمي تافت ، دستور سركوبي منتقدين را شخص او صادر مي كرد ، آنان را به زندان مي انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو مي برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملي كشور ،در كام خود كامگي، به حالت ايستايي و عقب ماندگي در آمد . بودجه بر آمده از نفت آن سرمايه ملي كه بايد صرف عمران و آباداني و سرمايه گذاري كشور مي شد تا ريشه فساد را بخشكاند ، هزينه تسليحلات و تبليغات و تقويت بنيه نظامي و انتظامي و در راس آن ساواك مي شد اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدايي كردن مطبوعات و رسانه ها، حتي احزاب درون حكومتي خويش، سركوبي داخلي و ژاندارم منطقه بودن ، زيان هاي بزرگي را براي ملت ايرا ن ببار آورد ، كه در نهايت آثار آن تاختن مركب بيداد بر گرده ملت بود . «فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا انّ في ذلك لاية لقوم يعملون» اين خانه هاي آنهاست كه بخاطر ظلم و ستم شان خالي مانده ، و در اين نشانه روشني است براي كساني كه آگاه اند.( سوره نمل آيه52)
بنابراين اگر بخواهيم علت سقوط نظام پيشين را در يك جمله كوتاه خلاصه نماييم بايد گفت ، نظامي كه بر اساس ظلم ، بي قانوني و ناديده گرفتن حقوق مردم قرار گيرد پايه هاي آن به حكم سنت الهي درهم فرو مي ريزد همچنان كه در اين روزگار شاهديم كه چگونه ملت هاي مظلوم و ستمديده منطقه در برابر حكومت هاي خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ايستاده اند و يقينا ايستادگي مردم در برابر اين مستبدان فرجام آن پيروزي خواهد شد چرا كه اين سنت قطعي الهي است كه ظلم پايدار نمي ماند.
مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم روز 22 بهمن را براي هميشه گرامي مي دارد و همواره خواهان اين است كه عوامل اصلي سقوط شاه و دلايل و عوامل حضور مردم براي برپايي حاكميت ملت و اجراي قانون و پاسخگويي مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت هاي خود كامگان پيشين در هيچ لباسي باز نگردد و اهداف و آرماني كه ملت و رهبري بزرگ انقلاب در پي آن بود محقق شود.
«لقد كان في قصصهم عبرة لاولي الالباب»(سوره يوسف آيه 111 )
مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته