-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

Latest News from Kaleme for 10/22/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



عباس عبدی

بحث مفید و راهگشا درباره جامعه ایران بدون پرداختن به موضوع شکاف‌های اجتماعی موجود در آن امکان‌پذیر نخواهد بود. جامعه ایران مثل هر جامعه دیگری با برخی شکاف‌ها مواجه است، ولی شکاف‌های موجود در ایران به دلایل متعدد استعداد آن را دارند که بحران‌زا شوند، در حالی که وجود شکاف‌های اجتماعی در بسیاری از جوامع می‌تواند زمینه تحول و پیشرفت را فراهم کند.

شکاف‌های اجتماعی در ایران را در حد یک یادداشت و مقاله نمی‌توان تشریح کرد، از این رو در این یادداشت می‌کوشم که برخی نکات مقدماتی و عمده مورد نظرم را درباره این مسأله بیان کنم. نکاتی که گمان می‌کنم توجه به آنها ما را به درک بهتر موضوع شکاف‌ها در ایران رهنمون خواهد کرد.

۱ـ شکاف‌های عمودی و افقی

یکی از نکات مهمی که در تحلیل شکاف‌های اجتماعی باید در نظر گرفت، عمودی یا افقی بودن آنهاست. منظور از شکاف عمودی، شکافی است که یا باید پر شود یا در حد قابل قبولی باشد، در غیر این صورت برای ترمیم این شکاف مبارزه اجتماعی و سیاسی رخ خواهد داد. دو طرف شکاف چندان بی‌نیاز از یکدیگر نیستند. برای مثال شکاف میان دولت و مردم به گونه‌ای است که برای تخفیف یا ترمیم کامل این شکاف مبارزه خواهد شد، در عین حال که مردم و دولت از یکدیگر بی‌نیاز نیستند، و حتی اگر دولت هم مغلوب شود، باز هم دولت دیگری جایگزین آن خواهد شد. اما شکاف افقی چنین نیست، و دو طرف شکاف می‌توانند از یکدیگر جدا شده و به دو جامعه متمایز از هم تبدیل شوند. مثل شکاف‌های قومی یا مذهبی یا زبانی. اتفاقاتی که در بالکان رخ داد نشانه‌ای از فعال شدن شکاف‌های افقی است. در این موارد، ممکن است که مبارزه سیاسی و اجتماعی در ابتدا برای کاهش فاصله‌ها و شکاف‌ها باشد، ولی در صورت محقق نشدن این هدف، احتمال زیادی دارد که یکی از طرفین ساز جدایی را کوک کند. مبارزه حول این شکاف‌ها بعضاً خیلی خشونت‌آمیز و فاجعه‌بار است. اوضاع شبه جزیره هند پس از رهایی از استعمار بریتانیا، اوضاع بالکان، موارد متعدد در آفریقا، رفتار ترکیه با ارامنه و کردها، اوضاع عراق در زمان صدام، مسایل پیش آمده در برخی از جمهوری‌های روسیه و… از جمله رویدادهای خشونت‌باری بودند که برای حل شکاف‌های افقی پدید آمد.

البته برخی شکاف‌ها نیز ترکیبی هستند، مثل شکاف میان سیاهان و سفیدهای آمریکایی که ترکیبی از هر دو نوع بود. اگر شکاف‌های افقی با جداسازی‌های منطقه‌ای همراه باشد (مثل همه موارد پیش‌گفته) احتمال آنکه تجزیه رخ دهد زیاد است، ولی هنگامی که جداسازی منطقه‌ای وجود ندارد، طرفین چاره‌ای ندارند یا اینکه به شکاف تن دهند یا آن را در حد قابل قبول کم کنند، و این وضعیتی بود که برای سیاهان آمریکا بوجود آمد.

۲ـ شکاف مقطعی و زمانی

تقسیم‌بندی پیشین برحسب افقی یا عمودی بودن، بود اما شکاف‌های عمودی را می‌توان به دو بخش مقطعی و زمانی نیز تقسیم کرد. شکاف میان یک نسل از جامعه برحسب گرایش سنتی یا مدرنیسم، شکافی مقطعی است که در یک جامعه رخ می‌دهد و با گذشت زمان باید یکی به نفع دیگری تعدیل شود یا با یکدیگر به نوعی سازگاری برسند، اما شکافِ زمانی، میان نسل جوان و بزرگسال که ناشی از موقعیت و تجربه‌های متفاوت آنان است، از نوع دیگری است که ممکن است با گذشت زمان و تغییر موقعیت افراد جوان، این شکاف باقی بماند، اما در طرفین آن افراد جدیدتری قرار داشته باشند.

۳ـ ابعاد ذهنی و عینی شکاف

شکاف‌ها یک بعد عینی دارند، مثل فقیر و پولدار، سفید و سیاه، حکومت و مردم، ترک و کرد، یا مسلمان و یهودی و… اما این بعد به تنهایی برای تبدیل شدن آنها به یک شکاف کافی نیست. بلکه مردم و جامعه نیز باید از منظر ذهنی آن وضع را شکاف تلقی کنند. برای مثال در جامعه‌ای که مدارا و تساهل وجه غالب رفتار است، مذهب و اندیشه و رفتار دیگران، امری شخصی محسوب می‌شود و اصولاً برای فرد اهمیتی ندارد که طرف مقابل سیاه است یا سفید؛ یهودی است یا مسیحی؛ ترک است یا فارس یا کرد و عرب؛ اینکه چگونه لباس می‌پوشد موضوع تمایز و ترجیح یکی بر دیگری نخواهد بود. واضح است که در این وضعیت این عوامل عینی موجب شکاف نخواهند شد.

از سوی دیگر درک جامعه از عمق یک شکاف هم مهم است. برای نمونه شکاف فقیر و غنی، یکی از مهم‌ترین شکاف‌های اجتماعی است، می‌توان مقدار آن را با ضریب جینی نشان داد. و هر جامعه‌ای که ضریب جینی بالاتری داشت، شکاف طبقاتی در آن بیشتر است، اما ذهنیت مردم را نمی‌توان صرفاً برحسب این ضریب سنجید، ممکن است در یک جامعه تحمل ضریب جینی ۶/۰ هم امری عادی باشد و در جامعه دیگر، ضریب ۴/۰ هم تحمل نشود.

۴ـ همپوشانی شکاف‌ها

بدترین حالت‌ها برای یک جامعه وقتی است که شکاف‌ها دارای همپوشانی شوند. برای نمونه دو گروه از یک کشور دارای دو زبان، دو مذهب و دو قومیت جداگانه باشند (مثل چچن‌ها در روسیه یا ارامنه در ترکیه)، و شکاف‌های افقی و حتی تاریخی و زمانی هم به آنها اضافه شود. مثلاً یکی از طرفین این شکاف در موضع ضعف سیاسی و فقر اقتصادی و تبعیض و ستم تاریخی قرار داشته باشد، و طرف دیگر به لحاظ ذهنی نیز بر اهمیت زبان، مذهب و قومیت در کسب جایگاه اجتماعی و هویت‌بخشی تأکید کند. در چنین شرایطی کافیست جرقه کوچکی زده شود و این وضعیت مثل انبار بنزین عمل کند و منفجر شود.

۵ـ سیاست و عوامل تشدیدکننده شکاف‌ها

بروز و وجود شکاف‌ها، طبیعت جامعه در حال تحول امروزی است. برخی جوامع می‌کوشند که شکاف‌ها را پله‌ای برای تحولات بعدی قرار دهند و کوشش برای پر کردن آن را موتور توسعه نمایند، در برابر برخی دیگر از جوامع، تعمیق شکاف‌ها را موجب بقای خود تلقی می‌کنند. تصوری که از اساس باطل است. اینکه یک گروه اجتماعی اساس هویت‌بخشی به جامعه را ویژگی‌های زبانی، نژادی و اندیشه‌ای و رفتاری خود قرار دهد، به ناچار باید نسبت به دیگران ظلم و ستم روا دارد و ناخواسته عنصر هویت‌یابی را در طرف دیگر تقویت می‌کند و این وضع به تقابل خشونت‌آمیز دو هویت منجر خواهد شد.

یکی از عوامل موثر در تعمیق شکاف‌ها، شکاف رسانه‌ای و ارتباطی است که با پیشرفت تکنولوژیک و دسترسی آسان و ارزان به رسانه‌ها از یک سو شاهد بروز این شکاف هستیم و از سوی دیگر این شکاف به نوبه خود زمینه را برای تعمیق سایر شکاف‌ها فراهم می‌کند.

عوامل اقتصادی و خارجی، تأثیرات زیادی بر تقویت و فعال کردن آتشفشان شکاف‌های اجتماعی دارند، به میزانی که قوام و استحکام داخلی کمتر باشد، تأثیرگذاری عوامل خارجی و متغیرهای برون‌زا بر فعال کردن این آتشفشان بیشتر است.

۶ـ شکاف‌های اجتماعی و سیاسی ایران

به نظر می‌رسد که شکاف‌های مختلفی در ایران وجود دارد که برحسب شرایط می‌تواند تشدید یا تخفیف یابد. متغیرهای برون‌زا مثل کشورهای خارجی، وضعیت درآمدهای نفتی، و نیز سیاست‌های هویت‌بخشی براساس تمایزات زبانی، قومی و مذهبی و شکاف‌های طبقاتی و نیز شکاف سنت و مدرنیسم و شکاف ارتباطی و بالاخره شکاف سیاسی دولت ـ ملت از اهم این شکاف‌ها هستند. به نظر می‌رسد که جامعه ما در حال حاضر از شکاف‌های عمودی و افقی و نیز تاریخی در رنج است، سهم احتمالی عوامل اقتصادی و خارجی در تقویت و فعال کردن این شکاف‌ها نیز در حال افزایش است و اگر در مقطع مناسبی این شکاف‌ها همپوشانی پیدا کنند، خسارات ناشی از فوران آتشفشان آن قابل پیش‌بینی نیست.

بحث درباره جزییات این شکاف‌ها به گونه‌ای نیست که روزنامه شرق آمادگی درج آن را داشته باشد، لذا جزییات آن را باید به فرصت دیگری واگذار کرد، اگر این فرصت به دست دهد.

منبع: روزنامه شرق، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۹


 


فخرالسادات محتشمی پور

وقتی سال گذشته در آخرین شب جمعه مهرماه و حین قرائت دعای کمیل توسط بستگان و دوستان آزاده دربند، شهاب طباطبایی، منزل پدر همسرش از نگاه مقامات امنیتی دولت برآمده از کودتا محل ضد امنیتی فتنه خیز و دعا خوانی عزیزان حاضر در این مراسم اقدام علیه امنیت ملی تشخیص داده شد، هجوم وحشیانه به آن محل و بازداشت زن ومرد کمیلی آن شب، حیرت همه حاضرین و ناظرین بیرونی را برانگیخت.

دادستان در این حادثه از خود سلب مسئولیت کرد و هزینه گزافی که دستگاه قضا از این رویداد زشت و کریه پرداخت، ما را به این باور رساند که عبرت گرفتند و اگر عذرخواهی نکردند اما مشابه این رفتار غیرانسانی و غیر اسلامی را تکرار نخواهند کرد. اما عجبا که یک سال بعد هجوم به محل برگزاری نماز جماعت دیگر عزیزانی در پایان یک مراسم ترحیم در شهر اصفهان هم اقدام ضد امنیت تلقی شد و نمازگزارانش به همان اتهامات مسخره پیشین متهم شدند!

با بازنشر این مطلب و یادآوری گوشه ای از آن چه گذشت خواستم به یاد خودمان و آقایان کودتاگران بیاورم که به واقع ما تک تک سبزها هراسناکیم و برای حکومت برآمده از کودتا خطری بالقوه محسوب می شیم وای به آن که جمع شویم و جماعتی تشکیل دهیم. اما آئین مسلمانی ما همچنان ما را به جماعت توصیه می کند تا دست خدا را بر سر خود احساس کنیم و خدا که با ما باشد حتی اگر کوچک مغزان کور دل همه قدرت معنوی مان را ندیده بگیرند ما توانمند و پیروزیم.

* * *

شب جمعه، در دل تاریکی شب،

میزبان: صاحبان دلهای دردمند، دل های شکسته، دلهای غم بار

میهمانان: هم دلان همراهی که جمع شدند در یک واحد آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی واقع در شمال غرب تهران

مهرک به سپهر، مرد کوچک خانواده سه نفری شان که ماههاست یک غایب عزیز دارد، قول داده بود که صداها را در دعاهای دسته جمعی، خدا بهتر می شنود دعاهایی که با سوزدل خوانده می شود و اشک فرشتگان خدا را هم درمی آورد. فامیل و دوستان و بستگان یکی یکی رسیدند و هادی هم رسید. هادی هنرمند. قاری قرآن، مرغ خوش الحان اصلاحات، با آن صوت داودی دعا را آغاز کرد. اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء.

صاحبان دل های شکسته، قلب های رقیق، سائلان مضطرّ نجوای با معبود را طبق آموزه مولایشان علی (ع) به یارش کمیل، آغاز کردند.
شب جمعه و سکوت و سیاهی شب و درد و هجران و فراق و اندوه بی عدالتی. هادی چشم هایش را بست و محزون خواند: «یا نور یا قدوس یا نور یا قدوس»

سپهر مهمان ها را می شمرد. مردها را، زن ها را و چهره هایی که آشنا بودند. مادرش همان روز رفته بود خرید. همیشه خرید با مادر بود. پدر کارهای مهم تری داشت. سپهر چندبار در آن پیاده روی های مردانه که با پدرش همراه شده بود گفته بود که حوصله این کارهای مهم او را ندارد و بابا شهاب یک جورهایی او را پیچانده بود و سرش را به همان لذت های کوچک لحظات اندک با هم بودن پر کرده بود. حالا دایی ها و خاله ها یکی یکی از راه می رسند و در همان تاریکی، آرام در گوشه ای می نشینند. بعضی با خانواده آمده اند و بعضی تنها. سپهر شیرینی ها را می شمارد و میهمان ها را و دارد نقش خودش را تمرین می کند و نمی داند چرا کسی به او توجهی نمی کند.

ناگهان صدای محزون هادی در گوشش می پیچد: «الهی و ربی من لی غیرک، اسئله کشف ضری و النظر فی امری» سپهر دوست دارد کسی با او حرف بزند یا لااقل این کلمات عربی را برایش ترجمه کند. اما انگار باید معصومانه در این سکوت و آرامش غرق شود و آرام بگیرد با یک ریتم آرامبخش: «یا ربّ یا ربّ یا ربّ» حالا دیگر همه سالن پر شده از چهره های آشنا که در بدو ورود به او لبخند می زنند و برای مادر سر تکان می دهند و گوشه ای می نشینند و فی الفور بغضشان در آن فضای روحانی لابلای ناله آرام دیگر سائلین، می شکند.

حالا نوبت محمدرضاست. دانشجوی برگزیده المپیادی، بورسیه دوره دکتری آکسفوردکه نامش برای ایران افتخار آفریده است. جلایی پور، پروریده خانواده شهید، حافظ قرآن، قاری قرآن که پایه های اعتقادی قوی اش او را محکم و استوار و پویا در عرصه مشارکت نگاه داشته است.کتاب دعا را می گشاید و با تمرکز می خواند: «یا غیاث المستغیثین» و همه همراهی می کنند «یا غیاث المستغیثین» و سپهر هم دلش می خواهد تکرار کند با همان لحن شیرین کودکانه «یا غیاث المستغیثین» و اینجاست که ناگهان بخش هولناک قصه آغاز می شود:

کسی چراغ ها را روشن می کند. نور نابهنگام چشم ها را می زند. چشم های نمناک و چهره های گلگون از شدت گریستن ها در حین مناجات با معبود در رازونیاز شبانه زیر نورهای زرد و سپید درخششی عجیب دارد.

کسی می گوید خانم ها، آقایان توجه کنید. صدای زمختی است فی الفور حال دعا را از همه می گیرد و فضا امنیتی می شود با حضور لباس شخصی های ماسک زده. صحنه غریبی است. سپهر این صحنه ها را هیچ دوست ندارد به مادرش می چسبد و …..

مرور آن لحظات هولناک از دید کودک ۸ ساله شهاب الدین طباطبایی هیچ خاطره شیرینی نیست، می شود تصویر کرد. اما تصویر زیبایی نیست. هیچ صحنه زیبایی آن شب پس از حضور مردانی که مجوز ورودشان را به این محفل خصوصی به دروغ به دادستان نسبت دادند، خلق نشد. هرچه بود شوک آور بود و تهوع آور. از دستبند زدن به دست هایی که برای دستگیری رنج کشیدگان آمده بودند تا برخوردهای سخیف با جوانان مومن و معتقدی که اهل دعایند و سلاحشان بکاء است و آمده بودند تا شهادت دهند که مومن و فاسق هرگز برابر نیستند. سپهر و مادرش و مادربزرگ ها و یکی دو تن دیگر را باقی گذاشتند و بقیه را ریختند در ماشین های سبز و سفید و راهی مرکز شهر شدند.

این صحنه ها برای همیشه در محضر هم او که آنی و لحظه ای از منظرش دور نمی ماند، ثبت و ضبط شد و حالا ۱۹ تن از کمیلیون یا همان اسرای کمیل سبز میهمان اوین هستند.

نوزده تنی که می توان شهادت داد از مومن ترین و وارسته ترین و منزه ترین انسان های زمان خود هستند. مهدیه و محبوبه به جرم سبز بودن و لابد به جرم افراشته نگاه داشتن پرچم سبز اهل بیت در کوچه و محله و خانه و محل کارشان. در مشارکت و در چلچراغ. هیچ بعید نیست جرم محبوبه جلوگیری از زرد شدن چلچراغ باشد با آن مایه های مذهبی قوی که مانند عطر یاس می پیچید در لابلای صفحات مجله. و مردان جوان مشارکت طلب و حقیقت جو و مسلمان و متعهد و استوار، میثم فرزند شهید، محمد حسین و ابراهیم و اسماعیل و اشکان و عطاء و تقی و ایمان و امید و سعید و امین و محمد و بقیه، همه یاران سبز اصلاحات که خود، هم شاگردند و هم معلم و آن دیگری معلم آرام و متین و نیکواخلاق، مسلمان رزمنده میدان حق علیه باطل و پیوند دهنده دل های پریشان. چه کسی است که کیانوش راد را یا همان دکتر کربلایی را بشناسد و نقش او را در ایجاد مودت و رحمت بین گروه های عرب و عجم خوزستان انکار کند. و اینک یاری دیگر از کمیلیون راهی مدرسه یوسف شده است. مهدی اقبال، همراه همیشگی خانواده های زندانیان سیاسی و قاری دعای کمیل و الزهراء.

وای وای که چه بد روزگاری است. روزگار دربند شدن انسان های وارسته، زنان و مردان مرد در میانه فتنه و آشوبی که مصلحان را مفسد و مومنان را منافق می نمایاند. روزگاری که سکه های قلب به بهای گزاف ضرب می شوند و مغرضین قدرت طلب خزانه ها را از پشتوانه ها خالی می کنند. شاید آن روز که مولای متقیان(ع) یار وفادارش را دعایی می آموخت که در سختی ها آرامش بخشد. پیش بینی این روزها را می کرد که حکومت هایی به نام دین هتک حرمت و ناموس مسلمین کنند . بجای مجازات، پاداش بگیرند. «افمن کان مومناً کمن کان فاسقاً لایستوون».


 



 


مراسم دعای کمیل  به مناسبت  سالگرد کمیل سبز که  قرار  بود از سوی برخی از همراهان سبز امشب برگزار شود، لغو شد.

به گزارش کلمه، برگزارکنندگان با اعلام این خبر اظهار داشتند  که به دلیل حضور چند خودروی امنیتی به همراه حکم دستگیری میهمانان این مراسم لغو می شود. براساس این گزارش، برگزارکنندگان این مراسم همچنین از مردم خواستند که برای ازادی اسرای سبز دعای کمیل را در منازل برگزار کنند و از همه مدعوین خواستند که در این مراسم شرکت نکنند.

سال گذشته در آخرین شب جمعه مهرماه و دعای کمیل توسط بستگان و دوستان آزاده دربند، شهاب طباطبایی، منزل پدر همسرش ، اقای میراب زاده برگزار شده بود که مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت و همه قرائت کنندگان دعای کمیل به جرم اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شدند .


 



 


بر اثر انفجار مهمات باقی مانده از جنگ تحمیلی در تاسیسات دریایی خرمشهر یک نفر جان باخت.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مدیر شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران شعبه خرمشهر با بیان این خبر، افزود: در این حادثه کـه در سکوهای یکی از انبارهای قدیمی لوله در این شرکت روی داد، دو کارگر دیگر نیز مجروح شدند.

اصلاحی افـزود: کارخانه بتن اندود این شرکت لوله های ۱۲ متری خود را در محوطه بـاز بندر خرمشهر انبار می کند.

شرکت تاسیسات دریایی ایران شعبه خرمشهر در زمینه طراحی و ساخت سکوهای نفت وگاز دریایی و نیز بتن اندود لوله های دریایی فعالیت دارد.


 


عده‌ای از ماموران لباس شخصی، بعدازظهر روز گذشته با حمله به دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، تمامی کیس‌های کامپیوتر، اسناد و مدارک موجود در دفتر را با خود بردند.

به گزارش جرس، حمله به دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و تفتیش آن در شرایطی صورت گرفت که دو تن از کارمندان سازمان در دفتر حضور داشتند اما تا پایان کار لباس‌شخصی‌ها در اتاقی حبس شدند.

چندی پیش غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه و دادستان کل کشور اعلام کرد که پروانه فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به همراه حزب مشارکت باطل است و دادگاه خواستار انحلال آنها است.

پس از آن محمد سلامتی، دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم در مصاحبه ای با سایت خبر آنلاین به محدودیت هایی که بعد از انتخابات سال گذشته برای این سازمان به وجود آمده اشاره کرد و گفت: “جلوی برگزاری کنگره سالانه حزب توسط وزارت کشور گرفته شد که این خلاف قانون است. هیچ مستمسکی برای این امر وجود ندارد.”

پس آن و در واکنش به اظهارات سخنگوی قوه قضاییه مبنی بر اتخاذ تصمیم دادگاه نسبت به انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، این سازمان با صدور بیانیه‌ای اظهارات سخنگوی قوه قضائیه را دارای “ابهامات اساسی حقوقی و قانونی” خواند و آن را نشانگر “نفوذ و تلاش باندهای غیرقانونی و آزادی ستیزی” دانست که از اساس مخالف اصل قانونی تحزب بوده و “رویای استحاله نظام جمهوری اسلامی و ایجاد نظامی تک حزبی را می بینند”.


 


سید محمد علی ایازی *

قدرت از با جاذبه ترین انگیزه هاى انسان در تاریخ و در عین حال خطرناکترین آنها بوده است. قدرت هم مى تواند مطلوب باشد و از آن در جهت خیر، صلاح، آسایش و امنیت جامعه استفاده کرد و هم مى تواند نامطلوب و در جهت ستم و استبداد و نابودی جهان باشد و از آن در جهت شر، افساد، ناامنى و هرج ومرج استفاده کرد. به همین دلیل قدرت هم مى تواند وسیله تحقق آزادى و حکومت قانون را فراهم کند و هم مى تواند مانع آزادى و موجب برقرارى حکومت دیکتاتورى و استبداد باشد. آزادى در بستر قدرت نضج می گیرد و جایی که نا امنی باشد جایی برای آزادی نیست.

به همین دلیل قدرت از با جاذبه ترین انگیزه هاى انسان است که با کمتر خواسته درونی برابری می کند. قرآن در داستان حضرت آدم و ابلیس این پدیده فریب انگیز را شرح مى دهد و جایگاه آن را برملا مى کند. در این داستان آمده است که پروردگار به آدم اطمینان داد که در بهشت گرسنه و برهنه و تشنه و گرمازده نخواهد ماند و آسایش دائمى او تضمین خواهد شد، پس مبادا که فریب شیطان را بخورند. در این مورد در آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹ سوره طه مى فرماید: إِنَّ لَکَ أَلاَّ تَجُوعَ فِیها وَ لا تَعْرى‏». اگر در اینجا قرارگیرى نه گرسنه شوى و نه برهنه و نه تشنه شوى. اما شیطان که روحیات آدم فزون طلب را مى شناسد و می داند که تمام نیازهای این موجود آب و نان نیست و خواسته های دیگری به مراتب افزون تر از اینها دارد، دست به کار مى شود و با وسوسه هاى خود به او وعده درخت جاودانى و پادشاهى تباهى ناپذیر مى دهد. قرآن در ادامه در آیات ۱۲۰ تا ۱۲۱ همین سوره مى فرماید: «فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطانُ قالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لا یبْلى»‏، پس شیطان او را وسوسه کرد و گفت: اى آدم آیا تو را به درخت جاودانى و پادشاهى تباه ناپذیر راه بنمایم. براى انسانى همچون آدم، قدرت و پادشاهى تباهى ناپذیر مهمتر از رفع گرسنگى و تشنگى و برهنگى است، به همین جهت حاضر مى شود که روضه دارالسلام را از کف نهد، اما این ملک را در اختیار داشته باشد و دیدیم آنها از آن درخت خوردند و رسوایى ها را بر جان خریدند. «فَأَکَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یخْصِفانِ عَلَیهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ».

از سوى دیگر بر خلاف نظریه بسیارى از اهل اخلاق، طلب قدرت به نفسه مذموم نیست بلکه قدرت براى فساد کردن مذموم است. انبیا نیز طالب قدرت بوده اند، زیرا مى دانسته اند با کسب قدرت مى توان جامعه اى سالم و معنوى پدید آورد. قدرت اقتصادى هم اگر سر از دنیاطلبى درنیاورد مذموم نیست. قرآن کریم درباره حضرت یوسف در آیه ۵۵ سوره یوسف نقل مى کند که او رسماً از عزیز مصر درخواست قدرت و مسئولیت خزانه دارى و اقتصاد کشور را کرد: «قالَ اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ». و به پادشاه مصر گفت، مرا بر خزانه هاى این سرزمین بگمار که من نگهبانى دانا هستم.

آنگاه قرآن تصریح مى کند که بدین گونه یوسف را در سرزمین مصر قدرت دادیم. این تعبیر قدرت و مکنت در آیات بسیارى از آن جمله در سوره کهف آیه ۸۴ و سوره حج آیه ۴۱ و سوره اعراف آیه ۱۰ آمده است که نشان مى دهد قدرت در ذات خود امر نامطلوبى نیست و طلب و کوشش براى کسب قدرت در دین مذموم نیست و اگر کسى براى به دست گرفتن قدرتهاى سیاسى، اقتصادى و تقنینى کوشش کرد، این عمل دلیل بر جاه طلبى و دنیاگرایى او نمى تواند باشد.

اما واقعیت این است که ماهیت قدرت و توان عملکرد آن در جوامع مذهبى به گونه اى اسف انگیز ناشناخته مانده است. بسیارى از مردم اثرات تخریبى قدرت را ناچیز گرفته و ساده لوحانه براى مهار قدرت به عوامل بسیط و ساده اى متوسل مى شوند و یا در تحلیل رفتار بسیارى از شخصیتهاى دینى، سیاسى و علمى اهمیت تأثیر قدرت را نادیده مى گیرند. مردم مى بینند که فرد مذهبى در مصدر قدرت حرکاتى را انجام مى دهد، ولى هرگز تصور نمى کنند که این رفتارها هم مى تواند ناشى از قدرت طلبى و فزون خواهى و علاقه شخصى او به بقاى در مقام حکومت و دولت باشد و ربطی به دینداری او نداشته باشد. از علائم این ساده انگارى اینکه بسیارى گمان مى کنند که اگر کنترل درونى و وصف عدالت وجود داشته باشد، مشکلات و پى آمدهاى قدرت حل شده و دیگر مشکلى باقى نخواهد ماند. گاهى در اثر عدم شناخت ماهیت قدرت سخن از وجود علم و فقاهت و یا حتی مقامات عرفانی در فرد مى کنند و گمان مى کنند واجد بودن فرد به این صفات – اگر درست باشد- براى کنترل قدرت کافى است. این در حالى است که قدرت آن چنان جاذبه اى دارد که مى تواند همه وادی ها را درنوردد و زیر پوشش بگیرد و در شکل فردى ظاهر الصلاح، انسان دوست و مصلح جلوه گر شود. در علم اخلاق این مسئله مورد تأکید قرار گرفته که از مهمترین و سرکش ترین غریزه هاى انسان که به دنبال آن مفاسد بسیارى خواهد آمد قدرت است، تا آنجا که صدیقان بلند مرتبه، آخرین ابتلایى که پیدا مى کنند و آخرین چیزى که از دل آنها بیرون مى رود، حب جاه و حب ریاست است(فیض کاشانى، المجحة البیضاء، ج۶، ص ۱۰۷).

در ادبیات ایرانى و در رساله هاى اخلاقى جهان اسلام این ساده انگاری نسبت به پدیده قدرت دیده می شود و تصور می شود که مشکل قدرت را تنها با موعظه و نصیحت می توان مهار و اصلاح کرد. یکى از نمونه هاى جالب توجه، خطابه هاى اخلاقى است که مصلحان و اندیشمندان خطاب به قدرتمندان مى نگاشته اند و بدون آنکه شخص حاکم را مورد خطاب قرار دهند آنها را موعظه کرده اند. آنان گمان مى کرده اند که اگر با قدرت این چنین برخورد کنند و به طور غیر مستقیم حاکم را مورد وعظ و نصیحت قرار دهند، کارها بر وفق مراد انجام مى گیرد و حاکم از جاده غیر مستقیم ستم به راه عدالت خواهد آمد یا دست کم وظیفه خود را انجام داده اند. آنها درست مى اندیشیده اند که تربیت حاکم تربیت مردم کشور است. شکوفایى استعدادها و ارتقاى علمى و فرهنگى جامعه آنگاه حاصل خواهد شد که حاکم در زندگى شخصى و رفتار اجتماعى خود به راه صواب و تعادل دست یابد. و لذا کتابهایى همچون نصیحة الملوک غزالى، ایقاظ الامراء والعلماء کوزکنانى، آداب الملوک ثعالبى و مختارالحکم ابن فاتک، به همین انگیزه و هدف به نگارش در آمده است، اما آنها نمى دانسته اند که مهار قدرت تنها از طریق توصیه اخلاقی میسر نیست. وعظ و نصیحت اگر راهکارهاى خود را نداشته باشد، زینت الملوک خواهد شد تا تحدید الملوک و اصلاح الملوک. امروز تجربه بشر نشان داده است که باید زیر ساخت های مهار قدرت را فراهم کرد. نباید به قدرت اجازه داد که دائمی و ابدی شود. او را همواره باید در معرض افکار عمومی قرار داد تا پاسخگو باشد. به همین دلیل شرط نخست اصلاح حکومت ها و مهار قدرت، آزادی بیان و آزادی اندیشه است.

وانگهى اگر آزادى نباشد حتى این دسته از عالمان هم نمى توانند به خوبى به اصلاح حکام بپردازند. لذا تنها از اخلاقیات به امورى مى پردازند که برایشان ایجاد دردسر نکند. اگر آزادى باشد و حاکم خود را در برابر افکار عمومى و نخبگان کشور ببیند، نقدها و اعتراضها اثر خود را خواهند گذاشت.

به هر حال رابطه قدرت و آزادى، امر بسیار حساسى است. در مورد اینکه نسبت میان قدرت و آزادى تا چه اندازه در سرنوشت انسان دخیل است و قدرت تا چه مقدار مى تواند در فعل و انفعالات جامعه نقش اصلاحى و یا تخریبى ایفا کند کتابها و پژوهشهاى گسترده اى در غرب انجام گرفته است. فیلسوفان و روان شناسان قرن اخیر از مهمترین انگیزه روان آدمى سخن گفته اند. مارکس علم قوانین حرکات جامعه را ثروت و فروید سکس دانسته، اما راسل به نحو اقناع کننده اى از اهمیت قدرت سخن گفته است.

در متون دینى در اهمیت قدرت و حساسیت و خطرآفرینى آن بسیار سخن گفته شده است. امیر مؤمنان در کلامى مى فرماید: «الولایات مضامیر الرجال»(نهج البلاغه، حکمت۴۴۱). پست هاى مهم میدان مسابقه و آزمایش مردمانند. یا در تعبیرى مى فرماید: «القدرة تظهر محمودالخصال و مذمومها»(آمدى، غررالحکم، ج۱، ص ۳۰۱). قدرت به گونه اى است که تمام خصلتهاى خوب و بد انسان را ظاهر مى کند.

نکته مهم این است که در کشمکش بین قدرت و ثروت مسلماً تقدم با قدرت است و کشش آن بیشتر، زیرا صاحب قدرت صاحب ثروت هم هست ولى عکس آن صادق نیست. وانگهى موتور حرکت، قدرت است نه اقتصاد. آن کس که قدرت دارد، اقتصاد را هم مى تواند در اختیار داشته باشد. قدرت طلبان تاریخ آنانکه با انگیزه و هدفى قدرت را مى خواهند به دو راه مى روند. عده اى قدرت سیاسى را به دست مى آورند تا در مرتبه بالاتر قرار گیرند و عده اى به جمع ثروت مى پردازند تا باز هم از قدرت ثروت استفاده کنند وگرنه از نظر استفاده از نفس مال صاحب ثروت همان اندازه مى خورد که افراد عادى و شاید هم کمتر. و اگر بهتر مى پوشد براى نشان دادن قدرت است. کاخهاى سر به فلک کشیده بیش از آنکه براى آسایش باشد براى قدرت نمایى است. خدم و حشم، بیش از آنکه براى راحتى باشد براى نشان دادن قدرت و شکوه و جلال آن است. سان دیدن و نیروهای نظامی را نشان دادن برای این است که قدرت خود را به رخ مخالفان بکشند.

این چنین است که قدرت فساد مى آورد و قدرتِ مطلق، فسادِ مطلق و از آنجا که قدرت طلب، همواره در پى تحکیم قدرت خود است در صدد بر مى آید تا قدرت خود را به گونه اى توجیه کند و کهنه ترین توجیهى که مى شناسیم توسل به مذهب و تمسک به سایه الهى و اتصال به خداست.

به این جهت اگر قدرت سیاسى راهکارهاى کنترل تجربى را نداشته باشد ،که از جمله آن، بلکه مهمترین آن، آزادى و چرخش قدرت و مسئول شناخته شدن صاحب قدرت با هر عنوان و موقعیت و به ویژه عناوین دینی است، مهار قدرت به سامان نمی رسد و فساد پشت سر فساد، و ستم پشت سر ستم، از صاحبان قدرت سر می زند و کسی هم جلودارشان نخواهد بود. تنها راه برای مهار قدرت نقد قدرت و فراهم کردن فرصت برای جامعه و به ویژه مخالف برای نقد قدرت است. حاکمان و رهبران سیاسی و مذهبی آنهایی که عطف به قدرت دارند باید همواره در معرض نقد و ارزیابى و نظارت مردمى قرار گیرند، و اگر نگیرند افزون بر اینکه به سیاهکاری و ستم منجر می شود، مشروعیت به معناى مصطلح سیاسى نخواهند داشت و دچار انحطاط و تباهى خواهند شد. این تجربه بشرى است که انسانى که به قدرت متصل می شود، همواره در معرض آفت فزون خواهى و استبداد است و هیچ گاه چشم و دل او از قدرت سیر نمى شود. حب دنیا منشأ تمام خطاها و گناهان است. و چه دنیایى از قدرت بهتر که همه چیز را در اختیار دارد، غریزه اى که اشباع شدنى نیست و اگر اشباع پذیر باشد، قابل مقایسه با غریزه هاى دیگر نیست. با چنین وضعیتى که گاه شخص به هر وسیله اى براى قدرت خود و تحقق کامل آن چنگ مى اندازد و هر عملى را مشروع و ضرورى مى شمرد و مطابق با مصلحت و امنیت جلوه مى دهد و مانع آزادى مردم مى گردد، حتى آزادى مردم را بى بندوبارى و هرج و مرج توصیف مى کند، به این جهت چاره اى جز مهار قدرت و حضور رکن رکین آزادى در کنار قدرت نیست. آرى بشر براى پیشگیرى از فساد قدرت راههاى مختلفى را تجربه کرده است، اما بى گمان از مهمترین آنها آزادى بیان و تشکیل احزاب و پیدایش نهادهاى مدنى است.

* استاد حوزه علمیه قم و عضو مجمع مدرسین و محققین

منبع: نگاشته ها


 


کلمه :یک سال و نیم از بازداشت احمد زید آبادی ، روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی می‌گذرد. اما هنوز این روزنامه نگار حتی یک روز هم از حق مرخصی استفاده نکرده است. زیدآبادی که به تازگی جایزه قلم طلایی آزادی بیان را هم به خود اختصاص داده، یکی از سنگین ترین حکم های روزنامه نگاران زندانی را گرفته است؛ او به شش سال حبس، محرومیت مادام‌العمر از فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسی و همچنین ۵ سال تبعید به شهر گناباد محکوم شده است. با این همه، همسر و سه فرزند احمد زیدآبادی هر روز رویای آزادی او را در سر می پرورانند و با این امید روزهایشان را به شب می رسانند.

مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی، درباره آخرین وضعیت او گفت و گویی با خبرنگار کلمه انجام داده است که در ادامه می خوانیم:

خانم محمدی! از آخرین وضعیت احمد زیدآبادی برای ما بگویید؟

آقای زید آبادی هنوز در زندان رجایی شهر و در کنار دیگر زندانیان سیاسی از جمله عیسی سحرخیز و مسعود باستانی زندانی هستد. ملاقات هایمان هم هر هفته است. اما چون یک هفته به مردان و یک هفته به زنان اختصاص دارد، من هر دو هفته یک بار به ملاقات ایشان می روم. دو بار در روز هم، یک بار صبح و یک بار عصر، با منزل تماس تلفنی دارند. به هر حال این گونه روزهای دوری از ایشان را می گذرانیم.

آقای زید آبادی از جمله زندانیانی هستند که تاکنون از حق مرخصی استفاده نکرده اند؟ چرا؟

حقیقتا ما هم نمی دانیم چرا اجازه نمی دهند ایشان از این حق قانونی استفاده کنند. البته شرایط ایشان هم مانند بقیه زندانیان مطبوعاتی و سیاسی در زندان رجایی شهر است و آنها هم نتوانسته اند تا به حال به مرخصی بیایند، به جز آقای سلیمانی که چند روز پیش به یک مرخصی کوتاه آمد. دلیل عدم اعطای مرخصی به همسرم واقعا برای خودمان هم نامشخص است، با اینکه مرخصی یک حق قانونی برای هر زندانی است.

شما یا وکیلشان در این باره چه اقداماتی انجام داده اید؟

ما تا به حال پنج – شش بار درخواست مرخصی کرده ایم. حتی یکی از این درخواست ها را خود آقای جعفری دولت آبادی دادستان تهران شخصا از آقای زیدآبادی گرفتند. اما جالب اینکه ایشان گفتند من کاری نمی توانم انجام دهم، چون وزارت اطلاعات باید اجازه بدهد که همسرم به مرخصی بیاید و وزارت اطلاعات هم درباره آزادی ایشان موضع دارد. یعنی دادستان به همسرم گفته روی شما حساسیت زیاد است.

همسرتان موفق شد جایزه جهانی آزادی بیان را به خود اختصاص دهد. با شنیدن این خبر چه احساسی پیدا کردید؟

من دو حس کاملا متفاوت داشتم. از یک طرف واقعا خوشحال شدم و افتخار می کنم به اینکه سالها در کنار چنین آدمی زندگی کرده ام؛ کسی که همه دنیا استعداد و توانایی اش را تحسین می کند.

اما از طرفی هم نگران و مضطرب شدم از اینکه با دادن این جایزه به همسرم، مطمئنا مقامات جمهوری اسلامی نسبت به او حساس تر می شوند و حتما ایشان را باز هم از یکسری امتیازات محروم می کنند، مثل حق استفاده از مرخصی. یعنی می ترسم شرایط زندان برای همسرم سخت تر شود.

خود آقای زیدآبادی با شنیدن این خبر چه واکنشی داشتند؟ چه گفتند؟

البته این جایزه پارسال به همسرم تعلق گرفته بود و مراسمش امسال برگزار شد. اما به هرحال ایشان هم از اینکه چنین جایزه ای گرفته، خوشحال شد. آقای زیدآبادی یک روزنامه نگار توانا و با استعداد است. مملکت ما به خوبی نخبه پروری می کند، اما متاسفانه چگونگی استفاده از نخبگان را بلد نیستند. به عبارتی دانشگاه های ما نخبه به جامعه تحویل می دهد، اما همین نخبگان دانشگاه رفته را می اندازند زندان و این طور اسیر می کنند.

خانم زید آبادی، شما سه فرزند پسر دارید. می خواهم بدانم زندانی بودن همسرتان چه تاثیری بر زندگی فرزندانتان گذاشته است؟

خودتان بهتر می دانید وجود پدر در کنار فرزندان به ویژه پسران چقدر می تواند مفید باشد، خصوصا وقتی در سن بلوغ باشند. دو پسر ما در سن بلوغ هستند و دیگری هم که کوچک تر است، هرکدام به نوعی به پدرشان نیاز دارند. ولی متاسفانه فرزندان بیگناه من، یک سال و نیم است که از داشتن نعمت پدر محروم شده اند.

خود شما این روزها را چطور می گذرانید؟ در این مدت و به خاطر دوری از همسرتان هیچ وقت گریه کرده اید؟

طبیعتا بله. بارها و بارها به خاطر ظلم هایی که نسبت به همسرم، خودم و فرزندانم روا داشته می شود، گریه کرده ام. من در این یک سال و نیم شاید به اندازه ده سال پیر شده ام. به لحاظ روحی همه انسان ها به یک همدم و همراه در زندگی نیاز دارند، چه برسد به ما که بیست سال لحظه به لحظه در کنار هم بوده ایم. هیچ وقت لحظه دستگیری همسرم را فراموش نمی کنم. من از پشت “آیفون تصویری” دیدم که چطور ایشان را کشیدند و بردند. یادآوری آن لحظه، همیشه برایم سخت است. از طرفی بار زندگی سه فرزند هم بر دوشم است و این موضوع، شرایط را برایم چند برابر سخت تر کرده است. اما به هرحال توکلمان به خداست و سعی می کنیم صبر کنیم که خداوند پاداش صابرین را می دهد.

آقای زیدآبادی در این مدت که در زندان بوده اند، کمتر نامه ای نوشته یا سخنی گفته اند؟ دلیلش چیست؟

ایشان اساسا التزام عملی به قانون دارند. از آنجایی که به طور مادام العمر از نوشتن محروم شده اند، گرچه این حکم را در واقع قبول ندارند، اما ترجیح می دهند در شرایط فعلی جامعه آن را رعایت کنند. ایشان قبلا هم در سال ۷۹ به مدت پنج سال از فعالیت مطبوعاتی محروم شدند. در آن زمان هم عملا نه مصاحبه ای کردند و نه کار مطبوعاتی انجام دادند.

شما چقدر امیدوارید که ایشان زودتر از موعد آزاد شود؟

ما خیلی امیدواریم و با همین امید هم زندگی می کنیم. همیشه به دوستان می گویم روز اولی که آقای زیدآبادی بازداشت شد، اگر به ما می گفتند یک سال و نیم دوری را باید تحمل کنید، واقعا نمی توانستیم. ولی ما هر روز امیدواریم که فردا او آزاد می شود. شب را با امید آزادی اش می خوابیم. همین طور و با این امیدها یک سال و نیم گذشت. واقعا حتی یک لحظه هم نمی توانم تصور کنم که ایشان چهار سال و نیم دیگر هم باید در زندان بماند.

تاکنون به لحظه آزادی همسرتان فکر کرده اید؟

رویای هر روز و شب ما لحظه آزادی آقای زیدآبادی است.


تلخ ترین و شیرین ترین لحظات زندگی تان در این مدت چه بوده است؟

تلخ ترین و سخت ترین لحظه، همان وقتی بود که از پشت “آیفون تصویری “دیدم ماموران همسرم را کشیدند و به زور با خود بردند. اما شیرین ترین اش همین تماس های تلفنی است. با هر تماس او انرژی می گیریم. بالاخره با همین تلفن ها می توانم در مورد مسائل بچه ها با ایشان مشورت کنم و در مورد برخی مسایل زندگی مان تصمیم گیری کنیم.

فکر می کنید وقتی دوباره همسرتان به خانه برگردد، شرایط زندگی تان چه تغییری می کند؟

من فکر می کنم حتی اگر همسرم آزاد هم شوند، ما همیشه نگرانیم که هر لحظه زنگ در به صدا در بیاید و دوباره او را ببرند. این حس از سال ۷۹ یعنی اولین باری که همسرم بازداشت شد، در خانه ما و همراه ما بوده است؛ یعنی یک احساس ناامنی دائمی. با هر زنگ در و یا تلفن بی موقعی، قلبمان به تپش افتاده است.

از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، متشکرم.


 


سه روز پس از آنکه فروزنده معاون احمدی نژاد از فعالیت ۲۳۰ سایت خبری علیه طرح هدفمندی یارانه ها خبر داد، کلهر مشاور احمدی نژاد با یک تخفیف گشاده دستانه، ۶۰ سایت از ادعای فروزنده کم کرد و عدد سایتهای ادعایی ضد هدفمندی را به ۱۷۰ سایت رساند.

به نوشته روزنامه آرمان، مهدی کلهر مشاور رسانه ای و اطلاع رسانی ریاست جمهوری گفت: اکنون بیش از ۱۷۰ سایت جهت تخریب اذهان عمومی در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه ها فعال است و دشمن تلاش می کند به اجرای این طرح ضربه بزند.

کلهر همچنین اضافه کرد: هر ایرانی سهمی از یارانه ها دارد که باید سهمش داده شود و نباید حتی یک نفر در این قضیه متضرر شود. پیش بینی این است که پس از سه ماه ثمره کار برای ۷۰ درصد مردم آشکار خواهد شد.

فروزنده روز دوشنبه در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه‌ها ادعا کرده بود: هجمه‌ای گسترده و هدفمند علیه این طرح بزرگ ملی شکل گرفته و طبق بررسی‌های انجام شده، مستند و مستدل، بیش از ۲۳۰ سایت و بنگاه خبری در برابر اجرای این طرح ایستاده‌اند که در کنار آن نیز عوامل ضد انقلاب، رانت خوران، جریان فتنه و همچنین استکبار جهانی بر طبل ناکارآمدی این طرح می‌کوبند.


 


جمعی از ایثارگران با ارسال نامه‌ای به سایت کلمه، در خصوص خبر تجمع روز دوشنبه جانبازان و آزادگان در برابر ساختمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، توضیحات جدیدی ارائه کردند.

به گزارش کلمه، در خبر مذکور که به نقل از جام‌جم‌آنلاین  منتشر شد، آمده بود: “بیش از ۵۰ نفر از جانبازان و آزادگان حوالی ساعت ۹:۳۵ دقیقه صبح امروز روبروی ساختمان بنیاد شهید در خیابان طالقانی جنب هتل انقلاب تجمع کردند. این گروه از یادگارهای جنگ بدون سردادن هر گونه شعاری و صرفا با فرستادن صلوات و در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آنها نوشته بود به ما جانبازان و آزادگان کمک کنید خواستار احقاق حقوق خود از سوی بنیاد شهید و جانبازان شدند.”

البته گزارش‌هایی که پس از انتشار این خبر به کلمه رسید و فرصت انتشار نیافت، حاکی از این بود که در تجمع ایثارگران، شعارهایی همچون “بنیاد خیانت می‌کند / دولت حمایت می‌کند” و بنیاد خیانت می‌کند / … حمایت می‌کند” هم بیان شده بود.

اکنون گروهی از جانبازان با ارسال نامه‌ای برای سایت کلمه، درباره علت تجمع روز دوشنبه و خواسته‌های جانبازان و آزادگان توضیحاتی ارائه کرده‌اند. با توجه به اینکه نویسندگان نامه، به خون شهدا قسم داده‌اند که این درد دل به طور کامل منتشر شود و چیزی از مطالب آن حذف نشود، متن کامل این توضیحات، بدون تغییر محتوا و تنها با اندکی ویرایش، در ادامه می‌آید:

سلام به دست اندرکاران سایت کلمه

در رابطه با خبری که درج کردید، لطفا این توضیحات را هم بنویسید تا مردم فکر نکنند ما زیاده‌خواهیم! نه، ما جانمان و عمرمان را دادیم! شاید مشکل این است که تاریخ مصرفمان تمام شده است!

موضوع از این قرار است: حقوق آزادگان گیلان که حقوق از کار افتادگی آنان است، قطع شده. بعد به آنان می‌گویند تا زمانی به شما حقوق می‌دهیم که در منزل بنشینید و اگر مثلا برای سرگرم شدن و مشغله و خروج از خانه در ساعاتی از روز برای آرامش خانواده و جلوگیری از افسردگی برویم و مثلا دست‌فروشی کنیم، حقوقمان را قطع می‌کنند و می‌گویند شما درآمد دارید و دوشغله هستید! ضمن اینکه از ابتدا که وارد کشور شدیم، نمی‌گذاشتند ما پیاده برویم، می‌گفتند خسته می‌شوید و فقط بر دوش این و آن بودیم، مگر ما تقاضای حقوق کرده بودیم؟ خود مسئولان بنیاد شهید گفتند به شما حقوق تعلق می‌گیرد، ما هم زندگی‌مان را بر آن اساس تنظیم کردیم.

الان که یک مرتبه دیدند تاریخ مصرف ما تمام شد! خودشان هم کسری بودجه دارند، اول حقوق ما بیچاره‌ها را بدون هرگونه دلیل متقن و به یک باره و یک شبه قطع کردند. ما هم کلی قسط و بدهکاری داریم و بیست سال با این درآمد زندگی کردیم، مگر می‌شود با مردم اینطور رفتار خیالی داشت.

بعدا ما این سوال را داریم که چرا آزادگان و خانواده‌های شهدا و جانبازان و فرزندان شهدای سایر استانها اعتراض ندارند؟ و فقط در گیلان این همه اعتراض است؟ ما دو دلیل را طرح می‌کنیم، شما زحمت بکشید و بررسی کنید:

۱- در سایر استانها حقوق قطع نیست و این فقط در گیلان است.

۲- در کل کشور شرایط یکسان است، اما به آنها وعده داده شده و مشکلاتشان در دست پیگیری است و پاسخ منطقی می‌گیرند.

ما هم می‌گوییم نباید حالت اول درست باشد و این معضل کشوری است، پس لابد حالت دوم درست است. از رئیس بنیاد شهید گیلان بپرسید، هشت ماه است به سازمان می‌رویم از صبح تا ظهر منتظر می‌مانیم. اولا که نیست، بعد که هست ما را نمی‌پذیرد و فقط می‌گوید بروید تهران، یا یک بار گفت: تهرانی‌ها و مرکزنشین‌ها این مشکلات را ایجاد می‌کنند، خودشان هم باید پاسخگو باشند، من نباید جواب شما را بدهم!
خوب، نتیجه‌اش می‌شود همین که می‌بینید، اعتراض و تحصن در تهران. البته یک نظر دیگر هم هست و آن اینکه این آقا یک روز جنگ و جبهه را ندیده! آیا می‌شود رئیس اداره صنایع نداند صنعت چیست؟ یا می‌شود رئیس اداره کشاورزی نداند کشاورزی چیست؟ خوب، رئیس سازمان ایثارگران در سی و دو سال انقلاب سابقه یک روز ایثارگری ندارد. این خجالت‌آور است. آخر این چه انتصاب بدسلیقه‌ای بود که بنیاد مرکز انجام داد؟

و خلاصه ما معتقدیم ضمن اینکه این آقا فاقد توانایی مدیریتی است و اصلا توان اداره سازمان به این بزرگی را ندارد، به دلیل نداشتن درک ایثارگری پیگیر کار ما نیست و کلیه کارمندان و جامعه ایثارگری استان از این وصله ناجور به بنیاد ناراضی‌اند و تقاضای عزل وی را دارند. وگرنه اگر یک آدم دلسوز در راس امور باشد، مگر ما بیکاریم که بیاییم تهران و تحصن کنیم؟ می‌گوییم فلانی پیگیر کار ماست! ولی فعلا این آقا را دشمن خودمان می‌دانیم، نه رئیس، والسلام.

شما را به خون شهدا، این درد دل را بنویسید.


 


الیاس نادران با اشاره به نحوه اطلاع رسانی دولت در خصوص علی الحساب واریز کردن یارانه نقدی تاکید کرد: دولت باید برای اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها ابهام زدایی کند نه اینکه بر ابهامات این طرح بیشتر اضافه کند

این نماینده تهران در مجلس در گفتگو با جهان نیوز، با بیان اینکه این طرح نیار به اطلاع رسانی جامع و شفاف و به هنگام دارد گفت: این قبیل اطلاع رسانی نه تنها مردم را بلاتکلیف و نگران می کند، بلکه بر رکود بازارهای داخلی نیز به دلیل عدم ارائه اطلاعات لازم می افزاید.

وی با اشاره به واریز یارانه ها به حساب مردم بصورت علی الحساب گفت: مطابق آنچه از سوی مسئولین گفته شده است، دولت تصمیم ندارد ماه آبان هم این قانون را اجرا کند چرا که سهمیه ۶۰ لیتری بنزین برای آن در نظر گرفته است.

نادران در همین رابطه ادامه داد: به این ترتیب دولت می خواهد این قانون را تنها در ۴ ماه پایانی سال اجرا کند که طبیعتا نمی تواند درآمد قابل توجهی کسب کند تا توزیع یارانه نقدی صورت گیرد.

وی پیش بینی کرد که دولت از بودجه سنواتی برداشت کند و به مردم یارانه دهد که این کار بدون اجازه مجلس غیرقانونی است و مهمتر اینکه تورم قابل توجهی ایجاد می کند.

نماینده تهران همچنین تصریح کرد: اگر مبلغ یارانه ها ماهانه برای هر فرد ۴۰ هزار و ۵۰۰ تومان باشد و برای مردم مناطق محروم ۴۴ هزار تومان باشد، دولت باید تا آخر سال حدود۲۷ هزار میلیارد تومان پول به مردم بدهد. البته این رقم بدون احتساب مالیات و عوارض خواهد بود.

وی با بیان اینکه واریز این رقم پول به حساب مردم مستلزم کسب درآمد دولت از طریق افزایش قیمت حاملهای انرژی است، افزود: برای کسب این رقم درآمد، دولت مجبور است که قیمت حاملهای انرژی را بیش از حد و فوق العاده افزایش دهد که این امر امکان پذیر نیست.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خاطرنشان کرد: ممکن است دولت بخواهد این رقم را از محل بودجه عمرانی و یا از ردیف های دیگر بودجه تامین کند که این امر هم خلاف قانون خواهد بود و هم آثار تورمی زیادی خواهد داشت.


 


برنامه پنجم توسعه هفته آینده در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در سه شیفت بررسی می شود . در آستانه این اتفاق با جمشید انصاری عضو کمیسیون تلفیق برنامه توسعه در خصوص تغییرات برنامه و ماهیت آن گفتگو کردیم.

عضوشورای مرکزی فراکسیون خط امام(ره) با بیان اینکه در برنامه پنجم توسعه هیچ مدل اقتصادی مشخص نشده است و تنها مجموعه ای از احکام است گفت: برنامه های بلند مدتی که دولت هیچگاه موفق به انجام اهداف مشخص شده در آن نمی شود نمی تواند کمک چندانی به اداره کشور کند.

به گزارش پارلمان نیوز جمشید انصاری  در خصوص تغییرات صورت گرفته در برنامه پنجم توسعه گفت:تغیرات خاصی در برنامه صورت نگرفته و جهت گیری برنامه تغییر نکرده ودر همان چارچوب قبلی است.

رییس کمیته سیاسی و بین الملل فراکسیون خط امام(ره) در پاسخ به این سوال که علت درخواست استرداد برنامه پنجم توسعه از سوی دولت چه بوده است گفت:دولت هیچ حرف و دلیل روشن و مستدلی  برای این خواسته خود مطرح نمی کرد و تنها اظهار می داشت که مجلس تغیرات زیادی در برنامه پنجم  به وجود آورده و انسجام برنامه را بر هم زده است.
وی افزود: دولت انتظار داشت هر خواسته ای دارد و بر آن اصرار می ورزد  کمیسیون تلفیق  نیز با آن موافقت کند.

انصاری در خصوص تحلیل خود از برنامه پنجم توسعه  گفت: در برنامه پنجم توسعه هیچ مدل اقتصادی مشخص نشده است وتنها مجموعه ای از احکام است که در برخی بخش ها اختیاراتی برای دولت مشخص کرده و در بخش هایی دیگر محدودیت هایی را اعمال کرده است.

عضو کمیسیون افتصادی با تاکید بر اینکه دربرنامه پنجم توسعه هدف خاصی مشخص نشده است گفت: در برنامه اول و دوم به دنبال تعدیل اقتصادی بودیم ،در برنامه سوم هدف اصلاح ساختاری بود ودر برنامه چهارم به توسعه دانایی محورتوجه داشتیم اما دربرنامه پنجم که ظاهرا باید یک برنامه اقتصادی باشد هیچ مدلی ارائه نشده است .

وی ادامه داد:ممکن است چیزی در ذهن طراحان بوده باشد اما آن را با مدارک مستدل برای کمیسیون تلفیق ارائه نکردند. انصاری در پاسخ به این سوال که آیا برنامه پنجم توسعه را برای اداره کشور مفید می دانید یا خیر؟ گفت:  کشور با برنامه سالانه که همان برنامه بودجه است اداره می شود و این برنامه های بلند مدتی که هیچگاه هم دولت موفق به انجام اهداف و برنامه های مشخص شده در آن نمی شود نمی تواند کمک چندانی به اداره کشور کند.

وی در پاسخ به اینکه پس چگونه می توان به اهداف مشخص شده در سند چشم انداز ۲۰ ساله رسید گفت: چشم انداز ۲۰ ساله برای ما هدفی را مشخص کرده است که باید به آن برسیم و من معتقدم اگر حرکت به سمت آن گام به گام و سال به سال وبا توجه به تغییرات ایجاد شده در اوضاع و احوال داخلی و خارجی مملکت باشد می توانیم در رسیدن به آن اهداف موفق تر عمل کنیم.


 


سایت الف متعلق به احمد توکلی در مقاله‌ای با عنوان «حتی به بت‌ها هم بی‌احترامی نکنید» به شدت از ادبیات دولتی‌ها انتقاد کرد.

در بخش ابتدایی این مقاله آمده است: در قرآن بزرگ ترین گناه شرک دانسته شده است. صریح آیه قرآن است که خداوند از گناه مشرک نمی گذرد اما بقیه گناهان را می بخشد. «ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد افتری إثما عظیما؛ خداوند(هرگز) شرک را نمی بخشد! و پایین تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار می دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.» بنابراین مشرک گناهکارترین فرد و پست ترین آدم روی زمین است. اما همین انسان مشرک و پست باز آن چنان دارای حرمت است که خداوند به انسان های دیگر دستور داده که حق دشنام به این ها را ندارید. «و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم؛ و شما مؤمنان بر آنان که غیر خدا را می خوانند دشنام مدهید تا مبادا آن ها هم از روی دشمنی خدا را دشنام دهند.» پس انسان ها هر عنوان و صفت و خصلتی که داشته باشند مقدار زیادی حرمت و احترام دارند که ما ملزم به رعایت حرمت آن ها هستیم.در تفسیر نمونه آمده درباره این آیه آمده است که هیچگاه بتها و معبودهای مشرکان را دشنام ندهید، زیرا این عمل سبب می شود که آنها نیز نسبت به ساحت قدس خداوند همین کار را از روی ظلم و ستم و جهل و نادانی انجام دهند.

نویسنده با اشاره به روایات و احادیث متعدد درباره چگونگی برخورد با مخالفان و دشمنان و لزوم رعایت ادب درباره آنها ادامه داده است:  نکات درس آموز عبارات فوق به صورت خلاصه این است که دشمنان ما هرچه قدر هم پست یا ناراست باشند، این حق برای ما ایجاد نمی شود که آنها را با الفاظ نادرست خطاب کنیم.

متاسفانه برخی عبارات در جملات و نوشته های برخی مقامات و رسانه های حکومتی و دولتی، از روزنامه انقلابی کیهان تا معاون محترم مطبوعاتی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی یا مقامات دیگر دیده می شود که متناسب با رویه اسلامی و ایمانی نیست.

کاربرد عباراتی بی ادبانه ولو تحت عنوان طنز، خطاب به روسای جمهور سابق یا خطاب به اصحاب رسانه یا افراد دیگر، حتی اگر خبط و خطای هدف این سخنان نیز آشکار باشد و اشتباه، عناد یا شیطنت در رفتار یا نوشته های مخالفان یا منتقدان آشکار  باشد، پذیرفتنی نیست.

رسانه ها یا مقاماتی که به نحوی با حکومت یا دولت در ارتباطند انشاء الله توجه خواهند داشت که کاربرد این گونه ادبیات، خواه ناخواه، به درستی یا به نادرست، در افکار عمومی به مناصب حکومتی و دولتی دیگر نیز مرتبط دانسته می شود. مبادا خدمات فراوان آنها به انقلاب و اسلام به خاطر بی احتیاطی های کلامی خدشه دار شود.

از سوی دیگر مدتی است برخی مقامات دولتی به بهانه استفاده از فرهنگ عامه و نزدیک شدن با مردم از ادبیات نادرست استفاده می کنند. باید توجه داشت که استفاده از ادبیات عامه مردم با بی ادبانه صحبت کردن تفاوت دارد. امام (ره) نیز با ادبیات مردم سخن می گفت اما هیچ گاه زبان به گفتار بی ادبانه نیالود.

استفاده از ادبیات عامه با ادبیات عامه غیر مودبانه تفاوت دارد. اتفاقا استفاده از ادبیات عامیانه غیر مودبانه نه تنها انقلابی نیست بلکه کاملا مطابق با فرهنگ سیاسی غرب است. اگر روسای جمهور یا سیاستمداران کشورهای غربی از تکیه کلام های عامه غیر مودبانه برای نزدیک شدن به مردم کوچه و بازار استفاده می کنند، این منش در فرهنگ سیاسی اسلامی ایرانی ما نه تنها شایسته نیست بلکه تنزل از ادب و حیای اسلامی ایرانی است.


 


موضوع ممانعت از سوخت‌گیری هواپیماهای مسافربری ایران در برخی فرودگاه‌های بین‌المللی خارج از کشور، با تایید برخی مقامات تهران و با هشدار آنان نسبت به احتمال مقابله به مثل ایران در این زمینه وارد فاز تازه ای شده است.

دیروز حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری در حاشیه جلسه هیات دولت، تحویل ندادن سوخت به هواپیماهای ایرانی را غیرقانونی خواند و احتمال مقابله به مثل ایران در این زمینه را رد نکرد.

علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز با غیرقانونی خواندن این اقدام اعلام کرد که این موضوع از طرف مجلس مورد پیگیری قرار خواهد گرفت. روز سه شنبه رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری هفتگی خود با خبرنگاران گفته بود: «حتما برخوردهای نسنجیده شرکت‌هایی را که به هواپیماهای ایرانی سوخت ارائه نمی‌کنند تحمل نمی‌کنیم و روش مقابله با این برخوردها در دستور کار قرار دارد.»

اما ماجرا از آنجا آغاز شد که برخی از سایت‌های خبری ایران از جمله پایگاه اطلاع‌رسانی تابناک، روز دوشنبه هفته جاری خبر دادند که مقامات فرودگاه هیترو لندن تصمیم گرفته‌اند به هواپیماهای شرکت هواپیمایی ایران ایر بنزین تحویل ندهند تا این هواپیماها مجبور باشند برای سوخت گیری در یک مکان دیگر توقف کنند. نتیجه عملی این تغییر مسیر پرواز، سه ساعت تاخیر در رسیدن به مقصد است.

بر پایه این اخبار، پیش از این فرودگاه فرانکفورت آلمان نیز سوخت‌رسانی به هواپیماهای ایرانی را متوقف کرد که به همین دلیل هم‌اکنون هواپیماهای ایرانی مسیر فرانکفورت – تهران برای سوخت گیری در فرودگاه وین توقف می‌کنند. این اقدام اروپایی‌ها از یک‌طرف با هدف سودجویی صورت می‌گیرد و از طرف دیگر بر خلاف ادعاهای آنها، در جهت ضربه زدن به مردم ایران است.

این اخبار در شرایطی منتشر شدند که در تیرماه سال جاری نیز اخبار مشابهی مبنی بر خودداری فرودگاه‌های لندن، فرانکفورت آلمان و امارات متحده عربی از سوخت‌رسانی به هواپیماهای ایرانی روی خروجی برخی از سایت‌های خبری قرار گرفت؛ اما مقامات تهران چنین اخباری را تایید نکردند. این بار اما، وزیر راه و ترابری روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران عدم تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی را غیرقانونی و غیرحقوقی دانست و اعلام کرد که این موضوع را به لحاظ حقوقی پیگیری خواهیم کرد.

به گزارش ایرنا، بهبهانی در پاسخ به اینکه آیا ایران قصد مقابله به مثل در این خصوص را دارد نیز گفت: «این موضوع باید بررسی شود و اگر به نتیجه رسیدیم حتما انجام خواهیم داد.»

واکنش رییس کمیسیون امنیت ملی
در همین حال علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز عدم ارائه سوخت به هواپیماهای ایرانی را غیرقانونی، غیرحقوقی، برخلاف مقررات بین‌المللی و ضد حقوق‌بشر دانست.

بروجردی دیروز در همین رابطه به خبرگزاری فارس گفت: «با توجه به اینکه مسافران هواپیماها، افراد عادی ملت ایران هستند، عدم ارائه سوخت به هواپیماهای مسافربری نشان‌دهنده دشمنی این کشورها با ملت ایران است. آنچه برای غربی‌ها با این نوع اقدامات باقی می‌ماند، خاطره تلخ در حافظه ملت ایران و برای ضدیت با ملت شریف ایران است.»

بروجردی بر همین اساس عنوان کرد از آنجایی که این تصمیم غربی‌ها می‌تواند تهدیدکننده ایمنی هوایی باشد، ایران نیز برخورد متناسبی را با این موضوع انجام خواهد داد.

رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در خاتمه تاکید کرد که این موضوع از طرف مجلس مورد پیگیری قرار خواهد گرفت.

ممانعت از سوخت‌گیری هواپیماهای مسافربری ایران در برخی فرودگاه‌های بین‌المللی خارج از کشور محور سوال یکی از خبرنگاران در نشست خبری روز سه‌شنبه سخنگوی وزارت‌خارجه نیز بود که مهمانپرست در این باره گفت: «متاسفانه برخی از شرکت‌های غربی رفتار نامناسبی در این زمینه اتخاذ کردند.»

وی در توصیه‌ای به دولت‌های این شرکت‌ها افزود این مساله خارج از چارچوب‌های مربوط و حتی قطعنامه غیرقانونی شورای امنیت است و براساس مقررات بین‌المللی این کار صحیح نیست و ادامه این رویکرد توسط برخی شرکت‌ها می‌تواند منافع آنها را در رابطه با بازار گردشگری و تردد هواپیماها محدود و به آنها خسارت مادی وارد کند. وی تصریح کرد: حتما برخوردهای نسنجیده این شرکت‌ها را تحمل نمی‌کنیم و روش مقابله با این برخوردها در دستور کار قرار دارد.

ماجرا چیست؟
آنچنان که مهمانپرست گفته است، موضوع خودداری برخی از فرودگاه‌های کشورهای غربی از سوخت‌رسانی به هواپیماهای مسافربری ایرانی در چارچوب قطعنامه‌های تحریم‌آمیز شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران نیست. در همین رابطه، بی‌بی‌سی گزارش داده است؛ اگرچه قطعنامه‌های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی شامل توقف تحویل فرآورده‌های نفتی به این کشور نیست، اما ایالات‌متحده به‌طور یکجانبه محدودیت‌هایی را علیه فروش این اقلام به ایران تصویب کرده و به اجرا گذاشته است.

به گزارش بی‌بی‌سی، قانون محدودیت فروش سوخت به ایران برای شرکت‌ها و شهروندان آمریکایی که این قانون را نقض کنند مجازات‌هایی در نظر گرفته است، اما شهروندان و شرکت‌های غیرآمریکایی فعال در خارج از خاک آن کشور قاعدتا مشمول چنین مجازات‌هایی نمی‌شوند. با این همه، شرکت‌های غیرآمریکایی نگران آن هستند که در صورت انجام معاملاتی با ایران در زمینه‌های منع شده در قوانین آمریکا، فعالیت‌های آنان در آن کشور با محدودیت‌هایی مواجه شود و به همین دلیل نیز داوطلبانه از تنبیه‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران تبعیت می‌کنند.

در همین چارچوب بود که مهدی علیاری، دبیر انجمن صنفی شرکت‌های هواپیمایی در نیمه تیرماه سال جاری اعلام کرده بود که از هفته گذشته تاکنون و در پی تصویب قانون یک جانبه آمریکا و تحریم این کشور علیه ایران فرودگاه‌های انگلیس، آلمان و امارات از سوخت‌رسانی به هواپیماهای ایرانی امتناع می‌کنند.

علیاری در گفت‌وگو با ایسنا افزوده بود:‌ «طبق مصوبه کنگره آمریکا به منظور تحریم‌ فرآورده‌های سوختی علیه ایران، فرودگاه‌های برخی کشورها سوخت هواپیمای ناوگان هوایی ایرانی را تامین نمی‌کنند. به همین دلیل، ناوگان هوایی ایران باید سوخت خود را تا حد امکان از داخل کشور تامین کند یا در کشورهای مسیر توقف و سوخت‌گیری داشته باشند که این امر هزینه‌های پرواز را به دو برابر افزایش می‌دهد.»

علیاری تصریح کرده بود حمل‌ونقل هوایی ذاتا فعالیتی بین‌المللی است و تمامی تحریم‌ها علیه ایران ـ حتی تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد ـ با موازین بین‌المللی هوانوردی و اصول حقوق بشر مغایرت دارند، چه رسد به تحریم‌های یک‌جانبه کشورها که به تسری فرا سرزمینی قوانین خود می‌پردازند و پشتوانه اجرای آن را اعمال زور اقتصادی (تحریم‌های اقتصادی) قرار می‌دهند.

دبیر انجمن صنفی شرکت‌های هواپیمایی ایران تاکید کرده بود تحریم‌های یکجانبه دولت آمریکا فراتر از قطعنامه شورای امنیت و سازمان ملل است که با توجه به غیرقانونی بودن آن سازمان بین‌المللی هواپیمایی (ایکائو) در یک ارزیابی منصفانه قانونی و حقوقی باید این اقدام را مورد بررسی قرار دهد و به غیرقانونی بودن اعمال این تحریم یک‌جانبه اذعان کند که یکی از کشورهای عضو خود دچار این چالش شده است.

در پی انتشار این خبر، کاظم جلالی، مخبر کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز با اعلام اینکه فرودگاه‌های کویت هم به هواپیماهای ایرانی سوخت نمی‌دهند، گفته بود: «ایران می‌تواند با استناد به معاهده‌های بین‌المللی، علیه این اقدام به سازمان ملل و سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری شکایت کند.»


 


کلمه: با همت انجمن‌های اسلامی دانشجویان در نزدیک به ۲۰ دانشکده، دانشگاه تهران سراسر سبز شد و بسته‌های فرهنگی آگاهی‌بخش به طور گسترده در اختیار دانشجویان جدیدالورود قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار کلمه، روز سه شنبه ۲۷ مهرماه، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علم پزشکی تهران در اقدامی ابتکاری، به صورت هماهنگ و غیرمتمرکز، اقدام به برگزاری برنامه‌ای با عنوان «گپ و گفت دانشجویی» کرد.

[عکس بالا، مربوط به مراسم روز سبز درختکاری در اسفندماه سال گذشته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است.]

در این برنامه که به طور همزمان در نزدیک به ۲۰ دانشکده دانشگاه تهران برگزار شد، بسته‌هایی شامل نمادهای سبز، کتاب «نامه‌ای به فردا»ی سیدمحمد خاتمی، کتابهای دکتر علی شریعتی، وصیتنامه امام خمینی (ره) و عکسهایی از خاتمی، میرحسین موسوی، مهندس بازرگان، دکتر شریعتی، شهید همت، شهید باکری و … در اختیار دانشجویان ورودی جدید قرار گرفت.

گزارش خبرنگار کلمه همچنین حاکی است در این برنامه، اعضای انجمن اسلامی و دیگر دانشجویان با دانشجویان ورودی سال تحصیلی ۱۳۸۹ درباره وضعیت دانشگاه، شرایط سیاسی کشور و چشم‌انداز جنبش سبز، ماجرای حمله به کوی دانشگاه تهران و امکان‌های جدید برای فعالیت مدنی و حق‌طلبانه در دانشگاه، به بحث و گفت‌وگو پرداختند.

دانشجویان حاضر در این گردهمایی غیررسمی اما پرشور، فضای بحث و گفت‌وگوی دانشجویان را بسیار شبیه دوره قبل از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری و شور و نشاط دانشگاه در آن روزها توصیف کرده‌اند.

دانشجویان همچنین می‌گویند مخالفان برگزاری این برنامه نیز به دلیل شکل ابتکاری و خلاقانه این حرکت دانشجویی که به صورت ناگهانی و همزمان در چندین دانشکده انجام شد، فرصتی برای مخالفت یا جلوگیری از آن نیافتند.


 


منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان امروز از نقش منفعل اروپا در تصمیم سازی‌های بین المللی انتقاد کرده است و خواهان این شده است که اروپا نقش شایسته خود را در تحولات بین المللی ایفا کند.

وزیر امور خارجه  در دیدار با تعدادی از نمایندگان آلمان گفته است: «اروپا در یک دهه گذشته دوران انفعال در سیاست خارجی را پشت سر گذاشته است. نقش اروپا در هیچ تصمیم سازی جدی بین المللی را نمی‌بینید. نوعی دنبالهروی در سیاست خارجی اروپا طی یک دهه گذشته دیده می‌شود. اروپای خالق رنسانس باید کماکان نقش مستقل و شایسته خود را در تحولات بین المللی ایفا کند.»

این که اروپا می‌تواند نقش مستقل‌تر و موثرتری در جامعه بین المللی ایفا کند امر بدیهی و پذیرفتنی است. این که استقلال رفتار اروپا از آمریکا و نیز تحرک بیشتر این بلوک مهم سیاسی، اقتصادی در عرصه بین المللی می‌تواند به منافع ملی ایران کمک کند نیز نکته‌ای قابل قبول است. اما این که منوچهر متکی وزیر خارجه دولت نهم خواهان این امر باشد یک سوال در ذهن ایجاد می‌کند که آیا دولت در سال‌های گذشته تلاش کرده است که اروپا این نقش را ایفا کند؟

شاید جدی‌ترین تفاوت درسیاست خارجی دولتهای خاتمی و احمدی نژاد در نوع تعامل این دولت‌ها با اروپا باشد. دولت خاتمی با دنبال کردن سیاست تنش زدایی به رفع مشکلات روابط ایران و اروپا اقدام کرد و با گسترش روابط با اروپا تلاش کرد که اروپا را به موضع گیری متفاوت از مواضع آمریکا در مورد ایران تحریک و ترغیب کند.

روابط ایران و اروپا در دوران خاتمی چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی گسترش یافت و همین موجب شد که اروپا در مقابل بسیاری از تصمیمات خصمانه آمریکا در مورد ایران از جمله در مورد اعمال تحریم های داماتو ایستادگی کند. حتی در بحرانی‌ترین موضوع یعنی پرونده هسته‌ای ایران وقتی ایران با طرف قرار دادن  تروئیکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) توانست به مدیریت این پروژه بپردازد و از ورود آمریکا به این موضوع خودداری کند. آمریکا نیز مجبور شد که نقش اروپا را بپذیرد و عملا اروپا بازیگر اصلی بین المللی در تعامل با ایران و حل پرونده هسته‌ای ایران محسوب می‌شد.

با این حال با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد این دولت سیاست تنش زدایی را کنار گذاشت و با در دستور کار قرار دادن نگاه به شرق، عملا اروپا را به سمت آمریکا راند. در سالهای گذشته شاهد بوده ایم که مواضع اروپا در مورد ایران روز به روز به مواضع آمریکا نزدیک‌تر شده است.

اروپایی که در مقابل خواست آمریکا برای تصویب قطعنامه در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی می‌ایستاد با مواضع و تندروی‌های ما به آمریکا پیوست و پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت فرستاده شد. اروپایی که پیش از این مخالف تحریم ایران بود چرا که مهم‌ترین شریک تجاری ایران محسوب می‌شد، با تصمیمات ما و با آوردن چین به بازار ایران، اروپا را در تحریم ایران همراه آمریکا کرد و قطعنامه تحریم ایران تصویب شد. اروپایی که در جنگ عراق مخالف اعمال یکجانبه گرایانه آمریکا بود، تحریم‌های یکجانبه آمریکا را به راحتی پذیرفت و آن را به یک سیاست در کل اتحادیه تبدیل کرد.

این ما بودیم که با نادیده گرفتن اروپا و رفتن به دامان چین و روسیه، تروئیکای اروپا را به ۱+۵ تبدیل کردیم و این روزها به دنبال تبدیل کردن آن به ۱+۸ و ۱+۱۹ هستیم.  این رفتار ما نتیجه‌ای نداشت جز کمرنگ کردن اروپا در معادلات بین المللی.

به هر حال به نظر می‌رسد این ایده که اروپا مستقل از آمریکا رفتار کند و نقش موثرتری در صحنه بین المللی ایفا کند سالهاست در وزارت خارجه ایران به فراموشی سپرده شده است. ایران در سالهای گذشته بیشتر به دنبال این بوده که روسیه و چین را به رفتاری مستقل در مقابل اروپا و آمریکا وادارد. حال آیا ایران از موضع گیری مستقل چین و روسیه ناامید شده که اینک باز به فکر اروپا افتاده است؟

منبع: دیپلماسی ایرانی


 


معاون اول احمدی نژاد با بیان اینکه تحریم فرانسه از سوی ایران رجزخوانی نبود، اظهار کرد ۵۰ درصد صادرات خودروی فرانسه مال ایران است که اگر ۲۰ درصد آنرا نخریم با مشکل روبرو می‌شود. وی همچنین تاکید کرد که تحریم الان مرده است.

به گزارش ایسنا، محمدرضا رحیمی طی سخنانی در همایش روز ملی صادرات  با تاکید بر لزوم هماهنگی و انسجام میان صادرکنندگان و دولت یادآور شد: اینکه امروز بنده بجای رئیس جمهور در خدمت شما هستم بخاطر تحریم‌ها نیست چرا که کار تحریم تمام شده و تحریم الان مرده است.

وی افزود بر اساس پیش‌بینی‌‌های صورت‌ گرفته از سوی غربی‌ها می‌خواستند که کشور ما را زمینگیر کنند درحالی که امروز صادرات ما در ۶ماهه اول ۳۰ درصد افزایش داشته است.  وی با اشاره به وجود منابع عظیم در کشورمان صادرات را یک منبع عظیم خواند که بایستی با حمایت دولت به اوج خود برسد.

معاون اول  احمدی نژاد، ادامه داد صادرکنندگان ما باید کالای مرغوب صادر کنند و عزت ایران را در عرصه بین‌المللی افزایش دهند. شما صادرکنندگان از کشوری اسلامی هستید بنابراین جنس شما باید اعلا باشد.

رحیمی با بیان اینکه ما انتظار داریم که صادرکنندگان با دولتمردان صداقت و برادری داشته باشند، گفت: «اتاق بازرگانی و اتاق تعاونی ما بایستی در خط مقدم باشند اینکه در اتاق بازرگانی بنشینند و از دولت انتقاد کنند راه به جایی نمی‌برند. بلکه بایستی دست به دست هم دهیم و کار را به جلو ببریم.»

وی با بیان این‌که هرچه مردم ما ثروتمندتر و صادرکنندگان ما نیز ثروتمندتر باشند بهتر است عنوان کرد برخی از مدیران در این خصوص حسادت ورزند کار درستی نیست درحالی که باید در این راه به صادرکنندگان کمک شود.

معاون اول احمدی نژاد افزود ما نوکر صادرکنندگان صادقی هستیم که می‌خواهند کشور آباد شود و مملکت را با هیچ معامله‌ای سودا نمی‌کنند.

رحیمی همچنین به تدابیر دولت در دور زدن تحریم‌ها اشاره و خاطرنشان کرد با وجود تحریم‌ها طبق پیش‌بینی‌های کشورهای غربی و همپیمانانش مبادله اقتصادی ما با اروپا می‌بایستی کم می‌شد ولی نسبت به ۶ ماهه مشابه بسیار رشد داشته است.

وی با بی‌‌تاثیر خواندن تحریم‌ها اضافه کرد که  الان برخی کشورهای غربی به ما پیغام می‌دهند که با آنها معامله کنیم و حتی تخفیف داده و شرکت‌های واسطه درست می‌کنند تا اجناس ما را خریده و یا جنسی را به ما بفروشند.

رحیمی اظهار کرد سوخت هواپیماهای ما را قطع کردند ما هم متقابلا سوخت هواپیماهای آنها را قطع کردیم و با این اقدامات طوری شد که نماینده یکی از این کشورها آمده و دست خود را بالا برد و گفت: ۴ جا به شما سوخت می‌فروشیم و در موارد دیگر نیز که آنها کالاهای خود را گران کردند و یا جایی بود که مسافران ما را معطل کردند که ما نیز متقابلا با آنها اینگونه کردیم و این یعنی عزت جمهوری اسلامی ایران.


 


رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر رعایت زمانبندی در نظر گرفته شده برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها توسط دولت، گفت: کمیسیون ویژه مجلس هم بر اجرای این قانون نظارت می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی لاریجانی  در مورد ضرورت اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، با بیان اینکه این قانون بخشی از یک طرح بزرگتر است، یادآور شد: آنچه مجلس می‌توانست انجام دهد، بررسی کلیت موضوع است تا در مقام اجرا مشکلی برای مردم به وجود نیاید. بر اساس همین منطق یک دوره پنج ساله را در نظر گرفتیم تا کار با شیب ملایم پیش رود، البته در این مسئله نظرات گوناگون وجود داشت.

وی ادامه داد: مردم وضع متفاوتی دارند و برخی دچار ضعف اقتصادی هستند، اما نباید این مسائل تبدیل به قطب‌بندی شود، بلکه اگر قیمت‌ها قرار است زیاد شود باید به گونه‌ای باشد که به مردم آسیب نزند، زیرا در این صورت اجرای کل طرح با مشکل مواجه می‌شود.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه در انرژی مصرف زیادی داریم و اگر در اجرای هدفمندکردن یارانه‌ها برنامه‌ریزی درستی شود این الگوی مصرف می‌تواند اصلاح شود، توصیه کرد: مسئولان اجرایی به زمان‌بندی اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها و شیب آن دقت کنند که کمیسیون ویژه مجلس هم بر اجرای این قانون نظارت می‌کند.


 


رئیس کل بانک مرکزی عنوان کرد که براساس اعلام بانک جهانی، ایران ۱۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی دارد که به ‏فرض اینکه این رقم درست باشد،ایران قدرت بزرگی در اقتصاد دنیا است که به بن بست نخواهد رسید. ‏

به گزارش مهر، محمود بهمنی در مراسم بزرگداشت روز ملی صادرات ایران ‏ ‏با اشاره به گزارش های رسمی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی گفت: «براساس این گزارشات، ایران ‏از نظر رشد اقتصادی، رتبه هفدهم دنیا را دارد و این امر به دلیل قوی بودن پشتوانه اقتصادی کشور است. این ‏درحالی است که ایران یک کشور صادرکننده نفت است و چند سال قبل، رتبه دوم ذخایر گازی دنیا را داشت اما ‏هم اکنون با کشف ذخایر گازی جدیدی در شمال کشور، امروز اولین کشور دارنده ذخایر گازی در دنیا هستیم، ‏بنابراین چنین کشوری با داشتن چنین ذخایری به طور قطع، نمی تواند آسیب ببیند.»‏
‏ ‏
رئیس کل بانک مرکزی خاطرنشان کرد ما از تحریم استقبال نمی کنیم، اما برخلاف اینکه برخی از قدرتهای ‏دنیا قصد دارند با تحریم به دولت فشار آورند، اما این مردم هستند که تحت فشار قرارمی گیرند. ما باید درمجامع بین المللی ازاین موضوع شکایت کنیم.‏
‏ ‏
بهمنی گفت: « ۱۱رئیس کل بانک مرکزی درخواست دارند که با ایران کار کنند، اما آنها خواستار این هستند که ‏نامی از آنها در ایران برده نشود، چراکه ممکن است از سوی برخی قدرتها تحت فشار قرار گیرند. دنیای امروز ‏دنیایی نیست که تحت فشار قرار گیرد و هرگز ایران را نمی توانند تحت فشار قرار دهند. به جرات می گوییم که ‏ذخایر طلای ما نسبت به دو سه سال گذشته چندین برابر شده است. میانگین ذخایر طلای کشور امروز ۱۳۵۰ ‏دلار است و ایران نیز، ده ها تن ذخایر ارزی خود را بالا برده است.‏»


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته