منابع خبری گزارش داده اند که نیروهای امنیتی پس از شکست در انتصاب امام جمعه حکومتی برای شهر تایباد، مسجد جامع این شهر سنی نشین را پلمپ کردند.
به گزارش میزان خبر، طی هفتههای گذشته با برکناری مولوی محمد فاضلی موحد از امامت جمعه تایباد و انتصاب یک امام جمعه از طرف دولت، این شهر شاهد اعتراضات مردمی بود و نیروهای امنیتی به بازداشتهای گسترده معترضین و شخصیتهای این شهر اقدام کرده بودند.
طبق آخرین گزارشها برخی از بازداشت شدگان در بازداشتگاههای امنیتی شهر مشهد در حال بازجویی میباشند و بیم این میرود که به پرونده سازی برای آنها و صدور احکام سنگین منتهی شود.
هم اکنون نماز جمعه به صورت متمرکز در شهر تایباد اقامه نمیشود و تنها در برخی از مساجد کوچک نماز جمعه به امامت روحانیهای مساجد اقامه میشود مولوی فاضلی موحد که در این شهر میباشد، ولی از اقامه هرگونه نماز جمعه تا اطلاع ثانوی منع شده است.
امروز یک وبلاگنویس مصری از ادامه بازداشت فعالان حقوق بشر در مصر و شکنجه آنها خبر داد و خواستار توجه افکار عمومی به وضعیت آنها شد. دو خبرنگار نیویورک تایمز هم از تجربه خود از یک شب حضور در بازداشتگاهی که میتوان ان را کهریزک قاهره نامید، گزارش دادند.
اورسلا لیندسی با انتشار یادداشتی در وبلاگ The Arabist توجه ها را به فعالان حقوق بشر جلب کرد که در بازداشت نهادهای امنیتی مصر هستند. او نوشت: “خیلی از فعالان مصری حقوق بشر که در روزهای اخیر دستگیر شدند، هنوز در بازداشت به سر می برند… اگر نه هزاران، احتمالا صدها تن دیگر هم اکنون در بازداشت هستند و بازجویی و شکنجه می شوند.
وی تاکید کرد: “حمله به خبرنگاران خارجی وحشتناک بود، اما نهایتا اکثر همکاران ما نسبتا سالم ماندند؛ نگرانی واقعی من در مورد مصری هایی است که به دست پلیس و مأموران امنیتی افتاده اند.”
همچنین دو گزارشگر نیویورک تایمز که توسط پلیس مخفی مصر بازداشت شده و یک شب را در بازداشتگاه پلیس گذرانده بودند، در مطلبی در سایت نیویورک تایمز از تجربه بازداشت خود گزارش داده اند.
آنها نوشته اند که پلیس آنها را تمام شب در اطاقی سرد نگاه داشته بود و آنها فریاد مصری های بازداشت شده را می شنیدند که احتمالا شکنجه می شدند.
در این گزارش نیویورک تایمز آمده است که یک افسر پلیس به زبان عربی بر سر یکی از بازداشت شدگان فریاد می زد: “با خبرنگاران خارجی حرف می زنی؟ در مورد کشور خودت بد می گویی؟”
کلمه_سارا پردیس :در مصر و تونس و اردن و الجزایر و یمن مردم اعتراض کردند و گاه سرکوب شدند و از دولت کتک هم خوردند اما همه اینها با اعتراض مردم در ایران به ویژه اعتراض ها در کوران مبارزات جنبش سبز متفاوت است .شاید یک فرق اساسی این باشد که دولتمردان این کشورها هرگز از پایه و بن منکر وجود معترضان و بحران در کشورشان نشدند. آنها بحران را در کشور انکار نکردند و آن را “جنگ نرم “و “فتنه “و هزار اصطلاح من در آوردی دیگر ننامیدند .
دولتمردان در این کشورها اعلام کردند که صدای معترضان و مردم را شنیده اند و با مردم سخن گفتند. دولتمردان مصری از دهها کانال تلویزیونی اعلام کردند که خواسته های به حق جوانان را شنیده اند و به آنها پاسخ خواهند داد .آنها معترضان را فتنه گر، اراذل و اوباش، بزغاله و گوساله و خس و خاشاک خطاب نکردند . این معترضان اگر هم سرکوب شدند ، کتک خوردند و کشته شدند شدند معترض بودند. معترضانی به سیاستهای حکومت و نه منافق و مزدور بیگانه و اراذل و اوباش .آنها خطاب به این معترضان تاکید کردند که بیکاری و فساد را در کشور ریشه کن و به بی عدالتی ها پایان خواهند داد .آنها تا حد زیادی خواستهای معترضان را مشروع و قابل قبول دانستند اما از آنها خواستند به اعتراض پایان دهند .کاری که بسیاری از دولتمردان در همه دنیا در زمان اعتراض های مردمی انجام می دهند .چون می دانند که در نهایت مردم هستند که دولتها را عزل یا انتخاب می کنند .
بحرانی که هرگز پذیرفته نشد
اما در کشور ما چه گذشت ؟هنوز دو روزی بییشتر از آغاز اعتراضات مردمی در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران نمی گذشت که رییس دولت دهم در میدان ولی عصر تهران در حالی سخنرانی کرد که درست چند قدم آن طرف تر، نیروهای لباس شخصی وبسیج و… مردم را کتک می زدند تا مبادا برنامه حکومتی با ورود مرم معترض خدشه ای ببیند . اما آن روز هر که در میدان ولی عصر بود می توانست صدای مردم معترض را بشنود .در همان سخنرانی محمود احمدی نژاد اعلام کرد که معترضان جز مشتی خس و خاشاک نیستند .لقبی که در ماه های آینده فقط عنوان ظاهری اش تغییر می کرد و معنای یکسانی برای معترضان به حکومت داشت .این خس و خاشاکها، گاه بزغاله و گوساله می شدند و گاه فتنه گر و زمانی دیگر اغتشاشگر و در نهایت باز هم فتنه گر .
این نوع سخنان مردم معترض را که با شعار رای من کجاست؟ به خیابانها آمده بودند، خشمگین تر کرد و فردا در اعتراض بزرگ ۲۵ خرداد ماه از میدان امام حسین تا آزادی میلیونها نفر فریاد زدند که خس و خاشاک نیستند و مردمی معترضند .
آن روزها در ایران تنها معترضان مسخره شدند و تمام یاران و دوستان دولت در صدا و سیمای به اصطلاح ملی گردهم آمدند و برای مردم قسم خوردند که انتخاباتی سالم داشته اند و تمام این حرکات خواست دشمن و اغتشاش است . آن روزها البته به ندرت، برخی از مسوولان دولتی در تلویزیون حاضر شدند و گفتند که مردمی که روز ۲۵ خرداد در میدان آزادی حاضر شده اند مردم بوده اند و نه اغتشاشگران . محمد باقر قالیباف ، شهردار تهران یکی از این افراد بود. هر چند بعد از این ماجرا هم بارها این جمعیت بزرگ از معترضان اغتشاشگر و فتنه گر خوانده شدند .
معترضان به رسمیت شناخته نشدند
اما در مصر و تونس و … چه گذشت ؟دولتمردان در این کشورها در روزهای نخست اعتراض مردم هر یک به نحوی سعی کردند به معترضان پاسخ دهند آنها به مردم معترض گفتند که صدای اعتراض شان را شنیده اند، آنها گفتند که فقر و نابرابری را باور دارند و به آن پایان می دهند .
معترضان مصری در میدان تحریر مصر اغتشاشگر نامیده نشدند و اگر هم سرکوب شدند، کتک خوردند و کشته شدند لااقل معترض نامیده شدند. معترضانی به سیاستهای حکومت و نه منافق و مزدور بیگانه و اراذل و اوباش .
جمعیتی که در روز خشم مصر به خیابان های قاهره ریختند سه میلیون نفر نبودند و کمتر ازاین ها برآورد شدند اما هنوز ۲۴ ساعت نگذشته بود که مبارک رییس جهور مصر گفت صدای اعتراض مردم را شنیدم و برای اصلاحات تلاش خواهم کرد.او همچنین گفت که دیگر در انتخابات شرکت نخواهد کرد . او همچنین گفت که از اعمال خشونت علیه معترضان غمگین است و گفت از اینکه می بیند “مصری با مصری” می جنگد ناراحت است. حرفی که هیچ یک از دولتمردان ایرانی هرگزبه زبان نیاوردند . عمر سلیمان، معاون رئیس جمهوری مصر، نیز در نطقی که از تلویزیون دولتی مصر پخش شد گفت که معترضان درخواست هایی “مشروع” و “قابل قبول” دارند اما زمان آن فرا رسیده که به اعتراضات خود پایان دهند.
همچنین احمد شفیق، نخست وزیر مصر از بروز درگیری بین هواداران و مخالفان دولت در میدان تحریر که منجر به کشته شدن دست کم پنج نفر شد، عذر خواهی کرد.
نهادهای مستقل مصری هنوز وجود دارند تا جایی که دادستان این کشور هم اعلام کرد که تعدادی از وزرا و مسئولان سابق دولتی و حکومتی را ممنوع الخروج کرده که این ممنوعیت از جمله شامل کسانی می شود که در حوادث اخیر مصر در اعمال خشونت علیه مردم معترض نقش داشته اند.ارتش همچنان سعی می کند از مردم معترض حمایت کند و مانع اعمال خشونت بر ضد آنها شود.
بعد از ۱۲ روز که از شروع اعتراض ها در مصر می گذرد، هنوز هم بسیاری از شبکه های خبری دنیا در میدان تحریر حاضر هستند و لحظه به لحظه حوادث مصر را پوشش می دهند و کسی هم هنوز دستور اخراج شان را از کشور صادر نکرده است .
در تونس بن علی کشور را ترک کرد، در اردن ملک عبدالله کل کابینه را عوض کرد، در یمن رئیس جمهوری از انتخابات کنار کشید و گفت قدرت را به پسرش هم واگذار نمی کند او همچنین از مردم درخواست کرد که به اعتراضات خود پایان دهند .
در الجزایر اعلام شد وضعیت فوقالعاده بعد از ۱۹ سال خاتمه مییابد (وضعیت فوق العاده برای سرکوب مخالفان دولت در الجزایر استفاده می شده است ) عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر همچنین به مردم اجازه داد در سایر نقاط کشور به غیر از پایتخت دست به تجمع بزنند.با اینکه دامنه اعتراض ها هنوز به سوریه نرسیده بشار اسد رییس جمهور این کشور گفت: به دنبال اجرای اصلاحات سیاسی در این کشوراست .
اما در ایران چه شد ؟ در ایران معترضان به انتخابات فتنه گر نامیده شدند و فتنه گر. آنها هرگز اجازه نیافتند راهپیمایی را با مجوز در خیابانهای شهر برگزار کنند و اگر خود به خیابابان آمدند توسط چرخهای نیروی انتظامی له شدند و یا از پلها به پایین پرتاب شدند یا دستگیر و زندانی شدند. صدها خبرنگار و فعال مدنی بعد از انتخابات به زندان رفتند اما حتی دولت وجود آنها را هم منکر شد و در مجامع بین المللی مدعی شد که افرادی که در زندانند نه روزنامه نگار و فعال مدنی که مشتی اغتشاشگرند . یعنی دولت حتی وجود زندانیان سیاسی و خبرنگاران زندانی را نیز منکر شد آن طورکه وجود معترضان را .
هنوز هم بعد از گذشت یک سال و نیم از اعتراضات مردمی در ایران وجود معترضان و بحران در کشور انکار می شود .از نظر اقتدارگرایان همه چیز در ایران خوب و مرتب است و جنگ نرم دشمن علیه مردم بزرگ ایران به پایان رسیده است.فتنه گران ۸۸ اعدام و زندانی می شوند و سرکوب هنوز هم بهترین راه حل موجود برای اداره کشور است .
اما معترضان مصری در میدن تحریر حضور دارند و فریاد اعتراض شان را به گوش دنیا می رسانند .آنها معترضان به حکومت هستند،اما همچنان دولتمردان ایرانی وجود هرگونه بحران و اعتراض را در این کشور انکار می کنند.
در اولین روز از هفته ای که از سوی مخالفان حکومت مصر، هفته مقاومت نامگذاری شده است، حسنی مبارک و پسرش، جمال مبارک، از حزب حاکم مصر استعفا دادند.
به گزارش منابع خبری، حسنی مبارک رییس جمهور مصر سرانجام بر اثر اعتراضات مردم مصر مجبور به کنارهگیری از رهبری حزب حاکم بر این کشور شد.
همچنین به گزارش شبکه تلویزیونی پرستیوی، “جمال مبارک ” فرزند “حسنی مبارک ” هم از سمت دبیر کلی کمیته سیاسی حزب حاکم “دموکراتیک ملی ” این کشور استعفا داده است.
بنا بر این گزارش، “حسام بدروای ” عضو ارشد این حزب و نماینده پارلمان مصر قرار است با حفظ سمت، تصدی ریاست حزب دموکراتیک ملی را برعهده گیرد.
این عقب نشینی ها امروز در حالی صورت گرفت که مخالفان حسنی مبارک امروز هم برای دوازدهمین روز متوالی در میدان آزادی قاهره تجمع کرده و خواستار برکناری فوری مبارک از قدرت شدند. مردم مصر همچنین امروز در شهرهای دیگر این کشور از جمله اسکندریه و سوئز نیز تظاهرات کردند.
در همین حال، گزارش ها حاکی از آن است که تظاهرکنندگان مصری خود را برای تحصن طولانی مدت در میدان التحریر قاهره آماده میکنند.
به گزارش رویترز، هزاران تظاهرکننده مصری پس از تظاهرات روز«جمعه رفتن مبارک» که منجر به کنارهگیری رئیسجمهوری این کشور نشد، برای تحصن طولانیمدت در مرکز قاهره آماده میشوند. تظاهرکنندگان اعلام کردند که «هفته ایستادگی» را که شامل برگزاری تظاهرات میلیوینی در روزهای یکشنبه، سه شنبه و جمعه میشود را آغاز کردند.
شاهدان عینی از برپایی چادرها و سایهبانها برای در امان ماندن از باران در میدان التحریر قاهره خبر میدهند. برخی دیگر از شاهدان عینی اعلام کردند، بیشتر کسانی که وارد میدان میشوند با خود مقادیر زیادی غذا و نوشیدنی آوردهاند؛ امری که نشان میدهد تعداد بسیار زیادتری در تحصن شبانه شرکت کنند.
یکی از شاهدان از افزایش ایستهای بازرسی مردمی خبر داد و گفت: «پیش از ورود به میدان پنج بار مورد بازرسی قرار گرفتم.» همچنین تظاهرکنندگان پشت موانع، شش ورودی میدان التحریر مقادیر زیادی سنگ تلنبار کردهاند که در صورت حمله اراذل و اوباش هوادار «حسنی مبارک»، رئیسجمهوری این کشور به مقابله آنها برخیزند.
در حمله هواداران مبارک به تظاهرکنندگان طی روزهای اخیر که اوج آن چهارشنبه بود ۱۱ نفر از تظاهرکنندگان کشته و بیش از هزار و ۵۰۰ تن دیگر زخمی شدند. لباس شخصی ها و اراذل و اوباش هوادار مبارک در این حمله از شتر و اسب، سنگ، چماق، بمبهای آتشزا استفاده کرده و هنگامیکه دیدند این حمله نتیجه نداد تظاهرکنندگان را به گلوله بستند.
در همین حال، «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه آمریکا نسبت به وقوع توفان در خاورمیانه هشدار داد. و «حسنین هیکل»، نظریه پرداز عرب نیز در گفتوگو با الجزیره، گفت: «دوران نظام کنونی بهسر رسیده است.»
از سوی دیگر، «محمد فاوی»، یکی دیگر از خبرنگاران الجزیره توسط نیروهای امنیتی مصر در فرودگاه قاهره بازداشت شد. پیش از این «عبدالفتاح فاید»، مدیر دفتر الجزیره در قاهره و «احمد یوسف»، خبرنگار این شبکه در پایتخت مصر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند. همچنین ازذال و اوباش با حمله به دفتر الجزیره در قاهره آن را تخریب و اموال آن را از بین بردند.
کلمه_میترا عظیمی :زنان سیاسی در زندان رجاییشهر کرج در شرایط دشواری به سر میبرند. این زندان که به عنوان تبعیدگاه زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد از کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی محروم بوده و زندانیان در آن به سختی روزگار خود را میگذرانند.
در حالی که چندی پیش، زندانیان سیاسی مرد به بند ۴، که از جمله بدترین بندهای این زندان است انتقال یافته و تمامی تماسهای تلفنی آنان با دنیای خارج قطع شده ، خبرهای رسیده حاکی از شرایط دشوارتر زنان سیاسی در این زندان است.
زندانیان سیاسی زن در بندی نگهداری میشوند که حدود ۱۷۰ زندانی دارد. در این بند با وجود شمار بالای زندانیان، تنها دو سرویس بهداشتی و حمام برای استفاده زندانیان وجود دارد که تنها یک نفر میتواند با آب گرم، حمام کند چرا که در سایر اوقات، آب سرد بوده و زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد هستند. کمبود امکانات بهداشتی، موجب بیماری زندانیان را فراهم کرده است. با این وجود رسیدگیهای پزشکی در این زندان بسیار کم بوده و زندانیان در صورت ابتلا به بیماری، به جای رسیدگی پزشکی و انتقال به بهداری به قرنطینه منتقل میشوند.
عدم تفکیک جرایم یکی دیگر از مشکلات زنان سیاسی در زندان رجاییشهر است. این زندانیان به همراه زندانیان با جرایم مختلف در یک بند نگهداری میشوند. این در حالی است که طبق رده بندی سازمان زندانها، زندان رجاییشهر از جمله زندانهایی است که محل نگهداری مجرمان با جرایم خطرناک است.
تبعید زندانیان سیاسی به این زندان در جهت اعمال فشارهای بیشتر بر آنها و خانوادههایشان صورت گرفته است. بسیاری از زندانیان در مقایسه وضعیت زندان اوین و رجاییشهر میگویند:” حاضریم بدون تلفن و ملاقات باشیم اما به زندان اوین منتقل شویم.”
زندانیان میگویند که زندگی در زندان رجاییشهر، به شدت سخت و طاقتفرساست.
همچنین منابعآگاه، شرایط بند زنان را اسفبارتر توصیف میکنند. هم اکنون بیش از ده زندانی سیاسی زن در این زندان دوران تبعید و حبس خود را می گذرانند. شبنم مددزاده( ۵ سال)، فریبا کمال آبادی و مهوش ثابت( ۱۰ سال)، مریم اکبری مفرد(۱۵ سال)، معصومه یاوری(۷ سال)، فاطمه ضیایی( ۲ سال)، بناساز(۵ سال)از جمله زندانیان سیاسی زن هستند که در این زندان به سر می برند. شمار دیگری از فعالان سیاسی – اجتماعی نیز که از سوی دادگاه انقلاب به حبس و تبعید به زندان رجایی شهر محکوم شده اند، هم اکنون در انتظار اجرای احکام خود به سر می برند.
با وجود بالارفتن شمار زندانیان سیاسی زن، مسئولان زندان و دستگاه قضایی هیچگونه تسهیلاتی را برای آنان فراهم نکردهاند. از نظر مسئولان، زندانیان در زندان رجاییشهر و سایر تبعیدگاهها، محکوم به تحمل رنجی مضاعف هستند، رنجی که از طریق سختتر شدن شرایط زندگی برآنها وارد میشود.
اخیرا روسیه تحرکاتى را آغاز کرده است که به نظر مىرسد به نوعى مقدمه چینى این کشور براى تعویق چندباره بهره بردارى از نیروگاه بوشهر است. دیپلماسى ایرانى این مسئله را در گفتوگو با دکتر الهه کولایى، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل روسیه، بررسى کرده است که در ادامه میخوانید:
موضع روسیه را بعد از مذاکرات استانبول چگونه ارزیابى مىکنید؟
مواضع روسیه در ارتباط با برنامه هستهاى جمهورى اسلامى، به عنوان بخشى از دیپلماسى این کشور در روابط با قدرتهاى بزرگ به ویژه امریکا و اتحادیه اروپا قابل بررسى است. با در نظر گرفتن تحولاتى که در سالهاى پس از استقلال روسیه در سیاست خارجى این کشور اتفاق افتاده است، در واقع تنظیم همکارى در حوزه هستهاى با جمهورى اسلامى ایران، هیچ گاه از ملاحظات روسیه در روابط با کشورهاى غربى به ویژه ایالات متحده امریکا جدا نبوده است.
از آنجا که در سالهاى اخیر، حاکم شدن نگرشهاى رقابتى و همکارى جویانه به طور هم زمان سیاست خارجى روسیه را شکل داده است، در تنظیم روابط با ایالات متحده امریکا، این همکارى جایگاه خود را مشخص کرده است.
بنابراین هر یک از نشستها و گفتوگوهایى که در این زمینه شکل مىگیرد، بر اساس ملاحظات مورد اشاره هدایت مىشود و براى روسیه که در شرایط کنونى به ویژه با توجه به سیاست خارجى اوباما، گسترش روابط با ایالات متحده و حل و فصل چالشهاى موجود در روابط دو کشور را مورد توجه قرار داده است، اعلام موضع در خصوص همکارى هستهاى با ایران و پیشبرد این برنامه جز در پرتو نکات پیش گفته تداوم پیدا نمىکند.
ذکر این نکته لازم است که در اصل همکارى هستهاى روسیه با جمهورى اسلامى ایران که از سال ۱۹۹۵ آغاز شد، از یک سو نمادى از استقلال عمل روسیه در حوزه سیاست خارجى این کشور به شمار مىرود و از سوى دیگر با توجه به حساسیتها و علایق روسیه در منطقه خاورمیانه و به ویژه در روابط با جمهورى اسلامى ایران و علایق گوناگونى که دو کشور را در حوزههاى متعدد به ویژه در آسیاى مرکزى و قفقاز و در حوزه دریاى خزر در کنار هم قرار داده است، ادامه این روابط را براى روسیه بسیار حائز اهمیت ساخته است.
بنابراین دولت فدراسیون روسیه در تنظیم این روابط، از یک سو به ملاحظات روابط دو جانبه و از سوى دیگر به تنظیم روابط با ایالات متحده امریکا و اروپا نظر دارد. به ویژه آن که قطعنامههاى صادر شده علیه ایران همواره در این ملاحظات از جایگاه ویژهاى برخوردار بوده و روسیه نیز همواره تلاش کرده تا پایبندى خود را به مفاد این قطعنامه نشان دهد و از پیامدهاى این پایبندى بهره مند شود.
اخیرا ویکى لیکس سندى را منتشر کرده است که نشان مىدهد اسرائیل و روسیه براى خرابکارى در تاسیسات هستهاى بوشهر از طریق ویروس استاکس نت با یک دیگر همکارى داشتهاند. رابطه اسرائیل و روسیه تا چه اندازه در موضع روسیه درباره برنامه هستهاى ایران موثر بوده است؟
روابط روسیه با اسرائیل و روابط این کشور با جمهورى اسلامى ایران، در ظاهر متناقضنما به چشم مىآید ولى واقعیت این است که روسیه کوشیده است روابط خود را با هر دو کشور به طور گسترده و در حال تداوم حفظ کند. از آنجا که مهاجرت صدها هزار یهودى روس تبار به اسرائیل از آخرین سالهاى اتحاد جماهیر شوروى و نخستین سالهاى استقلال فدراسیون روسیه باعث پیوندهاى جمعیتى بسیار قابل ملاحظهاى میان روسیه و اسرائیل شده، این روابط از جنبههاى مختلف قابل بررسى است.
سیل مهاجران روس تبار به اسرائیل حتى در ترکیب جمعیتى اسرائیل هم تاثیرگذار بوده است و حدود یک پنجم جمعیت تقریبا پنج میلیون نفرى اسرائیل را تشکیل مىدهد، ملاحظه قابل توجهى است که روابط دو کشور را به ویژه با توجه به نقش و نفوذ این افراد در حوزههاى تجارى و اقتصادى تبیین مىکند.
گذشته از مسائل جمعیتى و مسئله مهاجرتها، علایق اقتصادى روسیه در اسرائیل و بالعکس و از آن مهمتر مسائل سیاسى و نقش و نفوذى که روسیه سعى کرده است در مسائل خاورمیانه و روند مذاکرات صلح در این منطقه به دست آورد و نفوذ پیشین خود را احیا کند که این مسئله خود را در گسترش رابطه با حماس و دیگر سازمانهاى فلسطینى خود را به نمایش گذاشته است، بر روابط دو کشور آثار خود را منتقل کرده است که رابطه روسیه و اسرائیل را به یک رابطه حساس و قابل تامل تبدیل ساخته است.
از سوى دیگر کیفیت روابط گسترده روسیه با جمهورى اسلامى ایران، با در نظر گرفتن نوع مسائل موجود بین ایران و اسرائیل و تنشهاى پایدار در روابط دو کشور و این که اصولا ایران، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نشناخته است، به نظر مىرسد که آثار مستقیمى را بر تنظیم روابط روسیه و اسرائیل نیز بر جاى گذاشته باشد.
اما روند تحولات نشان داده که دولت روسیه سعى کرده است این دو رابطه را جدا از یکدیگر ادامه دهد اما تاثیر نفوذ لابىهاى یهودى در مسکو را نمىتوان در این رابطه مورد غفلت قرار داد و به طور طبیعى در فرایند افزایش تنش بین ایران و اسرائیل، این لابىها در مسکو بر فعالیت خود افزودهاند.
آنچه که در اسناد ویکى لیکس به آن اشاره شده مىتواند نتیجه نفوذ بخشهایى از لابىهاى یهودى- اسرائیلى باشد اما به هر حال این نکته هم قابل توجه است که روسها یک بار قبلا فاجعه هستهاى در چرنوبیل را تجربه کردهاند و آنها به خوبى مىدانند که خرابکارى در تاسیسات هستهاى چه پیامدهاى فاجعه بار و خسارت بارى را مىتواند براى این منطقه در بر داشته باشد که دامنگیر خود روسها هم خواهد شد.
به ویژه این که روسیه تلاش مىکند براى کشورهاى دیگر در منطقه براى این نوع همکارىها تبلیغ کند و این نوع همکارىها را ارائه کنند و نظر دیگر کشورهاى خاورمیانه را نیز براى ساخت نیروگاههاى هستهاى جلب کنند. چنان چه روسیه نتواند ایمنى و امنیت محصولات خود را تضمین کنند، به طور طبیعى بازار گسترش نیروگاه هستهاى براى روسیه بسیار دشوار خواهد شد و این کشور کمتر خواهد توانست در رقابتهاى بین المللى براى ساختن نیروگاههاى هستهاى براى کشورهاى مشتاق دیگرى که مایل هستند از انرژى هستهاى براى تامین نیازهاى خود استفاده کنند جایگاه مناسبى را داشته باشد و بتواند این پروژهها را آغاز کند.
اما از سوى دیگر، همانگونه که در این اسناد اشاره شده، مىتوان انتظار داشت لابىهاى مربوطه در مسکو در این زمینهها به نوعى مداخله کنند.
نکته مهمتر این که براى دولت فدراسیون روسیه همواره همکارى هستهاى با جمهورى اسلامى ایران تحت عنوان پایبندى ایران به تعهدات بین المللى آن تداوم پیدا کرده و همیشه در مذاکرات مختلف، روسها به این نکته اشاره داشتهاند که پایبندى جمهورى اسلامى به تعهدات بین المللى به ویژه ان پى تى و دیگر پروتکلها غیرقابل خدشه است و بر همین اساس هم روسها این همکارى را ادامه دادهاند و به ایفاى وظایف خود مسئول و مصر هستند.
نماینده روسیه در ناتو اخیرا از این سازمان خواسته است تا تحقیقاتى را درباره میزان نفوذ ویروس استاکس نت به نیروگاه بوشهر انجام دهد. به نظر شما این اقدام روسیه چگونه ارزیابى مىشود؟ این به نوعى بازکردن پاى ناتو به نیروگاه بوشهر نیست؟
لازم است اینجا به نکتهاى که قبلا به آن اشاره کردم باز گردیم و آن حساسیت روسیه بر ایمنى و قابل اطمینان بودن نتایج این همکارى و اتمام پروژه نیروگاه بوشهر است. در واقع براى روسیه این همکارى نمادى از پایبندى این کشور به انجام تعهداتى است که در قبال این موضوع پذیرفته است. ضمن این که باید هم زمان به روابط رقابت و همکارى روسیه با امریکا و اتحادیه اروپا هم توجه داشت.
نکته مهمتر این است که واقعه چرنوبیل و فاجعه هستهاى در این منطقه براى روسها بسیار قابل توجه است و طبیعى است که براى تامین امنیت لازم در این منطقه، با توجه به این که جریانهاى معارض و رقیب در دستگاه سیاست خارجى روسیه و اسرائیل مىتوانند بر این روند اثرگذار باشند، تدابیر لازم اندیشیده شود. باز کردن چنین فضایى براى روسیه در چارچوب تعاملات و مبادلاتى که در ماههاى اخیر با ناتو داشته است، جز در چارچوب مذاکرات مربوط به فعالیتهاى ناتو در شرق و در حوزه شوروى و جمهورىهاى سابق اتحاد جماهیر شوروى قابل تحلیل نیست.
این نوع همکارىها، فضایى است که روسیه با ناتو از نخستین سالهاى بعد از اتحاد جماهیر شوروى آغاز کرده و حتى این همکارى در افغانستان به سطح بسیار حائز اهمیتى ارتقا پیدا کرده است. نقشى که روسیه در ایفاى وظایف لجستیکى در انتقال نیازهاى مورد توجه براى نیروهاى ناتو در افغانستان به عهده گرفته است، در حقیقت نشان دهنده شکل گیرى تنوعى از ارتباطات میان روسیه و نیروهاى ناتو است.
بنابراین این که ناتو هم بخواهد وارد این صحنه شود با توجه به تهدیداتى که دولت روسیه از هر نوع خرابکارى در نیروگاه بوشهر و پیامدهاى خسارت بار آن ملاحظه مىکند، مىتواند به عنوان فضاى جدیدى از این نوع تعامل بین روسیه و مجموعه کشورهاى عضو ناتو به ویژه قدرتهاى مهمى چون امریکا و اتحادیه اروپا تلقى شود که براى تامین امنیت لازم در این همکارى و با در نظر گرفتن نکتهاى که در آغاز به آن اشاره کردم یعنى روند رقابت و همکارى میان روسیه و ناتو باید مورد ارزیابى قرارگیرد.
با توجه به اتفاقات اخیر به نظر شما ممکن است که روسیه باز هم بهره بردارى از نیروگاه بوشهر را به تعویق اندازد؟
روسها به خوبى مىدانند که آخرین انتخاب ایران براى تکمیل نیروگاه بوشهر بودهاند و بعد از امتناع و عدم همکارى کشورهاى اروپایى و حتى ژاپن و کشورهایى که مىتوانستند در اتمام این پروژه همکارى کنند، از سال ۱۹۹۵ روسها وارد این پروژه شدند. در زمانى که به توصیه آقاى پریماکف استفاده از همه ابزارها و توانمندىها در سیاست خارجى خود را براى رسیدن به اهداف مورد نظر خود انتخاب کردند.
بنابراین براى روسیه پروژه نیروگاه بوشهر فضا و فرصت مناسبى براى پیگیرى اهداف این کشور در سطح منطقهاى و حتى فرامنطقهاى به شمار مىآید که در مذاکرات این کشور با امریکا همواره از جایگاه ویژهاى برخوردار بوده است.
لذا خلف وعدههاى بى پایان روسیه باز هم قابل تصور و پیش بینى است و به هر حال این موقعیتى است که روسها سعى کردهاند در سالهاى گذشته بهره مندىهاى پایدارى از آن داشته باشند و از نیازهاى کشور ما در جهت تامین نیازها و ملاحظات مختلف کشور خود که در تنظیم روابط خود با امریکا به آن توجه دارند، بهره بردارى کنند، لذا این مسئله مىتواند باز هم تکرار شود. با در نظر گرفتن انتخابها و امکانات موجود مىتوان تصور کرد که تداوم بهره مندىهاى روسها باز هم ادامه پیدا کند.
نبی الله ابراهیمی *
امروز در جهان عرب شاهد انتفاضه مردمی هستیم که جهان غرب را شوکه کرده است. این منطقه پیشتر در اذهان و افکار عمومی دنیا به منطقه ترور و کمربند بحرانی دنیا معروف بود ولی اعتراضات مردمی در راستای تشکیل حکومتهای شفاف و مردمی و به دور از فساد و دیکتاتوری عربی، خاورمیانه جدیدی را رقم زده است که در آن شاهد حضور نسل جوان و تحصیلکرده و از جمله گرایشهای اسلامی نوگرا هستیم.
ریشههای اصلی وقوع دو انقلاب یا انتفاضه مردمی اخیر در مصر و تونس را میتوان از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داد. به طور کلی شباهت و تفاوتهایی را میان این دو حرکت مردمی شاهد هستیم. در واقع، میتوان گفت که هم در تونس و هم در مصر تمامی مولفههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردارند. انقلابی که در تونس رخ داد از صبغه روشنفکری چپ فرانسه برخوردار است و از مبارزات استعماری مردم این کشور عیله فرانسه نشات میگیرد.
تحولات اخیر در این دو کشور معنا و مفهوم انقلاب در نظریههای کلاسیک را میرساند. مثلا تونس در میان کشورهای عربی از لحاظ شاخصهای شفافیت، حکمرانی خوب، امنیت انسانی و … دارای بهترین شاخصهاست. عمان در میان کشورهای عربی، از نظر توسعه انسانی و امنیت انسانی و همچنین فاصله گرفتن از کشورهای ناکام (Failed State)، بهترین کشور است. و تونس در مرتبه پنجم کشورهای عرب قرار دارد. پس تنها مولفه اقتصادی ماشین حرکتی مردمی تونس به شمار نمیاید.
تونس (انقلاب یاس)
مولفه مهم و شاید سنگ بنای اصلی خیزش مردمی تونس، بحث مبارزه با استبداد و دیکتاتوری بود. بحث دیگرى که از منظری جامعه شناختی قابل بررسی است، این است که نوعى حاشیه نشینی در تونس در دوران اخیر شکل گرفته بود. یعنی روند حاشیه نشینی بزرگ در کنار شهرها ایجاد شده بود و سوم اینکه در مقابل این حاشیه نشینی یک طبقه از نیروهای امنیتی و ارتشی که بخش عمده فعالیتهای تجاری و بازرگانی و از جمله توریسم در دست داشتند، رشد و گسترش یافته بودند. این عوامل همگی گویای جرقهای عظیم در کشور عربی- مدیترانهای تونس شد.
البته ریشههای فرهنگی این تحولات نیز قابل بررسی است. به دلیل حضور احزاب چپ و اسلامی، سندیکای کارگری (الاتحاد الشغل) در کشور تونس که ملهم از اندیشه چپ فرانسه و اسلامی بودند و با توجه به مسائلی که در تونس رخ داد جرقهای که در آن شهر به واسطه برخورد پلیس با یک جوان دستفروش و خودسوزی او ایجاد شد، با توجه به تمام عوامل سیاسی پیشین به انقلاب یاس (ثوره الیاسمین) تبدیل شد که توانست الگویی برای کشورهای عربی باشد. آینده سیاسی تونس نیز متاثر از جریانهای چپ (حزب سوسیالیت ترقی خواه، حزب ملی سوسیالست)، کارگری(االاتحاد اشغل)، اسلامی (النهضه الاسلامی) و جوانان فیس بوکی است.
مصر (خروش نیل و انقلاب سفید)
مصر به دلیل جایگاه سیاسی و فرهنگی همواره طلایه دار و مرکز روشنفکری عربی در دهههای اخیر و حتی اواخر قرن ۱۸ میلادی به بعد در منطقه محسوب میشود. بسیاری از تحلیلگران وقوع انتفاضه مصر را همانند فرو ریختن دیوار برلین در دهه ۹۰ میلادی میدانند و آن را آغاز حرکت گفتمان دموکراسیخواه بومی در کشورهای عربی در خارمیانه دانستهاند.
تحولات قاهره میتواند به تولید حرکت و گفتمان جدید خاورمیانه منجر شود که پدرسالاری عربی را وارد رقابت با نسل دموکراسی خواه عرب میکند. انقلاب مصر خواهد توانست به الگوی ترکیبی نظامیگری- ملی گرایی عربی پایان دهد و الگوی دموکراسی عربی را با تاسی از مولفههای بومی و مدرن ارائه دهد.
با این حال انتقاضه مصر بیشتر ناشی از ریشههای فرهنگی- اجتماعی مهمی است. یکی اینکه در مصر ۶۰ درصد جمعیت این کشور را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل میدهند. دوم این که فاصله طبقه فرودست و فرادست اجتماعی در این کشور بسیار جدی است و سوم مسائل فرهنگی است.
در طی ۳۰ سال حکومت، حسنی مبارک غرور و حیثیت ملی مصریها را خدشه دار کرده بود. در مصری که زمانی ندای عربگرای جمال عبد الناصر این کشور را طلایه دار جریانهای عربی کرده بود، در این ۳۰ سال، در اثر همپیمانی قاهره – تلآویو به خصوص در جریان صلح کمپ دیوید نوعی شرمندگی برای مردم مصر ایجاد شد.
در مورد مسائل سیاسی باید استبداد، عدم توجه به شفافیت و امنیت انسانی را از مهمترین عوامل این تحولات دانست. مصر جزو پنج، شش کشوری است که بدترین دولت ناکام در بین کشورهای عربی از لحاظ شاخصهای حکمرانی خوب را داراست.
مولفههای منطقهای، بین المللی و انقلابها در خاورمیانه
اما نظام بین الملل چه تاثیرى بر وقوع این تحولات داشته است. در وهله اول بحرانهای اقتصادی اخیر در دنیا در این کشورها اثر خود را نشان داد. از سوی دیگر مسئله دموکراسی و تمرین دموکراسی در این کشورهاست. زمانی که بحث خاورمیانه بزرگ در زمان جورج بوش پسر مطرح شد، فشارهایی به برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی برای رعایت دموکراسی وارد شد. مبارک از این حربه برای تقویت حکومت خود استفاده کرد. چرا که این نوعی دموکراسی فرمایشی خارجی محسوب میشد و به دلیل حساسیتهای مردم نسبت به نقش خارجیها، مردم با آن مخالفت کردند.
این مسئله در دوران باراک اوباما تغییر کرد و آن فشارها برای ایجاد دموکراسیهای فرمایشی برداشته شد. این مسئله به جریانهای داخلی این فرصت را داد تمرین و یادگیری نوعی دموکراسی بومی شده را دنبال کنند و آنچه در تونس و مصر شاهد هستیم در همان مسیر قابل تحلیل است. با توجه به تجدید قوای اخوان المسلمین، فعالیت سندیکاها، خشم روستائیان و بالاخره فعالیتهای مجازی اجتماعی شکل گرفته تحت عنوان جنبش ۶ آوریل ۲۰۰۸ مصر این انقلاب با تاسی از انقلاب یاس تونس متولد شد.
البته یکی از مهمترین نکات در این زمینه نقش خیلی مهم کانالهای خبری از جمله الجزیره است. تقریبا میتوان گفت این نقش شبیه نقشی است که رادیو صوت العرب در زمان جمال عبد الناصر برای تهییج افکار عمومی عرب بازی میکرد. این تاثیرگذاری در حدی بود که دولت مصر دستور داد که پخش الجزیره خبری و پخش زنده (مباشر) از ماهواره نایلست متوقف شود.
آینده این جنبشها
آیا میتوان پیش بینی کرد که انقلاب یاس تونس و انقلاب سفید مصر الگویی برای حرکتهای دموکراسی در دیگر کشورهای عرب باشد؟
در حال حاضر دو پیش بینی از تحولات مصر میتوان داشت. در حالت بدبینانه، مزدوران حسنی مبارک که به آنها البلطجیه (پلیس مخفی) گفته میشود، یعنی کسانی که حکومت مبارک آنها را اجیر کرده که پادگفتمانی در مقابل گفتمان دموکراسی ایجاد کنند، بتوانند این جنبش را سرکوب کنند و با اعمال تغییرات فرمالیته که حسنی مبارک اعلام کرده جنبش را مهار کنند. این اتفاق نوعی سرخوردگی و ناامیدی را در کل جهان عرب ایجاد خواهد کرد و یا استبداد بازتولید شده در خاورمیانه به تقویت جریانهای افراطی و رادیکال کمک میکند.
اگر این جنبش در مصر به پیروزی برسد موجب میشود که جریانهای مختلف اسلامی میانهرو رشد کنند و جنبش جوانان عرب به اهرم فشارى بر روی حکومتهای خودکامه عرب نظیر اردن، مغرب (مراکش) و الجزایر در راستای تغییر نظام یا اصلاحات سیاسی تبدیل شوند. البته میبایست این نکته را روشن ساخت که در تونس جریانهای سوسیال دموکرات بیشتر از پشتوانه اجتماعی برخوردارند و بعد از آن اسلامگرایان. در مصر نیز ما با نوعی ترکیب روشنفکری عربی (ترکیبی از گفتمان مدرن و اسلامگرایی) مواجهیم.
البته این گفتمان در مصر متکثرتر و از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. جنبش ۶ آوریل که شامل جوانان اینترنتی و فیس بوکی هستند بیشتر به سمت البرادعی (جنبش تغییر برای مصر) و عمرموسی تمایل دارند. جریان دیگری همانند جناح ملی یا ناصری، یاحزب التجمع با ریشههای چپ، جریان وفد، الغد و الکفایه که سکولارهای لیبرال هستند که جریانهای موثر و مهم این گفتمان به حساب میایند. نقش ارتش نیز در این تحولات و تعدیل این گفتمان مصری حایز اهمیت است.
گروههاى فوق در مجموع ۶۰ درصد پایگاه اجتماعی را دارا هستند و ۴۰ درصد بقیه که بیشتر در شهرهای کوچک و روستاها هستند به اخوان الملسلمین تعلق دارند و میتوان گفت این گروه یکی بلوکهای اصلی قدرت در آینده مصر است.
نکته دیگری که از اهمیت برخوردار است این است که به واسطه تحولات اخیر، جریان علمای وابسته حکومتی خصوصا علمای سنتی الازهر در آینده سیاسی به بازی گرفته نمیشود. در عوض جریان نوگراى اخوان که بدنه اصلی اسلامگرایان مصر را در خود جای میدهد و به لحاظ فکری به حزب عدالت و توسعه ترکیه نزدیکی دارد نقش عمدهای را بازی خواهند کرد. علاوه بر این از جمله عناصر تاثیرگذار در جنبش اخیر مصر، قبطیها هستند که ۱۲ درصد جمعیت مصر را تشکیل میدهند و در انتخابات آینده میتوانند تاثیرگذار باشند. اینها بیشتر در اسکندریه و شمال مصر هستند و در تحولات اخیر نقش پررنگی را ایفا کردند.
اما نکته دیگر تاثیر انقلاب مصر بر ارایش امنیتی منطقه است. بدون شک اولین تاثیر این تحولات به موضوع اسرائیل مربوط میشود. امنیت ملی اسرائیل با این تحولات تا حد زیادی اسیب پذیر شده است. با وقوع انقلاب مصر ما شاهد تغییر سیاست خارجی قاهره در قبال تلاویو خواهیم بود، کاری شبیه آنچه که ترکیه در مقابل اسرائیل انجام میدهد.
در پایان باید گفت که مهمترین تاثیر این دو انقلاب ترسیم جدیدی از خاورمیانه و بازتولید خاورمیانهای است که موج سوم دموکراسی بومی در آن در حال نضج گرفتن است. شروع اصلاحات سیاسی در الجزایر، اردن و یمن مجزا از این وزش باد مردمسالاری بومی عربی نیست. این جریان تا حد زیادی خاورمیانه را از چهره عبوس و خشنی که رسانهها در حال بازسازی آن بودند رها میسازد.
* کارشناس مسائل خاورمیانه
منبع: دیپلماسى ایرانی
با آنکه پیش از تکیه زدن میرکاظمی بر مسند مدیریت بزرگترین وزارتخانه کشور پیش بینی می شد که تغییرات گسترده ای با ورود وی به وزارت نفت صورت بگیرد اما تغییر ۲۵۰ مدیر نفتی طی کمتر از یکسال و نیم تکیه این وزیر بر صندلی مدیریت نفت کشور دور از ذهن به نظر می رسید.با این حال بررسی خبر حاکی از این مطلب است که از ۱۲ شهریورماه سال گذشته که میرکاظمی به نفت وارد شده است تا کنون ۲۵۰ مدیر نفتی تغییر کرده اند که البته به اذعان کارشناسان این تغییرات تنها در سطح مدیریتی بوده و برآوردها از تغییرات در سطح کارشناسان این وزارتخانه و زیر مجموعه های آن بیش از رقم مذکور است.
در این بین شاید بتوان عمده ترین تغییرات در این وزارتخانه را مربوط به تغییر تمام معاونین این وزارتخانه و شرکت های تابعه آن دانست.بررسی ها نشان می دهد تنها مدیری که پیش از حضور میرکاظمی در نفت بر مسند مدیریت کلیدی یکی از بخش های فعال این وزارتخانه تکیه زده بود و همچنان بر جای خود استوار است محمد علی خطیبی نماینده ویژه ایران در هیات عامل اوپک است.اگرچه شایعاتی از برکناری این مدیرنفتی نیز چند وقتی است که به گوش می رسد و به نظر می رسد بزودی باید شاهد برکناری این مدیر نفتی نیز باشیم.این روزها نیز پس از چند ماه وقفه در تغییرات مدیریتی درنفت زنگ تغییرات در این وزارتخانه مجددا به صدا درآمده است.به طوریکه در یکماه گذشته مدیران کلیدی چون مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس،مدیرعامل شرکت پتروپارس و مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب برکنار شده اند.در این بین اگرچه میرکاظمی برای برکناری هر یک از این مدیران دلایل منطقی را ارائه می کند اما شنیده ها حاکی از ان است که علت اصلی این برکناری ها اختلاف نظر زیاد میرکاظمی با این مدیران با سابقه نفتی بوده است.
در این میان برکناری بیگلو بیش از دیگر برکناری های این روزهای این مدیر ارشد نفتی کشور سوال برانگیز است.بیگلو به دلیل تکیه بر صندلی مدیریت شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب که بیش از ۸۳ درصد نفت کشور را تولید می کند از قدرت بالایی برخوردار بود که وزیر نفت طی ماه های گذشته با حذف وی از عیات مدیره شرکت ملی نفت سعی داشت تا قدرت این تولید کننده اول نفت کشور را بگیرد.
هرمز قلاوند با حکم وزیر نفت به سمت نایب رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب منصوب شده است.در حالیکه حکم انتصاب مدیر این شرکت را همواره مدیرعامل شرکت ملی نفت می زند اما نقش قلعه بانی در این میان تنها انتقال این حکم به این مدیر نفتی بوده است.
گفته می شود میرکاظمی با این تغییر مدیریت در شرکت مناطق نفت خیز جنوب در تلاش است تا با تغییرات گسترده از قدرت این شرکت بکاهد.تغییر هیات مدیره این شرکت نیز می تواند گواهی بر تایید این ادعا باشد.
اگرچه در این بین کارشناسان پیش بینی می کنند قلاوند نیز در این سمت چندان دوام نیاورد و میرکاظمی بزودی با ایجاد تغییرات گسترده در این شرکت و گرفتن قدرت در دستان خود این مدیر را نیز برکنار و مدیر دیگری را بر مسند مدیریت این شرکت بگمارد.
نکته حائز اهیمت آنکه در حالی اوایل شهریورامسال میرکاظمی حضور بیگلو در هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران را ممنوع کرد اما در حکم مدیرعامل جدید این شرکت وزیر نفت بر حضور وی به مدت سه سال در هیات مدیره شرکت ملی نفت تاکید کرده است.
هرمز قلاوند پیش از این رییس اداره زمین شناسی بنیانی مناطق نفتخیز جنوب بود.این اداره زیر مجموعه معاونت زمین شناسی مناطق نفتخیز است که زیر نظر مدیر فنی این شرکت اداره است.
وی پیش تر یکی از گزینه های تصدی مدیریت شرکت اکتشاف (جایگزین آقای محدث)بود.
شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب بزرگترین شرکت بالادستی تابعه شرکت ملی نفت است که حدود ۴۰ هزار نیروی رسمی و تحت پوشش دارد.
این در حالی است که نمایندگان مجلس بالاخص نمایندگان مناطق جنوبی کشور با برکناری این مدیر نفتی به شدت مخالفت کرده اند.در این بین در شرایطی که شایعات برکناری این مدیرنفتی قوت گرفته بود ناصر سودانی عضو کمیسیون انرژی مجلس تاکید کرده بود اگر این برکناری صورت بگیرد وزیر نفت در آستانه استیضاح قرار خواهد گرفت.
بنابراین در شرایط فعلی با تغییر مدیرعامل مناطق نفت خیز جنوب،میرکاظمی حیاط خلوت خود را افزایش داده است.تغییر تمام معاونین و مدیران ارشد نفتی و خانه تکانی در شرکت مناطق نفت خیز جنوب حکایت از این نکته دارد که این وزیرنفت دولت دهم برای حفظ جایگاه بلند مدت خود در نفت در تلاش است.براین اساس به نظر می رسد میرکاظمی با هدف مدیریت بر صنعت نفت در دولت های آتی سعی دارد نبض نفت را در دست بگیرد تا شاید از این طریق بتواند رکورد حضور ۸ ساله بیژن نامدار زنگنه در نفت را بشکند.کارشناسان این حوزه نیز با بررسی تغییرات مدیریتی اعمال شده در نفت کشور با تاکید بر این پیش بینی معتقدند:میرکاظمی تکیه به صندلی نفت کشور را تنها معطوف به دولت دهم نمی داند و در تلاش است تا در دولت یازدهم نیز دستی بر نفت داشته باشد.رویایی که به اذعان کارشناسان راهی پر پیچ و خمی را در مقابل این وزیر قرار داده است.با این حال پیش بینی می شود طی روزهای آتی تغییرات اگرچه با شتاب کمتر اما ادامه خواهد داشت.براین اساس شاید بتوان تغییرات روزهای آتی را مربوط به شرکت مناطق نفت خیز جنوب دانست که زنگ تغییرات مدیریتی آن با دستان میرکاظمی به صدا درآمده است.
منبع: خبرآنلاین
در حالیکه قرار بود نازنین خسروانی روزنامه نگار زندانی که از حدود ۱۰۰ روز پیش در بازداشت به سر می برد با وثیقه ۳۰۰ میلیونی از زندان آزاد شود وزارت اطلاعات با آزادی وی مخالفت و آن را به بعد از برگزاری دادگاهش موکول کرد.
به گزارش کلمه, ۱۱ بهمن ماه روز دادگاه این روزنامه نگار تعیین شد که به دلیل حضور نیافتن نماینده دادستانی این دادگاه به تعویق افتاد اما قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب مقرر کرد خسروانی با وثیقه ۳۰۰ میلیونی آزاد شود که این وثیقه بعد از مدتی به ۶۰۰ میلیون تومان افزایش یافت اما با وجود تامین وثیقه توسط خانواده این روزنامه نگار در نهایت وی آزاد نشد.
در پیگیری های صورت گرفته توسط وکیل نازنین خسروانی تاریخ جدید دادگاه وی ۱۹ بهمن ماه تعیین شده است و خانواده او امید دارند بعد از برگزاری دادگاه بهانه ای برای ممانعت از آزادی او باقی نمانده باشد.
نازنین خسروانی یازدهم آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد و حدود ۵۰ روز از دوران بازداشت خود را در انفرادی بسر برد و هم کنون با زندانی دیگری همسلول است.
گفتنی است نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که با روزنامههای نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشت.
مسعود کیمیایی: من یکی از فیلم هایم را به نام «حکم» با پناهی مونتاژ کردم. او دوستم است. خواهش می کنم در حکم او تجدید نظر شود.
حسین فدایی معتقد است: چون شاخصی برای اندازه گیری وجود ندارد، نمی توان با قطعیت از کمرنگ شدن اعتقاد افراد به آرمان های انقلاب سخن گفت، اما این موضوع که نسل اول و دوم انقلاب در انتقال اطلاعات به نسل سوم، ضعیف عمل کرده، غیرقابل انکار است.
به گزارش خبرگزاری خانه ملت، در نشست تریبون آزاد که با حضور جمعی از دانش آموزان دختر و نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در فرهنگسرای ولا برگزار شد “حسین فدایی، تصریح کرد: در دوران قبل از انقلاب، افراد به جرم تفسیر نهج البلاغه، رساله امام و انجام فعالیت های مذهبی در زندان محبوس می شدند و شرایطی بر جامعه حاکم بود که کسی جرأت انتقاد از رژیم حاکم را نداشت اما در حال حاضر افراد به راحتی از ارکان مختلف انتقاد می کنند.
وی به شرایط بعد از انتخابات اشاره کرد و افزود: بعد از انتخابات برخی از افراد نسبت به موضوعی معترض بودند، آنها به جای آنکه این انتقاد را در چارچوب قانونی پیگیری کنند، بدون درنظرگرفتن حقوق اجتماعی افراد، نظم جامعه را برهم زده و مفهوم آزادی را زیر سوال بردند به همین دلیل چاره ای جز دستگیری و برخورد جدی با این افراد وجود نداشت.
عضو کمیسیون اصل نودم قانون اساسی، به بیان تفاوت هایی میان زندانیان سیاسی قبل و بعد از انقلاب پرداخت وافزود: افرادی که در حال حاضر به عنوان زندانی سیاسی در زندان به سرمی برند، طرفدار سلطه آمریکا هستند و حقوق و عدالت عمومی را زیر سوال برده اند؛ درحالیکه آرمان ها و اعتقادات زندانیان سیاسی قبل از انقلاب در مسیری خلاف جهت این اعتقادات حرکت می کرد.
فدایی در پاسخ به این سوال که ” آیا فقط به خاطر دین و حجاب انقلاب کرده ایم؟” گفت: در صورتی که دین را دربرگیرنده ابعاد مختلف زندگی تلقی و آن را مسیری درست برای دستیابی به خواسته هایمان معرفی کنیم، در این صورت دین را می توان پایه اصلی انقلاب دانست و انقلاب مردم و امام را تلاشی به منظور دینداری معرفی کرد.
دلایل فاصله گرفتن از آرمان های انقلاب توسط افرادی که در پیروزی انقلاب نقش مهمی را ایفا کرده بودند، از جمله ابهامات برخی از دانش آموزان بود که این نماینده مجلس در تشریح آن، گفت: بعد از رحلت پیامبر افرادی همچون زبیر با وجود اینکه از نزدیک ترین یاران رسول اکرم به شمار می آمدند، از آرمان های پیامبر فاصله گرفتند و حتی در مقابل آن ایستادند. انقلاب اسلامی نیز با همین مشکل مواجه شد، مشکلی که می توان دلایل آن را در حب نفس و جاه طلبی این افراد جست وجو کرد.
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر نقش رهبری در انقلاب را بسیار مهم تلقی کرد و افزود: نقش رهبر در تعیین مسیر درست انقلاب ها انکار ناپذیر است. در فرهنگ شیعه رهبری جامعه اسلامی در زمان غیبت را کسی برعهده دارد که ویژگی هایی همچون شجاعت، تدبیر و… را با خود به همراه داشته باشد، لذا رهبری برعهده یک فرد نیست بلکه بر دوش یک عنوان است، عنوانی که ویژگی های مشخص شده را دارا باشد.
کم رنگ شدن اعتقادات افراد نسبت به آرمان های انقلاب اسلامی یکی دیگر از مباحث مطرح شده توسط دانش آموزان بود که فدایی در توضیح آن گفت: چون شاخصی برای اندازه گیری وجود ندارد، نمی توان با قطعیت از کمرنگ شدن اعتقاد افراد به آرمان های انقلاب سخن گفت، اما این موضوع که نسل اول و دوم انقلاب در انتقال اطلاعات به نسل سوم، ضعیف عمل کرده، غیرقابل انکار است.
وی در ادامه افزود: نسل سوم به دلیل دسترسی به رسانه و منابع مختلف، اطلاعاتی در رابطه با انقلاب دارند اما این اطلاعات کامل نیست و ما باید با فعالیت مناسب این خلاء اطلاعاتی را برطرف کنیم.
فدایی در پایان به شباهت های انقلاب مصر و انقلاب جمهوری اسلامی اشاره کرد وگفت: کشور مصر به دلیل موقعیت استراتژیک و جمعیتی که اکثریتش را مسلمانان و شیفتگان اهل بیت تشکیل می دهند، شباهت بسیاری با ایران دارد. این کشور می تواند با الهام گیری از انقلاب ایران در مسیر درست حرکت کند، البته نباید فراموش کرد که انقلاب ایران به دلیل آنکه مبتنی بر اندیشه شیعی است، به عنوان یک استثنا در جهان شناخته می شود.
حجت الاسلام و المسلمین سید هادی خامنه ای، دبیر کل مجمع نیروهای خط امام(ره)، در سفر یک روزه به قم با برخی مراجع عظام ، از جمله حضرات آیات عظام صانعی و بیات زنجانی دیدار و گفت و گو کرد.
به گزارش کلمه همچنین در این سفر وی با برخی روحانیون و اساتید حوزه از جمله اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم دیدار و پیرامون مسائل مختلف با آنان بحث و تبادل نظر کرده است.
کیومرث پوراحمد در هفته همیاری صنفی علاوه بر اهدای کمک مالی خود به خانه سینما نامهای نیز خطاب به مدیر عامل خانه سینما نوشت.
به گزارش خبرآنلاین در این نامه آمده است: «سابقه فیلمسازی بهرام بیضایی و تقوایی و مهرجویی و مسعود کیمیایی به نیم قرن نزدیک میشود. نسل ما کم کَمَک سابقهمان چهل ساله میشود… اما… اما کدام مدیر را سراغ دارید که بیش از ده سال پشت یک میز و در یک سمت مانده باشد؟ ما فیلم سازان میمانیم. چه ارشاد و مدیرانش بخواهند و چه نخواهند…»
در بخش دیگری از این نامه آمده است: «… ما میمانیم و تا ما هستیم خانه ما، خانه سینما میماند و خواهد ماند.»
همچنین در اولین روز از هفته جدید بسیاری از صنوف سینمایی علاوه بر کمکهای انفرادی اعضای خود، به صورت حقوقی و از طریق صندوقهای مالی صنف خود نیز به کمک خانه سینما شتافتند که از جمله آنها میتوان به شورای عالی تهیه کنندگان، انجمن بازیگران و بدلکاران، انجمن منشیان صحنه، انجمن طراحان فیلم، کانون برنامهریزان و دستیاران کارگردان، انجمن آهنگسازان سینمای ایران و … اشاره کرد.
اعضای کارگروه طراحی و توسعه منابع مالی خانه سینما، در ادامه این حرکت صنفی به منظور دریافت کمکهای مالی اعضای جامعه اصناف سینمایی در سینما نمایشدهنده فیلمهای جشنواره فجر متعلق خانه سینما سینما صحرا حضور دارد.
حمله افراد طرفدار مبارک به معترضین با کوکتل مولوتف، دیدار عمر سلیمان با نمایندگان الوفد و التجمع و کاهش ۶ درصدی صادرات مصر در ماه ژانویه از آخرین تحولات مصر به شمار می رود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره، با نزدیک شدن به بعد از ظهر جمعیت معترضین در شهرهای مختلف مصر درحال افزایش است. از قاهره نیزخبر می رسد که نیروهای ارتش مصرمانع از ورود تظاهرات کنندگان به میدان التحریر قاهره می شوند.
افراد طرفدار حسنی مبارک رئیس جمهور مصر که طی روزهای اخیر از انواع شیوه های وحشیانه برای ارعاب و سرکوب مردمی دریغ نکرده اند هم اکنون به سوی معترضین در شهر زقازیق حمله ور شده اند و از کوکتل مولوتف استفاده می کنند.
حمله شترسواران به مردم، غارت اموال عمومی و حمله به تظاهرات کنندگان و به آتش کشیدن آنها در برخی موارد از مسائلی بوده که با دستور مستقیم حسنی مبارک انجام شده است.
“احمد محمد محمود” خبرنگار روزنامه الاهرام مصر که طی روزهای گذشته در حمله اوباش مبارک به معترضین زخمی شده بود فوت کرد.
نیروهای امنیتی مصر اعلام کردند که “اسامه عبدالعزیز” خبرنگار الجزیره که ۳ روز پیش بازداشت شده بود را آزاد نمی کنند.
درهمین حال “عمر سلیمان” معاون رئیس جمهور مصر نیز در حال دیدار با نمایندگان احزاب مخالف الوفد و التجمع است.
شبکه تلویزیونی العربیه نیز به نقل از وزیر تجارت مصر گزارش داد که درپی قیام مردمی مصرصادرات مصر در ماه ژانویه ۶ درصد کاهش پیدا کرده است.
مسئولان مصرهمچنین اعلام کردند که بانک های این کشور از فردا ساعت هشت و نیم صبح تا یک بعد از ظهر باز خواهد بود.
یکشنبه روز”میثاق با شهدا”
شبکه تلویزیونی العربیه به نقل از یک منبع مصری اعلام کرد که آتش سوزی در منطقه “الشیخ زوید” که در پی انفجار خط لوله انتقال گاز به رژیم صهیونیستی رخ داده بود مهار شده است. این انفجار منجر به نشت گاز و تلفات انسانی نشد.
صبح امروز افراد ناشناس خط لوله انتقال گاز به سرزمین های اشغالی در نزدیکی نوارغزه در منطقه الشیخ زوید در شمال صحرای سینا را منفجر کرده بودند.
این در حالی است که مسئولان مصری مدعی شده اند این انفجار توسط عوامل خارجی صورت گرفته است. مقامات دولت مصر طی روزهای گذشته همچنین ادعا کرده اند که قیام مردمی مصر با حمایت مالی و معنوی طرف های خارجی برپا می شود.
شبکه تلویزیونی الجزیره نیز گزارش داد که معترضین مصری فردا یکشنبه را روز “میثاق با شهدا” نامیده اند و تظاهرات گسترده ای برپا خواهند کرد.
همچنین حسنی مبارک رئیس جمهور مصر که طی چند روز اخیر برای باقی ماندن در قدرت به هر وسیله ای متوسل شده است و وعده های بسیاری به مردم این کشور داده است هم اکنون نشستی را با وزیران اقتصاد از جمله دارایی، نفت، تجارت و صنعت در کاخ ریاست جمهوری برگزار کرده است.
جواد حسیننژاد امروز با ابراز تاسف از تعطیلی ۷۰ درصدی واحدهای تولیدی کفش در تبریز، خواستار توجه ویژه دولت برای حل این مشکل شد.
به گزارش ایلنا، حسیننژاد اظهار داشت: در حال حاضر در تبریز بیش از ۲ هزار واحد تولیدی کفش داریم که از آن تعداد تنها ۳۰ درصد فعال هستند و ۳۰ درصد نیمه تعطیل و ۴۰ درصد نیز تعطیل هستند که در تبریز ۴۰ هزار جفت کفش دستدوز در سال تولید میشود.
رئیس اتحادیه کفاشان تبریز با اشاره به اینکه اتحادیه کفاشان تبریز در دهه ۴۰ تاسیس و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از سال ۱۳۶۲ فعالیت دوباره خود را آغاز کرده است، تصریح کرد: هدف اتحادیه تلاش برای حل مشکلات صنفی اعضا و ارائه خدمات برای تسریع در امور آنهاست و هیئت مدیره سعی کرده است تا در این راستا تلاش کند.
حسیننژاد نبود مواد اولیه مرغوب در بازار و عدم تولید چرم خوب را مهمترین عامل پایین بودن کیفیت کفش تبریز دانسته و خاطرنشان کرد: در تبریز مواد اولیه مرغوب همچون چسپ، چرم، زیره، رویه و یراقآلات نداریم و از سوی دیگر به دلیل تعرفه گمرگی بسیار بالا نمیتوانیم این مواد را از خارج وارد کنیم و در نهایت ضربه آن را تولیدکنندگان متحمل میشوند و تولیدات تبریز هرگز توان رقابت با کشورهای همطراز را پیدا نمیکنند و رکود صنعت کفش را موجب میشو
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است: در دوران فعلی، اینترنت و پیام کوتاه عملاً خلاء تشکیلات چریکی را پر کرده و مردم به راحتی میتوانند در یک حرکت انقلابی شرکت کنند.
محسن رضایی در گفت وگو با خبرآنلاین در پاسخ به اینکه چه شاخص ها و ویژگی هایی موجب گسترش الگوی انقلاب اسلامی در کشورهای عربی شده است، گفت: قبل از انقلاب اسلامی، الگوهایی که در دنیا مطرح بود عمدتا بر محور مسلحانه و تشکیلاتی بود. انقلابهای روسیه، چین و آمریکای جنوبی نمونههایی از این انقلابها بود اما مدتها بود نظام سرمایه داری با سیستمهای امنیتی قدرتمند، جلوی این انقلابها را گرفته بود و به هیچ شکلی نمیشد کار کرد اما امام راحل شکلی جدید از انقلاب را مطرح کرد که بر تظاهرات و حضور مردم در صحنه استوار بود و عملاً مردم با دست خالی جلوی توپ و تانک به صحنه آمدند و پیروزی خون بر شمشیر شکل گرفت و این الگویی شد که کاملاً در حال موفقیت است وبه عکس الگوهای مارکسیستها مثل کاری که طالبان در افغنستان انجام داد و ناموفق بودن آن عیان شد.
وی در این باره ادامه داد: به نظر میرسد فعالیتهای انظباطی تشکیلاتی به دلیل ابعاد مختلفی که داشته، دیگر کارکرد موفق گذشته را ندارد و از آنجایی که بیداری در جوامع فوق العاده بالا رفته و مردم به راحتی میتوانند بدون روابط تشکیلاتی سنتی و شناخته شده با هم ارتباط داشته باشند و این ارتباط مؤثر هم باشد.
رضایی با اشاره به تجربه انقلاب اسلامی و استفاده مردم از کاست برای پخش سخنرانی های امام راحل، اظهار داشت: اگر در دوران انقلاب اسلامی رسانههای صوتی و تصویری اثرگذار بود در دوران فعلی، اینترنت و پیام کوتاه است که عملاً خلاء تشکیلات چریکی را پر کرده و مردم به راحتی میتوانند در یک حرکت انقلابی شرکت کنند.
سایت شفاف نیوز نوشت :ساعاتی قبل حمید بهبهانی وزیر استیضاح شده دولت نهم در ساختمان وزارت راه حضور یافت.
بهبهانی جلساتی را برای هماهنگی امور انجام داده و ظاهرا قرار است در جایگاه سرپرست وزارت راه به فعالیت خود ادامه دهد.
همچنین در این رابطه خبرآنلاین به نقل از رئیس کمیسیون عمران مچلس در این رابطه نوشت :این اقدام منع قانونی دارد.
علی اکبر آقایی رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت : رئیس جمهور باید سرپرستی برای وزارت راه تعیین و یا خود عهده دار سرپرستی وزارت راه شود ولی در این فرایند نمی تواند وزیر معزول ره به عنوان سرپرست وزارتخانه انتخاب کند زیرا این اقدام منع قانون دارد و قطعا رئیس جمهور نیز که نمی تواند غیر قانونی عمل کند.
صفحه فیس بوک روزنامه کلمه

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.
هفته نامه یالثارات درشماره این هفته خود مطلبی را منتشر کرده که به طور زنجیر وار در سایت های حامی دولت بازنشر شده که این مطلب حکایت از ترس این رسانه ها حتی از فرستادن صلوات برای سلامتی موسوی خاتمی و کروبی دارد.
به گزارش کلمه این هفته نامه با اشاره به طرحی که در یکی از دانشکده های دانشگاه تهران طراحی شده نوشته است:یکی از انجمن اسلامی های دانشگاه تهران، طرح ختم ۷۲ میلیون صلوات برای سلامتی متهمان فتنه ۸۸ را اجرا کرده است.
این هفته نامه با به کار بردن واژه های تکراری مانند متهمان فتنه و …. ادامه داده است: به تازگی انجمن اسلامی یکی از دانشکده های دانشگاه تهران، در اقدامی هدفمند و برنامه ریزی شده در حمایت از متهمان فتنه ۸۸ اقدام به نصب اعلامیه ای مبنی بر ختم ۷۲ میلیون صلوات برای سلامتی آنان نموده است.
گفتنی است این رسانه ها بیش از یکسال با انواع و اقسام خبرها و مطالبی که منتشر می کنند ادعا دارند که جنبش سبز مرده است . این رسانه ها همچنین در این مدت با میلیارد ها تومان بودجه ای که از بیت المال به آنها تعلق می گیرد مشغول تهمت زنی و دروغ گویی در مورد جنبش سبز هستند.
اظهارات یک نماینده مجلس مبنی بر نبود عدالت در سلامت و آمارهایی که از هزینه های درمانی ارائه می شود، حکایت از این واقعیت دارد که بیش از ۲٫۵ میلیون خانواده در کشور برای تامین هزینه های درمان عضو بیمار خانواده شان باید خانه و زندگی خود را حراج کنند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» تامین هزینه های درمان بیماریهای سخت و صعب العلاج در کشور برای همگان سهل و آسان نیست. به طوری که برخی خانواده ها هستند که مجبور می شوند برای تامین این هزینه ها، زندگی خود را حراج کنند و این آغاز مصیبت و دشواریهای این قبیل خانواده های محروم و بی بضاعت است.
دکتر مسعود پزشکیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تاکید بر اینکه عدالت در سلامت یعنی اینکه کسی نباید خانه و زندگی خود را بفروشد و خرج درمان کند، عنوان داشته خدمتی که در حوزه سلامت ارائه میشود باید عادلانه باشد و برای تحقق این امر می بایست سیستمهای پرداخت ارائه خدمات درست شود.
دکتر علیرضا زالی، قائم مقام سازمان نظام پزشکی ایران با بیان اینکه قرار بود هزینه ای که از جیب مردم بابت درمان بیماری پرداخت می شود در پایان برنامه چهارم به کمتر از ۳۰ درصد برسد، گفت: متاسفانه در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد این هزینه از جیب مردم پرداخت می شود به طوری که خانواده های زیادی هستند که با یکبار پرداخت هزینه بستری و جراحی، به زیر خط فقر سقوط می کنند. آمارها نشان می دهد ۳٫۵ تا ۴٫۵ درصد مردم کشور در این وضعیت قرار می گیرند.
زالی معتقد است مردم ما فقط در شرایط خاصی که مجبور شوند، بابت سلامت خود هزینه می کنند و این باعث می شود که بعضا با مشکلات عدیده اقتصادی و مالی مواجه شده و در نهایت بحران شاخص فاجعه آمیز گریبانگیر این افراد شود. زیرا اغلب قریب به اتفاق مردم، پولی را بابت ذخیره سلامت پس اندز نمی کنند. در نتیجه وقتی دچار یک بیماری سخت و پر هزینه می شوند به ناچار تمام وسایل زندگی را می فروشند تا بتوانند هزینه های درمان بیماری را تامین کنند. بطوریکه ۴۰ درصد پول این قبیل خانوارها صرف سلامت می شود که به همین دلیل این خانواده ها گرفتار “شاخص فاجعه آمیز” می شوند.
دکتر شهرام توفیقی، دبیر انجمن اقتصاد بهداشت ایران نیز در ارتباط با اثرات هدفمندسازی یارانه ها در حوزه سلامت گفت: مطالعات اولیه نشان داده که با اجرای این قانون تعرفه های بیمارستانی به ویژه در بخش خصوصی حداقل سه تا پنج برابر افزایش مییابد.
وی با اشاره به اینکه در حوزه پرسنل بیمارستانی و بهداشت و درمانی به طور کلی بسیاری از کارکنان این حوزه مشاغل خود را از دست داده و مجبور می شوند به کارهای دیگر روی بیاورند، افزود: مجموعه این عوامل به رکود بازار سلامت منجر می شود که نتیجه آن به صورت کاهش تعداد مراکز ارائه دهنده خدمت، اشتغال متخصصین پزشکی و پیرا پزشکی و فعالیتهایی غیر از بهداشتی و درمانی و کاهش تقاضای مراقبت از سلامت به جز موارد اورژانس می شود. سطح سلامت مردم در مجموع کاهش یافته و اکثریت جامعه فقط در صورتی به مراکز بهداشت ودرمانی مراجعه می کنند که از نظر سلامت در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته باشند.
توفیقی ادامه داد: از سوی دیگر گروههای فوق تخصصی گرانقیمت برای افراد ثروتمند جامعه شکل می گیرد و نوعی بی عدالتی در توزیع و دسترسی به خدمات در جامعه ظاهر می شود که در نهایت خدمات بهداشتی و درمانی به صورت طبقاتی در جامعه ارائه می شود. با این حال اگر مدیریت نظام سلامت بتواند در این شرایط خدمات بهداشتی و پیشگیرانه را تقویت و ترویج کند اندکی از تبعات ناخوشایند طرح شوک درمانی اقتصادی را می تواند جبران کند در غیر این صورت بهداشت نیز فدای درمان می شود.
وی برای برای برون رفت از این وضعیت گفت: سازمان بیمه گر باید به دنبال تنوع منابع برای تامین مالی خود باشد و درعین حال باید درصد پرداخت از جیب (فرانشیز) را کاهش بدهد تا مبلغ ریالی که بیمار پرداخت می کند زیاد افزایش پیدا نکند. به عبارت دیگر مثلا فرانشیز ۳۰ درصد و ۱۰ درصد که برای خدمات سرپایی و بستر ی وجود دارد به نرخ ۶ درصد و دو درصد برسد و بیمه پایه محدودتر شده و بیمه تکمیلی رشد بیشتری پیدا کند تا هزینه های سازمان بیمه برای خدمات پایه افزاش فراوان پیدا نکند.
از سوی دیگر، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری نیز درباره پیش بینی وضعیت اقشاری که تحت پوشش بیمه نیستند، در جریان اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها گفته است که “ما منابع را برای کسانی که تحت پوشش بیمه نیستند، کنار گذاشته ایم که چگونگی انجام آن اعلام می شود. بر همین اساس همه افراد را تحت پوشش بیمه درمانی عمومی و تامین اجتماعی در خواهیم آورد.”
براساس قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید تا پایان سال ۱۳۸۸ سهم درمانی افراد به ۳۰ درصد و سهم دولت به ۷۰ درصد می رسید که نه تنها این موضوع تحقق نیافته بلکه حالت عکس به خود گرفته است.
این در حالی است که صادق محصولی، وزیر رفاه و تامین اجتماعی از همه کسانی که هنوز تحت پوشش بیمه خدمات درمانی قرار نگرفته اند، خواسته با استفاده از طرح بیمه ایرانیان و دریافت دفترچه بیمه خدمات درمانی، خود را مشمول این بیمه کنند.
بر اساس طرح بیمه ایرانیان، افراد باید فقط ۵۰ درصد سهم حق بیمه را پرداخت کنند و بقیه را دولت به صورت یارانه پرداخت خواهد کرد. البته افرادی که از نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد و سازمان بهزیستی معرفی نامه داشته باشند، هیچگونه وجهی نخواهن داد و بیمه آنان رایگان است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر