
منابع خبری از اعمال دو محدودیت جدید اجتماعی از سوی مراجع رسمی خبر دادند: ممنوعیت آموزش تهیه غذای غیر ایرانی در سیما، و ممنوعیت استفاده از گروههای موسیقی و ارکستر در عروسیها و جشنها.
خبرگزاری مهر گزارش داد که علی دارابی، معاون سیمای سازمان صدا و سیما، روز شنبه به هنگام دیدار از شبکه جام جم، اعلام کرد که آموزش تهیه غذاهای «غیر ایرانی» در تلویزیون از این پس، ممنوع است.
برنامه های آشپزی از محبوب ترین برنامه های شبکه های مختلف صدا و سیما به شمار می روند که به نظر میرسد سیاست تازه صدا و سیما در ممنوعیت پخش آموزش غذاهای غیر ایرانی، در ادامه سیاستهای محدودیت ارتباطی ایرانیان با کشورهای دیگر باشد.
همچنین سایت نیروی انتظامی گزارش داد که محمد موسویپور، دادستان عمومی و انقلاب یاسوج، گفته است: «همچنان استفاده از گروههای موسیقی و ارکستر در عروسیها و جشنها در تالار، منزل، بهون، چادر و کپر در شهر و روستا ممنوع است.»
محمد موسیپور پیش از این هم اعلام کرده بود که رسم سنتی چوب بازی در آیینهای عروسی استان که همراه با ساز و دهل اجرا میشود، به دلیل «بروز مشکلات فراوان اجتماعی ممنوع است و در صورت مشاهده با افراد برخورد قانونی می شود.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که رئیس اداره نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی گیلان نیز در اقدام مشابهی اجرای هرگونه موسیقی و برنامههای هنری را مشروط به اخذ مجوز از اداره نظارت بر اماکن عمومی ناجا دانسته بود. محمد بهادریان با اشاره به اینکه نصب دوربین در بخش بانوان ممنوع است، تاکید کرده بود: «موسیقی زنده در تالارهای عروسی به هیچ عنوان در بخش بانوان نباید اجرا شود.»
وی همچنین اعلام کرده بود، استفاده از کراوات و پاپیون برای کارکنان و مدیران تالارهای عروسی ممنوع است.
معاون وزیر بهداشت می گوید در حال حاضر نمی توان افزایش قطعی هزینه های بخش درمان را پس از هدفمندی مشخص کرد با این حال، انتظار داریم افزایش هزینه ها منجر به افزایش ۴۰ درصدی تعرفه ها در نظام سلامت شود.
معاون وزیر بهداشت می گوید: “تا اوایل اسفندماه امسال برآورد افزایش هزینه های بخشهای دولتی و خصوصی واقعی تر خواهد شد. بر همین اساس فکر می کنیم هزینه های نظام سلامت در سال آینده ۴۰ درصد بیشتر نخواهد شد. به همین دلیل هزینه های بیمارستانهای ما در سال آینده چه در بخشهای خصوصی و چه دولتی بیش از ۴۰ درصد بالا نخواهد رفت.
دکتر امامی رضوی در این باره می افزاید:”بسته ای که در قانون برنامه پنجم دیده شده، نظام جامع ارائه خدمات سلامت و درمان است و وزارت بهداشت را موظف شده این نظام را تدوین، ابلاغ و اجرا کند. نکته اساسی، نوع ارائه خدمات است که پایه آن بر نظام ارجاع بیمار به پزشک قرار دارد.”
به گفته معاون درمان وزارت بهداشت، در صورتی که افزایش هزینه ها در بخش انرژی بیمارستانها به صورت پلکانی اعمال شود، مراکز درمانی خصوصی و دولتی می توانند خود را با شرایط جدید پس از هدفمندی یارانه ها به خوبی تطبیق دهند.
امامی رضوی در کافه خبر افزود: “با این وجود انتظار داریم از محل درآمد هدفمندی یارانه ها و افزایش سهم دولت در پرداخت حق بیمه مردم، تمام این هزینه ها جبران شود و امیدواریم با این تمهیدات، مردم از جیب خود، افزایش هزینه های درمان را پرداخت نکنند.”
محسن یوسف بیک، بازیگر نقش ‘هوشیار’ در برنامه ‘هوشیار و بیدار’ که در دهه شصت از تلویزیون پخش میشد، پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.
محسن یوسف بیک، مجری و بازیگر، روز شنبه پس از سپری کردن یک دوره بیماری درگذشت.
وی در نقش ‘هوشیار’ همراه با علیرضا خمسه در نقش ‘بیدار’ اجرای مسابقه ‘هوشیار و بیدار’ را برعهده داشت که در آن زمان، یکی از پرمخاطب ترین برنامه های گروه کودک و نوجوان بود.
هنرمند فقید ‘محسن یوسف بیک’ حضور در چند فیلم سینمایی و تلویزیونی چون ‘در انتظار شیطان’ (۱۳۶۶)، ‘ماموریت’ (۱۳۶۵) و ‘مدرک جرم’ (۱۳۶۴) را در کارنامه هنری خود داشت.
خبر رسیده که دولت به هر طلبه ۵ میلیون تومان و به هر امام جمعه ۵۰ میلیون تومان پرداخت میکند.
سایت آینده از پرداخت وام پنج میلیون تومانی به طلاب برای خرید خانه یا خودرو خبر داد و ضمن تاکید بر لزوم استقلال حوزه، از اینکه طلاب برای دریافت این وام، به جای سازمانهای حوزوی، باید به استانداری مراجعه کنند، انتقاد کرد.
سایت مشرق هم خب داد که از طرف مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد به حساب هر یک از ائمه جمعه کشور ۵۰ میلیون تومان پول واریز شده که تعدادی از آنها، این پول را پس فرستادهاند.
در پی انتشار نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری ، مطهری جوابی را تهیه کرده که توسط سایت تابناک منتشر شده است.
متن پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای تاجزاده!
با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاههای اطلاعرسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه که دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معکوس آن در ترکیه و به طور کلی اهمیت برقراری نظام دموکراسی گفتهاید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان کردهام.
اجمالاً عرض میکنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور که امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بودهاید، کسانی از دولت هم که به گونهای عمل کردند که شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بودهاند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.
نامه شما نشان میدهد که در عمل به توصیههای امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیتالله مطهری دقتنظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته میشود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین میکنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیتالله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار میکنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» میشوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.
از مطالب شما چنین برمیآید که برای آزادی و دموکراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری که سایر ارزشها تحتالشعاع آن قرار میگیرد. آیتالله مطهری در کتاب «انسان کامل» میگویند انسان کامل انسانی است که همة ارزشهای انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینکه فقط یک ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند کاریکاتور یک انسان میشود که مثلا فقط بینی او رشد کرده و شکل ناخوشایندی پیدا میکند.
طبیعی است که جامعه ایدهآل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعهای است که همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد کرده باشد، نه اینکه توجه ما بیشتر به آزادی و دموکراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشکالی که در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدمالمانع و یک امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است که باید شکوفا شود، مانند استعداد تفکر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتکار، زیباییدوستی و حقیقتجویی ، و هر استعدادی منشأ یک حق است. پس قوة تفکر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتکار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.
پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یک امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمیرسد. بنابراین آزادی را بالاترین ارزشها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یک خطاست .
بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود میکند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود میکند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشکار میشود، که به آن خواهیم پرداخت.
لذا میبینید آیتالله مطهری هیچ گاه آزادی و دموکراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمیدانند و تعبیر «برقراری نظام دموکراسی بر طبق موازین اسلامی» را به کار میبرند و همان طور که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفتهاند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از کلمه دموکراسی نیستیم زیرا دموکراسی واقعی یعنی اینکه ملاک، میل مردم باشد و آنچه که راه را مشخص میکند تمایلات مردم است نه مکتب و ایدئولوژی. یک روز اکثریت مردم میخواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد میشود، روز دیگر میخواهند ممنوع باشد ممنوع میشود. چنین دموکراسی جامعه را به ناکجاآباد میبرد در حالی که ما به دموکراسی در چارچوب مکتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اکثریت مردم پذیرفتهاند و اکنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب کنند. مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب میکنند.
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموکراسی و اسلام را امروزه میتوان در تجربه مردم ترکیه مشاهده کرد.» گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی از این بیان شما استفاده میشود که اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموکراسی قرار دادهاید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یک مکتب جامعی که در همة شئون زندگی انسان دخالت کرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احکام آن بدون حکومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموکراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینکه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نپذیرفتند این بود که از نظر ما دموکراتیک بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینکه این جمهوری بنیادهای دموکراتیک دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه که مربوط به آزادیها و انتخاب حاکم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموکراتیک آن است و آنچه که مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلکه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.
البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموکراسی و پیشرفت اقتصادی بیان کردهاید مطلب درستی است.
اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است که بیارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا که آزادی را برترین ارزشهای انسانی میدانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس میشمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می کنید و از آنجا که معیار و ملاک قضاوت را گفتمان حاکم بر جهان امروز میدانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعة ایدهآل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفتهاید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»
جای این سؤال هست که لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یکسان کردن سبک زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟
این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطهای بیش نیست. میگویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجوییهای جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟
اینجاست که آیتالله مطهری میگویند بیش از آنکه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شکارچی هستند که سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان میگویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها میشوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به کار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شکارچی نمیتوانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر کام برگیرند.
جناب آقای تاجزاده!
از شما سؤال میکنم اگر حکومتی اعلام کرد که مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت کنند، آیا این به معنی یکسان کردن سبک زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور میکنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود میکند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.
اگر ما بانوان را مجبور میکردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود میدانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمیکند؟ فقها متفق القول اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی میکنند و این، نقطه اشتراک و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدینژاد و دولت اصلاحطلب آقای خاتمی.
در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلمهای سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج کلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدینژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاحطلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند که اکنون در حال کمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاستجمهوری ظهور و بروز خواهد کرد.
البته جنابعالی در نامه خود تلاش کردهاید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا کنید و مدعی شدهاید که آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده میکنند و برای سایر آزادیها احترامی قائل نیستند بلکه میخواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادیها قرار دهند. ولی این صرفاً یک ادعاست و دلایل شما کافی نیست و باید بپذیریم که تفکر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیک است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن میگویید و معیار را امیال مردم میدانید نه اینکه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد که ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.
جناب آقای تاجزاده
از قول من نقل کردهاید که «اعطای کمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بیحجابی در حد تسخیر کامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمیدانم این جمله را از کجا آورده اید و به خاطر ندارم که چنین جملهای گفته باشم. شاید این گونه گفته باشم که «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به کجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بیحجابی را تبلیغ و ترویج نمیکند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمیشود اما اگر حکومت هم تبلیغ کند چنین امکانی وجود دارد، چنانکه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.
گفتهاید «کار فرهنگی تبلیغی نتوانستهاست همه زنان را به رعایت حجاب قانع کند». عرض میکنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی که قانع شدهاند و مانند پزشکی که مضرات سیگار را میداند و سیگار میکشد رعایت نمیکنند و ای بسا بانوانی که قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت میکنند. در رعایت نکردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی که دست خلقت برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست میتوان با آن مخالفت کرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمیدانید اما اینجا لازم میدانید، در حالی که همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمیشوند.
از قول اینجانب آوردهاید که «چون کار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمیدانم من کجا چنین جملهای گفتهام. اولاً کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطهای است که آقای احمدینژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار میگیرد به کار میبرد و به خیال خود منتقدین را ساکت میکند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی کردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینکه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.
ما میگوییم که حکومت نباید با رفتار و گفتار خود – مانند آنچه که در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد- آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بیحجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشکند. زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر میشود به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا میگذارد ، بالاخره میخواهد یا به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس کند مسئله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی حتی در حد تذکر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج میشود. اما وقتی میبیند رئیس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه میدهد خود به خود راه بدپوششی را باز میبیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیدههایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور که در کشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.
جناب آقای تاجزاده!
فرض کنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه، و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپهای شبانه و دیسکوها در سطح کشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقدههای روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد میرود و گاه به صورت یک جنایت ظهور میکند چه میکنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمیتوان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «به راستی به این مسئله فکر کردهاید که چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احکام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نکرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی که مطرح کرد این بود که به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احکام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری کند و به همه سبکهای زندگی احترام میگزارد؟ چرا حزبالله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»
اینها قیاس معالفارق است. هیچ کدام از اینها حکومت اسلامی برپا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیتالله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مرکب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزبالله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بیحجابی در منطقه شیعهنشین بیروت که من از نزدیک شاهد بودهام مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود، نه اینکه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.
الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه کرده و گفتهاید” همان طور که هیچ حکومتی نماز را الزامی نمیکند، حجاب نیز نباید الزامی باشد.” باز قیاس معالفارق است. نماز یک امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعیاش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.
فرمودهاید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که اجباری کردن پوشش، سیاست و روش شکست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق کلمه وجود ندارد و خود بهتر میدانید که بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت وآمد میکنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.
ثانیاً اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کردهاند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنها به کار رفته باشد روش شکست خوردهای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانوادهها شده است. عین این سؤال را من مطرح میکنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان میدهد، سیاست و روش شکست خوردهای است؟».
گفتهاید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!
فرمودهاید: «باید معلوم شود که نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قارهای و جهانی ورزشی در کشور، فرار مغزها و سرمایهها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اکثر شعائر اسلامی چیست؟».
معلوم نیست اینکه زن به گونهای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان میدانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریستها وقتی با این پدیده به عنوان یک قانون مواجه میشوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا میکنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.
جناب آقای تاجزاده!
مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاحطلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا میکند و فکر میکنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمیتوانیم از پیشرفتها و ابداعها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.
الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایدهآل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام هماهنگ فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینکه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا میکند. اساساً ما برآنیم که دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.
آری این است مشکل اساسی بخشی از اصلاحطلبان، که در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دلها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری که من و شما معتقدیم بین اصلاحطلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بیجهت ساخته میشود و کار به نفع افراطیون دوطرف تمام میشود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.
والسلام – علی مطهری
۱۶/۱۱/۸۹
احمد قابل
سال ها است که به این مسأله می اندیشم که «ادعای جهانی بودن» با رویکرد «انحصاری به فرهنگ خاورمیانه» و خصوصا حجاز عصر نزول وحی، چگونه سازگار می تواند باشد؟!! فرهنگی که جابه جا در قرآن کریم و روایات معتبره مورد نقد و طعن و تحقیر قرار گرفته و مارک «جاهلیت» بر آن خورده است.
فرهنگ رایج زمان نزول وحی در شبه جزیره ی عرب، فرهنگی زن ستیز، برده دار،ستم پیشه، خود برتر بین و بی اعتنا به حق حیات آدمیان بود و خودکامگی و استبداد را در شکلی بدوی، ارائه می کرد.
در ایران آن روز نیز استبداد مدرن تری مستقر بود و جامعه ای طبقاتی برقرار بود که در بعد زن ستیزی، کمی بهتر از شبه جزیره بود ولی در ستم پیشگی چندان تفاوتی نداشت و ظاهرا برتری های نسبی از نظر حکومت و شهرنشینی و معماری و دانش، که سابقه ای چند هزار ساله داشت، قابل انکار نبود. از نظر دین و آئین نیز خداپرستی در ایران با بت پرستی جاهلیت حجاز قابل مقایسه نبود ولی فساد نهاد های دین و حکومت، همه ی مزایا را تحت الشعاع خود قرار داده بود.
در مصر آن زمان نیز قبطیان حاکم بودند و سابقه ی تمدنی هزاران ساله ی آنان قابل قیاس با زندگی قبایل حجاز نبود ولی در این تمدن نیز، متأسفانه کمتر نشانی از عدل و انصاف دیده می شد. برده داری در اوج بود و نقد جان انسانی بیشتر از حیوانات نبود.
مهمترین تفاوت ارزشمند ایران و مصر(و شاید یمن) با قبایل حجازی، علم و دانشی بود که جز افراد انگشت شماری در حجاز، از آن بهره ای نداشتند، در حالی که در دو کشور ایران و مصر، دانشگاه و مدارسی وجود داشتند که در نوع خود بی نظیر بودند.
ملت های این دو قدرت برتر خاورمیانه در آن روزگار، که تمامی سرزمین خاورمیانه را (به استثنای یمن و حجاز) در اختیار داشتند، در چنبره ی ظلم و بیداد حاکمانشان گرفتار بودند و متاسفانه تحت تاثیر فرهنگ استبدادی حاکمان، مسیر تعالی و رشد آنان، بسیار کند و نامطلوب سپری می شد.
شریعت محمدی(ص) در چنین فضایی متولد شد و به مبارزه با ابعاد منفی فرهنگ شبه جزیره پرداخت و ابعاد مثبت آن را تأیید کرد تا نشان دهد که «مثبت نگری» او می تواند از بیابان های قفر فرهنگ حجازی نیز گلبوته هایی را بچیند و تقدیم انسانیت کند.
اگر محمد بن عبدالله(ص) ایرانی یا مصری بود و می خواست از ابعاد مثبت فرهنگ آن سرزمین های آبادتر سخن بگوید، از همان آغاز راه و بخاطر برتری های نسبی فرهنگ سرزمین های یادشده، گلبوته های بیشتری را برای چیدن می یافت. اما ضرورت ارسال پیامبران برای کسانی بیشتر است که کمتر از مواهب طبیعت و معنویت بهره برده اند تا آنان را در ابتدا به سایر آدمیان ملحق گردانند و از آن پس در مسیر تعالی کلی بشریت، همراه دیگران طی مسیر کنند و از تجربه ها و دانش سایر جوامع و ملل بهره مند شوند.
به همین دلیل بود که به پیروان خود با تأکید می گفت که؛«علم را بجویید اگرچه در چین باشد»(اطلبوا العلم ولو بالصین) و یا «حکمت را بیاموزید اگرچه از فردی دورو باشد»(خذ الحکمة ولو من منافق).
یعنی نه بعد مسافت چین را می توان مانع رشد و تعالی قرار داد و نه بهانه ی «بیگانه بودن چینی ها». نه عذر تراشی های مقدس مآبانه ی مبنی بر «کافر و منافق بودن» اساتید در شریعت محمدی مورد قبول است و نه انگ های «غربی یا شرقی یا غیر اسلامی بودن دانش ها و تجربه ها» می تواند مسئولیت فراگیری و بهره مندی از آن تجارب و علوم را از دوش پیروان اسلام بردارد!!
اکنون چند نکته ی مهم را یادآوری می کنم تا نگرانی ها و راه حل ها را درکنارهم مورد بررسی قرار دهیم و نتایج مشترک را امید داشته باشیم(ان شاء الله)؛
یکم) قرآن کریم هشدار داده است که؛«محمد فرستاده ی خدا است و پیش از او نیز فرستادگانی بوده اند و از دنیا رفته اند، آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به باور ها و رفتارهای گذشته ی خود بر می گردید، و هرکس به گذشته هایش برگردد به خدا زیانی نمی رساند و خداوند افراد قدردان را پاداش خواهد داد»(آل عمران ۱۴۴ /وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم على أعقابکم ومن ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا وسیجزی الله الشاکرین).
پیش بینی بازگشت برخی حجازیان پیرو پیامبر خدا(ص) به فرهنگ جاهلیت را در این آیه آشکارا می بینیم. بازسازی فرهنگ جاهلیت با مارک و نام اسلام، خطری است که این آیه آن را هشدار داده است. روحیات زن ستیزانه و مناسبات برده دارانه و روش و منش غارتگرانه و اقدام به تهاجم و خشونت و جنگ های دراز مدت و بی ارزش دانستن جان و مال و ناموس آدمیان، همه و همه نشانگر بازگشت مناسبات دوران جاهلیت بود. همان که در زبان قرآن از آن به عنوان «انقلبتم علی اعقابکم=بازمی گردید به باورها و رسوم گذشته ی خود» یاد شده است.
دوم) امام صادق (ع) در عبارتی ماندگار و تحلیلی عالمانه، شرایط مسلمانان در فاصله ی رحلت پیامبر خدا(ص) تا زمان خود را اینگونه توضیح داده است که؛ «همانا مردم پس از رسول خدا به سنت پیشینیان خود برگشتند و عنوان خدا را به آن سنت ها افزودند، پس اینگونه تغییر دادند دین خدا را و جایگزین کردند سنن قبل از اسلام را و تحریف کردند اهداف دین را و چیزهایی را به دین خدا افزودند و چیزهایی ازدین را زدودند، پس هیچ چیزی نیست که مردم به آن اعتماد کرده باشند مگر آنکه منحرف شده است از آنچه وحی الهی به آن فراخوانده است …=إن الناس بعد نبی الله صلى الله علیه وآله رکب الله بسنة من کان قبلکم فغیروا وبدلوا وحرفوا وزادوا فی دین الله ونقصوا منه، فما من شئ علیه الناس الیوم إلا وهو منحرف عما نزل به الوحی من عند الله فأجب یرحمک الله من حیث تدعى إلى حیث تدعى حتى یأتی من یستأنف بکم دین الله استینافا…/معجم رجال الحدیث- السید الخوئی- ج ۸ – ص ۲۳۵).
وقتی امام صادق(ع) می گوید: «آنچه مردم آن را مطابق دین خدا می دانند، نسخه ی منحرف شده ای از وحی الهی است و هیچ چیز منطبق بر وحی الهی باقی نمانده است» می توان فهمید که بازگشت مردم بعد از رسول خدا به فرهنگ جاهلیت، همراه با استفاده ی تقلبی از«مارک الهی» بوده است. یعنی فرهنگ مطرود جاهلیت عرب، به عنوان دین خدا به مردم ارائه شده است!!
پس می توان عمق درد و بیماری را فهمید. منحصر کردن شریعت محمدی(ص) به فرهنگ مطرود جاهلیت(و نه جهات مثبت فرهنگ حجاز) بیماری مسری و خطرناکی بود که در زمانی دیگر، می توانست به افزایش فرهنگ استبدادی سایر سرزمین ها بیانجامد و وجه مشترک فرهنگ ها را از میان جهات منفی فرهنگ های ملل خاورمیانه برگیرد.
سوم) امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) در سخنی ماندگار که کمتر از سه دهه پس از رحلت پیامبر خدا(ص) برزبان آورده است، گزارش می دهد که؛«اسلام چون پوستینی وارونه گشته است». یعنی آنچه در جامعه ی اسلامی آن روزگار به نام اسلام رواج داشت، شکل وارونه ای از حقایق بود و عمدتا جهات مثبت فرهنگ ها را وانهاده و جهات منفی را برگزیده بود.
چهارم) در دوران پس از این گزارش ها تاکنون، هیچ قدرت علمی یا حکومتی، پیدا نشده که «پوستین وارونه» یا «انحرافات از نسخه های وحیانی» را در بین تمامی گروه های مسلمان، به تمامی تغییر دهد و حقیقت شریعت محمدی(ص) را دقیقا و کاملا و بدون مانع ارائه کند.
به همین جهت امام صادق(ع) در ادامه ی همان تحلیل علمی و گزارش واقعی، انتظار آمدن کسی را وعده می دهد که دعوت به دین خدا و شریعت محمدی(ص) را از نو آغاز می کند(… فأجب یرحمک الله من حیث تدعى إلى حیث تدعى حتى یأتی من یستأنف بکم دین الله استینافا/معجم رجال الحدیث- السید الخوئی- ج ۸ – ص ۲۳۵).
پنجم) اکنون ما مانده ایم و خیل عظیمی از رویکردهای غیر علمی ناشی از وارونگی پوستین اسلام و انحرافات گوناگون از نسخه های وحیانی در مناسبات انسانی، که متأسفانه به نام دین خدا و آخرین شریعت او عرضه شده و می شود.
همان که ناشی از بازگشت های مکرر برخی پیروان شریعت به سنن غیر منطقی پیشینیانشان بوده است. گویی تمام دین و شریعت را به نام آنان و آباء و اجدادشان سند زده اند و دیگر آدمیان در این کره ی خاکی، حقی و حظی از عقل و شعور و حقوق فطری و تشریعی ندارند و حتی باید راهگارها و باورهای منطقی خود را به نفع تصورات واهی و خرافی پیشینیان آن ها به کناری نهند تا مسلمان و متقی شمرده شوند!!
این «استکبار» و خودبرتربینی آشکار و نهان را یا باید نفی کرد و حق مشارکت همه ی عقلای بشریت را برای تفسیر دین خدا و شریعت محمدی(ص) به رسمیت شناخت و یا باید بیهوده ادعا کرد که فرهنگ جاهلیت عرب از تمامی تلاش های علمی و عقلانی بشر در دوران پس از جاهلیت تاکنون، ارزشمند تر بوده و خداوند نیز به این برتری حکم کرده و ناگزیر باید آن را پذیرفت!!
ششم) اگر دین یگانه ی خدای یکتا(اسلام) برای همه ی بشریت آمده است و مبتنی بر فطریات همه ی آدمیان و مدعی جهان شمولی است، چه مزیت منطقی برای آداب و رسوم حجاز قرن هفتم میلادی(قبل از بعثت پیامبر خاتم) بر آداب و رسوم عقلانی بشر امروز در سرتاسر زمین، می توان شمرد که لزوم پذیرش ترجیح آن را شرط ایمان بشر قرار داده ایم و مخالفان این ادعا را خارج از دائره ی ایمان معرفی می کنیم؟!!
چه مزایای اثبات شده ای از نظر علم و منطق برای ملل خاورمیانه نسبت به سایر ملل جهان وجود دارند که دین خدا و شریعت مصطفی را با ادعای جهانی بودن، در حصار تنگ این منطقه ی جغرافیایی محبوس کرده ایم و توهمات بیجایی را برای مسلمانان این دیار رقم زده ایم که خود را «فخر عالم امکان» بدانند و سایر ملل را به پیروی کورکورانه و زبونانه از فرهنگ برتر خویش فراخوانند!!؟
هفتم) با توجه به مقدمات پیش گفته، اقتضای جهانشمولی و انطباق با فطرت انسانی همه ی آحاد بشر، چیزی جز لزوم تلاش برای بهره گیری از جهات مثبت همه ی فرهنگ ها و با میدان داری همه ی ملل به صورت مساوی و بدون فخر فروشی و از جایگاهی برابر را پیش پای اندیشمندان دینی نمی گذارد.
همه ی متفکران دین و شریعت، از پیامبر گرامی اسلام، این سخن را به یاد دارند که؛« هیچ فخری برای عرب بر غیر عرب و یا غیر عرب بر عرب یا سپید بر سیاه و سرخ و یا سیاه و سرخ بر سپید نیست»( تحف العقول – ابن شعبة الحرانی/ ۳۴# المعجم الکبیر – الطبرانی ۱۸ / ۱۳# کنز العمال – متقی هندی ۲ /۴۲# تفسیر القرطبی – قرطبی ۱۶/ ۳۴۱ – ۳۴۲# أحکام القرآن – جصاص ۱ /۳۸۲# الدر المنثور – جلال الدین سیوطی ۶ / ۹۸# دراسات فی ولایة الفقیه – آیة الله منتظری ۲ /۱۹۰).
گمان می کنم در این امر تردیدی نباشد که امروزه برخلاف این توصیه ی پیامبر خدا(ص) تفکرات رایج اسلامی به تسلط یک فرهنگ (یا حد اکثر فرهنگ ملت هایی که در دهه های نخستین ظهور شریعت محمدی به آن گرویدند) بر همه ی فرهنگ های جهان بشریت انجامیده است و گاه به این نکته افتخار شده و می شود.
به گمان من، مانع اصلی تحقق جهانشمولی شریعت محمدی(ص) محبوس شدن آن در حصار فرهنگ خاورمیانه است. جهانشمولی در گرو توجه به مثبتات فرهنگ سایر ملل جهان و قدرت انطباق آموزه های شریعت با آن فرهنگ ها است.
احساس یگانگی با شریعت، در سایر ملل اگر برانگیخته شود که تنها راه آن هماهنگی فرهنگی شریعت با فرهنگ سایر ملل در کنار ملل خاورمیانه ای است، می توان انتظار تحقق شریعت جهانشمول را داشت.
هشتم) یکی از راههای ورود به بحث انطباق شریعت با فرهنگ بشری(بجای فرهنگ خاورمیانه ای) از طریق تصور بعثت محمدبن عبدالله(ص) در این زمان و در اروپا یا دیگر مناطق آسیا یا افریقا یا اقیانوسیه و یا امریکا است.
اگر پیامبر در عصر کنونی و در فرانسه، اسپانیا، کانادا، استرالیا، ژاپن، هند، افریقای جنوبی، چین، روسیه و یا کشورهای اسکاندیناوی مبعوث می شد، چه می کرد؟! کدام مناسبات انسانی موجود را امضاء می کرد؟ احکام امضایی او از کدام فرهنگ ناشی می شد؟ چگونه مجازات هایی را برای کیفر مجرمان در نظر می گرفت؟ آیا میزان درک و فهم و پذیرش مردم و عقلای این زمان را مبنای تشریع احکام اجتماعی خود قرار نمی داد؟!!
این تصور می تواند متفکران پیرو او را به راهکارهایی منطقی و خداپسندانه و کاملا منطبق با فطرت انسانی برساند و بن بست های موجود در مناسبات تفکر رایج اسلامی با جامعه ی بشری را برطرف کند و بزرگراه هایی را پیش پای آنان بگشاید.
نهم) امروزه دارالاسلام ظاهری همان «دارالتقیة» ی واقعی است که باید برای هرکلام کوتاه، بر جان خود بیم داشت و ساده ترین کار، زبان در نیام کام کشیدن و لب دوختن است، و دارالکفر ظاهری، تبدیل به جایگاهی شده است که می توان بدون پروای جان، حقایق شریعت را در پیشگاه عموم مردم ارائه کرد.
شهروندان کشورهای غیر اسلامی، امروزه به مراتب نزدیکتر به آداب و اهداف دین و شریعت اند و شهروندان کشورهای اسلامی، به مراتب از اهداف و آداب شریعت دورتر اند. راست گفت سید جمال الدین اسدآبادی در بیش از یکصد سال پیش که؛ «به غرب رفتم، مسلمانی دیدم ولی مسلمان ندیدم. به شرق آمدم، مسلمان دیدم ولی مسلمانی ندیدم».
دهم) در نقلی معتبر، امام صادق(ع) سخنی از امیر مؤمنان(ع) به نقل از پیامبر خدا(ص) را روایت کرده است که؛«روزگاری بر مسلمانان می آید که از اسلام، جز نامی نمی ماند و از قرآن جز خطی، مردم خود را مسلمان می نامند ولی دورترین مردم از اسلام اند، مساجد آنان از نظر ساختمان آباد و از نظر هدایتگری خراب است. فقیهان آن زمان، شرورترین فقیهانی اند که آسمان بر آنان سایه افکنده است. فتنه ها از آنان شروع می شود و به خود آنان برمی گردد»( الکافی – الشیخ الکلینی – ج ۸ – ص ۳۰۷ – ۳۰۸/علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن أبی عبد الله “علیه السلام”قال : قال أمیر المؤمنین “علیه السلام”: قال رسول الله “صلى الله علیه وآله”: سیأتی على الناس زمان لا یبقى من القرآن إلا رسمه ومن الاسلام إلا اسمه ، یسمعون به وهم أبعد الناس منه ، مساجدهم عامرة وهی خراب من الهدى ، فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنة وإلیهم تعود).
عباراتی چون؛«دورترین مردم از اسلام» و «شرورترین فقهاء» در باره ی پیروان عادی و عالمان شریعت محمدی(ص) بکار رفته است!! اینکه از اسلام، فقط نامی برده می شود ولی هیچ آدابی از آن در رفتار پیروان شریعت دیده نمی شود، یا خط قرآن و زیبایی های ظاهری و تزیینات نوشتاری مراعات می شود ولی از مفاهیم قرآنی بی بهره می مانند، وصف الحال مسلمانان و جوامع اسلامی است!! که تنها علت آن هم فاصله گرفتن از فرهنگ جامع بشری است. فرهنگی که مبتنی بر فطرت انسانی است.
با توجه به مطالب پیشین، بزرگترین و با فضیلت ترین «جهاد = کوشش» در این زمان، کوشش علمی برای بازگشت به فراخوان جهانشمول دین و شریعت و پیوند خوردن آن با همه ی مزایای فرهنگ همه ی جوامع بشری است که لازمه ی آن «آزاد کردن اسلام از بند فرهنگ خاورمیانه» است.
صرفنظر از مسئولیت متفکران مومن به شریعت در کشورهای اسلامی، مسئولیت بیشتر بر دوش مسلمانانی است که در نقاط دیگر دنیا زندگی می کنند. آن ها باید جنبه های فرهنگی مثبت خود را در تفسیر شریعت بکار گیرند و برداشت های روشمندانه و علمی خود را از آموزه های شریعت، به اطلاع سایر پیروان شریعت برسانند و نهادهای علمی لازم برای این امر را در محیط زندگی خود تأسیس کنند و انحصار تولید «علم شریعت» را از «مصر، عربستان، سوریه، اردن، لبنان، پاکستان، عراق و ایران» و حوزه ها و دانشگاه های «الأزهر، دمشق، بیروت، مکه، مدینه، لاهور، نجف، قم، مشهد، تبریز، اصفهان و …» بگیرند .
این گرفتاری وقتی پایان می یابد که حوزه ها و دانشگاه های مختلف در جوامع اسلامی اروپا، امریکای شمالی و جنوبی، آسیای جنوب شرقی ، ژاپن ، چین، استرالیا و جنوب افریقا نیز سهم خود را از تولید علوم شریعت بر عهده گیرند و همه ی برداشت های روشمند مبتنی بر فرهنگ های مختلف، مورد توجه اهل دانش و عالمان شریعت قرار گیرد که اولیاء دین و شریعت گفته اند:«اعقل الناس من جمع علم الناس الی علمه=عاقل ترین مردم،کسی است که علم بشر را به علم خویش بیافزاید».
به امید آن روز
۱۵ بهمن ۱۳۸۹
مشهد
منبع: پارلمان نیوز
نمایندگان مخالف پارلمان کویت به منظور درخواست برای استعفای دولت الشیخ ناصر المحمد الصباح روز سهشنبه را “سهشنبه خشم” اعلام کردند.
به نوشته روزنامهی اماراتی دارالخلیج، منابع آگاه اعلام کردند: گروههای درخواست کننده این تظاهرات دو فراکسیون مخالف” تلاش مردمی” به ریاست احمد السعدون و “توسعه و اصلاح” دربرگیرندهی نمایندگان اسلام گرا، هستند و روز سهشنبه را برای این تظاهرات انتخاب کردهاند؛ چرا که در این روز قرار است الشیخ جابر خالد، وزیر کشور به خاطر کشته شدن یک کویتی در زیر شکنجه استیضاح شود.
همچنین این دو فراکسیون میخواهند از موج تظاهرات در تونس، مصر و دیگر کشورهای عربی برای تظاهرات خود استفاده کنند.
تظاهرات در محوطهای در مقابل پارلمان برگزار میشود.
به گفته منابع آگاه، گروههای درخواست کننده تظاهرات به دنبال جلب حمایت اتحادیههای کارگری و دانشجویان بویژه در پی مخالفت فراکسیون تلاش ملی برای حضور در خیابان هستند.
این در حالی است که دولت کویت امروز (یکشنبه) به بررسی راههای تعامل با تظاهرات و پیامدهای ناشی از آن میپردازد و دولت تدابیر شدیدی علیه کسانی که بخواهند اخلال در امنیت ایجاد کنند، لحاظ خواهد کرد.
یک نماینده استیضاح کننده وزیرسابق راه و ترابری به خبرآنلاین گفت که در زمان استیضاح وی تلاشهای زیادی از سوی دولت برای انصراف نمایندگان انجام شد.
سلمان ذاکر نماینده ارومیه افزود: بعد از مطرح شدن موضوع استیضاح دولت در صدد رایزنی با نمایندگان برآمد و حتی در ایام اربعین نمایندگان وزارتخانه جلسهای با نمایندگان برگزار و پیشنهادات مختلفی برای عمران و آبادانی منطقه مطرح کردند تا به نوعی نمایندگان را از استیضاح منصرف کنند.
وی با اشاره به وعدههای برای حل مشکلات انتخابیه وی، ادامه داد: معاون پارلمانی وزیر می گفت هر مشکلی دارید ما آن را حل می کنیم، ولیکن ما نمی توانستیم این حق و حقوق مردم را به عمران و آبادانی یک منطقه ترجیح بدهیم. بنابراین ما این وعده را نپذیرفتیم تا حق به حقدار برسد.
ذاکر با اشاره به تخلفات مالی در این وزارت راه و ترابری، اظهار داشت: بنا به اسناد و مدارک، تخلفات مالی زیادی در پروژهها واگذار شده وجود داشت و پروژهها را به منتسبین خودشان واگذار میکردند در حالی که این اختلاس و خیانت به بیتالمال است.
پدر شهید محسن روح الامینی در گفتوگو با آینده، خبر دروغین سایت وابسته به بسیج دانشجویی را تکذیب کرد. سایت خبرنامه دانشجویان ایران وابسته به بسیج دانشجویی به نقل از روح الامینی ادعا کرده بود که دو متهم محکوم به قصاص در پرونده جنایت کهریزک، اعدام شدهاند.
عبدالحسین روح الامینی که عصر امروز به تهران بازگشته، با ابراز ناراحتی شدید از اقدام غیر حرفه ای انجام شده توضیح داد: مشخص نیست چرا برخی حتی در مکانی که مختص زیارت و مناجات است، ما را به حال خود رها نمی کنند و دیشب که بنده کنار ضریح منور امام هشتم بودم، جوانی بدون توجه به شرایط حرم و درخواست من برای رسیدن به زیارت ثامن الحجج(ع)، مکرر پرسش می کرد، در حالی که من مطلب جدیدی درباره مساله کهریزک و محکومان آن نگفتم و صرفا چند کلمه خلاصه از مطالب منتشرشده را دوباره بازگو کردم.
وی افزود: با توجه به گذشت اولیای دم از اعدام محکومان این جنایت، اجرای دیگر مجازاتهای آنها نظیر شلاق، زندان و محرومیت از خدمات دولتی به اجرا در آ شده و هرچند حکم اعدام محکومان صادر شده بود، اما آنها اعدام نشده و نخواهند شد و درباره متهمان قضایی نیز بنده اظهار کردم که پرونده در دادسرای کارکنان دولت در حال رسیدگی است. وی در پایان کلیه رسانه ها را به رعایت اصول اخلاقی و حرفه ای در انتشار اخبار خود توصیه کرد.
سایت آینده به نقل از منبعی که نامش منتشر نشد، خبر اعدام دو متهم جنایات کهریزک را تکذیب کرد و نوشت:
در پی انتشار مطالب بی اساس توسط یک سایت تندرو، یک منبع آگاه در گفتگو با “آینده” اعدام دو عامل جنایت کهریزک را تکذیب کرد. به گزارش خبرنگار “آینده”، یکی از عوامل این سایت که دکتر روح الامینی را در جریان زیارت در حرم امام رضا (ع) دیده، چند کلمه صحبت خود با وی را به عنوان مصاحبه منتشر کرده و جالب آن که به دلیل برداشت غلط، به بیان اخبار نادرست پرداخته و به نقل از وی، از اعدام ۲ نفر از عاملان ماجرای کهریزک که از ماموران ناجا هستند، خبر داده است. این در حالی است که بعد از دیدار خانواده قربانیان کهریزک با آیت الله جوادی آملی و بیان تصمیم خود مبنی بر عفو اعدام مباشرین جنایت و پیگیری محاکمه آمرین و متهمین اصلی، ایشان از این تصمیم استقبال کردند. به گفته این منبع آگاه، با توجه به گذشت اولیای دم از اعدام محکومان این جنایت، اجرای دیگر مجازاتهای آنها نظیر شلاق، زندان و محرومیت از خدمات دولتی آغاز شده، اما آنها اعدام نشده و نمی شوند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد که راههای آگاهی مردم را در دنیای امروز نمیتوان مسدود کرد و حقیقت حتی از تپش قلب انسانهای حقجو قابل شنیدن و درک است.
به گزارش ایسنا، آیتالله هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، امید همراه با آگاهی را مهمترین ویژگی نسل جوان کشور به ویژه دانشجویان عنوان کرد و گفت: نقش دانشگاهیان در تحولات جامعه و پیشرفت آن محسوس است و میتوانند در راه اطلاع و آگاهیرسانی به مردم تأثیرگذار باشند.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: راههای آگاهی مردم را در دنیای امروز نمیتوان مسدود کرد و حقیقت حتی از تپش قلب انسانهای حقجو قابل شنیدن و درک است.
هاشمیرفسنجانی با توصیه نسل جوان کشور به حرکت و فعالیت در مسیر خدا و انقلاب، تأکید کرد: نظام جمهوری اسلامی حاصل خون شهدای بسیاری است و حفاظت از آن وظیفه همه دوستداران آن میباشد.
وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی خدمات بسیاری برای ایران داشته است و کسانی که به دنبال سیاهنمایی سه دهه انقلاب هستند، نمیتوانند این خدمات را مخدوش کنند.
هاشمیرفسنجانی، ریاکاری، ظاهرسازی و تملق را از آفات یک نظام مبتنی بر اندیشه الهی عنوان کرد و گفت: اینگونه اعمال، انسانها را از خداوند دور میکند و به همراه خود دروغ، غیبت، تهمت و ضایع کردن حقوق دیگران را به همراه دارد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به بیداری ملل مسلمان و خیزش مردمی در مصر، تونس و برخی دیگر کشورهای منطقه و اعتراض آنها علیه حکام خود گفت: این حرکتها قابل تحسین است و نشان میدهد در همه نقاط جهان حرکت تحولات به سود حاکمیت مردم در جریان است هرچند در این مسیر هزینهها بسیار و تغییرات زمانبر باشد.
وی فاصله گرفتن حکام این کشورها از توصیههای دین اسلام و همچنین بیتوجهی به حقوق اصلی مردم را از دلایل مهم شکلگیری اعتراضات گسترده عنوان کرد و گفت: امروز ادامه روشهای قبلی برای بسیاری از این حکام امکانپذیر نیست و تغییر برای آنها اجتنابناپذیر شده است.
هاشمی رفسنجانی تأکید کرد: تحولات در کشورهای منطقه به ما نشان میدهد که قدر انقلاب و نظام اسلامی خود را که پایانی بر ظلم و ستم پادشاهان موروثی بود بهتر بدانیم و همواره در راه تقویت آن گام برداریم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به همه گروههای سیاسی و مردم فارغ از هرگونه گرایش سیاسی توصیه کرد تا با حضور گسترده در راهپیمایی ۲۲ بهمن و ابراز وفاداری به آرمانهای آن به همگان نشان دهند که جایگاه انقلاب اسلامی در دلهای مردم ایران است و هیچ کس توان آسیبرسانی به آن را ندارد و انقلاب را بیمه کنند.
در ابتدای این دیدار، فاضلیان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و یکی دیگر از حاضرین، گزارشی از روند فعالیتهای این انجمن و مسائل دیگر را به اطلاع رساندند.
خبرنامه دانشجویان ایران، وابسته به بسیج دانشجویی، از اعدام دو متهم پرونده بازداشتگاه کهریزک خبر داد و به نقل از عبدالحسین روحالامینی نوشت: سعید مرتضوی نیز در آینده نزدیک محاکمه خواهد شد.
روحالامینی خبر داد که دو تن از ماموران پلیس در وقایع بازداشتگاه کهریزک «اعدام» شدهاند. وی افزود: «گرچه متهم اصلی {سعید مرتضوی} به دنبال فرار از محاکمه است اما به زودی محاکمه وی آغاز خواهد شد.»
عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی یکی از جان باختگان حوادث بازداشتگاه کهریزک، پیش از این گفته بود که انتظار داشت دولت به احترام خون کشته شدگان جنایت کهریزک از دادن پست به مرتضوی خودداری میکرد.
بازداشتگاه کهریزک که زیرنظر پلیس اداره میشد در ناآرامیهای پس از انتخابات، مدتی محل نگهداری گروهی از بازداشتشدگان بود که بر اثر خشونتهای اعمال شده در آن، دستکم چهار تن جان خود را از دست دادند.
مقامهای پلیس و قوه قضائیه تاکنون درباره اظهارات آقای روحالامینی در مورد اعدام دو تن از متهمان پرونده کهریزک و محاکمه قریبالوقوع سعید مرتضوی دادستان وقت تهران در جریان ناآرامیهای انتخاباتی واکنش نشان ندادهاند.
پرونده کهریزک آنطور که مقامهای قضائی اعلام کردهاند ۱۲ متهم دارد که مهمترین این متهمان سعید مرتضوی و سردار عزیزالله رجبزاده فرمانده وقت پلیس تهران است.
نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه با انتقاد از واریز نشدن درآمدهای حاصل از افزایش قیمت نفت به صندوق ذخیره ارزی در سال جاری، خواستار شفافسازی دولت در مصرف بودجه شد.
موسی الرضا ثروتی در گفت و گو با خانه ملت، با بیان این که امسال ۶ میلیون لیتر بنزین برای تنظیم عدد اکتان (درجه آرام سوزی) بنزین تولید داخل، وارد شده است، افزود: محل تأمین اعتبار واردات این مقدار بنزین در بودجه سال ۸۹ پیش بینی نشده است.
وی تصریح کرد: دولت سه میلیارد دلار از اعتبارهای بودجه سال آینده را به منظور واردات بنزین مورد نیاز برای افزایش کیفیت بنزین تولید داخل اختصاص خواهد داد.
ثروتی با بیان این که با آغاز صادرات بنزین، درآمدهای حاصل از این محل، صرف واردات بنزین با عدد اکتان بالا خواهد شد، افزود: پالایشگاه های کشور هنوز توانایی لازم برای تولید بنزین با عدد اکتان استاندارد را ندارند، اما با راه اندازی و بهره برداری از پالایشگاه های جدید، پیش بینی می کنیم کشور در آینده نزدیک به این توانایی دست یابد.
وی همچنین با توجه به اعلام خودکفایی کشور در تولید بنزین اظهار داشت: اعتبارهایی که سال های گذشته صرف واردات بنزین می شد، طبق قانون باید به صندوق ذخیره ارزی واریز شود و دولت موظف است در مصرف آن شفاف عمل کند.
نماینده بجنورد یادآور شد: بر اساس گزارش کمیسیون برنامه و بودجه، در سال گذشته دولت درآمدهای حاصل از افزایش قیمت نفت را به صندوق ذخیره ارزی واریز نکرده است.
نایب رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس افزود: بررسی واریز درآمدهای حاصل از افزایش قیمت نفت به صندوق ذخیره ارزی ادامه دارد و در صورت ثابت شدن تخلف دولت، مجلس با اختیارات قانونی خود با تخلفات برخورد می کند.
همزمان با شدت گرفتن دروغ پردازی و تهمت پراکنی جریانات حامی دولت در عرصه سیاسی، آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی گفت: این وجدان نیست که از نظر سیاسی هر دروغ و افترایی را به شخص یا گروهی بزنیم و اینها چیزهایی نیست که با توبه حل شود.
به گزارش ایسنا، آیتالله عباس واعظ طبسی در دیدار جمع کثیری از خانواده شهدا و آموزش و پروش خراسان رضوی در تالار آینه حرم مطهر رضوی ادامه داد: این تهمت زدنها و تخریبها دارای آثار اجتماعی و تحلیلهای خارجی است و با این تهمت زدن، ترورهای اجتماعی و حرکتهای غیراخلاقی، دشمنان را شاد میکنیم.
وی ادامه داد: آقایون سیاسیون و سه قوه ما توجه کنند که وحدت، صمیمیت، برادری و بازی نکردن با مصالح نظام یک تکلیف است. بزرگداشت دهه فجر باید برای ما درسآموز باشد، باید تذکرات ما برای خودمان سازنده باشد و باید نشان دهیم نظام ما روز به روز در حال پیشرفت است.
وی خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) بهرغم هجرت خود از ایران، در طی یک دوره مبارزاتی دنیای استکباری آن روز را به وحشت انداخت.
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: حضور امام خمینی(ره) در ایران یک حرکت بسیار بزرگ را به وجود آورد که باعث مات و مبهوت شدن دنیا گشت، رییسجمهور وقت آمریکا کارتر در برابر این حرکت امام خمینی(ره) احساس ضعف کرد چراکه به خوبی دریافته بود در برابر امام خمینی(ره) و تدبیر اسلامی ایشان نمیتوان مقاومت کرد.
واعظ طبسی با اشاره به خصوصیات برجسته امام خمینی(ره) گفت: رهبر کبیر انقلاب اسلامی، به خود و راه و روش و همچنین مبارزهای که علیه طاغوت آغاز کرده بود، ایمان داشت و محور حرکت امام خمینی(ره) اسلام و ایمان به خداوند بود.
وی خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) چون برای خدا و ادای تکلیف دینی مبارزه میکرد، بحث شکست و پیروزی برای ایشان مطرح نبود چرا که امام(ره) همواره خود را پیروز میدانست چون ایمان داشتند و اگر انسان در حوزه مسوولیتی خود به خوبی عمل کند و تکلیف خود را ادا کند، پیروز است.
ادامه داد: امام خمینی(ره) بسیار انسان دوراندیش و دارای تدبیری بودند و نیز ملت ایران را به خوبی میشناختند؛ ایشان جامعه ایران را با تکلیف سیاسی و دینی آشنا کردند و بدون مطالعه اقدامی نمیکردند.
وی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را الگوی مدیران و برنامهریزان و سیاسیون دانست و گفت: سیاسیون و مدیران باید دوراندیش باشند و آنجا که ژست برخورد با دشمن میگیرند، دشمن را به خوبی بشناسند؛ آنطور نباشد که دشمن را نشناخته وارد میدان شوند و نتوانند راه را ادامه دهند؛ امام خمینی(ره) دشمن را به خوبی میشناختند.
این عضو مجلس خبرگان رهبری یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی را خویشتن ملی و هویت بخشی ملی دانست و افزود: هیچگاه مدعی نیستیم و نبودیم که جمهوری اسلامی و حاکمیت دینی مشکلی نداشته است؛ اتفاقا مشکلات زیادی داریم و در بحثهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مشکلاتی وجود دارد.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران حکومتی را تاسیس کرده و سرمایههای ماندگاری را به این ملت اعطا کرده است و مهمترین آن ساختن امت و ملتی دارای خویشتن ملی است. ملت ما استثناترین ملت در بین ملتهای جهان است ملتی دارای هویت که توانسته در حرکت سیاسی دنیا تاثیرگذار باشد.
واعظ طبسی گفت: چقدر باید یک فرد و یک ملت هزینه کند تا به هویت و شخصیت ملت ایران برسد؛ امام خمینی(ره) با استقامت و پایداری چنین امت بزرگی را ساختند، امتی که امروز با تحولات و دستاوردهای خود مورد توجه دنیاست.
وی به مجموعه فرهنگی و خانواده شهدا و آموزش و پرورش توصیه کرد: امروز مهمترین وظیفه توجه و بهرهگیری از خصوصیتها و برجستگیهای امام خمینی(ره) است؛ توجه به مدیریت ممتاز و برجسته و نیز شهامت و استواری در برابر دشمنان از دیگر خصوصیتهای امام خمینی(ره) است که باید مورد توجه ما باشد.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامهای خطاب به مصطفی محمدنجار، وزیر کشور، اعلام کردند که قصد دارند برای همبستگی با حرکتهای مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در این دو کشور، مردم را به راهپیمایی دعوت کنند.
به گزارش کلمه، زمان این راهپیمایی مردمی، روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر و مسیر آن، از میدان امام حسین تا میدان آزادی اعلام شده است.
متن کامل نامه موسوی و کروبی بدین شرح است:
جناب آقای نجار
وزیر محترم کشور
سلام علیکم
بدینوسیله به اطلاع می رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.
مهدی کروبی، میرحسین موسوی
تصویر نامه

هاشم هاشم زاده هریسی *
قانون اساسی به صورت مشخص مسئولیت ها را معین کرده و مدنظر قرار دادن آن می تواند وظایف را شفاف کند تا مبادا درگیری به وجود بیاید. بنابراین به جای قضاوت در مورد نامه ارسالی، آقای احمدی نژاد به مجلس، باید بار دیگر قانون اساسی را مرور کرد تا اختلافات جزیی اینگونه به مسائل کلان تبدیل نشود چون بیان این موارد اصلا به مصلحت نیست.
این مشکلات به این دلیل ایجاد می شود که قانون اساسی فراموش شده و هر کسی به منظور اثبات حقانیت خود از این قانون اساسی صحبت می کند وگر نه در مواردی که به نفعش نیست حرفی از قانون اساسی به میان نمی آورد و ترجیح می دهد قانون اساسی را نادیده بگیرد.
قانون اساسی ما به عنوان یک قانون مترقی و متعالی به تمام موارد جزیی پرداخته و اندک توجهی به این قانون، می تواند مشکلات را حل کند اما این بی توجهی هر روز در حال گسترش بوده و قانون اساسی مانند گوشت قربانی تکه تکه شده و کسی آن را محل رجوع خود قرار نمی دهد.
البته نمی توان گفت که قانون اساسی ما هیچ اشکالی ندارد همچنانکه همین قانون یک بار بازنگری شده و می تواند در برخی از موارد آن تجدید نظر کرد, با این وجود این قانون اساسی به درستی و برحق به حق حاکمیت مردم پرداخته و موارد حقوق شهروندی را مورد توجه قرار داده است.
توجه به قانون اساسی باید بدون در نظر گرفتن جناح و خطوط سیاسی انجام شود زیرا مدنظر قرار دادن این خطوط سیاسی به صلاح کشور نیست زیرا جناح بندی به ساختار سیاسی کشور آسیب وارد کرده و این به مصلحت کشور نیست بنابراین من برای ورود به این مسائل همواره با اکراه برخورد کرده ام .
این میثاق ملی خون بهای هزارن شهید است که باید همواره آن را پاس داشت در این زمینه هیچ مقامی نمی تواند این قانون را نادیده بگیرد و در جهت تحمیل نظر خود نامه نگاری انجام دهد زیرا درجای جای قانون اساسی به مسئولیت ها به صورت شفاف اشاره شده و مد نظر قرار دادن آن از حجم سو تفاهم ها می کاهد.
* عضو مجلس خبرگان رهبری
منبع: خبرآنلاین
حمیدرضا نعیمی و ایوب آقاخانی، دو فعال هنری در زمینه تئاتر، از وضعیت فعلی تئاتر کشور، ناامنی آن و نقض استقلال تئاتر از دولت، انتقاد میکنند.
آقاخانی با اشاره به اینکه تئاتر در معرض تهاجمهای مختلف بسیار قرار دارد، میگوید: ما تقریبا دیگر هیچ احساس امنیتی در فضای تئاتر نداریم. نعیمی هم میگوید: یک جامعه زنده، تک صدایی نیست، چندصدایی است و این یعنی جامعه دیالوگ و نه خطابه یا مونولوگ. ما در جامعهی مونولوگ به هیچجا نمیرسیم. ما در جامعهی مرثیه به هیچجا نمیرسیم. باید جامعهای داشته باشیم که در آن خنده هم باشد و شادی و نشاط وجود داشته باشد. جامعهای باشد که در آن یک نفر خودش را در مرکزیت دنیا قرار ندهد.
به گزارش ایلنا، نعیمی که این روزها در پلاتوی شماره یک تئاترشهر مشغول تمرین نمایش “فاوست” به همراه گروه شایاست تا آن را برای اجرا در بیست و نهمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر آماده کند، درخصوص فعالیت در اینروزهای تئاتر میگوید: اساسا ما هنرمندان تئاتر با استرس بزرگ شدیم، با استرس جلو آمدیم و ظاهرا قرار است با آن بمیریم. روزگار خوبی نداشتیم. گذشته ما روشن و راحت نبوده و البته آینده سیاهتری در انتظارمان است. هیچ وقت برای هنرمند، متفکر، روشنفکر، نویسنده و آزاداندیش در جامعه ایران جایگاهی قائل نبودیم. هنرمند تئاتر هم از همه مظلومتر است زیرا هنرش درآمدزا نیست پس در جاهایی وابسته به دولت است و بنابراین فردا روزی ممکن است بیاید که همه چیز همانگونه باشد که آنها میخواهند.
وی اظهار میکند: باید بدانیم یک جامعه زنده، تک صدایی نیست، چندصدایی است و این یعنی جامعه دیالوگ و نه خطابه یا مونولوگ. ما در جامعهی مونولوگ به هیچجا نمیرسیم. ما در جامعهی مرثیه به هیچجا نمیرسیم. باید جامعهای داشته باشیم که در آن خنده هم باشد و شادی و نشاط وجود داشته باشد. جامعهای باشد که در آن یک نفر خودش را در مرکزیت دنیا قرار ندهد.
بازیگر نمایش “حضرت والا” معتقد است تئاتر هنر مظلومی است و هنرمند تئاتر مظلومتر. شرایط خوبی حاکم نه از نظر مادی، نه روانی و نه اقتصادی وجود ندارد و من نمیدانم تا کی باید فریاد بزنیم؛ ولی آنقدر فریاد میزنیم تا مسوولان بفهمند که باید برای تئاتر قدم بردارند. این مکان دوّار تئاترشهر، بسیار کوچک است؛ ما باید ده تا از این مجموعهها در تمام شهر داشته باشیم، آن وقت میفهمیدیم مردم چقدر تئاتر را دوست دارند.
وی میافزاید: تئاتر در طول این سالهای اخیر ثابت کرده از سینما جلوتر است؛ هنوز درامهای عالی نوشته میشود و کارهای ارزشمند روی صحنه میآید. با اینکه پول بلیط تئاتر چند برابر سینماست، اما مخاطب همچنان میآید و از دیدن آن لذت میبرد و از اینکه این پول را داده، پشیمان نیست. سالنهای تئاتر پر هستند؛ تماشاگر تئاتر فهیم و رو به گسترش است و دیگر تماشاگر ثابتی نیست و نمیتوانیم بگوییم تماشاگر نداریم.
ایوب آقاخانی، کارگردان نمایش “کسوف” هم درباره چگونگی امنیت برای کار هنرمندان تئاتر و تاثیر بر ادامه حضور آنها در تئاتر میگوید: ما تقریبا دیگر هیچ احساس امنیتی در فضای تئاتر نداریم؛ چه ازنظر اقتصادی، یا برخورد با مخاطب، یا حتی از نظر امنیت حقوقی و در نتیجه فقط آرزو میکنم کسانی باشند که دلشان برای تئاتر بتپد و به حل مشکلات آن بپردازند. البته حل مشکلات ازنظر خانواده تئاتر و نه ازنظر خودشان؛ چون گاهی خودشان تصورات غلطی از مشکلات تئاتریها دارند.
وی معتقد است تئاتر عرصه فرهنگی فوقالعادهای است که متاسفانه این روزها در معرض تهاجمهای مختلف بسیاری قرار گرفته است که شاید برای کمی از آنها دلایل منطقی وجود داشته باشد، اما بیشمار دلایل غیرمنطقی میتوان برای آن برشمرد و من امیدوارم منطق جای خود را در این معادلات پیدا کند.
یک رمان نویس مصری در اعتراض به حمله عوامل نظام حسنی مبارک به تظاهر کنندگان «جایزه ادبی مبارک» خود را پس داد.
به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه الحیات، بهاء طاهر، رمان نویس مصری اعلام کرد، در اعتراض به حمله و سرکوب تظاهر کنندگان در میدان التحریر قاهره «جایزه مبارک» خود را که در سال ۲۰۰۹ دریافت کرده بود پس میدهد.
وی همچنین به همراه ۸۰ تن از فرهیختگان مصری طی بیانیهای حمله به تظاهر کنندگان در میدان التحریر را محکوم کرد.
احمد عبدالمعطی حجازی، حسن طلب، عبدالمنعم رمضان، فاطمه ناعوت و دیگر شعرای مصری نیز با امضای این بیانیه اعلام کردند که حمله به جوانان بیگناه مصری که تنها خواهان تحقق درخواستهای مشروع خود بودند محکوم است.
سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط چهار فعال کارگر زندانی در ایران شد.
این چهار فعال کارگری، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی و غلامرضا غلامحسینی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هستند.
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد این چهار فعال کارگری به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز سندیکایی خود بازداشت و زندانی شدهاند.
اسانلو و مددی، رئیس و نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در سال ۱۳۸۶ به اتهامهای امنیتی بازداشت و زندانی شدند. شهابی و غلامحسینی نیز در تابستان سال جاری بازداشت شده و تاکنون محاکمه نشدهاند.
به علاوه، سه تن دیگر از اعضای سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به نامهای بهروز نیکوفرد، علیرضا سعیدی و بهروز ملازاده هم به اتهام «توهین به رهبری»، به شش ماه زندان محکوم شدهاند.
سه نماینده مجلس از فراکسیون های مختلف، در مصاحبه های جداگانه، احمدی نژاد را به نقض قانون متهم و تاکید کردند که او رویه تمکین نکردن به قانون را در پیش گرفته است.
شکور اکبرنژاد نماینده تبریز تاکید کرد که احمدی نژاد مشی عدم تمکین به قانون را در پیش گرفته است، عباس رجایی نماینده اراک او را متهم کرد که اولین اقدام را در جهت نقض قانون اساسی مرتکب شده و محسنی بندپی نماینده نوشهر و چالوس هم هشدار داد دلیل ناهماهنگی و اختلاف نظر قوا، تمکین نکردن به قانون است.
احمدی نژاد به قانون تمکین کند
شکور اکبرنژاد، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، با بیان این که مردم از استیضاح بهبهانی راضی هستند، خواستار آن شد که رئیس دولت به قانون تمکین کند و به خانه ملت گفت: رئیس جمهوری مشی عدم تمکین به قانون را در پیش گرفته است، استیضاح وزیر راه و ترابری، تمام مراحل قانونی خود را طی کرده است و ملت نیز از این اقدام مجلس راضی هستند.
نماینده تبریز اسکو و آذرشهر در مجلس افزود: رئیس جمهوری به جای ایراد وارد کردن به استیضاح، به قانون تمکین کند و سرپرست وزارت راه را معرفی کند، زیرا درست نیست وزارتخانهای حتی برای یک روز بدون سرپرست یا وزیر بماند.
اکبرنژاد با بیان این که احمدی نژاد ایرادهای استیضاح را بر استیضاح کنندگان نیز وارد میداند، تصریح کرد: ما نگفتیم معصوم هستیم و هیچ ایرادی نداریم، اما با توجه به این که ملت از استیضاح وزیر راضی هستند، نشان میدهد کار درست و ایرادهای ما بر وزیر وارد بوده است؛ هر چند که ممکن است ما ایرادهایی داشته باشیم.
بهبهانی نمی تواند سرپرست وزارت راه شود
اکبرنژاد که از امضا کنندگان استیضاح وزیر راه بود، با بیان این مطلب که بهبهانی نمیتواند سرپرستی وزارت را برعهده گیرد، تصریح کرد: منش فردی و قانونی این اجازه را نمیدهد فردی که به هر علتی از سوی مجلس با عدم رأی اعتماد روبه رو شده است، برای سرپرستی همان مسئولیت انتخاب شود.
به گفته این نماینده، احمدی نژاد در صورتی میتواند وزیر پیشنهادی خود را به مجلس معرفی نکند که تصمیم داشته باشد وزارت راه را ادغام کند که آن هم شرایطی دارد.
اکبرنژاد تأکید کرد: انصافا وزارت راه و ترابری، وزارتخانه ای نیست که بتوان آن را با وزارتخانه دیگری ادغام کرد، اما احمدی نژاد گفته است که در نظر دارد وزارت راه و ترابری را با وزارتخانههای زیربنایی ادغام کند.
نماینده تبریز با تأکید بر این که وزارتخانه نمی تواند حتی یک روز بدون سرپرست اداره شود، تصریح کرد: اگر دولت میخواد این وزارت را ادغام کند هر چه زودتر آن را مطرح کند و رأی مجلس را بگیرد.
اولین اقدام احمدی نژاد در جهت نقض قانون اساسی
عباس رجایی نماینده اراک، کمیجان و خنداب هم احمدی نژاد را متهم کرد که با غیبت از جلسات مجمع تشخیص مصلحت، اولین اقدام را در جهت نقض قانون اساسی مرتکب شده است.
رجایی در گفتوگو با هفته نامه «وقایع استان» مرکزی، تأکید کرد که احمدینژاد به جای این نامه نگاریها و تشویش افکار عمومی، میتواند در جلسات مجمع حضور یابد و از آن طریق، انتقادات و بحثهای خود نسبت به عملکرد این مجمع و مجلس را مطرح کند.
وی گفت: مرز همه مباحث و چارچوبها، قانون است. اگر ما دقیقا به قانون عمل کنیم، هیچ اختلافی پیش نمیآید. اساساً قانون برای این است که هر کس چارچوب خود را بداند و در همان چارچوب حرکت کند. بر این اساس، اینکه قانونگذاری حق مجلس است، در قانون اساسی تصریح شده است. در عین حال در قانون اساسی، منشا مصلحت کشور و مصلحتسنجی برای آن، مجلس است. میتوانیم بگوییم در عین حال که قانون اساسی مجلس را محدود به وضع قانون در چارچوب قانون اساسی و شرع مقدس کرده، این اختیار را هم به آن داده که در موارد خاص، مصلحت نظام را تشخیص بدهد و بر اساس آن قانون وضع کند.
این نماینده افزود: در همین قانون اساسی آمده در این مصلحتسنجی مجلس بر اساس شرایط کشور، اگر شورای نگهبان در رابطه با قانون اساسی و شرع مقدس مخالفت کرد، مصوبه مجلس باید به مجمع تشخیص مصلحت نظام برود. در مجمع تشخیص، قانونگذاری و تصویب قانون نباید صورت بگیرد، اگرچه مجمع چند بار این کار را کرده، اما نباید این طور باشد و این در حیطه وظایف قانونیاش نیست.
تفسیر قانون اساسی، کار دولت نیست
رجایی تاکید کرد: ممکن است دولت همچنان نظراتی درباره برنامه داشته باشد که راه بیان آن، آوردن لایحه به مجلس است. اما اظهار نظر درباره اینکه مجلس حق داشته به برخی مسائل رسیدگی کند و به آنها ورود پیدا کند یا خیر، این حق قانونی دولت نیست و قانون اساسی تکلیف وظایف مجلس را مشخص کرده است. در واقع، تشخیص انطباق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع جزو وظایف شورای نگهبان است و سایر قوا نمیتوانند چنین نظریههایی ارائه دهند و این نظریهها، وجاهت قانونی برای دولت ندارد.
وی همچنین در انتقاد صریح احمدی نژاد گفت: از اینکه یک شخصی به بهانه اینکه من این مجمع را قبول ندارم و اعضای آن را نمیپسندم، از حضور در آن خودداری کند، وجاهت قانونی ندارد. این حق مردم است که همه اعضای یک نهاد رسمی کشور، در آن شرکت کنند. همان طور که نمایندگان موظفند در جلسات علنی مجلس و کمیسیونها شرکت کنند یا اعضای دولت نمیتوانند بگویند چون ما برخی اعضای کابینه را نمیپسندیم، در جلسه هیأت دولت شرکت نمیکنیم. افراد وقتی مسئولیت پذیرفتند، باید به وظایف خود عمل کنند.
وی تاکید کرد: شرکت نکردن رئیسجمهور در جلسات مجمع، خلاف قانون اساسی است و این فضای تعامل قوا را خالی میگذارد. بنابراین اولین انتقاد به نقض قانون اساسی، متوجه خود رئیسجمهور است. چون ایشان به جای انتشار نامههای سرگشاده و تشویش افکار عمومی، میتوانند حرفها و انتقادات خود را در جلسات مجمع مطرح کنند.
عامل اختلافات، تمکین نکردن به قانون است
انوشیروان محسنی بندپی عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس هم گفت: تعامل، هماهنگی و اتفاقنظر در مسائل کلان کشور یک ضرورت بوده و هم چنین تکلیف است که قوای مختلف دراین چارچوب هماهنگ باشند تا جامعه از آرامش و اعتماد و اطمینان خاصی برخوردار باشد.
وی در گفتوگو با ایسنا، اظهار داشت: نداشتن تمکین به اجرای قانون باعث میشود که ناهماهنگی یا اختلافنظری ایجاد شود که این امر در کل شاید خوشایند موضوع تعامل و هماهنگی بین قوا نباشد.
نماینده نوشهر و چالوس در مجلس افزود: در واقع هرچه این تعامل، هماهنگی و وحدت در چارچوب تفکیک وظایف و حفظ استقلال قوا باشد، جامعه از اعتماد، اطمینان و آرامش بیشتری برخوردار میشود. ولی اگر ذرهای اختلافنظر باشد، اعتماد لازم در جامعه احساس نمیشود و دستیابی به شرایطی که به نفع آرمانها و اهداف مدنظر نظام جمهوری اسلامی است، مشکل میشود.
وی گفت: هرچه تعامل و هماهنگی بیشتر باشد زمینه برای فعالیتهای مدنی بیشتر فراهم است و فضا ، فضایی میشود که نقدهای سالم سر جای خود است و تمام کسانی که در چارچوب قانون اساسی حق فعالیت دارند میتوانند در این فضا و شرایط بهتر انجام وظیفه کنند.
عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس با بیان اینکه در شرایط فعلی شاهد به کارگیری درست شاخصهای رقابت سیاسی نیستیم، اظهار کرد: به عنوان مثال افرادی که به شخصیتهای بزرگ نظام از جمله آیتالله هاشمی رفسنجانی هجمه وارد میکنند، در مصونیت قرار میگیرند که این امر زمینه را برای شرایط مطلوب فراهم نمیکند و فرهنگ تهمت و تملق و چاپلوسی را ترویج میکند.
ترکیدگی در خطوط انتقال نفت خام در بندر دیلم بوشهر، موجب شده است که ۴۰۰ هکتار زمین کشاورزی و لکه نفتی به طول ۲۰ و عرض ۷ کیلومتر در خط ساحلی خلیج فارس، این منطقه را دچار بحران آلودگی نفتی کند.
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست میگوید: تاکنون هیچگونه گزارشی مبنی بر مرگ و میر ماهیان یا سایر موجودات دریایی به ما نرسیده است.
این در حالی است که به گفته کارشناسان، اراضی ساحلی دیلم زیستگاه بسیاری از پرندگان دریایی و موجوادتی نظیر خرچنگهاست، اگر لکههای نفتی در این مناطق سریع جمعآوری نشود میتواند به محیط زیست منطقه خسارت زیادی وارد کند.
محمد باقر نبوی، معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست در مورد آخرین وضعیت نشت نفت از لوله خط انتقال پالایشگاه امام حسن در بندر دیلم به ایلنا گفت: شکستگی در خط لوله نفت خام ۴۸ اینچی پالایشگاه امام حسن رخ داده است که در فاصله ۲۰ کیلومتری ساحل خلیج فارس در استان بوشهر قرار دارد.
او ادامه داد: متاسفانه به دلیل زمین مسطح و بدون عوارض این منطقه، ۱۰ تا ۱۵ ساعت نفت ازلولهها نشستی داشته است که در اثر بارش باران مقداری از این نفت خام به بستر دریا نیز وارد شده است.
نبوی تاکید کرد: در حدود ۴۰۰ هکتار زمین کشاورزی و همچنین رودخانهای که در این محل جریان دارد به وسیله نفت خام آلوده شده است، همچنین در حال حاضر لکه نفتی به طول ۲۰ کیلومتر و به عرض ۷ کیلومتر بستر دریا را فرا گرفته است.
معاون محیطزیست دریایی سازمان تصریح کرد: به علت طوفانی بودن هوا، خوشبختانه لکه نفتی به سمت ساحل آمده و اوضاع را اندکی بهبود بخشیده است به طوری که در حال حاضر سواحل ماسهای خلیجفارس در این منطقه از تکههای بزرگ نفت که به صورت گلولههای بزرگ نیز درآمدهاند در منطقه مشاهده میشود.
او تاکید کرد: در حال حاضر عوامل محیطزیست بوشهر به همراه مسئولین وزارت نفت در حال پاکسازی سواحل و جمعآوری نفت هستند.
او با بیان اینکه هنوز تلفات حیاتوحش ناشی از این آلودگی نفتی مشاهده نشده است، افزود: تاکنون هیچگونه گزارشی مبنی بر مرگ و میر ماهیان و یا سایر موجودات دریایی به ما نرسیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر