-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

Posts from Khodnevis for 10/23/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مهاجرت ارزشی به فرنگستان

شاید بتوان تاریخ شروع تبلیغ در سایت‌های فارسی برای مهاجرت به غرب را تقریبا هم زمان با تولد سایت‌های فارسی زبان اینترنتی دانست. اما نکته‌ی جالبی‌ که اخیرا نظر‌ها را به خود جلب می‌‌کند مشاهده‌ی خانم‌هایی‌ محجبه است که برای سرمایه گذاری در غرب و مهاجرت، تبلیغ ارائه‌ی سرویس مشاوره می‌‌کنند.

قانون عرضه و تقاضای اقتصادی به ما می‌‌آموزد که اگر امروز شاهد "عرضه"ی مشاور محجبه در امر سرمایه گذاری و مهاجرت به غرب هستیم، نتیجه‌ی لابد این است که "تقاضا"ی مهاجرت و سرمایه گذاری با حجاب ایرانی‌-اسلامی به غرب با شیبی معنا دار فزونی گرفته.

و این با مشاهدات میدانی دوستان ما از زیارت فلان سردار رشید سپاه و یا بهمان حاجی، در ممالک فرنگستان و معاملات تجاری ایشان، از قبیل خریداری یک مجتمع مسکونی و یا سرمایه گذاری در بورس و...، در فلان شهر کانادا، کاملا سازگار است.

بد بین‌ها می‌‌توانند به یاد بیاورند که در زمان‌های قدیم معروف بود اولین سرنشینان یک کشتی‌ مسافرتی‌ که متوجه می‌شدند "کار کشتی‌ رو به پایان است" موش‌های کشتی‌ بودند، که در اولین فرصت و در اولین بندر فرار می‌‌کردند و زنگ خطر را برای دیگران هم به صدا در می‌‌آورد‌ند.

خوش بین‌ها می‌توانند بگویند پیامبر ما فرموده به دنبال علم تا چین هم برو!

و خوش بین ترهای تند رو- با استدلالاتی‌ معروف به احمدی نژادی- می‌‌توانند بگویند: می‌خواهیم همان بلایی‌ را که صهیونیست‌ها سر فلسطین آورد‌ند، سر فرنگی‌‌ها در آوریم!


 


سابقه تقلب در انتخابات از زمان ریاست جمهوری خامنه‌ای به قلم برادر بزرگتر خمینی

 منبع این نامه کتاب ناگفته‌ها درباره خمینی» نوشته مهدی شمشیری و همچنین اسناد گردآوری شده توسط آقای اسد الله مروتی است« :

ناله‌ها از هر سو به گوش می‌رسد و نفرین‌اش به ارباب عمائم عالمی را گرفته است. بر اساس آن‌چه هر روز مشاهده می‌کنیم و آن چیزهایی که به گوش ما می‌رسد و خودمان احیانا در جریان آن قرار می‌گیریم، مردم هر ساعت دست به آسمان دارند و آرزوی بازگشت اوضاع گذشته را می‌کنند.

آیا این ناله‌ها را شما می‌شنوید؟ یا ماشاالله با حصاری که به دور شما کشیده‌اند، شما هم حکایت آن چوپان را دارید که گرگ به گله‌اش زده بود ولی او بی خبر مشغول دوشیدن میش مورد علاقه‌اش بود و هیچ از جای نجنبید تا لحظه‌ای که گرگ سراغ خودش آمد. اول میش او را به پنجه‌ای درید ، بعد هم خودش را ...

روزی که در خمین به دستور حزب جمهوری و با تمهید و توطئه‌ای که گمان ندارم به دور از اطلاع شما بوده، عمامه از سر من کشیدند و از هیچ اهانتی ابا نکردند؛ من ذره‌ای گلایه نکردم، که روزگار جدمان پیش چشم بود.

روزی که آن سید بیچاره را  که فقط قصد خدمت داشت و خود شما صد بار گفته بودید از فرزند به من نزدیک‌تر است، با آن افتضاح از ریاست جمهوری خلع کردند و یک بدبخت بدعاقبت را  که اداره یک کاروان‌سرا هم از عهده‌اش بر نمی آید به ریاست‌جمهوری این مملکت بزرگ و معتبر تعیین کردند، به شما گفتم این شیاطین قصد دیگری دارند و می‌خواهند از این عروسک برای اجرای مقاصد خود استفاده کنند.

اما شما به عوض گوش کردن به این حرف‌های مصلحانه رو در هم کردید و حتی حرمت برادر بزرگ را هم رعایت ننمودید.

من که مثل عقیل‌بن‌ابوطالب مال و جاه و مقام نخواسته بودم که شما حکم به داغ کردن دلم دادید و سر پیری اهانتی به من روا داشتید که در زمان شاه هم کسی جرات اعمال آن را نداشت.

روزی که دستور دادید همه صندوق‌ها را به نام علی آقا خامنه‌ای باز کنند، من و دو سه آدم دل‌سوز که حداقل یکی‌شان، یعنی شیخ علی آقا تهرانی، بیست سال شاگرد خاص و مورد محبت شما بود؛ به شما نوشتیم که این انتخاب ایران را بر باد می‌دهد، گوش نکردید و حالا می‌بینید آنچه نباید می‌دیدید.

این‌همه خون‌ها ریخته شد، این‌همه جنایات وقوع پیدا کرد که از ذکر آن به خود می‌لرزم که مبادا قطره‌ای از این خونها به سبب اخوت من و شما دامن مرا بگیرد، فقط برای این‌که شما به جای گوش سپردن به آن‌ها که هم به اسلام و هم به ایران علاقمند بودند، گوش به شیاطین دادید.

شما چگونه بر مسند ولایت می‌نشینید، از آدم‌های بدنامی مثل رفسنجانی و مشکینی و صانعی و جلادانی مثل آن شیخ بدکاره گیلانی و موسوی تبریزی و ده‌ها ده‌ها آدم خبیث و بد عهد را قدرت و مقام می‌دهید، آنوقت سادات عالی‌قدری را مثل حاج آقا حسن قمی، سبط آن افتخار ازلی تشیع، حاج آقا حسین قمی، طاب ثراه و آقای حاج سید کاظم شریعتمداری، مرجع بر حق شیعه مولاعلی را به آن خفت خانه نشین می‌کنید و مرجعیت را از آن‌ها سلب می‌کنید، از آن‌ها که خود را با اشک و ناله‌های من بیست سال پیش حکم مرجعیت شما را امضا کردند و به شاه دادند تا از توهین و آزار شما ممانعت شود.

شما خود بهتر از هر کسی می‌دانید که من از ابتدا با مداخله روحانیون در امور کشوری و لشکری مخالف بودم و به شما گفتم وقتی ما مصدر کار شویم اگر کارها مطابق خواست مردم نباشد همه نفرت متوجه ما خواهد شد و در نهایت اسلام ضرر خواهد دید.

آیا امروز نتیجه‌ای بجز این حاصل شده است؟ این مردمی که در راه اسلام از جان می‌گذشتند و در زمان شاه از فلکی و بازاری و دانشجو و زن و مرد شعائر دینی را محترم می‌داشتند، امروز نه به دین توجهی دارند و نه برای شعائر دینی ارزشی قائلند. آن‌ها می‌گویند اگر دین این است که اولیای جمهوری اسلامی اعمال می‌کنند، بهتر است ما کافر باشیم و اصلا اسم مسلمان روی ما نباشد. با سیاست‌های غلط جمعی منبری و مدرس که از اداره خانه خودشان هم عاجزند، امروز ایران به نهایت ذلت و خواری در دنیا افتاده است. حتی یک دوست برای ما باقی نمانده است. من با چند روحانی شیعه پاکستانی اخیرا حرف می‌زدم، آن‌ها از وضع ایران گریه می‌کردند و می‌گفتند در کشور ما سابق شیعه مقام و ارزشی داشت، ولی حالا تا ما اسم تشیع می‌آوریم، می‌گویند لابد مثل ایران.

آقای حاج آقا صدر به من می‌گفت مردم لبنان، که در غیبت آقا موسی صدر، چشم به ایران داشتند امروز خیلی از ما زده شده‌اند. این چه معنا دارد که ما اسلحه از اسراییل بخریم و بعد از جنگ با اسراییل و تحریر جنوب لبنان سخن بگوییم.

بنده در مورد جنگ و مسایل آن حرف نمی‌زنم که خود مثنوی هفتاد من کاغذ است، فقط می‌گویم آیا به گوش شما نمی‌رسد که بعضی از نور چشمی ها چه دست اندازیها به بیت المال مسلمین به اسم جنگ و کمک به جنگ زدگان کرده‌اند.

بیش از سه ماه است بنده برای دیدن شما وقت خواسته‌ام ولی دفتر شما مرتب می‌گویند وقت ندارید. آن‌وقت هر روز ملای فلان ده و دادستان بهمان قصبه را به حضور می‌پذیرید، چون لابد بجز مدح و ثنا نمی‌گویند و بدبختانه شاید چون خداوند تبارک به من لسان مداحی نداده حتی باید از برادر خود محروم بمانم.

بنده گمان دارم که با ارسال این نامه لابد تضییقات و گرفتاری‌ها برای ما بیشتر خواهد شد ولی چون چند روزی است که حس می‌کنم هر لحظه ممکن است حق تعالی آرزوی‌ام را اجابت کند و اجازه ترک این جهان فانی را مرحمت فرماید، لذا به عنوان وصیت یا توصیه و یا خداحافظی برادری با برادرش این جملات را نوشتم.

شما وصیت نامه می‌نویسید و بعد از خود جانشین تعیین می‌کنید، پس چرا اسمش را نمی‌گذارید سلطنت اسلامی به جای جمهوری، مگر رسول اکرم جانشین در وصیت‌نامه تعیین کرد؟ بجز اینکه مولا علی را که معصوم و منتخب الهی بود به مردم عرضه داشت. شما کدام معصوم را در اطرافتان می‌بینید؟ شیخ علی منتظری را که به اندازه یک مدرس ساده هم قدرت درک و فهم ندارد؟ شیخ علی مشکینی را که کراهت نفس او کاملا از منظرش هویداست ؟ بله کدام معصوم را دیده‌اید؟

۱۴ قرن مردم تشخیص می‌دادند که کدام مرجع اعظم است و کدام یک از علما قابل احترام و اعتماد. حال روزنامه‌ها یک روزه یک شیخ را آیت‌الله العظمی میکنند و دیگری را افقه‌الفقها. آن شیخ گیلانی جلاد، آیت‌الله می‌شود و دسته دسته ثقه‌الاسلام و حجه‌الاسلام از کارخانه حکومتی بیرون می‌آیند. اسمش را هم گذاشته‌اند حکومت جمهوری اسلامی، و مسرورید که حکم خدا را در زمین جاری کرده‌اید؟ خوشا به سعادت آن‌ها که همان روزهای نخست رفتند و این روزها را ندیدند. من نیز دیر و زود میروم، تنها وحشت من برای شما است.


خداوند همه را به راه راست هدایت کند.


۲۵ شوال ۱۴۰۳ قمری


قم – مرتضی پسندیده


 


علم‌الهدی گفت: از بلوتوث ترسی ندارد و به جنگ وبلاگ‌نویسان می‌آید

امام جمعه مشهد گفت: «سيره سياسي امام هشتم در هجرت از مدينه به خراسان و استفاده از فرصت‌هاي تبليغي راه موثري براي الگوبرداري امروز ماست و در شرايط جنگ نرم بايد قدم به قدم و ساعت به ساعت از همه فرصت‌ها استفاده كرد.»


به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين سيداحمد علم‌الهدي در چهارمين همايش پرچم‌داران بصيرت در مجتمع آيه‌هاي مشهد افزود: «مهمترين اصل در كار تبليغي استفاده از فرصت‌هاست، زماني در كار تبليغ شكست مي‌خوريم كه تبليغ را به عنوان يك ابزار در خدمت كارهاي سياسي و جريان‌هاي غير خدايي بكار ببريم.»

وي خاطرنشان كرد: «چرا امام هشتم  در موضوع هجرت خود از مدينه به خراسان كه يك كار كاملا ناخواسته و سياسي بود، با تمام مشكلات و سخت‌گيري‌هاي مامون در كار تبليغي و رسالت الهي در آگاه‌سازي مردم موفق شدند و اين به دليل استفاده از فرصت‌ها بود.»

وي درباره هجرت امام هشتم شیعیان  گفت: «هجرت امام دقيقا يك توطئه سياسي براي اجراي توطئه‌ براندازي خط امام بود؛ مامون به دنبال اجراي اهداف شيطاني خود و رسيدن به امامت و خلافت بود. آن‌چه حائز اهميت است، امام هشتم با بهره‌برداري از اين فرصت، خط شيطاني را تبديل به فرصتي تبليغي كرد.»

امام جمعه مشهد تصريح كرد: «اكنون بخش عظيمي از جوان‌هاي آماده و توانا بهترين فرصت براي آگاه‌سازي هستند؛ اين‌گونه بسيجيان با چه انگيزه‌اي وارد صحنه شده‌اند، شما روحانيون بايد از اين فرصت بهترين استفاده را كنيد.»

وي گفت: «يكي از ابزارهاي دشمنان ما كه مانع تبليغ دين مي‌شود، فضاي مجازي است كه با ايجاد فضاي رواني در سايت‌ها و وبلاگ‌ها، به مقابله با امر تبليغ دين و مفاهيم بنيادي ديني مي‌پردازند.»

وي افزود:«نبايد از هيچ چيزي بترسيم؛ چراكه سربازان دين و امام زمان(عج) هستيم، كسي كه اين چنين تفكري دارد از بلوتوث‌ها و تضعيف شخصيت‌ها هراسي ندارد؛ در ميدان مبارزه با جنگ نرم بايد براي رضاي خدا قدم برداشت.»

علم‌الهدي خاطرنشان كرد: «ميدان جنگ نرم ميداني از باران گلوله و آتش است؛ اگر امروز براي مقابله با تهديدات نرم دشمن آماده نشويم، دشمن آرام نمي‌نشيند و بايد قاطعانه و با موضعي روشن به ميدان جنگ نرم وارد شويد.»

وي افزود: «امروز با اطلاعات و دانش ۱۰ سال پيش نمي‌توان كار تبليغي انجام داد و انتظار داشت در ميدان جنگ نرم به موفقيت رسيد؛ اكنون فرصت تبليغي ايجاد شده، فرصتي است كه از زمان جنگ و دفاع مقدس براي ما بوده است، اما ببينيد تا چه اندازه از اين فرصت استفاده كرده‌ايد.»

وي گفت: «برچسب‌ها و تضعيف‌ شخصيت، گلوله و تيرهاي جنگ نرم است پس براي بهره‌برداري از اين فرصت نبايد از اين تهديدات ترسي داشت، نبايد مانند دوران جنگ افراد اندكي كه زير مسووليت‌ها شانه خالي مي‌كنند باعث بدنامي و مشكلات فراوان براي ديگران در ميدان جنگ نرم شوند. »


 


مخالفت وزارت اطلاعات با مرخصی زیدآبادی

محمدی در گفتگویی با سایت «کلمه» - نزدیک به میرحسین موسوی- با اشاره به ارایه درخواست‌های متعدد برای دادن مرخصی به همسرش به نقل از جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گفت: «ایشان گفتند من کاری نمی‌توانم انجام دهم، چون وزارت اطلاعات باید اجازه بدهد که همسرم به مرخصی بیاید و وزارت اطلاعات هم درباره آزادی ایشان موضع دارد.»


همسر زیدآبادی در بخشی از این گفت‌و گو با اشاره به اعطای جایزه قلم طلایی آزادی بیان به همسرش و ابراز خوشحالی از این موضوع، نسبت به «حساس‌تر شدن مقامات جمهوری اسلامی» در مورد زیدآبادی، پس از اعطای این جایزه ابراز نگرانی کرد: «حتما ایشان را باز هم از یک سری امتیازات محروم می‌کنند، مثل حق استفاده از مرخصی. یعنی می‌ترسم شرایط زندان برای همسرم سخت‌تر شود.»


احمد زیدآبادی، ۲۳ خرداد ۸۸، یک روز پس از انتخابت ریاست جمهوری بازداشت و در دادگاه بدوی که به صورت غیر علنی برگزار شد به ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید به گناباد و محرومیت دائمی از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی محکوم شد. گفتنی است که پس از صدور حکم رای دادگاه بدوی، قرار بازداشت وی به قرار وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی تبدیل شد. میزان وثیقه سپس به ۳۵۰ و پس از آن ۵۰۰ میلیون تومانی تبدیل شد، اما با وجود تأمین وثیقه توسط خانواده، او هیچ‌گاه از زندان آزاد نشد.


زیدآبادی در بهمن ماه سال گذشته، به دلایل نامشخص به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد و اکنون در آن زندان به سر می‌برد.


احمد زیدآبادی پیش از این و در سال ۱۳۷۹ نیز به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» محاکمه و بیش از یک سال را در زندان سپری کرده بود.


 


حمله به منزل عروس منصور اسانلو

 خانواده‌ی اسانلو، برای پیگیری این مساله به دادگاه انقلاب مراجعه کردند ولی قضات مربوطه از صدور چنین ابلاغیه‌ای اظهار بی‌اطلاعی کردند. گفته می‌شود رفتار این افراد لباس شخصی که با موتور سیکلت و یک ماشین پژو در محل حاضر شده بودند به گونه‌ای بوده که باعث ترس و وحشت همسایه‌ها شده است.


خبرگزاری هرانا به نقل از خانواده اسانلو نوشته است که در پی تماس‌های تلفنی و تهدید‌آمیزی که عروس اسانلو بارها دریافت کرده است، خانواده‌ی وی به نزد قاضی محمدی رفته‌اند و پرسیده‌اند که «آیا شما مسبب این تماس‌ها هستید و از ایشان می‌خواهید که به پیش ما بیایند؟» که قاضی محمدی از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرده است.


گفتنی است خانم صمدی پیش از این توسط ماموران امنیتی از ایستگاه مترو طرشت ربوده شده بود و در اثر ضرب و شتم‌های وارده بر وی دچار سقط جنین شد که شدت جراحت به طوری بود که پس از مراجعه به پزشک معالج، او توصیه به استراحت مطلق و پرهیز از انجام هرگونه کاری شد و به این ترتیب وی خانه نشین شد و کار خود را از دست داد.


 


آقای گنجی برادر عزیز!

 از سخنان شما این چنین بر می‌آید که  می‌خواهید بگویید خلایق هر چه لایق! می‌گویید مردم ایران شایسته همین حکومت دیکتاتوری و دروغ و زور هستند. چون به خیابان نمی‌آیند و هزینه نمی‌دهند. آزادی هزینه می‌خواهد این حرفی است که همیشه می‌گویید و البته درست هم هست.  ولی آنچه که نادرست است، استدلال شما است. شما می‌گویید اگر موسوی و کروبی آنهمه رای داشتند پس الان آن مردم کجایند؟ چرا به خیابان نمی‌آیند؟ چرا فریاد نمی‌کنند  و چرا این رژیم تو خالی را از پای در نمی‌آورند؟


اینکه انتظار داشته باشیم که همه کسانی که به موسوی و کروبی رای دادند به خیابان بیایند و با یک رژیم  وحشی  بجنگند آیا منطقی است؟ برادر من! بسیاری از  آنها  اگر می‌دانستند که بعد از رای دادن به موسوی و کروبی قرار است به خیابان بیایند و بجنگند  اصلا رای نمی‌دادند!

   
 در یک مقیاس کوچکتر مثالی برای شما می‌آورم. همه خانواده من به موسوی  رای دادند. حداقل ۱۰۰ نفر شامل خواهرها-برادرها-عموها-عمه‌ها- خاله‌ها- دایی‌ها و بچه‌های‌شان. ولی تنها برادرزاده‌ام آنهم فقط  دو بار به راهپیمایی رفت.


البته این نکته بر کسی پوشیده نیست که رابطه رای دهندگان با موسوی و کروبی هرگز رابطه مرید و مراد نبوده است. با اطمینان  می‌توان گفت حدود  ۹۰ درصد آنها از مخالفان نرم و سخت دیکتاتوری آخوندها بوده‌اند.


پس بنابراین  جواب  سوال  شما بسیار روشن است. از آن ۲۷ میلیون نفر، عده‌ای کشته شدند. عده‌ای در زندانند. عده‌ای از کشور خارج شدند و بقیه که اکثریت را تشکیل می‌دهند در خانه‌های‌شان  منتظر هستند درست مثل  قبل! منتظر هستند تا کسانی بیایند و این حکومت را عوض کنند. شاید هم بنابر مد شدن استفاده از اصطلاحات پزشکی در سیاست فکر می‌کنند بالاخره دموکراسی از ویروس ایدز که کمتر نیست و سرانجام روزی هم به ایران  می‌رسد!


حتما به یاد دارید که درست چند روز قبل از انتخابات احمد زیدآبادی عزیز نوشت پس از مسافرت به چندین شهر فهمیدم که رقابت اصلا میان احمدی نژاد و موسوی نیست بلکه میان موسوی و کروبی است و موج موسوی درست یا غلط همه کشور را فرا گرفته است! این همان چیزی است که همه به آن عقیده داشتند دوست و دشمن! درست مثل موج اوباما در امریکا.


 برادر من شما خودت بهتر از هر کسی می‌دانی که این رژیم هرگز بیشتر از ۱۰ در صد طرفدار نداشته است. این ۱۰ در صد بارها و بارها حتی در آمار خود رژیم به طور ناخوداگاه نشان داده شده است و رای سنتی آنها هرگز بیش از این نبوده است.


و البته از سال ۶۰ هم همین قضیه بوده است و حتی  در نامه‌هایشان آقایان اعتراف هم  کرده‌اند که در اقلیت بوده‌اند. پس قبول کنید که وظیفه ما این نیست که اقلیت بودن آنها را به خودمان ثابت کنیم. آنها خودشان مدتهاست که این را به ما ثابت کرده‌اند.   


 


برلوسکونی: اعمال تحریم، باعث تقویت حکومت‌های توتالیتر می‌شود

برلوسکونی در گفت و گو با نشریه آلمانی زبان «فرانکفورتر آلگماینه» از نگرانی خود نسبت به موفقیت آمیز نبودن تحریم‌ها علیه ایران صحبت کرد و با اشاره به این که دو کشور روسیه و چین می‌توانند سردمدار «رویکرد معتدل» مورد نظر او باشند گفت که از همتای چینی خود خواسته است از نفوذ خود در این زمینه استفاده کند. به نظر می‌رسد تاکید برلوسکونی بر این دو کشور به دلیل روابط گسترده ی اقتصادی با ایران و سیاست مدارا و تردید آنها در قبال تحریم های بین المللی علیه ایران است.


این اظهار نظر برلوسکونی پس از آن منتشر می شود که روزنامه «واشینگتن ‌پست» با انتشار گزارشی به افشای تلاش مخفیانه ایران برای تأسیس بانک‌ در کشورهای اسلامی و دور زدن تحریم ها از این طریق پرداخت و پس از آن دولت امریکا نیز با تایید این گزارش، این اقدام مقامات ایرانی را نشانه ی تاثیر گذار بودن تحریم ها علیه ایران دانست.


بر اساس این گزارش، این بانک‌ها در کشورهایی مانند عراق و مالزی و با استفاده از اسامی ساختگی تأسیس می‌شوند و جزئیات مربوط به مالکیت آنها افشا نمی‌شود.


ایتالیا نیز خود با جمهوری اسلامی روابط اقتصادی گسترده و پرمنفعتی دارد و حجم معاملات تجاری بين دو کشور در حدود شش ميليارد دلار تخمین زده می‌شود.


 


اقلیت‌های قومی و مذهبی: حقوق‌بشر فراموش شده

در این گزارش با اشاره به «قوانين به شدت تبعيض آميز» موجود در قانون اساسی و سایر قوانین ایران، توصیه‌هایی در خصوص ایجاد اصلاحات اساسی در این قوانین به «دولتمردان» ایرانی شده است: «اقدامات مشخص به ويژه در زمينه‌های آموزش، اشتغال، دسترسی به خدمات عمومی و مسکن و اجرایی کردن توصيه‌های کميته رفع تبعيض نژادی سازمان ملل و توصيه‌هايی که در بررسی عمومی ادواری سازمان ملل مطرح شده است.»


این گزارش هم چنین از جامعه بين المللی خواسته است تضمين کند که موضوع جوامع قومی و اقليت‌های مذهبی در ايران بخش اساسی قطعنامه‌ای باشد که قرار است مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک درخصوص شرايط حقوق بشر در ايران به تصويب برساند: «چنين قطعنامه‌ای بايد سرانجام شامل يک راه کار نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران باشد.»


عبدالکريم لاهيجی، نايب رئيس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران با تشبیه ایران به یک «موزاییک واقعی» با اقلیت‌های گوناگون آذری، کرد، عرب، بلوچ و... گفت: « هيچ آمار رسمی در باره ترکيب جمعيت در دست نيست؛ اين موضوع برای دولتمردان تابو است.»


وی با اشاره به مساله ی «بازداشت خودسرانه، اعدام‌های فراقضايی، تخريب گورستان‌ها و اماکن مقدس»  اقلیت‌های مذهبی، به تبعیض‌هایی که در مورد آنها صورت می‌گیرد نیز اشاره کرد:«قربانيان اين اذيت و آزار هم پيروان آيين بهايی ـ اقليتی مذهبی که قانون اساسی ايران به رسميت نشناخته است ـ و هم مسيحيان، مسلمانان اهل سنت، دراويش و ديگران هستند. رژيم ايران با سرکوب و ايجاد وحشت به خواست مسالمت آميز پايان دادن به تبعيض ضد اقليت ها پاسخ می‌دهد: با خشونت، دستگيری‌های خودسرانه، شکنجه، محاکمه های ناعادلانه و حتی اعدام.»


 


وزنه‌بردار ایران كنار نماينده اسرائیل؛ پنبه‌های نظام رشته شد؟

احمدی‌نژاد در هفته گذشته در لینان ضمن بیان اینکه اسرائیلی‌ها رفتنی هستند، گفت: «رژیم صهیونیستی بزودی حذف می‌شود»،  ولی  این بار نه درد آپاندیس و نه کمردرد و نه فوت یکی از نزدیکان ورزشکار ایرانی مانع از این نشد که  حسین خدادادی از رویارویی با ورزشکار اسراییلی خودداری کند و در مراسم اهدای مدال شرکت نکند.


چندی پیش سعیدلو رییس سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ارسال  نامه به آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای مبنی بر شرکت در مبارزه با بازیکنان اسراییل را تکذیب کرده بود. احتمالا ترس از تحریم  فدارسیون‌های جهانی باعث شده است تن به این کار دهند.


در اقدامی جنجال‌برانگیز و برخلاف موازين جمهوري اسلامي ايران، نماينده وزنه‌برداري جمهوری اسلامی در رقابت‌هاي جهاني وزنه‌برداري پيشكسوتان، ضمن پيكار با نماينده‌‌ی اسراییل، در مراسم اهداي مدال در کنار بازیکن اسراییلی در سکوی دوم قرار گرفت.


 آخرين روز رقابت‌هاي جهاني پيشكسوتان در تاريخ سوم مهرماه گذشته در لهستان برگزار شد، در وزن ۱۰۵ كيلوگرم و در رده سني ۳۵ تا ۳۹ سال، «حسين خدادادي» به عنوان يكي از هفت وزنه‌بردار اعزامي فدراسيون وزنه‌برداري، در گروهي شركت كرد كه نماينده‌اي از «رژيم صهيونيستي» در آن حضور داشت. او در رقابت با حريفانش به مدال نقره مسابقه‌ها دست يافت و در حالي كه نماينده اسراییل  به مدال طلا رسيده بود، در مراسم اهداي مدال حاضر شد و در كنار نماينده اسراییل، بر روي سكو قرار گرفت. اين اتفاقي است كه در سال‌هاي پس از انقلاب و در چارچوب موازين نظام جمهوري اسلامي، تاكنون رخ نداده بود و اين براي نخستين بار است كه چنين رفتاري در يك رقابت رسمي صورت مي‌پذيرد.


در همین حال ميررسول رييسي، رييس كميته پيشكسوتان فدراسيون وزنه‌برداري و سرپرست تيم اعزامي در مورد اين اتفاق  جنجالی به خبرنگار ايسنا گفت: «روزي كه اين مسابقه برگزار شد، آخرين روز رقابت‌ها بود و من براي انجام امور بازگشت به ايران، خارج از سالن رقابت‌ها بودم. بر اين اساس مسووليت را به «نجم‌الدين كرم‌اللهي»، نماينده حراست سپردم. پس از اينكه اين اتفاق افتاد، به من خبر دادند و من هم تنها راهي كه به فكرم رسيد اين بود كه با سفارت تماس گرفته و كسب تكليف كردم. من با «آقاي كرمي» كه مسووليتي در سفارت ايران در لهستان داشت، تماس گرفتم و موضوع را گفتم. او نيز به ما گفت كه مشكلي وجود ندارد. بنابراين اجازه داديم كه خدادادي به روي سكو برود.»


وي ادامه داد: «وزنه‌برداري با ساير رشته‌ها از جمله كشتي متفاوت است. چرا كه وزنه‌برداران با يكديگر به صورت مستقيم رودررو نمي‌شوند. البته اگر ما به روي سكو نمي‌رفتيم،‌ همه مدال‌هاي روزهاي پيش را هم پس مي‌گرفتند.»


رييسي با انتقاد از منتشر شدن اين خبر مدعي شد: «در روز آخر، با يكي از همراهان تيم بحث‌مان شد و فكر مي‌كنم همين مساله باعث شده كه وي با انتشار خبر، اين مسئله را بوجود آورد. چون كسي آن جا نبود. كسي هم عكس نگرفت. ما همه عكس‌ها را از بين برديم. حتي سي‌دي‌هايي كه ما داده بودند را از بين برديم. بنابراين فكر نمي‌كرديم كه چنين اتفاقي بيافتد. البته آنها پرچم ما را داشتند و اگر روي سكو هم نمي‌رفتيم باز هم پرچم ما را خودشان بالا مي‌بردند.»


تاجيك، مديركل حراست سازمان تربيت بدني نيز در رابطه با اين خبر اظهار بی‌اطلاعی كرد و گفت :«من در اين زمينه اطلاعات كاملي ندارم و نمي‌توانم اظهار نظر كنم. يادم مي‌آيد كه گزارش‌هايي به ما داده شد، اما به طور كامل از قضيه خبر ندارم و موضوع را در روزهاي آتي پيگيري مي‌كنم.»



تيم ملي وزنه‌برداري پيشكسوتان زير نظر فدراسيون وزنه‌برداري جمهوری اسلامی  با هفت وزنه‌بردار در رقابت‌هاي جهاني سال ۲۰۱۰ در لهستان شركت كرد و همه نمايندگان اعزامي ايران به مدال دست يافتند.


 


یک روز با ریدلی اسکات کسی که ما را تحریم کرد
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته