خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) به نقل از یک منبع آگاه در وزارت امور خارجه ایران، از حوادث اخیر بحرین ابراز نگرانی کرد و خواستار خویشتنداری و عدم توسل به خشونت و توجه به مطالبات مردم در منامه شد.
به گزارش ایرنا، یک منبع آگاه در وزارت امور خارجه ایران با داخلی خواندن مسایلی که طی روزهای اخیر در بحرین در حال وقوع است، ضمن ابراز نگرانی، خواستار خویشتنداری و عدم توسل به خشونت و توجه به مطالبات مردم در راستای تکمیل فرایند سیاسی در این کشور شد.
به گزارش کلمه، دولت ایران از گسترش اعتراضات در کشورهای عربی منطقه استقبال میکند، اما نسبت به معترضان ایرانی موضع متفاوتی میگیرد و ضمن متهم کردن آنها به فتنهگری، سرکوبهای مشابهی را علیه آنها اعمال میکند که در تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه قابل مشاهده بود.
در حالی که رژیم معمر قذافی در لیبی کوشیده است تظاهرات ‘روز خشم’ مخالفان را با ترتیب دادن یک راهپیمایی از سوی طرفداران خود در طرابلس، پایتخت این کشور، تحت الشعاع قرار دهد، گزارش ها نشان می دهد که شش نفر در جریان اعتراضات روز پنجشنبه در شهر بنغازی کشته شده اند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از نیکوزیا، در همین حال درگیری هایی در شهر زنتان در جنوب غربی پایتخت رخ داد که در جریان آن چندین ساختمان دولتی به آتش کشیده شد.
پایگاههای اینترنتی الیوم و المناره در مورد آنچه که سومین روز متوالی از اعتراضات علیه رهبر طولانی مدت لیبی خوانده شد، اعلام کردند که درگیریهای خشونت بار در شهر بنغازی در ساحل مدیترانه شش کشته برجای گذاشته است.
رمضان برکی سردبیر روزنامه قورینا در بنغازی به خبرگزاری فرانسه گفت: صدای تیراندازی در بخشهایی از این شهر شنیده شده است.
وی افزود: ‘این نخستین بار است که ما صدای تیراندازی در این شهر شنیدیم؛ با توجه به مشکلات، ما قادر نیستیم از تلفات احتمالی تیراندازی ها اطلاع حاصل کنیم.’
گذشته از این، گروهی از وکلای لیبی در مقابل ساختمان دادگستری در بنغازی تظاهرات کرده و خواستار تدوین قانون اساسی برای لیبی شدند.
در پایگاههای اینترنتی همچنین اعلام شده است که چهار نفر دیگر روز شنبه در شهر البیضا واقع در ۲۰۰ کیلومتری شرق بنغازی کشته شده اند.
مردم لیبی امروز (پنجشنبه) در پاسخ به فراخوان اینترنتی و برای اعلام درخواست های خود برای دریافت حقوق و آزادی های بیشتر به خیابانها آمدند.
به گزارش پایگاه خبری ‘الجزیره’، گزارش شاهدان عینی حاکیست، حدود ۵ هزار نفر از مردم لیبی در شهر البیضاء در شرق لیبی برای تشییع پیکر ۴ قربانی تظاهرات سه شنبه گذشته این شهر، به خیابانها آمدند.
تشییع کنندگان که از گروههای مختلف جامعه لیبی و افراد وابسته به قبایل بودند، یادآور شدند که مراسم تشییع با تظاهرات صلح آمیز علیه دولت لیبی و اعتراض به ابزارهای سرکوبی که توسط پلیس علیه مردم استفاده می شود، همراه بود.
در همین حال خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که صدها نفر از حامیان رهبر لیبی نیز امروز برای مقابله با تظاهرات ضد دولتی به خیابانها آمدند.
حامیان قذافی امروز به سمت میدان الاخضر در طرابلس، پایتخت این کشور حرکت کرده و شعارهایی در حمایت از قذافی و انقلاب سر دادند.
کودتای نظامی که در سال ۱۹۶۹ انجام شد و پس از آن قذافی به قدرت رسید، در لیبی به اسم انقلاب نامیده می شود.
بر اساس این گزارش، امروز عبور و مرور در خیابان ‘عمر المختار’ که خیابان اصلی پایتخت محسوب می شود، عادی بود و بانک ها و اماکن تجاری به فعالیت مشغول بودند و هیچ افزایشی در حضور نیروهای امنیتی دیده نمی شد.
در حالی که مخالفت آشکار در لیبی نادر است، این اعتراضات توسط فعالانی ناشناس در پایگاههای اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک و تویتر تبلیغ شده بود.
بر اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، دولت لیبی ۱۴ فعال، نویسنده و معترض را که برای برگزاری این تظاهرات تلاش کرده بودند، دستگیر کرده است.
محمد حسین خوشوقت و غلامعلی دهقان، مدیران مسئول سایت های خبری تحلیلی «فرارو» و «آفتاب» که شامگاه ٢۵ بهمن دستگیر شده بودند، روز پنجشنبه ٢٨ بهمن آزاد شدند.
به گزارش تابناک، پس از درج خبری در این دو سایت، مبنی بر “صدور مجوز تظاهرات برای راهپیمایی جنبش سبز به واسطه درخواست رئیس جمهور ترکیه”، مدیران مسوول دو سایت «فرارو» و «آفتاب نیوز» و همچنین مسئولان فنی آنها بازداشت شده بودند.
این دو مدیر مسئول می گویند که در روز ٢۵ بهمن، هدف حمله هکرها قرار گرفته بودند و این خبر با اراده آنها منتشر نشده بود.
لازم به ذکر است بامداد دوشنبه و چند ساعت قبل از آغاز تظاهراتِ حمایتیِ جنبش سبز از اعتراضات مردم منطقه، و در حالی که شامگاه قبل از آن، وزارت کشور اعلام کرده بود که مجوز صادر نخواهد شد، برخی رسانه ها به درج خبری مبنی بر “صدور مجوز راهپیمایی سکوت” توسط وزارت کشور مبادرت کرده بودند، با این مضمون که “وزارت کشور در پاسخ به در خواست عبدالله گل رئیس جمهور کشور ترکیه که هم اکنون در تهران به سر می برد، راهپیمایی سکوت امروز، ساعت سه ظهر، ٢۵ بهمن ماه را در صورت همکاری و مساعدت مردم مجاز و قانونی خوانده است.”
در آن خبر همچنین آمده بود: “وزارت کشور در ادامه پیام با اشاره به اینکه «مبادا گرفتار وسوسه عوامل های بیگانه و منافق شوید» افزود، در صورت تخطی از قوانین کشور و ایجاد صدمات مادی و معنوی، تمامی مسئولیت ها بر گردن رهبران جنبش سبز خواهد بود.”
غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه از حدود یک ماه ییش به عنوان مدیر مسئول سایت آفتاب معرفی شده و محمدحسین خوشوقت، مدیر مسئول سایت فرارو است که در دوران اصلاحات، مدیرکل مطبوعاتی وزارت ارشاد بود.
در واکنش به خبرسازی رسانه های اقتدارگرا، که با استناد به خبر دروغین بولتن جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادعا کرده بودند”سعیده منتظری برای راه اندازی شبکه ماهواره ای از کشور خارج شده”، ایشان ضمن تکذیب خبر فوق، آن را دروغ و تهمت و افترا خواند.
دختر مرحوم آیت الله منتظری، در تکذیبیه خود که در وبلاگش منتشر شده، آورده است: “خبری خلاف واقع با عنوان «سعیده منتظری برای راه اندازی شبکه ماهواره ای از کشور خارج شد» بر روی بولتن جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (شماره ۱۰۷۶ – مورخ ۱۴/۱۱/۸۹) می آید و متعاقب آن روزنامه ها و وبسایت های متعدد آن را نقل می نمایند؛ همانها که عملا معتقدند هدف وسیله را توجیه می کند، و در راه رسیدن به اهدافشان از دروغ و تهمت و افترا دریغ نمی ورزند. نمونه ای از این خبر را در اینجا می توانید ببینید.
من بر این باورم که اگر ما یک خبر خلاف واقع از میان این همه اخبار کذبی که این جماعت خصوصا در مورد پدر و یا علاقه مندان پدر نقل می کنند تکذیب نماییم، شاید حمل بر تأیید بقیه اخبار آنان گردد؛ و در این صورت مقصود حاصل نیست. اما فرمایش دوستان گرامی این است که این خبر کاملا شخصی است و اگر خلاف واقع است بایستی تکذیب شود.
به هر حال در این نوشتار کوتاه اذعان می نمایم که چنین خبری در مورد من و همسرم کذب محض است و اتهامی بیش نیست. حتی آنان در ارائه تصویر ما هم راه را به خطا رفته اند و تصویری دیگر را منتشر کرده اند.
امیدوارم خداوند بصیرتی عنایت فرماید که همگان دریابند فراتر از این دنیای فانی، سرایی باقی نیز هست؛ و در آن سرای پروردگار توبه پذیر اگر از حقوق الهی درگذرد از حق الناس که بر اساس دروغ و تهمت و افترا ضایع شده هیچ گاه در نمی گذرد. و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.”
مهدی کروبی: اگر غیرت و شجاعت دارید لااقل مانند حکومت شاه رفتار کنید، فوراً دادگاه علنی برای من تشکیل دهید و به رسانهها در داخل کشور اجازه دهید دفاعیات و اسناد من را منتشر نمایند تا نشان دهم براندازان اصلی چه کسانی هستند.
نرگس محمدی در نامه ای خطاب به فرمانده نیروی انتظامی استان تهران ضمن اشاره به مشکلاتی که برای وی و فرزندانش ایجاد و موجب سلب آرامش آنها شده، استمداد و درخواست تحقیق و پیگیری کرد.
به گزارش جرس، دراین نامه آمده است:”از آن مقام محترم تقاضا دارم با توجه به اینکه همسرم در بازداشت میباشد و من با دو فرزند خردسال ۴ سالهام در منزل خود احساس ترس و ناامنی مینمایم و متأسفانه دچار بیماریای میباشم که استرس و اضطراب چون سم مهلکی برای وجودم میباشد، برابر مقررات اقدام به تحقیق و پیگیری و برخورد با عاملان ایجاد عدم امنیت برای من و فرزندان کوچکم باشید و دستورات لازم را برای رفع نگرانی و تأمین امنیت جانی و روانی من و فرزندانم به عنوان ساکنان این شهر و شهروندان این مملکت مبذول فرمایید.”
متن کامل این نامه بشرح زیر است:
به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگانش
فرمانده محترم نیروی انتظامی استان تهران
با سلام و احترام
اینجانب نرگس محمدی، ساکن تهران، این نامه را به خاطر مسئولیت قانونی شما برای تأمین امنیت ساکنان شهر و از باب تظلمخواهی مینویسم و اگر مشکلاتی که در ادامه توضیح میدهم باعث سلب آرامش و امنیت من و فرزندانم نمیشد، هیچ گاه این نامه را نمینوشتم تا از سوی برخی بهانهگیران قانونشکن به جوسازی متهم نشوم. اما تداوم بعضی حرکات مشکوک مجبورم کرد که این عریضه را خدمتتان تقدیم کنم و بدین وسیله تقاضای تحقیق و پیگیری نمایم.
شرح ماجرا چنین است:
همان گونه که شاید خود مستحضر باشید، ساعت ۹ شب مورخ ۲۰/۱۱/۸۹ تعدادی لباس شخصی بدون حکم بازداشت همسرم و مجوز ورود به منزل و حریم خصوصی اینجانب و بدون ارائه حکم تفتیش اقدام به شکستن در منزل و ورود بدون مجوز به منزلم را نموده و موجب تشدید بیماری اینجانب و ایجاد هراس در کودکان خردسال ۴ سالهام شدند. به دنبال این ماجرا، ساعت ۵/۷ شب ۲۵/۱۱/۸۹ در حالی که همسایه طبقه پایین (که صاحب خانه ما هستند) قصد گذاشتن دو بسته آشغال را در کوچه داشتهاند با یک جوان ناشناس با لباس شخصی در خیابان و گوشه در منزل مواجه میشوند. این جوان در تاریکی کوچه و در کنار موتور خود ایستاده و گویا کشیک میکشیده است. همسایه محترم یک بسته آشغال را بیرون میگذارد و برمیگردد تا بسته دوم را هم ببرد که جوان ناشناس پایش را در میان در گذاشته و مانع بسته شدن آن میگردد و قصد ورود به حیاط مینماید. صاحب خانه محترم فریاد میزنند و در را دو دستی هل میدهند. جوان ناشناس پایش را بیرون میکشد و در محکم بسته میشود. این جوان پس از بسته شدن در، دستهایش را به بالای در قلاب میکند و خودش را به بالای در میکشد و داخل منزل را برانداز میکند. من که دو روز بود از بیمارستان مرخص شده بودم با آمدن صاحبخانه به طور هراسان به طبقه ما و بازگو کردن اتفاق، به شدت نگران و مضطرب شدم و ناچار با فرزندانم شبانه منزل را ترک کردم. هم چنین ساعت ۵/۱۰ صبح ۲۶/۱۱/۸۹ زنگهای مکرر و حرفهای بیربط و نامربوط یک مرد ناشناس ظاهراً دیوانه، باز موجب نگرانی در بین ساکنان منزل می شود.
ضمنا به استحضار آن مقام محترم میرسانم که این گونه حرکات مشکوک در رابطه با منزل ما و تهدید آسایش و امنیت روانی ساکنان بیسابقه نیست. شاید ضروری باشد به دو نمونه از این دست که در ماههای گذشته اتفاق افتاده نیز به عنوان سابقه این اعمال اشاره کنم: ساعت حدود ۵/۱۱ روز ۱۹ تیرماه افرادی ناشناس با زدن زنگ و کوبیدن مشت و لگد بر در حدود ۱۵ الی ۲۰ دقیقه به شدت و به طرز رعبانگیزی ایجاد سروصدا نموده و سپس دو نفر از آنها با گرفتن میلههای بالای در، خود را به بالای در رسانده و به داخل منزل نگاه کرده و لگدزنی کردند. این در حالی است که همسایه طبقه پایین منزل بیحال بر روی زمین افتاده و هراسان و شوکه شده بودند.
هم چنین حدود سه ماه پیش فردی که خود را محمدی نامیده، با معرفی نادرست خود و اغفال همسایه طبقه پایین (که خانمی مسن هستند) وارد منزل شده و در حالی که همسایه محترم به ایشان میگویند که شما چرا دروغ گفتید، طلب مقداری پول مینماید و سپس اقدام به بردن تلفن همراه و دزدی میکند.حال از آن مقام محترم تقاضا دارم با توجه به اینکه همسرم در بازداشت میباشد و من با دو فرزند خردسال ۴ سالهام در منزل خود احساس ترس و ناامنی مینمایم و متأسفانه دچار بیماریای میباشم که استرس و اضطراب چون سم مهلکی برای وجودم میباشد، برابر مقررات اقدام به تحقیق و پیگیریو برخورد با عاملان ایجاد عدم امنیت برای من و فرزندان کوچکم باشید ودستورات لازم را برای رفع نگرانی و تأمین امنیت جانی و روانی من وفرزندانم به عنوان ساکنان این شهر و شهروندان این مملکت مبذول فرمایید.
با تشکر و احترام فراوان
نرگس محمدی
۲۷ بهمن ۱۳۸۹
مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی، اعلام کرد که آقای کروبی حاکمیت فعلی را نه جمهوری میداند و نه اسلامی؛ و خواستار آن است که این حاکمیت لااقل شجاعت داشته باشد و برای اول محاکمه علنی برگزار کند.
به گزارش سحام نیوز، وی در صفحه خود در شبکه اجتماعی فیس بوک اعلام کرد که به عنوان مشاور آقای کروبی، پیام مستقیم ایشان را که به سختی توانسته دریافت کند، منتشر میکند.
در این پیام آقای کروبی قبل از هر چیز از همسایگان و اهالی صبور محل که دیشب بار دیگر تا حدود ساعت نیمه شب، ناچار شدند، شعارهای رکیکِ «لات»های حکومت را بشنوند، عذرخواهی کرده است.
متن منتشر شده در صفحه فیس بوک مجتبی واحدی به شرح زیر است:
دقایقی پیش با سختی فراوان با شیخ شجاع و افتخار آفرین، صحبت کردم. برای من که بیست و نه سال است با شیخ در ارتباط هستم، تعجبی نداشت که روحیه او با زمانی که رئیس مجلس بود، هیچ فرقی نکرده و حتی استوار تر از آن ایام، بر سر عهد خود با ملت ایستاده است. او از من خواست پیامش را به مردم ایران و همه آزادگان جهان برسانم:
یک – آقای کروبی قبل از هر چیز از همسایگان و اهالی صبور محل که دیشب بار دیگر تا حدود ساعت نیمه شب، ناچار شدند شعارهای رکیکِ « لات » های حکومت را بشنوند، عذرخواهی کرد.
دو – کروبی بار دیگر آمادگی خود را برای محاکمه در یک دادگاه علنی اعلام و خطاب به سران حکومت گفت: « اگر غیرت و شجاعت دارید لااقل مانند حکومت شاه رفتار کنید که اگر مبارزانی مانند طالقانی، گلسرخی، بخارایی و دهها مبارز با اندیشه های متفاوت را به بند می کشید، اجازه انتشار محاکمات آنها در رسانه ها را می داد.»
کروبی گفت: تکلیف صدا وسیمایِ دروغ پرداز مشخص است، اما اگر حاکمیت، شجاعت و غیرت دارد، فوراً دادگاه علنی برای من تشکیل دهد و به رسانه های مکتوب و مجازی در داخل کشور اجازه دهد دفاعیات و اسناد من را منتشر نمایند.
سه – کروبی پیامی هم برای آقایان قالیباف، ناطق نوری و حسن روحانی داشت. او با اشاره به اینکه شکستن همزمان سکوت این سه نفر و برخی ظرایف موجود در اظهار نظر آنها و نیز همزمانی آن با اطلاعیه دستوری هیئت رئیسه خبرگان، هر نوع تردید در خصوص الزام آقایان به اظهار نظر را برطرف می کند، از این سه نفر خواست با صدور اطلاعیه ای، محاکمه علنی او و اجازه انتشار دفاعیاتش در رسانه ها را نیز خواستار شوند.
چهار – کروبی از برخی شیرهای کاغذی حکومتی خواست اگر شجاعت وغیرت دارند، او را به صورت علنی محاکمه کنند تا او در یک دادگاه علنی نشان دهد براندازان اصلی چه کسانی هستند.
به گفته کروبی، براندازی قبلا توسط بخش هایی از حاکمیت انجام شده و آنچه امروز در کشور جاکم است، نه جمهوری است و نه اسلامی. یعنی جمهوری اسلامی توسط میراث خواران حکومتی، سرنگون شده است.
در پی بازداشت قانع ژاله برادر دانشجوی شهید “صانع ژاله”، نیروهای امنیتی در منزل خانواده وی مستقر شده و با اعمال فشار و تهدید از مصاحبه این خانواده با خبرنگاران جلوگیری کرده اند.
به گزارش دانشجونیوز، پیش از این نقش سردار زین الدین انصاریان، پسر خاله صانع ژاله، در دروغ سازی و اعمال فشار های گسترده بر علیه خانواده این شهید افشا شد، و قانع ژاله، برادر شهید، دیروز طی مصاحبه ای صریحا اعلام کرده بود که تمامی شایعه های نیروهای حکومتی در مورد صانع دروغ بوده و او هیچگونه وابستگی به بسیج ندارد.
این گزارش ها می افزاید، زین الدین انصاریان پسر خاله شهید صانع ژاله است که پس از به شهادت رسیدن این شهید در اعتراضات مردمی روز ۲۵ بهمن، به دروغ اعلام کرده است که وی بسیجی بوده است.
بر اساس این گزارش ها، نیروهای حکومتی داخل منزل شهید ژاله در شهرستان پاوه مستقر شده اند و به اعمال فشار بر این خانواده برای سکوت و عدم مصاحبه با خبرنگاران میپردازند.
همسر و خواهر سردار زین الدین در منزل شهید صانع ژاله در شهر پاوه حاضر شده اند و تلفن های منزل این شهید را در اختیار گرفته اند و تلفن های خبرنگاران را جواب می دهند.
در پی شهادت صانع ژاله توسط لباس شخصی های حامی دولت کودتا و بازداشت قانع ژاله برادر وی توسط عوامل سپاه، حال مادر شهید صانع به شدت وخیم است.
گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه ای تشدید سرکوب روزافزون در ایران را محکوم کرد. از روز ٢٠ بهمن مقامات ایران با ارسال پارازیت بر روی امواج تلویزیونی، حمله به سایتهای اینترنتی، ممانعت از کار رسانههای خارجی، و دستگیری حرفهکارانرسانهها، سرکوب آزادی بیان در ایران را تشدید کردهاند.
به نوشته وب سایت ار.اس .اف در تاریخ ٢۶ بهمن ماموران امنیتی لباس شخصی به منزل حسین کروبی مدیر اجرایی روزنامه توقیف شدهی اعتماد ملی حمله و پس از شکستن درب اصلی و در نبود وی در منزل، رفتاری خشونت آمیز با اعضای خانواده داشتهاند. ماموران امنیتی همچنان خانه را در اشغال خود دارند.
از سوی دیگر قانع ژاله برادر صانع ژِاله یکی از کشته شدگان تظاهرات ٢۵ بهمن پس از مصاحبه با صدای امریکا و تکذیب ادعای رسانههای دولتی مبنی بر وابستگی برادرش به بسیج و هواداری از حکومت، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
از تاریخ ٢٠ بهمن مقامات جمهوری اسلامی اقدام به سانسور گسترده رسانههایی کردند که در بارهی تظاهرات ٢۵ بهمن اطلاعرسانی میکنند.
گزارشگران بدون مرز حمله به سایتهای اطلاعرسانی و اختلال در اینترنت و شبکه تلفن موبایل را در ایران تائید میکند. بسیاری از سایتهای مستقل اطلاعرسانی و نزدیک به مخالفان از حمله جرس،کلمه،سایت اشتراک نظر بالاترین که یکی از پایگاههای اصلی هواداران جنبش اعتراضی است و سایت پربیننده گویا نیوز که اخبار متنوع را منتشر میکند، تحت حملات شدید قرار گرفتهاند. در بسیاری از مناطق ایران صفحات جیمیل، گوگل ریدر و یا صفحه ایمیل یاهو قابل دسترسی نیستند.
پیامگیر رادیو فردا که امکانی برای پخش اظهار نظر شنوندگان برای میلیونها شنونده در داخل کشور است، پس از حمله دچار اختلال شده است. آرمان مستوفی مدیر رادیو فردا با تائید حملات از ادامه داشتن آنها خبر داد، وی در بارهی انگیزه این حملات به گزارشگران بدون مرز گفت ” در کشوری که به سانسور کردن شهرت دارد هدف این ممانعت از اطلاع رسانی است”
در بخش دیگری از بیانیه گزارشگران بدون مرز آمده است :در تاریخ ٢٧ بهمن محمد حسین خوشوقت مدیر سایت فرارو و غلامعلی دهقان مدیر سایت آفتاب نیوز از سوی مقامات وزارت اطلاعات بازداشت شدند. سایت فرارو به همراه سایت سحام نیوز که نزدیک به مهدی کروبی یکی از رهبران جنبش اعتراضی در ایران است، از اولین قربانیان حملات اینترنتی هواداران حکومت ایران بودند.
این بیانیه افزوده است :علت دستگیری مدیران فرارو و آفتاب نیوز، انتشار خبری در تاریخ ٢۴ بهمن ماه در باره ” صدور مجوز از سوی وزارت کشور برای تظاهرات ٢۵ بهمن به درخواست عبدالله گل رئیس جمهوری ترکیه ” منتشر کرده بودند. مدیران این دو سایت اعلام کرده بودند انتشار خبر به دلیل هک شدن سایت بوده است. محمد حسین خوشوقت سالها در دوران ریاست جمهور اصلاحطلب محمدخاتمی مسئولیت بخش مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشت.
رئیس ستاد مشترک ارتش، دو وزیر و یک مقام دیگر بحرین در اعتراض به خشونت نیروهای نظامی در مقابله با تظاهرکنندگان و سرکوب آنها استعفا دادند.
خبرگزاری های دولتی ایران، اخبار مربوط به اعتراضات بحرین را به طور گسترده مورد پوشش قرار می دهند و رویکرد آنها در خصوص بحرین، کاملا برعکس شیوه مخابره اعتراضات در ایران است. هرچند آنها به شدت پرهیز دارند از اینکه هرگونه شباهتی بین این برخوردها و رفتار روز دوشنبه دولت ایران با تظاهرکنندگان ایجاد شود.
به گزارش خبرگزاری های ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، نزار البحارنه، وزیر امور خارجه، عبدالله الدرازی، مسوول کمیته آشتی ملی، سلمان کمالالدین، رئیس ستاد مشترک ارتش و فیصل الحمر، وزیر بهداشت بحرین در اعتراض به قلع و قمع تظاهرات توسط نیروهای امنیتی از مقامهای خود استعفاء دادند.
بامداد امروز نیروهای گارد ویژه بحرین بدون هشدار قبلی به سمت تحصن کنندگان در میدان “اللولوء ” که مخالفان آن را میدان “التحریر ” نامگذاری کردهاند، حمله ور شدند و به سمت آنها تیراندازی و گاز اشک آور شلیک کردند.
گزارش شده که حمله پلیس بحرین به مردم در پایتخت این کشور، سه کشته و دهها مجروح بر جای گذاشت.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، در میان کشتهها یک مرد سالخورده و یک جوان هست. شاهدان عینی اعلام کردند که ظاهرا بر بدن کشته شدهها جای اصابت گلولههای واقعی دیده میشود.
بنا بر این گزارش، منابع پزشکی به محل حادثه شتافتند و دست کم تاکنون ۴۵ نفر را به بیمارستان منتقل کردهاند که بر اثر استنشاق گازاشکآور و اصابت گلولههای پلاستیکی مجروح شدهاند.
همچنین به گزارش فارس، “عبدالجلیل خلیل ” رئیس فراکسیون الوفاق در پارلمان بحرین در گفتگو با المنار اتفاقات امروز در این کشور را کشتار مردم و شهروندان بحرینی خواند و تاکید کرد که این فراکسیون تصمیم گرفته است برای ابراز محکومیت خود از این جنایت از مجلس نمایندگان این کشور خارج شود.
فراکسیون شیعیان بحرین ۱۸ کرسی از کل ۴۰ کرسی پارلمان را در اختیار دارد که با استعفای این افراد پارلمان بحرین از رسمیت خارج خواهد شد.
در همین حال، نزدیک به پنج هزار تظاهرکننده بحرینی امروز برای سومین روز پیاپی در میدان لؤلؤ شهر منامه تجمع کرده و خواستار تغییر نظام و اصلاحات قانون اساسی شدهاند.
این تظاهرکنندگان اعلام کردهاند که دیگر به اصلاحات سیاسی راضی نمیشوند و تنها در صورت تغییر نظام حاکم در این کشور به تجمع خود پایان خواهند داد.
از سوی دیگر پزشکان و پرستاران بحرینی امروز در اعتراض به تصمیم وزارت دفاع مبنی بر عدم انتقال مجروحان درگیریهای اخیر با آمبولانسهای وزارت بهداشت تظاهرات کردند.
اتحادیه اروپا نیز از خشونت نیروهای بحرینی در برخورد با تظاهرکنندگان که باعث کشته شدن چهار تن و زخمی شدن دهها تن دیگر شد ابراز تاسف کردند و از دولت بحرین خواسته است اجازه برگزاری تجمعهای مسالمتآمیز را به ملت بحرین بدهد.
معاون وزیر ارشاد اعلام کرد که در سال آینده، تعداد کتابهایی که با حمایت دولت علیه جنبش سبز تولید و منتشر شده، به ۱۰۰۰ عنوان میرسد.
به گزارش ایرنا، بهمن دری معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: “طی یک سال گذشته و پس از اغتشاشات انتخابات ریاست جمهوری تاکنون ۳۵۰ عنوان کتاب با موضوع «فتنه» چاپ و منتشر شده است که سهم زیادی در روشن شدن چهره واقعی فتنهگران داشت.”
وی عصر روز چهارشنبه در آیین گشایش سیزدهمین نمایشگاه کتاب سیستان و بلوچستان افزود: پیش بینی می شود این رقم تا سال آینده به یک هزار عنوان برسد.
وی اظهار داشت: انتشار این گونه کتابها در واقع حوزه بصیرت پراکنی و بصیرت افکنی را وسیع کرده، زیرا برخی از آنها با محتوای عمیق به جریان شناسی کمک زیادی کرده است.
شورای هماهنگی راه سبز امید: ملت بزرگوار ایران در تجمعات بزرگداشت هفتمین روز شهادت دو شهید ۲۵ بهمن، که روز یکشنبه اول اسفندماه ۸۹، ساعت ۳ عصر در تهران و شهرستانهای سراسر کشور برگزار میشود، حضور به هم رسانند.
در ادامه ناآرامیهای سیاسی در کشورهای منطقه، در بحرین و یمن بار دیگر مردم در اعتراض به دولت، به خیابانها آمدند. ناآرامیهای دیروز در یمن یک کشته و در بحرین دو کشته بر جا گذاشت.
رسانههای خارجی به نقل از گروههای مخالف دولت در بحرین گزارش دادند که چهارشنبه در پی درگیری میان پلیس بحرین و معترضان، دو تن کشته و دستکم ۵۰ تن زخمی شدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این درگیری زمانی رخ داد که پلیس برای پراکنده کردن معترضان از میدان اصلی منامه، پایتخت بحرین به گاز اشکآور و گلوله پلاستیکی متوسل شد.
چهارشنبه چهارمین روز از اعتراضهای مخالفان این کشور به شمار میرفت. اوایل هفته جاری نیز دو تن دیگر از تظاهرکنندگان کشته شدند.
در یمن هم، در برخورد بین پلیس و تظاهرکنندگان در شهر عدن یمن، یک نفر کشته و چندین نفر دیگر مجروح شده اند.
به گزارش بی بی سی، ماموران امنیتی برای مقابله با تظاهرکنندگانی که به سوی آنها سنگ پرتاب می کردند و اتومبیل ها را آتش می زدند، متوسل به تیراندازی هوایی و پرتاب گاز اشک آور شدند.
همچنین از پایتخت یمن، صنعا، هم از برخورد بین دانشجویان و هواداران علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری این کشور گزارش می رسد.
گزارش ها حاکی از حمله گسترده نیروهای امنیتی به معترضان و کتک زدن تظاهرکنندگان با باتوم است.
حمله به تظاهرکنندگان در حالی انجام شد که قبل از آن، گروهی از هواداران دولت، پیش از دخالت نیروهای امنیتی به معترضان هجوم برده بودند.
همچنین
به گزارش روزنامه عربستانی الریاض، علی عبدالله صالح، رییسجمهور یمن کشورهای خارجی را به دستداشتن در تظاهرات اخیر این کشور متهم کرد.
او در دیدار با رهبران قبائل یمن اظهار داشت: بعضیها میخواهند که یمن را دچار بحران کنند و با دعوت به آشوب و خشونت میخواهند امنیت، ثبات و وضعیت مناسب اجتماعی این کشور را از بین ببرند.
این در حالی است که روز گذشته تظاهرات مخالفان علی عبدالله صالح و همچنین تظاهراتی در حمایت از وی در یمن انجام شد.
در لیبی هم معترضان در ادامه اعتراضات خود علیه حکومت معمر قذافی، در شهر بنغازی، دومین شهر بزرگ لیبی در مقابل مقر پلیس دست به تظاهرات زده و شعارهایی علیه حکومت سر دادند.
به گزارش سی ان ان، معترضان اقدام به سنگپراکنی به سوی ساختمان پلیس نیز کردهاند و اوج درگیری های بین مردم و نیروهای انتظامی، شامگاه چهارشنبه و بعد از حملات آنها به مردم رخ داده است.
در الجزایر نیز مخالفان قصد دارند خود را مجددا از روز جمعه از سر گیرند، و علی رغم وضعیت فوق العاده در آن کشور، در میدان های اصلی دست به تجمع بزنند.
شورای هماهنگی راه سبز امید باصدور بیانیه ای از مردم ایران دعوت کرد روز یکشنبه، اول اسفندماه، به منظور هفتمین روز شهادت دو شهید تظاهرات ۲۵ بهمن و همچنین بزرگداشت یاد و خاطره سایر شهدای جنبش سبز،در تجمع های تهران و شهرستان شرکت کنند.
متن کامل بیانیه،شورای هماهنگی راه سبز امید به این شرح است:
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت دو تن از جوانان مظلوم این مرز و بوم درتظاهرات ۲۵ بهمن و با گرامیداشت خاطره دهها شهید جنبش سبز، از ملت بزرگوار ایران دعوت می شود تا در تجمعات بزرگداشت هفتمین روز شهادت این عزیزان که روز یکشنبه اول اسفندماه ۸۹، ساعت ۳ عصر در تهران و شهرستانهای سراسر کشور برگزار می شود، حضور به هم رسانند.
این حضور پرشکوه در آستانه میلاد مسعود پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و امام جعفر صادق (ع)، علاوه بر حمایت قاطع از مواضع رهبران جنبش آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای ادامه راه دشوار آزادی و کرامت انسان، نشانه اعلام همبستگی با هموطنان کرد در پاسداشت خون این دو عزیز ایرانی شیعه و سنی است که به پای مبارزه با استبداد دینی بر زمین ریخت.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۲۸ بهمن ۱۳۸۹
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای شهادت صانع ژاله و محمد مختاری را به خانواده های ایشان و تمامی دانشجویان کشور تسلیت گفت.
به گزارش دانشجونیوز، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود ضمن اشاره به اعمال وقیحانه حاکمیت در قبال کشتن دانشجویان و خیمه شب بازی تشییع جنازه ها گفته است: “قاتلان می گویند که یاور ماست، جاسوسان رفیق خود می خوانندش و کافرانش به کیش خویش. به زشت مردمانی گرفتار آمده ایم که تاریخ نظیرشان را در سفاکی و دغلکاری به خود ندیده است. لیک ما را سر باز ایستادن نیست. راهی را که صانع و محمد رفته اند ادامه خواهیم داد و خون شان را پاس خواهیم داشت. آن ها که آخرین آرزویشان این بود که “ایستاده بمیرند، چرا که از نشسته زیستن در ذلت خسته بودند”.
دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه همچنین ضمن یک هفته عزای عمومی دانشگاه های کشور بازداشت های گسترده دانشجویان در روزهای اخیر را محکوم کرده و نسبت به کوچک ترین تعرضی به مهدی کروبی و میرحسین موسوی، هشدار داده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
این شهادت ره جولانگه اغیار مباد
که به خون جگر و خشت خطر ساخته ایم
سوگی تلخ بر دل هایمان نشسته، دردی غریب بر جانمان افتاده و بغضی گران گلویمان می فشرد. در روزی که مردم معترض در خیابان های تهران و دیگر شهرهای ایران حضور یافتند تا اعتراض مسالمت آمیز خویش به استبداد حاکم در ایران و حمایت از خیزش های مردمی کشورهای منطقه را اعلام نمایند، نیروهای لباس شخصی دولت کودتا صانع ژاله، دانشجوی کرد و اهل تسنن دانشگاه هنر تهران، و محمد مختاری، دانشجوی دانشگاه آزاد شاهرود، را با شلیک گلوله مستقیم به شهادت رساندند.
کشتن جوانان برومند وطن از یک سو و تلاش برای مصادره خون پاک شان توسط بانیان این جنایت و اعمال فشار بر خانواده رنج کشیده و عزادارشان، از سوی دیگر، معجونی نفرت انگیز از پلشتی و بیداد است که بر خشم و انزجار عمومی از تمامیت خواهان حاکم خواهد افزود. باور نمی توان کرد که انسانیت چنان به زانو افتاده که گشاده دهنان با پنجه های خون آلود در پیش چشم اشک بار ملتی، شهید سربلند را نسبت مزدوری و جاسوسی می دهند و در همان زمان برادری داغدار که این شهید را از این همه دغل بری می داند، بازداشت می شود تا آن چه را که پسند اقتدارگرایان است به زبان آورد.و در مراسم تشییع جنازه ای، که به سان خیمه شب بازی ای سیاه آن را ترتیب داده اند، با باتوم و شوکر به جان دوستان و همکلاسی هایش می افتند و دانشجویان مظلوم و داغدار را مضروب و مجروح می کنند.
به راستی تجمیع این همه حیوان خویی و درنده صفتی در آدمی چگونه امکان پذیر گشته است؟! مگر می شود خشم و اندوه فروخورده پدر و اشک خونبار مادری را دید و عربده کشان جنازه پاره جگر را از آغوششان بیرون کشید و حتی فرصت آخرین خدانگهدار را از آن ها دزدید؟! وقاحت و بیشرمی مگر حدی نمی شناسد که می توان با دستان پلیدی که خون مردمان بیگناه بر آن خشکیده، تابوت کشته خود را کشید و از شرم فرو نریخت؟! اما دستان آلوده قاتلان به شهیدان ما نرسید، آن ها پیشتر از این رسته بودند.
شهادت دو تن دیگر از دانشجویان معترض و و پیوستن آنان به شهدای سربلند جنبش دانشجویی و جنبش سبز بار دیگر دانشگاه و دانشگاهیان را در ماتم نشانده است. دانشجویان عزیز! جوانان پاک و سربلندی را از میان ما به خون کشیدند. قاتلان می گویند که یاور ماست، جاسوسان رفیق خود می خوانندش و کافرانش به کیش خویش. به زشت مردمانی گرفتار آمده ایم که تاریخ نظیرشان را در سفاکی و دغلکاری به خود ندیده است. لیک ما را سر باز ایستادن نیست. راهی را که صانع و محمد رفته اند ادامه خواهیم داد و خون شان را پاس خواهیم داشت. آن ها که آخرین آرزویشان این بود که “ایستاده بمیرند، چرا که از نشسته زیستن در ذلت خسته بودند”.
سرکوبگران و حامیانشان پیراهن خونین این شهیدان راه آزادی را بر علم رسوایی خویش آویخته اند و عربده کشان بر منازل آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی حمله برده اند و تقاص خونی که خود ریخته اند از ایشان طلب می کنند. بی خبری مطلق از ایشان طی چند روز گذشته بر نگرانی ها افزوده است. اقتدارگرایان همچنین با به راه انداختن موج گسترده بازداشت مردم، فعالین سیاسی و دانشجویی، در چند هفته اخیر، تلاش کرده اند هراس و نگرانی خویش را از حضور و فریاد آزادیخواهانه مردم، اندکی فرو نشانند. در چند روز گذشته متاسفانه بار دیگر ده ها دانشجوی بیگناه دانشگاه های صنعتی شریف، تهران، شهرکرد، نوشیروانی بابل، قوچان، مشهد، قزوین، هنر تهران و… بازداشت شدند.
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) ضمن محکومیت بازداشت های گسترده اخیر، نسبت به کوچک ترین تعرضی به همراهان همیشگی جنبش سبز، آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی، هشدار می دهد. این تشکل دانشجویی همچنین شهادت صانع ژاله و محمد مختاری را توسط عمال کودتاگران به شدت محکوم و این ضایعه را به خانواده های داغدارشان تسلیت می گوید. همچنین اعلام می دارد که شایسته است هفته پیش رو را به عنوان عزای عمومی در دانشگاه های سراسر کشور به سوگ یاران رفته بنشینیم و آن گونه که سزاوار است یادشان را گرامی بداریم.
روابط عمومی
دفتر تحکیم وحدت
٢۸ بهمن ماه ١٣۸٩
دو روز پس از فضاسازیهای پرهیاهوی اقتدارگرایان علیه رهبران جنبش سبز، که با شعارهای “مرگ بر” در صحن مجلس و تجمعات غیرقانونی و همراهی پلیس و دستگاههای امنیتی و حاکم کردن فضای خفقان بر حوزه و دانشگاه و جامعه همراه بود، رئیس دستگاه قضایی بار دیگر آب پاکی را روی دست همهی حامیان کودتا ریخت و تاکید کرد که دستگیری موسوی و کروبی هنوز هم “به مصلحت نیست!”
به گزارش کلمه، صادق لاریجانی که پیش از این هم چند بار به صراحت اعلام کرده بود که تشخیص این مصلحت با رهبری و نه هیچ کس دیگری است، این بار هم در حالی که صداوسیما و رسانههای دولتی، و وابستگان جناح دولتی در نهادهای امنیتی و حوزوی سنگ تمام گذاشته بودند، از همهی دستاندرکاران این فضاسازیها از جمله “نمایندگان مجلس، مسئولان و آحاد ملت انقلابی” تشکر کرد، اما به آنها گفت که: “باید مصلحت نظام را در نظر گرفته و برای محاکمه سران فتنه صبر پیشه کنند.”
به نظر میرسد این “به مصلحت نبودن” با حضور گسترده مردم در تهران و شهرهای بزرگ کشور در روز ۲۵ بهمن بیارتباط نباشد؛ که در غیر این صورت، همانطور که بسیاری از سخنگویان جناح اقتدارگرا در این دو روز اعلام کردند، دیگر بیش از این نمیتوان برای دستگیری رهبران جریان منتقد دولت زمینهسازی کرد.
رئیس قوه قضاییه همچنین در توضیح این “به مصلحت نبودن” به “جریانهای بسیار تند و غافلگیرکننده در کشورهای منطقه” نیز اشاره کرد.
رئیس دستگاه قضا در عین حال به طور ضمنی، حصر خانگی موسوی و کروبی را نیز که پیشتر از سوی مسئولان رسمی تکذیب شده بود، تایید کرد و گفت: “دستگاه قضا راه را بر اطلاعیه پراکنی آنها خواهد بست و اجازه نمی دهد آنها از صبر و تحمل نظام اسلامی سوء استفاده کنند و امیدواریم که مردم شریف ایران با صبر و تحمل ما را همراهی کنند.”
لاریجانی این سخنان را چند ساعت پس از تجمع – طبعا بدون مجوز – لباس شخصیها در مقابل منزل موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی مطرح کرد؛ تجمعاتی که پر از شعارهای توهینآلود و تهدیدآمیز بود و آخرین مرحله از دست و پا زدنها برای بازداشت موسوی و کروبی به شمار میرفت.
در این تجمعات که تا نیمههای شب ادامه داشت، شعارهایی همچون “تا هاشمی کفن نشود، این وطن وطن نشود” و “موسوی و کروبی اعدام باید گردند” سر داده شد و علیه سید حسن، سید یاسر و سید علی خمینی، نوههای امام خمینی، نیز شعارهای موهنی مطرح شد.
کلمه – شهاب خضرایی: می زنند، می درند، می بُرند، می کشند و می بَرند، و آن گاه بر کشته ی خویش اشک تمساح می ریزند. جنازه را از صاحبان اصلی اش می دزدند و آبروی ریخته و کار از دست شده را به خیال خود با شهید دزدیده تدبیر می کنند؛ چنان که پنداشتند مشروعیت و مقبولیت از دست رفته را می توان با رای دزدیده به خانه بازآورد. زر و زور و تزویر را در دست خود می بینند و می پندارند که قادر متعال و مطلق العنان روی زمین اند و هر چه بخواهند می توانند بکنند: می توانند اوباش و اراذل را به زر بخرند و به جان مردم بیندازند و عمله ی جور و زور را همچون وحوش بر سیل مردمان روانه کنند و بعد، در سیمای تزویر و بر منبر دروغ، نعل وارونه بزنند و جای ظالم و مظلوم و قاتل و مقتول و تروریست و شهید را عوض کنند. و از مکر خدا غافل اند، که بهترین ماکرین است و مکر مکرکنندگان را به آنها باز می گرداند.
و اگر مکر خدا نیست چگونه می شود چنین انتخابی کرد، که جامع تمام خطاهای حکومتی و انتقادها باشد؟ صانع ژاله، دانشجوی هنر، کرد و سنی، با سابقه فعالیت در انجمن اسلامی و ستاد انتخاباتی و حضور در تظاهرات پس از انتخابات؛ همان تجمع ها و تظاهرات اعتراضی که به جرم حضور در آن، هنوز بسیاری در زندان اند.
دانشجویی از خیل دانشجویانی که روز به روز بیشتر تحقیر و سرکوب می شوند، تا صدای رسای جامعه نباشند و اعتراض ها و انتقادهای مردم را فریاد نکنند و برای آرامش جان اقتدارگرایان، خفقان و سکوت پیشه کنند. دانشجوی هنر، یکی از خیل دانشجویان و هنرمندانی که، مانند باقی اهل فرهنگ و هنر، روزگار سخت سیاهی و عسرت را می گذرانند و تیغ سانسور و سنگینی تحمیل را بر جان خود و آثارشان – از نوشته ها و کتاب های شان تا فیلم ها و موسیقی ها و مجسمه هایشان – تحمل می کنند؛ مسلمانی سنی مذهب، از خیل سنیانی که رنج تبعیض و تحدید را هر روز بیش از پیش می بینند، در ام القرای اسلام اجازه تاسیس مسجد برای خود ندارند، در آموزش مذهبی استقلال ندارند و به خاطر مذهبشان، به طور سیستماتیک مشمول تبعیض در استخدام و اشتغال دولتی می شوند؛ و جوانی کرد، نمادی از قومیت های رنگارنگ کشور ایران، که اسیر نگاه امنیتی و نظامی عده ای خشک مغز بی تدبیر شده اند؛ اسیر تفکری متوهم و ناکارآمد و بی دانش، که به جای آن که به رفع مشکلات قومیت ها و توجه به مسائلشان بپردازند و راه حفظ امنیت و وحدت ملی را در جذب حداکثری و ایجاد رفاه عمومی و رفع تبعیض در تمام مناطق ایران بدانند، برخوردهای نظامی و امنیتی شان را برای پوشاندن ناکارآمدی تشدید می کنند و زجر و حبس و قتل را می افزایند و بدین شیوه، دور بسته و باطل ناکارآمدی و نارضایتی را تکرار می کنند؛ و دست آخر جوانی از خیل جوانان این سرزمین، که از تحمیل ها و تحقیرها به نام دین و اسلام به تنگ آمده اند، و آزادی و آزادگی، اراده و انتخاب و حق زیستن و برگزیدن را از دولت و حکومت خود طلب می کنند. حق انسانی زیستن را.
و باز چه طنز تلخ و تراژیکی است که تمام این مضامین در عکس ها و فیلم ها و نوشته هایی که از او منتشر می شود هم وجود دارد و به چشم می خورد. کارت بسیجی که از او ساخته اند و بنرهای بزرگی که از او در شهر زده اند تا از او نماد شهیدی همچون سهراب و ندا برای خود بسازند، که هیچ کدام آن قدر ماندگار نخواهد بود وقتی مردم عکس حضور او را در بیت مرجع سبز جنبش ببینند، وقتی فیلمی را ببینند که قسمتی از آن در میان مردم منتشر شده است و در آن تحمیل های دستگاه حاکم و ریاکاری دینداران تقلبی به سخره گرفته می شود، وقتی داستان کوتاه او را بخوانند و قلمش را و دغدغه های قلمش را بشناسند، … آن گاه خواهند فهمید میان صانع ژاله ای که نمونه ای است از جوانان امروز این کشور و نمونه ای است از دانشجویان این کشور و نمونه ای است از هنرمندان این کشور، چقدر فاصله است با آن تصویر وارونه ای که از بسیجی تقلبی حکومتی ساخته اند و بر کوی و برزن تبلیغ اش می کنند: بسیجی ای که ابزار سرکوب است و آلت فعل ایدئولوژی مستقر و از خود اجازه و قدرت انتخاب و بینایی ندارد و بصیرت را در اتباع بی چون و چرا حرف حق فرماندهان می بیند، تا به کار تثبیت پایه های قدرت طلبی و ثروت اندوزی و دنیاخواهی عده ای معدود به اسم دین و امام و انقلاب و جنگ و مبارزه با ظلم و تبعیض و استعمار بیاید.
و مکر الهی این است که تمام این رسواگویی ها و تناقض ها را خود به دست خود ساخته اند و خود به دست خود، با پول بیت المال، و با رسانه مردم، تبلیغ می کنند. با دست خود چیزی را امروز تبلیغ می کنند و می سازند، که فردا وقتی همین مردم مخاطب رسانه حکومتی و همین مردم مخاطب بنرهای بزرگ سطح شهر آگاه شوند و حقیقت امر را دریابند، به ضد خودشان بدل می شود؛ چنان که گویی هرچه در راه تثبیت خود و محو مخالفشان خرج کرده اند، علیه خودشان خرج شده است و عامل رسوایی و افتضاح خودشان خواهد شد. وقتی حقیقت امر با شبکه ی عظیم آگاهی بخشی ای که به یمن تثبیت شبکه ی سبز و نبود رسانه شکل گرفته است، دست به دست و سینه به سینه و زبان به زبان نقل کند، حقیقت آن چه را که درباره صانع ژاله خوانده است و دیده است و شنیده است و می داند، آن گاه تصویر بزرگ تبلیغاتی شهیدی که کوشیده اند جسم و جنازه و جان و شخصیت و سیما و سیرت اش را بدزدند، در ذهن و ضمیر مخاطبانی که آن را باور کرده بودند، به زنده ترین شاهد دروغ گویی و بی شرمی و وقاحت و رذالت – و البته حماقت – حکومتی تبدیل خواهد شد. آیا مکر الهی نیست که دشمنان ملت را این گونه از حمقاء قرار داده است، که به هر چیز دست می یازند و هر حربه ای برای نجات و بقای خود می جویند، فروترشان می برد و در چاه تباهی و ذلت و ضلالت فروترشان می کشد و راهی به رهایی پیش چشم شان نمی گذارد؟
آیا مکر الهی نیست که عزیزی از جوانان این ملت را به خاک و خون می کشند که همچون نامش صانع و آفریننده ی ژاله ای است خونین؟ ژاله ای که به خون می نشیند، تا یادآور ژاله های به خون نشسته ی تاریخ این خاک باشد، تا ادامه ی حماسه های بهمن این سرزمین باشد، تا زمستان بشکند و گل بشکفد و راه بهار را پیش روی لاله های فصل رهایی این ملت بگشاید …
کلمه – داریوش محمدی: ۲۵ بهمن یک آزمون سهل و ممتنع بود. حاکمیت می توانست با دادن یک مجوز و هدایت معترضان، «به آسانی» و با کمترین هزینه، زمینه را برای آشتی ملی و بازگشت به قانون اساسی فراهم کند، اما اقتدارگریان از ترس محدود شدن قدرتِ خود، از این کار «امتناع» کردند. از طرفی عدم صدور مجوز، مشروعیت رسمی حاکمیت را نزد افکار عمومی خدشه دار کرده و خیزش دوبارهی جنبش سبز می تواند به مرور زمان اقتدارگرایان را از تمام قدرت محروم کند.
اقتدارگریان خیزش جنبش سبز را انتخاب کردند. این انتخاب ناشی از تحلیلی است که می گوید «مهار و محو جنبش سبز ممکن است.» بعید است این تحلیل درست باشد.
* * *
فعالان سیاسی و تحلیلگران ایرانی می دانستند که حکومت ایران با تفسیر کنونی، شبه دموکراسی است و در صورت لزوم، حتی به قانون اساسی خود هم پای بند نیست، اما در عرصه ی بین المللی این موضوع رسمیت نداشت و نگرش به آن با تردید همراه بود. شاید هم در میان منافع کوتاه مدت و میان مدت دولت ها کم اهمیت می نمود.
۲۵ بهمن به جهانیان نشان داد که اقتدارگرایان به هیچ عهدی پایبند نیستند و نقض هرگونه قانون و پیمان نامه ای را با ادبیات دینی و شرعی توجیه می کنند. ۲۵ بهمن نمونه ای عملی از رفتار استبداد دینی را به جهان معاصر نشان داد، و اکنون جهانیان حق دارند که از خود بپرسند آیا این الگوی حکومتی تهدیدی برای نوع بشر محسوب نمی شود؟
* * *
معترضان ۲۵ بهمن، شهروندانی بودند که بر حق حیات و حقوق طبیعی خود در برابر حاکمیت اصرار داشتند. این دسته از شهروندان نشان دادند که در صورت لزوم به وجدان خود مراجعه می کنند و از قانون اساسی، تفسیری ملی دارند. حکومت اقتدارگرایان بر این دسته از شهروندان ممکن نیست و به این معنا ۲۵ بهمن اعلان مقابله ی وجدان علیه تفسیر اقتدارگرایانه از قانون و اجرای سلیقه ای قانون بود.
شهروندان حامی تجمع ۲۵ بهمن، حتی اگر نتوانند قدرت را در کوتاه مدت از اقتدارگریان پس بگیرند، آن را به شدت محدود می کنند. ۲۵ بهمن می گوید کام اقتدارگریان دیگر از قدرت شیرین نخواهد شد.
* * *
هجوم یکباره ی حاکمیت پس از ۲۵ بهمن قابل پیش بینی بود، اما رفتار جنبش در قبال حاکمیت قابل پیش بینی نیست. حیات طبیعی جنبش به معادلات سیاسی محصور نمی شود و عواقب رفتار تندروانه ی حاکمیت بر کسی معلوم نیست. چه بسا دستگیری و محاکمه ی احتمالی رهبران جنبش و سرکوب شدیدتر فعالان سیاسی، عرصه را برای حضور نسلی جدید فراهم کند که مصلحت سنجی رهبران جنبش را ندارد.
* * *
انکار درس ها و دستاوردهای ۲۵ بهمن توسط حاکمیت می تواند زبان جنبش سبز را به تدریج به سمت یک زبان تهدید آمیز تغییر دهد. اصرار جنبش سبز بر الگوی ۲۵ بهمن می تواند جنبش سبز را به سمت شکست حاکمیت سوق دهد؛ اما در آن صورت نه جنبش و نه حاکمیت در تعیین دستاوردهای این پیروزی نقشی نخواهند داشت. آینده از آن مردم است.
کلمه – مهستی شیرازی: در ۲۴ ساعت پس از تجمع ۲۵ بهمن، واکنش های اقتدارگرایان دیدنی تر از همیشه بود. سراسیمه بودن این واکنش ها خبر می داد که تجمع ۲۵ بهمن، فراتر از انتظار آن ها بوده است و دستپاچگی آنها در مصادره ی نمادها و شهیدان جنبش نشان داد که به راستی دستشان ار همیشه خالی تر است.
همان شب، حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان از هول حلیم در دیگ افتاد و در مطلبی شکرین، شیرینی را از حد گذراند و در یک «گاف بزرگ» و یک «قیاس معنادار»، خودش را در مقام یکی از زندانبانان رژیم دیکتاتوری پهلوی قرار داد و به نقل از او خطاب به معترضان نوشت: اینا رو باش! بلد نیستند چند تا آشغال رو از دیگ بیرون بندازند، اون وقت می خواهند “اعلیحضرت همایونی” رو از تخت پایین بکشند!»
شاید هر کس دیگری به جز حسین شریعتمداری این خبط را مرتکب می شد و مناسبات و مقامات نظام را این گونه با دیکتاتوری پهلوی مقایسه می کرد و با این صراحت از «اعلیحضرت همایونی» می گفت، حسابش با کرام الکاتبین بود. به راستی چه شاهدی بهتر که این زندانی سابق با عقده گشایی در حال کامگیری از قدرت است و به نوعی انتقامش را از زندانیان امروزی می گیرد؟ و چه اعترافی صریح تر از این، که شریعتمداری ها از فرط دشمنی اعلیحضرت، رنگ و خلق و خوی او را به خود گرفته اند و از اقرار به آن هم ابایی ندارند؟
رسانه های اقتدارگرا که روز ۲۵ بهمن زبان به کام گرفته بودند، روز بعد در اقدامی هماهنگ چاره ای – و شاید هم تنها چاره ممکن را – اندیشیدند و در اقدامی غیر اخلاقی، خبر شهادت «صانع ژاله» را مخابره کردند و برابر شیوهی نخ نمای رایج، ترور او را به منافقین نسبت دادند. هنوز جنازه ی شهید دفن نشده، او را مصادره کردند که بسجی بوده است و مخابره کردند که حافظ کل قرآن بوده است و به خیال خود پیراهن عثمانی علیه تجمع ۲۵ بهمن و سبزها ساختند. سراغ عکس شهید رفتند و در تقلبی ناشیانه نسخه ای دستکاری شده را بر تارک تارنماهایشان گذاشتند. وقاحت را از حد گذراندند و یک مامور امنیتی و شناسنامه دار را به جای پدر شهید در برنامه بیست و سی به خلق الله قالب کردند. غافل از آن که خدای در جای حق نشسته است و در عصر رسانه، دروغگویان زودتر از همیشه رسوا می شوند. رسانه های مردمی و شبکه های اجتماعی به سرعت عکس ها و نوشته ها و خاطراتی را از شهید صانع ژاله منتشر کردند و معلوم شد که او عضوی از انجمن اسلامی دانشجویان بوده، در ستاد میرحسین فعالیت داشته و به ملاقات مرحوم آیت الله منتطری رفته و از نویسندگان نشریات جنگ نرم بوده است.
از طرفی دیگر، واکنش سراسیمه و خشونت زای نمایندگان هم در نوع خود تماشایی و خارق العاده بود. علی لاریجانی بی اختیار گزافه گفت و حداد عادل بنا به عادت مجیزه خواند و برکشیدگان مجلس، عربده ها کشیدند. رئیس مجلس برای آن که گوی سبقت را در نزدیکی به قدرت از رئیس دولت برباید، یک سخنرانی شعارزده را قرائت کرد تا نشان دهد صدایش از رسایی و حسینیان و کوچک زاده، بلندتر است و در صورت لزوم در اقتدارگرایی دست کمی از آنها ندارد. نمایندگان هم بی اختیار فریاد می کشیدند و شعار می دانند. ۲۵ بهمن به درستی آب را در خوابگه مورچگان ریخته بود و به خوبی مستی زدگان قدرت را رسوا کرد.
از آن طرف خبر آنلاین،رسانه ی لاریجانی ها هم از فرصت استفاده کرد و مصاحبه ی رئیس دولت را به تمسخر گرفت که چرا در پاسخ به مجری صدا و سیما طفره رفته است و به جای آن که تجمع ۲۵ بهمن را محکوم کند، از مشایی دفاع کرده است؛ تمسخری که ظاهراً کار خودش را کرد و رئیس دولت برای آن که از بقیه جا نماند و مبادا میدان قدرت به نفع لاریجانی ها واگذارد، در روز بعد بیانیه ای کوتاه در محکومیت تجمع ۲۵ بهمن نوشت تا رسانه رقیب دوباره تیتر بزند: اولین واکنش دفتر رئیس دولت پس از ۲۰ ماه عمر فتنه!
به تدریج، چهره های خشونت طلب به میدان آمدند و صدا و سیما، دست و دلبازانه میدان را برای خشونت ورزی آنان باز گذاشت تا خشونت و تهمت و توهین میدان داری کند. تلخی شکست در آزمون ۲۵ بهمن و حضور خارج از انتطار مردم، حلقه ی سخنرانان را باز هم به فحاشی واداشت و در غیبت قانون و دادستان بی محابا شعار مرگ سر دادند و تخم نفرت کاشتند. مرگ آفرینان از هراس قدرت خویش، موسوی و کروبی و خاتمی را به اعدام تهدید کردند و برایشان آرزوی مرگ کردند، غافل از آن میر و شیخ و سید را خدایی هست و دست خدا همیشه از آستین خلق بیرون خواهد آمد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر