نیروهای امنیتی ظهر امروز با مراجعه به روزنامه شرق مازیار خسروی ، خبرنگار این روزنامه را بازداشت وبه مکان نامعلومی منتقل کردند .
به گزارش کلمه، این دومین بار طی ماه های اخیر است که ماموران امنیتی به روزنامه شرق مراجعه و روزنامه نگاران آن را بازداشت می کنند. کیوان مهرگان، فرزانه روستایی، ریحانه طباطبایی و احمد غلامی نیز پیش از این در روزنامه شرق بازداشت شده بودند .
موج بازداشت روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی که از روز گذشته دوباره آغاز شده است.
کلمه- محمد نصر اصفهانی: بپذیریم یا نه، انقلاب ۵۷ یک انقلاب اسلامی، فراگیر و مردمی بود که از جانب اکثریت قاطع اقشار مردم ایران، با تفکرات و گرایش های مختلف به رهبری امام خمینی پشتیبانی شد. قضاوت اندیشمندان و مردم عادی که آن دوران را درک کردند و در آن حماسه شرکت داشتند نسبت به عملکرد خود متفاوت است. گروهی حرکت خود را مطلوب و گروهی آن را همراه با اشتباه و گروهی آن را گناه یا اشتباهی بزرگی دانسته که از آن توبه کرده اند. این سه نوع قضاوت در میان جوانان امروز که آن دوران را درک نکرده بودند هم وجود دارد. آنان که فضای استبداد، استعمار و استثمار عصر پهلوی را احساس نکرده و جسته و گریخته اموری مثبت یا منفی از آن را شنیده اند گاه پدران و اساتید خود را برای چنین انقلابی بازخواست، محاکمه و محکوم می کنند.
گذشته را نه می توان تکرار کرد و نه می توان دگرگون ساخت، اما می توان به آن با ژرفکاوی نگریست و از آن درس گرفت. یکی از این درسها این است که نباید به نظریه پردازان اجتماعی و سیاسی که در وعده های خود بیش از حد، وعده و وعید می دهند اعتماد کرد. در جریان انقلاب مردم می شنیدند که در صورت پیروزی انقلاب استبداد برای همیشه از کشور ما رخت خواهد بست. چیزی به نام زندانی سیاسی نخواهیم داشت. زندان و شکنجه در این جامعه نخواهد بود. گروههای مخالف اسلام و مارکسیسم می توانند در دانشگاهها تدریس کنند. روحانیت قصد حکومت ندارد. احزاب و افکار آزاد هستند. پدران حقی برای تعیین سرنوشت سیاسی فرزندان خود ندارند. آزادی، امنیت، علم به همراه استقلال سیاسی و اقصادی جامعه را به سرعت پیش خواهد برد. کارگزاران حکومتی اهل دنیا نیستند نه قدرت و نه ثروت و نه شهرت آنان را که عادل و با تقوا هستند نمی فریبد. نظامیان مقدرات کشور را در دست نخواهند داشت. گروه گرایی، پارتی بازی، بد اخلاقی، بی دینی، فساد و فحشا معنا نخواهد داشت و…
در تصور آن روز ما، انسان ذاتا خوب بود، مشکلی که عارض این انسان خوب شده بود و وی را آلوده می کرد و از نیستانش دور می ساخت این بود که دچار نظام استبداد شاهنشاهی شده که مشخصه بارز او اسلام ستیزی است. ما فکر می کردیم اگر نظام شاهنشاهی سرنگون شود و جمهوری اسلامی برپا شود این انسان به نیستان و بهشت موعود دنیوی خود باز خواهد گشت. ما در آن زمان می پنداشیم اگر صدا و سیما روزی یک ساعت هم در دست ما قرار می گرفت می توانستیم این عارضه را برطرف کنیم و همه مشکلات را حل کنیم. اما هر سال که از انقلاب گذشت آن آرمان ها تحلیل رفت و آن اتحاد و انسجام از هم گسست، آن انسان و جامعه خوب و آرمانی هم جز در برخی از جوانان صادق و عاطفی به وجود نیامد و متاسفانه برخی از آنان اینک از گذشته خود اظهار پشیمانی می کنند! ما در انقلاب به خوبی آموختیم که تغییر یا اصلاحات به عوامل مختلف بستگی دارد. روندی پیچیده، تدریجی و درازمدت لازم است تا در جامعه تحولی اساسی ایجاد شود و این تحول جز با برنامهریزی و مشارکت همگانی به ثمر نخواهد رسید. با این حال متاسفانه دقیقا همین اشتباه را امروز عده ای تکرار کرده و اظهار می دارند که مشکل جامعه ما دینی و اسلامی بودن آن است و اگر اسلام برود همه چیز حل خواهد شد.
این سخنان به معنای آن نیست که نباید در جامعه دگرگونی ایجاد کرد و آن را ایستا پسندید بلکه به این معناست که مطلق نگری و ناکجا آباد خواهی را باور نکنیم، با وجود این تجربیات آنان که چنین شعارهایی سر می دهند یا نادان هستند و یا فریبکار.
ما در انقلاب آموختیم که در یک جامعه انسانی با همه نقطه قوت ها و ضعف هایش زندگی می کنیم. هیچ انسانی مطلق نیست. انسان از کفر، شرک، جهل، میل به ثروت، قدرت، شهرت و شهوت خالی نیست. چه کسی می تواند ادعا کند از این امور تهی است؟ در صورت وجود چنین افرادی، تعداد آنها در این کشور پهناور چقدر است؟ در این صورت آیا کشور متعلق به همین تعداد انگشت شمار است؟ آیا بقیه انسانها که افرادی متوسط هستند، حق حیات، حق اندیشیدن، حق بهره برداری از طبیعت، حق مالکیت و حق تعیین سرنوشت ندارند؟ ما فهمیدیم که جامعهای متوسط هستیم و شعار و آرمانها و برنامه ریزی و ساختار حکومت ما باید بر قامت همین افراد متوسط دوخته شود و از آنان نیز به همین اندازه انتظار داشته باشیم.
در جریان انقلاب تصور اکثر مردم این بود که حاکمان و کارگزان نظام اسلامی انسانهای خود ساخته، عادل و عاری از جمود، استبداد، قدرت طلبی، ثروت اندوزی و شهرت طلبی و… خواهند بود. در تصور ما آنان به محض اینکه به قدرت برسند علیوار خود به نان خشکی قناعت می کنند و سخت کوشانه مزایای جامعه را بهطور مساوی بین همه اقشار مردم تقسیم خواهند کرد. دیر فهمیدیم که آنان نیز انسانهای متوسط هستند و خلق الانسان حریصا و ان الانسان لیطغی ان راه استغنی.
از ابتدای انقلاب از نظر ما مسئول و مدیری ارزشمندتر می نمود که مطیع تر بود و در هر موقعیت ارادت خود را بهتر به رده های بالا نشان می داد. آنچه شاخصه اصلی برای مدیران بود غالبا ارادتمندی بی حد و حصر بود. این موضوع باعث می شد تا عملکرد چنین افرادی مورد ارزیابی و نقد قرار نگیرد و نقد عملکرد آنها نقد نظام، انقلاب و اسلام تلقی شود. به مرور تصمیم گیری های کلان اجتماع در دست همین افراد معدود متمرکز شد و توده های مردم به ویژه تحصیل کرده هایی که تا این حد ارادت نداشتند یا نمی خواستند به هر قیمتی اینگونه زندگی کنند کنار گذاشته شدند و ریزش بود که پشت ریزش ایجاد می شد و ما خوشحال بودیم که کشور در حال تصفیه شدن است.
ما خیلی دیر آموختیم که صداقت و حسن نیت نیز به تنهایی مشکلات را حل نمی کند. ما از این موضوع غافل بودیم ساختار سیاسی که در آن قدرت متمرکز و مطلق به وجود آید فساد مطلق را به دنبال خواهد داشت. سی سال گذشت تا ما فهمیدیم باید ساختار قدرت در همه مراتب آن محدود باشد و هر کس به میزان قدرتش موظف به پاسخگویی باشد و زمان تصدی و قدرت همگان باید محدود باشد. بدون ساختار پاسخگو تمایلات دنیاطلبانه و هوسبازی های حاکمان و مدیران پایانی نخواهد داشت. بدون ساختار شفاف، تمایلات شخصی و درونی افراد که کنترلی بر آن نیست در عرصه تصمیم گیری های سیاست جولان می دهد و ریاکارانه سکه رایج خواهد شد.
انقلاب به ما آموخت که حسن نیت و آرمانهای مطلق نگرانه چیزی را عوض نمی کند و غرق شدن در آرمانهای جزمی و غیر واقع گرایانه باعث می شود تا حاکمان مجبور شوند آنها را با زور و خشونت محقق سازند و به همان شیوه هایی روی آورده شود که برای نفی آن انقلاب برپاشد. شیوه هایی که زمانی ضد ارزش دانسته می شد در این روند نهادینه خواهد شد. لازمه چنین سیستمی این است که خط کش خود را بر تن جامعه بگذاریم و آنانکه بزرگند را سر بزنیم یا پا قلم کنیم و آنانکه کوتاهند را آنقدر به زور برکشیم، تا به اندازه خط کش خود ساخته ما شوند. به ریزش ها افتخار کنیم و به رویش های بی ریشه و ریاکارانه ببالیم.
خانم سعیده منتظری در مطلبی در وبلاگ خود نوشت:
داعیه داران انقلاب ۵۷، نهراسید از مردم. شمایان که مدعی حفظ انقلاب و حفظ مجاهدت ها و مقاومت ها و خون شهیدان هستید، اگر خواسته های مردم ایران را در سال های قبل از انقلاب به حق می دانید و بیان آن را در قالب راهپیمایی ها در آن زمان نشان از هوشیاری آنها می خوانید، اکنون نیز نهراسید؛ که مردم این زمان نیز همان مردم هستند یا فرزندان آنان؛ و اگر هوشیارتر از گذشته نباشند کمتر نیستند. خواسته های آنان نیز با خواسته های مردم در سال ۵۷ تفاوت چندانی ندارد.
نهراسید از مردم؛ و در پی این هراس، آنان را فتنه گر و آشوبگر و منافق و برانداز و محارب و جاسوس و مزدور و عامل بیگانه نخوانید. آیا جماعتی را که این انگ زدنها نقل محفلشان شده باورمند روز حساب و کتاب بدانیم؟! حاشا و کلا .
منتقدان و معترضان بر شما با هر گونه طرز تفکر، البته ایرانی اند و ایران متعلق به آنان؛ و همان گونه که شما حق اظهارنظر دارید آنان نیز دارند.
شمایان در چه خوابی به سر می برید که رنج و درد و اندوه و بی پناهی زندانیان سیاسی و خانواده های آنان، شما را بیدار نمی کند؟! هرچند که زندانیان سیاسی تنها متعلق به خانواده ها نیستند، و هر کس که نشانی از انسانیت در وجود او هست لحظه ای از این ظلم و ستم مضاعف غفلت نمی کند. و چه عاقبتی دارند ستم پیشگان:
«مکن خیره بر زیردستان ستم
که دستی ست بالای دست تو هم
ستمگر جفا بر تن خویش کرد
نه بر زیردستان دلریش کرد»
متاسفانه آرمانهایی را که همه فریاد می زدیم و مطالبه می کردیم و اساس برپایی انقلاب به خاطر آنها بود، پس از پیروزی انقلاب یکی پس از دیگری زیر پا گذاشته شد و جامعه از آن آرمانها بسیار فاصله گرفت. ما بر این باوریم. اگر شما باور ندارید و چنین نیست، بهتر است در یک همه پرسی آزاد عملکرد خود را محک بزنید.
من و شما از تاریخ کهن نیاموخته ایم، اما بایستی از تاریخ معاصر بیاموزیم که بزرگترین مشکل جامعه ایران “بت سازی” و “بت پرستی” است. همواره مدنظر داشته باشیم که «بت شکنی نیاز همه اعصار است». بت ها را بشکنیم؛ بدانیم چاره کار پناه بردن از یک بت به بتی دیگر نیست.
امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.
حسین علایی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب، نقطة عطف تاریخ آزادیخواهی مردم ایران در مطلبی از مشکلات و اشتباهات پهلویها گفته است.
علایی در وبلاگ خود نوشته است: در حال حاضر برای بسیاری از کسانی که آن دوران را از نزدیک ندیدهاند و خود آن را تجربه نکرده اند، این سؤال مطرح است که شاه چگونه فردی بود و نظام شاهنشاهی چه ویژگیهایی داشت که برای پیشرفت ایران مضر بود و با فرهنگ اسلامی مردم در تضاد بود و در نتیجه برای رسیدن به اسلام و آزادی، راهی جز برچیدن آن نبود؟
وی توضیح داده است : به طور خلاصه میتوان گفت که نظام سلطنتی، حکومتی بود که آحاد مختلف مردم نقشی در برپایی آن و تعیین شخص اول مملکت خویش نداشتند. شاه به دلیل وراثت یا داشتن زور نظامی بر مردم حاکم میشد و مردم حقی برای انتخاب یا تغییر وی نداشتند. اعلیحضرت، خود را «ظل الله» میدانست و اسم خود را در کنار نام خدا مینشاند و از مردم میخواست که شعار «خدا، شاه، میهن» را تکرار کنند تا شاه به وجود آنها افتخار کند.
وی با توصیف وضعیت اعتراضات مردم و برخورد شاه با آنها، در بخشی از مطلب خود به مشکل سلطنت پهلوی ها پرداخته و ۱۴ مورد را برشمرده است :
۱ـ استفاده از شیوة استبدادی در ادارة کشور و عدم وجود سیستم قاعده محوری.
۲ـ نداشتن پشتوانة مردمی.
۳ـ وجود اختناق همه جانبه و گسترده در کشور.
۴ـ برپایی ساختارهای منتهی به اقتدار گرایی و قدرت مطلقه در نظام اجرایی کشور.
۵ـ تقویت فرهنگ، باورها و رفتارهایی در بین مردم که موجب پایداری نظام شاهنشاهی گردد.
۶ـ عدم تحمل فکر متفاوت و نبود فرهنگ نقد توأم با امنیت برای اندیشمندان و آحاد مردم.
۷ـ عدم توزیع مناسب قدرت و در اختیار داشتن قدرت مطلقه در دست شاه بدون پاسخگو بودن به هیچ مرجعی در برابر رفتار خود.
۸ـ نبود مطبوعات آزاد و نظامهای مدنی کنترل کنندة قدرت.
۹ـ عدم وجود تشکلهای غیر شاه ساخته و نبود نظام حزبی رقابتی به منظور تغییر قدرت حاکم/ ۱۰ به تبعید فرستادن علمای بزرگ و پرکردن زندانها از رجال دین و روشنفکران راه حق
۱۱ـ انباشته شدن زندانها از مردم آزاده و شکنجه کردن زندانیان به جرم بیان حق
۱۲ـ دست نشاندة اجانب بودن
۱۳ـ تظاهر به اسلام برای محو احکام مترقی آن
۱۴ـ وجود فساد گسترده بویژه مشکلات اخلاقی در خانوادة سلطنتی.
رئیس سازمان هواپیمایی کشوری با ارسال نامهای به شرکتها و دفاتر خدمات مسافرت هوایی و ایرلاینها، به آنها اعلام کرد که فروش بلیت بر روی توپولفهای ۱۵۴ از یک اسفند، ممنوع است و با خاطیان برخورد قانونی میشود.
به گزارش فارس کاپیتان رضا نخجوانی با تأکید دوباره بر اینکه تمامی توپولفهای ۱۵۴ ناوگان هوایی کشور تا ۳۰ بهمنماه سال جاری قطعاً زمینگیر خواهند شد، خطاب به دفاتر خدمات مسافرتهوایی و شرکتهای هواپیمایی، اظهار داشت: با توجه به حذف و خروج هواپیماهای توپولف (tu -154) از لیست ناوگان هوایی کشور از یکم اسفندماه سال جاری مقتضی است از هر گونه ایجاد تعهد و فروش بلیت بر روی هواپیماهای مذکور از تاریخ یاد شده خودداری کنند.
وی تأکید کرد: در خصوص الزام زمینگیری توپولوفها چندین دستورالعمل به شرکتهای هواپیمایی داخلی که در ناوگان خود دارای توپولوف هستند، ابلاغ شده است.
نخجوانی اذعان داشت: بدیهی است در صورت فروش بلیت توپولف از تاریخ مذکور توسط ایرلاینها و دفاتر خدمات مسافرتهوایی، پرونده آن شرکت یا دفتر حسب مورد در کمیته هوانوردی و یا کمیته فنی مطرح و تمامی مسئولیتها وعواقب ناشی از آن متوجه آن شرکت یا دفتر خاطی خواهد بود.
رئیس سازمان هواپیمایی کشوری خاطرنشان کرد: در آخرین ابلاغیه طی ارسال نامهای به شرکتهای هواپیمایی ایران ایرتور، کیش ایر، تابان و کاسپین بر انقضای تاریخ فعالیت هواپیماهای توپولف۱۵۴ از سیام بهمنماه سال جاری تأکید شده است.
نخجوانی اظهار داشت: در این نامه خطاب به شرکتهای هواپیمایی مذکور اعلام شده است که با توجه به اعلام قبلی سازمان هواپیمایی کشوری مبنی بر الزام خروج توپولفها از ناوگان هوایی کشور، از برنامهریزی و ایجاد تعهد برای ادامه پرواز با هواپیماهای مذکور از یکم اسفندماه سال جاری جداً خودداری کنند.
کاپیتان نخجوانی تصریح کرد: بدیهی است در صورت ایجاد تعهد و فروش بلیت این هواپیماها به مسافران، تمامی مسئولیتها و عواقب ناشی از آن متوجه شرکتهای هواپیمایی مذکور خواهد بود.
بنابراین گزارش به دنبال دستورالعمل سازمان هواپیمایی کشوری، خروج تدریجی توپولفهای ۱۵۴ از ناوگان هوایی کشور، طبق توافق با ایرلاینها صورت گرفته است و شرکتهای هواپیمایی ملزم شدند با ارائه برنامه خروج هواپیماهای مذکور، نسبت به جایگزینی ناوگان خود اقدام کنند.
دراینباره چندین نامه دیگر نیز از سوی سازمان هواپیمایی کشوری به ایرلاینهای دارای توپولف ارسال شده بود که سه مورد آن به شرح زیر است:
الف) در تاریخ ۱۱ خرداد ماه ۸۹ طبق نامه شماره ۱۲۰ص /۳۴۵۴ به شرکت هواپیمای ایرتور اعلام شد که باید تا یکم مردادماه سال جاری نسبت به خروج توپولف از شبکه پروازی خود اقدام کند؛ متن نامه آن به شرح زیر است:
جناب آقای صادقی مدیرعامل شرکت هواپیمایی ایران ایرتور
با توجه به دستور رییس سازمان هواپیمایی کشوری در خصوص خروج توپولوف ۱۵۴ از شبکه پروازی خواهشمند است دستور فرمائید از یکم مردادماه ۱۳۸۹ از هرگونه فروش بلیت و ایجاد تعهد در استفاده از هواپیماهای یادشده خودداری شود بدیهی است در صورت عدم تمدید مجوز فعالیت هواپیماهای یادشده و ایجاد تعهد، تمامی مسئولیتها متوجه خود شما خواهد بود.
رونوشت:
شرکت هواپیمایی کیش ایر جهت رعایت موارد فوقالذکر و خودداری از هرگونه ایجاد تعهد از تاریخ مذکور.
شرکت هواپیمایی تابان جهت رعایت موارد فوقالذکر و خودداری از هرگونه ایجاد تعهد از تاریخ مذکور.
شرکت هواپیمایی کاسپین جهت رعایت موارد فوقالذکر و خودداری از هرگونه ایجاد تعهد از تاریخ مذکور.
ب) در تاریخ ۲۴ شهریور ماه ۱۳۸۹ نامهای از سوی سازمان هواپیمایی کشوری به شماره ۱۹۴۴۹ به شرکت هواپیمایی ایرتور در خصوص زمینگیری توپولفهای ۱۵۴ ابلاغ شد که متن آن نامه به این شرح است:
جناب آقای صادقی مدیرعامل شرکت هواپیمایی ایران ایرتور
احتراماً، بدین وسیله تاریخ اعتبار تمامی مجوزهای برنامه آن شرکت برای توپولفها تا ۱۱ آبان ماه سال جاری تمدید می شود.
بدیهی است از این تاریخ به بعد از هرگونه برنامهریزی پروازی ( اعم از برنامهای، فوقالعاده و غیره) بر اساس توپولوف، جداً خودداری شود.
ج) در تاریخ پنجم آبان ۱۳۸۹ سازمان هواپیمایی کشوری طی نامهای به شماره ۲۶۶۹۵ به شرکتهای هواپیمایی مذکور از آنها خواست که از ۳۰ بهمنماه ۱۳۸۹به بعد از هرگونه برنامهریزی پروازی ( اعم از برنامهای، فوقالعاده و غیره) بر اساس توپولوف، جداً خودداری کنند.
طی یک سال اخیر ۳۷ فروند هواپیما به ناوگان هوایی کشور افزوده شده است که مطابق با ۵ هزار و ۶۰۰ صندلی پرواز است.
با زمینگیری و خروج ۱۷ فروند توپولف باقیمانده ناوگان هوایی کشور در واقع ۳ هزار و ۱۰۰ صندلی پرواز از ناوگان هوایی حذف میشود که با توجه به افزوده شدن ۵ هزار و ۶۰۰ صندلی پرواز، در واقع با خروج توپولفها، ۲ هزار و ۵۰۰ صندلی پرواز نیز بیشتر خواهیم داشت.
با حرکت مردم به سمت کاخ ریاستجمهوری این کشور و نیز محاصره ساختمان تلیوزیون دولتی، انقلاب ملت مصر وارد مرحله جدیدی شده است.
پایگاه خبری «الجزیره» گزارش داد، انقلاب مردمی مصر در حالی وارد هجدهمین روز خود شد که «حسنی مبارک»، رئیسجمهوری مصر شب پنجشنبه اعلام کرد که از قدرت کنارهگیری نمیکند ولی اختیاراتش را به معاون اولش «عمر سلیمان» واگذار میکند.
بهدنبال سخنرانی مبارک که همچون آب سردی بر سر تظاهراتکنندگانی بود که منتظر اعلام کنارهگیری او بودند، هزاران تظاهراتکننده به سمت کاخ ریاستجمهوری و ساختمان تلویزیون رسمی مصر به حرکت درآمدند. برخی از تظاهراتکنندگان نیز دعوت به عصیان مدنی کردند.
این در حالی است که مصریها امروز خود را برای برگزاری تظاهرات میلیونی برای سرنگونی رژیم مبارک آماده می کنند.
میدان «التحریر» در مرکز قاهره اکنون شاهد حضور صدها هزار تظاهراتکننده است. هزاران تن دیگر نیز از نقاط مختلف قاهره به سمت این میدان به حرکت درآمدهاند.
در همین حال «رویترز» گزارش داد، شورای عالی نیروهای مسلح مصر که شب گذشته بیانیه شماره یک را صادر کرده بود، بهزودی بیانیه شماره دو را صادر خواهد کرد.
معترضان شب گذشته و پس از سخنرانی حسنی مبارک در انتظار صدور بیانیه شماره دو ارتش بودند و در میدان شعارهایی سر میدادند که نشان از انتظارشان برای بیانیه شماره دو ارتش داشت.
در بیانیه شماره یک ارتش آمده است که ارتش خواستههای مردم را تایید میکند و آماده پاسداری از دستاوردهای ملت مصر است.
عمر سلیمان نیز پس از سخنرانی شب گذشته مبارک رئیسجمهوری مصر سخنرانی کرد و از مردم خواست به خانههای خود بازگردند.
فرماندار عنبرآباد با اشاره به آغاز بارندگی شدید در این شهرستان از در معرض سیل قرار گرفتن هزار خانوار این منطقه خبر داد و خواستار دوری مردم از مسیرهای سیل خیز شد.
به گزارش مهر طی ۲۴ ساعت گذشته بارندگیهای استان کرمان شدت گرفته است این بارندگیها همه استان را در برگرفته و بخصوص در شهرستانهای جنوبی کرمان ادامه دارد. شدت بارندگی در کرمان به حدی در دو هفته اخیر بوده که بیش از ۸۰ درصد مجموع بارندگیهای سال گذشته گزارش شده است.
ولی محمد مشایخی، فرماندار عنبرآباد اظهار داشت: بر اثر بارندگیهای سال گذشته سیلبندهای اطراف مناطق سیل خیز اکثرا تخریب شدهاند و سیل هفته گذشته نیز این مسأله را تشدید کرده است.
وی ادامه داد: وضعیت عنبرآباد بگونهای است که دشتهای اطراف به سمت مراکز جمعیتی شیب دارند و همین مسأله هزار خانوار را در معرض سیل قرار داده است.
مشایخی افزود: هم اکنون نیز بارندگی ها طی ۲۴ ساعت گذشته آغاز شده و ستاد بحران در فرمانداری عنبرآباد تشکیل شده است.
وی گفت: در سیل هفته گذشته بیش از ۲۰۰ روستا آسیب جدی دیده اند که شامل واحدهای مسکونی و زیربنایی میشود. فرماندار عنبرآباد از احتمال ریزش برخی از این خانه ها در صورت سیل مجدد به دلیل غیر مقاوم بودن خبر داد.
وی ادامه داد: سیل هفته گذشته خسارات سنگینی را نیز به کشاورزی و دامپروری منطقه و همچنین تاسیسات زیربنایی وارد کرده است.
وی همچنین از تشکیل جلسه فوقالعاده ستاد بحران در این شهرستان خبر داد. او از دستگاههای مختلف خواست از تمام توان خود برای خاکریزی و ساماندهی مسیر رودخانهها قبل از جاری شدن سیل استفاده کنند.
از صبح امروز تمامی خطوط تلفن همراه و ثابت مهدی کروبی؛ همسر و فرزندان ایشان قطع گردیده است.
به گزارش خبرنگار سحام نیوز، از ساعاتی قبل هرگونه تماس با منزل مهدی کروبی قطع گردیده و هیچ اطلاعی از شرایط و وضعیت ایشان در دست نیست.
لازم به توضیح است با نزدیک شدن به روز ۲۵ بهمن، دامنه محدودیت ها برای مهدی کروبی و خانواده ایشان افزایش یافته است تا جایی که علاوه بر آغاز حصر خانگی، تمامی خطوط ارتباطی ایشان با بیرون از منزل نیز مسدود شده است.
همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن در تهران و شهرهای دیگر کشور برگزار شد. راهپیمایی امسال در شرایطی برگزار شد که تهران و برخی شهرها شاهد بارش برف وباران بودهاند.
در تهران این مراسم به مانند سال های گذشته به سمت میدان آزادی برگزار شد و اقشار مختلف مردم در آن شرکت کردند و سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی داشتند.
این مراسم با حضور برخی از شخصیت ها و مسوولان کشوری همراه بود که از جمله آن می توان به آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرد که در میدان فردوسی به جمع راهپیمایان پیوست.
در مراسم ۲۲ بهمن امسال به مانند سال های گذشته رییس دولت دهم سخنرانی کرد و با صدور قطعنامه ای به پایان رسید. بعد از این مراسم راهپیمایان به سمت جایگاه برگزاری نماز جمعه حرکت کردند.
انفجار همزمان سه خط لوله یک هزار پوندی گاز در ساعت پنج و ۵۰ دقیقه صبح در منطقه اراضی طرلاب، قم را لرزاند.
به گزارش مهر، انفجار همزمان سه خط لوله یک هزار پوندی گاز در ۲۵ کلیومتری شمال منطقه سلفچگان، قم را لرزاند و آسمان بخش وسیعی از جنوب غربی قم به شدت قرمز شد.
این حادثه که با لرزش و صدای عجیب همراه بود حدود یک دقیقه به طول کشید و پس از آن نیروهای امداد و آتش نشانی به محل حادثه اعزام شدند.
بهرامی، معاون امداد و نجات استان قم نیز از ارائه اطلاعات تکمیلی به خبرنگار مهر در قم خودداری کرده و تنها بیان داشت هم اکنون نیروهای هلال احمر در منطقه انفجار حضور دارند.
این انفجار موجب وحشت و نگرانی مردم قم شد و به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب در این خصوص پخش شایعات در بین مردم رو به گسترش است.
محمد البرادعی دیپلمات ارشد مخالف دولت حسنی مبارک هشدار داد:” مصر منفجر خواهد شد ، ارتش باید اکنون کشور را نجات دهد.”
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، مبارک در سخنرانی دیشب خود اعلام کرد از قدرت کناره گیری نمی کند و اختیارات خود را به عمر سلیمان معاون خود می دهد.
البرادعی پس از سخنرانی شامگاه پنجشنبه حسنی مبارک رئیس جمهور این کشور از فریب در مقیاس وسیع از سوی مبارک انتقاد کرد وگفت: ” مردم در اینجا مبهوت و عصبانی هستند. بزرگترین ترس من این است که این موضوع به درگیری منجر شود.”
وی همچنین مبارک را متهم کرد، تنها برای این دلیل که می خواهد در قدرت بماند آینده کشورش را به خطر انداخته است.
البرادعی افزود:”برای یک رئیس جمهور این شرم آور است که بخواهد بدون اختیارات باشد. اما با وجود این او می خواهد همچنان رئیس جمهور مصر بماند. ”
رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد، مردم مصر تحت هیچ شرایطی نه مبارک و نه معاونش را نخواهند پذیرفت.
البرادعی تصریح کرد:” سلیمان تنها تمدید مبارک است، آنها دوقلو هستند. هیچکدام از آن دو برای مردم مصر قابل قبول نیستند.”
پیشتر البرادعی از مبارک خواسته بود ، جای خود را به شورای سه نفره و دولت وحدت ملی دهد.
البرادعی همچنین در گفتگو با شبکه تلویزیونی سی ان ان، گفت : نقشه راه مبارک برای تغییرات در مصر جاده ای به سوی جهنم است.
محمد البرادعی از سران مخالف دولت مصر درباره تظاهرات روز جمعه و موضع گیری ارتش مصر ابراز نگرانی کرد و افزود : من نگران بروز درگیری بین مردم و ارتش هستم.
وی گفت : وقتی ده میلیون مصری در اعتراض به مبارک در خیابان ها حضور دارند صحبت درباره دخالت خارجی ها در امور مصر بیهوده است.مردم اعتماد خود را به رژیم از دست داده اند و رژیم مشروع نیست.
البرادعی گفت : بهترین سناریو در مصر این است که دوره انتقالی یک سال طول بکشد و شورای ریاست جمهوری با حضور سه نفر که یک نفر ارتشی و دو غیر نظامی باشد، تشکیل شود.دولت موقت که از سوی مردم مورد اعتماد باشد در طول مدت یک سال کشور را برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه آماده کند.
وی نقشه راهی که مبارک و همپیمانانش برای تغییرات و انتقال قدرت در مصر آماده کرده اند جاده ای به سوی جهنم خواند.
غلامحسین محمودی میمندی مسئول حوزه شرق حزب مشارکت در تهران باز داشت شد.
به گزارش کلمه، غلامحسین محمودی صبح امروز در منزل خود توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
بر اساس خبرها، دلیل بازداشت وی شرکت در کلاس های موسسه صراط و فعالیت در جبهه مشارکت ایران اسلامی می باشد.
موسسه ی صراط اقدام به برگزاری کلاس هایی در ارتباط با کتاب های دکتر سروش کرده بود که اعضای شرکت کننده در این کلاس مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفته اند.
گفتنی ست، شجاعی، دیگر شرکت کننده ی این کلاس ها بوده که صبح امروز بازداشت شده است.
جشنواره بینالمللی فیلم برلین (برلیناله) شامگاه پنجشنبه (۱۰ فوریه) رسما شروع به کار کرد.
در بخش اصلی یا مسابقه دوره شصت و یکم این جشنواره، ۲۲ فیلم به نمایش در میآید، که ۶ فیلم “خارج از مسابقه” قرار گرفتهاند، بنابراین امسال در بخش رقابتی جشنواره تنها ۱۶ فیلم شرکت دارند.
از ایران اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین به بخش رقابتی جشنواره راه یافته است. فرهادی در سال ۲۰۰۹ خرس نقرهای را برای بهترین کارگردانی از برلیناله دریافت کرد.
صندلی خالی پناهی در هیئت داوران

مدیر جشنواره برلین همچنان امیدوار است جعفر پناهی بتواند در جشنواره شرکت کند.
مدیریت جشنواره برلین به طور رسمی جعفر پناهی، سینماگر ایرانی را نیز به حضور در جمع هیئت داوران دعوت کرده است.
جعفر پناهی در سال ۲۰۰۶ با فیلم آفساید جایزه خرس نقرهای جشنواره فیلم برلین را از آن خود کرده است.
دیتر کاسلیک مدیر جشنواره برلین به خبرنگاران گفته است که همچنان امیدوار است که جعفر پناهی بتواند در جشنواره شرکت کند و به عنوان عضو هیئت داوران با جشنواره همکاری کند.
جعفر پناهی به ۶ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از کار در سینما محکوم شده است.
جشنواره برلین در حمایت از جعفر پناهی فیلمهای آفساید، دایره، بادکنک سفید و فیلم کوتاه طلای سرخ را به کارگردانی این سینماگر نمایش میدهد.
این جشنواره همچنین پشتیبانی کامل خود را از محمد رسولاف، دیگر سینماگر ایرانی که به همراه پناهی دستگیر شد، اعلام کرده است.
جشنواره فیلم برلین روز بیستم فوریه ۲۰۱۱ با اعلام برندگان جوایز خرسهای طلایی و نقرهای به پایان میرسد.
احساس میکنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس
در پی بازداشت مجدد تقی رحمانی، نویسنده، پژوهشگر و مشاور مهدی کروبی، همسر وی نرگس محمدی بنا به تشخیص پزشکان معالج و جهت کنترل آثار فشارعصبی مجددی که بر او وارد شده، در بیمارستان بستری شد.
لازم به ذکر است در آغاز موج دستگیری ها در آستانه ٢۵ بهمن، تقی رحمانی، فعال ملی – مذهبی و از مشاوران مهدی کروبی، نیمه شب چهارشنبه، بیستم بهمن ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش جرس، نرگس محمدی، همسر رحمانی و از فعال حقوق بشری، قبل از رفتن نزد پزشک و سپس بستری شدن در بیمارستان، نامه ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نوشته و با شرح آنچه بر خانواده اش طی یورش نیمه شب ماموران لباس شخصی گذشته، خاطرنشان ساخت “…احساس کردم سرزمین مادریام به تاراج رفته و من بیپناه در سرزمینی غریب و بیگانهام… احساس میکنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.”
به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگان
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران
با سلام و احترام
اینجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی این شکوائیه را خدمت حضرتعالی مینویسم و درخواست رسیدگی عاجل دارم.
شب گذشته، ساعت ۲۰:۳۰ صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کیستید؟ گفتند با آقای رحمانی کار داریم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نیست و آیفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک ۴ سالهام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهایم را ادامه دادم.
من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت میکردم که ناگهان در حدود ۲ متری خود ۵-۴ مرد با لباس شخصی را دیدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بیمار هستم. و روزی ۱۸ عدد قرص میخورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ریه هستم. بیماری دیگری هم دارم که میبایست عمل جراحی شوم. دست و پاهایم بر اثر faintی که کردم سست شد و روی پاهایم لغزیدم. در را گرفتم تا زمین نخورم، اما دستانم سست و بیجان شد. گفتم شما کی هستید و چرا بدون اجازه وارد خانه شدید. از ترس نمیتوانستم تکان بخورم. پلههای خانه ما مستقیم وارد هال میشود و آنها در ورودی کوچه را با دیلم شکسته بودند و ۲ در ورودی دیگر را باز کرده بودند و بدون حتی یک یا الله یا صدایی آرام و بیصدا از پلهها بالا آمده بودند و من یک باره با دیدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ایستادم و علی و کیانا، بچههای مظلوم و بیپناهم را به آغوش کشیدم تا نترسند. آنها مرتب از من میپرسیدند این ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه میکنید و من روسری ندارم، در مقابلم ایستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.
به زحمت خودم را روی زمین کشیدم و یک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل دیدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمین افتاده بودم. تقی واقعا پیش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچهها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظیم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.
به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحبخانه) را نیز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا میگفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشیده بودم که دیدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زیرزمین (۲ طبقه پایینتر) در موتورخانه مشغول کار بوده که یک مرتبه او را دستگیر کردند.
اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در ۲۰/۳/۸۹ کاملا غیرقانونی بود. هیچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتیش آن و یا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتیم این کار شما غیرقانونی است و ما باید به پلیس ۱۱۰ گزارش دهیم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غیرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.
تا ساعت ۲۳ شب منزل ما را دفعه قبل زیر و رو کردند. گفتم من شماره تلفن ۸ پزشک معالج خود را در موبایل و دفترچه تلفن دارم ضمن اینکه اینها ۶ ماه پیش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهید چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نیاز دارم. اما آنها اعتنایی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفنهای ضروری نرگس را بدهید.اما ندادند. صبرم را از کف دادم. یکی از مأموران گفت ما شیر هستیم و چون شمشیر. فریاد زدم باشد چون قدرت دارید هر چه میخواهید ببرید حتی میخواهید لباسهای ما را هم بکنید و ببرید.
من خدا را شاهد و ناظر و گواه میگیرم، علی و کیانا به شدت ترسیده بودند.
دادستان محترم
نمیدانم رنجی را که بر من و خانوادهام روا میدارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که ۲۰/۳/۸۹ وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگرانکنندهای دست به گریبان بودم. ۶ ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم. ناله میکرد و ضجه میزد و گریه میکرد.
۳ بار تا پایین پلهها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. ۳ بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون میگریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت ۸ از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیهها میبودم. دختر کوچک سه سال و نیمهام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من ۱۰ شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم. در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما!
این صحنه دیشب دوباره برای علی و کیانا، کودکان ۴ ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذیان می گفتند. چندین نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسیار نامناسب و دور از شأن یک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگیر شدند و علی و کیانا با چشمان بهتزده و نگران به صحنه مینگریستند. علی راه میرفت و با خودش میگفت از خانه من برید بیرون. بابا را اذیت نکنید.
به دلیل شوکی که بر من وارد شده بود و حملههای مکرر تا صبح قادر به ایستادن نبودم. ۲ بار تشنج شدید کردم. ای کاش مرده بودم و دیشب را ندیده بودم.
بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب میدیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادریام به تاراج رفته و من بیپناه در سرزمینی غریب و بیگانهام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم:
آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شدهاند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن ۳۷ ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟
آیا ترسیدن کودکان بیپناه من، زیر و رو شدن اسباب منزلم در مقابل چشمان کودکانم نه یک بار بلکه به فاصله شش ماه یک بار، موجب آزار فرزندان کوچک من نیست؟ من چگونه روان آن دو معصوم بیگناه را از بردن مادر، از بردن پدر و از خاطرات تلخ پاک کنم؟ خدایا دنیای کودکانهشان چه با خشم و بیرحمی مکدر شده است. علی و کیانا، مرتب با مردان ناشناس صحبت میکردند و با دستهای کوچکشان به آنها اشاره میکردند که اینها وسایل ما را میبرند. مامان آنها دزد هستند؟ بابای من را نبرید، آقا!؟ بابا نرو، مامان من بابا را میخواهم…
پس از بردن تقی کیانا روی موزائیکها دراز کشید و با صدای بلند گریه سر داد و پدرش را میخواست.من مثل یک مرده و بیجان نقش بر روی زمین ققط او را مینگریستم. دختر چهار سالهام را. میخواهم بگویم من یک انسانم، یک همسرم، یک مادرم وتکرار این همه درد و رنج دیگر در خیالم هم نمیگنجد.
تقی رحمانی ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی ایران گذرانده به جرم آزادی بیان. و این هم سهمی دیگر. من هم ۱/۱۲/۸۹ دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کیانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.
بازداشتکنندگان خود را ابتدا از نیروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت ۲۴ و۳۰ دقیقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجویان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتیم. و من در هول و هراسم از این بردن تقی که نمیدانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا این گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غیرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم.
احساس تحقیری که از آنچه بر من دیشب گذشت، در تمام وجودم رخنه کرده، از هراس آینده علی و کیانا، از سنگدلی کسانی که باید حافظان امنیت خانواده من باشند، اما رنج و ستم و دلشکستگی بر من روا میدارند. ای خدای من ای کاش قدری با ما مهربانتر بودند. آیا این خواسته زیادی است؟ به خدا پناه میبرم. این نامه را در حالی برای حضرتعالی مینویسم که علی و کیانا خوابندو من عازم بیمارستان و دکتر. از شما میخواهم تا به شکواییه من رسیدگی فرمایید. شکایت از ورود غیرقانونی مردان ناشناس، بازداشت همسرم بدون حکم بازداشت. تفتیش منزلم بدون حکم تفتیش، ورود غیرقانونی مأموران به حریم شخصی خانوادهام شب هنگام، اذیت و آزار روانی کودکانم، تشدید بیماریام.
از یک دادستان در حکومت اسلامی خواستهای مصرانه دارم ، شکایت از مردانی که مرا سر برهنه و با لباس نامناسب و در حالی می نگریستندکه بر اثر بیماریام بر زمین افتاده بودم. من یک زن ایرانی و یک مسلمانم. وبه خدا سوگند اگر از هر تجاوزو قانون شکنی بگذرم از تحقیری که در منزلم شدم نخواهم گذشت.
احساس میکنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.
در انتظار پاسخ آن مقام محترم قضایی چشم به راهم و تقاضای ملاقات فوری دارم.
با احترام- نرگس محمدی/ ۲۱/۱۱/۸۹
گفتنی است به گزارش خبرنگار جرس، در جریان بازداشت تقی رحمانی، شش نفر مامور لباس شخصی با یورش به خانه این فعال شناخته شده ملی مذهبی ، بدون هیچگونه توضیحی وی را بازداشت کردند.
ماموران از ساعت ۹ تا ۱۱ شب و مقابل چشمان علی و کیانا دو کودک خردسال تقی رحمانی و همسر بیمارش نرگس محمدی ، به تفتیش منزل این فعال سیاسی پرداختند و در ساعت ۱۱ شب وی را همراه دستنوشته ها ، کتب و کامپیوتر شخصی به مکان نامعلومی منتقل کردند.
ماموران لباس شخصی هیچگونه حکم بازداشتی همراه نداشتند و در مورد علت بازداشت رحمانی هیچ توضیحی ندادند.
آنها حتی از ارائه هرگونه کارت شناسایی و توضیح که از سوی چه ارگانی دستور بازداشت رحمانی را دارند، خودداری کردند و در پی بازداشت مجدد وی، حال نرگس محمدی همسر وی به شدت بد شده است و دچار حمله عصبی و فلج عضلانی شده است.
نرگس محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر از سال گذشته و به علت فشار های ناشی از بازداشتش دچار بیماری عصبی شده است که منجر به فلج عضلانی مقطعی در وی می شود.
سمیح کاپلان اوغلو، فیلمساز ترکیه ای، جایزه جشنواره فیلم فجر برای فیلم “عسل” را به نشانه اعتراض به وضعیت برخی سینماگران زندانی در ایران نپذیرفت.
به گزارش پایگاه ایران بالکان (ایربا) به نقل از رسانه های ترکیه، کاپلان اوغلو از جمله کسانی است که پیش از این نیز نسبت به زندانی بودن برخی سینماگران ایرانی اعتراض کرده بود. او علاوه بر امضای بیانیه های اعتراضی در این زمینه، چندی پیش در سینمای بی اوغلو در استانبول نظرات خود را پیرامون زندانی شدن سینماگران ایرانی و مشخصا جعفر پناهی بیان کرده بود.
به گزارش ایربا، کاپلان اوغلو پس از آن که از اختصاص جایزه بهترین فیلمنامه به فیلم “عسل” در جشنواره فجر مطلع شد به رسانه ها گفت: « اطلاع یافتیم جایزه بهترین سناریو در جشنواره فجر به فیلم “عسل” اختصاص داده شده است. توزیع کننده بین المللی این فیلم، آن را به ایران فروخته بود. در چنین مواردی توزیع کننده همان کشور است که برای شرکت دادن فیلم در جشنواره تصمیم می گیرد. ما به واسطه همین جایزه بود که باخبر شدیم فیلم در جشنواره شرکت کرده است. توسط توزیع کننده بین المللی فیلم نیز اعلام کرده ایم که به عنوان اعتراض، جایزه را نخواهیم گرفت.»
لازم به یادآوری است سمیح کاپلاناوغلو و اورچون کوکسال برای فیلم عسل محصول مشترک ترکیه و آلمان جایزه بهترین فیلمنامه بخش مسابقه بین الملل جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرده اند.
عسل ساخته سمیح کاپلاناوغلو از مجموعه سه گانه این فیلمساز خلاق سینمای ترکیه است که بر اساس خاطرات زندگی شخصی او ساخته شده و دو قسمت دیگر این تریلوژی یعنی تخم مرغ و شیر نیز قبلا در جشنواره های جهانی درخشیده اند.
ماجرای “عسل” در منطقهای روستایی در شرق دریای سیاه اتفاق می افتد و داستان پسربچه شش ساله ای به نام یوسف است که به جستجوی پدر گمشده اش می رود.
این در حالی است که چند روز قبل و در جریان افتتاحیه جشنواره فیلم فجر مسعود کیمیایی در بزرگداشتی که ستاد برگزاری جشنواره برایش در نظر گرفته بود، روی صحنه حاضر شد و در ابتدا از اینکه بعد از سی سال جشنواره به یاد او افتاده بود ابراز خرسندی کرد و بعد با تواضع خواستهای را مطرح کرد.
طبق اخبار منابع سینمایی داخلی، کیمیایی که امسال آخرین فیلماش، «جرم» را در جشنواره شرکت داده با اشاره به هفتاد سال کار و زندگی در این سرزمین از تشکیلات قوۀ قضاییه، فروتنانه خواست تا در حکم جعفر پناهی تجدید نظر کنند.
“جعفر پناهی” کارگردان سینما، در آذر ماه سال جاری به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام، به شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از ساختن فیلم، نوشتن هر نوع فیلمنامه و مسافرت به خارج از کشور محکوم شده است.
حسنى مبارک با نادیده گرفتن درخواستهاى ۱۷ روزه معترضان در مصر براى کنارهگیرىاش طى سخنانى گفت: من براى مصر زندگى کردم و همچنان در مصر باقىخواهم ماند و تا زمانى که مسوولیت خود را واگذار کنم، در این کشور مىمانم.
به گزارش ایسنا، حسنى مبارک رئیس جمهور مصر، طى سخنانى که از تلویزیون این کشور و به صورت ضبط شده پخش شد، اظهار کرد: سخنان من خطاب به جوانان میدان التحریر و همهى ملت مصر است. این سخنان، سخنان پدر به فرزندان خود است. به شما افتخار مىکنم و به عنوان نماد نسل آینده این کشور که خواستار تغییر هستند، به شما قول مىدهم که خون شهیدان به هدر نخواهد رفت و در مجازات عاملان هیچ گونه کوتاهى نخواهم کرد.
وى افزود: بر اساس قانون شدیدترین مجازاتها را در حق آنها اعمال خواهیم کرد. به خانوادهى شهیدان مىگویم که من نیز همانند آنها از کشته شدن فرزندانشان رنج کشیدهام. به جوانان مىگویم که به خواستههاى آنها پاسخ مىدهم و به تعهداتى که قبلا دادم پایبندم و آن را انجام خواهم داد. به نظر من خواستههاى شما عادلانه و مشروع است.
مبارک گفت: هر دولتى احتمال دارد دچار اشتباه شود، اما مهم این است که زودتر اشتباهات خود را اصلاح کند. من بدون هیچ شرمى اعلام مىکنم به سخنان جوانان گوش مىدهم، اما هیچگونه دیکته کردنى از کشورهاى خارجى را قبول نخواهم کرد. من قبلا به صورت واضح گفتم که دیگر کاندیداى ریاست جمهورى نخواهم شد و به ۶۰ سال خدمت به مصر و ملت آن کفایت خواهم کرد. قبلا تعهد دادم که تا زمان برگزارى انتخابات در ماه سپتامبر از قانون این کشور حمایت خواهم کرد و بر تعهدات خود پایبند هستم.
وى تصریح کرد: هدف من دستیابى به ثبات و برآورده کردن خواستههاى جوانان مصر و دستیابى به چارچوب توافقى براى انتقال مسالمت آمیز قدرت بر اساس گفتوگو میان همهى گروههاى مصرى است. من همهى خواستههاى جوانان را دنبال کردم و انتظار دارم همهى کسانى که براى مصر اهمیت قائل هستند، در این راستا مرا کمک کنند و از ارتش مىخواهم که بر انجام اقدامات لازم نظارت کند.
رئیس جمهور مصر گفت: ما گفتوگوهایى با حضور جوانان و گروههاى سیاسى انجام دادیم و به توافقهایى رسیدیم. بهترین راهحل براى خروج از بحران کنونى انتقال قدرت بر اساس زمان تعیین شده در ماه سپتامبر است.
وى ادامه داد: دستور تشکیل کمیتههایى جهت دنبال کردن تعهدات، اجراى اصلاحات قانون اساسى و تحقیق در مورد حوادث اخیر را صادر کرده و بر حضور افراد مورد اعتماد در این کمیتهها تاکید کردهام. همچنین دستور دادم که تحقیقاتى در مورد حوادث هفتهى گذشته هرچه زودتر انجام شود و اولین گزارش را در مورد قانون اساسى از کمیتهى بررسى اصلاح آن دریافت کردم و در پاسخ به آنچه در این گزارش آمده بود و بر اساس اختیاراتى که به عنوان رئیس جمهورى دارا هستم، دستور دادم که پنج ماده از مواد قانون اساسى اصلاح شود و مادهى ۱۷۹ نیز لغو شود تا شرایط براى نامزدى افرادى که قصد شرکت در انتخابات را دارند، آسانتر شود و همچنین دفعات کاندیداتورى براى ریاست جمهورى محدود خواهد شد.
وى گفت: دادگاه نیز تنها مرجع براى تایید نمایندگان مجلس خواهد بود. همچنین دستوردادم که هر زمان از بحران کنونى خارج شده و شرایط مساعدى فراهم شد، حالت فوقالعاده لغو شود.
رئیس جمهور مصر اظهار کرد که اولویت وى بازگرداندن اعتماد به جامعهى مصر و همچنین اعتماد بین المللى نسبت به این کشور است.
مبارک گفت: تغییرات انجام شده، قطعى است و وضعیت به حالت گذشته بازنمىگردد. ما در حوادث اخیر ضررهاى زیادى به ویژه در بخش اقتصادى شاهد بودیم و تحمل ضررهاى بیشترى را نداریم و جوانان اولین زیان دیدگان این حوادث هستند.
وى افزود: مساله کنونى تنها به حسنى مبارک ربط ندارد، بلکه به همهى ملت مصر مرتبط است. ما باید گفتوگوها را ادامه دهیم و تلاش کنیم که اطمینان و امنیت را به ملت مصر بازگردانده و زندگى عادى و روزمره را به مصر بازگردانیم.
مبارک گفت: من سالهاست از این کشور دفاع کردم و شکستها و پیروزىهاى آن را شاهد بودم. دوران نکبت را دیده، همچنین دوران آزاد سازى مصر را نیز شاهد بودهایم. بهترین روز زندگى من برافراشتن پرچم مصر در سینا بود. من صلح و امنیت را براى مصر فراهم کردم و براى ادامهى آن تلاش کردم و هرگز هیچ گونه فشارى از کشورهاى خارجى را قبول نکردم.
وى ادامه داد: من قدرت و مقام تقلبى را نمىخواهم. این لحظه، لحظهى سرنوشت ساز مصر است، اما باید بر این نکته تاکید کنیم که مصر در اولویت قرار دارد. بر اساس آنچه که در قانون اساسى است، اختیارات ریاست جمهورى را به معاون خود واگذار مىکنم. تاکید مىکنم که مصر دوباره قد علم مىکند و نیرنگها و دخالتهاى کشورهاى دیگر را خنثى خواهیم کرد. ثابت خواهیم کرد که دشمن هیچ کشورى نیستیم اما از هیچ کشورى نیز دستور نمىگیریم و این تنها ملت مصر است که در مورد آیندهى خود تصمیم خواهد گرفت. مصر همچنان در دلها و افکار و وجدانهاى همهى مصرىها باقىخواهد ماند.
مبارک در پایان سخنانش گفت: من در مصر خواهم مرد و به خاک این کشور سپرده خواهم شد. خدا مصر و همهى مصرىها را نگه دارد.
در آستانه ۲۵ بهمن و آغاز موج بازداشت های گسترده فعالین و چهره های سیاسی ، فریبا ابتهاج بازداشت شد.
بنا به گزارشات رسیده به تحول سبز ،فریبا ابتهاج منشی و مسئول دفتر خانم معصومه ابتکار بازداشت شد.
معصومه ابتکار عضو فعلی شورای شهر تهران و مشاور آقای خاتمی در دوران اصلاحات بود. طی دو روز گذشته تعداد زیادی از فعالین سیاسی و جنبش سبز بازداشت شده اند.
سرور سایتهای کلمه، جرس، ندای سبز آزادی، نوروز و تحول سبز طی روزهای اخیر مورد حمله قرار گرفته است.
به گزارش ندای سبز آزادی طی چند روز اخیر و با نزدیک شدن به ۲۵ بهمن سرور سایتهای کلمه، جرس، ندای سبز آزادی، نوروز و تحول سبز با حملههای پی در پی سایبری مواجه بودهاند.
این اقدام در راستای خارج نمودن دسترسی مخاطبان به این سایتها انجام میگردد و در مواردی سایتها برای دقایقی از دسترس خارج میگردند. این اقدامات با نزدیک شدن به ۲۵ بهمن در حال افزایش بوده و بر اساس شواهد موجود این روزها یکی از مسئولیتهای پلیس سایبری تازه تشکیل شده، حمله به سایتهای معترضین خواهد بود.
گفتنی است که در بیست و چهار ساعت گذشته کلمه بار ها مورد حمله قرار گرفته که گاهی منجر خارج شدن سایت از دسترسی مخاطبان شده و بعضا به روز رسانی سایت نیز دچار مشکل می شد. تیم فنی کلمه در حال رصد و بر طرف کردن مشکلات احتمالی هستند.
سید صدرالدین بهشتی، فرزند سید علیرضا بهشتی شیرازی بعد ظهر امروز، پنجشنبه، در تهران بازداشت شده است.
به گزارش ندای سبز آزادی، ماموران امنیتی صدرالدین بهشتی را در محل کارش در تهران بازداشت کرده اند. سیدعلیرضا بهشتی شیرازی از مشاوران میرحسین موسوی است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی در محکومیت بازداشتهای اخیر بیانیهای صادر کرد.
به گزارش نوروز متن این بیانیه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی قیام شکوهمند ملت برای کسب استقلال ، آزادی وعدالت، کودتا گران که ادعای تسلط بر کشور و ملت ایران را دارند در واکنش به اعلام راهپیمائی روز ۲۵ بهمن برای حمایت از قیام آزادی خواهانه مردم مصر و تونس در اقدامی کور، که اوج درماندگی آنها را بیان میکند ، جناب آقای دکترمحمدحسین شریف زادگان اولین وزیر رفاه جمهوری اسلامی ، استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و نیز جناب آقای تقی رحمانی فعال دلسوز ملی مذهبی را به همراه تعدادی از جوانان بیگناه اما علاقمند به آزادی وآبادانی این مرز و بوم بازداشت کردند. بیان اتهامات واهی و تکراری و موج جدید دستگیری ها نشانه هراس روز افزون متقلبان از رشد آگاهی مردم است که گمان می کنند با ایجاد ارعاب خواهند توانست مسیرآگاهی و پویائی ملت و پیش روی جنبش سبز را سد کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی این بازداشت ها را محکوم می کند و خواهان آزادی هر چه سریعتر این عزیزان و همه زندانیان سیاسی می باشد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۲۱ بهمن ۱۳۸۹
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر