-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ خرداد ۱۹, جمعه

Latest News from Norooz for 06/08/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مشاور میرحسین موسوی با تاکید دوباره بر راهکارهایی که بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی برای حل بحران های جاری کشور ارائه کرده، بر حل و فصل عزت مندانه پرونده هسته ای با حفظ منافع کشور و پایان دادن به رقابت های مخرب جناحی درون حاکمیت در این باره تاکید می کند و در عین حال می گوید: رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.

به گزارش کلمه، اردشیر امیر ارجمند با تصریح به اینکه آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، اولین گام برای اصلاح رفتار حاکمیت و حل بحران است، خواستار تغییر روندها و روش ها در عرصه داخلی شد و گفت: مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با دفاع از موضع شورا در جریان انتخابات مجلس نهم، از تخریب های صورت گرفته علیه کسانی که نظر متفاوتی داشتند، ابراز تاسف کرد و ادامه داد: نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم.

متن کامل گفت و گوی کلمه با دکتر امیر ارجمند به شرح زیر است:

 

کشتارهای اخیر مردم بی گناه در سوریه و تمکین نکردن نیروهای بشار اسد به تعهدات بین المللی، تحولات این کشور را وارد مرحله جدیدی کرده است. ارزیابی شما از این مساله چیست و این امر تا چه میزان می تواند بر تحولات کشور ما تاثیر گذار باشد؟

اصرار بشار اسد و حاکمان دمشق بر ادامه سرکوب و کشتار مردم و ناکارآمدی طرح کوفی عنان در توقف درگیری ها، سوریه و کل منطقه را در وضعیت خطرناکی قرار داده است و متاسفانه زمینه مداخله قدرت های خارجی در منطقه را فراهم ساخته است. بشار اسد متاسفانه به موقع از سرنوشت قذافی درس نگرفت. اصلاحات را به موقع و به معنای واقعی نپذیرفت. فرصت سوزی کرد و حالا شاید دیر شده باشد و کسان دیگری برای مردم سوریه تصمیم بگیرند.

در ایران هم آقایان باید هر چه زودتر دست از لجاجت و عوام فریبی بردارند و در عرصه بین المللی و همچنین و به ویژه در عرصه داخلی تنش زدایی کنند.

در حال حاضر با توجه به ضرب الاجل تحریم های اتحادیه اروپا و ادامه مذاکرات دنباله دار هسته ای از یک سو و جدی تر شدن خطرات ناشی از گزینه های غیر سیاسی از سوی دیگر، راهکارهای پیش روی دولتمردان کشورمان در عرصه بین المللی و داخلی چیست؟

در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند. به مردم اعتماد کنند و با آنها صادق باشند. جناح های مختلف حاکمیت دست از رقابت های مخرب و کارشکنی در این زمینه که مربوط به امنیت ملی و منافع ملی است، بردارند. در عین حال رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.

در عرصه داخلی هم روندها و روش ها را تغییر دهند. قدرت تنها در اعمال خشونت نیست. خشونت بلای قدرت است. کسی واقعا قدرت دارد که بتواند در موقع لازم دست به اصلاحات بزند و از آن نترسد. مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند. فرافکنی و متهم کردن منتقدان به انواع اتهامات بی اساس، جز افزایش عصبیت ها نتیجه ای نخواهد داشت و مشکلی را حل نخواهد کرد. قطعا واقع بینانه نخواهد بود که بخواهیم همه اینها یک شبه اتفاق بیفتد، ولی باید از جایی شروع کرد. راه رام کردن رودخانه طغیان زده و گل آلود کشور، همانطور که مهندس موسوی می گفت، در جاری ساختن فوری آب روان و زلال به صورت تدریجی و مستمر است.

این اتفاق از کجا باید آغاز شود؟

به نظر من قطعا از آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی. بدون آزادی آقایان موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی، هیچ گام دیگری برای اصلاح رفتار حاکمیت قابل باور نخواهد بود.

راه حل های شما بر چه مبنایی است؟ آیا عملکرد جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید در راستای همین راه حل ها بوده است؟

شما نگاه کنید به بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی؛ همین راه حل ها را پیشنهاد می کند. چه چیز غیر معقولی در آن وجود دارد؟ واقعا کف مطالبات است، عاری از هرگونه افراط و تفریط. مفاد آن بیانیه همچنان مبنای عمل ماست. همین طور مواضع صریح آقای کروبی. شورا هم بر اساس منشور خود، با اتخاذ مواضع واقع بینانه معتدل و البته مستحکم و مستمر و تلاش جهت بازتاب عقل جمعی و اجماع سازی در حد ممکن، در همین راستا حرکت کرده است. در کنار اصل تکثر، موازین جهانی حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و انتخابات آزاد، از اصل مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی که البته می تواند در فضایی مناسب و متکی بر رای مردم اصلاح شود و خطوط قرمز جنبش در رابطه با سلطنت طلبان، طرفداران مشی مسلحانه و آنهایی که خواهان مداخله قدرتهای خارجی هستند، عدول نکرده است.

به طور مشخص، با توجه به تحلیل هایی ارائه شده در خصوص موضع گیری بخشی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز در انتخابات مجلس نهم، برخی معتقدند با توجه به اینکه صندوق رای تنها گزینه پیش روی است، عدم مشارکت و به نوعی تحریم مشارکت در این شرایط تندروی محسوب می شد، ارزیابی شما چیست؟

به هیچ وجه. اولا، مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟

ثانیا، شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است. اما بر اساس چه اصل حقوق یا قاعده سیاسی میتوان از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، ضدیت با نظام را نتیجه گرفت؟

ثالثا، تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.

یعنی می گویید همه فعالان جنبش سبز معتقد به همین تاکتیک بودند؟

اصلا این طور نیست. جنبش سبز جنبشی متکثر است. عده ای هم موافق نوعی حضور یا تاکتیک های دیگری بودند که در اقلیت قرار گرفتند و عموما بر اساس نظر اکثریت عمل کردند.

در هرحال من از موضع شورا دفاع می کنم و آن را هم دموکراتیک، هم درست و هم در چارچوب قانون و اصول حقوق شهروندی می دانم.

در عین حال به طور جدی معتقدم باید همگی نقد را چه در داخل جنبش و چه در خارج آن بپذیریم، وگرنه دچار همان مشکلی می شویم که حکومت با آن مواجه است و ما با آن مبارزه می کنیم. البته متاسفانه گاهی دیده می شود که در بین مدعیان دموکراسی بردباری لازم وجود ندارد و اصول مفاهمه دموکراتیک رعایت نمی شود.

گفت و گو آداب و البته ادبی دارد که هر دو باید رعایت شود، تا همدلی به وجود آید. وگرنه تنوع و تکثر تبدیل به اختلاف، تفرقه و سپس دشمنی می شود. برای مثال، هر کس حق دارد رای دادن آقای خاتمی را نقد کند، چه در شکل چه در محتوا. ولی تخریب شخصیت ایشان نه اخلاقی است و نه به سود جنبش است. نقد سودمند است، ولی پاره پاره کردن جنبش و ایجاد دوگانه جنبش سبز- اصلاح طلبی و امثالهم و رودررو قرار دادن افراد، گروه ها و شخصیت ها نه تنها مفید نیست، بلکه مخرب است. من فکر می کنم نه آقای خاتمی با این کار موافق است و نه رهبران زندانی جنبش سبز چنین راه و روشی را تایید می کنند. آیا درست است که ما بی صبرانه سرمایه های خود را بسوزانیم؟ رفتاری از این جنس را با آقای خزعلی هم شاهد بودیم.

من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد. اما به هر حال آقای خزعلی تصمیم دیگری گرفتند. ما باید قبل از هر چیز به تصمیم ایشان و یا افرادی مانند ایشان احترام بگذاریم و همچنین به دنبال ارتقا روشهای اجماع سازی در جنبش باشیم. نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم. مگر ما مدعی هستیم که آنهایی که خود را در چهارچوب جنبش سبز تعریف نمی کنند یا با آن مخالف هستند، چه در حاکمیت و چه در بیرون آن، همه خائن یا جنایت کار هستند؟ قطعا خیر. فراموش نکنیم که یکی از خواست های ما باز گرداندن اخلاق به سیاست بود.


 


۱۱۷ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای خطاب به رییس این بند با اشاره به خطرات جدی اعتصاب غذای اعتراضی سیدحسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی که از شنبه گذشته دست به اعتصاب غذا زده هشدار داده اند: طبق ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری هرگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تاخیر در بهبودی محکوم علیه باشد، به تشخیص پزشک قانونی و یا پزشک معتمد اجازه ی معالجه در خارج از زندان صادر می شود. با توجه با اینکه در مورد آقای حسین رونقی، پزشکی قانونی رای بر عدم تحمل کیفر داده است و پزشکان متخصص و معالج تاکید بر نگهداری ایشان و پس از عمل در خارج از زندان دارند، اما تا کنون این امر محقق نشده و این عدم رسیدگی موجب ایجاد خطرات جانی برای وی شده و نگرانی فراوانی در بین همبندیان ایشان ایجاد کرده است.

به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین یکشنبه شب به دلیل وخامت وضعیت جسمی به بیمارستان هاشمی نژاد منتقل شد اما با تاکید بر اینکه تا زمانی که نتواند از حق مرخصی استفاده کند اعتصاب غذای خود را ادامه خواهد داد حتی حاضر به وصل کردن سرم نشده است.

آخرین گزارش های در اختیار کلمه حاکی است که سیدحسین رونقی با آنکه از طرف ماموران امنیتی برای شکستن اعتصاب غذای خود تحت فشار است و تهدید شده که او را به زندان باز خواهند گرداند و علیه وی به جوسازی رسانه ای خواهند پرداخت، بر حق مرخصی و پیگیری درمان در خارج از زندان تاکید کرده و حاضر به شکستن اعتصاب خود نشده است.

وی شنبه‌ی هفته‌ی گذشته با انتشار نامه‌ای خطاب به رهبری از آغاز اعتصاب غذای خود خبر داده و در قسمتی از نامه نوشته بود: «اینجانب در اعتراض به این رویه های غیر قانونی از تاریخ ششم خرداد ۱۳۹۱ اعلام اعتصاب غذا می کنم و مسوولیت حفظ جان من بر عهده مسوولان جمهوری اسلامی است. این اعتصاب غذا در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نظیر برخورداری از مرخصی، تلفن، ملاقات و غیره است.»

این وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر هم اکنون دو سال و نیم است که بدون مرخصی در زندان اوین به سر می‌برد. وی در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت و بلافاصله به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

متن نامه ۱۱۷ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به اعلایی، رییس این بند به گزارش کلمه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

ریاست محترم بند ۳۵۰ جناب آقای اعلایی

با سلام و احترام

همانطور که مستحضر هستید، آقای حسین رونقی ملکی که در بند ۳۵۰ دوران محکومیت خود را سپری می کند، دچار بیماری شدید کلیوی است که در دوران حبس به آن دچار شده است و اقدامات درمانی انجام شده در مورد ایشان در دفعات قبل به دلیل اینکه بر خلاف نظر پزشک معالج پس از عمل، ایشان را به زندان بازگردانده اند، نتیجه ای نداشته و حتی اثر منفی بر وضعیت سلامتی وی داشته است.

طبق ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری هرگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تاخیر در بهبودی محکوم علیه باشد، به تشخیص پزشک قانونی و یا پزشک معتمد اجازه ی معالجه در خارج از زندان صادر می شود. با توجه با اینکه در مورد آقای حسین رونقی، پزشکی قانونی رای بر عدم تحمل کیفر داده است و پزشکان متخصص و معالج تاکید بر نگهداری ایشان و پس از عمل در خارج از زندان دارند، اما تا کنون این امر محقق نشده و این عدم رسیدگی موجب ایجاد خطرات جانی برای وی شده و نگرانی فراوانی در بین همبندیان ایشان ایجاد کرده است.

با توجه به سابقه عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی زندانیان که در مواردی متاسفانه منجر به فوت آنها، از جمله مرحوم هدی صابر، گردیده است از تمام مسوولین ذیربط درخواست می شود که با رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت درمانی نامبرده مانع از بروز هرگونه اتفاق ناگواری برای وی گردند و همچنین موجبات رفع نگرانی هم بندیان ایشان را فراهم آورند.

بدیهی است تبعات عدم رسیدگی به این امر بر عهده ی مسوولان ذیربط خواهد بود.

اسامی امضا کنندگان این نامه:

۱- امیر خسرو دلیر ثانی

۲- سید مهدی خدایی

۳- مجید اسدی

۴- اسدالله اسدی

۵- محمد هاشمی

۶- حسین ثابت

۷- غلامحسین آذری

۸- حمیدرضا ایزدیاری

۹- محمد داوری

۱۰- محمد سیف زاده

۱۱ – وحید اصغری

۱۲ – باتیر شاه محمد اف

۱۳ – علی رضایی

۱۴- امیر احسان تهرانی

۱۵- سید محمد حسینی

۱۶- (اسعد) بهنام ابراهیم زاده

۱۷- داور حسینی وجدان

۱۸- محمدرضا معتمدنیا

۱۹- مهدی فراحی شاندیز

۲۰- علیرضا اخوان

۲۱- محمد صدیق کبودوند

۲۲- عبدالرضا خزانه داری

۲۳- محمد سلیمانی

۲۴- محمدرضا حسینی

۲۵- معصوم فردیس

۲۶- ابوالفضل عابدینی نصر

۲۷- محسن جوادی افضلی

۲۸- ناصر آذرنیا

۲۹- مجتبی احمدی

۳۰- کامران ایازی

۳۱- محمدرضا پونکی

۳۲- سماء نورانی

۳۳- فرشید فتحی

۳۴- مصطفی نیلی

۳۵- سیامک قادری

۳۶- علی گودرزی

۳۷- احمد کریمی

۳۸- حسین زرینی

۳۹- غلامرضا حسینی

۴۰- سیدمحمد ابراهیمی

۴۱- محمد یاری

۴۲- اکبر یوسفی

۴۳- حمیدرضا مقدسی

۴۴- آرش سقر

۴۵- بهزاد عباسی

۴۶- بهادر علیزاده

۴۷- داود اسدی

۴۸- رضا عزیزی

۴۹- حسین جوانی

۵۰- مرتضی رحیم طایفی

۵۱- محسن دانشپورقدم

۵۲- عبدالرضا دهقان

۵۳- علیرضا نیکوبندری

۵۴- کاظم معتمد

۵۵- شهرام الیاسی

۵۶- افشین حیرتیان

۵۷- علی معزی

۵۸- مصطفی قصلانی

۵۹- مهدی علیزاده

۶۰- اصغر قطان

۶۱- اسدالله هادی

۶۲- فرزاد روحی

۶۳- پوریا شاهپری

۶۴- بهمن صادقی نور

۶۵- مزدک علی نظری

۶۶- افشین اسانلو

۶۷- اسماعیل صحابه

۶۸- احمدرضا یوسفی

۶۹- علیرضا رجایی

۷۰- محمدحسین نعیمی پور

۷۱- سیدعلیرضا بهشتی

۷۲- فیض الله عرب سرخی

۷۳- محمد طاهر قزوینی

۷۴- عماد بهاور

۷۵- جعفر گنجی

۷۶- ابوالفضل قدیانی

۷۷- عبدالله مومنی

۷۸- بهمن احمدی امویی

۷۹- فریدون صیدی راد

۸۰- سعید متین پور

۸۱- مسعود پدرام

۸۲- سید امیر خرم

۸۳- رضا انصاری

۸۴- عبدالفتاح سلطانی

۸۵- دیدار رئوفی

۸۶- حسن اسدی زید آبادی

۸۷- علی جمالی

۸۸- علی ملیحی

۸۹- فرشاد قربان پور

۹۰- وحید لعلی پور

۹۱- سعید جلالی فر

۹۲- قاسم شعله سعدی

۹۳- آرش ریکی

۹۴- بابک داشاب

۹۵- مهران فرجی

۹۶- محمد امین هادوی

۹۷- حمزه کرمی

۹۸- محمد علی ولایتی

۹۹- رسول حیدرزاده

۱۰۰- رسول حردانی

۱۰۱- امید نوروزیان

۱۰۲- غلامرضا خسروی

۱۰۳- کوروش کوهکن

۱۰۴- افشین کرم پور

۱۰۵- رضا انصاری

۱۰۶- حیدر عساکره

۱۰۷- علی ایرانی اصل

۱۰۸- علیرضا کیا

۱۰۹- رامین چاوشی

۱۱۰- حمیدرضا مرادی

۱۱۱- امیر اسلامی

۱۱۲- مصطفی دانشجو

۱۱۳- فرشید یداللهی

۱۱۴- علی نعمتی

۱۱۵- عارف درویش

۱۱۶- رضا مولوی

۱۱۷- علی پورسلیمان


 


ابوالفضل قدیانی که از آذرماه سال گذشته به طور غیرقانونی در بند ۳۵۰ اوین نگهداری می شود و در ۳ پرونده خود مجموعا به ۵ سال حبس محکوم شده، سه شنبه هفته گذشته برای توضیح در مورد چهارمین پرونده خود به دادسرای شهید مقدسی اوین احضار شد که مانند دفعات گذشته با رد صلاحیت دادگاه و دادسرای انقلاب، آن را غیرقانونی خواند.

به گزارش خبرنگار کلمه، این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پرونده جدید خود متهم است با انجام مصاحبه ای با “کلمه” در دوران مرخصی کوتاه مدت خود در فروردین ۹۱، آیت الله خامنه ای را ویرانگر استقلال کشور و مسبب شرایط بحرانی پیش آمده برای جمهوری اسلامی ایران خوانده است.

شکایت علیه این فعال سیاسی زندانی به درخواست وزارت اطلاعات و از سوی سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است و سند این ادعا را ابوالفضل قدیانی پس از حضور در دادسرا و مطالعه پرونده جدید به طور اتفاقی رویت کرده است. اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام اسم رمز و اتهامات تغییر یافته «توهین به رهبری» و هرگونه سخن انتقاد آمیزی است که خطاب به آیت الله خامنه ای نگاشته می شود.

پیشتر از سوی برخی مراجع ادعا شده که رهبری حاضر به شکایت علیه منتقدان خود نیست و به همین دلیل در یک سال گذشته تمام اتهامات تفهیمی به فعالانی که تیغ تیز انتقادات خود را متوجه رهبری و جایگاه وی کند، تحت عناوینی دیگر به آنان تفهیم می شود.

این مبارز دوران ستمشاهی در پرونده سوم خود نیز صلاحیت دادگاه های انقلاب را زیر سوال برد ولی دادگاه بدون توجه به این ادعا، حکم یکسال زندان را برای این زندانی صادر کرد، حکمی که هنوز از سوی دادگاه تجدید نظر تایید نشده است و به همین دلیل نگهدای قدیانی در ۶ ماه گذشته غیرقانونی تلقی می شود.

این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از کوشندگان و مبارزان علیه استبداد در رژیم گذشته و زندانی سیاسی دهه ۵۰ نیز محسوب می شود، اعلام کرده است که انتقادات خود را به آیت الله خامنه ای حتی اگر سال ها در زندان نگهداری شود ادامه خواهد داد.

این زندانی سیاسی دارای بیماری های عدیده ای چون بیماری قلب، کلیه، پروستات، معده، آرتوروز است و در طول دوران اسارت چندین بار تحت عمل آنژیوپلاستی و استرس اکو قرار کرفته است و هربار بدون اجازه طی دوران نقاهت بلافاصله به بند ۳۵۰ اوین بازگردانده شده است.

ابوالفضل قدیانی در پرونده اول، یکسال، پرونده دوم، ۳ سال، و پرونده سوم به یکسال حبس محکوم شده است و در حال حاضر در پرونده چهارم نیز با احتمال صدور یکسال حبس مواجه است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته