
ندای سبز آزادی: جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با صدور بیانیه ای از برپایی تجمع در روز ۲۵ بهمن حمایت کردند.
به گزارش تحول سبز، این دانشجویان در بخشی از این بیانیه آورده اند: امروز که کاخ استبداد به لرزه افتاده است، با تکیه بر همان عهد پیشین به صحنه می آییم. در کنار جامعه دانشگاهی کشور ایستاده ایم تا در روز دوشنبه ۲۵ بهمن، با فریاد خویش ریشه های سست و نامیمون استبداد را زیر پای خویش لگدمال کرده و سخن از انسان های سبزی بگوییم که امیدوارانه خود را برای روزهای سخت مبارزه آماده کرده اند.
متن کامل این بیانیه که در اخیتار تحول سبز قرار گرفته است به شرح زیر میباشد:
سی و دو سال گذشته است، از روزگاری که علیه استبداد کهن به پا خاستیم. برخاستیم تا آرمان های اسلامِ رحمانی را جامه عمل پوشانیم و سرزمین ایران را به جایگاه حقیقی خویش برسانیم. برخاستیم که میزان رأی ما باشد و کوته نظران فرصت انکار اراده ملت را نداشته باشند. به پا خاستیم تا بگوییم از استبداد و عوامل ناصواب آن بیزاریم.
پس از چهارسال صبر در مقابل عوام فریبانِ بی تدبیرِ دولتِ نهم، سال گذشته همراه با جامعه دانشجویی ایران به صحنه آمدیم. در حمایت از فردی که می دانستیم می تواند. انتخابات برگزار شد، اما حکومت که پس از انتخابات، مشروعیت خویش را از دست رفته دید، با کشتار، زندان و کهریزک به سراغمان آمد و ما را عاشورا ستیز خواند و ضدِ انقلاب.
نه آن ملتِ معترض، دین ستیز و حرمت شکنِ عاشورا بودند و نه شما که خود را با علی قیاس می کنید، پاسبانِ تشیع. در تبلیغات یک سویه خویش از صداوسیما، جای حق و باطل را عوض می کنید و آدم کشی هایتان را اسلام جلوه می دهید. غافل از آن که دست شومتان بر ملت هویدا شده است. هواداران جنبش سبز امروز با سیدالشهدا عهد بسته اند تا فریاد آزادی خواهی سر دهند و به رگ بریده حسین، تا پای جان بر سر پیمان خویش ایستاده ایم.
امروز که کاخ استبداد به لرزه افتاده است، با تکیه بر همان عهد پیشین به صحنه می آییم. در کنار جامعه دانشگاهی کشور ایستاده ایم تا در روز دوشنبه ۲۵ بهمن، با فریاد خویش ریشه های سست و نامیمون استبداد را زیر پای خویش لگدمال کرده و سخن از انسان های سبزی بگوییم که امیدوارانه خود را برای روزهای سخت مبارزه آماده کرده اند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
ندای سبز آزادی: بنابر خبرهای رسیده از زاهدان حاجی عبدالرحیم شه بخش داماد و برادرزاده مولوی عبدالحمید و یکی از مسؤلان ساخت و ساز مسجد مکی که چند ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود آزاد شد.
به گزارش تحول سبز، طی اظهار یکی از نزدیکان مولوی عبدالحمید، ایشان امروز در تماسی تلفنی با خانواده اش خبر از آزادی خود داده و گفته به زودی به زاهدان باز می گردد.
این خبر در حالی منتشر می شود که هنوز از سرنوشت حافظ اسماعیل ملازهی داماد دیگر مولوی عبدالحمید هیچ اطلاعی در دست نیست. لازم به ذکر است که حافظ اسماعیل نیز چند ماه پیش و با فاصله اندکی پس از حاجی عبدالرحیم بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
جمعی از دانشجویان و جوانان ایران از سراسر کشور جهت دیدار با حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی به منزل وی رفتند.
به گزارش تحول سبز، ظهر امروز، نوزدهم بهمن ماه،جمعی از دانشجویان و جوانان ایران از سراسر کشور جهت دیدار با حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی یکی از چهره های شاخص حماسه انقلاب اسلامی به مناسبت دهه پرشور فجر جهت دیدار با این شیخ شجاع به منزل وی مراجعت نمودند.
به گزارش خبرنگار تحول سبز، مامورین امنیتی ضمن ممانعت از ورود این افراد به داخل منزل مهدی کروبی شروع به بازجویی خیابانی از آنان نموده و عنوان کردند هیچ کس جز اقوام درجه یک حق ورود و خروج به ساختمان منزل ایشان و گفتگو با اعضای خانواده کروبی را ندارند.
یکی از شاهدین عینی در این باره به خبر نگار تحول سبز گفت: یک خودرو زانتیا تک سرنشین دقیقا کنار منزل مهدی کروبی توقف کرده بود.
راننده خودروی مذکور با بوق ممتد توجه ما را به حضور خود جلب کرد، از خودرو پیاده شد و شروع به بازجویی کرد. او به ما گفت حق ورود به ساختمان منزل شیخ را نداریم و به صورت سوری مشغول به یادداشت مشخصات ما شد و گفت این خانواده حق رفت وآمد با هیچ کس را ندارند! ما در امتداد خیابان و خیابان های اطراف گشت های تک سر نشین ماشین مدل بالا را شاهد بودیم که صرفا خیابان را بالا و پایین می رفتند. همچنین علاوه بر گشتهای تک سرنشین ، خودروهایی رو مشاهده کردیم همراه با تعدادی سرنشین در حالت پارک همچون ایست بازرسی که تا انهتای خیابان مارا زیر نظر داشتند بازخواست مینمودند.
یکی از فعالین دانشجویی دیگر به خبرنگار تحول سبز گفت : بسیاری از دوستان ما از شهرستان های دورو نزدیک جهت دیداربا شیخ و شنیدن خاطرات تلخ و شیرین مبارزاتی وی در طول دوران رژیم طاغوت خود را به پایتخت و دم منزل وی رسانده بودند و مامورین امنیتی در حالی مانع ملاقات این جوانان مشتاق که در روزهای بزرگداشت انقلاب اسلامی ایران بسر میبریم.
این فعال دانشجویی ادامه داد:این آقایان در ابر تریبون ها مدعی اند جنبش مردمی که به قول آنان فتنه سبز می نامندش از بیخ و بن ریشه کن شده است؟! حال اینکه کسانی که در این انقلاب همرزم و همراه دیروزشان بوده اند امروز با زور و بی اخلاقی از طبیعی ترین حق مسلم شان محروم می کنند. هرچند ما موفق به انجام این دیدار نشدیم ولی امروز درس بزرگی برای ما محقق شد که صاحبان قدرت فانی در هیچ مقطعی از زمان از تاریخ پند نمی گیرند!
ندای سبز آزادی: رهبر جمهوری اسلامی روز سه شنبه در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و قرارگاه پدافند هوایی گفت: "امروز روزی است که ملتها در خاورمیانه و دنیای اسلام بیدار شده اند و زمان پایان دوران سلطه قدرتمندان و افول تدریجی قدرتها فرا رسیده است." وی تاکید کرد: "حرکت عظیم ملتها در برخی کشورها و بیداری اسلامی در منطقه، قطعاً تأثیرپذیر از حرکت بزرگ اسلامی ملت ایران در ٣٢ سال گذشته بوده و اکنون زمان پایان تدریجی دوران قدرتها و سلطه قدرتمندان فرارسیده است."
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، وی روز سه شنبه در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و قرارگاه پدافند هوایی، خاطرنشان کرد که "اختلاف و تفرقه میان آحاد مردم، میان مسئولان و بخشهای گوناگون نظام،اهداف اصلی دشمن برای بر هم زدن انسجام موجود در کشور است."
در این دیدار که به مناسبت سالروز تجمع همافران نیروی هوایی ارتش در حضور رهبر فقید جمهوری اسلامی در ۱٩ بهمن سال ۵٧ برگزار شد، رهبر جمهوری اسلامی بعنوان فرمانده کل قوا، اقدام همافران را زمینه ساز دو رویداد مهم دانست و افزود: "معرفی یک هویت جدید از ارتش و هویت سازی یکی از نتایج اقدام همافران نیروی هوایی در بهمن سال ۵٧ بود و "جریان سازی" دومین نتیجه این حرکت تاریخی بود و بدون تردید این اتفاقی در وقوع حادثه بزرگ ٢٢ بهمن همان سال تأثیر زیادی داشت.
رهبر جمهوری اسلامی حرکت همافران نیروی هوایی را "زمینه ساز نجات کشور" خواند و گفت "کشور بزرگ ایران با آن سابقه فرهنگی و تاریخی، و ظرفیتهای فراوان، قبل از انقلاب اسلامی، اسیر قدرتهای زورگو، و تحقیر شده بود اما پیروزی انقلاب، این کابوس را شکست."
آیت الله خامنه ای با یادآوری تأکید مکرر مرحوم آیت الله خمینی بر جمهوری اسلامی، افزود: جمهوری به معنای اتکاء به مردم است و حاکمیت اسلام بدون ایمان عمومی امکان پذیر نیست، بنابراین جمهوری اسلامی، اصلی ترین پایه و اساس در انقلاب است که باید آن را حفظ کرد.
آیت الله خامنه ای با اشاره مجدد به قیامهای مردمی در برخی کشورهای منطقه خاطرنشان کرد: این حرکتها دفعی و ناگهانی بوجود نمی آیند بلکه نتیجه تراکم خواستها و معرفتها در طول زمان است که اکنون بروز کرده و ایستادگی ملت ایران، قطعاً در بروز این حرکتها نقش عمده داشته است و امروز روزی است که ملتها در خاورمیانه و دنیای اسلام بیدار شده اند و زمان پایان دوران سلطه قدرتمندان و افول تدریجی قدرتها فرا رسیده است.
گفتنی است در حمایت از قیام های ضد استبدادی مردم منطقه، راهبران جنبش سبز مردم ایران نیز خواستار مجوزی جهت برگزاری تظاهراتی در پشتیبانی از آن قیام ها شده اند.
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه سخنان خود، ایجاد شکاف و تزلزل در صفوف منسجم ملت ایران و حکمت را یکی از موانع حرکت در مسیر پیشرفت و از جمله اهداف اصلی دشمن در جنگ نرم برشمرد و خاطرنشان کرد: اختلاف و تفرقه میان آحاد مردم، میان مسئولان و بخشهای گوناگون نظام، و میان نظام و مردم، اهداف اصلی دشمن برای بر هم زدن انسجام موجود در کشور است که باید با همه اشکال آن مقابله کرد که تنها راه مقابله نیز حفظ و تقویت بصیرت، و در نظر گرفتن اهمیت و حساسیت جایگاه کنونی ملت ایران است.
در این دیدار امیرسرتیپ شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش ضمن گرامیداشت خاطره حرکت تاریخی همافران نیروی هوایی، آن اقدام را نشانه "ولایتمداری نیروی هوایی" دانست و گفت: فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع مقدس، با ایمان و بصیرت، از انقلاب دفاع کرده اند.
وی حرکت پرشتاب قطعه سازی، طراحی و ساخت انواع موشکها، شبیه سازها، و رادارهای هوایی را از جمله اقدامات انجام گرفته در نیروی هوایی ارتش برشمرد و افزود: استفاده از شبکه ایمن ارتباطی و امکان اشراف کامل و همزمان فرماندهی بر همه پایگاهها، انجام پروازهای برد بلند تاکتیکی، عمر دهی و ارتقای انواع هواپیماها، و تولید و بکارگیری جنگ افزارهای جنگ الکترونیک از دیگر اقدامات نیروی هوایی ارتش است.
با یادی از برادر دربند مهندس عماد بهاور
ساعاتی پیش از بازداشتش نوشت " به دنبال چه هستید ؟! ما در همان آغاز راه پیروز شدیم " .
بیست ماه از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می گذرد. جنبش سبزِ برآمده از کارزار انتخاباتی، روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. این جنبش یکی از جدی ترین سرکوبهای تاریخ را تجربه کرده است. کمتر نهضت آزادیخواهانه در تاریخ چنین حجمی از نفرت و خشونت را در مقابل خود دیده بود. فراز و فرودهای بسیار در این سرنوشت بیست ماهه برای جنبش سبز ثبت شده است. شاید 22 بهمن 88 سرآغاز افولی بود که خیلی از کنشگران جنبش به ویژه در داخل کشور را سرخورده کرد. اشتباه تاکتیکی در روز بیست و دوم بهمن ماه ، سایه سنگینی را بر سر رهبران جنبش افکند.
از دیگر سو و از فردای کودتای سیاه انتخاباتی 22 خرداد 88 و در کنار خشونت افسارگسیخته ، پروپاگندای رسانه میلی نیز پرده حیا را درید و تمام واقعیت ها را برعکس جلوه داد تا سیاه ترین روزهای رادیو و تلویزیون رقم بخورد. آن هم صدا و سیمایی که از صندوق 800 نفره اش ، 750 رای به نام موسوی بود.
در تمام این روزها ، خصوصا از فردای 22 بهمن ، این سئوال در ذهن همه کنشگران جنبش سبز می چرخید که طلوع فجر پیروزی در پس کدامین غروب است؟ محدودیت و فشار شدید بر شئون مختلف زندگی رهبران جنبش سبز از یک سو، بسته شدن کامل فضای سیاسی داخل کشور از سوی دیگر در کنار انتقادات منتقدان به ساحل امن رسیده ، نا امیدی را تشدید می کرد و این نا امیدی کودتاگران را گستاخ تر از گذشته آماده تعدی به رهبران سبز می کرد.
اما مو سپیدان و عقلای قوم را گویی ایمان بود به روزهای سپید بختی. آنان می خواندند آنچه ما جوان تر ها نمی خواندیم و در پس مویی که ما را می آزرد ، پیچشش را به نظاره نشسته بودند.
براستی اگر ما تمام شده بودیم ، چه اصراری بود که در تک تک فرصت ها و تریبون ها کابوس گونه از مرگ ما سخن بگویند؟! چه رازی بود که بزرگترین تجمع مهندسی شده سی سال اخیر را به راه بیاندازند تا "غدیر قم " را رقم بزنند! منتها در نهایت در این غدیر خود ساخته همه چیز رخ داد جز کلید واژه غدیر خم : بیعت ! نبی مکرم اسلام هیچگاه به غدیر خم بازنگشت اما گویی در این مهندسی قرارگاه خاتم الانبیا ایرادی بود که حضرات را 4 بار به قم کشاند !
ما تمام شده بودیم ، اما بازداشت ها و شکنجه ها حتی یک روز متوقف نشد ! بهترین فرزندان انقلاب یک به یک به بند کشیده می شدند. هر آنکه دلش بیشتر برای کشور می سوخت گوی سبقت را از دیگری می ربود.
بزرگی می فرمود، شما که صاحبان مملکت هستید و تصور می کنید به بن بست رسیده اید و جنبش سبزتان راهی پیش رو ندارد به این سئوال پاسخ دهید که چرا گروه مقابل شما آرام نمی گیرند؟! آنها بهتر از شما می دانند معنای اتش زیر خاکستر را ! بیشتر می ترسند از بغض در گلو مانده !
مردم قهرمان مصر و تونس از ما الگو گرفتند و کاری کردند کارستان ! بساط دیکاتوری و خودکامگی یک به یک در کشورهای اسلامی و استبداد زده با خطر مواجه شد و کم کم عظمت نهضت ملت ایران بر همگان مشخص می شد. گویی خونی تازه در رگها می دوید و ندایی می خواندمان که تمام کن کار نیمه کاره را و به منزلگه رسان لیلی جامانده را !
و در این میان؛ زکاوت مثال زدنی رهبران سبز سرشت، پیوندی بین موج اعتراضات در منطقه و روح اعتراضی حاکم بر جامعه ایرانی ایجاد کرد که ماحصلش شد : فراخوان حمایت از نهضت آزادیخواهانه مردمی در منطقه در روز25 بهمن !
و این بار باز میدانی در میانست که رقصی کنیم ، چنان که آرزویمان بود ! آهی که از تانگوی التحریر بر دل داشتیم را حال میتوانیم در آزادی فریاد کنیم !
براستی اگر ما تمام شده ایم ، این همه شور و ایمان و تلاش از کجا می آید ؟! نگاهی به دلهای پر امیدمان به هر نظاره گری میفهماند ما هنوز سبز و استوار بر آرمان پاک خود ایستاده ایم !
ما در همان ابتدای راه پیروز شدیم !
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیهای به مناسبت بزرگداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خواستار آن شد که تا دیر نشده، فضای بسته و نگران کننده و یک طرفه کنونی بشکند و و راه برای جبران آنچه به خصوص پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری به وجود آمده است، باز شود.
جبهه مشارکت همچنین در بیانیه خود خواستار پذیرش راه بازگشت کامل و بدون تنازل به قانون اساسی و پذیرش حقوق ملت از سوی حاکمیت شده و قبول عملی این راه را تن دادن به قواعد دموکراسی در چارچوب قانون اساسی و با اتحاذ روشهای کم هزینه و مسالمت آمیز دانسته است.
در این بیانیه تاکید شده است: کافی است برای مقایسه سود و زیان این راه، کشورهایی که راه دموکراسی و اصلاحات را انتخاب کردند، یا از آن فرار کردند و سرنوشت دولتهایی نظیر ترکیه و مصر را با هم مقایسه کنیم تا بفهمیم چگونه اولی توانست با اقداماتی مدنی و عقلانی در منطقه حتی سرمشقی برای حرکت های اسلامگرایانه شود و دومی با امنیتی کردن کشور و بستن راه اصلاحات و انتخابات و روشهای قانونی، جامعه را به مرحله انفجار رساند.
به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران در حالی سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی می دارد که ملت های مسلمان منطقه در تونس و مصر و یمن و کشورهای دیگر جنبش های ضد استبدادی و فراگیر خود را برای رسیدن به دموکراسی و اعمال حق حاکمیت ملی آغاز کرده اند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره بزرگترین انقلاب مردمی دهه های پایانی قرن بیستم، همه قشرها و گروهها به ویژه نسل جوان و آگاه کشوررا به بازخوانی و پی گیری آرمان های بلند و خواسته های اساسی ملت در آن انقلاب بزرگ فرا می خواند. انقلابی که در آن مردم با دستهای خالی، بزرگترین دیکتاتوری وابسته و فاسد منطقه را سرنگون کردند و نشان دادند که علیرغم اعمال همه محدودیت ها، ارعاب ها و آزادی ستیزی ها، نهایتاًخون بر شمشیر پیروز می شود و هیچ حکومتی نمی تواند با ظلم و تکیه بر سر نیزه باقی بماند. اما باید دید چرا انقلاب شد؟
انقلاب اسلامی قیام علیه وضعی بود که در آن دین و ملیت مردم به بازیچه گرفته شده و قدرت استبدادی همه عرصه های حکومت و سیاست را به اموری شخصی تبدیل کرده بود. آن زمان مگر جز این بود که آزادی ها از میان رفته بود ، علما و روشنفکران و شخصیت ها و گروههای دلسوز و منتقد تحقیر شده بودند ، فساد و تبعیض و دروغ فراگیر شده بود ، قانون و حتی همان قانون اساسی بازیچه دست قدرت ، و شاه خدایگان و سایه خدا در زمین شده بود و کوچکترین نقد به او مساوی براندازی تلقی می شد و هرکس کمترین اختلاف نظری با او داشت از صفحه حکومت و چه بسا هستی حذف می شد و منابع و سرمایه های ملی در انحصار اصحاب قدرت قرار گرفته بود و خلاصه آنکه راه بر هرگونه نقد و اصلاح قانونی و مدنی بسته شده بود. چرایی وقوع انقلاب را می توان در یک جمله خلاصه کرد که صدای مردم هنگامی شنیده شد که دیگر دیر شده بود.
مگر صدای مردم برای کدام خواسته بلند شده بود؟ آنها آزادی، استقلال، عدالت، مسئولیت و پیشرفت را در همه شئون زندگی می خواستند و پس از آنکه جواب های خود را از راههای قانونی و مسالمت آمیز نشنیدند، به خیابانها ریختند و حرف خود را تا آنجا پیش بردند که باید آن رژیم برود. نظام جمهوری اسلامی ایران، محصول چنین مبارزات فداکارانه و تاریخی مردم است که اساس آن را باید با نگاه به گذشته و حال، بیشترمورد توجه قرار داد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که با درایت و دوراندیشی امام و مردم، سه رکن اصلی این انقلاب شد، شعارهایی برای کوچه و خیابان نبودند، طرح های درونی برای تحول و تامین خواسته های تاریخی ملت، حداقل از مشروطه تا به امروز، بودند. نظام جمهوری اسلامی ایران که از این انقلاب حاصل شد، سه پایه جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت دارد که معنای هر یک از آنها را به خوبی می توان از متن خواسته های مردم و رهبری انقلاب و قانون اساسی فهمید.
در وجه جمهوریت این نظام به تعبیر امام راحل “میزان رای مردم” و “مجلس برآمده از آرای آزادانه ملت در راس امور” و در وجه اسلامیت آن، “دین اخلاقی و عقلانی و رحمانی که به دور از ریا و دروغ و خرفه و ظلم قرار دارد” و ایرانیت آن به معنای سربلندی و پیشرفت ایرانی است که متعلق به همه ایرانیان است نه دسته و طبقه و گروه و جریانی خاص. در این نظام قرار نبود که نماد اسلامیت آن، افراد و گرایشهایی شوند که زبانشان جز به خشونت گشوده و عملشان جز به حذف معطوف نیست و شرع و قانون را جز در جهت قدرت داشتن یک جریان خاص تفسیر نمی کنند. قرار نبود که نماد جمهوریت این نظام کسانی باشند که در توهم مدیریت جهان مهمترین سرمایه های طبیعی و اجتماعی کشور را به راحتی بر باد دهند و قرار نبود که نماد ایرانیت کشور کسانی شوند که برای کسب قدرت، میراث تاریخی و گذشته پرافتخار ایران را به بازیچه و کاریکاتور تبدیل کنند.
قرار نبود که مراجع و علما و روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان و دانشجویان و معلمان و کارگران و زنان و اقوام و احزاب و نهادهای مدنی و مطبوعات و رسانه های مستقل از آزادی بیان و آزادی بعد از بیان محروم شوند و حقوق صنفی و سیاسی خود را از دست بدهند و ایران پس از انقلاب و رحلت امام بالاترین رتبه ها را در اعمال محدودیت های امنیتی و قضایی و حقوقی بدست آورد. قرار نبود در این نظام چهره فقر و فساد و تبعیض با گزارش ها و آمارهای دروغ پنهان شود و فرار مغزها و سرمایه ها و فساداداری و قانون گریزی دستگاه اجرایی کشور روز به روز سرعت بیشتری بگیرد.
جای تاسف است که امروز به جای ارزشهای اخلاقی که انقلاب اسلامی در پی آن بود باید شاهد رواج ضداخلاقی ترین اقدامات و بی پایه ترین تهمت ها و افتراها و فحاشی ها از سوی دستگاههای رسمی ، رسانه به اصطلاح ملی و تریبون ها و رسانه های وابسته به دولت نسبت به مخالفین و منتقدین باشیم. باید نگران بود که حساسیت نسبت به تضییع حقوق اساسی شهروندان کم می شود و دستگاه قضایی مستقل که از اهداف مفروض این نظام بود، به اذعان برخی مسئولین آن قربانی صدور احکام ابلاغی نهادهای امنیتی شود.
باید نگران بود که چرا امروز بالاترین مقامات اجرایی صریحاً از عمل به قانون طفره می روند و رسماً راه را برای فرار از پاسخگویی و استبداد درعمل باز می کنند. باید نگران بود که چرا شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی در عمل به دفع فراتر از حداکثر و جذب کمتر از حداقل تبدیل شده و هر روز نیروها و مجموعه های جدیدی از دایره اثرگذاری دفع می شوند. باید نگران بود که چرا سخن دلسوزان این نظام و کشور از اصلاح طلب و اصول گرا و از روحانی و دانشگاهی و از پیر و جوان به جای آنکه شنیده شود ملعبه دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی می شود. باید نگران بود که چرا وحشت ازانتخابات آزاد به حدی شده است که پیشنهادهای مشفقانه و اصلاح طلبانه جناب آقای خاتمی و دلسوزان دیگر که بیان حداقل هایی قانونی برای خروج کشور ازاین وضعیت نگران کننده است، دست اندرکاران را چنین آشفته می کند که درهمه تریبون های رسمی و غیررسمی زبان به فحاشی واتهامات ناروا باز کنند.
تجربه سی و دو ساله ملت ما و تامل در آنچه امروز در تونس و مصر و یمن و اردن و سراسر منطقه خاورمیانه می گذرد، این است که باید به این نگرانی ها به صورتی عاجل پایان داد و به خواسته های ملت در دوره انقلاب بازگشت و نتیجه اراده مردم را در اعمال حق حاکمیت و در سرنوشت خودشان عملاً پذیرفت. این راه چیزی نیست جز بازگشت کامل و بدون تنازل به قانون اساسی و پذیرش حقوق ملت ، همان گونه که در آن تصریح شده است. قبول عملی این راه یعنی تن دادن به قواعد دموکراسی در چارچوب قانون اساسی و با اتحاذ روشهای کم هزینه و مسالمت آمیز.
کافی است برای مقایسه سود و زیان این راه، کشورهایی که راه دموکراسی و اصلاحات را انتخاب کردند، یا از آن فرار کردند و سرنوشت دولتهایی نظیر ترکیه و مصر را با هم مقایسه کنیم تا بفهمیم چگونه اولی توانست با اقداماتی مدنی و عقلانی در منطقه حتی سرمشقی برای حرکت های اسلامگرایانه شود و دومی با امنیتی کردن کشور و بستن راه اصلاحات و انتخابات و روشهای قانونی، جامعه را به مرحله انفجار رساند.
ما بر همین اساس اعلام می کنیم که تا دیر نشده است باید فضای بسته و نگران کننده و یک طرفه کنونی را شکست و راه را برای جبران آنچه به خصوص پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری به وجود آمده است باز کرد. حداقل های این کار همان است که بارها و بارها از زبان آقایان خاتمی و موسوی و کروبی و شخصیت ها و گروههای مذهبی و سیاسی کشور و حتی اصول گرایان دلسوز بیان شده است.
ما ضمن گرامی داشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همگان را به بازگشت به اصالت های آن انقلاب شکوهمند و مردمی که همچنان خواستهای اصلی ملت است فرا می خوانیم.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۸۹/۱۱/۱۹
وزیر کشور دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه در تعقیب آرمانهای خود نمره خوبی نگرفتهایم، گفت: باید در اجرای قانون اساسی دقیقتر میبودیم و هرچقدر که از اصول قانون اساسی دور شدهایم، آرمانهای اصلی خود را بیشتر نادیده گرفتهایم.
وی با اشاره به اینکه اگر میخواهیم حق ملت رعایت شود، باید اصول قانون اساسی را در نظر بگیریم و آنچه امروز در بخشی از عرصه عمومی جامعه شاهدیم و رفتارهای برخی دستگاهها در چارچوب قانون اساسی نیست، افزود: مثلا محدودیتهایی که بعضا برای رسانهها وجود دارد، مخالف صریح قانون اساسی است و یا نوع برخی عزل و نصبها و نحوه استفاده از امکانات مالی، ناقض قانون اساسی است.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالواحد موسوی لاری در گفتوگو با ایسنا، برخی رفتارها و اظهارنظرها را مغایر با قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی دانست و تاکید کرد که باید در یک فضای سالم گفتوگو، برداشتها و قرائتهای مختلف از انقلاب اسلامی مطرح شود تا مردم به داوری بنشینند.
وی همچنین معتقد است که باید هویت و اهداف انقلاب اسلامی به درستی فهم و کارکردهای آن به روز شوند تا نسلهای جدید انقلاب بر اساس آنها قضاوت کنند و رفتارهای نادرست مجریان را به پای اصل انقلاب اسلامی ننویسند.
انقلاب اسلامی اوج تکامل حرکتی از دهها سال پیش از آن بود
موسوی لاری، پیروزی انقلاب اسلامی را نقطه پایان تحرکات اعتراضی دهها ساله در کشور عنوان کرد و گفت: انقلاب اسلامی اوج تکامل حرکتی است که از دهها سال پیش شروع شده بود و پس از پشت سر گذاشتن مقاطعی، در سال ۵۷ به نقطه حساس خود رسید. حرکتی که از ماجرای تنباکو و مقابله با قرارداد رژی شروع شد، انقلاب مشروطه یکی از ایستگاههای آن بود، ملی شدن صنعت نفت ایستگاه دیگر آن محسوب میشود و پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ آخرین حلقه و ایستگاه آن بود.
آزادی، استقلال و رهایی از وابستگی، از مهمترین آرمانهای انقلاب اسلامی بود
وزیر کشور پیشین کشورمان با اشاره به آرمانهای انقلاب اسلامی اظهار کرد: مهمترین آرمانی که مردم ما در یکصد سال اخیر دنبال میکردند، آزادی، استقلال، رهایی از قید و بندهای مستبدان و حکومتهای جائرانه شاهان و نظام شاهنشاهی و نیز رهایی از وابستگیها به بیگانگان بود، چنانچه در لغو قرارداد تنباکو، نمونهای از آن را دیدیم و بعدها هم در مبارزات مردم خود را نشان داد.
وی با بیان اینکه مهمترین آرمان انقلاب اسلامی در شعارهای مردم طی ماههای منتهی به ۲۲ بهمن ۵۷ نشان داده شد، افزود: مردم ما آزادی و استقلال در قالب نظامی برآمده از اندیشههای اسلامی را میخواستند. مردم ما مسلمان و پایبند به قوانین اسلامی بوده و هستند و قطعا هر آنچه میخواهند و هر هدفی که دارند، با نگاه به باورها و معتقدات درونی خود یعنی ایمان به خدا و رسالت پیامبر(ص) و اعتقاد به احکام و دستورات الهی، دنبال میکنند. آرمان استقلالخواهی و آزادیخواهی در قالب نظامی برآمده از فکر و اندیشه اسلامی، مهمترین آرمان ملت ماست.
وی خاطرنشان کرد: ملت ما از دیکتاتوری، استبداد و تحقیری که توسط زمامداران خودسر بر آنها تحمیل شده بود، همیشه رنجیده بودند و از اینکه برخی از زمامداران گذشته با انعقاد قراردادهایی، کشور را به نوعی به بیگانگان وابسته کرده بودند و افتخار میکردند که ایران ژاندارم منطقه است و به نمایندگی از غرب در منطقه حضور دارد، ناراحت بودند. مردم ما، از اینکه کارشناسان بیگانه با نوعی تفرعن و بدون التزام به شخصیت ذاتی مردم ما حضور داشتند و از اینکه میدیدند صدای آزادیخواهان در گلو خفه میشود و رسانهها محدود هستند، امکان ابراز نظر در مقابل دستگاه حاکم برای دلسوزان جامعه وجود ندارد و زندانهای ما از زندانیان سیاسی انباشته شده است، ناراحت بودند.
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه «آرمان اصلی مردم این بود که به این وضعیت پایان دهند» تاکید کرد: مردم میخواستند که آزادیهای مشروع و قانونی آنها تامین شود و کشور ما مستقل و با هویت خود باشد و حرکت انقلاب اسلامی برای تحقق این دو خواسته یعنی آزادی و استقلال در قالب نظامی برآمده از اسلام بود.
پایبندی به قانون اساسی، لازمه دستیابی به آرمانهای انقلاب است
وی درباره ملزومات دستیابی و حفظ این آرمانها اظهار کرد: به اعتقاد من آنچه ضامن حفظ دو آرمان استقلال و آزادی است و میتواند تضمین کننده این دو خواسته باشد، پایبندی به میثاق ملی، یعنی قانون اساسی است.
وی با بیان اینکه «اولین کسی که اصل آزادی ملت و استقلالخواهی مردم را مورد تاکید قرار داد، شخص امام(ره) بود» یادآور شد: امام(ره) یک رهبر بلامنازع بود که مردم همه هویت خود در مقطع پیروزی انقلاب را از فکر و اندیشه ایشان میدانستند و هر نکتهای که ایشان مطرح میکردند از سوی مردم در حد قانون تلقی میشد، ولی با این حال، هنوز کمتر از دو ماه از عمر انقلاب نگذشته بود که امام(ره) از مردم خواستند که نظام مطلوبشان را خودشان تعیین کنند، البته اینطور نبود که امام(ره) نظام مطلوب از نظر خود را مطرح نکنند، ولی این احترام را برای مردم قائل شدند که اعلام کنند چنین نظامی را میخواهند یا خیر.
موسویلاری ادامه داد: کمتر از شش ماه بعد، تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و تدوین قانون اساسی و نهایتا رجوع به مردم و رفراندوم تایید آن از سوی مردم را شاهد بودیم. تلاش خبرگان تدوین کننده قانون اساسی و هدفی که شخص امام(ره) دنبال میکرد این بود که آنچه در قالب اظهارنظرها، دیدگاهها، منشها و روشهای زعمای انقلاب مطرح شده است، در غالب میثاقی بین آحاد مردم با یکدیگر و عامه مردم با حکومت تحت عنوان قانون اساسی تدوین شود تا همه چیز بر اساس این چارچوب صورت بگیرد.
قانون اساسی میتواند تضمین کننده خواستههای مردم باشد
وی تاکید کرد: اگر استقلال و آزادی میخواهیم، قانون اساسی به عنوان یک راهکار، چارچوب و میثاق میتواند این مساله را تضمین کند. اصول متعدد قانون اساسی – حتی برای کسانی که معترض به پارهای از اصول باشند ـ میتواند تضمین کننده خواستههای مردم باشد. اگر بخواهیم استقلال و آزادی حفظ شود، تنها راه، بازگشت به قانون اساسی است، یعنی اگر قانون اساسی بدون تفسیرهای غلط و تاویلهای مندرآوردی اجرا شود، تا حدود زیادی تامین آرمانهای اصلی مردم دستیافتنی میشود.
محدودیتهای رسانهای، مخالف صریح قانون اساسی است
وی با اشاره به اینکه «در اصول متعددی از قانون اساسی، راجع به حقوق ملت بحث شده است» افزود: اگر میخواهیم حق ملت رعایت شود، باید اصول قانون اساسی را در نظر بگیریم و آنجایی که مثلا دستگاهی برخی از اصول مربوط به حقوق ملت را نادیده میگیرد، تذکر دهیم. مثلا محدودیتهایی که بعضا برای رسانهها وجود دارد، مخالف صریح قانون اساسی است و یا نوع برخی عزل و نصبها و نحوه استفاده از امکانات مالی، ناقض قانون اساسی است. اختیارات و مسوولیتهای هر بخش در قانون مشخص شده است و آنچه امروز در بخشی از عرصه عمومی جامعه شاهدیم و رفتارهای برخی دستگاهها در چارچوب قانون اساسی نیست.
نماینده مجلس شورای اسلامی در دورههای اول و سوم، افزود: عدول از قانون اساسی، تفسیر به رای قانون اساسی یا سوءاستفاده از واژههای مشترک و قابل تفسیر در آن، عامل زیر پا گذاشتن استقلال و آزادی ملت میشود؛ بنابراین اگر به قانون اساسی برگردیم و اصول متعدد آن در زمینه حقوق ملت را مورد توجه قرار دهیم، قاعدتا بخش قابل توجهی از آرمانها محقق خواهد شد.
همه ملت حق دارند در اداره امور جامعه شریک باشند
وی همچنین به مساله عدالت به عنوان یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی اشاره کرد و با بیان اینکه «دو شعار اصلی استقلال و آزادی، خمیرمایه هسته اولیه تحقق آرمانهای ملت است» گفت: تحقق عدالت در حوزههای مختلف، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، قطعا یکی از هدفها و آرمانهای ملی ما بوده و هست و ما حکومت را برای تحقق عدالت میخواهیم و عدالت به معنی “حق هر ذی حقی را به او رساندن” است.
وی با اشاره به مقوله عدالت در حوزههای مختلف اظهار کرد: حق ممکن است در حوزه سیاست باشد، مانند اینکه همه ملت حق دارند در اداره امور جامعه شریک باشند. عدالت میگوید، نمیتوان به عنوان حکومت مانع تحقق این حق ملت شد پس اگر مثلا عدهای بدون دلیل رد صلاحیت شوند، ضمن زیر پا گذاشتن آرمان آزادیخواهی یک ملت، به عدالت سیاسی هم لطمه وارد میشود یا اگر دادگاهی بدون رعایت چارچوبهای قانونی عمل کند، چنین دادگاهی برآمده از قانون اساسی نیست و در نتیجه عدالت هم در آن رعایت نمیشود.
واگذاری همه پروژهها به دستگاههای رسمی، عکس عدالت اقتصادی است
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، به عدالت در حوزه اقتصاد اشاره کرد و گفت: در حوزه اقتصاد، مهمترین نقش دولت، بسترسازی برای فعالیت آزاد اقتصادی مردم است، البته بدین معنا نیست که دولت نباید اصلا وارد عرصه اقتصاد شود، بلکه در برخی عرصهها که قانون اساسی مشخص کرده است، دولت باید مستقیما متصدی شود و در اکثر عرصههای اقتصادی دولت باید بسترساز باشد و زمینه را فراهم کند. اگر دولت به جای فراهم کردن زمینههای حضور مردم در عرصه اقتصاد، همه جا خودش حضور پیدا کرد، به این معنی است که عدالت را رعایت نکرده است.
وی افزود: واگذاری همه پروژهها به دستگاههای رسمی نظامی و غیرنظامی در جهت عکس عدالت اقتصادی است؛ چراکه بدین ترتیب برخی کسانی که میتوانند کاری انجام دهن،د ولی کاری در اختیار آنها قرار نمیگیرد محروم میمانند و این عدالت اقتصادی نیست.
وی همچنین تخصیص نامتعال منابع به استانها و مناطق مختلف را به دور از عدالت دانست و اظهار کرد: اینکه به استانهایی با استعدادهای برابر، به طور نابرابر رسیدگی شود، موجب میشود که توان مالی مردم یک استان کاهش پیدا کند و اشتغال و قدرت خرید آنها کمتر شود.
هر نوع انحصار در حوزههای مختلف، ضد عدالت است
وزیر کشور دولت هشتم تاکید کرد: آرمان عدالت زمانی محقق میشود که دولت خود را مکلف به تحقق عدالت با راهکارهای اصولی و قانونی بداند. شعار دادن در زمینه عدالت بسیار راحت است، ولی عمل کردن به آن است که میتواند عدالت را محقق کند. هر نوع انحصار در حوزههای مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، ضد عدالت است. اگر میخواهیم عدالت برقرار شود نمیتوانیم دست یک عده را از نظر سیاسی ببندیم و از سوی دیگر، یک عده آزاد باشند که هرچه میخواهند بگویند و هرچه میخواهند انجام دهند.
در تعقیب آرمانهای خود نمره خوبی نگرفتهایم
وی با بیان اینکه «تشخیص میزان پیشرفت کشور در زمینه آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی نیاز به یک بررسی جامع دارد» اظهار کرد: باید دوران پس از انقلاب را مقطعبندی کنیم؛ چراکه در طول این سی و دو سال، یکنواخت حرکت نکردهایم. ما هشت سال گرفتار جنگ تحمیلی بودیم و دورهای پس از آن به عنوان دوران سازندگی نامگذاری شده است و دوره پس از آن نیز دوره اصلاحات بود و دوره دیگر، دورهای است که امروز در آن قرار داریم.
وی افزود: با بررسی این چند مقطع باید ببینیم که کی و چگونه به آرمانهای مردم در انقلاب نزدیکتر بودهایم و چه زمانی دور شدهایم. اگر به این شکل رسیدگی کنیم، میتوانیم بگوییم که در هر دوره چقدر به آرمانها نزدیکتر شدهایم. در مجموع معتقدم که متاسفانه در تعقیب آرمانهای خود نمره خوبی نگرفتهایم. باید در اجرای قانون اساسی دقیقتر میبودیم و هرچقدر که از اصول قانون اساسی دور شدهایم، آرمانهای اصلی خودرا بیشتر نادیده گرفتهایم.
بار سنگین بازسازی کشور پس از جنگ بر دوش دولت و مردم بود
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با اشاره دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در دوران دفاع مقدس، همه کشور برای حفظ استقلال، بسیج شده بود و تمام کشور بسیج شده بود که بیگانه بر سرزمین ما مسلط نشود و وجبی از خاک کشور جدا نشود و در این زمینه موفق بودهایم. در تاریخ دو سه قرن اخیر، در درگیریهای ما با کشورهای مجاور همواره بخشی از کشور ما جدا شد، ولی در جنگ تحمیلی مردم ما هشت سال مقاومت کردند و خوشبختانه در دوران دفاع مقدس در زمینه حفظ استقلال ملی نمره قبولی گرفتیم.
وی یادآور شد: دو اتفاق میمون و مبارک درآن زمان بود؛ یکی اینکه همه در جهت ساختن و آباد کردن تلاش میکردند و دوم اینکه نهادهای برآمده از انقلاب، عدالت را تا سطوح پایین نظام کشیده بودند و به طور مثال جهاد سازندگی در بسیاری از روستاهای محروم کارهای خوبی انجام داد. در دوران سازندگی، خیزهایی در زمینه توسعه اقتصادی برداشته شد و کارهای بزرگی شروع شد و در آن دوران، بار سنگین بازسازی کشور پس از جنگ بر دوش دولت و مردم بود.
در دوران اصلاحات تقریبا در یک حالت متعادل و قابل قبول بودیم
وی با بیان اینکه «در دوران اصلاحات تقریبا در یک حالت متعادل و قابل قبول قرار داشتیم» تصریح کرد: کشور در دوران اصلاحات به سمت توسعه متوازن پیش رفت. یکی از مسایلی که مخالفان دولت اصلاحات مطرح میکنند این است که وجهه همت آن دولت، توسعه سیاسی بوده و به مسایل اقتصادی نپرداخته است ولی به نظر من این بزرگترین تهمت است؛ چراکه بیشترین کارهایی که برای سامان دادن به وضعیت توسعه اقتصادی ضروری بوده است، در همان زمان یا به نتیجه رسیده و یا آغاز شده است، ولی بارزترین ویژگی آن دوران، توجه به حق حاکمیت ملی در قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و زیربنای توسعه است.
تاکید بر لزوم توسعه همهجانبه
موسویلاری با اشاره به اینکه «قانون اساسی سازوکارهایی را برای توسعه سیاسی و تحقق مردمسالاری مشخص کرده است» افزود: بر طبق این سازوکارها باید احزاب سیاسی فعال شوند، NGO ها و تشکلهای مردم نهاد به وجود بیایند و حضور مردم در عرصههای مختلف تعریف قانونی پیدا کند، نه اینکه مبتنی بر سلیقه افراد باشد و برای این کار، تکیه بر برنامههای توسعه به عنوان یک اصل در دوران اصلاحات دنبال شد. همچنین برنامه سوم توسعه درآن زمان تهیه و عملیاتی شد و برنامه چهارم توسعه به همراه چشمانداز بیستساله کشور نیز در همان زمان تهیه شد.
وی ادامه داد: بدین ترتیب همان دولتی که آزادی احزاب و مطبوعات را به عنوان یک رکن و شرط اصلی مردمسالاری تلقی میکرد، عسلویه را به عنوان یک نقطه امید برای بازیافت حقوق از دست رفته ملت و توسعه اقتصادی طراحی و اجرا کرد. نکته مهم این است که دولت اصلاحات همه این کارها را بدون اینکه نیازی به حذف یک ضلع از اضلاع توسعه داشته باشیم دنبال کرد. برخی فکر میکنند اگر قرار است توسعه اقتصادی داشته باشیم، از نظر سیاسی باید تمرکزگرا باشیم و رسانهها و احزاب آزاد وجود نداشته باشد در حالی که میتوانیم در اقتصاد فعال شویم و آزادی عمل داشته باشیم و احزاب نیز فعالیت آزادانه سیاسی خود را داشته باشند.
توجه به اهمیت برنامهریزی، لازمه رسیدن به شرایط متعادل
وی بر ضرورت اجرای صحیح قانون اساسی تاکید کرد و گفت: با همه نوساناتی که در ادوار گوناگون وجود داشته، متاسفانه نتوانستهایم به آنچه مطلوب است دست پیدا کنیم و البته این مساله در طول دورههای مختلف یکنواخت نبوده است. امروز هم اگر میخواهیم به یک شرایط نرمال و متعادل برسیم باید با توجه به قانون اساسی به فضایی برسیم که در آن برنامه ارزش باشد نه ضد ارزش، طرحهای توسعه و سند چشمانداز زیر سوال نرود و نهادهای برنامهریز تعطیل نشوند.
برداشت من از انقلاب و اهداف آن با برداشت مصباح یزدی متفاوت است
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون در ادامه گفتوگوی خود با ایسنا، گفت: قرائتهای مختلفی از انقلاب اسلامی و اهداف و آرمانهای آن در جامعه ما وجود دارد. اگر بخواهیم این قرائتها و سلیقهها را مطرح کنیم، باید یک نقطه مشترک وجود داشته باشد تا قرائتهای مختلف با آن محک زده شود و من معتقدم این نقطه، قانون اساسی است.
وی افزود: برای مثال، برداشتی که من از انقلاب اسلامی و اهداف آن دارم حتما با برداشت آقای مصباح یزدی متفاوت است و من قطعا برداشت و سلیقه آقای مصباح یزدی از انقلاب، جمهوری اسلامی و حکومت دینی را قبول ندارم، همانطور که ایشان هم حتما دیدگاه من را نمیپسندد. من میگویم دیدگاه ایشان و دیگران محترم است ولی آنچه باید در عمل مورد توجه قرار بگیرد، قانون اساسی است. قانون اساسی است که میتواند فصل مشترک و نقطه حضور جمع باشد؛ چراکه به هر حال قانون اساسی است که باید مبنای عمل قرار بگیرد.
با تفسیر دبیر شورای نگهبان از اصل ۹۹ قانون اساسی مخالف بوده و هستم
وی با اعتقاد به اینکه «از قانون اساسی نیز قرائتهای مختلفی وجود دارد» تصریح کرد: ممکن است آقای جنتی از اصل ۹۹ قانون اساسی یک برداشت و تفسیر داشته باشد و من به شکل دیگری آن را تفسیر کنم. من در زمان مسوولیتم در وزارت کشور همواره با نظر آقای جنتی در زمینه تفسیری که از اصل ۹۹ قانون اساسی داشتند مخالف بودم و الان هم مخالف هستم و معتقدم برداشت آقای جنتی درست نیست.
تفسیر خاص جناحی از انقلاب اسلامی نمیتواند مورد حمایت همه باشد
موسویلاری با طرح این پرسش که «با توجه به وجود برداشتهای مختلف از قانون اساسی، چه باید کرد؟» گفت: قانون اساسی زمانی در جامعه محترم میشود که سلیقههای مختلف بتوانند حرفشان را بزنند، یعنی اگر مثلا آقای جنتی و عبدالواحد موسوی لاری هر کدام دیدگاههایی دارند و در مورد یک اصل از اصول قانون اساسی دو نگاه متفاوت دارند، باید هر دو بتوانند دیدگاههای خود را بیان کنند تا جامعه به داوری برسد؛ چراکه بهترین داور مردم هستند؛ مردمی که انقلاب، قانون اساسی و حکومت برای آنهاست و مدیران جامعه باید خدمتگزاران آنها باشند.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: معنای جمهوریت هم همین است که جمهور مردم در اداره جامعه نقش داشته باشند و داور نهایی آنها باشند. درست است که تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است ولی اگر برخی از اعضای این شورا به جای داوری، خود یکی از طرفین دعوا شدند و قانون اساسی را آنگونه که خود میپسندند تفسیر کردند، جز مراجعه به مردم راه دیگری نیست.
وی خاطرنشان کرد: اگر دیدگاههای مختلف مطرح نشود، برخی با در اختیار داشتن انحصاری رسانهها هرچه دلشان میخواهد بگویند و همه ابزارهای ابراز عقیده را در اختیار داشته باشند و در مقابل، طرف دیگر رسانهای نداشته باشد و به محض ابراز عقیده به خروج از دین، انقلاب و نظام متهم شود، قطعا هیچگاه نمیتوانیم به یک نقطه وفاق برسیم؛ چراکه هیچگاه در یک فضای یکطرفه تبلیغاتی، جامعه به نقطه روشنی از وفاق نمیرسد و در چنین شرایطی انقلاب اسلامی دچار مشکل میشود و جمعی از مردم دچار یاس و سرخوردگی خواهند شد.
وی تاکید کرد: توجه به اصل انقلاب اسلامی با محور قرار دادن قانون اساسی است؛ آن هم در یک فضای رسانهای آزاد که دیدگاههای مختلفی که میخواهند زیر چتر قانون اساسی قرار بگیرند، بتوانند بروز و ظهور پیدا کنند. در فضای یکطرفه تبلیغاتی، تفسیر خاص جناحی از انقلاب اسلامی نمیتواند مورد حمایت همه کسانی باشد که در پیدایش این انقلاب سهم داشتهاند.
استقلال و آزادی، آرمان تنها یک نسل نیست
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، به نسلهای مختلف انقلاب اسلامی و پیام انقلاب برای نسلهای جدید جامعه اشاره کرد و افزود: پیام و حرف نسل اول و دوم انقلاب که در پیدایش انقلاب اسلامی نقش داشتند برای نسلهای بعدی این است که ما در جهت گرفتن حق مشروع و انسانی خود تلاش کردیم و شما نیز به عنوان نسل امروز میتوانید تداوم بخش این راه باشید، آرمانهای خود را تعریف و در جهت تحقق آنها تلاش کنید.
وی تصریح کرد: البته آرمان انقلاب اسلامی یعنی استقلال و آزادی، آرمان تنها یک نسل نیست بلکه آرمان نسلها در حداقل دو قرن اخیر است و نسل سوم و چهارم انقلاب نیز نمیتوانند این آرمان را نادیده بگیرند. اگر امروز هم از نسلهای جدید بپرسیم که آرماشان چیست، حتما مهمترین آرمان آنها آزادی، استقلال و عزت و کرامت انسانی خواهد بود و این آرمان بین نسلهای مختلف پیش و پس از انقلاب مشترک است.
انقلاب اسلامی فصل درخشانی از تاریخ این کشور است
وی با تاکید بر اینکه «انقلاب اسلامی فصل درخشانی از تاریخ این کشور است» اظهار کرد: ملت، با شروع انقلاب اسلامی دنیای جدید و آینده روشنتری را جلوی چشم خود دید و البته گردنهها و فراز و فرودهایی را هم تجربه کرده است، ولی به هر حال انقلاب اسلامی یعنی احترام به انسانها و احترام به نسلی که خود را باور داشته است. پیام انقلاب اسلامی این است که ما باید تلاش کنیم که واقعیت انقلاب را تشخیص دهیم و اگر توسط فرد یا افرادی در مقاطعی، این انقلاب اسلامی زیر سوال رفته یا گرد و غبار روی آن نشسته است، نباید اصل انقلاب را مورد اتهام قرار دهیم.
لزوم تفکیک هویت انقلاب از عملکرد برخی مجریان
موسویلاری افزود: اصل آزادیخواهی و استقلالطلبی در قالب مبانی دینی و معتقدات ایمانی نباید زیر سوال برود. ممکن است مدیران جامعه در مقطعی از مسیر انقلاب فاصله بگیرند و نباید نگاه نسل سوم و چهارم به مدیران جامعه باشد، بلکه این نگاه باید به ماهیت انقلاب اسلامی باشد. ماهیت انقلاب اسلامی، ماهیت یک حرکت اجتماعی انسان محور است و در آن انسان محترم قرار میگیرد. بنابراین لازم است که بین برخی مجریان انقلاب اسلامی و هویت اصلی این انقلاب، رابطه اینهمانی برقرار نکنیم تا مبادا اگر مدیری برخلاف روش و منش انقلاب اسلامی عمل کرد، اصل انقلاب را نادیده بگیریم. اگر این پیام را دریافت کنیم به بازسازی، اصلاح، بازخوانی و نوسازی آرمانهای انقلاب اسلامی میرسیم نه به پشت پا زدن به این آرمانها.
وی در ادامه بر لزوم بازخوانی همهجانبه انقلاب اسلامی تاکید کرد و گفت: منظور من از بازخوانی، شناخت هویت، اهداف و کارکردهای انقلاب اسلامی است و در دل این قصه، روزآمد شدن منویات انقلاب اسلامی نیز نهفته شده است. طبیعی است که شرایط جامعه در سال ۵۷ با سال ۸۷ یکی نیست و اگر نسل سوم و چهارم میخواهد انقلاب اسلامی را بازخوانی کند و هویت و کارکردهای آن را خوب درک کند و ببیند، قاعدتا باید در بستر زمانی خود آنها را ببیند ولی کارکردها نیاز به نوسازی و روزآمد شدن دارند.
بخشی از اظهارنظرهای امروز در تعارض با مبانی انقلاب اسلامی است
وی با تاکید بر اینکه «بازخوانی هویت و اهداف انقلاب اسلامی، شناخت لازم دارد» ابراز عقیده کرد: بخشی از اظهارنظرها و بیان دیدگاههایی که امروز در عرصه برخی مطبوعات میبینیم در تعارض با انقلاب اسلامی و مبانی آن است؛ حرفهایی که بعضا برخی از تریبونهای رسمی نیز مطرح میکنند. اینکه فردی به نمایندگی از انقلاب اسلامی بگوید هیچ نیازی به حضور اصلاحطلبان نیست، غلط است؛ چراکه انقلاب اسلامی آمده است که همه بیایند و چنین حرفهایی ظلم به انقلاب است.
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز یادآور شد: اگر بخواهیم یک انتخابات مطلوب را مثال بزنیم، انتخابات مجلس اول است و تشخیص کارکرد انقلاب اسلامی باید از منظر چنین انتخاباتی باشد، نه اظهارنظر برخی افراد. انتخابات مجلس اول، ترکیب داوطلبان مبین جهتگیری انقلاب است به طوری که از خط امام، حزب توده، حزب ملت ایران و … درآن شرکت داشتند.
اینکه برخی بگویند نیازی به حضور فرزندان انقلاب نیست، انحراف است
وی با بیان اینکه «جهت و کارکرد اصیل انقلاب اسلامی همان است که در ابتدای انقلاب بود» اظهار کرد: اگر اتفاقاتی افتاده و محدودیتهایی ایجاد شده است و میبینیم برخی میگویند نیازی به حضور فرزندان انقلاب نیست، اینها انحراف از انقلاب اسلامی است و مبین هویت انقلاب اسلامی نیست. انقلاب اسلامی همان است که در سال ۵۸ خود را نشان داد؛ بنابراین هم بازشناسی اهداف و آرمانها لازم است و هم کارکردهای انقلاب باید بازخوانی شود.
وی یادآور شد: نسل امروز باید بداند که مثلا وقتی جمهوری اسلامی در قضیه مک فارلین صحبتهایی کرده است، اصل مساله چه بوده است یا در مورد تسخیرلانه جاسوسی نیز همینطور است. امروز پس از سی و یک سال از تسخیر لانه جاسوسی، نسلهای جدید باید به درستی بدانند که داستان چه بوده است و آیا کار آنها درست بوده است یا خیر؛ البته این سنجش باید با در نظر گرفتن شرایط آن روز انجام شود.
موسویلاری افزود: امروز سی سال پس از آنکه امام(ره)، تسخیرلانه جاسوسی را انقلاب دوم معرفی کردند، متاسفانه از زبان یک فرمانده نظامی میشنویم که آن مساله توسط خود آمریکا سازماندهی شده بود. نسل جدید باید بداند که آیا حرف این آقا درست است یا تیشهای است که به ریشه انقلاب اسلامی میخورد؟ نسلهای جدید باید تکلیف خود را بدانند و پایبندی خود به انقلاب اسلامی را روزآمد کنند و روشهای متناسب با امروز را به کار بگیرند.
هر حرکتی که آزادی مردم را محدود کند متعارض با انقلاب اسلامی است
وی همچنین، بر مردمی بودن انقلاب اسلامی تاکید کرد و یادآور شد: باید به این اصل توجه داشته باشیم که انقلاب اسلامی یک انقلاب نظامی نبود و با کودتا صورت نگرفت، بلکه مردم در آن حرف اول و آخر را زدند. انقلاب اسلامی با ایمان درونی و مذهبی مردم به نتیجه رسید و انقلابی است که در جهت آزادی مردم بوده است، پس هر حرکتی که آزادی مردم را محدود و قیمومت بر مردم تحمیل کند و نیز اظهارنظرهایی که در این جهتها باشد، متعارض با جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی است. اگر نسل سوم و چهارم از زاویه این اظهارنظرها به انقلاب نگاه کنند، با پرسشهای زیادی مواجه میشوند ولی اگر هویت اصلی و کارکردهای اولیه جمهوری اسلامی را در نظر بگیرند و روشهای امام(ره) را مبنا قرار دهند، به شناخت دیگری میرسند.
فضای آزاد بحث و گفت و شنود جزو ماهیت انقلاب اسلامی است
وی با تاکید بر اینکه «فضای آزاد بحث و گفت و شنود جزو ماهیت انقلاب اسلامی است» تصریح کرد: اگر شرایطی به وجود بیاید که فضا یکطرفه باشد و تنها یک سلیقه ترویج شود و اجازه ندهند دیگران حرف خود را بزنند، همین مساله دلیلی بر انحراف در مسیر جمهوری اسلامی است؛ چراکه جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و آنچه مردم به دنبال آن بودند و امام مدیریت میکردند، اینها نبوده است و چنین فضایی مغایر با انقلاب اسلامی خواهد بود.
این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با اشاره به چگونگی جذب اقشار مختلف به انقلاب اسلامی در دوران پیش از پیروزی، در بیان خاطرهای یادآور شد: سال ۵۷ برای سخنرانی به بندرلنگه و اطراف آن رفته بودم. در یکی از این سخنرانیها جمعی از جوانان و دانشجویان جمع شده بودند تا به هر حال حرفهای انقلابی بشنوند. نکته جالب برای من این بود که با وجود اینکه افراد شاخصی با دیدگاههای انقلابی در مراسم حضور داشتند، کسی به آنها تعرض نکرد و کسانی تحت عنوان زنده باد و مرده باد، از برگزاری مراسم جلوگیری نکردند.
بعضا شاهد رفتارهایی هستیم که سخت است بپذیریم به اسم انقلاب انجام میشود
موسوی لاری در پایان اظهار کرد: بعضا شاهد رفتارهایی هستیم که بسیار سخت است بپذیریم که به اسم انقلاب اسلامی انجام میشود. تنها راه حل چنین مشکلی این است که اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را از برخی کارکردهای نادرستی که امروزه به اسم انقلاب انجام میشود تفکیک کنیم و همه اینها باید با قانون اساسی محک زده شود.
در این مدت برای خیلی از دوستان دربندم نامه نوشتم و همه این نامه ها یک وجه مشترک داشت، در آن نامه ها اوین را کعبه خوانده بودم و می نوشتم که امروز خدا در آنجا خانه کرده است، آنجایی که شما هستید...وقتی می نوشتم شاید فقط می نوشتم تا وقتی که رفتم آنجا..آنجا فقط خدا بود خدا و در تمامی آن تنهایی ها او بود...نزدیکتر از همیشه ، سرم را روی پایش می گذاشتم و نوازشم می کرد و من حرف می زدم،من بودم و او بود و فقط خدا بود...دعا می خواندم و روزی بیش از هزار بار تمامی اسمهایش را می خواندم ، فهیمدم وقتی اسیری آزاد می شد چرا همه به او می گفتند زیارت قبول...به واقع که اوین کعبه است، اوین خانه خدا است، همه جا بوی اوست، خدا آنجا خانه کرده، جایی که سبز است،، جایی که پر از بوی گل است، جای که خانه اوست خانه دوست و من در آنجا خدا را نزدیکتر از همیشه دیدم ، بیشتر از همیشه با او حرف زدم و فقط من بودم و خدا بود و من چقدر دلم برای این جمع دو نفره تنگ شده
منبع: فیسبوک ریحانه طباطبایی
ندای سبز آزادی: روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در یاداشتی با اشاره به اظهارات اخیر رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه هفته گذشته تهران درباره اعتراضات خیابانی مردم مصر و تونس ، از اقدام هوشمندانه رهبران مخالفین دولت در ایران برای برپایی تظاهراتی گسترده خبر داده است.
" توماس اردبرینک "نویسنده یاداشت مذکور با اشاره به اظهارات رهبر جمهوری اسلامی می نویسد: " با وجود آنکه رهبر جمهوری اسلامی ، قیام مردم مصر را ادامه امواج اسلام خواهی مردم ایران که 32 سال پیش رخ داده می داند، مخالفین وی آنچه در خیابانهای قاهره می گذرد را ارمغان اعتراضات مسالمت آمیز مردم ایران در سال 2009 میلادی می دانند. "
در بخشهایی از این یاداشت آمده است: " تنها چند روز پس از آنکه آیت الله خامنه ای، رهبر ایران اعتراضات خیابانی مردم مصر و تونس را به انقلابی که 32 سال پیش در ایران رخ داده بود مرتبط کرد، رهبران مخالفین دولت در این کشور خواهان برگزاری تظاهراتی گسترده به منظور حمایت از مردم مصر و تونس شده اند. "
" اردینبرک "با اشاره به سرکوب گسترده ایرانیان ناراضی نسبت به نتیجه انتخابات توسط حکومت جمهوری اسلامی به تعارضهای موجود در موضع گیریهای سران حکومت نسبت به آنچه در مصر رخ می دهد می نویسد: " رهبر حکومت ایران در حالی معترضان مصری را به ادامه اعتراضات تشویق می کند که خود در سال 2009، زمانی که ایرانیان تظاهرات گسترده ای علیه تقلبات وسیع رخ داده در انتخابات راه انداخته بودند، دستور سرکوب وحشیانه آنها را به بهانه اینکه آنها " اغتشاشگران مورد حمایت غرب " هستند، توسط نیروهای شبه نظامی که دارای حق اعمال باطوم و گاز اشک آور علیه معترضان بودند، صادر کرده بود. "
در ادامه این یاداشت، نویسنده به پارادوکسی که رهبران ایران در آن قرار دارند اشاره می کند و می نویسد: " با این حال ، رهبران اپوزیسیون امیدوارند که با استفاده از حوادث رخ داده در مصر به عنوان یک کاتالیزور جدید، روز دوشنبه آینده در میدان آزادی تهران، بار دیگر شاهد حضور گسترده معترضین به نتایج انتخابات در این میدان باشند. "
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با صدور بیانیه ای از برپایی تجمع در روز ۲۵ بهمن حمایت کردند.
به گزارش تحول سبز، این دانشجویان در بخشی از این بیانیه آورده اند: امروز که کاخ استبداد به لرزه افتاده است، با تکیه بر همان عهد پیشین به صحنه می آییم. در کنار جامعه دانشگاهی کشور ایستاده ایم تا در روز دوشنبه ۲۵ بهمن، با فریاد خویش ریشه های سست و نامیمون استبداد را زیر پای خویش لگدمال کرده و سخن از انسان های سبزی بگوییم که امیدوارانه خود را برای روزهای سخت مبارزه آماده کرده اند.
متن کامل این بیانیه که در اخیتار تحول سبز قرار گرفته است به شرح زیر میباشد:
سی و دو سال گذشته است، از روزگاری که علیه استبداد کهن به پا خاستیم. برخاستیم تا آرمان های اسلامِ رحمانی را جامه عمل پوشانیم و سرزمین ایران را به جایگاه حقیقی خویش برسانیم. برخاستیم که میزان رأی ما باشد و کوته نظران فرصت انکار اراده ملت را نداشته باشند. به پا خاستیم تا بگوییم از استبداد و عوامل ناصواب آن بیزاریم.
پس از چهارسال صبر در مقابل عوام فریبانِ بی تدبیرِ دولتِ نهم، سال گذشته همراه با جامعه دانشجویی ایران به صحنه آمدیم. در حمایت از فردی که می دانستیم می تواند. انتخابات برگزار شد، اما حکومت که پس از انتخابات، مشروعیت خویش را از دست رفته دید، با کشتار، زندان و کهریزک به سراغمان آمد و ما را عاشورا ستیز خواند و ضدِ انقلاب.
نه آن ملتِ معترض، دین ستیز و حرمت شکنِ عاشورا بودند و نه شما که خود را با علی قیاس می کنید، پاسبانِ تشیع. در تبلیغات یک سویه خویش از صداوسیما، جای حق و باطل را عوض می کنید و آدم کشی هایتان را اسلام جلوه می دهید. غافل از آن که دست شومتان بر ملت هویدا شده است. هواداران جنبش سبز امروز با سیدالشهدا عهد بسته اند تا فریاد آزادی خواهی سر دهند و به رگ بریده حسین، تا پای جان بر سر پیمان خویش ایستاده ایم.
امروز که کاخ استبداد به لرزه افتاده است، با تکیه بر همان عهد پیشین به صحنه می آییم. در کنار جامعه دانشگاهی کشور ایستاده ایم تا در روز دوشنبه ۲۵ بهمن، با فریاد خویش ریشه های سست و نامیمون استبداد را زیر پای خویش لگدمال کرده و سخن از انسان های سبزی بگوییم که امیدوارانه خود را برای روزهای سخت مبارزه آماده کرده اند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
جمعی از فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس از شهر زنجان، شامگاه روز سه شنبه با حضور در بیت آیت الله بیات زنجانی، با ایشان دیدار و گفتگو کردند.
به گزارش سایت رسمی آیتالله بیات زنجانی این گروه از رزمندگان ارشد زنجان که برای شرکت در مجلس ترحیم پدر سردار شهید مهدی زین الدین به قم آمده بودند، پیرامون مسائل مختلف با آیتالله بیات زنجانی به تبادل نظر پرداخته و از نقش ایشان در مبارزات مردم زنجان در دوران مختلف در این استان تقدیر و تمجید نمودند.
لازم به ذکر است در این دیدار آقای احمد حکیمی پور از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس و رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز این عزیزان را همراهی می کرد.
این مقاله ای است که برای نسیم بیداری نوشته ام درباره سالگرد سقوط رژیم پادشاهی .
کمتر حادثه بزرگ سیاسی و اجتماعی ست که تنها به یک دلیل و یا یک علت رخ داده باشد، چه رسد به ماجرای به بزرگی سقوط شاه و انقلاب ایران، معمولا رویدادهای مهم چند علت دارد. در سقوط شاه، اگر قرار به انتخاب عمده ترین عوامل باشد، به گمانم یکی وجود سانسور و اختناق است، و دیگری نبود انتخابات آزاد.
از اواخر دهه چهل شمسی با تعطیل مجلات و چند روزنامه گرچه کم تیراژ که از دوران قبل از کودتای 28 مرداد باقی مانده بودند، عملا همه منفذ های آزادی بیان بسته شد. ده سالی آغاز شد که از آن به عنوان دیکتاتوری ساواک یاد می شود. این سازمان اطلاعاتی و امنیتی، بعد از تبدیل شدن سپهبد تیمور بختیار اولین رییس و بنیان گذارش به اوپوزیسیون نظام پادشاهی، تغییراتی وسیع پذیرفت که سامانه اش توسط مستشاران اسرائیلی ریخته شد. یکی از آموزه های این سامانه تظاهر به تسلط و حضور در همه جا بود. می گفتند به جای آن که شش هزار نفر استخدام کنیم که شش میلیون را بپایند، شصت نفر استخدام کنیم که در جامعه بپراکنند که ما شش میلیونیم. می گفتند هراز گاه چند نفری را به بهانه بگیریم و بگذاریم در همه جا شایع شود ساواک قدرتمند و خشن است همین مردم را کنترل می کند.
نگارنده در مقام یک خبرنگار جوان روزی از روزها در همان دوران به سازمان رادیو و تلویزیون دعوت شد و کاشف به عمل آمد که یکی از مدیرکل های ساواک قرار است مصاحبه مطبوعاتی کند. قبل از آن هیچ چنین کاری معمول نبود. گفتند حق هیچ نوع سئوالی از هویت وی نداریم. قبل از آغاز مصاحبه که در استادیو بزرگ آن زمان تلویزیون ضبط شد، سرهنگ جا افتاده ای تک تک ما چهار پنج خبرنگار را به اتاقی فراخواند و تست کرد و در حقیقت دل های ما را خالی کرد. نام پدر و اسم اولین مدرسه ام را آورد و بعد گفت آنقدر شیطان بودی که دکتر مجتهدی تحملت نکرد... همین کافی بود که در من جوان این تصور حاکم شود که او همه چیزم را می داند. آن وقت از من پرسید سئوال خاصی را آماده کرده ام، دو سه سئوال در ذهن داشتم گفتم. با لبخندی گفت البته ایشان که به همه امور مسلط هستند خیلی دلشان می خواهد که به همه این ها جواب بدهند مساله ای نیست، اما برای جلوگیری از تکراری شدن سئوال ها، سئوال دوم را نپرس وقت نیست. انشالله در هفته های بعد.
وقتی مرد سبزه شیک پوش کمان ابرو وارد استادیو شد، ما حاضران هم ندیده دیدیم. نشست پشت میزی و پروژکتورها روشن شد. و شروع کرد به شرحی درباره حرکات چریکی و دسته هائی که تشکیل بودند. مثل قصه ای می گفت. شنیدنی بود. وقتی خوب با قصه های خود مجذوبمان کرد خواست تا سئوالاتمان را مطرح کنیم. دومی خبرنگار من بودم تا آمدم نگاهی به کاغذم بکنم. گفت ولش کن این حرف ها را همان که می خواستی بپرس. من دستپاچه شدم. نمی دانستم باید به دستور او گوش کنم یا توصیه آن سرهنگ جاافتاده. اما چاره نبود. پرسیدم: آیا این درست است که سازمان اطلاعات و امنیت کشور سه میلیون نفر عضو دارد.
این رقمی بود که در یک گزارش در مجله تایم آمده بود و نصرت رحمانی شاعر با شنیدن خبر آن، مدام به طعنه می خواند گوش داره موش داره، نه یکی نه دو تا، سه میلیون، سه دوتا شش میلیون ...
مقام امنیتی چشم هایش را تنگ کرده، یعنی کمی جا خورده است. بعد شروع کرد به تشریح مثلا چارتر سازمانی ساواک و خلاصه گفت دو سه هزار نیروی متخصص داریم و خیلی خیلی افرادی که خرید خدماتی هستند و گزارش می دهند. و لودگی کرد که بین خودتان، بین وکلا، بین استادان و... همه جا هستند. بدون این تصریح هم دل ما خالی بود.
کمتر از ده سال بعد که درها و دروازه ها به لطف انقلاب گشوده شد، عده ای پرونده خود خواندند. هر کسی که خوانده از محتوای پرونده خود می تواند گفت چه می گذشته در آن ها. پرونده من ده ها برگ داشت. اما در حقیقت یک برگ و نیم بود. یک برگ که می توانست گزارش یک همکلاس باشد همان اطلاعاتی که سرهنگ آن سال در تلویزیون گفت. نیمش هم اشاره ای به نام من در یک گزارش دباره فعالیت های دکتر احسان نراقی بود. اما تا بخواهید داستان های عاشقانه و غیبت و داستان های تخیلی. که در چند خط نوشته می شد. مثل علاقه مندی طرف به فلان کس، رابطه خاص با همسر یا دختر فلان مقام، شرکت طرف در دیدار هفتگی مسجد فخرالدوله. و بعد خواندنی نظریات شنبه و یکشنبه و دو شنبه در ذیل گزارش ها بود. به جرات می توانم گفت یکی از آن قصه ها، حتی به اندازه ده در صد هم صحت نداشت که اگر می دانست ارزشش برای یک خاله زنگ کنجکاو قابل فهم بود اما برای یک سازمان اطلاعاتی مثلا مخوف به چه کار می آمد. گویا فقط نوشته شده بود برای سرگرمی کسانی که صبح ها پشت میز می نشستند و شادمان می شدند که از دل همه خبر دارند. همه اش توهم، توهم و قصه های ساختگی از ارتباطات سیاسی برای جوان بیست و دو ساله ای که عشق ادبیات داشت و از سیاست می ترسید و بیزار بود. اگر گزارشی درباره مدرسه فیضیه قم نوشته بودم هفته بعدش قصه ها پرداخته بود از ارتباطات گزارشگر با هواداران فلان مرجع مخالف رژیم که روحم خبر نداشت، دو هفته بعد گزارشی درباره زندان زنان و جوانان تهران نوشتم جهت تازه ای به گزارش ها داده شد.
جالب این که در بالای همان یک صفحه اطلاعات واقعی، سال تولدم درج نبود. و این که عمویم توده ای فراری در شوروی بود هیچ جایش نیامده بود. دو بار اجازه سفر به شوروی را ساواک بدون اطلاعات از این ارتباط که می توانست مهم باشد صادر کرده بود.
و خلاصه این که ساواک رستم صولتی بود که موش هائی را که ما بودیم می ترساند. پوشالی بود و روز موعودش شکست به سادگی. که جز این نیست سزای سامانه ای که برای نمایش هیبت و صولت در اتاق های تمشیتش ظلم ها می شد و بازجویان بیمار خشونت ها روا می داشتند. همان کسان که به حکم قرعه دستگیر می شدند تا شایع کنند ساواک چه قدرتمند است در کمیته ضد خرابکاری، تبدیل به عاملان برانداز می شدند بی آن که قبلا سابقه و خیالش را داشته باشند.
وقتی مجسمه توخالی قدرت و هیبت شاهنشاهی شکست، مردم در همه شهرها دنبال سیاه چال هائی می گشتند که قرار بود هیبت بسازند. همه جا سخن از کشف خرده ناخن و استخوان پاره بود. هر سوراخی گمان می رفت به کوره ای راه می برد که در آن هزاران زنده می سوزند. و همین باور حرکت ساز انقلاب بود، نفرین کننده و موج آفرین.
رضا یکی از کارکنان بخش آگهی های یک روزنامه تهران که به جرم داشتن دو برگ دفاعیات خسرو روزبه در کشو میزش از محل کار با خشونت و چشم بسته به ساواک برده شد و تا سال ها خبری از وی نبود، چهار سال را در انفرادی زندان کمیته و اوین گذرانده بود، با بزرگان هم لقمه و هم کاسه شده. پائیز 57 او که نوجوانی شنگول با پیراهن زرد رفت، جوانی با سبیل از بناگوش در رفته بیرون آمد که حکایت ها می دانست و کارها بلد بود از آن جمله ساقط کردن حکومت، که همکاران قدیمش نمی دانستند. یک ماهی بعد از خلاصی، رفته بود جلو دانشگاه تهران کتاب بخرد ناگهان چشمش به شکنجه گرش افتاده بود که چه خشن و بی رحم بود. جهانگیری. خواسته بود بگریزد از نگاه وحشت آفرین زندانی خود، رضا حرکتی به خود داده بود که جهانگیری گمان کرده بود اسلحه ای در بغل دارد دستش را گرفته و کشیده بود به داخل پاساژی و عاجزانه گفته بود رضا مرا ببخش. بچه ام مریض است دارم دنبال دوا می گردم. و همچون موشی از برابر نگاه متعجب رضا گریخته بود.
در شهرستان ها به علت کوچکی محیط ، ساواکی ها آشناتر و نشان تر بودند، خبری نشده به دامان تهران شلوغ گریختند. هیبتی که قرار بود نگهبان باشد، عامل و تسریع کننده سقوط شد. فروپاشی چنان شتاب گرفت که مجال نمی داد گروه های سیاسی راه بیابند. زندانیان را از داخل زندان رییس ساواک برای مشورت و چاره یابی به کاخ می برد. آن جا شاه می گفت نگوئید چه خطا ها شده الان چکار باید کرد. شما به فکر میهن باشید.
قدرت و هیبتی که قرار بود با خشونت تصادفی و موردی رعب در دل ها بیاندازد، تبدیل به معضلی برای خود شد. جهانگیری روز 23 بهمن کلت را گذاشت در دهان خود و ماشه را چکاند. شاه یک ماه قبل وقتی از تهران رفت، دو سه شبی بود که کلتی زیر بالش می گذاشت. خیال داشت که اگر بلند شد و دید همان ها که در خیابان شعار می دهند داخل کاخ شده اند، همان کاری را بکند که جهانگیری کرد. پیش از این ها بچه ها را فرستاد با مادر بزرگشان بروند جای امن که در امان بمانند. همان بچه هائی که دو تاشان بیست و سی سال بعد خود را در لندن و بوستون کشتند.
وقتی هیبت از ساواک رفت، در زندان ها باز شد. بازجوها و شکنجه گران آواره شدند، روزنامه ها هم از اعتصاب به در آمدند. تشنگانی که نزدیک بیست سال آب ندیده بودند، آمدند نشان دهند شناگری می دانیم. مجلات و روزنامه ها پر شد از گزارش هائی که بی شباهت به گزارش های شنبه یکشنبه ساواک نبود.
به جز ساواک در زمان سقوط، نه سازمان جوانان حزب فراگیر رستاخیز که درست شده بود تا نیروهای لازم برای دفاع از تاریخ شاهنشاهی را بسازد و آماده بدارد خبری بود، نه مجلس ساواک ساخته چنان ساکت بود که گمان می رفت و نه چنان پشت حکومت و دولت منصوبش ایستاده بود که همه ان سال ها بدان سبب آزادی انتخابات مخدوش شده بود.
عامل مهم دوم، نبود انتخابات آزاد، حکایتی است که مکرر گفته آمده است. شرحش بماند برای مجالی دیگر.
مسعود بهنود
16 بهمن 1389
ژان ژاک روسو، فیلسوف بزرگ فرانسوی، بر اهمیت آموزش زودهنگام تأکید میکرد و استفاده از مواد آموزشی ملموس و پرهیز از فعالیتهای انتزاعی و نمادین در کودکی را ضروری میدانست. همچنین بر اساس نظر روسو، آموزش و پرورش بایستی مبتنی بر علایق کودکان باشد.
بسیاری تمدن غرب را، محصول تفکرات فیلسوفان این دیار درباره آموزش به ویژه آموزش در دوران اولیه زندگی انسان میدانند. اما چیزی که این روزها در ایران شاهدش هستیم، نه تنها مبتنی بر این تجربههای بشری نیست، بلکه گاهی به نظر کاملن در تضاد با آنها میآید.
پختگی بسیار میخواد تا یک دولت، مقولهی آموزش را از بقیه حساب و کتابهای سیاسی و غیرسیاسیاش جدا کند. طی سالهای اخیر در ایران، هر گاه دولت برای بسط سیاسیکاریهای خود مجالی یافته، عرصه آموزش و کتابهای آموزشی را نیز بیبهره نگذاشته است و بدون کارشناسیهای لازم، تغییراتی را در کتابها و یا واحدهای درسی مدارس و دانشگاهها داده است. اگر میخواسته حجاب را ترویج کند، تصاویر کتابها را به طرز ناشیانهای تغییر داده و اگر میخواسته نقش کسی را در سیاست نادیده بگیرد، عکس او را حذف میکرده و یا در خوشبینانهترین حالت درباره او نمینوشته است.
تأسیس رشتههایی که بدون پشتوانه علمی هستند و یا حذف رشتههای مورد نیاز جامعه، نمونهی دیگری از این سیاسیکاریهای دولت است که نه تنها خیرخواهانه نیست، بلکه گاهی منشأ شر است.
حذف استادان باتجربه و گزینش سلیقهای و جناحی معلمان و استادان نیز گاهی چاشنی مشکلات آموزشی در ایران است.
با اینکه طی سال گذشته، مقوله علوم انسانی و کتابها و رشتههای آن مورد حملات شدید محافظهکاران و به ویژه شخص رهبر بوده، اما موضوع دستکاری در کتابهای درسی مقاطع دبستان تا دبیرستان طی سالهای اخیر همواره مطرح شده است.
و به نظر میرسد اهتمامی که دولت برای تغییر این کتابها دارد به مراتب بیشتر از تغییرات کتب دانشگاهی است.
پس از اینکه خبر جنجالی حذف پادشاهان، از کتابهای درسی تاریخی مقطع راهنمایی و دبیرستان منتشر شد، به تازگی خبرگزاری میراث فرهنگی گزارشی را منتشر کرده است که به خلأ معرفی میراث جهانی ایران در کتابهای درسی میپردازد.
این گزارش به كتابهاي درسي، به عنوان مهمترين و در بسياري موارد نخستين كتابهايی كه در اختيار كودكان قرار ميگيرند نگاه میکندو میپرسد چرا این کتابها، پارسه و پاسارگاد و چغازنبيل، سازههاي آبي شوشتر و بازار تبريز و بقعه شيخصفي، موسيقي بخشيهاي شمال خراسان و نوروز و شبيهخواني و قاليبافي كاشان را به بچهها معرفی نمیکند؟
حسن ذوالفقاری، پژوهشگر ادبیات فارسی در این گزارش میگوید: «مؤلفان کتابهاي درسي ميتوانند با يک زبان هنري و غير مستقيم و در قالبهاي گوناگون چون، شعر، قصه و داستان، کودکان را با مؤلفههاي فرهنگي خود آشنا کنند؛ براي نمونه در تصويري که براي کتابهاي کلاس اول دبستان در نظر گرفته شده، از يک خانه ايراني با وسايل ايراني و چهرههايي کاملاً ايراني بهره بردهايم. چه اشكالي دارد اتاقي را به تصوير بكشيم كه كف آن با قالي كاشان فرش شده و براي دانشآموزان، با زباني ساده و روان و در قالب جملات كوتاه توضيح دهيم كه اين قالي، در فهرست آثار جهاني ثبت شده و مردم دنيا با آن آشنا هستند؛ يا پشت جلد كتابهاي درسي از تصوير بناهايي استفاده كنيم كه به ثبت در يونسكو رسيدهاند؛ نه اينكه مردم خوزستان ندانند چغازنيل، اثري است كه مردم جهان به شكوه و هنر بهكار رفته در آن پي برده اند يا آذربايجانيها، تخت سليمان را نشناسند.»
همچنین «افرا نوبهار»، تصويرگر، درباره تصویرگری کتابهای درسی کودکان میگوید: «وقتي نويسندگان در متن، آنچنان كه بايد و شايد به ميراث فرهنگي و آثار تاريخي نميپردازند چگونه ميتوان انتظار داشت تصويرگران به اين مقوله توجه كنند؟ براي مثال تا در متن كتاب به اداب و رسوم و بناهاي ايراني اشاره نشود، تصويرگران نميتوانند به تصويركردن ان بپزدازند. مگر چند درصد بچهها، چغازنبيل را ميشناسند اما در كتابهاي درسي امكان توضيح وجود دارد و اين توضيحات به كمك تصويرگر ميايند.»
اما به نظر میآید که علیرغم دلسوزی و راهنماییهای کارشناسان، دولت به ویژه وزارت آموزش و پرورش راه خود را پی میگیرد و به این نصایح توجهی نمیکند.
شاید برای دولت این که حقایق را در کتابهای درسی به نفع خود مصادره کند، واجبتر از آن باشد که کودک ایرانی، با هویت خویش آشنا شود تا در بزرگسالی سرگشته نگردد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن با صدور بیانیهای از برپایی تجمع در روز ۲۵ بهمن حمایت کردند.
به نام او
امروز زمان آن فرا رسیده که همچون روزهای سبز گذشته ، دوباره سبز شویم . 25 بهمن روز قیام علیه استبداد و حمایت از اعتراضات مردم مصر و تونس . زمان آن رسیده که به جهانیان آزاده بودن خودمان را نشان بدهیم. با هم همراه میشویم تا بر کنیم ریشه استبداد را. با هم متحد میشویم تا طعم شیرین آزادی را بچشیم .
ما جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه آزاد اسلامی رودهن حمایت همه جانبه ی خود از راهپیمایی در روز 25 بهمن را اعلام می داریم و با تمام توان در این روز به عنوان ایرانیانی که خواهان آزادی هستند در راهپیمایی حضور پیدا می کنیم .
جمعی از دانشجویان سبز و آزادیخواه دانشگاه آزاد اسلامی رودهن
19 بهمن 1389
ندای سبز آزادی: شبکه خبری سی.ان.ان با اشاره به درخواست رهبران جنبش سبز ایران از وزارت کشور در وب سایت خود نوشت: سبزها می خواهند 14 فوریه (25 بهمن) در حمایت از قیام مردم تونس و مصر به میدان آزادی بیایند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در وب سایت این شبکه خبری آمده است: "رهبران مخالف دولت در ایران در حالی درخواست برگزاری راهپیمایی در حمایت از حرکتهای مردمی در مصر و تونس در میدان آزادی تهران را کردهاند که این میدان در سال ۲۰۰۹ شاهد حضور مردم بوده است."
به نوشته این وب سایت "مردم ایران بیش از هشت ماه با اعتراضات مسالمت آمیز خود در مقابل نتیجه انتخاباتی که معتقد بودند در آن تقلب شده است، ایستادگی کردند."
در ادامه این خبر آمده است که حکومت ایران با توسل جستن به وحشیانه ترین سرکوبها علیه تجمعات مسالمت جویانه معترضین به نتیجه انتخابات و دستگیری صدها تن از چهره های سرشناس اصلاح طلب و دگر اندیش و روزنامه نگاران تلاش کرده است، بحران انتخاباتی را کنترل کند. این در حالی است که همچنان صدها منتقد و معترض به حکومت پشت میلههای زندان به سر میبرند.
سه شنبه ١٩ بهمن
سلام یار دل آرای من!
سه شنبه مان به وعده بازجویانت قرار بود سبز باشد. بزرگوار مردی که استاد دادستان کودتا بود و با عزل او جانشینش نه حرمت او و نه حرمت هیچ استاد دیگر را نگاه نمی دارد، واسطه خیر شده بود برای این که مادر و پدر پیر و بیمارت تو را ببینند و دخترک هجران کشیده صبورت که نزدیک شش ماه است بار غم ستم را بردبارانه تاب می آورد.
من صبح زود رفتم دنبال کارهای پزشکی ام که پس از آن فراغت داشته باشم به تو فکر کنم و به خواسته های خردت که برای بازجوها بزرگ است و غیرقابل دسترس! از بی حواسی راه را اشتباه رفتم و اتوبان های پرترافیک را پشت سر گذاشتم تا برسم به بیمارستان. در راه بازگشت سری زدم به مغازه یک دوست و هرچه را فکر می کردم در آن تنهایی منحوس ستمگر پدیدآورده، تو را به حس و حال بیرون نزدیک کند، برایت تهیه کردم. مادر و پدرت چشم انتظار بودند و دخترمان از هیجان دیدار تو در تب و تاب بود. راهی اوین شدیم دسته جمعی مثل همه آن سه شنبه های پیشین که برای من و تو و خانواده ات خاطره بود. چه فرق می کرد تو را کجا ببینیم و جلوی چشمان چند نامجرم که پشت دوربین همه حرکات ما را رصد می کردند؟ مهم این بود که تو را می دیدیم که آن رخت نکبتی زندان را از تن در می آوردی برای دقایقی و گاه ساعتی و می آمدی به آن اتاق کوچک ملاقات. می نشستیم و گپ می زدیم و خواهرانت برایت لطیفه می گفتند تا حا ل و هوایت عوض شود. و تو چشم از دخترت برنمی داشتی و او خوش خلقی می کرد تا مبادا به اندوه درونش پی ببری اما تو باهوش تر از آن بودی و هستی که بشود سرت کلاه گذاشت.
مهربان دربندم!
امروز من عزیزترین کسانت، پدر و مادر و فرزندات را کشاندم از آن سربالایی نفس گیر تا پشت در اوین. آن جا که با هر گشوده شدن پنجره عده ای خبری خوش را انتظار می کشند و ما با باز شدنش مهیای دیدار تو می شدیم سال گذشته هر سه شنبه. تا پشت در آمدیم طبق قراری که چند جانبه هماهنگ و قطعی شده بود اما رنگ و نیرنگ کودتا یادمان آورد که بازی ادامه دارد وقتی خبر دادند که هماهنگی درکار نیست و باید برویم دنبال کارمان. ما رفتیم دنبال کارمان و چقدر کار داشتیم و داریم عزیز محبوس در بند ستم اسیران نفس. می گویند آن جا ناهماهنگی زیاد است. می گویند باید با دادستان هماهنگ کرد. بازجوها می گویند و ما نیک می دانیم که دادستان طفلکی بی رخصت بازجوها آب نمی خورد. می گویند حکم قضائی برای انتقالت به محل ملاقات لازم بوده و نداده اند. این ها را آن ها می گویند اما من و تو خوب می دانیم داستان چیست. داستان بی حرمتی به پیران ما و تحقیر جوانانمان برای شکستن ما که سبز سبز ایستاده ایم برای گرفتن حق و حقوق خود. دست آخر گفتند پدر و مادر و دخترش فردا بیایند برای ملاقات. و من پوزخند زدم به امنیتی که با وصال ما به مخاطره می افتد و پوزخند زدم به حقارتی که با آزار پدر و مادران ما برآن سرپوش گذاشته می شود.
مصطفای من!
چه خوب که ملاقاتی انجام نشد. وگرنه من چگونه می توانستم در چشمان امین و وحید که در بهار زندگیشان بهارهایشان را به حبس کشانده و از حداقلی ترین حقوق محرومشان می کنند نگاه کنم بعد از سیراب شدن عطش دیدارم؟ من چگونه می توانستم دست های سرد مادر بهار را بفشارم با دست هایی که ساعاتی قبل در دستان مهربان تو گرم شده بود و چگونه می توانستم دردهای همسران زندانیان رجائی شهر را هم درد باشم با این ملاقات صدقه سری؟
چه خوب شد که ملاقاتی صورت نگرفت وگرنه من چگونه می توانستم بعد از آن هجوم عاشورایی این بار برایت از هجوم به خانه ناامنمان بگویم که نامحرمان با حکم یکی دیگر از قضاتی که به فرمایش مراجع عالیقدر در لبه پرتگاه جهنم قرار دارند پا در آن گذاشته و به بهانه نهی از منکر،منکراتی انجام داده اند که شنیدنی است برای فریاد وااسلاما سردادن! من چه باید می گفتمت وقتی تو طبق عادت می پرسیدی خوب چه خبر؟ چه خبری جز ملال و اندوه و افسوس؟ چه خبری جز حاکمیت دروغ و نیرنگ؟ چه خبری جز فلاکت و بدبختی و مسکنت در کشور شیعه امام زمانی که روی نفت خوابیده؟ چه خوب که آقایان یادشان آمد که دیدار ما مخاطره آمیز است برای اقتدارشان که همه را به نعمت داغ و درفش خانه نشین کرده. اقتداری که با یک تجمع قانونی آرام فرومی ریزد و از این رو جرأت اعطای مجوز ندارند. از تجمع می گویم؟ در استحکام این اقتدار همین بس که از یک مناظره در سطح محدود به لرزه می افتد! خوب شد. آری خوب شد عزیزم خوب شد که ما نیامدیم و تو چشم در چشم فاطمه ندوختی تا همه مصائبی که بر دردانه ات رفته با یک نگاه بخوانی و همه دردهایی که بر دل من ماه هاست که سنگینی می کند،بدانی و آن نمه های اشک را در چشمان پدر و مادرت ببینی.
نازنینم!
بازنده بازی امروز که بود؟ آیا واقعا خودشان نمی دانند؟ آنان که خود تماس گرفتند و دعوت کردند و تأکید کردند و تأیید کردند و بعد برای استنکاف از پاسخ گویی این عمل زشت،تلفن همراهشان را خاموش کردند؟! مهم نیست آن حس بد پشت در ماندن مهم حس خوب قبول شدن در آزمون الهی است مهربانم. مهم قوت قلبی است که ما بی شمارها وقتی که با همیم داریم و انرژی مثبتی که از با هم بودن می گیریم و به یکدیگر منتقل می کنیم. دعاهای امروز ما طعم و رنگ دیگری داشت. ما به قبولی فکر می کنیم در میانه آزمون و برای رقیب هم دعای خیر داریم هرچند هر روز پرده های دیگری از چهره هایشان برداشته می شود و ما شفاف تر می بینیم و می شناسیمشان بدون نقاب بدون ماسک! خوب شد امروز ما همدیگر را جلوی دوربین نامحرمان ندیدیم اصلا چه معنی می دهد تو را حتی برای ملاقات ببرند به آن مجموعه غیرقانونی که تو ماه ها به موجودیت آن معترض بودی؟ من تو را جلوی چشمان نامحرم نمی توانم تنگ در آغوش بگیرم محبوبم بیا به همان قرار سابق بازگردیم: من و تو و ماه در همان شب های مهتابی. من هیچ شاهدی برای عشق پاکمان جز ماه نمی خواهم. بیا به قرار سابقمان بازگردیم: من و تو و ماه در همه شب های مهتابی.
مرتضی کاظمیان
سبزها شادکام باشند که با ابتکار تحسینبرانگیز و اقدام شجاعانهی موسوی و کروبی، از هم اینک پیروز میدان 25 بهمن محسوب میشوند.
به جرأت میتوان از هم اینک «سبزها» را پیروز 25 بهمن 89 دانست. پیش از آنکه دلایل این مدعا، بهصورت اجمالی، تبیین شود، گفتنی است نحوهی مواجههی صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی با درخواست آقایان موسوی و کروبی برای راهپیمایی در حمایت از خیزش اعتراضی مردم تونس و مصر، خارج از دو حالت کلی نیست: اعطای مجوز و عدم صدور مجوز.
دلایل مدعای مطرح شده در ابتدای این نوشتار، ذیل همین دو احتمال کلی، در ادامه بررسی میشود.
الف. اعطای مجوز راهپیمایی به موسوی و کروبی
کمتر مطلعی است که چنین احتمالی را بیش از یک شوخی مورد توجه قرار دهد. قریب به 20 ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد میگذرد. جریان تمامیتخواه مسلط در حکومت حتی در همان روزهای نخست پس از انتخابات نیز از اعطای این مجوز و امکان قانونی به معترضان پرهیز کرد. خودکامگان نیک میدانستند که با چه سیلی از جمعیت برآشفته مواجه خواهند شد. اگر هم تجمعات غریب و بینظیری در تاریخ سیاسی معاصر ایران شکل گرفت، وضعی تحمیلی به نظام اقتدارگرا بود و نه تمایل جباران.
اینچنین، تقریبا" محال و منتفی است که به درخواست راهبران نمادین جنبش سبز، پاسخ مثبت داده شود. وزارت کشور یا با حداکثر بیاعتنایی از کنار این موضوع میگذرد و با سکوت معنادار میکوشد این درخواست را نادیده بگیرد؛ یا آنکه در حد پاسخگویی اجباری و از سر ناچاری یک مقام مسئول، به پارهای دستاویزهای حقوقی و اداری متوسل میشود و نظر منفی خود را اعلام میکند؛ و یا آنکه (در یک فرض محال، که محال نیست) با این درخواست موافقت میکند و زمان و مکانی برای این راهپیمایی درنظر میگیرد؛ و این احتمال دور از ذهن، همان وضع نخست است که ما به تأمل در مورد آن نشستهایم.
در چنین حالتی، تنها بدبینها و مخالفان جنبش سبز انتظار سیل جمعیت را برای استقبال از این راهپیمایی نخواهند داشت. خیل جمعیت میلیونی، حادثهای را رقم خواهد زد که 25 خرداد را نیز به حاشیه ببرد.
اما بهنظر میرسد که بهتر است واقعبینی پیشه کنیم و بیش از این بر یک «فرض محال» درنگ نکنیم. شرایط بهشکل غیرقابل تردیدی به سود احتمال دیگر و گزینهی مفروض است که در زیر آن را با تفصیل بررسی میکنیم.
ب. مخالفت با درخواست صدور مجوز راهپیمایی
اجازه دهید مبتنی بر آنچه تاکنون رخ داده، و برآشفتگی و خشم سرکوبگران از هرگونه تجمع اعتراضی و بروز و ظهور یافتن مخالفان دیکتاتوری، 25 بهمن را از هماکنون بهشکلی بسیار گذرا و مختصر، به تصویر کشیم: گاردهای ضدشورش حدفاصل میادین امام حسین و آزادی (در تقاطعهای اصلی چون میدان فردوسی، چهارراه ولیعصر، میدان انقلاب، نواب، دانشگاه شریف، و یادگار) مستقر خواهند شد و تمامی کوچهها و خیابانهای فرعی (روبروی دانشگاه و موازی خیابان انقلاب و بلوار کشاورز) به محلی برای استقرار لباس شخصیها و نفربرهای آماده برای سرکوب و اعمال خشونت، مبدل خواهند شد؛ ساختمان وزارت کشاورزی تا مساجد و دیگر ساختمانهای دولتی، یکبار دیگر پادگان نظامی و محل استقرار باندهای سرکوب و قهر خواهند شد. کتابفروشیها و مغازههای حاشیهی خیابان انقلاب با اجبار دستگاههای امنیتی و انتظامی کرکرهها را پایین خواهند کشید، و چهرههای آشنا و ناآشنای سرکوب و خشونت، میکوشند اختناق و خفقان و سلطهی مبتنی بر سلاح خود را در پیادهروها متجلی کنند.
این قاب تصویر، آن هم 20 ماه پس از انتخابات نشان از کدام نظام مردمی دارد؟ این خیل عملههای ظلمه و چکمهپوشان تا دندان مسلح، جز مهر تأیید بر حیات موثر و پویایی سبزها و جنبش اعتراضیشان، نشان دیگری دارد؟ «آتش زیر خاکستر»ی که میتواند هر آن، شعلهور شود و بساط خودکامگان و خودکامگی را در ایران درهم پیچد، جز این حجم از نیروی سرکوب، شاهدی دیگر برای اثبات حجم حضور خود در متن جامعه، نیاز دارد؟ آن «جنبش سبز»ی که نگارنده و بسیاری دیگر، وجودش را همچنان زنده و موثر و پویا میدانند، و آن را منوط و متوقف به تبلور خیابانی نمیکنند، اینچنین _و به شکلی غیرمستقیم_ خودنمایی میکند؛ آیا حتما باید معترضان در خیابان به صف شوند تا مخالفان جنبش سبز، وجودش را نفی نکنند؟
مستقل از این نکته (که در این مختصر، محور اصلی بحث نگارنده نیست) همینکه پایتخت، در اوج انتقادهای رسانههای رسمی جمهوری اسلامی و بلندگوهای تمامیتخواهان از نظام فرعونی مصر، شکل و شمایی امنیتی بهخود میگیرد، یک توفیق غیرقابل کتمان برای جنبش سبز است. تمامیتخواهان دیکتاتوری حسنی مبارک را در حالی نقد و نفی میکنند که برخلاف او، حتی حاضر نمیشوند مخالفان ابیشان، در جایی مجتمع و متبلور شوند. «افکار عمومی» در داخل و خارج از ایران، بار دیگر جنبش اجتماعیای را مشاهده خواهند کرد که در لایههای اجتماعی ایران و بهویژه در طبقه متوسط مدرن، خودنمایی میکند و گفتمان و هنجارها و ارزشها الگوهای متمایز خود با جباران و جباریت را پی میگیرد.
اگر حاکمان اقتدارگرا خود را واجد پشتوانهی اجتماعی و مشروعیت دموکراتیک میدانند، نباید از یک «اقلیت» (چنان که خود توصیف میکنند، و تازه آن را نیز با بازداشتها و محاکمههای سال گذشته، پایانیافته تبلیغ میکنند) هراسی داشته باشند. تقدیسگران خشونت و تحریفگران حقیقت هرچند که سه روز پیش از 25 بهمن، مجال دارند که با هزار حیله و نیرنگ و بازی تبلیغاتی و خیمهشببازی، مردم مشارکتکننده در آیین سالگرد پیروزی انقلاب را به نفع خود مصادره کنند، اما باز سرگردان و گیج، حیراناند که چگونه استبداد عریانشان را توجیه کنند.
حالتی دیگر نیز برای 25 بهمن متصور است؛ اینکه با وجود تمامی خفقان و سرکوبی که حاکمیت کوشیده است در ماههای اخیر بر جامعهی معترض تحمیل کند، و با وجود تمامی سرکوبها، خشونتورزیها، تهدیدها، ارعابها، احضارها، زندانها، و حتی قتلها، و نیز با وجود تمامی نیروهای امنیتی و نظامی و شبهنظامی که در 25 بهمن به خیابانها میآورد، «سبزها» امکان ابراز وجود و خودنمایی محدود پیدا کنند. آیا این وضع را نیز نمیتوان پیروزی دیگری برای جنبش سبز توصیف کرد؟ درهمشکستن اقتدار پوشالی و توخالی رژیم اقتدارگرا، با وجود تمامی تلاشهای غیرانسانی و برخوردهای نامشروع و غیراخلاقیاش، کم توفیقی برای سبزهاست؟
به نظر میرسد که نیازی به توضیح احتمال دیگر و آخر (یعنی حضور میلیونی سبزها مانند 25 خرداد 88) نباشد؛ در چنین وضعی، بدیهی است که جنبش سبز به چه پیروزی مهمی دست یافته است.
خلاصهی کلام آنکه سبزها شادکام باشند و همچنان سربلند و امیدوار، که با ابتکار تحسینبرانگیز و اقدام شجاعانهی موسوی و کروبی، از هم اینک پیروز میدان 25 بهمن محسوب میشوند. بدیهی است خلاقیت سبزها و شجاعت توام با عقلانیت آنها در گسترش و تعمیق و تثبیت جنبش سبز، میتواند این فرصت جدید را به روز مهم دیگری در حیات جنبش سبز و سیر رو به تکامل آن، مبدل سازد. تا 25 بهمن زمان کافی برای هماهنگی سبزها بهویژه از طریق شبکههای اجتماعی هست؛ نیازی هم نیست که همهی اقدامات و ابتکارها، پیش چشمهای مضطرب نیروهای امنیتی دولت رانتی، هماهنگ و نهایی شود؛ سبزها به قدر لازم تجربه آموختهاند. تنها بیباوران به بهار طبیعت و طلوع هرروزهی خورشید، پیروزی نهایی جنبش دموکراسیخواهی را پس از پیروزی جدید و نزدیک 25 بهمن، امیدوارانه و شجاعانه و عاقلانه و خلاقانه، پی نخواهند گرفت. سبزها اما همچنان صبور و امیدوار ایستادهاند
منبع: جرس
مجمع نیروهای خط امام با صدور بیانیهای، تاکید کرد: بدون شک مخالفت با خواست مردم و سرکوب مطالبات آنان در هر نظامی حتی مقتدرترین آنها که رژیم شاه و حکومتهای تونس و مصر از نمونههای روشن آن هستند، سرانجام با پاسخ قهرآمیز مردم مواجه خواهند شد.
به گزارش کلمه، در بخشی از این بیانیه آمده است: از نظر امام خمینی و بر اساس قانون اساسی میتوان حکومت دینی تشکیل داد و به رأی مردم متکی بود. در عین دینداری به اقتضائات زمان توجه داشت. به حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی وفادار ماند. بهرغم دفاع از وحدت، به سلایق و نگرشهای مختلف احترام گذاشت. دلسوز و علاقهمند به نظام بود و نسبت به نارساییها انتقاد داشت. سیاستورز و سیاستمدار بود اما دروغ نگفت.
متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، بدین شرح است:
این روزها مصادف است با سی و سومین دهه فجر انقلاب اسلامی که یادآور آرمانهای بلند مردم در سال ۵۷ و رهبری بینظیر امام خمینی است. ملت ایران پس از نزدیک به ۸۰ سال مبارزه که از صدر مشروطه برای رسیدن به عدالت، آزادی و کرامت انسانی آغاز کردند، سرانجام با رهبری امام و مجاهدت آحاد جامعه، رژیم استبدادی و سلطنتی پهلوی را سرنگون ساخته و نظامی مبتنی بر رأی مردم و مبانی دینی را با عنوان «جمهوری اسلامی» بنیان نهادند.
از نظر امام خمینی و بر اساس قانون اساسی میتوان حکومت دینی تشکیل داد و به رأی مردم متکی بود. در عین دینداری به اقتضائات زمان توجه داشت. به حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی وفادار ماند. بهرغم دفاع از وحدت، به سلایق و نگرشهای مختلف احترام گذاشت. دلسوز و علاقهمند به نظام بود و نسبت به نارساییها انتقاد داشت. سیاستورز و سیاستمدار بود اما دروغ نگفت. به منافع خود اندیشید اما قانونگریز نبود. از منزلت اجتماعی برخوردار شد اما در مقابل قانون سر تعظیم فرود آورد. آزادی بیان داشت اما به حقوق دیگران تجاوز نکرد. حریم خصوصی افراد را محترم شمرد و از تفتیش عقاید پرهیز کرد.
حاکمیت خداوند بر جهان را مبنا قرار داد و از حاکمیت مردم بر سرنوشتشان دفاع کرد. عزت یکی را در تحقیر دیگری ندانست و در یک کلام پاسدار حقوق انسانها بود. بدیهی است چنین نگاهی مرز و جغرافیا ندارد و هرچه که منبعث از ارزشهای ناب انسانی است در همه جنبشهای اصلاحی همرنگ و همجنس یکدیگرند و به همین دلیل است که امام راحل هم مدافع مردم مظلوم آفریقای جنوبی است و هم حامی مردم مظلوم لبنان و فلسطین. و امروز نهضت اصلاحی و آزادیخواهانه مردم تونس، مصر و سایر کشورهای منطقه همگی آهنگی واحد و ماهیتی یکسان دارند.
بدون شک مخالفت با خواست مردم و سرکوب مطالبات آنان در هر نظامی حتی مقتدرترین آنها که رژیم شاه و حکومتهای تونس و مصر از نمونههای روشن آن هستند، سرانجام با پاسخ قهرآمیز مردم مواجه خواهند شد.
مجمع نیروهای خط امام ضمن گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و تجلیل از مقام شهدا و بنیانگذار جمهوری اسلامی، مراتب حمایت خود را از موج بیداری در کشورهای اسلامی اعلام کرده و از همه وجدانهای آگاه میخواهد نسبت به مسئولیت خود در حمایت از این نهضت اصلاحی متعهدانه عمل کرده و مانع از پایمال شدن بیشتر حقوق مردم در این کشورها شوند.
رئیس قوه قضائیه با انتقاد شدید از اظهارات برخی نمایندگان علیه دستگاه قضایی و نیز نامه اخیر احمدی نژاد علیه مجلس و مجمع تشخیص، گفت: برخی مسئولان بی ملاحظه به دستگاه قضایی اتهاماتی را می بندند ولی رسانه ای کردن این اظهارات به صلاح کشور نیست زیرا قصد آنها اختلاف انداختن بین قوا و دامن زدن به چالشهاست به همین دلیل دستگاه قضایی هم جواب نمی دهد تا اختلافات بیشتر نشود.
به گزارش مهر، صادق آملی لاریجانی عصر سه شنبه در جمع قضات و کارکنان دادگستری استان هرمزگان با بیان اینکه گاهی حرمت قضات در دستگاه قضایی شکسته شده و مظلوم واقع می شوند گفت: برخی نمایندگان در اظهار نظرهایی قضات را به دریافت رشوه محکوم کرده بودند که دستگاه قضایی به سرعت با آنها صحبت کرد و روزنامههایی را که این اظهارات را منتشر کردند تحت پیگرد قرار داد تا این اقدامات باب نشود. هرچند که این نماینده بیتوجه و بی ملاحظه حرف خاصی نداشته است ولی وقتی کلام از حدی تجاوز کرد توهین تلقی می شود.
رئیس دستگاه قضا با انتقاد از اظهارنظر برخی از مسئولان رده بالای کشور گفت: برخی از مسئولان هم بی ملاحظه به دستگاه قضایی اتهاماتی را می بندند ولی رسانه ای کردن این اظهارات به صلاح کشور نیست زیرا قصد آنها اختلاف انداختن بین قوا و دامن زدن به چالشهاست به همین دلیل دستگاه قضایی هم جواب نمی دهد تا این اختلافات بیشتر نشود.
آملی لاریجانی در مورد نامه اخیر احمدی نژاد درباره مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نامه اخیر سوای اشکالات حقوقی و فنی آن بسیار ناروا بود اگر مصلحت کشور ایجاب می کرد تک تک جملات را نقد فنی می کردم ولی نمی خواهم به آن دامن بزنم.
وی افزود: قوه قضائیه همانند حمایتی که از طرح هدفمند کردن یارانه ها انجام داد همچنان پشت دولت است و ما برای مصلحت کشور و مصلحت نظام و رضای خدا رفتار می کنیم هر چند که همیشه برای دفاع از حق وقت است.
رئیس قوه قضائیه با اشاره به سواستفاده برخی از روزنامه ها و رسانه ها از دادگاه مدیر مسئول روزنامه ایران گفت: قوه قضائیه هیچ گاه حاضر نیست شان قاضی را مورد هجوم قرار دهد در حالی که برخی رسانه ها بی محابا دستگاه قضایی را مورد تهاجم قرار می دهند.
وی افزود: قضات در صدور رای خود مستقل هستند و ما حق نداریم داخل شویم و این را به مسئولین قضایی و هیئت منصفه مطبوعات هم گفته ام.
آملی لاریجانی با بیان اینکه هیئت منصفه مطبوعات نگاه خاصی به آرای قضات دارد گفت: هیئت منصفه مطبوعات معتقد است که قاضی حتما باید نظر آنها را در صدور حکم اعمال کند و اگر آنها حکمی را تبرئه کردند قاضی هم باید تبرئه کند در حالی که آن زمان شورای نگهبان در مورد این بند از قانون هیئت منصفه مطبوعات این موضوع را رد کرد و به استقلال قاضی رای داد.
وی با بیان اینکه اشتباه از سوی قاضی امکانپذیر است گفت: حال اگر رای روزنامه ایران خطا هم باشد همانند بسیاری از خطاهایی که در کشور رخ می دهد غیر عادلانه است که دستگاه قضایی را متهم کنیم.
هر چند که قضات هم باید رعایت حال کسانی را که نویسنده هستند، بکنند. به عنوان مثال قضات باید توجه داشته باشند که محکوم کردن یک نویسنده به حکم شلاق برای روزنامه نگاری تناسب ندارد و ذوق سلیم اقتضای آن را ندارد.
برخورد بالگرد حامل علی نیکزاد وزیر مسکن و سرپرست وزارت راه و ترابری با ساختمانی در ماکو حادثه آفرید.
بنا بر خبری که پارلمان نیوز منتشر کرده، علی نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی که برای بهرهبرداری از پروژههای مسکن مهر به آذربایجان غربی سفر کرده، اولین حادثه هوایی را در جایگاه سرپرست وزارت راه و ترابری تجربه کرد. در این حادثه به کسی آسیبی نرسیده است.
در این حادثه، ملخهای بالگرد حامل سرپرست وزارت راه و ترابری به هنگام بـرخاستن با ساختمان هنـگ مـرزی شهرستان ماکـو برخورد کرد و بالگرد پس از چرخیدن به دور خود دوباره بر روی زمین نشست.
در پی این حادثه، گفته میشود ساختمان هنگ مرزی ماکو با خسارت مواجه شده است. این بالگرد از نوع شنوک است و ۱۵ نفر سرنشین و ۵ خدمه داشت.
علاوه بر نیکزاد، استانـدار آذربایجان غربی و برخی دیگر از مقامات استانی و وزارت مسکن و شهرسازی و تعدادی خبرنگار در این بالگرد بودند.
گفتنی است احمدینژاد دوشنبه هفته جاری در حکمی، علی نیکزاد را با حفظ سمت به عنوان سرپرست وزارت راه و ترابری منصوب کرده است. براساس برنامه جدید دولت، قرار است وزارت راه و ترابری با وزارت مسکن و شهرسازی ادغام شود.
ندای سبز آزادی: نازنین خسروانی صبح امروز برای رسیدگی به وضعیت پرونده اش از زندان اوین به دادگاه انقلاب شعبه 26 اعزام شد.
به گزارش خبرنگارندای سبز آزادی؛ نازنین خسروانی که بیش از 3ماه از بازداشت اش می گذرد صبح امروز برای رسیدگی به وضعیت پرونده اش از زندان اوین به دادگاه انقلاب اعزام شد.
بعد از گذشت نزدیک به یکصد روز از بازداشت این روزنامه نگار ، صبح امروز دادگاه رسیدگی به پرونده نازنین خسروانی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار گردید.
گفتنی است وی یازدهم آبان ماه گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شده بود و تا کنون در بند امنیتی 209 زندان اوین نگهداری می شد وتحت بازجویی قرار داشت.
شایان ذکر است طی مدت بازداشت، دو نوبت قرار وثیقه برای آزادی ایشان توسط مراجع قضائی صادر گردید که هر دو نوبت آن با دخالت عوامل اداره اطلاعات به دلایل نا معلوم لغو گردیده است.
گفتنیست نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشته است
دادستان تهران جرم نازنین خسروانی را امنیتی اعلام کرده بود.
ندای سبز آزادی: خبر فرو ریختن دیکتاتوری تونس ، موج عظیمی را در منطقه تولید کرد و در ادامه خودش به مصر رسید تا خیزش اعتراضی مخالفان مبارک پایه های حاکمیت وی را لرزان کند. ملک عبدالله دوم اما در اردن پیش از اوج گیری و سرایت موج انقلابی اصلاحات سیاسی را آغاز کرد و علی عبدالله صالح در یمن هم وعده داد که نه خودش و نه پسرش کاندیدای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری نخواهند بود. این در حالی است که مخالفان در الجزایر ، لیبی ، یمن ، مراکش ، بحرین و سوریه آماده استقبال از موج تونسی انقلاب هستند.
اما ایرانیان که به عبارتی سبزی جنبش شان، جرقه ابتدایی دموکراسی خواهی در منطقه بود با چشمی امیدوار و حسرتی در دل این روزها پیگیر اخبار خاور میانه هستند و مدام در حال ارزیابی و مقایسه منطقه با ایران
موج دموکراسی خواهی خاور میانه بی شک و به زودی به کشور های دیگر هم سرازیر خواهد شد ، زمزمه این که تونس و مصر توانستند و ما نتوانستیم در خیابان های ایران به گوش می رسد و این همان زمزمه ایست که باید حاکمانی که هنوز اندک خردی برایشان مانده است به خوبی بشنود.
خطبه های آیت الله خامنه ای
خطبه های نماز جمعه این هفته تهران که به امامت رهبر جمهوری اسلامی برگزار شد مبین آن است که گویا رهبری هم از ایجاد موج دموکراسی خواهی در خاورمیانه و سرایت آن به ایران نگران است، ایشان در کلام و بیان با اینکه از مردم مصر و جنبششان حمایت میکن و البته توجیه مورد پسند خودش را هم برای آن دارد اما در باطن میتوان نگرانی عمیق ایشان از سرایت این موج به ایران را نیز مشاهده کرد.
آیت الله خامنه ای این بار از معدود دفعاتی بود که سخن از انتخابی بودن ولی فقیه همانند سایر نهادهای موجود در جمهوری اسلامی بر زبان راند و تا این حد بر مردم سالاری و عدالت اجتماعی به عنوان دستاوردهای انقلاب تاکید کرد.
ایشان در قسمتی از خطبه ها اینگونه می گوید:
" امروز مسئولین کشور از خبرگان رهبری که رهبر را نصب و عزل میکنند گرفته تا ریاست جمهوری تا مجلس و شوراها منتخبین مردم هستند."
ایشان اگر گفته خودشان درمورد نصب و عزل رهبری توسط خبرگان را با ادعاهای اکثر قریب به اتفاق منصوبین خودشان در نهادهای نظامی و مذهبی و همینطور آیت الله مصباح یزدی که به عقیده ایشان، "مطهری" زمان است مقایسه کنند مشخص می شود که تا دیروز از کشف رهبر به عنوان جانشین خدا و پیامبر و عدم امکان عزل او گفته می شد. حالا چه شد که امروز آیت الله خامنه ای به ناگهان در نماز جمع از عزل و نصب می گویند باید منطق محکمی پشت آن وجود داشته باشد. هرچند ایشان در تمام دفعاتی که طرفداران، منسوبین و منصوبینشان اینگونه رهبری را تا حد اولوهیت هم بالا می بردند سخنی به اعتراض نگفته بود اما امروز در نماز جمعه از انتخابی بودن رهبری سخن می راند.
به نظر می رسد اصرار آیت الله خامنه ای بر مردمی بودن ارکان حاکمیت، بیانگر نگرانی ایشان از ورود موج انقلابی تونس و مصر به ایران است. هرچند رهبری عالی نظام، حوادث سال 88 را فتنه می خواند و به سیاق مداوم خودش تمامی تحرکات مخالفین را چه پیش و چه پس از انتخابات برنامه ریزی غرب و معترضین را در هر صورتی فریب خوردگان غرب میداند، اما این سخنان دو پهلو نشان می دهد که هرچند نگران موج اعتراض است اما توان تصمیم گیری را ندارد. به همین دلیل هم در تناقض ایران، مصر و تونس قرار می گیرد.
اصلاح یا سقوط
دیکتاتور های خاورمیانه در ماه های اخیر هر یک به صورتی دست به گریبان خواست مردمشان شدند ، شاید در این میان بتوان از هوشیاری ملک عبدالله دوم در اردن نام برد ، وی اصلاحات سیاسی را پیش از این که موج اعتراضات دودمان حکومتش را به خطر بیاندازد آغاز کرد و از ورود موج انقلابی به کشورش جلوگیری کرد. در خصوص ایران اما باید گفت که وضعیت سیاسی کشور، وجود جنبش سبز باریشه، منتقدین اصلاح طلب و در نهایت فراخوان راه پیمایی رهبران سبز باعث شده است که رهبری ایران در چارچوب اصلی تصمیم گیری قرار گیرد و آن هم انتخاب بین اصلاح یا هرج و مرج سیاسی است.
اپوزیسیون اصلاح طلب، از اصلاح روند سیاسی و بازگشت به قانون اساسی به عنوان تنها راه پیش رو تکیه کرده است و اگر این صدا با خردمندی شنیده شود بازهم جای امیدواری است که ملت ایران از این گردنه مهم تاریخ انقلاب به سلامت عبور کنند.
در خواست میر حسین موسوی و مهدی کروبی از وزارت کشور برای برگزاری تجمع، حاکمیت فعلی را در موقعیتی تاریخی قرار داده است ، حاکمیت بیش از این زمان نخواهد داشت تا در مورد مواجه خود با موج دموکراسی خواهی مردم منطقه که دیر یا زود به سمت ایران نیز سراریز می شود تصمیم گیری کند ، صدور مجوز و موافقت با درخواست رهبران جنبش سبز، شاید بتواند سر فصل اصلاحات سیاسی برای گریز از موج انقلابی باشد و عدم صدور چنین مجوزی میتواند زمینه سرازیر شدن موج انقلاب مصر و تونس به ایران را هموار تر کند.
حاکمیت ایران اگر خود خواسته تن به اصلاحات سیاسی ندهد ، بی شک دیر یا زود شمشیر دموکلوس سقوط تیغ تیزش را نمایان خواهد کرد. امری که جز خواست دولت کودتایی محمود احمدی نژاد و محدود حامیانش، خواست قلبی هیچ یک از جناح های درون نظام هم نیست و در این میان تصمیم آیت الله خامنه ای که امروز به نوعی گروگان سیاسی محمود احمدی نژاد است تعیین کننده خواهد بود.
منبع: وبلاگ مجمع دیوانگان
در مورد صراحت اصل 27 قانون اساسی سخن بسیار گفته شده است. با این حال حاکمیت همچنان برای به انحصار کشیدن راهپیماییها و ملزم نمودن مخالفان به کسب مجوزهایی که هیچ گاه صادر نمیشوند، ضمن تخطی آشکار از قانون اساسی به قوانین کشوری استناد میکند. قانونی که در این موارد دستمایه حاکمیت قرار میگیرد «قانون فعالیت احزاب، جمعیتها وانجمنهای سیاسی و صنفی وانجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده در جمهوری اسلامی» نام دارد. (متن کامل آن را از اینجا+ بخوانید) با این حال حتی با استناد به همین قانون نیز دولت به هیچ وجه حق ندارد مخالفان را برای برگزاری راهپیمایی ملزم به دریافت مجوز کند. پیش از طرح این قانون یک اشاره به پیشینه مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی میکنیم که بحثهای اولیه در مورد «اعلام راهپیمایی» و یا «کسب مجوز برای راهپیمایی» را نشان میدهد:
اولین پیشنهادی که در مورد این بند از قانون اساسی در مجلس خبرگان مطرح شد، با متن اولیه پیش نویس قانون اساسی تفاوت داشت و بدین شرح بود: «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی در خیابانها میدانها و مراکز عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت و نظم عمومی بر خلاف مبانی اسلام نباشد. دولت باید امنیت اجتماع کنندگان و مراکز و مسیرها را تضمین کند و از درگیریهای خشونت بار جلوگیری نماید».
بلافاصله پس از طرح این ماده از جانب آیتالله بهشتی، «بشارت» (یکی از نمایندگان) میپرسد: «این با «اعلام قبلی» یعنی خودشان اعلام کنند؟» و بهشتی پاسخ میدهد: «... سوالی که مطرح است این است که مراکز عمومی اگر بخواهد شامل سالنها و مساجد و جاهایی که مزاحم رفت و آمد مردم هم نیست، بشود، آن قیود دیگر چرا؟ چرا ضرورت دارد که اعلام قبلی کنند؟ ضرورتی ندارد اگر بخواهند مجلسی منعقد کنند یا در مسجد جمع بشوند، بروند و اعلام قبلی بکنند، بنابراین... (یکی از نمایندگان میگوید: نه اینکه به دولت اطلاع بدهند بلکه خودشان یک اعلامیه بدهند که فردا ما راهپیمایی داریم، همین کافی است.) این راجع به راهپیمایی است سوال این است که اگر خواستند پانصد نفر بدون اعلام قبلی در مسجد جمع بشوند عبارت درست بشود. متن پیش نویس را میخوانم. متن پیشنویس به نظر میآید اشکال کمتری داشته باشد». (از اینجا بخوانید)
کمی بعد، آیت الله منتظری به عنوان رییس مجلس پیشنهاد می دهد(+): «اگر بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی... هر دو را حذف کنیم به این شکل: «اجتماعات و راهپیمایی در خیابانها و میدانهای عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت و نظم عمومی و بر خلاف مبانی اسلام نباشد» هیچ اشکالی هم ندارد». (متن گفت و گوهای نمایندگان بر سر این اصل را از صورت جلسات 26 (اینجا+) و 28 (اینجا+) مشروح مذاکرات مجلس خبرگان بخوانید)
بدین ترتیب این متن پیشنهادی به صورت کامل از دستور خارج میشود و مجلس بحث خود را بر سر همان متن اولیه پیش نویس ادامه میدهد. متنی که بدون هیچ قید و بندی برای راهپیمایی صراحت داشت: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی آزاد است و مقررات مربوط به نظم راهپیمایی و اجتماع در خیابانها و میدانهای عمومی به موجب قانون معین میشود». (ناگفته پیداست که مقرراتی که به قوانی بعدی موکول میشود مربوط به اساس راهپیمایی نیست بلکه «مربوط به نظم راهپیمایی» است) البته بعدا به درخواست گروهی از روحانیون شرط مخالفت نداشتن با اسلام به این بند اضافه شد تا به شکل کنونی درآید، اما در هر صورت شرط اعلام قبلی از اصل بند حذف شد.
با این پیشینه اکنون به «قانون فعالیت احزاب، جمعیتها وانجمنهای سیاسی و صنفی وانجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده در جمهوری اسلامی» باز میگردیم که پس از قانون اساسی، تنها مرجع قانونی قابل استناد در این زمینه است. در تبصره دوم از ماده ششم این قانون می خوانیم:
«ماده 6 - تبصره 2: برگزاری راهپیماییها با اطلاع وزارت کشور بدون حمل سلاح در صورتیکه به تشخیص ماده 10 مخل به مبانی اسلام نباشد، و نیز تشکیل اجتماعات در میادین و پارکهای عمومی با کسب مجوز از وزارت کشور، آزاد است».
همانگونه که به روشنی قابل تشخیص است، قانونگذار در بخش اول این تبصره راهپیماییها را تنها و تنها به «اطلاع» وزارت کشور منوط کرده است و نه کسب مجوز از این وزارت خانه. در این مورد تنها کمیسیون ماده 10 باید در مورد «مخل به مبانی اسلام» بودن قضاوت کند و حق هیچ گونه دخالت دیگری ندارد. بر پایه این تبصره، اخذ مجوز به تشکیل اجتماعات در میادین و پارکهای عمومی باز میگردد و کاملا مشخص است که اگر قانونگذار قصد داشت این کسب مجوز را شامل حال راهپیمایی هم بداند هیچ دلیلی برای جداسازی این دو گروه وجود نداشت.
ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان در شماره امروز خود پس از آنکه بارها سعی کرده بود با تخطئه و مدد گرفتن از شعبه خارج از کشورش درصدد خراب کردن وجهه شبکه رسا بر آید، امروز در ستون اخبار ویژه خود آخرین تیر خود را نیز رها کرد و مدعی تعطیل شدن این شبکه شد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی در خبری سرتاسر دروغ از سلسله خبرهایی که روزنامه کیهان در مورد شبکه تلویزیونی متعلق به جنبش سبز منتشر کرده مدعی شده که گردانندگان این شبکه «کرکره این شبکه را پایین کشیده اند» و این عمل در پی عدم استقبال مخاطبان بوده است و سایت رجا نیوز هم با ذوق زدگی و بدون بررسی این دروغ شاخدار اقدام به بازنشر مجدد آن کرده است.
این فرار به جلو کیهان در حالی صورت می گیرد که همه ترفندهای تخریبی کیهانیان داخل و خارج نشین در مورد رسا عملی نگردیده و در آخرین ترفند سعی کرده اند با اعلام تعطیلی و شکست این پروژه عملا مخاطبانی که در حال دیدن این شبکه هستند را مردد یا آنانی که علاقه مند به تماشای آن هستند را پیش از تلاش برای تماشا منصرف نمایند.
لازم به ذکر است شبکه تلویزیونی رسا همچنان در حال فعالیت بوده و در به صورت ۲۴ ساعت در ماهواره تل استار پخش می شود و در ماهواره هاتبرد به صورت رادیویی قابل استفاده است.
همچنین براساس شنیده به زودی و در آستانه ۲۵ بهمن رسا در ماهواره یوتل ست نیز پخش خود را آغاز خواهد کرد.
خبر روزنامه کیهان سه شنبه در مورد رسا به شرح زیر است:
شبكه تلويزيوني يا يخچال برفكي؟! (خبر ويژه)
كركره شبكه تلويزيوني فتنه گران كه با هياهوي فراوان راه اندازي شده بود، بدون سر و صدا پايين كشيده شده است.
چندماه پيش بود كه فتنه گران شبه اصلاح طلب توسط برخي عناصر فراري و اروپانشين خود (نظير رجب. ع-حمزه.غ و...) و با كمك مالي برخي محافل اروپايي شبكه موسوم به رسا را راه اندازي كردند اما پس از هياهوي چند روز اوليه، كركره اين شبكه به اعتبار ورشكستگي و سرخوردگي فتنه گران پايين آمد. برخي محافل غربي حامي شبكه هاي مشابه پس از چند سال سركيسه شدن اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه اولا يك جريان مرده نمي تواند تلويزيون زنده داشته باشد، ثانياً همه چيز فتنه سبز لو رفته و آن خاصيت خاكستري و فريبنده سابق را ندارد و پيام هاي آن پيام هاي سوخته و نخ نما شده است و ثالثاً اين شبكه هاي جديد حتي نيمچه جذابيت هاي شبكه هاي مبتذل و رنگارنگ قبلي را هم ندارد.
ندای سبز آزادی: جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد قزوین با انتشار بیانیهای ضمن حمایت از راهپیمایی روز 25 بهمن، با مردم ایران در این روز وعده کردند.
به گزارش ندای سبز آزادی متن این بیانیه به این شرح است:
به نام مالک آسمانها و زمین
چندی است که وجدان آزادی خواهانه ملت ها با جرقه ی حق طلبانه جنبش سبز مردم ایران شعله ور شده است.جنبشی که برای احقاق حق ملت ایران بپا خاست و تا سرنگونی استبداد ادامه خواهد یافت.
شیر زنان و دلیر مردان سبز ایرانزمین با غیرت آریایی خود نهضتی را به پا کردند که اثرات آن چندی بعد در کشور های تایلند،تونس،و هم اکنون در مصر ادامه پیدا کرد.
حال بر ما است که این رسالت تاریخی را دگرباره در خیابانهای ایرانزمین ادامه داده و صدای سبز خود را بار دیگر به جهانیان برسانیم.
وعده سبز ما 25 بهمن ماه
دانشجویان سبز دانشگاه آزاد قزوین
نسخه آزمایشی وبسایت رسمی حجت الاسلام سید حسن خمینی از امروز (سه شنبه ۱۹ بهمن) با شاکله سبز آغاز به کار کرد.
به گزاش جماران، با توجه به جایگاه ایشان در جامعه به عنوان یادگار امام و متولی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(س) و آستان مطهر امام خمینی و حضور فعال ایشان در حوزه علمیه قم، راه اندازی چنین وب سایتی مورد تقاضای دوستداران حضرت امام (س) و علاقمندان به علوم اسلامی بود، خاصه آنکه مبنای تدریس ایشان عمدتا بر تبیین مبانی فقهی و اصولی حضرت امام خمینی(س) متمرکز است.
بر اساس این گزارش، بخش های مختلف این وب سایت به شرح زیر است:
- دیدگاه ها، شامل سخنرانی ها، مصاحبه ها و پیام ها. در مرحله فعلی این بخش شامل سخنرانی ها، مصاحبه ها و پیام های دو ساله اخیرایشان خواهد بود و بتدریج تکمیل خواهد شد.
- آثار و تالیفات، شامل مقالات، کتب و دست نوشته ها. در این بخش علاوه بر کتابهای منتشره ایشان (ده مقاله، دلیل راه و رساله تنظیم خانواده)، برای نخستین بار کتاب “فرهنگ فرق اسلامی” که اثری گرانسنگ در حوزه شناخت فرق و نحله های اسلامی است، نیز معرفی خواهد شد.
- دروس حوزوی، که در این بخش سه درس ارائه شده توسط ایشان در قم شامل خارج اصول فقه، کفایه و شرح منظومه ارائه شده است. در بخش مربوط به خارج اصول فقه به جهت اهمیت این درس، طیفی از اطلاعات مورد نیاز طلاب اعم از تقریرات عربی درس (به قلم حجت الاسلام سید علی خمینی)، درسنامه ها، پاورپوینت ها و فایل صوتی جلسات در دسترس علاقمندان خواهد بود. لازم به ذکر است که تا به زودی فیلم جلسات تدریس نیز دراین وب سایت قرار داده خواهد شد.
در بخش مربوط به درسهای کفایه و شرح منظومه نیز فایل های صوتی سال های تدریس دروس سطح حوزه توسط ایشان قرار داده شده است.
- زندگینامه حجت الاسلام سید حسن خمینی و همچنین اعضای مکرم خانواده ایشان شامل مرحوم پدر،برادران ،مرحوم آیت الله شهید مصطفی خمینی.
- شرح مختصری از دوره تحصیل حجت الاسلام سید حسن خمینی در حوزه علمیه قم (دروس طی شده، نام اساتید و …) و همچنین فعالیت های ایشان نیز جهت اطلاع علاقمندان در وب سایت آورده شده است.
- بخش اخبار و رویدادهای مرتبط با فعالیت های دیگر که عمدتا به نقل از سایت جماران خواهد بود.
- از نگاه دیگران، در این بخش نوشته ها و اظهارات دیگران در مورد یادگار امام گردآوری شده است.
- در کنار بخشهای جانبی همانند گالری عکس و …، در این وب سایت بخشی نیز برای ثبت نظرات مخاطبین جهت انتقال آنها به یادگار امام منظور گردیده است.
لازم به ذکر است که این پایگاه اینترنتی با دامنه های .ir ، .info ، .net و .org ثبت شده و تحت اشراف و نظارت حجت الاسلام سید علی خمینی اداره خواهد شد. آدرس نسخه آزمایشی وب سایت عبارت است از:
www.hasankhomeini.net/beta/index.html
www.hasankhomeini.org/beta/index.html
www.hasankhomeini.ir/beta/index.html
عماد بهاور رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ممنوع المرخصی شد.
همسر عماد بهاور که امروز قصد داشت نامه درخواست مرخصی این فعال سیاسی را به مقامات مسئول در دادستانی تهران برساند با این پاسخ مواجه شد که "نامه ات را بردار و برو. همسرت اجازه مرخصی ندارد."
ندای سبز آزادی: جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات با انتشار بیانیهای ضمن حمایت از راهپیمایی روز 25 بهمن، اعلام کردند که در این روز مردم ایران را همراهی خواهند کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی متن این بیانیه به این شرح است:
انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری اسلامی را که سال گذشته تبدیل به شیوۀ جدیدی از برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی شد با شگفتی تمام دیدیم. نتیجهای که اعلام شد تفاوت آشکاری داشت با آرای واقعی مردم و پیشکش همۀ آنهایی شد که از به حاشیه رفتن ارادۀ مردم مسرور میشوند، پیشکش همۀ کسانی که بر این نودولتان و مردمستیزان صحه گذاشتند. آنچه مهم است اتفاقی است که برای اولین بار در نظام جمهوری اسلامی روی داد، اتفاقی که در آن، رأی مردم و معنای انتخابات به کلی و از بنیان نادیده گرفته شد.
آنچه اکنون پیش روی ماست، میهنی است که در آن حرمت مردمسالاری شکسته شده، حرمت آراء مردم شکسته شده، حرمت جمهوریت شکسته شده، حرمت پایهگذاران جمهوریت و اسلامیت در این مرز و بوم از بین رفته و حرمتی که با خون شهیدان این مرز و بوم، در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی 57 حفظ شده بود لگدمال گردیده. حرمتی که پیشگامان انقلاب اسلامی برای حفظ آن و حفظ آبروی این نظام سالها دندان به صبر فشرده بودند، به واسطۀ بیتدبیریها، بیفکریها و قلدریهای نودولتان یک شبه بر باد رفته و امروز چه کسی باید بر این حرمتشکنیها و بیتدبیریها خط بطلان بکشد؟!
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات ضمن اعلام اعتراض به شرایطی که این کودتاگران برای کشور رقم زدهاند و در راستای همبستگی با مردم ایران، از راهپیمایی 25 بهمن 89 حمایت نموده و آمادگی خود را برای حضور همه جانبه در این روز در کنار مردم ایران اعلام مینمائیم.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
18 بهمن 1389
گروهی از ایرانیان مقیم امارات اعلام کردند در روز 25 بهمن با تجمع در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی در دبی، با مردم سبز کشورمان همراهی خواهند کرد. اطلاعیهای که در این خصوص منتشر شده است به این شرح است:
با سلام خدمت دوستان و همراهان سبز خارج از کشور
در این روزهایی که ظلم و استبداد بر کشور ایران حکمرانی می کنی و هموطنان، دوستانمان، همراهانمان در بند دولت کودتا اسیر شده اند و هر گونه تلاشی برای اصلاح این روند ناصواب در بهترین حالت بی جواب می ماند و در اکثریت مواقع با برخوردهای شدید امنیتی و نظامی روبرو می شود، تنها کاری که از دست ما مردم بر می آید اطلاع رسانی و فریاد کردن این همه ظلم و جور و فساد است.
بنا به درخواست رهبران جنبش سبز، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی مردم آزادی خواه و حق طلب و سبز ایران در روز 25 بهمن ماه 1389 به خیابان ها می آیند تا اعتراض خود را به این روند استبدادی و دیکتاتوری در کشور اعلام دارند. حال وظیفه ما به عنوان ایرانیان سبز خارج از کشور و به عنوان کسانی که در دنیای آزاد زندگی می کنیم این است که این اعتراض را به گوش جهانیان برسانیم و صدای سبز مردم ایران را در هر کشوری پژواک دهیم.
بنابر این تصمیم بر آن شد تا برای اعلام حمایت از تصمیم آقایان موسوی و کروبی و اعلام همراهی با مردم سبز کشورمان که در 25 بهمن به خیابان ها خواهند آمد، ما نیز در کشور امارات و در شهر دوبی در آن روز مقابل سفارت ایران حضور پیدا کنیم.
همزمان با حمایت گروهها و احزاب سیاسی از فراخوان رهبران جنبش سبز به راهپیمایی ۲۵ بهمن در تهران، اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفتگو با دویچهوله، "تصمیم برای برگزاری راهپیمایی" را "جدّی" خواند و گفت: «هیچ برنامهای برای لغو آن وجود ندارد».
وی این راهپیمایی را نتیجه تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه بر یکدیگر دانست و گفت: «تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه و ضددیکتاتوری بر یکدیگر، تأثیری متقابل است و همان طور که تجربه جنبش سبز و انتشار اخبار و تصاویری از آنچه مردم میخواستند و رفتار خودکامهگان ایران با مردم بر آزادیخواهان در تونس و مصر تأثیر گذاشت جنبشهای منطقه هم بر ما تأثیر میگذارد».
میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این فراخوان که در قالب نامه به وزارت کشور منتشر شده است از حکومت ایران خواستهاند که با برگزاری راهپیمایی برای همبستگی با "قيام آزاديخواهانه مردم تونس و مصر عليه حکومت استبدادی در کشور" موافقت کند.
بر پایه این فراخوان، راهپیمایی روز دوشنبه (۱۴ فوریه / ۲۵ بهمن) منطبق با اصل بيست و هفتم قانون اساسي توصیف شده و ساعت ۳ بعدازظهر از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی تهران برگزار خواهد شد.
رئيس کميته حقوقی ستاد انتخاباتی ميرحسين موسوی در انتخابات سال ۸۸، درخواست مجوز از وزارت کشور را کاری "حقوقی و مسئولانه" خواند و گفت: «حکومت، موظف است مسئولیت خود را برای حفظ امنیت راهپیمایان معترض بپذیرد و به همین دلیل، درخواستکنندگان مجوز، کاری حقوقی و مسئولانه کردند و امیدوارم حکومت هم به وظیفه خود عمل کند».
نگران شعور حکومتایم نه بلوغ مردم
اردشیر امیرارجمندمشاور ارشد موسوی بر "ظرفیت مردم در برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز" تأکید کرد و گفت: «نگرانی ما از بلوغ مردم نیست بلکه از شعور حکومت است؛ زیرا مردم با برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد ظرفیت خود را نشان دادند، اما آیا حکومت هم این شعور را دارد که با تن دادن به مطالبات و شنیدن اعتراضات مسالمتآمیز مردم، این خواستهها را به حرکات خشونت آمیز و کور تبدیل نکند؟»
"بازگشت حکومت به عقلانیت" آرزویی است که در بیانیه "جبهه مشارکت ایران اسلامی" برای حمایت از راهپیمایی ۲۵ بهمن نیز مطرح شده است؛ به نوشته این بیانیه «مسئولان کشور اینک در آزمونی تعیین کننده قرار گزفتهاند و صدور مجوز میتواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید میرود از آن پس، مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفتگو به نفع مردم حل و فصل شود».
فرعون ایران، مخوفتر است
رئيس پيشين کرسی حقوق بشر يونسکو در ايران بر این باور است که: «همانطور که آزادیخواهان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی از قواعد و روشهای مشترکی پیروی میکنند دیکتاتورها هم برای بقای خودشان و سرکوب آزادیخواهان از قواعد و روشهای مشابهی بهره میبرند».
آقای امیرارجمند با اشاره به مشابهت تجربههای ایران و مصر گفت: «عبور ماشین حکومتی از روی مردم معترض، در میدان ولیعصر شروع شد و در میدان التحریر تکرار شد چنان که بسیج کردن اوباش برای حمله به شهروندان معترض نیز از تهران آغاز شد و در قاهره ادامه یافت»؛ اما از نظر وی «رفتار فرعون ایران از فرعون مصر مخوفتر و غیراخلاقیتر است زیرا برای سرکوب به دین متوسل شده و از آن استفاده ابزاری کرده است».
چندی پیش میرحسین موسوی نیز در پیامی برای همبستگی با جنبشهای ضد دیکتاتوری منطقه از "راز این مشابهت ها" سخن گفته بود: «در همهی این نظامها به یکسان شبکههای اجتماعی وعرصهی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار میگیرند و به شکل حیرتانگیزی اساماسها و تلفنها و اینترنت قطع، و قلمها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندانها برده میشوند».
جنبش سبز؛ مرده یا زنده؟
آقای امیرارجمند واکنش حکومت ایران به درخواست راهپیمایی را آزمونی برای ادعاهایش درباره تداوم یا مرگ جنبش سبز و نیز حمایت از جنبشهای اعتراضی در تونس و مصر دانست و گفت: «مگر نمیگویند جنبش سبز مدتهاست که مرده است؟ مگر نمیگویند حامی مردمی هستند که در تونس و معترض علیه دیکتاتوری برخاستهاند؟ صداقت خود و درستی حرفهایشان را در صدور مجوز راهپیمایی بیازمایند تا معلوم شود چقدر در دفاعشان از معترضان به دیکتاتوری صادقاند و تا چه اندازه ادعای مرگ جنبش سبز واقعیت دارد؟»
در ماههای گذشته بارها رسانهها و مسئولان دولتی و نیز امامان جمعه در ایران جنبش سبز را پایان یافته و یا مرده خواندهاند. چندی پیش مهدی کروبی نیز در واکنش به این اظهارات پرسیده بود: «اگر مدعی هستید که جنبش را مهار کردهاید پس چرا هر روز از فتنه سخن میگویید؟ اگر فتنه مرده است، پس چرا پشت سر مرده صحبت میکنید و از کوچکترین حرکتها بیم دارید و نگرانید؟ اگر فتنه مرده است پس چرا بگیر و ببندهایتان تمامی ندارد؟»
در تازهترین اظهارات مقامهای رسمی ایران در زمینه "پایان یافتن جنبش"، خبرگزاری فارس سخنان محمد رضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین را منتشر کرد که معتقد است هزاران زندانی معترض پس از انتخابات سال ۸۸ "منحرفانی" بودند که توسط بسیج "هدایت" شدهاند. وی گفته است: «با بیش از ۴ هزار نفر از افراد به انحراف کشیده شده در جریان بعد از انتخابات سال گذشته و فتنه توسط بسیج، جلسات دوستانهای گذاشته شد و بسیاری از این افراد نیز با بیان منطقی مسائل از سوی بسیجیان به راه انقلاب کشیده شدند».
محمدجواد اکبرین
سعید نورمحمدی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات که در حال گذراندن زندان یکساله خود بعلت حضور در دعای کمیل می باشد بعلت مخالفت دادستان تهران امکان حضور در امتحانات پایان ترم دانشگاه را از دست داد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی سعید نورمحمدی از ماهها قبل درخواست حضور در امتحانات پایان ترم خود را داشت که رسما این تقاضا را به قاضی پرونده خود تقدیم کرده بود و قاضی پیرعباس در نهایت با این مسئله موافقت کرده بود اما در آخرین روزهای مانده به امتحانات دادستان تهران با بهانه اینکه اگر سعید را به دانشگاه برای دادن امتحانات ببرند موجب بهم ریختن فضای دانشگاه خواهد شد، مانع از حضور وی در امتحانات پایان ترم گردید و بدین ترتیب این زندانی سیاسی از بدیهیترین حق خود محروم گردید.
گفتنی است تحلیلگران این عمل را بیشتر از این جهت تفسیر می کنند که حاکمان می خواهند تمامی شرایط زندگی در آینده را بر زندانیان سخت و ناهموار کنند.
ندای سبز آزادی: به همت هموطنان سبز تراکتهایی در قطع آچهار تهیه شده که هموطنان تا روز راهپیمایی ۲۵ بهمن با پرینت گرفتن از آن میتوانند برای تبلیغ حضور هر چه پر شکوه تر مردمی ان را پخش کنند.
از هموطنان دعوت می شود با تکثیر این تراکتها آن را در اختیار سایر ایرانیان سبز قرار دهند.


دریافت پوستر با اندازه بزرگتر: پوستر یک - پوستر دو - پوستر سوم
در حالی که سید حسن خمینی غایب مراسم استقبال از هیات دولت بود، از سرمربی، دستاندرکاران و اعضای تیم پرسپولیس، که برای ادای احترام به آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی رفته بودند استقبال کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران، در این دیدار، وی با اشاره به نقش پیروزی تیم های ورزشی در افزایش نشاط اجتماعی، گفت: سرمایهگذاری در امر ورزش، صرفا برای پرکردن اوقات فراغت نیست، این مساله قبل از هر چیز دیگری، به بالابردن ضریب بهرهوری کمک می کند.
وی افزود: اگر روی تیم های ریشه دار و پرتماشاچی سرمایه گزاری نشود، شاهد افول ناهنجاری در جامعه خواهیم بود. فوتبال تنها یک بازی نیست، یک کار عمیق اجتماعی و فرهنگی است و باید از این بعد به آن توجه کرد.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با اشاره به نقش مهم سرمربی در موفقیت تیم، گفت: مربی نباید مرعوب اسم های مشهور و بزرگ شود. خوشبختانه مربی های موفق کشورمان، شجاعت کافی برای این کار دارند.
سید حسن خمینی با بیان اینکه امام و یادگار مرحوم ایشان به امر ورزش اهمیت خاصی قائل بودند، اظهار داشت: امام در اوان دوران نوجوانی که علاقه شدیدی به فوتبال داشتم، چندین بار نصیحت بزرگی به من کردند که سه بخش داشت. میگفتند: حسن، سه کار را حتما انجام بده، یکی اینکه خوب درس بخوان؛ دوم اینکه ورزش را ادامه بده و سوم اینکه حتما نمازت را بخوان.
وی افزود: این نصیحت امام، تنها برای من نیست نصیحتی است برای همگان تا درس بخوانند، ورزش کنند و همراه آن به نماز و عبادت اهمیت بدهند. درس خواندن فقط برای دانشگاه رفتن نیست برای به دست آوردن شخصیت موثر و ممتاز اجتماعی است. درس خواندن بخصوص برای ورزشکاران حرفهای، از این لحاظ اهمیت دارد که پس از پایان دوران حرفهای خود، احساس خلاء نکنند.
ندای سبز آزادی: میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.
به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیۀ خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.
موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای ۲۸ مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابلانکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آنها انتخابات ۸۸ را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.
موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد از همان فردای سال ۴۱ متولد شد ،. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابلانکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت نردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود میفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی - میر حسین موسوی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر