
کلمه : یکی از دانشجویان محروم از تحصیل که هم اکنون در زندان به سر می برد، خطاب به سه دانشجوی دیگر که از تحصیل محروم و با احکام سنگین حبس در تبعید مواجه شده اند،نامه ای نوشته است.دانشجویان محروم از تحصیل چند سالی است که با عنوان دانشجویان ستاره دار شناخته می شوند .این دانشجوی زندانی که نامه اش را خطاب به ضیا نبوی ،شیوا نظرآهاری و مجید دری نوشته، درخواست کرده که نامش در نزد کلمه محفوظ بماند.
حکم زندان در تبعید ضیا نبوی و مجید دری به تازگی اجرا شده و حکم زندان در تبعید شیوا هنوز در مرحله تجدید نظر است.ضیا نبوی چند هفته پیش به زندان کارون اهواز و مجید دری هفته گذشته به زندان بهبهان منتقل شد.
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است :
یادت هست مجید، گفته بودیم اگر احمدینژاد رئیسجمهور بشود به یک هفته نمیرسد که روانه اوین میشویم. میدانستیم، پیش بینیاش را کرده بودیم. شیوا و ضیاء به دو روز نرسیده، روانه سلولهای ۲۰۹ شدند و تو کمی بعدتر پیوستی به جمع ستارهدارهای زندانی. اما باور کن رفیق، هیچکدام در بدبینانهترین حالت هم پیشبینی نمیکردیم که ضیا ۱۵ سال حبس بگیرد و تو ۱۱ سال و بقیه هم ماهها در زندان بمانند و حکم زندان و تبعید بگیرند. اما شما ماندید و حالا رفتهاید به تبعید. به زندان اهواز.
دیروز که رادیو داشت وضعیت هوا را اعلام میکرد، گفت که اهواز همچنان گرمترین شهر ایران است با دمای ۳۹ درجه، نفسم گرفت توی تاکسی. عرق کردم. گرمم شد. یادم افتاد به شما و روزگارتان در زندانی که وضعیتش را اسفبار میخوانید. به دوستی میگفتم وقتی ضیا از بدی شرایط زندان گلایه میکند، باید بدانیم که شرایط زندان بسیار هولناکتر از آنی است که ما تصور میکنیم. یادم است در زندان اوین که بود، وقتی از او در مورد شرایط بند ۳۵۰ و سختیهایش میپرسیدیم، میخندید و میگفت: “ای بابا !شما شلوغش میکنید، اینجا خیلی هم خوبه، کتابخانه دارد و کتاب میخوانیم”… اما حالا همان آدم دارد میگوید که ” فقط میخواهد زنده بماند”
قلبم میگیرد، مجید.. دیوانه میشوم وقتی به مادرت فکر میکنم و مادر ضیاء که حتی از این ملاقاتهای هفتگی هم محروم شدهاند و یادم میافتد به تمام روزهای مشترک راهروهای ۲۰۹، بازجویی و اتهامهای دروغین. چقدر ضیاء را کتک زدند تا بپذیرد ارتباط نداشتهاش را با سازمانی که خودشان مجاهدین خلق می خوانندشان و کسانی دیگر منافقین. چقدر برایمان آسمان و ریسمان به هم بافتند که باور کنیم وابسته بودهایم. زیر بار نرفتیم. وابسته نبودیم. ما میدانستیم که هیچ کس برایمان تعیین تکلیف نکرده است چه برسد به سازمانی با نام مجاهدین و یا منافقین که هیچ کدام اعتقادی به آن نداشتیم.
روزهای ملاقات را یادت هست، مجید، وقتی در همان فاصله کوتاه همدیگر را میدیدیم، با چه مهری به هم نگاه میکردیم. انگار دنیا را به ما داده بودند وقتی بعد از یک هفته چشممان به صورت دوستانی می افتاد که چهرههایشان پر از خاطرات اعتراض مشترک بود.
میدان ونک، پارک دانشجو، صدا و سیما، وزارت علوم، دانشگاه تهران… صدای ضیا میپیچد در گوشم. صدای تو، صدای مهدیه، صدای شیوا، وقتی برای مردم از علت حضورمان در خیابان میگفتیم. وقتی فریاد میزدیم که ” ما همان دانشجویان ستارهداری هستیم که رئیسجمهور میگوید وجود نداریم” وقتی داد میزدیم” ما زندهایم، ما داریم نفس میکشیم، اما وجود ما را انکار میکنند”. … انکار کردند، مجید.. هنوز هم دارند انکارمان میکنند، ستاره دارها را یکی یکی میفرستند به تبعید به دورترین نقطه ایران، تا همه یادشان برود وجود آنها را.
اما خیالی نیست رفیق !تمام روزهای فریاد و اعتراض، خیالی نیست. ما، من و تو ، میدانیم که کراهت دیکتاتوری را عیان کردهایم. با اعتراضمان، با اسارتمان و حالا با تبعیدمان.
روزهای تبعید، روزهای گرم اهواز، سخت میگذرد .. میدانم… اما مگر هدف ما جز این بود که دروغگویی احمدینژاد را عیان کنیم… نگاه کن، حالا دیگر همه، حدیث ستارههای ما را شنیدهاند. همه میدانند که شما زندانیان مستقیم شخص احمدی نژاد هستید، چرا که یک روز در خیابانهای این شهر، با ستارههایتان ایستادید و دروغهایش را برملا کردید. نگاه کن… حالا حدیث ستارهدارها، شده است داستان شجاعت و مقاومت و افتخار… دیگر همه میدانند ستارهدارها، چه کردند و تا کجا برای اثبات حرفهایشان ایستادند که سنگینترین احکام قضایی برای همین ستارهها صادر شد و سختترین شرایط بر آنها تحمیل شد.
خرسند باش که صدای تو ، ضیاء، شیوا، مهدیه و دیگران، آنقدر بلند بوده که خواب دیکتاتور را بر هم زند.
زنده باد شما… زنده باد پایداری شما ستاره های تبعیدی
میگویند جنگهای آینده در خاورمیانه بر سر آب خواهد بود نه نفت! در شرایطی که بیش از ۷۰ درصد سطح کره زمین را آب تشکیل میدهد اما تنها دو درصد آبهای جهان شیرین هستند، درحال حاضر، ۹ کشور ۶۰ درصد کل منابع آب شیرین را به خود اختصاص میدهند؛ کانادا، چین، کلمبیا، پرو، برزیل، روسیه، ایالات متحده آمریکا، اندونزی و هند.
در مقابل حدود ۸۰ کشور با کمبود آب مواجهند که برخی از آنها تقریبا به هیچ منبع آب شیرین قابل توجهی دسترسی ندارند؛ کویت، بحرین، مالت، امارات متحده عربی، سنگاپور، اردن و لیبی.
با توجه به افزایش روزافزون جمعیت، توسعه صنایع و افزایش آلودگی منابع آب شیرین، دسترسی به آب کافی و مناسب در برخی از کشورها به یک بحران جدی تبدیل شده است.بهطور میانگین در سطح جهانی آب شرب و بهداشت ۱۰ درصد مصارف را تشکیل میدهند و فعالیتهای صنعتی، تفریحی و تجاری و سایر حدود ۲۰ درصد و کشاورزی به تنهایی ۷۰ درصد منابع آب را مصرف میکند.
در برخی از کشورها به ویژه کشورهای آفریقایی در مناطق صحرایی و ساحل آفریقا ۹۰ درصد منابع آب صرف کشاورزی میشود. تقریبا ۱۰۰ کشور جهان در حال حاضر با گسترش بیابانها مواجه هستند. درواقع بر اساس مطالعات سازمان ملل ۹۰۰ میلیون انسان در حال حاضر در نقاطی ساکن هستند که با خطر تغییر آب و هوا و گسترش بیابان روبهرو هستند.
محرومیت ۴/۱ میلیارد انسان از دسترسی به آب سالم
در حال حاضر ۴/۱ میلیارد انسان از دسترسی به آب سالم محرومند و در عین حال نیمی از جمعیت جهان از فقدان تاسیسات بهداشتی (فاضلاب) در رنج هستند. در عین حال توسعه تاسیسات جدید با توجه به روند رو به رشد جمعیت پاسخگو نیست.
در برخی کشورها به ویژه کشورهای کمتر توسعهیافته تامین آب بر دوش زنان خانواده است. هنگامی که در منزل، آب مهیا نیست، سختی تهیه آن به گونهای عمده به دوش زنان است. در مناطق روستایی آسیا، در ۳۰ درصد از خانوادهها زنان مسوول مهیا کردن آب هستند در حالی که این رقم برای مردان ۱۳ درصد است. برای مثال در مناطق روستایی هندوستان زنان معمولا تهیهکنندگان آب برای ۴۸ درصد از خانوادهها هستند در حالی که این درصد برای مردان فقط شش است.
در کنار آن توسعه توجهات و احترام به ارزش آب و محیط زیست از اهمیت نهادینهتری برخوردار است. برای دهههای زیادی بشر غیرمسوولانه از محیط زیست بهره برده و بیش از نیاز، منابع را مورد استفاده قرار داده است و در راستای تخریب و کاهش کیفیت منابع آب گام برداشته است. کاهش و کمبود تولیدات کشاورزی از عواقب سوء بحران آب است.
سرانه مصرف آب در ایران ۴۰ لیتر بیشتر از دنیاست
بر این اساس رئیس سازمان حفاظت محیطزیست گفت: در ۹ استان و ۳۴ شهر کشور با کمبود جدی آب مواجه هستیم. محمدجواد محمدیزاده معاون احمدی نژاد در دومین سمینار ملی جایگاه آبهای بازیافتی و پساب در مدیریت منابع آب در هتل پردیسان مشهد افزود: لازم است در زمینه مدیریت آب و بازگردانی پساب به چرخه مصرف، چارهاندیشیهای لازم صورت گیرد.
وی اضافه کرد: آلودگیهای منابع آب در اثر فعالیت معدنی و صنعتی که مسائلی نوظهور هستند، افزایش یافته در حالی که کشور ما در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار گرفته و از نظر آب در مضیقه است. وی ادامه داد: یکسوم منابع تجدیدناپذیر آب را به صورت پساب از دست میدهیم که نشان میدهد چه سرمایهای از دست میرود.
محمدیزاده با اشاره به سالانه ۴۱۰ میلیارد مترمکعب آب حاصل از نزولات و باران در کشور گفت: ۲۸۰ میلیارد مترمکعب از این آب به علت تبخیر و تعریق از دست میرود، ۹۲ میلیارد مترمکعب به جریانهای سطحی و حدود ۳۸ میلیارد مترمکعب به تغذیه طبیعی آبهای زیرزمینی اختصاص دارد. وی افزود: کل ذخیره آبی کشور حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب است که حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب آن ذخیره آب مطمئن محسوب میشود.
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به ۹۴ میلیارد مترمکعب حجم کل آب مصرفی در کشور ادامه داد: بخش کشاورزی با ۹۱ درصد مصرف آب، بیشترین سهم استفاده از منابع آبی را به خود اختصاص داده است. وی گفت: در دنیا در ازای مصرف هر یک مترمکعب آب، دو کیلوگرم محصول کشاورزی تولید میشود در حالی که در ایران محصول تولیدی در ازای مصرف هر مترمکعب آب تنها ۹۰۰ گرم است.
وی اظهار کرد: با ادامه این روند در سال ۱۴۰۰ همچنان کشاورزی به صورت یک معضل محسوب میشود. محمدیزاده با اشاره به اینکه سرانه مصرف آب در ایران ۱۹۱ لیتر است، افزود: سرانه مصرف آب در دنیا ۱۵۰ لیتر است و این یعنی هر ایرانی حدود ۴۰ لیتر بیشتر از سرانه جهانی آب مصرف میکند.
ضرورت مدیریت مصرف آب
معاون احمدی نژاد همچنین با اشاره به حدود ۲۹ میلیارد مترمکعب پساب برگشتی گفت: حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از آب مصرفی در بخش صنعت به صورت پساب برگشت داده میشود و حجم آلایندگی بسیار بالایی دارد. وی درخصوص حجم پساب و پیشبینی آن برای سال ۱۴۰۰ عنوان کرد: حجم پساب تولیدی در کشور در سال ۱۴۰۰ برابر با ۴۰ میلیارد مترمکعب تخمین زده میشود.
وی ادامه داد: پیشبینی میشود در سال ۱۴۰۰ حداقل ۹۰ میلیون نفر جمعیت در کشور وجود داشته باشد که ۷۵ میلیون نفر از آنها در شهر و بقیه در روستاها اقامت خواهند داشت. به گزارش ایسنا، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست ادامه داد: هفت شهر میلیونی فعلی در سال ۱۴۰۰ به ۱۹ شهر افزایش پیدا خواهند کرد و میزان فاضلاب تولیدی شهرها و روستاها بالغ بر پنج میلیارد مترمکعب میشود.
وی گفت: با توجه به این آمار ضروری است که بهرهوری در حوزه پساب را افزایش بدهیم و افزایش ارزش افزوده را برای هر واحد آب در دستور کار قرار دهیم؛ همچنین در اجرای طرحهای ذخیرهسازی همزمانی و هماهنگی داشته باشیم. وی اضافه کرد: باید سطوح کشاورزی اصلاح، تجهیز و یکپارچهسازی شود، همچنین مدیریت مصرف آب کشاورزی باید در اولویت قرار گیرد. محمدیزاده با تاکید بر لزوم اولویتبخشی به روشهای اعمال مدیریت آب و تعیین الگوی درست مصرف اظهار داشت: لازم است در حوزههای مرزی و مشترک آب، مهار و کنترل لازم صورت گیرد.
منبع: روزنامه فرهیختگان
با مخالفت دانشجویان، سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی به جای احمدی نژاد در همایش جشنواره ملی قرآن منتفی شد.
به گزارش فارس، بعد از آنکه اعلام شد مشایی به جای احمدی نژاد در مراسم اختتامیه بیستوپنجمین همایش جشنواره ملی قرآن سخنرانی خواهد کرد، دانشجوایان تهدید کردند که به هنگام سخنرانی رئیس دفتر احمدی نژاد، محل سالن را ترک خواهند کرد.
این گزارش حاکی است، مراسم اختتامیه بیستوپنجمین همایش جشنواره ملی قرآن دانشگاه علوم پزشکی ایران که ۲ روز پیش با پیام آیتالله جوادی آملی و سخنرانی مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت آغاز شده بود، در حالی روز جمعه در سالن همایش رازی برگزار شد که پیش از این مسئولان نهاد ریاست جمهوری به دانشجویان گفته بودند احمدی نژاد سخنران این همایش خواهد بود، اما روز گذشته سخنران این همایش از احمدینژاد به مشایی تغییر یافت.
برهمین اساس، دانشجویان نخبه قرانی طی پیامی به مسئولان نهاد ریاست جمهوری اعلام کردند که در صورت حضور مشایی در این مراسم و به هنگام سخنرانی او، سالن را به نشانه اعتراض ترک خواهند کرد.
اما صبح امروز و بعد از تهدید دانشجویان به ترک سالن به هنگام سخنرانی، مسئولان وزارت بهداشت و نهاد ریاست جمهوری به دانشجویان گفتند که به جایی مشایی، بقایی در این همایش سخنرانی خواهند کرد.
یکی از دانشجویان مسئول در این باره به فارس گفت: ما خطاب به مسئولان نهاد گفتیم اگر آقای احمدینژاد نمیتواند در این همایش حضور به هم رساند بهتر است آقای بهبهانی وزیر راه را جهت سخنرانی به این همایش بفرستند چرا که ایشان برای سخنرانی در خصوص قرآن بسیار مناسبتر از آقای مشایی است! وی همچنین نسبت به سخنرانی احتمالی بقایی نیز ابراز تاسف کرد و گفت: آیا بعد از آقای مشایی تنها آقای بقایی میتوانست در مورد قرآن سخنرانی کند؟
مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و رئیس مجالس سوم و ششم، در نامهای به نمایندگان مجلس، نسبت به احتمال تصویب طرح موسوم به “نظارت بر نمایندگان مجلس” هشدار داد و تصویب این طرح را معادل ذبح مجلس و نابودی همیشگی این نهاد در نظام جمهوری اسلامی دانست.
کروبی در این نامه با اشاره به تصویب موضوع بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات خبرگان رهبری توسط شورای نگهبان در اولین سال پس از درگذشت امام خمینی (ره) که به کم اثر شدن این مجلس و رد صلاحیت بسیاری از روحانیون در انتخابات خبرگان منجر شد، طرح فعلی را نیز به آن طرح تشبیه کرد و نوشت: محتوای طرح حاضر نشان می دهد که نویسندگان آن نه به دنبال نظارت بر نمایندگان که در حقیقت به دنبال تحدید نمایندگان بوده اند و طبع آقایان با نظارت استصوابی و سلیقه ای شورای نگهبان سیر نشده که اکنون در اندیشه طرحی دیگر افتاده اند تا اگر یک نماینده در گذر از هفت خوان رستم و راه یافتن به مجلس، همچنان سخنی ناپسند اصحاب قدرت گفت بتوان به طرفه العینی و به گوشه قلمی او را توبیخ، تحدید و یا از مجلس اخراج کرد
وی همچنین به مخالفت صریح آیتالله صافی گلپایگانی با این طرح اشاره کرد و انتقاد این مرجع تقلید را بازگو کرد که گفته بود: “اینگونه طرحها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت میشود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است.”
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان نامه خود، با بیان اینکه “قدرت ها گذراست و حکومت ها از پی هم می آیند و می روند” از نمایندگان مجلس هشتم خواست که از تاریخ درس بگیرند و نگذارند ذبح مجلس، در دوره ای صورت بگیرد که آنها عنوان نماینده ملت را بر خود دارند. وی همچنین نوشت: “من در مقام یک برادر دینی، همکار قدیمی و پاسدار مشروطیت از شما می خواهم که اگر عده ای کمر به نابودی مجلس بسته اند شما ننگ تصویب این طرح که تیر خلاص بر نهاد قانونگذاری است را برای خود نخرید و بگذارید آنها خودشان در نهادی خارج از مجلس چنین برنامه ای را عملیاتی کنند.”
متن کامل این نامه، به نقل از سایت سحام نیوز، در ادامه میآید:
بسمه تعالی
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام
ضمن عرض خسته نباشید امید دارم که در این روزهای حساس و خطیر در پیگیری امور نمایندگی خود پیروز و موفق باشید. در روزهای گذشته متن طرحی به دست من رسید که نظارت مجلس بر مجلس عنوان آن بود اما به واقع پایه های جمهوریت نظام و مشروطیت حکومت را نشانه گرفته بود؛ و از اینرو وظیفه خود دیدم به عنوان یک پاسدار مشروطیت و در مقام فردی که چهار دوره در کسوت نمایندگی و همچنین سه دوره در هیت رئیسه خدمتگزار کوچک ملت بوده ام، شما را از عواقب و نتایج تصویب احتمالی چنین طرحی آگاه کنم؛ مقدمتا چند نکته را به عنوان ضرورت با شما در میان می گذارم و پس از آن اشاره خواهم کرد که چرا بیم آن دارم که با تصویب چنین طرحی، مجلس به عنوان یادگار عصر مشروطه و انقلاب اسلامی به نهادی فرمایشی و بی اثر تبدیل شود.
اول. به واقع بزرگترین نقطه قوت هر نظام مردمسالار در وجود و استقلال نهاد قانونگذاری است و اینچنین بود که پدران مشروطه خواه ما در مشروطه کردن حکومت استبدادی پیش از هرچیز بر تاسیس نهاد پارلمان همت گماردند و مشروطیت در ایران با تاسیس خانه ملت کلید خورد. هفت دهه پس از انقلاب مشروطه نیز قانون اساسی ما آنقدر به جایگاه مجلس اهمیت و اعتبار میبخشید که بر طبق اصولی از آن «مجلس وظیفه تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد» (اصل۷۶) و مطابق نظر قانونگذار اساساً تشکیل دولت بدون حضور مجلس امکان پذیر نیست (اصل۸۸) و مجلس حق سوال و استیضاح از دولت را دارد. نسل ما هنوز فراموش نکرده است توجهی را که امام از ابتدای مبارزه خود علیه استبداد پهلوی بر نهاد مجلس و پارلمان داشت آنچنانکه وقتی در آن دوره نهاد پارلمان در اثر ردصلاحیت ها و تقلب های گسترده به نهادی تحت امر حاکمان مبدل شد امام راحل مرگ جمهوریت و مشروطیت را هشدار داد و به هنگام تصویب لایحه کاپیتولاسیون با یک قیام و قعود نمایندگانی که به واقع نماینده ملت نبودند، فریاد برآورد که حق بود اگر «بیرق سیاه بالاى بازارها و خانهها بزنند و چادر سیاه بالا ببرند». امام راحل آنقدر بر جایگاه و موقعیت مجلس توجه داشتند که پس از انقلاب نیز تصمیم گیری در خصوص ماجراهای مهم و تاثیرگذار را به مجلس واگذار کردند و حتی در بازنگری قانون اساسی علاوه بر اینجانب و رئیس وقت مجلس، انتخاب ۵ نفر از اعضا شورای بازنگری را به مجلس واگذارنمودند البته جمله مشهور و همیشگی امام هیچگاه از یاد ملت ایران نمیرود که فرمودند «مجلس در راس همه امور است»؛ و این سخن نه یک تعارف سیاسی که برآمده از یک اعتقاد قلبی بود.
دوم. اگر نبود سابقه چهار دوره خدمتگزاری ام در مجلس و احساس دینی که به این رکن رکین در نظام جمهوری اسلامی می کنم، شاید این نوشته را خطاب به شما قلمی نمی کردم. به واسطه چهار دوره خدمتگزاری مردم در نهاد مجلس همواره خود را پشتیبان نهاد مجلس دانسته ام و در هیچ موقعیتی نیز به حکم مصلحت چشم بر تضعیف جایگاه این نهاد نبسته ام و اکنون نیز اگر با شما سخن می گویم صرفا به واسطه خطری است که در کمین می بینم و نگرانی ای که از تضعیف این نهاد دارم.
سوم. نظارت بر مجلس در یک نظام دموکراتیک و اسلامی نه تنها امری پسندیده که امری لازم و از اوجب واجبات است. این نظارت اما نباید به ابزاری در دست مخالفان دموکراسی و اراده مردم و اصحاب قدرت تبدیل شود که در این صورت از معنا تهی و به ضد خود تبدیل خواهد شد. تحدید و تضعیف جایگاه مجلس به نام نظارت و حفاظت از مصلحت عمومی البته امری بی سابقه در این مملکت نیست. مخالفان اراده ملت در هر برهه و زمانه ای سعی در تحدید و تضعیف جایگاه مجلس و نمایندگان ملت داشته اند و آنچنانکه در تاریخ معاصرمان نیز دیده ایم گاه به کمک توپ و سرباز روسی و گاه به مدد ردصلاحیت های گسترده و تقلب در انتخابات تلاش شده اند تا نهاد پارلمان را به نهادی حکومت ساخته و فرمایشی تبدیل کنند. بر اساس همین تجربه بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و در هنگام تدوین و تصحیح قانون اساسی بسیار تامل شد تا راهی برای جلوگیری از تبدیل مجلس به نهادی فرمایشی و حکومت ساخته تعبیه شود و نهاد شورای نگهبان به عنوان نهادی ناظر درنظر گرفته شد تا همچون گذشته که نفوذ دربار و حکومت سدی در برابر انتخابات سالم به حساب می آمد این بار در نظام جمهوری اسلامی، نهاد مجلس از دست اندازی حاکمان در امان بماند. با این حال شورای نگهبان خصوصا پس از رحلت امام آنچنان بر دایره نظارتی خود بر انتخابات مجلس افزود که عملا به نهادی مخل مشروطیت و سدی در برابر اراده مردم تبدیل شد. آنچنانکه امروز عملا یک نماینده مردم پیش از انتخاب توسط جمهور مردم باید توسط اعضای شورای نگهبان منتخب اعلام شود و ابتدا از صافی سلایق اعضای شورای نگهبان بگذرد تا در مرحله بعد در معرض انتخاب رای مردم قرار بگیرد. بدین ترتیب آنچه باید با هدف نظارت بر مجلس در جهت تحقق حقوق ملت و جلوگیری از دست اندازی ارباب قدرت انجام می شد عملا و در گذر زمان به ضد خود تبدیل شد.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
این توضیحات و مقدمات را با شما در میان گذاشتم تا تاکیدی کرده باشم بر جایگاه و ضرورتی که نهاد مجلس و پارلمان در ایران دارد و اکنون بر اساس این جایگاه و پیشینه قصد دارم تا سه عیب اساسی را که در طرح نظارت مجلس بر مجلس نهفته است با شما در میان بگذارم؛ طرحی که البته فوریت آن در مجلس یک بار با عدم همراهی نمایندگان رای نیاورد و از دستور خارج شد اما سپس در اقدامی کم سابقه با امضای ۵۱ نماینده همراه شد تا امکان طرح دوباره در صحن مجلس را بیابد؛ و البته این خود نشان دهنده آن است که چگونه برخی افراد و نهادها در پوشش این طرح، سودای تضعیف و فرمایشی کردن این نهاد یکصدساله را در سر دارند. اکنون اما سه ایراد کلی وارد بر این طرح را با شما در میان می گذارم:
اول: تحقیر نماینده. اینکه کار نماینده را به آنجا بکشیم که برای او پرونده سازی انجام شود و نهایتا این پرونده سازی به «تذکر بدون درج در پرونده، اخد تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار ، تذکر کتبی با درج در پرونده، کسر یک تا سه ماه حقوق و مزایا» (ماده ۱۶) منجر شود چگونه می تواند با حفظ شان و جایگاه مجلس تناسب داشته باشد؟ جالب آنکه در ادامه چنین مواد توهین آمیز و تحقیر کننده ای، نویسندگان طرح پیشنهاد کرده اند «در صورتی که اقدامات نماینده جرم تلقی شود موضوع برای رسیدگی و صدور حکم به قوه قضائیه منجر خواهد شد»(همان ماده) و به قوه قضائیه نیز تکلیف کرده اند که «شعبه خاصی را برای رسیدگی به موضوعات ارجاعی تشکیل» دهد. در نظر بگیرید مجلسی را که علیه نماینده خود پرونده سازی کند و پرونده او را برای تفهیم اتهام روانه نهادهای قضایی سازد. چنین اقدامی نه تنها در تاریخ مجالس ایران که در تاریخ پارلمان جهان نیز بی سابقه است و البته شرم آور. آنچنانکه در این طرح آمده است می توان برای تنبیه یک نماینده نطق او را به تعویق انداخت و عضویت او در مجامع و حتی هیات رئیسه مجلس و کمیسیونها را لغو کرد. به راستی چگونه می توان با اجرای چنین طرحی از عزت و استقلال یک نماینده نیز سخن گفت؟ تصویب قانونی در مجلس که مطابق آن یک نماینده موظف شود برنامه سفر خود را از پیش اعلام کند و بدون مجوز و اجازه حتی حق یک سفر نیز نداشته باشد و مصونیت نمایندگی او در معرض تهدید از سوی یک کمیته مشخص قرار گیرد، به معنای تبدیل خدمتگزاران ملت به نوکران قدرت خواهد بود.
دوم: تهدید نماینده در لوای نظارت. نظارت بر نمایندگان ضروری است و به واقع آیین نامه داخلی مجلس، هیئت رئیسه و کمیسیون اصل نود هر یک به نوعی این نیاز نظارتی را تامین می کنند؛ و البته می توان با اضافه کردن موادی به آیین نامه داخلی مجلس، تحقق این نظارت را مطابق نیاز و فهم زمان اجرایی تر نیز ساخت. اما محتوای طرح حاضر نشان می دهد که نویسندگان آن نه به دنبال نظارت بر نمایندگان که در حقیقت به دنبال تحدید نمایندگان بوده اند و طبع آقایان با نظارت استصوابی و سلیقه ای شورای نگهبان سیر نشده که اکنون در اندیشه طرحی دیگر افتاده اند تا اگر یک نماینده در گذر از هفت خوان رستم و راه یافتن به مجلس، همچنان سخنی ناپسند اصحاب قدرت گفت بتوان به طرفه العینی و به گوشه قلمی او را توبیخ، تحدید و یا از مجلس اخراج کرد؛ که البته در صورت تصویب چنین طرحی دیگر فاتحه مجلس هم در نظام جمهوری اسلامی خوانده خواهد شد. جالب آن است که در بندی از این طرح آمده است «رسیدگی قضایی و صدور رای برائت نماینده مانع از اجرای تصمیمات متخذه توسط مجلس یا کمیسیون در خصوص تخلفات ارتکابی نخواهد بود».(ماده ۲۰) بدین ترتیب نیک مشخص است که هدف نویسندگان طرح از نظارت بر نماینده، نه جلوگیری از تخلفات احتمالی، که گشودن راهی برای تهدید و توبیخ و اخراج نماینده بوده است، آن هم بر اساس سلایق خاص و تصمیم های گرفته شده در محافلی مشخص.
سوم: وظیفه نمایندگی. با مکانیسم های تنبیهی و محدود کننده ای که در این طرح نهفته است یک نماینده در پیگیری و دفاع از حقوق ملت همیشه در فشار خواهد بود و کمیته ای در مجلس شمشیر خود را بر سر او نگاه خواهد داشت. در صورت تصویب این طرح بیم آن دارم نمایندگانی همچون مرحوم مدرس که در رژیم پهلوی در مجلس تحمل می شدند با توبیخ ، احضار و اخراج دیگر تحمل نشوند و راه بر آخرین امکان حضور نمایندگان ملت در مجلس بسته شود. سلب مصونیت و آزادی از یک نماینده، یعنی نابودی مجلس و همان گونه که حضرت آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی فرمودند «اینگونه طرحها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت میشود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است». سخن گفتن از ابطال اعتبارنامه نماینده (ماده ۲۱) و ملزم کردن دستگاه های اجرایی به در اختیار گذاردن مدارک درخواستی علیه یک نماینده (ماده ۳۱) و بسیاری مواد دیگر این قانون در مواجهه کامل با آزادی عمل یک نماینده قرار دارد و حکایت از آن می کند که اراده ای خاص به دنبال فتح مجلس به عنوان آخرین خاکریز در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
پس از رحلت امام، جریانی خاص با پروژه ای مشابه با آنچه امروز برای تضعیف جایگاه مجلس درنظر گرفته است، نهاد مجلس خبرگان را نیز به نهادی کم اثر و غیر مستقل تبدیل کردند. آنچنانکه یک سال از مرگ امام، خبرگان رهبری در جلسه ای که البته در شرایطی خاص برگزار شد، وظیفه تایید صلاحیت خود را از خود سلب کردند و به شورای نگهبان واگذار کردند. در آن جلسه خبرگان، برخی تحفظ به خرج دادند و سکوت کردند و برخی نیز غایب شدند و تنها یک نفر، مرحوم آیت الله عبایی خراسانی، زبان به اعتراض گشود. اما به هر حال در آن جلسه وظیفه تایید صلاحیت نمایندگان خبرگان به شورای نگهبان واگذار شد و نتیجه آن واگذاری نیز این شد که امروز مجلس خبرگان رهبری به نهادی کم اثر تبدیل و انتخابات آن هر دوره با ردصلاحیت بسیاری روحانیون انقلابی و مبارز همراه شده است.
قدرت ها گذراست و حکومت ها از پی هم می آیند و می روند. این درسی است که تاریخ به ما آموخته است. شما اما نگذارید که در این میان ذبح مجلس، در دوره ای صورت بگیرد که شما عنوان نماینده ملت را بر خود داشته اید. من در مقام یک برادر دینی، همکار قدیمی و پاسدار مشروطیت از شما می خواهم که اگر عده ای کمر به نابودی مجلس بسته اند شما ننگ تصویب این طرح که تیر خلاص بر نهاد قانونگذاری است را برای خود نخرید و بگذارید آنها خودشان در نهادی خارج از مجلس چنین برنامه ای را عملیاتی کنند.
والسلام
مهدی کروبی
۱/ ۰۸/ ۱۳۸۹
رئیس اورژانس کشور از کمبود ۶ هزار پرسنل در این مجموعه خبر داد. رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی کشور در حاشیه سفر وزیر بهداشت به مازندران در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه اورژانس پیش بیمارستانی با کمبود نیرو مواجه است، گفت: حدود ۱۰ هزار پرسنل در حال حاضر در این بخش درمانی کشور فعالیت میکنند.
به گزارش مهر، وی ادامه داد: معاونت نیروی انسانی ریاستجمهوری با استخدام ۴ هزار و ۴۰۰ نفر موافقت کرده ولی تاکنون هیچگونه مجوزی صادر نشده است.
معصومی به نوسازی ناوگان آمبولانس پیش بیمارستانی در کشور اشاره کرد و یادآور شد: طی سالهای اخیر ۳ هزار و ۳۰۰ دستگاه آمبولانس به ناوگان اورژانس ۱۱۵ کشور اضافه شده است. رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی کشور با بیان اینکه ۷۰۰ دستگاه آمبولانس نیز تا پایان سال و در بین اورژانس پیش بیمارستانیهای کشور توزیع میشود، خاطرنشان کرد: ۳۰۰ دستگاه آمبولانس از این تعداد برای مناطق صعبالعبور اختصاص خواهد یافت.
به گفته وی طی دو سال گذشته برای همه بیمارستانهای کشور آمبولانس تیپ A خریداری شده و در اختیار آنان قرار گرفته است.
وی با اعلام اینکه این نوع آمبولانسها در اختیار شبکههای بهداشت و درمان شبانهروزی نیز قرار گرفته است، تصریح کرد: هزار دستگاه آمبولانس تیپ A نیز خریداری و در اختیار شبکههای بهداشت و درمان شبانهروزی قرار خواهد گرفت.
رییس فراکسیون روحانیون مجلس هشتم بر این باور است که احمدینژاد با حمایت اصولگرایان توانست خود را در راس دولت ببیند و اینکه عدهای از دولتیها او را منتخب اصولگرایی نمیدانند، نمیتواند در دایره انصاف جایی داشته باشد.
به گزارش ایلنا، حجتالاسلام محمدتقی رهبر نماینده اصفهان، در رابطه با اینکه عدهای احمدینژاد را منتخب اصولگرایان نمیدانند، اظهار داشت: احمدینژاد در سال ۸۴ رسما به عنوان کاندیدای اصولگرایان وارد کارزار انتخابات نهمین دوره ریاستجمهوری شد.
وی خاطرنشان کرد: در روزهای پیش از انتخابات دهم هم چهرههای اصولگرا و حتی نمایندههای ولیفقیه و ائمهجمعه در شهرهای مختلف به حمایت از احمدینژاد پرداختند. مردم با توجه به این حمایتها و شعارهای او که همه ریشه در اصولگرایی داشت، بار دیگر به او رای دادند تا بتواند با عمل به بایدها و نبایدهای اصولگرایی، انتظارات اصولگرایان را برآورده کند.
وی گفت: استکباریستیزی، مبارزه با فقر و توجه ویژه نشان دادن به عدالت، ریشه در اصولگرایی دارد و به همین دلیل است که نمیتوان ادعا کرد که رییسجمهور منتخب اصولگرایان نیست.
این نماینده مجلس در ادامه سخنانش به اختلافات بهوجود آمده در بین اصولگرایان و دولت اشاره کرد و ادامه داد: اینکه دولت اصولگرا و چهرههایی که منتسب به اصولگرایی هستند تا به این حد اختلاف نظر داشته باشند، میتواند شرایط نامطلوبی را برای دولت و در نتیجه کشور رقم بزند.
محمدتقی رهبر اظهارداشت: آنهایی که نمیتوانند پیشرفت جمهوری اسلامی را بربتابند، در کمین نشسته و منتظر هستند که ایران با بحثهای اینچنینی، وارد اختلافات داخلی شده و نتواند به اهدافش برسد. به همین دلیل بر همه واجب است که با همدلی بیشتر فقط به این فکر باشند که برنامهها به خوبی اجرایی شود تا بتوانیم ایران را به عنوان الگویی مناسب در دنیا مطرح کنیم.
عصر امروز همسران آقایان دکتر محسن میردامادی و سید مصطفی تاجزاده با حضور در منزل دانشجوی ستاره دار محروم از تحصیل و تبعید شده به زندان بهبهان، با خانواده وی ابراز هم دلی و هم دردی کردند.
به گزارش کلمه، در این ملاقات که پس از اجرای حکم زندان در تبعید این دانشجوی ستاره دار دانشگاه علامه طباطبایی در شهرستان کرج صورت گرفت، مادر مجید جرم فرزندش را اعتراض به محرومیت از تحصیلش عنوان کرد و گفت اتهام وابستگی به منافقین که بارها توسط مجید و همه ما رد شده تنها بهانه ای برای دادن حکمی سنگین به اوست. وی هم چنین از نامه ای که دادستان ضمیمه پرونده دری کرده و طی آن هرگونه تصمیم گیری برای دادن تسهیلات به او را منوط به نظر خود کرده ابراز تعجب کرد و گفت اگر قرار است تصمیم را دادستان تهران بگیرد پس چرا او را به زندان شهر دیگری فرستاده اند. پدر مجید هم از دشواری سفر به شهرستان بهبهان در جنوبی ترین استان کشور برای هر بار ملاقات شکوه کرد و گفت ما منتظریم که دقیقا معلوم شود که باید برای دیدن جگرگوشه مان به کجا برویم تا برادرش مرخصی بگیرد و خواهرش از شهرستان دیگری به ما ملحق شود و بتوانیم او را ببینیم.
همسران تاجزاده و میردامادی که همسرانشان دور جدید بازداشت خود را به دنبال شکایت از دخالت نظامیان در انتخابات می گذرانند و یکی در قرنطینه و دیگری در بند ۳۵۰ از ملاقات حضوری و تماس تلفنی و دیگر امکانات حداقلی محرومند با آرزوی سلامت و استقامت برای مجید دری و خانواده اش این بلیه ها را آزمونی برای زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و فرصتی بیشتر برای امتحان ظالمان و نیز مجالی برای روشنگری و آشکار شدن چهره زیبای حقیقت دانستند.
خانواده زندانی سیاسی مجید دری با تشکر از حضور اعضای دیگر زندانیان سیاسی در منزل خود، این هم دردی و هم دلی را موجب تسکین آلام و مرهمی بر جراحت دل دردمند خود دانستند.
در حالی که تنها ۴ روز از آغاز ریختن قسط اول علی الحساب یارانه نقدی گذشته و هنوز زمان تغییر قیمتها اعلام نشده، سایت «آینده» چکیده بررسی گسترده طرح هدفمندی یارانهها توسط پژوهشکده مطالعات اقتصادی و صنعتی شریف را منتشر میکند که حاوی نکات مهم و تکان دهنده ای در باره طرح مذکور است.
به گزارش آینده، در این بررسی که حاصل آن به صورت گزارشی با عنوان «پیامدهای اصلاح نظام یارانه انرژی» تدوین شده است، با تاکید بر ضرورت اصلاح نظام یارانه ای درباره عواقب این طرح هشدار داده شده است.
در گزارش تاکید شده که سهم یارانه ها در تولید ناخالص داخلی کشور از یک ششم ظرف ده سال گذشته به یک چهارم رسیده است.
اما نکته مهم در این گزارش که در تبلیغات رسمی نادیده گرفته میشود، سهم اصلی مصرف کننده یارانه انرژی در کشور است که مصرف عمومی مردم کمترین درصد را دارد و بخش صنعت و دولت بیشترین میزان یارانه را مصرف می کنند. در این گزارش تصریح شده است بخش صنعت با مصرف ۲۷ درصد گاز طبیعی، ۳۳ درصد برق و ۳۸ درصد نفت کوره بیشترین سهم مصرف انرژی را دارد.
در کنار صنعت، نیروگاه های دولتی نیز دومین مصرف کننده انرژی هستند و ۳۲ درصد گاز طبیعی و ۳۸ درصد نفت کوره کشور را مصرف می کنند.
مصارف دولتی انرژی نیز بخش عمده ای را تشکیل میدهد و در صورت اجرای این طرح، حدود ۸ هزار میلیارد تومان هزینه جاری دستگاههای دولتی افزایش می یابد؛ در حالیکه تنها نیمی از آن در بودجه دیده شده و این به معنای کسری بودجه جاری شدید دستگاههای دولتی خواهد بود.
از سوی دیگر مصرف شدید انرژی در نیروگاههای کشور که با راندمان بسیار پایین برق تولید و با افت شدید در شبکه آن را توزیع میکنند، باعث می شود در صورت حذف یارانه های انرژی، هزینه تمام شده به بهای گرانتر از قیمت بین المللی آن برسد و این موجب رشد انفجاری قیمت برق مصرفی در کشور خواهد بود.
بر اساس این بررسی، خانواده های روستایی بیشترین آسیب را از افزایش قیمت برق خواهند دید.
وزیر نفت با تاکید بر اینکه هنوز قیمت بنزین در دولت نهایی نشده است، آخرین وضعیت تدوین اساسنامه شرکت نفت در دولت را تشریح کرد و گفت: روند صادرات بنزین ایران ادامه مییابد.
سید مسعود میرکاظمی در گفتگو با مهر درباره تعیین تکلیف قیمت بنزین در دولت، گفت: در کارگروه نمایندگان ویژه رئیس جمهور هنوز تصمیم نهایی برای تعیین قیمت بنزین اتخاذ نشده است.
این عضو کابینه دولت با یادآوری اینکه تاکنون سهمیه ۶۰ لیتری برای خودروهای شخصی برای آبان ماه امسال تعیین و اعلام شده است، تصریح کرد: به زودی تصمیمات نهایی در خصوص وضعیت بنزین اعلام خواهد شد.
به گزارش مهر، با موافقت دولت سهمیه و قیمت عرضه بنزین تمامی خودروها و موتورسیکلتهای شخصی و عمومی برای آبان ماه امسال ثابت باقی مانده است.
این در حالی است که شهریور ماه سالجاری با توجه به تعویق زمان اجرای قانون هدفمندی یارانه ها ، مقرر شده است که سهمیه بنزین خودروهای شخصی به صورت ماهانه به کارت هوشمند سوخت آنها واریز شود.
آخرین وضعیت تدوین اساسنامه شرکت نفت در دولت
رئیس ستاد تدابیر ویژه اقتصادی دولت همچنین در پاسخ به این پرسش مهر مبنی بر آخرین وضعیت ارائه اساسنامه شرکتهای ملی نفت و گاز به مجلس شورای اسلامی، توضیح داد: تاکنون بیش از ۱۲ جلسه کمیسیونهای دولت به منظور تدوین اساسنامه شرکت ملی نفت تشکیل جلسه داده است.
به گفته این عضو کارگروه نمایندگان ویژه رئیس جمهور، در این جلسات علاوه بر اساسنامه شرکت ملی نفت، اساسنامه سایر شرکتها نیز مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. وی با تاکید بر اینکه ما در انتظار ارسال نتیجه کار از کمیسیونها به هیئت دولت هستیم، بیان کرد: با نهایی شدن این بررسی در کمیسیونها و ارسال آن به هیئت دولت، آن را به مجلس شورای اسلامی ارسال می کنیم.
رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران در خصوص تدوین اساسنامه شرکت نفت توسط نمایندگان مجلس، گفت: در مجلس هم یک کمیته درباره بررسی اساسنامه شرکت ملی نفت تشکیل شده است که نمایندگان مجلس هم بررسی های خود را در این زمینه انجام می دهند.
وزیر نفت با تاکید بر اینکه درخواست وزارت نفت انجام یک کار مشترک در زمینه تدوین و بررسی اساسنامه شرکت ملی نفت با مشارکت نمایندگان مجلس است، تبیین کرد: امیدواریم با انجام این کار مشترک در مجموع به یک نتیجه مثبت دست یابیم.
در همین حال پیشتر محسن خجسته مهر معاون برنامه ریزی وزیر نفت با اشاره به انجام مراحل پایانی تدوین اساسنامه شرکت ملی نفت ایران در دولت، گفته بود: وزارت نفت تاکنون بیشتر نظرات خود را در خصوص اساسنامه اعلام کرده است.
این در حالی است که شهریور ماه امسال در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، طرح دو فوریتی تغییر در ساختار قانون نفت ارائه شد که کمیسیون انرژی مجلس به دنبال تاخیر دولت در ارائه اساسنامه شرکت ملی نفت و گاز ایران اقدام به تهیه اساسنامه کرده است.
برخی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس هم با اشاره به مراحل پایانی تدوین پیش نویس اساسنامه شرکت ملی نفت ایران در مجلس، اعلام کرده اند: به زودی این پیش نویس برای تصویب نهایی در صحن علنی مجلس مطرح خواهد شد.
صادرات بنزین ایران ادامه می یابد
میرکاظمی همچنین درباره روند صادرات بنزین ایران به کشورهای متقاضی توضیح داد: به واحدهای پتروشیمی این مجوز داده شده است که با تکمیل ظرفیت مخازن ذخیره سازی، بنزین تولیدی خود را به خارج از کشور صادر کنند.
به گزارش مهر، با اجرای طرح تولید ضربتی بنزین در ۶ مجتمع پتروشیمی از ۲۵ مرداد ماه امسال در ۶ مجتمع پتروشیمی برزویه (نوری)، جم، امیرکبیر، بندر امام خمینی، اراک و بوعلی سینا در مجموع امکان تولید ۱۵ تا ۱۷ میلیون لیتر بنزین در داخل کشور فراهم شده است.
زلزلهای به بزرگی ۳٫۱ ریشتر با عمق ۴ کیلومتری به وقت محلی ۱۵ و شش دقیقه عصر جمعه اسالم شهرستان تالش در استان گیلان را لرزاند. این زلزله در طول جغرافیایی ۴۹٫۰۴ و عرض جغرافیایی ۳۷٫۸۰ اتفاق افتاد.
به گزارش مهر، پیش از این، زلزلهای به بزرگی ۳٫۱ دهم ریشتر به عمق ۸ کیلومتر و طول و عرض جغرافیایی به ترتیب ۴۹ و ۸صدم و ۳۷ و ۹۷ صدم به وقت محلی ۱۳ و ۱۳ دقیقه و زلزلهای به بزرگی ۴٫۶دهم به عمق ۸ کیلومتر در طول و عرض جغرافیایی به ترتیب ۴۹ و پنج صدم و ۳۷ و ۹۲ صدم ریشتر به وقت محلی ۱۲ و ۳۸ دقیقه ظهر جمعه هشتپر گیلان به لرزه در آورد.
همچنین زمینلرزهای به بزرگی ۴/۴دهم و ۹ / ۴ دهم ریشتر به عمق ۴و پنج کیلومتر و با طول و عرض جغرافیایی به ترتیب ۴۹ و یک دهم و ۳۸ و ۴۹ و شش دهم و ۳۷ و ۹۱ صدم به وقت محلی ۱۲ و ۴دقیقه و ۱۱ و ۳۰ دقیقه ظهر جمعه هشتپر را لرزاند.
علاوهبر این پره سر گیلان نیز با زمین لرزهای به بزرگی ۵ / ۲ریشتر به عمق ۱۱ کیلومتر با طول و عرض جغرافیایی به ترتیب ۴۸ و ۹۶ صدم و ۳۷ و ۴۹ صدم به وقت محلی ۲۱ و ۴۷ دقیقه شامگاه پنجشنبه لرزید.
فرماندار شهرستان تالش گفت: با وقوع زمینلرزه ظهر جمعه ستاد حوادث غیرمترقبه تالش تشکیل و تمام ادارات این شهرستان به حالت آماده باش در آمدند. وی ادامه داد: تاکنون هیچگونه خسارت جانی و مالی از وقوع این زلزلهها گزارش نشده است اما پیگیریها در این زمینه ادامه دارد.
آیت الله جوادی آملی گفت: کسی که خوف عقلی از خداوند داشته باشد افسار و دهنه نفس را میکشد.
به گزارش ایسنا آیتالله جوادی آملی در درس اخلاق خود که با حضور تعدادی از طلاب و فضلای لبنان و جمعی از دانشجویان دانشگاهها و طلاب برادر و خواهر مدارس علمیه کشور برگزار شد به تشریح کلام ۲۳۶ و ۲۳۷ حضرت امیرالمومنین علیه السلام در نهجالبلاغه پرداخت و اظهار کرد: وجود مبارک حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند«من در جریان حوادث پس از هجرت پیامبر صلوات الله علیه به دنبال آن حضرت بودم و لحظه به لحظه خبر حضرت را داشتم تا خودم را به منطقه عرج رساندم».
وی ادامه داد: مرحوم سید رضی فرمود که این تعبیر (فاطا ذکره) از سخنانی است که در نهایت اختصار و فصاحت است، یعنی من به دنبال یاد و نام او بودهام.
این استاد برجسته حوزه تاکید کرد: حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود که الان که راه باز است عمل کنید و به انجام عمل صالح موفق شوید. الان فرصت باقی است و وقتی بگویید که بعدها انجام میدهید هیچ کسی از آینده خبر ندارد. از فرصت پیش آمده حداکثر استفاده را بکنید؛ طومار شما باز است و آن را بپیچید که وقتی این صحیفه برچیده شود دیگر فرصت توبه نیست.
وی با یادآوری این نکته که «وقتی انسان به مرحله نهایی رسید اصلا به او فرصت حرف زدن نمیدهند»، خاطرنشان کرد: انسان وقتی به لحظات آخر رسید زبان او در اختیار ملکات اوست، مثل انسان خوابیده که حرف میزند ولی حرفش از روی اختیارش نیست که چه بگوید و چه نگوید، بلکه از روی اعمال قبلی است.
وی افزود: امروز اگر کسی اهل مسجد نبود و دینگریز بود، به موعظه و حسنه یا جدال احسن دعوت میشود اما در اواخر عمر انسان امید برگشت وجود ندارد.
این استاد برجسته حوزه خوف از ذات اقدس الله را خوف عقلی دانست و گفت: کسی که خوف عقلی از ذات اقدس الله داشته داشت، افسار و دهنه نفس را کشید و با دهنه، جلوی معصیتها را میگیرد. این دهنه برای این است که انسان به بیراهه نرود.
جوادی آملی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: اخلاق در چهار بعد سودآور است؛ بعد اول در مورد مسائل دنیاست که جامعه با اخلاق در دنیا به بیراهه نمیرود و نه راه کسی را میبندد و این کمترین فایده اخلاق است.
این مفسر قرآن در مورد سه بعد دیگر اخلاق تاکید کرد: اخلاق یک طب است که انسان را زنده میکند و اگر انسان بیمار است او را درمان میکند. بعد دیگر اخلاق، معماری و مهندسی بدن است، یعنی فن شریف اخلاق انسان را طوری میسازد که با رخداد تلخ مرگ آسیب نبیند و معارف دینی را فراموش نکند، زیرا در قبر پیرامون خدا و پیغمبر و قرآن از انسان میپرسند و اگر کسی خود را به خوبی نساخته باشد فشار قبر به گونهای خواهد بود که همه محفوظات دینی از ذهن انسان پاک میشود.
وی با بیان اینکه « اخلاق بدنی میسازد که وقتی با مرگ رو به رو میشود، مرگ را میمیراند» تصریح کرد: در مکتب دینی، انسان مرگ را میمیراند نه مرگ انسان را. انسان مرگ را احاطه و زیر دست و پا له میکند و در این نبرد و مصاف سالم به مقصد میرسد.
وی با قرائت آیه شریفه (قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ) از سوره جمعه اظهار کرد: این آیه شریفه یعنی اینکه شما با مرگ برخورد میکنید، او میمیرد و شما میروید.
استاد برجسته حوزه ادامه داد: بسیاری از افراد تصور میکنند که وقتی میمیرند میپوسند و دیگر آخر عمر است و میگویند اکنون که در دنیا هستیم چرا از این دنیا بهره نگیریم، اما دین میگوید که انسان مرگ را میمیراند و تا ابد میماند.
جوادی آملی گفت: اینکه در برخی روایات آمده که مرگ را سر میبرند همین نکته است. ما که انسانیم ابدی هستیم و اگر کسی متخلق بود بدنی میسازد که در مصاف با مرگ توانایی داشته باشد.
وی در مورد بعد دیگر اخلاق گفت: همه ما علاقهمندیم زیبا محشور شویم و اخلاق باعث میشود که انسان در دنیای دیگر زیبا محشور شود.
وی تصریح کرد: در دنیا جمال در اختیار انسان نیست و هر کسی که در هر شهری به دنیا آمده این رنگ را تحمل میکند. رنگ نه برای کسانی که در منطقههای شمالی کشور به سر میبرند و نه آنهایی که در منطقه استوایی زندگی میکنند عامل سعادت و نقص نیست اما رنگین پوست بودن در قیامت را خودمان میسازیم.
این استاد حوزه تصریح کرد: ذات اقدس الله که انسان را خلیفه خود قرار داد، فرمود که تو خلیفه منی، در حالی که دین الهی را بدانی و به آنها عمل کنی.
وی افزود: خلق را خداوند تبارک و تعالی برعهده گرفت و همه مدار خُلقسازی را به انسان داد، نقشه و معماری و مهندسی خُلقسازی را به انسان آموخت، معلمان این کار را به انسان معرفی کرد و فرمود بخشی از معماری را بر عهده بگیر، بقیه را من کمک میکنم و من آخرین کمک کار تو هستم.
این مرجع تقلید با اشاره به فرمایشات گرانسنگ امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) در مورد حج اظهار کرد: به محضر وجود مبارک این دو امام معصوم عرض کردند که حاجیها زیادند ولی ناله و ضجه کم است. هر دو بزرگوار فرمودند که حاجی کم نیست، بلکه صحرای عرفات پرجمعیت است. وجود مبارک این دو امام پرده را از جلوی چشمان آنها برداشتند و اینها دیدند افراد زیادی در صحرای عرفات به شکل حیوان درآمدند. کسی که امام زمان علیه السلام را از خودش دور کند عاقبتش همین است.
وی تصریح کرد: خداوند خالق خلق است و انسان را خلیفه خود قرار داد و برای این خلیفه همه امکانات را فراهم کرد تا درون خود را بسازد.
وی با بیان اینکه «انسان موجودی سه طبقهای است» گفت: ما که اینجا نشستهایم، سه طبقه هستیم؛ اول بدن، دوم بدنی که داریم میسازیم و سوم روح مجرد است که سایهافکن بر بدن است.
مهرداد لاهوتی عضو کمیسیون عمران مجلس با بیان اینکه ساخت سالی ۲۰۰ هزار واحد مسکونی مهر نمیتواند نیاز مسکن کشور را حل کند، خواستار توجه دولت به بخش خصوصی و دیگر بخشهای جانبی مسکن شد.
به گزارش ایلنا، مهرداد لاهوتی نماینده مردم لنگرود با بیان اینکه مسکن مهر سالانه ۲۰۰ هزار واحد مسکونی میتواند به چرخة عرضه و تقاضای بخش مسکن تزریق کند اظهار داشت: یک سونگری وزارت مسکن به بخش مسکن مهر نمیتواند جوابگوی نیاز حجم عظیمی از متقاضیان مسکن در ایران را فراهم سازد. لذا ضرورت دارد دولت با ارائه راهکارهای مدون به بخش خصوصی بها داده و مسکن را در همة جهات توسعه دهد.
به گفته لاهوتی به تازگی وزارت مسکن ۴۵۰ هزار واحد مسکونی در قالب طرح مهر را برای سال جدید در دست اقدام دارد که مجموع واحدهای مسکن مهر به یک میلیون و پانصد واحد خواهد رسید.
نماینده مردم لنگرود در مجلس با اعلام اینکه ساخت ۱۴۰هزار واحد مسکونی تا پایان آذر ماه و واگذاری آنها به متقاضیان قطعی است، گفت: این موضوع کاملاً طبیعی بوده زیرا بعد از گذشت سه سال واگذاری این مقدار حجم قابل توجه نیست که بازتاب خاصی داشته باشد و حتی بتواند نیاز مسکن را تا حدود برطرف کند.
وی تصریح کرد: ایجاد راهکارهای مناسب برای برون رفت از معضلات بخش مسکن همچنان نادیده گرفته میشود.
نماینده مردم شوشتر و گتوند در مجلس با بیان اینکه به تاخیر انداختن اجرای قانون هدفمندی یارانهها مورد رضایت مجلس نیست و قطعا موجب نگرانی است، گفت: نگرانی نمایندگان از به تاخیر افتادن زیاد اجرای این قانون، تند شدن شیب اجرایی آن است.
به گزارش ایسنا، سیدمحمد سادات ابراهیمی ، با بیان این مطلب عنوان کرد: اقداماتی که در رابطه با هدفمندی یارانهها باید از سوی مجلس صورت میگرفت، انجام شده و در حال حاضر از سوی مجلس و در زمینه انجام مصوبات قانونی مشکلی وجود ندارد.
سادات ابراهیمی با تاکید بر اینکه دغدغه و نگرانی از این تاخیر، اجرای آن در ماههای پایانی سال، تند شدن شیب اجرایی آن و بروز مشکلات بیشتر است، اظهار داشت: البته از سوی دیگر با توجه به عظیم بودن این کار لازم است با کارشناسی، دقت و احتیاط بیشتر به آن توجه و عمل شود.
وی خاطرنشان کرد: مسئله کنترل بازار و کنترل تورم که با بخشنامه و دستورالعمل صرف رفع نمیشود و اگر چه بخشنامهها و قوانین مجلس و دولت یکی از اهرمهای کنترل تورم و مهار قیمتها میباشد، قطعا بخش دیگری در این عرصه در اختیار دولت و مجلس نیست و آن فضای عرضه و تقاضا و فضای روانی حاصل از اجرای هدفمندی کردن یارانههاست که بعدا به وجود میآید.
شهید محمد بروجردی: برخی اعتراض میکردند که چرا ناصر کاظمی رفته و مذاکره کرده. میگفتند: چرا فکر میکند ضدانقلابیون احتمالا میتوانند آدمهای خوبی باشند!
نام شهید محمد بروجردی، برای مردم ایران و به خصوص مردم کردستان، نامی آشناست. جانشین قرارگاه حمزه سیدالشهدا که مردم این دیار لقب «مسیح کردستان»را به او داده بودند، پس از شهادت بزرگمرد دیگری به نام ناصر کاظمی که فرمانده سپاه کردستان بود، در مصاحبهای از خصوصیات رفتاری و دیدگاههای این شهید گفته است.
شهید بروجردی در این مصاحبه درباره شهید کاظمی میگوید: “شهید کاظمی واقعا قبول داشت که اگر با مردم کار شود، هیچ احتیاجی به این کارها [درگیری مسلحانه] نیست. او میگفت: مردم این گروهها را قبول ندارند و اینها با اسلحه حاکمیت پیدا کردهاند.”
ناصر کاظمی، در ششم شهریور ۱۳۶۱ به شهادت رسید و اکنون که بیش از ۲۸ سال از شهادت وی میگذرد، در این مصاحبه خواندنی، گویی بار دیگر از زبان شهید بروجردی میشنویم که او و کاظمی برای جنگ و درگیری به کردستان نرفته بودند، حتی در برابر گروههای مسلح مخالف نظام هم قائل به تعامل، مذاکره و جذب آنها تا حد ممکن بودند و معتقد بودند که مشکلات کردستان را باید با روی کار آمدن مردمی از همان منطقه، حل کرد.
* * *
سردار بروجردی، ابتدا درباره آشنایی با شهید کاظمی بگویید.
آن موقع مسوول گردان در پادگان ولیعصر تهران بودم. تعدادی در پادگان سعدآباد آموزشدیده و آمده بودند برای سازماندهی و تقسیم کار. اول پروندهاش را دیدم و بعد هم خودش را.
چطور مسوولیت گرفت؟
کمکم در سازماندهی قرار گرفت. زمانی فرمانده دسته بود و بعد هم فرمانده گردان. در این مدت، ماموریتهایی به جنوب و سیستان و بلوچستان رفته بود. از خصوصیات بارز او که بعدها در کردستان کاملا محسوس شد، علاقه نیروهای رده پایین به او بود، فردی نبود که بیخود کسی را سرگرم کند یا وعده و وعید بدهد. در قبال زیردستانش شدیدا احساس مسوولیت میکرد. واقعا به حرفهای آنان گوش میداد. در عملیات از معدود افرادی بود که تا آخرین نفر نیروهایش را جمعوجور میکرد و بعد خودش میآمد عقب.
ناصر کاظمی در کردستان شناخته شد. درباره فعالیتهایش در این استان بگویید.
مدتی بعد از ما، او هم به غرب آمد. در ابتدا مسوولیتی که پذیرفت، فرمانداری بود. با اینکه سابقهکاری در این زمینه نداشت ولی با خوشهوشی و ذکاوت توانست یکی از فرمانداران نمونه شود. در آزادسازی شهر پاوه از محاصره ضدانقلاب نقش بسیار مهمی داشت. بعد هم با هدایت و بسیج مردم، فرماندهی سپاه را برعهده گرفت.
چیزهایی که از او به ذهنم میآید، در نوع خود بینظیر است. بهعنوان مثال بخش «بانیکان» به دست چند ضدانقلاب افتاده بود. مردم ناراحت به فرمانداری پاوه مراجعه کرده بودند. تحصن کردند که ارتش و سپاه بیاید و بخش ما را پس بگیرد. در آن موقع نیروهای نظامی سازماندهی خوبی نداشتند و ناهماهنگی زیاد بود. دیدیم شهید کاظمی با همان نیروهای بومی، شبانه رفت و بانیکان را از دست ضدانقلاب خارج کرد. این مساله بسیار بزرگی بود.
بعد هم نیروهای ژاندارمری در بخش مستقر شدند که این کار هم توسط مردم انجام شد. اصلا ایشان اعتقاد داشت تا زمانی که نیروی بومی کردستان را فعال نکنیم و مسوولیت به عهده نگیرند، کاری از نیروی نظامی برنمیآید. شهید کاظمی در زندهکردن مردم و احیای آنان بسیار موثر بود.
شنیدهام یک بار که ایشان مجروح شده بود، دو روز مردم کرد برای سلامتی شهید کاظمی روزه گرفته بودند. در مورد نحوه برخورد او با مردم و علاقهمندیشان به او بگویید.
یکی از بهترین عوامل پیشبرد انقلاب اسلامی در این منطقه، برخورد صحیح او با مردم بود. اخلاق اسلامی را گسترش میداد. خدا هم لطف کرده و ایشان را زنده نگه داشته بود. شهید کاظمی واقعا قبول داشت که اگر با مردم کار شود، هیچ احتیاجی به این کارها [درگیری مسلحانه] نیست.
او میگفت: مردم این گروهها را قبول ندارند و اینها با اسلحه حاکمیت پیدا کردهاند. نظرش این بود که بچههایی که میآیند اینجا کار کنند، باید به مردم بها بدهند و سعی کرده عناصر خوبشان را شناسایی کنند و روی کار بیاورند. او روی بسیج مردم اعتقاد شدیدی داشت.
درباره فرمانداری شهید کاظمی صحبتهای زیادی شده است. از خاطرات آن روزها بگویید.
خاطرات آنقدر زیاد است که نمیتوانم به ذهن بیاورم. به هر حال دو سال و اندی با هم کار میکردیم. اولینبار که آمد غرب، قرار شد برود فرماندار پاوه شود. برای خود او هم یک مقدار مشکل بود که این مسوولیت را قبول کند. میگفت: من کاری نکردهام و معلوم نیست در آنجا موفق بشوم. در ابتدا ریش خود را بهصورت پروفسوری تراشید تا ضدانقلاب چیزی نفهمد. ما خودمان هم وحشت داشتیم. میگفتیم اگر راز او کشف شود، شاید در راه او را شهید کنند. به هر حال، با همان ریشبزی حرکت کرد. در آنجا طوری عمل کرده بود که حتی بعضی از روحانیون هم فکر میکردند ایشان از افراد «دموکرات» است.
یکبار رفته بود نوسود و مذاکراتی هم با گروهکها کرده بود. مخفیکاری او خیلی خوب بود. در آنجا او خودش را رو نکرده بود. به حساب، از آن بچههای جاافتاده تهران بود که به سادگی خودش را رو نمیکرد. علمای آنجا نیز متوجه نبودند. میآمدند اعتراض میکردند که این شاید از نفوذیها باشد. فکر میکردند دموکراتی است و خلاصه ممکن است یواشیواش با ضدانقلاب همکاری کند. بعد ما میرفتیم با ایشان جلسه میگذاشتیم، میگفتیم این حرکت شما چیست؟ با گروهکها چه صحبتی کردهای و چه صحبتی میکنی؟ ما سعی میکردیم معلوم نشود که ایشان سپاهی است. بعد ایشان توضیحات جالبی راجع به کارهایش میداد. صحنه بسیار جالبی بود برای ما که خودش را رو نمیکرد و سعی میکرد با فکر باز برخورد کند.
البته در این مواقع حتی یک دروغ هم نمیگفت. منتها سعی میکرد مسائلی را مطرح کند که نه کسی بتواند از آن سوءاستفاده کند و نه بهنفع ضدانقلاب باشد. برای مذاکره به نوسود هم که رفته بود، سعی کرده بود انقلاب را معرفی کند. یعنی گفته بود جمهوری اسلامی این است و هیچ آزاری نمیخواهد به شما برساند و اگر مشکلاتی دارید بگویید. اینها هم که به او اشکال میگرفتند، مدرک نداشتند، فقط میگفتند چرا رفته و مذاکره کرده.
میگفتند چرا فکر میکند ضدانقلابیون میتوانند برگردند یا احتمالا میتوانند آدمهای خوبی باشند. ایشان هم با همان اعتقاد میگفت باید سعی کنیم ضدانقلاب را هدایت کنیم. در مواقعی موفق هم بود، کمااینکه یکی از کسانی که توبه کرد و برگشت، اولین شهید «نودشه» بود.
ازدواج هم کرده بود؟
تازه ازدواج کرده بود. با توجه به شرمی که از زحمات ایشان داشتیم، جرات نداشتیم مثلا بگوییم تو باید اینقدر زیادتر در کردستان بمانی، میگفتیم شما نیایید، ولی بعد از یک مدتی پیدایش میشد. با اینکه تازه ازدواج کرده بود فقط ۱۵ روز مرخصی خواست. ماه رمضان بود میگفت میخواهم بمانم و روی خودم کار کنم. باز نتوانست قبول کند و در همان ماه رمضان آمد منطقه. این حاکی از مسوولیتشناسی ایشان بود.
منبع: فرهیختگان
در حالیکه کارشناسان و متصدیان امر تولید اعلام کرده اند اجرای هدفمندسازی یارانه ها و در همین راستا “افزایش قیمت حامل های انرژی”، افزایش قیمت هزینه های تولید و نتیجتا کالاهای مورد نیاز جامعه را سبب خواهد شد، محمود احمدی نژاد می گوید “به گمانم با هدفمندکردن یارانهها نه تنها نباید افزایش قیمت را داشته باشیم، بلکه باید کاهش را نیز شاهد باشیم.”
وی بدون اشاره به برنامه یا طرح خاصی، اظهار عقیده کرد “ما به نحوی طراحی کردهایم که در جریان اجرای این طرح، نه تنها آسیبی وارد نمیشود، بلکه یک نوسازی صنعتی نیز در کشور با اجرای طرح ذکور ایجاد خواهد شد.”
به گزارش ایسنا، احمدی نژاد صبح روز پنج شنبه در مراسم پنجمین گردهمایی سراسری مدیران وزارت صنایع و معادن که در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار شد، هدفمند کردن یارانهها را “یک فرصت تاریخی برای اقتصاد و به خصوص بخش صنعتی” دانست و گفت “هدفمند کردن یارانهها بهترین فرصت است که مجموعه اقتصادی ما از تنبلی ۱۵٠ ساله به طور کامل رها شود. ما به نحوی طراحی کردهایم که نه تنها آسیبی وارد نمیشود، بلکه یک نوسازی صنعتی نیز در کشور با اجرای این قانون ایجاد میشود. “
احمدی نژاد مدعی شد “گمان من این است که با اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها در خیلی از تولیدات صنعتی نه تنها نباید افزایش قیمت را داشته باشیم، بلکه باید کاهش را نیز داشته باشیم و این شدنی است.”
روز گذشته (پنجشنبه) و دو روز مانده به آغاز اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها، وزیر امور اقتصادی مدعی شد “ما به اطلاع رسانی پایبندیم؛ اما کسی انتظار نداشته باشد همه جزئیات هدفمندی یارانه ها را اطلاعرسانی کنیم، چرا که به صلاح کشور نیست.”
در حالی که اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت یارانههای مستقیم تاکنون چندین بار به تعویق افتاده است؛ اما چندی پیش با تصویب افزایش قیمت حامل های انرژی و ذخیره سازی کالا و همچنین اعلام در راه بودنِ کوپن کالاهای اساسی، این طرح وارد فاز اجرایی شد.
توزیع یارانههای مستقیم از روز ۲۷ مهرماه، با پرداخت سرانه ۸۱ هزار تومان یارانه نقدی (امکان برداشت وجود ندارد) در سه استان شمال شرق کشور ( خراسان شمالی، جنوبی و رضوی) آغاز شده است.
رئیس دولت و برخی مقامات همسوی وی کماکان معتقدند “مردم به هیچ وجه نگران اجرای این طرح و افزایش قیمت ها نباشند”؛ در صورتیکه طی هفته های اخیر، افزایش قیمت تمام حامل های انرژی و کالاهای اساسی، مورد تصویب دولت قرار گرفته است .
هفته آینده محمود احمدی نژاد در مورد آغاز اجرای این طرح در کل کشور، مصاحبه ای تلویزیونی خواهد داشت.
احمد شیرزاد سال گذشته همزمان با یورش نیروهای امنیتی به مراسم دعال کمیل سبز و دستگیری ۷۱ نفر از شرکت کنندگان در این مراسم یادداشتی را در وبلاگ شخصی خود منتشر کرد. اکنون به مناسبت فرا رسیدن سالگرد کمیل ۸۸ و ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری این مراسم در پنجشنبه شب گذشته و همچنین تحت فشار بودن یاران کمیل سبز پس از گذشت یک سال از سوی نیروهای امنیتی، یادداشت شیرزاد را بازنشر می کنیم.
احمد شیرزاد*
شش و نیم بعد از ظهر پنجشنبه ۳۰ مهر ۸۸، انبوهی پلیس امنیت با هیبتی وحشت آور ریختند در کوی فراز تا “توطئه ی بزرگ” را که از طریق خواندن دعای کمیل در آپارتمان کوچکی در طبقه هفتم این مجتمع در جریان بود خنثی کنند. این بار در بین ۷۱ نفر دستگیر شده در این رویداد عجیب پسرم محمد امین، عروسم ساره (همسر مهدی که امروز ۴۰ روز از دستگیری اش می گذرد) و خواهر عروسم نیز جزو دستگیرشدگان بودند. خانم ها بعد از ۲۲ ساعت بازداشت و نگهداری در شرایطی بسیار نامطلوب، آزاد شدند ( به جز ۳ نفر) و از میان آقایان دستگیر شده نیز ۱۶ نفر به اوین منتقل شدند که محمد امین جزو آنهاست. **
به هنگام هجوم، آنچنان محله را بسته بودند و یورش آورده بودند که گویی به تسخیر قلعه الموت مشغولند و هدفشان از پای در آوردن چریک های آموزش دیده ای است که در اسلحه و مهمات غرق اند. بچه ها در آن سو از همه جا بی خبر به قرائت دعای کمیل مشغول بودند. بیش از یک صفحه از دعا باقی نمانده بود که از پشت پرده های اشک، سایه های دهشت آوری را بالای سر خود دیدند: “هیچکس از جایش تکان نخورد. به هیچ چیز دست نزنید، هیچ صدایی نباشد، موبایلها را بالا بگیرید، صحبتی نباشد. همانجا که نشسته اید منتظر بمانید تا ماموران سراغتان بیایند.” جملاتی که هرگز فراموش نخواهند شد.
مردها را یکی یکی دستبند زدند و ۵ تا ۵ تا بردند و سپس زنها را، و ماجرایی آغاز شد که احتمالاً در آینده ای نه چندان دور چالشی بی پاسخ را برای حاکمیت و به ویژه نهادهای امنیتی و قضایی درگیر موضوع رقم خواهد زد. در آن سو برخی از مدعوین که دیرتر آمده بودند قبل از رسیدن به حوالی محل، پی به وضع غیرعادی محیط برده و از همانجا برگشته بودند و سپس خبر در شهر پیچید. خانواده ها سرگشته و حیران به دنبال کسب خبر بودند، اما از کجا؟ کسی نمی دانست چه کند. دهها تماس بی حاصل با یکدیگر، اما هیچکس خبر خاصی نداشت. تلفن های همراه دستگیر شدگان نیز هیچیک جواب نمی داد. مامورین دستگیر کننده در دم همه آنها را جمع آوری کرده و با خود بردند.
کلانتری های اطراف همگی اظهار بی اطلاعی می کردند. در کشور ما اصولاً پلیس فقط خود را موظف به انجام ماموریت محوله، یعنی دستگیری می داند. احتمالاً رفع نگرانی از اطرافیان شخص دستگیر شده و اطلاع رسانی حتی در حداقل سطح ممکن، وظیفه اداره ثبت احوال است! ساعتها در اضطراب سپری شد و نهایتاً به یمن اطلاع رسانی رسانه های خبری خارجی و سایتهای اینترنتی معلوم شد، به جز تعدادی اندک، هر که آن شب در خانه میراب زاده (پدر همسر شهاب طباطبایی) بوده است را با خود برده اند. بنابر یک قاعده نانوشته اگر اصلاح طلبی به طور ناگهانی مفقود شد نه باید از کلانتری ها پرس و جو کرد و نه از بیمارستانها، بلکه باید فرض کرد که “برادران” او را با خود برده اند و ” هروقت صلاح بدانند” به خانواده اش اطلاع می دهند.
آن شب کلیه دستگیر شده ها را به ساختمانی در مرکز شهر می برند. خانم ها را که ۳۰ نفر بودند در یک اتاق چند متری جای می دهند و آقایان را در نمازخانه آن ساختمان نگه می دارند. اگر می خواستند بخوابند زمین فرش می شد از آنها، البته در آن شب خبری از خواب نبود، فقط برخی برای دقایقی از حال رفتند. از نیمه شب به نوبت آنها را صدا می زنند و مورد بازجویی قرار می دهند. سوالهایی به غایت بی ربط و پاسخ هایی از آنها بی ربط تر. در عجبم که از این سناریوی آشفته چه دستاورد اطلاعاتی عاید آقایان شده است؟ از این که پس از چند ساعت جنگ اعصاب، شرایط پرتنش، بی خوابی و وضع نامناسب محل، زن و مرد وپیر و جوان را نصف شب بازجویی کنند که: روز قدس کجا بودی؟ شغل بابات چه بوده؟ چرا شغل عوض کرده؟ فعالیت هایت قبل و بعد از انتخابات چه بوده؟ چه کسی از نزدیکانت زندانی است؟ و…
شما تصور کنید از دختران و پسران جوانی که بعضاً فاقد هر گونه تجربه سیاسی هستند، ساعاتی بعد از نیمه شب سوال کنند که “نظرت راجع به محکومیت شهاب طباطبایی چیست؟ آیا به نظر تو سنگین است؟” و در آن شرایط خاص تلاش کنند به این بندگان خدا بقبولانند که “نه خیر، حکم شهاب بسیارعادلانه است و ما کار خوبی کردیم که شما را گرفتیم تا در این نیمه شب شما را از غفلت برهانیم”!
یک زمانی فکر می کردیم سربازان گمنام وزارت رفتارهایشان حساب شده است و کیلویی برخورد نمی کنند. گویا استانداردهای احمدی نژادی تا قلب این نهاد حساس هم جلو رفته است و کارهایی می کنند که قبلاً از دیگران توقع آن می رفت. آخر چگونه می توان از یک دستگیری فله ای و بازداشت کلیه شرکت کنندگان در یک مراسم از دم، توقع داشت که اطلاعات درستی حاصل شود و آن طور که مدعی هستند توطئه ای برملا شود؟ شواهد نشان می دهد یک شازده نابغه ای همه آقایان را سرکار گذاشته و آنها را درگیر پرونده ای کرده است که سرانجام آن جز خجالت و شرمندگی چیزی نیست.
آن شب یک تیم بازجویی را فرستادند تا در اسرع وقت به قول خودشان از متهمان تحقیق کنند. آن وضع دستگیر شدگان که شرح دادم، این طرف هم شما تصور کنید خود اینها چه آدمهای بدبخت و گرفتاری هستند، که ناگزیرند از نیمه شب پنجشنبه خانه و زندگی را رها کنند و تا بعدازظهر جمعه، تمام شب تعطیلی و آخر هفته خود را تباه کنند تا به اصطلاح توطئه کشف کنند آن هم در مراسم دعای کمیل! خب، معلوم است که اینها هم در وضع روانی درستی به سر نمی برند و با کوچکترین بهانه ای به متهم تهاجم می کنند. گاه با خود فکر می کنم این چه زندگی است که اینها دارند. نه دنیا عایدشان می شود و نه آخرت! خسرالدنیا و الاخره.
بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم و ببینیم اصولاً چه محاسبه ای می توانسته پشت این قضیه باشد. یک احتمال این است که با دیدگاه های آقایان، فرض کنیم اصل این برنامه دعای کمیل توطئه دشمنان بوده و هرکس که در آن شرکت می کرد در واقع در یک توطئه شرکت کرده بود. خب، اگر چنین بوده است چرا زودتر جلویش را نگرفتند؟ به یاد داریم که اواخر ماه رمضان امسال، قرار بود یک مراسم افطاری از طرف آقایان خاتمی و کروبی در یکی از مساجد برگزار شود و دوستان گرد هم جمع شوند. طبق معمول آقایان احساس کردند آسمان به زمین می آید و زمین به آسمان می رود اگر اصلاح طلبان در قالب یک مراسم افطاری ساعتی را به ملاقات یکدیگر بگذرانند. پیغام و پسغام دادند کرور کرور که برنامه را به هم بزنید. دوستان هم افطاری را لغو کردند. چندین بار دیگر هم در طول ماههای اخیر با این تهدید که اگر جلسه بگیرید با شما برخورد می کنیم مانع تجمعات حتی سی چهل نفره اصلاح طلبان شده اند. صرف نظر از اینکه اصولاً این کار نقض حقوق قانونی شهروندان است، اما اگر در چارچوب ادبیات و تفکر این آقایان واقعاً تصور این بود که جمع شدن عده ای کمتر از صد نفر در یک آپارتمان کوچک و مراسم دعای کمیل آنها پایه های امنیت ملی را به لرزه در می آورد، بسیار خوب، می توانستند مثل دفعات دیگر پیغام دهند که باید مراسم را لغو کنید. بعید می دانم کسی ادعا کند که اطلاع نداشتند، چون اطلاع رسانی حتی در سطح سایت ها هم شده بود و آقایان با آمادگی کامل به مراسم هجوم آوردند.
فرض دیگر که در بعضی صحبت ها ادعا کرده اند این است که ” شما خبر ندارید، قرار بوده اتفاقاتی بیفتد، مسئله دعای کمیل نبوده، یک عده قصدهایی داشته اند، در بین شرکت کنندگان عواملی بوده اند که تصمیم هایی داشته اند و …” تجربه سالها زیستن در این کشور به ما نشان می دهد که برخی از برادران وقتی به شدت کم می آورند و استدلالی برای برخوردهایشان ندارند یک ژست پیچیده اطلاعاتی به خودشان می گیرند که گویی چیزهایی می دانند که نعوذبالله خدا هم نمی داند. و بعد با همین قیافه های به ظاهر عاقلانه و نگاههای عاقل اندر سفیه مدعی می شوند که “صبرکنید، خواهید دید که پشت پرده، چه توطئه هایی بوده است و چه دستهایی در کار است و…”.
معمولاً نتیجه این فرآیند آن است که عده ای مدتی در زندان می مانند، به حقوق قانونی افراد تجاوز می شود، کسانی از شغل و موقعیت خود رانده می شوند، آبروهایی می ریزد، بی گناهانی قربانی می شوند، ماهها می گذرد و بلکه سالها و هیچ خبری از آن توطئه های عجیب و غریب و ادعایی نمی شود. معمولاً هم کسانی که از این فشارها جان سالم به در برده اند دیگر حال و حوصله و انگیزه آن را ندارند که خود را به خطر اندازند و یقه آقایان را بگیرند که چه شد آن ادعاها که می کردید.
حال بیایید فرض کنیم که آقایان اخبار و اطلاعاتی داشته اند که مثلاً قرار است بعد از برنامه دعای کمیل اتفاقاتی بیفتد. هرچند برای من تصورش بسیار دشوار است که جز کمی مبادله اخبار و اطلاعات ضمن پذیرایی بعد از دعا چه اتفاقی ممکن بود بیفتد؛ اما گیرم که چنین بوده است. خب، اگر شما با اطلاعات موثق این را می دانستید، چرا از دم همه را گرفتید و بردید؟ چرا برخوردتان را به عواملی که مدعی شناسایی آنها هستید محدود نکردید؟ چرا با آن شتاب زدگی همه را مورد بازجویی هایی قرار دادید که به لحاظ استناد حقوقی و حتی اطلاعاتی دو قران ارزش ندارد؟
آیا طبق معمول قضیه از این قرار نیست که اول یک فرضیه اطلاعاتی بر مبنای تئوری توطئه در ذهن های افراد خاصی که به شدت به بیماری توهم مبتلا هستند شکل می گیرد و بعد زمین و زمان به هم دوخته می شود تا این فرضیه به اثبات برسد؟ آن طور که به نظر می رسد در این فقره آقایان به شدت به کاهدان زده اند و گاف داده اند به اندازه کوه دماوند. معلوم نیست چه کسی ناگهان اینها را به وحشت انداخته است که “وانظاما، چه نشسته اید که این اصلاح طلبها کارشان به جایی رسیده که دعای کمیل برگزار می کنند! مگر در این شهر نمی شود جای دیگری دعای کمیل خواند که عدل، این جماعت مسئه دار می خواهند دور هم جمع شوند و بدون حضور برادران دیگر دعا بخوانند؟ غلط کرده اند این پر روها…” و سپس آن ماجراها که شرح دادم.
اما در هر صورت خواهی نخواهی آقایان دستشان بند شده است و ول کن نیستند. از طرفی می گویند حال که به هر دلیل هزینه کردیم و کسانی را تا اینجا آوردیم حیف است مفت رهایشان کنیم. بگذار چند روزی مهمان ما (اصطلاح رایج آقایان) باشند تا از آنها تحقیق کنیم (یعنی اطلاعات مان را تکمیل کنیم، آن هم از راه بازجویی). علاوه بر این با خود حساب می کنند که الان اگر همه اینها را رها کنیم پررو می شوند و علیه ما دست می گیرند، بگذار کمی آب خنک بخورند تا بادشان خالی شود و وقتی رفتند بیرون برایمان کری نخوانند.”
متاسفانه در برخی از محافل اقتدارگرایان و حتی در میان برخی از مسئولان که چندان هم مایل به اعمال خشونت و ادامه دستگیری ها نیستند گهگاه استدلالی مطرح می شود به این مضمون که “اگر اینها را آزاد کنیم اقتدار نظام زیر سوال می رود، و یا ابهت دستگاه امنیتی شکسته می شود. بنابراین باید مدتی دست نگه داشت تا مخالفان به طمع نیفتند و فکر نکنند نظام اهل کوتاه آمدن است.” نتیجه این تفکر و این عملکرد سه چیز است: ظلم، ظلم و ظلم. و این همان چیزی است که بدتر از کفر بنیان یک نظام را به خطر می افکند.
ایکاش آقایان شهامت داشتند و با صداقت می گفتند: ” اشتباه کردیم، گزارش غلطی به ما رسید و تحلیل نادرستی داشتیم”. و تلاش می کردند از دستگیر شدگان دلجویی کنند. آنچه آقایان نگران شکستن اش هستند، اقتدار نظام و ابهت دستگاه مدیریت کشور نیست، بلکه مقام و موقعیت شخصی خودشان است. وگرنه نظامی که در دید مردم قادر است به تصحیح اشتباه خود بپردازد نه تنها شکستنی نیست بلکه محبوب و مورد حمایت مردم است. و بر عکس نظامی که ناچار شود از تمام آبرو و ارزش خود مایه بگذارد تا به هر قیمتی که هست اشتباه کاری ها و روشهای غلط و ناپسند برخی از کارگزاران خود را توجیه کند روز به روز خدشه دارتر خواهد شد.
اکنون و در وضعیت فعلی ظاهراً باید تعدادی از جوانها و اصلاح طلبان بازداشت شده تحت عنوان “پرونده دعای کمیل”، تحت فشار بازجویی ها قرار گیرند و خدا می داند تا کی در بازداشت بمانند تا به هر نحو که شده کسانی ثابت کنند در دعای کمیل مذکور توطئه ای در جریان بوده است. یادمان نرود از آغاز اصلاحات تاکنون، از پرونده عصرعاشورا گرفته تا کنفرانس برلین و دهها پرونده ریز و درشت دیگر هر ماه و هر سال آقایان مدعی کشف توطئه بوده اند و هنوز حتی در یک مورد نتوانسته اند چیزی را به اثبات برسانند.
این تاریخ را و این نوشته را به یاد داشته باشید. ببینیم بچه های دستگیر شده و خانواده های آنان تا کی باید چشم انتظار بمانند و سرانجام مدعیان چه دلایل محکمه پسندی خواهند داشت. چشم انتظاریم ببینیم آقایان ورای این جمله که توطئه ای در کار بوده چه توضیح قانع کننده ای برای تعرض به یک محفل خصوصی و قانونی داشته اند.
*استاد دانشگاه و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی
منبع: وبسایت شخصی احمد شیرزاد
کلمه – حسین ناصری نیا: در حالی که سازمان تامین اجتماعی تاکید میکند دولت بیش از ۱۸ هزار میلیارد تومان به این سازمان بدهکار است، امروز وزیر بهداشت ادعا کرد که ۹۰۰ میلیارد تومان از بیمهها طلبکار است که بخش عمده آن مربوط به بیمه تامین اجتماعی است.
مرضیه وحید دستجردی، میزان مطالبات وزارتخانه تحت مدیریت خود از بیمهها را ۹۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد و در حاشیه سفرش به مازندران، به خبرنگار ایرنا گفت: این میزان مطالبات مربوط به سال جاری تا یک ونیم ماه پیش است، میزان مبلغ جدید مطالبات از بیمهها باید محاسبه شود ولی مقدار کمی از این مطالبات نیز پرداخت شده است.
این ادعا در شرایطی مطرح میشود که در هفته جاری رئیس انجمن داروسازان با انتقاد از تاخیر چند ماهه دولت در پرداخت بدهی خود داروخانهها، به نسبت به بروز هرج و مرج در داروخانهها و تهدید آنها برای قبول نکردن نسخه بیماران و دریافت نقدی پول دارو از آنها هشدار داد.
مژدهیآذر همچنین با اشاره به مشکلات مالی داروخانهها، وضعیت داروخانههای تهران و شهرستانها را در ارائه خدمات دارویی مناسب ندانست و گفت: این داروخانهها در حال حاضر دارو را با وقفه به بیماران میدهند، به یک بیمار دارو می دهند و به دیگری نمیتوانند بدهند و مجبور می شوند موقت از شرکتهای دارویی خریداری کنند.
پیش از آن هم رئیس دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران از بدهی هفتاد میلیارد تومانی بیمه ها به بیمارستانهای وابسته به این دانشگاه خبر داده بود، و امامی رضوی معاون وزیر بهداشت هم این مبلغ را در خصوص کل بیمارستانها و تنها برای چهار ماه ابتدایی سال جاری، به ۴۵۰ میلیارد تومان رسانده بود.
رئیس بیمارستان روزبه هم اصلیترین مشکل حوزه بهداشت و درمان کشور را بدهی بیمه به بیمارستانها دانسته و از بدهی ۵۰۰ میلیون تومانی بیمه به بیمارستان روزبه خبر داده بود.
حسن هویدا، رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران، نیز در نامهای به محصولی وزیر رفاه، خواستار پرداخت هرچه سریعتر مطالبات معوقه بیمهها به جامعه پزشکی شده و گفته بود: آیا فکر شده است که این افراد هزینههای زندگی خود و فرزندان و بهای آب و برق و تلفن و سایر خدمات را چگونه و از چه محلی پرداخت میکنند؟
نماینده ایلام در مجلس هم ضمن طرح سؤالی از صادق محصولی، وزیر رفاه، تصریح کرده بود: پرداخت نکردن هزینههای درمانی از سوی شرکتهای بیمهگر به بیمارستانها و داروخانهها باعث شده است که دفترچههای بیمه بدون استفاده و کارکرد باشند.
قنبری همچنین گفته بود: بیمارستانها و داروخانهها نیز از پذیرش دفترچههای بیمه امتناع میکنند، به این دلیل که توان بیمارستانها محدود است و در نتیجه نمیتوانند خدمات مطلوب و حتی عادی را به بیماران ارائه دهند. سئوال من از وزیر رفاه نیز در همین رابطه است که دلیل عدم نپراختن این هزینه ها چیست.
کارشناسان معتقدند برداشتهای غیرقانونی و بیحساب و کتاب دولت از منابع تامین اجتماعی باعث بروز این مشکلات شده است. برداشتهایی که برخی از انتخاباتی بودن آنها سخن میگویند و برخی دیگر، آن را به دستور رئیس دولت برای پرداخت دیگر تعهدات فراقانونی و خاصهخرجیهای وی در وعدههای استانی و … نسبت میدهند.
اما آنچه واضح است، این است که دود همه این خاصهخرجیها و برداشتهای بیحساب و فراقانونی به چشم مردم میرود و آنچنان که فعالان حوزه دارو و درمان نیز گفتهاند، در نهایت سردرگمی متوجه مردم است و آنها هستند که به هزینههای کلان برای تامین دارو و درمان خود وادار میشوند.
دو ماه قبل، دبیر شورای عالی سازمان تامین اجتماعی از بدهی کلان ۱۸ هزار میلیارد تومانی دولت به سازمان تامین اجتماعی خبر داده و ابراز امیدواری کرده بود که با پرداخت مطالبات سازمان تامین اجتماعی مشکلات نقدینگی این سازمان مرتفع شود.
بر اساس گفتههای محمد اشرفی که در خبرگزاری مهر منتشر شده، در دوره احمدی نژاد و در فاصله سالهای ۸۵ تا ۸۹، بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی از حدود پنج هزار میلیارد تومان به هجده هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. وی در عین حال از وعده دولت برای پرداخت این بدهیها پس از هدفمند شدن یارانهها خبر میدهد.
این افزایش ۱۳ هزار میلیارد تومانی بدهیهای دولت در حالی است که منابع سازمان تامین اجتماعی متعلق به مردم است و مشخص نیست دولت با کدام مجوز قانونی از سرمایههای انباشتشده مردمی، برداشت میکند.
در میانه شهریور ماه گذشته، هیئت دولت تصویب کرد که ۱۲۰۰ میلیارد تومان از بدهیهای دولت به تامین اجتماعی، به صورت تهاتری با خرید سهام در بورس مبادله شود. معنای این مبادله برای بیمه، چیزی جز این نیست که در نهایت پولی به جیب سازمان تامین اجتماعی نمیرود و در نهایت تاثیر مثبتی بر بدهیهای این سازمان به پزشکان، داروخانهها و … نیز نخواهد داشت.
اکنون اعتراف وزیر بهداشت به اینکه طلب حوزه بهداشت و درمان از بیمهها به ۹۰۰ میلیارد تومان رسیده، در ظاهر نوعی طلبکاری از سوی دولت به نظر میرسد. اما در واقع وزیر بهداشت باید از رئیس و همکاران خود در دولت سؤال کند که دلیل برداشتهای پیاپی دولت از منابع تامین اجتماعی و افزایش ۱۳ هزار میلیاردی بدهیهای دولت به بیمهها چیست؛ که فشار آن تنها به فعالان حوزه درمان و دارو و نیز بیماران و اقشار ضعیف وارد میشود.
آیا خانم وحید دستجردی حاضر است به جای مصاحبه و اعتراض به بیمهها، به تخلفات و پاسخگو نبودن رئیس و همکاران خود اعتراض کند؟
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی *
در یکی از نشریات چشمم به تیتری خورد که در آن سخن از «شادی روح شهید مطهری» رفته بود و از آنجا که از علاقه مندان آن اندیشمند کم نظیر هستم، این تیتر توجهم را به خود جلب کرد. اما مطالعه مطلب، تعجب و تاسفم را برانگیخت. آن تیتر و مطلب به قرار زیر بود:
«آیا علی مطهری می تواند روح شهید مطهری را شاد کند؟»
«یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مطلبی که به تازکی در وبلاگ شخصیاش منتشر شده، به بررسی دلایل انتخاب علی مطهری در هیأت نظارت بر مطبوعات پرداخت. دکتر مهدی کوچکزاده، نماینده مردم تهران در مجلس، در وبلاگ خود در خصوص انتخاب علی مطهری به عضویت هیأت نظارت بر مطبوعات نوشته است: در این انتخابات، علی مطهری که به واسطه عملکردش مورد عنایت و لطف دوم خردادیهای مجلس است توانست با کسب رای آنها در مجموع ۹۰ رأی را از آن خود کند و به این مسؤولیت برگزیده شود. به نظرم همین که ایشان عملکردی داشت که مخالفین بسیاری از شعارهایش به او رأی دادهاند، جای تأمل زیادی دارد. با این حال امیدوارم در این مسؤولیت، مواضع خود را در مورد مخالفت با لیبرالیسم فرهنگی از یاد نبرد. قطعاً اگر به همین یک شعار خود عمل کند، روح استاد شهید علامه مطهری را خشنود خواهد ساخت و آزردگی ناشی از دوستی اهالی تساهل و تسامح فرهنگی و دینی با خودش را نیز جبران خواهد نمود.»(پرتو سخن، ۲۸/۷/۸۹).
اما واقعا چه چیزی روح مرحوم شهید مطهری را شاد می کند؟ از خود ایشان می پرسیم:
«من مکرر در نوشته های خودم نوشته ام : من هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند ، متأثر که نمی شوم هیچ ، از یک نظر خوشحال هم میشوم چون میدانم پیدایش اینها سبب میشود که چهره اسلام بیشتر نمایان بشود وجود افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی میکنند ، وقتی خطرناک است که حامیان دین آنقدر مرده و بی روح باشند که در مقام جواب بر نیایند یعنی عکس العمل نشان ندهند اما اگر همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجود داشته باشد که در مقابل ضربت دشمن عکس العمل نشان بدهد ، مطمئن باشید که در نهایت امر به نفع اسلام است همان طوری که در طول سی چهل سال اخیر ، کسروی پیدا شد علیه شیعه بالخصوص و احیانا علیه اسلام چیزها نوشت توده ایها آمدند در مسائل مادیگری حرفها زدند و به اساس اسلام اعتراض کردند ، افراد دیگری پیدا شدند که به نام حمایت از ملیت ایرانی علیه اسلام سخنانی گفتند اینها بدون اینکه خودشان بخواهند و قصد داشته باشند ، به طور غیر مستقیم آنقدر به اسلام خدمت کردند که خدا میداند یعنی وقتی کسروی آن کتابها را نوشت تازه دست علمای اسلام رفت روی کاغذ و مسائلی را که در طول چند قرن در اثر اینکه اعتراض و تشکیک و ایرادی نشده بود پرده هایی از ابهام روی آنها را گرفته بود و کم کم خرافات و اوهامی هم درباره آنها پیدا شده بود ، تشریح کردند اصلا مردم نمی دانستند مثلا در باب امامت چه باید بگویند ، در باب تشیع چه باید بگویند ، در باب تقیه جه باید بگویند ، در باب بداء چه باید بگویند آنوقت علما شروع کردند به آشکار ساختن حقایق از زیر پرده های اوهامی که در طول چند قرن در اثر نبودن شکاک و این دشمنان خدمتگزار به وجود آمده بود ، و یک سلسله از مسائل خیلی بهتر روشن شد توده ایها آمدند چقدر توانستند به طور غیر مستقیم بدون اینکه خودشان بخواهند به منطق فلسفی و منطق اجتماعی اسلام خدمت بکنند یعنی اینها سبب شدند که دستهای علمای اسلام از آستین بیرون آمد و چه آثار نفیسی در این زمینه منتشر شد»(پیرامون جمهوری اسلامی، ص ۱۳۴-۱۳۵).
ایشان هم چنین می فرماید:
«علما راجع به علل پیدایش و گسترش تمدن اسلامی خیلی بحث کرده اند دو علت اساسی برایش ذکر نموده اند اولین علت تشویق بیحدی است که اسلام به تفکر و تعلیم و تعلم کرده است چون این دیگر در متن قرآن است علت دومی که برای پیدایش و گسترش تمدن اسلام ذکر کرده اند که چطور شد اسلام توانست از ملتهای مختلف نامتجانس که قبلا از یکدیگر کمال تنفر را داشتند چنین وحدتی به وجود آورد ؟ ، احترامی است که اسلام به عقائد ملتها گذاشت به قول خودشان تسامح و تساهلی که اسلام و مسلمین راجع به عقائد ملتهای مختلف قائل بودند»(همان،ص۱۲۷).
و باز می فرماید:
«یکی از صفحات بسیار درخشان تاریخ اسلام که متأسفانه مذاهب دیگر در اینجا صفحات تاریخشان سیاه و تاریک است ، همین مسئله آزادی عقیده ای بود که مسلمین پس از آنکه حتی حکومت را در دست گرفتند به ملتها دادند و این نظیر ندارد»(همان، ص۱۲۶).
هم چنین می فرماید:
«اینست آزادی در تفکر پس اسلام که رشته تقلید را از اساس پاره کرده است و می گوید من اصول دین را بدون آنکه آزادانه آنرا درک کرده باشید نمی پذیرم ، چنین مکتبی آیا اصلا امکان دارد که مردم را مجبور بکند به اینکه بیائید اسلام را به زور بپذیرید ؟»(همان، ص۱۲۵).
ایشان درباره مشکلاتی که عدم آزادی به بار می آورد می فرماید:
« اگر به بهانه اینکه این ملت رشد ندارد … آزادی را برای همیشه از او بگیرند ، این ملت تا ابد غیر رشید باقی میماند رشدش به اینست که آزادش بگذاریم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکند صد بار هم اگر اشتباه بکند باز باید آزاد باشد»(همان، ص۱۲۲).
ایشان درباره سلب آزادی و ایجاد جامعه تک صدایی می گوید:
« هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد ، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد و به عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلو آزادی اندیشه و آزادی تفکر را میگیرد اینگونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند این همان وضعی است که ما امروز در کشورهای کمونیستی میبینیم در این کشورها ، بدلیل وحشتی که از آسیب پذیر بودن ایدئولوژی رسمی وجود دارد ، حتی رادیوها طوری ساخته میشود که مردم نتوانند صدای کشورهای دیگر را بشنوند و در نتیجه یک بعدی و قالبی ، آنچنان که زمامداران میخواهند ، بار بیایند من اعلام میکنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از باصطلاح کانالیزه کرده اندیشه ها ، خبر و اثر نخواهد بود همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند»(پیرامون انقلاب اسلامی،ص۱۱).
ایشان درباره آزادی بیان برای غیر مسلمانان و ملحدان در جامعه اسلامی می گوید:
« من به همه این دوستان غیر مسلمان اعلام میکنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که میخواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور میخواهید عقیده خودتان را ابراز کنید – به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد – ابراز کنید، هر طور که میخواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.
من در همین دانشکده ، چند سال پیش نامه ای نوشتم به شورای دانشکده و درآن تذکر دادم ، یگانه دانشکده ای که صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص بدهد به مارکسیسم همین دانشکده الهیات است ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند ، بلکه استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته باشد و به آن مومن باشد ، و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد میباید به هر قیمتی شده از چنان فردی دعوت کرد تا در این دانشکده مسائل مارکسیسم را تدریس کند بعد ما هم میائیم و حرفهایمان را میزنیم ، منطق خودمان را میگوئیم هیچ کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد نباید اینگونه فکر کرد که چون اینجا دانشکده الهیات است ، نباید در آن مارکسیسم تدریس بشود خیر مارکسیسم باید تدریس شود ، آنهم توسط استادی که معتقد به مارکسیسم است»(همان، ص۱۳-۱۴).
ایشان در رابطه با آزادی در صدر اسلام و تاثیر آن بر بقای اسلام می گوید:
«شما کی در تاریخ عالم دیده اید که در مملکتی که همه مردمش احساسات مذهبی دارند به غیر مذهبی ها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مسجد پیامبر یا در مکه بنشینند و حرف خودشان را آنطور که دلشان میخواهد بزنند ، خدا را انکار کنند ، منکر پیامبری شوند ، نماز و حج و را رد کنندو بگویند ما اینها را قبول نداریم ، اما معتقدان مذهب با نهایت احترام با آنها برخورد کنند.
در تاریخ اسلام از این نمونه های درخشان فراوان میبینیم و به دلیل همین آزادیها بود که اسلام توانست باقی بماند اگر در صدر اسلام در جواب کسی که میآمد و میگفت من خدا را قبول ندارم ، میگفتند بزنید و بکشید ، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت اسلام باین دلیل باقیمانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.»(همان، ص۱۸).
ایشان در رابطه با آزادی اندیشه و بیان در جمهوری اسلامی می گوید:
« همانطوری که رهبر و امام ما مکرر گفته اند در حکومت اسلامی احزاب آزادند ، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد ، آزاد است …احزاب و افراد در حدی که عقیده خودشان را صریحا میگویند ، و با منطق خود به جنگ منطق ما میآیند ، آنها را میپذیریم»(همان، ص۱۷).
«هر کس میباید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما ، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد اتفاقا تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری – ولو از روی سوء نیت – برخوردار بوده است این امر بضرر اسلام تمام نشده ، بلکه در نهایت بسود اسلام بوده است اگر در جامعه ما ، محیط آزاد برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید بطوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل ، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم ، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد میکند… به اعتقاد من تنها طریق درست برخورد با افکار مخالف همین است و الا اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم ، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم»(همان، ص۶۳-۶۴).
پس آنچه روح مرحوم شهید مطهری را شاد می کند آزادی بیان و اندیشه، حتی برای کفار و ملحدان است، چرا که این امر باعث رشد و شکوفایی و بقای اسلام و موفقیت جمهوری اسلامی میشود؛ و آنچه او را آزرده می سازد، جلوگیری از آزادی بیان و اندیشه و ایجاد تک صدایی است، چرا که این امر باعث نابودی اسلام و نظام می شود.
* استاد دانشگاه مفید و عضو مجمع مدرسین و محققین قم
منبع: وبلاگ نویسنده
رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهرتهران گفت: به لحاظ عدم رعایت استاندارد درپمپ بنزین ها، آلاینده های سرطان زا در شهرتهران ۲۶ برابراستانداردهای جهانی است.
به گزارش ایلنا، معصومه ابتکار درنشستی با مدیران و دبیران شورایاری محلات منطقه۵ که در راستای بررسی شاخصه های زیست محیطی این منطقه برگزار شد،گفت: با توجه به شرایط جمعیتی ، اقتصادی، آلودگی های صوتی و هوا و خطرات زیست محیطی که شهر را تهدید میکند، دستیابی به محیط زیست مطلوب و بهبود کیفیت زندگی یکی از اهداف نهایی و رویکردهای شورای شهر و شهرداری تهران است که درهمین راستا کمیته محیط زیست شورای شهر با تشکیل کار گروههای متعدد در۱۸ شاخص این مبحث را به طور جدی پیگیری میکند.
وی با تاکید برضرورت تعامل وهمکاری کلیه دستگاهها ،نهادها ومردم در حفظ محیط زیست شهر تهران گفت: آلودگیهای صوتی و هوا، مدیریت پسماند، کیفیت آب شرب، جمع آوری وتصفیه فاضلاب شهری، مدیریت منابع انرژی و.. ازجمله شاخص های مورد توجه دراین امراست.
ابتکار با اشاره برضرورت توسعه حمل ونقل عمومی شهرتهران گفت: درحال حاضر سهم حمل ونقل عمومی شهرتهران از سفرهای شهری تنها ۲۵ درصد است که با توجه به تاثیرگذاری آن درآلودگیهای صوتی و هوا توسعه مترو وخطوط اتوبوسرانی ازجمله مباحث مورد توجه در شورای شهراست.
رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهرتهران گفت: اجرای طرح کارت اعتباری سبز درمناطق شهرداری میتواند گامی درجهت ترغیب شهروندان درمسیر مشارکت درحفظ محیط زیست باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر