
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل کشتار تازه در سوریه را محکوم کرده و گفته است که ناظران سازمان ملل که قصد داشتند از محل این کشتار بازدید کنند، هدف تیراندازی قرار گرفتهاند.
دبیرکل سازمان ملل به مجمع عمومی سازمان ملل گفته است که به سوی این ناظران با سلاحهای سبک تیراندازی شده است. در این تیراندازی، آسیبی متوجه ناظران نشده است.
به گزارش بی بی سی، ژنرال رابرت مود، فرمانده ناظران سازمان ملل در سوریه پیش از این گفته بود که نیروهای شبه دولتی راه را بر نیروهای سازمان ملل بستند و اجازه ندادند تا آنها به محل کشتار در روستای قبیر در استان حماة دسترسی پیدا کنند.
ژنرال مود گفته است ناظران تلاش داشتند تا از این محل که فعالان ضد دولتی میگویند ۷۸ نفر که عمدتا زن و کودک بودند، توسط نیروهای دولتی و شبه نظامیان کشته شدهاند، بازدید کنند.
سازمان ملل متحد ۲۹۷ ناظر غیر مسلح در سوریه دارد.
کوفی عنان، نماینده جامعه جهانی برای حل بحران سوریه نیز به مجمع عمومی سازمان ملل گفته است که طرح صلح او برای سوریه به رغم این که از سوی دولت سوریه مورد پذیرش قرار گرفته بود، به اجرا در نیامده است.
آقای عنان نیز کشتار در روستای قبیر را محکوم کرده است.
او گفته است که زمان آن فرا رسیده که دولت سوریه را با عواقب شدیدتر متوقف نکردن خشونتها علیه غیرنظامیان تهدید کرد.
دولت آمریکا هم این کشتار و ممانعت از بازدید ناظران سازمان ملل را محکوم کرده است.
سفیر سوریه در سازمان ملل نیز این کشتارها را توجیه ناپذیر خوانده است.
“طرح جدید عنان”
از سویی، منابع خبری از احتمال طرح جدید نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل بحران سیاسی سوریه و مخالفت هایی با مشارکت ایران در این طرح خبر داده اند.
روز پنجشنبه، ١٨ خرداد (٧ مه)، به نقل از “برخی منابع دیپلماتیک” گزارش شد که احتمال دارد کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه، طرح جدیدی را برای خاتمه دادن به بحران سیاسی در این کشور به اعضای شورای امنیت سازمان ملل ارائه دهد.
به گفته منابع دیپلماتیک، آقای عنان از شورای امنیت سازمان ملل خواهد خواست تا یک “گروه تماس جدید” متشکل از کشورهای عضو دایم شورا – آمریکا، بریتانیا، چین، روسیه و فرانسه – و تعدادی از کشورهای منطقه تشکیل دهد تا با نفوذ در طرف های درگیر در سوریه، به پایان دادن بحران در این کشور کمک کنند.
با انتشار این خبر، دولت های آمریکا، بریتانیا و فرانسه پیشاپیش مشارکت ایران در هر طرح مربوط به حل بحران سوریه را مردود دانستند و ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، که در اجلاس گروه دوستی سوریه در استانبول شرکت کرده بود، گفت که مشارکت ایران در چنین طرحی، آن را به تشکیلاتی عاطل و بی اثر تبدیل می کند.
وزیر خارجه آمریکا نیز، که در همین نشست حضور داشت، گفته است که مشارکت ایران در اقدام برای برقراری صلح در سوریه “غیرقابل تصور” است زیرا ایران صرفا در صدد “صحنه آرایی مناسبی” برخواهد آمد تا حکومت سوریه بتواند با خیال آسوده تری به کشتار مردم خود ادامه دهد.
همزمان، رئیسان جمهوری روسیه و چین در بیانیه مشترکی در پایان اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، با هرگونه مداخله خارجی برای برکنار بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، مخالفت کرده و گفته اند که بحران سیاسی سوریه باید از طریق گفتگو حل و فصل شود.
همچنین، معاون وزارت خارجه روسیه در یک نشست خبری در مسکو گفته است که اجرای طرحی مشابه یمن برای حل بحران سوریه تنها در صورتی قابل قبول است که “مردم سوریه خواستار آن باشند” اما مشخص نکرده است که بدون برگزاری انتخاباتی با مشارکت آزادانه تمامی احزاب و گروه ها، که خواست اصلی مخالفان بشار اسد است، چگونه می توان از نظر مردم سوریه در این زمینه مطلع شد.
اوایل سال جاری، در حالی که اختلاف بین مخالفان و موافقان علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن، این کشور را در معرض جنگ داخلی قرار داده بود، آقای صالح با تفویض قدرت به معاون خود در برابر مصونیت از پیگرد قانونی موافقت کرد و به بحران سیاسی آن کشور پایان داد.
اگرچه اعتراضات سیاسی در یمن با خشونت همراه بود، اما در مقایسه با حکومت سوریه، نیروهای دولتی و طرفداران رئیس جمهوری در برخورد با معترضان خشونت به مراتب کمتری به خرج دادند و تلفات به مراتب کمتری برجای گذاشتند.
کشتار جدید
مخالفان حکومت سوریه گفته اند که در حمله افراد مسلح به روستای مزرعة القبیر، واقع در استان حماة، دست کم پنجاه و پنج نفر، که اکثر آنان از اعضای یک خانواده بودند، به قتل رسیده اند
گروه موسوم به ناظران حقوق بشر در سوریه، مستقر در لندن، در گزارش خود در این مورد گفته است که با تشخیص هویت چهل و نه تن از قربانیان این کشتار، از جمله هجده زن و کودک، معلوم شده است که اکثر آنان عضو خانواده ای به نام الیتیم بوده اند.
این گروه افزوده است که در حمله دیگری که روز گذشته در نزدیکی همین روستا روی داد، شش غیرنظامی دیگر هم به قتل رسیدند.
منابع مخالفان دولت سوریه شمار کشته شدگان حمله القبیر را بین ٨٧ تا ١٠٠ نفر گزارش کرده بودند.
گروه ناظران حقوق بشر سوریه و شورای ملی سوریه، متشکل از جمعی از مخالفان حکومت بشار اسد، شبه نظامیان طرفدار رئیس جمهوری را مسئول این کشتار معرفی کرده اند.
منابع دولتی سوریه نیز وقوع “کشتار” در روستای القبیر را تایید کرده اما آماری متفاوت در این مورد ارائه داده و گروه های “تروریستی” را عامل آن دانسته اند.
روز پنجشنبه، خبرگزاری دولتی سوریه – سانا – با متهم کردن رسانه های خارجی به دروغ پردازی در مورد این واقعه، گفت که “یک گروه از تروریست های مسلح روز گذشته به روستای مزرعة القبیر، در بخش معرزاف در استان حما حمله کردند و نه نفر مرد، زن و کودک را به قتل رساندند.”
خبرگزاری سوریه به نقل از یک منبع رسمی نوشته است که “در پی وقوع این جنایت هولناک، مردم محل خواستار مداخله نیروهای ارتش برای محافظت از مردم و متوقف کردن حملات تروریستی شدند و نیروهای اعزامی توانستند تروریست ها را از پای درآورند و از آنان مقادیری اسلحه و مهمات شامل نارنجک انداز آر پی جی، مسلسل و نارنجک به دست آورند” اما از تعداد “تروریست های” کشته شده آماری نداده است.
کلمه – زهرا صدر:
همسران سه زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین از مشکلات جسمی آنها، نگهداری غیر قانونی این زندانیان در حبس و محروم نگه داشتن آنها از حقوق قانونی سخن گفته اند.
خبرنگار کلمه در پیگیری نامه خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی به دادستان تهران، با همسران قدیانی، مومنی و شعله سعدی به گفت و گو پرداخته تا آخرین وضعیت این سه زندانی سیاسی را از زبان همسران آنها جویا شود.
این زندانیان سیاسی، هر سه از منتقدان رهبری هستند که برخلاف ادعای اخیر نمایدگان ولی فقیه مبنی بر آزاد بودن انتقاد از رهبری، به همین جرم در زندان اند.
* * *
ابوالفضل قدیانی که از آذرماه سال گذشته به طور غیرقانونی در بند ۳۵۰ اوین نگهداری می شود و در ۳ پرونده خود مجموعا به ۵ سال حبس محکوم شده، سه شنبه هفته گذشته برای توضیح در مورد چهارمین پرونده خود به دادسرای شهید مقدسی اوین احضار شد که مانند دفعات گذشته با رد صلاحیت دادگاه و دادسرای انقلاب، آن را غیرقانونی خواند.
زهرا رحیمی همسر این فعال سیاسی در گفتگو با کلمه در مورد آخرین وضعیت ابوافضل قدیانی می گوید: همسرم را دوشنبه هفته پیش ملاقات کردیم این دوشنبه هم که تعطیل بود. توی ملاقات که ظاهرا بد نبودند قبلتر هم مشکل جسمی هم داشتند به ما نمی گفتند. ان شالله که خوب باشند واقعا.
وی با اشاره به چهارمین دادگاه این مبارز سیاسی که سه شنبه گذشته تشکیل شده است، تصریح می کند: چهارمین پرونده همسرم در همان دادسرای اوین با اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم شده است. جالب این جاست که احکام همه ی سه پرونده ی قبلی هم با همین اتهام صادر شده است.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پرونده جدید خود متهم است با انجام مصاحبه ای با "کلمه" در دوران مرخصی کوتاه مدت خود در فروردین ۹۱، آیت الله خامنه ای را ویرانگر استقلال کشور و مسبب شرایط بحرانی پیش آمده برای جمهوری اسلامی ایران خوانده است.
به گزارش کلمه، شکایت علیه این فعال سیاسی زندانی به درخواست وزارت اطلاعات و از سوی سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است و سند این ادعا را ابوالفضل قدیانی پس از حضور در دادسرا و مطالعه پرونده جدید به طور اتفاقی رویت کرده است. اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، اسم رمز و عنوان تغییر یافته ی اتهام «توهین به رهبری» و هرگونه سخن انتقاد آمیزی است که خطاب به آیت الله خامنه ای نگاشته می شود.
این در حالی است که به تازگی دو نماینده ولی فقیه ادعا کرده اند رهبری از منتقدان خود شکایت و آنها را زندانی نمی کند، و شاید برای توجیه همین ادعاست در یک سال گذشته تمام اتهامات تفهیم دشه به فعالانی که تیغ تیز انتقادات خود را متوجه رهبری و جایگاه وی کند، تحت عناوینی دیگر به آنان تفهیم می شود.
ابوالفضل قدیانی که از مبارزان دوران ستمشاهی است، در پرونده سوم خود نیز صلاحیت دادگاه های انقلاب را زیر سوال برد ولی دادگاه بدون توجه به این اعتراض، حکم یک سال زندان را برای این زندانی صادر کرد، حکمی که هنوز از سوی دادگاه تجدید نظر تایید نشده است و به همین دلیل نگهداری قدیانی در ۶ ماه گذشته غیرقانونی بوده است.
همسر او، زهرا رحیمی، که در زمان انجام این گفت و گو برای درخواست مرخصی برای عروسی پسر خود به دادستانی مراجعه کرده بود، می گوید: باید نامه بدهیم که فلان روز عروسی است تا بتوانیم برای عروسی پسرم مرخصی بگیریم این سومین باری است که می رویم دادستانی. امروز هم که من مراجعه کردم هنوز نامه نداده اند. متاسفانه خیلی خانواده ها اذیت می شوند برای هر کاری که لازم می شوند، بروند آنجا. امروز بیش از ۴ ساعت زمان برد تا من بروم و برگردم.
وی در ادامه می افزاید: دادستان را که ما نمی توانیم ببینیم. فقط کارمندان دفتر هستند که چیزی نمی دانند که بخواهند توضیح دهند فقط تنها چیزی که به ما می گویند این است که دادستان جواب داده یا نه. یعنی مثلا نامه ای که ما دادیم دادستان رویش نظر داده یا نه. همین. آنها اصلا اطلاعی از مسائل ندارند.
خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین اخیرا در نامه ای خطاب به دادستان با یادآوری عرف جاری و آیین نامه اداره زندان های کشور برای زندانیان، اعم از آنانکه مرتکب جرائم بزرگ قتل و تجاوز و سرقت و یا جرایم کوچک شده اند، تاکید کرده اند که در تبعیضی آشکار توسط شخص شما حقوق قانونی و انسانی از فرزندان، همسران، پدران، مادران، و بستگان بیگناه ما که به صرف حق گویی و مبارزه با تقلب و دروغ در بند به سر می برند سلب شده است.
به گزارش کلمه، این خانواده ها که از سه سال پیش در دادستانی ها و دادگاه ها و راهروهای دادسراها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده اند در این نامه خاطر نشان کرده اند: ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند ۳۵۰ حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟
همسر ابوالفضل قدیانی در پاسخ به این سوال که آیا در این چند روز جوابی برای نامه ی خانواده های زندانیان سیاسی دریافت کرده اید و یا اصولا امیدی به پاسخگویی دارید یا خیر، خاطرنشان می کند: من شخصا امید چندانی ندارم چون ما نمی دانیم آیا واقعا دادستان در این قضایا می تواند مستقلا نظر بدهد یا نه. ما واقعا اطلاعی نداریم و نمی دانیم. مثلا برای بچه هایی که داخل زندان، بیمار هستند و حالشان بد و وخیم است، آیا دادستان مستقلا می تواند تصمیم بگیرد که این افراد به مرخصی یا بیمارستان اعزام شوند یا خیر. و چون اطلاع نداریم برای ما شفاف نیست اما به هر حال ما تلاشمان را می کنیم و امیدوار هم هستیم که درست شود. امیدواریم که زمانی، یک زمان زود، این قضایا درست شود.
زهرا رحیمی با تاکید بر اینکه “تمام بچه هایی که به عنوان زندانی سیاسی عقیدتی هستند، بی گناهانی هستند که بی خود در زندانها هستند”، می گوید: این ها نیروهایی هستند که باید بیرون از زندان از انرژی و توانایی هایی ها و فکرهایشان استفاده شود. آن هم در شرایطی که معضلات جامعه مثل این روزها خیلی زیاد شده است. اما به جای اینکه از این سرمایه ها برای حل این معضلات استفاده شود، پرونده روی پرونده برایشان درست می کنند آن هم با یک اتهام. مثل آقای قدیانی که در حال حاضر با یک اتهام چهار پرونده دارد.
همسر ابوالفضل قدیانی در خاتمه با ابراز امیدواری از اینکه مسایل زندانیان سیاسی زودتر حل شود، تصریح می کند: امیدوارم مشکلات خانواده ها را زیادتر نکنند و حقوق اولیه زندانیان سیاسی را رعایت کنند. مثل همین روزهای ما که برای یک مرخصی ۲۴ ساعته برای عروسی پسرم بیاید آیا واقعا درست است که من ۳ دفعه بروم دادستانی؟ امیدواریم که با اصلاح شدن این امور حداقل حقوق انسانی ما رعایت شود.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از کوشندگان و مبارزان علیه استبداد در رژیم گذشته و زندانی سیاسی دهه ۵۰ نیز محسوب می شود، اعلام کرده است که انتقادات خود را به آیت الله خامنه ای حتی اگر سال ها در زندان نگهداری شود ادامه خواهد داد.
این زندانی سیاسی دارای بیماری های عدیده ای چون بیماری قلب، کلیه، پروستات، معده، آرتوروز است و در طول دوران اسارت چندین بار تحت عمل آنژیوپلاستی و استرس اکو قرار کرفته است و هربار بدون اجازه طی دوران نقاهت بلافاصله به بند ۳۵۰ اوین بازگردانده شده است.
ابوالفضل قدیانی در پرونده اول به یک سال، در پرونده دوم به سه سال و در پرونده سوم به یک سال حبس محکوم شده است و در حال حاضر در پرونده چهارم نیز با احتمال صدور یک سال حبس مواجه است.
* * *
عبدالله مومنی، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین است که پس از نگارش نامه به رهبری، در زندان ماندنی شده است. او در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) به طرز خشونت آمیزی دستگیر شد و نزدیک ۱۰۰ روز را در انفرادی وبازجویی تحت شکنجه به سر برد. این معلم درد آشنا از خانواده شهیدان است، خانواده ای که تاکنون ۵ شهید به این انقلاب و نظام هدیه داده اند.
مومنی ابتدا در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و در تاریخ ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۸ به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد. دو سال از این حبس مربوط به دادگاه و اتهام قبلی مومنی است که به خاطر اقدام علیه امنیت ملی محکوم و به او ابلاغ شده بود. شش سال دیگر نیز به خاطر شرکت عبدالله در تجمع های اعتراضی مردم در حوادث پس از انتخابات صادر شد. که در دادگاه تجدید نظر به چهارسال و یازده ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.
اما این حکم غیرعادلانه هرگز باعث نشد که او از اعتقادات و مواضع خود دست بردارد و در شهریور ماه ۸۹ با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به رهبری با شرح شکنجه ها و شرایط اسف بار زندان های جمهوری اسلامی خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب پیرامون رخدادهای صورت گرفته، شد. اما به جای تشکیل کمیته حقیقت یاب بار دیگر عبدالله مومنی احضار و با اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب روبرو شد.
عبدالله مومنی پیش از این نیز در پی انتشار نامه ۲۶ زندانی سیاسی، نامه ۱۴ زندانی سیاسی در خصوص لزوم تشکیل کمیته حقیقت یاب و همچنین اعتصاب غذای ۱۲ نفره به دادسرای اوین فراخوانده شده بود. اما پاسخ عبدالله مومنی به مقامات قضایی در جریان این احضارها که گاه با درخواست انصراف از شکایت و یا تغییر مواضعش نیز همراه بوده، این بوده است که "پیش از هرچیز باید به ظلم ها و شکنجه هایی که بازجوها مرتکب شده اند رسیدگی کنید و این تنها خواستۀ من است.”
این زندانی سیاسی از درد دندان رنج می برد. این در حالی است که این زندانی پیش از این هم در دوره زندان به مشکل شنوایی و همچنین بیماری پوستی دچار شده بود.
فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، در گفت و گو با خبرنگار کلمه از خرابی بیشتر دندان های او خبر می دهد و در عین حال می گوید که او را به تازگی پیش دکتر دندانپزشک برده اند.
او پیش از این هم درباره مشکل شنوایی همسرش گفته بود: آقای مومنی را دو نوبت برای مداوای گوش به بیمارستان آورده اند ولی مشکل شنوایی او هنوز به طور کامل بر طرف نشده است، او به علت شکنجه های دوران انفرادی پرده یک گوشش پاره شده و پرده گوش دیگرش دچار چسبیدگی شده است. ما امیدواریم که اجازه دهند که مداوای او ادامه پیدا کند،
فاطمه آدینه وند درباره مشکل پوستی همسرش نیز گفته بود: متاسفانه عبدالله از همان دوران انفرادی به علت نبود امکانات بهداشتی دچار مریضی پوستی نیز شده است که در مدت زندان بیشتر شده است و قارچهای پوستی او را آزار می دهند، اگر کمی انصاف در بین مسولین بود جهت مداوای گوش و بیماری پوستی به بیرون از زندان منتقلش می کردند زیرا به مراقبت نیاز دارد.
اما عبدالله مومنی همچنان در زندان است و مانند دیگر زندانیان سیاسی اوین، تاوان حق گویی و صداقت خود را می پردازد. او، بر اساس گفته همسرش، به خاطر نامه به رهبری از مرخصی محروم شده است. با این حال نمایندگان ولی فقیه همچنان ادعا می کنند که منتقدان رهبری در زندان نیستند!
* * *
قاسم شعلهسعدی، از دیگر زندانیان سیاسی است که او هم به جرم انتقاد از رهبری در زندان است؛ آن هم در حالی که وضع جسمی نامناسبی دارد و پزشکان گواهی کرده اند که توانایی گذراندن حبس را ندارد.
او هم مانند ابوالفضل قدیانی، به طور غیرقانونی در زندان است و محکومیت قطعی او ۸ فروردین ماه به پایان رسیده، اما دستگاه قضایی با اعمال نفوذ نیروهای امنیتی، او را همچنان در زندان نگه داشته است.
این وکیل دادگستری ۱۰ سال پیش هم به جرم انتقاد از رهبری زندانی شده بود. او پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ نیز به خاطر آنکه در انتقاد از عملکرد و مواضع رهبری در حوادث پس از انتخابات و تاکید بر مسئولیت وی در این باره، با رسانههای منتقد مصاحبه کرد، از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حکم دو سال زندان دریافت کرد.
دادگاه در رای صادر شده، اظهارات دکتر شعله سعدی درباره مسئولیت رهبری در سرکوب های پس از انتخابات، و همچنین انتقادش از حمایت رهبری از برخی متهمان فساد مالی از جمله تمدید حکم رفیق دوست در ماجرای اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی در ابتدای دهه هفتاد را مصداق توهین به رهبری دانسته شده است.
همسر قاسم شعله سعدی در گفتگو با کلمه با اشاره به وضعیت همسرش می گوید: دادگاه احکام قبلی را لغو کرده و دوباره یک حکم جدید داده که طی آن حکم جدید ایشان باید تا ۶ ماه می ماندند و حبس می کشیدند که از این مدت ۳ ماه و اندی را گذرانده اند. حالا از اجرای احکام یک پرینت به من داده شده که ۲۹ مرداد ماه ایشان حبسشان تمام می شود.
قاسم شعلهسعدی نماینده شیراز در مجالس سوم و چهارم بود که در سال۱۳۸۱ نامه ای سر گشاده خطاب به رهبری نوشت و در آن نامه شرایط آقای خامنه ای را از جهت واجد شرایط رهبری بودن در آن زمان از منظر حقوقی به سوال و چالش کشید. در سال ۸۵ شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران رای شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب را که وی به اتهام " تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری " محکوم شده بود را تایید و او را به یک سال و نیم حبس محکوم کرد. البته پس از پیگیری های فراوان به دلیل اشکالات شکلی و ماهوی فراوان در پرونده و روند دادرسی ریاست وقت قوه قضائیه آقای شاهرودی طی نامه ای به رئیس کل دادگستری استان تهران نوشت که اولا: توقف اجرای حکم داده شود، ثانیا: طبق قانون جدید اعمال ماده ۱۸ در دادگستری تهران شود. بدین ترتیب اجرای حکم متوقف و منوط به اجرای ماده ۱۸ شد.
همسر وی، فخرالسادات فهندژ سعدی، با اشاره به اتهامات دکتر شعله سعدی ادامه می دهد: همان اتهامات قبلی تکرار شده، توهین به رهبری. گرچه شعبه ۲۶ رای داده بود که حکم ایشان مشمول مرور زمان است و دیگر حکمی برای اجرا نمانده، اما معاون دادستان اعتراض کرده و گفته بود حکم ها را ادغام کنید و چون حکمی باقی نمانده بود که ادغام کنند، شعبه ۳۶ آرا قبلی را منحل کرده و رای جدیدی که با عنوان رای ادغامی صادر کرد.
همسر شعله سعدی با اشاره به اینکه از این مدت، ۶ ماه هم با ادعای توهین به امام خمینی است، می گوید: آقایان گفتند که این جز جرایم خاص جرم خاص است بوده که ما اصلا چنین جرم خاصی در قانون نداریم.
چندی پیش نیز مادر قاسم شعله سعدی زندانی سیاسی و شهید اصغر شعله سعدی شهید دفاع مقدس، در نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشته بود "یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم " و یا "دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند".
همسر این زندانی سیاسی درباره وضعیت جسمی دکتر شعله سعدی خاطرنشان می کند: ایشان یک آسیب دیدگی نخاع دارند که هر روز که بگذرد نخاعشان ضعیف تر و بدتر می شود. حتی جای خوابیدنشان باید شرایط خاصی داشته باشد تا ایشان آسیب نبیند ولی تا حالا ترتیب اثر داده نشده و ما دیگر منتظر آزادی هستیم برای درمان ایشان.
به گفته ی وی پزشکان زندان هم در نامه ای هشدار داده بودند که نخاع قاسم شعله سعدی آسیب دیدگی شدید دارد و در شرف قطع شدن است، اما دادستانی حتی نامه را قبول نکرده بود و برای آزادی اقدامی از نظر پزشکی نشد.
قاسم شعله سعدی که از چهاردهم فروردین ماه سال گذشته در زندان اوین بسر می برد علیرغم وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی که دارد و باید سریعا تحت درمان و عمل جراحی قرار می گرفت اما پیگیری های هر روزه همسر وی بی پاسخ ماند.
این وکیل دربند هم اکنون از ضایعه نخاعی که شش سال پیش در زندان به آن دچار شده است رنج می برد و بی توجهی به این مسئله می تواند "خطر" جانی برای وی در بر داشته باشد. این حقوقدان در زندان با از کار افتادن دست چپ و بروز سایر علایم فلج، مواجه شده است.
در ادامه آزادی زندانیان فلسطینی، اسراییل”ثائر عزیز حلاحله” (۳۴ ساله) از اسرای فلسطینی اهل روستای خاراس در غرب الخلیل واقع در کرانه باختری را که در بازداشت موقت به سر میبرد، آزاد کرد.
به گزارش ایسنا، ماهر حلاحله برادر ثائر در گفتوگو با خبرنگار مرکز اطلاع رسانی فلسطین خاطرنشان کرد که اداره زندانهای اسراییل ثائر را بعد از ۷۷ روز اعتصاب غذا در زندانهای اسراییل آزاد کرده و از ایست بازرسی “بیت سیرا” واقع در غرب رام الله به سمت اراضی فلسطینی منتقل کرده است.
وی افزود: ما بالاخره برادرمان را در آغوش گرفتیم و وجود وی و دیگر اسیران قهرمان فلسطینی را مایه افتخار و سربلندی خود میدانیم.
قرار است گروههای ملی و اسلامی فلسطین مراسم جشن باشکوهی را طی روز جمعه آینده در خیمه ایستادگی و همبستگی با حلاحله که در مقابل منزلش برپا شده بود، برگزار کنند.
پیش از این نیز بدنبال قبول خواسته های زندانیان فلسطینی که بیش از سی روز در اعتصاب غذا بسر می بردند، اداره زندانهای اسراییل در راستای اجرای مفاد توافق امضا شده با اسرا، تمامی اسرای دربند حبس انفرادی را از سلولها خارج کرده و در زندان «هداریم» جمع کرد.
بر اساس بخشی از توافقنامه اوایل ماه مه که به اعتصاب غذای چند صد زندانی فلسطینی در اسرائیل پایان داد، روز پنجشنبه، ١١ خرداد (٣١ مه)، اسرائیل اجساد بیش از نود فلسطینی را تحویل تشکیلات خودگردان فلسطینی داد.
کلمه- یک جوان اصلاح طلب:
۱۸ خرداد یکی از خاطره انگیزترین روزهای جنبش سبز از بدو تولد است. در این روز زنجیره انسانی به طول ۸۸ کیلومتر در سراسر کشور مردم ایران را به هم متصل کرد. از زاهدان تا تبریز، از اهواز تا بجنورد، از ساری تا بندرعباس و در بیش از یکصد و سی شهر دیگر ایران مردم در خیابان اصلی شهرها جمع شدند و اعتراض خود را به وضع موجود نشان دادند. و البته در تهران این زنجیره در بزرگترین خیابان خاور میانه تجسم پر رنگ تری از اعتراض به دروغ و نابرابری فضای انتخاباتی را رقم زد.
چیزی که ان روز مردم را به هم نزدیک کرد صرف ایستادن کنار یکدیگر نبود بلکه نزدیکی قلب ها و همدلی مردم بود که ۱۸ خرداد را روز بی بدیلی کرد. همدلی که در روزهای پس انتخابات و در هنگامه سرکوب معترضین خود را بیشتر نشان داد.
یکی از نکاتی که در مورد این زنجیره کمتر به ان پرداخته شد تفاوت عملکرد جوانان اصلاح طلب اعم از فعالین سیاسی و دانشجویی تا جوانانی که خود را اصلاح طلب می دانند و به اصولی از قانون اساسی مثل ازادی، حقوق مخالف، انتخابات آزاد و حقوق اجتماعی تاکید بیشتری دارند با نیروهای امنیتی، مدعیان اصولگرایی و نسل دوم این دو جریان که عملا در یک طیف قرار می گیرند است.
انتخابات سال ۸۸ عرصه نابرابر تبلیغات ریاست جمهوری بود. از تخریب های غیر مستقیم و ناجوانمردانه رسانه ملی علیه مهندس موسوی و تبلیغات غیر مستقیم به نفع احمدی نژاد تا پخش پول نقد در روستاها و شهرستان ها توسط دولت. از دادن مجوز برنامه به ستاد احمدی نژاد و کارشکنی و عدم اجازه برگزاری برنامه به ستاد مهندس موسوی و شکایت ها و بازداشت های کوتاه و ایجاد فضای رعب علیه جوانان اصلاح طلب. بازداشت عماد بهاور، خالی کردن گاز فلفل در همایش های مهندس موسوی به صورت جوانان حاضر، بازداشت کوتاه جوانان در شهرستانها و ایجاد محدودیت برای انها نمونه های کوچکی از برخورد با این جوانان در همان ایام انتخابات بود. بگذریم از حمایت های مالی نامحدود از احمدی نژاد که خودخواهانه از بیت المال برای وی خرج می شد و عملا همه سازمان های دولتی رو تبدیل به ستاد تبلیغاتی وی نموده بود.
پیش از برگزاری زنجیره انسانی یکی از دغدغه های ستاد مهندس موسوی گرفتن مجوز برای برنامه در مصلی تهران بود. برنامه ای که از چند هفته قبل تمام انرژی ستاد احمدی نژاد و برخی ارگان های معلوم الحال برای پر کردن ان تمرکز پیدا کرده بود. در برابر خواسته ستاد مهندس موسوی نیز در کمال تعجب اجازه استفاده از مصلی در حالی که به رقیب وی داده شده بود داده نشد و رسما وزارت کشور و نیروهای نظامی عدم بی طرفی خود را در انتخابات اعلام کردند.
در این شرایط یک پیشنهاد از سوی جوانان فعال حامی میرحسین برای تشکیل زنجیره انسانی و اقبال مردم تهران تیر خلاصی بر همه برنامه ریزی ها و بی اخلاقی های احمدی نژاد و ستادهای وی و بر همه نابرابری هایی که کام جوانان اصلاح طلب را تلخ کرده بود زد. بعد از زنجیره حتی ستاد احمدی نژاد هم فهمیده بود انتخابات را در شهر تهران واگذار کرده است. زنجیره فرصتی شد برای فریاد بلندی که متاسفانه مسئولین در ایام انتخابات حاضر نشدند آن را بشنود.
اما انچه از این نوشته به مدعیان اصولگرایی بر می گردد تذکر مهمی بود که یا نشنیدند یا ترجیح دادند ان را نشنیده بگیرند. در حالی که کار اصلی برای مهندی موسوی از سوی جوانان داوطلب و خودجوش انجام می شد؛ رقیب جوانان اصلاح طلب در ایام انتخابات یک جریان سیاسی که برنامه ریزی کند؛ برنامه های تبلیغاتی برگزار کند، واکنش سیاسی نشان دهد، به جای تخریب در انجام برنامه های اخلاقی و جوانمردانه بکوشد نبود. رقیب آنها یک جریان امنیتی و وابسته به قدرت بود که پول توزیع می کرد، تهدید می کرد، پرونده می ساخت، دست به تخریب با استفاده از امکانات بیت المال می زد. اگر دولت و نهادهای وابسته به قدرت در دادن مصلی و سایر برنامه های تبلیغاتی تبعیض قائل نمی شدند شاید جوانان اصلاح طلب چاره را در گذاشتن برنامه در خیابان ولیعصر نمی دیدند. واکنش هوشمندانه که نتیجه انتخابات در تهران را به نفع مهندس موسوی تثبیت کرد.
در برابر، پاسخ این جوانان شد اتهام براندازی و اقدام علیه امنیت ملی و بازداشت. شد داستانهای تلخ سردار مشفق. همه این ها به دلیل نبود جریانی سیاسی در برابر جوانان اصلاح طب در میان اصولگرایان اتفاق افتاد. نمی توان منکر شد که نسل دوم اصولگرایان با همه رانت و امکاناتی که در اختیارشان گذاشته شد ذره ای از خلاقیت و هوش و برنامه ریزی نسل دوم اصلاح طلبان را نداشتند.
این را همه می دانند . هم نیروهای سیاسی و هم نیروهای امنیتی اصولگرا. انتخابات سال ۸۸ اوج خلاقیت و ابتکار جوانان اصلاح طلب بود که آنها را برنده واقعی فعالیت سیاسی کرد و اوج ناتوانی و ضعف نیروهای اصولگرا که با همه جر زنی ها و رانت ها حرفی برای گفتن نداشتند و در نهایت نیز اتهامات بی اساس کودتا و .. را سرپوشی بر ناتوانی خود گذاشتند. این جاست که نامه جوانان احزاب اصلاح طلب به آیت الله مهدوی کنی مبینی بر مرگ جریان اصولگرا معنا می یابد.
بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار زندانی، هر از گاهی در نامه هایی به همسرش، ژیلا بنی یعقوب، به توصیف زندگی در زندان از زاویه دید خود می پردازد. نامه قبلی این زندانی سیاسی، آذرماه گذشته در کلمه منتشر شده بود. این نامه نیز که حدود چهار ماه و نیم پیش نوشته شده، پیش از این در روزنامه نروژی «نی تید» منتشر شده بود که اکنون متن فارسی آن به نقل از جرس منتشر می شود:
ژیلای عزیزم، شب گذشته که مسئولان از بچههای خدمات آن روز خواستند کیسههای زباله را به بیرون بند ببرند، به خاطرم گذشت که تو باید چهار طبقه پائین بیایی و کیسه زباله را جلوی در ساختمان بگذاری. هر روز، تازه خریدهای روزانه هم هست. یادم میآید من روزی چهار، پنج مرتبه برای خرید نمکی که یادمان رفته بود، نان و یا شیر، از این پلهها، بالا و پائین میرفتم، و تو همیشه میگفتی: «بهمن، تو، خسته نمیشوی اینقدر این پلهها را بالا و پائین میروی؟» من هم که به ندرت یکجا بند میشوم، با خوشحالی این کار را میکردم. اما یک خبر خوب برایت دارم، در این ۳۲ ماه به اجبار یاد گرفتم در یک جا بند شوم. آنهم کنج اتاقی ۳۵ متری که ۲۲ نفر در آن زندگی میکنند. راستی یک سؤال هم دارم؟ ژیلا! آیا تو از این همه تنهایی زندگی کردن خسته نشدهای؟
دوشنبهها(روز ملاقات) که میبینمت، یکی از پرسشهای همیشگیام درباره همینجور موارد دست و پا گیر و معمول زندگی است و تو از دوستان و همسایههای خوب و مهربانی میگویی که در این مدت بهتر آنها را شناختی و نمیگذارند خیلی از کارهای معمول را خودت انجام دهی.همسایه هایی که به تو می گویند:« می دانیم همسرت نه به خاطر خودش که برای بهتر شدن زندگی مردم، رنج زندان را به جان خریده است، پس باید یک جوری آن را برای تو جبران کنیم.» پیش خودم میگویم چطور میتوانم از آنها قدردانی کنم.
امروز را اصلاً خوب شروع نکردم. در حقیقت خیلی بد بود. تا شش صبح بیدار بودم. بیرون هنوز تاریک بود و زمستان حکمفرما. بدون هیچ اثری از باران و برف. تنها سوز سرمای زمستان، تازه خوابم برد که نزدیک هشت صبح برای آمار صبحگاهی بیدار شدم. خیلی کوتاه خوابیدم. یادم نمیآید خواب دیده باشم. نوبت آشپزیام بود. فکر کنم قبلاً برایت گفتم. چهار نفریم که کار آشپزی برای ۲۵ نفر را که معمولاً تعدادشان کم و زیاد میشود، انجام میدهیم. من، علی جمالی، سعید متینپور و حسن اسدی زیدآبادی.
اول صبح بعد از آمار صبحگاهی، جمال عاملی که معمولاً شبها نمیخوابد، گفت شطرنج بازی کنیم. دور اول را او برد و دور دوم را من. در حال بازی دور سوم بودیم که با یکی از بچهها سر یک موضوع پیش پا افتاده حرفم شد. نمیدانم چرا پرخاشگر شده بودم. بازی را باختم. البته دلیلش آن جر و بحث نبود، بیشتر وقتها از جمال میبازم. در حال درست کردن ناهار بودم، یکی خبر آورد که شب گذشته چند خبرنگار را دستگیر کردهاند. چهار نفر. دو نفرشان را میشناختم، پرستو دوکوهی و سهامالدین بورقانی.
ناهار چلوگوشت داشتیم. واقعاً غذا پختن برای ۲۵ نفر کار شاقی است. از همه مهمتر بعمل آوردن آن و این که پس از خوردن، آدم فکر نکند چه مزخرفی را خورده است،انرژی زیادی از ما میگیرد. بعضیوقتها به شوخی میگوئیم: ما که کار آیندهمان را داریم. بیرون که رفتیم یک غذاخوری راه میاندازیم.
چهار روز بعد نوبت دوباره آشپزیام است. با انگشتهایم میشمارم. یکشنبه هفته بعد. میخواهم کاری مرغ درست کنم. دستور پختش را علی رشیدی داده است. وقتی در آمریکا بوده از هندیها یاد گرفته است.
دستورش را برای تو هم مینویسم: اول پیاز و سیر را خوب سرخ میکنی. هفت، هشت قاشق غذاخوری پودر کاری به همراه فلفل سیاه، برگ بو و زیره را در دو سه لیوان ماست میریزی و مخلوط میکنی. اگر ماست چکیده باشد، بهتر است. بعد آن را به سیر و پیاز سرخ شده اضافه میکنی و تکههای مرغ را در آن میگذاری. با شعله خیلی کم. یک ساعت بعد کاری مرغ آماده است. هر چند ما اینجا برگ بو و زیره نداریم، اما نوبت بعدی آشپزی، آن را درست میکنم. یادم باشد در ملاقات بعدی از تو بپرسم که آن را پختی یا نه.
مسعود پدرام، سعید جلالی و فرشاد قربانپور سرمای سختی خوردهاند. از آن طرف مسئولان زندان اعلام کردند، تا چند روز آینده گازوئیل نیست و باید با همین آب سرد کنار بیائیم. با خودم گفتم این همه بد بیاری برای یک روز کافی نیست. ساعت ۱۰ شب یکدفعه به سرم زد سیگار بکشم. تا حالا جز یکی دو پوک، در زمان دانشجویی، سیگار نکشیدهام. یادم میآید اولین پوکی که زدم تا چند دقیقه سرفه میکردم. صورتم سرخ شده بود.
از بابک داشاب پرسیدم که کی میخواهد سیگار بکشد، گفت: «همین الآن.»
به او گفتم: من هم یک نخ میخواهم.
علی جمالی و علی ملیحی هم گفتند: حالا که تو میخواهی سیگار بکشی، ما هم یکی دود میکنیم.
بقیه بچهها هم متعجب از این کار من، با کنجکاوی دنبالم راه افتادند تا اتاق ۱۱، اتاقی که روزها محل برگزاری کلاسهای مختلف است و شبها جایی برای سیگار کشیدن و شب بیداری چند نفری از خوابزدگان.
یک نخ سیگار “اسه” ابی را تا ته کشیدم. تند و بیوقفه. از خودم تعجب کردم. فرشاد قربانپور هم اولین سیگارش را کشید. حس خوبی نداشتم. انگار به خودم خیانت کردهام. دهانم طعم گس میداد، صدایم تا مدتی دو رگه شده بود. حالم از خودم به هم میخورد.
علی ملیحی گفت:«امروز، روز خوبی برای رونامهنگاران نبود.» احساس کردم مقداری از عصبیتی که صبح داشتم کاسته شده بود. آخر شب مسابقه فوتبال دو تیم رئال مادرید و بارسلونا بود.
ژیلا، یکهو یاد آن وقتهایی افتادم که برای سرگرم شدن باشیرینکاریهای امیر مهدی، خواهر زاده ی ده ساله ات که خیلی دوستش داریم، به بهانه فوتبال و بازی تیمهای خارجی مخصوصا برزیل و ایتالیا دور هم جمع میشدیم. من طرفدار برزیل بودم و امیر مهدی طرفدار ایتالیا. از قبل مقداری هلههوله میخریدیم و آن لحظهها شده بودند لذت بزرگ زندگیمان.
خاطرت هست آخرین باری که امیر مهدی را به ملاقات من آورده بودی. از این که دروازهبان تیم مدرسهشان شده خوشحال بود و تعریف میکرد که تا به حال چند گل به دروازه خودشان زده است.
خیلی به این حرفش خندیدیم. آن روز گفت که طرفدار تیم مادرید است. اما من برای کل کل با او گفتم من طرفدار بارسلونا هستم. مادریدی ها یک تیم دولتی ـ حکومتی هستند،تیم پولدارها . اما بارسلونا یک تیم مردمی است. او هم زود گفت: من دیگر طرفدار آنها نیستم و بارسلونایی هستم. از اون به بعد هم مرتب برای من پیغام میفرستاد که بارسلونا چه کرده و از این حرفها. آن شب بارسلونا دو بر یک برنده شد.
روز به پایان رسیده بود. اما انگاری هنوز چیزهای بد بیشتری در راه بودند. یکی خبر آورد که دلار امروز ۱۸۱۰ تومان و سکه ۷۵۰ هزار تومان و کره جنوبی خرید نفت از ایران را به نصف کاهش داده است. به نظر روزهای سختی در پیش داریم. در کمتر از چهار ماه سکه با دو برابر شدن قیمت و دلار با ۸۰۰ تومان افزایش، یکبار دیگر به مقامات ایران نشان داد که اقتصاد فرمانبردار نیست و بر اساس قوانین خودش کار میکند. اما کو آدمی که از گذشته درس بگیرد و آنها را به کار ببندد. جمهوری اسلامی دست کم چهار مرتبه این شیوه کلنجار رفتن با اقتصاد را تجربه کرده و هر بار نتایج اسفباری را مشاهده کرده است. و من متعجبم که همواره تکرار میکنند یک مسلمان دو بار از یک سوراخ گزیده نمیشود.
۲۹ دی ماه سالروز درگذشت مهندس مهدی بازرگان، اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی است که خیلی زود تبدیل به یکی از ناراضیان آن شد. ۱۷ سال پیش در چنین روزی در بیمارستانی در سوئیس درگذشت.
مراسمی برای یادبودش توسط زندانیان ملی -مذهبی درنمازخانه بند ۳۵۰ برگزار شد. سید امیر خرم، یکی از زندانیان علاقمند به او در ۲۰ دقیقه به سه وجه بارز دینداری، اخلاقگرایی و سیاستورزی بازرگان اشاره کرد. موضوع جالبی بود. با خودم گفتم شاید بد نباشد خلاصهای از آن را برایت بنویسم.
ابتدا از سه نوع اخلاق گفت و سه فلسفه اخلاقی را مطرح کرد: ۱ـ اخلاق وظیفهگرا که خود عمل و اقدام را مهم میداند و توجهی به این که چه نتیجهای از آن عمل به دست میاید ندارد. ۲ـ اخلاق نتیجهگرا که تمرکزش روی نتیجه عمل و رفتار آدمها است و ۳ـ اخلاق فضیلتگرا، بر این اساس اثری که بواسطه اقدام و نتیجه حاصل از آن بر روی فرد میگذارد دارای اهمیت است.
او در ادامه بحث به دو سیاست نتیجهگرا و فرایندگیر اشاره کرد و در انتها دو نوع اسلام فقهی و معرفتی را مورد توجه قرار داد. اسلام فقهی به گفته خرم تنها به دنبال پوسته و ظاهر دین است. در ظاهر و در یک جامعه مردم نماز بخوانند، روزه بگیرند، صدای اذان به موقع از جاهای مختلف شهر پخش شود و زنان حجاب داشته باشند، کفایت میکند.یعنی همان مشخصات جمهوری اسلامی ایران. اما این که چه نتیجهای از این ظواهرگرایی و آئینگرایی حاصل میشود چندان مورد توجه و اهمیت اسلام فقهی نیست. برای همین اگر به زیر پوست جامعه برویم و کمی با دقت بیشتری به آن توجه کنیم اثری از فلسفه نماز که باز داشتن فرد از فساد و فحشا و عمل منکر است نمیبینیم. نتایج روزه و دیگر آئینهای ظاهری اسلام هم به همچنین. در واقع از نظر ظاهری جامعه به نظر اسلامگرا است اما در عمل اثری از دستورات اسلام در آن نیست. برای همین است که در جامعهای مثل ایران بیشترین نرخهای فساد، ناهنجاریهای اجتماعی، طلاق، دزدی و عدم اطمینان و عدم امنیت روانی را شاهد هستیم.
سخنران در انتهای بحث خود اینطور نتیجه گرفت که مهندس بازرگان در تمام دورانهای زندگی اجتماعی ـ سیاسیاش اخلاقگرایی فضیلت محور، سیاستورزی فرایندگرا و دیندار معرفتی بود.
همینطور که او حرف میزد، دیگر توجهی به سخنانش نداشتم. داشتم فکر میکردم ۱۷ سال پیش در چنین روزی کجا بودم. یادم افتاد که در بندر عباس بودم و برای یک شرکت فنی ـ مهندسی که در کار توسعه پالایشگاه آن بود، کار میکردم. یک روز بعد از ظهر، در واقع فردای روزی که مهندس بازرگان فوت کرد در صفحهای از روزنامه اطلاعات خبرش را خواندم.
بعد گفتم حدس بزنم که تو آن روز کجا بودی. در مراسم تشییع جنازه بودی. خودت برایم تعریف کردی، آن روزها یک دانشجوی جوان بودی و در کنار روزنامه همشهری در مجله ایران فردا (تحت مسوولیت مهندس عزت الله سحابی) نیز کار میکردی و قرار بود که پوشش خبری مراسم را برای ایران فردا بنویسی.
تازهگیها در جایی خواندم هیچ آدمی نمیتواند روند زندگی پنج سال بعدش را حدس بزند. نویسنده، این جمله را درباره مردم کشورهای اروپایی نوشته بود که با توجه به قابل پیشبینی بودن بسیاری از مسائل، سرانجام اتفاقاتی میافتد که به راحتی مسیر زندگی آدم را عوض میکنند. حال تصور کن یک آدم ایرانی با این جامعه بیثبات تا چند ماه آیندهاش را میتواند حدس بزند؟
آخر شب در اتاق ورزش با محمد طاهری قزوینی از زندانیان نهضت آزادی حرف میزدم. از او خواستم کمی از خودش بگوید. بارها او را در روزهای ملاقات از پشت شیشه های کابین دیدهای. خیلی آرام و متین است. تمام کارها و حتی حرفزدنهایش را به قدری با آرامش انجام میدهد که آدم فکر میکند او برای همیشه زمان در اختیار دارد، برای همین هیچ اثری از عجله در او نمیبینی. با همان آرامش همیشگیاش، کمی فکر کرد و گفت: «مهندسی سازه خواندهام. سال ۷۳ برای یک شرکت مهندسی مشاور کار میکردم.»
بعد با لبخندی که روی لبانش نقش بسته بودف ادامه داد: «روزی که قرار بود از زندان به دادگاه برویم، دستبند به دستمان زدند و با یک مینیبوس از اتوبان نیایش و کردستان رد شدیم. شرکتی که در آن کار میکردم آن پلها و بخشی از اتوبان را ساخته بود. در دادگاه قاضی مقیسه به من گفت که تو به کشور و مملکت خیانت کردهای. به او جواب دادم، همین الان از روی پلها و اتوبانهایی که ساختهایم عبور کردیم تا به دادگاه برسیم؛ در روزهای افتتاح مرتب از ما تقدیر و تشکر کردند و با ما عکس یادگاری میگرفتند و لوح یادبود رد و بدل کردند. حالا ما شدهایم خائن به این مملکت، فقط به این دلیل که متفاوت با شما اندیشیده ایم و به حکومت انتقاد کرده ایم.»
آن شب خیلی دیروقت خوابیدم. اصلاً تمام برنامههای عادی زندگی اینجا به هم ریخته است. شبها بیداریم و روزها خواب. معمولاً وقتی بیدار میشوم، خوابهایم را به یاد ندارم. اما صبح روز شنبه کاملاً موضوع خواب کوتاهی که داشتم، در خاطرم مانده بود. هر چه میخواستم به آن فکر نکنم نمیشد. مرتب جلو چشمهایم بود. در کوبا بودم. تا چشم کار میکرد، جنگل و سبزه بود. درختهای استوایی و درختهای موز تمام اطرافمان را گرفته بود. سوار یک کشتی قدیمی و زهوار در رفته بودیم و از مسیر رودخانه از میان جنگل میگذشتیم. مرد ریشویی در کنارم ایستاده بود. انگار رابطه خوبی با هم داشتیم، مرتب اسم مرا صدا میزد. از یکی پرسیدم آن مرد کیست، انگار که تعجب کرده باشد، گفت: فیدل.
هیچ شباهتی با عکسهایی که از او دیدهام نداشت، قدش کوتاه بود و چاق به نظر میرسید. طوری رفتار کرد که انگار سوار کشتی گرانما هستیم. همان کشتیای که او و چه گوارا را از مکزیک به سواحل کوبا رسانده بود.
هنوز هم نمیدانم چرا چنین خوابی دیدم. شاید به خاطر این باشد که این روزها با امید کوکبی، زبان اسپانیولی تمرین میکنیم. نمیدانم. یادم افتاد که شب قبل، حسن زیدآبادی خبری را گفته بود که براساس آن فیدل کاسترو هم نامزد شدن فیلم “جدایی نادر از سیمین” در میان هشت فیلم دیگر برای اسکار را تبریک گفته بود. چیزی که خود مقامات ایران اصلاً برای شان مهم نیست. حتی از همین حالا شروع به تخریب آن هم کردهاند.
به هر حال هر چه بود، بعد از مدتی خوابی را دیده بودم که هم برایم جالب بود و هم فراموشش نمیکردم و از همه مهمتر خارج از محیط زندان بود. بعد از ظهر آن روز خبری آمد که یک زندانی سیاسی از کوبا پس از ۵۰ روز اعتصاب غذا درگذشته است.شاید تعبیری برای آن خوابم بوده باشد.
یکشنبه دوم بهمن ماه را خوب شروع نکردم. شل کن، سفت کن سرماخوردگیام که حالا دیگر خیلی طولانی شده، اعصابم را به هم ریخته است. خودم هم دیگر از این وضعیت خسته شدهام. از خواب که بیدار شدم نفس کشیدن برایم سخت بود و گوشهایم گرفته بود. صداها را به زحمت تشخیص میدادم.
روز قبل از دکتر زندان کمک خواسته بودم. او هم دو آمپول ۸۰۰ میلیگرمی برایم تجویز کرد که امروز اولیاش را تزریق میکنند.
با این وجود به حیاط بند رفتم. آسمان صاف بود و هیچ اثری از لکههای ابر در آن دیده نمیشد. برفی که از دو شب پیش باریده بود حالا دیگر کاملاً آب شده بود. نور خورشید هم چندان توانی برای گرم کردن نداشت. هنوز باید یک ماه دیگر بگذرد، تا بتوانی گرمایش را خوب حس کنی.
علی رشیدی، اقتصاددان منتقد دولت با کلاهی بر سر و چشمانی که نشاط و زندگی و شیطنت جوانی را در آنها میتوانی بخوانی با عبداللـه مؤمنی پینگپونگ بازی میکرد. مرد شوخطبعی است. حالا او مسنترین زندانی بند است. ۷۳ سال دارد. عبداللـه از او شکست خورد. پشت سرش من هم از او باختم.
با خنده گفت: «شما جوانهای انقلاب اسلامی نمیتوانید حریف من شوید.»
گفتم: شما رفتید انقلاب کردید، حالا ما را درگیر مصیبتهایش کردهاید، هر چند خودتان هم نتوانستید از تبعاتش قصر در بروید.
گفت: «ببین، احمدی جان، من از آنهایی بودم که موافق تغییر رژیم شاه بودیم. اما ۴۸ روز پس از پیروزی انقلاب، در ۱۱ فروردین ۵۸ فهمیدم که این آن حکومتی نیست که ما دنبالاش بودیم. همان روز به همسرم گفتم، خانم، تا خرخره کلاه سرمان گذاشتهاند.» و با دستهایش به خرخرهاش اشاره کرد.
خندید و اضافه کرد: «جالب اینجاست که هنوز خیلیها این را نفهمیدهاند. »
این حرف دکتر علی رشیدی به ذهنم انداخت که از برخی از زندانیها بپرسم که اگر بخواهند امروز و پس از ۳۳ سال که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، دستاورد جمهوری اسلامی را در یک جمله، خلاصه کنند، چه خواهند گفت.
ابتدا از محسن امینزاده(معاون وزارت خارجه در دولت اصلاحات) شروع کردم. نوبت شهرداریاش بود و در حال شستن ظرف، کمی فکر کرد و گفت:« استقلال، استقلال سیاسی.»
علیرضا …،فعال سیاسی با همان حالت همیشگیاش که با آرامش حرف میزند، سرش را پائین انداخته بود و انگار به جلو پایش زل زده باشد، گفت: “نکبت و فلاکت.”
جواد مظفر(نویسنده و ناشر )در حال خارج شدن از کلاس درس انقلاب اسلامیاش بود. کلاسی که در آن خاطرات خود را از انقلاب برای تعدادی از زندانیان بازگو میکند. در جوابم گفت: «اسلامگریزی مردم. چرا که آنقدر رفتارهای نامناسب از حاکمان خود به نام اسلام دیده اند که از اسلام گریزان شده اند، هرچند که بسیاری از این اعمال ارتباطی به اسلام راستین ندارد. »
فیضاللـه عرب سرخی(معاون وزارت بازرگانی دولت اصلاحات) همان حرف امینزاده را تکرار کرد؛ استقلال سیاسی. اما در ادامه گفت: «تا هفت، هشت سال پیش میشد چیزهایی از دستاوردهای مثبت انقلاب اسلامی گفت، اما حالا دیگر به زحمت میتوان به موردی اشاره کرد. غیر از همان استقلال سیاسی. »
علیرضا بهشتی شیرازی(مشاور میرحسین موسوی) “جنبش مبارکه سبز” را میوه و دستاورد انقلاب ۵۷ دانست و افزود: «اما دلم نمیخواست در مقابل این پرسش قرار بگیرم.»
محسن …. نیز با افسوسی که میتوانستی در چهرهاش ببینی، گفت: «واقعا هیچ.» و بعد توضیحاتی درباره چرایی این “هیچ” داد.
از … هم پرسیدم،خیلی نیاز به فکر کردن نداشت،گفت :«به نظرم جمهوری اسلامی موجب نهادینه کردن دروغ، فساد و ناکارآمدی در حل ابتداییترین مسائل و مشکلات جامعه بوده است.»
ژیلای عزیزم، اگر تو بخواهی به همین سوال جواب بدهی، چه خواهی گفت؟
تا یادم نرفته بد نیست به این موضوع اشاره کنم که در اینجا چند زندانی داریم که مسلمان بوده اند و تازه مسیحی شده اند و به همین جرم هم الان در زندان اند.
آدم را یاد این حرف جواد مظفر میاندازند: “اسلام گریزی مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی”
فعلاً تعدادشان چهار نفر است. همه جوان و زیر ۴۰ سال. یکی- دوتایشان هم به درجات بالایی رسیدهاند و حالا مبلغ دین مسیحی هستند. کلیسای خانگی داشتند و آن را اداره میکردند.
قبلاً شنیده بودم، چنین پدیدهای در جامعه شروع شده، اما هرگز این فرصت دست نداده بود که از نزدیک با آنها برخورد کنم. حرفهای جالبی برای شنیدن دارند که شاید در نامه های بعدی برایت بنویسم.
مواظب خودت باش.
بیشتر از همیشه دوستت دارم.
بهمن احمدی امویی
یکشنبه دوم بهمن ۱۳۹۰/ بند ۳۵۰ ـ زندان اوین
در حالی که ماموران انتظامی با عملیات کماندویی و تجاوز به حریم خصوصی مردم به جمع آوری ماهواره ها مشغولند، رئیس سازمان بسیج مستضعفین می گوید که با شیوههای ایجابی و در قالب گفتوگو امر به معروف در دستور کار قرار گرفته است و هماکنون در مرحله اجرا قرار دارد.
به گزارش ایسنا، سردار نقدی در جلسه ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان لرستان ادعا کرد: معتقدیم روشهای سلبی و قهرآمیز در نهی از منکر، رسالت قوه قضاییه، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات است و بسیج نباید این شیوهها را در پیش بگیرد. به همین دلیل ساز و کار جدید بسیج در فریضه امر به معروف و نهی از منکر روش ایجابی اقناع و گفتوگو است که هماکنون نیز در مرحله اجرا است.
وی در تشریح فواید این شیوه یادآور شد: در بجنورد با استفاده از این روش در یک محله که ۳۰۰ ماهواره در پشت بامها شناسایی شده بود، پس از گفتوگو و اقناع توسط بسیجیان ۹۷ خانواده شخصا ماهوارههای خود را تحویل سپاه دادند و مابقی هم دیشهای ماهواره را از پشت بامها جمعآوری کردند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین با تأکید بر اینکه “امروز امر به معروف در جامعه ما در غربت قرار دارد”، گفت: این غربت نه به خاطر عمل نکردن به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، بلکه به خاطر بد عمل کردن به این فریضه است. ما با عملکردمان، امر به معروف و نهی از منکر را تنها به حجاب و روابط زن و مرد در خیابان و یک شکل خاص از برخورد محدود کردهایم.
وی با بیان اینکه “ما برخلاف دین اسلام عمل کردهایم و به جای زبان نرم از زبان تند برای امر به معروف و نهی از منکر استفاده میکنیم”، تاکید کرد: باید به گونهای عمل کنیم که همه بتوانند امر به معروف و نهی از منکر انجام دهند، نه اینکه حتما حکم حکومتی برای انجام این فریضه در دستشان باشد.
سردار نقدی اشاره ای به رفتارهای خشن ماموران بسیج و نیروهای لباس شخصی در حمله به تجمعات قانونی، کتابفروشی ها، بیوت و دفاتر علما و … ندارد.
پس از ادعای وزیر اطلاعات برای خنثی کردن عملیات تروریستی در عید نوروز، فرمانده نیروی انتظامی از خنثی شدن توطئه تروریستی اخیر جندالشیطان در روز میلاد امیرمومنان(ع) خبرداد و مدعی شدکه با اشراف اطلاعاتی مرزبانان جمهوری اسلامی ایران طی یک عملیات غافلگیرانه چهار تن از اعضای گروه کشته شده اند.
به گزارش ایسنا، سردار احمدی مقدم در حاشیه صبحگاه عمومی در هنگ مرزی نهبندان و در جمع خبرنگاران با اشاره به دستگیری سران جندالشیطان، ادعا کرد: دشمنان درصدد هستند، گروهک مزبور را بازسازی و یا گروه های دیگری را همچون این گروهک، راه اندازی کنند.
احمدی مقدم یادآور شد: گروهک مزبور در روز میلاد امیرمومنان (ع) قصد داشتند از طریق مرز سراوان به کشور نفوذ کرده و عملیات تروریستی را در داخل کشور انجام دهند، که با اشراف اطلاعاتی مرزبانان، طی یک عملیات غافلگیرانه، یک نفر از اعضای این گروه به هلاکت رسید و مابقی اعضای گروهک مزبور به عمق خاک پاکستان گریختند.
به گفته فرمانده ناجا، در این عملیات، مقادیر زیادی وسایل موادمنفجره و تجهیزات فیلمبرداری که قرار بود، صحنه تروریستی را مستند سازی شود و به همراه وسایل مخابراتی از قبیل ماهواره، تلفن، بی سیم و دیگر تجهیزات پیشرفته کشف و ضبط شد.
این مقام ارشد انتظامی کشور خاطرنشان کرد: برطبق اطلاعات به دست آمده، قرار بود هشت نفر از اعضای این گروه وارد کشور شوند اما در این عملیات سه نفر دیگر از اعضای گروه در درگیری با نیروهای پلیس در مرز پاکستان به هلاکت رسیدند.
سردار مقدم ادامه داد: این عملیات در نقطه مرزی ایران با پاکستان انجام شده و نیروهای ما نمی توانستند برای تعقیب و دستگیری افراد باقی مانده، وارد خاک پاکستان شوند، بنابراین پیگیری های ما برای دستگیری دیگر اعضای این گروهک از طریق مرزبانی پاکستان ادامه دارد.
کلمه: راهبرد زنجیره انسانی از میدان تجریش تا میدان راه آهن در سطح ملی دنبال می شود و همه ما با تکثر آرا، عقاید و فرهنگها و قومیت ها به تدریج لکنت زبان خود را از دست می دهیم و می توانیم راحت تر با هم صحبت کنیم.
این نگاهی است که میرحسین به زنجیره سبز راه آهن تا تجریش به عنوان نمادی از تکثر سلیقه ها و اندیشه های موجود در جنبش سبز دارد. همه آنها که به امید انتخاب میرحسین و تلاش برای آزادی و عدالت به تفاهم رسیده بودند، از تشکل های سیاسی و فرهنگ های گوناگون و قومیت ها و مذاهب مختلف.
زنجیره ای که تجریش و راه آهن را در شمال و جنوب تهران به هم پیوند داد تا به یمن رنگ سبز، انسانهایی دست به دست هم دهند و با هم آشنا شوند و به هم برسند که چه بسا شباهت آنان کمتر از شباهت شمال و جنوب بود. همانگونه که در سطحی بالاتر، مرزهای خودی و ناخودی به تدریج کمرنگ شده و به جای آن تعامل گفت و گو نشسته بود.
بدین سان بود که اگر ۲۵ خرداد نمادی برای کثرت همراهان جنبش سبز شد و آن جمعیت عظمت جنبش سبز را فریاد زدند، زنجیره ی میدان تجریش به میدان راه آهن نماد کثرت اندیشه های جنبش سبز بود و همه حاضران در آن غنای جنبش را به نمایش می گذاشتند. ۲۵ خرداد را دیگر نگذاشتند تکرار شود، اما آیین و راهبرد زنجیره ی سبز را نتوانستند خاموش نگه دارند.
برای همین بود که میرحسین این زنجیره نمادین را یک راهبرد برای آشتی ملی توصیف میکرد و سپس می گفت: «تشکل های سیاسی که با سیاست های غلط از هم جدا شده بودند، به تدریج به هم نزدیکتر می شوند، با هم مذاکره می کنند و بر سر یک سفره می نشینند. آنچه نقطه وصل آنها با یکدیگر است تلاش برای آزادی، عدالت و تفاهم بر سر پاسداری از حقوق ملت است. مرزهای خودی و ناخودی به تدریج کمرنگ می شود و به جای آن تعامل و گفت و گو می نشیند. امروز به برکت یک جنبش سبز مردمی زمینه آشتی ملی، دوستی و وحدت بیش از همیشه بین فرهنگهای گوناگون، قومیت ها و شیعه و سنی و همه اقشار بوجود آمده است.»
او می گفت: «گرچه عده ای که نفع خود را در تفرقه و شقه شقه کردن مردم می دانند با پرونده سازی و اقداماتی گسترده به نام مبارزه با جنگ نرم نفرت پراکنی را ادامه می دهند و جریانهای ناسالمی که امروز گاهی در فضای مجازی می بینیم که مقدسات را به سخره می گیرند، ریشه در این میلیاردها تومانی دارد که به عنوان جنگ سایبری و لشگر سایبری هزینه می شود. آنها می خواهند همانطور که رسانه ملی را با دخالت خود به یک رسانه تفرقه افکن یکطرفه تبدیل کرده اند فضای مجازی برآمده از جنبش سبز را با ویروس های خود آلوده کنند تا اعتماد ملت اسلامی ما از این پنجره زیبای باز شده سلب شود ولی این توطئه نیز نتیجه عکس خواهد داد.»
در ادامه گرانی های زنجیره ای، با تصمیم کمیته نان استانداری گیلان از صبح امروز قیمت انواع نان در گیلان افزایش یافت.
مهندس رمضان کامرانپی، مدیر عامل شرکت خدمات بازرگانی و اداره غله منطقه ۷ کشور در گفتوگو با ایسنا، در خصوص افزایش قیمت نان در گیلان اظهار داشت: این تصمیم توسط کمیته نان استانداری گیلان اتخاذ و به نانواییها ابلاغ شده است.
وی با اشاره به اینکه این افزایش قیمت همگام با افزایش قیمت گندم رخ داده است، افزود: قیمت گندم از کیلویی ۳۶۰ تومان به ۴۶۵ تومان افزایش یافت و به طبع آن قیمت انواع نان در استان نیز افزایش پیدا کرد.
مدیر عامل شرکت خدمات بازرگانی و اداره غله منطقه ۷ کشورخاطر نشان کرد: افزایش قیمت گندم ۲۹ درصد بوده است و قیمت نان نیز بیش از۳۰ درصد افزایش یافت.
در ادامه این گفتوگو غلامرضا رحیمی، معاون برنامهریزی فرمانداری شهرستان رشت با تاکید بر اینکه شهرستانها در افزایش قیمت نان هیچ دخالتی نداشتند تصریح کرد: تصمیم این افزایش قیمت از سوی استانداری اتخاذ شده است.
وی با بیان این مطلب که همزمان با افزایش قیمت نان بر ارتقاء کیفیت نان هم تاکید داریم، از مردم خواست در صورت هرگونه تخلف موارد را به سازمان صنعت، معدن و تجارت گیلان اطلاع دهند.
معاون برنامهریزی فرمانداری شهرستان رشت همچنین از مردم خواست برای حفظ سلامتی خود و خانوادههایشان از نانهای سبوسدار بیشتر استفاده کنند.
رحیمی تصریح کرد: برای پاسخگوییها در راستای شکایتهای مردمی، هماهنگیهای لازم به عمل آمده است تا شکایات با دقت و سرعت بیشتری رسیدگی شود.
به گزارش ایسنا، طبق اطلاعیه جدید کمیته نان استان گیلان؛ از این پس نان سنگک با قیمت ۵۰۰ تومان، نان بربری ۴۰۰ تومان و نان لواش به قیمت ۱۳۰ تومان به فروش میرسد.
کلمه: سه سال پیش در چنین روزی، حامیان میر حسین موسوی در چند شهر بزرگ کشور به نشانه حمایت از او زنجیره انسانی تشکیل دادند. در تهران، مسیر تعیین شده، خیابان ولیعصر از میدان راه آهن تا میدان تجریش بود و حضور مردم در خیابان ها تا ساعاتی پس از تاریکی هوا هم به طول انجامید.
آن روز سهراب اعرابی هم در جمع سبزهای معترض به دولت دروغ، حاضر بود؛ او که چند روز بعد جانش را نیز در راه آرمانش گذاشت. پس از راهپیمایی ۲۵ خرداد دیگر به خانه باز نگشت تا آنکه در ۲۱ تیر جنازهاش تحویل خانواده شد. در این فاصله، چند نفر از زندانیان آزاد شده از اوین، به مادر سهراب گفته بودند که او را در زندان دیدهاند…

مطلع شدن مسولین از سرقت هایی که از صندوق های صدقات در شهر هاشده است آنها را به فکر برده تا راهی برای بالا بردن امنیت و مدرن کردن این صندوق ها پیدا کنند و برای امنیت و مدیریت بیشتر آن ها را دیجیتالی کنند .
بهرام سوادکوهی معاون مشارکتهای مردمی کمیته امداد امام خمینی (ره) استان اصفهان می گوید : عدهای با ترفندهای مختلف از صندوقهای نصب شده سطح شهر سرقت کرده که کمیته امداد امام (ره) برای ایمنی بیشتر صندوقهای صدقات آن ها را دیجیتالی میکند و البته سعی بر استحکام صندوقهای صدقات کرده است.
به گزارش فارس، وی افزود :برای ایمنی بیشتر در صندوقهای صدقات سطح شهر تفاهمنامهای با نیروی انتظامی را امضا کردهایم که حفاظت از صندوقهای صدقات را با حساسیت ویژهای رصد کنند.
سواد کوهی با بیان اینکه در سال ۹۰ نسبت به سال ۸۹، ۶۳ درصد کاهش سرقت از صندوقهای صدقات داشتهایم، گفت: در سال ۸۴، ۱۰ هزار مورد سرقت از صندوق صدقات داشتهایم و این در حالی است که در سال ۹۰ این تعداد به یکهزار مورد رسیده است.
صندوق صدقات دیجیتالی در سال گذشته در دستور کار کمیته امداد قرار داشت امسال در اکثر استان ها گسترش پیدا میکند به طوری که این طرح در تهران نیز اجرا خواهد شد.
معاون مشارکتهای مردمی کمیته امداد ادامه داد: در چند ماهه آینده صندوقهای صدقات سنتی در برخی از معابر تهران جمعآوری میشوند و به جای آنها صندوق صدقات دیجیتالی نصب میشود. صندوق صدقات دیجیتالی با مکانیزمی شبیه سامانههای خودپرداز در اماکن عمومی سراسر کشور تا پایان سال جاری قرار خواهد گرفت و هزینه تمامشده هر یک از این صندوقها یک میلیون تومان است.
البته طرح صندوق صدقات دیجیتال از چند سال پیش مطرح شد و با امضای تفاهمنامه ای میان کمیته امداد امام خمینی و بانک انصار کار خود را آغاز کرد. با نصب این سامانه در سراسر کشور مردم می توانند کمک های نقدی خود را به کمیته امداد امام خمینی از طریق این صندوقها به صورت دیجیتالی و با کارتهای اعتباری پرداخت کنند. با استفاده از این طرح از اتصال صندوق های دیجیتالی به شبکه شتاب و دریافت وجه نقد اعم از مسکوکات و اسکناس به عنوان فازهای آینده این پروژه امید می رود .این صندوقها در حال حاضر در شعب بانک انصار نصب شده است و به تدریج در تمامی معابر نیز نصب خواهد شد.
مبلغ هر بار صدقه از طریق کارتهای الکترونیکی ۵۰ تومان است و برای استفاده از این صندوقهای الکترونیکی مردم باید به شعب بانک انصاردر سراسر کشور مراجعه کنند و کارتهای اعتباری احسان و انفاق را که حداقل دو هزار تومان و حداکثر پنج هزار تومان موجودی دارد تهیه کنند. این کارتهای دیجیتالی یکبار مصرف نبوده و قابل شارژ شدن است و دستگاه قابلیت اعلام موجودی در هر بار استفاده را نیز داراست.
میرحسین: زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند و این مساله در سراسر کشور ما موج پیدا کرد و بر اساس چنین تصوری ایده راه سبز امید شکل گرفت.
کلمه: نامش حسین است و چون از خاندان سادات است میرش نام نهادند ساده است و بی آلایش. هر جا می رود مردم پذیرایش می شوند. صلی علی محمد یار امام خوش آمد.
گفتی انقلابی که خانه در قلب مردم دارد، هرگز پایان نمی پذیرد. آمدی باز ما را زنده کردی. چه ساده و بی آلایش. همانگونه که به میان مردم رفتی در ۱۲ بهمن و همراهشان شدی. باز به میان مردم رفتی و آنان چه صمیمی با تو سخن گفتند. می گفتی در میان مردم که هستی امام را بهتر می بینی.
پرچم سبز شد نشانمان. کرامت های انسانی را بر انگیختی و باور داشتی که می توان بر روی ایمان مردم جهت تحول و تغییر حساب کرد. گفتی که امید به آینده ای بهتر یکی از مهمترین سرمایه های بشری است. بذر امید را دلمان کاشتی.
شال سبز را بر گردن خود آویختی و گفتی که همه ما برای این نشان سبز مسئولیت داریم. مسئولیتی بزرگ “پایبندی به عدالتی که اهل بیت مروج آن بودند.”
همزمان با سفر احمدی نژاد به پکن، در جریان حمله ماموران پلیس چین به یک دبستان اسلامی در منطقه سین کیانگ در غرب این کشور، دوازده دانش آموز زخمی شده و به بیمارستان انتقال یافته اند.
تاکنون بارها پلیس چین به مسلمانان حمله کرده است ولی تاکنون دولت احمدی نژاد به آن واکنش نشان نداده است. این در حالی است که بالاترین سطح واردات کالا از پکن است.
در حال حاضر ۴۰ میلیون مسلمان در استانهای شینجیانگ، گانسو، نینگشیا و چینگهای زندگی میکنند.
رسانه های دولتی چین گفته اند که در جریان عملیات پلیس برای آزادی چندین دانش آموز که بر خلاف میل والدینشان مجبور به تحصیل در این دبستان شده بودند، افرادی در داخل مدرسه به سوی ماموران پلیس مواد آتش زا پرتاب کردند.
به گزارش بی بی سی، در مقابل، یک گروه مدافع حقوق اقلیت مسلمانان ایغور در چین گفته است که پلیس برای متفرق کردن دانش آموزان شش تا ده ساله این دبستان، از گاز اشک آور استفاده کرد.
دولت چین به ندرت برای تاسیس مدارس دینی به خصوص در سطح ابتدایی مجوز می دهد و ظاهرا در دبستانی که هدف حمله قرار گرفت، قرآن تدریس می شد.
درگیری و اختلاف میان حکومت کمونیستی چین با مسلمانان تازگی ندارد. خشونت های اعمال شده از سوی چین علیه مسلمانان این کشور ریشه ای عمیق و به درازای عمر طولانی سکونت مسلمانان در بخش هایی از سرزمین پهناور چین دارد و این همزیستی گاه مسالمت آمیز و گاه توام با خشونت بوده و بارها موجب درگیری هایی میان جامعه مسلمانان این کشور با حکومت مرکزی پدید آمده است.
چین در دهه های گذشته ثابت کرده است که جز اعمال حکومت متمرکز با سیاست های واحد و لایتغیر، ساختاری دیگر را نمی پذیرد و حاضر به اعطای آزادی های مدنی و سیاسی و به مشارکت گرفتن اقلیت های مختلف در بدنه سیاسی کشور نیست. نظام کمونیستی این کشور که توسط حزب حاکم هدایت و حمایت می شود، با هرگونه خواسته های فرهنگی بومی و تمایلات قومی مخالف بوده و همواره به بهانه تلاش اقلیت ها برای کسب خودمختاری یا تجزیه کشور چین، با حامیان و رهبران آنها در نزاع به سر برده و شرایط پلیسی و امنیتی را بر ایشان حاکم کرده است.
بسیاری از زندانیان چین را کسانی تشکیل می دهند که برای کسب حقوق شهروندی اقلیت ها که دارای تنوع و تکثر فرهنگی و مذهبی هستند، صدای خود را بلند کرده و به طرح مشکلات و موانع خود در راه رسیدن به دموکراسی و حقوق شهروندی پرداخته اند.
آخرین بار دو سال پیش و تقریبا مقارن با حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ در ایران بود که اوضاع در چین نیز برآشفته شد و مسلمانان استان سین کیانگ توسط حکومت مرکزی سرکوب شدند و شدت خشونت ها صدای اعتراض کشورهای اسلامی را درآورد. در درگیری آن سال میان نیروهای پلیس و اقلیت مسلمان اویغور در استان سین کیانگ، ۲۰ نفر کشته شدند. کنگره جهانی اویغور درباره آن حادثه توضیح داد: فوران خشم مردمان نژاد اویغور که خواستار پایان سرکوب گری ها و فشار علیه اقلیت مسلمان این منطقه هستند، عامل شروع تظاهرات ضد دولتی بوده است.
منطقه مسلمان نشین سین کیانگ چین از سال ۲۰۰۹ شاهد درگیری و ناآرامی ها در پی بروز اختلافات بین نژاد غالب مردم چین (هان) و قوم اویغور در شهر ارومچی بوده است که در این درگیری های قومی حدود ۱۴۰ نفر کشته و بیش از ۸۰۰ نفر زخمی شده اند.
دیروز یکی از مرکز اطلاع رسانی حقوق بشر و دموکراسی مستقر در هنگ کنگ خبر داد که درگیری هایی بین مسلمانان محلی و حدود هزار پلیس مسلح در منطقه نینگ سیاهوی (Ningxia Hui) رخ داده است. این درگیری ها پس از آن آغاز شد که پلیس مسلح بازسازی یک مسجد مسلمانان را غیرقانونی اعلام و آن را تخریب کرد.
هوی ها یکی از گروه های اقلیت مسلمان در چین به شمار می روند که در منطقه نینگ سیاهوی سکونت دارند. گفته می شود تخریب این مسجد موجب اعتراض مسلمانان شد و پلیس نیز به سمت معترضان مسلمان آتش گشود که در جریان این اتفاق دو نفر کشته و حدود پنجاه تن زخمی شدند.
پیش از این پلیس برای سرکوب تظاهرکنندگان اقلیت مسلمان هوی در روستای تاوشان (Taoshan) شهرک هکسی (Hexi) از گاز اشک آور، کارد و باتوم استفاده کرده است.
همزمان با برگزاری جلسات کارشناسی گروه ۵+۱ رویترز ادعا کرد که یک شرکت عمده ارائه دهنده خدمات تلفن همراه در ایران تحریم تجاری ایالات متحده علیه ایران را نقض کرده است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی ادعا کرده است که شرکت تلفن همراه ایرانسل موفق شده است با وجود تحریم تجاری و مالی ایالات متحده، مقادیری تجهیزات را از شرکت های آمریکایی سان میکروسیستمز Sun Microsystems ، هیولیت-پاکارد Hewlett-Packard و شرکت سیسکو سیستمز Cisco Systems خریداری کند.
براساس قوانین آمریکا راجع به تحریم جمهوری اسلامی، شهروندان و شرکت های آمریکایی مجاز به ارتباط مالی و معامله تجاری با ایران مگر در زمینه اقلام بشردوستانه نیستند و برای شهروندان و شرکت های آمریکایی که این قوانین را نادیده بگیرند مجازات های سنگینی پیش بینی شده است.
به گزارش بی بی سی، شرکت ایرانسل که بخش عمده ای از بازار تلفن همراه در ایران را در اختیار دارد، به عنوان یک شرکت سهامی خصوصی به ثبت رسیده و به گفته رویترز، ۵١ درصد از سهام آن متعلق به شرکت گسترش الکترونیک ایران و ۴٩ درصد سهام نیز متعلق به شرکت ام تی ان، یک شرکت آفریقای جنوبی است.
شرکت گسترش الکترونیک ایران یک شرکت ایرانی است و سهامداران آن عبارتند از بنیاد مستتضعفان، و شرکت صنایع الکترونیک ایران (صا ایران) که ظاهرا به وزارت دفاع ایران وابسته است.
به گزارش رویترز، در جریان خرید اقلام آمریکایی توسط شرکت ایرانسل، تعدادی شرکت مستقر در ایران و سایر کشورهای خاورمیانه نقش واسطه را ایفا کردند و توانستند بدون جلب توجه مقامات آمریکایی، برخی تجهیزات مورد نیاز شرکت ایرانی را خریداری و به ایران حمل کنند.
این خبرگزاری به نقل از یکی از کارکنان ارشد سابق شعبه ام تی ان در تهران، شرکت مادر را نیز به آگاهی از این معاملات متهم کرده اما پل نورمن، سخنگوی ام تی ان گفته است که “تا آنجا که ما مطلع هستیم، هیچیک از کارکنان این شرکت به طور مستقیم یا غیرمستقیم در صدد خرید تجهیزات مورد استفاده شرکت ایرانسل نبوده و چنین تجهیزاتی را به نحوی که مغایر قوانین تحریم ایالات متحده باشد به دست نیاورده است.”
تکذیب شرکتهای آمریکایی
وی با یادآوری اینکه شرکت ام تی ان سهامدار جزء شرکت ایرانسل بوده و در نتیجه، مدیریت آن را در دست ندارد، افزوده است که ام تی ان “به اجرای تحریم های ایالات متحده علیه ایران متعهد است و به همین منظور هم در حال حاضر با دولت ایالات متحده و مشاوران حقوقی بین المللی در این زمینه همکاری لازم را دارد.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود می افزاید که شرکت آفریقای جنوبی از اظهار نظر درباره فهرستی از کارکنان ارشد شرکت که گفته می شود در شکستن تحریم آمریکا علیه ایران نقش داشته اند خودداری ورزیده است.
در واکنش به گزارش دستیابی ایرانسل به تجهیزات آمریکایی، شرکت های آمریکایی مذکور در گزارش رویترز اعلام کردند که از چنین معامله ای آگاهی نداشته اند.
شرکت سیسکو گفته است که این شرکت کاملا از قوانین آمریکا تبعیت می کند و در تمامی قراردادهایی که منعقد می کند، از طرف قرارداد می خواهد تا این قوانین را به طور کامل رعایت کنند و افزوده که تا کنون هیچ مدرکی حاکی از ارتباط کارکنان سیسکو با فروش تجهیزات این شرکت به ایران به دست نیامده است اما این موضوع همچنان در دست بررسی است.
سخنگوی شرکت هیولیت-پاکارد نیز تاکید کرده که قراردادهای مربوط به توزیع اجناس تولیدی این کشور مشخصا فروش این اقلام به ایران را منع می کند و افزوده است که “تبعیت از قوانین و مقررات تجاری آمریکایی و بین المللی حائز اولویت انکارناپذیری برای شرکت است.”
گزارشگر رویترز با استناد به اظهارات یکی از کارکنان ارشد سابق شعبه ام تی ان در تهران گفته است که شرکت ایرانسل برای دستیابی به تجهیزات تحت تحریم، تعدادی شرکت تجاری به ظاهر مستقل را تاسیس کرده و همچنین از شعبه های برخی شرکت های منطقه ای در ایران برای این منظور استفاده برده است.
مقامات ایرانسل هنوز در این مورد اظهار نظری نکرده اند.
فرماندار زابل از توفان گرد و خاک، شنهای روان و غلظت ریزگردها که طی چند روز گذشته کیفیت هوای این شهرستان را بهشدت کاهش داد خبر داد و اعلام کرد این گرد و خاک ۱۱۰ نفر را راهی بیمارستان کرد.
«حسین کیخا» در خصوص شهروندان آسیبدیده این شهر به ایرنا گفت: «این تعداد شهروند آسیبدیده به علت مشکلات تنفسی ناشی از آلودگی و ذرات معلق در هوا به ۱۵ مرکز درمانی زابل مراجعه کردند که ۱۰ نفر از آنها به دلیل نامطلوب بودن وضعیت جسمانی و مشکلات حاد ریوی هماکنون بستری هستند. هم اینک سه گروه امداد و نجات با ۱۸ نفر نیرو در محورهای پررفتوآمد شمال سیستان و بلوچستان مانند سفیدآبه، نهبندان و شهر سوخته، به مسافران در معرض آسیب توفان گرد و خاک، خدماترسانی میکنند.»
همچنین مدیرکل اداره محیط زیست سیستان و بلوچستان از سرعت صد کیلومتر در ساعت توفان خبر داد و اعلام کرد این توفان میزان ریزگردها را در هر مترمکعب هوای منطقه سیستان به ۱۷۶۰ میکروگرم معادل ۱۲ برابر حد استاندارد رسانده است. زمان طبیعی توفانهای ۱۲۰ روزه سیستان که شهرت جهانی دارد، به دلیل خشکیدن دریاچه هامون طی سالهای اخیر به ۱۸۰ روز در سال افزایش یافته است.
معصومه آباد، دبیر کمیته سلامت شورای شهر تهران هم در خصوص مخاطرات جدی ریزگردها برای سیستم تنفسی به مهر گفت: «ریزگردها میتوانند زمینه ورود میکروارگانیزمها را به سیستم تنفسی تشدید کرده و مخاطرات جدی برای سیستم تنفس ایجاد کنند.»بحث ریزگرد شاید مهمترین بحث نشست دیروز محسوب میشد اما تنها بحث آن نبود و ریاست سازمان به مسائلی چون ابهام بیماری آهوهای اهدایی به قطر و ببر ماده بیمار هم پرداخت.
مناظره میرحسین موسوی: دولت بر خلاف نص صریح قانون ۸ ماده ای امام است که مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم می کند و برخی را به خود جذب می کند و فرد دیگری را خلاف صریح خود می داند و دیگری را از فرد دیگری جدا می کند.
الهه کولایی در خصوص ارزیابی اش از مجلس ششم می گوید: اگر ابن مجلس به طور کامل موفق بود، ما شاهد شکل گیری مجالس هفتم و هشتم نبودیم. اما بی تردید تلاش های گسترده آن سبب شد تا در تاریخ پارلمان در ایران جایگاهی برتر پیدا کند. به هر حال ما همواره دچار افراط و تفریط هستیم و به قول آقای خاتمی جو زده می شویم.
وی در ادامه می گوید که نمایندگان آن دوره وظیفه هایی را برعهده گرفته بودند که با ظرفیت پارلمان ایران هماهنگی نداشت.
مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم که با خبر آنلاین گفت و گو می کرد، یکی از مشکلات آن مجلس را سیاست زدگی می داند که با توجه به شرایط اجتماعی امری طبیعی بود زیرا سیاست به دغدغه اصلی همه مردم ایران تبدیل شده بود. البته کولایی از این مساله گله دارد که مجلس ششم دستاوردهای بسیار زیادی دارد و این بی انصافی است که این دستاوردها نادیده گرفته شود و فقط کارهای به نتیجه نرسیده مطرح شود.
نزدیک به ۱۲ سال پیش مجلس ششم کار خود را آغاز کرد آیا پیش از شروع به کار مجلس، برای شکل گیری فراکسیون اکثریت جلسات هماهنگی برگزار شد؟
کاندیداهای حزب مشارکت مانند همه احزاب در کشورهای پیشرفته، پیش از آغاز به کار مجلس نشست هایی را به منظور هماهنگی در حوزه های مختلف، برگزار کرده بودند. این نشست ها حول محور مسائل مورد علاقه و اهداف حزب تشکیل می شد. در این نشست ها، برنامه های موردنظر که در چارچوب قانون اساسی قابلیت اجرا داشت، مورد بررسی قرار می گرفت. برای این منظور نشست ها و جلسات متعددی برگزار شد. با تشکیل مجلس، افراد با حضور در کمیسیون های مختلف، برنامه جامع و اهداف ذکر شده در مرامنامه حزب را دنبال می کردند البته نمایندگان حزب مشارکت بخشی از فراکسیون دوم خرداد و گروههای اصلاح طلب مجلس ششم بودند. مجموع گروه های اصلاح طلب، رایزنی گسترده ای را انجام می دادند. نمایندگان با حضور در این نشست ها، پیش از تشکیل مجلس ششم با هم هماهنگی هایی را ایجاد کردند. آشنایی با دیدگاه های نمایندگان سبب شد بهتر بتوانند هدف های تعیین شده حزب به منظور اصلاح همه جانبه شرایط کشور و تحقق آرمان های انقلاب اسلامی را ترسیم کنند. قابل یادآوری است که بیش از نیمی از نمایندگان به خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران انقلاب اسلامی بودند و در پی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و پیشبرد مردم سالاری بودند.
نمایندگان برای عینیت بخشیدن به اهدف خود فراکسیون ها را تشکیل دادند. در این راستا چه شاخص هایی مورد توجه نمایندگان قرار گرفت؟
نمایندگان عضو فراکسیون دوم خرداد از تخصص ها و مهارت های گوناگونی برخوردار بودند. این فراکسیون ها با توجه به تحصیلات، تجربه و ظرفیت های این افراد تشکیل شد. این نمایندگان به همین دلیل در کمیسیون های مختلف مشغول فعالیت شدند. در مجلس ششم بحث های فراوانی صورت گرفت تا مشخص شود که چه فردی در چه کمیسیونی بهتر می تواند موثر باشد.
آیا نمایندگانی که به مجلس راه یافتند برنامه جامع و کاملی داشتند؟
نمایندگانی که به عنوان اصلاح طلب وارد مجلس ششم شدند از یک برنامه واحد برای اجرایی کردن اهداف گوناگون خود برخوردار نبودند. این نمایندگان بر اساس یک سری کلیات و اهداف کلی که در فصول مختلف قانون اساسی تحت عنوان حقوق ملت به عنوان آزادی های مشروع مورد توجه قرار گرفته بود، کار خود را شروع کردند. این نمایندگان برنامه منسجمی که از پیش طراحی شده باشد، نداشتند. به عبارت دیگر هرکسی از ظن خود اصلاحات و برنامه اجرای آن را در نظر داشت. ضعف نهادهای مدنی از عوامل مهم این تشتت بود.
شما در سخنان خود به حضور نمایندگان در فراکسیون های مختلف با توجه به تخصص و تحصیلات اشاره کردید اما در همین کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم ما شاهد حضور آقای تاجرنیا و خانم حقیقت جو بودیم در حالیکه خانم حقیقت جو از تحصیلات در رشته مشاوره و آقای تاجرنیا یک دندانپزشک بود، حضور این افراد تا چه حد با این سخنان حضرتعالی هماهنگی داشت؟ چون نه از تحصیلات مرتبط و نه تجربه کافی در این حوزه برخوردار نبودند؟
خانم حقیقت جو در کمیسیون آموزش عالی بودند ولی آقای دکتر تاجرنیا در این کمیسیون فعالیت می کردند. با اینکه انتظار می رفت افراد در حوزه های تخصصی خود فعالیت کنند، ولی فعالیت مجلس هم مانند جامعه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی شکل می گرفت. بر این اساس بسیاری از نمایندگان در جایگاه تخصصی خود نبودند، زیرا وزن عنصر سیاست در کشور ما همواره دیگر وجوه را به سایه برده است. مجلس هم مانند جامعه بود.
به جز فراکسیون مشارکت چه فراکسیون های دیگری تشکیل شدند؟
با توجه به فضای کشور در سال ۷۸، شمار قابل توجهی از افراد این لیست در دور اول انتخابات رای آوردند(۸-۲۷ نفر). بیشتر نامزدهای تعیین شده از فراکسیون دوم خرداد در انتخابات مجلس ششم رای آورده بودند. در این میان ،مشارکت تنها بخشی از این فراکسیون دوم خرداد بود. در کنار فراکسیون حزب مشارکت، فراکسیون همبستگی و مجمع روحانیون مبارز نیز حضور داشت. در فراکسیون دوم خرداد اعضای موثر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون عضو بودند. هریک از این احزاب، جلسات حزبی خود را برگزار می کردند، اما در داخل مجلس، این افراد در درون فراکسیون دوم خرداد تعریف می شدند. این اعضا با توجه به یک سری قواعد نانوشته، با هم همکاری نزدیکی داشتند. این جریان نوپا تلاش داشت تا اهداف کلی جنبش اصلاحات، مطالبات مردم در جهت رشد و توسعه کشور، اعتمادسازی در سیاست خارجی را محقق کند. با آغاز مجلس ششم، برای نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی، فراکسیون زنان نیز تشکیل شد، پیش از آن فراکسیون زنان وجود نداشت. به دنبال تشکیل این فراکسیون، فراکسیون محیط زیست، فراکسیون ایثارگران و فراکسیون های متعدد دیگری که برخی از نمایندگان را دور هم جمع می کرد، تشکیل شد. فراکسیون زنان، یکی از فعالترین کمیسیون های مجلس ششم بود که توانست مطالبات زنان را مطرح و پیگیری کند و علاوه بر این اهداف کلی جنبش اصلاحات را دنبال می کرد.
الان برخی از نمایندگان اقلیت مجلس ششم در مصاحبه های خود به این مساله تاکید می کنند که فراکسیون مشارکت به سایر فراکسیون ها بخصوص فراکسیون اقلیت اجازه عرض اندام نمی داد. شما نظراتی از این دست را با توجه به اینکه حضور فعالی در مجلس داشتید قبول دارید؟
فراکسیون مشارکت با حدود ۱۲۰ نماینده توانسته بود که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس را گردهم جمع کند. این فراکسیون در مقایسه با فراکسیون احزاب دیگر از وزن قابل توجهی برخوردار بود. به همین دلیل، طبیعی به نظر می رسد که این فراکسیون بخواهد برای پیشبرد دیدگاه ها و اهداف از ظرفیت خود نهایت استفاده را بکند. اما باید به این نکته توجه داشت که رای اکثریت نمایندگان، تعیین کننده است. فراکسیون دوم خرداد، فراکسیونی بود که در نهایت در آن تصمیم گیری های کلان صورت می گرفت، بنابراین فراکسیون اقلیت نمی توانست تاثیری در تصمیم گیری های مهم داشته باشد، بلکه تلاش داشت تا اهداف خود را ضمن ائتلاف با احزاب دیگر پیش ببرد. این امری بسیار طبیعی است که اکثریت به دنبال پیشبرد دیدگاه های خود باشد. البته این نکته را باید مورد توجه قرار داد که در کشور ما ساز و کار فراکسیونی به عنوان یک تجربه جدید هنوز نهادینه نشده و ما این تجربه را به عنوان تجربه پایدار نداریم. بنابراین قواعد حاکم بر احزاب در درون فراکسیون یک قواعد نامشخص است که همواره بی ثبات بوده است. زیرا دوره مجلس چهار ساله بوده و در این فرصت اندک این امکان فراهم نمی شود که قواعدی تعریف شود. مشکل اساسی از آنجا نشات می گیرد که مجلس در کشور، پشتوانه حزبی ندارد. در کشورهای پیشرفته، مجلس با پشتوانه احزاب شروع به کار می کند و در مجلس رفتارهای فراکسیونی نمود می یابد. اما در کشور ما رفتار حزبی یک رفتار مقطعی و زودگذر است.
آیا در مجلس ششم اقلیت می توانست حرف بزند؟
نمایندگان اقلیت هم به عنوان بخشی از نمایندگان فعالیت داشتند، زیرا اقلیت با وجود برخورداری از تعداد کم، ازسوی نهادهای دیگر قدرت در خارج از مجلس، بسیار مورد حمایت قرار می گرفتند. اقلیت به اشکال مختلف فعالیت کرده و از حمایت های خارج از پارلمان برخوردار بود و سعی می کرد که دیدگاه های خود را به اشکال مختلف پی گیری کند. این نکته را به خاطر داشته باشید که جریان های افراطی در کشور، از راست و چپ در تمام مقطع های زمانی در جریان تحولات سیاسی اثر گذار بوده اند. این ربطی به اقلیت و اکثریت در مجلس ندارد و این قاعده در بسیاری از موارد مصداق داشته است.
آقای حدادعادل در دوران مجلس ششم نماینده فعالی بود؟
در حدی که می توانست فعال بود. اقلیت در مجلس ششم سعی می کرد که تاثیر گذار باشد. ایشان نمی توانست به عنوان لیدر اکثریت تلاش کند اما به عنوان لیدر اقلیت تلاش هایی را انجام داد، اما در کل فرد فعالی نبود.
بعضی از صاحبنظران بر این باورند که آقای حدادعادل به عنوان عضو اقلیت بهتر می توانست با اصلاح طلبان تعامل داشته باشد و با آنها بر روی موضوعات مشترک توافق کند در حالیکه آقایان قربانی و امامی از کوهدشت فاقد این پتانسیل بودند و اصلا امکان نداشت که اصلاح طلبان بتوانند با آنها رایزنی کنند این ارزیابی را چقدر قبول دارید؟
در اصل راه ارتباط از ابتدا بسته بود. متاسفانه راه تعامل در درون برعکس توفیق ها در سیاست خارجی بسته ماند. این غفلتی بسیار پرهزینه بود که با وجود برخی پیگیری های عناصر میانه رو، به نتیجه نرسید و لطمات سنگینی بر جنبش اصلاح طلبی وارد کرد.
برخی از منتقدان مجلس ششم تصریح دارند که مجلس ششم نگاهی به آینده نداشت و بیشتر تلاش داشت تا اهداف دولت اصلاحات را پیش ببرد. به طور مثال مجلس ششم طرح ها و لوایحی را مطرح می کرد که موجب حساسیت و مقاومت می شد کما اینکه طرح اصلاح قانون مطبوعات می توانست در یک بازه زمانی طولانی تر مطرح شود اما اصرار در طرح آن موجب شد تا حساسیت های زیادی ایجاد شود و در نهایت این طرح مسکوت گذاشته شد. به همین دلیل بسیاری مجلس ششم را سیاست زده می دانند.
مجلس ششم در شرایطی شروع به کار کرد که فضای کشور سیاست زده بود و این ربطی به مجلس ششم ندارد. مجلس ششم نماد مردم بود و در یک فضای سیاست زده شروع به کار کرد بنابراین من کاملا با شما موافق هستم. به عبارت بهتر نوع فعالیت سیاسی مجلس، در چشم بود اما مجلس ششم به هیچ وجه مجلسی نبود که فقط به سیاست بپردازد. اگر شما عملکرد کمیسیون های مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را مورد بررسی قرار دهید، متوجه می شوید که مجلس ششم چه دستاوردهایی داشته است. حجم فعالیت های مجلس ششم نشان می دهد که بخشی از فعالیت این مجلس، به امور سیاسی اختصاص پیدا می کرد. در حالیکه مجلس تلاش داشت، خواسته های مردم را محقق کند اما نکته مهم این است که جامعه ما بسیار سیاست زده بود. به خاطر دارم که خبرنگاران زیادی با من به عنوان مخبر کمیسیون امنیت ملی بسیار تماس می گرفتند، من به آنها می گفتم که چرا با مخبر سایر کمیسیون ها هم تماس نمی گیرید. علت این رویکرد را باید در شرایط حاکم جستجو کرد زیرا شرایط جامعه و افکار عمومی تمرکز زیادی بر روی مسائل سیاسی داشت. بسیاری از نمایندگان نیز راه حل مشکلات موجود را در حل مسائل سیاسی می دیدند در حالیکه تمام مشکلات کشور در حوزه سیاست خلاصه نمی شود.
شما بر این باورید که برخی از نمایندگان مجلس ششم یک نگاه آرمانی و غیر واقع گرایانه به امور کشور داشتند؟
این نکته که شما اشاره کردید فقط به مجلس محدود نمی شد، زیرا در جامعه نیز این نگاه حاکم بوده است. مردم بارها کلمه اصلاحات را تکرار می کردند اما از این نکته غافل بوده اند که اصلاحات یک روند تدریجی است. بنابراین این فرایند یک شبه محقق نمی شود. این فضا به تبعیت از جامعه، در مجلس نیز وجود داشت. برخی این تصور را داشتند که می توان به سرعت شرایط را متحول کرد و یک شبه تغییراتی را ایجاد کرد. در حالیکه این سرعت با ذات تغییرات اجتماعی همخوانی نداشته است. این نکته را مورد توجه قرار دهید که عملکرد کمیسیون امنیت ملی بیشتر در رسانه ها نمود پیدا می کرد اما به کمیسیون های دیگر توجه کافی نمی شد. این ضعف به جامعه برمی گشت که بیشتر عملکرد این کمیسیون را مورد توجه قرار می داد که بنا بر وظایف خود باید به مسائل سیاسی و دیپلماسی پرداخت و از توجه به سایر کمیسیون ها غفلت می کرد و در حالی که تلاش های زیادی در سایر کمیسیون ها برای تحقق اهداف جامعه صورت می گرفت.
ما در مجلس ششم شاهد این بودیم که برخی از طرح ها از دستور کار خارج می شد یا اینکه مسکوت گذاشته می شد. فکر می کنید این مشکل به نوع نگاه نمایندگان ربط پیدا می کرد یا اینکه مشکل به ساختار حقوقی کشور ارتباط پیدا می کرد؟
باید ظرفیت های واقعی جامعه با ظرفیت واقعی همه ساختارهای اجتماعی امکان سازگاری پیدا کند. به نکات و طرح هایی اشاره می شود که مدتها در شورای نگهبان ماند و تصویب نشد در حالیکه می توانید به انبوهی از مصوبات، طرح ها و لوایحی اشاره کنید که بسیار هم اثر گذار بود و زمینه را برای تحولات بعدی فراهم کردند. منتها متاسفانه در ارزیابی عملکرد مجلس ششم بیشتر به کارهای انجام نشده اشاره می شود در حالیکه کارهای بزرگی در مجلس ششم صورت گرفت. در حوزه مسائل زنان اقدامات مجلس ششم بسیار درخشان بود، اصلاحات مهمی در حوزه خانواده انجام شد. همچنین اقداماتی در مورد تقویت نهادهای اجتماعی صورت گرفت. فعالیت های که در این دوره انجام شد در کنار فعالیت های نظارتی این مجلس، توانست سهم به سزایی را در بهبود شرایط کشور ایفا کند.
شما از اقدامات و دستاوردهای مجلس ششم دفاع می کنید اما منتقدان سخنانی مطرح می کنند که این مجلس دستاوردی برای حل مشکلات مردم نداشته است کما اینکه قانون ساماندهی تشکل ها در مجلس هفتم به سرانجام رسید.
این دستاوردها به دلیل فضای تبلیغاتی، سیاست زدگی، محور قرار گرفتن رقابت های شدید سیاسی دیده نشده است، زیرا بسیاری به جای تامین منافع ملی به منافع شخصی توجه دارند. البته این مجلس نیز همانند تمام نهادهای انسانی مشابه، اشتباهاتی را مرتکب شد، اما در مجموع دستاوردهای بسیار خوبی را بدست آورد. به طور مثال قانون حضانت اطفال در مجلس ششم اصلاح شد که گام بسیار بزرگی محسوب می شود و توانست بسیاری از مصائب خانواده ها، مادران و کودکان را برطرف کند. متاسفانه به این مسائل توجه کافی نمی شود و بیشتر به آنچه که انجام نشده است، پرداخته می شود. به هرحال در تمام شرایط می توان گام هایی را برای حل معضلات برداشت، هرچند با توقعات ما فاصله داشته باشد.
شما میزان سیاست زدگی مجلس ششم نسبت به اجتماع را بیشتر می دانید یا کمتر؟
مجلس هم مثل جامعه سیاست زده بود. نمایندگان در حوزه های مختلف فعالیت می کردند اما تنها بخش سیاسی فعالیت نمایندگان بازتاب پیدا می کرد. جامعه ما به مسائل سیاسی بیش از مسائل دیگر توجه نشان می دهد.
آقای احمد ناطق نوری در مصاحبه ای اعلام کرد که مجلس ششم موجب شد که مجلس هفتم وهشتم شکل بگیرد.
تحولات رخ داده در جامعه بستر ساز شکل گیری وقایع آینده است. در واقع شدت و حدت حرکت های اجتماعی مقاومت های خاص خود را ایجاد می کند. طبیعی است که در جامعه ای مانند ایران حرکت های رفت و برگشتی از این دست صورت بگیرد. این مساله پدیده جدیدی نیست اما میزان مخالفتی که با مجلس ششم وجود داشت و در نهایت اتفاق های پایانی مجلس ششم را رقم زد و منجر به تحصن و استعفای نمایندگان شد که در ترکیب مجلس هفتم موثر بود. استعفا حتما بر ترکیب مجلس هفتم تاثیر داشته است، تردیدی در این ارزیابی وجود ندارد. سرعت تغییر و تحول منجر به واکنش هایی شد که نمونه آن را در مجلس هفتم می توان مشاهده کرد. مجلس هفتم در اولین اقدام خود تثبیت قیمت ها را در یک حرکت نمایشی به تصویب رساند و روند افزایش تدریجی قیمت ها متوقف شد. در حالیکه در ارزیابی ها مشخص شد که این اقدام صرفا یک حرکت سیاسی بوده است. رقابت سیاسی چنین رفتارهایی را شکل داد، در حالیکه باید رفتارها بر اساس منافع ملی و نه گروهی وشخصی تنظیم شود. اگر مجلس هفتم نسبت به این مصوبه با هدف تامین منافع ملی می نگریست، آیا امکان داشت باز طرح تثبیت قیمت را مصوب کند؟ این واکنش ها به این دلیل انجام شد که صرفا از چارچوب ملاحظات سیاسی مسائل مورد بررسی قرار می گیرد و کمتر به تاثیر این تصمیم گیری ها به منافع مردم توجه می شود. در نهایت بار دیگر باید به این مساله اشاره کرد که برنامه منسجمی هنگام ورود به مجلس وجود نداشت و در عین حال افراط و تفریط هایی هم به وجود آمد.
این کنش ها و مخالفت ها به این دلیل نبود که مجلس ششم دقیقا بر نکاتی دست می گذاشت که پاشنه آشیل محسوب می شد؟
مجلس ششم وظیفه ای را برعهده گرفته بود که با وضعیت و ظرفیت پارلمان در ایران تطبیق نداشت. نمایندگان به عنوان بخشی از نهاد قانوگذاری در کنار شورای نگهبان می توانستند قوانین را اصلاح کنند. در واقع شما مجموعه ای از نمایندگان را دارید که می خواهند به سرعت مطالبات مردم را محقق کند. در کنار آن نهادی به نام شورای نگهبان وجود دارد که اندیشه های محافظه کارانه را نمایندگی می کند و در برابر سرعت تحولات مقاومت می کند. این سرعت باید به گونه ای تنظیم می شد که دو طرف به یک تعادل برسند. فشارهای اجتماعی بر نمایندگان بسیار سنگین بود و به همان اندازه هم مقاومت شدید بود. این تعادل در جامعه ما هیچگاه وجود نداشته است. این جدال همواره در جامعه وجود داشته است. جامعه ایرانی همواره با این تناقض بزرگ مواجه بوده است. بسیاری از اقشار جامعه خواستار تحول سریع هستند و زودتر می خواهند مسیر رشد و نوسعه را طی کرده و به سطح جهانی برسند، اما بخش هایی از جامعه به شدت در برابر این تحول خواهی مقاومت می کنند. مجلس ششم عرصه این تقابل بود .
در همین مجلس طیف های گوناگونی وجود دارد از امامی نماینده کوهدشت تا فاطمه حقیقت جو وجود دارد.
بله، اینها واقعیت های جامعه ما بود که مجلس تمام طیف ها را در خود جای داده بود. این فقط وظیفه مجلس نیست بلکه همه نهادهایی درون حاکمیت باید تلاش کنند تا تناقض های موجود را حل کنند. جمعیت کشور ما بسیار جوان است که در واقع میراث انقلاب اسلامی محسوب می شود. این جمعیت جوان در حال حاضر وارد بازار کار شدند و مجلس ششم نیز با کورانی از تقاضاهای این جمعیت مواجه شد که به دلیل تن دادن به درخواست تغییرات سریع از سوی جوانان با مخالفت های شدید از درون نهادهای دیگر روبرو شد. مجلس هفتم و هشتم نیز بی تردید نتوانستند این تعادل را ایجاد کنند. نیاز جامعه ما فعالیت مجالس در کنار سایر قوا و نه جداگانه است تا بتوانند تقاضاهای جامعه را پیگیری کنند و بر اساس واقعیات اجتماعی این تغییرات را پیش ببرند. مجلس ششم تلاشی بود برای پیدا کردن راهکار هایی که این مشکلات حل شود .
آیا مجلس ششم موفق بود؟
اگر به طور کامل موفق بود،ما شاهد شکل گیری مجالس هفتم و هشتم نبودیم. اما بی تردید تلاش های گسترده آن سبب شد تا در تاریخ پارلمان در ایران جایگاهی برتر پیدا کند. به هر حال ما همواره دچار افراط و تفریط هستیم و به قول آقای خاتمی جو زده می شویم.
آیا امکان داشت که شما جلساتی با فراکسیون اقلیت داشته باشید؟
خیر! حداقل من به خاطر ندارم. البته در این زمینه تلاش هایی شد که بی نتیجه ماند. مثل دعوت فراکسیون زنان در ماههای پایانی، از زنان نماینده مجلس هفتم، که بی جواب ماند. این عیبی است که ما از آن رنج می بریم. ما همواره عادت داریم که خودمان حرف بزنیم اما عادت به شنیدن نداریم. این مساله فقط اختصاص به نمایندگان اقلیت مجلس ششم نداشت، اصولا ما عادت به شنیدن نداریم و رابطه ما سلسله مراتبی و عمودی می باشد. البته ما تازه داشتیم این روش را یاد می گرفتیم و تمرین می کردیم اما این فرصت گرفته شد.
مجلس ششم نتوانست جرم سیاسی با توجه به اینکه نسبت به آن دغدغه خاطر داشت را تعریف کند در این مورد چه ارزیابی دارید .
در این زمینه تلاش زیادی شد تا جرم سیاسی تعریف شود. اما واقعیت این است که تعریف جرم سیاسی به مناسبات قدرت برمی گردد. اینگونه نیست که با تعریف جرم سیاسی، مجرمان سیاسی از مجازات مناسب برخوردار شوند. این تقلیل دادن قانون به عاملی است که نمی تواند جامعه را در عالم واقع دگرگون کند. قانون از چنین توانی برخوردار نیست. می توان قانون حمایت از مجرمان سیاسی را داشت اما در جامعه ای زندگی کرد که مجرمان سیاسی به شدت تحت فشار قرار بگیرند. به صراحت می توان گفت که مشکل ما تعریف جرم سیاسی نیست. ما به کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق کودک پیوسته ایم، اما در همین جامعه کودکان به شدت مورد کودک آزاری قرار می گیرند. تصوری که ما در مورد قوانین داریم با واقعیت موجود همخوانی ندارد. مجلس ششم برای تصویب جرم سیاسی تلاش بسیاری کرد اما این تصور که در صورت تصویب جرم سیاسی، مجرمان سیاسی از حمایت لازم برخوردار می شوند، درست نیست. مشکل ما قانون نیست مشکل، اراده ای است که حاکم است. همچنانکه بسته شدن مطبوعات در بهار ۱۳۷۹ به استناد قانون مطبوعات نبود، بلکه با استناد قانون برخورد با اشرار مصوب سال ۱۳۳۹ صورت گرفت. مشکل ما فقط قانون نیست، بلکه مشکل مجری قانون است که روح حاکم بر قانون را باور ندارد. در برخی از موارد قانون به چماقی تبدیل می شود که علیه مردم به کار گرفته می شود. به نظر من مسائل بسیار ساده می شود و تصور می کنیم که مشکل ما نداشتن قانون است در حالیکه بسترهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی مناسب اگر وجود نداشته باشد آن قانون امکان اجرا پیدا نمی کند. قانون اساسی مشروطه هم نتوانست اجرا شود، در حالیکه قانون اساسی مشروطه، ظرفیت های خوبی به نفع مردم داشت یا اینکه بسیاری از مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی، با توجه به پتانسیل های خوب محقق نشده است. باید تلاش کنیم که این آرمان ها را محقق کنیم. البته قانون بسیار مهم است ولی نباید از نقش عوامل دیگر غفلت شود.
تحصن نمایندگان مجلس ششم در بهمن سال ۸۲ صورت گرفت آیا این امکان وجود نداشت که از طریق دیگری رایزنی صورت می گرفت؟
تلاش هایی شد، ولی نتیجه بخش نبود. ما در اصل توان و مهارت لازم برای گفت و گو و چانه زنی را نداریم و بیشتر سیاه و سفید به مسایل نگاه می کنیم. البته این ها ویژگی هایی است که عوامل پایدار تاریخی به آن شکل و تداوم داده است.
در مجلس ششم مدیریت آقای کروبی را چگونه ارزیابی می کردید کما اینکه ایشان همواره به تندروی برخی از دوستان اصلاح طلب انتقاد داشتند؟
ایشان در تعادل بخشیدن به مجلس بسیار کوشیدند، ولی در مجموع شرایط اجتماعی ایشان را یاری نکرد.
نماینده مردم الیگودرز در مجلس شورای اسلامی خطاب به احمدی نژاد گفت: بیکاری در استان لرستان و شهرستان الیگودرز بیداد میکند و بر اساس آمار و ارقام رسمی همواره رده اول تا سوم در فصول مختلف سال را داراست.
به گزارش خانه ملت، محمدتقی توکلی در نطق میان دستور خود در جلسه علنی امروز چهارشنبه ۱۷ خرداد مجلس شورای اسلامی، ضمن تسلیت به مناسبت سالروز رحلت حضرت زینب کبری (س) با اشاره به وضعیت منابع آبی کشور اظهار داشت: وضعیت منابع آبی کشور بسیار حساس است و محدودیت منابع آن با توجه به رشد جمعیت و روند رو به رشد توسعه کشور و استفاده ناصحیح از منابع محدود آن سبب بروز بحران و فجایع زیست محیطی و عمدتا چالشهایی را به وجود آورده است که مجلس شورای اسلامی باید فکر اساسی برای آن داشته باشد.
نماینده مردم الیگودرز در مجلس شورای اسلامی با اشاره به مشکلات طاقتفرسای استان لرستان تاکید کرد: این استان با برخورداری از منابع عظیم طبیعی امروز دست به گریبان مشکلات طاقتفرسایی شده است که رفع این مشکلات باید در دستور کار فوقالعاده مسئولان قرار گیرد.
وی با بیان اینکه لرستان در طول سالیان متمادی همواره کانون بیتوجهی مسئولان و کارگزاران بوده است، یادآور شد: رئیس هیات دولت بارها در سفرهای استانی به لرستان نگرانی و دغدغه به حق خود را در زمینه زدودن محرومیتها و عقبافتادگیهای استان ابراز داشتهاید اما با کمال تأسف باید عرض کنم که این نگرانی و دغدغه مورد توجه دولتمردان قرار نگرفته و تاکنون آثار جدی و عملی برای رفع این محرومیتها صورت نگرفته و مردم استان علیرغم همه شایستگیها، کماکان مورد بیمهری و کمتوجهی واقع شدهاند.
توکلی با اشاره به تصویب اختصاص ۲ درصد از اعتبارات بودجه عمومی دولت برای جبران عقبماندگی مناطق توسعه نیافته تصریح کرد: در سال گذشته سهم اختصاص یافته به استان لرستان که رقمی بالغ بر ۱۴۰۰ میلیارد ریال بود، به دلایل نامعلومی حتی یک ریال بودجه هم به آن ابلاغ نشد و اگر دلیل آن کمبود منابع مالی دولت بود، سؤال اینجاست که این چه برنامهریزی و عدالتمحوری است که کمبود منابع مالی دولت باید با کاهش سهم مناطق کمتر توسعه یافته تأمین شود و این مسئله تنها مورد بیمهری دولت و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی در حق استان محروم لرستان نبوده است.
احمد بخشی
آنچه این روزها در لیبی می گذرد نشان می دهد که تحلیل های اولیه در مورد تحولات لیبی دور از واقع نبوده است. وقتی حکومت معمر قذافی توسط شورشیان مسلح و با همکاری نیروهای ناتو از هم فروپاشید بسیاری ازتحلیل گران سیاسی چشم انداز تحولات پس از قذافی را چندان روشن ندیدند.
چنانچه انتظار می رفت فرایند دولت ملت سازی و نضج فرهنگ دموکراتیک در لیبی فرایند طولانی دارد. چرا که لیبی دارای جامعه ای قبیله ای است. تبدیل جامعه قبلیه ای به جامعه ای مدرن و شهری قطعا زمان بر است و نیازمند مدیریت بحران است. با توجه به ساختار قبیله ای لیبی شاید اساسا نتوان عنوان “جامعه” را برای این کشور به کار برد و باید گفت که اجتماعی از قبایل و طوایف در این کشور مستقر هستند. یعنی به غیر از غرب این کشور که طرابلس و چند شهر دیگر وجود دارد بقیه مناطق کشور به صورت قومی و قبیلیه ای و طائفه ای اداره می شود.
بر این اساس وقتی حکومت استبدادی و دیکتاتوری قذافی فروپاشید هرگروه به دنبال حقوق قبیله ای خود است و تلاش می کند که عرصه سیاسی و قدرت را به نحوی سامان دهد که از میراث باقی مانده از قذافی بیشتر بهره ببرد. جامعه لبیی در مرحله گذار است و به این ترتیب با فراز و نشیب های زیادی روبرو است. تا زمانی که فضای این کشور از یک اجتماع قبیله ای به یک جامعه مدنی تبدیل شود، به طور حتم هزینه های زیادی در پی خواهد داشت.
باید توجه کرد که جامعه لیبی بیش از ۴۰ سال زیر سلطه دیکتاتوری قذافی اداره می شده و و الان این فضای بسته سیاسی به فضای باز تبدیل شده است. به دلیل فقدان نهادهای باثبات سیاسی و مدنی در این کشور در حال حاضر این جامعه بی سر و سامان مانده است و لذا قبایل هستند که می توانند یکته تازی کنند و به دنبال اهداف خود باشند. چنانچه اشاره شد این گذار پروسه ای زمان بر است. از سوی دیگر این زمان بر بودن این پروسه منجر می شود که مطالبات و خواست های اقتصادی مردم برآورده نشود و امنیتی که مردم انتظار دارند برقرار نشود و لذا اقوام و قبایل خودشان در صدد سامان دادن به وضعیت و یا برطرف کردن نیاز های خود بر می آیند.
بدین ترتیب در چند ماه گذشته شاهد خود مختاری شرق لیبی بودیم. درگیری های قومی و قبلیه ای که در روزهای گذشته در لیبی مشاهده شد نتایج چنین وضعیتی هستند. اشغال فرودگاه طرابلس توسط برخی از این نیروهای شبه نظامی قومی- قبیله ای نشانه ای از این وضعیت است. در روزهای گذشته دیدیم که گروهی که خود را “الاوفیاء” می نامیدند و از شهر ترهونه در جنوب شرق طرابلس بودند، برای آزادی رهبرشان که ناپدید شده بود دست به تظاهرات زدند و فرودگاه اصلی شهر طرابلس را به تصرف درآوردند. هرچند این موضوع با دخالت نیروهای امنیتی و شبه نظامی به پایان رسید ولی این موضوع نشان می دهد که در جامعه ای که چند دهه مسائل با روشهای امنیتی و نظامی حل شده اند، نگرش جامعه نیز این است که مسائل خود را باید از این طریق حل کنند. لذا زمانی باید طی شود تا جامعه سیاسی شکل گیرد که اهداف و منافع خود را از طریق روشهای مسالمت آمیز سیاسی دنبال کنند.
در زمانی که انقلاب های عربی در حال وقوع بود این مسئله مطرح شد که برخلاف تونس و مصر که دارای نهادهایی مدنی نسبتا با ثباتی بودند و از فضای نیم بند دموکراتیک به خصوص در مسائل اجتماعی برخوردار بودند، در لیبی هیچ گونه فضای دموکراتیک و ساختار مدنی وجود ندارد. ساختار این کشور همچنان قومی و قبیله ای باقی مانده است و حکومت دیکتاتوری چهل و دو سال قذافی صرفا عقده ها و حقارت ها را به جا گذاشته است. خصوصا عقده ای که در موضوع غرب و شرق لیبی در طی این سالها شکل گرفت. چرا که معمر قذافی از غرب لیبی بود و این منطقه شرق به خصوص بن غازی بود که با انگیزه های قومی و قبیله ای علیه قذافی به پاخاست و در نهایت با حمایت نیروهای ناتو می توانند نیروهای قذافی را شکست دهند. یعنی حتی خاستگاه انقلابیون برای سرنگونی قذافی، قبیله ای است. در نتیجه شرایطی شکل می گیرد که خواسته های انقلابیون نیز بر اساس منافع قومی و قبیله ای است و اساسا مفهومی به نام منافع ملی در نظر گرفته نمی شود. این مسئله منجر به تطویل روند شکل گیری نهادهای سیاسی و تعویق انتخابات مجلس و قانون اساسی و … می شود. در نتیجه به طول کشیدن این روند این قبایل تصمیم می گیرند که خود به سامان دادن منطقه خود دست بزنند که منجر به خودمختاری و فدرالی شدن این کشور می شود.
این در حالی است که قرار است در هفته های آینده در این کشور انتخابات بر گزار شود. با چنین شرایطی به نظر می رسد که این کشور چندان آمادگی برای برگزاری انتخاباتی که در آن شاهد رقابت گروههای مختلف باشیم ندارد. یعنی اساسا طیفها و گروهها و دسته بندی های مرسوم سیاسی درعرصه سیاسی این کشور دیده نمی شود. بنابراین این سوال مطرح می شود که در طول مدت زمان تعیین شده آیا انتخابات برگزار می شود یا خیر؟
از سوی دیگر به نظر می رسد که مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای انتقالی نمی تواند مدیریت نظم و امنیت اجتماعی را به نحو مناسبی اعمال کند. برگزاری انتخابات در کشوری مثل لیبی که به لحاظ سرزمینی گسترده است امر ساده ای نیست. هرچند بخش عمده جمعیت این کشور در نوار شمالی مستقر هستند ولی پراکندگی سرزمینی در لیبی مسئله ای است که برای برگزاری انتخابات بسیار مهم و مشکل ساز است.
مشکل دیگری که در لیبی در حال حاضر وجود دارد چنان چه اشاره شد ساختار قومی – قبلیه ای این جامعه است. بر این اساس اهداف و منافع نیز بر اساسا مطالبات قومی و قبیله ای شکل می گیرد.
مسئله دیگری که هم اینک برای ثبات سیاسی در لیبی مشکل ساز شده است اسلحه های توزیع شده بین اقوام و طوائف است. شش ماه درگیری نظامی داخلی در این کشور و توزیع اسلحه از سوی قدرت های خارجی در بین مردم این کشور فضایی را ایجاد کرده است که گروههای شبه نظامی به راحتی می خواهند با استفاده از تجهیزات نظامی اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
به نظر می رسد در حال حاضر این سوال مطرح است که آیا انتخابات در موعد مقرر برگزار می شود؟ و آیا نتیجه انتخابات می تواند فضای سیاسی، اجتماعی و افتصادی این کشور را سامان دهد یا در مقابل این جامعه را وارد فضای شبه نظامی و حالت کودتایی خواهد کرد؟ زیرا بسیاری از گروهای قومی و قبلیه ای اعلام کرده اند که اگر مطالبات ما و خواسته های ما در انتخابات محقق نشود دست به اقدامات دیگری خواهند زد.
در چنین فضایی که مطالبات انقلابیون بیشتر جنبه قومی و قبلیه ای گرفته است و کمتر نقطه محوری را می توان در جامعه لیبی پس از قذافی پیدا کرد که گروههای مختلف بتوانند بر آن اجماع کنند، آینده لیبی در هاله ای از ابهام قرار دارد. انقلابیون که امروز حکومت لیبی را در دست گرفته اند نمی توانند بر اساس منافع ملی خود را برای بازسازی کشور آماده کنند و بیش از هر چیز با مطالبات قبایلی روبرو هستند که سهم بیشتری از کیک سیاسی در کشور خواهان هستند.
منبع: دیپلماسی ایرانی
برخلاف قوانین بین المللی، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل فرمان احداث ۳۰۰ خانه مسکونی را در شهرک یهودی نشین بیت ال در کرانه غربی رود اردن صادر کرده است.
این فرمان پس از مخالفت کنست، پارلمان اسرائیل، با طرح قانونی کردن احداث بنای اولیه شهرک های جدید در اراضی فلسطینی صادر شد.
نتانیاهو که مخالف این طرح بود، گفته است که حکم دیوان عالی اسرائیل را برای تخریب خانه های احداث شده در زمین های خصوصی متعلق به فلسطینی ها به اجرا خواهد گذاشت.
طرح به رای گذاشته شده در پارلمان اسرائیل، برای لغو حکم دیوان عالی ارائه شده بود.
فرمان نخست وزیر اسرائیل با واکنش منفی ایالات متحده همراه بود.
مارک تونر از سخنگویان وزارت امور خارجه آمریکا ادامه شهرک سازی را تهدیدی برای روند صلح و ناقض تعهدات اسرائیل دانست.
آقای تونر گفت: “موضع ما در رابطه با شهرک سازی تغییر نکرده است. ما ادامه فعالیت های شهرک سازی اسرائیل را نخواهیم پذیرفت.”
احداث شهرک های یهودی نشین از جمله مسائل مورد اختلاف میان دولت اسرائیل و شهرک نشین هاست.
شهرک سازی در اراضی اشغالی کرانه باختری و نوار غزه بر اساس قوانین بین المللی غیرقانونی است ولی دولت اسرائیل این موضوع را قبول ندارد.
سال گذشته دولت اسرائیل اعلام کرد که به اجرای حکم دیوان عالی برای از بین بردن شش هسته اولیه شهرک های غیرقانونی جدید متعهد است.
دیوان عالی اسرائیل اعلام کرده بود که هسته اولیه شهرک جدید اولپانا که متشکل ۵ خانه مسکونی است، در اراضی خصوصی فلسطینی ها ساخته شده است.
این پنج خانه سکونتگاه سی خانواده شهرک نشین است.
پیش از رای پارلمان اسرائیل به طرح قانونی کردن احداث هست اولیه شهرک های جدید در اراضی فلسطینی، آقای نتانیاهو اعضای دولت خود را تهدید کرده بود که در صورت رای به این طرح، آنها را از کابینه اخراج خواهد کرد.
پیش از رای گیری در کنست، صدها شهرک نشین در برابر پارلمان اسرائیل تظاهرات کردند تا بر حق خود برای سکونت در آن چه آن را “سرزمین های تاریخی یهودیان” می نامند، تاکید کنند.
هسته اولیه تشکیل شهرک اولپانا بخشی از شهرک بزرگ تر بیت ال است.
در حالی که قیمت گوشت و مرغ هر روز افزایش می یابد، رییس اتحادیه واردکنندگان مدعی شد که شرکت پشتیبانی امور دام، مافیای اصلی واردات گوشت قرمز و مرغ است.
به گفته حسین صدر، رئیس اتحادیه واردکنندگان گوشت و مواد پروتئینی خام دامی ایران، اکنون شرکتهای اقماری وابسته به جهاد کشاورزی واردات عمده گوشت و مرغ را در دست دارند و شرکت پشتیبانی امور دام عملا به یک واسطه بزرگ برای خرید گوشت و مرغ در مقیاس کلان و از بازارهای جهانی برای تجار ایرانی تبدیل شده است.
این در حالی است که صدرالله دولت، مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام با تاکید بر اینکه مافیای واردات گوشت در کشور وجود ندارد، اعلام کرده که در سال گذشته دولت اصلا واردات گوشت انجام نداده است.
حداقل ۸۶ غیرنظامی که تعداد زیادی زن و کودک در بین آنها دیده می شود، در استان حماه در سوریه کشته شده اند.
مخالفان حکومت سوریه می گویند این افراد به دست شبه نظامیان طرفدار دولت کشته شده اند.
به گفته سخنگوی شورای ملی سوریه، در روستاهای القبیر و مارزاف قتل عام رخ داده است.
به گزارش کمیته های هماهنگی محلی که متشکل از شبکه ای از فعالان محلی است، ۷۸ نفر در روستای القبیر به ضرب گلوله یا با چاقو اعدام شده اند که ۳۵ نفر از آنها اعضای یک خانواده بوده اند.
حداقل از ۲۰ نفر از قربانیان زن و ۲۰ نفر دیگر کودک بوده اند.
تلویزیون دولتی سوریه هم از کشته شدن تعدادی زن و کودک در حماه به وسیله “تروریست ها” خبر داده است.
تایید این اتهام ها به علت عدم حضور منابع مستقل خبری در سوریه امکان پذیر نیست.
این گزارش کمتر از دو هفته پس از کشتار ۱۰۸ نفر در منطقه حوله، در نزدیکی حمص منتشر شده است.
شاهدان عینی کشتار حوله، شبه نظامیان حامی حکومت را در این حادثه متهم کردند ولی دولت سوریه با رد این اتهام گفته است که گروه های مسلح برای باز کردن پای ارتش های خارجی به این کشور دست به این کار زده اند.
به گفته مخالفان حکومت سوریه، روستای قبیر در بعد از ظهر چهارشنبه هدف آتشباری شدید نیروهای امنیتی سوریه قرار گرفت و این شهر با خمپاره مورد حمله قرار گرفت.
اما به گفته آنها تعداد زیادی از قربانیان از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفته اند یا با چاقو کشته شده اند.
بر این اساس، تعدادی از اجساد پس از به آتش کشیده شدن خانه ها سوخته اند و شبه نظامیان بعضی از اجساد دیگر را با خود برده اند.
مخالفان می گویند بیشتر کشتار به وسیله شبه نظامیان طرفدار حکومت که از آنها به عنوان شبیهه نام برده می شود، صورت گرفته است.
مجموع کشته شدگان ناآرامی های سراسر سوریه در روز چهارشنبه ۱۳۰ نفر گزارش شده است.
این گزارش هنوز به وسیله خبرنگاران مستقل تایید نشده است و هنوز تصاویر ویدیویی مربوط به آنها در اینترنت منتشر نشده است.
گزارش های مربوط به کشتار حوله در ابتدا به همین صورت منتشر شد و سپس به وسیله ناظران سازمان ملل متحد تایید شد.
از تابستان امسال به نوآموزان و دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی مداحی آموزش داده میشود.
عضو خانه مداحان کشور با اعلام این خبر به یلنا گفت: آموزش مداحی در مقاطع پیش دبستانی و دبستان نتیجه کاراتاق فکر خانه مداحان کشوراست که درحال حاضر مرحله طراحی آن تمام شده است.
“علیرضا جاریانی” ارتقای سطح مداحی کشور در۲۰سال آینده را از اهداف این طرح برشمرد و افزود: پیش بینی ما بر این است که این طرح از تابستان امسال در مقاطع پیش دبستانی و دبستانی اجرایی میشود.
وی به برگزاری جلسات با کارشناسان امور تربیتی وپرورشی آموزش و پرورش اشاره کرد و افزود: به منظور تعیین درسهایی که برای آموزش تخصصی مداحی در مقاطع پیش دبستانی و دبستان به صورت کارشناسی مورد نیاز است با آنان وارد رایزنی شدهایم.
به گفته عضو خانه مداحان کشور، وقتی که درسها مشخص شود تعیین کتاب برای آموزش مداحی نیزقطعی خواهدشد.
جاریانی تصریح کرد: آموزش مداحی دراین مقاطع یا در خانه مداحان کشور یا اینکه در پایگاههای تابستانی مدارس برگزار میشود.
وی با تاکید بر اینکه آموزش مداحی در محل خانه مداحان کشور در این مقاطع قطعی است افزود: با روسای مناطق آموزش و پرورش رایزنی خواهیم کرد تا آنها را نسبت به برگزاری کلاسهای آموزش مداحی در پایگاههای تابستانی توجیه کنیم.
عضو خانه مداحان کشورخاطرنشان کرد: دورههای آموزش مداحی برای مربیان گذاشته میشود تا آن مربی بتواند آموزش مداحی را به شاگردان انتقال دهد.
جاریانی با بیان اینکه پیشنهاد ما برای آموزش مداحی به نوآوران ودانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی درحد کلاسهای فوق برنامه است افزود: البته ممکن است این کار مورد استقبال مسوولان آموزش و پرورش قرار بگیرد و آن را به عنوان یک برنامه درسی در نظر بگیرند.
وی خاطرنشان کرد: البته خانه مداحان کشور پیشنهادی را به وزارت آموزش و پرورش مبنی بر اینکه آموزش مداحی در تمام مقاطع مختلف تحصیلی به صورت یک درس لحاظ شود ارایه خواهد کرد.
عضو خانه مداحان کشوربا بیان اینکه به طور مثال در دبیرستان درسی با عنوان ادبیات آئینی برای آموزش مداحی در نظر گرفته میشودافزود: البته این پیشنهادات برای اینکه عملی شود نیازبه تایید وزارت آموزش وپرورش دارد.
تداوم گرانی لجام گسیخته موادغذایی و کالاهای مصرفی و ناکارآمدی سیاستهای تنظیم بازار موجب امضای حکم برکناری ۳ معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت شد.
برکناری همزمان ۳ معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در شرایطی که مهدی غضنفری در سفر چین بهسر میبرد پیش از آنکه تغییرات درون سازمانی قلمداد شود بیانگر نارضایتی وزیر و دولتمردان از گرانیهای اخیر و عدمتوفیق اقدامات انجام شده برای تنظیم بازار کالاهای اساسی و محصولات صنعتی است.
به گزارش همشهری آنلاین، این تغییرات نیز راهکاری برای مقابله با گرانی باشد. محمد علی ضیغمی معاون بازرگانی داخلی وزیر صنعت، معدن و تجارت روز گذشته از سمت خود برکنار شد و جای خود را به حسن رادمرد، رئیس سابق مرکز امور اصناف و بازرگانان بهعنوان سرپرست این معاونت داد. ضیغمی پیش از این بارها بر سهم عدمهمکاری و هماهنگی برخی دستگاههای اجرایی مانند وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی در افزایش بیرویه قیمتها گلایه و ریشه نوسان شدید قیمت این محصولات را در ارائه آمارهای نادرست مسئولان بخش کشاورزی، نوسان نرخ ارز و افزایش هزینه تمام شده تولید قلمداد کرده بود.
وی تلاش کرد با واردات و تامین نهادههای دامی ارزان قیمت شیب افزایش بیرویه نرخ گوشت قرمز، مرغ و شیر و لبنیات را کاهش داده و با عرضه برنج ذخیرهسازی شده سالهای قبل، قیمت این محصول در بازار را کاهش دهد اما قیمتها کاهش چندانی نیافت و وی به ناچار اعلام کرد که تولیدکنندگان با دولت همکاری نکرده و با وجود تخصیص نهادههای ارزان به بهانههای دیگری قیمتها را همچنان بالا نگهداشتهاند.
محمد حسن نکوییمهر، رئیس سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان بهعنوان متولی رصد کردن قیمتها و برخورد با متخلفین دیگر معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت بود که با حکم روز گذشته غضنفری جای خود را به سید جواد تقوی معاون بازرسی و نظارت این سازمان داد. برخورد انفعالی نکوییمهر با تخلفات آشکار در گرانفروشی و کمفروشی کالاهای اساسی موجب شده بود تا با وجود اجرای طرحهای نظارتی ویژه در مقاطع مختلف سال و خبرهای منتشر شده در زمینه برخوردهای تعزیراتی با تخلفات گرانفروشی شیر و لبنیات، گوشت قرمز و مرغ و خودرو و محصولات صنعتی، این برخوردها نه تنها کوچکترین تاثیری برای مقابله با گرانی نداشته باشد بلکه به افزایش غیرقانونی قیمتها به شیوهای رایج در بین تولیدکنندگان و عرضهکنندگان کالا تبدیل شود.
رئیس هیات عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) سومین معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت بود که با حکم اخیر غضنفری جای خود را به غلامرضا شافعی داد که در گذشته مسئولیت وزارت صنایع و تعاون را برعهده داشته است.
برخلاف ۲ معاون دیگر برکناری مجید هدایت و جایگزینی شافعی بهعنوان رئیس ایدرو بیش از آنکه ریشه در گرانیهای اخیر داشته باشد ناشی از اختلاف دیدگاههای غضنفری و هدایت در تعیین اولویتهای سرمایهگذاری برای گسترش و نوسازی صنایع کشور است. گرچه تاکنون کمتر زمزمهای مبنی بر احتمال برکناری هدایت به گوش میرسید اما بهنظر میرسد تداوم مشکلات صنایع سنگین و شرکتهای خودروسازی از دیگر علل برکناری وی باشد.
زمستان سال گذشته وقتی بانک مرکزی برای تک نرخی کردن قیمتها و تثبیت موقعیت خود به عنوان متولی، پای نیروی انتظامی را به چهارراه استانبول باز کرد اهالی بازار ارز از این اتفاق شگفتزده به نظر میرسیدند اما با گذشت چند ماه و با تشدید نظارت بر فعالیت صرافیها کسی از ابطال مجوزها و توبیخ و جریمهها متعجب نمیشود.
به گزارش شرق، بانک مرکزی و رییسکل آن بارها هشدار داده که با صرافیهایی که از قوانین تخلف کنند مقابله خواهند کرد و اگر لازم شد روی مجوزشان مهر باطل خواهند زد. اولین زنگ خطر هم وقتی به صدا درآمد که بعد از مذاکرات اسفند ۹۰ اتحادیه کشوری طلا و جواهر و بانک مرکزی که با حضور نیروی انتظامی برگزار شد. این اتحادیه دو ماه مهلت گرفت تا مجوزهایی که به صرافیها برای خرید و فروش ارز داده باطل اعلام کند اما وقتی مهلت به آخر رسید و خبری از ابطال جواز فعالیت این صرافیها نشد، بانک مرکزی فهرست این گروه از معاملهگران را از کانون صرافها گرفت و به دست نیروی انتظامی داد تا تکلیفشان از طریق برخورد قضایی یکسره شود. اما این ظاهرا آغاز راه است چون آنطور که معاون نظارت بانک مرکزی به ایسنا میگوید مجوز فعالیت ۲۱ صرافی باطل شده و این تازه آمار سال گذشته است. ابراهیم درویشی تصریح کرد: امسال هم برخورد با صرافان غیرمجاز تازه شروع شده است.
به گفته درویشی جلوی صرافیهای غیرمجاز با هماهنگی ستاد مبارزه با مفاسد، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات گرفته میشود و این صرافیهای غیرمجاز بسته خواهند شد. البته پرونده تخلفات صرافیها و برخورد با آنها به همین جا ختم نمیشود و جرایم هم محدود به همین یک مورد نمیشود. از بازار ارز خبر میرسد که پرونده چند صرافی دیگر هم در نوبت رسیدگی قرار دارند و البته آنگونه که شنیده میشود این بار به جرم همکاری با گروه آریا. این گروه از صرافیها متهم به همکاری و صدور حواله برای کارگزار بانکهای صادرات و توسعه صادرات هستند که همزمان با برخی از متهمان پرونده سههزارمیلیاردتومانی هم همکاری میکردند. براساس قانون پولشویی صرافها باید معاملات بیش از پنجهزار دلار را به بانک مرکزی گزارش بدهند در غیر این صورت متخلف محسوب میشوند البته برخی از این صرافها مدعی هستند که صدور حواله برای این کارگزار را به بانک مرکزی گزارش دادهاند.
به هر حال با توجه به حساسیت شرایط بازار ارز و اثرگذاری اتفاقات آن بر تمام بازار کالا و خدمات وزارت اطلاعات هم برای مقابله با متخلفان دست به کار شده است. در چنین شرایطی و در حالی که در بازار رقیب قیمتها در مقابل افزایش قیمت جهانی طلا مقاومت میکند در بازار ارز قیمت دلار کمی کاهش یافت هرچند که این نزول چندان هم چشمگیر نبود. هر دلار آمریکا دیروز چهار تومان ارزانتر از روز سهشنبه به فروش رسید و در هنگام فروش از طرف صرافها هزار و ۷۶۳ تومان قیمت خورد. این در حالی بود که پوند واحد پول انگلیس دوهزار و ۷۷۰ تومان در این روز ارزش داشت یعنی ۱۰ تومان ارزانتر از روز پیش در مورد یورو نیز وضع بر همین منوال بود. هر واحد پول اروپایی دیروز دوهزار و ۲۲۰ تومان خریداری میشد و دوهزار و ۲۳۰ تومان به فروش میرسید یعنی پنج تومان ارزانتر از روز سهشنبه.
روز طلایی
اما برخلاف بازار ارز که قیمت زیر سایه اخبار نهچندان خوشایند، رو به نزول داشت در بازار سکه، در روی پاشنه گرانی میچرخید. طلا چند روزی است که تحتتاثیر بحران اروپایی دوباره در مرکز توجه قرار گرفته و به امنترین روش سرمایهگذاری تبدیل شده است. ارزش هر اونس طلا دیروز تاهزار و ۶۳۷ تومان هم بالا رفت. این به معنای رشد ۱۹ دلاری نسبت به روز پیش و افزایش بیش از ۸۰ دلار نسبت اواخر هفته گذشته است. اما با وجود رشد هیجانانگیز ارزش طلا در بازار جهانی قیمت سکه در بازار داخلی تلاش میکند هیجان زده نشود و رشد قیمتها با دامنه رشد قیمت طلا تناسب چندانی ندارد. به این ترتیب به نظر میرسد قیمت سکه در مقابل قیمت جهانی طلا مقاومت خود را آزمایش میکند. بازار سکه سال گذشته هم چنین مقاومتی را تجربه کرد. در آن روزها بانک مرکزی رسما به رقیبی برای فروشندگان بازار آزاد تبدیل شده بود و تلاش میکرد با حفظ اختلاف قیمت، تقاضا برای خرید را از این بازار منحرف کند به همین علت هم وقتی قیمت طلا در بازار جهانی ناگهان در مدار رشد قرار گرفت بازار آزاد تمام تلاش خود را کرد تا برای حفظ مشتریانش در مقابل گرانی مقاومت کند.
دست آخر هم البته چاره جز تسلیم نبود و قیمت سکه بعد از عقبنشینی فروشندگان از آخرین خاکریز به شدت بالا رفت. در ادامه هم بانک مرکزی به این نتیجه رسید که ارزانفروشی در آن شرایط دردی از بازار دوا نمیکند و البته ذخایر به حراج گذاشته میشود بنابراین هر دو بازار رسمی و آزاد به موازات هم قیمتها را افزایش دادند. با این تجربه باید دید این بار بازار سکه تا چه زمان میتواند در مقابل رشد قیمتها مقاومت کند البته این احتمال هم وجود دارد که قبل از در هم شکستن مقاومت، نرخها در بازار جهانی تعدیل شود. دیروز هر سکه طرح قدیم ۶۸۳هزار تومان قیمت داشت و نوع جدید آن هم ۶۷۶هزار تومان به فروش رسید یعنی به ترتیب پنج و هفتهزار تومان رشد قیمت در یک روز. در همین روز نیم و ربعسکه ۳۳۸ و ۱۸۵هزار تومان ارزش داشت و سکه گرمی ۱۰۵هزار و ۵۰۰ تومان به فروش رفت.
ابزار جایگزین در راه است
البته بانک مرکزی هم که هنوز پرونده پیشفروشهای سکه را زیر بغل دارد هم تصمیم ندارد آن را مختومه اعلام کند و هر روز بند و تبصره جدیدی برای آن در نظر میگیرد. در تازهترین مورد هم پیمان قربانی، مدیر اداره بررسیها و سیاستهای اقتصادی بانک مرکزی از آغاز عرضه ابزار جدید جایگزین پیشنهادی بانک مرکزی از دیروز ۱۶خرداد در بانک ملی خبر داد و گفت: استفاده از این ابزار هم مانند ابزارهای قبلی اختیاری است و افراد در صورت تمایل میتوانند از آن بهره ببرند. وی ابزار جدید را استفاده از اوراق گواهی سپرده با نرخ ۲۰درصد اعلام و بیان کرد: شرایط استفاده از این ابزار مانند اوراق گواهی سپرده قبلی است و سود آن از زمان ثبتنام تعلق خواهد رفت، منتها نرخ سود آن به ۲۰درصد کاهش یافته است. قربانی خاطرنشان کرد: بانک مرکزی پس از ارزیابیهای مجدد نرخ سود ۲۰درصد را در شرایط فعلی برای این ابزار مناسب دانست. به عبارت دیگر طرح و ابزار جدید بانک مرکزی برای جایگزینی سکه پیشفروش همان ابزار قبلی است البته با چهاردرصد سود کمتر!
عرضه سکه دو برابر میشود
قربانی با اعلام اینکه امسال عرضه سکه به بازار دو برابر پارسال به میزان ششمیلیون قطعه خواهد بود، گفت: در حال حاضر بازار سکه از ثبات نسبی برخوردار است و اگر در مقاطعی دچار نوساناتی میشود، تحتتاثیر قیمتها در بازارهای جهانی یا سایر عوامل تاثیرگذار در بازار است. به گفته او، در مجموع تا به امروز ۶/۳میلیون قطعه سکه پیش فروش شده سررسید شده است که سهمیلیون و ۴۵۴هزار قطعه سکه آن تحویل داده شده، به جای حدود دومیلیون و ۹۵هزار قطعه سکه از ابزار جایگزین استفاده شده است و ۷۸۵هزار قطعه سکه هم عدم مراجعه داشتند.
هاشمی رفسنجانی با تجلیل از مقام امام خمینی اظهار داشت: متأسفانه در حق امام در داخل و به ویژه خارج جفا میشود و هنوز ابعاد شخصیتی این مرد بزرگ درست معرفی نشده است.
امام(ره) همواره خشم خود را از گروهی به عنوان خشک مقدسها نشان و نسبت به وجود چنین تفکری هشدار میدادند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابراز تأسف از حرمت شکنی برخی افراطیون مغرض در مراسم سالگرد امام خمینی در حرم مطهر نسبت به یادگار ایشان، اهانت و تعصب کور را غیرقابل قبول خواند و تصریح کرد: تضاد بسیار عجیبی است، چگونه میشود در سالروزی که اقشار مختلف مردم عاشق امام از سراسر کشور به امید وحدت و همدلی در آستان مطهر امام گردهم میآیند، گروهی اندک ولی متشکل و البته نامشخص، در مقابل چشم میلیونها انسان و شبکههای تلویزیونی اجازه اهانت به بیت امام و مسئولین را به خود بدهند؟ آیا میتوان تصور کرد آنها گروهی خودسر هستند؟
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از مدیران ارشد، استادان و دانشجویان برگزیده پژوهشکده امام خمینی(ره)، این مؤسسه را از برکات وجودی مرحوم حاج سید احمد خمینی و در جهت حفظ و گسترش اندیشههای والای فقهی، اعتقادی و سیاسی امام راحل(ره) خواند و گفت: گزارشها حاکی از این است که مجموعه فعالیتهای علمی و پژوهشی پژوهشکده پایه و اساس خوبی برای حفظ و گسترش اندیشههای امام خمینی(ره) در میان مسلمانان و به خصوص جوانان خواهد بود.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با بیان ابعاد شخصیتی مرحوم حاج سید احمد آقا و فرزند صالح ایشان حاج سید حسن خمینی، آنان را یادگاران باارزش بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در دوران حاضر خواند و تصریح کرد: بیت حضرت امام(ره) هم به لحاظ شخصیتی و هم به لحاظ علمی و دینی از مرتبت والایی در جامعه و حوزههای علمیه برخوردارند و همین امر حفظ حرمت آنان را برای همه ما واجب و لازم میگرداند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اعلام نارضایتی رهبری از حرکات تند و افراطی صورت گرفته نسبت به نوه امام آن هم در سالگرد امام راحل افزود: این رفتارهای افراطی نمود بارز استبداد عوام است که اگر جلوی آن گرفته نشود به اصل نظام آسیب میزند.
وی با ابراز تأسف از افراطی گری گفت: افراط و عوامفریبی در طول تاریخ و از زمان امام علی(ع) به عنوان خوارج تاکنون بودهاند و امروز هم به اشکال و شیوههای جدید و نو وجود دارد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه همه ما شاخ و برگی از شجره وجودی اسلام و رهبری حضرت امام(ره) هستیم، بنیاد حفظ و نشر آثار امام خمینی و پژوهشکده امام خمینی را از ثمرات با ارزش بیت آن حضرت خواند و تصریح کرد: امروز حاج سید حسن خمینی علیرغم جوانی، یک عالم واقعی اسلامی و نیز شخصیتی آشنا به مسائل کشور و دنیا و دارای هوش و ذوق در خوری است که فرصت خدمت بسیاری به کشور و آینده نظام دارد.
رئیس هیأت امنا و مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی، اسناد و ذخایر موجود در بنیاد حفظ و نشر حضرت امام را منبع غنی و بسیار خوبی برای پژوهشگران، دانشجویان و اساتید مؤسسات آموزش عالی به خصوص پژوهشکده امام خمینی(ره) دانست و تصریح کرد: مسئولان مؤسسه حفظ و نشر آثار امام میتوانند با بازگشایی مخزن اسناد محرمانه آن مؤسسه بنیان تدوین تاریخ اصیل انقلاب اسلامی را بریزند تا نسل حاضر و نسلهای آینده درک و تصور حقیقی و واقعی از تاریخ انقلاب و نظام اسلامی داشته باشند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با اشاره به شدت یافتن حملات به اندیشه و آرمانهای امام خمینی(ره) از سوی دشمنان داخلی و خارجی، وظیفه دلسوزان و نظام در مقطع کنونی برای حفظ و نشر تاریخی حقیقی مبارزات امام خمینی و یارانش را یادآور شد و گفت: متأسفانه در حق امام در داخل و به ویژه خارج جفا میشود و هنوز ابعاد شخصیتی این مرد بزرگ درست معرفی نشده است.
وی افزود: امام(ره) همواره خشم خود را از گروهی به عنوان خشک مقدسها نشان و نسبت به وجود چنین تفکری هشدار میدادند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعتدال در گفتار، کردار و تفکر را راه اساسی بازگشت به آرمانهای اصیل حضرت امام و انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد: امام هیچگاه ترور و عملیات مسلحانه را برای مبارزه با طاغوت تأیید نکردند و همواره به حضور مردمی در مبارزه و موج آگاهی تودهها تأکید داشتند. امروز هم اگر میخواهیم شاهد، الگو و الهام بخش مردم دنیا باشیم باید اعتدال و آزادمنشی را در همه ابعاد زندگی و کشور و نظام حفظ کنیم و از این رهگذر کارآمدی اسلام و انقلاب اسلامی را به اثبات برسانیم.
در ابتدای این دیدار روحانی رئیس پژوهشکده امام خمینی(ره) گزارشی از نحوه تأسیس این مؤسسه و نیز برنامهها و فعالیتهای آن بیان و افزود: مؤسسه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در پنج رشته فقه و حقوق اسلامی، عرفان اسلامی، اندیشه سیاسی در اسلام، جامعهشناسی انقلاب اسلامی و تاریخ انقلاب اسلامی از طریق آزمون سراسری دانشجو میپذیرد و تاکنون نزدیک به ۳۵۰ فارغ التحصیل با حداقل یک اثر علمی معتبر داشته است.
همچنین در ادامه دکتر علی محمد حاضری رئیس گروه جامعه شناسی این مؤسسه گزارشی از محورهای مورد تدریس در این رشته ارائه و طرحهای پژوهشی و سئوالات موجود در این مبحث را فهرست وار بیان کرد.
دکتر محسن بهشتی سرشت رئیس گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی نیز با طرح دیدگاههای خود درخصوص انقلاب اسلامی، نقش آیتالله هاشمی و سایر مؤثرین در انقلاب را بیان و بر لزوم تاریخ نگاری صحیح و واقعی به کمک دلسوزانی چون آیتالله هاشمی رفسنجانی تأکید کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر