فرورتیش / رادیو کوچه
lichar@koochehmail.com
شما به عنوان یک خانم ایرانی فکر میکنید که مردهای ایرانی برای ازدواج بهتر هستند یا مردهای خارجی؟ بدون در نظر گرفتن پول، انتظار دارید چه کسی عاشقتان شود؟ آیا غیرت مردهای ایرانی برای یک زندگی کامل کافی است؟
در برنامه امشب یک خانم مقیم خارج از ایران به این پرسشها پاسخ داده است.
اگر درباره مسایل موضوعات مطرح شده در این گفتوگو نظری دارید، در مربع سفید پایین همین صفحه بنویسید تا دیگران هم از عقیده شما آگاه شوند.
شکوفه/ دفتر ترکیه/ رادیو کوچه
shokufeh@koochehmail.com
در چهارمین برنامه از سری برنامههای «خانهبهخانه»، میشنوید از خانمی که، در ترکیه پناهنده است و مهمترین دلایلشان برای خروج از ایران، ادامهی تحصیل و همینطور ازدواج با فردی مقیم آمریکا، است. او که در ترکیه اوقاتش را با کلاسهای مختلف مثل نقاشی و زبان انگلیسی پر کرده، امیدوار است تا در آمریکا در رشتهی مورد علاقهاش تحصیل کند. این خانم به خاطر اعتقاد به دین بهایی از تحصیل در دانشگاههای رسمی محروم بوده است.
چرا از ایران خارج شدی؟
یکی به علت ازدواجم با یک ایرانی ساکن آمریکا و یکی هم برای تحصیل.
قبل از ازدواج هم قصد داشتی بیایی؟
بله، قبلن هم برای تحصیل دوست داشتم بیایم اما با ازدواجم یکی شد و من به خاطر هر دو دلیل آمدم.
در ایران در چه رشتهای تحصیل کردی؟
من چند تا رشته را در دانشگاه بهایی خواندم. اما متاسفانه چون رشتههای مورد علاقهام را آن دانشگاه نداشت، به این رشتهها جذب نشدم. رشتههای پزشکی و پرستاری را دوست داشتم که دانشگاه بهایی به خاطر محدودیتهایی که داشت نمیتوانست ارایه بدهد.
برنامهای که اینجا داری چی هست؟ بعضیها خودشان را به نحوی سرگرم میکنند اما بعضیها از بیکاری مینالند. تو جزو کدام دسته هستی؟
من با اینکه سه ماه است آمدم و سرم را با کلاسهای مختلف سرگرم کردهام، اما باز احساس بیحوصلگی میکنم. اما کمکم در تلاشم تا بتوانم فرصتهایی که دارم را با کلاسهای بیشتر پر کنم. اینجا کلاس زبان و نقاشی میروم و واقعن هم علاقه دارم. به هر حال اندازهی ایران با خانواده و دوستان نیستیم. هم تنهایی سخت است و هم دلتنگی.
با چه کسانی زندگی میکنی؟ همخانه داری؟
بله، من و برادرم که با هم زندگی میکنیم و با یک خواهر و برادر دیگر همخانهایم. اتاقهای جدا داریم اما بهطور کلی با هم زندگی میکنیم و غذا و اینها مشترک است.
زندگی با همخانه سخت است؟
مسلمن مثل زندگی مستقل نمیشود. الان باید کارهایی که در تنهایی پشت گوش میاندازیم را حتمن انجام دهیم
مسلمن مثل زندگی مستقل نمیشود. الان باید کارهایی که در تنهایی پشت گوش میاندازیم را حتمن انجام دهیم. مثل سر موقع بیدار شدن، سر موقع غذا پختن و تمیز کردن خانه. ولی خوب همچنان هم سخت نیست. با این شرایط کنار میآییم. زندگی با همخانه به خاطر تفاوت در عقیده و نظر سخت است اما باز تلاش میکنیم تا با گذشت کردن، مسایل را حل کنیم.
الان باید خیلی با محیط خشن خود را وفق بدهیم. زمانی که با خانواده بودیم اینطور نبود. همهچیز راحت و ملایم حل میشد.
برنامهی زندگیات برای کشور سوم چیست؟
احتمالن اولش شکه میشوم از فرهنگ و نوع زندگی کردنشان. البته من به خاطر حضور همسرم در آنجا برایم راحتتر است. فکر میکنم بعد از رسیدن باید به فکر این باشم که چه رشته و چه دانشگاهی را انتخاب کنم.
همسرت دانشجو است؟
نه الان کار میکند. قبلن تا آخر کالج خواند اما چون بحران اقتصادی خیلی شدید است، مجبور شده که دو جای مختلف، کار ساختمانی انجام بدهد تا بتواند خرج و مخارج را تهیه کند. فعلن که نمیتواند همزمان درس بخواند و کار کند.
پس آنطور نیست که خیلیها فکر میکنند آمریکا همهاش خوشگذرانی و پارتی رفتن است.
نه اصلن. اصلن اینطور نیست. همسرم خیلی هم نگران است برای رفتن من. چون میگوید ممکن است توی ذوقات بخورد از این همه کار و تلاشی که باید آنجا برای زندگی بکنیم.
از چه راههای دیگری میتوانستی بروی آمریکا که نسبت به این راه آسانتر باشد؟
اطمینانی برای راههای دیگر نبود. من با خودم فکر کردم و تصمیم گرفتم. بهترین راه را انتخاب کنم. از طریق هایاس، یا از روشهای مهاجرتی، نمیشود 7 تا 10 ماهه رفت. اگرچه از این راه هم آنچنان خوشم نمیآمد اما چون وکیلمان گفت بقیهی راهها هیچ تضمینی ندارند، این راه را انتخاب کردم. البته الان هم دارم به این محیط عادت میکنم و امیدوارم هرچه زودتر برای همهی پناهندهها تمام شود و زندگی اصلیشان را در کشور سوم شروع کنند.
شراره سعیدی/ رادیو کوچه
چه با انکار چه با اغماض – چه باور کنیم، چه نه، آنها هستند – در کنار ما زندگی میکنند و ما با رفتارمان انسانیتمان را به آزمون بردهایم، یکی از مباحث بسیار پیچیده در مورد مسئله همجنسگرایی، همجنسگرایان مسلمان هستند، این افراد کسانی هستند که تحتتاثیر تمایلات همجنسخواهانه قرار دارند، اما از سوی دیگر پایبند به موازین شرعیشان میباشند، آنها در برزخی بسیار متاثرکننده قرار دارند، از سویی به علت ساختار نامتعارف وجودیشان تمایلی به جنس مخالف ندارند و از سوی دیگر از آنجا که دارای اعتقادات دینی هستند، نمیتوانند با طبیعتشان هماهنگ عمل نمایند، این افراد جز واخوردهترین اقشار جامعه ما هستند.
آیا واقعن هیچ راهی برای عبور از این شرایط وجود ندارد؟ آیا یک همجنسخواه مسلمان باید بین گرایش مذهبی و جنسیاش یکی را برگزیند؟ آیا او مجبور است در یک جنگ دایمی زندگی کند؟ و از آنجا که غرایز او مانند تمامی انسانهای دیگر تا حدودی و تا زمانی قابل مهار است، اگر به ناچار روزی دچار تخطی شد باید از ایمانش چشم پوشیده و دچار یاس دینی و افسردگی گناهآلود شود؟
یا میتوان برای رسیدن به پاسخ به راهکارهای ادیان ابراهیمی دیگری که آنها هم دارای این مشکلات بوده ولی از آن گذر کردهاند، نظری داشت، مقالات بسیاری در مورد توقعات متعدد از نواندیشان دینی مطرح شده است که یکی از آنها این است: در طول تاریخ مذاهب و ادیان بهخصوص سه دین بزرگ یهودیت، مسیحیت و اسلام وجود داشته است، اما روشنفکران دو مذهب مسیحیت و یهودیت زمانی موفق به آشتی مذاهب خود با جهان امروزی شدند که از قرائتهای به قول معروف اگوستینی از مذهب (که طبق آن مسیحیت به عنوان سقف خرد و عقل بشر تلقی میشود) گذشتند و در مناسبات بین دین و عقل، ارزش بیشتری برای عقل قائل شدند بهطور کلی روشنفکری دینی یعنی قرائتهای همخوان با دور و زمانه و تلاش برای همگام کردن مذهب با پیشرفتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی جامعه بشری، همین موضوع در عرفی کردن جوامع مسیحی، رشد دمکراسی و حقوق بشر و پایبندی مسیحیان مذهبی به ارزشهای امروزی تاثیر به سزایی داشت. به همین دلیل هم هست که دمکراسی، حقوق بشر، سکولاریسم و لاییسیته جوامع غربی مترادف بیدین شدن مردم آن جوامع نیست.
آیا واقعن هیچ راهی برای عبور از این شرایط وجود ندارد؟ آیا یک همجنسخواه مسلمان باید بین گرایش مذهبی و جنسیاش یکی را برگزیند؟ آیا او مجبور است در یک جنگ دایمی زندگی کند؟
روشنفکران مسلمان «از جمله علی شریعتی» تا چند سال پیش برداشتهایی مشابه قرائتهای اگوستینی از دین اسلام ارایه میکردهاند. یعنی هرچند که معرف برداشتی متفاوت ازبرداشت روحانیان سنتگرا و پیروان آنها از اسلام بودهاند و به همین دلیل هم بارها مورد خشم و غضب دستگاه روحانیت واقع شدهاند اما در مسئله تقابل عقل و ایمان مذهبی اصالت را به دین دادهاند. ولی در سالهای اخیر به خصوص از دوره اول ریاست جمهوری خاتمی، ما شاهد ظهور پدیده جدیدی در بین روشنفکران دینی کشور بودهایم. کسانی مثل سروش، کدیور و بعضی چهرههای تئوریسین جبهه دوم خرداد که با پیش کشیدن مباحث پلورالیسم دینی- فرهنگی و بدین طریق جدا کردن حوزه ایمان از حوزه عقل و قائل شدن وزن بیشتر برای عقل در مناسبات ایندو، گامهای مهمی در عبور از «قرائتهای اگوستینی» از اسلام برداشتهاند و باید این را باید به فال نیک گرفت چه شکلگیری دموکراسی، پلورالیسم فرهنگی و اخلاقی، و احترام به تفاوتها بدون همگامی مسلمانان معتقد و «مسجد رو» اگر نه ناممکن، حداقل بسیار سخت خواهد بود.
اما گسست از قرائتهای گذشته و ارایه برداشتهای تازه از دین و سازگاری بیشتر اسلام با جهان مدرن که روشنفکران دینی امروز جامعه ما منادی آنند نتوانسته همگام با تحولات ذهنی اجتماعی پیش برود و همچنان در سطح بحثهای آکادمیک باقی مانده است. هرچند نمیتوان فشارهای حکومت و دستگاه روحانیت سنتی بر روشنفکران دینی را نادیده گرفت اما همه مسئله این نیست و به نظر میرسد که روشنفکران مذهبی ما یا نمیخواهند و یا از نظر ذهنی «و شناخت» از برداشتن قدمهای بعدی وحشت دارند. شاید همین هم باعث شده که آنها در مباحث خود تنها تا سطح پلورالیسم دینی- عقیدتی میرسند ولی پلورالیسم فرهنگی- اخلاقی را به کلی فراموش میکنند.
این دوستان نظریهپرداز مذهبی که ظاهرن دغدغه دین دارند و میخواهند آنرا با پیشرفتهای بشر امروزی هموار کنند بهتر از هرکسی به این مسئله واقفند که پروتستانیسم اسلامی نمیتواند در نیمه راه متوقف شود و خواه ناخواه باید همان مسیری را طی کند که پیشتر توسط پروتستانیسم مسیحی طی شده است.
در کشورهای مسیحی (بهخصوص در کشورهای غربی مسیحی) روحانیت به دفاع و حمایت از همجنسگرایی موضعگیری میکند، همجنسگرایان مسیحی مذهبی و کلیسا رو در درون تشکیلات کلیساهای خود، تشکلات و گروههای حمایتی خاص خود را دارند و کلیساها در مسئله تصمیمگیریها و اعلام مواضع خود از سازمانهای همجنسگرایان مذهبی به عنوان ارگانهای مشورتی استفاده کرده و در تصمیمات خود به نظرات آنها توجه میکنند. از آن گذشته کشیشان همجنسگرا در کلیسا از احترام و امنیت شغلی برخوردارند و….

روشنفکران مذهبی ما نمیتوانند از یکطرف داعیه پروتستانیسم اسلامی کنند اما از طرف دیگر چشمان خود را بر واقعیتهای زمینی ببندند و هزاران هزار «اگر نه میلیونها» همجنسگرای مسلمان و مسجد رو از جمله روحانیون همجنسگرا را فرموش کنند. واقعیت این است که همینها بهطور بالقوه بخش عمدهای از بستر اجتماعی، فرهنگی و دینی روشنفکران مذهبی را تشکیل میدهند. سکوت نظریهپردازان پروتستانیسم اسلامی در مورد حقوق فرهنگی- اجتماعی همجنسگرایان بهخصوص همجنسخواهان مسلمان همان حلقه گمشده در مباحث روشنفکران مذهبی ما است. لازم نیست الفبای علمی و طبیعی بودن گرایش به همجنس را برای این دوستان توضیح دهیم. آنها مسلمن این را میدانند و اگر هم نمیدانند کافی است به سایتها و مجلات پزشکی و علمی سر بزنند تا علمی، عقلی و طبیعی بودن همجنسخواهی و دلایل آن را متوجه شوند. اما ظاهرن وقتی به مسایل جنسی انسانها میرسند ترجیح میدهند که یا از مواضع خود عقبنشینی کنند «به برداشتهای اگوستینی از مذهب رجعت کنند» و یا مهر سکوت بر لب بزنند. امری که به این سوال در اذهان بسیاری دامن میزند که پس اخلاق، صداقت و راستگویی «دینی» شما کجاست؟
اگر روشنفکران دینی مخالف انحصارطلبی و قرائت خاص روحانیون و مراجع تقلید سنتگرا از اسلام باشند، خود نمیتوانند مانع قرائتهای دیگری شوند و همجنسگرایان مسلمان حق دارند برای آشتی اسلام و ایمان خویش با گرایش و نیاز جنسی «همجنسگرایانه» خود برداشتها و قرائتهای خاص خود را ارایه دهند. و گرنه ادعای نظریهپردازان مذهبی فاقد ارزش و اصالت خواهد بود. از طرف دیگر اگر کسی با اجبار در حیطه اندیشه مخالف باشد، نمیتواند با اجبار در حوزه جنسی موافقت کند. روشنفکری مذهبی با تبارتر از جبهه سیاسی معروف به دوم خرداد است چه قبل از آن بوده و بعد از آن نیز خواهد بود و به این دلیل تئوریسینهای آن نباید و نمیتوانند گردش زبان و قلم خود را بنا به مصلحتهای سیاسی روز تنظیم کنند. تقسیم مومنان و پیروان دین بر اساس تعلقات جنسیشان و انحصار نزدیکی به خدا و بهشت موعود به افراد خاص به خیر و صلاح هیچ دینی نبوده و نیست و اجبار یک همجنسگرای معتقد به خدا و دین به انتخاب بین اعتقادات وجدانی- ایمانی خود و گرایش جنسی- درونی یعنی محکوم کردن او به جهنمی زمینی است درحالیکه قرار است خدا و فرشتگان در آن جهان خود قضاوت کنند. ترمیم حیثیت خدشهدار شده مذهب اسلام در افکار ایرانیان و بسیاری از مردم جهان در گرو حل همین تناقضات است و حداقل برای خیر و صلاح دین خود هم که شده، روشنفکران مذهبی ما باید وارد اینگونه مباحث شوند.
خبر / رادیو کوچه
روز یکشنبه، قوه قضاییه جمهوری اسلامی به «لیویا لو آگوستی»، سفیر سوییس در تهران، که سفارتش حفاظت منافع آمریکا در ایران را بر عهده دارد، اجازه حضور در دادگاه سه شهروند آمریکایی متهم به «جاسوسی و ورود غیرمجاز به ایران» را نداده است.
دادگاه سارا شورد، شین باوئر و جاش فتال، سه آمریکایی که حدود ۱۸ ماه پیش در مناطق مرزی عراق با ایران بازداشت شده بودند، امروز در تهران به صورت غیرعلنی آغاز شد.
ایران این سه را به ورود غیرقانونی به خاکش و جاسوسی متهم کرده است، اتهامی که از سوی آنها رد شده است.
بیشتر بخوانید:
«برگزاری دادگاه ۳ آمریکایی متهم به ورود غیرقانونی به ایران»
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
فکر میکنم یکی از زیباترین صحنههایی که در زندگی میشود دید و حال آدم را خوش میکند، این است که پیرمرد و پیرزنی بعد از سالها با هم بودن با چشمانی درخشان و با نگاهی ملکوتی دست در گردن یکدیگر برقصند. میدانی آنوقت حس میکنی در این رابطه یک چیزی درست و عمیق و واقعی وجود دارد. یک چیزی در این آشفتگیهای بودن درخششی را که باید دارد. میدانی که دیگر این رابطه یک عادت به دوست داشتن نیست، یک دوست داشتن است آنطور که باید باشد. محکم، فراوان و عریان. لخت و عریان و دیوانه. و وقتی خواننده میخواند تا پایان عشق با من برقص، دیگر اصل قیامت است.
«لیونارد کوهن» شاعر، ترانهنویس، آهنگساز و خواننده در سال 1934، از یک خانوادهی متوسط یهودی در مونترال متولد شد. پدرش که تاجر پوشاک بود، در نه سالگی کوهن درگذشت. او در محیطی مترقی رشد کرد که هرگونه بیان شخصی و اظهار وجود در آن، از سنین کودکی مورد تشویق قرار میگرفت. کوهن از سن 13 سالگی، برای به دست آوردن دل دخترکی جوان، گیتار به دست گرفت، اما یکی دو سال بعد به خواندن ترانههایش در کافههای محل پرداخته بود. او در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه «مک گیل» فارغالتحصیل شد.
نخستین کسانی که به کار لیونارد کوهن جلب شدند، نسل تازهی آهنگسازان و خوانندگان جوان و مبتکری بود که در سالهای شصت میلادی کمکم به بار مینشستند
اولین کتاب اشعار کوهن به نام «Let Us Compare Mythologies» منتشر شد و موفقیت بسیاری در بین منتقدان کسب کرد. این موفقیت با دو کتاب دیگر دنبال شد و به گفتهی خودش انتشار دو کتاب بعدی او به علاوه ارثیه خانوادگی امکانات مالی کافی برای یک زندگی راحت را در اختیارش قرار داده بود. کوهن شیوهی زندگی بسیار آزادی را هم برگزیده بود که شامل ارتباط با زنان متعدد، آزمودن LSD در زمانی که فروش آن قانونی بود و سفر به دور دنیا میشد. به این ترتیب لیونارد کوهن نه تنها به خاطر آثارش بلکه به خاطر رفتارهای سنتشکنانهاش در کانادا شهرتی پیدا کرده بود و به مدد همین فعالیتهای فوق ادبی در همهجا به خصوص در آمریکا شناخته شد.
وی با انتشار مجموعهی The spice- Box of Earth)1961) به عنوان شاعری جدی مطرح شد. عمق و سادگی شعرهای این مجموعه موجب شد که در طی سالها، بارها مورد توجه قرار گرفته و تجدید چاپ شود. کوهن از آن پس علاوه بر انتشار شعرهایش، دو رمان نیز منتشر کرد و سرودن ترانه و تنظیم شعر برای موسیقی را آغاز کرد. پس از تجربیاتی پراکنده که بسیار مورد توجه واقع شدند، کوهن نخستین آلبوم خود را با نام «ترانههای لیونارد کوهن» در سال 1968 منتشر کرد. او که پیش از آن با ترانهی سوزان (1966) به شهرت رسیده بود، در سال 69 با انتشار «ترانههایی برای اتاق» موفق به تثبیت موقعیت خود شد. ترانهی «پرنده روی سیم» هنوز از مطرحترین کارهای کوهن است. ایده و تصویر عینی این ترانه هنگام سکونت کوهن در جزیرهای در یونان شکل گرفت.
نخستین کسانی که به کار لیونارد کوهن جلب شدند، نسل تازهی آهنگسازان و خوانندگان جوان و مبتکری بود که در سالهای شصت میلادی کمکم به بار مینشستند. همهی این جوانان پراستعداد، نخست به اشعار کوهن، و سپس به موسیقی و ترانههایش جلب شدند. بدین ترتیب، شیوهی نگرش و اندیشههای کوهن، جریانی ایجاد کرد و پیروان اصلی خود را در میان کسانی یافت که به نوبهی خود آفریننده بودند. پس بدون شک میتوان صفت پیشرو را برای لیونارد کوهن به کار برد.

کارهای او آنقدر مایهدار هست که ابتدا الهامبخش اهل فن شود و سپس شنوندهی معمولی اما باحوصله را، در درازمدت تغذیه کند. تعداد ترانههای لیونارد کوهن به فراوانی ترانههای باب دیلان نیست و تمام ترانههای منتشر شده از او تا به امروز به بیست ترانه نمیرسد. تعدادی که اگر سطحی به آن نگاه کنیم با اهمیت و استقبالی که پیدا کردهاند، بیتناسب مینماید. این ترانهها اغلب مضامینی عاشقانه دارند، و همچنین اغلب آنها به اهمیت معنایی قابل توجه، صداقت شاعرانه بینظیر و بینش هوشمندانهی بیهمتا دست یافتهاند. هرچند لیونارد کوهن، موفقترین ترانهسرا و خواننده اواخر دههی شصت نبود، اما بدون شک یکی از جذابترین و دیرپاترین آنها به شمار میرود. او توانست حضور قابل توجهی در دهههای بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمیدادند را همچنان به خود معطوف نگه دارد.
کوهن بهطور تقریبی یک دهه زودتر از بیتلز (Beatles) و رولینگ استونز (Rolling Stones) و یک دهه دیرتر از الویس پریسلی (Elvis Presley) متولد شد، اما زمینهی زندگی خصوصی، اجتماعی و عقلانی او با تمام ستارگان راک در تمام نسلها، متفاوت بود. حتا نمیتوان او را با خوانندگان فولک همعصرش مقایسه کرد. او ماندنی است و همیشه شنیدن صدای او تازگی دارد.
داستان خیابانها از آن من است
صدای خندهی اسپانیاییها میآید
کادیلاکها روی زمین
میان شب و گاز سمی میخزند
و من از آستانه پنجره
هتل قدیمی که بر گزیدهام خم شدهام
آری، یک دستم به سوی خودکشیام میرود
و دست دیگرم به سوی گل سرخ
خبر / رادیو کوچه
علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه در مصاحبهای با رسانههای داخلی ایران عنوان کرد اگرچه منعی برای سرپرستی بهبهانی بر وزارت راه نمیدید اما آن را یک نوع دهنکجی به مجلس و نمایندگان ملت خواند.
این نماینده تهران در واکنش به سخنان روز گذشته محمود احمدینژاد، رییسجمهوری اسلامی مبنی بر اینکه «مجلس روز اول دهه فجر هدیهای داد و یکی از بهترین وزرای دولت را گرفت» گفت: «این هدیه را خود آقای احمدینژاد به ملت دادند، چون اگر آقای بهبهانی را از آمدن به مجلس و پاسخ به انتقادات منع نمیکردند استیضاح رای نمیآورد و آقای بهبهانی همچنان وزیر بود. به نظر من آقای بهبهانی مانند مرحوم کردان قربانی تصمیمات آقای احمدینژاد شد.»
وی همچنین در واکنش به اینکه احمدینژاد، استیضاح وزیر راه در مجلس را غیرقانونی خوانده بود، افزود: «حتا اگر ایشان برداشت هیت رییسه مجلس از آییننامه داخلی را قبول نداشته باشند، تعداد امضاها هیچگاه کمتر از 10 تا نشد و توضیح آقای حسینی صدر نماینده خوی نیز هرگونه تردیدی را برطرف کرد. بنابراین استیضاح قانونی بوده است.»
مطهری در خصوص معرفی احتمالی بهبهانی به عنوان سرپرست وزارت راه اظهار داشت: «فکر نمیکنم اینکار منع قانونی داشته باشد. ولی یک نوع دهنکجی به مجلس و نمایندگان ملت است.»
این در حالی است که روز گذشته محمود احمدینژاد از ادغام وزارت راه و ترابری با چند وزارتخانه دیگر خبر داد.
بیشتر بخوانید:
«استیضاح بهترین وزیرم غیرقانونی بود»
اردوان روزبه/ رادیو کوچه
ardavan@koochehmail.com
حدود چهار سال پیش وقتی در یک رسانه مشغول به کار بودم، مجموعه برنامههایی را با عنوان «منهای یک» تهیه کردم که به موضوع موسیقی زیرزمینی در ایران میپرداخت. در این مجموعه چیزی که برایم اهمیت پیدا کرد این بود که جوانهایی در سرزمینی پر از انرژی و نشاط برای کار کردن و ابراز توانمندی آماده بودند که به هر حال قابل نقد هم بود، اما امکان حداقلی ابراز آن وجود نداشت.
من در همان مجموعه برنامهها با گروههای زیرزمینی موسیقی آشنا شدم که فقط دوست داشتند بخوانند و خود را نشان بدهند و یا کشفهای خودشان را با دیگران در میان بگذارند. اما نکته مهم در اینجا بود که این افراد اکثرشان به دادگاهها و بازجوییهای مختلف احضار شده بودند. تا جایی که برخی از این گروهها متهم به براندازی و مخالفت با نظام و اتهامهایی از این دست شده بودند که البته دیگر این روزها مانند نقل و نبات شامل حال هر کسی میشود.
اما بخشی دیگر از این فرایند به نوعی ریشه در مخالفتهای سنتی داشت. عدم درک حس جوانی و دریافتهای طبیعی یک جوان و نبود شرایط لازم برای تخلیه انرژی عظیم جوانی بخش عمدهاش در نگرش سنتی در بین بنیادگرایانی داشت که چون زبان را نمیفهمیدند پس راه تکفیر برمیگزیدند.
اسمش «متین» است شاید مستعار یا شاید هم اصل اهمیتی ندارد. مشهور به «متین دو حنجره» چون او میتواند با دو پرده صدا بخواند و شهرت دو حنجره بودنش از این جا نشات میگیرد
این را برای یک مقدمه گفتم تا حس شود که ممکن است سادهترین خواستهها در یک جامعه درگیر، تبدیل به یک موضوع اعتقادی یا امنیتی شود.
اسمش «متین» است شاید مستعار یا شاید هم اصل اهمیتی ندارد. مشهور به «متین دو حنجره» چون او میتواند با دو پرده صدا بخواند و شهرت دو حنجره بودنش از این جا نشات میگیرد.
با این خواننده جوان از طریق یک ویدیو در یوتیوب آشنا شدم. وقتی یک روحانی بر سر منبر با توصیف درکش نسبت به متین دو حنجره او را نماد شیطانپرستی میخواند. همین کشف روحانی فوق زندگی او را که فقط به موسیقی راک علاقه داشت، دگرگون کرد. «شیطان پرست» بودن خود به تنهایی کم اتهامی در ایران امروز ما نیست.
اما متین بارها انکار کرده است. او میگوید نوع لباس پوشیدن نمیتواند دلیل شیطانپرستی باشد. نمیتواند دلیل انحراف اخلاقی یا اعتقادی باشد. راستی شیطانپرست کیست؟ منابع تحقیقی برای این موضوع کجاست و کدام مرجعهایی تایید میکنند که شیطان پرستی در ایران وجود دارد که «متین دو حنجره» نماد و سنبل آن باشد؟
این اتهامها خود شرایطی را به وجود آورده است که گروههای مختلف اجتماعی که در سنین پرتحرک جوانی هستند از بدنه اجتماع دور شوند. یا فرار کنند و یا به زندگیهای زیرزمینی روی بیاورند.
Click here to view the embedded video.
حقیقت آن است که خیلی از آدمهای یک جامعه نه سیاسی هستند و نه به دنبال خط و ربطی، شور جوانی و نیازهای درونی که فرصت بروز آن از مردم یک جامعه گرفته میشود و بیشک تبلوری دیگر در جایی دیگر پیدا میکند. خیلی از همین اعتراضهایی که اینک حاکمیت توان کنترل آن را ندارد ناشی از همین فشارهایی است که در مدت سی سال به اشکال مختلف بر بدنه جامعه وارد شده است.
به هر روی متین در گفتوگو با اردوان روزبه شرکت کرده است، او سنبل یک نسل است با تمامی خواستهها و میلهای کم و زیاد و فروخورده.
شاید کسی بگوید بر کار آن آدم و مانند این آدم خورده هست اما به نظر میرسد باید گذاشت دیکتهای نوشته شود تا دل سوزانه آن را تصحیح کرد تا این که نانوشته همه اخراجند.

گفتوگو با «متین دو حنجره» در رادیو کوچه:
موضوع آهنگ دانشگاه چیست؟
آهنگ دانشگاه آهنگی است که طی سالها دوست داشتم آن را انجام دهم. اما میخواستم در موقعیتی باشد که شنوندگان بیشتری آن را بشنوند که البته تبعات بدی برای من داشت. که تعدادی از اساتید دانشگاه و دانشجویان از من شکایت کرده بودند و جز پرونده من در ایران بود.
این آهنگ اختصاص دارد به موضوع اجتماعی و انحرافاتی که در دانشگاه وجود دارد. به افرادی که به دنبال علم نیستند و به حاشیههایی که در دانشگاهها وجود دارد، میپردازند.
متین تو واقعن شیطانپرست هستی؟
خیر. من در چند آهنگ و مصاحبه کوتاه اینترنتی هم عنوان کردم. این بحثها برای من مشکلات زیادی ایجاد کرد. به دنبال سوال شما که پرسیدید: «به وضعیت اجتماعی ایران اعتراض داری؟» باید بگویم که من سعی دارم به هیچچیزی اعتراض نداشته باشم و اگر اعتراضی دارم در داخل آهنگهایم عنوان میکنم.
آهنگ نظمیه تو را گوش میکردم. نمیتوان گفت که آن اعتراض نیست.
درسته. اما من قبول دارم که با این ظاهر و سبک خواندن موسیقی که نمیتوان به راحتی در ایران اجرا کرد، امکان ندارد در شهری کنسرت برگزار کنم.
آزادی هنری و اجتماعی خوب است اما به شرطی که برای همهی مردم فرهنگسازی شده باشد. نه اینکه عدهای آن را درک کنند و عدهای نتوانند. در دو جبهه اگر یک حالت پیش بیاید مکن است جبهه مقابل از آن خوشش نیاید. تفاوت فرهنگها در ایران سرشاخهای از مشکلات است.
کسانی به تو اعتراض میکردند و در همان سایتها که مطالبی در مورد ظاهر تو نوشته بودند و همان روحانی، به نوع زیورآلات و لباس پوشیدن تو اشاره میکنند. اگر این نوع لباس تو نشانه و نماد خاص نیست پس چه چیزی است؟
نشانهها به دل و تفکرات واقعی درون انسانها بستگی دارد. من فکر نمیکنم اگر کسی ریش بگذارد یا موهایش را کوتاه و یا بلند کند نشاندهنده اعتقادات واقعی او باشد.
منظور تو همان صحبت آقای «عادل فردوسیپور» است که اعتقاد قلبی آدمها به خودشان مربوط است.
درست است.
در مورد فضای کارت برای ما صحبت کن. در ایران با چه موانعی کار خود را شروع کردی؟ چه چیزی میخوانی که مانع داشتی؟
موسیقی من راک غربی نیست و «راک شرقی» است، اسمی که من برای آن انتخاب کردم. تلفیقی از هارمونیها، سازها و حتا تحریرهای غربی و شرقی است.
اوایل که کار من در سطح عموم جا نیافتاده بود مشکلی نداشتم اما زمانی که جا افتاد مخالفانی بیش از حد پیدا کرد. همانطور که طرفداران افراطی نسبت به این کار پیدا شد، مخالفان افراطی نیز به وجود آمدند. در مورد من و حتا گوشواره در گوشم، ریشم و عینکی که یک شیشه نداشت وبلاگ مینویسند و منفیترین صحبتها را عنوان میکنند. از طرف دیگر هم حدود سی وبلاگ طرفدار من هستند که بر تعداد آنها اضافه میشود. اما با توجه شرایط ایران، مخالفان من موفقتر بودند و خواستند از نظر مذهبی به من ضربه بزنند.

منظورت این است که این نمادها بخشی از مسایل فردی و شخصی تو است و مروج هیچ فرهنگ خاص مثل شیطانپرستی یا فروماسونی نیستی؟ گرچه من فکر میکنم هیچ یک از اینها در ایران جا نیافتاده و اینکه بگوییم فردی شیطانپرست است یعنی چه.
بله. من در این حد نیستم که بخواهم چیزی را ترویج دهم. به خاطر اینکه از کودکی موسیقی راک غربی را گوش میکردم و دوست داشتم. از طرفی هم موسیقی سنتی ایرانی را که قابل مقایسه با راک نبود را نیز گوش میدادم. قصدم این بوده که بتوانم اینها را تلفیق کنم و از طریق ذائقه خود مردم، این سبک به آنها تزریق شود. قبل از آن، خوانندگانی بودند که راک میخواندند اما موفق نبودند و راک غربی در شعرهای حافظ و مولانا جواب نمیدهد و نوع کلام و شعر طوری است که نمیتوان این موسیقی را برای آنها اجرا کرد. شاید راک کلاسیک را بتوان در این اشعار اجرا کرد.
از ایران خارج شدی و در کشورهایی مثل مالزی، ترکیه بودی. چرا به این نتیجه رسیدی که نمیتوانی در ایران کارت را ادامه دهی؟
بعد از سه بار دستگیری که آخرین دستگیری نیز در بازداشتی غیرقانونی بودم، نباید فعالیت میکردم. عشق من موسیقی است و نمیتوانم بدون آن زندگی کنم به همین دلیل ترجیح دادم خارج از کشور فعالیتم را ادمه دهم.
چه کاری در کانامهات بعد از ترک ایران داری؟
آلبومی به نام «حنجره سوم» که جدیدن وارد بازار شده است. و دو ویدئو کلیپ که پخش خواهد شد.
چرا اسم تو متین دوحنجره است؟
متین دوحنجره اصطلاح است. دو حنجره داشتن واقعی نیست و هر انسانی یک حنجره دارد. البته منتقدان من این مسئله را به رخ میکشانند که این موضوع از هر نظری ایراد دارد. در اصل دو صدا دارم و خداوند این قدرت را به من داده و از این بابت شکر میکنم. من صدای بیس و بمترین و خشدارترین نوع صدا و تریبل و نازکترین صدای مردانه را میخوانم. حنجره سوم بین این دو صدا است. در این آلبوم آخر از این سه حنجره استفاده شده.
آیا اعتقاد داری که در شرق و در بین هنرمندان نوعی مافیا وجود دارد که ممکن است هر کسی را در بین خود راه ندهند؟
صددرصد همینطور است. البته مسئله راه دادن بین خودشان نیست. تبلیغات و مافیا نیاز به سرمایههای بزرگ دارد که سرمایههای بزرگ دست افرادی است که آنچه دوست دارند را میخواهند ترویج کنند. مسئله این نیست که در ایران محدودیت هست یا نیست. بلکه مسئله بزرگتر این است که موسیقی خارج از کشور هم شاید بدتر از ایران مافیا دارد. آدمهایی که دلال بازاری هستند، تا کسانی که موسیقی را بفهمند. دنبال فضایی هستند که مردم را برقصاند. در بین دو مرکز مهم موسیقی ایرانی خارج از کشور یعنی دبی و لسآنجلس من غیر از این ندیدم و در بینشان دلالی موسیقی وجود داشته تا هنر.
یعنی منظور تو این است که این مسئله ربطی به محدودیتها ندارد.
محدودیتها را کسانی که سرمایهگذار موسیقی هستند و آن را تزریق میکنند به وجود میآورند. شبکه معروف ماهوارهای وقتی یک نوع موسیقی را در یک ماه پخش میکند، یعنی ذائقه مردم عام را به سمتی که خود میخواهد، میبرد. اگر واقعن دنبال موسیقی مختلف و هنر باشد، باید در ماه از هر سبکی به اندازهای پخش کند که همه مردم ببینند، ذائقه مردم دنبال آنچه میخواهند برود و در نتیجه به دست دلالان نمیافتد. وقتی آنها این را میخواهند باعث میشود چیزی در جامعه جا بیافتد و چیز دیگری جا نیافتد.
منظورت این است که مافیا در موسیقی هستند که اجازه میدهند آدمها وارد بازی بشوند یا نشوند.
متاسفانه در حال حاضر بله.
خبر / رادیو کوچه
بر اساس برخی اخبار منتشر شده در رسانههای داخلی ایران، روز یکشنبه، عبدالحسین روحالامینی پدر محسن روحالامینی از کشتهشدگان بازداشتگاه کهریزک، از اعدام دو متهم پرونده این بازداشتگاه خبر داد و عنوان کرد سعید مرتضوی نیز در آینده نزدیک محاکمه خواهد شد.
به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، آقای روحالامینی در ادامه افزوده است که «گرچه متهم اصلی (سعید مرتضوی) به دنبال فرار از محاکمه است اما به زودی محاکمه وی آغاز خواهد شد.»
عبدالحسین روحالامینی پیش از این گفته بود انتظار داشت دولت به احترام خون کشتهشدگان کهریزک از دادن پست به مرتضوی خودداری میکرد.
بازداشتگاه کهریزک که زیرنظر پلیس اداره میشد در ناآرامیهای پس از انتخابات، مدتی محل نگهداری گروهی از بازداشتشدگان بود که بر اثر خشونتهای اعمال شده در آن، دستکم چهار تن کشته شدهاند.
مقامهای پلیس و قوه قضاییه تاکنون درباره اظهارات آقای روحالامینی در مورد اعدام دو تن از متهمان پرونده کهریزک و محاکمه قریبالوقوع سعید مرتضوی دادستان وقت تهران در جریان ناآرامیهای انتخاباتی واکنش نشان ندادهاند.
پرونده کهریزک براساس گفته مقامهای قضایی جمهوری اسلامی ۱۲ متهم دارد که مهمترین این متهمان سعید مرتضوی و سرتیپ عزیزاله رجبزاده فرمانده وقت پلیس تهران است.
بیشتر بخوانید:
«صدور قرارمجرمیت برای بیست متهم پرونده کوی دانشگاه تهران»
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
خانوادههای شماری از دانشجویان افغانی که برای تحصیل در مصر بهسر میبرند، از وضعیت پسرانشان ابراز نگرانی میکنند.
آنان میگویند در پی بحران در مصر دسترسی این دانشجویان به برخی خدمات و از جمله دسترسی به بانکها قطع شده است.
اما محمدظاهر فقیری سخنگوی وزارت خارجه افغانستان گفت هیچ تهدیدی متوجه دانشجویان افغانی در مصر نیست.
وی افزود با آن هم وزارت خارجه آمادگی تا در صورت بدتر شدن وضعیت در مصر دانشجویان افغانی را از آن کشور خارج کند.
دانشجویان افغانی در مصر که شمار دقیق آنان مشخص نیست، بیشتر در رشتههای اسلامی تحصیل میکنند.
بحران در مصر از دوازده روز به این سو شدت گرفته و مظاهرهکنندگان خواهان کنارهگیری حسنی مبارک رییس جمهوری آن کشور هستند.
این تنشها در مصر بازتاب جهانی داشته و شماری از کشورها حتا شهروندانشان را نیز از آن کشور بیرون کردهاند.
خبر / رادیو کوچه
روز یکشنبه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران مخالفان دولت جمهوری اسلامی، در نامهای به وزارت کشور خواستار صدور مجوز برای «راهپیمایی مردمی» با هدف حمایت از حرکتهای مردم تونس و مصر شدهاند.
به گزارش سحامنیوز، وبسایت خبری نزدیک به مهدی کروبی، در درخواست این دو رهبر مخالفان دولت، با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد آزاد بودن برگزاری اجتماعات و راهپیماییها، زمان این راهپیمایی بعدازظهر دوشنبه ۲۵ بهمن ماه و مسیر آن از میدان امام حسین تهران تا میدان آزادی ذکر شده است. مسیری که در ۲۵ خرداد سال ۸۸ شاهد راهپیمایی میلیونی معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بود.
اگرچه بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است»، در مدتی که از برگزاری انتخابات و اعلام پیروزی مجدد محمود احمدینژاد میگذرد، تحرکات مسالمتآمیز مخالفان دولت از سوی نیروهای حکومتی سرکوب و بسیاری از مخالفان نیز بازداشت و به حبسهای طویلالمدت محکوم شدهاند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیشتر هم در دیداری با اشاره به تحولات سیاسی در کشور مصر گفته بودند که «امروز در مصر با وجود تنشها و درگیریها اجازه راهپیمایی به معترضان داده میشود تا مشخص شود کفه اقبال اجتماعی کدامین جریان سنگینتر است لذا ما معتقدیم اگر در ایران نیز به معترضان پس از انتخابات اجازه راهپیمایی داده شود مشخص خواهد شد کدام جریان از پایگاه اجتماعی و مردمی برخوردار است.»
خبر / رادیو کوچه
در پی تجمع مردم تونس برابر پاسگاه پلیس در شهر کاف، در شمال غربی این کشور، روز شنبه، دستکم دو تن در درگیری با نیروی پلیس کشته و هفده نفر نیز در این حادثه مجروح شدهاند. این درگیری به دلیل حمله معترضان به این پاسگاه پلیس روی داد.
به گزارش الجزیره، معترضان با متهم کردن رییس پاسگاه پلیس به سواستفاده از قدرت، خواهان برکناری او بودند.
به گفته یکی از مقام های وزارت کشور تونس، حدود یک هزار تظاهرکننده در برابر این پاسگاه تجمع کرده بودند.
به گفته این مقام دولتی، معترضان سپس با سنگ و بمبهای آتش زا به پاسگاه حمله کردند و پلیس به سوی آنها آتش گشود.
این در حالی است که اتحادیههای کارگری با رد این اظهارات، جمعیت معترضان را سیصد نفر اعلام کرده است.

درگیریهای روز شنبه در حالی رخ داد که دولت این کشور از این روز منع تردد شبانه را دو ساعت کاهش داده بود.
در پی کنارهگیری زینالعابدین بنعلی، رییس جمهوری سابق تونس از قدرت در ماه ژانویه، اوضاع در این کشور به تدریج آرام شده است ولی معترضان کماکان خواهان اخراج کلیه افراد مرتبط با حکومت او از پستهای دولتی هستند.
گفتنی است سازمان ملل متحد در گزارشی تعداد کشتهشدگان ناآرامیهای تونس را 219 نفر عنوان کرده و گفته است بیشتر قربانیان به وسیله پلیس کشته شدهاند.
بیشتر بخوانید:
«صدور حکم بازداشت رییسجمهوری فراری تونس»
یکشنبه 17 بهمن 89 /6 فوریه 2011
اجرا: اعظم
استودیو: دامون
تقویم تاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات یکشنبه ایران
دایرهی شکسته-«با من تا پایان عشق برقص»- مهشب تاجیک
بخش اول خبرها
میکروفن- «آنجا هم همیشه خوشگذرانی نیست»- شکوفه
روزنگاشت- «گیلان در جنبش مشروطیت»- محبوبه
رادیو لیچار- فرورتیش رضوانیه
بخش دوم خبرها
گفتوگوی روز- «آقای دو حنجره شیطانپرست است»- اردوان روزبه
مجله خبری کابل- آرین
مجله جاماندگان- «تقدیر خدایان را تغییر دهید»- شراره سعیدی
بخش سوم خبرها
رادیو کوچه
منبع: هراکادیلی
گروه تندروی اسلامگرا در پنانگ، از شهرهای مالزی، پس از اعلام برگزاری کنسرت محسن نامجو خواننده ایرانی مقیم اروپا در این کشور، از دولت مالزی خواست تا مجوز این کنسرت را لغو کند. گروه اسلامگرا این درخواست را به دلیل آنچه «کفرآمیز و توهین به مقدسات» مینامد، عنوان کرده است.
به گزارش هراکادیلی، این درخواست را محمد ادریس، رییس گروه اسلامگرا به هشامالدین حسام، وزیر داخلی دولت ارایه و در آن تصریح کرده است: «محسن نامجو، خواننده ایرانی مقیم اروپا در یکی از ترانههایش به قرآن (کتاب مقدس مسلمانان) توهین کرده است.»
وی در ادامه اظهار داشت: «نامجو سال گذشته از سوی دادگاههای ایران تحت تعقیب قرار گرفته و با صدور حکمی در این دادگاهها به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم به دلیل توهین او به قرآن در ترانهاش صادر شده است. نامجو پس از آن به دلیل این توهین عذرخواهی کرده و گفته قصد او بیاحترامی به قرآن نبوده، اما پس از چندی عذرخواهی خود را پس گرفته است.»
محسن نامجو در خصوص این ترانه عنوان کرد که وی در مقابله با «خود-سانسوری» این ترانه را سروده و هدفش اعتراض به رهبر انقلاب اسلامی، آیتاله خمینی بوده که در سال 1979 پس از سرنگون کردن حکومت شاهنشاهی وعده «ایران مدرن» را داده، که محقق نشده است.
ادریس در این نامه از دولت خواسته است از برگزاری این کنسرت که او آن را «کفرآمیز» میخواند و در 18 فوریه در کوالالامپور پایتخت مالزی اجرا میشود، جلوگیری بهعمل آورد.
محسن نامجو در خصوص این ترانه عنوان کرد که وی در مقابله با «خود-سانسوری» این ترانه را سروده و هدفش اعتراض به رهبر انقلاب اسلامی، آیتاله خمینی بوده که در سال 1979 پس از سرنگون کردن حکومت شاهنشاهی وعده «ایران مدرن» را داده، که محقق نشده است.
محمد ادریس در پاسخ به این سخن نامجو آورده است: «او تنها به رهبر انقلاب اسلامی، آیتاله خمینی توهین نکرده بلکه به قرآن، خدا و محمد، پیامبر مسلمانان بیاحترامی کرده و ویدئوی آن را وبسایت یوتیوب قابل مشاهده است.»
رییس گروه اسلامگرا در ادامه افزود: «همچنین محسن نامجو در سومین آلبوم خود به نام «آخ» (Oy) که مورد تحسین کشورهای غربی قرار گرفته به برخی از حرکتهای جنسی اشاره کرده که نوعی بیاحترامی به رفتارهای مسلمانان است.»

محسن نامجو در خصوص عقاید سنتیای که در کشورش ایران وجود دارد بیپرده و شفاف سخن میگوید. او همچنین در استفاده از کلمات و واژههای جنسی هیچگونه ابایی ندارد، یا قرار گرفتن در شخصیت رهبر جمهوری اسلامی در ترانه «گلادیاتور»، یا آوازخوانی قرآن در برابر دیگران (که به نظرش در این کار هیچگونه قصد توهین و بیاحترامی نداشته است)، در ترانه «شمس» و یا تشریح یک رابطه جنسی در موزیک «بینظیر» که متنهای آلبومهای نامجو در «وورد پچ» قابل مشاهده است.
مخاطبان کنسرت محسن نامجو در مالزی بیشک دانشجویان ایرانی و برخی از خارجیهای مقیم کلانگ در مالزی هستند. این در حالی است که در این چند سال تعداد دانشجویان ایرانی روند رو به رشدی داشته که بیشتر آنها از وضعیت خوب و مناسب اقتصادی در ایران و مالزی برخوردار بودهاند. آنها از جمله افرادی هستند که به عنوان حامیان جوامع سکولار مانند همملیتشان در اروپا و آمریکا شناخته میشوند.
این افراد کسانی هستند که توسط ویزای دانشجو و یا ویزای خانه دوم در مالزی بهسر میبرند.
خبر / رادیو کوچه
دادگاه سارا شورد، جاشوا فتال و شین باوئر سه آمریکایی متهم به «جاسوسی و ورود غیرقانونی» به خاک ایران روز یکشنبه، ششم فوریه برگزار میشود.
غلامحسین محسنی اژهای، دادستان کل و سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی پیشتر اعلام کرده بود این افراد ششم فوریه، هفدهم بهمن، محاکمه خواهند شد.
این در حالی است که مقامهای قوه قضاییه، خانم شورد را در سپتامبر سال گذشته به قید ضمانت آزاد کرد تا به آمریکا بازگردد. پیشبینی میشود محاکمه او به صورت غیابی برگزار شود.
مسعود شفیعی، وکیل این سه نفر در مصاحبهای عنوان کرد او با جاشوا فتال و شین باوئر پیش از برگزاری جلسه محاکمه دیدار نکرده است.
از سویی دیگر محاکمه این سه نفر در حالی برگزار میشود که روابط تهران و واشنگتن بر سر برنامه اتمی ایران دچار تنش است.
محاکمه این افراد قرار بود در ماه نوامبر برگزار شود ولی به خاطر عدم احضار خانم شورد به عقب افتاد.
آقای شفیعی میگوید انتظار ندارد که سارا شورد به ایران بازگردد.
لازم به یادآوری است این سه آمریکایی که به اتهام ورود غیرقانونی در سال 2009 بازداشت شدهاند اتهام جاسوسی را رد کرده و گفتهاند اگر وارد خاک ایران شده باشند، این اتفاق به صورت تصادفی بوده است.
آمریکا این اتهامها را بی اساس میداند و خواستار آزادی جاشوا فتال و شین باوئر شده است.
بیشتر بخوانید:
«صدور قطعنامه دانشجویی برای آزادی دو کوهنورد آمریکایی»
«دیدار اوباما با سارا شورد در کاخ سفید»
«سارا شورد اتهام جاسوسی را رد کرد»
«سارا شورد پس از ترک ایران وارد عمان شد»
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
هفدهم بهمن برابر با سالروز درگذشت «ابراهیم فخرایی» روزنامهنگار، وکیل و پژوهشگر ایرانی است. او زاده سال 1278 خورشیدی بود و در سال 1366 درگذشت. فخرایی در دوران بازنشستگی به تالیف اشتغال داشت که از آثار معروف او میتوان «گیلان در جنبش مشروطیت» و «سردار جنگل» را نام برد.
«ابراهیم رضازاده فخرایی» در سال 1278 در «رشت» زاده شد. پدرش «حاج رضا»، تاجر متدین و با تقوای گیلان بود که ضمن رسیدگی به امور تجارتی، به حل و فصل اختلافات مردم، به ویژه بازرگانان میپرداخت و از اعتماد کامل عامه بر خوردار بود. ابراهیم تحصیلاتاش را در یک مکتب محلی آغاز کرد و در سن پنج سالگی تحصیلات مدرن را در مدرسه پی گرفت و در سن شانزده سالگی برای ادامه تحصیل به کالجی در بیروت رفت ولی گسترش جنگ جهانی اول او را مجبور کرد پس از هفده ماه به ایران بازگردد.
برای ادامه تحصیل به تهران رفت در آنجا در دبیرستانهای «سیروس» و «دارالفنون» تحصیل کرد. در تابستان 1918 او به گیلان بازگشت و به وسیله برادرش با «میرزا کوچکخان» آشنا شد و به نهضت او پیوست و تا شکست نهضت در پاییز 1921 با آنها باقی ماند و سرپرست امور فرهنگی نهضت شد.
او در دوران مسولیتش، در نهضت چندین مدرسه در صومعهسرا، فومن و ماسوله ساخت. شرح دورانى که وى با میرزا کوچکخان بوده است در کتابى به نام «سردار جنگل» به قلم خود وى آمده است. وی پس از شکست نهضت جنگل مدتى در اسارت بود و با اعلان عفو عمومى، به «انزلى» رفت و در آنجا مدیر مدرسه شش کلاسه شد. اما با توجه به این که میزان حقوق خود و معلمینش پایین بود، دست به اعتصاب زدند که باعث اخراجش از کار شد.
با این اتفاق، ابراهیم فخرایی به رشت بازگشت، و در آنجا در سال 1302 امتیاز روزنامهاى به نام «پیام» را گرفت که پیش از انتشار روزنامه، با انتشار بیانیهاى به نام «طلیعه» روزنامه توقیف شد. سپس با همکارى «محمود طلوع» روزنامهى «طلوع» را منتشر کرد. مدتى به این ترتیب گذشت، تا به سبب نوشتن مقالهاى علیه نمایندهى تیپ مستقل در شمال، به زندان افتاد. اما با عوض شدن رییس معارف گیلان، او دوباره به فرهنگ بازگشت و تدریس در دبیرستان آغاز کرد.
فخرایی نوشتن را رها نکرد و در این دوران براى روزنامه و مجلههاى «فکر جوان»، «صورت»، «فرهنگ» و «پرورش» مقاله مىنوشت. گفته میشود وی در هفتم دى 1304 امتیاز روزنامهى «رشت» را از شوراى عالى معارف رشت گرفت ولى هرگز موفق به انتشار آن نشد.

در سال 1306 مجلهاى به نام «فروغ» دایر کرد که به مدت یک سال و در دوازده شماره منتشر شد. وى همچنین یک دوره تاریخ ایران براى سال سوم مدارس ابتدایى به صورت کتاب درسی در سال 1307 منتشر کرد. اما در همین سال به دلیل برانگیختن دانشآموزان برای اعتصاب و حمایت از یک دانشآموز اخراج شده، از سمت آموزشیاش در رشت اخراج شد و به تهران رفت.
ابراهیم فخرایی در تهران پس از مدتی مدیریت مدرسه «منوچهرى» را به عهده گرفت و با شرکت در یک دورهى قضایى، وکیل شد و به رشت بازگشت. او در طول خدمات قضاییاش در مقام ریاست دادگستری در شهرستانهای اردبیل، اراک، بروجرد، ملایر، آبادان و گیلان منشا خدمات قضایی بود ولی به دلیل ایستادگی در مقابل صاحبان قدرت، هیچگاه نتوانست در یک جا اقامت دایم داشته باشد و مدام از یک شهر به شهر دیگر فرستاده میشد. او در سال 1333 به درخواست خودش از کار دولتی بازنشسته شد.
فخرایی در سال 1334، روزنامهى فروغ را به جاى مجلهى فروغ منتشر کرد که فقط براى مدت یک سال دوام آورد و سپس به عنوان «دبیر حزب جنگل» مشغول به کار شد که توسط چندی از یاران سابق میرزا کوچکخان تشکیل شده بود و به همراه حزب ناسیونالیست ایران به ائتلاف با حزب توده ایران پیوست.
اما بعد از آن فخرایی در دوران بازنشستگى به مطالعه و جمعآورى یادداشتهایش پرداخت و آثارى را منتشر کرد. از جمله آثار او میتوان به: گیلان در جنبش مشروطیت (1352)، گیلان در قلمرو شعر و ادب (1356)، گیلان در گذرگاه زمان (1354)، از هر چمن گلى، مشاهیر گیلان، سردار جنگل (1344) و گزیده ادبیات گیلکی (1358)، اشاره کرد.
سرانجام ابراهیم رضازاده فخرایی در هفدهم بهمن سال 1366 در تهران درگذشت و در همان جا دفن شد. اما در سال 1370 یعنی چهار سال بعد از مرگش بقایای جنازهاش به رشت منتقل شد و در نزدیکی قبر میرزا کوچکخان به خاک سپرده شد.
منبعها:
گوگل
ویکیپدیا
دانشگاه علوم پزشکی و خدماتبهداشتی، درمانی کرماشاه
سایت ایران نام
شورای دفاع از حق تحصیل
روند نامبارک صدور احکام غیرقانونی و طولانی مدت حبس برای دانشجویان محروم از تحصیل همچنان ادامه دارد.
در روزهای گذشته برای نوید خانجانی دانشجوی محروم از تحصیل و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی حکم سنگین 12 سال حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب تهران صادر شد.
آقای خانجانی در حالی با این حکم سنگین روبهرو شده است که پیش از این در سالهای 84، 86 و 87 به علت اعتقاد به آیین بهایی به طرز کاملن غیرقانونی از ثبتنام در دانشگاه در دوره کارشناسی و حق تحصیل محروم شده است.
دستکم چهار عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر به نامهای نوید خانجانی، سعید جلالیفر، کوهیار گودرزی و شیوا نظرآهاری به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز و قانونی در دفاع از حقوق بشر با محرومیت از تحصیل و احکام سنگین حبس و حبس در تبعید مواجه شدهاند.
محروم کردن دانشجویان از حق تحصیل به دلایل عقیدتی و سیاسی نقض آشکار اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نظیر: بندهای 3، 9، 14، اصل سوم و اصول 19، 20، 22،30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتن میگوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
دستکم چهار عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر به نامهای نوید خانجانی، سعید جلالیفر، کوهیار گودرزی و شیوا نظرآهاری به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز و قانونی در دفاع از حقوق بشر با محرومیت از تحصیل و احکام سنگین حبس و حبس در تبعید مواجه شدهاند
محروم کردن دانشجویان بهایی و دیگر دانشجویان به دلایل عقیدتی و سیاسی از حق اولیه تحصیل توسط نهادهای دولتی و با استناد به یک «مصوبه غیرقانونی نهاد فراقانونی و غیرقانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی» در شرایطی صورت میگیرد که علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سیام قانون اساسی که دولت را به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و همچنین گسترش وسایل تحصیلات عالی رایگان برای عموم ملت موظف کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار نماید.
اصول 19 و 20 قانون اساسی در این خصوص مقرر میدارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ،نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»
واژه «ملت» یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل میشود. بر همین اساس شهروندان بهایی و همه اقلیتهای مذهبی نیز مانند دیگر آحاد جامعه باید از حقوق مصرح در قانون اساسی از جمله حق اولیه تحصیل برخوردار باشند.
مضاف بر این دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1363 به «کنوانسیون بینالمللی منع و مجازات جنایت آپارتاید» پیوسته و به پیروی از مفادقانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مزبور که مصوب 63/11/4 مجلس شورای اسلامی است، ملزم میباشد. مستفاد از بند ج ماده 2 قانون یاد شده «هر گونه اقدامات قانونی و یا اقدامات دیگر که منظور از آنها بازداشتن گروه و یا گروههایی از مشارکت در زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، ایجاد تعمدی شرایطی جهت جلوگیری از توسعه یک چنین گروه یا گروههایی بهخصوص با محروم کردن اعضای یک گروه و یا گروههای نژادی از حقوق بشر و آزادیها شامل: حق کار، حق تشکیل اتحادیههای کارگری مجاز، حق تحصیل، حق ترک و بازگشت به وطن، حق داشتن ملیت، حقآزاد بودن در رفت و آمد یا اقامت، حق آزادی عقیده و بیان، حق آزادی تشکیل مجمع و یا انجمن مسالمتآمیز» باشد، مصداق «جنایت آپارتاید» به شمار میرود.
در ماده 5 قانون مذکور آمده است که «افراد متهم به ارتکاب اعمالی که در ماده 2 این کنوانسیون بیان گردیده است، ممکن است توسط دادگاه ذیصلاح هر کشور طرف این کنوانسیون که در مورد مشخص متهم دارای صلاحیت قضایی دولت، محاکمه و یا توسط دیوان کیفری بینالمللی از سوی آن کشورهای طرف که صلاحیت آنرا پذیرفتهاند محاکمه شوند.»

شورای دفاع از حق تحصیل بر مبنای موازین شناخته شده حقوق بشری و حقوق بینالملل و به ویژه ماده 17 میثاق جهانی حقوق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که به سبب عضویت دولت ایران در آن، بخشی جدایی ناپذیر و لازم الاتباع از حقوق داخلی ایران نیز محسوب میگردد، حق تحصیل را حق بدیهی هر انسان میداند و قوین پیگرد و زندانی ساختن فعالان حق تحصیل در ایران و به ویژه فعالان حق تحصیل اقلیتهای مذهبی را محکوم مینماید.
همچنین شورا خواهان لغو احکام همه دانشجویان زندانی و محروم از تحصیل و خصوصن حکم سنگین 12 سال حبس تعزیری نوید خانجانی و دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر میباشد.
شورای دفاع از حق تحصیل اعمال تبعیض تحصیلی علیه دانشجویان بهایی توسط مقامات دولتی را به شدت محکوم کرده و خواهان محاکمه وزیر علوم و رییس سازمان سنجش کشور به جرم «جنایت آپارتاید» و «نقض قوانین اساسی و موضوعه کشور» میباشد.
شورا خواهان پایان دادن آپارتاید اموزشی اعمال شده از سوی وزارت علوم و سازمان سنجش کشور میباشد و جریان حاکم را به رعایت قوانین داخلی جمهوری اسلامی و تعهدات بینالمللی ایران مبنی بر رعایت حقوق اقلیتهای مذهبی و رفع تمامی اشکال تبعیض، خصوصن تبعیض آموزشی دعوت مینماید.
بهمن 1389
خبر / رادیو کوچه
گروه اسلامگرای اخوان المسلمین با تجدیدنظر در موضع قبلی خود، تصمیم گرفته است با دولت حسنی مبارک وارد مذاکره شود. این در حالی است که اخوان المسلمین پیشتر عنوان کرده بود تا زمانی که حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر از قدرت کنار نرود، با دولت مذاکره نخواهد کرد.
به گزارش رویترز، گفتوگوهای طرفین روز یکشنبه ساعت ۱۱ صبح به وقت محلی آغاز میشود.
هدف اخوان المسلمین از ورود به مذاکرات، محک زدن دولت در جدی بودن در برابر درخواستهای مردم عنوان شده است.
عمر سلیمان، معاون حسنی مبارک، روز شنبه با تعدادی از گروههای مخالف دولت گفتوگو کرد. اما جزئیاتی از این مذاکرات اعلام نشده است.
مقامهای کاخ سفید اعلام کردند که جو بایدن، معاون رییس جمهوری آمریکا روز شنبه با عمر سلیمان تماس گرفت و از او درباره پیشرفت در مذاکرات با احزاب مخالف سوال کرد.
لازم به اشاره است بعداز ظهر شنبه اعضای دفتر سیاسی حزب دموکراتیک ملی مصر، حزب حاکم که رهبری آن بر عهده، رییس جمهوری این کشور حسنی مبارک است، از سمتهای خود کنارهگیری کردهاند.
بیشتر بخوانید:
«استعفای مبارک واعضای دفتر سیاسی حزب حاکم مصر»
رادیو کوچه
1366 خورشیدی- تشکیل «مجمع تشخیص مصلحت نظام» به فرمان آیتاله خمینی. اختلاف نظرهای مورد بحث در سالهای نخست شکلگیری نهادهای قانونگذاری عمدتن در دو موضوع قانون کار و قانون اراضی شهری بیش از همه ظهور پیدا کرد.
سرانجام پس از مکاتباتی بین مقامات عالیرتبه و ذیربط وقت کشور، درخواستی در بهمن ماه 1362 به امضا رییس جمهوری وقت (آیتاله خامنهای)، رییس وقت مجلس شورای اسلامی آیتاله هاشمی رفسنجانی، رییس وقت دیوان عالی کشور آیتاله موسوی اردبیلی، نخستوزیر وقت آقای مهندس میرحسین موسوی و سید احمد خمینی به آیتاله خمینی برای چارهجویی ارسال شد. این مجمع که در آغاز تاسیس، صرفن به منظور تشخیص مصلحت در موارد اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان تاسیس شده بود، هنگامیکه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1368 مورد بازنگری قرار گرفت پس از بحثهای مشروح درباره جایگاه مجمع تشخیص مصلحت، وظایف یازده گانهای مستند به اصول 112، 111، 110 و 177 برعهده این مجمع قرار گرفت، تا به عنوان حلقه تکمیلی در حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و در شرایط مختلف ایفای نقش کند.
ریاست مجمع از ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ بر عهدهی علی خامنهای و از ۱۳۶۸ تاکنون برعهدهی علیاکبر هاشمی رفسنجانی است.
1804 میلادی- «جوزف پریستلی» (Joseph Priestley) شیمیدان و فیلسوف انگلیسی، در این روز درگذشت. وی در سال 1794 میلادی به آمریکا رفت و آنجا ساکن شد. در سال 1774، گاز اکسیژن را کشف کرد. پریستلی، اکسیژن را با حرارت دادن اکسید جیوه به دست آورد. یک شیمیدان سوئدی به نام «کارل شیله» (Carl Wilhelm Scheele) دو سال قبل از آن، اکسیژن را کشف کرده بود، اما تا سال 1777 در این مورد چیزی به کسی نگفت. پریستلی همچنین اولین کسی بود که گازهای آمونیاک و دیاکسید گوگرد را ساخت .
2003 میلادی- روز بینالمللی عدم هرگونه مدارا با مثله کردن جنسی زنان یکی از روزهای آگاهی دهنده بینالمللی مورد حمایت سازمان ملل است که برای ۶ فوریه هر سال انتخاب شده و به مبارزه با بریدن آلت تناسلی زنان (ختنه زنان) اختصاص دارد.
نخستین بار در سال 2003 «استلا اوباسانجو» (Stella Obasanjo)بانوی اول نیجریه در کنفرانسی که توسط کمیته بین آفریقایی مناسک سنتی تاثیرگذار بر سلامت زنان و کودکان برگزار شد این روز را پیشنهاد کرد. سپس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل این روز را به عنوان یکی از روزهای بینالمللی سازمان ملل تصویب کرد.
گمان میرود که ظهور آداب مربوط به بریدن آلت تناسلی زنان برای اولین بار در مصر باستان در دره رود نیل اتفاق افتاده باشد، و از آنجا به نواحی اطراف مانند حوزه رود نیل، شمال شرقی و غرب آفریقا گسترش یافته باشد. این عمل پیامدهای منفی بسیاری بر سلامت و روان دختران و زنان دارد. سازمان ملل متحد برنامهای برای کاهش قابل ملاحظه میزان انجام این عمل تا سال ۲۰۱۵ دارد و اقداماتی برای برچیدن این رسم در دو سطح جامعه و ملی پیشنهاد کرده است.
1911 میلادی- «رونالد ریگان» (Ronald Wilson Reagan) رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا در دهه ۸۰ میلادی، در چنین روزی زاده شد. ریگان با اتکا به اوجگیری احساسات راستگرایانه در آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا سال ۱۹۸۰ به پیروزی رسید. وی در سال ۱۹۸۹ در حالی کاخ سفید را ترک کرد که دو سوم مردم آمریکا عملکرد وی را در دوران زمامداریش مورد تایید قرار دادند.
وی اگرچه دورانی طلایی را به عنوان بازیگر سینما سپری کرده بود، رفته رفته جذب حزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا و در نهایت عضو فعال این حزب در سال ۱۹۶۶ شد.
ریگان تا سال ۱۹۷۵ فرماندار ایالت کالیفرنیا بود. وی در رقابتهای انتخاباتیاش در مقابل «جیمز ایرل کارتر» شعارهای میانهرو داد و توانست از نارضایتی دموکراتها علیه اقدامات کارتر بهرهمند شود.
او در سال ۱۹۹۴ دچار بیماری آلزایمر شد و ده سال بعد بر اثر همین بیماری درگذشت .
1922 میلادی- در چنین روزی کشورهای آمریکا، فرانسه، انگلستان، ایتالیا و ژاپن معاهده تحدید سلاحهای دریایی را امضا کردند و کنفرانس تاریخی و مهم مربوط به «تحدید تسلیحات بینالمللی» به کار خود پایان داد. کنفرانس «تحدید تسلیحات بینالمللی» از روز 13 نوامبر 1921 میلادی در «واشنگتن» پایتخت آمریکا آغاز به کار کرده بود. از مهمترین تصمیمات این کنفرانس منع استعمال گازهای سمی بود.
——————————————–
برخی از رویدادهای دیگر
1366 خورشیدی- استاد «ابراهیم فخرایی» محقق معاصر ایران دیده از جهان فروبست. فخرایی در رشت متولد شد. استاد در دوران نهضت جنگل همراه و یار «میرزا کوچک خان» بود و مدتی هم به وزارت عدلیه وی درآمد. کتابهای ارزندهای چون «تاریخ ایران»، «سردارجنگل» و «گیلان در جنبش مشروطیت» از جمله آثار وی به شمار میروند.
1757 میلادی- گازکربنیک توسط «ژوزف بلاک» کشف شد. ژوزف بلاک شیمیدان و فیزیکدان اسکاتلندی در 15 نوامبر سال 1728 میلادی متولد شد و تحصیلات خود را در دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند به پایان رساند و سپس در همان دانشگاه به مقام استادی رسید. وفات وی را در اول ژوئن سال 1799 میلادی ذکر کردهاند.
1945 میلادی- زادروز «باب مارلی» خواننده صاحبسبک، آهنگساز، نوازنده گیتار و فعال اجتماعی جاماییکایی.
رادیو کوچه
عمر امیرالای، فیلمساز سرشناس سوری و از فعالان جامعه مدنی این کشور روز شنبه به علت حمله قلبی در سن ۶۷ سالگی در دمشق درگذشته است. این فیلمساز از معروفترین کارگردانان جهان عرب به شمار میرفت.
به گزارش بیبیسی، آقای امیرالای سازنده فیلمهایی است که در آن به شدت از حزب بعث، حزب حاکم سوریه که پنج دهه پیش در این کشور به قدرت رسیده، انتقاد شده است.
او بارها حزب بعث و رهبران آن را به خاموش کردن شعلههای خلاقیت متهم کرده و گفته است آنها سینما رفتن به عنوان یک سرگرمی برای مردم این کشور را تقریبن از بین بردهاند.
بیشتر فیلمهای عمر امیرالای در سوریه ممنوع شدند و به نمایش در نیامدند.
آقای امیرالای یک هفته قبل از مرگ، بیانیهای در حمایت از معترضان ضددولتی در مصر امضا کرده بود.
رییس انجمن نمایشگاههای ایران روز شنبه اعلام کرد گواهی حضور مدیران و مجریان برگزاری نمایشگاههای ایران در دوره مدیریت نمایشگاهی ایران (EMD) از سوی انجمن نمایشگاههای جهان UFI صادر میشود.
سید محمد سیدی در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی و خبری نمایشگاههای ایران با اشاره به جزییات برگزاری دوره مدیریت نمایشگاهی ایران (EMD) اظهار داشت: «دوره مدیریت نمایشگاهی ایران (EMD) با حضور برجستهترین اساتید دانشگاهی صنعت نمایشگاهی جهان از دانشگاه نومبرگ آلمان در حال برگزاری است که مورد تایید انجمن نمایشگاههای جهان بوده و زیر نظر این انجمن نسبت به ارتقای این صنعت فعالیت مینماید.»
وی افزود: «نخستین دوره مدیریت نمایشگاهی ایران (EMD) در مدت 4 هفته برگزار خواهد شد که دو هفته به صورت حضوری بوده و دو هفته به صورت آموزش الکترونیکی و از راه دور (e – learning) برگزار خواهد شد.»
رییس انجمن نمایشگاههای ایران تصریح کرد: «سازمان توسعه تجارت ایران به صورت رسمی این دوره و مدرک صادر شده از سوی انجمن نمایشگاههای جهان را به رسمیت شناخته و حتا نمایندگان آن به صورت تخصصی در این دوره حضور جدی دارند.»
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی و خبری نمایشگاههای ایران، نخستین دوره مدیریت نمایشگاهی ایران (EMD) با همکاری نمایشگاه بینالمللی مشهد و دانشگاه نومبرگ آلمان، حمایت سازمان توسعه تجارت ایران، انجمن نمایشگاههای ایران، انجمن صنفی برگزارکنندگان نمایشگاههای ایران، اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و اتاق تعاون ایران و نمایشگاه بینالمللی تهران از 16 الی 21 بهمن ماه در مشهد برگزار میشود.
رادیو کوچه
روز شنبه، در هفته بیستویکم لیگ برتر فوتبال ایران و پس از وقفه ایجاد شده به دلیل برگزاری بازیهای جام ملتهای آسیا، پرسپولیس دو بر صفر صنعت نفت آبادان را در ورزشگاه آزادی شکست داده است.
پرسپولیس با این برد ۳۳ امتیازی شد، اما در رده ششم جدول باقی ماند. نفت آبادان با ۲۸ امتیاز در مکان نهم قرار گرفت.
این هفته، ذوب آهن، صدرنشین لیگ در خانه با دو گل مقابل سایپا شکست خورد و سپاهان در زمین شاهین بوشهر به تساوی بدون گل رسید.
دیدار تیمهای پاس همدان و تراکتورسازی تبریز هم ۰-۰ مساوی شد.
در سایر بازیهای روز شنبه، فولاد خوزستان ۲ بر یک نفت تهران را شکست داد، ملوان با دو گل برابر پیکان به برتری دست یافت و راهآهن با دریافت دو گل بازی را به صبای قم واگذار کرد.
در جدول ردهبندی، ذوبآهن با وجود باخت این هفته با ۴۲ امتیاز همچنان تیم اول است و سپاهان با ۶ امتیاز اختلاف در مکان دوم قرار دارد. تراکتورسازی تبریز با ۳۵ امتیاز و مس کرمان و استقلال با ۳۴ امتیاز در ردههای سوم تا پنجم هستند.
روز یکشنبه استقلال، مهمان استیل آذین قعرنشین است و مس کرمان در تبریز با شهرداری دیدار میکند.
بیشتر بخوانید:
«ذوب آهن رکورد شکستناپذیری مس را شکست»
«محسن یوسفبیک» مجری و بازیگر ایرانی سالهای دهه 60 پیش از ظهر روز شنبه پس از سپری کردن یک دوره بیماری درگذشته است.
بیشتر بخوانید:
«درگذشت یوسفبیک، بازیگر برنامه هشیار و بیدار»
Click here to view the embedded video.
Click here to view the embedded video.
Click here to view the embedded video.
خبر / رادیو کوچه
«محسن یوسفبیک» مجری و بازیگر ایرانی سالهای دهه 60 پیش از ظهر روز شنبه پس از سپری کردن یک دوره بیماری درگذشته است.
به گزارش فارس، محسن یوسفبیک در برنامه «هشیار و بیدار» در نقش «هشیار» همراه با علیرضا خمسه اجرای این مسابقه را برعهده داشتند که در زمان پخش خود، یکی از پربینندهترین برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان بود.
محسن یوسفبیک حضور در چند فیلم سینمایی و تلویزیونی را نیز در کارنامه هنری خود داشت.
ویدئو:
«یوسفبیک بازیگر هشیاروبیدار درگذشت»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
جام جم
1) نوریالمالکی: «دیگر نخستوزیر نمیشوم»
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100835046089
نوری المالکی، نخستوزیر عراق با تاکید بر اینکه برای دور سوم نخست وزیر نخواهد شد، گفت: «نظریه قانونی شدن دو دوره نخستوزیری را قبول دارم.»
2) احتمال فرار مبارک به آلمان یا شرمالشیخ
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100835048088
با گسترش اعتراضات مردمی و پافشاری آمریکا و اتحادیه اروپا مبنی بر انتقال فوری قدرت در مصر، احتمال میرود، مبارک برای معاینات پزشکی به آلمان سفر کند و یا به شرمالشیخ برود. این اقدام امکان تشکیل دولت جدید را فراهم میکند.
خراسان
1) رییس جمهوری: «استیضاح بهبهانی غیرقانونی بود»
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=11&day=17&id=572430
دکتر محمود احمدینژاد، رییس جمهوری روز گذشته در حاشیه بیست و چهارمین جشنواره بینالمللی خوارزمی به شدت از استیضاح و استیضاحکنندگان «حمید بهبهانی»، وزیر راه و ترابری به تازگی برکنار شده انتقاد کرد و این استیضاح را غیرقانونی خواند. دکتر احمدینژاد در عین حال که وعده داد در آینده درباره عملکرد مجلس با مردم سخن بگوید، استیضاحکنندگان وزیر راه و ترابری را نیز به باد انتقاد گرفت و با اشاره به مطالب مطرح شده در استیضاح گفت: «اگر این مطالب به عنوان ایراد به وزیر وارد باشد، صد برابر آن به استیضاحکنندگان وارد است.» رییس جمهوری همچنین از پیگیری نکردن موضوع استیضاح بهبهانی خبر داد از اینرو که ادغام وزارت راه با وزارتخانههای زیربنایی در حال انجام است.
2) ایران به باشگاه صادرکنندگان بنزین پیوست
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=11&day=17&id=572653
با راهاندازی فاز اول طرح توسعه پالایشگاه شازند در استان مرکزی ۲میلیون لیتر به تولید روزانه بنزین کشور افزوده و مجوز بازاریابی برای صادرات یک میلیارد لیتر بنزین تا پایان سال صادر شد.
رسالت
1) اوباما: «مبارک از قدرت کنارهگیری کند»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=53757
رییس جمهوری آمریکا در موضعی فریبکارانه خطاب به همتای مصری خود اظهار داشت که تظاهر به اصلاحات بیفایده است و آینده از آن ملت مصر خواهد بود.
2) البرادعی مهرهای آمریکایی- اسراییلی است
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=53774
نماینده مردم سمنان در مجلس خبرگان رهبری گفت: «البرادعی» مهرهای آمریکایی- اسراییلی است و مردم مصر باید مواظب دسیسه استکبار جهانی باشند.
کیهان
1) انفجار خط لوله انتقال گاز از مصر به اسراییل
http://www.kayhannews.ir/891117/16.htm#other1602
افراد ناشناس خط لوله گاز مصر به اسراییل را در منطقه مرزی العریش منفجر کردند.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، انفجار شدید در خط لوله انتقال گاز مصر به رژیم صهیونیستی به قطع گاز به اسراییل و وقوع آتشسوزی مهیبی در منطقه منجر شد.
2) پرداخت عیدی کارکنان دولت از هفته جاری
http://www.kayhannews.ir/891117/4.htm#other401
وزیر امور اقتصاد و دارایی از پرداخت عیدی 318 هزار تومانی کارمندان در هفته جاری و تصویب کلیات لایحه و تبصره های بودجه سال 90 در دولت خبر داد و گفت: «کارگروه سه جانبهای برای بودجه تشکیل شده و بهزودی لایحه از سوی دولت تقدیم مجلس میشود.»
همشهری
1) پاسخ مجمع تشخیص مصلحت به نامه رییس جمهوری
http://www.hamshahri.net/news-127454.aspx
مجمع تشخیص مصلحت نظام در آستانه سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی مبنی بر تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام -17 بهمن- به بندهای مختلف نامهای که محمود احمدینژاد اوایل بهمن ماه خطاب به نمایندگان نوشته بود پاسخ داد و آورد: «شان مجمع در مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان و سیاستهای کلی، شان تشخیص مصلحت است که در واقع شان رهبر نظام است و مجمع بهعنوان هیت مستشاری رهبری این شان رهبر را بر عهده دارد.
به همین لحاظ اعتبار مصوبات مجمع برتر از مصوبات سایر نهادهای قانونی است و بنا به تفسیر شورای محترم نگهبان «هیچ یک از مراجع قانونگذاری حق رد، ابطال، نقض و فسخ مصوبه مجمع را ندارد.» در نتیجه به نظر میرسد اعتراض به مصوبات قانونی مجمع و ایراد و اشکالات غیرموجه به آن نوعی بیتوجهی به قانون اساسی و اعتراض به مقام ولایت است و از هیچکس پذیرفته نیست.
2) مبارک از رهبری حزب حاکم مصر استعفا داد
http://www.hamshahri.net/news-127433.aspx
سی ان ان در خبری فوری اعلام کرد مبارک از رهبری حزب حاکم مصر (حزب دمکراتیک ملی) استعفا داده است. جمال مبارک پسر حسنی مبارک نیز از این حزب استعفا داده است.
حسام بدراوی (Hossam Badrawi) به عنوان دبیرکل جدید حزب معرفی شده که نماینده جناح لیبرال محسوب میشود.
دنیای اقتصاد
1) جهش 2 درصدی بورس در یک روز
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=242418
شاخص کل بورس اوراق بهادار روز گذشته رشدی بیسابقه را به میزان 461.15 واحد به ثبت رساند تا با این رشد 2.16 درصدی در مرز 22 هزار واحد قرار گیرد. بنابراین اطلاعات، بازدهی بورس تهران از ابتدای امسال تاکنون به 74 درصد رسیده است. این در شرایطی است که بازدهی شاخص طی سال گذشته 57.4 درصد بوده و اگر روند رشد شاخص بورس تا پایان سال تداوم یابد، سال 89، دومین سال پربازده بورس طی 12 سال اخیر و بعد از سال 82 با بازدهی 139 درصدی خواهد بود.
2) وعده ایجاد 2.5 میلیون شغل در یک سال
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=242502
محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهوری دیروز در آیین بهرهبرداری از سد مخزنی البرز در استان مازندران اعلام کرد که سال آینده، سال ایجاد حداقل 2 میلیون و 500 هزار شغل است که با این کار نرخ بیکاری به4.3 درصد میرسد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر