
یحیی آل اسحاق، رییس اتاق تهران اعتقاد دارد که آمار روبه رشد قاچاق نشاندهنده بیتأثیر بودن برخوردهای انتظامی با پدیده قاچاق است.
یحیی آلاسحاق، رئیس اتاق تهران در رابطه با قاچاق و حضور این موضوع در اقتصاد ایران با تأکید به این مطلب که جنس مبارزه با قاچاق کالا و ارز اقتصادی است و نه امنیتی، توضیح داد: «آمار قاچاق در ۳۰ سال گذشته بهطور مرتب در حال رشد بوده است. به گونهای که براساس آخرین اعلام بانک مرکزی، آمار قاچاق در کشور ۲۰ میلیارد دلار است.»
وی ادامه داد: «آمار روبه رشد قاچاق نشاندهنده بیتأثیر بودن برخوردهای انتظامی با پدیده قاچاق است که در سالیان گذشته برخورد اصلی بوده است.»
به گزارش خبرآنلاین وی در ادامه چرایی بینتیجه ماندن سیاستهای پلیسی مبارزه با قاچاق را مورد توجه قرار داد و گفت: «آیا هرچیزی که توسط افراد بدون توان کارشناسی به عنوان کالای قاچاق معرفی میشود را باید بدون تردید پذیرفت؟ چه کسی مرجع تشخیص درستی و یا نادرستی این تشخیصها است؟»
آل اسحاق نبود توان کارشناسی صحیح در برخی برخوردها را عامل برای گسترش مصادیق فساد عنوان کرد و یادآور شد: «آیا در کشوری با ۱۵ همسایه و ۲ هزار کیلومتر مرز آبی و در شرایطی که کشورهای همسایه از نظر اقتصادی و روابط تعرفهای، تعرفه صفر و یا ۳۶ درصد دارند، میتوان با برخورد امنیتی جلوی قاچاق را گرفت؟»
وی افزود: «نسبت دادن کلمه دزدی و فساد و اطلاق عنوان قاچاقچی به کسانی که به علت شرایط نامطلوب اقتصاد کشور، از مناطق آزاد اطراف کشور اقدام به واردات میکنند و برخورد پلیس با آنها، جز گسترش فساد، نتیجه دیگری نخواهد داشت.»
رئیس اتاق تهران با تأکید بر این که ریشه قاچاق را باید در مباحث اقتصادی جستجو کرد، گفت: «اگر اقتصاد را در همه حوزهها از حاشیه به متن آورده و آن را واقعی کنیم و با ادراک اقتصادی به موضوع قاچاق نگاه کنیم، برای برخورد با این پدیده از ابزار و ادبیات اقتصادی استفاده خواهیم کرد.»
وی با نادرست دانستن برخوردهای امنیتی با قاچاق، تصریح کرد: «برخوردهای امنیتی با مسائل اقتصادی، تنها هزینههای اقتصاد را بالا برده و برای فرصتطلبان فرصت سوء استفاده ایجاد میکند و درآمد قاچاق را افزایش خواهد داد.»
رئیس اتاق تهران ادامه داد: «قاچاق کالاهای اساسی یک کشور مانند روغن، برنج و شکر، نشاندهنده وجود یک نوع عدم بالانس در تنظیم کلیات و سیاستهای کشور است.»
وی با خوب ارزیابی کردن امکانات بالقوه کشور از نظر منابع و نیروی انسانی، توانایی ایران را در عرصه تولید داخلی و مبارزه با قاچاق بسیار بیشتر از شرایط فعلی عنوان کرد و درخصوص مشکلات فعلی موجود در مبارزه با قاچاق، توضیح داد: «وجود یک بینش درست به حوزه اقتصاد، تدابیر متناسب با اقتضائات زمانی، مکانی و مبتنی بر دانش، انضباط در اقتصاد در حوزه حاکمیتی و اجرایی و جدایی اقتصاد از سیاستزدگی، تنها راههای مبارزه ریشهای با پدیده قاچاق است.»
هر سال دومیلیون نفر در سراسر جهان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند. این آمار را روز گذشته سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام کرد. در همین حال روز گذشته مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران از ازدیاد حملات تنفسی و سکتههای قلبی و افزایش آمار مراجعه به مراکز درمانی طی روزهای اخیر در تهران خبر داد.
شرق نوشت: هشت کلانشهر ایران سالهاست گرفتار آلودگیهایی از این دست هستند. علاوه بر این در سالهای اخیر مساله ریزگردهای عربی هم بر تعداد شهرهای آلوده ایران افزوده است. سال گذشته بود که سازمان بهداشت جهانی، اهواز و سنندج را در رده اولین و سومین شهرهای دارای هوای آلوده جهان اعلام کرد. با توجه به اینکه از آغاز امسال به طور میانگین هر هفته یکبار ریزگردهای عربی خود را به آسمان شهرهای ایران رساندهاند پیشبینی اینکه باز هم شهرهای ایرانی در صدر آلودهترین شهرهای جهان قرار گیرند چندان سخت نیست. در این میان اما تاکنون هیچ کدام از نهادها و دستگاههای مسوول آمار شفافی از تلفات مستقیم و غیرمستقیم این معضل ارایه نکردهاند.
در همین حال روز گذشته «یوسف رشیدی»، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران با تاکید بر ازدیاد حملات تنفسی و سکتههای قلبی و افزایش آمار مراجعه به مراکز درمانی طی روزهای اخیر اعلام کرد: ریزگردها به راحتی از طریق سیستم تنفسی وارد سیستم گردش خون میشوند و ضمن بالا بردن غلظت خون باعث گرفتگی رگها شده و با پوشاندن بافت ریه موجب کاهش سطح اکسیژنگیری ریه میشوند. وی با بیان اینکه طی روزهای گذشته در بعضی از ایستگاههای اندازهگیری آلودگی هوا در مناطق مختلف میزان ذرات معلق که نسبت به سایر آلایندهها بسیار خطرناکتر است از مرز اضطرار هم بالاتر رفت، گفت: متوسط آلودگی تهران نیز در برخی روزها روی مرز اضطرار قرار گرفت. رشیدی با بیان اینکه در بحث آلودگی هوا دچار روزمرگی شدهایم و در مهار ریزگردها از برنامههای اساسی خبری نیست، تصریح کرد: در حالی که براساس بند (ب) ماده ۱۹۳ قانون پنجم توسعه، سازمان حفاظت محیطزیست مکلف است تمهیدات لازم برای کاهش آلودگی هوا تا حد استانداردهای جهانی با اولویت شناسایی کانونهای انتشار و مهار ریزگردها را اجرا کند.
در آن سو اما «محمدجواد محمدیزاده»، رییس سازمان حفاظت محیطزیست که روز گذشته به مناسبت هفته محیطزیست پیش از خطبههای نماز جمعه برای نمازگزاران تهرانی سخنرانی میکرد، گفت: «کشورمان تنها در یک مولفه از هوا مشکل دارد که آن هم مساله ریزگردهای عربی است، اما ریزگردها کشنده نیستند بلکه تنها برای افرادی که مشکل قلبی دارند یا زنان باردار میتواند موجب نگرانی شود.»
این گفتههای رییس سازمان محیطزیست در حالی بیان میشود که در آخرین روزهای هفته گذشته بروز پدیده ریزگردها تنها در شهر زابل استان سیستان و بلوچستان ۱۲۰ نفر را روانه بیمارستان کرد. در همین حال در جدیدترین مورد آنگونه که سازمان هواشناسی کشور اعلام کرد استانهای ایلام، خوزستان و جنوب کرمانشاه طی روزهای شنبه و یکشنبه با پدیده باد و گرد وخاک مواجه خواهند بود که علاوه بر کاهش دید افقی موجب افت کیفیت هوا میشود.
از سوی دیگر طی روزهای شنبه تا سهشنبه افزایش سرعت وزش باد در شرق کشور در جنوب خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان سبب گرد و خاک، کاهش دید افقی و افت کیفیت هوا خواهد شد.
سلام علی عبادالله الصالحین
و سلام بر تو که هدی بودی و صابر بودی و صالح
آقای صابر!
وقتی که می خواهم شما را مخاطب قرار بدهم میان این دو اسم با مسمّا به تردید می افتم: هدی و صابر!
می دانستم که هدایت یافته هستید و فهمیدم که چقدر با صبر آشنایید یا نه، بهتر است بگویم صبرچقدر با شما آشناست!
توفیقی بود شناخت شما برای من، همسر یک زندانی سیاسی، که درس آموز بود همه آن لحظات کوتاهی که مانند نسیم می آمدید و منتظر می نشستید پشت آن میز تا من برسم و یا حتی نرسم فقط برای این که احوالی بپرسید از یار دربند من و دیگر عزیزان زندانی ستم که فکر می کردید من از احوالات خودشان و خانواده هایشان باخبر هستم. درس آموز بود برای من آن همه نظم و تعهد و احساس مسئولیت میان انبوه کارهای بزرگی که عهده دارشان بودید. می پرسیدید که خانواده ها نیاز به چیزی ندارند و کاری نباید برایشان از جانب شما انجام شود و من پاسخ می دادم نه نه ممنون من مراتب لطف شما را می رسانم به همه. اما شما به این بسنده نکردید و راه افتادید با دست پر به سراغ خانواده ها رفتید. هنوز اولین عید بی فروغ خانه های زندانیان سیاسی را با هدیه شما، آن تنگ بلورین که دو ماهی قرمز کوچک در آن با جدیت شنا می کردند، یادمان هست. من بی نصیب ماندم از آن هدیه ارجمند چون همسرجان به مرخصی آمده بود. مرخصی ای که به بستری شدن در بیمارستان و نقاهت بعد از آن منجر شد و بازگشت به زندان برای گذران محکومیتی ظالمانه در قرنطینه و انفرادی!
و شما هم راهی زندان شدید تا به دیگران بفهمانند که حواسشان باشد پرونده ها در این نظام مقدس همیشه مفتوح می مانند! و گذشت آن چه گذشت…
هدی عزیز!
یک سال پر مرارت بر خانواده ات گذشت. خود نیک می دانی. خیلی بهتر از ماها که از دور دستی برآتش داریم و از دل فریده ات و حنیف و شریفت نمی دانیم آن چه باید بدانیم و از دل فیروزه خانم که راست قامت، کارهای نیمه تمام شما را دنبال می کند و دیگر خواهرها و برادرت. فریده تاب نمی آورد لحظه لحظه دوری شما را که همه زندگی اش را سرشار از مهر و امید کردید. تاب نمی آورد این وداع زودهنگام را و ما تاب دیدن نگاه پرسشگر او را نداریم که به کدامین گناه؟؟؟! و تاب نگاه فرزندانت را که ریشه های انحراف را کاوش می کنند از راهی که آغازش نیکو بود.
استاد اخلاق ما!
یک سال پر مرارت بر همه ما گذشت و یاد تو و داغ تو هر روز پررنگ تر و تازه تر در یادهامان جلوه گر شد و می شود. و امروز آمدیم کنار آرام گاه ابدی ات تا فاتحه ای نثار روح بلند و آرامت کنیم باشد که دل بی قرارمان اندکی قرار گیرد. آمدیم تا شاخه گلی بر روی مزار سبزت بیفتکنیم برای تازه شدن روح خودمان و سنگی را که مفتخر به حک شدن نام تو بر آن است با گلاب شستشو دهیم به نیت تطهیر قلب هایمان اما حیف که زودتر از ما «آن» ها آمده بودند. «آن» ها که خود می دانند چه کردند و از هراس آن که هرکه هنوز در نادانی است پی به حقیقت ببرد برخود می لرزند! دلمان می سوزد برایشان که بدعاقب اند! بد کردند و نمی خواهند توبه و استغفار کنند. اگر توبه کرده بودند که خواهرت را ساعت ها برای بازجویی نمی بردند آن هم شب سالگرد عروج عارفانه برادری چون تو. توبه نکرده اند وگرنه این زن، همسرت را که باوقار بر سر مزار تو نشسته و به ندای مخالفان برای تمام کردن مراسم پیش از وقت با صلابت «نه» می گوید، این قدر آزار نمی دادند. توبه نکرده اند وگرنه حال فرزند و برادر و خواهرانت را که می دیدند و حال همه خویشان و رفقای راه را که از خود بی خود شده بودند در آن صبح گاه خردادی با شنیدن کلام وحی، راهشان را می گرفتند و می رفتند نه آن که بلندگو را قطع کنند تا صدایتان به ما نرسد و حلقه محاصره را تنگ و تنگ تر کنند تا نفسمان بگیرد از استشمام تعفن نفس های ناتنی های برادری و مودت ناشناخته!
مرد ایمان و عمل!
حیف بود که به مرگ طبیعی بمیری و این صابرانه ها مکتوم بماند برای ما و برای این نسل کاونده حقایق مستور. حیف بود پیکر پاکت مانند بقیه اموات در این گورستان غول پیکر تشییع و تدفین می شد. آخر شما از نسل مردانی هستید که مرگ ایستاده را انتخاب کرده اند. از تبار سروهای سبز سایه گستر ماندگار که کاشتنی اند نه دفن کردنی!
و حیف بود که امروز ما بیاییم و مانند دیگر مراسم سالگرد، فاتحه ای نثار روح تو که نه روح آلوده سرگردان خودمان بکنیم و قطره اشکی برای تو که نه برای واماندگی و حیرانی خودمان بریزیم و باشتاب برگردیم به خانه هایمان که زندان پیکرهای خسته روزمرگی هایمان است!
امروز رمز ماندگاری تو را به اصطلاح امنیت بانان قداره بند حکومتی با زبان بی زبانی برای ما بازتفسیر کردند. تو زنده تر شدی. پررنگ تر، جاودانه تر وما جانی دوباره گرفتیم از این همه سبزی که بستر اقامت چند دقیقه ای مان شد در بارگاه تو. ما تازه تر شدیم با شناخت بیشتر از عظمتی که این قسم هراساننده است صابر عزیز!
لشکرکشی بر سر مزار شهدا را بیشتر شنیده بودیم و امروز نظاره اش کردیم تا تک تک ما سوگواران در سالگرد رفتن انتخابگرانه ات، شاهدی باشیم بر همه مظالمی که بر خانواده شهدای سبزمان می رود. خدا را سپاس که ما را در جرگه شاهدان قرار داد و خدا را سپاس که ما را قدردان خانواده معظم و مکرم تو قرار داد و خدا را سپاس که عمر ما را تا دیدن این لحظه های ناب عاشقی به درازا کشید.
با دعا برای علو مقام و مرتبت تو در رضوان الهی و برای عاقبت به خیری خودمان که سخت آرزومند و محتاجش هستیم تا پایان عمر
شاگردی کوچک از مکتب ایمان و اخلاق و عمل صابری ات
۱۹ خرداد ۱۳۹۱

دادگاه انقلاب تبریز، پنج تن از فعالان سیاسی و مدنی آذربایجانی را به حبس محکوم کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، دادگاه انقلاب تبریز برای ابراهیم رشیدی ساوالان، روزبه سعادتی، محمد احدی، مهرداد کرمی و افشین شهبازی از فعالان حقوق مدنی حکم یک سال حبس صادر کرده است.
این احکام با امضای قاضی حملبر رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز و به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» جمهوری اسلامی» صادر شده اما در پرونده این افراد، یکی از دلایل محکومیتشان دیدار با خانواده ها و زندانیان سیاسی در برونده شان ذکر شده است.
این در حالی است که دادگاه این افراد بر خلاف موازین حقوقی و قانونی بدون حضور وکیل تشکیل شده بود و این افراد که در نخستین روزهای خردادماه امسال محاکمه شدند، بدون تشریفات قانونی به دفاع از خود در برابر اتهامات واهی انتسابی پرداختند.
بر اساس این گزارش، حکم یک سال زندان آقای رشیدی تعزیری است و مدت شش ماه از محکومیت چهار نفر دیگر به مدت چهار سال، به حالت تعلیق در آمده است.
این زندانیان سیاسی که در شهرهای تبریز، میانه و اردبیل دستگیر شده بودند، پیش از این نسبت به شرایط نامناسب زندان محل نگهداری خود اعتراض کرده بودند. نها ابتدا در سلول انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات نگهداری می شدند و مدتی بعد به زندان مرکزی تبریز منتقل شدند.
این فعالان مدنی چندی قبل با سپردن قرار وثیقه آزاد شدند، اما هنوز تعداد دیگری از فعالان مدنی در تبریز زندانی اند.
بر اساس آخرین گزارش ها افسانه توقیر، دانشجوی رشته اقتصاد کشاوزی دانشگاه تبریز و از فعالان کمپین اعتراضی به خشکاندن دریاچه ارومیه، نیز که در اول خرداد ۱۳۹۱ توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده بود، همچنان بدون هیچ توضیحی از سوی مراجع امنیتی در بازداشت به سر می برد و پیگیری های خانواده از نهادهای امنیتی در مورد وضعیت وی بی پاسخ مانده است.
این در حالی است که دو برادر به نام های بهنام جعفری و بهرام جعفری نیز که در روز اول خرداد در تجمع اعتراضی مردم نسبت به خشکاندن دریاچه ارومیه دستگیر شده بودند، همچنان زندانی اند و از هر گونه ملاقات با خانواده ی خود محروم هستند.
اکبر مهاجری و حسن میرزاخانی نیز که در اعتراضات همان روز دستگیر شده بودند، آزاد شده اند. آنها روز سیزدهم خرداد به بند عمومی زندان تبریز منتقل شده بودند و در همان روز نیز توسط بازبرس هاشم زاده اخرین دفاعشان اخذ و با فک قرار بازداشت موقت، پس از اخذ قرار وثیقه ی سی میلیون تومانی و کفالتی به میزان بیست میلیون تومان، آزاد شدند.
آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی، از مراجع تقلید قم، معتقد است حفظ نظام وقتی واجب است که دائر مدار نهج البلاغه باشد و وسیله ای برای حفظ دین، نه وسیله ای برای حفظ قدرت.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید در اظهار نظری صریح درباره نقل قولی که رسانههای وابسته به حاکمیت از وی درباره «واجب بودن حفظ نظام» نقل کرده بودند، حفظ نظام را نه واجب عینی و مطلق، بلکه «واجب مشروط» دانسته و گفته است: «بنده حفظ نظام را واجب می دانم، اما واجب مشروط. نظامی که دائر مدار نهج البلاغه باشد. نظامی که منطبق بر احکام اسلامی باشد.»
اظهار نظری که شبیه مواضع آیت الله العظمی دستغیب مبنی بر لزوم پایبندی نظام به احکام قرآن و اسلام و نظر مراجع تقلید است. این مرجع تقلید مقیم شیراز، چندی پیش در نامه ای به آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان، با تاکید بر این نکته، از انحراف حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی از قرآن و سنت به شدت انتقاد کرده و خواستار بازگشت به احکام اسلام و توجه به انتقادات مراجع و علما شده بود.
آیت الله دستغیب در آن نامه همچنین آورده بود: «جناب آقای مهدویکنی با همه این اوضاع وضع موجود را تأیید میکنید؟ آیا نه این است که قوام مجلس خبرگان، مراجع و علماء هستند، آیا آنها وضع موجود را تأیید میکنند؟ آیا اینها خارجی هستند، اینها وابسته به خارج میباشند؟ جناب آیتالله وحید خراسانی وابسته به بیگانه است؟ سایر مراجع منتقد وابسته به خارج هستند؟»
اکنون آیت الله وحید خراسانی نیز بار دیگر به طور ضمنی از قدرت طلبی ها به نام دین انتقاد کرده و وجوب حفظ نظام را مشروط به پایبندی به نهج البلاغه دانسته است. ایشان در اظهار نظری که در سایت بازتاب منتشر شده و ظاهرا در دیدار با گروهی از فرماندهان سپاه بیان شده، همچنین تصریح کرده است: «نظام باید وسیله ای باشد برای حفظ دین و نه من. تا اگر ده سال بعد، صد سال بعد، دویست سال بعد انشاءالله حضرت ظهور کنند، دین در جامعه حفظ شده باشد. نه اینکه نظام وسیله ای باشد برای حفظ من و قدرت»
پیش از این، حجت الاسلام شهاب مرادی از روحانیون مجری برنامه در صداوسیما، از این مرجع تقلید نقل کرده بود که «حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم.»
آیت الله وحید خراساتی از جمله مراجع تقلید سرشناس قم بود که در زمان سفر رهبری به قم، به دیدار ایشان نرفت. ایشان همچنین پیش از این بارها از سیاست های جریان حاکم انتقاد کرده است؛ از جمله در آستانه ماه محرم گذشته که درباره سوء استفاده های سیاسی از مجالس اهل بیت هشدار داد.
ایشان همچنین در سال ۸۹ دو بار به صراحت از اقرارگیری ها و نیز عادی شدن حبس و زندان به نام اسلام و فقه شیعی انتقاد کرد. ایشان در دی ماه در درس خارج فقه خود در اظهاراتی که تعریضی آشکار به دادگاههای نمایشی سال ۸۸ تلقی شد، اقرار در حبس و اقرار با تهدید را بی اعتبار دانست و گفت: اگر قاضی صرفا به استناد آن قضاوت کند و حکمی دهد، آن قاضی از اهلیت و صلاحیت قضاوت ساقط می شود.
چندی بعد اما گروهی از طلاب حامی مصباح یزدی به سرکردگی قاسم روانبخش، به اشغال محل درس ایشان پرداختند. با این حال، این مرجع تقلید یک هفته بعد بار دیگر بر دیدگاه قبلی خود تاکید کرد و از عادی شدن حبس و زندان انتقاد کرد.
یک ماه پس از آن، و در فروردین ۱۳۹۰ نیز، وقتی گروهی از اعضای جامعه مدرسین به دیدار این مرجع تقلید رفتند تا خواستار تعدیل اظهارات ایشان شوند، آیتالله وحید بار دیگر و با بیانی صریح تر از مواضع پیشین خود دفاع کرد و با تصریح به اینکه انتقاداتش از برخی عملکردها، با اندیشهی قبلی بوده، با اعتقاد بیان شده، از باب حقگویی و حقطلبی بوده؛ بر ادامه داشتن این مواضع تاکید کرد.
این در حالی بود که در پی انتقادات این مرجع تقلید در خصوص وضعیت زندانها و سپس مشغول بودن سران حاکمیت به دعوای قدرت و بیتوجهی ایشان به وضعیت اعتقادی جامعه، برخی تلاش کرده بودند تا با ارسال پیامکهایی برای شاگردان این مرجع تقلید، آنها را از شرکت در جلسه درس ایشان منصرف کنند. اما برخلاف تصور آنها و تبلیغاتی که صورت گرفته بود، در جلسه بعدی درس ایشان به حدی طلاب و روحانیون حضور پرشوری داشتند که جمعیت پرتعداد حاضران در درس ایشان از شبستان مسجد اعظم قم فراتر رفت و گزارش شده که تا صحن مرقد مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی هم جمعیت نشسته بود.
اما پس از این استقبال گسترده و ناکام ماندن تبلیغات علیه این مرجع تقلید منتقد، برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نسبت به احتمال گسترش انتقادات ایشان و دیگر مراجع ابراز نگرانی میکنند و از این رو آیتالله محمد مؤمن را به همراه گروهی از اعضای این تشکل رسمی حوزه، به دیدار آیتاللهالعظمی وحید میفرستند تا با ایشان برای تغییر یا تعدیل نظرشان گفتوگو کنند.
به گزارش کلمه، در این جلسه اعضای جامعه مدرسین از آیتاللهالعظمی وحید میپرسند: با توجه به فرمایشات پیشین جنابعالی که احترام و حفظ نظام را مورد تاکید قرار داده بودید، چگونه این انتقادات را مطرح ساختهاید، چرا که تقریبا این انتقادات متوجه رهبری است. آنها همچنین از این مرجع تقلید منتقد میخواهند اظهارات خود را در همان جلسهی درس، تصحیح یا تعدیل کند.
اما آیتاللهالعظمی وحید خراسانی در پاسخ، تاکید میکند: تمام چیزهایی که من گفتهام، اندیشیده بوده، فکر کردم و با اعتقاد بیان داشتهام و برگشتی هم وجود ندارد و به امواج سیاسی هم ربطی ندارد و فقط از باب حقگویی و حقطلبی بوده است.
این مرجع تقلید در عین حال تصریح میکند: حرفهای بسیار اساسیتری دارم که در آینده به تدریج مطرح خواهم کرد، و ممکن است نظرات من به هرکس که شما فکر میکنید هم بر بخورد.
آیتاللهالعظمی وحید خراسانی همچنین در پاسخ به سخنان حجتاسلام کعبی از اعضای جامعه مدرسین که ظاهرا متضمن برخی هتاکیها نیز بوده، میپرسد: اشخاص مهمترند یا اسلام؟ بنیانگذار جمهوری اسلامی الان کجا هستند؟ آقای خامنهای و من تا کی خواهیم ماند؟
ایشان خطاب به اعضای جامعه مدرسین میافزاید: هیچکس نخواهد ماند. اعلام خطر من به خاطر عملکردهاست و نباید به اسلام خدشهای وارد شود، چون ما همه رفتنی هستیم و اسلام عزیز ماندگار است و بایستی پایدار بماند.
تعدادی از هنرمندان غیر ایرانی با ضبط و انتشار پیام های تصویری، از آریا آرام نژاد، هنرمند فعال جنبش سبز، حمایت و با او ابراز همدلی کرده اند.
به گزارش ندای سبز آزادی، فرید رمضان نویسنده سرشناس بحرینی، راجر لوسی خواننده و ترانه سرای ضد آپارتاید آفریقای جنوبی، فرشته هنرمند راک افغان و رامی اسام خواننده مصری که در جنبش ضد دیکتاتوری مصر، ترانه “ارحل” را خوانده بود، در پیامهای کوتاه تصویری از آریا آرام نژاد آهنگ ساز جوان ایرانی حمایت کرده اند. آنها در پیام های خود گفته اند: “ما با آریا آرام نژاد ایستاده ایم.”
ویئوی این پیام ها را در اینجا ببینید
آریا آرام نژاد که چندی قبل به علت خواندن ترانه های اعتراضی به ده ماه زندان زندان محکوم شده بود، پس از آنکه بعد از گذراندن دوره محکومیت خود از زندان آزاد شد، بار دیگر به جرم ارائه آثار هنری در حمایت از جنبش سبز به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
زمانی که این آهنگ ساز جوان ایرانی در زندان به سر می برد، آهنگ «علی برخیز» او در دانشگاه پلی تکنیک بروکلین آمریکا با حضور نوازندگان آمریکایی به روی صحنه رفت.
آریا آرام نژاد به دلیل خواندن آهنگ «علی برخیز» که در واکنش به حوادث عاشورای ۸۸ ساخته و منتشر کرده بود، در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد و مدت ۳۵ روز را در بند انفرادی زندانهای متیکلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری سپری کرد.
آهنگ های « صد سال دیگه»، «»دلتنگی ، «برای لمس آزادی» و ترانه «تلخ» از جمله موارد اتهامی جدید این هنرمند جوان بود که پس از آزادی وی از زندان ساخته شد. آبان ماه سال گذشته نیز وی بار دیگر بازداشت و به زندان بابل منتقل شد که بعد از تعطیلات نوروزی در حالی که قرار بود بار دیگر عازم زندان شود، حکم آزادی اش صادر شد.
ماموران امنیتی با دخالت در مراسم سالگرد هدی صابر در بهشت زهرا، از پایان این مراسم در آرامش جلوگیری کردند، با زور و تهدید به متفرق کردن مردم پرداختند و چند تن از حاضران را نیز دستگیر کردند.
به گزارش کلمه، مراسم بزرگداشت اولین سالگرد شهادت هدی صابر طبق قرار قبلی امروز در بهشت زهرا آغاز شد، اما به گفته حاضران پس از آنکه جمعیت حاضران در این مراسم گسترده شده، نیروهای لباس شخصی و پلیس حاضران را با اجبار متفرق کرده و از ادامه مراسم جلوگیری کردهاند.
این در حالی است که رسانه های وابسته به حاکمیت بارها به دولت بحرین اعتراض کرده اند که چرا در زمان تشییع و یا بزرگداشت قربانیان سرکوب ها، به مردم حق تظاهرات نمی دهند و یا امکان تجمع معترضان را محدود می کنند.
این در حالی است که در بحرین، اگرچه حکومت نگذاشته کار زندانیان اعتصاب کننده به مرگ برسد، اما در ماههای اخیر بارها مخالفان حکومت آل خلیفه اجازه یافته اند برای کسانی که بر اثر اصابت گلوله های پلاستیکی یا تنفس گاز اشک آور کشته شده اند، آزادانه مراسم برگزار کنند و به گفته رسانه های جمهوری اسلامی، غالبا در مواردی کار به دخالت پلیس کشیده که معترضان با کوکتول مولوتوف و پرتاب سنگ به سمت نیروهای امنیتی حمله کرده اند.
اما در ایران و در دوره حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی، خانواده و نزدیکان یک زندانی سیاسی که بر اثر اعتصاب غذا و بی توجهی مسئولان جانش را از دست داده، حتی از برگزاری کامل مراسم عزیز خود در آرامش نیز محروم اند و شرکت کنندگان باید بازداشت شوند؛ و مشخص نیست دلسوزان مردم بحرین، این رفتار دوگانه با هموطنان خود را چگونه توجیه می کنند.
رضا هدی صابر، فعال سیاسی و از اعضای شورای فعالان ملی مذهبی، سال گذشته در اعتراض به حمله لباس شخصی ها به مراسم تشییع مهندس عزت الله سحابی که منجر به مرگ مظلومانه دختر آن مرحوم، هاله سحابی شد، به همراه امیرخسرو دلیر ثانی، دیگر فعال ملی مذهبی، اعتصاب غذا کرد و در پی تعلل مسئولان زندان در رساندنش به بیمارستان، جان باخت.
مسئولان ادعا کردند که مرگ او به صورت طبیعی و بر اثر سکته قلبی بوده، اما ۶۴ زندانی سیاسی در نامهای شهادت دادند که مرگ وی ناشی از اعتصاب غذا بوده و همچنین این زندانی سیاسی در بهداری زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
پیگیری پرونده قضایی مرگ وی نیز تاکنون به جایی نرسید و سخنگوی قوه قضاییه چندی پیش، مرگ هدی صابر را طبیعی اعلام کرد. با این حال خانواده و دوستان وی که از برگزاری مراسم بزرگداشت او در سطح شهر منع شده اند، حتی از برگزاری آرام و بی دغدغه یک مراسم سالگرد در بهشت زهرا هم که روالی متعارف برای هر فرد درگذشته به «مرگ طبیعی» است، محروم مانده اند.
بر اساس گزارشی که سایت ملی مذهبی منتشر کرده، امروز بعد از تهدید نیروهای امنیتی خانواده شهید صابر و دوستان وی اعلام کردند حاضر به ترک مزار نیستند و فاتحه خوانی و درد دل با شهید صابر حق طبیعی آنهاست . این موضوع باعث شد برخوردهای لفظی زننده ای با حاضرین بر مزار صورت بگیرد. با اصرار خانواده و دوستان به حاضران اجازه داده شد هر کس فاتحه ای بخواند و محل را ترک کند.
در این مراسم محمد نوری زاد هم با دسته گلی بر سر مزار شهید صابر حاضر شد و یاد و خاطره این مبارز آزادیخواه را گرامی داشت.
ماموران امنیتی از همان لحظات نخست مراسم، از تک تک حاضران فیلم برداری می کردند و بعد از اینکه با گذشت زمان بر تعداد حاضران افزوده می شد نیروی انتظامی و لباس شخصی ها سراسیمه شدند و از حاضران خواستند هر چه سریع تر مزار شهید صابر را ترک کنند.
این گزارش حاکی است، یکی از حاضران با بلندگوی دستی مشغول ذکر خاطره ای از شهید صابر بود که ابتدا بلندگو توسط نیروهای امنیتی ضبط شد و در حالی که این فرد به درخواست حاضران بدون بلندگو ذکر خاطره را ادامه می داد با حمله لباس شخصی ها بازداشت شد.
بر اساس این گزارش، پیش از دخالت لباس شخصی ها و در ابتدای این مراسم، مهندس لطف الله میثمی به مدت ۱۰ دقیقه سخنرانی کرد. وی با صدایی حزن آلود و اندوهناک یاد هدی صابر را گرامی داشته و از منش و دانش او به نیکی یاد کرد و با اشاره به تلاش های شهید صابر برای آموزش جوانان فقدان او را خسارت بار توصیف کرد و در عین حال شهات او را عنصری الهام بخش برای شاگردانش دانست.
مهندس میثمی با اشاره به جوانمردی هدی صابر و تلاش او برای کمک به فقرا، خانواده های زندانیان سیاسی و مردم محروم حاشیه نشین این رفتارها را برخواسته از الگوهای شهید صابر دانست که در تختی ،حنیف نژاد و مصدق نمود یافته اند. وی ادامه داد: هدی تنها خدا را در زندگی خود محور قرار داده بود و هر کاری می کرد برای رضای خدا انجام می داد. میثمی سپس با صدایی حزن آلود گفت:«خدایا هدای ما را در آغوش بگیر». مهندس میثمی در سخنان تاثر برانگیز خود که با گریه حضار همراه می شد دعا کرد همه مثل هدی عاقبت به خیر شوند.
بعد از لطف الله میثمی، فیروزه صابر خواهر شهید هدی صابر که از برخورد نامناسب و غیر انسانی نیروهای امنیتی آزرده خاطر شده بود با چشمانی گریان و با صدایی بلند فریاد زد:«برادر ببخش من بر ای تو کاری نکردم. برادر من نتوانستم حتی برایت یک برنامه بگیرم .»
فیروزه صابر در ادامه با یادی از مهندس عزت الله سحابی و هاله سحابی خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی شد و از جمعیت خواست برای آزادی نرگس محمدی که هم اکنون در زندان زنجان در وضعیت وخیم جسمی به سر می برد ۵ بار آیه «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» بخوانند. اشک های فیروزه صابر جمعیت حاضر را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود. به گونهای که بسیاری از حضار به خاطر مظلومیت خانواده شهید صابر اشک می ریختند.
فیروزه صابر ضمن تشکر از حضور مردم بر سر مزار برادرش و عذرخواهی از رفتار نامناسب نیروهای امنیتی از آنها خواست محل را هر چه زودتر ترک کنند تا آسیبی به کسی نرسد .
فریده جمشیدی همسر شهید صابر در حین صحبت های مهندس میثمی و فیروزه صابر بارها فریاد کرد: شما چه می دانید این یک سال بر سر ما چه رفته است؟ فریاد دردمندانه همسر صابر به شدت حضار را تحت تاثیر قرار داد .
او همچنین زمانی که نیروهای امنیتی قصد داشتند جمعیت را به زور متفرق کنند با صدای بلند اعلام کرد : «من همسر هدی هستم همین جا می مانم و یک قدم هم عقب تر نمی روم. »
این موضوع باعث شد جمعیت حاضر در مراسم تحت تاثیر قرار بگیرد و در برابر خواسته نیروهای امنیتی برای ترک مزار شهید صابر مقاومت کند. مقاومت حضار باعث شد نیروهای امنیتی برای متفرق کردن جمعیت به زور متوسل شوند و با باتوم به جان مردم بیفتند.
دکتر محمد ملکی از فعالان ملی- مذهبی هم در گفتوگو با رادیو فردا خبر داده که در این مراسم با نیروهای امنیتی درگیر شده است.
همچنین گزارش شده که تعداد قابل توجهی از حاضران در مراسم امروز دستگیر شده اند که از تعداد آنها و آزادی یا بازداشتشان هنوز خبری در دست نیست.
میزان تولید نفت خام عربستان طی ماه می به بالاترین حد خود در ۲۳ سال اخیر رسیده است. میزان تولید نفت سازمان اوپک نیز طی ماه می به بالاترین حد خود از سال ۲۰۰۸ میلادی رسیده است.
بر اساس تازه ترین تحقیق و بررسی به عمل آمده، میزان تولید نفت خام اوپک طی ماه می با ۲۰ هزار بشکه افزایش نسبت به آوریل به بیش از ۳۱٫۵۹۵ میلیون بشکه در روز رسیده است . این رقم در ماه آوریل به ۳۱٫۵۷۵ میلیون بشکه در روز رسیده بود . این بالاترین میزان تولید نفت اوپک از اکتبر ۲۰۰۸ میلادی به شمار می رود.
به گزارش فارس، میزان تولید نفت عربستان نیز طی ماه می با ۸۰ هزار بشکه افزایش به بیش از ۹٫۹ میلیون بشکه در روز رسیده است که این بالاترین رکورد از ژانویه ۱۹۸۹ میلادی به شمار می رود . علی النعیمی ۱۳ می در اظهاراتی تاکید کرد ریاض خواستار کاهش قیمت نفت برنت دریای شمال به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه است.
این در حالی است که قیمت نفت برنت دریای شمال روز جمعه برای نخستین بار از اکتبر گذشته به کمتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است . مایکل لینچ کارشناس ارشد انرژی تاکید کرد عربستان قصد دارد با افزایش تولید نفت بازار جهانی انرژی را از لحاظ عرضه اشباع کند . عربستان با افزایش تولید خود به هدف اصلی یعنی کاهش قیمت نفت دست یافته است . این گزارش افزود میزان تولید نفت لیبی نیز طی ماه می با ۵۰ هزار بشکه افزایش به بیش از ۱٫۴ میلیون بشکه در روز رسیده است که بالاترین رقم از ژانویه ۲۰۱۱ میلادی به شمار می رود . بر این اساس میزان تولید نفت نیجریه نیز در این مدت با ۴۰ هزار بشکه افزایش به ۲٫۱۸ میلیون بشکه در روز رسیده است .
بر این اساس میزان تولید نفت ایران نیز طی ماه می با ۵۰ هزار بشکه کاهش به ۳٫۲۲۵ میلیون بشکه در روز رسیده است که پایین ترین رقم از ژوئن ۱۹۹۲ میلادی است . تولید نفت عراق نیز طی ماه می با ۴۵ هزار بشکه کاهش به ۲٫۹۴ میلیون بشکه در روز رسیده است .
نشست آتی اوپک قرار است ۱۴ زوئن در شهر وین برگزار شود و اوپک در نشست قبلی خود در ماه دسامبر سقف تولید خود را ۳۰ میلیون بشکه در روز تعیین کرده است.
بر اساس گزارش منابع خبری، قرار است تحریمهای آمریکا علیه ایران از روز ۲۸ ژوئن (هشتم تیر) و تحریمهای اتحادیه اروپا از ابتدای ماه ژوئیه (۱۱ تیر) اجرایی شوند. اما تا پیش از شروع تحریم ها، قرار است که دوباره مذاکرات هسته ای در مسکو پیگیری شود.
ظرفیت تولید روزانه نفت ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به بیش از ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه رسیده بود، اما این روند در سالهای بعد ادامه نیافت.
گزارش ها حاکی از آن است که تحریم ها مانع سرمایه گذاری در تاسیاست نفتی ایران و توسعه میادین نفتی قدیمی شده و عملا به کاهش تولید و صادرات نفت ایران انجامیده است.
خردادها همیشه پر حادثه اند. خرداد ۸۸ که شد گویی همه جا پر شد از عطر امید. همه ایران سبز شد. بارقه امید از هر سو وزیدن گرفت. حادثه ای بزرگ رقم خورد.
آمد بی هیچ هیاهویی بعد از بیست سال. اما چه آشنا بود این نخست وزیر محبوب امام. محبوب دل مردم هم بود. پیر و جوان بسویش آمدند. شمیم آشنایی داشت میرحسین.
وعده داده بود برای دولتش ” دولت عقلانیت، دولت استفاده از کارشناسان و نهادهایی که مردم پایه گذاری کردند، نه یک دولت کف بینی و رمالی”.
یار وفادارش، زهرا رهنورد که در حصر وحبس لحظه ای او را تنها نگذاشت هم می دانست که این ملت همه سلحشورند، امیدوار بود که این سلحشوری ها در خردادها و خردادها باقی بماند.
سلحشوری ها همه خواهد ماند. جوانه ها باز می روید در خرداد و خردادها و نهال امید از این سرزمین ریشه کن نخواهد شد.
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سُرخ خورشید دراومد و شب شد گریزون
کوهها لالهزارن – لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل جنگل و میکارن
………
بدنبال درگذشت فریده ماشینی همراه همیشگی خانواده زندانیان سیاسی، مصطفی تاجزاده و فخرالسادات محتشمی پور در پیامی از وی تجلیل کردند.
در این پیام که در صفحه فیس بوک مصطفی تاج زاده منتشر شد، آمده است: فریده ماشینی برای همه کسانی که حتی اندک شناختی از او داشتند، قابل احترام بود. زنی پیرو مکتب فاطمی و علوی و مقید به اصول اعتقادی و ملتزم به آموزه های دینی که شناخت عمیق از دین مبین و معرفتش به آیات قرآنی موجب شده بود که هرگز به کبر و دور شدن از بندگان خدای روی آور نشود و هرگز نخواهد با زدن برچسب های رایج، صف خود را از دیگر بندگان خدا که ،در عرف عامه، اهل معصیت بودند و از دایره رحمت الهی بیرون، جدا کند.
فریده ماشینی که در سه سال اخیر یار و همراه بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی بود، – چهارشنبه ۱۰ خرداد – به علت ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
این فعال مدنی و قرآن پژوه که از شاخص ترین زنان جلسات هم اندیشی زنان و مرتبط با اکثر گروه ها و تفکرات مختلف فعالان حقوق زنان در ایران بوده، در بین زنان مسلمان مبارز برای احیای حقوق زنان به لحاظ دانش نظری، فعالیت های اجرایی و فن بیان به نحو بارزی شاخص و محور بوده به نحوی که در این مدت بیماری وی، عدم حضورش مشهود بود.
متن پیام تاجزاده و همسرش به شرح زیر است:
هوالباقی
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدّلوا تبدیلاً
جناب آقای رحیم عبادی، مریم و سجاد عزیز و خانواده گرانقدر ماشینی و عبادی!
مفتخریم که نام ارجمند «فریده ماشینی» در میان دیگر نام های بزرگ از دوستان ما می درخشد و خرسندیم که توفیق آشنایی، هم فکری، هم کاری و هم راهی با بانوی بزرگی را داشتیم که در زمانه خود مکتب و آئینش را خوب می شناخت و اعتقاداتش به غایت محکم بود و گام هایش آن چنان استوار که حتی بیماری و ضعف جسمی حاصل از آن نیز نتوانست مانع پی گیری های مجدانه دغدغه های اجتماعی و سیاسی اش باشد.
فریده ماشینی برای همه کسانی که حتی اندک شناختی از او داشتند، قابل احترام بود. زنی پیرو مکتب فاطمی و علوی و مقید به اصول اعتقادی و ملتزم به آموزه های دینی که شناخت عمیق از دین مبین و معرفتش به آیات قرآنی موجب شده بود که هرگز به کبر و دور شدن از بندگان خدای روی آور نشود و هرگز نخواهد با زدن برچسب های رایج، صف خود را از دیگر بندگان خدا که ،در عرف عامه، اهل معصیت بودند و از دایره رحمت الهی بیرون، جدا کند. آری این بانوی خوش خلق و خوش زبان که زندگیش را با آئین محمدی پیوند زده بود، آن چنان با اعتماد به نفس و در عین حال با سعه صدر پا به میدان های پرچالش فرهنگی و اجتماعی و به ویژه سیاسی می گذاشت که هیچ رقیب گردن فرازی را تاب مقابله و هماوردی با او نبود. و این شاگرد مدرسه زینب (س) آن چنان خود را ملزم به شنیدن دل گویه های نسل جوان می دانست که گاه بیم ازپا درآمدنش در برابر استماع دردها و آه های برون آمده از نهاد این نسل جستجوگر و پویا، می رفت.
عزیزان به حق سوگوار!
این یار هم نورد گرانمایه ما به واقع سنگ صبور و شریک دردهایی بود که طی این سه سال اخیر به اوج خود رسید. درد دین و درد مردم! و چنین شد که روح بزرگش انبوه مصائبی را که بر جامعه ما و شهروندان مظلومش می رفت، تاب نیاورد و ضعف جسمانی با سستی گرفتن شیره جان و شیرازه وجودش آمیخته شد تا جایی که این بی تابی ها سرانجام از پایش درآورد و با چشمانی باز تسلیم اراده الهی شد و دنیای فانی را به سوی سرای باقی ترک گفت.
نیک می دانیم که روضه رضوان جایگاه مقدر اوست و با این همه از درگاه حضرت حق برایش علو مقام و هم نشینی با نیکان و مقربان الهی را آرزو می کنیم و برای شما و همه بازماندگان از خویش و دوست و هم کار و هم راهان او صبر و اجر مسئلت داریم.
شریک این غم سترگتان
سید مصطفی تاجزاده – فخرالسادات محتشمی پور
خردادماه ۱۳۹۱
دختر محجبه ای که در ترکیه مقام نخست یک رشته فنی را به دست آورده است به خاطر رعایت حجاب از گرفتن جایزه محروم ماند.
به گزارش ایرنا، ‘طوبی دمیر’ دانش آموز فارغ التحصیل هنرستان ‘سابانجی’ در شهر آدانا واقع در جنوب ترکیه در مراسم اعطای جوایز دانش آموزان نخبه به دلیل داشتن حجاب اسلامی از دریافت جایزه محروم شد و گریان محل جشن فارغ التحصیلی را ترک کرد.
به نوشته مطبوعات ترکیه ، در مراسم جشن فارغ التحصیلی دانش آموزان چندین هنرستان فنی که همزمان برگزار می شد، با وجود اینکه این دختر محجبه مقام نخست را بین همه دانش آموزان به دست آورده بود، به دستور مدیر مدرسه از گرفتن جایزه محروم ماند.
مسوول هنرستان گفت :اگر این دانش آموز نخبه حجاب خود را کنار بگذارد ، می تواند بر روی صحنه رفته و جایزه اش را دریافت کند.
این دانش آموز محجبه با چهره گریان و با اکتفا کردن به گرفتن مدرک فارغ التحصیلی از سالن بیرون رفت.
گروهی از مردم بورسا سه شنبه گذشته با برگزاری تظاهرات خواهان آزادی حجاب در مدارس شده و با شعارهای ‘ حجاب امر الهی است’ ، ‘تحصیل حق محجبه ها هست’ ، ‘ حجاب عفت زن مسلمان است’ حکم داگاه این شهر را بشدت محکوم کردند.
بر اساس قوانین ترکیه، تحصیل دوره هشت ساله ابتدایی اجباری است و به این سبب مسوولان مدرسه ها از یک سو مانع از ورود دانش آموزان محجبه می شوند.
در ادامه سیاستهای انقباضی دولت دهم نسبت به اهالی فرهنگ، نشر چشمه به علت انتشار یک کتاب لغو امتیاز شد.
بهمن دری معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داد پروانه نشر چشمه لغو شده است و این ناشر نمیتواند کتاب جدیدی را برای عرضه به ارشاد ارائه کند.
معاون فرهنگی وزارت ارشاد که با روزنامه جامجم گفتوگو میکرد مدعی شد: باز هم ما گفتیم یک فرصت بدهیم که اصلاح کنند شاید با درایت لازم بتوانند مسیر خودشان را اصلاح کنند اما متاسفانه کار به اینجا رسید که این انتشارات کتابی عرضه کرد که سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین(ع) بود.
چندی پیش، بدنبال فضاسازی گروه های مشخص و اتهام " براندازی نرم" به انتشارات چشمه، معاون امور فرهنگی ارشاد خبر از تعلیق این انتشارات داده بود.
تابستان سال گذشته، جزوهای به نام «زمزمههای رنگی» تهیه و منتشر شد و اخبار آن در سطح وسیعی در روزنامهها، سایتها و دیگر رسانههای عمومی منتشر شد.
در این جزوه از نشر نی، چشمه، ققنوس، عطایی، روشنگران و مطالعات زنان، اختران، و کویر بعنوان عاملان براندازی نرم یاد شده بود.
تهیهکنندگان این جزوه با بیرون کشیدن چند جمله یا چند سطر از کتابهایی سعی کردهاند ثابت کنند که تعداد زیادی نویسنده، مترجم و هفت ناشر در این سالها در حوزه نشر کشور به کار «براندازی نرم» اشتغال داشتهاند.
پس از آن بود که کیائیان، مدیر انتشارات چشمه در نوشته ای از وزارت ارشاد پرسید: سوال این است که مسئولان کنونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر سیاستگذاران فرهنگی دولت دهم چه تضمینی میتوانند به دیگر ناشران دستاندرکار بدهند که هر چند کتابهای در دست انتشار خود را جهت بررسی به آن وزارتخانه ارایه میدهند و با دریافت مجوزهای لازم نسبت به چاپ و نشر اقدام میکنند-کاری که ناشران نامبرده در این جزوه هم کردهاند- در آینده این گروه یا گروه دیگری اینچنین القاب و صفاتی را که به اینان دادهاند به آن ناشران ندهند؟
وی گفته بود که باید منتظر ماند و دید که آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با دفاع از این ناشران که در چارچوب قوانین موجود عمل کردهاند در حقیقت از خود، عملکرد خود و از سیاستهای فرهنگی دولتهای متبوع خود که همچنان جاری و ساری است، دفاع خواهد کرد یا خیر؟
ماه گذشته نیز همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب در حالی که مسئولان ارشاد مانع حضور نشر چشمه در این نمایشگاه شده بودند، ۱۶۰ نفر از نویسندگان، شاعران و مترجمان با ارسال نامه ای اعتراض آمیز به وزیر ارشاد، خواستار حضور نشر چشمه و ثالث در نمایشگاه کتاب شدند.
این نویسندگان به محدودیت ها به اهل فرهنگ گلایه کرده و یاداوری کرده بودند که در وضعیت فعلی، صنعت نشر کشور هر روز ضعیفتر شده و تیراژ کتابها به پایینترین حد خود در این سالها رسیده است.
سال گذشته در اسفند ماه، وزارت ارشاد اقدام به لغو مجوز ده انتشارات کرد.
نشر چشمه یکی از مؤسسات انتشاراتی ایران است که عمده فعالیتش در زمینه ادبیات است که فعالیت خود را از سال ۱۳۶۴ شروع کرد. مدیر این بنگاه انتشاراتی حسن کیائیان است که در چند دوره رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز بودهاست.
انتشارات چشمه حدود دو سال قبل از شروع کار نشر، کتابفروشی خود را در خیابان کریمخان تهران افتتاح کرد که اکنون یکی از کتابفروشیهای پر رفتوآمد در شهر تهران به شمار میرود.
انتشارات چشمه از زمان تأسیس در حوزههای مختلف هنر و ادبیات مانند داستان، شعر، نمایشنامه، فیلمنامه، سینما و تحقیقات ادبی فعالیت کردهاست.
محمدرضا شفیعی کدکنی، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج، محمود دولتآبادی، علیاشرف درویشیان، مهرداد بهار، ایرج افشار، احمدرضا احمدی و حمید رضا صدر از جمله شاعران و نویسندگان ایرانی هستند که با این مؤسسه انتشاراتی همکاری کردهاند.
سال پیش مدیر نشر چشمه در واکنش به تعطیلی کتابفروشی های خیابان کریمخان نوشته بود: کار کتاب بار شیشهی مردیست که از دروازهی شهر میگذشت. گزمهای چوبی بر آن نواخته میگوید: «بارت چیست؟» مرد میگوید: «یکی دیگر بزنی، هیچ.»

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای بمناسبت سومین سالگرد جنبش سبز، با اشاره به اینکه همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است؛ تاکید کرد: باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به ماهیت جنبش سبز آورده اند: «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد.
شورای هماهنگی در ادامه این بیانیه با تاکید بر لزوم تشکیل هسته های خودبنیاد نوشته است: آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
این شورا در ادامه افزوده است: «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بهنام خداوند بخشنده مهربان
«خداوند به کسانی از قوم شما که ایمان آورده و اعمال نیک انجام دادهاند وعده کرده است که حکومت روی زمین را نصیب آنها خواهد فرمود، همچنان که پیشینیان آنها را عطا فرمود.» (آیه ۵۵ سوره نور)
هموطنان عزیز، همراهان سرافراز
سه سال پیش در چنین روزهایی با حضور میلیونها شهروند، حرکتی عظیم آغاز شد که به تولد جنبش سبز انجامید. جنبش سبز مبتنی بود بر حرکتی مدنی و خواست عمومی برای تحول در شیوه اداره کشور با رأی به نامزدهای انتخاباتی تغییرخواه. اکثریت چشمگیری از مردم، سیاستهای ماجراجویانه، فریبکارانه و فاقد پشتوانه عقلانی دولت نهم را برای توسعه و پبشرفت کشور و رفع مشکلات روزافزون مردم مناسب نمیدیدند. شهروندان تغییرخواه ادامه دولت اقتدارگرا و ناکارآمد و بیکفایت احمدینژاد را موجب ورشکستگی اقتصاد، فروپاشی اجتماع، انزوای بیش از پیش بین المللی، عمیقتر شدن شکاف میان فقیر و غنی، افزایش تورم، بسط ید نهادهای نظامی و امنیتی و محدودیت بیشتر آزادیهای قانونی میدانستند. دلنگرانیهایی که گذشت زمان، واقعی بودن آن و بصیرت و دوراندیشی تحول خواهان و کوته اندیشی و بیبصیرتی اقتدارگرایان را به اثبات رساند. حاکمان شیفته و تشنهی قدرت اما با پافشاری بر درک غلط خود، تغییر را با منافع خود در تضاد دیدند؛ آنان صندوقهای رأی را از کارآیی خود تهی و به ابزار کودتای انتخاباتی تبدیل کردند. نتیجهی این خیانت در امانت، اعلام آمار و اعداد خودساخته و نادقیق بهعنوان نتیجه انتخابات، بهجای رأی واقعی مردم بود. مقاومت نامزدهای غیرحکومتی و خشم مردمی که میدیدند رأیشان چگونه به سرقت رفته و شعورشان چگونه مورد تمسخر گردانندگان انتخابات قرار گرفته، میلیونها معترض را در نقاط مختلف کشور به خیابانها کشاند. اقتدارگرایان اما بهجای تصحیح روش نادرست خود، با تحقیر مخالفان، انتصاب آنها به قدرتهای بیگانه، دستگیری و سرکوب خشونتبار شهروندان معترض، و بازداشت گستردهی فعالان سیاسی و مطبوعاتی، به حراست از کودتای انتخاباتی خود پرداختند. حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر، کنش مدنی و اعتراض و پرسش مردم را انقلاب مخملی و فتنه نامید تا کودتای انتخاباتی و فتنهی خود را با تبلیغات و تحریف حقیقت، از چشمها مخفی کند. دوستان و یاران دیروز به بیبصیرتی متهم شدند تا بی بصیرتی حاکمان پنهان شود. نظر رئیس دولت برآمده از کودتا از همه به خود نزدیکتر اعلام شد تا تأیید و حمایتی که تا آن روز فاش نمیشد، آشکار گردد. دست نیروهای سرکوبگر و خشونت پیشه و ارعابگر در تعرض به جان و مال و ناموس معترضان باز گذاشته شد تا بیپروای قانون و انسانیت و دین، مشت آهنین علیه شهروندان بهکار افتد. اما چه سود که پردهها یک به یک فرو افتاد و امواج بیداری و آگاهی، هر گوشه و کنار این سرزمین را درنوردید. سه سال پس از کودتا، و بهدنبال آشکار شدن ناکارآمدی، فجایع و فضایح دستگاه اداره کنندهی کشور، حقانیت مواضع جنبش سبز بیش از پیش پرفروغ میدرخشد.
با نزدیک شدن به سومین سالروز میلاد این جنبش مدنی و خشونتپرهیز، فرصت را برای بازخوانی چند نکته، مغتنم میشماریم:
۱٫ پیدایش جنبش سبز، تبلور خواست مردم ایران برای تغییر روندهایی است که کشور را از فرایندهای تصمیمگیری عقلانی و مبتنی بر منافع بلندمدت ملی، دور میسازد. کارنامهی سه ساله دولت کودتا حاکی از گسترش بی سابقه فقر، فساد و تبعیض است که حاصل نقض بدیهیترین حقوق شهروندی، گرانی و تورم و بیکاری، بر باد دادن سرمایه و ثروت ملی، جنگ قدرت و دغدغهی حفظ خود و حذف رقیب بهجای حل مشکلات کشور است. رهبران جنبش سبز بارها و بارها نسبت به درافتادن کشور به چنین وضعی هشدار داده بودند؛ ازجمله، مهندس میرحسین موسوی تاکید میکند: «از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط بهسر میبرد و اکثریتی از جامعه، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد.» (بیانیه شماره ۹)
۲٫ جنبش سبز، اهداف و آرمانهای خود را در امتداد مطالبات یکصدسالهی اخیر مردم ایران زمین بازمیشناسد. استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت، حاکمیت ملی و حکومت قانون، از زمان شکلگیری نهضت مشروطه خواهی، تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از حماسه دوم خرداد تا خیزش عمومی ۲۲ خرداد و تداوم آن در جنبش سبز، خواستههای ملی بوده و هست؛ مطالباتی که تقلیل و تعطیل پذیر نیستند. ایرانیان میدانند که بهروزی آنان در گرو تحقق این چشماندازهاست. مردم آگاه و آزادهی ایران نیک میدانند که بدون آزادی، عدالت دست نیافتنی است؛ بدون عدالت نمیتوان پیشرفت کرد؛ بدون پیشرفت نمیتوان به استقلال رسید؛ بدون حاکمیت قانون، هرجومرج و خودکامگی چیره خواهد شد؛ و بدون رعایت لوازم حاکمیت ملی، اقتدارگرایان ارادهی خود را با سلاح و سرکوب و تهدید و دروغ، بر اکثریت تحمیل خواهند کرد. مردم اخلاقگرای ایران به نیکی میدانند که هیچیک از پیامبران الهی مردم را به پذیرش خودکامگی و ظلم و فقر و بردگی فرانخواندهاند. مردم آگاه ایران میدانند که در زمانهای که زندگی بهتر در گرو تحقق این آرمانهاست، ناچارند از میان تسلیم شدن در برابر انحطاط و سقوط کشور و تلاش برای تغییر و اصلاح امور یکی را انتخاب کنند؛ و حرکت سه سالهی اخیر آنان نشان داد که با وجود همهی تهدیدها و سختیها دومی (تغییر وضع نامطلوب کنونی) را انتخاب کردهاند.
۳٫ «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد. از همین روست که کمک به گسترش هستههای خودبنیاد همواره در دستور کار شورای هماهنگی راه سبز امید بوده است. آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
۴٫ جنبشهای اجتماعی، شیوههای گوناگونی را برای پیشبرد اهداف خود بهکار گرقته می گیرند. اینگونه، گاه مانند ۲۵ خرداد به نشانهی اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابان میآییم، و گاه مانند ۱۲ اسفند به نشانهی مهندسی انتخابات مجلس و بی شأن و منزلت شدن آرای مردم در خانه میمانیم. گاه با نمادهای سبزمان حضور و بروزمان را به یکدیگر یادآوری میکنیم، و گاه در اعتراض به سیطرهی روزافزون ارگانهای نظامی-امنیتی، مصرف کالاها و خدمات آنها را تحریم میکنیم. گاه حلقههای کتابخوانی تشکیل میدهیم، و گاه با کمک به توزیع نسخههای تک برگی روزنامههای اینترنتی سبز به بسط آگاهی میپردازیم. راه سبز امید، شیوه زندگی است و نفس در راه بودن، پیروزی است.
۵٫ از همان روزهای نخست پیدایش، جنبش سبز بر مسالمتآمیز بودن مبارزهی خود تأکید داشته و دارد. با وجود اذعان به وجود نواقص و معضلات در قانون اساسی، به تلاش برای بالفعل کردن ظرفیتهای مردمسالارانهی آن معتقدیم. همین اعتقاد است که همراهان جنبش سبز را از دو جریان متمایز میکند؛ نخست، کسانی که هنوز در اندیشهی بازگرداندن قدرت موروثی مادامالعمر غیرپاسخگو هستند، و گروه دیگر، آنانی که به اعمال خشونت تکیه میکنند و استفاده از هر وسیلهای را برای رسیدن به اهدافشان مجاز میدانند. به تجربهی سرگذشت بشریت و تاریخ دور و نزدیک میهنمان دریافتهایم که خشونت، خشونت میآورد و بستر تحول تدریجی دارای دستاوردهای ماندگار را از میان میبرد. افزون بر این، خشونت، ابزار دست اقتدارگرایی، خودکامگی و زورمداری است، و اینها همان چیزهایی است که بهدنبال محو آنها از زندگی اجتماعی ایرانیان هستیم. برای دستیابی به اهدافمان، تنها از شیوهها و روشها و ابزاری که با آرمانهای اخلاق مدارانهی جنبش سبز سازگار باشد استفاده میکنیم. با صندوق رأی قهر نمیکنیم، اما چنانکه در منشور جنبش نیز آمده، تا بازگرداندن هویت و کارآیی آن، و تا تحقق شرایط انتخابات آزاد و سالم و منصفانه و تعیین سرنوشت مردم به دست مردم، از تن در دادن به انتخابات نمایشی و فرمایشی و غیرآزاد سرباز میزنیم. درهای آشتی و گفتوگو را نمیبندیم، اما آن را نه بهعنوان ابزاری برای تعامل غیرشفاف و تنزل از خواستههای مشروع و حقوق قانونی شهروندان، که بهعنوان بستری برای تحقق مطالبات مردم شریف ایران ارزیابی میکنیم. برای آیندهی ایران، روزگاری عاری از انحصارطلبی و انتقامجویی در عرصه قدرت و بازگرداندن اقتدار بهدست مردم آرزومندیم، و نیک میدانیم که صبر و امید و استقامت و پیگیری و تلاش مستمر، بزرگترین تضمین برای دستیابی به چنین فردایی است.
۶٫ همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است. باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
۷٫ جنبش سبز، جنبشی اخلاقمدار است که به تعهد خود به موازین اخلاقی و بازگشت جامعه و حکومت به ارزشهای اخلاقی نه بهعنوان تاکتیک، که بهمثابهی استراتژی پایدار معتقد است. بسط عقلانیت جمعی اخلاقمدار در سراسر جامعه، راه را بر گسترش خرافه و دروغ و تقلب و خشونت خواهد بست. هر همراه جنبش سبز باید الگویی درخشان از پایبندی به موازین اخلاقی باشد. جنبش سبز، جنبش «دروغ ممنوع» است و همهی مصیبتهایی را که جامعهی ما امروزه بدان مبتلاست، ناشی از آلودگی به این ضدارزش خانمان برانداز (دروغ و تحریف حقیقت) میداند.
۸٫ «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
۹٫ شهدای عزیز جنبش سبز، پیشقراولان راه سبز امید بوده و خواهند بود؛ و زندانیان غیور جنبش که با پایمردی در راهی که آگاهانه انتخاب کردهاند، زندانهای استبداد را به سرچشمهی جوشان حرکت و سمبل صبر و مقاومت تبدیل کردهاند، هیچگاه از یاد مردم آزادهی ایران نرفته و نخواهند رفت. شورای هماهنگی راه سبز امید به نمایندگی از همراهان جنبش سبز، مراتب احترام و قدردانی خود نسبت به آنان و خانوادههای گرامی ایشان تقدیم مینماید.
۱۰٫ بخش عظیمی از ایرانیان در نتیجهی سیاستهای نادرست و نسنجیدهی گردانندگان حکومت، روزهای سخت و تلخی را سپری میکنند. گرانی، کمر بیشتر شهروندان را خم کرده و موج بیکاری روزافزون، شالوده خانوادههای نابرخوردار را تهدید میکند. سفرههایی که قرار بود با وعدهی فریبکارانهی آوردن نفت بر سر آن رنگینتر گردد، روز به روز تهیتر میشود. نابسامانی در بخش درمان و سلامت، افزایش آلودگیهای زیست محیطی، تنزل کیفیت مواد غذایی و مانند آن، زندگی روزمرهی شهروندان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مشقتبار نموده است. بودجههای سرگردان کشور بهجای آن که صرف بهبود وضع مردم ایران شود، در داخل و خارج از کشور برای طرحهایی هزینه میشود که بیش از آن که سودی برای بهروزی ایران و ایرانیان داشته باشد، به استحکام پایههای لرزان قدرت اقتدارگرایان نظر دارد. این حق مردم ماست که نسبت به این وضعیت بحرانی نگران باشند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. از همینرو از اقشار مختلف مردم در نقاط گوناگون کشور دعوت میکنیم در اعتراض به دشواریهای روزافزونی که دولتمردان اقتدارگرا و ناکارآمد بر سر راه زندگی آزاد و توأم با کرامت ایرانیان پدید آوردهاند، بین ساعت ۷ تا ۹ شامگاه پنجشنبه بیست و پنجم خرداد در اماکن عمومی و بهویژه پارکهای اصلی شهرها تجمع اعتراضی سکوت برگزار کنند؛ باشد که حاکمان اقتدارگرا و بیکفایت به خود آیند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه با موعظه و نصحیت نمیتوان جوانهای بیکار را آرام کرد، گفت: کشوری که هم آب و هم خاک دارد اما بیکاری و تورم در آن وجود دارد، از رحمت خدا به دور مانده است.
آیتالله جوادآملی رئیس بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء ظهر پنجشنبه در دیدار اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه امیدوارم خداوند به همه علاقمندان به اسلام توفیقی عطا کند که هم بار خود را به مقصود رساند و هم باری بر دوش دیگران نگذارند، اظهار داشت: جریان مهندسی و ریاضی به این است که هر چیزی در جای خود باشد.
وی ادامه داد: تا قانونگذار منبع شناس نباشد دستش خالی است و عرفی فکر می کند. ما با این همه امکانات در کشور فقر زیادی داریم؛ کشوری که این همه آب و خاک دارد و در عین حال عده زیادی هم فقیر هستند حضرت علی(ع) فرموده آن از رحمت خدا دور باد.
این مرجع تقلید می گوید: کشور ما چهار فصل است؛ آب فراوان دارد که به دریا هرز می رود، خاک فراوان ولی در عین حال بیکار و فقیر هم در آن موج می زند؛ ضعف مدیریت یعنی همین؛ امکانات فراوان، درگیری زیاد و عده ای هم بیکار و فقیر و نتیجه این است که روزی تازیانه این کار را خواهیم خورد.
او با انتقاد از مدیریت کشور گفت: با این همه امکانات در کشور یا اختلاس است و یا به جان هم می افتیم و باندبازی می کنیم.
جوادی آملی افزود: مسئله فقر و گرانی چیزی نیست که گفته شود ۲۰ یا ۳۰ درصد مردم فقیر هستند. نباید توقع داشت با موعظه و نصحیت جوانهای بیکار را آرام کرد چراکه این توقع به جایی نیست و کشوی که هم آب و هم خاک دارد اما بیکاری و تورم در آن وجود داشته باشد، باید گفت که از رحمت خدا به دور مانده است.
این مرجع تقلید می گوید: برخی از شما در مجلس یا خارج از مجلس قرار دارید، ما در هر بخشی که حضور داشته باشیم، به یک منبع الهی نیاز داریم و در واقع ۳ عنصر مدار قانونی، استخراج این مواد از مبانی و همچنین این مبانی را از منابع گرفتن در جامعه و مجلس بسیار مهم است و تفاوت نظام اسلامی با غیراسلامی در ضلع سوم است.
وی در خصوص عدالت در جامعه گفت: معنای عدل روشن است و به معنی این است که هر چیزی در جای خود قرار گیرد، از این رو کسی که اشیاء را نیافریده و جای اشیاء را نمیداند، دستش خالی است که برخی با دست خالی به سراغ مبانی میروند و به دلخواه از این مبانی مواد حقوقی را درمیآوردند و میشود سازمان ملل.
آیت الله جوادی آملی ادامه داد: اگر جامعهای بخواهد مهندسی فکر کند، باید منبع داشته باشد. در جامعه ما قانون شناسی وجود دارد چراکه قانونگذار تنها خداوند است و آنچه که منبع وحیانی ندارد، برابر میل خود تشخیص میدهد اما ما منبع وحیانی داریم، از این رو قانون شناس هستیم. قانونگذار خداوند است. موضوعات و محمولات را خداوند آفریده است، از این رو عقل نمیتواند قانونگذار باشد.
وی گفت: موضوع تفکیک قوا بسیار مثبت است؛ یکی نیروی قانون را میشناسد و نیروی دیگر اجرا میکند و همچنین یک قاضی قانون و اجرای آن را رصد میکند. اگر خود مجری قاضی باشد، مشکلاتی به وجود خواهد آمد. باید یک داور و قاضی جداگانه وجود داشته باشد و عمل مجری را با قانون تطبیق دهد که اگر خلاف آن بود، تذکر دهد.
حوالی ساعت ۲۲:۱۸ دیشب پنجشنبه ۱۸ خرداد، در آسمان شمال و شمال غرب، نور سفیدی ناگهان منفجر شد و ابری در اطراف آن شکل گرفت که به سرعت گسترش پیدا کرد و نیمی از آسمان را گرفت. افراد متعددی در شهرهای مختلف کشور و دیگر کشورهای همسایه این پدیده را دیدند و به سرعت، گزارشهایی از مشاهده این پدیده را به پایگاههای اینترنتی، شبکههای اجتماعی و خبرگزاریها ارسال کردند.
مشاهده این پدیده در آسمان بسیاری از کشورهای منطقه بدان معنی بود که این رویداد در ارتفاع بالایی از سطح زمین رخ داده و فیلمها و تصاویری که دقایقی پس از این واقعه در شبکههای اجتماعی و یوتیوب به اشتراک گذاشته شد، این احتمال را تقویت کرد که این پدیده مربوط به آزمایش موشکی در ارتفاع بالا باشد. مشابهت این پدیده با دو رویداد موشکی که در سالهای ۱۳۸۶ در آسمان خاورمیانه و سال ۱۳۸۸ در آسمان نروژ دیده شد، بر تقویت این احتمال افزود.
خبرگزاریهای داخلی اعلام کردند رزمایش سراسری پدافند غیرعامل به منظور ارزیابی واحدهای پدافندی کشور شب گذشته با موفقیت کامل به اجرا درآمده است. طبق گزارش روابط عمومی ستاد پدافند غیرعامل کشور ، شب گذشته با هدف ارزیابی آمادگی واحدهای پدافندی کشور رزمایشی سراسری با عنوان طلوع فجر برگزار و با موفقیت کامل انجام شد. رزمایش مذکور که بدون اطلاع قبلی واحدهای پدافندی انجام شد ، با عکس العمل بموقع و مناسب کلیه واحدها مواجه گردید و با موفقیت کامل به پایان رسید.
به گزارش خبر آنلاین، با انتشار این خبر، برخی گمان کردند پدیده نورانی شب گذشته مربوط به رزمایش پدافند غیرعامل بوده و از آنجایی که در برخی شهرهای کشور، پدافند هوایی همزمان با مشاهده این پدیده اتفاق افتاده بود، این احتمال تقویت شد.
اما در اوایل بامداد، خبرگزاریهای جهانی به نقل از وزارت دفاع روسیه اعلام کردند که روسیه در ساعت ۲۱:۳۹ پنجشنبه ۷ ژوئن به وقت مسکو (۲۲:۰۹ پنجشنبه ۱۸ خرداد به وقت ایران) موشک بالستیک قارهای جدیدی از سری TOPOL-M را با نام RS-12M از جنوب این شلیک کرده و موشک با موفقیت در هدف موردنظر واقع در خاک قزاقستان فرود آمده است.موشک سری TOPOL-M سه مرحلهای است و حدود ۴۷تن وزن دارد. طول آن ۲۲٫۷ متر و قطر آن ۱٫۲ متر است و میتواند محمولهایبه وزن ۱۲۰۰ کیلوگرم را حمل کند. سرعت آن در مدار زمین به بیش از ۷۰۰۰ متر بر ثانیه میرسد و میتواند با دقت ۲۰۰ متر، هدفی در ۱۱هزار کیلومتری را نشانه رود. مشخصات این آزمایش با زمان و ویژگیهای ظاهری پدیده مشاهده شده در آسمان مطابقت داشت و به همین دلیل، اغلب کارشناسان حدس میزنند که پدیده نورانی شب گذشته مربوط به این آزمایش باشد. تصویر زیر مربوط یه یکی از این موشکهاست که در رژه نظامی به نمایش درآمده است.
موشک بالستیک، موشکی بسیار بزرگ است که کلاهک جنگی یا هستهای خود را تا هزاران کیلومتر دورتر حمل میکند. این موشک با استفاده از موتورهای چندمرحلهای، خود را به مدار زمین میرساند، در آنجا به سوی هدف مورد نظر شتاب میگیرد و پیش از ورود مجدد به جو زمین، محموله را از دیگر بخشهای موتور جدا میکند. احتمالا پدیده مشاهده شده مربوط به بخش جداسازی نهایی کلاهک از موشک بوده که طی آن، بخشی از سوخت باقیمانده در اتمسفر فوقانی زمین منتشر شده و با پخش شدن در شرایط کمفشار آن محل، پدیده نورانی شب گذشته را ایجاد کرده است.
مشابه این پدیده در خرداد ۱۳۸۶ در آسمان کشور نیز دیده شده بود. در آن شب، بخشی از سوخت مرحله دوم یکی از موشکهای فضایی بر فراز آسمان خاورمیانه منتشر شد و ابر مثلثیشکل درخشانی را پدید آورد که پس از غروب آفتاب دیده شد. در آذر ۱۳۸۸ نیز مارپیچ نورانی عجیبی در آسمان نروژ دیده شد که دلیل آن، نقص فنی در آزمایش موشکی بالستیک بود که از یک زیردریایی اتمی روسیه در اقیانوس منجمد شمالی شلیک شده بود.
همزمان با گرانی نان تا سی درصد در برخی استان های کشور، معاون برنامه ریزی استانداری تهران با تاکید بر اینکه قیمت نهایی آرد شنبه تعیین می شود، خبر داد: قیمت آرد حداقل ۱۰۰ تومان گرانتر می شود.
این در حالی است که حتی در زمان جنگ هم قیمت نان افزایش پیدا نکرد. آیت الله موسوی اردبیلی در بیان خاطره ای از زمان نخست وزیری میرحسین موسوی گفته بود: « در دوره نخستوزیری میرحسین موسوی نان خیلی ارزان بود و گفته میشد نان به این ارزونی، مردم فکر میکنند مجانی است و میخواستند یک مقدار گرانش کنند قرار شد میرحسین با امام (ره) صحبت کند تا این صحبت را شروع کرد امام (ره) آنچنان عصبانی شد و گفت شما آمدهاید نان مردم را گران کنید؟ آیا انقلاب یعنی نان مردم را گران کردن؟ امروز نان مردم را گران میکنید فردا سایر چیزها را گران میکنید این نمیشود.»
طی سال های گذشته رشد سرسام آور قیمت ها امان از مردم برده است.
اینک نعمت اله ترکی در گفت و گو با فارس خبر از گرانی آرد داده است که بی شک گرانی نان را به همراه خواهد داشت.
وی افزود : با توجه به اینکه گندم ۴۶۰ تومان خریداری می شود حداقل افزایش قیمت آرد در هر کیلوگرم ۱۰۰ تومان پیش بینی می شود.
معاون برنامه ریزی استانداری تهران در خصوص افزایش قیمت نان گفت: با افزایش قیمت آرد قیمت نان هم گران می شود.
هاشمی رفسنجانی تأکید بر حقوق مردم را از مهمترین اعتقادات قلبی حضرت امام خواند و با اشاره به حضور میلیونی مردم در تظاهرات علیه رژیم شاه، انقلاب اسلامی را مردمیترین انقلاب تاریخ دانست. وی معتقد است افراد و جریانهای انحرافی و دشمنان افراطی به نام اسلام مانع بزرگی در راه شناخت و حاکمیت اسلام ناباند.
به گزارش ایلنا، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از دانشجویان و استادان گروه حقوق و علوم سیاسی واحد پردیس دانشگاه آزاد اسلامی که روز سه شنبه ۱۶/۳/۹۱ و در ایام ولادت امام علی (ع) و رحلت امام (ره) برگزار شد، با تبریک ولادت باسعادت امیرمؤمنان علی (ع)، به جایگاه مهم و والای مولای متقیان در اسلام پس از رسول اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: حتی از دیدگاه علمای اهل سنت اگر بحث حق حکومت را هم به کنار بگذاریم، به لحاظ اعتقادی و اسلامی اول شخص اسلام پس از نبی مکرم اسلام، حضرت علی (ع) است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به دوران خلافت آن حضرت پس از ۲۵ سال خانهنشینی و نیز فتنهها و جنگهای دوران خلافت امام اول شیعیان گفت: با همه این مصائب و مشغلههایی که حضرت علی (ع) داشتند امروزه، منبع عظیمی از حکمتها و پندهای گهرباری از ایشان موجود است که در هیچ زمانی تازگی و کارایی خود را از دست نمیدهد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) را خلف صالح امیرمؤمنان (ع) خواند و با تأکید بر اینکه حقیقتاً بعد از غیبت امام زمان (عج) عالمی به سیاست، کیاست، علم و نبوغ ایشان سراغ نداریم تصریح کرد: در بیان شجاعت امام راحل (ره) همین کافی است که در اوج قدرت امنیتی، نظامی و سیاسی رژیم طاغوت و حمایت قدرتهای استکباری از این رژیم، بدون ذرهای هراس و تنها به یاری خداوند و پشتیبانی مردم در مقابل استبداد و استکبار ایستاد و پس از هفده سال مبارزه و با کمترین هزینه و شهید انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی تأکید بر حقوق مردم را از مهمترین اعتقادات قلبی حضرت امام خواند و با اشاره به حضور میلیونی مردم در تظاهرات علیه رژیم شاه، انقلاب اسلامی را مردمیترین انقلاب تاریخ دانست و گفت: همین انقلاب اسلامی بعد از سه دهه، الهامبخش حرکتهای مردمی و اسلامی منطقه شده که نوید آینده مبارکی را برای نسلهای آینده جوامع اسلامی به همراه خواهد داشت.
رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، تأسیس این مؤسسه عظیم فرهنگی، آموزشی را از دیگر ثمرات انفاس قدسیه امام راحل (ره) خواند و با اشاره به مصائب جوانان برای ورود به دانشگاه در ابتدای انقلاب گفت: سهولت و را حتی امروز ورود به دانشگاه به خاطر حمایت بنیانگذار جمهوری اسلامی و زحمات دلسوزان انقلاب در تأسیس دانشگاه آزاد و سپس سایر مؤسسات آموزش عالی غیردولتی است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسشی پیرامون مرز کارایی و استفاده از فقه اسلامی به عنوان منبع قانونگذاری، به محجور بودند تشیع و فقه شیعه در طول تاریخ اشاره و نظام جمهوری اسلامی را اولین حکومت شیعه که میخواهد در چارچوب معارف اسلامی جامعه را اداره کند، خواند و گفت: به لحاظ جوانی این حکومت، طبیعی است که در قانونگذاری و اجرا ضعفهایی مشاهده بشود، اما به خاطر وجود منابع غنی فقهی و با تلاش و کوشش حوزههای علمیه در روزآمد کردن فقه اسلامی، آینده درخشانی پیش رو خواهیم داشت.
آیتالله هاشمی رفسنجانی، مباحثی نظیر حقوق زنان و روابط اجتماعی را نیازمند کار گسترده علما و حوزههای علمیه خواند و افزود: اگر میخواهیم حکومتی اسلامی براساس فقه شیعه و نیازهای روز داشته باشیم، حوزه و دانشگاه باید با کار کارشناسی به دیدگاهی نزدیک در زمینه روزآمد کردن فقه اسلامی به عنوان منبع قانونگذاری برسند.
ایشان در پاسخ به سؤالی پیرامون جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان بنبستشکنی در روند قانونگذاری کشور، به تشریح عنوان «مصلحت» از دیدگاه فقه اسلامی و نیز حضرت امام (ره) پرداخت و «مصلحت» را یک اصل فقهی خواند و تصریح کرد: بر این اساس بنا بر قانون اساسی، رفع اختلاف میان شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی و گزینش و انتخاب دیدگاه یکی از این دو نهاد توسط اعضای مجمع، عنوان «مصلحت» یافته است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رفع «معضل» را از دیگر عناوین «مصلحت» خواند و تأکید کرد: اگر رهبری موردی را به عنوان «معضل» تشخیص دهند، آن را به مجمع احاله میکنند و مجمع نیز دیدگاه کارشناسی خود را در این زمینه بیان و راهکار تعیین میکند و هر دو وظیفه بنبستشکنی است.
آیتالله هاشمی رفسنجانی به وظیفه تدوین سیاستهای کلی نظام در زمینههای گوناگون به عنوان راهکار حل مشکلات اشاره کرد و افزود: این انتظاری که در حال حاضر در جامعه در مورد مجمع تشخیص مصلحت به عنوان حلال همه مشکلات و معضلات جامعه وجود دارد درست نیست و این سوءبرداشت باید توسط حقوقدانان و کارشناسان به درستی برای جامعه تشریح و تبیین گردد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسشی پیرامون خلاف قانون بودن قانونگذاری توسط مجمع تشخیص مصلحت، با تأیید این مطلب گفت: در زمان جنگ چند مورد قانونگذاری توسط مجمع انجام گرفت.
وی این امر را مختص دوران خاصی چون دفاع مقدس و البته زیرنظر حضرت امام (ره) خواند و گفت: به خاطر وضع خاصی که در دوران دفاع مقدس داشتیم و لازم بود برخی موارد نظیر قانون کار، تعزیرات حکومتی و یا اراضی کشاورزی و نیز قانون مواد مخدر که به لحاظ شرعی و قانون اساسی مبنایی برای آن نداشتیم و ضرورت جنگ و نیاز جامعه نیز بود توسط مجمع تصویب شد و پس از جنگ دیگر موردی به عنوان تصویب قانون در مجمع نداشتیم و شاید بشود آن موارد را هم از مصادیق معضلات و بنبستشکنی خواند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سؤالی پیرامون آینده مذاکرات هستهای با گروه ۱+۵، نابرابر بودن این مذاکرات را یادآور شد و گفت: اگرچه جمهوری اسلامی ایران با کمک خداوند متعال و مقاومت مردم فداکار کشورمان در راه حقوق خود ایستاده است، اما فشارهای همهجانبه جبهه استکبار، اجازه مذاکره برابر براساس «بازی برد- برد» را نمیدهد. لذا غرب باید بداند که راه موفقیت مذاکرات، تصریح آنان بر حقوق حقه مردم ایران و نیز عدم استفاده از ابزار نخنمای، تهدید، تحریم و فشار است.
رئیس هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی در پاسخ به پرسشی پیرامون آینده جنبشهای منطقه و نقش جمهوری اسلامی در آن، حرکتهای مردمی و اسلامی کشورهای اسلامی را الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران خواند و با تأکید بر لزوم هوشیاری انقلابیون درباره آینده انقلابها گفت: جمهوری اسلامی ایران میتوانست از مرحله الهامبخشی به مرحله انتقال تجربیات و تأسیس و کارآمدی نظام اسلامی برسد، اما اینکه چرا در این مورد ضعف وجود دارد، نیاز به آسیبشناسی توسط کارشناسان و محققان حوزه و دانشگاه دارد.
در ابتدای این دیدار خانم عرب و آقای دکتر درویش از اساتید دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد پردیس دانشگاه آزاد اسلامی به طرح دیدگاههای خود پیرامون وضعیت رشته حقوق و نیز وضع قانونگذاری در کشور پرداخته و در ادامه تعدادی از دانشجویان حاضر در جلسه پرسشهای حقوقی خود را پیرامون مشکلات قانون، قانونگذاری و نهادهای قانونگذار کشور مطرح و خواستان پاسخ آیتالله هاشمی رفسنجانی و ارائه دیدگاه از سوی ایشان در این زمینهها شدند.
یک فعال کارگری در اصفهان نسبت به رواج قراردادهای سفید امضا در بازار کار هشدار داد.
اصغر برشان از بی توجهی متولیان بازار کار به ساماندهی قراردادهای موقت انتقاد کرد و به ایلنا گفت: در این شرایط سوء استفاده از قراردادهای کار موقت به شدت افزایش یافته و کارفرمایان به بهانه شرایط نابرابر عرضه و تقاضا در بازار کار، اقدام به تنظیم قراردادهای سفید امضاء میکنند.
دبیر اجرایی خانه کارگر اصفهان با اشاره به نارضایتی کارگران از شرایط کنونی قراردادهای موقت گفت: بزرگترین اشکال قراردادهای سفید امضاء، پایمال شدن حقوق شرعی و قانونی کارگران است چون هر زمان و به هر دلیل که کارفرما بخواهد می تواند بدون پرداخت مزد و مزایای قانونی با کارگران تسویه حساب کند.
او رعایت حداقل مزد و مزایای کارگران را یکی از اساسی ترین اصول و موازین قانون کار عنوان کرد و گفت: متاسفانه در حال حاضر کارگران مجبور میشوند با امضای قراردادهای سفید امضاء از حق و حقوق اولیه خود چشم پوشی کنند تا بیکار نمانند.
برشان روند رو به رشد جایگزینی این گونه قراردادها با توافقات قانونی را زنگ خطری در افزایش نابسامانی های بازار کار دانست و گفت: تشکل های کارگری و کارفرمایی هم در مراجع حل اختلاف، با ارائه مستندات صوری اما قانونی مکتوب که در قرارداد سفید امضاء قید شده قابلیت دفاع از نیروی کار را ندارند.
این فعال کارگری از نمایندگان مجلس خواست پرونده «ساماندهی قراردادهای موقت کار» را در اولویت کار خود قرار دهند و ادامه داد:متاسفانه این طرح که تنها راه جلوگیری از بهره کشی نیروی کار است در سالهای گذشته بارها و بارها از اولویت و دستور کار مجلس خارج شده یا به بهانه اصلاح قانون کار به تعویق افتاده است.
به گفته او تصویب طرح ساماندهی قراردادهای موقت کار نه زمان درازی برای بررسی نیاز دارد و نه بار مالی برای دولت خواهد داشت، فقط یکی از کارهایی است که در مجلس هشتم به نتیجه نرسید و مورد بی مهری قرار گرفت.
برشان با اشاره به رشد روزافزون کارگران و کارکنان قراردادموقت در بازار کار گفت: در سایه این نوع قراردادها، سوء استفاده و تضییع حقوق نیروهای کار نیز هر روز افزایش مییابد که این وضعیت نه به نفع نیروی کار است و نه کارفرمایان.
وی افزود: اگرچه آمارهای رسمی در سالهای گذشته حکایت از قرارداد موقتی بودن بیش از ۸۹ درصد شاغلان کشور داشت، با توجه به بازنشستگی قانونی، بازنشستگی پیش از موعد، ۱۵ سال و شغل های سخت و زیان آور نیروهای مستمر، اکنون کار به جایی رسیده که باید به دنبال کارکنان غیر موقت در بازار کار گشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر