
ندای سبز آزادی: در ادامه مصاحبه های ندای سبز آزادی با فعالان سیاسی به سراغ احمد سلامتیان، نماینده پیشین مجلس و فعال سیاسی در پاریس رفتیم تا نظر او را در خصوص راه پیمایی 25 بهمن و حوادث و مشترکات خواسته های مردم در ایران و مصر بدانیم.ُ
متن کامل این مصاحبه به دین شرح است:
به نظر شما حوادث مصر و برکناری حسنی مبارک چه پیامی میتواند برای حاکمیت و مردم ایران داشته باشد؟
اجازه بدهید اتفاقی را که در مصر در این سه هفته رخ داده است را به برکناری حسنی مبارک خلاصه نکنم. این درست است که حسنی مبارک نماد یک نظام استبدادی بود که در مصر حکومت میکرد اما در عین حال این را هم باید در نظر بگیریم که هویت تاریخی اش را از دست داده بود. در واقع حسنی مبارک جسدی بیش نبود که در مصر مردم را میترساند و حکومت می کرد. اگر هم ادامه حیات می داد بیشتر از آنچه که ناشی از انجام وظایف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی باشد که تحت عنوان حکومت نامیده می شود بیشتر ناظر به یک وظیفه امنیتی بود که یک نوع رعب و ترسی را به مردم مصر تحمیل می کرد و آنها را نسبت به توانایی های خودشان مردد می نمود. عرب ها یک شعری دارند که در زمان مبارزات استقلال زیاد میگفتند. به قول آنها زمانی که مردم اراده زندگی بکنند قضا و قدر هم ناگزیر به تبعیت خواهد شد . شب ناگزیر به پایان یافتن است و خورشید هم ناگزیر از تاباندن است. مسئله ای که در مصر اتفاق افتاده امری است که از فردای حرکات استقلال طلبانه عرب بی سابقه و بی نظیر بوده است و میشود گفت که اراده مردم در کشورهای عربی، به صورت جدی به صحنه آمده است.
حالا ارتباط این حوادث با ایران چیست؟ جنبش سبز؟ انقلاب؟
حوادث مصر به همان ترتیبی است که سی و دو سال پیش در ایران اراده مردم که به میدان آمد آن روز به تعبیر من روز جلوس رعیت بود که دیگر سلطانی، تاجداری، دارای قدرت مطلقه ای ، مستبدی و ... نمیتواند بگوید من مصلحت مردم را تشخیص میدهم. مردم خودشان به میدان میآیند و این امر امروز در مصر که قلب و شریان حیاتی دنیای عرب خاور میانه است اتفاق افتاده که تازه نتایج سحر است و صبحش ندمیده است. مسئله ای که در مصر اتفاق افتاده است یعنی بازگشت توانایی و اراده تاثیر در سرنوشت خود به طرف مردم و رفتن رعب و ترس به اردوگاه مستبدین که یک امر بسیار مهم تاریخی است و نظیر این امر را ما در طول تاریخ در دوره های خاصی میبینیم و به دنبال آن زمین به زیر پای کلیه مستبدین میلرزد. در ایران هم اگر حوادث بعد از انقلاب سال 1357 را و نظام حکومتی که از آن برآمده است را نگاه کنیم ، میبینیم که این نظام حکومتی مثل اینکه تصور کرده که میتواند پشت سپر مقدسات دینی همان استبداد کهنی را که در ایران سی و دو سال پیش علت وجودی خودش را از دست داده بود، بازسازی کند. گویی میشود با تهمت پراکنی و زدن و بستن و نیروی امنیتی، حکومت مبارک ها را تجدید کرد. این ناهنگام بودن حکومت استبدادی که امروز در دنیا ضعفش علنی شده است در ایرانی که سی و دو سال قبل هم مردم اراده خودشان را نشان دادند و در شرایطی - از بعضی جهات - شبیه شرایط شرایط امروز مستبدی را از کشور بیرون کردند، یادآور یک حافظه جمعی و بازگرداندن اراده و توانایی ملی به طرف مردم و حرکت دادن رعب و وحشت در اردوگاه مستبدین است و به همین علت در ظرف چند روز گذشته بیش از هر چیز من میبینم که وحشت و ترس به اردوگاه سخن گویان استبداد کهن ایرانی که امروز پشت سایه دفاع از دین سنگر گرفته اند و در واقع تیشه به ریشه اعتقاد مردم میزنند، انداخته و این نیروها اگر امروز دست و پایی میزنند و تلاشی میکنند، تلاشی است که عملا ناشی از ترس و وحشت و از دست دادن ثبات و کنترل منطقی و عقلایی خودشان است. این یک تغییر اساسی است در حوادث ایران به خصوص بعد از اعتراضات بیست ماهه قبل که نشان میدهد که حرکت اعتراضی مسالمت آمیز مردم ایران که تأثیرش در صحنه های جهانی هم بر ملأ شده است، توطئه چند نفر و یا توطئه یک قدرت خارجی نیست؛ یا نظر یک عده روشنفکران محدود نیست بلکه یک حرکت عظیم تاریخی است که با گامهای استوار خودشان جلو آمده و از آنجایی که ملت ایران در 150 سال گذشته همیشه پیشگام این نوع حرکات اجتماعی بوده و در کشورهای مسلمان نوعی ضربان قلبش زودتر با تاریخ بوده و شاید به همین علت هم بعضی اوقات حرکات اجتماعی اش به صورت زودرس دنیا آمده و ضربه خورده است. اما در هر صورت در بیست ماه گذشته برای اولین بار بعد از چندین دهه در دنیای اسلام مسئله اصلی عبارت از این شده که مردم به میدان آمدند تا سرنوشتشان را در دست بگیرند و بدون خشونت هم میخواهند به رأی خود برسند چون به قدرت خود اعتماد کامل دارند. این یک تغییر اساسی و عمده است و اگر اصطلاحا امروز خودش را بروز ندهد، فردا خودش را بروز میدهد . امروز اردوگاه حیات و ممات، اردوگاه ترس و امید و اردوگاه خوف و رجاء در داخل کشور عوض شده است. حرکت مدنی مسالمت آمیز مردم ایران که به دنبال بر آوردن خواست های اصلی انقلابی است که سی و دو سال قبل هم کرده و عده ای امروز به آن خواست ها پشت کرده اند و خودشان را جانشین ملت میکنند و میخواهند به ضرب رعب و ترساندن و وحشت ایجاد کردن در مردم و گرفتن و بستن و زندانی کردن و اعدام کردن جلوی این حرکت تاریخی را بگیرند و در واقع دارند عبث میکوشند و آب در هاون میکوبند.
به نظر شما استقبال مردم با توجه به شرایط موجود منطقه و ایران از راهپیمایی 25 بهمن چگونه خواهد بود؟
مردم ایران در تجربه تاریخی خودشان و به خصوص در سی و دو سال گذشته به مقدار بسیار زیادی سیاسی شدند. نه تنها در زمینه های استراتژیک که در زمینه های تاکتیکی هم آشنایی دارند و بعضی ها معتقدند که مردم ایران نیاز به رهبرانی از آسمان آمده دارند تا راههای کشف نشده را به آنها نشان دهند؛ البته این واقعیت ندارد اما امروز در ایران حافظه جمعی و دانش سیاسی تا حدی گسترش پیدا کرده که مردم در مورد تاکتیک مبارزاتشان هم خودشان صاحب نظر هستند و در مورد به کار بردن نیروهایشان هم حساب دقیقی دارند و متناسب با این است که جنبش اصلاح طلبانه و ضد استبدادی و آزادی خواهی در ایران یک جنبش اساسا مدنی برای به دست آوردن حقوق ملت است و ملت ایران هم تجارب گذشته را دارد که اتقلاب های ناگهانی و دگرگونی هایی که هنوز تدارک های بعد از آن مشخص نشده باشد چندان مطمئن نیست که نتیجه بخش باشد . بنابراین یک حرکت مستمر و غیر قابل بازگشت و پرتوانی را شروع کرده است. من به کرات مقایسه کردم که ما در ایران با میدان و یا یک رینگ بوکس مواجه نیستیم که فردا و یا پس فردا یکی دیگری را ضربه فنی کند. ما وارد یک دو ماراتون شده ایم که آن کس که نفس تاریخی بیشتری دارد و میتواند امید بیشتری برای آینده بدهد، آن کس برنده میدان خواهد بود. با در نظر گرفتن وضعیت تاریخی جهانی که قبلا به آن اشاره کردم و وضعیت خاص خود ایران که یک امر فوق العاده مهم است به هیچ وجه رهبران جنبش نمیتوانستند در چنین موقعیتی منفعل بماند و جای مردم ایران و ملت ایران را در این کاروان بزرگ آزادی خواهی و ضد استبدادی که به راه افتاده خالی بگذارند اما در هر صورت 25 بهمن هم یکی از مراحل همان مسابقه دوی ماراتون است. ما با طور کلی در وضعیتی شبیه به مصر نیستیم که قضیه ای را در 25 روز به پایان برسانیم. این بیشتر به نحوه عمل حاکمین ارتباط دارد. حرکتی که در ایران رخ داده و خواست هایی که دارد تا لحظه ی کنونی خواست های سران جنبش اصلاحاتی که در ایران مورد هرگونه ضرب و شتم و زندان هم قرار میگیرند در چارچوب همان اجرای اصول قانون اساسی در مورد حقوق ملت یک حداقل است و برای مرحله کنونی مناسب است. البته این حداقل به معنای استدعا و عاجزانه تقاضا کردن نیست.
هیچ حرکت مدنی اگر با استواری و با اتکای ملی حاضر به هزینه دادن برای پیشبرد اهداف خودش نباشد به هیچ جایی نمیرسد. نظر حوادث 25 بهمن ماه نیز برای من یک مرحله ای خواهد بود که میتوانم بگویم که حدأقل تا این مرحله نحوه برخورد حکومت باعث شده که حکومت تا این مرحله ضرر کرده باشد. حکومتی که تمام ادعای خودش را که برای آزادی کشور های مسلمان و برادر دیگر بوده و در قانون اساسی اش به کرات اشاره کرده که همبستگی با ملتهای اسلامی برایش امری عمده است، امروز با رفتارهای خود و ترسی که از مردم دارد نا خودآگاه خودش را کنار مستبدین قرار میدهد تا آنجایی که اظهار نظرهای فارسی سخن گوی اخوان المسلمین را به نفع خودش تغییر میدهد. با توجه به همه نکاتی که ذکر کردم من برداشتم نسبت به 25 بهمن این است که مردم ایران بسیار هوشیارانه و با درک این ضرورت تاریخی، علی رغم همه ی فشار ها و خفقانی که توسط دولت ایجاد شده است، حضور و اراده خودشان را نشان می دهند تا این روز را بدل به یک مرحله و یک روز جدید در تاریخ مبارزات آزادی خواهی خود کنند. این در حالی است که این ملت اراده خودشان را مشخصا نشان میدهد و کاری می کند که شمشیر به دستان وسط میدان، عریان و تنها بشوند و نتوانند آنها را به خشونت بکشانند و اراده خودشان را با جمعیت بیشتر و با درک این لحظه ی تاریخی که امروز ترس، اردوگاه خودش را عوض کرده به میدان بیآیند. البته من برداشتم عبارت از این نیست که بالاخره 25 بهمن، روز نبرد نهایی است اما روز بسیار مهمی خواهد بود در تاریخ حوادث ایران و مبارزه برای آزادی خواهی و ضد استبداد در ایران. اما این مبارزه، مبارزه دراز مدتی است و نفس فراوان و بالا و پایین های بسیار احتیاج دارد اما قطعا حوادث اخیر دنیا و ایران نشان داده است که رسیدن به ثمراتش با گامهای استوار مربوط به سالها و ماه های آینده است نه چندین دهه و چندین قرن.
دوست دارید روز 25 بهمن چه اتفاقی در تهران بی افتاد؟
دوست داشتم که اگر میشد خود مسئولان حکومتی ایران میفهمیدند که هرنوع خشونتی که علیه تظاهر کنندگان روز 25 بهمن به کار ببرند در واقع خشونتی است که علیه خودشان به کار میبرند و سرنوشت خودشان را محدود تر و تنگ تر میکنند و در واقع تظاهر کنندگان روز 25 بهمن آخرین کسانی هستند که به نوعی امید حفظ جایگاهی را برای این افراد در ایران آینده قائل هستند؛ چون حرکت، حرکت اصلاحی است و حرکت مدنی . این حرکت، حرکتی است که میخواهد هر کسی بتواند جایگاه خودش را داشته باشد. حرکتی است که خواستار تغییر رفتارهاست نه انتقام جویی از افراد . اگر حکومتی مقابل حرکتی تا به این اندازه مدنی و مسالمت آمیز ابزاری جز چنگ و دندان نداشته باشد آن حکومت حکومتی است که عملا خودش را از حیات آینده کشور حذف کرده است. بنابراین من امیدوارم و معتقدم که در آینده همه نیروهایی که در صحنه ی جامعه ایران وجود دارند بالاخره به وضعیتی برسند که ضرورت ایجاد یک گفت و گوی اجتماعی و حرکت به سمت اصلاح امور و حرکت به سمت تامین تعیین حق سرنوشت مردم ایران به نقطه واحدی برسند و امیدوارم همه کسانی که روز دو شنبه مسئول امنیت خیابان ها و انتظامات هستند بدانند که اگر ضربه ای می زنند بیش از آنکه علیه تظاهر کنندگان باشد علیه خودشان است.
ندای سبز آزادی: صحن آمفی تئاتر دانشگاه صنعتی سهند تبریز امروز ۲۴ بهمن ماه بار دیگر شاهد فریاد اعتراضی دانشجویان به حضور حامیان دیکتاتوری ایران در دانشگاه بود.
به گزارش دانشجونیوز صفار هرندی وزیر سابق ارشاد و از اعضای سابق سپاه پاسداران به دعوت نهاد رهبری دانشگاه به مناسبت سالگرد ۲۲ بهمن در دانشگاه سهند تبریز حضور یافته بود که با اعتراض گسترده و پرشکوه دانشجویان این دانشگاه مواجه شد.
این برنامه با سخنرانی حجت الاسلام خدیوی، رئیس دفتر نهاد رهبری دانشگاه آغاز شد. وی در ابتدا پیرو اتفاقات قبلی روی داده در دانشگاه، و با توجه به جو اعتراضی دانشجویان سعی در آرام کردن آنها و تشویق دانشجویان به سکوت و عدم اعتراض به حضور صفار هرندی داشت.
صفار هرندی با بحث پیرامون صادر کردن انقلاب به سایر کشورها و کشیدن بحث به موضوعات کلی سعی در تحریف ماهیت انقلاب های مردمی سایر کشورها به ویژه انقلاب های مردمی مصر و تونس داشت. دانشجویان در اعتراض به این روند و نیز دیکتاتوری حاکم بر ایران و حضور عناصر کودتا در دانشگاه با خواندن سرود یار دبستانی و سردادن شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور" آمفی تئاتر دانشگاه را ترک کردند.
در پی این حرکت اعتراضی دانشجویان، صفار هرندی دانشجویان معترض را اغتشاشگر و عامل آمریکا خواند و اذعان کرد حضور او در دانشگاه های کشور همواره با اعتراض همراه بوده است.
لازم به ذکر است که در طی این مراسم بیانیه ی فعالین سیاسی دانشگاه تبریز و روزنامه کلمه و پیام میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بین دانشجویان به صورت گسترده ای پخش شد. این اتفاقات در حالی رخ داد که حضور لباس شخصی ها و حراست در دانشگاه محسوس بود.
حضور صفارهرندی پیش از این در دیگر دانشگاه های کشور نیز با اعتراض گسترده مواجه شده بود. در یکی از این موارد دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، با تجمعی گسترده صفار هرندی را پرتاب کفش بدرقه کردند.
به نظر می رسد صفار هرندی یکز از نفراتی است که هر از گاهی از سوی مسئولین امنیتی کشور برای بررسی شرایط و جو اعتراضی دانشگاه های کشور، برای سخنرانی به یکی از دانشگاه های فرستاده می شود.
" تو نمی دانی مردن، وقتی که انسان مرگ را شکست داده است چه زندگی است! "
احمد شاملو
اینک بیست و پنجم بهمن ماه! اینک دست افشانی خورشید بر سایه سار سبز امید ما. اینک زمان دل بریدن، قطره شدن، باریدن. رود شدن. دریا شدن. موج زدن. رها شدن. طوفان شدن. سیل شدن. خروشیدن. خراشیدن. و همه دردهای به دل مانده را فریاد زدن.
اینک بیست و پنجم بهمن ماه! اینک سکوت سنگین سایه ها! اینک رود بزرگ آرزو. اینک زمان سپید آزادی. اینک خون سرخ سیاوش! اینک موج سبز آدمها که از سایه بدر می شوند. ندا می شوند. سهراب می شوند. اعجاز می شوند. خیال می شوند. ذوق می شوند. پر پرواز می شوند. رها می شوند. از تمام زندانها. از تمام سلطانها. از تمام فریبها. دروغها.
اینک میدان سبز آزادی. آن سپید استوار. آن سرخ سربلند. اینک سم ضربه های زمان که به بی قراری لحظه ها خیره مانده اند. این ساعت رهایی. اینک من که تنها نیستم. اینک تو که تنها نیستی. اینک ما که بیشماریم. ما که قصیده ایم. ما که انسانیم. " انسان. انسان. انسان... انسانها! " ما که قافیه ایم. غزلیم. ترانه ایم. سرودیم. سرود سبز آزادی.
اینک ما. من و تو. که در بزنگاهی دیگر از تاریخ انسان ایستاده ایم. انسانی که راه می رود و سکوت می کند. سکوتی که فریاد تمام دردهاست. تمام حبسها. زنجیرها. شلاقها. شکنجه ها. ترسها و تحقیرها. انسانی که راه می رود و کتک می خورد. گلوله می خورد. کشته می شود و نمی میرد. نه! نمی میرد. " وقتی که انسان مرگ را شکست داده است " مردنش عین زندگی است.
اینک بیست و پنجم بهمن ماه و استبدادی که ترسیده است. مرده است. فرو ریخته است. در رگهای سکوت جمعیتی سرشار. در طنین نازک ناله های یک زندانی ناشناس. یک مادر دربند. یک تبعیدی گمنام. چنانکه بن علی. چنانکه مبارک.
از رنجی که می بریم
اینک بیست و پنجم بهمن ماه و چکمه پوشانی که ترسیده اند و از شدت ترس اجازه راهپیمایی به ما را نمی دهند. اینک بیست و پنجم بهمن ماه و استبدادیانی که به دستگیری و شکستن درهای خانه ها با دیلم، ترسشان را فرو می نشانند.
آنها که تا دیروز ما را " خس و خاشاک " می خواندند و امروز " مرده " مان می پندارند، بدجوری از ما ترسیده اند و ترس را می شود در " نه توی " چشمان مات شان نظاره کرد. ترسیده اند که زندان می کنند. ترسیده اند که اطلاعیه می دهند و پیامک می فرستند. ترسیده اند که نعل را وارونه می زنند. ترسیده اند که در شورای عالی امنیت ملی شان بلوایی از چه کنم چه کنم برپا شده است. ترسیده اند که اینترنت را تعطیل کرده اند . ترسیده اند که اینک آرایش نظامی به خود گرفته اند. همانها که داعیه حمایت از مردم مصر و تونس را داشتند. همانها که دم از انتخابات و آزادی در ایران می زنند. همانها که می خواهند خودشان را رهبر تمام نهضتهای آزادی خواهانه در برابر دیکتاتورها جا بزنند که نمی دانند دیکتاتور اصلی خودشانند که از برپایی یک راهپیمایی مسالمت آمیز می ترسند.
و این تمام رنجی است که ما می بریم. اقلیتی که می ترسد و از شدت ترس می زند. می کشد. زندان می کند و شکنجه. با این همه، همه ظلم، ظالم نیست. گاهی مظلوم هم عین خود ظلم است. اگر که بیدار نشود. اگر که مظلوم بماند و در مظلومیت بمیرد. اگر که ظالم را با سکوت و ترس و اضطرابش یاری رساند. بیست و پنجم بهمن از راه رسیده است و بر من و توست که ظالم را از خواب گرانش بیدار کنیم. که او خواب نیست و خودش را به خواب زده است و از این رو کار من و تو دشوار تر است. او خودش را به خواب زده چون شیفته رویاهای کاذبی است که در خواب برای ما می بیند. او خودش را خدا می پندارد و ما را " بزغاله " و "گوساله" خطاب می کند و در خواب سنگین خودخواهانه اش هیچ حقی بر ما قائل نیست و ما را گوسفندان بی رمه ای می داند که به او سپرده اند.
و این تمام رنجی است که ما می بریم. ظالمانی که سکوت ما را رضایت مان می پندارند و نیامدنهایمان را حمایت از استبدادی می دانند که گوشهایشان را هر روز کرتر می کند. مستبدانی که دروغ می گویند و تحقیر می کنند و در روز روشن رایهایمان را می دزند. چکمه پوشانی که ارزشی برای رای من و تو قائل نیستند و رایمان را تزئین سفره های استبدادی شان می شمارند.
بیست و پنجم بهمن ماه آمده است و باید که من و تو به چیزی بیشتر از انجام وظیفه نیاز داریم. بیست و پنج بهمن آمده است و گذشته گان و آیندگان ایثار ما را به تماشا نشسته اند. اینک سهراب که ما را از آسمان نظاره گر است. اینک ندا که با نگاه پر از سئوال خود، همت ما را به انتظار نشسته است. اینک محسن روح الامینی که وحشیانه در کهریزک به خون غلطید. اینک علی جوادی فر، علی موسوی و محمد کامرانی فر و دهها شهید گمنام دیگری که خرداد 88 به خون بی گناه آنان همچنان سرخ است. اینک شهدای دفاع مقدس که نوبت انجام وظیفه ما را نظاره می کنند. همانها که بی نام و نشان در برابر لشگر صدام و صدامیان ایستادند.
بیست و پنجم بهمن ماه از راه رسیده است و اینک شهدای انقلاب 1357 که برای من و تو در سیاهچاله های استبداد پهلوی به خاک و خون غلطیدند. شهدای 17 شهریور 1357. شهدای خرداد 1342. شهدای مرداد 1332. شهدای مشروطه. باقرخان و ستارخان. اینک تمام گذشتگان نگاهشان به امروز من و توست. اینک نگاه امیرکبیر و قائم مقامها که بر من و تو دوخته شده است. و نگاه مصدقها و شریعتی ها و طالقانیها و منتظریهای تمام تاریخ هفت هزار ساله مان. اینک بیست و پنجم بهمن ماه و نگاه منتظر شهدای 16 آذر. اصلاً چرا راه دور برویم. اینک صدای نفسهای پر شماره اسرای سبز دربندی که جرمشان ایستادن در برابر دروغ بود و نیرنگ. اینک نگاه نوری زاد و تاج زاده و صفایی فراهانی. اینک گوشهای منتظر نسرین محمدی و احمد زید آبادی و بهزاد نبوی و جعفر پناهی و عبدالله مومنی و عیسی سحرخیز و منصور سپانلو و صدها زندانی بی نام و نشانی که همین الان که تو این خطوط را می خوانی زیر شلاق و شکنجه استبداد، فرسوده می شوند. همه آنها منتظر امروز من و تو هستند، برادر! گام بردار!
حرف آخر
بیست و پنجم بهمن ماه پیش از آنکه بیاید تاریخ ساز شده است. بیست و پنجم بهمن ماه پیش از آنکه بیاید پیروزی بزرگ مردم ایران زمین بود که جان تازه ای به پیکره سبز آراء و اندیشه های سترگشان دمید. که ما همینک هم پیروزیم چون مجوز ندادن وزارت کشور دولتی که مشروع نیست بار دیگر به تمام جهانیان اثبات کرد ما بیشماریم و آنها از همین بیشماری ما می ترسند. که حکومتی که دل برای مردم مصر و تونس می سوزاند، برای دیگران مادر است و برای مردمان خودش نامادری! بیست و پنجم بهمن پیش از آنکه بیاید سند دیگری از افتخارات رهبران جنبش سبز ایران است که بار دیگر با هوشیاری و نکته سنجی خود، چکمه پوشان استبداد را آچمز کردند. اینک جان دوباره ای که بر کالبد جنبش سبز ایران دمیده شده است. اینک تحرک تازه ای که جوانان پر امید ما به پیکره سبز اندیشه والای ایرانی داده اند. اینک زبونی و خواری حکومتی که با سایه ها می جنگد و چشمان بصیرتش بی سو شده اند.
بیست و پنجم بهمن نیامده پیروز است چون در خاطرات پدربزرگها و مادربزرگهای فردای نزدیک این سرزمین نوشته خواهد شد: " همه سبزها آمدند. برای صلح و دوستی و عدالت. برای آزادی. آنها آمدند و بار دیگر روح بزرگ حق طلبی مردمان ایران زمین را اسطوره کردند. " باور نمی کنید؟ اینک میدان آزادی. اینک ساعت سه بعدازظهر. اینک سرود یار دبستانی. اینک انگشتان هفت شده ای که پیروزی را نشانه رفته اند! اینک بیست و پنجم بهمن ماه! "
ندای سبز آزادی: سبزهای مالزی پس از فراخوان رسام در مراسمی که سفارت ایران در مالزی به مناسبت سالروز انقلاب اسلامی برگزار کرده بود حضور گسترده ای داشتند.
به گزارش ندای سبز آزادی، سالن برگزاری مراسم مملو از ایرانیان سبزی بود که در تمامی طول مراسم شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دادند، گفتنی است تعدادی از ایرانیان حاظر در مراسم با تحریک نیروهای امنیتی ایران توسط پلیس مالزی بازداشت و پس از ساعتی آزاد شدند.





ندای سبز آزادی- مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفتگو با تلویزیون بی بی سی از تصمیم قطعی ميرحسين موسوی و مهدى کروبی برای شركت در تظاهرات 25 بهمن خبر داد.
به گزارش ندای سبز آزادی، اردشیر امير ارجمند شامگاه ۲۴بهمن (۱۳فوريه) در ادامه این گفتگو به سفر رئیس جمهور ترکیه به ایران هم اشاره و ابراز امیدواری کرد که آقای عبداله گل هم در میان تظاهرکنندگان حاضر شود و همراه با مردم ایران از حقوق مردم مصر دفاع کند.
مشاور میرحسین موسوی با اشاره به راهپيمايى مسالمت آميز معترضان به دولت در ۲۵خرداد ۱۳۸۸تاكيد كرد: "مردم ايران همان طور كه در تظاهرات ميليونى سال گذشته نشان دادند، به بلوغ سياسى بسيار بالايى رسيده اند. بنابراین بايد تمام تدابير لازم اتخاذ شود كه تظاهرات فردا با امنيت كامل برگزار شود و اين وظيفه حكومت است."
آقاى اميرارجمند با تاكيد بر "مسالمت بودن" راهپيمايى ۲۵بهمن گفت: "مدت مديدى است كه راديو – تلويزيون جمهورى اسلامى از حق مردم مصر براى تعيين حق سرنوشت و برگزارى تظاهرات مسالمت آميز دفاع و سركوب را مذمت مى كند". او سپس به حاكمان ايران توصيه كرد كه "خودشان هم به اين موضوع اعتقاد داشته باشند و امنيت مراسم را تضمين كنند."
ندای سبز آزادی: دکتر عبدالله ناصری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی در دوره اصلاحات بازداشت شد.
بر اساس گزارش رسیده به ندای سبز آزادی، دقایقی پیش مامورین امنیتی با حکم دادستان اقدام به تفتیش منزل دکتر عبدالله ناصری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی در دوره اصلاحات نموده و وی را بازداشت کردند.
دکتر ناصری استاد برجسته تاریخ اسلام و از دانشگاهیان فرهیخته و خوش نام است که به اعتدال مشهور است. به گفته دوستان و همکاران ویی ودستگیری این استاد بازنشسته اجباری دانشگاه در شب 25 بهمن ماه نشانگر عدم تعادل روحی اقتدارگرایان و به هم ریختگی کامل آنان است که در صددند عقلای سبز را به بند بکشند و به دست خود شرایط را بحرانی کنند.
خانواده ناصری از مشکلات جسمی او از جمله ناراحتی گوارشی اش ابراز نگرانی می کنند و امیدوارند در اقدامی عاقلانه و مدبرانه هرچه زودتر او را در جمع خانواده ببینند
ندای سبز آزادی: سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) در بیانیه از راهپیمایی روز 25 بهمن حمایت کرد.
متن این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزدای قرار گرفته است به شرح زیر است:
با اينكه فضاي استبداد و خفقان و مطلق انگاري ديري است كه فضاي منطقه ما را پوشانده است، اما انگار نسيم دلنواز آزادي چنان مستوري و بهجتي مي آفريند كه هيچ انساني از لذت درك وجود ذي جودش حذر نمي كند.
آنچه در كشور تونس و سپس در مصر اتفاق افتاد ، نشان از آن دارد كه با ديكتاتوري هيچ ثباتي ماندني نيست، اگر چه عمري 30 ساله داشته باشد.
اكنون اما اين رخسار آزاديخواهان جهان است كه گلگون از شراب شوق شده است و بشاش از نظاره پیروزی انسان هايي كه در اوج سرکوب و ديكتاتوري حق خويش را خواستند و مناسبات سياسي و اقتصادي ديگر گونه اي را طلبیدند و سرانجام شاهد آزادی را در آغوش کشیدند. آنان چيزي نمي خواهند جز آنچه حق خدادادي شان است. مي خواهند آزاد باشند همانگونه كه آزاد آفريده شده اند و چه ظالميني هستند آناني كه انسان را از اين اولين حق طبيعي اش محروم مي سازند و البته چه سرنوشت مشتركي نيز دارند آنانكه خود بنده اند و خويش را در جايگاه خدايي مي نشانند.
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن تحسين مقاومت با صلابت مردم آزاديخواه و عدالتجوي مصر در جهت نيل به مطالبات بر حق خود، لازم مي داند حمايت خود را از اقدام در خور ستايش رهبران جنبش سبز براي برگزاري راهپيمايي مردمي در حمايت از جنبش مردم مصر بر ضد استبداد و دیکتاتوری اعلام دارد. چرا كه از نظر ما، مردم و جنبش مسالمت جوي مصر شباهت ويژه اي با مردم حق طلب ايران و جنبش سبزشان دارند. حتی اگر اين هم نبود، حمايت از حركت انسانهايي ستمديده كه براي رهايي از يوغ جور و استبداد مبارزه مي كنند را وظيفه تك تك انسان هاي آزاديخواه و با وجدان مي دانيم.
اميدواريم حاكميت فعلي جمهوري اسلامي نيز در لحظات باقی مانده، با ايجاد شرايط راهپيمايي آرام و مسالمت آميز مردم و تأمين امنيت راهپيمايي كنندگان صداقت خود در امر حمايت از قيام مردمي مصر و پای بندی آن به اصول مصرح قانون اساسی به عنوان میثاق ملی را به اثبات رسانده و اندك اندك راهي براي عملكرد غیر استبدادی و غیر اقتدارگرایانه خويش باز نموده و در راه اقناع و رضایت مردم و احقاق حقوق از دست رقته آحاد ملت و آزادی زندانیان مظلوم سیاسی تلاش نماید كه تاريخ، اينروزها از تكرار برخي سرنوشت هاي محتوم سخن مي گويد.
فاعتبرو يا اولي الابصار- پس پند و عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت ها (حشر-32)
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)
کیست که در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸ حضور داشته باشد و به حضور خود نبالد؟ کیست که پس از این همه از حضور در آن تجمع مسالمت آمیز پشیمان باشد؟ روزهایی را بیاد بیاورید که که رسانههای جهان در تسخیر جنبش سبز بودند. روزهایی که سکوت ایرانی، توانست گفتهها و نوشتهها را تسخیر کند و رساتر از همهٔ فریادها به گوش همگان برسد. براستی با آن تجمع مسالمت آمیز و آن سکوت سهمگین به کدام ذهن بیدار رسوخ نکردیم؟ کدام قلب مهربان را تسخیر نکردیم و بر کدام لوح سپید سکوتمان را ننوشتیم؟
آن روزها، راهپیمایی ۲۵ و ۲۸ خرداد ۸۸، تراز جدیدی را از ایران و ایرانی به افکارعمومی معرفی کرد. شاید هیچکدام از رفتارهای جمعی ایرانیان در سالیان پس از انقلاب نتوانسته بود تا این حد افکار عمومی را با خود همراه سازد و نظر جهان را به خود جلب کند. همه اقرار کردند که این مردم به دنبال رای خود آمده بودند و غیر حق خود، چیزی نمیخواستند. حتی اقتدارگرایان و اصحاب خشونت هم در مقابل عظمت این روز تسلیم شدند و تا به امروز نتوانستهاند خدشهای به اصل آن وارد کنند و تنها برای فریب اذهان و عوام فریبی، سعی میکنند تا خواستههای مردم را به نوعی من درآوردی تفسیر کنند و خاطر خود را بفریبند.
هیچکس نمیتواند جمعیت ۲۵ خرداد۸۸ را انکار کند، اما آنچه آن جمعیت را ماندگار کرد و آنچه این راهپیمایی به آن مشهور شد، رفتار مسالمت آمیز و سکوت مهیب و سرسام آور مردمی بود که دوست و دشمن را مقهور خود ساخت. شاید اگر راهپیمایان ۲۵ خرداد به دام خشونت حاکمیت میافتادند، تجمع ۲۸ خرداد و تجمعات دیگر تکرار نمیشدند و جنبش سبز این گونه ریشه نمیدواند و پا نمیگرفت. همین که دختران و زنان این همه در تجمعات جنبش سبز پر رنگ و موثر حاضر میشدند، تائیدی دیگر بر فضای سالم و مسالمت آمیز آن تجمعات بود.
جامعهشناسان میگویند آنچه یک جنبش را ماندگار میکند، خواستهها و آرمانهای آن نیست، بلکه شیوهٔ رفتار و شناسههای عملی اوست. تاریخ یک جنبش هم، کمتر به خواستههای زمانی و مکانی کنشگران میپردازد و اغلب داستان رشادتها و گذشتهای آن را روایت میکند. حتی هویت یک جنبش هم با رفتار او شکل میگیرد. بیدلیل نیست که خیلیها دلیل خشم کشورهای تونس و مصر را به تمامی نمیدانند، اما نوواژهٔ «روز خشم» را همه میفهمند. حتی کسانی هم که با دلیل خشم آنها موافق نیستند، نمیتوانند روز خشمشان را انکار کند.
بر همین سیاق، معلوم نیست خواستههای جنبش سبز تا چه اندازه برای مردمان دیگر مهم و قابل درک باشد. حتی معلوم نیست این خواستهها تا کی ادامه دارند و تا چه اندازه درستاند، اما مسالمت آمیز بودن، «راهپیمایی سکوت» و سبزبودن جنبش، ورای خواستهها برای همه قابل فهم است و ابراز همدلی جهانیان با ما ناشی از همین است. آنچه جمعیت ۲۵ خرداد را ماندگار کرد و ریزش سرکوبگران را و همدلی جهانیان را سبب شد، سکوت بود. «سکوت» بود که در تجمع ۲۵ خرداد، مرزها را در نوردید و فرای گفته و رنگ، پیام ملت ایران را به عالم و آدم بازگفت و جنبش سبز را جهانی کرد.
پیش از آنکه جنبشهای عربی واژهٔ «روز خشم» را باب کنند، ایرانیان دروازههای خشم خود را به روی حاکمان گشوده بودند. خشمی که از جنس سکوت بود و سکوتی که سرشار از ناگفتهها بود. در وضعیتی دشواری که جنبشهای ایرانی دارند و در حالی که «حاکمیت به صد زبان از جنبش میخواهد سکوتاش را بشکند و مسالمت آمیز بودن خود را انکار کند» و به دام خشونت بیافتد تا راه سرکوب را هموار کند، هیچ تجمعی نباید به دام خشونت بیافتد. خشونت خواستهٔ خشونت طلبان است و اگر داغی را تسکین میدهد، صد داغ تازه میآفریند. به آئین سبز خود پای بندباشیم.
منبع: سایت کلمه
ندای سبز آزادی: در پی کارشکنی نهاد نمایندگی ولی فقیه دانشگاه تهران در خصوص تجمع 25 بهمن ماه، اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دومین بیانیه خود را منتشر کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی نهاد نمایندگی ولی فقیه دانشگاه تهران پس از انتشار بیانیه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دعوت مردم و دانشجویان این دانشگاه به تشکیل یکی از هسته های اولیه تجمع 25 بهمن ماه دست به توطئه ای جدید زده و قصد دارد به بهانه برنامه ای با عنوان « گفتمان مهدویت و عبور از فتنه های آخر زمان» با انتقال هزاران پاسدار دانشگاه امام حسین و برخی از اعضای حوزه های علمیه اطراف به دانشگاه تهران مانع تشکیل تجمع فردا گردد.
متن بیانیه اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در پاسخ به این عمل به شرح ذیل میباشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَکرُوا وَ مَکرَاللهُ وَ اللهُ خُیرُ الماکِرین
هنوز از سخنرانی ولی فقیه در نماز جمعه و پیام آزادی خواهی ایشان برای مردم مصر و دیگر کشورهای منطقه مدت زمان زیادی نگذشته است که عوامل ایشان در دانشگاه برای بریدن گلوی آزادیخواهان ایرانی دشنه تیز می نمایند. اینگونه است که ولی فقیه آزادی اعتراض برای دیگر مردمان را می پسندد ولی هر گونه ندای حق طلبی و آزادی خواهی در کشور خود را در نطفه خفه می نماید.
با توجه به اطلاعات کسب شده توسط نیروهای انقلابی و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران ، نهاد نمایندگی ولی فقیه با هماهنگی سپاه پاسداران قصد دارد همانند 16 آذر 88 فضای دانشگاه تهران را امنیتی نموده و هزاران پاسدار دانشگاه امام حسین (ع) و طلبه حوزه های اطراف را به عنوان دانشجو همانند 16 آذر سال گذشته به دانشگاه گسیل داده و دست به راهپیمایی علیه معترضین 25 بهمن ماه بزنند. لذا ما از تمامی دانشجویان دانشگاه تهران و مردم عزیز و بزرگوارمان می خواهیم یک ساعت زود تر از وقت مقرر در بیانیه دیروز یعنی ساعت 14 با حضور گسترده خود در سر در دانشگاه تهران توطئه نهاد نمایندگی را خنثی نموده و ما را یاری نمایند.
شکی نیست 25 بهمن ماه یک روز نخواهد بود و از فردا تا روز سقوط دولت کودتا دانشجویان دانشگاه تهران هر روزشان 25 بهمن خواهد بود. انشاء الله
انجمن اسلامی دانشگاه تهران
24 بهمن 1389
ندای سبز آزادی: سایت خبری رجانیوز مدعی شد که اولین تجمع ناکام ضد انقلاب در روز 25 بهمن 57 بود اما در ادامه و در یک جمله متناقض اعلام کرد که البته این تجمع هیچ گاه ثبت تاریخی نشد.
ارگان جنگ روانی دولت کودتایی که این روزها برجوری قافیه را باخته است سعی می کند با نبش تاریخ از یک تجمع چند ده نفره آن هم 3 روز پس از پیروزی انقلاب ملت ایران در سال 57 به عنوان تجمع ناکام ضد انقلاب علیه امام یاد کند. با اینحال اما این شبکه خبری اینترنتی که به صورت مستقیم برای تخریب و جنگ روانی تاسیس شده است می گوید که احتمالاً بسیاری از مردم و مسئولان این تجمع را فراموش کرده اند و البته این تجمع ثبت تاریخی هم نشده است.
نهادهای حقوق بشری مختلف همچنان از عدم احقاق حقوق زن در ایران و پایمال شدن آن سخن میگویند، اما شورای فرهنگی اجتماعی زنان از سوی دولت کودتا برای اجرای خواستههای این دولت و پیشبرد اهداف زن ستیزانه آن فعالیت میکند.
به گزارش خبرگزاری فارس، رئيس شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان اعلام کرده است که اين شورا با همكاري ستاد ملي خانواده، تحقق سريعتر مصوبات نظام براي ارتقاي جايگاه خانواده و شكوفايي استعدادهاي زنان و دختران جامعه را دنبال ميكند و براي استيفاي حقوق شرعي و قانوني اين قشر تلاش ميكند.
کبرا خزعلی در مورد هدف از تشکیل این شورا و فعالیتهای آن گفته است:" اصول و مباني سياستهاي تحقيقاتي مسائل زنان كه يكي از اهداف آن برطرف شدن موانع و تنگناهاي تحقيقاتي مسائل زنان است، سياستهاي فرهنگي و اجتماعي بهينه شدن وضعيت خوابگاههاي دانشجويي كشور، طرحهايي با عنوان سياستهاي فرهنگي، اجتماعي ورزش زنان، سياستهاي فعاليتهاي بينالمللي زنان، منشور حقوق و مسئوليتهاي زنان در نظام جمهوري اسلامي ايران و سياستهاي ارتقاي مشاركت زنان در آموزش عالي كه يكي از اهداف آن ايجاد فرصتها و امكانات عادلانه در تربيت نيروهاي متخصص زن به منظور بهرهگيري از تخصص آنها در توسعه و تعالي كشور است، از جمله طرحهاي مصوب شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان است."
رئيس شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان در ادامه با بيان طرحهاي اجرايي اين شورا اضافه كرد: تأسيس كميته امور بينالملل شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، اعطاي دفترچه، آموزش مواد قانوني به زوجين همراه با سند ازدواج، تدريس دو واحد درس تحت عنوان دانش خانواده، تخصيص روزي در سال به نام روز خانواده و تشكيل مركز آمار و اطلاعات امور زنان كه اين مركز تاكنون دو سايت اينترنتي مركز اطلاعات و آمار زنان و شبكه اطلاعرساني زنان مسلمان را مورد بهرهبرداري قرار داده است، تنها بخشي از طرحهاي اجرايي مصوب شوراي زنان است."
وي در خصوص برنامههاي دهه سوم فعاليت اين شورا گفت:" از آنجا كه در شرح وظايف شوراي زنان بر سياستگذاري، برنامهريزي و سپس انجام تحقيقات، هماهنگي، نظارت و ارزيابي فعاليتهاي مربوط به زنان و خانواده تأكيد شده است، اين شورا در برنامههاي آتي خود پيگيري نحوه اجراي طرحها و هماهنگي بين دستگاهها را در رأس برنامههاي خود دارد تا با همكاري ستاد ملي خانواده، شاهد تحقق هر چه سريعتر مصوبات نظام در جهت ارتقاي جايگاه و عملكرد خانواده بوده و به تبع آن شاهد رشد و شكوفايي استعدادهاي زنان و دختران جامعه باشيم تا به اهداف سند چشمانداز سياستهاي كلان نظام ابلاغي از طرف مقام معظم رهبري كه همان تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و در صحنههاي اجتماعي همچنين استيفاي حقوق شرعي و قانوني زنان در همه عرصهها و توجه ويژه به نقش سازنده آنهاست، برسيم."
با اینکه سابقه شورای فرهنگی اجتماعی زنان به بیش از بیست سال میرسد و در شرح وظایف آن سیاستگذاریهای کلان در حوزه زنان تعریف شده است اما تاکنون همیشه عملکرد و خط مشی و سیاست و تصمیمگیریهای این شورا برخلاف مصالح زنان و در تناقض با انجمنهای حقوق زنان بوده است.
در بیست سال گذشته این شورا هرگز حتی از یکی از مواردی که در کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان یا کمپین یک میلیون امضا مطرح شده، دفاع نکرده است.
اکنون نیز با دقت در مباحث مورد دفاع در این شورا و با توجه به مسائلی که قرار است از سوی این شورا مطرح و مورد بررسی و حمایت قرار گیرد، درمییابیم که این شورا همچنان پای در مسیری دارد که سردمدار آن زنان زنستیز مجلس شورای اسلامی در این دوره و دوره پیش بودهاند.
موضوعاتی چون حمایت از چند همسری یا بی توجهی به حقوق پایمال شده زنان از جمله حق حضانت فرزند، حق طلاق، حق کار، حق ارث مساوی و مواردی از این قبیل که زنان بسیاری را در ایران دچار مشکل کرده است و فعالان حقوق زن نیز به دلیل پایفشردن بر همین موارد اکنون در زندانها بهسر میبرند، هرگز نه از سوی زنان مجلس و نه توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان مورد حمایت قرار نگفته است.
این شورا نیز همچون فراکسیون زنان همّ و انرژی خود را بر مواردی چون تدریس آموزش همسرداری به دختران دانشجو به جای آموزش تنظیم خانواده و حمایت از کاهش ساعت کار زنان برای حذف انها از اجتماع معطوف کرده است.
هرچند رئیس این شورا اعلام کرده است که موارد به تازگی مطرح شده در این شورا برای تقویت خانوادههاست اما تجربه فعالیتهای زنان در جوامع مدرنتر نشان داده است که پایمال کردن حقوق زنان هرچند در مدتی کوتاه ممکن است به ضعیف شدن و ناتوانی آنان بینجامد اما سرکوب آنان در نهایت به عصیان آنها برای احقاق حقوقشان و گاه از هم پاشیدن خانوادهها منجر میشود.
غلامعلی رجایی از رزمندگان دفاع مقدس و پژوهشگر تاریخ در وبلاگ خود پیرامون رابطه ی امام و مردم نوشت: درمیان خاطرات زندگی امام و بویژه خاطرات ورود ایشان پس از ۱۴ سال دوری از کشورنمونه های بس باشکوهی ازعشق ایشان به مردم دیده می شود.اینعشق وارادت وعلاقه متقابل بود.
امام به مردم به عنوان شهروند نگاه نمی کردند. نوع نگاه ایشان به عنوان یک رهبر سیاسی به مردم ازجنس نیاز و احتیاج حاکم وحکومت به آنان نبود.
امام فقط رای مردم آن هم رای موافق شان را نمی خواست و هرگز برای رایشان نقشی تریینی قائل نبود.
امام هرگز به مردم به عنوان ابزاری که رای و حضور آنها برای بقای حکومت لازم است نمی نگریستند و .
امام معتقد بود مرجع با انتخاب مردم است که قدرت می گیرد.
امام مردم و وحدت کلمه آنان را پس از ایمان بخدا از ارکان مهم پیروزی انقلاب اسلامی می دانستند.
امام مردم والبته همه مردم چه مسلمان وچه غیرمسلمان را مخلوق خداوند وشایسته دوست داشتن و محبت می دانستند وخدمت به آنان را نوعی عبادت خدای تبارک وتعالی بشمارمی آوردند.
این نگرش امام تنها به مردم ایران محدود ومنحصرنمی شد.
وقتی رژیم قدرتمند شوروی تصمیم به اشغال افغانستان داشت ومراتب را به امام اطلاع داد ایشان با حساسیت لازم نسبت به ملت مسلمان افغانستان در مورد این اقدام شوروی عکس العمل نشان داده وابرقدرت شوروی را ازاین کار منع نمود وبه آنان گفت : این را بدانید که ممکن است شما بتوانید افغانستان را اشغال کنید ولی نمی توانید درآنجا بمانید وهمین هم شد و ارتش شوروی با خفت وخواری ازافغانستان خارج شدند.
هم براساس همین دید الهی واعتقادی به مردم بود که امام در تعبیری حیرت انگیز مردم را ولی نعمت خود ومسولین کشور معرفی کردند .
دراین تعبیربا توجه به بارمفهومی آن نکات دقیقی نهفته است که دراین مقال مجال پرداختن به آنها نیست.آنهایی که با امام وادبیات او آشنا هستند می دانند که این تعبیرهرگزازجنس تعارفهای متداول رهبران سیاسی با مردم خویش نبود .
امام به مسولین می گفت این را همواره درنظرداشته باشند که اگرمردم نبودند و قیام نمی کردند وبساط رژیم طاغوت را جمع نمی کردند آنها الآن یا درتبیعید بودند و یا در زندان.
هم برهمین اساس بود که به مسولین تاکید می کرد مردم را با خود داشته باشید.
امام به مردم ونقش الهی آنان ایمان داشت ومعتقد بود آنها رابخوبی می شناسد وآنها هم بخوبی او را می شناسند.
امام هرگز مردم را نادیده نگرفت و برای آنان نقشی تعیین کننده در سرنوشت کشور وانقلاب قائل بود.
امام برای مردم شان جلوداری قائل بود .
یکبارکه نخست وزیر وقت – سید مظلوم این روزها مهندس موسوی- درمنزل فرزند امام مرحوم حاج احمد آقا درمحضر امام بود امام به او گفت مردم جلودار ما هستند.امام گفته بود همه آنها حتی خود او – امام – پشت سرمردم هستند!
امام بارها دردیدار با مسولین کشورملت ایران رابهترین ملتها می دانست ومعتقد بود حضور مردم در صحنه باعث عزت ایران وانقلاب شده است.
امام خود را مقهور واطف ملت نسبت به خود می دانست ومی گفت هرگزازعهده پاسخ به احساسات آنها نسبت به خود برنمی آید.
امام همواره و تا آخرعمرمبارک خویش با مردم صادق بود وکسی جز صدق وصفا ازاوندید ونشنید.
در اولین روزی که امام به کشور وارد شده واعلام کردند برای ادای احترام به مقام شهدا به بهشت زهرا می روند در آنجا براثرازدحام وفشار مردمی که سالها امامشان را ندیده واکنون او را در چند قدمی خود می دیدند ومی خواستند خود را به ایشان نزدیک کنند و درآغوش بکشندعمامه امام از سرشان افتاد وایشان برای لحظاتی به زیر دست وپای مردم افتادند.
وقتی امام پس ازاتمام سخنراننی به خانه یکی ازبستگانشان منتقل شدند درتعریف این صحنه گفتند: بعد ازاینکه عمامه از سرم افتاد ومن بر اثر فشار مردم زمین خوردم ومردم برای لحظاتی از روی من رد شدند احساس کردم دارم قبض روح می شوم وادامه دادند بهترین لحظه عمرمن زمانی بود که احساس می کردم دارم در زیر دست و پای مردم ازبین می روم.
ندای سبز آزادی: سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیرو های خط امام با صدور بیانیه ای ضمن تبریک پیروزی بزرگ مردم مصر بر دیکتاتوری،و با گرامی داشت یاد همه شهیدان ، همانها که رفتند تا مردمشان بمانند و روزهای سبز آینده را ببینند. آورده است امیدواریم صدای نارضایتی مردم پیش از آنکه به شکل خشم و قهر ملی درآید توسط حاکمان کشورهای فاقد دموکراسی شنیده شود و به جای انحصار طلبی، وعدههای دروغ، سرکوب و نیرنگ به دموکراسی، صداقت، آزادی و شفافیت روی آورند.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
جوانان، دانشجویان و دوستان عزیز در ایران و سایر کشورهای دنیا درود صمیمانه ما را بپذیرید.
ما از کشوری با شما سخن میگوییم که وارث تمدنی چند هزار ساله و فرهنگی سرشار از معنویت، زیبایی و نوع دوستی است. مردمی که بر اساس سنتهای ملی و آیینی نسبت به یکدیگر و دستگیری از هم، سابقهای طولانی دارند و آنگونه که سعدی، شاعر و حکیم پرآوازه ایرانی میگوید:
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهراند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
جملاتی که زینت بخش سازمان ملل شده تا یادآور نزدیکی ملتها و ضرورت مسئولیتپذیری آنان نسبت به یکدیگر باشد.
دوستان
طی هفتههای اخیر جوانان غیور و عزتمند مصر افتخارآمیزترین جلوههای آزادیخواهی و عدالت طلبی را به نمایش گذاشتند و سرانجام طعم شیرین سقوط دیکتاتور را در کام خود چشیدند.
این جنبش اصلاحی که پس از قیام حقطلبانه مردم تونس آغاز و آن را «ثورةالشباب» و یا «ثورةالشعب» خواندند به مهم ترین سوژه خبری و تحلیلی رسانهها تبدیل شد و در کانون توجه همه ملتها قرار گرفت.
همه دیدیم که جوانان آزادیخواه مصر (شباب الحر) با هنر خلاقانه خود زیباترین صحنهها را چگونه آفریدند. آنجا که عدهای از آسایش و آرامش خود گذشتند تا آسایش و آرامش هموطنانشان را رقم زنند. همانها که رفتند تا مردمشان بمانند و روزهای سبز آینده را ببینند. کسانی که جویای نام نبودند و گمنامی را وجهه همت خویش ساختند. راست قامتانی که راحت جان نطلبیده و سینه خود را آماج گلوله خصم قرار دادند.
آنها که شور و احساس جوانی را با خردورزی و فرزانگی پیوند زدند. کسانی که مشق سیاست نکرده، مسئله آموز صد معلم شدند و در چشم به هم زدنی از سالخوردگان محافظه کار گذشته و قله های سیاست ورزی را فتح کردند و در یک کلام حماسهای ماندگار از شور و شعور، حضور و مسئولیت پذیری، زمان شناسی و آیندهنگری را به ظهور رساندند تا خود مسلط بر سرنوشت خویش باشند. جوانان مصری بر کنارههای رود نیل در میدان تحریر ایستادند و همچون موسی راه نجات ملتهای تحت ستم را از میان موجهای خروشان خشونت و نیرنگ باز کرده و به ساحل نجات رهنمون شدند.
حرکت جوانان مصری بن بست حاکم بر این کشور و سایر کشورهای دیکتاتوری را شکست و به موتور محرکه ملتها برای رسیدن به آزادی و کرامت انسانی مبدل گشت. جوانان تونس و مصر در هفتههای اخیر همانگونه که امید را در دل ملتهای ستمدیده زنده ساخته و الهام بخش جوانان سایر کشورها شدهاند، حکومتهای ستم پیشه برخی کشورها را نیز به شدت نگران ساخته و لرزه بر اندام آنها انداختهاند. آن گونه که معمّر قذافی حاکم نظامی و نا متعادل لیبی شتابزده به حمایت از «زینالعابدین بن علی و حسنی مبارک» پرداخت و مردم کشورهای آنها را مورد شماتت قرار داد. او به درستی میداند که سمفونی شادی آفرین گوش نواز و روحبخش سقوط دیکتاتورها که توسط جوانان به صدا درآمده است به زودی در لیبی و برخی دیگر از کشورها نیز به گوش خواهد رسید و حیاتی نو برای ملتهای آنها به ارمغان خواهد آورد. حیاتی که در آن هیچ جایی برای دیکتاتورها نخواهد بود.
دوستان و هم نسلان عزیز
ما و شما بخوبی مشاهده کردیم که مردم مصر از وابستگی حاکمان به قدرتهای سلطه طلب و به ویژه آمریکا و هم پیمانی با اسرائیل نه تنها ناراضی بودند که این وابستگی و هم پیمانی را موجب نفی حاکمیت ملی و تحقیر مردم و تشدید مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش میدانند.
به راستی ثمره حکومتی که طی ۳۰ سال گذشته با اعمال وضعیت فوقالعاده، سرکوب و تشدید سانسور تنها به بقای خود میاندیشید چیست؟
هر زمان نو میشود دنیا و ما بیخبر از نو شود اندر بقا
آیا وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کنونی مصر شایسته این سرزمین کهن و پیشرو است؟ آیا مردم و بویژه جوانان مصری حق داشتند بپرسند چرا کشورشان دچار پس رفتهای عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شده است؟ آیا این شرایط نتیجه همان وابستگی و هم پیمانی و بریدن از مردم نبود؟
روشن است که مردم مصر پس از چند جنگ تمام عیار و حداقل ۲ بار تجاوز اسرائیل به این کشور و اشغال فلسطین و کشتار مردم غزه از همکاری دولت خود با این رژیم جنایت پیشه و نژاد پرست خشمگین بودند و این امور را در اعتراضات اخیر خود به دفعات نشان دادند. مردم میدانند که اگر همکاری مصر با دولت اسرائیل نمیبود هیچگاه امکان بسط جنایتهای این رژیم غاصب فراهم نمیآمد.
دوستان، جوانان و دانشجویان عزیز
امروز همه کسانی که به انسان و کرامتش باور دارند موظف به حمایت از جنبش جوانان مصر هستند. اگر سرنوشت ملتها به یکدیگر گره خورده و اگر به مدد پیشرفت وسائل ارتباط جمعی، مرزهای جغرافیایی به میزان زیادی کنار رفته است، پس بایستی نسبت به آنچه که در سایر جوامع میگذرد حساس بود و به مسئولیت خود در مقابل آنها عمل کرد. امروز حمایت از جوانان مصری همراهی با همه ملتهایی است که خواهان دستیابی به دموکراسی، آزادی، عدالت و کرامت انسانیاند.
جوانان مصری طی روزهای گذشته نشان دادند که اگر دیکتاتورها منطقی جز زور و ارعاب ندارند در مقابل آنان جز با مقاومت و مجاهدت نمیتوان ایستاد. آنها ثابت کردند که دیکتاتورها بیش از هر چیز از عدالت واهمه دارند و برای فرار از آن به هر ترفندی دست خواهند زد.
آنها میدانند که گفتگو با دیکتاتورها نه تنها ثمرهای نداشته که حتی امکان وقوع عینی نیز ندارد. چراکه آنها گوشی برای شنیدن ندارند و حتی درک درستی از گفتگو و لوازم آن نیز ندارند که اگر اهل شنیدن بودند کار به تظاهرات و جنبش اعتراضی نمیکشید.
امروز همه اذعان دارند که مردم مصر حق داشتند به وعدههای حاکمان اعتماد نکنند و آنچه که تحت عنوان اصلاح قانون اساسی، آزادی زندانیان سیاسی، رفع سانسور، مبارزه با فساد و مجازات قاتلان و عوامل سرکوب مطرح میشد، را وعدههایی توخالی برای نجات حکومت و تداوم سلطه بر این کشور مهم اسلامی و عربی بدانند.
اکنون مردم مصر سربلند و سرافراز جشن پیروزی را برپا داشته و به تحسین جوانان خود میپردازند. جوانانی که در مقاومتی شجاعانه و البته مسالمتآمیز طومار دیکتاتوری ۳۰ ساله را در هم پیچیدند و شاهد صبح آزادی پس از شبی سرشار از حماسه و ایثار هستند.
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
ما جوانان مجمع نیروهای خط امام ضمن تبریک این پیروزی بزرگ یاد همه شهیدان را گرامی داشته و دستیابی به سایر مطالبات بر حق مردم مصر را آرزومندیم و مراتب خشنودی خود را از این رویداد مهم اعلام میداریم. همچنین امیدواریم صدای نارضایتی مردم پیش از آنکه به شکل خشم و قهر ملی درآید توسط حاکمان کشورهای فاقد دموکراسی شنیده شود و به جای انحصار طلبی، وعدههای دروغ، سرکوب و نیرنگ به دموکراسی، صداقت، آزادی و شفافیت روی آورند.
والسلام
جوانان مجمع نیروهای خط امام (ره)
آزاده افروز: رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی و امام جماعت مسجد امام صادق (ع)، جمعه شب بعد از اقامه نماز جماعت مورد حمله افرادی ناشناس قرار گرفت.
در حمله مهاجمان، فرزند منتجبنیا که برای دفاع از پدر، خود را واسطه قرار داده بود، از ناحیه صورت به شدت زخمی شد. پیشتر هم جمعی از بسیجیان به منتجب نیا و خانوادهاش توهین و فحاشی کرده بودند که با اعتراض هیات امنای مسجد و استفتا از مراجع تقلید مجبور به عقب نشینی شدند..
این حملات درحالی است که مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی و یکی از رهبران جنیش سبز در حصر کامل به سر میبرد و خانوادهاش از ملاقات و تماس تلفنی با او منع شدند. در آستانه فراخوان ۲۵ بهمن تعداد زیادی از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشجویان توسط ماموران اطلاعات و اغلب بدون ارائه حکم قانونی، بازداشت و روانه زندان شدند.
کلمه با آقای منتجب نیا درباره حمله نیروهای لباس شخصی به او و پسرش گفتگو کرده است که در پی میآید.
دیروز خبری منتشر شده بود مبنی بر حمله فیزیکی به شما در مسجد امام صادق، این خبر صحت دارد؟
بله درست است. خبر این بود که بچههای پا یگاه بسیج مسجد بدون هماهنگی با من و هیات امنا، چهار شب برنامه گذاشتند با عنوان «بصیرت بعد از دوران فتنه» یک همچین چیزی، چهار نفر سخنران را دعوت کرده بودند از سپاه و روحانیون سپاه و نهاد نمایندگی رهبری در سپاه و دانشگاه و در مورد بصیرت و سران فتنه و اینها صحبت میکردند و اصرار داشتند که همه باید اعلام موضع بکنند. شب اول که من از مسجد چون کار داشتم بعد از نماز خارج شدم به طرف ماشین که میرفتم با پسرم روح الله، دیدم یک جوان حزب اللهی که به احتمال زیاد بسیجی بود، منتهی اسم و مشخصاتش برای ما معلوم نشده، آمد طرف من و گفت شما فلانی هستید و شروع کرد فحش دادن و فحشهای ناموسی، شاید بیش از بیست مرتبه فحاشی کرد و حرفهای بسیار زشت ناموسی زد و گفت که اگر مسجد را ترک نکنید چه میکنیم.
به شما حمله کرد؟
آمد طرف من که شاید میخواست حمله فیزیکی بکند ولی پسرم روح الله رسید و اون جوان بسیجی با پنجه بوکس به پسرم حمله کرد، چون مشت معمولی نمیتواند این جراحت را وارد کند. مشتی به صورت روح الله زد و پسرم سرش گیج رفت. من به سمت ماشین رفتم، کسی از مسجدیها نبود و راننده من هم رفته بود ماشین را از پارکینگ بیاورد و چون تاریکی بود و کسی نبود از این تاریکی و از غیبت مردم سو استفاده کرد. سوار ماشین شدم در ماشین را باز کرد و شروع کرد به فحاشی کردن که لگدی زد و ما هم حرکت کردیم. بعد از این جراحتی که به پسرم وارد کرد من دیدم که بچههای بسیج با بیسیم در پشت سر او با فاصله ۵ متری گزارش میداد که الان درگیر شدند و الان زد. ما آمدیم و من را به منزل رساندند. بعد از آن هیات امنا به کلانتری گفته بودند افسر کلانتری آمدند و پسر من را بردند شبانه به پزشک قانونی و گواهی جراحت گرفتند.
بسیجیها حمله کننده را میشناختند؟
بله. میشناختند. شکایت کردم اما اسم این جوان که فحاشی و حمله کرده هنوز بسیجیها به ما ندادند و امروز هم خواستیم که اسمش را پیدا کنند و گفتند که پیدا میکنیم و احتمال زیاد است که پارسال هم همین بسیجی در راهپیمایی ۲۲ بهمن به من حمله کرد و میخواست متعرض من شود که او را مردم گرفتند و مانع شدند و کسانی که شنیدند میگویند همین جوان بوده و ماموریتی داشت که کار را امسال و پارسال انجام دهد.
فکر میکنید این برنامه ریزی شده از سوی پایگاه بسیج منطقه بوده است؟
حالا پایگاه بسیج که میگویند که ما مخالفیم و به او اعتراض کردیم، معلوم نیست که خودش این کار را کرده یا برنامه ریزی شده است. قطعا از جایی برنامه ریزی شده حالا از همان پایگاه بوده یا جایی دیگر هنوز مشخص نیست. دادگاه هم او را میخواهد و باید بررسی کند به هر حال باید بسیجیها او را معرفی کنند و باید بفهمیم که از کجا ماموریت گرفته است.
آیا این حمله را در پی فشارها بر سیاسیون و بازداشتهای اخیر فعالین سیاسی و دانشجویی و مرتبط با فراخوان ۲۵ بهمن آقایان موسوی و کروبی میدانید؟
قطعا در ارتباط با آن فشارها هست اما اینکه ارتباط با آن فراخوان داشته باشد نمیدانم اما فشارهای زیادی بر من هست که در مراحل مختلف تاکید دارند که باید موضعات را در قبال آقایان کروبی و موسوی بیان کنی. من بارها در سایت و مقالاتم بیان کردهام، فشار به من هست که مواضعام را در برابر این آقایان و جریانات اعلام کنم.
آیا از شما خواسته شده که از حزب اعتماد ملی استعفا بدهید؟
نه همچین چیزی نخواستند و حزب الان فعالیتی ندارد و مشخص نیست که اجازه میدهند که فعالیتی داشته باشد یا نه.
نظرتان راجع به فراخوانی که رهبران جنبش سبز دادهاند چیست و فکر میکنید معترضان این حق را دارند که به خیابان بیایند و در حمایت از مردم مصر و تونس راهپیمایی کنند؟
من نظری ندارم اما ای کاش دولت به منتقدینش اجازه میداد که یک راهپیمایی داشته باشند و هم وزن آنها مشخص شود و هم حرفشان زده شود و این طور تلقی نشود که آزادی تنها برای موافقین است و مخالفین آزادی ندارند. قانونا هم منعی ندارد و به هر حال من فکر میکنم عقل سیاسی ایجاب میکند که چنین فضایی را در مملکت به وجود بیاورند برای منتقدین که بتوانند در چارچوب نظام و قوانین و احزاب حرف خودشان را بزنند و انتقادات خودشان را ارائه کنند.
تجربه قیام مصر را چطور میبینید. اینکه مردم خواست خودشان را به شیوهای حضور در خیابان و مقاومتی ۱۸ روزه به حکومت نشان دادند، فکر میکنید برای رسیدن به دموکراسی شیوههای این چنینی چه قدر موثر است؟
شرایط مختلف است در هر کشوری با کشور دیگر، در شرایط مصر این پاسخ داد اما معلوم نیست که در همه جوامع و کشورها چنین شرایطی پاسخگو باشد. آنجا به جایی رسیده بود که توانست به نتیجه برسد ولی این را نمیشود تعمیم داد به همه کشورها و همه شرایط.
ما سی و دومین سالگرد انقلاب را پشت سر گذاشتیم، آیا اهداف اولیه انقلاب با آنچه امروز پیاده میشود سازگاری دارد؟ برخی معتقدند که انقلاب ایران از آرمان هایاش منحرف شده است؟
من انتقادهایی دارم و معتقدم که در خیلی از زمینهها فاصله گرفتیم و باید برگردیم به آن چیزی که مردم و حضرت امام و قانون اساسی آ ن را میخواهد. ما از قانون اساسی هم خیلی فاصله گرفتیم.
به فاصله گرفتن از قانون اساسی اشاره کردید. آقای خاتمی حداقلهایی را برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات اعلام کردند، فکر میکنید با برخوردی که اقتدارگرایان داشتند این شرایط امکان تحقق دارد؟
من نظری در رابطه با پیشنهادات ایشان ندارم اما عقلای قوم باید فکر کنند که برای حضور مردم در انتخابات آینده باید تحول و تجدید نظر شود. چون چشم انداز روشنی برای حضور مردم وجود ندارد و همیشه حرفم این است که عقلا از جناحهای مختلف درباره این مسائل هم اندیشی کنند و کار به دست عقلا باشد و نه افراد تند رو افراطی که بدون فکر کار میکنند.
شما این راهکارهای مسالمت آمیز مبارزه و اصلاح طلبی را چه میدانید؟
من فکر میکنم که کار اگر دست عقلا افتاد باید بنشینند طراحی کنند و من الان طرح خاصی ندارم و اصرار من این است که کارها دست افراد افراطی و تند رو نباشد و دست معتمدین و عاقلان دلسوز باشد.
ندای سبز آزادی: در پی فراخوان راهپیمایی ۲۵ بهمن، ایرانیان سبز مقیم مالزی در حمایت از رهبران جنبش سبز و همآوایی با ایرانیان داخل کشور در روز یکشنبه ۲۴ بهمن در کنار برجهای دوقلوی کوالالامپور، گرد هم آمدند و مراسم کنسرت سفارت جمهوری اسلامی را سبز کردند.
به گزارش رسام و بنا بر گفته شاهدان عینی، ایرانیان با لباس های سبز و نماد دستبند و بادکنک های سبز و پوسترهای شعار و حمایت از هموطنان ایرانی در مراسم شرکت کرده بودند.
این مراسم که از سوی سفارت ایران به بهانه سالگرد انقلاب برگزار شده بود با موج جمعیت سبز پوش، رنگی دیگر به خود گرفت. مجری مراسم با شروع سخنرانی با شعار مرگ بر دیکتاتور حاضران مواجه شد و از همین بود که مسوولان سفارت تصمیم گرفتند با ادامه برنامه و پخش موسیقی صدای معترضان را خاموش کنند.
ماموران سفارت ایران ، چند تن از معترضان را به پلیس مالزی تحویل دادند و سعی می کردند با همکاری پلیس معترضین را از سالن بیرون کنند. اما باز هم صدای مرگ بر دیکتاتور در سالن شنیده می شد.
بنا بر گزارشهای رسیده، پنج نفر از سبزهای مالزی از سوی پلیس دستگیر شدند و این در حالی است که ماموران سفارت سعی می کردند تا معترضین و طرفداران جنبش سبز را از سالن به بیرون هدایت کنند.
این برنامه به دعوت تشکل رسام- راه سبز ایرانیان مالزی- شکل گرفته بود و این دومین تجمع سبزهای مالزی است که با دخالت سفارت ایران و پلیس مالزی به بازداشت معترضان منجر شده است.
یکسال و نیم پیش سبزهای مالزی بعد از کودتای انتخاباتی در مقابل سازمان ملل تجمع کرده بودند که پلیس مالزی برای متفرق کردن آنها گاز اشک آور شلیک و عده ای را نیز دستگیر کرده بود.
جنبش سبز مالزی در چند روز اخیر با انتشار بیانیه ای حمایت همه جانبه خود را از خواسته ها و اعتراضات مردم ایران اعلام کرده و خواهان حضور مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن شده است.
در مراسم امروز شعارهای یاحسین میرحسین جمعیتی ۲۰۰۰ نفری، حامیان دولت کودتا و مسئولان سفارت را به وحشت انداخته بود.
در پایان مراسم جمعیت سبزپوش در کنار بزرگترین مرکز تجاری کوالالامپور راهپیمایی نمادینی را انجام دادند و باردیگر حمایت و همدلی خود را با هموطنان داخل کشور اعلام داشتند.
عکس ها و فیلم های این مراسم به زودی منتشر خواهد شد.
ندای سبز آزادی: معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور درخواست مجوز راهپیمایی “به بهانه حمایت از مردم مصر” را نتیجهی اجرای خط القای انگلیس مبنی بر تحت الشعاع قرار دادن پیروزی بزرگ ملت مصر تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران دانست. مهدی علیخانیصدر اعلام کرد: این عناصر به غیرقانونی بودن درخواستشان کاملاً واقف هستند و میدانند که مجوز اغتشاش دریافت نمیکنند
به گزارش سایت تغییر، ساعاتی پس از این اعلام، اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی و مشاور مهدی کروبی اعلام کرد که اصلا نیازی به مجوز نیست. وی که به پرسش خبرنگار رادیو بیبیسی فارسی پاسخ میداد تصریح کرد: بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسی برای .راهپیمایی نیازی به مجوز نیست و آنان که در خرداد ۸۸ آمدند هم به دعوت یا اجازه کسی نیامده بودند.
گرامی مقدم افزود: مردم انتظار ندارند که وقتی حاکمیت از جنبشهای آزادیبخش تونس و مصر حمایت کرده است در تناقضی آشکار با مردم خود برخورد کند
پیش از این، اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی نیز اعلام کرده بود که درخواست مجوز، کاری حقوقی بود اما راهپیمایی ۲۵ بهمن برگزار میشود و برنامهای برای لغو آن وجود ندارد .وی از حکومت خواسته بود که به وظیفه قانونیاش برای حفظ امنیت راهپیمایان عمل کند
مناقصه بزرگ نفتی عراق بدون حضور کشور نفتخیز همسایه، ایران برگزار میشود.
در حالیکه در روزهای نخست سال جاری میلادی مقامات عراقی خبر از برگزاری چهارمین دور مناقصات نفتی دادند،نام ایران و شرکتهای نفتی ایرانی در لیست کشورهای شرکتکننده در این مناقصه به چشم نمیخورد.
تاكنون دو مناقصه نفتی و یك مناقصه گازی در این كشور برگزار شده است. مناقصات بزرگ نفتی شیوه عراقیها برای توسعه سریع صنعت نفت در این كشور به شمار میرود و آنگونه كه اللعیبی، وزیر نفت عراق اعلام كرده مناقصه جدید برای اكتشاف 12 بلوک گازی برگزار میشود.
این درحالیست که حضور ایران در این مناقصه فرصت خوبی برای خودنمایی و فعالیت شرکتهای نفتی ایرانی بود.
هرچند حضور در مناقصاتی از این دست و رقابت با شركتهای بزرگ نفتی توان اجرایی زیادی میطلبداما شاید بتوان انتظار داشت در بخشهایی از قبیل خدمات جانبی حفاری، که ایران در سی سال گذشته در این زمینه تجربههای بسیاری کسب کرده است، شاهد حضور شركتهای ایرانی نیز باشیم.
از سویی در اغلب موارد، شركتهای برنده مناقصه، خود عهدهدار تمامی مراحل توسعه میدان نیستند و مراحل مختلف توسعه از مطالعات اولیه مخزن تا بهرهبرداری و تكمیل چاه به شركتهای متعدد و اغلب بومی سپرده میشود. بنابراین میتوان پیشبینی كرد به تدریج بر تعداد شركتهای منطقهای حاضر در عراق افزوده شود. در این میان بدون شک جای شركتهای ایرانی خالی خواهد بود.
هرچند به نظر میرسد با توجه به اولویت حضور در ایران و اینكه حتی در مواردی همچون میدان آزادگان قرارداد با شركتهای غیرایرانی منعقد میشود، نباید چندان منتظر حضور چشمگیر شركتهای ایرانی در بازار نفت عراق بود.
نگاهی به سه مناقصه نفتی و گازی که پیش از این در عراق برگزار شده نشان می دهد که قرار است سه میدان زبیر، قرنه غربی و رمیله که مناقصه برای آنها برگزار شد، 9 / 4 میلیون بشكه به تولید نفت عراق اضافه كنند. در دومین دور، توسعههفت میدان با مجموع ذخایر 7 / 62 میلیارد بشكه برای افزایش تولید به میزان 6 / 9 میلیون بشكه واگذار شد. سومین دور نیز مرتبط با توسعه سه میدان گازی با مجموع ذخایر 300 میلیارد مترمكعب و تولید 820 میلیون فوت مكعب گاز طبیعی بود.
در این مناقصات، اغلب شركتهای بزرگ نفتی جهان حضور دارند. شركتهایی همچون اكسونموبیل، شل، توتال و بیپی، شركتهای شرقی همچون پتروناس، شركت نفت چین و گازپروم نیز در این میادین حضور دارند.
در سه مناقصه نخست در مجموع 18 شركت برنده شدهاند. بنا به گفته یكی از كارشناسان، در دو دور نخست مناقصات نفتی در مجموع 77 شركت خارجی شركت كردهاند كه بسیار كمنظیر به شمار میرود. متاسفانه با وجود حضور شركتهای چندملیتی غربی و شرقی و نیز همسایههای عراق از جمله كویت و تركیه و حتی شركت سونانگول از آنگولا، شركتهای ایرانی هنوز نتوانستهاند در مناقصات بزرگ بازار نفت عراق مشاركت كنند. البته حضور این تعداد از شركتهای خارجی صرفا به دلیل ظرفیتهای نفتی موجود در این كشور نیست بلكه تغییرات سیاسی عراق و تدابیر مسوولان نفت این كشور را باید دارای سهم عمدهتری دانست.
اما در این میان خالی بودن جای شرکت های نفتی کشور همسایه عراق جای تعجب دارد. ایران با سیاست خارجی نادرست خود در چند سال اخیر سبب مطرود شدن خود در صحنه اقتصاد جهانی شده است و از سویی شرکتهای نفتی بزرگ مدتیست ایران را ترک کرده و تحریمها نیزراه ورود تکنولوژی به صنعت نفت ایران را بسته است. این یکی از دلایل مطرود بودن ایران در چنین مناقصاتیست. آنچنان که دیگر در مناقصات کشور همسایه خود که در صنعت نفت از سابقه ایران برخوردار نیست، نیز امکان حضور و خودنمایی ندارد. با این وصف پیشبینی میشود در چند سال آینده اگر وضع به همین منوال و با همین سیاست پیش رود ایران در صنعت نفت خود نیز ناتوان از تدبیر و حل مسائل باشد و در مناقصات دیگری که ممکن است در کشورهای همسایه از جمله افغانستان که به تازگی ذخایر نفتیاش کشف شده است، هم عاجز باشد و فرصتهای بسیاری را از دست بدهد.
يك روز مانده به راهپیمایی معترضان ایرانی در حمایت از انقلاب های مردمی در تونس و مصر، از تهران پایتخت ایران گزارش می رسد که فضای شهر امنیتی شده و ماموران در حال استقرار در خیابان های اصلی به ویژه مسیر های اعلام شده برای راهپیمایی هستند.
در همین راستا یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود به العربیه گفت که به نیروهای سپاه و بسیج دستورداده شده درصورت زیاد بودن جمعیت تظاهرکننده با آنها برخورد نکنند و تنها تظاهرکنندگان را کنترل کنند.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی ، دو تن از رهبران مخالفان دولت در ایران، در نامه ای به وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران خواستار صدور مجوز برای "راهپیمایی مردمی" در روز 25 بهمن با هدف حمایت از حرکتهای اعتراضی در تونس و مصر شدند.
علیخانی صدر معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور ایران در پاسخ به این در خواست اعلام کرد که برای این تظاهرات مجوز صادر نخواهد شد.
به گزارش خبرگزاری "فارس" آقای صدر در اینباره گفت: "چطور مي توان باور كرد كساني كه مجري سياستهاي فتنهگرانه آمريكا و انگليس در كشور بوده و هستند و فتنهگريهاي آنها مستمراً و صراحتاً مورد تشويق و حمايت مالي، سياسي و رسانهاي غرب و رژيم صهيونيستي و مبارك و امثالهُم است، يكدفعه بر خلاف منافع غرب و ديكتاتورهاي دست نشانده آنها كه صداي شكستن استخوان آنها به گوش ميرسد، اقدامي بكنند؟"
اصولگرایان حاکم بر ایران به معترضان این کشور "فتنه گر" می گویند.
پیشتر نیز غلامحسین محسنی اژه ای دادستان ایران درخواست راهپیمایی را "سیاسی" خوانده بود و تهدید کرده بود در صورت لزوم مردم پاسخ آن را خواهند داد.
با این حال به نظر می رسد اصلاح طلبان با وجود صادر نشدن مجوز قصد ندارند آن را لغو کرده و بر انجام آن اصرار دارند. حمایت های گروه ها و شخصیت های اصلاح طلب از تظاهرات دو شنبه همچنان ادامه دارد.
توهم توطئه یعنی هر رویدادی را چه اکنون رخ دهد چه در گذشته پیش آمده باشد نتیجه نقشه مخفیانه دسیسه گران بدانید.
در تئوری توطئه، فرد به شکل ظاهری رویدادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باور ندارد و معتقد است که هرچه در عالم رخ می دهد نتیجه فعالیت پنهان گروهی ست که در پی بدست آوردن امکانات همه این عالم اند. فرد متوهم فکر میکند هیچ اتفاق سیاسی، مالی و اقتصادی در اطراف شما بدون دلیل پشت پرده رخ نمی دهد و همیشه به هدایت همان پشت پردههاست.
اگر توهم توطئه داشته باشید همه چیز را با دیده شک و تردید می نگرید و درهر پیش امد بدی بیش از آنکه دستهای خود را ببینید، از دستهای پنهان سخن میگویید، هرچند هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات آن نداشته باشید.
در دولت کودتا این توهم توطئه در همه افعال و افکار کودتاگران بهشکل بیمارگونهای نمود دارد، علاوه بر اینکه دشمن فرضی هم به همه این توهمات اضافه شده است. دشمنی که همیشه در کمین و اماده ضربه زدن است. هرچه خوب است ناشی از عملکرد درست و بهجا و صحیح دولت و آنچه خطاست نتیجه توطئه دشمنان است.
اگر مردم نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض دارند دشمنان آنان را تشویق به اعتراض کردهاند، راهپیماییهای اعتراضی مردم هم نتیجه همین است، اگر در کهریزک چنان جنایاتی رخ می دهد هم کار نفوذیهای دشمن است و در نهایت سران اعتراضات میلیونها دلار از دشمنان دریافت کردهاند تا کشور آرامی را که همه موفقیتهایش نتیجه تدبیر و عملکرد دولت کودتاست به هم بریزند.
این توهم تا آنجا پیش می رود که گاه به خودی هم شک میکنند و هرآنچه در نهادها و سازمانهای وابسته به خودشان رخ میدهد را هم به دیده شک مینگرند و هر موضوع طبیعی یا هر اشتباهی را ناشی از نفوذ دشمن در دستگاهشان تعبیر میکنند. غافل از آنکه این دشمن فرضی و این داستان توطئه را خود روزی برای اسیر کردن بیشتر مردم ساختهاند و اکنون به شکل یک فکر بیمارگونه دامان خودشان را هم گرفته است. به قولی دروغ انقدر بزرگ بوده است که خود هم باورش کردهاند.
به تازگی خبرگزاری حکومتی فارس (وابسته به سپاه) در گزارشی از نصب علامتهایی در شهر که خود آن را نمادهای شیطان پرستی مینامد اظهار نگرانی کرده است. در واقع توهم توطئه در دولت کودتا اینبار گریبان شهرداری را گرفتهاست.
این خبرگزاری در گزارشی نوشتهاست:" نصب نماد چشم شيطان پرستي در بسياري از المانهاي شهري به چشم ميخورد. چندي پيش اين نماد در ايستگاه متروي تازه تاسيس چهارراه وليعصر نصب شده بود؛ ولي با پيگيريهاي صورت گرفته اين نماد از تابلوهاي مترو جمعآوري شد. هنوز چند هفتهاي از جمعآوري اين نماد از ايستگاه متروي چهار راه وليعصر نگذشته بود كه دوباره اين نماد به صورت بسيار گسترده در ايستگاههاي جديد اتوبوس شهر تهران نصب شد.
تاكنون مسئولان شهري نسبت به جمعآوري اين نمادها اقدام نكردهاند؛ از مديران ارشد شهري اين انتظار ميرود كه در اين زمينه وارد عمل شده و اجازه ندهند اين نمادها در سطح شهر نصب شود.
البته برخي از مسئولان شهري هنگامي كه با اين پرسش مواجه ميشوند كه چرا اين نماد در سطح شهر نصب شده است اعلام ميكنند اينطور نيست و در بسياري از نقاط ديگر شهر اين نماد نصب شده و اين يك حساسيت است كه ايجاد شد و اصلا نماد شيطان پرستي در ايستگاههاي اتوبوس شهر تهران نصب نشده و در صورتي كه به فرض اينطور باشد، آنها را جمعآوري ميكنيم. اين در حالي است كه به وضوح شهروندان تهراني اين نماد را مشاهده ميكنند."
این خبرگزاری با ابراز نگرانی از فعالیت شیطانپرستان درست زیر گوش دولت مهرورز در گزارش خود نوشته است:" يك جريان مشكوك فرهنگي در سالهاي اخير در تكاپوي گسترش پديده شيطان پرستي برآمده است اما جريان ديگري كه وابستگي آن به غرب مشهود است، به نام "فراماسونري " وجود دارد؛ فراماسونري يا "فراموشخانه " كه داراي كانونهاي گستردهاي در جهان است اما داراي يك سيستم مديريت فراگير جهاني نيست ولي بر اركان دولتهاي جهان و اكثر وجوه زندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جوامع، سلطه يافته است و بسيار هم آزادانه عمل ميكند."
اما آیا واقعیت اینست؟ آیا شیطانپرستان در شهرداری تهران نفوذ کردهاند و نمادهای خود را با زیرکی در شهر نصب میکنند؟ آیا شهرداری و دولت اینچنین با یکدیگر اختلاف نظر دارند که می توان چنین عملی را در شهرداری مرتکب شد و با وجود تذکرهای صورت گرفته باز هم این اتفاق رخ دهد؟ آیا این هم از مصادیق جنگ نرمیست که دولت کودتا نگران از تاثیر رسانهها در عصر اطلاعات، مردم را از آن میهراساند یا اینکه توهم توطئه چنان در ذهن بیمار کودتاچیان رخنه کرده است که در هررخدادی ابتدا دست دشمن میبینند، چه بسا اگر بیشتر دقت کنند در همه مشکلاتی که در چند سال گذشته گریبان کشور را گرفته است تنها دستهای خود را بتوانند ببینند.
22 بهمن گذشت و جشن خودکفایی بنزین در ایران برگزار نشد.
با آنکه رهبر جمهوری اسلامی در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته خبر داده بود که:"تا 22 بهمن ملت ایران از واردات بنزین بی نیاز میشود." و منابع مختلف نیز با تایید این موضوع از خودکفایی کامل ایران در مورد این سوخت خبر داده بودند اما هنوز خبری در این مورد منتشر نشده است.
خامنهای هفته گذشته با بیان این مطلب در جمع نمازگزاران گفت:" بر اساس گزارشات واصله تا 22 بهمن در موضوع بنزین کشور به طور کامل از واردات بی نیاز می شود."
خبرگزاریهای حکومتی ایران هم در مورد خطبههای نماز جمعه هفته گذشته نوشتند:" آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه پیش از انقلاب صنعت ایران مبتنی بر مونتاژ محض بوده است، با بیان اینکه یکی از جنجال های دیگر دشمنان علیه ملت ایران تحریم بنزین برای وارد کردن فشار به ملت ایران بوده، اعلام کردند که بر اساس گزارشات واصله تا 22 بهمن در موضوع بنزین کشور به طور کامل از واردات بی نیاز می شود و حتی بر اساس گزارشی که داده اند ما می توانیم بنزین را نیز صادر کنیم."
پس از این اعلام، خبر خودکفا شدن بنزین تا 22 بهمن از سوی منابع دولتی مختلف تأیید شد و حتی برخی اعلام کردند که ایران مدتیست به خودکفایی در بنزین رسیده است از جمله نايب رييس كميسيون انرژي مجلس با تاكيد بر اينكه جشن خودكفايي بنزين در 22 بهمن گرفته خواهد شد، گفت:" مطمئنا در اين شرايط با افزايش توليد ميتوان نسبت به صادرات بنزين اقدام نمود."
ناصر سوداني در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به گفتههای خامنهای در نماز جمعه تهران مبني بر اينكه تا 22 بهمن از واردات بنزين بينياز ميشويم، گفت:" با توسعه پالايشگاهها به ويژه بندرعباس و عسلويه و شازند اراك و احداث پالايشگاههاي جديد چشمانداز همكاري ما را تا حد صادركنندگي بنزين ترسيم خواهد كرد."
وي ادامه داد: از سوي ديگر در حال حاضر با افزايش توليد بنزين در پالايشگاههاي توسعه يافته و كاهش مصرف بنزين در كشور بعد از اجراي قانون هدفمندكردن يارانهها و سهميهبندي بنزين در دو سال اخير، شرايطي را به وجود آورده كه از واردات بنزين بينياز شدهايم.
به گفته سوداني، در سه سال آينده كشور توانايي توليد بيش از 100 ميليون ليتر بنزين در روز را خواهد داشت.
اين عضو هيات رييسه كميسيون انرژي با بيان اينكه كشور از حدود يك ماه پيش به خودكفايي بنزين رسيده است، افزود:" به خودكفايي رسيدن بنزين به طور قاطعانه و با اطمينان خاطر همزمان با يومالله 22 بهمن و پيروزي انقلاب اسلامي به طور رسمي اعلام خواهد شد."
اما اکنون که 22 بهمن فرا رسید و گذشت هیچ خبری که حاکی از به خودکفایی رسیدن ایران در مورد بنزین باشد بر روی تلکس خبرگزاریها قرار نگرفته است.
در حالی که رهبر جمهوری اسلامی در خطبههای نماز جمعه این خبر را به طور رسمی اعلام کرد و بلافاصله گفتههای وی روی تلکس خبرگزاریها قرار گرفت اما به همان سرعت نیز خبر خودکفایی بنزین ایران بعد از 22 بهمن روی هیچ تلکسی نرفت.
مژده خودکفایی بنزین ایران که هنوز محقق نشده است در حالی از سوی بالاترین مقام سیاسی ایران داده شد که چند ماه پیش درست ده روز پس از اینکه ایران اعلام کرد با تولید بنزین در شش شرکت پتروشیمی توانسته در تولید بنزین به خودکفایی برسد، گزارشها نشان داد که برخی تولیدات پتروشیمی در بازار ایران به شدت کمیاب شده است و بعد از انکه وزیر نفت دولت کودتا اعلام کرد که ایران در تولید بنزین به خودکفایی رسیده است آلودگی هوای تهران به شدت افزایش یافت و چندین نفر در اثر این آلودگی کشته شدند. اندکی بعد هم خبر تولید بنزینهای آلوده دهان به دهان گشت و معلوم شد که نه تنها عامل الودگ هوای تهران فروش بنزینهای آلوده به مردم بوده است بلکه بنزین خودکفایی از سوی شرکتهای پتروشیمی با بدترین کیفیت عرضه شده است. این ماجرا سبب شد که مدتی حرفی از بنزین خودکفایی از سوی احمدینژاد و مجموعه او اعلام نشود.
اما اعلام دوباره خبر خودکفا شدن ایران در تولید بنزین از سوی رهبر جمهوری اسلامی، وقتی هنوز مساله آلودگی هوای تهران و مرگ چندین نفر و نیز نامرغوب بودن بنزینهای خودکفایی از خاطر عموم نرفته است جای سوال و تعجب دارد.
حمایت وی از دولت کودتا تا جایی که خود به تبلیغ دستاوردهای نداشته آن بپردازد موضوعیست که پیش از این نیز مشاهده شده است و اکنون با عدم اعلام این موضوع طبق وعده آیت الله خامنه ای در تاریخ 22 بهمن نه تنها بار دیگر بر بی کفایتی احمدینژاد صحه گذاشته میشود بلکه میتوان به جمع کسانی که به مردم وعده میدهند و از عملی نشدن آن ابایی ندارند شخص اول ایران را هم اضافه کرد.
ندای سبز آزادی: تماس های تهدید آمیز نیروه های امنیتی ایران با فعالان سیاسی برای منع فعالیت آنها در شبکه های اجتماعی مجازی ، تهدید متهمینی که برایشان احکام تعلیقی صادر شده است.
بنا به گزارش های رسیده از شهرهای مختلف ایران ،مامورین امنیتی ایران با تماس های مکرر با فعالین سیاسی آنها را از فعالیت در فیس بوک منع میکنند.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی؛ بعد از صدور فراخوان 25 بهمن موج جدیدی از بازداشت فعالین سیاسی ایران آغاز شد و همزمان بانزدیک شدن به روز 25 بهمن مامورین امنیتی ایران طی اقدامی هماهنگ اقدام به تماس تلفنی با فعالین سیاسی در شبکه های اجتماعی کرده و فعالیت آنها را جرم دانسته و با تهدید های فراوان مانع از فعالیت آنها شده اند.
گفتنی است این فشار بیشتر بر دانشجویان و خصوصا متهمینی که برای آنها طی حوادث پس از انتخابات احکام تعلیقی صادر شده است چشمگیرتر است.
ندای سبز آزادی: آریا آرام نژآد خواننده آهنگ علی برخیز به 10 ماه حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی ؛ آریا آرام نژاد که از خوانندگان جوان موسیقی در ایران می باشد از 26 بهمن سال 88 با فشارها و مشکلات فراوانی مواجه گشته بود وی که خواننده آهنگ علی برخیز نیز هست طی ابلاغ حکم مراجع قضائی به وی به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و تباني براي براندازي نظام در پي اجراي آهنگ "علي برخيز به 10 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
گفتنیست این حکم توسط مراجع قضائی و از طریق تماس تلفنی به وی ابلاغ شده است!!!
ندای سبز آزادی: شورای عالی امنیت ملی در مصوبه ای تاکید کرده است که در صورت انجام تظاهرات در روز 25 بهمن به هیچ وجه نباید برخورد مستقیم صورت گیرد.
بنا به خبری که توسط منابع خبری ندای سبز آزادی تایید شده است در آخرین جلسه شورای عالی امنیت ملی نسبت به نحوه برخورد با راه پیمایی 25 بهمن و همچنین میزان حضور مردم اجماع واحدی وجود نداشته است اما نظام به شدت نگران هرگونه برخورد و تند شدن فضا مانند کشور مصر است. ضمن اینکه با توجه به مدارای نظامیان در مصر و حوادث ایران، سپاه پاسداران به شدت از بی اعتبار شدن کامل خود حتی در میان رده های میانی فرماندهان این نهاد سابقاً مردمی نگران است و احتمال تمرد سربازان از دستور فرماندهان را داده است. فرمانده سپاه در این جلسه پیشنهاد کرده است تا امنیت تهران در سطح محسوس به نیروی انتظامی و در سطح نامحسوس به سپاه واگذار شود و سپاه تنها در صورتی وارد صحنه شود که امکان جمع کردن فضا توسط سایر نهادها امکان پذیر نباشد.
ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان، ارگان مطبوعاتی جنگ روانی علیه سبزها که بنا بر مصوبه شورای ویژه اطلاع رسانی مستقر در صدا و سیما قرار بود به صورت مستقیم در مورد راه پیمایی اعتراضی 25 بهمن خبرسازی نکند یک روز پیش از راه پیمایی ترمز برید و قسمت اعظم خبرهای صفحه 2 خود را که مهمترین صفحه خبری روزنامه است به انتقاد از راه پیمایی 25 بهمن اختصاص داد.
شورای ویژه اطلاع رسانی مستقر در صدا و سیم شامل سایت های خبری رجانیوز، روزنامه کیهان، سردبیری ویژه اخبار بیست و سی تلویزیون، خبرگزاری رسمی کشور (ایرنا) و روزنامه ایران است. این شورا در موارد مهم اخبار خبری متناسب در جهت تخریب و جنگ روانی تهیه و از رسانه های خود به صورت مشترک پخش می کند. پس از نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، این شورا مصوبه ای داشت تا از هر گونه برجسته سازی خبری این درخواست جلوگیری شود. به همین دلیل جز در مواردی خاص، رسانه های کودتایی اخبار درخواست راه پیمایی را برجسته نکردند؛ در صورتیکه پیش از این حتی با انتشار بیانیه های مهندس موسوی هم وعده دستگیری سران جنبش سبز را می دادند و انتقادهای خود را به صورت برجسته بیان می نمودند.
پس از آنکه راه پیمایی 22 بهمن که با استقبال مردم مواجه نشد و همچنین با نزدیک شدن به روز برگزاری راه پیمایی 25 بهمن و اطلاع رسانی گسترده آن در میان افکار عمومی، روزنامه کیهان که البته خود را همیشه خط مقدم برخورد با جنبش سبز و اصلاح طلبان می داند قسمت اعظم اخبار خود را در مهمترین صفحه خبری خود یعنی صفحه 2، به انتقاد از راه پیمایی 25 بهمن و انتساب آن به اسرائیل و آمریکا پرداخته است. کیهان در این صفحه البته بدون اشاره به خواست دو ملت ایران و مصر برای مبارزه با حکومت های دیکتاتوری و انتخابات غیر قانونی، جنبش سبز را همگام با حسنی مبارک رئیس جمهوری مصر فرض کرده است. این بخش از ادعای دروغ کیهان لااقل از جنبه ارتباط سبزها با حسنی مبارک، آشکارتر از آن است که احتیاج به توضیح داشته باشد. اما برادران روزنامه کیهان بهتر است سری به سایت رئیس دولت دهم و صحبت های محمود احمدی نژاد بزند تا جمله ای را که پیش از این در دوران ریاست جمهوری حسنی مبارک گفته بود که اگر مصر بخواهد ظرف یک ساعت روابط دیپلماتیک را برقرار و سفارت دو کشور را بازگشایی می کند یک بار دیگر مرور کند.
حسنی مبارک هم در آخرین انتخابات ریاست جمهوری مصر به ادعای خودش بیش از 88 درصد آرا را بدست آورده بود. دولت کودتایی احمدی نژاد هم مدعی رای 63 درصدی محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری است.
ندای سبز آزادی: از جمله برنامه هایی که در روزهای تبلیغات انتخاباتی سبزها قبل از انتخابات ریاست جمهوری مورد استفاده قرار گرفته و با استقبال مواجه شده بود برنامه ای بود تحت عنوان "یک میلیون پوستر هوا کن". در این برنامه چند طرح از طرح های تبلیغاتی پیشنهادی توسط مردم در تیراژ وسیع به صورت پوستر منتشر و در مراسم مختلف در اختیار مردم قرار گرفته بود.
در راه پیمایی 25 بهمن عملاً امکان استفاده از پوستر به شکل وسیع وجود ندارد. به همین دلیل از جمله کارهایی که هماهنگی سبزها را می تواند نشان دهد استفاده از امکانات تبلیغاتی ساده دیگر به همراه نمادهای سبز است. از جمله این موارد می تواند استفاده از روزنامه های تک صفحه ای سبز شامل "ندای سبز آزادی"، "اعتماد ملی" و "کلمه" باشد که جایگزین پوستر گردد و به صورت A4 تهیه شده است. همراهان جنبش سبز می توانند با کپی کردن این روزنامه های تک صفحه ای به هر میزان که می توانند هم خودشان از این روزنامه ها با عنوان پوسترهای جنبش سبز در روز 25 بهمن استفاده کنند و هم آنها را در اختیار افراد دیگر قرار دهند.

در آستانۀ بیست و پنجم بهمن ماه و تظاهرات مورد پیشنهاد راهبران جنبش سبز جهت حمایت از معترضین منطقه، و با رویکرد به برخورد های خشونت بار سال گذشتۀ ماموران حکومت با مردم ایران و برخورد متفاوت نظامیان تونس و مصر با مردم معترض کشورشان، نسخه ای از استفتای گروهی از شهروندان، در همین زمینه از مراجع تقلید شیعه ، به جرس واصل شده است.
گفتنی است در جریان مبارزات مردمی تونس و مصر، و درحالیکه نیروهای گارد ضد شورش و انتظامی و لباس شخصی دست به سرکوب و کشتار و ضرب و شتم مردم زده بود، ارتش وارد عمل شده و نسبت به تداوم برخوردها با مردم هشدار داده و با ملاطفت معترضان را مورد حفاظت قرار داده بود.
این درحالی بود که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال گذشته، بخشی از نیروهای نظامی (سپاه)، با شدت بیشتر از نیروهای انتظامی و امنیتی، مردم و بازداشت شدگان را مورد آزار و کشتار قرار داده بودند.
به گزارش جرس، در استفتاء ارسال شده برای مراجع تقلید شیعه، که یک نسخه آن در اختیار جرس قرار گرفته، با توجه به موارد فوق الذکر، از آنها پرسیده شده است:
محضر مبارک مرجع محترم تقلید حضرت آیت الله العظمی...
سلام علیکم
همانگونه که مستحضرید نیروهای مسلح تونس و مصر به روی هموطنان معترض به دیکتاتوری و ظلم آتش نگشودند و حاضر نشدند ننگ ابدی ضرب و شتم مردم را بپذیرند و در نزاع دولت و ملت اعلام بیطرفی کردند. در کشور عزیز ما ایران زعمای امر با نهایت سوء تدبیر سپاه و بسیج را مأمور سرکوب وحشیانه صدای عدالت خواهانه و حق طلبانه ملت خسته از ظلم و استبداد کرده اند. در تظاهرات سال گذشته نزدیک یکصد نفر کشته شده و دهها هزار نفر از معترضان مسالمت جو برخلاف شرع و قانون مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند.
با توجه به خیزش منطقه علیه استبداد و در پیش بودن روز راه پیمائی مسالمت آمیز ملی ٢۵ بهمن در حمایت از قیام خداپسندانه مردم تونس و مصر و احتمال تکرار فجایع سال گذشته از سوی برخی افراد بی اطلاع خواهشمند است نظر شرع انور را درباره موارد زیر مشخص فرمائید تا خدای نکرده بنام اسلام و مذهب اهل بیت حقوق مردم پایمال نشود
اول. اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی تظاهرات و تجمعات را به دو شرط عدم حمل سلام و مخل مبانی اسلام نبودن به رسمیت شناخته است. اگر مسئولان وزارت کشور بر خلاف قانون اجازه تظاهرات اسلامی و مسالمت جویانه به مردم ندهند، ایا این تجاوز به حریم حق الناس و نقض آزادی های مردم جائز و مرضی شارع مقدس است؟
دوم. آیا برادران متدین سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و ماموران لباس شخصی مجازند به دستور مافوق به مردم غیرمسلح و بی دفاعی که برای حق طلبی و عدالت خواهی و آزادگی تظاهرات می کنند شلیک کنند، یا آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهند؟ آیا می توانند بگویند المامور معذور یا شرعا ضامن و معاقبند؟
سوم. در صورتی که مردان و زنان غیرمسلحی که برای دفاع از عدالت و آزادی و حقوق قانونی در حین راه پیمائی احیانا با ضرب و شتم ماموران حکومتی مواجه شوند، آیا شرعا مجازند بدون سلاح از خود دفاع کنند یا در ضرب و شتم سالمندان و افراد بی دفاع و بانوان محترمه از آنها بدون سلاح دفاع نمایند؟
با تشکر از پاسخ راه گشای شما
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
جمعی از مومنین
نوزدهم بهمن ٨٩
منبع: جرس

ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمیپور به همراه تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی به دیدار مراجع رفتند.
به گزارش ندای سبز آزادی در ایران دیدار که در روز پنجشنبه صورت گرفت، علاوه بر مسائلی که به صورت شفاهی با مراجع در میان گذاشته شده است، نامه خانم فخرالسادات محتشمیپور، همسر مصطفی تاجزاده نیز تقدیم ایشان شد. همچنین این نامه برای مراجعی که امکان دیدار فراهم نشد نیز ارسال گردیده است.
گفتنی است این نامه خطاب به آیةالله وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، صانعی، بیات زنجانی، مکارم شیرازی، سیستانی و امینی میباشد.
متن این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک مراجع عالیقدر تشییع
با سلام و احترام
اینجانب همسر سید مصطفی تاجزاده فرزند راستین امام و انقلاب و خدمتگزار صدیق مردم در ادامه اطلاع رسانی ها در مورد شرایط سخت همسرم که در بازداشت غیرقانونی در زندان ستم به سر می برد تصدیعا نکاتی را عرض می کنم:
همسرم از فردای کودتای انتخاباتی و در شب ولادت مادرمان زهرای مرضیه(س) در یورشی شبانه با حکم دادستان معزول به تاریخ چند روز قبل از انتخابات دستگیر شده به بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران در اوین منتقل شد. ماه ها بی خبری از او شرایط ناگواری برای خانواده اش مهیا نمود که اینک پس از گذشت بیش از یک سال از آن ایام هنوز خاطره تلخش در ذهن و دل آنان باقی است. تضییقات و فشارهایی که برای تکمیل سناریوی مضحک انقلاب مخملین بر ایشان همانند دیگر زندانیان سیاسی پس از انتخابات وارد شد، داستان مفصلی است که در جای خود باید به آن پرداخته شود اما شرکت دادن ایشان در یکی از دادگاه های فرمایشی با هیبتی توهین آمیز و آوردن نامشان در کیفرخواست جمعی و دیگر اقدامات غیرقانونی قابل گذشت نیست. مواردی که رئیس قوه قضائیه جدید به غیرقانونی بودن آن اذعان داشته در ماه مبارک رمضان سال گذشته قول رسیدگی و اجرای قانون در مورد همسرم و دیگر زندانیان سیاسی را به ما دادند. همانگونه که مستحضرید سید مصطفی تاجزاده به همراه چند تن دیگر از زندانیان بند دو الف شکوائیه ای را علیه سردار مشفق و همکاران کودتاگرش تهیه و اقدام به این شکایت حقوقی نمودند که در اثر آن به زندان بازخوانده شدند. اما متأسفانه در اقدامی غیرقانونی ایشان را که به قول مسئولین قضائی و بازجوها برای اجرای حکم ظالمانه شش سال حبس به زندان احضار کرده بودند، به جای انتقال به بند عمومی در شرایط قرنطینه نگاه داشتند که اکنون نزدیک شش ماه است این اقدام غیرقانونی مورد شکایت مکرر ماست و متأسفانه مسئولان زندان مسئولیت این اقدام را به گردن دادستان می اندازند و ایشان نیز علیرغم سوالات مکرر ما هیچ گونه پاسخی مرحمت نفرموده اند تا ما بدانیم در کجای کتاب قانون این گونه اقدامات برای زندانی سیاسی معتبر شمرده شده است.
حضرت آیة الله العظمی
خدمتتان معروض می دارد که از تاریخ ششم آذرماه سال جاری یکی دیگر از حقوق حداقلی ما یعنی ملاقات که طی چند ماه به صورت کابینی انجام می شد، ممنوع شده و ایشان امکان هیچ گونه تماس با خانواده را ندارند و ماه هاست که ما از شنیدن صدای گرم و دیدارشان محرومیم. این در حالی است که براساس آیین نامه زندان ها منع ملاقات صرفا منحصر به شرارت زندانی(عادی) و تنها برای سه جلسه پیش بینی شده است. همسر من به عنوان یک چهره سیاسی با سوابق مدیریتی چون معاون وزیر ارشاد، معاون وزیر کشور، رئیس ستاد انتخابات کشور، سرپرست موقت وزارت کشور، مشاور رئیس جمهور و در دوره ای عضو شورای امنیت ملی کشور، هنوز سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته که از ثمرات ارزشمندش ویرانی زندان ها برای مخالفین و معترضین و سیاسیون بود، ماه هاست که بازهم زندانی اوین است و شرایطی بر او تحمیل می شود که به نظر نمی رسد در رژیم ستم شاهی برای هیچ زندانی سیاسی وجود داشته باشد و این در حالی است که خود او و خانواده اش از نیروهای انقلابی و از کسانی هستند که در شکل گیری این انقلاب به قدر وسع خود سهم داشته اند و همین مسئله موجب رنجش مضاعفشان از مشاهده این مظالم گسترده و مستمر می گردد.
حضرت آیة الله العظمی
کسانی که طعم تلخ زندانی بودن را در رژیم پهلوی چشیده اند شهادت می دهند که خانواده زندانی اگر به واقع نقشی در مبارزات ضدرژیم نداشت از مصونیت برخوردار بود و نیروهای امنیتی و ساواک شاه برای آنان مزاحمتی ایجاد نمی کردند اما با کمال تأسف ما امروز شاهد آنیم که هر یک از اعضای خانواده که بخواهد صدای زندانی مظلومش را به مردم برساند با فشار و ارعاب روبرو می شود و چه بسا مزاحمت ها صرفا به نحوه اطلاع رسانی از وضعیت زندانیان هم محدود نشود و برای تحت فشار گذاشتن زندانی، خانواده او متحمل همه رقم فشار روحی و مادی می شود. در مورد خانواده مظلوم تاجزاده که جرمشان بر طبق آموزه های دینی و به تأسی عمه سادات فریاد زدن بر سر ظالم است، نادیده گرفتن حقوق اولیه شان به عنوان خانواده زندانی برای آقایان کفایت نکرده و اقدامات شنیعی را مرتکب شده اند، چون هجوم نامحرمان و اجانب به اینجانب در روز عاشورا و بازداشت غیرقانونی و نگهداری در شرایط ناهنجار و بدتر از آن هجوم به منزل ما در غیاب این جانب و تفتیش و ضبط اموال و بازداشت دخترم و دوستانش که در شب جمعه گذشته در منزل ما به سر می بردند و انتقال آنان به محیطی که به هیچ عنوان با شؤونات خانواده ما سنخیت ندارد. متأسفانه باید تأکید کرد که در نظام اسلامی ما به بهانه نهی از منکر، زشتی ها و منکراتی صورت می گیرد که عرق شرم بر جبین مسلمین بلکه آزادگان غیرمسلمان می نشاند و از آن جا که بیان آن از نظر حقیر مصداق اشاعه فحشاست در صورت امکان و رخصت، حضوراً شرح آن خواهد رفت. استفاده از دروغ و نیرنگ و فریب در برخورد با زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نیز از ابتدا تا کنون وجود داشته و نمونه بارز آن برخورد اخیر مأمورین امنیتی و قضایی با خانواده ماست که علیرغم اعلام ملاقات حضوری پس از ماه ها انتظار، این امکان را نیز ملغی اعلام کردند و پدر و مادر و فرزند تاجزاده را دو روز متوالی در انتظار دیدار فرزند و پدر عزیز نگاه داشتند و بدون درنظر گرفتن شرایط سخت روحی و جسمی ایشان حکم غیرقانونی ممنوعیت ملاقات را اعمال کردند. (البته ظاهرا امروز اجازه ملاقات پدر و مادر و خواهر ایشان را داده و باز هم من و فرزندم را محروم داشته اند)
حضرت آیة الله العظمی
ما نیک می دانیم این گونه اقدامات سخیف و پرونده سازی های مضحک، صرفا برای از پای درآوردن آزادمردانی است که با حسابی پاک و پرونده ای منزّه با خدای خویش معامله کرده اند و سرنوشت خود و خانواده هایشان را یک سره به هم او که بهترین نگاهبان است سپرده اند. نیک می دانیم که تسلیم اراده ظالم شدن قهر الهی را به دنبال خواهد داشت لذا رضاییم به رضای خدا. اما در عین حال سکوت را در برابر این همه ظلم و بی عدالتی جایز نمی دانیم و از حضرتعالی و دیگر مراجع ارجمند انتظار داریم تکلیف ما را در برابر دستگاه اطلاعاتی و قضائی که خود با نقض حقوق انسان ها و با سیاه کاری هایشان بیشترین بهانه را به دست دشمن داده و عزیزان مخلص و پاک نهاد ما را صرفا به دلیل زبان منتقد ونقد صالحانه و مشفقانه مجرم امنیتی می نامد و پی گیری های حقوقی و اطلاع رسانی های خانواده هایشان و حتی تشکیل جلسات مذهبی و قرآنی توسط آنان و شرکت در آن را جرم می شمارد، معلوم کنید. و بفرمایید که براساس کدام آیه و روایت این مردان مدعی مسلمانی می توانند ما را از دیدار عزیزانمان و شنیدن صدایشان محروم کنند و بر مخالفان سیاسی خود این گونه سخت بگیرند و زن و فرزندانشان را تحت فشار قرار دهند؟ در کدام بخش از سیره نبوی برخورد با مخالفان بدین نحو بوده و در کجای قضاوت علوی، دادستان و قاضی این گونه به قدرت وابسته و به مردم پشت کرده است و مظلوم را در میانه دعواهای سیاسی به استیصال کشانده است؟ ما به وصیت پیامبر رحمت که در آستانه میلاد مسعودش قرار داریم عمل می کنیم و کتاب خدا را در یک دست و سیره اهل بیت را در دست دیگر می گیریم تا عدالت را در آن جستجو کنیم و پایان کار ظالمان را ببینیم که بدفرجامی است. ما به خدا توکل کرده ایم اما انتظارمان از مردان خدا و یاوران دین خدا حمایت و همراهی با مظلومان است و تلاش برای استخلاص آنان از بند ستم و در حداقلی ترین سطح آن، اعلام برائت علنی از ظالمین.
السلام علی من اتبع الهدی
فخرالسادات محتشمیپور
بیست و یکم بهمن ماه 1389
ندای سبز آزادی: وب سایت رسمی شبکه تلویزیونی الجزیره باانتشار مطلبی درباره روز 25 بهمن در ایران، با یادآوری همزمانی این روز با جشن عشاق یا ولنتاین به نقل از نوشته هایی که این روزها در فیس بوک ایرانیان رد و بدل میشود نوشته است: " ایرانیها خود را برای ولنتاین سبزها آماده می کنند! "
به گزارش ندای سبز آزادی، در ادامه این نوشته که نویسنده آن ظاهراً با اسم مستعار " دی. پرواز " آن را نوشته، با اشاره به حضور کمرنگ طرفداران حکومت در راهپیمایی 22 بهمن می نویسد: " در شرایطی که تظاهرات روز 22 بهمن که به دعوت حکومت همه ساله در ایران برگزار می شود، با استقبال کمرنگ مردم مواجه شده بود، مردم ایران قصد دارند به دعوت رهبران جنبش سبز راهپیمایی بزرگی را برای روز دوشنبه 25 بهمن تدارک ببینند. "
به نوشته نویسنده این یاداشت، بهانه برپایی این تظاهرات که با شرکت اقشار مختلف مردم از جمله دانشجویان، رانندگان کامیون و حتی طلافروشان قرار است برگزار شود، حمایت از جنبش مردم کشورهای مصر و تونس است که توانسته اند با الگوبرداری از نهضت سبز ایران در سال 2009 دیکتاتورهای خود را شکست بدهند.
نویسنده سپس با اشاره به اینکه تمام تظاهرات کنندگان قرار است در قالب جنبش سبز روز دوشنبه به میدان آزادی تهران و دیگر شهرهای ایران بروند و در آنجا تجمع کنند، به خوبی می دانند که حرکت عظیم آنان در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران برای مدتها سرفصل تمام خبرهای روز جهان بوده است.
با این همه دولت ایران که مدعی حمایت از قیام مردم مصر و تونس است، به شدت با برگزاری این راهپیمایی مخالفت کرده است. بطوریکه فرمانده سپاه تهران، وعده سرکوب شدید تظاهرات کنندگان در این روز را داده است. این در شرایطی است که صفحه طرفداران برگزاری راهپیمایی روز دوشنبه به بیش از 43 هزار نفر رسیده است.
در عین حال بسیاری از رسانه های مستقل به ادعای رسانه های حامی دولت مبنی بر حضور 50 میلیونی مردم در جشن پیروزی انقلاب اسلامی ، با دیده تردید نگریسته اند.
بنا به نوشته " دی. پرواز " مردم ایران در شرایطی برای 25 بهمن آماده می شنود که تاکنون 14 نفر از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی در یک هفته گذشته بازداشت شده اند و مهدی کروبی و میرحسین موسوی به نوعی به حبس خانگی از سوی عوامل رژیم، دچار شده اند.
نویسنده در ادامه با اشاره به دستگیری افرادی نظیر شریف زادگان وزیر رفاه دولت دوم خاتمی می نویسد: " بر اساس اعلام سایت ندای سبز آزادی، میران ترس حکومت از درخواست مجوز برای راهپیمایی توسط کروبی و موسوی به حدی است که حتی کلمه " بهمن " در گوگل را هم سانسور کرده اند. "
نویسنده در ادامه با فردی به نام نیکنژاد گفتگویی را انجام داده است که طی آن موسس و سردبیر یکی از سایهای خارج از ایران می گوید: " برای درک ریشه های درخواست راهپیمایی توسط موسوی و کروبی : ما در شرایطی نیستیم که بتوانیم درباره چرایی این درخواست تصمیم بگیریم. اما واضح است که پیروزی مردم مصر و تونس جان دوباره ای به جنبش سبز دمیده است و رهبران این نهضت آن را به خوبی درک کرده اند.
نیکنژاد در پایان گفتگوی خود با نویسنده این یادداشت، رفتار حکومت ایران با مخالفانش را غیر قابل مقایسه با رفتار حکومت مصر در دوران مبارک می داند و می گوید: رفتار حکومت مصر در بدترین شرایطش به مراتب بهتر از شرایط سیاسی در ایران است. "
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر