مقامات مسئول بی بی سی فارسی در برابر همهی انتقادات حرفهای ( نه حزبی و ایدئولوژیک) به بخشهای خبری تلویزیون، رادیو و پایگاه اینترنتی آن همواره مدعی بی طرفی و رعایت معیارهای حرفهای بودهاند. آیا بی طرفی رسانهای ممکن است؟ در عالم واقع، بی بی سی فارسی در حوزهی خبری همان است که ادعا می شود؟
بی طرفی، مدعایی غیر ممکن
هیچ رسانه ای نمی تواند بی طرف باشد و اصولا رسانهی بی طرف وجود خارجی ندارد. کارکنان، مدیران و ویراستاران رسانهها طرف دارند (ذهن آنها خالی از داوری و ارزش نیست) و برایند عمل آنها حتی در جوامع دمکراتیک و حتی در رسانههایی که اقتدارگرایانه اداره می شوند نیز متحمل نوعی طرفداری است.
سایت بی بی سی فارسی یکی از منفعل ترین سایتهای خبری و تحلیلی در پوشش رخدادهای ایران بوده است و خط قرمزهای آن با خط قرمزهای رسانههای دولتی در ایران برابری می کند.
این طرفداری خود را در چگونگی انتخاب موضوعات، مهمانها، تیترها، و تک تک واژهها و تصاویر انتخاب شده نشان می دهد. اما اگر قرار باشد رسانهای از مدل رسانههای کمونیستی و اسلامگرا و فاشیستی فاصله بگیرد باید نام رسانهی چند صدا، متکثر و حرفه ای به آن داد؛ رسانه ای که نظرات گوناگون در ان شنیده می شود، اقلیتها در آن سهمی دارند و اصول حرفه ای روزنامه نگاری (مثل اعلام اشتباهات، استفاده از کارشناسان شناخته شده بالاخص دانشگاهی و متخصص، پرهیز از لابی گری، پرهیز از ارتباطات پنهان مدیران با مقامات سیاسی مثل سفرا، و ) در آن رعایت می شود.
مدعای بی طرفی متضمن هیچ یک از این امور نیست بلکه در نهایت به موازنهی مثبت میان طرفهای درگیر منجر می شود، دقیقا کاری که بی بی سی با دادن وقت به طرفداران جمهوری اسلامی و پرهیز از دعوت نیروهای قائل به براندازی تلاش می کند انجام دهد.
انتظارات و واقعیتها
در چارچوب استانداردهای جمهوری اسلامی، بی بی سی یک رسانهی قابل تحمل است چون علاوه بر انعکاس دیدگاههای رسمی حکومت برخی انتقادات غیر براندازانه، غیر ساختارشکنانه و اصلاح طلبانه را نیز منعکس می کند. اما به دلیل اقتدارگرا و تمامیت خواه بودن حکومت در ایران و بستن مجاری ارتباطی و اطلاعاتی انتظار می رفت که بی بی سی فارسی تلاش بیشتری برای شکستن دیوارهای سانسور و تبلیغات سیاسی صورت دهد. با همین انتظار است که بی بی سی فارسی مورد انتقاد قرار می گیرد.
همچنین از بی بی سی فارسی به عنوان رسانهای در دنیای آزاد و دمکرات انتظار می رفت که همانند دیگر رسانهها در این شرایط عمل کند اما واقعیت چنین نیست. تلاش بی بی سی فارسی برای بی طرفی (غیر ممکن) در نهایت به رعایت اکثر خط قرمزهای هستهی سخت حکومت (روحانیت سنتی و اسلامگرایان حاکم) منجر شده است (بررسی دلایل رعایت این خط قرمزها مطلب دیگری را طلب می کند). در چهار حوزه می توان این مدعا را تبیین کرد: خبر و منابع خبری، کارشناسان، خط قرمزها، و شکستن دیوارهای خبری نظام استبداد دینی.
خبر و منابع خبری
از آخرین اخبار و تلویزیون فارسی بی بی سی و شبکههای مادر آن آغاز کنیم. بی بی سی مادر در ذکر ارقام تظاهر کنندگان ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ (کسانی که واقعا برای اعتراض آمده بودند و نه تماشاگران) همان رقم روزنامهی کیهان را اعلام کرد (چند صد نفر) در حالی که نیویورک تایمز به ۲۰ تا ۳۰ هزار و فایننشال تایمز به صدها هزار نفر اشاره کردند. البته بی بی سی فارسی در گزارشهای مختلف خبری خود سیگنالهای متفاوتی را ارسال می کند تا مخاطبان متفاوت را راضی نگاه دارد.
به عنوان مثال در مورد همین تظاهرات در برنامهی صفحهی دو گفته شد که این تظاهرات بزرگترین حضور مخالفان پس از تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بوده است (بدون ذکر رقم) و سایت فارسی آن رقم دهها هزار را ذکر کرد.
تلویزیون بی بی سی و سایت اینترنتی آن خبرهای مربوط به اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ را یا اصولا مغفول می گذاشت (تظاهرات پراکنده در بازار تهران، ۲۱ مرداد؛ تظاهرات در برابر دفتر روزنامهی اعتماد ملی، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸) یا تعداد افراد شرکت کننده را کمتر اعلام می کرد (تلویزیون فارسی بی بی سی تعداد افراد شرکت کننده در مراسم چهلم جان باختگان سرکوبها را هزار نفر اعلام کرد در حالی که سایت نوروز این رقم را چهل هزار و دیگر سایت های خبری هزاران نفر اعلام کردند؛ بیبیسی در روز قدس ۱۳۸۸ ابتدا حضور فعالان جنبش سبز را کمرنگ اعلام کرد،
اما پس از انعکاس خبر در سایتهای اینترنتی خبر خود را تصحیح کرد). اخبار بخش خبری ۵ عصر (به وقت تهران) تلویزیون فارسی بی بی سی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ اعلام کرد که تهران آرام است در حالی که به گفتهی مقامات جمهوری اسلامی ۹۱ نفر و به گفتهی معترضان صدها نفر در این روز بازداشت شدند.
به عنوان مثال اگر کسی فقط اخبار سایت فارسی بی بی سی را دنبال کند تعداد مقتولان حوادث پس از انتخابات همچنان ۲۰ نفر هستند (عدد رسمی و اولیهی مقامات رژیم) و تجاوز جنسی در بازداشتگاهها پیش از نامهی کروبی به هاشمی رفسنجانی در این مورد رخ نداده است (از نگاه بی بی سی فارسی هیچ راهی برای تایید وثوق یک خبر حساس بجز اعلام مقامات امروز و دیروز جمهوری اسلامی وجود ندارد). خبرنگاران بی بی سی علی رغم دهها گزارش در وبلاگها در مورد تجاوزها و شکنجه ها در کهریزک اصولا وارد تحقیق و کار گزارشی در این مورد نشدند (اگر خبرنگاران از این موضوع غافل بودند مدیران و سر ویراستاران نیز آنها را به این کار فرا نخواندند احتمالا چون این امر خط قرمز ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بود و نباید همهی پلها میان بی بی سی و مقامات جمهوری اسلامی می شکست).
نمونهی بسیار گویای پوشش اخبار، پاسخ منتظری به تقاضای ۲۹۳ روزنامه نگار و فعال سیاسی ایران است. در تقریبا همهی سایتهای خبری عنوان خبر این است: “این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی.” اما تیتر خبر سایت بی بی سی این بود: “آیت الله منتظری به نامه روزنامه نگاران و فعالان پاسخ داد.” (سایت بی بی سی، ۴ شهریور ۱۳۸۸) ظاهرا بی بی سی فارسی از ترس بسته شدن به دست عوامل دادستانی جمهوری اسلامی یا بر اساس بخشنامه های شورای امنیت ملی ایران تیترهایی انتخاب می کند که مقامات حکومتی را نرنجاند.
همچنین سایت فارسی بی بی سی معمولا آخرین سایتی بوده است که اخبار جزئیات مربوط به تجاوزها یا قتلها و شکنجه ها را منتشر می کرده است (تنها بخشی از آنها). بی بی سی همچنین برای حفظ بی طرفی متصَور و خیالی خود، تجاوز گر و تجاوز شده و بازجو و زندانی را هم عرض با یکدیگر قرار می داده است؛ مثلا در مطلبی با عنوان “اتهام زنی اصلاح طلبان و سپاه پاسداران به یکدیگر ادامه دارد.” (۱۱ شهریور ۱۳۸۸) در این تیتر (باز هم برای بی طرفی غیر ممکن) هر دو طرف حاکم و محکوم و مسلح و غیر مسلح و سرکوب گر و سرکوب شده از حیث اخلاقی در یک سطح قرار داده می شوند.

در عین رعایت نهایت فاصله گیری از رخدادهای خبری و صرفا اتکا به گزارش منابع رسمی، بسیاری از گزارشهای سایت فارسی بی بی سی عمدتا بدون نام نویسنده عرضه می شوند، گویی گزارشگران و خبرنگاران این سایت در معرض بازداشت قرار دارند در حالی که همه یا اکثر آنها در خارج کشور زندگی می کنند. سایت فارسی بی بی سی آخرین سایت در میان سایتهای فارسی زبان بود که خبر مربوط به تظاهرات در دانشگاه تهران در دوشنبه شش مهر ۱۳۸۸ را پوشش داد.
تلویزیون بی بی سی فارسی در هفتهی اول بعد از انتخابات ۸۸ با چراغ پایین حرکت کرد و در عین انعکاس وقایع تلاش کرد به مبانی نظام جمهوری اسلامی مثل رهبری، شورای نگهبان و قانون اساسی و چالشهای آنها که خط قرمز نظام هستند نپردازد.
کارشناسان
در ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ بی بی سی فارسی از یک خانم کارشناس برای نظر دادن در مورد برنامهی اتمی ایران دعوت کرد که همانند سخنگوی وزارت خارجهی جمهوری اسلامی از آن دفاع و جمهوری اسلامی را مظلوم معرفی کرد (ظاهرا مظلوم و ظالم بودن خارج از حیطهی کار کارشناسی است) . اما اصل دفاع از جمهوری اسلامی به فعالیت رسانهای بی بی سی فارسی خدشه ای وارد نمی کند بلکه ناشناخته بودن این خانم (مصاحبهی تلفنی بدون عکس وی) برای کسانی که چهار دهه است مسائل ایران را دنبال می کنند مایهی تعجب بود.
بر اساس تعادل بخشی میان موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی و سیاستهای رژیم، بخشی از کارشناسان بی بی سی بر اساس قرب و بعد به حکومت انتخاب می شوند و نه موازین حرفهای و تجربه در حوزههای تخصصی. این سیاست تعادل بخشی که اصولا هیچ مبنایی ندارد صرفا به بلند گو واقع شدن برای جمهوری اسلامی منتهی شده است.
بی بی سی فارسی در جمع کارشناسان خود همواره مدافعان سرسخت جمهوری اسلامی را دعوت می کند (که از این جهت نمی توان بر آن خرده گرفت) اما مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و نیروهای آشکارا برانداز در این رسانه کمتر راه دارند. حتی دادن زمان مساوی به جنبش و ضد جنبش، حکومت و مخالفان، و حامیان و منتقدان در پخش اخبار و تحلیل برای کشوری که انحصار تام و تمام رسانه ای آن در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی است و اکثر حامیان آن سوابق امنیتی و نظامی دارند نه تنها بی طرفی و انصاف نیست بلکه خلاف عدل و انصاف است.
حتی در برنامههای تحلیلی بی بی سی فارسی (مثل پرگار، به عبارت دیگر یا صفحهی دو) موضوعات و کارشناسان به گونه ای انتخاب می شوند که تا حد ممکن مبانی نظام یعنی ولایت فقیه، نظارت استصوابی، تبعیض ایدئولوژیک، جنسی و قومی، و مقدسات جمهوری اسلامی (احکامی مثل سنگسار، قطع دست و پا، حجاب، شلاق و منع اختلاط) مورد پرسش واقع نشوند.
پرسشها نیز عمدتا ساختار شکن نیستند. روش عمل دستگاه های امنیتی و شبه نظامی اصولا از دایرهی مباحث طرح شده در بی بی سی فارسی خارج است. برخی از موارد نقض این امر را باید به حساب مهمانانی گذاشت که بدون توجه به منشور اعلام ناشدهی بی بی سی فارسی این مقدسات ساخته و پرداخته شده در جمهوری اسلامی و توسط اسلامگرایان را مورد پرسش قرار دادهاند.
خط قرمزها
تلویزیون بی بی سی فارسی در هفتهی اول بعد از انتخابات ۸۸ با چراغ پایین حرکت کرد و در عین انعکاس وقایع تلاش کرد به مبانی نظام جمهوری اسلامی مثل رهبری، شورای نگهبان و قانون اساسی و چالشهای آنها که خط قرمز نظام هستند نپردازد. در این هفته نیز همانند هفتههای قبل سایت بی بی سی تلاش کرد تنها به انتشار عکس از آنچه می گذرد بپردازد. اما با شروع سرکوب در هفتهی دوم چند روزی خامنهای و بیت وی به موضوعات مورد بحث تبدیل شدند (زمانی که ویراستاران بی بی سی احساس کردند قدرت مردم بیشتر از قدرت حاکمیت است).
ولی با گذشت شور و حال تظاهرات میلیونی مردم این امر چندان ادامه نیافت. با بازداشت کارکنان ایرانی سفارت و اخراج دو تن از کارکنان بریتانیایی، در کنار تهدید ایران به قطع منافع تجاری، بی بی سی فتیلهی پرداختن به “پایه”های نظام را پایین کشید و به مشی سابق خود که نپرداختن به ماهیت نظام، مغفول گذاشتن نقض حقوق بشر و مفروض گرفتن ابدی بودن آن در خبرها و تفسیرها بود بازگشت.
بی بی سی فارسی ولایت فقیه و شورای نگهبان و امتیازات روحانیت را به همان ترتیب مفروض می گیرد که نهاد سلطنت و ملکه را در بریتانیا در حالی که دستگاه سلطنتی در بریتانیا در رعایت حقوق مردم و دمکراسی اصولا قابل مقایسه با دستگاه ولایت فقیه نیست.
در همهی این هفتهها عمدتا عناصری که همانند تیپ کارگزاران و عناصر اصلاح طلب محافظه کار و درون حکومتی در ایران هستند و بدون محور قرار گرفتن حقوق بشر و دمکراسی به دنبال اصلاحات جزئی در نظامند به عنوان مفسر به برنامه های بی بی سی فارسی دعوت شدند.
رسانهها را تنها با کارهایی که می کنند نمی توان ارزیابی کرد بلکه باید به کارهایی پرداخت که می توانند انجام دهند اما نمی دهند. در اوج مباحث مربوط به شکنجه و تجاوز جنسی در رسانهها پس از نامهی کروبی به هاشمی رفسنجانی در این مورد، بی بی سی صدها ایرانی در اروپا را که در ایران تجربهی زندانی شدن و شکنجه داشتند برای یک مصاحبه دعوت نکرد. در روزی که احسان فتاحیان اعدام شد (۲۰ آبان ۱۳۸۸) موضوع برنامهی نوبت شمای تلویزیون بی بی سی تغییر پایتخت بود.
سایت خبری بی بی سی برای پرهیز از مناقشات رسانهای و طفره رفتن از مسئولیت نشر اخبار سرکوبهای رژیم در عین رعایت خط قرمزهای رسانهای حکومت در ایران از هفتههای اول به نسخه برداری از اخبار خبرگزاریهای دولتی و رسانههای دولتی و انتشار مجموعهای از عکس رخدادها پرداخت. سایت بی بی سی هرگز به انتشار فیلمهای خبری از اعتراضات و کشته شدن آدمها و گزارش شکنجهها و قتل در زندانها پیش از قبول آنها توسط هیئت حاکمه نپرداخت.
این مشی عمومی سایت بی بی سی است که به جای گزارش یا یادداشت در موضوعات چالش بر انگیز (مثل احکام اعدام برای فعالان سیاسی) اصل موضوع را در یک نظر سنجی به پرسش می گذارد. هر سه روش، محافظه کارانه ترین روشهای پوشش خبری هستند.
محافظت از دیوارهای خبری و سازههای تبلیغاتی نظام
به نظر می آید که بی بی سی فارسی صرفا با چینش تازهی مواد رسانههای دولتی و بر اساس محافظه کارانه ترین و محتاطانه ترین و منفعلانه ترین رهیافت به روزنامه نگاری صفحات و برنامههایش را پر می کند و تصوری از روزنامه نگاری جستجو گرانه و فعال در سردبیری آن وجود ندارد.
سایت بی بی سی فارسی یکی از منفعل ترین سایتهای خبری و تحلیلی در پوشش رخدادهای ایران بوده است و خط قرمزهای آن با خط قرمزهای رسانههای دولتی در ایران برابری می کند. به عنوان نمونه در انواع ماجراهای تبلیغاتی و اطلاعاتی دستگاه حکومتی مثل شهید سازی دولتی یا انکار کشته شدگان مجموعهی کادر خبری بی بی سی با انفعال تمام خبرهای دولتی را پوشش می دهند بدون این که خود به اقدامی برای افکندن نور بیشتر بر موضوع دست زنند.
بخش خبری بی بی سی فارسی تلاش مستقلی برای ایجاد یک نگاه بدیل در برابر رسانههای دولتی انحصاری و شکستن دیوارهای تمامیت خواهی و تبلیغات ایدئولوژیک آن صورت نمی دهد. این امر نه تنها نقض اصول حرفهای یک رسانه نیست بلکه وظیفهی حرفهای آن است.
آشپزخانهی بی بی سی
این که در آشپزخانهی بی بی سی فارسی چه می گذرد و خبرها چگونه طبخ می شود موضوعی نیست که ناظر خارجی از آن اطلاع داشته باشد.
داوری در مورد یک رسانه نه بر اساس نیات افراد و رضایت و نارضاییهای همکاران آن یا محدودیتهای کادر یا دشواری پوشش اخبار ایران برای رسانهای که در آن کشور خبرنگار ندارد یا مشکلاتی از این قبیل صورت نمی گیرد بلکه بر اساس خروجی آن انجام می شود. حتی اگر خبرهایی بر اساس اشتباه “از دست در بروند” این نشانهی عملکرد غیر حرفهای یک رسانه با دهها و شاید صدها نفر کادر و میلیونها بیننده و شنونده است.
ممکن است در بی بی سی فارسی بسیاری از همکاران با خط قرمزهای مذکور موافقت نداشته باشند اما در نهایت مجبورند آنها را رعایت کنند (کسانی که در رسانهها کار کردهاند می دانند که مدیران و ویراستاران دستور نمی دهند بلکه اقناع می کنند و از طریق اقناع سیاستهای نوشته یا نا نوشته را به جریان می اندازند).
درست است که تیترها و خبرها را افراد انتخاب می کنند اما افراد توسط مدیران انتخاب می شوند و مدیران به کار آنها جهت می دهند. اگر مدیران و ویراستاران نخواهند مطالب (حتی نظریههای) ساختار شکنانه داشته باشند کادر خبری این خط قرمز را به دلیل ملاحظات شغلی رعایت می کنند.
رعایت و عدم رعایت این خط قرمزها یا میزان و کم و کیف آنها نیز بر اساس مقایسهی بی بی سی فارسی با رسانههای فارسی و دولتی دیگر در اروپا و امریکا انجام می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر