
خانه و باغ دایی جان ناپلئون که در سال ۱۳۸۳ در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده، در آستانه خروج از این فهرست قرار گرفته تا به جای آن یک مجتمع تجاری وسیع در خیابان لاله زار ساخته شود.
این خانه که در دهه 1350 به عنوان لوکیشن سریال دایی جان ناپلئون، ساخته ناصر تقوایی از آن استفاده شد، تنها قطعه بازمانده از باغ های لالهزار است که در اصل خانه امینالسلطان، صدراعظم ناصرالدین شاه بوده است.
در سال 1261 شمسی، هنگامی که باغ بزرگ لالهزار برای احداث خیابانی به همین نام تقسیم و فروخته شد، بخشی از آن به میرزاابراهیم خان پدرعلیاصغر خان اتابک (امینالسلطان) رسید که نوادگان امینالسلطان در دورههای بعد زمین پدری را تفکیک کردند و فروختند تا سینما جهان، سینما شهرزاد، یک پارکینگ و یک مجتمع تجاری در بخشی از این زمینها ساخته شود.
همزمان با ثبت این اثر در فهرست میراث ملی در سال ۱۳۸۳، سازمان میراث فرهنگی برای خرید این خانه با ملک آن وارد مذاکره شد اما در نهایت این معامله به سرانجام نرسید اما در حال حاضر بخش عمده این باغ توسط وارثان فروخته شده و مالکان جدید میخواهند با خارجکردن آن از فهرست میراث ملی، امکان ساخت و ساز و ایجاد تغییر در باغ و بنا را فراهم کنند.
گفته میشود قرار است پس از تخریب خانه دایی جان ناپلئون، در زمین آن یک مجتمع تجاری بسیار بزرگ ساخته شود که در آن صورت با توجه به تراکم چند ده هزار متری این مجتمع، آخرین بقایای بافت تاریخی لاله زار در ازدحام بازار نابود میشود.
منبع: مهر
غیبت گروههای مطرح موسیقی خارجی در بخش بینالملل جشنواره بیست و ششم موسیقی فجر و حضور گروههائی که چنگی به دل نمیزنند باعث شده جشنواره امسال تنها عنوان «بین المللی» را یدک بکشد.
در جشنواره امسال موسيقي فجر نه خبري از اجراي گروههاي خارجي مهم هست و نه خبري از خود جشنواره؛ گويا مسئولان هم قبول دارند كه تغییر دبیر جشنواره تنها دو ماه مانده به آغاز کار، ديگر مجالي براي افزايش كيفيت نگذاشته است.
گزارشها حاکیست که حوادث سال گذشته، رغبتي در ميان كشورهاي خارجي براي سفر به ايران و اجرا در ايام جشنواره ايجاد نكرده و تنها گروههائی از كشورهاي عضو اكو در جشنواره موسيقي فجر امسال حضور پيدا كردهاند كه با اجراهاي ضعيف و تبليغات عمده جشنواره روي موسيقي پاپ، با استقبال چندانی از طرف مردم روبرو نشده است.
در این میان تنها میتوان به گيتارنوازي «خوان مارتين»، از نوازندگان مشهور اسپانيايي اشاره کرد که آن هم توسط يك موسسه بخش خصوصي صورت گرفته و پس از یکسال هنوز هزينههاي سفر وي به بخش خصوصي پرداخت نشده است.
دبير اجرايي اين دوره از جشنواره در شرایطی مدعیست که گروههای دعوت شده امسال جزو شاخصترينها هستند که برخی از آنها مانند ارمنستان بهدليل مسائل بد اقتصادي اين كشور و خودگردان بودن گروهها مجبور هستند برای تامین مسائل مالي خود دست به هر اجرائی بزنند.»
علاوه بر این مسئولان جشنواره موسیقی فجر از يك كوينتت بادي از اسلواكي و يك تريو از هلند جهت برگزاری یک کارگاه آموزشی برای ارکستر سمفونیک دعوت کردهاند، در حالیکه بهترين نوازندههاي سازهاي بادي ایران كه در گروه «آرس نوا» گرد هم آمدهاند، از اركستر سمفونيک اخراج شدهاند.
با این وجود بابك رضايي، مدير اجرايي جشنواره موسيقي فجر، جشنواره امسال را جزو جشنوارههاي «باكيفيت» ارزيابي كرده و علت غیبت گروههاي خارجي را «معرفي ديرهنگام دبير جشنواره دانسته است.»
منبع: ایلنا
پیشینه:
رضا میرکریمی: جشنواره فجر از مسیر حرفهای خارج شده است
انتقاد دو کارگردان از فضای سیاسی و سانسور در جشنواره فجر
معاون هنری ارشاد: برای صیانت از موسیقی ملی، پاپ را از جشنواره فجر حذف کردیم
حسام الدین سراج: ترجیح میدهم در جشنوارهی فجر شرکت نکنم
کیهان به عنوان ارگان هنگ شترسواران ولایت در مطلبی نوشته است که در روز 25 بهمن سوار بر شتر و موتور و با الاغ و چماق سبزها را سرکوب خواهیم فرمود! آگاهان می گویند این اولین بار است که اعلامیه های هنگ شترسواران به صورت علنی در کیهان منتشر می شود و پیش از این فقط به صورت نیمه مخفی فعالیت داشتند و تنها فعالیت علنی شان فحش های شترسوارانه بود. اما از زمان اعلام وجود شترسواران در قاهره بر اساس دستور سرلشکر فیروزآبادی مغز متفکر شترسوار قرار شده شاخه ایرانی این گروه نیز فعالیت علنی و قانونی داشته باشند و بیش از این در زیرزمین کیهان نمانند. هنگ شترسواران که اکنون اتاق فکر خود را در دفتر نماینده ولی فقیه در کیهان تشکیل می دهد می گوید از اینکه 25 بهمن با روز ولنتاین مصادف شده خوشحال است چون می تواند با یک چوب دو کار بکند هم سبزها را ناکار کند و هم عشاق را گرفتار. در زیر ماحصل مذاکرات این اتاق فکر را ملاحظه می فرمایید (برخی نکته ها که جا افتاده بود از طریق ویکی لیکس کشف و جایگذاری شد؛ هشدار: دارای صحنه های خشن و تجمع بار و چماقدار از اول تا آخر):
اعلامیه شماره 1: روز لت و پار برای ثواب
بازي مجازي دو تن از دست اندركاران فتنه با ترديد و تأمل در فضاي مجازي و جبهه اپوزيسيون خارج نشين مواجه شده است. كروبي و موسوي پيش از اين ضمن يك بازي تبليغاتي نخ نما، نامه درخواست مجوز راهپيمايي در حمايت از مردم مصر و تونس منتشر كرده بودند.
در واكنش به اين حركت، سايت خودنويس كه توسط شماري از عناصر فراري خارج نشين مديريت مي شود، در مطلبي با امضاي «دارا ايراني» نوشت: نامه موسوي و كروبي به طور غيرتصادفي[!] با روز والنتاين يا عشاق مصادف شده است اما پرسشي براي من بي پاسخ مانده و آن اينكه جامعه واقعي چه قدر مانند فضاي مجازي فكر مي كند؟
روزنت هم كه توسط سلطنت طلبان فراري (مثل نبوی و باستانی و نوشابه امیری که در دوره شاه صاحب مقامات بودند و مثلا هوشنگ اسدی زندانبان رهبر معظم انقلاب بود) اداره مي شود، در مطلبي به قلم يكي از عناصر مرتبط با محافل آمريكايي نوشت: تحركات در فضاي سايبر بازتاب دهنده نيروهاي اجتماعي نيستند و قطعاً نمي توان فيس بوك و تويتر و بالاترين را نماينده جامعه ايران و خيابان هاي تهران دانست.
راديو زمانه (که در دانمارک پایتخت هلند مستقر است) هم در تحليلي تصريح كرد: مشكل اصلي اپوزيسيون در رفتارهاي موسوي و كروبي است و اينها نمي دانند كه چه مي خواهند. محافل ضدانقلاب خارج نشين پيش از اين در مقاطعي نظير 22 بهمن 88، 11 و 12 ارديبهشت و 22 خرداد 89 بارها مدعي برگزاري تجمع خياباني شده بودند اما (هیچ تجمعی برگزار نشد و حتی) بعدها با عناويني نظير درازگوش تروا مورد استهزاي هم قطاران خود قرار گرفتند. با اين حال و صرف نظر از نتيجه اين خالي بندي هاي مجازي، آنچه براي سياست بازان حرفه اي مذكور مهم است، داغ كردن فضاي مجازي و ارائه بيلان (بیلاخ؟) كار به محافل آمريكايي و صهيونيستي و اروپايي فعال عليه ايران است تا در ازاي اين فاكتورها پول هاي هنگفتي بگيرند (تا در اطراف تهران از زمین های اتاق فکر ما بخرند).
برخي از عناصر ضد انقلاب بي خبر از اين زد و بندها، معتقدند كساني پاي كامپيوتر در خارج و بعضاً در داخل مي نشينند و پيتزا و كباب و پاپ كورن (در اصل: پیتزا و پلو و پاپ کورن) كنار خود مي گذارند و از آنجا چنين القا مي كنند كه با جمهوري اسلامي مي جنگند اما موعدهاي اعلام شده كه بدون هيچ اتفاقي سپري مي شود (درست مثل عاشورا و 22 بهمن پارسال) اين كاربران ساده دل و بي خبر از همه جا هستند كه افسرده تر مي شوند و آن داغ كنندگان فضاي مجازي را به عنوان چوپان دروغگو (یا احمدی نژادهای سبز) مي شناسند.
در همين حال، چند سايت ضدانقلاب ديگر و تعدادي از كاربران فيس بوك و توئيتر، نسبت به اين درخواست موسوي و كروبي با ديده ترديد نگريسته و هشدار داده اند كه امروزه جمهوري اسلامي ايران به خاطر آنچه در خاورميانه (بخصوص در جنوب بیروت و ونزوئلا) جريان دارد، از پشتوانه و اقتدار بيشتري برخوردار است و جوانان بسيجي (به عنوان نمونه ای از پشتوانه ها و اقتدار ولایت) در صورت مشاهده هواداران جنبش سبز(!) هر چه دق دلي از اسرائيل و آمريكا دارند را بر سر آنها خالي مي كنند (چون ویزای آمریکا به آنها نمی دهند و اسرائیل نمی گذارد) و براي كسب ثواب (مادی و معنوی و ساندیسی و سادیستی) بعيد نيست آنان را به قتل هم برسانند (هویجوری برای ثواب)، لت و پار كردن كه جاي خود دارد (شترها لت می زنند و شترسوارها پار می کنند).
(پاراف یکی از اعضای هوشمند اتاق فکر: خاتمی را هم اضافه کنید. پس نوشت:) يكي از كاربران فيس بوك (به نام ح. ش) نيز خاتمي را به عنوان پشت صحنه اين پيشنهاد معرفي كرده و معتقد است خاتمي با رژيم (اسرائیل و امریکا و مصر و موساد و بقیه لابد) زد و بند كرده و قصد دارد در مقابل اين خدمت كه نتيجه آن قلع و قمع (با قمه و شتر) هواداران جنبش (!) است، جواز بازگشت به عرصه سياسي بگيرد! (شیرفهم شد؟ خاتمی گفته من جوانان را می آورم تا هنگ شترسوار آنها را قلع و قمع کند بعد به من مثلا ریاست کتابخانه ملی را بدهید!)
پس نوشت فیلسوف اتاق فکر و تناقض یاب: مگر قرار نبود «موعدهاي اعلام شده بدون هيچ اتفاقي سپري شود»؟
پس نوشت سیاسی کار اتاق فکر: قتل را به گردن نمی گرفتید همان لت و پار باشد بهتر می باشد. با آقا هماهنگ کنید.
لغتنامه ضدخبرنویس: بسیجی= لت و پارچی و قاتل برای مشتی ثواب
عضو کمیسیون شوراها و سیاست داخلی مجلس:
یک عضو کمیسیون شوراها و سیاست داخلی مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که عمدهترین دلیل مخالفت وزیر کشور در مورد استانی شدن انتخابات، «نگرانی دولت از کاهش مشارکت مردم در انتخابات است.»
نصراله کوهی، نماینده مردم سروستان با اشاره به «جلسه غیرعلنی و غیر رسمی» وزیر کشور با اعضای کمیسیون شوراها، گفت که هدف از آن «استماع دلایل مخالفت وزیر کشور با طرح استانی شدن انتخابات بوده است.»
«طرح استانی شدن انتخابات» از زمان مجلس پنجم آغاز شد و در مجلس هفتم با پيشنهاد آمايشي شدن در تعدادي از استان ها مطرح شد؛ در آن زمان مجلس، 6 استان را از اجراي اين طرح مستثني كرد كه در نهايت در مجلس هفتم هم به تصويب نمايندگان نرسيد.
بر اساس این طرح که در اردیبهشت 86 به تصویب رسیده است، حوزه انتخابيه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، محدوده جغرافيايي هر استان خواهد بود به صورتی که هر يك از استانها به عنوان يك حوزه انتخابيه اصلي و حوزههاي انتخابيه فعلي تابع استان حوزه انتخابيه فرعي محسوب ميشوند.
این مصوبه مقرر کرده که «داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي 14 روز قبل از روز رایگیری فرصت تبلیغات دارند و در صورت فراهم بودن امكانات و شرايط لازم به طور مساوي از صدا و سيماي استاني براي معرفي و ارايه برنامههاي خود طبق قوانين و مقررات مربوطه استفاده نمايند.»
با این حال این عضو کمیسیون شوراها و سیاستداخلی میگوید که عمدهترین دلیل مخالفت وزارت کشور با این طرح، «نگرانی از کاهش مشارکت مردم»، است و بهانه دولت این است که «اگر نمایندگان در سطح کلان انتخاب شوند، شناخت مردم نسبت به آنها کم میشود.»
در سوی دیگر، نماینده مردم سروستان معتقد است: «در حال حاضر مردم بر اساس شناختی که از کاندیداها دارند، رای میدهند اما با استانی شدن انتخابات، مردم به لیستهای انتخاباتی رای میدهند و شناختی از کاندیداها نخواهند داشت که این موضوع از نظر وزیر کشور منجر به کاهش مشارکت مردم میشود چون معتقدند که مردم با تعصب نسبت به چهرهها در انتخابات شرکت میکنند.»
وزارت کشور در شرایطی با این طرح مخالفت کرده که به گفته آقای کوهی، «کلیات و جزئیات طرح مذکور به تصویب کمیسیون شوراها و سیاستداخلی مجلس رسیده و در حال حاضر این طرح در نوبت بررسی در صحن علنیست و دیگر اینگونه مذاکرات نمیتواند بر این طرح و محتوای آن تاثیری بگذارد.»
منبع: خبرآنلاین
نماینده مردم تهران در مجلس با انتقاد از سخنان احمدی نژاد مبني بر «افشاگري در مورد مجلس»، گفت که «اگر اقتدار مجلس حفظ نشود اين امر به ديكتاتوري منجر ميشود.»
اسدالله بادامچيان، عضو فراكسيون اصولگرايان با اشاره به اینکه «در مسائل جاري اختلاف نظرهايي میان مجلس و دولت وجود دارد»، افزود: «اگر مورد خلافي وجود داشته باشد نياز به افشاگري نيست و وي ميتواند به راحتي آن را بيان كند؛ زيبنده یک رئيسجمهور نيست كه اينگونه حرف بزند، همانطور كه زيبنده نبود آن نامه نوشته شود.»
بادامچيان استيضاح حميد بهبهاني، وزیر راه دولت دهم را حق قانون نمايندگان دانست و با انتقاد از فرهنگ بدي که حاكم شده، توضیح داد: «استيضاح كردن را به معناي برخورد كردن با دولت ميدانند در حالي كه استيضاح، طلب وضوح كردن و شفاف سازيست و بهبهاني اگر وزير پركاري بود ميتوانست توضيح دهد تا نمايندگان قانع شوند اما با نيامدن وي نمايندگان احساس كردند كه به جايگاه مجلس بياعتنايي ميشود.»
این عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس تاکید کرد: «اگر اقتدار مجلس حفظ نشود، اين امر به ديكتاتوري منجر ميشود لذا دولت بايد در مقابل مجلس به عنوان خانه ملت خاضع بوده و راي آن را بپذيرد كه البته در موضوع استيضاح، نامه احمدي نژاد به نمايندگان هم موثر بود.»
نمایندگان مجلس روز سه شنبه، ۱۲ بهمن پس از مذاکره پیرامون طرح استیضاح آقای بهبهانی در حالی به وی رای عدم اعتماد دادند که برخلاف معمول، آقای بهبهانی و آقای احمدی نژاد در مجلس حضور نداشتند.
حمید بهبهانی دومین وزیر استیضاحی در مجلس هشتم و نخستین وزیر دولت دهم است که طرح استیضاح وی در مجلس مطرح و از کار برکنار میشود.
محمود احمدینژاد در واکنش به برکناری وزیر راه دولتش گفته بود که کار مجلس «غیرقانونی» بوده و «صد برابر آنچه استیضاحکنندگان مطرح کردند به خودشان وارد است.»
منبع: ایلنا
پیشینه:
احمدینژاد: دولت در راس امور است، نه مجلس!
علی لاریجانی: نگرانی اصلی مجلس تخلفات دولت است
لاریجانی نسبت به «تخلفات دولت احمدی نژاد» به قوه قضائیه شکایت کرد
سکوت مجلس در برابر «قانونگریزی دولت» بیتوجهی به «حقوق مردم» است
رییس دانشگاه آزاد ماکو در اقدامی عجیب خود را صاحب مقالهی یکی از دانشجویان ماکو معرفی کرد و از این طریق در همایشی در استرالیا شرکت کرد.
به نوشته همایون خیری که وبلاگ «آزادنویس» را در استرالیا می نویسد، این روزها همايش زبانشناسی دو روزهای در دانشگاه کوئينزلند استرالیا برگزار می شود که در این همایش، مقالهی یکی از دانشجویان دانشگاه ماکو هم پذیرفته شده است.
اما ریاست دانشگاه آزاد ماکو از این فرصت استفاده میکند و خود را بجای آن دانشجو معرفی میکند و براساس همان دعوتنامه ارسالی تصمیم میگیرد به استرالیا برود و مقالهای که متعلق به خودش نبوده را با نام خود ارائه دهد.
به نوشته آزادنویس، رییس دانشگاه ماکو در اولین روز همایش متوجه میشود که ارائه مقالات به زبان انگلیسی است و چون ایشان زبان انگلیسی نمیدانسته و ارائه مقاله به فارسی هم ممکن نبوده تصمیم میگیرد سفر خود را علیرغم تمام هزینهها نیمه تمام رها کند و به ایران بازگردد.
آزادنویس مینویسد: آقای رییس دانشگاه که با نام «سيفالدين آبارين» خود را معرفی کرده بود با متوجه شدن این موضوع بلافاصله و با دستپاچگی از یکی از ایرانیانی که در همایش حضور داشته میخواهد نقش مترجم را برای وی ایفا کند و اگر میسر است خود این فرد مقاله را ارئه کند یا به مسئولان همایش بگوید صاحب مقاله فرد دیگری است و زمانی که میبیند هیچکدام از این راهها میسر نیست و نیز در ظرفیت خودش هم نیست که به این نقش بپردازد تصمیم به بازگشت عجولانه میگیرد که این تصمیم باعث صرف هزینهای مضاعف بر هزینه سفر میشود؛ چراکه هتل و بلیت هواپیما از پیش رزرو شده بود و ایشان برای بازگشت مجبور شده بود بلیت دیگری تهیه کند و پول هتل را هم که برای ۳ روز رزرو شده بود به وی برنمیگردانند.
در نهایت رییس دانشگاه باکو پس از ۲۴ ساعت به ایران بازمیگردد و روز شنبه (امروز) در زمانی که باید به ارائه مقاله میپرداخت، در ایران بود. آزادنویس مینویسد آقای رییس دانشگاه هنگام بازگشت به همان دوستی که نقش مترجم را برای وی ایفا میکرده گفته است: «همه این مسائل تقصیر سران فتنه در ایران است!»
منبع: وبلاگ آزادنویس
حکومت ایران علاوه بر بازداشت فعالین سیاسی و رسانهای در آستانه راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه، اقدام به ارسال پارازیت بر روی شبکههای ماهوارهای، کاهش پهنای باند اینترنت، فیلترینگ گسترده سایتهای اینترنتی و اختلال در شبکه تلفن همراه در برخی نقاط تهران کرده است.
همچنین، مخابرات جمهوری اسلامی از طریق بخشهای امنیتی مستقر در آن شرکت، کلمات مصر و تونس را در پیامکها فیلتر کرده است.
ارسال پارازیت توسط حکومت ایران از سه روز پیش آغاز شده و کماکان ادامه دارد. این امر موجب اختلال در دریافت شبکههای ماهوارهای شده که بیبیسی فارسی هم با صدور اطلاعیهای این مسأله را تائید کرده است. مکانیزم ارسال پارازیت بر روی شبکههای ماهواره علاوه بر نقض قوانین بینالمللی، سلامت شهروندان ایرانی را نیز تهدید میکند.
پهنای باند اینترنت بهویژه در تهران کاهش یافته و همزمان کمیته فیلترینگ اقدام به مسدود کردن بسیاری از سایتها و وبلاگهای منتقد کرده است. در همین راستا برخی حملات به سایتهای اطلاع رسانی وابسته به اپوزیسیون نیز مشاهده شده است.
شبکه تلفن همراه نیز در برخی از نکات تهران دچار اختلال شده و مقامات امنیتی کلیه تماسهای تلفنی مهدی کروبی را به صورت کامل مسدود کردهاند.
ساعاتی پیش یکی از وب سایتهای متعلق به اصلاحطلبان از یورش مجدد نیروهای امنیتی به دفتر روزنامه شرق و بازداشت مازیار خسروی یکی از خبرنگاران این روزنامه خبر داد.
پس از سخنان وزیر کشور و همینطور فرمانده سپاه محمد رسول الله از چند روز قبل موج جدیدی از بازداشتها در ایران آغاز شده است.
منبع: هرانا
رسول منتجبنیا امام جماعت مسجد امام صادق در صادقیه تهران، هنگام اقامه نماز، در محراب مورد حمله و هتاکی چند فرد ناشناس قرار گرفت. منتجبنیا از بیش از بیست سال پیش تا کنون در این مسجد نماز میخواند.
فرزند منتجبنیا که برای جلوگیری از جراحت پدر، خود را واسطه قرار داده بود، در اثر اصابت پنجه بکس مهاجمین از ناحیه بالای چشم مصدوم شده است.
مدتی است که چند فرد در هنگام ورود و خروج منتجبنیا به این مسجد به فحاشی به وی میپردازند. هیأت امنای مسجد در این خصوص از مراجعی چون آیات شبیری زنجانی و صافی گلپایگانی استفتاء نموده و این دو مرجع این کار را سبب وهن مسجد و نماز جماعت دانستهاند که تصویر این استفتا در مسجد نصب شده است.
مسئولین شورای مساجد و مقامات امنیتی بر خودسر بودن این اقدامات و مخالفت خود با آنها تاکید کردهاند.آن گونه که کلمه نوشته اقدامات این افراد در چند ماه گذشته نمازگزاران این مسجد را عاصی کرده و سبب شده خیلی از آنها از خیر خواندن نماز جماعت بگذرند و در هنگام نماز در منزل بمانند.
منبع: کلمه
شراگیم زند
روزنوشتها
مبارک رفت اما داستان ایران کمی متفاوت است… حکومت ایران برای باقی ماندنش از “خدا” مایه گذاشته است و خدا تنها گزینه ایست که با گروگان گرفتن آن میتوان عده ای را با تعصبی کور، دلی بی رحم و وجدانی آسوده به طور سازماندهی شده و یا غیر سازماندهی شده به فجیع ترین جنایات واداشت.
از آن طرف رفرمیست های ایرانی عموما انسانهایی صلح طلب، متعقل، محافظه کار و بسیار بسیار جان عزیز هستند. طبقه متوسط شهری در ایران، نه کاکاسیاه آمریکائیست و نه پرولتاریای به جان رسیده روس است و نه عرب چقر و چموش و سرسخت مصر.
ما همینی هستیم که می بینید…کارد بیداد تا دسته بر گرده مان نشسته اما آنقدر در زندگیهای نرم و نازک شهریمان گوشت اورده ایم که به استخوانمان نرسد…و کسی که از خشم و درد، کف به لب نیاورد، دوشنبه عصر گوشت دم باطوم همان معدود کسانی خواهد شد که با تعصب و غیرت و با توهم نجات دینشان به میدان آمده اند…
قیام مردم مصر و حالا پیروزیشان جان و امید تازه ای به همه ما داده است…اما یکی به من بگوید اگر در مصر اراده ای از بالا برای سرکوبی تمام عیار و خونین وجود داشت و اگر تمام اتفاقات میدان التحریر از دهها شبکه مستقل تلویزیونی پخش مستقیم نمیشد و اگر چهار کله خر در سیستم امنیتی مبارک پیدا میشدند و با مسلسل به سوی این توده گوشتی متراکم نشسته در میدان التحریر آتش میگشودند، آیا این تحصن در روز دوم شکسته نمیشد؟ یکی به من بگوید آیا اگر بتوانیم بدون ترس از اسپری فلفل و گاز اشک آور و شوکر و باطوم برقی چنین تجمعی در میدان آزادی تهران ایجاد کنیم با شلیک اولین گلوله های جنگی زیر دست و پای هم و برای فرار از مهلکه له نمیشویم؟
در سیستمی که وجهه و اعتبار جهانی ندارد و محکومیت جهانی هم برایش بی معناست و البته هیچ خبرگزاری غیر خودی هم اجازه پوشش دهی اتفاقات و حوادث داخلی اش را ندارد و از طرفی خود را حق و وارث دین و خدا و پیغمبر میداند چه راهی ساده تر و سر راست تر از گلوله برای جدا کردن معترض سیریش از میدان اصلی شهر وجود دارد؟ به آن بسیجی پرشور و البته کم شعور کافیست گفته شود تو اکنون در لباس لشکریان علی هستی و هرکه مقابلت است از تیر و ترکه ابن ملجم است! همین حرف اشک به چشم او مینشاند و دیگر قرار نیست فهم او به این برسد که خوارج عده ای مسلح بودند و جنگ با انها یک جنگ برابر بود و کسی با شلیک به روی مردم بی دفاع قهرمان نهروان نخواهد شد. و همین کم شعورهای کم شمار هستند که جنایت میکنند و حکومت در مواقع حساس به اتکای آنها خودش را سرپا نگاه میدارد…این عده البته به غیر از جیره خورهای سازماندهی شده ای هستند که همراه سیب و موز از لبنان وارد شده اند و یا در همین سیستم و از صدقه سر ریش و تسبیح چاق شده و به همه چیز رسیده اند!
چه باید کرد؟ روزی هزار بار این را از خودم میپرسم…فقط میدانم با محافظه کاری و سبک سنگین کردن چیزی عوض نخواهد شد…شرایط تغییر میکند به شرط آنکه همدلی و اتحاد و اراده ای برای عوض کردن اوضاع وجود داشته باشد…راه رسیدن به دموکراسی در ایران به مراتب سخت تر از مصر است…اما غیر ممکن نیست…آزادی به دست می آید اگر لیاقت به دست آوردنش را داشته باشیم.
* با اندک تلخیص
عضو هیئت موسس انجمن ایمپلنتلوژی (کاشت دندان) ایران اعلام کرد ۴۰ درصد ایمپلنتهایی که در کشور استفاده میشود غیراستاندارد است.
به گزارش خبرگزاری مهر روحالله نوروزی نسبت به واردات ایمپلنت چینی به کشور هشدار داده و گفته است: «استفاده از این نوع ایمپلنتها به دلیل قیمت ارزان باعث تحلیل استخوان فک و بروز عفونت میشود.»
آقای نوروزی افزوده که برخی کشورهای آسیای شرقی مثل کره و چین به تکنولوژی ساخت ایمپلنت وارد شدهاند که «متاسفانه برخی از این ایمپلنتها نامرغوب و غیراستاندارد است.»
نوروزی با اعلام اینکه ۱۰ مدل ایمپلنت کرهای وارد کشور شده است، نسبت به ساخت این تکنولوژی توسط چینیها هشدار داد و گفت: «کاربرد نادرست این تکنولوژی و استفاده از ایمپلنتهای غیراستاندارد میتواند باعث قطع عصب شود.»
منبع: خبرگزاری مهر
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان طلا خبر داد:
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا و جواهر ایران از قاچاق 100 تن مصنوعات طلا به کشور در سال جاری خبر داد.
عبادالله محمدولی گفته است: «آنچه تحت عنوان طلای ساخته شده خارجی در بازار وجود دارد، به صورت قاچاق وارد کشور شده است.»
به گفته محمدولی «در سال جاری 150 تن مصنوعات ساخته شده طلای خارجی وارد کشور شده که دو سوم آن به صورت قاچاق بوده است.»
منوچهر جنتی عضو هیات مدیره اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا نیز گفته که واردات کالاهای ساخته شده طلا به صورت قاچاق توسط «مافیا» صورت میگیرد.
حسین پنداروند عضو هیات مدیره اتحادیه طلا نیز اعلام کرده که «طی سه ماه 23 تن شمش وارد کشور شده که بخشی از آن به صورت قاچاق بوده است.»
براساس اعلام مقامهای مسئول 100 هزار نفر در صنعت تولید طلا و جواهر در کشور مشغول کار هستند و 17 درصد معدن سنگهای قیمتی در جهان در ایران وجود دارد.
منبع: فارس
یدالله اسلامی عضو و دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس بعداز ظهر جمعه (22 بهمن) بازداشت شد.
روز جمعه چهار نفر از نیروهای امنیتی برای بازداشت اسلامی به منزل وی مراجعه کردند و پس از نشان دادن حکم قضایی و بازرسی محل سکونت وی، او را بازداشت و برخی وسائل شخصیاش را نیز توقیف کردند.
بازداشت آقای اسلامی پس از انتشار بیانیه چند روز پیش مجمع نمایندگان ادوار در ارتباط با راهپیمایی 25 بهمن صورت گرفته است.
همچنین گزارش شده نیروهای امنیتی با مراجعه به روزنامه شرق، مازیار خسروی خبرنگار این روزنامه را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
این دومین بار طی ماههای اخیر است که ماموران امنیتی به روزنامه شرق مراجعه و روزنامهنگاران آن را بازداشت میکنند.
کیوان مهرگان، فرزانه روستایی، ریحانه طباطبایی و احمد غلامی نیز پیش از این در روزنامه شرق بازداشت شده بودند.
موج بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی- اجتماعی از هفته گذشته دوباره آغاز شده است.
منبع: کلمه و سحامنیوز
مجمع مدرسین حوزه علمیه قم خواستار شد:
مجمع مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیهای از مردم دعوت کرد که در راهپیماییهای مستقل، مردمی و غیردولتی 25 بهمن در حمایت از انقلاب مصر و تونس شرکت کنند.
این تشکل روحانی در بیانیه خود به تحقیر مردمان منطقه خاورمیانه از جانب استعمار خارجی، استبداد داخلی و افراطگراییهای مذهبی اشاره کرده و نوشته است: «بیداری و ارزشهای مردمسالاری، موج جدیدی از تحولات را در منطقه رقم خواهد زد.»
در این بیانیه آمده که «انقلاب تونس و مصر اراده ملی برای تغییر، اراده زندگی و اراده پیوند دین و مردمسالاری است.»
در این بیانیه افزوده شده که «مجمع مدرسین و محققین امیدوار است ملت آزادیخواه ایران نیز بویژه در قالب راهپیماییهای مستقل، مردمی و غیر دولتی به جمع حامیان این بیداری اسلامی در سراسر جهان بپیوند.»
مهدی کروبی و میرحسین موسوی از رهبران جنبش سبز خواستار راهپیمایی برای همبستگی با مردم تونس و مصر در ۲۵ بهمن ماه شدهاند.
منبع: سایت مجمع مدرسین حوزه علمیه قم
رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید گفت مقامات ایران از اراده مردم خود ترسیدهاند و آنها که تا چند روز پیش حرفهای توخالی درباره اعتراض مردم مصر میزدند، حالا شبکهها و اینترنت را قطع کرده و فعالان سیاسی را بازداشت میکنند.
آقای گیبس در جمع خبرنگاران گفته که «اگر دولت و مقامات ایران به راستی از اعتراض مردم مصر خوشحال هستند، همان اجازه و حقوق را به مردم خود بدهند.»
وی افزوده است: «همین که مقارن با به نتیجه رسیدن اعتراض مردم مصر، مقامات ایرانی شبکههای ماهوارهای را قطع میکنند و دستگیریها را افزایش میدهند یا میگویند جنبش سبز یک جسد است و یا تهدید میکنند، همین نشانه ترس آنها از مردم ایران است.»
به گفته سخنگوی کاخ سفید «دولت ایران سعی داشت از اعتراض مردم مصر تمجید کند ولی همه دیدیم سال گذشته و در جریان اعتراضهای مردمی چگونه شهروندان خود را سرکوب کردند.»
اظهارات این مقام آمریکایی در حالی ایراد شده که فشار بر مخالفان دولت ایران همزمان با نزدیک شدن ۲۵ بهمن افزایش یافته است.
گزارشها بیانگر حصر خانگی مهدی کروبی و افزایش بازداشت مخالفان است.
همچنین گزارشهایی درباره کند شدن سرعت اینترنت و سخت شدن دسترسی به بعضی از سایتها در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است.
منبع: رادیو فردا و بیبیسی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر