امروز: همسران سه زندانی سیاسی و منتقد رهبری محبوس در بند ۳۵۰ اوین، از مشکلات جسمی آنها، نگهداری غیر قانونی این زندانیان در حبس و محروم نگه داشتن آنها از حقوق قانونی سخن گفته اند.
به گزارش کلمه، در پیگیری نامه خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی به دادستان تهران، همسران قدیانی، مومنی و شعله سعدی پیرامون این نامه به شرح آخرین وضعیت همسران خود پرداخته و نسبت به حل مشکلات زندانیان سیاسی و خانواده ها ابراز امیدواری کرده اند.
گفتنی است، این زندانیان سیاسی، هر سه از منتقدان رهبری هستند که برخلاف ادعای اخیر نمایدگان ولی فقیه مبنی بر آزاد بودن انتقاد از رهبری، به همین جرم در زندان اند.
ابوالفضل قدیانی که از آذرماه سال گذشته به طور غیرقانونی در بند ۳۵۰ اوین نگهداری می شود و در ۳ پرونده خود مجموعا به ۵ سال حبس محکوم شده، سه شنبه هفته گذشته برای توضیح در مورد چهارمین پرونده خود به دادسرای شهید مقدسی اوین احضار شد که مانند دفعات گذشته با رد صلاحیت دادگاه و دادسرای انقلاب، آن را غیرقانونی خواند.
زهرا رحیمی همسر این فعال سیاسی در مورد آخرین وضعیت ابوافضل قدیانی می گوید: همسرم را دوشنبه هفته پیش ملاقات کردیم این دوشنبه هم که تعطیل بود. توی ملاقات که ظاهرا بد نبودند قبلتر هم مشکل جسمی هم داشتند به ما نمی گفتند. ان شالله که خوب باشند واقعا.
وی با اشاره به چهارمین دادگاه این مبارز سیاسی که سه شنبه گذشته تشکیل شده است، تصریح می کند: چهارمین پرونده همسرم در همان دادسرای اوین با اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم شده است. جالب این جاست که احکام همه ی سه پرونده ی قبلی هم با همین اتهام صادر شده است.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پرونده جدید خود متهم است با انجام مصاحبه ای با "کلمه" در دوران مرخصی کوتاه مدت خود در فروردین ۹۱، آیت الله خامنه ای را ویرانگر استقلال کشور و مسبب شرایط بحرانی پیش آمده برای جمهوری اسلامی ایران خوانده است.
گفتنی است، شکایت علیه این فعال سیاسی زندانی به درخواست وزارت اطلاعات و از سوی سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است و سند این ادعا را ابوالفضل قدیانی پس از حضور در دادسرا و مطالعه پرونده جدید به طور اتفاقی رویت کرده است. اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، اسم رمز و عنوان تغییر یافته ی اتهام «توهین به رهبری» و هرگونه سخن انتقاد آمیزی است که خطاب به آیت الله خامنه ای نگاشته می شود.
این در حالی است که به تازگی دو نماینده ولی فقیه ادعا کرده اند رهبری از منتقدان خود شکایت و آنها را زندانی نمی کند، و شاید برای توجیه همین ادعاست در یک سال گذشته تمام اتهامات تفهیم دشه به فعالانی که تیغ تیز انتقادات خود را متوجه رهبری و جایگاه وی کند، تحت عناوینی دیگر به آنان تفهیم می شود.
ابوالفضل قدیانی که از مبارزان دوران پهلوی است، در پرونده سوم خود نیز صلاحیت دادگاه های انقلاب را زیر سوال برد ولی دادگاه بدون توجه به این اعتراض، حکم یک سال زندان را برای این زندانی صادر کرد، حکمی که هنوز از سوی دادگاه تجدید نظر تایید نشده است و به همین دلیل نگهداری قدیانی در ۶ ماه گذشته غیرقانونی بوده است.
همسر او، زهرا رحیمی، که در زمان انجام این گفت و گو برای درخواست مرخصی برای عروسی پسر خود به دادستانی مراجعه کرده بود، می گوید: باید نامه بدهیم که فلان روز عروسی است تا بتوانیم برای عروسی پسرم مرخصی بگیریم این سومین باری است که می رویم دادستانی. امروز هم که من مراجعه کردم هنوز نامه نداده اند. متاسفانه خیلی خانواده ها اذیت می شوند برای هر کاری که لازم می شوند، بروند آنجا. امروز بیش از ۴ ساعت زمان برد تا من بروم و برگردم.
وی در ادامه می افزاید: دادستان را که ما نمی توانیم ببینیم. فقط کارمندان دفتر هستند که چیزی نمی دانند که بخواهند توضیح دهند فقط تنها چیزی که به ما می گویند این است که دادستان جواب داده یا نه. یعنی مثلا نامه ای که ما دادیم دادستان رویش نظر داده یا نه. همین. آنها اصلا اطلاعی از مسائل ندارند.
خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین اخیرا در نامه ای خطاب به دادستان با یادآوری عرف جاری و آیین نامه اداره زندان های کشور برای زندانیان، اعم از آنانکه مرتکب جرائم بزرگ قتل و تجاوز و سرقت و یا جرایم کوچک شده اند، تاکید کرده اند که در تبعیضی آشکار توسط شخص شما حقوق قانونی و انسانی از فرزندان، همسران، پدران، مادران، و بستگان بیگناه ما که به صرف حق گویی و مبارزه با تقلب و دروغ در بند به سر می برند سلب شده است.
این خانواده ها که از سه سال پیش در دادستانی ها و دادگاه ها و راهروهای دادسراها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده اند در این نامه خاطر نشان کرده اند: ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند ۳۵۰ حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟
همسر ابوالفضل قدیانی در پاسخ به این سوال که آیا در این چند روز جوابی برای نامه ی خانواده های زندانیان سیاسی دریافت کرده اید و یا اصولا امیدی به پاسخگویی دارید یا خیر، خاطرنشان می کند: من شخصا امید چندانی ندارم چون ما نمی دانیم آیا واقعا دادستان در این قضایا می تواند مستقلا نظر بدهد یا نه. ما واقعا اطلاعی نداریم و نمی دانیم. مثلا برای بچه هایی که داخل زندان، بیمار هستند و حالشان بد و وخیم است، آیا دادستان مستقلا می تواند تصمیم بگیرد که این افراد به مرخصی یا بیمارستان اعزام شوند یا خیر. و چون اطلاع نداریم برای ما شفاف نیست اما به هر حال ما تلاشمان را می کنیم و امیدوار هم هستیم که درست شود. امیدواریم که زمانی، یک زمان زود، این قضایا درست شود.
زهرا رحیمی با تاکید بر اینکه "تمام بچه هایی که به عنوان زندانی سیاسی عقیدتی هستند، بی گناهانی هستند که بی خود در زندانها هستند"، می گوید: این ها نیروهایی هستند که باید بیرون از زندان از انرژی و توانایی هایی ها و فکرهایشان استفاده شود. آن هم در شرایطی که معضلات جامعه مثل این روزها خیلی زیاد شده است. اما به جای اینکه از این سرمایه ها برای حل این معضلات استفاده شود، پرونده روی پرونده برایشان درست می کنند آن هم با یک اتهام. مثل آقای قدیانی که در حال حاضر با یک اتهام چهار پرونده دارد.
همسر ابوالفضل قدیانی در خاتمه با ابراز امیدواری از اینکه مسایل زندانیان سیاسی زودتر حل شود، تصریح می کند: امیدوارم مشکلات خانواده ها را زیادتر نکنند و حقوق اولیه زندانیان سیاسی را رعایت کنند. مثل همین روزهای ما که برای یک مرخصی ۲۴ ساعته برای عروسی پسرم بیاید آیا واقعا درست است که من ۳ دفعه بروم دادستانی؟ امیدواریم که با اصلاح شدن این امور حداقل حقوق انسانی ما رعایت شود.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب که از کوشندگان و مبارزان علیه رژیم گذشته و زندانی سیاسی دهه ۵۰ نیز محسوب می شود، اعلام کرده است که انتقادات خود را به آیت الله خامنه ای حتی اگر سال ها در زندان نگهداری شود ادامه خواهد داد.
این زندانی سیاسی دارای بیماری های عدیده ای چون بیماری قلب، کلیه، پروستات، معده، آرتوروز است و در طول دوران اسارت چندین بار تحت عمل آنژیوپلاستی و استرس اکو قرار کرفته است و هربار بدون اجازه طی دوران نقاهت بلافاصله به بند ۳۵۰ اوین بازگردانده شده است.
ابوالفضل قدیانی در پرونده اول به یک سال، در پرونده دوم به سه سال و در پرونده سوم به یک سال حبس محکوم شده است و در حال حاضر در پرونده چهارم نیز با احتمال صدور یک سال حبس مواجه است.
* * *
عبدالله مومنی، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین است که پس از نگارش نامه به رهبری، در زندان ماندنی شده است. او در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) به طرز خشونت آمیزی دستگیر شد و نزدیک ۱۰۰ روز را در انفرادی وبازجویی تحت شکنجه به سر برد. این معلم درد آشنا از خانواده شهیدان است، خانواده ای که تاکنون ۵ شهید به این انقلاب و نظام هدیه داده اند.
مومنی ابتدا در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و در تاریخ ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۸ به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد. دو سال از این حبس مربوط به دادگاه و اتهام قبلی مومنی است که به خاطر اقدام علیه امنیت ملی محکوم و به او ابلاغ شده بود. شش سال دیگر نیز به خاطر شرکت عبدالله در تجمع های اعتراضی مردم در حوادث پس از انتخابات صادر شد. که در دادگاه تجدید نظر به چهارسال و یازده ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.
اما این حکم غیرعادلانه هرگز باعث نشد که او از اعتقادات و مواضع خود دست بردارد و در شهریور ماه ۸۹ با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به رهبری با شرح شکنجه ها و شرایط اسف بار زندان های جمهوری اسلامی خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب پیرامون رخدادهای صورت گرفته، شد. اما به جای تشکیل کمیته حقیقت یاب بار دیگر عبدالله مومنی احضار و با اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب روبرو شد.
عبدالله مومنی پیش از این نیز در پی انتشار نامه ۲۶ زندانی سیاسی، نامه ۱۴ زندانی سیاسی در خصوص لزوم تشکیل کمیته حقیقت یاب و همچنین اعتصاب غذای ۱۲ نفره به دادسرای اوین فراخوانده شده بود. اما پاسخ عبدالله مومنی به مقامات قضایی در جریان این احضارها که گاه با درخواست انصراف از شکایت و یا تغییر مواضعش نیز همراه بوده، این بوده است که "پیش از هرچیز باید به ظلم ها و شکنجه هایی که بازجوها مرتکب شده اند رسیدگی کنید و این تنها خواستۀ من است."
این زندانی سیاسی از درد دندان رنج می برد. این در حالی است که این زندانی پیش از این هم در دوره زندان به مشکل شنوایی و همچنین بیماری پوستی دچار شده بود.
فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، از خرابی بیشتر دندان های او خبر می دهد و در عین حال می گوید که او را به تازگی پیش دکتر دندانپزشک برده اند.
او پیش از این هم درباره مشکل شنوایی همسرش گفته بود: آقای مومنی را دو نوبت برای مداوای گوش به بیمارستان آورده اند ولی مشکل شنوایی او هنوز به طور کامل بر طرف نشده است، او به علت شکنجه های دوران انفرادی پرده یک گوشش پاره شده و پرده گوش دیگرش دچار چسبیدگی شده است. ما امیدواریم که اجازه دهند که مداوای او ادامه پیدا کند،
فاطمه آدینه وند درباره مشکل پوستی همسرش نیز گفته بود: متاسفانه عبدالله از همان دوران انفرادی به علت نبود امکانات بهداشتی دچار مریضی پوستی نیز شده است که در مدت زندان بیشتر شده است و قارچهای پوستی او را آزار می دهند، اگر کمی انصاف در بین مسولین بود جهت مداوای گوش و بیماری پوستی به بیرون از زندان منتقلش می کردند زیرا به مراقبت نیاز دارد.
اما عبدالله مومنی همچنان در زندان است و مانند دیگر زندانیان سیاسی اوین، تاوان حق گویی و صداقت خود را می پردازد. او، بر اساس گفته همسرش، به خاطر نامه به رهبری از مرخصی محروم شده است. با این حال نمایندگان ولی فقیه همچنان ادعا می کنند که منتقدان رهبری در زندان نیستند!
* * *
قاسم شعلهسعدی، از دیگر زندانیان سیاسی است که او هم به جرم انتقاد از رهبری در زندان است؛ آن هم در حالی که وضع جسمی نامناسبی دارد و پزشکان گواهی کرده اند که توانایی گذراندن حبس را ندارد.
او هم مانند ابوالفضل قدیانی، به طور غیرقانونی در زندان است و محکومیت قطعی او ۸ فروردین ماه به پایان رسیده، اما دستگاه قضایی با اعمال نفوذ نیروهای امنیتی، او را همچنان در زندان نگه داشته است.
این وکیل دادگستری ۱۰ سال پیش هم به جرم انتقاد از رهبری زندانی شده بود. او پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ نیز به خاطر آنکه در انتقاد از عملکرد و مواضع رهبری در حوادث پس از انتخابات و تاکید بر مسئولیت وی در این باره، با رسانههای منتقد مصاحبه کرد، از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حکم دو سال زندان دریافت کرد.
دادگاه در رای صادر شده، اظهارات دکتر شعله سعدی درباره مسئولیت رهبری در سرکوب های پس از انتخابات، و همچنین انتقادش از حمایت رهبری از برخی متهمان فساد مالی از جمله تمدید حکم رفیق دوست در ماجرای اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی در ابتدای دهه هفتاد را مصداق توهین به رهبری دانسته شده است.
همسر قاسم شعله سعدی با اشاره به وضعیت همسرش می گوید: دادگاه احکام قبلی را لغو کرده و دوباره یک حکم جدید داده که طی آن حکم جدید ایشان باید تا ۶ ماه می ماندند و حبس می کشیدند که از این مدت ۳ ماه و اندی را گذرانده اند. حالا از اجرای احکام یک پرینت به من داده شده که ۲۹ مرداد ماه ایشان حبسشان تمام می شود.
قاسم شعلهسعدی نماینده شیراز در مجالس سوم و چهارم بود که در سال۱۳۸۱ نامه ای سر گشاده خطاب به رهبری نوشت و در آن نامه شرایط آقای خامنه ای را از جهت واجد شرایط رهبری بودن در آن زمان از منظر حقوقی به سوال و چالش کشید. در سال ۸۵ شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران رای شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب را که وی به اتهام " تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به امام و رهبری " محکوم شده بود را تایید و او را به یک سال و نیم حبس محکوم کرد. البته پس از پیگیری های فراوان به دلیل اشکالات شکلی و ماهوی فراوان در پرونده و روند دادرسی ریاست وقت قوه قضائیه آقای شاهرودی طی نامه ای به رئیس کل دادگستری استان تهران نوشت که اولا: توقف اجرای حکم داده شود، ثانیا: طبق قانون جدید اعمال ماده ۱۸ در دادگستری تهران شود. بدین ترتیب اجرای حکم متوقف و منوط به اجرای ماده ۱۸ شد.
همسر وی، فخرالسادات فهندژ سعدی، با اشاره به اتهامات دکتر شعله سعدی ادامه می دهد: همان اتهامات قبلی تکرار شده، توهین به رهبری. گرچه شعبه ۲۶ رای داده بود که حکم ایشان مشمول مرور زمان است و دیگر حکمی برای اجرا نمانده، اما معاون دادستان اعتراض کرده و گفته بود حکم ها را ادغام کنید و چون حکمی باقی نمانده بود که ادغام کنند، شعبه ۳۶ آرا قبلی را منحل کرده و رای جدیدی که با عنوان رای ادغامی صادر کرد.
همسر شعله سعدی با اشاره به اینکه از این مدت، ۶ ماه هم با ادعای توهین به امام خمینی است، می گوید: آقایان گفتند که این جز جرایم خاص جرم خاص است بوده که ما اصلا چنین جرم خاصی در قانون نداریم.
چندی پیش نیز مادر قاسم شعله سعدی زندانی سیاسی و شهید اصغر شعله سعدی شهید دفاع مقدس، در نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشته بود "یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم " و یا "دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند".
همسر این زندانی سیاسی درباره وضعیت جسمی دکتر شعله سعدی خاطرنشان می کند: ایشان یک آسیب دیدگی نخاع دارند که هر روز که بگذرد نخاعشان ضعیف تر و بدتر می شود. حتی جای خوابیدنشان باید شرایط خاصی داشته باشد تا ایشان آسیب نبیند ولی تا حالا ترتیب اثر داده نشده و ما دیگر منتظر آزادی هستیم برای درمان ایشان.
به گفته ی وی پزشکان زندان هم در نامه ای هشدار داده بودند که نخاع قاسم شعله سعدی آسیب دیدگی شدید دارد و در شرف قطع شدن است، اما دادستانی حتی نامه را قبول نکرده بود و برای آزادی اقدامی از نظر پزشکی نشد.
قاسم شعله سعدی که از چهاردهم فروردین ماه سال گذشته در زندان اوین بسر می برد علیرغم وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی که دارد و باید سریعا تحت درمان و عمل جراحی قرار می گرفت اما پیگیری های هر روزه همسر وی بی پاسخ ماند.
این وکیل دربند هم اکنون از ضایعه نخاعی که شش سال پیش در زندان به آن دچار شده است رنج می برد و بی توجهی به این مسئله می تواند "خطر" جانی برای وی در بر داشته باشد. این حقوقدان در زندان با از کار افتادن دست چپ و بروز سایر علایم فلج، مواجه شده است.
امروز: در پی تداوم بازداشت نرگس محمدی و وضعیت وخیم جسمانی این فعال حقوق بشری در زندان اوین، بیش از چهار صد نفر از فعالان و حامیان جنبش زنان ایران، طی نامه ای به خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از این مقام بین المللی درخواست کرده اند تا هرچه سریعتر و جدیتر به وضعیت "بغرنج" نرگس محمدی رسیدگی کند.
به گزارش سایت ملی- مذهبی، فعالان ایرانی خطاب به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خاطرنشان کرده اند: "ما جمعی از فعالان و حامیان جنبش زنان ایران، با ابراز نگرانی از وضعیت ایشان اعلام میداریم نرگس محمدی طبق آیین نامه زندانها باید برای مداوا، از مرخصی استعلاجی استفاده کرده و پس از بهبودی کامل باید در زندان تهران که محل وقوع جرم ادعایی دادستان است و محاکمه نیز در آن شهر صورت گرفته است و محل سکونت وی نیز در آنجا بوده، محکومیت خود را سپری کند."
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
سرکار خانم پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
ما جمعی از فعالان و حامیان جنبش زنان ایران، به استحضار جنابعالی میرسانیم که خانم نرگس محمدی فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، بیش از دو ماه است که به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و طبق اظهارات مسئولان امنیتی برای گذراندن ۶ سال حبس روانه زندان شده است. خانم نرگس محمدی در سال ۲۰۱۰ در زندان به بیماری عصبی فلج عضلانی مبتلاشده و نیازمند رسیدگی ویژه پزشکی است. خانواده ایشان در ملاقات اخیری که روز ۲۵ می۲۰۱۲ با وی داشتهاند، وضعیت جسمی این فعال حقوق بشر را بسیار نگران کننده گزارش کردهاند. در آن ملاقات خانم نرگس محمدی، قادر به راه رفتن نبوده است. به طوری که وی را روی یک صندلی نشانده و ۴ نفر صندلی ایشان را به سالن ملاقات حمل کردهاند. وی براحتی قادر به تکلم نبوده و فرزندان خردسالش بشدت از وضعیت مادرشان متاثر و غمگین شدهاند. خانم نرگس محمدی به دلیل مقاومت در مقابل پیشنهادات غیر قانونی مبنی بر همکاری با ماموران اطلاعات از جمله اعتراف علیه کانون مدافعان حقوق بشر و علیه خانم شیرین عبادی رئیس این کانون و برنده جایزه صلح نوبل، به شدت تحت فشار قرار گرفته است.
خانم نرگس محمدی بر خلاف قوانین ایران بعد از چند روز که در زندان تهران بودند به زندان زنجان تبعید شدند تا بقیه دوران محکومیت خود را درزندان شهرستان دیگری که شرایط و امکانات مناسبی ندارد سپری کند. در زندان زنجان ایشان در بند زندانیان عادی نگهداری میشود. مجموعه این موارد سبب فشار مضاعف و بدتر شدن وضعیت جسمی وی شده است.
ما جمعی از فعالان و حامیان جنبش زنان ایران، با ابراز نگرانی از وضعیت ایشان اعلام میداریم نرگس محمدی طبق آیین نامه زندانها باید برای مداوا، از مرخصی استعلاجی استفاده کرده و پس از بهبودی کامل باید در زندان تهران که محل وقوع جرم ادعایی دادستان است و محاکمه نیز در آن شهر صورت گرفته است و محل سکونت وی نیز در آنجا بوده، محکومیت خود را سپری کند.
در انتها توجه شما را به عدم استقلال قوه قضاییه و نفوذ ماموران امنیتی در امر دادرسی جلب میکنیم.
سرکار خانم پیلای، نرگس محمدی یکی از سرمایههای اجتماعی میهن ماست که چنین بیمار درزندان زنجان که فاقد امکانات پزشکی و درمانی است زندانی شده است.
ما به عنوان جمعی از فعالان وحامیان جنبش زنان ایران، نگرانی شدید خود را از وضعیت بحرانی سلامتی نرگس محمدی به اطلاع جنابعالی میرسانیم و از شما به عنوان مقام کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد تقاضا داریم که در جهت آزادی این فعال حقوق زنان وحقوق بشر اقدام جدی مبذول فرمایید.
با احترام
اسامی امضا کنندگان
فعالان جنبش زنان
آذر مهلوجیان، آرش نصیری اقبالی، آزاده خسروشاهی، آزاده دواچی، آزیتا رضوان، آسیه امینی، امید کوهى، امیر رشیدی، انسیه سلمانی، آیدا سعادت، آیدا قجر، بهارا بهروان، بهرام عباسی، پرتو نوری علا، پرستو اله یاری، پرستو فروهر، پرویز داورپناه، پروین اردلان، پروین بختیارنژاد، پروین شاهرخی، پریسا کاکائی، پوران ریاضتی، پویا عزیزی، ترانه امیرتیموری، توران ناظمی، جلوه جواهری، جمیله نیرومندی، حمید صدر، حمیده نظامی، خدیجه مقدم، درسا سبحانی، دکتر ژاله گوهری نایینی، دلارام علی، رضوان مقدم، روجا بندری، روحی شفیعی، روشنک آسترکی، روناک نصیری، رویا صحرایی، رویا کاشفی، زهره اسدپور، زیبا میرحسینی، زینب پیغمبرزاده، ژاله طالب حریری، ژیلا افتخاری، ژیلا شریعت پناه، ژیلا گلعنبر، سپیده فارسی، ستاره آسمانی، سحر دیناروند، سحر مفخم، سعیده سهرابی، سمیه رشیدی، سهیل پرهیزی، سهیلا وحدتی، سوده راد، سوسن طهماسبی، سوفیا صدیقپور، سونیا عوضپور، سیاوش عابدیان، سیما بختیاری، سیمین نصیری، شعله زمینی، شقایق کمالی، شهابالدین شیخی، شهره ایرانی، شهلا عبقری، شهین دوستدار، شیرین عبادی، شیما فرزادمنش، صبا واصفی، صدیقه فخرآبادی، صدیقه وسمقی، طاهره برجیس، عاطفه گرگین، عشا مومنی، عصمت بهرامی، عفت ماهباز، علی عبدی، فاطمه حقیقت جو، فاطمه رضایی، فاطمه فرهنگ خواه، فرح شیلاندری، فرح کمانگر، فرزانه روستایی، فرزانه عظیمی، فرزانه قربانی، فریبا داودی مهاجر، فریبا محققی، فیروزه مهاجر، کاوه رضائی شیراز، کاوه کرمانشاهی، کیکاوس عباسی، گلبهار شریفی، گلرخ جهانگیری، گیتی پورفاضل، لیلا اسدی، لیلا صحت، ماریا رشیدی، محبوبه حسینزاده، محبوبه عباسقلیزاده، مرضیه بخشیزاده، مریم اکبری، مریم حکمت شعار، مریم رحمانی، مریم زندی، مریم میرزا، مژگان ثروتی، مسعود شب افروز، ملیحه محمدی، منصوره بهکیش، منصوره شجاعی، منوچهر لرستانی، منیره کاظمی، منیژه مرعشی، منیژه ناظم، مهدخت صنعتی، مهدیه فراهانی، مهرانگیز کار، مهرنوش اعتمادی، مهری جعفری، مهشید راستی، مهناز بدیهیان، مهناز پراکند، میترا آریان، میترا میرزازاده، میهن جزنی، نازی عظیما، ناهید جعفری، ناهید خیرابی، ناهید میرحاج، ناهید نصرت، ندا فرخ، نرگس توسلیان، نرگس محمدی، نسرین بصیری، نسیم سرابندی، نگار سماکنژاد، نوشین شاهرخی، نوشین کشاورزنیا، نوید زاهدی، نوید محبی، نیره توحیدی، الهام قیطانچی، الهه امانی، وریا بوداغی، ویدا حاجبی، ویکتوریا آزاد
حامیان
ابوالفضل (پویا) جهاندار، احترام عبدوست، احسان بداغی، احسان بشیرگنجی، احمد آزاد، اردوان ارشاد، ارشاد علیجانی، اسفندیار طبری، اسماعیل خطایی، اسماعیل زرگریان، اشرف حبیبی، اشکان فرید، اصغر نصرتی، افخم دیویس، اقبال اقبالی، اکبر دوستدار، اکبرزینالی، اکرم نادری، اکرم نقابی، امید پورمحمد علی، امیر صحتی، آذر یغمایی، آراز فنی، آری ملک، آزاد مرادیان، آزاده تهرانی، آسیه رجبزاده، آنا پاک، بابک ایماز، البرز دماوندی، بهرام پرتوی، بهزاد کریمی، بهمن امینی، بهمن نیرومند، بهنام صارمی، بیژن افتخاری، بیژن باقری، بیژن پیرزاده، بیژن مهر، پاپاستاتی بونیتا، پارسیان ملک، پروانه راد، پروانه وحیدمنش، پرویز مختاری، پروین شطی، پروین کوه گیلانی، پروین کهزادی، پروین ملک، پری شورابی، پریچهر افخمی، پریچهر نعمانی، پوران ابراهیمی، پوران کریمی، پولات هافمن، تراب مستوفی، جمشید خون جوش، جمشید طاهریپور، جمیله ناهید، جواد جواهری، جهانگیر لقایی، حسن بهگر، حسن زارعزاده اردشیر، حسن شریعتمداری، حسن کلانتری، حسن نایب هاشم، حسن یوسفی اشکوری، حسین دولت آبادی، حسین رفسنجانی، حسین علوی، حمید اکبری، حمید غفاری، حمید کوثری، حمید مافی، حمید نوذری، حمیدرضا مسیبیان، خسرو خسروی، خسرو گودرزی، خیرالله فرخی، داریوش دانش، داریوش رضایی، داریوش مجلسی، داریوش مقدم، داریوش وثوقی، داوود نوائیان، دکتر مختاری، رضا اغنمی، رضا جعفربان، رضا چرندابی، رضا سیاووشی، رضا علیجانی، رضا فانی یزدی، رضا هیوا، زهرا حسینزاده، زهرا شاهین، زینت کشورزاده، ژاکلین هوبرت، ژیلا جمالی، ژیلا مهدویان، ساحل سیستانی، سجاد ویس مرادی، سحر دیناروند، سراج میردامادی، سعید پیوندی، سعید شروینی، سلماز مقدم، سلمان سیما، سوسن ایزدی، سوسن یزدانی، سهراب بهداد، سهراب رزاقی، سیروس زارعزاده اردشیر، شاهین انزلی، شاهین پویا، شریفه بنی هاشمی، شکوه جوادیان، شهرام تهرانی، شهرزاد سپانلو، شهره حسنی زا ده، شهره عاصمی، شهریار آهی، شهلا بهاردوست، شهناز بیات، شهناز نیکبخش، شیرین دخت نورمنش، صدیقه شکری، صدیقه مقدم، صفوی، طلعت یگانه تبریزی، عباس اسدیان، عباس خرسندی، عباس رحیمیان، عزیز کرملو، عسل پیرزاده، عشرت بستجانی، علی ابراهیمی، علی افشاری، علی اکبر موسوی (خوئینی)، علی شاکری؛ علی صمد، علی فروزنده، علی ماهباز، علی مختاری، عیسی علوی، فاطمه خانی، فاطمه مقدم، فرزانه قربانی، فرزین بستجانی، فرشید یاسائی، فرشید فاریابى، فرهاد صدقی، فرهنگ رضایی، فریبا امینی، فریبا روستایی، فریبا عطائیان، فریبا فرنوش، فرید اشکان، فرید مهران ادیب، فریده یزدی، فیروزه محمودی، کاظم علمداری، کاوه هامونی، کاویان میلانی، کریم شامبیاتی، کمال ارس، کورش افطسی، کوروش صحتی، کوروش فرزین، کیان امانی، کیانوش سنجری، گلبهار شریفی، لی ابراهیمی، گودرز اقتداری، لیلا سیف اللهی، ماکان اخوان، مجید تمجیدی، مجید محمدی، محترم گل بابایی، محسن حیدریان، محسننژاد، محمد اولیایی فرد، محمد برقعی، محمد بهبودی، محمد حسین یحیایی، محمد صادق ربانی رانکوهی، محمد علی مهرآسا، محمد نجفزاده، محمد نصیری، محمد واجدی، محمود مهران ادیب، مرتضا ضیابری، مرتضی کاظمیان، مرسده محسنی، مریم عطاریه، مریم فاروقی، مریم محمدزاده، مریم موذنزاده، مریم نجفی، مزدک عبدیپور، مسعود سفیری، مسعود فتحی، معصومه ضیاء، ملیحه ذهتاب، ملیکا محمدی، منصوره فتحی، منوچهر فاضل، منوچهر محمدی، منیره برادران، مهدخت صنعتی، مهدی خرازی، مهدی سعیدپور، مهدی فتاپور، مهدی نوذر، مهدیه صالحپور، مهران جراح لایق، مهران جلیلوند، مهسا بختیاری، مهناز پراکند، مهناز دلاگیوانا، میترا ابراهیمی، میترا نجفی، میثاق پارسا، میر حمید سالک، میلاد ملک، مینا نیک، میهن جزنی، نادر فیروزی، نادره حسینی، ناصر پاکدامن، ناصر شعبانی، ناهید بارور، نریمان مصطفوی، نگار رهبر، نیما راشدان، نیما هاتفی، نینا صادقی، وهاب انصاری، هادی کحالزاده، هادی یار هدایتیان، همایون مهمنش، الهه گلکار، یادی دلاویز، یادی قربانی، یاسر معصومی، یاور خسروشاهی، یداله کوچکی دهشالی، یوسف عزیزی بنی طرف، یوسف کریمی
گروه ها و سازمان های حامی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران-برلین
انجمن حقوق بشر و دموکراسی هامبورگ
سایت صدای مردم
حامیان مادران پارک لاله وین
حامیان مادران پارک لاله/لس آنجلس-ولی
حامیان مادران پارک لاله -فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله اسلو - نروژ
حامیان مادران پارک لاله - لس آنجلس -ولی
حامیان مادران پارک لاله - نورنبرگ
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
حامیان مادران پارک لاله -کلن
حامیان مادران پارک لاله -هامبورگ
حامیان مادران پارک لاله - ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله - ژنو - سویس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر