-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 10/23/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



اولین تصاویری که در بیابان جذبمان می‌کند، یک تونل طولانی و غم‌انگیز در مرز عراق، در جنوب غربی ایران است. کودکان از طرف مدرسه‌هایشان به این مکان می‌آیند تا به ده‌ها هزار بسیجی ادای احترام کنند که جانشان را در برابر حمله عراق در اوایل دهه 80 میلادی فدای نجات جمهوری اسلامی تازه برپا شده کردند. هر تکه از این خاک به دقت حفاظت شد، از دست رفت و باز به دست آمد و دوباره از دست رفت. در حالی‌که یک پرچم سبز در باد تکان می‌خورد، مذهبی‌ها از شهدا می‌گویند و خاطر تمام این خون‌های جوان ریخته‌شده را گرامی می‌دارند، و در آن ملاط پرافتخار ایرانی جدید را می‌‌بینند، ایرانی که در نهایت از انسان اسلامی متولد خواهد شد و عزیز امامان و خداست.

آن‌طور که آنها می‌گویند مردن و سوختن در آفتاب آن قویترین، مشعل فروزان اسلام است. زنان سیاه‌پوش با گوش سپردن به آنها گریه می‌کنند، مردان و کودکان هم همین‌طور. در این چنین دکوری است که مهران تمدن تصمیم گرفت بسیجی‌ها را ملاقات کند و سعی کند با آنها وارد بحث شود. همه‌چیز آنها را از هم جدا می‌کند: او بی‌خدا و پسر یک کمونیست است، در غرب زندگی می‌کند و دوست دختر دارد و الکل می‌نوشد... آنها به دنبال کنترل قلب و روح هستند تا از راه اسلام دور نشوند. همین جا مساله اصلی فیلم است: آیا آنها می‌توانند هم را بفهمند و، مرحله‌ای که احتمالا غیرممکن است، آیا آنها خواهند توانست یکدیگر را بپذیرند؟ همین نکته هم مساله اصلی چیزی است که در ایران امروز اتفاق می‌افتد.

همان‌طور که زیرنویس اعلام می‌کند، بسیجیان پیاده‌نظام و «در قلب حکومت هستند». گاهی اوقات هم با تهاجم فرهنگی و آن چه خود شر می‌خوانندش، می‌جنگند و اعتصاب‌ها و تجمعات را هم سرکوب می‌کنند. بعد از انتخابات دستکاری شده احمدی‌نژاد، شاهد بودیم که به سمت جمعیت شلیک می‌کردند و دانشجویان را کتک می‌زدند. اما هدف مهران تمدن نشان دادن آنها در کارهای پستشان نیست، بلکه مستقیم نگاه کردن در چشمانشان است و این که ببیند آیا ممکن است میان دو ایران پلی برقرار کرد؛ ایرانی که می‌خواهد خود را به سمت جهان بگشاید و آن دیگری که می‌خواهد همه ملت را در یک ایدئولوژی مرگ‌بار، زندانی نگاه دارد. به همین دلیل هم دیالوگ‌ها به این سمت می‌روند. یکی از آخوندها قبل از آن‌ که از کارگردان بپرسد چگونه می‌تواند خودش را «کنترل» کند، می‌گوید: دختران جوان و زنان، حتی با یک قسمت کوچک از چشمانشان، می‌توانند مذهبی‌ترین مردان را بلرزانند. خیلی خطرناک است». ما همین مساله را حتی در میان بنیادگرایان هم می‌بینیم که سکس همچنان برایشان یک وسواس ذهنی است.

روش تمدن منحصر به فرد، خنده‌دار و شجاعانه است. او حتی آن قدر شجاع است که به این شبه نظامیان، که در پایان آن قدرها هم به نظر افراطی نمی‌آیند، می‌گوید که به خدا اعتقاد ندارد. آنها هم گاهی اوقات شوخ هستند.

با این حال، جزئیات برای خوب فهمیدنمان کم است: آنها از کجا می‌آیند (به نظر می‌رسد که عامی هستند)، اصولشان را از کدام ایدئولوژی گرفته اند؟ دلمان می‌خواهد بدانیم که آیا همین‌ها دستگیر کرده‌اند، کتک زده‌اند یا بدتر. خوبی فیلم آن است که ایران کمتر شناخته‌شده را جلویمان می‌گشاید، ایران شهدا، ملاهای کوچک، بازوی بزرگ حکومت و حواشی آن. برای آنانی که به این کشور علاقه‌مند هستند این فیلم بسیار جالب خواهد بود. دیگران شاید با دیدن این فیلم حوصله‌شان سر برود

لیبراسیون ژان-پیر پرن


 


از 31 سال پیش مسافرانی که می خواهند از قاهره به تهران پرواز کنند باید در دمشق یا بیروت و یا کویت هواپیما عوض کنند. اما این وضعیت به زودی تغییر خواهد کرد: حمید بقایی دوست سرشناش و دستیار ویژۀ رئیس جمهور احمدی نژاد درسفر پنج روزه اش به قاهره با دولتمردان مصری چندین توافق نامه در مورد همکاری های اقتصادی و فرهنگی و تسهیلات مسافرتی امضا کرد. حتی جهانگردی بیشتری هم بین نیل و دریای خزر شکل خواهد گرفت. و به زودی بین قاهره و تهران تعداد باورنکردنی 28 پرواز هفتگی برقرار می شود. بدین ترتیب فرودگاه قاهره، چهار راهِ پرواز برای ادامۀ سفر ایرانیان به کشورهای آفریقایی خواهد شد. یکی ازاعضای نمایندگی ایران درقاهره دراین مورد گفت: «بسیارخوب است.» به گفتۀ او پرواز آزمایشی ممکن است در چند روز آینده انجام شود.

پروازهای مستقیمِ مورد نظر تنها یکی از نشانه های متعددی است که بر نزدیکی میان قاهره و تهران دلالت می کند – پایان دورۀ یخبندان در دیدرَس است. در خاورمیانه این شروع تازه اهمیت زیادی دارد، زیرا همین نتیجه های اولیه گفتگوهای مصر و ایران نیز قادر است در میان مدت، گسترۀ مناسبات را در خاورمیانه به شدت تغییر دهد. یک مسئول بلند پایۀ وزارت خارجهء مصر مشورت های میان دو کشورِ ظاهراً دشمن قسم خورده را که از ماهها پیش پنهان از رسانه ها انجام می شود اینگونه تحلیل کرد که هر دو کشور می کوشند «مین های گذاشته شده در دهه های گذشته را خنثی کنند.» وی این چنین نتیجه گیری می کند: «ساده نبود.»

تعجبی ندارد. زیرا بعد از به قدرت رسیدن روحانیت شیعه در ایران در سال 1979، یعنی درست در همان سالِ امضای قرارداد صلح میان اسرائیل و مصر، مناسبات سیاسی میان مصر و ایران قطع شد – و «جمهوری اسلامی» در واقع برای مصر به عنوان کشور دشمن شناخته شد. جمهوری شیعیِ اسرائیل ستیز، پیمانی با سوریه و شبه نظامیان حزب الله لبنان بست. هدف: جلوگیری از توافق صلح میان فلسطین و اسرائیل و نزدیکی بیش از حد اعراب و آمریکا. در مقابل، مصر کوشید همراه با عربستان سعودی و اردن و امارات عربی متحده و دولت خود مختار فلسطین و دولت اوباما تعادلی سیاسی بین اسرائیل و فلسطین را برقرار کند.

البته هیچ کدام از جناح ها به آنچه در نظر گرفته بود نرسید: ایران، ضعیف از نظر داخلی، نتوانست نفوذش را در کشورهای عربی از طریق اقلیت شیعه اضافه کند و دولت های عرب را در سیاستِ برخورد دایم با اسرائیل همراه خود کند. اما تلاش های مصر وعربستان سعودی برای حل مسالمت آمیز بحران خاورمیانه به جایی نرسید، بویژه چون واشینگتن به خود جرأت نداد بر دولت ائتلافی راست گرای اسرائیل فشار وارد کند.

ابتکارغیر منتظرۀ مصر در مورد ایران فقط این منظور را ندارد که جلوی نفوذ این کشور را درجهان عرب بگیرد. قرار است این امکان هم بررسی شود که مشترکاتی بین دو کشور پر جمعیت منطقه بیابند و ایران را در نظامِ جدید امنیتی و همکاری در خاورمیانه لحاظ کنند. و آنهم بدون شرکت مستقیم ایالات متحده که همیشه تصمیم در این مورد را به تأخیر می اندازد. این مطلب واقعاٌ هم تغییر مهمی خواهد بود – زیرا در این برداشت، این نیروهای منطقه اند که مسئول مهار ایران خواهند بود.

مؤفقیت بزرگ و چشم اندازهای گسترده

دست کم شرایط موجود نامناسب نیست. روابط ایران و سوریه به علت اختلاف بر سر آیندۀ عراق بعد از خروج نیروهای آمریکایی تیره شده است؛ درعین حال رهبری سوریه نظر خوشی به درگیری نظامی حزب الله با اسرائیل در جنوب لبنان ندارد زیرا می تواند عواقب جدی داشته باشد، برای نمونه تحریم ازسوی سازمان ملل و اتحادیۀ اروپا، و در درجۀ اول فرانسه و ایتالیا. یک سخنگوی دولت در تهران این نزدیکی را یک «مؤفقیت بزرگ با چشم اندازی گسترده» هم نامید.

طبق این برنامه قرار است مناسبات میان دو کشور در رده های زیادی از نو احیا شود. به تازگی یک کارشناس مالی سرشناس ایرانی بانک تجاری مصر–ایران را افتتاح کرد. یک شرکتِ مصری ایرانی –بدون توجه به فراخوان تحریم آمریکا– دستگاه های تهویه با قیمت مناسب تولید کرد؛ برای اتوبان قاهره و اسکندریه که از صحرا می گذرد.

در هر حال آمریکا تاکنون اعتراض شدیدی هم نکرده است. قاهره هشدار وزیر خارجۀ آمریکا هیلاری کلینتون را درجا رد کرد. هفته نامۀ لیبرال و مخالفِ «روز هفتم» در قاهره از یک دیپلمات نزدیک به دولت نقل قول می کند: «مصرو ایران علایق مشترک دارند، برای نمونه در مبارزه با تروریسم بین المللی.» ترس از تبلیغ برای جذب سنیان مصری توسط شیعیان بی دلیل است.

نزدیکی بسیار خطرناک

اسرائیل آب شدن یخ روابط مصر و ایران را هم اکنون با ناخرسندی و شک می نگرد. رادیو اسرائیل از این نزدیکی به عنوان «بسیار خطرناک» انتقاد کرد. اما متحد اصلی اسرائیل یعنی واشینگتن خویشتنداری می کند.

احتمالاٌ اینگونه حدس زده می شود: عدم انتقاد شدید آمریکا به تماس های سیاسی مخفیانۀ این کشور و ایران مربوط است. در این باره هم فقط در مصر نیست که حدس و گمان زده می شود. نخست وزیرسابق عراق و پیروز فعلی انتخاباتِ عراق ایاد اعلاوی چند روز پیش گفت میان آمریکا و ایران با وجود همۀ اختلاف سلیقه ها، درمورد عراق اتفاق نظر وجود دارد. در واقع در قاهره وبغداد و بیروت شایعه ها دراین مورد بیشتر می شود که آمریکاا و ایران تماس های مخفیانه دارند تا در مورد دوران بعد ازخروج نیروهای آمریکایی ازعراق امکان معاملۀ غیرمعمولی را بررسی کنند: طبق این طرح قراراست ایران در منطقۀ جغرافیایی محدودی درمورد «مسائل امنیتی» حق نظرداشته باشد. در برابر، تهران با واشینگتن درمبارزه با تروریست های القاعده همکاری می کند و تأسیسات هسته ای خود را به روی بازرسان سازمان ملل «بدون هیچگونه محدودیتی» می گشاید. از قرار ایران به علاوه موافقت کرده از هر گونه دخالت در امور داخلی شیخ نشین های خلیج فارس خود داری کند. گفته می شود هر دو طرف خیلی به هم نزدیک شده اند.

البته که این شایعه ها را رسماٌ تأیید نمی کنند. اما اینها می تواند انفعال آمریکا را با توجه به دوستی جدید قاهره و تهران توضیح دهد.

از: فولکهارد ویندفور در: اشپیگل آنلاین


 


از کردستان عراق- به گفتهء مراد کاراییلیان رهبر غیر رسمی پ کاکا، «امروز میان ایران و حزب حاکم عدالت و توسعه در ترکیه، همبستگی راهبردی استراتژیکی وجود دارد.» عبدالله اوجالان، شخصیت اول حزب کارگران کردستان به خاطر جنگ با آنکارا از سال 1999 تاکنون زندانی است. این نبرد که به سال 1984 بر می گردد 40 هزار کشته بر جای گذاشت. این جا، در قلب کوه های قندیل در شمال عراق در حالی برای دیدار کاراییلیان آمده ام که هیچ نشانی از پایان جنگ نیست.

جرج دبلیو بوش در سال 2007 اعلام کرد که «پ کاکا یک سازمان تروریستی است: آنان دشمن ترکیه اند، دشمن عراق اند و دشمن ایالات متحده.» دولت پیشین (امریکا) امیدوار بود که با تدارک «نیروهای اطلاعاتی» به سود ترک ها در حملات مرزی در برابر پ کاکا، همبستگی واشنگتن با آنکارا تضمین شود. با این همه، حزب عدالت و توسعه به جمهوری اسلامی ایران نزدیک تر شد؛ متحدی که همبستگی اش به خاطر منافع مشترکشان تقویت نیز می شود: تهدید استراتژیک شورشیان کرد که در برابر هر دو کشور مسلمان ایستادگی می کنند.

از ان پس پ کاکا در جستجوی همپیمانان دیگری برای خود بود، که همین دلیل موجب شد که زمینه را برای دیدار یک روزنامه نگار اسراییلی با رهبری فراهم کند که ساز و برگی شبیه دشمنان سوریه ای اسراییل داشت. البته اورشلیم پیش از این چون همپیمان راهبردی (استراتژیک) به ترکیه می نگریست.

کاراییلیان به من گفت: «اردوغان یک رهبر دوروست.» وی با فرزندان فلسطین همدردی می کند ولی کودکان کرد با فرمان او کشته و زندانی می شوند.

از نظر کاراییلیان، نخست وزیر ترکیه نیز در ریاکاری و ارتباط خود با بازیگران منطقه ای و بین المللی هیچ چیز کم ندارد: پهلو به پهلو هم با واشنگتن حرکت می کند و هم با تهران. کاراییلیان می گوید: «ترکیه هم با ایالات متحده رابطه دارد و هم با ایران. و از هر دوی این ارتباطات در برابر کردها بهره برداری می شود». هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده بر فراز منطقهء قندیل پرواز می کنند.» آنان اطلاعات را جمع آوری کرده و آن را به ترکیه می دهند. ترکیه هم پس از آن می آید و منطقه را بمباران می کند. ولی ترکیه همچنین این اطلاعات را به ایران هم می دهد و ایران نیز ما را به آتش می بندد.»

کاراییلیان به ایالات متحده، اسراییل و اتحادیه اروپا مراجعه کرده تا سیاست خود را در برابر ترکیه تغییر دهند. او ادعا می کند که آنکارا به دنبال زمینه دیپلماتیک مناسبی است که طی یک عملیات بزرگ پ کاکا را در قندیل در هم بشکند. آنها برای بدست آوردن پشتیبانی های بین المللی حمایت و منطقه ای - از سوی ایران و سوریه- تلاش می کنند و می خواهند عملیات بزرگ نظامی را به شیوهء سری لانکایی ترتیب دهند.

پ کاکا به تازگی و برای بار دوم آتش بس یک ماهه را تمدید کرد. جنبش به روشنی سعی دارد روی لبه ای حرکت کند که در یک سو اجتناب از عملیات ترکیه در برابر قندیل و ترس از این مسئله وجود دارد و در سوی دیگر تلاش برای جلب توجه بین المللی بیشتر به مسئلهء کردها.

از ماه مه (اردیبهشت) تاکنون نزدیک 6 هزار و پانصد نفر از خانه هایشان به کوه گریخته اند. با این که رسانه های بین المللی و دولت های غربی تقریبا ساکت اند ولی نیروی هوایی ترکیه و توپخانه ایران به طور منظم مناطق غیر نظامیان کرد را هدف آتش خود قرار می دهند. کردهای ترکیه و ایران خود را درگیر پروژهء مشترک ایران با حزب عدالت و توسعهء ترکیه می ببینند، آن چه که کارائیلیان استفاده از «جهان بینی اسلام برای کنترل و تسلط بر جهان اسلام» می نامد.

در خاورمیانه، جایی که جغرافیای سیاسی مدام در تغییر است پ کاکا تاکنون در پیدا کردن هم پیمان، موفقیت چندانی نداشته است. در حال حاضر نه واشنگتن و نه اروپا مایل به حذف آن گروه از فهرست سازمان های تروریستی نیستند.

علاوه بر این در رویارویی که اساس تعریف امروز خاورمیانه را تشکیل می دهد، جهان بینی از مد افتادهء چپ گرای پ کاکا، دیدگاه عجیب و غریبی به شمار می رود؛ جایی که نیروهای پیشتاز غرب نیروهای خود را در برابر دارایی های تحت پشتیبانی ایران، دارایی اسلام گرایی، صف آرایی می کنند.

نیروهای دولتی در اربیل کردستان، همبستگی میان کردها را زیر پا می نهند و با حضور پ کاکا در کوهستان همواره برخورد می کنند. ولی زمینه طبیعی خوبی میان ک.آر.جی و پارتیزان ها در قندیل وجود ندارد. با این همه شایعاتی در زمینهء پشتیبانی اسراییل از شاخه ای از پ کاکا به نام حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) برای نبرد با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هست. ولی حتا اگر چنین داستانی حقیقت داشته باشد نیز ترکیه را تا اینجا دشوار می توان خارج از مدار ایالات متحده تصور کرد؛ در خط سیری که پ کاکا نیز بتواند از پشتیبانی مشابهی از سوی ایالات متحده و اسراییل برخوردار باشد.

همبستگی میان تهران و حزب عدالت و توسعه ترکیه همچنان تقویت می شود. اخیراً دیلی تلگراف در گزارش خود منتشر کرد که ایران می خواهد 25 میلیون دلار به این خزانه ء این حزب کمک کند. این مبلغ قرار است صرف پیروزی انتخاباتی حساس سال آیندهء حزب عدالت و توسعه شود.

حجم داد و ستد میان ایران و ترکیه از 1.2 میلیارد دلار در سال 2002 یعنی زمان قدرت گیری حزب توسعه و عدالت به 10 میلیارد دلار در سال 2010 رسیده است، رقمی که ترکیه می خواهد آن را در پنج سال آینده سه برابر کند. آنکارا مخالف آخرین دور تحریم های شورای امنیت سازمان ملل در برابر ایران بود و به نظر می رسد آماده است که با نقشی فعال، با اقدامات تکمیلی ایالات متحده و اتحادیه اروپا نیز مخالفت کند و نقطهء تعادل را در این تصمیم گیری تغییر دهد.

ارتباط میان ایران و ترکیه چه نمایانگر جوانهء در حال رشد یک همبستگی استراتژیک جدید با جاه طلبی های متمایل به صخره های بلاخیز قندیل باشد چه نباشد، جلوهء زنده و آشکار آن در حال حاضر، تهدید توپخانهء هماهنگ ایران و بمب افکن های ترکیه است که در این کوه های متروک بی دفاع شمال عراق خرابه بر جای می نهد. این جا کردها از جایگاه اقتدار خود در کوه به پایین می نگرند، به دو حکومت قدرتمندی که می خواهند آنان را سر به فرمان ببیند.

جاناتان اسپایر پژوهشگر ارشد سازمان تحقیقات جهانی در مرکز امور بین الملل در اسرائیل است. کتاب وی با عنوان «آتش رو به دگرگونی: پیدایش تضاد اسرائیل و اسلام گرایی» در ماه نوامبر منتشر خواهد شد

جاناتان اسپایر ویکلی استاندارد


 


سرکوب گران هرکاری کردند تا آنها را به سکوت وادارند. حکومت هرچهار نفر را زیرفشار گذاشت و دو نفرشان را بازداشت کرد و روحاٌ و جسماً آزارشان داد و بی وقفه از آنها بازجویی و به مرگشان تهدید کرد. پریسا کاکاییِ 33 ساله 28 روز در زندان مخوف اوین گذراند. سعید حبیبیِ 38 ساله تازه از سرکار آمده بود که دستگیر و به مدت 70 روز بازداشت شد.

هرلحظه ممکن بود سپهرعاطفیِ 21 ساله را گیر بیندازند. حسام میثاقی 22 ساله را که دادگاه انقلاب احضار کرد تصمیم به فرار گرفت. هرکه به اینجا دعوت شود ممکن است به راحتی سر به نیست شود بدون اینکه کسی بداند آدم کجاست.

و حالا هر چهارنفر دور اما با این وجود در دستان حکومت هستند. در بعد از ظهری در سپتامبر با هم جلوی سفارت ایران در برلین ایستاده اند و به فارسی فریاد می زنند و خواستار آزادی مخالفان هستند. سال گذشته در وطنشان در ایران تظاهرات می رفتند. بعنوان بخشی از انقلاب سبز علیه حکومت اسلامی اعتراض می کردند. آن موقع غرب تحسینشان می کرد و شجاعتشان را در مقابل تقلب در انتخابات و دیکتاتوری احمدی نژاد می ستود.

پریسا کاکایی و سعید حبیبی و سپهرعاطفی و حسام میثاقی چهار نفر از میان 50 ایرانی هستند که دولت آلمان آنها را پذیرفته است. همگی ماه ها ماجرایی غمبار پشت سر گذاشته اند و مخفی شدند و گریختند. در پاسخ به این پرسش که چگونه به آلمان آمده اند سپهرعاطفی می گوید: «با مترو آمده ام.» بعد می خندد و دوستش حسام میثاقی را نشان می دهد و اضافه می کند: «با دادن پول زیاد و سوار بر قاطر با کمک یک قاچاقچی انسان از مرز ترکیه گذشتیم.» در ترکیه پنج نفری در آپارتمان کوچکی در حاشیۀ منطقه ای خارج از شهر به سربرده اند، با ترس همیشگی از وزارت اطلاعات ایران.

مردان جوان به جامعۀ دینی بهایی تعلق دارند که با 350 هزار عضو دومین اقلیت بزرگ دینیِ ایران و از سال 1983 ممنوع است. از زمان انقلاب اسلامیِ سال 1979 حدود 200 بهایی اعدام شده اند، در دورۀ ریاست جمهوری احمدی نژاد فشار بر بهاییان روند افزایشی داشته است. در اوت دادگاهی در ایران رهبران بهایی را هر کدام به 20 سال زندان محکوم کرد.

وبلاگ نویسی به جای سکوت

ترس احساسی قوی است که می تواند به انفجار برسد. اما هیچیک از این چهار ایرانی تبعیدی که مقابل سفارت ایران در برلین تظاهرات می کنند نمی گذارند کار به اینجا برسد. دست کم اینگونه می گویند. سالهاست با تشکیلات حقوق بشریِ «کمیتۀ گزارش حقوق بشر» همکاری می کنند و با دولت ایران سرشاخند. در ژانویۀ 2010 حکومت این سازمان را متهم کرد با گروه ممنوع «مجاهدین خلق ایران» ارتباط دارند. از این زمان به بعد هر گونه همکاری با این تشکیلات جرم است و مورد پیگرد قرار می گیرد. و این چهار نفر به این دلیل مجبور شدند ایران را ترک کنند.

اما هنوز در وبلاگ خود دعوت به مقاومت سیاسی می کنند. هنوز موضع گیری های سیاسی و واکنش خود را به مسائل ایران منتشر می کنند، به فارسی و انگلیسی. نمی خواهند سکوت کنند و نیز ناشناس بمانند. می خواهند ادامه بدهند، رو به جلو نگاه کنند، و نه همواره به گذشته.

متخصص کامپیوتر سعید حبیبی مایل نیست در مورد دوران زندانش صحبت کند. می گوید اهمیتی نداشته است. وی که بسیار با آرامش صحبت می کند ترجیح می دهد دربارۀ بی حقی کارگران در ایران و ستم بر زنان صحبت کند. وقتی از او دربارۀ موضوع های سیاسی پرسش می شود بی وقفه شروع به حرف زدن می کند.

پریسا کاکایی که بعنوان روان شناس طرحی از سازمان ملل را برای کودکان افغانی در تهران اداره می کرده منطقی و مشخص دربارۀ 48 روز زندان خود صحبت می کند. در پاسخ به این پرسش که چرا با گرفتن احضاریه به دادستانی انقلاب رفته وی که خسته می نماید می گوید: «نمی خواستم فرار کنم، اینطور می خواستم.» می گوید او را از دادستانی به زندان اوین برده اند و یک روز تمام بدون توقف از او بازجویی کرده اند. اضافه می کند که او را تهدید به شکنجه و اعدام کرده اند. پریسا کاکایی این مطلب را آنچنان در حاشیه می گوید که گویی کسی تعریف می کند که نامه رسان دیر کرده یا چای سرد شده است.

او و همراهانش تلخکام نشده اند. آنچه آدم در آنها می بیند میل به مبارزه است. هیچکدام نمی خواهند داستان خود را مهم جلوه دهند. از شرایط فرار حرف نمی زنند زیرا می دانند چه سریع علاقه به احساس ترحم تبدیل می شود. همانند ماجراهای فرار دیگر. در پایان آدم شخصِ کم اهمیتی در یک فیلم مستند دربارۀ زندگی خود است. قربانی ماجرایی غمبار. به جای این کار پیوسته توجه را به دوستان خود جلب می کنند که یا هنوز در ایران در ترس از وزارت اطلاعات به سر می برند و در زندانند یا در ترکیه بعنوان پناهنده روزگار می گذرانند. از اینرو در برلین به خیابان می روند تا به حکومت اعتراض کنند.

چندین ایرانی با وب سایت کمیتۀ گزارش حقوق بشر همکاری می کنند و آن را سرپا نگاه می دارند، این وب سایت به آنچه از نظر سیاسی و اجتماعی برای ایران مهم است می پردازد – نیز به موضوع های حقوق شر و آزادی مطبوعات. از آنجا که به انگلیسی هم می نویسند خوانندگان غیر غارسی زبان نیز آن را می خوانند. اینترنت برای بسیاری آخرین امکان است تا آزادانه به مبادلۀ خبر بپردازند. از اینرو حکومت خودکامۀ ایران با تمام توان می کوشد اینترنت را زیر نظر داشته باشد: بیش از صد وبلاگ نویس و روزنامه نگار در پشت میله ها هستند. برای بسیاری تنها راه نجات فقط فرار است.

صدر اعظم آلمان آنگلا مرکل بعد از سرکوبی خشونت بار انقلاب سبز گفت: «ما طرف انسان هایی در ایران هستیم که می خواهند حق آزادی بیان و تجمع داشته باشند.» از آن به بعد در پی این ابراز همبستگی ها گامی عملی برداشته نشده است. بعد از مدتها تلاش آلمان تنها 50 نفراز مخالفان ایران را پذیرفت. کشورهای دیگر ایرانیان بسیار بیشتری را پذیرفته اند. با این وجود نمی خواهند وا دهند. از اینرو این چهار مخالف همواره دست به اقدام های جدید می زنند. بر این باورند که توجه بیشتر بین المللی به مخالفان در ایران بسیار ضروری است.

مثلاٌ برای شیوا نظرآهاری – عضو بنیانگذار سازمان گزارشگران حقوق بشر و ادارۀ کنندۀ وب سایت «آزادی زن». وی که 26 سال دارد از دوستان این چهار فعال حقوق بشر است و از دسامبر بازهم در زندان اوین به سر می برد.

بدون زمانی برای تنفس

این چهار فعال برای آزادی آهاری در مقابل سفارت ایران در برلین تظاهراتی را سازماندهی کرده اند. اما توجه عمومی کم شده است. تنها چند نفری آمده اند: دیگر ایرانیانِ تبعیدی و علاقه مندان و اعضای «گزارشگران بدون مرز» خواهان آزادی آهاری هستند. مؤفقیت این اقدام هم ناچیز است: در 18 سپتامبر آهاری به شش سال زندان و تحمل 76 ضربه شلاق محکوم می شود. به گفتۀ دادگاه انقلاب تهران بعلت «تبلیغ علیه حکومت» و «محاربه».

چرا این چهار تبعیدی ایرانی لختی به خود آسایش نمی دهند؟ چرا هنوز هم تظاهرات می کنند؟ هر چه باشد خانواده های آنها هنوز در ایران هستند و بازگشت این عده به کشور با انتقادی که می کنند دشوار می شود. زیرا حکومت ایران مخالفان را حتی در آلمان به دقت زیرنظر دارد. و چرا تا کنون با وجود همۀ این قربانی های شخصی هنوز دست بردار نیستند؟ پریسا کاکایی پاسخ می دهد: «آنچه را انجام می دهم که باید انجام دهم»، و دیگران با سر تأیید می کنند.

برای کسانی که می خواهند در ایران تغییراتی را بوجود آورند تبعید آلمان بهای زیادی است. اما بدون امید آدم صبح از جا بر نمی خیزد و به کار خود درغربت ادامه نمی دهد. این چهار نفر اما این آرزو را دارند که به ایران بازگردند، یک وقتی. آنجا زندگی داشتند، اینجا باید زندگی موقتی برای خود دست و پا کنند.

برای نمونه پریسا کاکاییِ روان شناس می خواهد بک بار دیگر به دانشگاه برود و بیشتر در زمینۀ کار با کودکان کسب تخصص کند. تا آن موقع می خواهند باز در آلمان تظاهرات کنند، برای ایرانی آزاد و دمکراتیک. مانند دیگران. حسام میثاقی می گوید:«روزی را آرزو می کنم که بتوان به ایران باز گردم. اما باید به این فکرعادت کنم که در تبعید می میرم.»

* از: گیگدِم آکیول / در: دی تاگس تسایتونگ

عکس از: ap


 


نوری المالکی، نخست وزیر عراق، روز دوشنبه برای جلب حمایت برای ادامه تصدی اش در این سمت، در تهران حضور یافت. ایاد علاوی، رقیب اصلی نوری المالکی، به همین دلیل جمهوری اسلامی را متهم به مداخله بیجا درامور عراق کرد؛ و بدینسان علاوی نشان داد که به سختی، یک امر بدیهی و آشکار را درک می کند.

البته که ایران در حال مداخله در امور عراق است. عربستان سعودی هم در عراق مداخله می کند. سوریه هم در عراق دخالت می کند. حتی مصر هم در حال مداخله در عراق است. و آقای علاوی فکر می کنید که ایالات متحده تنها ذینفع در آموزش ارتش جدید و نیروهای پلیس تان است؟

همسايه هاي عراق صرفا از قوانين و قواعد فيزیک سیاسی پیروی می کنند. سیاست از خلا متنفر است و اگر خود عراقی ها نتوانند از پس اختلاف های سیاسی شان بربیایند و به سازش برسند، آن وقت دیگر بازیگران همواره مداخله بیجا می کنند تا اهداف خود را به پیش ببرند.

طبقه سیاسی عراق باید نگاهی به لبنان و نه دورتر از آن بیندازد اگر در جستجوی یک مثال از چیزی است که در صورتی که نتوانند خودشان کشورشان را اداره کنند، می تواند در انتظارشان باشد.

قرنهاست که ما شاهد چیزهایی بوده ایم و از آن رنج کشیده ایم که عراقی ها امروز دارند آن را تجربه می کنند: وقتی نخبگان و برگزیدگان سیاسی در ایجاد طرح و برنامه ملی شکست می خورند و در عوض در باتلاق دشمنی های قومی و قبیله ای فرو می روند، یک کشور به شکار همسایه هایش درخواهد آمد.

ایران، همانند هر بازیگر سیاسی، در حال تلاش برای کسب سود و منفعت از این خلا است. در این نقطه، با گذشت بیشتر از هفت ماه بعد از انتخابات و همچنان در غیاب دولت جدید (حتی لبنانی ها هم سال گذشته بیشتر از پنج ماه برای تشکیل کابینه زمان نیاز داشتند)، به نظر می رسد سرنوشت سیاسی عراق، موضوعی است که تقریبا به صورت کامل به قدرت های منطقه بستگی دارد.

ایران، سرچشمه و منبع مشکلات در عراق نیست. ایران واقعا در حال دنبال کردن منافع خود در عراق است؛ چیزی که هر کسی از هر بازیگر سیاسی انتظار انجامش را دارد. اصل و منشا اوضاع آشفته بغداد، شکست رهبران سیاسی عراق در موافقت با یک برنامه و طرح ملی است. آنها با هم در مسائل و موضوعات مربوط به دیدگاه، برنامه و طرح های پیشنهادی، اختلافات اساسی دارند و هرکدام برای اداره کشور به دیگری اعتماد نمی کند.

شرایط آزار دهنده عراق چیزی است که به ناچار وقتی رخ می دهد که منفعت ملی بوسیله منافع خاص- چه مذهبی و چه قومی- پایمال می شود؛ منافع خاصی که احزاب رقیب به عنوان امری مقدس و مصون از تعرض بدان متوسل می شوند. اگر رهبران عراقی، هیچ شباهتی با رهبربودن از خود نشان ندهند، پس شاید تنها راهی که برای عراق می ماند این است که شهروندان باید برای منافع مشترک آینده کشور شروع به کار با همدیگر کنند؛ برای کشوری که بچه هایشان در آن بزرگ خواهند شد و معیشت شان به آنجا وابسته است.

سیاست مداران عراقی پیشینه تمسخر و استهزا لبنان و همه عملکردهای نادرست و معیوب این کشور را دارند. آقایان در آینه نگاه کنید- آیا آرزو دارید که انعکاس لبنان بشوید؟

* از: جمیل کا. مروئی / در: دیلی استار


 


تهران- هدف موافقت نامه اخیر میان ایالات متحده و چهار شرکت بزرگ نفتی اروپا، منزوی تر کردن ایران است. این در حالی است که ایران پیش از این نیز زیر فشار تحریم ها توان تامین سوخت هواپیماهای ایران ایر، شرکت هواپیمایی ملی جهموری اسلامی برای پرواز به بیشتر نقاط اروپا را ندارد.

مشکل تامین سوخت ایران در پی فشار جدید دولت اوباما برای فراتر رفتن از تحریم هایی است که در تلاشی گسترده شرکت های بین المللی را از داد و ستد با ایران منع می کند.

همچنین به نظر می رسد سیاست پیشین ایالات متحده، از حفظ همسویی با مردم ایران تغییر جهت داده و بیشتر، برخورد با سازمان های دولت مرکزی و برنامه هسته ای ایران را نشانه گرفته باشد. مقامات (امریکا) اکنون پذیرفته اند که فشارهای روز افزون به مردم عادی ایران آسیب می رساند ولی می گویند که مردم باید رهبرانشان را مقصر منزوی تر شدن فزاینده جمهوری اسلامی بدانند.

در پی اعلام موافقت نامهء اخیر روز ۳۰ سپتامبر (حدود بیست روز پیش) میان شرکت توتال فرانسه، استات اویل نروژ، اِنی ایتالیا، رویال دوچ شل بریتانیا و هلند در واشنگتن، این شرکت ها متعهد شدند که به سرمایه گزاری در ایران پایان دهند و از فعالیت های تازه در بخش انرژی ایران بپرهیزند. مقامات ایالات متحده اعلام کرده اند که در این صورت این شرکت ها از جریمه احتمالی به خاطر داد و ستد با ایران معاف خواهند بود.

در هفته های اخیر چندین شرکت عمده نفتی و از جمله بریتیش پترولیوم، رویال دوچ شل و کیو8- (موسسه نفتی کویت) قرارداد سوخت جت (سوخت هواپیما) با هواپیمایی «ایران ایر» را ناگهان لغو کرده اند. مقامات دولتی (امریکا) نیز امیدوارند که جنبش چند شرکت بزرگ نفتی که در پیمان سپتامبر حضور نداشتند نشان موجی باشد که به دیگر بخش های صنعت نیز سرایت کرده است.

معاون وزیر امور خارجه (امریکا) ب. جِیمز استاینبرگ هنگام اعلام این موافقت نامه گفت: «هدف این است که داد و ستد شرکت ها با ایران پایان بگیرد.» وی همچنین اعلام کرد که امیدوار است که دیگران نیز رفتار شرکت هایی که احساس مسئولیت می کنند را ببینند؛ «شرکت های دیگر باید از این رفتار پیروی کنند.»

به خاطر لغو قرارداد سوخت هوایی، تمام هواپیماهای ایران به مبدا آمستردام، لندن، استکهلم (و دیگر شهرهای اروپایی) مجبور می شوند که برای سوختگیری توقف های طولانی در فرودگاهی در آلمان و یا اتریش داشته باشند. در این دو فرودگاه نیز تامین سوخت از شرکت های توتال فرانسه و او.ام. وی اتریش برای این خط هوایی ۶۶ ساله، تنها تا پایان قرارداد- احتمالاً تا آخر ماه آینده -امکان پذیر خواهد بود. پس از آن «ایران ایر» مجبور به لغو پرواز می شود و یا شمار پروازهای این شرکت به شدت کم خواهد شد.

ماه پیش در خلال چنین توقفی در پایتخت اتریش، چندین مسافر از توقف خارج از برنامه اعلام شده شکایت داشتند. یک مرد ایرانی هنگامی که فهمید هواپیما باید بر آسفالت (باند) وین فرود آید با صدای بلند پرسید: «با دولتمان چه باید بکنیم؟» و ادامه داد: «زندانیِ اختلاف عقیده ایران و امریکا شده ایم.»

مشکل سوخت گیری «ایران ایر» از زمانی آغاز شد که ایالات متحده با فشار آوردن به جمهوری اسلامی برای توقف برنامه هسته ایش، کسانی که با ایران داد و ستدهای مالی، بیمه و یا ترابری دارند را هدف قرار داد.

پیش از این نیز در طی اقداماتی برای منزوی کردن ایران، سازمان های دولتی مظنون به تولید سلاح هسته ای ایران از جمله سپاه پاسداران یا سازمان انرژی اتمی ایران مورد هدف قرار گرفته بودند. ولی تحریم های اخیر که برای فروش فراورده های پالایشگاهی به ایران محدودیت قائل می شود و طی فشار فزاینده ای بر داد و ستدهای با ایران، آنان را وادار می کند که از ایران فاصله بگیرند، اکنون بر بخش خصوصی و شهروندان عادی تاثیر خود را نشان می دهد. برای نمونه واردات گوناگون، از خودروهای لوکس گرفته تا مواد خام، هر روز دشوارتر می شود.

هفته پیش شرکت بزرگ اکتشاف نفت ژاپن، اینپکس کورپ، با خاطر نشان ساختن این که تحریم های ایالات متحده این شرکت را برای برداشت از بانک های امریکا با دشواری روبرو خواهد ساخت اعلام کرد که از پروژه میدان نفتی آزادگان ایران کناره گیری می کند.

یکی از مقامات «ایران ایر» گفت که این شرکت هواپیمایی، دولتی و شاهرگ ارتباط ایرانیان با دنیای خارج است. سالانه نزدیک به ۵۰۰ هزار مسافر میان تهران و ۱۱ پایتخت اروپایی و همچنین دیگر شهرهای دنیا پرواز می کنند.

محمد جلیلی، مدیر بخشِ آمستردام شرکت «ایران ایر» گفت: «ما پرواز به اروپا را ادامه خواهیم داد و برای صرفه جویی در سوختی که از تهران تامین می کنیم اگر لازم شد با نیمی از ظرفیت پرواز می کنیم.» وی ادامه داد: «هرچند، زمان، پول و تعداد زیادی مسافر را از دست می دهیم.»

رئيس جمهور اوباما در مصاحبه ای با کانال فارسی زبان بی بی سی فارسی در ماه سپتامبر (ماه گذشته) گفت که او «نگران» مردم ایران است، ولی مقصر انزوای مردم، رهبرانشان هستند و مردم ایران برای انزوای فزاینده کشور خود باید رهبرانشان را سرزنش کنند.

سخنگوی وزارت امور خارجه (ایالات متحده) پی.جِی کراولی روز جمعه گفت که: «کارگردانیِ تلاش های ما به عهده دولت بود و بر مبنای مفاهیم پشتیبانی از دولت و سیاست های آن پایه ریزی شده بود» ولی خاطر نشان ساخت که «موج این ماجرا، به جاهای دیگر سرایت می کند و اثرات آن از این مسئله فراتر می رود.»

وی گفت: «دوست داریم ببینیم که ایرانیان برای سفر و برقراری ارتباط از فرصت هایی چون دیگر مردمان منطقه و مردمان سراسر جهان برخوردارند.» و افزود: «و تنها چیزی که مانع برخورداری ایران از این گونه رابطه با ایالات متحده و بقیه جهان می شود سیاست های دولت ایران است.»

تحت تحریم های مصوب کنگره در ماه ژوئیه گذشته، فروش سوخت جت تا سقف ۵ میلیون دلار در سال مجاز است.

تحریم های اتحادیه اروپا به ویژه تنها عملیات غیر نظامی ایران ایر را مجاز می شمرد و برای خطوط هوایی محدودیتی را لازم نمی داند. جلالی، مسئول بخش آمستردام ایران ایر که ایستگاه متوسط این شرکت در اروپا به شمار می آید می گوید که بسیار کمتر از سقف ۵ میلیون دلار در سال موفق به تهیه سوخت شده اند.

پس از فسخ ناگهانی قرارداد تحویل سوخت با شرکت کویتی Q8 ، «ایران ایر» به همه فروشندگان احتمالی دیگر برای تامین سوخت مراجعه کرد ولی بی نتیجه ماند. جلالی در مصاحبه هفته پیش خود می گوید: «هیچ یک از شرکت های نفتی نمی گویند که چرا قراردادهای خود را زیر پا نهاده اند. ما با کشورهای اروپایی موافقت نامه فعالیت به امضا رسانده ایم و شایسته دریافت سوخت هستیم.»

نمایندگان شرکت های عمده نفتی می گویند که قرارداد فروش سوخت هوایی به ایران داد و ستد خوبی است ولی با وجود تحریم های ایالات متحده به خطر کردن نمی ارزد. یک نماینده شرکت نفتی عمده که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود گفت که تمام شرکت های بزرگ نفتی، بر سر مسله ایران روزانه با وزرات امور خارجه ایالات متحده در تماس اند. وی افزود: «مطمئن باشید که دولت اوباما از مشکل ایران ایر به خوبی آگاه است.»

شرکت نفت اتریشی او.ام.وی که هنوز در وین به هواپیماهای ایران ایر سوخت دهی می کند، گفت که در قراردادش بند مربوط به مقررات تحریم های سازمان ملل و اروپا قید شده است. نماینده سخنگوی این شرکت اعلام کرد که «شرکت فعلاً به تعهدات خود احترام می گذارد (و به آن پایبند است).» نماینده شرکت توتال فرانسه که به شرکت ایران ایر در شهر کلن آلمان سوخت می رساند گفت که هم اکنون نمی توانند به این پرسش پاسخ دهند. توتال یکی از شرکت هایی است که همسو با تحریم های ایالات متحده موافقت کرده است که به تمام سرمایه گزاری های خود در ایران پایان دهد.

شرکت «ایران ایر» در نظر دارد که در این باره به دیوان بین المللی در لاهه شکایت کند. جلیلی گفت: «سفر یک حق انسانی است. پیمان نامه های هوایی زیر پا نهاده شده اند و تحریم های اتحادیه اروپا، ایالات متحده و سازمان ملل متحد در برابر این حق ما محدودیت ایجاد می کنند.» وی ادامه داد: «در مقیاسی کوچک تر، این جنگی است میان ایران و ایالات متحده ولی من نمی خواهم که مسافرین ما در این میان قرار بگیرند.»

* از: توماس اردبرینک / در: واشنگتن پست


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته