-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
تقی رحمانی، روزنامهنگار، نویسنده و عضو شورای فعالان ملی مذهبی نیمه شب گذشته در منزلش بازداشت شده است.
رحمانی که از اعضای فعال ستاد انتخاباتي مهدی کروبی هم بود در سالیان گذشته بارها و به بهانههای مختلف بازداشت شده است، بهطوری که حدود یک سوم از عمر خود را در زندان بسر برده است.
تقی رحمانی در سال ۱۳۶۰ به جرم عضویت در گروهی متأثر از اندیشههای علی شریعتی، به سه سال حبس محکوم شد. در سال ۱۳۶۵ بهخاطر نوشتههایش در روزنامه زیرزمینی «موحد» دستگیر و این بار برای ۱۱ سال به زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۷۶ با ماهنامه ایران فردا و هفتهنامه امید زنجان همکاری میکرد، و در ۲۰ اسفند ۱۳۷۹ دوباره در یک حمله شبانه به همراه تعداد دیگری از اعضای جریان ملی مذهبی دستگیر شد.
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز همراه با دو همکارش هدی صابر و رضا علیجانی از سوی سعید مرتضوی بازداشت شد.
همسر تقی رحمانی، نرگس محمدی نیز نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر است و سال گذشته به مدت چند هفته در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برده بود و به علت بيماري شديدي که در زندان دچار آن شده بود، مسولان زندان به صورت موقت او را آزاد کردند. پس از آزادی خانم محمدی به مدت سه هفته دربيمارستان بستري شد.
رضا میرکریمی کارگردان سینما می گوید «جشنواره فجر از مسیر حرفهایاش خارج شده است» و او انگیزهاش را برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره از دست داده است.
کارگردان فیلم «یه حبه قند» در گفتگویی با خبرآنلاین دلیل از دست دادن انگیزهاش را این گونه توضیح داد: «نوع انتخاب فلهای فیلمها برای بخش مسابقه و انتخاب هیئت داوران یک نوع نخبهستیزی به عنوان سیاست اصلی جشنواره را نشان میدهد که در ارکان آن رسوخ کرده است و انگیزه حضور در رقابت را از فیلمسازان گرفته است. بنابراین خیلی برایم مهم نیست که از چنین جشنوارهای جایزه بگیرم.»
وی با بیان این که «امیدوار بودم که امسال برخلاف سالهای گذشته که جشنواره با تک ستارهها میدرخشید، شاهد فیلمهای بیشتری باشیم» گفت: «اگر این فیلمها به نمایش درآیند علاقمندم که فیلمهای کیانوش عیاری، علیرضا داودنژاد، رسول صدرعاملی، اصغر فرهادی و محمدعلی طالبی را حتما ببینم.»
میرکریمی بعد از دو سال دوری از جشنواره فیلم فجر با فیلم «یه حبه قند» راهی بیست و نهمین دوره این جشنواره شده است.
پیشتر علیرضا داودنژاد سازندهی فیلم مرهم نیز معیار تقسیمبندی فیلمها را سیاسی دانسته بود.
تهمینه میلانی، کارگردان سینمای ایران نیز گفته بود در اعتراض به «بیاحترامیها» و «فضای سیاسی» جشنواره فیلم فجر، در آن شرکت نمیکند.
همچنین ناصر صفاریان، اسدالله نیکنژاد و شهریار بحرانی نیز از داوری جشنواره فیلم فجر امسال کنارهگیری کردند.
در جشنواره فیلم فجر امسال حسن عباسی نیز به عنوان یکی از داوران قرار است فیلمهای شرکت کننده در بخش مسابقه را ارزیابی کند.
پارلمان هلند در مصوبهای از کابینه این کشور خواسته بررسی کند که طرح دعوایی علیه ایران در دادگاه بینالمللی عدالت امکان پذیر است یا نه. ایران به عنوان عضوی از سازمان ملل خود به خود نسبت به احکام این دادگاه متعهد است.
این اقدام هلند پاسخی است به تصمیم ایران که سفارت هلند در ایران را از کمک به شهروندان هلندی با ملیت دوگانه ایرانی منع کرده است.
کابینه همچنین باید بررسی کند که آیا می توان به نیابت از از عبدالله المنصوری علیه ایران اقامه دعوی کرد یا نه. این فعال سیاسی هلندی-ایرانی در ایران محکوم به اعدام شد و امکان مساعدت از جانب هلند به وی داده نشد.
پارلمان همچنین در مصوبهای از دولت خواسته بررسی کند که آیا می توان مساله اعدامهای دسته جمعی اخیر در ایران را در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین دادگاه بین المللی عدالت مطرح کرد یا نه.
در هفتههای اخیر اعدامها در ایران افزایش چشمگیری نسبت به گذشته پیدا کرده است. بر اساس گزارش نهادهای بینالمللی مانند سازمان عفو بینالملل , کمپین بینالمللی حقوق بشر، ایران یکی از بالاترین موارد اعدام در جهان را دارد.
افزایش مصرف روانگردانها و مخدرهای صنعتی در ایران به قدری نگران کننده شده که مسئولان از «سونامی روانگردانها» خبر دادهاند؛ با این حال آنچه بر نگرانیها افزوده، ناآگاهی از عوارض و گرایش روزافزون جوانان به این مواد است.
تا کمتر از یک دهه قبل بیشترین مواد مخدر مصرفی در ایران «تریاک و هروئین» بود اما حالا این مخدرهای سنتی جای خود را به مخدرهای صنعتی دادهاند که عوارض سوءمصرف مخدرهای صنعتی به مراتب بیشتر و شدیدتر از مخدرهای سنتی است.
شیشه
یکی از این مخدرهای صنعتی، ماده روانگردان شیشه، به شکل بلورهای یخ زده است که وابستگی روحی و روانی به این ماده از مهمترین عوارض مصرف آن به شمار میرود.
به عقیده کارشناسان و پزشکان، ماده روانگردان شیشه از نظر میزان مسمومیت و خطر در راس تمام مواد مخدر و روانگردانها قرار دارد و این باور غلط که «شیشه اعتیادآور نیست»، موجب افزایش سوءمصرف آن در جامعه شده است.
یک عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی معتقد است که «قاچاقچیان مواد مخدر در ساخت شیشه از چند ماده مختلف استفاده میکنند به همین دلیل معتادان به این مخدر برای درمان مسیر بسیار سختی پیش رو دارند.»
علیرضا سلیمی با بیان اینکه «ماده روانگردان شیشه بیشتر در لابراتورهای خانگی تهیه میشود»، توضیح داد: «آمفتامینها و داروهای مختلف اعصاب از مهمترین موادی هستند که در ساخت ماده اعتیادآور شیشه به کار میروند.»
از سوی دیگر در نبود راهکارهای علمی و پیشگیرانه، سردار حسین آبادی، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا چندی پیش با اشاره به افزایش روند کشفیات مواد روانگردان اعلام کرد که «بر اساس قانون، مجازات شیشه برابر با مجازات سایر متهمان مواد مخدر از جمله هروئین و برابر با مرگ (اعدام) است.»
میو میو، مف یا موج عاج
علاوه بر این رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی با اشاره به ورود یک ماده روانگردان صنعتی به ایران با نام «میو میو» که به طور غیر قانونی در چین تولید میشود، گفت: «مفدرون یک ماده محرک و روانگردان جدید است که به صورت کیسههای نمک یا غذای گیاهی در اینترنت به فروش میرسد.»
مفدرون از خانواده آمفتامینهاست که به نامهای عامیانهای همچون «مف (Meph)، نمک، میو میو، حمام نمک و موج عاج» در بین افراد شناخته میشود.
مصرف این ماده موجب سرخوشی، برانگیختگی و اثرات مشابه سایر روانگردانها میشود و میتواند عوارضی از قبیل هذیان، توهم، تهوع و استفراغ، مشکلات گردش خون، بثورات پوستی، بی نظمی ضربان قلب، اضطراب، افسردگی، گشادشدن مردمکها و سایش دندانها را به دنبال داشته باشد.
کامبیز سلطانینژاد، عضو هیئت مدیره انجمن سمشناسی و مسمومیتهای ایران در همین رابطه میگوید: «این ماده محرک از نظر ساختار شیمیایی مشابه کاتینون، ماده موثر موجود در ترکیب محرک موسوم به کات یا خات است. خات یا کات دارای ترکیبات گیاهیست که به طور عمده در کشورهای شرق آفریقا نظیر سودان مورد سوء مصرف قرار میگیرد.»
گرایش روزافزون به مخدرهای صنعتی؛ زنان در صدر
طه طاهری، قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان این که رشد شتابان مصرف مواد مخدر در کشورهای منطقه وضعیت مبارزه با این مواد را پیچیدهتر میکند معتقد است که تراکم جمعیت و تغییر رفتارهای فرهنگی (گرایش جوانان به مواد محرکزا و روانگردان) در منطقه آسیا مشکل دیگری است که موجب رواج قاچاق و ابتلای تعداد بیشتری از ساکنین این مناطق و درگیری آنان با مسئله قاچاق و اعتیاد میشود.
در همین زمینه نبی الله حیدری، رئیس پلیس فرودگاههای کشور نیز از کشف بیش از 373 کیلوگرم شیشه در هشت ماهه نخست امسال در فرودگاههای سطح کشور خبر داده است.
گرایش به سمت سوءمصرف مخدرهای صنعتی و روانگردانها به خصوص از نوع تقلبی آنها در میان قشری از جامعه جوان کشور به شدت رو افزایش است.
گرایش به سمت سوءمصرف مخدرهای صنعتی و روانگردانها به خصوص از نوع تقلبی آنها در میان قشری از جامعه جوان ایران به شدت رو افزایش است؛ به گونهای که بر اساس آمارهای غیررسمی، زنان در سوءمصرف این قبیل مواد گوی سبقت را از مردان ربودهاند.
روابط عمومی دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی با ارسال اطلاعیهای مطالب انتشار یافته در رسانههای دولتی به نقل از ویكی لیكس را تكذیب كرده است.
این اطلاعیه در بند اول خود آورده است که «پس از اثبات برخی دروغپردازیهای سایت ویکی لیکس که حتی برای مبتدیان علم سیاست هم قابل فهم بود، انتظار میرفت رسانههای داخلی در نقل مطالب آن، مصالح نظام و انقلاب را درنظر بگیرند و تعصبهای باندی و جناحی باعث نشود که بلندگوی آن دروغها باشند که متأسفانه چنین نشد و بعضی از رسانهها ثابت کردهاند که آنچه برایشان در اطلاعرسانی، رسالت است، انتشار اخبار همسو با جریانهای سیاسی آنهاست هرچند برخلاف مصالح نظام باشد.»
این اطلاعیه همچنین افزوده است که «روزنامه ایران که با پول بیتالمال اداره میشود و دولتیترین روزنامه کشور است، در تاریخ 18 بهمن 89 با ذوقزدگی و کمترین تأمل در صحت و سقم خبر، «ادعاهای ویکی لیکس درباره آیتالله هاشمی رفسنجانی» را به نقل از یک سایت خبری طرفدار دولت (رجانیوز) منتشر کرده، در حالی که به خوبی میداند در هر دیدار خارجی، کارشناسان و مترجم رسمی وزارت امور خارجه حضور دارند و اینگونه دیدارها کاملاً ضبط میشود و یادداشتبرداری میکنند.»
روابط عمومی دفتر هاشمی رفسنجانی در ادامه تصریح کرده که «همه این عوامل میتوانست راهی برای راست یا دروغ پنداشتن ادعای یک سایت معلومالحال باشد اما تلاش روزنامه ایران برای خودسانسوری و بایکوت کامل خبرهای مربوط به آیتالله هاشمی رفسنجانی، سرویس خبری خویش را از خبر دیدار سفیر اتریش با آیتالله هاشمی رفسنجانی در تاریخ 5/7/88 محروم کرد.»
این اطلاعیه با اشاره به اظهارات آقای هاشمی مبنی بر «سیاستهای متناقض و دوگانه کشورهای غربی در ارتباط با حقوق بشر»، خاطرنشان ساخته: «با کدام منطق ملی، اسلامی و روزنامهنگاری سازگار است که یک روزنامه دولتی دروغ آنها (رسانههای غربی) را در کشور منتشر کند؛ آیا حاضرند تمام دروغهای اینگونه علیه دیگر مسئولان جمهوری اسلامی و نیز مطالب نقل شده از ویکی لیکس علیه افراد مورد علاقه خودشان را نیز به عنوان اطلاعرسانی منتشر کنند؟»
روابط عمومی دفتر هاشمی رفسنجانی در پایان نوشته: «این روزنامه و سایتهای همسو اولاً هیچ ابایی از پیگردهای قانونی ندارند و ثانیاً در انتشار جوابیهها و تکذیبیهها، آن هم پس از چند روز به این جمله بسنده میکنند که «ما به نقل از یک سایت خبری آوردیم» به همین خاطر این متن برای همه رسانهها ارسال میشود تا خداینخواسته در کشور و در بین مردم آن هم در سالروز سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، چنین تلقی نشود که مسئولان عالیرتبه کشور به بیگانگان دلخوش کردهاند.»
نسخه آزمایشی وبسایت رسمی سید حسن خمینی از روز سه شنبه ۱۹ بهمن آغاز به كار كرد.
صفحه نخست این سایت پس زمینهای سبز و مشکی با تصاویری از آیتالله خمینی، سید مصطفی، سید احمد و سید حسن خمینی است.
به گزارش جماران، هدف سید حسن خمینی از راهاندازی این پایگاه اینترنتی، ترویج اندیشه و ارائه آثار دروس حوزوی است كه توسط وی تدریس میشود. سه درس ارائه شده در اینوبسایت که توسط سید حسن خمینی در قم تدریس میشود شامل خارج اصول فقه، کفایه و شرح منظومه است.
همچنین گفته شده بزودی فیلم جلسات تدریس هم در این پایگاه اینترنتی قرار داده میشود.
بخشهای مختلف این وب سایت عبارت است از: دیدگاهها (شامل سخنرانیها، مصاحبهها و پیامها)، آثار و تالیفات، زندگینامه، اخبار و رویدادهای مرتبط با فعالیتهای دیگر. همچنین در كنار این بخشها، بخشی هم برای ثبت نظرات مخاطبین جهت منظور شده است.
این پایگاه اینترنتی که با دامنههای .ir ، .info ، .net و .orgثبت شده با نظارت سید علی خمینی اداره خواهد شد.
سید حسن خمینی تمایل به اصلاحطلبان دارد و از اینرو بارها از سوی محافظهکاران مورد حمله قرار گرفته است که آخرین آن در نماز جمعه ۱۴ خرداد امسال اتفاق افتاد.
دادستان کل کشور درمورد درخواست موسوی و کروبی برای راهپیمایی 25 بهمن در حمایت از اعتراضات مصر و تونس این درخواست را سیاسی و تفرقه آمیز نامید.
غلامحسین محسنی اژهای در حاشیه سفر استانی رییس قوه قضاییه به استان هرمزگان گفت: «اگر شخصی واقعا انگیزه مردم غیور و بهپا خواسته مصر و تونس را داشته باشد، همراه با حکومت و ملت در روز 22 بهمن در راهپیمایی شرکت میکند، در حالی که تعیین روز دیگر به این معناست که این افراد صف خود را از مردم جدا کرده و ایجاد تفرقه میکنند.»
دادستان کل کشور تاکید کرد: «این یک اقدام سیاسی است اما مردم ایران اگر ضرورت داشته باشد به آن پاسخ میدهند. »
سخنگوی قوه قضاییه درباره اظهارات اخیر عبدالحسین روحالاامینی در مورد برپایی دادگاه «متهم اصلی کهریزک» مشخصا به پرونده دادستان سابق تهران اشاره کرد و گفت: «پرونده این فرد در دادسرای ویژه کارکنان دولت در حال رسیدگی است و هنوز منتهی به صدور کیفرخواست نشده است.»
وی در رابطه با پرونده تریلرهای هوو گفت: «در این پرونده وزارت صنایع موظف شده تا مشکلات این خودرو را رفع کند و تعزیرات حکومتی نیز در این پرونده به خوبی وارد عمل شده و تعدادی از این خودروها توقیف و خسارت وارده را به خسارتدیدگان پرداخت کرده است.» وی ادامه داد: «هر چند نمیتوان گفت در این خودرو نقصی باقی نمانده اما هم اکنون پرونده هوو مفتوح بوده و اگر افرادی شکایت دارند میتوانند آن را اعلام کنند.»
انجمن شهر پاریس در نشست روز سه شنبه خود، پیشنهاد اعطای شهروندی افتخاری پاریس به جعفر پناهی را به اتفاق آرا تصویب کرد.
برتران دو لانوئه، شهردار پاریس، با اعلام این خبر گغت که به محض اینکه جعفر پناهی بتواند از ایران خارج شود، عنوان «شهروند افتخاری» به او اهداء خواهد شد.
چند روز قبل نیز گزارش شد که جایزه ویژه فستیوال جهانی کن سال ٢٠١١ به جعفر پناهی به خاطر توجه اش به سینمای انسانی تعلق خواهد گرفت. این جایزه تا کنون به کارگردانان مشهوری چون نانی مورتی، کلینت ایستوود و دیوید کروننبرگ اهدا شده است.
جعفر پناهی بر اسال حکم دادگاه به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، ۲۰ سال محرومیت از فیلمنامهنویسی، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانهها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شده است.
سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای نسبت به اعدام زن جوان ۱۹ ساله ای به نام فاطمه سالبهی و پسر ۱۷ ساله ای به نام «احسان» در شیراز هشدار داده است.
خانم سالبهی متهم است که حدود سه سال پیش، هنگامی که دانش آموزی ۱۶ ساله بود، شوهر خود را به قتل رسانده است.
در بیانیه عفو بین الملل آمده است که در بهار سال ۱۳۸۷ جسد حامد صادقی، شوهر خانم سالبهی، زمانی در خانه پیدا شد که او در مدرسه بود. حانم سالبهی ابتدا به قتل "اعتراف" کرد، اما بعدا گفت که دو نفر دیگر به خانه آنها وارد شده اند و شوهر او را کشته اند.
با این حال شعبه ۵ دادگاه جنایی استان فارس خانم سالبهی را به اعدام محکوم کرد و این حکم به تأیید دیوان عالی کشور رسید.
"احسان" هم به اتهام عمل لواط و تلاش برای تجاوز جنسی به یک همجنس خود در سن ۱۷ سالگی به اعدام محکوم شده است. او هنگامی بازداشت شد که مردی از او شکایت کرد و گفت که او و ۲ جوان دیگر تلاش کرده اند به او تجاوز کنند.
در بیانیه عفو بین الملل آمده است: «گزارش شده که او حدود یک ماه تحت شکنجه بود تا اینکه در جریان بازجویی اتهام را پذیرفت، اما بعدا در جریان دادگاه اعتراف خود را پس گرفت و تمام اتهامات را رد کرد.»
به نوشته عفو بین الملل، مردی هم که ابتدا شکایت را مطرح کرده بود، شکایت خود را پیش از تشکیل دادگاه در مورد هر سه متهم پس گرفت. با این حال، دادگاه عمومی فارس "احسان" را به جرم "لواط" به اعدام محکوم کرد.
در هفتههای اخیر اعدام ها در ایران افزایش چشمگیری نسبت به گذشته پیدا کرده است. چندی پیش کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران در بیانیهای اعلام کرد که از ابتدای سال جاری ایران به طور متوسط هر هشت ساعت یک نفر را اعدام کرده است.
روز چهارشنبه 29 دی با مجيد برزگر کارگردان فيلم فصل بارانهای موسمی و نويد لايقی بازيگر جوان فيلمش به دعوت نهادی فرهنگی به شيراز رفتيم برای شرکت در يک جلسه گفتوگو پس از نمايش فيلم.
قرار بر اين بود ساعت 13:10 از تهران به سوی شيراز پرواز کنيم و ساعت 23:15 همان روز از شيراز به تهران. 15، 20 دقيقه از پرواز بازگشت گذشته بود که ناگهان هواپيما در يک چاله هوايی افتاد، اما نه از آن چالههای معمولی. يک چاه ويل بود. در تجربههای مشابه از افتادن در چاه يا چاله هوايی معمولی، آدم احساس میکند ناگهان يک پله از زير پايش خالی شده و دلش هُری پايين میريزد. در کسری از ثانيه. بعد اوضاع عادی میشود. اين بار انگار چندين و چند پله زير پایمان خالی شد و پايين رفتنمان چند ثانيه طول کشيد. همهمهای درگرفت. آه از نهادها درآمد، جيغ و گريه بچهها به هوا رفت و فرياد استغاثه چند زن مسافر برخاست.
اين سقوط در چاه ويل آنقدر طولانی بود که مسافر جوان بغلدستیام بتواند دستش را بلند کند و خطاب به مسافران بگويد: «نترسيد! من خلبانم. اين يک [...] است.» (اصطلاحی علمی را به کار برد که الان يادم نيست چی بود، همان موقع هم معنای دقيقش را نفهميدم اما کموبيش متوجه شدم که اصطلاحی هواشناسی است و مربوط به نقص فنی احتمالی هواپيما نيست. تصور میکنم بقيه مسافرانی هم که صدايش را شنيدند، چنين استنباطی کردند.) پس از اين سقوط چندپلهای از عرش، بوئينگ غولپيکر ماهان به حالت تعادل درآمد و حرکت افقیاش را ادامه داد.
هنوز مسافران از شوک ماجرا درنيامده بودند و همهمه هنوز فروکش نکرده بود که اين اتفاق دوباره و با همان کيفيت تکرار شد. واکنشها هم همانها بود، البته شديدتر، چون ناخودآگاه حاکی از آن بود که اوضاع وخيم است. باز خلبان جوان کنارم فرياد زد که آرامش خودتان را حفظ کنيد، چيزی نيست، يک توده ابر است و غيره. حتی اين بار در لحنش پرخاشی از سر قاطعيت هم بود. البته گوش بچههای گريان و زنان دعاگو و ملتمس، به اين حرفها بدهکار نبود. سهچهار ثانيه بعد، باز هواپيما به تعادل رسيد و به حرکت افقی ادامه داد.
اما هنوز مسافران خودشان را جمعوجور نکرده بودند و بر خود مسلط نشده بودند که اجرای پرده اصلی شروع شد. اين بار سقوط، چنان جدی و طولانی بود که فکر میکردم اين پرده آخر است. به احتمال زياد بقيه مسافران هم همينطور فکر میکردند. و البته فريادهای خلبان جوان صندلی کنارم فقط کورسوی اميدی بود، که همه را دعوت به آرامش میکرد، که فرياد میزد در چنين شرايطی فقط آرامش مسافران که به خلبان منتقل میشود، میتواند کمکشان کند. حتی به کسانی که جيغ و فرياد میزدند و ناله و گريه و استغاثه میکردند، با تحکم و مسئووليتشناسی حرفهای فرمان داد که خفه شوند! اما فارغ از فرمانها و دلداریهای او، واقعيت موجود اين بود که هواپيما داشت سقوط میکرد. اين بار با سرعتی بيشتر از دوبار قبل، و با کيفيت متفاوت.
واقعيت فيزيکیاش را نمیدانم، اما احساس میکردم هواپيما دارد به حالت افقی به سمت پايين میرود نه با سر يا به صورت موّرب. زوزه ناشی از سقوط را هم که فقط در فيلمها شنيده بودم، حالا آشکارا میشنيدم. سرعت چنان بود که در يک لحظه ديدم کسانی که يادشان رفته بود کمربند صندلیشان را ببندند، و هر آنچه به جايی بند نبود، در هواپيما توی هوا هستند. شال گردن مسافر جلويی افتاد به گردن من و کلاه من افتاد روی سر کناری. چند تا موبايل هم پرت شد اين طرف و آن طرف. سرم را انداختن پايين اما احساس میکردم که طبق يک قانون فيزيکی (که اسم آن را هم نمیدانم، ولی مربوط به جاذبه و نيروی گريز از مرکز و اين جور حرفهاست)، پوست و گوشت صورتم انگار داشت جدا میشد و به سمت بالا میرفت (اين حالتی است که در فيلمهای علمیخيالی ديدهام؛ در آدمهايی که در موقعيت مشابه قرار میگيرند)، دل و رودهام داشت توی حلقم میآمد و نخاعم شروع کرد به تير کشيدن (اين عارضه اخير از دوره موشکباران تهران در بهار سال 1367 برايم به يادگار مانده که اواخر موشکبارانها به محض شروع آژير قرمز، اين درد شروع میشد).
اين پرده از سقوط حدود 15 ثانيه طول کشيد. 15 ثانيه، برای چنين حالتی، خيلی زياد است و در حالی که حتمأ همه گمان میکرديم کار تمام است (با وجود آن کورسوی ناشی از حرفهای خلبان جوان)، هواپيما به حالت عادی برگشت و خلباناش توانست آن را کنترل کند.
باورکردنی نبود. بوئينگی به آن سنگينی را با 200 مسافر و بارشان، در حالی که با چنان سرعتی زوزهکشان به ديار عدم شيرجه میرود، بشود از سقوط نجات داد و کنترلش کرد و به حرکت افقی و رو به جلو پيش از سقوط وادارش کرد. مگر چهقدر ارتفاع داشتيم که پس از سقوطی چنين سريع و طولانی به زمين نخورديم و نترکيديم؟ مثل يک معجزه بود. اين اتفاق افتاد و ما هم در آن شرکت داشتيم. با توجه به سهمرحلهای بودن اين سقوط ناتمام، و شوک ناشی از آن، تا دقايقی هنوز خيالها راحت نشده بود و شايد 10تا 15 دقيقه طول کشيد تا با توضيح کلی و عذرخواهی خلبان هواپيما، و شروع سرو غذا توسط مهمانداران، احساس کرديم از وجود نامبارکمان رفع خطر شده است (البته تا جايی که ديدم، حتی تا موقع خروج از هواپيما در فرودگاه مهرآباد، دو نفر هنوز زير ماسک اکسيژن، بیهوش بودند. بغض هنوز در گلو مانده و چشمان آماده گريه دختری جوان در اتوبوسی که ما را از کنار هواپيما به سوی ترمينال میبرد، از يادم نمیرود).
خلبان جوان بغلدستم در اين فاصله توضيحی علمیفنی برایمان داد که همهاش يادم نيست، اما خلاصهاش اين است که پديدهای به نام «ابرهای سيبیشکل» وجود دارد و اگر هواپيما ناگهان واردش بشود، چنين حالتی اتفاق میافتد. او اضافه کرد که در هواپيما دستگاهی وجود دارد که چنين ابرهايی را در مسير پيشروی هواپيما نشان میدهد. بنابراين دو احتمال وجود دارد؛ يا اين دستگاه خراب بوده که قاعدتأ هواپيما نبايد پرواز میکرده، يا خلبان بیتوجهی کرده و حواسش به دستگاه نبوده. آخرش هم گفت با اين که خودش خلبان است و داشته با قاطعيت مسافران را دلداری میداده که نترسند و آرامش خود را حفظ کنند، در عمرش اينقدر نترسيده است.
... اما باور کنيد من که تجربه او را ندارم و قطعأ از او پُردلوجرأتتر نيستم، و اصلأ آدم شجاعی نيستم، به اندازه اين خلبان جوان نترسيدم. تمام آنچه از وضعيتام در سقوط طولانی سوم توصيف کردم، به نظرم بيشتر واکنشی غيرارادی و فيزيکی بود. بقيهاش کيفيتی ديگر داشت. فرضيهای وجود دارد که میگويند آدمها در ثانيههای پيش از مرگ، در يک مونتاژ سريع ذهنی، لحظههايی از زندگیشان را به شکل فلشهای بسيار سريع مرور میکنند. من پس از شوک اوليه در آن 15 ثانيه آخر، اولش چند حسرت زندگیام را مرور کردم و بعدش بیاختيار، نفس راحتی کشيدم و با خود گفتم چند ثانيه ديگر همه چيز تمام میشود. اين لاشه سنگين آهنين آماده انفجار که به زمين بخورد، در لحظهای پودر میشوم و جزغاله میشوم و حتی فرصت درد کشيدن هم پيدا نمیکنم. حتی اگر چندصدم ثانيه اولش دردی داشته باشد، بعد ديگر چيزی وجود ندارد، من وجود ندارم که آن درد ادامه داشته باشد. مرگهای طولانی و پُردرد است که مايه عذاب است. اين سقوط مثل شليک گلولهای در مرکز مغز است. مثل کاتهای ناگهانی آخر فيلمهای برادران داردن که آدم را با يک پايان غيرمنتظره روبهرو میکند و اتفاقأ فيلم مجيد برزگر هم فيلمی به سبک برادران داردن است، با يک پايان داردنی! (حتمأ در دلتان میگوييد اين بابا دم مرگ هم دست از همسانپنداری زندگی و سينما برنمیدارد.)
بعدش که آن چند حسرت را مرور کردم (کارهای نکرده، فيلمهای نديده، کتابهای نخوانده)، انتظاری آغاز شد برای تمام شدن. برای رسيدن به آرامش و آسودگی. برای راحت شدن از دغدغههای هميشگی و پايانناپذير. از کلنجارها، بدعهدیها، سوءتفاهمها، نگرانیها، دلواپسیها. برای خلاص شدن از وضعيتها و آدمها و شرايط عذابآوری که به طور عادی خودم توانايی و جسارت عبور از آنها و غلبه بر آنها را ندارم مثل وقتهايی که آرزو میکردم شبی بخوابم و صبح ديگر بيدار نشوم، اما خودم از قبل، اين را ندانم. چون زندگی را دوست دارم.
احسان قائم مقامی رکورد جهانی شطرنج همزمان را شکست و نام خود و ایران را در کتاب رکوردهای جهانی (گینس) ثبت کرد، اما همچنان مسابقه او پس از گذشت 24 ساعت ادامه دارد.
به گزارش ایسنا احسان قائم مقامی، استاد بزرگ شطرنج ایران که ازساعت 11 صبح روز گذشته (سهشنبه) مسابقه خود را به صورت همزمان با 614 شطرنج باز آغاز کرده، ساعت 6 بامداد امروز (چهارشنبه) توانست پس ازشکست 533 شطرنج باز در حالی که 11 تساوی و 4 شکست داشت، حدنصاب جدیدی برای مسابقه شطرنج همزمان (سیمولتانه) برجا بگذارد.
این رقابت مهم که در حضور نمایندگان فدراسیون جهانی و گینس صورت گرفت همچنان ادامه دارد و تاکنون قائم مقامی در 24 ساعت گذشته 50 کیلومتر راه را طی کرده است.
مسئولان فدراسیون شطرنج ایران اعلام کردند در حالی که قائم مقامی توانسته رکورد جهان را بار دیگر به نام ایران ثبت کند، اما باز هم میخواهد تا آخرین شطرنج باز باقیمانده به رقابتش ادامه دهد.
هم اکنون بیش از 50 شطرنج باز باقی ماندهاند که قائم مقامی در حال رقابت با آنهاست.
احسان قائم مقامی اولین استاد بزرگ شطرنج ایران است که در سال ۲۰۰۱ میلادی به این مقام دست یافته است.
وی در یک دوره بازی مقابل آناتولی کارپوف از قهرمانان اسطورهای جهان که در تهران در بهمن ماه ۱۳۸۷ برگزار شد توانست رقیب خود را شکست دهد.
صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه میگوید دستگیری رهبران جنبش سبز به «مصلحت نظام» نیست و او نمیتواند درباره دستگیری آنها تصمیمگیری کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای لاریجانی گفته که اگر میرحسین موسوی و مهدی کروبی را دستگیر می کردیم تبدیل به «امامزاده» میشدند.
رئیس قوه قضائیه افزوده که تصمیم دستگیری رهبران جنش سبز «بر عهده من نیست و مصالح نظام به ولایت فقیه وابسته است و این مسایل فراتر از تصمیمات قوه قضائیه است.»
وی همچنین گفت که قوه قضائیه از اتهام رسیدگی نکردن به پرونده رهبران جنش نیز «مبرا» است.
گروهی از محافظهکاران در یک سال گذشته بارها خواستار دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی شدهاند، اما مقامهای قضائی اعلام کردهاند دستگیری این رهبران به صلاح نیست.
مقامهای جمهوری اسلامی ترس از عواقب دستگیری این رهبران را با توجیهاتی نظیر آنچه که رئیس قوه قضائیه گفته است، پنهان میکنند.
وکیل مدافع کانون صنفی معلمان ایران میگوید که شعبه 126 دادگاه حقوقی تهران، دادخواست وزارت کشور برای لغو پروانه فعالیت این گروه صنفی را رد کرده است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، پیمان حاج محمود عطار گفت: «پس از بازداشت برخی از اعضای هیات مدیره کانون در حوادث پس از انتخابات سال گذشته، وزارت کشور و کمیسیون ماده 10 احزاب اقدام به طرح دادخواستی برای ابطال پروانه کانون صنفی در دادگاه به بهانه فعال نبودن و انجام تخلف این کانون کردند.»
محمدتقی فلاحی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران هم در مصاحبه با بیبی سیفارسی گفته که قاضی دلایل ارائه شده برای صدور حکم لغو پروانه این کانون صنفی را کافی ندانسته است.
آقای فلاحی افزوده که وزارت کشور اتهام فعالیت سیاسی و فعالیتهای غیرقانونی به اعضای کانون وارد کرده است، اما دادگاه گفته است از آنجا که اعضای این کانون در هیچ دادگاهی به فعالیت سیاسی محکوم نشدهاند نمیتوان چنین حکمی علیه آنها صادر کرد.
کانون معلمان ایران فعالیت خود را از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی شروع کرد و شاید فعالترین گروه صنفی در یک دهه اخیر در ایران بوده باشد.
این کانون بارها با برگزاری تجمع هایی خواستار افزایش حقوق خود شده بود. در اسفند 1385 دولت ایران اعتراض معلمانی که در مقابل مجلس تجمع کرده بودند را سرکوب کرد.
صادق لاريجانی، رييس قوه قضاييه روز سه شنبه در واکنش به نامه اخير محمود احمدی نژاد گفت که در اين نامه «نسبت های ناروا» وجود داشت.
چندی پیش محمود احمدینژاد در نامه سرگشادهای مقامهای ارشد قوای مقننه، قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت را متهم کرد که در پی مخدوش کردن وظایف قوه مجریه هستند.
آقای لاريجانی که در ديدار با کارکنان و قضات دستگاه قضایی استان هرمزگان سخن میگفت، درخصوص این نامه گفت: «نامه اخير رئيس جمهور سوای اشکالات فنی و حقوقی، در اين نامه نسبت های ناروايی وجود داشت؛ منتهی نمی خواهم به آن دامن بزنم و اگر مصلحت کشور بود تک تک کلمات را نقد می کردم اما در حال حاضر وقت وحدت در کشور است.»
صادق لاریجانی افزود: «برای دفاع از حق همواره وقت است اما ابراز اختلافات به مصلحت نيست.»
صادق لاريجانی همچنين گفت: «برخی از مسئولان هم بی ملاحظه به دستگاه قضايی اتهاماتی را می بندند ولی رسانه ای کردن اين اظهارات به صلاح کشور نيست زيرا قصد آنها اختلاف انداختن بين قوا و دامن زدن به چالش هاست به همين دليل دستگاه قضايی هم جواب نمی دهد تا اين اختلافات بيشتر نشود.»
در حالی صادق لاريجانی تاکيد کرده است که «مصلحت» نمی داند که به نامه محمود احمدی نژاد پاسخ بدهد که برادرش علی لاريجانی، رييس مجلس، در ۱۲ بهمن گفته بود که علی خامنه ای صحبت کردن روسای قوای مقننه، مجريه و قضائيه را عليه همديگر «خلاف شرع» دانسته است.
هرچند روسای قوای مقننه و قضاييه از پاسخ به محمود احمدی نژاد خودداری کرده اند، اما تاکنون مجمع تشخيص مصلحت و چند تن از نمايندگان اصولگرای مجلس به وی پاسخ دادند.
مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران گفت که به اکبر هاشمی رفسنجانی «اعلام شده است» که می تواند خطبه های نماز جمعه تهران را بخواند و «منعی در این جهت نیست.»
آقای ذوالنور که روز گذشته و در قم سخن میگفت با انتقاد از انتشار بیانیه های اخیر هاشمی رفسنجانی در مورد موضوعات مختلف، این کار را نوعی اعتراض به «نداشتن تریبون» دانست و گفت: «آقای هاشمی تریبون های متعددی از جمله مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماز جمعه را در اختیار دارد و می تواند از این طریق اعلام نظر کند.»
مجتبی ذوالنور در انتقاد دیگری از رئیس مجلس خبرگان گفت که «در فتنه سال گذشته، فتنه گران اساس نظام، مقدسات و ولایت فقیه را هدف قرار دادند و متاسفانه آقای هاشمی هم به ستون طرفداران این خیمه تبدیل شده است.»
ذوالنور در پاسخ به سؤالی در باره امکان کنار گذاشتن آقای هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان گفت: «خبرگان رهبری خودشان تشخیص خواهند داد و عمل خواهند کرد، البته مردم می توانند از نمایندگانشان در مجلس خبرگان رهبری مطالبه داشته باشند.»
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، در بخش دیگری از اظهارات امروز خود در پاسخ به سؤالی درباره مواضع علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت: «اعتقادم این است که دکتر لاریجانی را نمی توانیم خارج از چرخه نظام حساب کنیم، ولی ما نسبت به مواضع و عملکرد ایشان نقد و حرف داریم.»
وی با تاکید بر لزوم شفافیت مواضع «سران قوا، مسئولان و شخصیت های نظام»، گفت: «این گونه عمل کردن به عقیده من تطهیر جریان فتنه و تخریب جبهه خودی است و تخریب اصل نظام را به دنبال خواهد داشت.»
علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی بعد از انتخابات سال گذشته در چند نوبت از عدم موضع گیری برخی شخصیت های حکومتی علیه آنچه او «جریان فتنه» میخواند انتقاد کرده است.
فرج الله سلحشور سخنان مسعود کیمیایی در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر درباره جعفر پناهی را «دفاع از یک خائن» دانست و گفت که «۹۰ درصد فیلم های مسعود کیمیایی در سطح آبگوشتی است.»
مسعود کیمیایی، کارگردان سرشناس ایرانی در مراسم افتتاحیه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر خواستار تجدید نظر قوه قضائیه در حکم جعفر پناهی، کارگردان سینمای ایران شد. او گفت: «من با کمال فروتنی و تواضع با این ۷۰ سال سن ام از قوه قضائیه میخواهم تجدید نظری در حکم جعفر پناهی کند.»
آقای سلحشور، کارگردان سریال یوسف پیامبر، روز دوشنبه با حمله به مسعود کیمیایی گفت: «کیمیایی با دفاع از جعفر پناهی ثابت کرد که سنگ دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به سینه میزند.»
وی افزود «جعفر پناهی خانه خود را در اختیار دشمنان انقلاب گذاشته بود و هیچ یک از آثارش در دفاع از این مرز و بوم نبود و بیشتر برای جلب جشنوارههای خارجی فیلم میساخت.»
سلحشور همچنین با اعتراض به برگزاری مراسم تقدیر از مسعود کیمیایی در مراسم افتتاحیه جشنواره فجر گفت: «کیمیایی جنازه قیصر را ۴۰ سال است که به دوش گرفته و آیا درست است که در جشنواره فیلم فجر از او تقدیر و برایش بزرگداشت برگزار کنند؟»
او ادامه داد «بعضیها میگویند که مسعود کیمیایی پدر سینمای بومی ایران است که این الحاقها اشتباه است، چرا که مسعود کیمیایی فیلم آبگوشتی ساخته و بیش از ۹۰ درصد از کارهای سینمایی او در همین سطح هستند. اگر فرهنگ و تاریخ مردم ایران چاقو کشی، قمه زنی و لات بازی باشد بله درست است آقای کیمیایی پدر همین سینما هستند ولی کشور ایران سابقه تاریخی و فرهنگی فراوانی دارد و نمیتواند مسعود کیمیایی پدر سینمای بومی ایران باشد.»
سلحشور در پایان گفت: «اگر بیاییم آثار کیمیایی را بررسی کنیم هیچ خبری از اخلاق، تفکر و فرهنگ اسلامی و ایرانی را در کارهای کیمیایی نمییابیم و بیشتر آثارش ترویجگر لات و لاتبازی و چاقو کشی است.»
فرج الله سلحشور که از فیلمسازان نزدیک به دولت ایران است، در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران از محمود احمدی نژاد حمایت کرد و درباره فیلم های تبلیغاتی دو نامزد ریاست جمهوری گفت: «احمدی نژاد در فیلمش صادقانه حرف زد، و موسوی عوامفریبانه.»
وی روز یکشنبه ۱۵ فروردین محکوم شد به اینکه فیلمنامه سریال یوسف پیامبر را از اثر شهابالدین طاهری، نویسنده کتاب و فیلمنامه دو جلدی یوسف صدیق کپیبرداری کرده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر