
کلمه -سارا پردیس :باز ههم راهپیمایی اعتراضی دیگری در تهران و چند شهر ایران برگزار شد و تعداد زیادی از شهروندان در آن شرکت کردند .راه پیمایی ۲۵ بهمن ماه ، تظاهراتی که با حضور گسترده مردم در حمایت از مردم مصر و تونس برگزار شد و همراهان جنبش سبز نیز با حضور در آن بار دیگر نشان دادند که جنبش سبز زنده است . اما هنوز چند ساعتی از برگزاری این تظاهرات نگذشته بود که صدا و سیمای به اصطلاح ملی که با پول بیت المال اداره می شود، به همراه دیگر رسانه های دولتی به وارونه کردن حقیقت پرداختند و تعداد شرکت کنندگان در این تظاهرات را به چند صد نفر رساندند و از صبح تا شب در رسانه هایشان دروغ نوشتند و نوشتند و گفتند. در این گزارش تنها به چند نمونه از برنامه هایی که اقتدارگرایان در این چند روز برای به گفته خودشان چند صد نفر! شرکت کننده این تظاهرات اجرا کرده، اشاره می کنیم و قضاوت را تنها بر عهده خوانندگان می گذاریم .
هزارها نیروی امنیتی و گارد ضد شورش در خیابانهای شهر
از همان ساعات ابتدایی روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه و حتی روزهای قبل از آن چهره شهر کاملا تغییر کرده بود و همه جای شهر نیروهای امنیتی و ماموران گارد ضد شورش حضور داشتند تا جایی که اگر کسی هم از برگزاری این راهپیمایی بی خبر بود با دیدن این همه مامور می فهمید که به زودی تظاهراتی در اعتراض به دولت برگزار خواهد شد .
در این روز مثل همیشه نیروهای لباس شخصی و بسیج نیز با چماق ها و انواع و اقسام سلاح های گرم و سردشان در خیابان حضور داشتند . هر کسی می تواند این سوال ساده را از دولتمردان جمهوری اسلامی که این همه نیرو را به خیابان آورده بود بپرسد چطور و چرا چند هزار نیروی امنیتی و لباس شخصی را فقط برای مقابله با سیصد- چهار صد معترض به خیابان ها آوردید؟ آیا این با هیچ عقل و منطقی همخوانی دارد ؟چرا برای چند صد نفر این همه برنامه تلویزیونی و تیتر در روزنامه هایتان اختصاص داده اید؟ و چرا به خاطر این جمع کوچک سرعت اینترنت را پایین آورده و موبایل ها را قطع کردید؟
مردم که در این روز همواره جنبش های اعتراضی منطقه را با جنبش سبز مقایسه می کردند بارها به حضور این نیروها اشاره می کردند و می گفتند مصری ها و تونسی ها فقط با ارتش و پلیس (و به ندرت با لباس شخصی ها) طرف بودند اما معلوم نیست ما با چه گروهی طرفیم ؟ نیروی انتظامی ،بسیج ، سپاه ، لباس شخصی ها و ….همه و همه برای برخورد با ما آمده اند، هرچند با این همه نیرو باز هم اطمینان داریم منکر حضور ما خواهند شد .
چند ساعتی از راهپیمایی نگذشته بود که با وجود بسیج همه نیروهای سرکوبگر وابسته به نهادهای مختلف نظامی و انتظامی برای سرکوب مردم معترض، پیش بینی مردم درست از آب در آمد و حامیان دولت مثل همیشه مدعی شدند که فقط چند صد نفر در خیابان های تهران حضور یافته اند. آنها در عین حال منکر وجود هر گونه تظاهراتی در دیگر شهرهای کشور شدند .
برنامه های ویژه صدا و سیما برای چند صد نفر معترض !
از همان شب برگزاری تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، اغلب شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامه هایش را ۲۴ ساعته به این تظاهرات اختصاص داده و با انواع دورغ پردازی ها، تهمت ها و دروغ ها برای اینکه ثابت کند کسی در این تظاهرات حضور نداشته تلاش کرد .ولی باز این سوال ساده اینجا هم تکرار می شود: چرا رسانه ملی برای چند صد نفری که تنها در چند خیابان شهر تهران حضور یافته اند این گونه برنامه هایش را تغییر می دهد؟ و با حب و بغض از صبح تا شب به قشر وسیعی از مردم یک کشور توهین می کند . برنامه خبری شبکه دو هم در این چند روز با فحش و تهمت علیه رهبران جنبش سبز شروع شد و همه دقایق آن به توهین گذشت تا با این توهین ها به همه ثابت کند که شرکت کنندگان در تظاهرات اندک و مشتی فریب خورده بوده اند !
اما در مصر و تونس چه اتفاقی رخ داد ؟ هر چند رسانه های دولتی این دو کشور نیز تا اندازه ای حقایق را وارونه جلوه داده می دادند اما در آنجا تا این حد حقایق تغییر نمی یافت و حداقل وجود معترضان پذیرفته می شد و از آنها با نام اراذل و اوباش و خس و خاشاک، بزغاله و گوساله و فتنه گر و …نام برده نمی شد.
تعطیلی مترو ،قطع تلفن های همراه و کندی اینترنت
در روز برگزاری تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، مانند همه تجمع های اعتراضی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته برگزار شد، خطوط تلفن همراه قطع شد و ایستگاه های مرکزی مترو در نقاط مختلف شهر تعطیل شد؟ آیا برای سیصد یا چهار صد تظاهر کننده همه این اقدامات انجام شد ؟ و سرعت اینترنت نیز کاهش یافت ؟آیا به جز این بود که تمام این اقدامات انجام شد تا تعداد کمتری از مردم از برگزاری انتخابات و سازماندهی آن در خیابان اطلاع یابند ؟
در مصر و تونس هم تلفن های همراه و اینترنت قطع می شدند تا تظاهر کنندگان امکان ارتباط با یکدیگر را نیابند. اما مسوولان آن کشورها منکر این واقعیت نمی شدند و رییس مجلس آن کشورها هم آن گونه که علی لاریجانی مدعی می شد که با این کارها نمی توان صدای اعتراض مردم را خاموش کرد و با بی اعتنایی از آنچه در کشور خودش می گذشت،نقش بازی نمی کرد.یعنی علی لاریجانی نمی داند که حکومت ایران همیشه از این روش برای محدودیت و سرکوب معترضان استفاده کرده است که در باب محدودیت در مصر و تونس داد سخن سر می داد ؟ یا شاید هم برای سیصد چهار صد نفر معترض چنین کارهایی اصولا لازم است !
نمایندگانی که حکم اعدام صادر می کنند
نمایندگان مجلس فردای روز برگزاری این تظاهرات آن قدر از این تظاهرات خشمگین شدند، که در مجلس شعار دادند وحرکات عجیبی کردند که شاید در دنیا بی سابقه باشد . این نمایندگان نقش قوه مقننه را نیز به قوه قضاییه تغییردادند و در مجلس بدون برگزاری هیچ دادگاهی سران جنبش سبز را به اعدام محکوم کردند .آنها در این روز هرگز نپرسیدند که مردم در این تظاهرات چه می خواستند و چرا کتک خوردند و کشته شدند و تنها فریاد مرگ بر و اعدام سر دادند .
در مصر و حتی بحرین نمایندگان مجلس چه کردند ؟ نمایندگان مجلس در این کشورها به کشته شدن مردم اعتراض کردند و خواهان برخورد با متخلفان شدند . چند روز پیش وقتی یکی از معترضان بحرینی در جریان تظاهرات اعتراضی کشته شد ، نمایندگان مجلس این کشور خواستند که هر چه زودتر این موضوع پی گیری شود .
مصادره شهیدان جنبش و سخنانی تناقض آمیز درباره بازداشت معترضان
این بار دولت ایران کار را یکسره کرد و تمام اصول اخلاقی را یک جا زیر پا گذاشت . آنها یکی از شهدای جنبش سبز را که به دست نیروهای خود سر به شهادت رسیده است ، با عنوان شهید بسیجی در صدا و سیما به مردم معرفی کرد. اتفاقی که هر گز و هرگز در کشورهای مصر و تونس و دیگر کشورها رخ نداده است . اینکه یک شهید را با نام و عنوان و با عقیده دیگری به همه معرفی کنند . حتی مبارک دیکتاتور مصر بارها از کشته شدن معترضان مصری ابراز تاسف کرد و گفت که به خاطر کشته شدن آنها غمگین است و مثلا ادعا نکرد که کشته شده ها از لباس شخصی های حامی او هستند، اما حکومت ایران نه تنها منکر کشته شدن معترضانی می شود که قربانی سرکوب آنها هستند، که آنها را به نام خود نیز مصادره می کند .
برادر شهید صانع ژاله امروز در گفت و گو با یکی از شبکه های فارسی زبان اعلام کرد که برادرش طرفدار جنبش سبز بوده و هرگز بسیجی نبوده است . این شهید در چند روز گذشته توسط صدا و سیما به عنوان یکی از شهدای بسیجی معرفی شده است .شهید محمد مختاری نیز بدون اینکه برایش کارت شهید صادر شود، دزدیده شد.
در این روز همچنین هزاران نفر از معترضان به حکومت دستگیر و زندانی شدند، اما به گفته مسوولان پلیس ۱۵۰ نفر و به گفته نیروهای امنیتی ۱۵۰۰ نفردستگیر شده اند . البته جای سوال دارد که چگونه ۴۰۰ معترض توانسته اند، هزاران نیروی انتظامی و امنیتی را به شهر بکشانند و در نهایت چند برابر معترضان!! دستگیر شوند ؟
دولت باز هم برای اینکه ثابت کند که معترضان تنها چندین نفر فتنه گر هستند و از کشورهای غربی خط می گیرند، سخنان چند رهبر غربی را مثال آورد و آن را بارها در رسانه به اصطلاح ملی نشان داد . اما هیچ وقت تلویزیون ایران اشاره نکرد که دولتهای غربی بارها و بارها از مردم معترض در مصر و دیگر کشورها حمایت کردند، آنها هیچگاه به خاطر این حمایت ها، معترضان این کشورها را وصل به بیگانگان نکردند اما معترضان خودی و سران آنها را بارها و بارها متهم به وصل بودن به بیگانگان کردند .
میرحسین خطاب به ملت: راهپیمایی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز بود که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشور جامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت.
کلمه – گروه سیاسی: عصر امروز رسانههای وابسته به دولت، خبر دادند که “مردم انقلابی” جنازه محمد مختاری را با شعار دادن علیه موسوی و کروبی، تشییع کردهاند. بدین ترتیب دومین شهید سبز ۲۵ بهمن نیز توسط لباسشخصیها دزدیده شد، بدون اینکه آنها به روی خود هم بیاورند که محمد مختاری چرا در تظاهرات روز دوشنبه شرکت داشته است.
لباس شخصیهایی که هویت “مردم انقلابی” را به مانند پیکر پاک این دانشجوی شهید دزدیده بودند تا به بهانه این تشییع جنازه، نمایش صبح امروز را تکرار کنند و بار دیگر علیه رهبران جنبش سبز شعار دهند، حتی تلاش نکردند که یک کارت بسیج هم برای این شهید سبز جعل کنند تا لااقل حضورشان برای خودشان توجیهپذیر شود.

بر اساس گزارشهای رسیده به کلمه، پیکر این شهید سبز تا عصر امروز در اختیار نیروهای امنیتی بوده و خانوادهی مختاری که بنا داشتند صبح امروز پسرشان را تشییع کنند، به علت اینکه جنازه به آنها تحویل داده نشده، از این کار بازماندهاند.
دلیل اصلی را البته میتوان اینگونه حدس زد که تشییعکنندگان سازماندهیشده، در ان ساعت مشغول ایفای نقش دیگری در خیابان انقلاب بودهاند: زندانی کردن دانشجویان در سالن آمفیتئاتر دانشگاه هنر، ضرب و شتم سبزهای حاضر و حضور اتوبوسی نیروهای بسیجی و شبه نظامی برای تبدیل تشییع جنازهی شهید ۲۵ بهمن به پردهی اول از فضاسازی نمایشی عوامل کودتا علیه جنبش سبز.

اما آنها نمیتوانستند در آن واحد در هر دو جا حضور داشته باشند و لذا تشییع شهید محمد مختاری به بعدازظهر موکول شد. بر اساس گزارشهای رسیده به کلمه، حتی در زمان تشییع پیکر شهید مختاری هم اجازه میانداری به خانواده داده نشده و لباسشخصیها خود همهی کار را برعهده گرفتهاند و توجهی به نظرات خانوادهی این شهید نکردهاند.

خبرگزاری فارس گزارش داد که در این مراسم سازماندهیشده، شعارهایی همچون “کروبی موسوی مرگ به نیرنگتان، خون جوانان ما میچکد از چنگتان”، “لعن علی عدوک یاحسین، کروبی و خاتمی و میرحسین”، “مرگ بر موسوی”، “مرگ بر کروبی” و “مرگ بر منافق” سر داده شده است.
اما محمد مختاری را دیگر نتوانستند بسیجی معرفی کنند، چرا که نه تنها فرصتی برای این کار نداشتند، بلکه اولین عکسهایی که از او منتشر شد، نشان میداد که او در روز ۲۵ بهمن، مشخصا به عنوان یک فعال سبز به خیابان آمده و به همین خاطر هدف گلوله قرار گرفته است.

گزارشهای موجود نشان میدهد که این جوان ۲۲ ساله، دانشجوی دانشگاه آزاد شاهرود بوده که در تظاهرات ۲۵ بهمن ۸۹ بر اثر شلیک مستقیم گلوله از سوی لباس شخصی های موتورسوار، از ناحیه کتف آسیب میبیند و به علت تاخیر در رسیدگی پزشکی و انتقال نیافتن بهموقع به بیمارستان، فوت میکند.
در گزارش رسمی ادعا میشود که او ظهر روز سه شنبه بر اثر شدت جراحات در بیمارستان فوت میکند، اما برخی شاهدان عینی گفتهاند که همان دوشنبه شب، خون زیادی از وی رفته بوده، به طوری که لباسهای وی غرق در خون بوده است. این شاهدان معتقدند که محمد مختاری همان شب درگذشته است.
اما هویت سبز این دانشجوی شهید را هیچکس نمیتواند انکار کند، و صفحهی شخصی وی در سایت فیسبوک، بهترین گواه بر این است که او با انگیزهی اعتراض به دیکتاتوری و به قصد حمایت از آرمانهای سبز در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن شرکت کرده است. او حتی برای عکس پروفایل خود در فیسبوک نیز تصویر سبز نوشتهی ۲۵ بهمن را انتخاب کرده بود و این تصویر همچنان به عنوان نشانهای از هویت سبز این شهید، در صفحهاش باقی خواهد ماند.
او در این صفحه، دوستانش را به عضویت در صفحه ۲۵ بهمن در سایت فیس بوک دعوت کرده و نوشته است: “سبزیا بیان تو!! تو نه!! فقط اونایی که سبزن!! یا می خوان باشن!”
این دانشجوی شهید همچنین در آخرین فعالیتهایش در فیسبوک، چند پوستر تبلیغاتی برای راهپیمایی ۲۵ بهمن را نیز به اشتراک گذاشته و در کنار یکی از آنها نوشته است: “شاه خواهد رفت، اگر بخواهیم.”
او همچنین ویدیویی از صحنهی تیر خوردن یک جوان مصری در مصر را به اشتراک گذاشته و زیر آن هم نوشته است: “البته به ما نمیرسنا” و البته درست پیشبینی کرده بود!
یکی از آخرین نوشتههای محمد مختاری در فیسبوک هم این است که: “خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام!”
او از نشسته زیستن در ذلت خسته بود، و به همین خاطر ایستاده مردن را انتخاب کرد.


همسر سید مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی، خبر داد که بازجویان او را به بازداشت تهدید کردهاند.
به گفته فخرالسادات محتشمیپور، او که برای بیش از یک ماه از وضعیت همسرش بیخبر مانده است، اعلام کرده که اگر در اسرع وقت همسرش با او تماس نگیرد، به زندان اوین مراجعه میکند و در آنجا متحصن خواهد شد؛ و بازجوها نیز پیغام دادهاند که در این صورت، او را بازداشت خواهند کرد.
به گزارش کلمه، همسر سید مصطفی تاجزاده که دیشب به طور غیررسمی از جابه جایی همسرش و دو تن دیگر از زندانیان سیاسی مطلع شده، نسبت به وضعیت همسر دربندش که بیش از شش ماه است در شرایط قرنطینه و اخیرا ممنوع الملاقات به سر می برد، به شدت ابراز نگرانی میکند.
او خبر میدهد که امروز با مسئولان زندان اوین تماس گرفته و نگرانیهای خود را با آنان در میان گذاشته و آنها خبر جابهجایی تاجزاده را شایعه خواندهاند؛ اما وی برای نشان دادن اینکه این شایعه صحت ندارد، هنوز تماس نگرفته است.
فخرالسادات محتشمی پور که از روز ۶ آذر تاکنون تنها یک ملاقات یک ساعته با همسرش در تاریخ ۲۲ دی ماه داشته است، در شکوائیهای که خدمت مراجع تقلید تقدیم کرده، از رفتار ظالمانه با همسرش و خانواده او سخن گفته است.
به گفته او، روز سه شنبه هفته گذشته علیرغم اعلام و هماهنگیهای قبلی برای ملاقات همسر، فرزند و پدر و مادر تاجزاده با ایشان، در حالی که او را به اتاق ملاقات بند دو الف آورده بودند و خانوادهاش پشت در زندان اوین منتظر بودند، به دستور دادستان از انجام این ملاقات خودداری شده است.
وی تاکید میکند که ظاهرا شرایط سختگیرانه نسبت به این مدیر خدوم سی ساله انقلاب، همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها کاهش نیافته، بلکه به شکلی اعجابانگیز افزایش یافته است؛ به طوری که وقتی بالاخره پس از شش ماه خانواده تاجزاده توانستند با او ملاقات کنند، از حضور همسر و فرزندش ممانعت به عمل آمده و آنان از این حق قانونی و شرعی خود باز هم محروم ماندهاند.
محتشمیپور همچنین میگوید: خواهر سید مصطفی تاجزاده، نگرانیهای شدید خانواده این زندانی شاکی از عوامل کودتای انتخاباتی را تلفنی به یکی از اعضای تیم بازجویی سپاه منتقل کرده، ولی او این خبرها را شایعه خوانده و به ضد انقلاب نسبت داده و در مورد اینکه چرا بازجویان سپاه و مقامات قضایی با ایجاد امکان تماس تلفنی و دیدار او با خانوادهاش مانع شیوع این اخبار نمیشوند، توضیحی نداده، اما قول داده که تاجزاده به زودی با خانواده خود تماس بگیرد.
همسر سید مصطفی تاجزاده خبر میدهد که به مقامات زندان اوین گفته است: بسیار متأسفم در حالی که آقایان معتقدند همسرم در حال گذراندن حکم خود است، اما شرایط بیخبری و شایعات نگرانکننده ایشان، مانند دوران بازداشت غیرقانونی ایشان پس از کودتای انتخاباتی و با حکم دادستان معزول و متهم اول کهریزک است.
محتشمی پور همچنین میگوید که با اتمام حجت در محضر مراجع، علما، شخصیتهای برجسته و دلسوز نظام و عموم مردم، ایشان را از مظالم فراوان بر همسرش خودش و فرزندش و حتی دوستان سیاسی و غیرسیاسیشان قرارداده است.
او تهدید به بازداشت را، از سوی نیروهایی که باید ایجاد امنیت کنند و به عمد یا با بیتدبیری وارونه عمل می کنند، تنها موجب ضعف مقامات امنیتی و قضایی برای ساماندهی وضعیت زندانیان سیاسی بیگناه میداند و تاکید میکند که اینگونه تهدیدات را مانعی برای پیگیری وضعیت همسر مظلوم، بیمار و روزهدارش نمیداند.
ندای سبز آزادی از بازگشایی دوباره بازداشتگاه کهریزک بعد از دستگیریهای گسترده در راهپیمایی ۲۵ بهمن خبر داد و نوشت:
سه نفر از صاحبان و کارکنان یک فروشگاه در حوالی میدان انقلاب که روز ۲۵ بهمن پس از ضرب و جرح شدید توسط نیروهای انتظامی بازداشت شده بودند شب گذشته آزاد شدند. این افراد اظهار داشتهاند که پس از بازداشت به زندان کهریزک منتقل شده بوده اند و از آنجا آزاد شده اند.
این سایت احتمال داده که انتقال دوباره بازداشتشدگان به کهریزک پس از افتضاحی که ماموران حکومتی سال گذشته در این بازداشتگاه به بار آوردند و دستکم چهار کشته بر جای گذاشت، به دلیل تعداد زیاد بازداشتشدگان باشد که در زندانهای رسمی، جای کافی برای آنها نیست؛ و به همین خاطر هم سریعا آزاد شدهاند.
چندی پیش هم برخی منابع از بازگشایی بازداشتگاه کهریزک تحت عنوان “سروش ۱۱۱″ خبر داده بودند.
ادوار نیوز از محکومیت دو فعال سیاسی آذربایجانی به حبس خبر داد و نوشت: دادگاه شعبه یک انقلاب تبریز، حکم موسی ساکت و عطا علیزاده از فعالان سیاسی شهر تبریز را ابلاغ کرد.
بنا به گفته عباس جمالی، وکیل مدافع موسی ساکت، وی به اتهام تبلیغ علیه نظام به چهار ماه و به خاطر شرکت در جلسات نهضت آزادی به اتهام عضویت در آن به ۹۱ روز زندان محکوم شده است.
هم چنین عطا علیزاده به اتهام عضویت در نهضت آزادی وجنبش مسلمانان مبارز به ۹۱ روز زندان محکوم شده است
سایت سحام نیوز از هجوم نیروهای امنیتی لباس شخصی به منزل حسین کروبی، فرزند ارشد مهدی کروبی، خبر داد که قصد بازداشت وی را داشتند اما به دلیل عدم حضور وی در منزل، اقدام به شکستن در و ورود غیرقانونی کرده اند. این سایت نزدیک به مهدی کروبی، ساعتی پیش گزارش داد که نیروهای امنیتی همچنان در خانه حسین کروبی حضور دارند.
به گزارش سحام نیوز، حسین کروبی در این مورد گفته است: “نیروهای امنیتی که حدودا بیست نفر بوده اند پس از مراجعه به منزل من، علی رغم اینکه کسی در منزل نبوده است اقدام به شکستن درب منزل نموده و وارد ساختمان شده اند. این افراد متاسفانه با تخریب اموال و بر هم زدن آسایش عمومی و نیز و با ایجاد رعب و وحشت در ساختمان مسکونی، اسباب ناراحتی و وحشت را در میان همسایگان فراهم کرده اند.”
حسین کروبی در ادامه افزود: “این رفتارها نه اسلامیست و نه ایرانی و نه حتی انسانی! بلکه شبیه رفتار حکومت های فاشیستی در برخورد آنها با مخالفین شان است. فرزند ارشد مهدی کروبی با اشاره به این اقدامات گفت: هم اکنون این نیروها با استقرار در منزل من در حال تفتیش خانه و وسایل شخصی من و خانواده ام هستند. این رفتار نیروهای امنیتی باعث گردیده حتی فرزندان کوچک من نیز احساس امنیت نداشه باشند، تا آنجا که حتی دسترسی به کتابهای درسی و وسایل شخصی آنها نیز درحال حاضر مقدور نیست.”
سه هفته قبل نیز حسین کروبی توسط نیروهای امنیتی برای چندین ساعت بازداشت شده بود. این اقدام در پی فشار به خانواده مهدی کروبی صورت میگیرد و این خانواده از بیست ماه گذشته تاکنون بارها و بارها شاهد این رفتارها و برخوردها بوده اند.
امروز فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، در نامه ای سرگشاده به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، ضمن شرح حملات لباس شخصی ها به منزل آنها و حصر مهدی کروبی، از تداوم رفتارهای غیرقانوین انتقاد کرد.
فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران امروز ،در پی نشانه هایی از ابراز همبستگی با تظاهراتی که منجر به برکناری نظام های مصر و تونس شد، مسئولین ایران را متهم به مورد هدف قرار دادن رسانه ها کرد. حداقل چهار خبرنگار شاغل در روزنامه های اصلاح طلب هفته گذشته و پیش از راهپیمایی های مخالفین دولت در پشتیبانی از قیام های اخیر مردمی مصر و تونس، بازداشت شدند.
به گزارش وب سایت فدراسیون جهانی روزنامه نگاران و به گفته « ایدن وایت»، دبیرکل فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران، “دولت ایران تلاش می کند تا از ترس تبلیغاتی که در جهت تظاهرات ضد دولتی در خاورمیانه شده، خبرنگاران را مرعوب کند.” بستن دهان رسانه ها یک گواهی دیگر بر عدم توجه مسئولیت به درخواست برای تغییرات دموکراتیک در منطقه است.”
به گزارش انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران که از مجموعههای زیر نظر فدارسیون بین المللی روزنامه نگاران است، نیروهای امنیتی روز جمعه دو خبرنگار یعنی نزهت امیرآبادیان و مازیار خسروی که برای روزنامه شرق تنها روزنامه اصلاح طلب باقی مانده کار می کنند، دستگیر کردند. یکشنبه شب، مسئولین رئیس سابق ایرنا در زمان ریاست جمهوری خاتمی یعنی عبدالله ناصری را بازداشت کردند. چهار خبرنگار دیگر به نام های امید محدث، تقی رحمانی، میثم محمدی و صدرالدین بهشتی شیرازی در اوایل هفته گذشته برای بازجویی بازداشت شدند.
این بازداشت ها پس از فراخوان مخالفین سیاسی دولت برای تظاهرات دیروز یعنی ۲۵ بهمن برای همبستگی با مردم تونس و مصر که روسای جمهور سابقشان بن علی و حسنی مبارک را مجبور به کناره گیری کردند، رخ دادند.گزارش ها حاکی از آن هستند که مسئولین دسترسی به اینترنت را قطع کرده و شروع به پارازیت انداختن به روی شبکه های خبری کرده اند.
به گفته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، حداقل ۳۴ خبرنگار شامل دو زن یعنی نازنین خسروانی و هنگامه شهیدی هنوز در زندان می باشند. انجمن خبر نگاران ایرانی می گوید که اتهامات خسروانی “اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغات علیه جمهوری اسلامی و بر هم زدن نظم عمومی” می باشند.
فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران مسئولین ایران را متهم کرد که به دنبال آن هستند تا به دنبال انتخابات پرمناقشه خرداد ۱۳۸۸، رسانه ها را عامل اصلی موضع انتقادی افکار عمومی نسبت به رهبری کشور معرفی کند.
به گفته وایت “مسئولین باید استقلال خبرنگاران را بپذیرد و نباید از آنها به عنوان بهانه استفاده کند.” “وقت آن رسیده که همه همکاران ما آزاد شوند.”
نازنین خسروانی، روزنامه نگار زندانی همچنان در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات نگهداری می شود .
به گزارش خبرنگار کلمه، با اینکه بیش از صد روز از نگهداری این روزنامه نگار می گذرد و بازجویی های او نیز مدتهاست به پایان رسیده اما همچنان این روزنامه نگار در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات به سر می برد .طبق قانون وی باید به بند عمومی زنان منتقل شود.
نازنین خسروانی در آخرین تماس تلفنی با خانواده، اعلام کرده که چند روزی است روزه می گیرد و به این روزه داری خود تا ۱۷ ربیع الاول ادامه می دهد .
وی با اینکه بارها نسبت به تغییر سلول خود به مسوولان زندان درخواست داده است اما تاکنون آنها نسبت به درخواست این روزنامه نگار زندانی بی توجهی کرده اند .وی با یک زندانی دیگر در یکی از سلولهای بند ۲۰۹ به سر می برد .
نازنین خسروانی ، روزنامه نگار با تعدادی از روزنامه های اصالاح طلب همکاری داشته است . همکاری با روزنامه شرق ،کارگزاران ، سرمایه ،بهار و …از جمله فعالیتهای وی بوده است .
احمد حکیمی پور، نماینده مردم زنجان در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، بازداشت شد.
بر اساس گزارش رسیده به کلمه، این عضو مجمع نمایندگان ادوار مجلس که از اعضای شورای هماهنگی اصلاح طلبان است، شب گذشته توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
حکیمی پور، دبیرکل حزب اراده ملت ایران است و عضو نخستین دوره شورای شهر تهران، موسس و بنیانگذار باشگاه فرهنگی – ورزشی «آذربایجان» و مدیر مسئولی هفتهنامه امید زنجان بوده است.
او از فرماندهان دفاع مقدس است که در دوران جنگ جانباز شده و هنوز از عوارض مجروحیت خود رنج میبرد.
مقامات ایران، رسانههای خارجی را از ارائه گزارش از ناآرامیها در ایران منع کردهاند.
وبسایت الجزیره گزارش داد که رسانههای خارجی از ارائه گزارش از ناآرامیها در ایران منع شدهاند.
شبکه تلویزیونی الجزیره هم در گزارشی به درگیریهای ایجاد شده بین طرفداران دولت و گروههای مخالف در مراسم تشییع دانشجوی کشته شده در روز ۲۵ بهمن اشاره و گزارش کرد که حامیان دولت ایران اعلام کردهاند در روز جمعه برای ابراز انزجار از ناآرامیها، تظاهرات خواهند کرد.
فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی در نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی از رفتار روز گذشته نمایندگان مجلس و نیز اراذل و اوباشی که طی شب گذشته اقدام به فحاشی و هتاکی مقابل منزل ایشان کرده، مورد انتقاد قرار داد.وی در این نامه نوشته است که اینجانب در خلال حملات اوباش در شب های مقدس رمضان به مقام رهبری نامه ای نگاشتم و اعلام کردم اختلاف جنابعالی با همسرم چه ارتباطی با حق زیستن ما دارد، اما امروزه پذیرفته ام در نظامی که بیشترین نقش را در دوران مبارزه و شکل گیری آن داشتیم، دیگر حقی برای زیستن ساده هم نداریم.
به گزارش سحام نیوز، متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسمه تعالی
جناب آقای دکتر لاریجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
بدنبال نطق جنابعالی در جلسه دیروز و شعارهای جمعی از وکلای منتخب حاکمیت که به جای تقنین به صدور حکم اعدام دو یار صدیق امام پرداختند، خبر سازماندهی عده ای اوباش و مزد بگیر را در جهت حمله به محل سکونت دریافت کردیم. حضور پلیس امنیت و نیروی امنیتی حسب ظاهر مانع از این امر در اوایل شب شد. لیکن در ساعت ۱:۳۰ بامداد تا ساعت ۲:۴۵ این گروه سازماندهی شده به منطقه وارد شده و از یکسو به فحاشی و هتاکی به اینجانب، همسرم، مهندس موسوی، آقایان خاتمی و هاشمی پرداختند و از سوی دیگر شعارهایی در حمایت از رهبری و حاکمیت سر دادند.
آنچه بیشتر موجب تاسف است توسل این اراذل به شعائر دینی و مذهبی و خواندن دعای فرج در خاتمه اوباش گری است. آیا توسل به این شیوه های ابداعی و بدوی که قرن هاست نمونه ای از آن در جوامع غیر متمدن هم دیده نشده، نباید سران حاکمیت را به این واقعیت رهنون کند که نکند عده ای ماموریت دارند ضربه کاری به اسلام و باورهای دینی مردم وارد نمایند. اینجانب در خلال حملات اوباش در شب های مقدس رمضان به مقام رهبری نامه ای نگاشتم و اعلام کردم اختلاف جنابعالی با همسرم چه ارتباطی با حق زیستن ما دارد، اما امروزه پذیرفته ام در نظامی که بیشترین نقش را در دوران مبارزه و شکل گیری آن داشتیم، دیگر حقی برای زیستن ساده هم نداریم. اما این سوال برایم مطرح است که آیا این محرومیت نیز به ساکنین و همسایگان محترم این منطقه تسری پیدا کرده است؟ براستی در این نظام نباید همسایگان محترم این منطقه از شر عده ای مزدور در نیمه های شب هم در امان باشند؟
آقای کروبی همان مرد ثابت قدم دوران مبارزه و فردی که امام او را دوست خوب خود و مجاهد صف اسلام نامید، بارها اعلام کرده است که آماده محاکمه در هر دادگاه علنی و پرداختن هرهزینه ای برای اصلاح ویرانی های امروز این نظام است. پس آزموده را آزمودن خطاست.
جناب آقای لاریجانی
جنابعالی به خوبی میدانید که از پنج شنبه در حصر کامل نیروهای امنیتی هستیم که بنحوی که فرزندانم را نیز به منزل راه نمی دهند، تلفن های ارتباطی همگی قطع می باشد، از ادامه درمان این حق اولیه ام نیز ممانعت بعمل آمده و نیروهای امنیتی دیشب همزمان با حمله اوباش شبانه با شکاندن درب آپارتمان فرزندم محمد حسین بدون حضور او به منزلش یورش بردند. از آنجا که سخن از قانون گرایی کرده اید، موجب امتنان است معیار های قانونی برای این رفتار های مذبوحانه، غیر انسانی و البته کودکانه که هیچ خللی در انتخاب راه همسرم ایجاد نمی کند را جهت اطلاع اینجانب و تنویر افکار عمومی معین نمائید.
با تشکر
فاطمه کروبی
۲۷ بهمن ۱۳۸۹
نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی
تجمع سازماندهیشدهی برخی طلاب در مدرسه فیضیه قم و مسجد اعظم که به طور زنده از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، با شعارهای تندی علیه هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی همراه بود.
خبرآنلاین گزارش داد که در این تجمع که صبح امروز، چهارشنبه با سخنرانی سیداحمد خاتمی برگزار شد، تجمع کنندگان با حمل چوبه دار و سردادن شعارهایی، بازداشت، محاکمه و اعدام سید محمد خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی را خواستار شدند. “مرگ بر موسوی”، “مرگ بر کروبی”، “لعن الله عدوک یا حسین، خاتمی، کروبی، میر حسین” از جمله تراکت هایی بود که در دست تجمع کنندگان به چشم میخورد.
بر اساس این گزارش، همچنین شعارهای تندی علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان داده شد که در این برنامه زنده از سیما پخش شد. “مرگ بر هاشمی”، هاشمی، هاشمی، بصیرت، بصیرت”، “هاشمی حیا کن، مصلحت رو رها کن”، ریاست خبرگان، جای منافقین نیست” از جمله شعارهایی بود که در این تجمع سرداده شد.
وبلاگ آن سوی بی سو اما گزارش متفاوتی از تجمع امروز قم ارائه داد و نوشت: “جمعیت مستقر در فیضیه که میانگین سنی انها بین ۱۴ تا ۲۲ سال بود با سخنان تحریک آمیز احمد خاتمی شعارهایی را بر علیه جنبش سبز سر دادند که تمرکز شعارها عمدتا بر علیه هاشمی رفسنجانی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام بود . تجمع کنندگان با تحریک لیدرهای معین شعارهایی بر علیه رهبران جنبش سبز کروبی ، موسوی و خاتمی سر می دادند و خواهان اعدام آنان شدند اما تمرکز شعار حول محور نفی هاشمی رفسنجانی بود که این موضوع منجر به ناراحتی و جدا شدن تعدادی از روحانیون سابقه دار حوزه شد بطوریکه وقتی سعی داشتند تا تجمع را به یک راهپیمایی خیابانی تبدیل کنند تنها حدود ۵۰ نفر در خیابان حضور پیدا کردند.”
نویسنده این وبلاگ از قم همچنین گزارش داد: “در بین تجمع کنندگان علاوه بر حضور طلاب نوجوان تازه وارد به حوزه تعدادی افراد غیر حوزوی و چهره های غیر فرهنگی در لابلای طلبه های جوان و نو جوان به چشم میخورد ، همچنین طلاب جوان خارجی نیز در این جمعیت کوچک دیده می شدند که با تعجب فقط جمعیت را نظاره گر بودند . یکی از شعارها که توسط یکی از لیدرها بر علیه هاشمی رفسنجانی مطرح شد برای دقایقی به نفع او سرداده شد، شعار «مبارک ایرانی اکبر رفسنجانی» را به « مبارز ایرانی اکبر رفسنجانی » تبدیل کردند .”
وی همچنین خبر داده که شعارهای زیر پس از سخنان تحریک آمیز احمد خاتمی داده شده است:
هاشمی حیا کن مصلحت رو رها کن
مرگ بر هاشمی فتنه گر
تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته
برادر رفته گر هاشمی رو شب ببر
فتنه گر ایرانی اکبر رفسنجانی
مرگ بر شاه مرگ بر شاه اکبر شاه
خامنه ای رهبر است دشمن او اکبر است
سایت حامی دولت مشرق هم ادعا کرد افرادی که امروز از آذربایجان شرقی برای دیدار با رهبری به تهران آمده بودند، پس از پایان این دیدار، در مقابل منزل میرحسین موسوی تجمع کرده و علیه سران جنبش سبز داده اند.
در تهران و در مراسم تشییع جنازه شهید صانع ژاله هم علیرضا پناهیان، روحانی حامی دولت، سخنرانی کرد و گفت: ملت ایران نه تنها خواستار اعدام سران فتنه هستند بلکه خواستار این هستند سیاستمدارانی که به هر نحو زمینه شعلهورتر شدن فتنه را فراهم کردهاند از صحنه سیاست حذف شوند.
به گزارش فارس، علیرضا پناهیان در مراسم تشییع پیکر پاک شهید “صانع ژاله ” بدون اشاره به شرکت شهید در همه تظاهرات اعتراضی گفت: : این شهید مظلوم و بسیجی بدون اینکه در اغتشاشات ۲۵ بهمن درگیر باشد و در حال عبور از خیابان مورد هدف گروههای تروریستی قرار گرفت تا مظلومیتش همانند سایر مظلومان اسلام مشخص باشد. وی افزود: ایران تمنا دارد تا پای چوبهدار سران فتنه بایستند و شعارهای استکبارستیز سر دهند.
وی با بیان اینکه سیاستمداران کشور باید بدانند که سران فتنه حق بازگشت به درون نظام اسلامی ایران را ندارند، اظهار داشت: دست سران فتنه به خون شهدای اخیر آغشته است و آنان موجب بیآبرویی ملت شدهاند. وی پرسید: چرا جامعه خود را نباید از لکه ننگ فتنهگران پاک کنیم؟ تمامی ملت ایران آمادهاند تا این لکه ننگ را از این مرز و بوم پاک کنند.
پناهیان همچنین گفت: جزای کسانی که امنیت کشور را از میان میبرند و با تظاهرات خود زمینه حضور منافقان را در خیابانها فراهم میکنند، این است که یا باید کشته شوند، یا به دار آویخته شوند و یا دست و پای آنها قطع شود.
پناهیان با حمله به هاشمی رفسنجانی، تصریح کرد: آنان که میخواهند در کشور تولید مصلحت کنند باید از صحنه سیاست کشور خارج شوند. اگر هم تاکنون مصلحت این بوده که با سران فتنه برخورد نشود تا خواص جامعه نسبت به فتنهگریها آگاه شوند مطمئنا این خواص اکنون آگاه شدهاند و اگر کسی خود را به خواب زده دیگر نمیشود وی را از خواب بیدار کرد.
وی با تأکید بر اینکه هر کسی که تاکنون بیدار نشده دیگر بیدار نخواهد، بیان داشت: پیشنهاد من این است که بر اساس متون دینی از این به بعد ملت ایران شعار «مرگ بر ساکتین» را سر دهند.
پس از این قسمت از سخنان پناهیان، شرکتکنندگان در مراسم تشییع شعار “مرگ بر هاشمی ” سر دادند.
در ادامه این مراسم پناهیان از مواضع علما انتقاد کرد و افزود: کسانی که تقاضای اعدام برای سران فتنه را نمیکنند همان افرادی هستند که نسبت به فتنهگران سکوت اختیار کردهاند. علمایی که برای بیاحترامی به کوچکترین موضوعات دینی برمیآشوبند چطور شده که در مقابل توهین به ولایتفقیه سکوت اختیار کردهاند.
وی بدون اشاره به تعطیلی اجباری کلاسهای درس علما افزود: علمای هوشمند امروز در حوزههای علمیه سراسر کشور درسهای خود راتعطیل کرده و بر علیه فتنهگران راهپیمایی کردند.
دکتر منصور نصیری کاشانی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر علی اکبر پورفتحالله، استاد دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شدند.
به گزارش ندای سبز آزادی دکتر منصور نصیری کاشانی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر علی اکبر پورفتحالله، استاد دانشگاه تربیت مدرس، از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران بازداشت شدند.
گفته می شود که بازداشت این دو نفر به علت رسیدگی به خانوادههای زندانیان سیاسی به نمایندگی از جامعه پزشکی ایران، بوده است.
محمد نوریزاد، نویسنده و کارگردان زندانی، در بیمارستان بستری شد.
بر اساس گزارشهای رسیده به کلمه، محمد نوریزاد به دلیل مشکلات مربوط به کلیه و قلب در بخش نفرولوژی بیمارستان مدرس بستری شده است.
نوریزاد این مشکلات جسمی را در پی اعتصاب غذای خشک متحمل شده است.
نوریزاد به علت نگارش نامههای انتقادی به رهبری و دیگر مسئولان نظام در زندان است.
بر اساس گزارشهای رسیده به کلمه، دسترسی برخی کاربران ایرانی به اینترنت از صبح امروز دچار اختلالات جدیدی شده است.
در گزارشهای مختلف به کاهش شدید سرعت اینترنت، باز شدن وی پی ان و همزمان فیلتر شدن جیمیل و گوگلریدر، بسته شدن HTTPS در برخی ISP ها و نیز از کار افتادن موقت برخی سایتهای سبز اشاره شده است.
کلمه: یکی از دوستان و همولایتیهای شهید «صانع ژاله» در نامه ای که به کلمه ارسال کرده است، نشانههایی را ذکر کرده و پیشنهادهای جالبی را به مسئولان و رسانهها داده است. او از همه خواسته است که با یکی از شمارههای شهر پاوه به صورت تصادفی تماس بگیرند و دربارهٔ صانع ژاله از مردم پاوه سوال کنند و صحت اخبار رسانههای دولتی و رسمی را جویا شوند. این همولایتی شهید ژاله در خصوص خبر برنامه ۲۰:۳۰ هم افشاگری کرده و پیشنهادهای قابل تاملی را هم به پدر این شهید داده است.
کلمه پس از اطمینان از محتوای متن نامه و صحت آنها، متن پیام را که از ادبیات ساده و صمیمانهای برخوردار است، عینا منتشر میکند:
* * *
حتما میپرسید من کیستم؟ یک نفر ایرانی. ساکن استان کرمانشاه. اهل پاوه. روستای خانقاه.. خانقاه یکی از زیباترین و قدیمیترین روستاهای ایران است. در دل پاوه میان باغها سرشار از توت و گردو.. جادهای پرپیچ، ساده و کوتاه به خانقاه میرساند. ماشینها در جاده خانقاه وقتی به هم میرسند حتما مراعات میکنند و گرنه یکی از آنها از دیوارهای سنگی و قدیمی کنار جاده پایین میرود…
اگر نشانیهایم کافی نیستند باز هم بگویم. من بارها و بارها از میدان اصلی پاوه راه افتادهام واز کنار قصابی و کبابی و نانوایی اول جاده گذشتهام و با موسیقی دلنشین «چم خانقاه» جادهٔ زیبای «سبزترین روستای غرب کشور» را قدم زدهام.
بزرگترهای انقلاب، پاوه را خوب میشناسند. شهید همتی که بزرگترین اتوبان تهران را به نامش ساختهاید، سه سال فرماندهٔ سپاه شهر من بوده است. شهید چمران هم پاوه را خوب میشناخت. خدایشان رحمت کند…
پاوه با حومهاش دست کم ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد و بیشک تمام مردم پاوه ژالهها را میشناسند. دست کم همهٔ ساکنان شهرستان پاوه «قادر ژاله» را میشناسند و بسیاری از آنها حداقل یکبار برای دریافت وام یا امورات بانکی به بانک ملی و شعبه مرکزی آن در مرکز شهر پاوه رفتهاند و آنجا آقای ژاله را دیدهاند.
آقای ژاله، برداران دیگری هم دارد، اما «کاکه قاور» از همهٔ آنها شناخته شدهتر و به متانت و ادب مشهورتر است. مگر میشود اهل شهرستان پاوه باشی و طایفهای به نام ژاله را نشناسی؟ برادران ژاله و پسر عموهایش را نشناسی و دست کم با یکی دوتای آنها احوال پرسی نداشته باشی؟
پاوه یک شهر سنتی است. میان کوهها محصور است. لب مرز است و تقریبا بن بست است. به همین خاطر شبکههای اجتماعی آن بسیار در هم تنیدهاند و کمترین خبری در کمترین زمان در شهر پاوه میپیچد. اگر بگویم هیچ جای دنیا مراسم عزا یاهمان «پرسه» را مانند ساکنان پاوه به جا نمیآورند دروغ نگفتهام. محال است کسی در پاوه عزادار شود و تمام پاوه به مراسم سوگواری او نروند. هر کس باور ندارد و تردیدی دارد از امام جمعهٔ پاوه بپرسد که با همهٔ جناحها و دستههای سیاسی میانهٔ خوبی دارد و همهٔ سیاستمداران حتی آقای خامنهای و هاشمی و موسوی به خانهاش رفتهاند و از نزدیک او را میشناسند.
سرتان را درد نیاورم، با این اوصاف رسانههای عجیب! شما کجای ایران زندگی میکنید؟ چرا در مورد صانع ژاله دروغ میگوئید؟ مگر نمیدانید مردم پاوه با شنیدن این خبر داغ کشته شدن صانع را فراموش میکنند و صدبار داغدارتر میشوند؟ مگر نمیدانید با این خبر سرتاپا دروغ تمام حکومت را در میان مردم پاوه بیاعتبار میکنید؟ مگر نمیدانید پاوه هم اینترنت دارد و دانشجو دارد و دانشگاه دارد و مردم پاوه خبر دروغتان را خیلی زود افشا میکنند؟ خبرنگاری را به میان مردم پاوه بفرستید. در هر نقطهای از شهر، از هر کسی بزرگ یا کوچک، زن یا مرد آدرس خانهٔ قادر ژاله را بگیرد و بارها و بارها این کار را تکرار کند. محال است کسی در پاوه آدرس خانهٔ دیگری را نداند، چه برسد به آنکه آن فرد از ژالهها باشد.
پیشنهادی دارم. همهٔ مقامهای عالی نظام و دلسوزان نظام و ملت و نمایندگان مجلس برای آنکه به میزان راستگویی و دروغگویی صدا و سیما و رسانههای هم سو با آن پی ببرند، گوشی را بردارند و به صورت تصادفی با یکی از شمارههای شهر پاوه با پیش شماره**** ۰۸۳۲۷۲۳ و**** ۰۸۳۲۷۲۲ تماس بگیرند و از او بپرسند که آیا ناصح ژاله حافظ قرآن بود؟ عاقلان را اشارتی کافی است.
سخنی هم با خانوادهٔ داغدار ژاله دارم. بخصوص پدر بزرگوارش. کاکه قاور! به عنوان یکی از همسن و سالان و دوستان صانع میگویم:
کاک قاور! امشب برنامه بیست و سی طوری خبر شهادت صانع را پخش کرد و تصویرها را نشان داد تا بینندهها فرد دیگری یا همان «زینهٔ مشهور پاوه!» را پدر صانع بشمارند و حرفهای او را حرفهای تو بدانند. بیست و سی حتی به پدر داغدار صانع هم رحم نکرد و او را هم مصادره کرد. شاید صانع فردای قیامت آن کس را که به سوی او تیراندازی کرده است ببخشد و کار او را ناشی از جهل و خشم و عصبانیت لحظهای بداند اما صانع هیچگاه از کسانی که هنوز دفن نشده خونش را مصادره کردند و پایمال کردند و آن را ابزاری برای حفظ قدرت خود ساختند نخواهد گذشت. کاکه قاور، تو بهتر از هر کس دیگری میدانی که صانع که بود و چه میخواند و چه میخواست. حتما بارها و بارها دیوان شیرکو بیکس را در دستان او دیدهای. او که رفته است، نگذار خون او پایمال شود و نگذار روزی صدبار در رسانههای دروغ باز هم کشته شود. تو که بیشتر از هر کس گفتهها و نوشتههای من را میفهمی. تو بیشتر از هر کس آن کسی را که برنامه بیست و سی به جای تو معرفی کرد میشناسی…
کاکه قاور میدانم در چه شرایطی به سر میبری و چگونه با تهدیدها و … سراغت آمدهاند و فامیلها را واسطه کردهاند. اما کاکه قاور خون صانع رنگینتر از این حرفها و خواستهها است. تو که میدانی صانع چرا به خیابان رفته بود. تو راستش را به مردم بگو و پیام صانع را جاودانه کن. دیری نخواهد کشید که مردم پاوه «میان پاوه» را «میان ژاله» بخوانند.
به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه هنر، از صبح امروز که نیروهای بسیج را به دانشگاه آوردند، دانشجویان را در تالار دانشگاه محاصره کردند و ساعتی قبل با چوب و چماق و شوکر به دانشجویان حملهور شدند و تعداد زیادی از دانشجویان را بازداشت کردند.
در همین باره بخوانید:
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند
شهید ژاله عضو انجمن اسلامی، فعال در ستاد میرحسین و هوادار آیت الله منتظری بود
به گزارش کلمه، یکی از دانشجویان هنر که دقایقی قبل موفق به خروج از دانشگاه شده است، وضعیت دانشگاه را در ساعت ۱۱ صبح امروز چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ (به وقت تهران) تشریح کرد.
این دانشجو که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار کلمه گفت: الان خیلیها را بازداشت کردهاند. یکی از دوستانم همین الان تلفنی خبر داد که در گوشهای از دانشگاه پنهان شده که دستگیر نشود، چون نیروهای لباس شخصی به سمت دانشجویان حملهور شدهاند.
این دانشجو درباره مراسم تشییع و حضور بسیج می گوید: از صبح، نیروهایشان را به داخل دانشگاه آوردند و دانشگاه را پر کرده بودند، به گونهای که تعدادشان در مقایسه با دانشجویان هنر بسیار چشمگیر بود و همه چیز را در دست داشتند و عملا دانشگاه در اختیار دانشجویان نبود. الان شاید کمتر از ۴۰۰ دانشجو در دانشگاه باقی مانده باشد، چون خیلیها همان صبح با مشاهدهی جمعیتی که وارد دانشگاه شد، از آنجا خارج شدند؛ به امید اینکه حضور برای مراسم انجمن اسلامی در ساعت ۱۲ ظهر، برگردند.
او با نگرانی شدید از وضعیت دوستانش در دانشگاه، دربارهی حادثهی امروز میگوید: نیروهای لباس شخصی اول بچه ها را گوشهای جمع کردند، بعد با فشار و خشونت به عقب هل دادند و همگی را به داخل سالن فارابی فرستادند. بعد چماقداران آمدند و دانشجویان را مورد حمله قرار دادند و با چماق و شوکر به جان دانشجویان افتادند و یکی یکی دانشجویان را بازداشت کردند.
آیا نیروی انتظامی وارد دانشگاه شده بود؟ اگرنه، دانشجویان توسط چه کسانی بازداشت شدند؟
توسط نیروهای لباس شخصی. اصلا نیروهای پلیس در داخل دانشگاه نیامدند. اینها همان نیروهایی بودند که از صبح برای تشییع جنازه وارد دانشگاه شدند و الان علیرغم تمام شدن مراسمشان، همچنان در دانشگاه ماندهاند و به ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان هنر اقدام میکنند.
آیا مسئولان دانشگاه و ریاست دانشگاه هم در مراسم حضور داشتند؟
بله، هم ریاست دانشگاه و هم معاونتهای مختلف و مسئولان حراست؛ همگی در مراسم حاضر بودند.
آیا موقع برخوردها و ضرب و شتمها مسئولان در محوطه بودند؟ آیا اعتراضی به ضرب و شتم دانشجویان کردند؟
مطمئنا در دانشگاه بودند، اما من دقیقا ندیدم که موقع هجوم چماقداران هم در محوطه بودند یا خیر. اما قطعا در دانشگاه حضور داشتند و فریادهای دانشجویان را میشنیدند.
آیا هجوم لباسشخصیها در پی اعتراضات دانشجویان بود؟ یعنی شعار یا واکنشی از سوی دانشجویان رخ داد که موجب آغاز تشنج و درگیری شود؟
نه خیر، به هیچ وجه. چون دانشجویان از همان صبح فقط مبهوت مانده بودند و تنها از ظاهر دانشجویان مشخص بودند که دانشجوی هنر هستند. دانشجویان فقط گریه میکردند و از این جمعیت چماقدار که مدام بر سرشان فریاد و هوار میکشیدند، ترسیده و به کنار دیوارهای دانشگاه خزیده بودند. برعکس، لباسشخصیها تمام مدت سعی میکردند جو را متشنج کنند. به سمت دانشجویان میآمدند و توی صورت دانشجویان شعار میدادند و آنها را تحریک به واکنش میکردند. اما دانشجویان از بهت فقط گریه میکردند.
شعارهای لباس شخصی ها و چماقداران چه بود؟
مرگ بر موسوی و مرگ بر کروبی. شعارهای زیادی هم علیه هاشمی رفسنجانی سر میدادند.
جمعیت زیادی به گفتهی شما آنجا بود. چطور دانشجویان را شناسایی و بازداشت میکردند؟
از ظاهر دانشجویان، چون تنها تفاوت و وجه مشخصهی بیگانگانی که به دانشگاه هجوم آورده بودند با دانشجویان هنر، ظاهر و نوع پوشش آنها بود. فقط از همین لحاظ قابل تشخیص بودند. اما همه چیز در اختیار آنها بود و برخورد بسیار بدی با دانشجویان داشتند؛ انگار که آنجا اصلا دانشگاه نیست و ما هم دانشجو نبودیم.
گفتید این افراد با چماق و باتوم وارد دانشگاه شدند. آیا حراست ممانعتی از ورودشان نکرده بود؟ آیا صبح موقع ورود، کارت شناسایی دانشجویان بازدید شد؟
اصلا اصلا، به هیچ وجه. صبح ما هم با جمعیت آنها وارد دانشگاه شدیم و هرکس میخواست، وارد دانشگاه میشد و حراست اصلا کنترلی بر افراد نداشت، و حتی نسبت به وسایلی که همراه آنها بود نزی واکنشی نشان نمیداد.
انجمن اسلامی دانشگاه هنر قرار است مراسمی برای یادبود شهید ژاله برگزار کندو فکر میکنید امکان برپایی این برنامه وجود دارد؟
الان نمیشود چیزی گفت. بچهها در داخل دانشگاه شرایط ناامن و خطرناکی دارند و خیلی از نیروها همچنان در دانشگاه حضور دارند و تعداد زیادی از لباسشخصیها همچنان آنجا هستند.
کلمه: آخرین خبرهای رسیده از دانشگاه هنر حاکی از آن است که دانشجویانبا ضرب و شتم از دانشگاه به بیرون رانده شدهاند و به انجمن اسلامی هم اجازهی برگزاری مراسم یادبود برای شهید ژاله، داده نشده است.
کلمه – گروه سیاسی: اگرچه از دیروز پیشبینی میشد که تشییع پیکر پاک شهید صانع ژاله، با سازماندهی بسیج دانشجویی به یک برنامه نیمهرسمی و بیهویت تبدیل شود، اما هیچیک از استادان و دانشجویانی که امروز در یکی از سالنهای دانشگاه هنر محبوس شده بودند، تصور هم نمیکردند که دانشگاه اینگونه زیر چکمه نظامیان قرار گیرد و کوچکترین تحرک دانشجویان و دوستان شهید ژاله نیز با تهدید اسلحه و توهین و در مواردی ضرب و شتم از سوی لباسشخصیها روبهرو شود.
در همین باره بخوانید:
روایت یک شاهد عینی از آنچه در دانشگاه هنر گذشت
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند
شهید ژاله عضو انجمن اسلامی، فعال در ستاد میرحسین و هوادار آیت الله منتظری بود
به گزارش خبرنگار کلمه، شاید خیال دانشجویان این بود که دستکم حرمت تشییع جنازهی شهید را نگه میدارند و در این روز، دست به حرمتشکنی دوباره از دانشگاه و دانشجو نمیزنند و از خشونت و کتککاری و استفاده از گاز اشکآور دست برمیدارند.
اما این خیال وقتی کاملا نقش بر آب شد که آنها دیدند سردار علی فضلی و سردار همدانی، بیهیچ پردهپوشی و البته با اضطراب و نگرانی از واکنش احتمالی دانشجویان، در محوطهی دانشگاه حضور یافته و در حال هدایت نیروهای خود هستند.
دانشجویان همچنین دیدند که بلندگو در اختیار حسین الله کرم، چهره شناخته شده و سابقهدار گروههای فشار، قرار گرفته تا به توهین و فحاشی و شعاردهی علیه موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی بپردازد.
گزارش خبرنگار کلمه از دانشگاه هنز حاکی است که از اولین ساعات صبح امروز – چهارشنبه ۲۷ بهمن – بیش از ۵۰۰ اتوبوس با آرمهای سپاه، وزارت دفاع، نیروی انتظامی و دانشگاه امام حسین، نظامیان لباس شخصی و نیروهای بسیجی را در اطراف چهارراه ولیعصر تهران پیاده کردند و این افراد به طور منظم و سازمانیافته در محوطهی دانشگاه هنر و اطراف آن مستقر شدند.
حجم پوسترها و تراکتهایی که نیروهای شبه نظامی و بسیجی با مضمونهای جهتدار و دروغین برای این برنامه تهیه کرده بود، به حدی زیاد بود که خبرنگار کلمه تعداد آنها را حدود ۵۰ هزار برگ تخمین زده و طبق مشاهدات او، بسیاری از بستههای این اقلام تبلیغاتی، باز نشده در کنار خیابان رها شده بود.
همچنین برای جلوگیری از حضور دانشجویان و اساتید دانشگاه هنر در تشییع جنازه دانشجوی شهید این دانشگاه، نیروهای شبه نظامی و بسیج تعداد قابل توجهی از آنها را در سالن کاربردی دانشگاه محبوس کرده بودند و گروهی از بسیجیان نیز در برابر آنها صف کشیده و شعار میدادند و در تلاش برای تحریک دانشجویان و ایجاد درگیری بودند.
تشییع جنازهی شهید ژاله، در نهایت با تدارکات و تمهیدات گستردهی نهادهای نظامی و امنیتی، از چهارراه ولیعصر به سمت دانشگاه تهران برگزار شد و هرگونه تحرک سبزها در این مسیر نیز با برخوردهای تند و خشن لباسشخصیها و نیروهای امنیتی روبهرو شد.
این برخوردها به حدی بود که خبرگزاری فارس هم نتوانست وجود آن را پنهان کند. این خبرگزاری وابسته به نهادهای نظامی، با دروغپردازیهای متداول رسانههای اقتداگرا، نوشت: “چند تن از دختران منتسب به جریان فتنه نیز در حالی که موهای خود را سبزرنگ کرده بودند قصد اخلال در تشییع جنازه شهید ژاله را داشتند که با واکنش مردم و دانشجویان مواجه شده و محل تشییع را ترک کردند.”
تابناک هم به شیوهی دیگر رسانههای اقتدارگرا، نوشت: “تعداد معدودی از هواداران جریان فتنه و خائن به آرمان های نظام و انقلاب، با دانشجویان شرکت کننده در تشییع جنازه شهید «صانع ژاله» درگیر شدند و از سوی دیگر دانشجویان شرکت کننده در این مراسم با شعار علیه موسوی و کروبی اغتشاشات روز دوشنبه را محکوم میکنند.”
آینده هم گزارش داد که “برخی دانشجویان دانشگاه هنر که ظاهر متفاوتی با میهمانان داشتند، با پرس و جوی انتظامات برنامه مواجه می شدند.”
بدین ترتیب برنامهریزی نظامیان برای دزدیدن هویت این شهید و تشییع او با تدابیر شدید امنیتی، به انجام رسید. اما شاید تنها قسمت ماجرا که در این برنامهریزی به آن توجه نشده بود، این بود که شهید صانع ژاله، اهل تسنن بوده است و تعیین ابوترابی برای نماز خواندن بر پیکر او، به همان اندازه بیتناسب است که بسیجی بودن او و ادعای ترورش توسط کسی غیر از نیروهای شبه نظامی.
اما ظاهرا نبود تناسب، چندان برای عوامل کودتا اثری ندارد، چرا که هدف آنها رجزخوانیهای بعدیشان درباره برخورد با سران جنبش سبز و تهدید به تحصن و .. بود که تا ساعت نگارش این گزارش، همچنان ادامه دارد.
همچنین گزارشهایی از دستگیری تعدادی از دانشجویان و مردم نیز وجود دارد که هنزو تایید نشده است.
در حالی که خبرگزاریهای وابسته به دولت، ادعای تعطیلی درس مراجع تقلید برای پیوستن به تجمع سازماندهیشدهی طلاب تندرو را مطرح میکند، تحول سبز گزارش داد که از صبح امروز، عوامل موسسه پژوهشی منتسب به مصباح، به رهبری قاسم روانبخش، با تجمع در محل تدریس مراجعی نظیر آیتالله وحید خراسانی و آیتالله شبیری زنجانی در مسجد اعظم قم، مانع از برگزاری دروس این مراجع شدند.
به نوشتهی این سایت، شورای مدیریت حوزه نیز بلافاصله با حمایت از این امر، دروس حوزه علمیه قم را امروز تعطیل اعلام کرد؛ در حالی که تعطیلی امروز از سوی هیچکدام از مراجع مستقل تایید نشده است. همچنین برخی از اساتید معتبر و مستقل حوزه نیز کلاسهای درس خارج فقه خود را در مکانهای متعلق به خود برگزار کردهاند.
آیات عظام وحید خراسانی و شبیری زنجانی در چند روز گذشته در دیدار با خانوادههای زندانیان سیاسی، از آنها دلجویی و نسبت به شرایط حاکم بر جامعه اظهار تاسف و نگرانی کرده بودند.
سایت روات حدیث نیز که اخبار حوزههای علمیه را به طور مستقل منعکس میکند، دیروز خبر داد که تغییرات جدیدی در سطح مدیریت حوزههای علمیه در جهت کاهش استقلال حوزه و وابستگی بیشتر به دولت در راه است.
بر اساس این گزارش، پس از استعفای جنجالی حجتالاسلام نواب و جایگزینی حجتالاسلام ربانی با وی و تغییرات در هیئت مدیره مرکز خدمات حوزههای علمیه و دفتر تبلیغات اسلامی و تغییر رئیس این نهاد حوزوی، رئیس جامعةالزهرا نیز تغییر خواهد کرد. در ابتدا سخن از این بود که حجت الاسلام حسینی بوشهری مدیر سابق حوزه علمیه قم به این سمت گمارده خواهد شد اما شنیده های جدید حاکی از آن است که حجت الاسلام اعرافی (مدیر جامعة المصطفی العالیة) با حفظ سمت مدیر جامعة الزهرا خواهد شد. برخی شنیده های دیگر حاکی از آن است که جامعة الزهرا استقلال خود را از دست خواهد داد و به عنوان یک حوزه علمیه به مجموعه حوزههای علمیه افزوده خواهد شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر