-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

Latest News from 30Mail for 09/01/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



1400 بيمار پيوند كليوى كه داروى راپامون مصرف مى‌كنند، بيش از ۱۴روز است كه به علت ناياب شدن اين دارو در خطر پس زدن كليه قراردارند.

حدود ۱۵تا ۲۰هزار بيمار پيوند كليه در سراسر كشور وجود دارند كه ۱۴۰۰نفر از آن ها براى جلوگيرى از پس زدن پيوندشان مجبورند حداقل روزى دو عدد قرص راپامون مصرف كنند كه اكنون با «اهمال وزارت بهداشت» و «ناياب شدن» اين دارو در معرض خطر قرار گرفته‌اند .

چنانچه بيماري که پيوند کليه انجام داده، 3 روزاين دارو را استفاده نکند طبق نظر پزشکان کليه پيونديش پس زده مي‌شود و نه تنها بايد دوباره به سمت دياليز برود بلکه هزينه‌هاي پيوند کليه نیز به نوعي هدر رفته است.

در حال حاضر با توجه به بحران نبود اين داروي حياتي، بيماران کليوي داروهاي اضافي خود را که معمولا چند روزي ذخيره دارند به هم مي‌دهند اما معلوم نيست ذخيره داروي چند نفر از اين 1400 نفرتمام شده است و مشخص نيست که تاکنون کليه چند نفر از اين بيماران پس زده است.

منبع: رسالت


 


در هشتمین سالروز درگذشت خواننده معترض

در هشتمین سالروز درگذشت فرهاد مهراد، همچنان وکیل خانواده این هنرمند از اعتراض خانواده فرهاد به پخش بدون اجازه آثار این خواننده ایرانی از صدا‌وسیما خبر داده و می‌گوید که وضعیت برگزاری جایزه فرهاد مشخص نیست.

صالح نیکبخت، وکیل خانواده فرهاد گفت: «هنوز صدا‌وسیما بدون اخذ رضایت از ورثه نامبرده صدا و موسیقی‌های مربوط به آواز و ترانه‌های این هنرمند را از رادیو و تلویزیون و کانال‌های مختلف پخش می‌کند و این موضوع همچنان مورد اعتراض ورثه آن مرحوم است.»

وی یادآور شد: «متاسفانه تاکنون صداوسیما حقوق مادی و معنوی آثار وی را پرداخت نکرده و با وجود اعتراض خانواده فرهاد به انتشار موسیقی و صدای او به این کار ادامه داده است. به همین جهت اعتراض این خانواده به جای خود باقی است و همچنان بحث درباره نیز وجود دارد.»

نیکبخت با اشاره به این که «صداوسیما یک نهاد فرهنگی و آموزشی بوده و خانواده نخواستند از طریق مراجع قضایی اقدام کنند» گفت: «در نهایت مقرر شد به زودی مجددا به صداوسیما به صورت رسمی این موضوع را اعلام کنیم چنانچه همچنان به پخش صدا و موسیقی ترانه‌های فرهاد ادامه دهند از طریق قانونی اقدام کنیم.»

وکیل خانواده فرهاد درباره روند برگزاری جایزه فرهاد نیز گفت: «از سال گذشته، کسی که قرار بود این جایزه را برگزار کند و متولی این کار شود از طرف مراجع قضایی از انجام این کار عزل و موسسه‌ی خانه فرهاد نیز به حکم دادگاه منحل شده است.»

وی خبر داد: «خانواده فرهاد در نظر دارند با توجه به شرایط فعلی در کشور، خود به نحو مقتضی و با هماهنگی با خوانندگان، موسیقیدانان، شاعران، نویسندگان و طرفداران فرهاد نسبت به برگزاری این جشنواره در شرایط مساعد اقدام کنند.»

منبع: جهان صنعت


 


حمید حسن زاده، رییس شورای شهر اهواز، ساعت 2 بامداد روز سه شنبه 9 شهریورماه، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. همچنین 4 عضو دیگر شورای شهر اهواز نیز از سوی وزارت کشور سلب عضویت شدند.

نیروهای امنیتی ضمن تفتیش منزل آقای حسن زاده وسایل شخصی و کامپیوتر وی را نیز به همراه خود بردند.

از علت بازداشت و اتهام احتمالی و محل نگهداری وی تا لحظه تنظیم خبر اطلاعی در دست نیست اما حمید حسن زاده رییس ستاد انتخاباتی محسن رضایی در استان خوزستان بوده است.

همچنین علاوه بر حمید حسن زاده، رمضان منجزی، داریوش ممبینی، آرزو بابادی و قاسم حمادی اعضای شورای شهر اهواز هستند که از سوی وزارت کشور سلب عضویت شدند.

پس از رای شورای شهر اهواز به برکناری سومین شهردار در عمر سه ساله این شورا، حاشیه های فراوانی شورا و شورائیان شهر اهواز را مشغول خود کرد به گونه ای که جلسات علنی شورای شهر اهواز بعد از آن به شدت کم شد تا شاید حجم حاشیه هایی که روز به روز از کانال های مختلف به سوی شورای روانه می شد، کاهش یابد.

منبع: هرانا، مهر


 


به گزارش رادیو فردا، خبرها از زندان رجايی شهر حاکی از آن است که يک زندانی سياسی پس از حدود ۵۰ روز اعتصاب غذا، اکنون در وضعيت جسمانی بسيار وخيمی قرار گرفته است.

ارژنگ داوودی که به خاطر تشکيل يک گروه سياسی تحت عنوان «جنبش آزادی ايرانيان» از حدود هفت سال پيش در زندان به سر می‌برد، در اعتراض به قطع تلفن‌ها و ملاقات‌هايش اعتصاب غذا کرده است، و اکنون به گفته همسرش پس از گذشت ۵۰ روز قادر به حرکت نيست.

همسر اين زندانی سياسی که دوره محکوميت ۱۰ ساله‌اش را می گذراند، گفته مقامات حکومت را مسئول جان همسرش می‌داند.

به گفته نازنين داوودی، همسر ارژنگ داوودی مسئولين زندان، از او خواسته‌اند پای برگه‌ای را امضا کند که بر اساس آن مسئوليت جانش برعهده خودش خواهد بود.

نازنين داوودی همچنین گفته: «دوستانشان ديشب زنگ زدند گفتند که ايشان را ديشب بردند بهداری و آمپول زده‌اند. يک ورقه هم گذاشتند جلويش که امضا کند که هر بلايی سرشان می‌آيد مسئولش خودتان هستيد. ايشان هم ورقه را امضا نکردند. مثل اينکه نه می‌توانند صحبت کنند و نه می‌توانند چشمشان را باز کنند. ظاهرا همينطوری درازکش روی تخت هستند.»

داوودی با اشاره به خواسته‌های همسرش در زندان گفته: «می خواهد بتواند تلفن کند بيرون. شکايتی هم داشتند عليه آقای حاج کاظم، به آن رسيدگی شود. هيچکدام نشده. عرصه را برايشان تنگ‌تر کرده‌اند. او را دارند زجرکش می‌کنند.»

همسر داودی با بیان خواسته‌هایش از رئیس زندان تاکید کرد: «من خيلی تلاش کردم ملاقات بگيرم تا ايشان را منصرف کنيم ولی آقای حاج کاظم با قاطعيت جلوی ما را گرفتند و نگذاشتند. ممنوع الملاقات شده‌اند. ايشان به خاطر اعتصاب غذا دارند تنبيه می‌شوند. من می‌خواهم بگويم که هر بلايی که سر آقای داودی بيايد شما مسئول هستيد.»

منبع: رادیو فردا


 


هشدار مادران پارک لاله:

مادران عزادار، که به تازگی خود را «مادران پارک لاله» می‌نامند، در بیانیه‌ای نسبت به عواقب شکنجه زندانیان سیاسی، مشکلات آنان بعد از آزادی از زندان و وضعیت سلامتی زندانیان هشدار دادند.

مادران عزادار در این بیانیه با نام بردن از حسام ترمسی، محبوبه کرمی، نرگس محمدی و حمزه کرمی به عنوان افرادی که پس از آزادی از زندان در بیمارستان بستری شده اند، به شرح شکنجه‌های روحی و جسمی که بر این زندانیان وارد شده پرداخته‌اند.

این مادران در بیانیه خود از خانواده‌های زندانیان سیاسی خواسته‌اند که در اولین روزهای آزادی عزیزشان، آزمایش‌ها و کنترل‌های پزشکی کامل از تمام اعضای بدن به‌خصوص کلیه‌ها، کبد، مغز و اعصاب آنها را به صورت جدی دنبال کنند «تا تجربه به غایت تلخ فاجعه کهریزک» دوباره تکرار نشود.

آنها افزوده‌اند که به عنوان نمونه، حسام ترمسی، جوان ۱۹ ساله که پس از تحمل یکسال حبس به علت بیماری کلیه و کبد و افسردگی شدید در بیمارستان بستری است و محبوبه کرمی، فعال جنبش زنان است که به علت بی‌حرکتی نیمی از بدن‌اش و افسردگی شدید در بیمارستان بستری شده است.

مادران عزادار در پایان تاکید کرده‌اند: «تاریخ نشان داده است این بی‌رحمی‌ها و ظلم‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند. ولی ما به عنوان مادر و خانواده زندانی در چنین شرایطی باید به سلامت عزیزان‌مان توجه کافی داشته باشیم و زمان را از دست ندهیم و تلاش کنیم تا فرزندان مان به سلامتی نسبی دست یابند، چرا که هرگز اثرات شکنجه‌ به طور کامل از بین نخواهد رفت.»

منبع: وبلاگ مادران پارک لاله


 


روز جهانی وبلاگها

سمیه توحیدلو
بر ساحل سلامت

به مناسبت نزدیکی به روز جهانی وبلاگ می نویسم، البته نه اینکه فکر کنید آدمی هستم جهانی یا از وبلاگ یک انتظار محیر العقول و جهانی داشته ام. نوشته های اینجا کاملا از سر ِ دردیست غیر جهانی که این روزها زیادی حسش می کنم.

badge_red

چند سال پیش یک روز صبح از خواب بلند شدم و احساس کردم که حس نوشتنم دوباره برگشته، سومین وبلاگ بود یا چهارمی نمی دانم، اما هوس کردم که آخریشان را بنویسم. بعد هم نوشتم. دلیل نوشتنم تنها تمرین نوشتن بود. به دست آوردن اعتماد به نفس ِ نظر دادن درباره مسائلی بود که دور و برم می گذشت. صرفا بخاطر نفس نوشتن وبلاگ نویس شدم. بعد هم که ادامه دادم و از نوشته ها بازخورد گرفتم، بیشتر بخاطر همین ارتباط و نقد شدن نوع نگاه بود که می نوشتم. هیچوقت نخواستم وبلاگ تخصصی در زمینه ای خاص داشته باشم. فکر می کردم هر آدمی در هرجایی که باشد مجاز است درباره اتفاق هایی که دور و برش می افتد نظر دهد و تحلیل بکند. تحلیل در یک وبلاگ هم که به جایی برنمی خورد.  البته به فراخور درس و رشته تلاش می کردم قسمت های اجتماعی اش را به زعم خودم دقیق تر بنویسم. تصور هم این بود که نادقیقی در وبلاگ را چه باک که هستند دوستانی که اصلاحت می کنند و آماده ات می کنند برای حضور در جامعه و پرداختن به همان کار و بار اجتماعی.

اما وبلاگ همانی که می خواستم نماند. نه اینکه من دیگر آنگونه ننویسم. یک عده ای پیدا شدند که آنگونه که می نوشتم نمی خواندند. عده ای که آنطوری که دوست دارند می خوانند، عده ای که انطوری دوست دارند تفسیر می کنند. این عده مخاطب وبلاگ را از وبلاگ و نوشتن در این فضا جدا کردند و از وبلاگ نسخه ها ساختند و پرونده ها انباشتند. این روزها که می گذرد اتهام های عجیب و غریبی به این وبلاگ وارد است. در واقع تمام اتهامات خلاصه شده در یکی دو پست این وبلاگ که سه سال پیش نوشته بودم. همان روزهایی که احتمالا بخش زیادی از مخاطبان امروز را هم نداشتم. اما این پست قرار نیست درد دل باشد. قرار است درباره وبلاگ بنویسم. این اتفاق تنها حساس ترم کرده است به شناخت کلیت. ما یاد گرفته ایم هر بخشی که دوست نداریم و یا هر بخشی که دوست داریم را از جایی برگیریم و با آن شروع کنیم به قضاوت کردن. یاد گرفته ایم به ندیدن کلیت ها. سنجش روح ِ کلی یک اثر حتی اگر شده وبلاگ باشد آنقدر سخت است که برای حوصله ما سنگینی می کند. حتی گاهی زحمت خواندن یک متن را با پیوستگی محتوایش را هم به خود نمی دهیم. از روی جمله ها و بعضا حتی از روی تیتر مطلب قضاوتمان را می کنیم و تمام. این روزها که درگیر یک قضاوت لغتی از وبلاگ شدم، بیشتر می فهمم پرداختن به کلیت چقدر مهم است. غرض این نیست که در اجزاء هرچقدر خواستیم نادقیق بگوییم و بنویسم چون کلیت مهم است. اما سمت و سو و نوع نگاه را نمی شود با جزئیات سنجید.

وبلاگ قرار بود تمرین نوشتن باشد. قرار بود انعکاس فکری باشد که به قلم در می آید. قرار بود دلنوشته ها و لحظه نوشته هایی باشد که دوست داشتیم جایی در گوشه ای ثبت شود. قرار نبود اینها آرشیوی ماندگار برای قضاوت های ناعادلانه باشد. قرار بود جایی در گوشه ای بماند برای اینکه بعدها بفهمیم چقدر بزرگ شده ایم. اصلا برای اینکه بفهمیم چقدر مهارت در نوشتن و بازگو کردن افکار ِ در پس ذهن داشته ایم. از همان اول هم قرار نبود با وبلاگ جایی را تکان دهیم. قرار نبود رسالتی عظیم را برعهده بگیریم. رسالت نوشتن بزرگترینشان بود. قلم بر زمین نگذاشتن زیباترین ِ این اهداف بود.

این روزها که می گذرد حس می کنم که این رسالت نوشتن و پرداختن به نفس نوشتن برزمین مانده است. قرار بود بنویسیم و جاهایی که می توانستیم حرفی را بزنیم که شاید دیگران نزده اند و یا به گوش کسی نخورده است. فکر می کردم و هنوز هم فکر می کنم که مخاطب اصلی و واقعی یک وبلاگ و آنکه می تواند قضاوت درستی از نویسنده وبلاگ کند آن کسی است که حتی دلنوشته ها و شخصی نوشته های یک آدم را می گذارد کنار مثلا سیاسی ترین بخش های وبلاگ و آن نویسنده را با کلیت مطالبش می شناسد. نه اینکه پرینت دو سه تا مطلبی را بدهند به کسی و بگویند قضاوت کن. نوشته هایی که سر و تهشان وابسته است به فضای وبلاگ و دیگر پست های وبلاگ. بعد هم آنکه قضاوت می کند چیزهایی بگوید و قضاوتی بکند که دقیقا خلاف آن در همین وبلاگ یافت می شود آن هم به وفور. خیلی بیشتر از آن چیزهایی که شده مایه قضاوت.

این روزها وبلاگ نویس ها بخاطر یک پست یا بخاطر چند خط و حتی بخاطر یک کلمه قضاوت می شوند. چه این قضاوت به شکل واقعی و در محضر یک قاضی باشد یا ف ی ل تر شدن بخاطر استفاده از کلمات باشد. این روزها معنای کلیت انگار از یاد رفته باشد. وبلاگ قرار بود تصویر تمام نمای یک نویسنده باشد، اما چیزی که مغفول ماند تمامیت بود و نویسنده و حس و حالش. این حس و حال شاید جهانی نباشد، اما آنهایی که اینجا نشسته اند و می نویسند می دانند که چه می گویم. خیلی هم ربطی ندارد که راست باشی یا چپ. سرخ باشی یا سبز یا سفید. هرچه باشی می فهمی قضاوت های جزئی را. می فهمی که وبلاگی که دفتر شخصی توست به همان شکل دیده نمی شود. کافیست یک متن یا یک نوشته خارج از قاعده دوستانت تصور شد. همان است علم کوبیدن و ایراد تراشی بر تو. خلاصه اینکه قرار بود وبلاگ مامن باشد نه امنیت بر باد ده. قرار بود وبلاگ ظرفیت تحملمان را بالا ببرد برای نزدیک شدن به دنیای درونی دیگران، نه اینکه بی تحملی مان دنیای درونی دیگران را آشفته سازد.

خلاصه اینکه این روزها وبلاگ نوشتن خیلی سخت شده است. وبلاگ را باید همینجا پای کامپیوتر خواند. وقتی پرینت گرفتی و نسخه هایش را روی میز گذاشتی آنکه قضاوت می کند نیازی در شناختن این فضا نمی بیند، مثل یک مقاله از یک روزنامه با آن برخورد می کند. برخوردی که مناسب یک وبلاگ نیست!

پی نوشت: این پست ارتباط هایی به فراخوان بلاگ نوشت هم دارد. شما هم بنویسد.


 


آیت‌الله دستغیب:

آیت الله دستغیب در سخنرانی روز نوزدهم ماه رمضان، گفت: «انسان موحد، دنبال قدرت و حکومت بر مردم نیست، دنبال این نیست که سلطنت و حکومتش را حفظ کند و دوست ندارد مردم از او تعریف کنند.»

این مرجع تقلید شیعیان در ادامه افزود: «شخص غیر موحد همواره در پی حکومت بر مردم است و دوست دارد که مردم از او تعریف کنند و عاشق کسانی است که سلطنت و حکومتش را حفظ می‌کنند.»

آیت‌الله دستغیب در ادامه با اشاره به اینکه «شخص موحّد اهل صدق و راستگویی است و با دلیل و منطق حرف می‌زند» گفت: «حضرت ابراهیم یک شخص صادقی بود و اهل دروغ و اینکه در صدد توجیه باشد، نبود. بر عکس، نمرود، یک شخصی بود اهل دروغ و با وجودی که این را می‌دانست، باز هم همین رویه را در پیش می‌گرفت. امام علی آنقدر راستگو بود که جزء صدّیقین شمرده می‌شد.»

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه شخص موحّد به دنبال امنیت واقعی است، نه اغتشاش، اضافه کرد: «امنیت واقعی امام علی این بود که مردم را متوجه خدایتعالی کنند. اما در مقابل معاویه یک همچین رویه ای نداشت؛ لذا در هر کجا که می دید مردم از او تبعیت نمی کردند، عده‌ای را می فرست تا اغتشاش کنند و وضع را تغییر دهند.»

سخنان آیت‌الله دستغیب درباره «اغتشاش» درحالی مطرح می‌شود که هفته گذشته «گروهی ناشناس» اقدام به رنگ‌پاشی بر روی درب خانه وی کردند و متواری شدند.

 آیت‌الله دستغیب در سخنرانی‌های یک سال گذشته خود، به شیوه رفتار با مردم انتقاد و گفته بود با دسته بندی مردم به طرفدار و ضد ولایت فقیه مخالف است و آنها را نباید به جان یکدیگر انداخت.

هتک حرمت به بیوت و دفاتر علما در زمان دولت احمدی‌نژاد به پدیده‌ای متداول تبدیل شده است.

پیش از این نیز حمله به بیوت آیات عظام منتظری، صانعی، صدوقی و طاهری اصفهانی صورت گرفته بود که با سکوت مقامات انتظامی و امنیتی روبرو شد.

منبع: کلمه


 


هاجر رزمیا
برزخ

رفته بودم کتاب‌فروشی کودکان که چند تا از آن قديمی‌هايش را سوا کنم، بگذارم گوشه‌ی کتاب‌خانه، بشود تحفه‌يی برای نسلی که دارد پا می‌گيرد تا بدانند قبل از پاور رنجرز و بت‌من، سيندرلايی و سفيد برفی و آليسی هم بوده‌اند. با شور و شعف بچه‌گانه‌يی چند تايی را که تصويرگری‌هايش همان قديمی‌ها بود، برداشتم ...

اين‌ها را که می‌خوانی می‌بينی بچه‌ها چه ذهن سر راست و بی پيچ و خمی دارند. خاله‌ی عروسک من را که يادتان هست؟ با تصويرگری آقای غلام‌علی مکتوبی در سال ۱۳۶۹. و سفيد برفی و سيندرلا ... آخ! سيندرلا ...

چيزی که اين وسط توی ذوق می‌زند روايت تازه‌يی‌ست که از ملاقات سيندرلا و شاهزاده چاپ شده است. پيش‌ترها، تا همين ده بيست سال پيش، آن طوری بود که وقتی سيندرلا وارد قصر می‌شود همه مات و متحير می‌مانند از آن همه حسن جمال و پسر شاه تنها او را برای رقصيدن انتخاب می‌کند و سپس شد آن‌چه شد ...

اين روزها توی کتاب چاپ‌شده در آستانه‌ی سال هشتاد* اين طور آمده است:
«از آن لحظه به بعد شاهزاده حتا يک لحظه هم سيندرلا را تنها نگذاشت. در حالی که آن‌ها با يک‌ديگر صحبت می‌کردند، دو خواهر ناتنی سيندرلا آه می‌کشيدند و می‌گفتند شاهزاده فقط با اين دختر صحبت می‌کند!»

سفيد برفی را يادم هست آن زمان اين طور بود که وقتی که با سيب سمی نامادری به خواب مرگ رفت، با بوسه‌ی شاهزاده‌يی طلسم شکسته و او زنده شد. فرض کنيم بچه‌های ما خيال کنند که وقتی شاهزاده سفيد برفی را صدا بزند زنده می‌شود و باز فرض کنيم که بچه‌ها هرگز نمی‌پرسند چرا هفت کوتوله‌ی مهربان که سفيد برفی را خيلی دوست داشتند او را صدا نزدند! و چرا سفيد برفی با صدای هفت کوتوله بيدار نشد؟ و واقعا چرا؟

کودکی سرگردان پی روابط علّی داستان می‌گردد و به نظرش می‌آيد که سفيد برفی داستانی بی‌مايه است و هفت کوتوله هم لابد بی‌عرضه بوده‌اند و به اندازه‌ی اسپايدرمن و بت‌من قوی نبوده‌اند.

اين طور می‌شود که کودکان نسل آينده بی‌خبر می‌مانند از رمز و راز عشق ...

توی فيلم‌هايمان اگر قيچی به دست گرفتيم و جوانی بنجامين باتن را بريديم مثلا، و همه‌ی آن‌چه را دل‌مان خواست بر سر شعر و ترجمه آورديم، ديگر ما را به نوستالژی کودک چه کار؟

* سيندرلا، ترجمه‌ی زهرا اصفهاني، انتشارات فکر برتر، چاپ ۱۳۷۹


 


در دیدار با خانواده احمد نعیم‌آبادی از کشته‌شدگان جنبش سبز

زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی به همراه جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی، به منزل پدری احمد نعیم‌آبادی از کشته‌شدگان ۲۵خرداد سال ۸۸ رفتند و با خانواده وی دیدار و گفت و گو کردند.

رهنورد ضمن دلجویی از این خانواده، صبر و بردباری آنها را ستود و گفت: «اطمینان داریم که خون او و همه شهیدان جنبش سبز به ثمر خواهد نشست.»

در آغاز این دیدار خانواده نعیم‌آبادی با ارائه گزارشی از چگونگی کشته شدن فرزندشان گفتند: «احمد، نخستین شهید تظاهرات میلیونی ۲۵خرداد است که بعد از انتقال به بیمارستان رسول اکرم به شهادت رسید.»

خانواده نعیم‌آبادی در این دیدار تاکید کردند همچنان به فرزندشان افتخار می‌کنند و به درستی راه او ایمان دارند.

به گفته این خانواده مراجع قضایی به تازگی به آنها پیشنهاد دریافت دیه داده‌اند اما آنها از پذیرفتن دیه سرباززده‌اند و مصرانه خواستار شناسایی و محاکمه عاملان و آمران کشته شدن فرزندشان و دیگر کشته‌شدگان جنبش سبز شده‌اند. آنها همچنین بارها به مراجع قضایی شکایت کرده‌اند، اما پس از یکسال هنوز پاسخی دریافت نکرده‌اند.

منبع: کلمه

پیشینه:

سوگواری خانواده‌های کشته‌شدگان ۲۵ خرداد تحت تدابیر امنیتی


 


گزاره‌های گفتگو با رضا معینی درباره اعدام‌های سال 1367

چندی پیش و مطابق سنتی بیست و یک ساله، بستگان عده ای از زندانیان سیاسی اعدام شده در تابستان و پائیز ۱۳۶۷به گورستان خاوران در نزدیکی تهران رفتند. اما ماموران حکومتی از سوگواری آنها جلوگیری کردند.

اعدام‌شدگان اکثراً حکم حبس خود را می‌گذراندند و برخی حتی بعد از سپری شدن دوران محکومیت خود هنوز در زندان بودند.  آیت‌الله منتظری در خاطرات خود شمار این اعدام‌ها را ۲۸۰۰تا ۳۸۰۰برآورد می‌کند. اما مدافعان حقوق بشر آن را نزدیک به ۵هزار نفر اعلام کرده‌اند.

رضا معینی، مسئول میز ایران، افغانستان و تاجیکستان در سازمان خبرنگاران بدون مرز، از فعالان سیاسی دهه نخست انقلاب است و در همین دهه، سیزده عضو از خانواده و اقوام خود را از دست داده است. آیدا قجر گفتگویی با او انجام داده که در جرس منتشر شده است. شماری از مهم‌ترین گزاره‌های آن را برای خوانندگان سی‌میل انتخاب کرده‌ایم:

* از جنگهای صلیبی تا امروز، همواره جنگ و دشمن خارجی و همکاری با دشمنان خارجی بهانه ای برای سبعیت و خشونت و سرکوب بوده است.در تجربه‌های کشتار راواندا، کشتار کنگو، لیبریا، افغانستان و جنگهای جهانی با کشاندنش به مرزهای داخلی، عملا هر آن کسی را که مخالف است دشمن می‌شمارند. اعدامهای اوایل انقلاب هم اینطور بوده تا به امروز که بدنه‌ی آن حکومت و مسئولین سابقش را هم به نیروهای خارجی ربط می‌دهند.

* از سال 66 طرح اجرای قتل عام در دست مسئولین جمهوری اسلامی بود؛ در آن سالها فکر صلح و پایان دادن به جنگ مساله ی اصلی بود اما پایان جنگ برای جمهوری اسلامی عواقب سنگینی داشت.اگر جنگ پایان می‌یافت برای بازسازی کشور  نیاز به ارتباط با اروپا و دنیا داشتند، مشکل بعدی نقض فاحش حقوق بشر بود.

*  اعدامهای بی رویه عملا یعنی غیرقانونی و فقط در رابطه با 67 نبوده؛ از همان فردای انقلاب، متاسفانه مجموعه‌ی نیروهایی که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کرده بودند  به این مساله بی‌توجه بودند و از همان فردای انقلاب و از زمان کشتار مسئولین نظام گذشته، این بی قانونی بود.

*  مجموعه این حکومت، حکومتی خود سر است که قوانین خود را نیز زیر پا می‌گذارد.

* مساله بی قانونی، اصلی ترین مساله ایست که می‌توان در این گونه موارد به آن اتکا کرد. البته در رابطه با قتلهای 67 اینها قانونی بوده زیرا فتواها از سوی آیت‌الله خمینی مطرح شده بود.

* در رابطه با جنایاتی که انجام شده عدالت باید برقرار شود نه بخشش یا فراموشی؛ آن موقع یک تصمیم فردی و اخلاقی است که آیا من ببخشم یا خیر.نکته‌ی مهم به نظر من مساله ی دادخواهی است و نگاه من به مساله ی دادخواهی نگاهی انتقام گیرانه نیست، بایدبه آینده نگاه کرد.

* آنچه که می‌تواند ضرری را که به این خانواده‌ها وارد شده در طی سالهای طولانی، جبران کند عدم به‌وجود آمدن شرایطی است که دوباره اینگونه جنایات بتوانند به وجود بیایند. مساله‌ی مرکزی دادخواهی اینست که دیگر هرگز چنین مباد.

* اگر آن دادخواهی انجام نشود همواره امکان تکرار هست؛ یعنی وقتی می‌کشند و پنهان می‌کنند، وقتی قتل عام می‌شود و می‌گویند نشده است بنابراین امکان پذیر است.این همان تفکری است که برمبنای دیکتاتور منشانه بودن و تمامیت‌خواه بودن بوده.

* جنایت علیه بشریت از نظر حقوقی مشمول مرور زمان نمی‌شود. هر چند سالی که طول بکشد نزدیکان این کشته‌شدگان پیگیریشان را ادامه می‌دهند.

* یکی از مسائل مهمی که به نظرم همواره باید گفت، اقدام آیت الله منتظری در سال 67 و کاریست که در اعتراض به این اعدام‌ها انجام دادند.در تاریخ معاصر ما بی سابقه است که یک مسئول حکومتی در اعتراض به اعدام و کشتار و اعتراض به نقض حقوق بشر از حکومت فاصله بگیرد و اعتراض کند بویژه آنکه در یک قدمی به دست گیری همه‌ی قدرت هم هست.

* نقش آقای منتظری تنها در رابطه با 67 نیست؛ در پی سالهای دهه‌ی 60، او تنها مرجع تظلم‌خواهی خانواده‌ها بود. او تنها مرجعی بوده که در خانه‌شان بر روی کسانی که مورد ظلم قرار گرفتند هنوز هم باز است. در آن سالها آقای لاجوردی یک «اردوگاه مرگ اجباری» به مفهوم واقعی کلمه در اوین و همکارش حاج داوود نامی در قزل حصار به وجود آورده بودند که بعدا با دخالت آقای منتظری، وضعیت زندان کمی بهتر می‌شود.

* بیشترین آزار و اذیت‌ها در طی این مدت برای ما بوده است. در طی چند سال گذشته خانواده ی قربانیان 67، احضار و بازجویی شدند. از پیرزن 85 ساله تا دختر 16 ساله تهدید می‌شود اما جایی کسی صحبتی نمی‌کند.من با همه‌ی احترامی که برای مسئولین هر جنبش سیاسی دارم اما این را نمی‌پذیرم؛ نه از مسئولین جنبش سبز و نه از هیچ مسئول جنبش سیاسی یا مدنی دیگری. کمترین کاری که می‌شود کرد محکوم کردن است.

* امروز بخش عمده‌ی دست اندرکاران آن جنایت همچنان بر سرنوشت جوانان حکمرانی می‌کنند. آقای ناصریان یا قاضی مقیسی که امروز هم جوانان این کشور را محاکمه می‌کنند از دست اندر کاران قتل عامهای 67 بودند.آقای رئیسی مقام عالی‌رتبه‌ی قضایی یا آقای نیری و آقای صلواتی نیز همچنین.

* سوگواری هم یک حق است، اما خانواده‌ها از سوگواری محروم شدند و پیکرها گم شدند.  حتی در خاوران یعنی بر گور گم‌شده هم اجازه‌ی گریه کردن نمی‌دهند.تلخ‌ترین قسمت این ماجرا این است.

*‌ در هیچ جامعه‌ای از شیلی تا آفریقای جنوبی تا وقتی که مساله‌ی دادخواهی انجام نشود، دموکراسی برقرار نخواهد شد.

منبع: جرس

پیشینه:

مسؤولین اعدام‌های 67 به جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی متهم شدند


 


به گزارش بانک مرکزی، قیمت 5 گروه کالائی از 11 گروه بررسی شده در هفته‌های اخیر افزایش یافته است.

بنا بر آخرين گزارش بانك مركزي از متوسط قيمت خرده‌فروشي برخي از موارد خوراكي در تهران، قيمت گروه‌هاي كالايي «ميوه‌هاي تازه، سبزي‌هاي تازه، روغن‌نباتي، گوشت‌قرمز و لبنيات» در هفته‌های اخیر فزايش يافت.

در این بین تخم‌مرغ با 31.6 درصد افزايش قيمت، ركورددار افزایش قیمت‌هاست و گروه‌هاي كالايي قند‌و‌شكر، گوشت ‌قرمز و گوشت مرغ نيز به ترتيب با 29، 22.1 و 20.9 درصد بيشترين افزايش قيمت را نسبت به سال گذشته داشته‌اند.

همچنین دراین گزارش کالاهائی همچون شکر و روغن نباتي جامد با افزایش قیمت مواجه بوده اند.

گفتني است طي ماه رمضان قيمت بسياري از اقلام اساسي مورد نياز مردم افزايش يافته است و مردم به‌ناچار پذيراي اين گراني بر سفره‌هاي خود هستند.

منبع: تهران امروز


 


وزارت خارجه فرانسه به مطالب درج شده توسط روزنامه کیهان، که در آن همسر رئیس‌جمهور فرانسه «فاحشه» و «مستحق مرگ» نامیده شده واکنش نشان داد و این توهین‌ها را «غیر قابل قبول» خواند.

روزنامه کيهان روز شنبه ششم شهريور در ستون خبر ويژه، در مطلبی تحت عنوان «فواحش هم وارد داد و قال حقوق بشر شدند»، به بهانه درخواست همسر رئيس جمهوری فرانسه برای توقف حکم سنگسار سکينه محمدی آشتيانی، وی را «فاسد الاخلاق» و «مستحق مرگ» خواند.

برنار والرو، سخنگوی وزرات خارجه فرانسه در واکنش به این اقدام کیهان گفت: «توهین‌هایی علیه چند شخصیت فرانسوی از جمله خانم کارلا برونی-سرکوزی که در روزنامه کیهان آمده و از سوی وب‌سایت‌های ایرانی تکرار شده غیر قابل قبول است.»

وی افزود: «ما در حال اعلام این پیام از راه‌های عادی دیپلماتیک هستیم.»

این درحالی‌ست که رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران، امروز در این زمینه به خبرنگاران گفت: «توهین به مقامات سایر کشورها و به کار بردن کلمات نادرست مورد تأیید نظام جمهوری اسلامی ایران نیست».

روزنامه کیهان که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی منتشر می شود همچنین از کارلا برونی با عنوان «همسر بدنام نیکلا سارکوزی» یاد کرد و نوشت: «برونی هنرپيشه و خواننده فاسدالاخلاق ايتاليايی توانست خانواده ساركوزی را از هم بپاشد و همسر رئيس جمهور فرانسه شود و به تازگی اخبار جديدی از ارتباطات وی با يك خواننده منتشر شد.»

پیش‌تر نیز گزارشگر بخش خبری 20:30 در تلویزیون ایران، حمایت کارلا برونی از سکینه محمدی را به دلیل «همزاد پنداری» و «روابط نامشروع» همسر نیکولا سارکوزی دانسته بود.

کارلا برونی اخیرا در نامه‌ای برای حمایت از سکینه محمدی آشتیانی نوشته: «از همان‌جایی که هستید و از قعر سلول‌تان، بدانید که همسر من تقاضای آزادی شما را دنبال می‌کند و فرانسه هرگز شما را رها نخواهد کرد.»

منبع: رادیو فردا و فارس

پیشینه:
کیهان همسر رئیس جمهور فرانسه را «فاحشه» خواند
تلویزیون ایران:‌ «روابط نامشروع» کارلا برونی، علت حمایت او از سکینه محمدی


 


راه آهن جمهوری اسلامی ایران در پی خروج 7 واگن از قطار باری در محور تهران-جنوب از تاخیر حداقل 7 ساعته برای کلیه قطارهای مسافری این محور خبر داد.

مهدی حاجیان سخنگوی راه آهن جمهوری اسلامی ایران ضمن اعلام این خبر، گفت: «ساعت 9 و 50 دقیقه صبح امروز سه شنبه 7 واگن از یک قطار باری از خط خارج که موجب انسداد مسیر شده است.»

وی محل این سانحه را ایستگاه تنگه 5 شیر در اندیمشک لرستان اعلام کرد و اظهار داشت: «بر همین اساس، قطارهایی که در محور جنوب در حال حرکت بودند، به دلیل این اتفاق متوقف شدند.»

مسئول روابط عمومی راه آهن لرستان نیز با بیان اینکه در حال حاضر قطارهای مسیر اهواز به تهران متوقف شده اند، افزود: «هم اکنون بیش از 3500 مسافر در ایستگاه اندیمشک معطل هستند.»

وی در پایان اعلام کرد: «امید می رود امشب مسیر برای تردد قطارهای مسافربری باز شود در غیر این صورت مسافران با اتوبوس جابجا خواهند شد.»

منبع: مهر(+,+,+)


 


 

قبوض برق با مبالغ بدهی سنگین 200 تا 500 هزار تومان، هزاران خانواده اهوازی را بهت زده کرد و مراجعه آنان به دفاتر امور مشترکین برق اهواز نیز تاکنون هیچ نتیجه‌ای نداشت. 

معترضان گفتند: «با توجه به دمای حدود 50 درجه اهواز در طول 2 ماه گذشته که بسیاری از مردم را خانه‌نشین کرد قبوض برق که عموما 8000 تا 11000 کیلو وات مصرف را نشان می‌داد با مبالغ بدهی سنگین 200 تا 500 هزار تومان به مشترکان تحویل شده است.»

وزارت نیرو الگوی مصرف را در استان ماهانه 3000 کیلووات ساعت تعیین کرده که این رقم و افزایش حداقل 30 برابری نسبت به ماه‌های عادی برای خانواده‌های اهوازی که حداقل 2 کولر گازی در منازل‌شان مورد استفاده قرار می‌دهند جواب‌گو نیست.

به گفته یک منبع آگاه:‌ «در استان خوزستان باید مبنای الگوی مصرف ماهانه حداقل 4000 کیلووات ساعت باشد که متاسفانه وزارت نیرو به هیچ‌وجه زیر بار این رقم نرفته و این مقدار فقط در شهرهای آبادان و خرمشهر موافقت شده است.»

«در حالی که دمای هوای اهواز در طول 3 ماه گذشته عموما بالاترین دما را در سطح کشور نشان داده است.»

پیش از این نیز بسیاری از مشترکان ساروی با مشاهده قبض‌های برق خود که در مقایسه با دوره قبلی افزایش چشمگیری داشته شوکه شده و نسبت به نحوه محاسبه آن اعتراض کرده بودند.

افزایش چشمگیر و باور نکردنی تعرفه، حذف مبلغ یارانه ها از برخی فیش ها، ثبت 61 روز برآورد و محاسبه روز غیرگرم و محاسبه جهشی هزینه ها از جمله مواردی است که با اعتراضات شدید مردم مواجه شده بود.

به نظر میرسد این افزایش قیمت‌ها در پی موافقت نهائی آقای احمدی‌نژاد با جریمه مشترکان پرمصرف صورت گرفته است. وزیر نیرو پیشتر در این ارتباط گفته بود: «زمان و طرز اعمال این جریمه‌ها در دست طراحی است؛مهم این است که رئیس دولت با جریمه مشترکان موافقت کرده.»

منبع: آفتاب

پیشینه خبر: قبض‌های برق 200 هزار تومانی و اعتراض مردم ساری


 


منوچهر متکی وزیر امور خارجه می‌گوید اجرای هفت مورد سنگسار در ایران طی پنج سال گذشته نشان می‌دهد که اجرای این حکم در جمهوری اسلامی «بسیار نادر» است.

آقای متکی در گفتگو با مجله اشپیگل گفته است: ««بسیاری از چیزهایی که در مورد اخیر (سکینه محمدی آشتیانی) گزارش شده یا کاملاً غلط است یا ضد و نقیض است.»

وی به کشور‌های غربی توصیه کرده که «نباید توسط کسانی که می‌خواهند ما را بدنام کنند گمراه شود.»

سکینه محمدی آشتیانی، مادر دو فرزند نوجوان، در سال ۱۳۸۴ به جرم مشارکت در قتل همسرش به تحمل ۱۰ سال حبس محکوم شد، اما چندی پیش به اتهام «ارتباط نامشروع» به سنگسار محکوم شد.

محکومیت این زن ۴۳ ساله به مجازات سنگسار با اعتراض‌های گسترده دولت‌ها و سازمان‌های حقوق بشری و شخصیت‌های جهانی روبه‌رو شده‌است.

منوچهر متکی در ادامه مصاحبه خود با اشپیگل اظهار داشت که درخواست بین‌المللی برای لغو حکم سنگسار خانم آشتیانی، «با حمایت افرادی صورت می‌گیرد که با کمک چند نفر سیاستمدار اروپایی و رسانه‌ها مشغول یک بازی متقلبانه هستند.»

سازمان‌های بین‌المللی در آمارهای خود از اجرای ۱۵۰ حکم سنگسار در ۳۰ سال گذشته در ایران خبر داده‌اند.

منبع: رادیو فردا


 


فتح‌الله زمانیان٬ رئیس پلیس مبارزه با قاچاق کالا و ارز ایران گفت: «طی ۵ماه گذشته٬ بالغ بر ۲۸میلیون قلم انواع داروهای قاچاق کشف شده، که در مقایسه با مدت مشابه در سال قبل٬ ۲۰۰درصد افزایش داشته است.»

وی اغلب داروهای خارجی قاچاق را تاریخ گذشته و تقلبی دانست و گفت: «بسياري از كسانی كه از اين نوع داروها استفاده می‌كنند، نه تنها تأثيری در روند سلامتی آنان ندارد بلكه منجر به تشديد بيماری مي‌شود.»

به گفته زمانیان، «زدن برچسب با تاریخ تقلبی به داروها و زدن برچسب غیرقانونی داروهای اصلی به داروهای مشابه قاچاق از جمله اقداماتی است که قاچاقچیان انجام می‌دهند و بسیاری از آنان به هنگام انجام آن دستگیر شده‌اند.»

وی همچمین مبدا ورود داروهای تاریخ گذشته را کشورهای همسایه دانست و گفت: «مبادي ورودي داروهاي قاچاق، استان‌هاي غربي يعني آذربايجان غربي و كردستان است.»

او گفت: «بیش‌ترین میزان قاچاق را داروهاي تقويتی، نيروزا و محرك‌های جنسی به خود اختصاص داده‌اند.»

سخنان وی در حالی بیان می‌شود که پیشتر مدیرکل نظارت بر امور دارویی و مواد مخدر وزارت بهداشت گفته بود: «درصد قاچاق دارو از 20 تا 25 درصد به زیر 10 درصد رسیده است.»

وی گفته بود: «درصد قاچاق دارو و مکمل‌های دارویی به کشور از آنچه که سازمان جهانی بهداشت در کشورهای در حال توسعه 10 تا 15 درصد اعلام کرده کمتر است.»

به اعتقاد محمدرضا شانه‌ساز، «رقم واقعی قاچاق سالانه دارو در مجموع کل چرخه دارویی و مکملهای غذایی و دارویی کشور 80 تا 150 میلیارد تومان است.»

منبع:جهان

پیشینه خبر: سالانه 80 تا 150 میلیارد تومان دارو در کشور قاچاق می‌شود


 


یک فروند هواپیمای توپولف متعلق به شرکت هواپیمایی «کیش ایر» در باند فرودگاه مشهد به علت ترکیدگی لاستیک دچار آتش‌سوزی شد.

کاپیتان بهاری، مدیرعامل شرکت هواپیمایی «کیش‌ایر» علت این سانحه را مشکل فنی خوانده و از ارائه اطلاعات بیشتر خودداری کرده است.

این چهارمین سانحه هوایی ظرف یک هفته گذشته در ایران است.

در چهارم شهریور، هواپیمای مسافربری ایرانی که در مسیر تهران-دوسلدورف در پرواز بود بعلت نقص فنی در موتور سمت چپ مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه استامبول شد.

همچنین در هفته اول شهریور هواپیمایی که از تهران عازم شهر تبریز در شمال غرب ایران بود، هنگام فرود از باند منحرف شده و داخل کانال افتاد.

۳۱ خرداد ماه امسال، رسانه‌ها اعلام کرده بودند ایران استفاده از هواپیماهای توپولف ۱۵۴ را ممنوع خواهد کرد.

منبع: ایلنا


 


وب‌سایت البرز نیوز و شبکه ایران (وابسته به ایرنا) از کشته شدن خواهر سردار مشفق، یکی از مقام‌های امنیتی و نظامی در یک سانحه رانندگی خبر دادند.

به گزارش این رسانه‌ها، چندی پیش (نیمه شعبان) کامیونی در جاده مشهد به «خیال حضور سردار مشفق در ماشین سمند اقدام به انحراف» آن از جاده کرد که در پی این سانحه، خواهر و یکی از بستگان این مقام نظامی جان خود را از دست دادند.

عبدالله ضیغمی مشهور به سردار مشفق، معاون اطلاعات قرارگاه ثارالله در جریان یک سخنرانی در مشهد اتهاماتی متوجه رهبران جنبش سبز و اصلاح‌طلبان کرده که واکنش‌های بسیاری به همراه داشته است.

در واکنش به این اتهامات، محسن امین‌زاده، مصطفی تاج‌زاده، عبدالله رمضان‌زاده، فیض‌الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی از وی و برخی نهاد‌های مرتبط با تقلب در انتخابات سال گذشته شکایت کردند.

این هفت عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت، پس از انتخابات بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به حبس‌های طولانی محکوم شده‌اند.

خبر کشته شدن خواهر سردار مشفق تاکنون از سوی هیچ یک از مقام‌های مسئول و نهاد‌های رسمی تائید نشده است.

وب‌سایت البرز نیوز هم در گزارش خود آورده که از انتشار عکس‌های بیشتر از این حادثه به علت «دلخراش» بودن تصاویر خودداری می‌کند.

منبع: البرز نیوز و شبکه ایران

پیشینه
«ترفیع و تشویق عوامل کودتا با وجود مخالفت خامنه‌ای»
شکایت هفت فعال سیاسی از یک گروه نظامی‌ـاطلاعاتی


 


مجتبی ذوالنور:

مجتبی ذوالنور جانشین نماینده علی خامنه‌ای در سپاه می‌گوید: «قصه مشایی از اشتباهات مبیّن احمدینژاد است و اصلا توجیهبردار نیست.»

آقای ذوالنور گفته که «ما نسبت به موضوع مشایی و توجیهات احمدینژاد معترض هستیم. احمدینژاد تعلق خاطر در حد شیفتگی با مشایی دارد و این جور نیست که ارتباط آنها معمولی و قابل بریدن از هم باشد.»

ذوالنور به تلاش برخی افراد برای توجیه احمدی‌نژاد نسبت به رفتارهای اسفندیار رحیم‌مشایی اشاره کرد و افزود: «بزرگانی تلاش کردند که این موضوع را رفع کنند اما نتیجه نداشت و ما هم بهتر است خیلی هم وقت خودمان را صرف مسائلی که نتیجه ندارد نکنیم.»

بسیاری از محافظه‌کاران از منتقدان سرسخت اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد هستند.

برخی اظهارات و مواضع رحیم مشایی باعث خشم محافظه‌کاران شده است، به طوری که آنها بارها از احمدی‌نژاد خواستار برکناری‌اش از پست‌های دولتی شده‌اند.

احمدی‌نژاد در مقابل این انتقاد‌ها و اعتراض‌ها از رحیم مشایی حمایت کرده و پست‌های دولتی قابل توجهی به وی داده است.

منبع: مهر

پیشینه
رحیم‌مشایی: از فیروزآبادی شکایت می‌کنم
توکلی: احمدی‌نژاد تکلیف خود را نسبت به رحیم مشایی روشن کند


 


فاطمه کروبی می‌گوید فشار‌ها و وحشت آفرینی‌ها علیه مهدی کروبی و خانواده‌اش مانع از شرکت همسرش در راهپیمایی روز قدس نخواهد شد.

شب گذشته گروهی از لباس شخصی‌ها به گفته خانم کروبی با هدف «وحشت آفرینی» مقابل خانه مهدی کروبی تجمع کرده و شعار‌هایی علیه وی سر دادند.

خانم کروبی گفته که «این شیوه‌ها هیچ تاثیری در حاج آقا ندارد و واقعا متاثریم از اینکه نظام کارش به اینجا رسیده که با این شیوه می‌خواهد حکومت را ادامه بدهد.»

وی افزود: «ما نگران اصل نظام و مردم هستیم. نگران هستیم که چرا وضع نظام به اینجا کشیده که عده‌ای را در منطقه رها می‌کنند تا هر گونه ناآرامی به وجود بیاورند.»

این نخستین‌بار نیست که منزل مهدی کروبی مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد.

پیش از این بارها از این دست تجمعات در مقابل منزل دبیر کل حزب اعتماد ملی برپا شده و تجمع کنندگان حتی تا بدانجا پیش رفته‌اند که به پاشیدن رنگ به در و دیوار منزل او مبادرت کرده‌اند.

خانم کروبی این نوع برخوردها را سازماندهی شده می‌داند و می‌گوید: «امیدوارم خدا به بزرگانشان که این افراد را راهی این منطقه می‌کنند عقل بدهد. این راه مبارزه نیست، اگر حرفی با آقای کروبی دارند از راه قانون، استدلال و منطق وارد شوند.»

منبع: روز آنلاین

پیشینه
منزل کروبی در محاصره لباس‌ شخصی‌ها


 


روزنامه کيهان روز شنبه ششم شهريور در ستون خبر ويژه، در مطلبی تحت عنوان «فواحش هم وارد داد و قال حقوق بشر شدند»، به بهانه درخواست همسر رئيس جمهوری فرانسه برای توقف حکم سنگسار سکينه محمدی آشتيانی، وی را «فاسد الاخلاق» خوانده است.

این روزنامه که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی منتشر می شود از کارلا برونی با عنوان «همسر بدنام نیکلا سارکوزی» یاد کرد و نوشت: «برونی هنرپيشه و خواننده فاسدالاخلاق ايتاليايی توانست خانواده ساركوزی را از هم بپاشد و همسر رئيس جمهور فرانسه شود و به تازگی اخبار جديدی از ارتباطات وی با يك خواننده منتشر شد.»

شبکه خبر هم در وب‌سايت خود در مطلبی با حمله به خانم برونی نوشته است:«کارلا برونی همسر رئيس جمهوری فرانسه که فساد متعدد اخلاقی خود و شوهرش بارها رسانه‌ای شده است با ارسال نامه‌ای از سکينه اشتيانی حمايت کرد.»

پیش‌تر نیز گزارشگر بخش خبری 20:30 در تلویزیون ایران، حمایت کارلا برونی از سکینه محمدی را به دلیل «همزاد پنداری» و «روابط نامشروع» همسر نیکولا سارکوزی دانسته بود.

توهين رسانه‌های نزديک به دولت در ايران، در برخی رسانه‌ها بازتاب داشته و روزنامه ديلی تگلراف در تيتری نوشته است: «ايران، کارلا برونی را فاحشه خواند.»

کارلا برونی اخیرا در نامه‌ای برای حمایت از سکینه محمدی آشتیانی نوشته: «از همان‌جایی که هستید و از قعر سلول‌تان، بدانید که همسر من تقاضای آزادی شما را دنبال می‌کند و فرانسه هرگز شما را رها نخواهد کرد.»

منبع: روزنامه کیهان و رادیو فردا


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 09/01/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



باراک اوباما در جریان سخنرانی اش با مردم آمریکا در مورد استراتژی عراق، خروج سربازان آمریکایی از عراق را اعلام می کند که از قدم های مهمی است که او در برنامه اش اعلام کرده بود. اما توجه او بر مسائل گسترده تری خواهد بود.

این هفته و مسئله عراق برای آقای اوباما یادآور یک سال پیش است که گفت روابط با روسیه را تجدید می کند و به سراغ مسائل مهم آمریکا در منطقه یعنی عراق و افغانستان، مسئله صلح اسراییل و فلسطینی ها و مناقشه ایران خواهد رفت.

مقامات دولت آمریکا باور دارند که شانس کمی در موفقیت در این زمینه ها دارند در حالی که خاورمیانه نشان داده همواره می تواند نسبت به برنامه ریزی ها و پیش بینی ها، غیرقابل انتظار باشد.

هرقدر هم شانس پیروزی در این زمینه ها وجود داشته باشد، یک موضوع هست که در عراق، افغانستان و بخش های فلسطینی مسئله ساز است. در همه این حوزه ها، مسئله اصلی پاک کردن ایران و اسلامگرایان افراطی و تندرو است.

دولت بوش در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد چرا که به این نتیجه رسیده بود که نباید اجازه داد امنیت آمریکا به خاطر یک ترکیب خطرناک به هم بریزد. ترکیب افراطی ها با یک نظام سرکش که در حال دستیابی به سلاح های کشتار جمعی بود. از آن زمان مسئله تهدیدها علیه امنیت آمریکا سمت و سوی دیگری گرفته است. القاعده در حال حاضر خطرناک است نه به خاطر این که از حمایت یک نظام برخوردار است، که به این دلیل که به گروه های مختلف تقسیم شده و به طور مخفی در پاکستان، افغانستان، یمن و سومالی که دولت های ضعیف و نامطمئن سرکار هستند، فعالیت می کند.

در حال حاضر، مسئله یک نظام خطرناک دیگر مطرح است که تلاش دارد به سلاح کشتار جمعی مجهز شود. اما مشکل از عراق نیست و در کشور همسایه، یعنی ایران است. حاکمان تندرویی که در ایران با حزب الله لبنان و تندروهای حماس در غزه دوستی دارند.

تلاش های سیاست خارجی آمریکا در سال آخر دولت بوش و دو سال دولت اوباما، نشان از تغییرات در واقعیت های جدید در منطقه دارد. تلاش برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق، در ظاهر کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه و کمک به دولت سکولار و باثباتی است که بتواند با نیروهای غیردموکراتیک و تندرو مقابله کند. تلاش برای افزایش نیروها در افغانستان هم برای مقابله با نیروهای شورشی و رسیدن به اهدافی مشابه عراق است تا دولت همسو با غرب در افغانستان بتواند وظایف خود را خوب انجام دهد.

شروع دوباره گفت وگوهای مستقیم میان اسراییل و فلسطینی ها که با میزبانی آقای اوباما از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل و محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی شروع می شود، تلاشی است برای نجات سرزمین های فلسطینی از لغزیدن به سمت تندروی که به ویژه منطقه بدون دولت آن را هدف گرفته است.

و دست آخر، تلاش دولت آمریکا برای افزایش فشارها بر ایران که با قطعنامه چهارم تحریم های شورای امنیت شروع شد تا فشار اقتصادی را بر ایران بیشتر کند و این فشارها برای عقب کشیدن جمهوری اسلامی از راه هسته ای، موثر واقع شود.

اما هرگونه حرکت مستقیم در سیاست های منطقه وابسته به ایران است. در عراق باید تلاش های تهران عقب نشانده شده و دولت ائتلافی تشکیل شود. مقابله با تندروها در افغانستان هم بستگی با همسایه غربی این کشور، یعنی ایران دارد.

مسئله فلسطینی ها و اسراییل هم باید تمرکز نه فقط بر روی رسیدن به صلح، که حل مشکل سیاسی همسویی دولت های عربی برای مقابله با خطر اتمی ایران باشد. موفقیت در این سیاست کمک می کند تا حتی نفوذ ایران بر روی حماس که مخالفت دولت محمود عباس است، بی اثر شود.

البته این امکان هم هست که همه چیز به هم بریزد. با خروج نیروهای آمریکایی از عراق، دولت ضعیف و چند پاره عراق به دام ایرانی های دردسر ساز می افتد. هرگونه مذاکرات اسراییل و فلسطینی ها در صورت استمرار شهرک سازی معلق می شود و تندروهای حزب الله لبنان و حماس را جری می کند.

پس در بازبینی سیاست خارجی اوباما، همانقدر که فرصت هست، دردسر هم هست. خبر خوب این است که او در حوزه ای فعالیت می کند که هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آن همراه و هم پایه هستند.

* از: جرالد اف سیب (Gerald F. Seib) / در: وال استریت جورنال

شرح عکس: همکاری نیروهای آمریکایی و نیروهای امنیتی محلی در عراق، عکس از کوربیس.


 


تهران - ایران در آخرین تلاش خود برای رویارویی با اثرات تحریم ها، دارایی خود را از بانک های اروپایی بیرون می آورد. این اقدام بخشی از پاسخی است که مقامات ایرانی آن را «جنگ اقتصادیِ» ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی در برابر ایران می نامند.

خبرگزاری نیمه رسمی فارس روز شنبه اعلام کرد که به گفته رییس کل بانک مرکزی ایران، محمود بهمنی، این سازمان پیش تر فهرستی از ذخایر بانکی خود در اروپا اعلام کرده بود و اکنون (مطابق این فهرست) انتقال دارایی داده است.

آقای بهمنی در همایش بانکداری اسلامی در روز شنبه گفت: «امروز کشور در حال تجربه یک جنگ تمام عیار اقتصادی است و ما باید برای چنین شرایطی آماگی کامل داشته باشیم.»

این ماه رییس یکی از بزرگ ترین بانک های ایران، بانک صادرات در بخش نظرات وب سایت بانک گفت: «۴۳۲ میلیون دلار از دارایی های اروپا به وسیله کشورهایی که آن را در اختیار گرفته اند مسدود شده است.» بانک صادرات به خاطر فعالیت های مشکوکش در رساندن نقدینگی به برنامه های اتمی ایران، یکی از چندین بانک ایرانی است که در فهرست تحریم های ایالات متحده قرار گرفته است.

دور چهارم تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد با محدودیت های جداگانه ای توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا تشدید شده است، و این امر داد و ستد بین المللی را بیش از پیش برای ایران دشوار ساخته است. در هفته های اخیر کره جنوبی و ژاپن، شرکای عمده بازرگانی ایران نیز برای همسویی با تحریم ایران قدم پیش نهادند.

بانک هایی که به داد و ستد با بانک های ایران بپردازند با مجازات های شدید روبرو می شوند. این ماه(آگوست) وزارت دادگستری امریکا بانک «بارکلیز» را به خاطر داد و ستد با کشورهای تحت تحریم امریکا، از جمله ایران، به مبلغ ۲۹۸ میلیون دلار جریمه کرد. تحلیلگران می گویند وقتی منابع سنتی داد و ستد ایران درهای خود را به روی این کشور می بندند، جمهوری اسلامی وادار به پیدا کردن جایگزین در میان کشورهای آسیایی و خاورمیانه می شود.

«آنها احتمالا دارایی های خود را به بانک های دیگری در سطح جهان منتقل می کنند.» تحلیلگری که نخواست نامش فاش شود با گفتن این نکته افزود: «اجبار پیدا کردن مسیرهای بانکی دیگر، زندگی را سخت دشوار می کند ولی این به مفهوم ناممکن شدن زندگی نیست.»

با این همه شکی نیست که سال ها تحریم های بین المللی ایران باعث به وجود آمدن آمار بالای بیکاری، تورم و رکود در بخش های مهمی از اقتصاد این کشور شده است. در خلال ۱۲ ماه گذشته آمار رو به رشدی از اخراج دسته جمعی کارگران و کارمندان، عدم پرداخت حقوق و بسته شدن کارخانه ها به دلیل حجم بالای بدهی دولت گزارش شده است.

دولت محمود احمدی نژاد تمایلی به فاش کردن ارقام جاری رشد اقتصادی ندارد، با این همه منتقدان دولت می گویند کشور در سال جاری تنها ۰/۵ درصد رشد اقتصادی داشته است. مشاوری که در ارتباط با داد و ستدهای کلانی در ایران و بین الملل فعالیت می کند می گوید: «وقتی با مردم گفتگو می کنید می بینید که رنج می برند.»

ارقام رسمی، ارزش واردات ایران را در حدود ۵۵ میلیارد دلار بر آورد می کنند. ولی رقم واقعی به دلیل قاچاق و تجارت بازار سیاه می تواند بسیار بالاتر از میزان یاد شده باشد.

بسیاری از اقتصاد دانان سیاست های توسعه طلبانه آقای احمدی نژاد برای افزایش ناگهانی حجم واردات طی ۵ سال گذشته را مقصر این امر می دانند. هجوم واردات ارزان، تولید داخلی را از ارزش انداخته و آن را با پریشانی روبرو ساخته است.

پس از فراخوان آقای بهمنی برای محدود کردن واردات به «کالاهای ضروری»، هفته گذشته نمایندگان مجلس لایحه کاهش واردات غیر ضروری و تقویت تولید داخلی را با قید دو فوریت تقدیم مجلس کردند.

«کاهش مصرف کالاهای وارداتی به معنی مقابله با تحریم هاست». آقای بهمنی این ماه با گفتن این نکته تاکید کرد: «هیچ راه دیگری وجود ندارد و این تنها راه است.»

* از: ویلیام یانگ / در: نیویورک تایمز


 


سکینۀ آشتیانی را سنگسار تهدید می کند زیرا به شوهرش خیانت کرده است. چهره های سرشناس از سراسر جهان می خواهند جلوی مرگ بی رحمانۀ او را بگیرند.

«سکینۀ نازنین، محکوم شده ای که زنده در خاکت بگذارند و سنگسارت کنند! صورت زیبایت مثله می شود! چشمانت، پراز غم، با وقار؛ پیشانیت، روحت – همه آماجِ سنگ اندازان: متلاشی، خرد، لِه !» این تصویری است که همسر رئیس جمهور فرانسه کارلا برونی سارکوزی از سرنوشت سکینۀ محمدی آشتیانی، محکوم به مرگ با سنگسار، در ذهن خود ترسیم می کند.

آنچه طبق حکم دادگاه در انتظارِ زن ایرانی است در بی رحمانه بودن کمتر نظیر دارد: تا سینه در خاک قرارش می دهند و چهره اش را با پارچه می پوشانند. بعد «مردم» آنقدر سنگ به او می اندازند که بمیرد. برای اندازۀ سنگ ها هم دستور دقیقی وجود دارد: باید آنقدر بزرگ باشند که خانم آشتیانی را مجروح کنند اما نه آنقدر بزرگ که یک سنگِ تنها او را بکشد.

شکنجه قرار است یک تا دو ساعت طول بکشد تا محکوم سرانجام به دلیل زخم ها با درد وحشتناکی بمیرد. شریعت اسلام این مجازات سخت را برای مردان و زنانی مقرر کرده که رابطۀ نامشروع دارند.

فرزندان آشتیانی، پسر ۲۲ ساله اش سجاد و دختر ۱۷ ساله اش فریده، بودند که افکار عمومی را از سرنوشتی که در انتظار مادرشان است با خبر کردند. فعال حقوق بشر مینا احدی به یاد می آورد: «جوانی با صدای آهسته از ایران به من زنگ زد. وقتی برایم گفت که قرار است مادرش را سنگسار کنند بسیار هیجان زده و دستپاچه می نمود.» این فعال حقوق بشر که در آلمان زندگی می کند و از دین اسلام برگشته است سهم زیادی داشت که امروز شخصیت های مهم از سراسر جهان با زنِ محکوم به سنگسار ابراز همبستگی می کنند: از بیانکا جاگِر گرفته تا برنارد- هنری لِوی و کارلا برونی که قول حمایت همسرش، رئیس جمهورِ فرانسه سارکوزی را هم داده است.

شاید دلیل اینکه سجاد و فریده به هر وسیله ای برای زنده ماندن سکینۀ آشتیانی تلاش می کنند – و در تلاش مأیوسانۀ خود به نفوذ سیاستمداران غربی هم امید دارند که در ایران کمتر مورد توجه اند – این هم باشد که خودشان نقش فاجعه باری در سرنوشت غم انگیز مادرشان داشته اند. زیرا آنها بودند که ناخواسته سنگ اول را با کشیدن پای دستگاه قضایی به ماجرا به مادرشان پرت کردند.

نگاهی به گذشته: پدر و مادرِ سجاد و فریده زندگی زناشویی خوبی نداشتند. اگر از محمد مصطفایی وکیل آشتیانی که در این فاصله به نروژ پناه برده است در این مورد بپرسیم موکلش را زنی می داند که با او «همچون برده» رفتار شده است. به گفتۀ مصطفایی به علت قانون ضد زنِ طلاق در ایران جدایی از شوهر برای سکینه ممکن نبوده است: زیرا تنها اعتیاد مرد به مواد مخدر و خودداری از پرداخت نفقه و محکومیت به زندان به زنان امکان جدایی از شوهر را می دهد. اما مردان می توانند هر زمان که خواستند همسر خود را طلاق بدهند.

بنابراین زنِ ناراضی از زندگی زناشویی به آغوش مرد دیگری پناه می برد: ناصر که از اقوام است او را تسلی می دهد. اما شوهرِ آشتیانی نیروی انتظامی را خبر می کند. و واقعاٌ هم سکینه را در ملاقات با ناصر و مرد دیگری دستگیر می کنند. هر سه را به شلاق محکوم می کنند: ۴۰ ضربه برای ناصر، ۲۰ ضربه برای مرد دیگر و ۹۰ ضربه برای آشتیانی، زیرا وی متأهل بود. با توجه به اوضاع ایران می توان گفت حکمِ به نسبت «سبکی» بوده است.

اینکه ابتدا آشتیانی با وجود داشتن شوهر فقط به شلاق محکوم شد به این علت بوده که قضات ملاقات سکینه را با دو مرد نه بعنوان «زنا» که فقط بعنوان «رابطۀ ممنوع» دیده اند. ساده بگوییم، تفاوت در اینجاست که آیا عمل جنسی انجام شده است یا نه. سجاد ناظر شلاق خوردن مادر بود: «مقام های زندان از من پرسیدند آیا می خواهم بیرون منتظر بمانم. اما من نپذیرفتم.»

وقتی پدرش پنج سال پیش به صورت مرموزی درگذشت سجاد که آن موقع نوجوان بود بدگمان شد. به ناصر شک داشت که پدرش را کشته باشد. وی و خواهرش از نیروی انتظامی خواستند مورد را به دقت بررسی کند. بنابراین هیچ کس جز فرزندان آشتیانی که اکنون نگران جان او هستند مأموران حکومت را به جانش نینداخت.

نتیجۀ تحقیقات کابوس بود. زیرا نه فقط معلوم شد ناصر قاتل است بلکه گفته شد سکینه هم معاونت داشته است: از قرار به شوهرش داروی خواب داده بوده است. وکیل از کشور گریختۀ آشتیانی می گوید بعد ناصر شوهر سکینه را با آمپول سمی کشته است.

معمولاٌ مجازات قتل در ایران اعدام با طناب دار است. البته شرع اسلام امکان گذشت خانوادۀ قربانی را هم داده است. به دیگر سخن: اینکه آشتیانی و همدستش هنوز زنده اند به این دلیل است که اولیای دم یعنی سجاد و فریده از قصاص آنها گذشته اند و این دو از جنبۀ عمومیِ جرم به ده سال زندان محکوم شده اند.

وضع زندان بسیار بد بود، در هر سلول بیش از ۶۰ زن زندگی می کردند. شهنازغلامی که در این فاصله از فرانسه پناهندگی گرفته به یاد می آورد که چگونه همبندش آشتیانی در جریان یک بازجویی شکنجه شده است. درگفتگویی که بعدها با مجلۀ «پاری ماچ» انجام داد تعریف می کند: «صورتش را با کمربند و بعد با کابل زده بودند. کبود شده بود. خونریزی داشت، همه جایش تاول زده بود که تازه بعد از چند ماه خوب شد.»

بعد از چندین جلسۀ بازجویی دوسال پیش قضات به این «نظر» رسیدند که باید به رابطۀ بین آشتیانی و ناصر از نو رسیدگی شود: گفتند اکنون به این نتیجه رسیده اند که هر دو آن موقع، قبل از قتل در سال ۲۰۰۵، مرتکبِ «زنا» شده اند و اینکه مجازات شلاقی که آشتیانی به این سبب تحمل کرده کافی نبوده است، در نتیجه: سنگسار مجازات مناسب است.

آیا تلاش بین المللی می تواند او را نجات دهد؟ فعال حقوق بشر محمود امیری مقدم که در اسلو زندگی می کند و ایران را در دهۀ هشتاد ترک کرده است می گوید که «نشدنی نیست». وی در ادامه می گوید: «ایران کشوری است تا حدود زیاد پیشرفته. حتی مردم روستا مجازات های شرع اسلام را بی رحمانه می دانند و احساس می کنند دیگر با روزگار ما تطبیق ندارد.»

چنین می نماید که حتی آیت الله ها به این موضوع پی برده اند. در بین روحانیون در حال حاضر این بحث در گرفته است که آیا می توان سنگسار را شرعی دانست. زیرا تنها مجازات قرآنی است که اصلاً در قرآن نامی از آن برده نشده است. حامیان آن بیشتر به احادیث استناد می کنند. اینان معتقدند پیامبر در مورد روابط جنسی خارج از ازدواج گفته است: «اگر دو نفر که ازدواج نکرده اند رابطۀ جنسی داشتند باید به هر کدام صد ضربه شلاق زد و یک سال تبعیدشان کرد! اگر دو نفر ازدواج کرده باشند صد ضربه شلاق و سنگسار!» از آنجا که اکثریت قضات ایران نیز مخالف سنگسار هستند این مجازات به ندرت به اجرا در می آید. قوۀ قضایی حتی در سال ۲۰۰۸ از مجلس خواست سنگسار را از قانون جزا خارج کند. در سال های گذشته در عمل مجازات های سنگسار به مجازات شلاق یا زندان بدل شده است. فقط نشانه هایی در دست است که شش مرد و یک زن سنگسار شده اند. معلوم نیست در حال حاضر چند نفر در زندان ها به مجازات سنگسار محکوم شده اند؛ فعالان حقوق بشر این تعداد را بیش از دوازده نفر می دانند.

اکنون سکینۀ آشتیانیِ ۴۳ ساله را که اهل تبریز است فقط رهبر مذهبی آیت الله خامنه ای می تواند نجات دهد. سجاد و فریده از وی تقاضای عفو مادرشان را کرده اند. هرچه باشد بعد از این در خواست اجرای حکم به مدت دو هفته متوقف شد.

اما آشتیانی نمی تواند نفسی به راحتی بکشد زیرا حکم مرگ شکسته نشده است. سجاد که هرهفته به ملاقات مادرش در زندان می رود می گوید: «حالش بسیار بد است. بویژه از نظر روحی.» آخرین باری که سجاد به زندان رفته سکینه قرص های آرام بخش خورده بوده است: «این جابجاییِ تردید و امید خیلی به او فشار می آورد.»

مانند مورد بررسی ماجرای قتل پدرشان، فعالیت برای نجان جان مادر نیز از اختیارشان خارج شده است. زیرا مدتهاست که در خارج مسئله دیگر یک زن یا یک حکم نیست: قانونِ غیرانسانی و مجازات های بی رحمانه در ایران متهم هستند و آشتیانی نمود این اتهام شده است.

کارلا برونی به امید اینکه کار خوبی برای سکینۀ آشتیانی انجام دهد به او می نویسد: «چرا خون شما را می ریزند، چرا مادری را از بچه هایش می گیرند؟ فقط چون شما زندگی کرده اید و عشق ورزیده اید، زیرا یک زنید؟ یک زن ایرانی؟» اما حاکمان در ایران خوش ندارند که در خارج جلوی چهرۀ آنها آینه گرفته شود.

* از: آندرئا کلاودیا هوفمان / در: فوکوس


 


هفت رهبر بهایی در ایران که نزدیک به دوسال است دستگیر شده و به زندان افتادند، ماه گذشته به اتهام جاسوسی، تبلیغ و فساد فی الارض به ۲۰ سال حبس محکوم شدند.

گناه اصلی آنها، اعتقاد و گرایش دینی آنهاست که یکی از بزرگ ترین اقلیت های غیرمسلمان در ایران هستند. وکلای هفت رهبر بهایی تقاضای تجدید نظر کرده اند و با توجه به سن و سال فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، مهوش ثابت، بهروز توکلی و وحید تیزفهم، مجازاتی که برای آنها صادر شده به مثابه حبس ابد است.

بیش از سه دهه است که بهاییان در ایران در سرکوب محض به سر می برند. سازمان های مدافع حقوق ادیان و اقلیت ها می گویند هیچ مدرکی مبنی بر اتهامی که دولت جمهوری اسلامی علیه این افراد اقامه کرده در دست نیست. این گروه به همراه دیگر طرفدارانشان در اسراییل، از کابوس های خطرناک روحانیون حاکم بر ایران معرفی شده اند.

در دسامبر سال ۱۹۸۵ در همین روزنامه اخبار مربوط به اعدام ۲۰۰ تن از رهروان آیین بهایی پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران منتشر شد و حالا جمهوری اسلامی رهبران آیین بهایی را هدف گرفته است. نظام اسلامی قبلا زندگی را برای بهایی ها سخت کرده بود و مشکلاتی برای استخدام و تحصیل آنها به وجود آورده بود اما حالا به قصد خفه کردن، رهبران آنها را دستگیر کرده است.

تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتمی، خواست تهران برای حاکم کردن نوعی اسلام مرگبار و خطرناک شیعی است همانگونه که حزب الله و حماس را همین گونه تربیت کرده است و از شورشیان در عراق حمایت می کند و کمپین های مختلفی برای سرکوب مسیحیان، عرب ها، آذری ها و بلوچ ها، کردها، یهودیان، سنی ها و همجنس گرایان راه انداخته است. اما هدف غایی روحانیون حاکم بر ایران، پاکسازی بهاییان بوده است.

خیلی از سیاستمداران غربی باور دارند که با کمک جنبش مدنی ایران، می توان مسئله اتمی را حل کرد. این سیاست شکست خورده است. تهران، جنگی در چند جبهه علیه پلورالیسم دینی راه انداخته است و باید به این حرکات جواب داد. نشان دادن این مسئله که تعقیب و آزار بهاییان بدون هزینه نخواهد بود، می تواند شروع خوبی باشد.

* سرمقاله روزنامه وال استریت جورنال

شرح عکس: یکی از اماکن مقدس بهاییان در شهر حیفا، عکس از کوربیس.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Latest News from Mizan Khabar for 09/01/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



 

sadr_emam
امام موسی صدر معتقد بود که همواره، گرسنگان، بازیچه خشونت طلبان می شوند. این یکی از نکاتی بود که در مراسم بزرگداشت سي و دومين سالگرد اسارت امام موسي‌صدر مطرح شد؛ مراسمی كه به همت موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي‌صدر در حسينيه ارشاد برگزار شد و هادي خانيكي، مسعود اديب، مهدي فرخيان و سوسن شريعتي در آن سخن گفتند.


به گزارش خبرنگار ايلنا، در این مراسم انسان محوري و اخلاق مداري بعنوان پررنگترين ويژگي‌هاي فكري و شخصيتي اين رهبر شيعيان لبنان عنوان شد. امام موسی صدر سی و دو سال پیش در سفری به دعوت معمر قذافی رهبر لیبی، در طرابلس ناپدید شد و دادگاه لبنان، رهبر لیبی را متهم اصلی این آدم ربایی شناخت.


خانيكي: امام موسي‌صدر شيعه را به عنوان يك بخش حذف نشدني نگاه داشت


هادي خانيكي طي سخناني با بيان اينكه نسل ما به خاطر ديني كه امام موسي‌صدر به گردن او دارد، ملتزم به سخن گفتن از ايشان است، اظهار داشت: اين وامدار بودن به اين خاطر است كه علي‌رغم عدم مفاهيمي مانند آزادي و جامعه مدني در گفتمان انقلابي، ايشان از اين مفاهيم سخن مي‌گفت. در حالي كه معمولا در دوران پساانقلاب اين موضوعات مطرح مي‌شود و از اين نظر حلقه وصل امام موسي‌صدر و شريعتي همين مساله است. زيرا علي‌رغم جفاها بحث آزادي در كنار مبارزه مطرح مي‌شد.
وي با ابراز تاسف از اينكه حتي در زبان روشنفكران معاصر، شريعتي رب‌النوع عشق و آزادي حذف مي‌شود و فقط شمشير و جدايي از سخنان او بيان مي‌شود، گفت: كساني مانند امام موسي صدر، شريعتي، چمران و... اين پارادوكس را همواره در گفتمان خود حفظ كرده‌اند. 


اين استاد دانشگاه در ادامه به ذكر خاطراتي از امام موسي صدر پرداخت و يادآور شد: آخرين‌بار ايشان را هنگام عزيمت از دمشق به بيروت ديدم كه با توجه به زندگي مخفي و عدم امكان دريافت ويزاي لبنان با اتومبيل ايشان به لبنان رفتم. همچنين پس از انقلاب در سفري به الجزاير، تصوير فراايراني و فرالبناني او را ديدم كه در ملاقات با فردي به نام محمديزيد او مي‌گفت كه من همواره به دوستان خودم گفته‌ام عامل محركه اصلي در خاورميانه شيعيان است كه امام موسي صدر عنصر اصلي آن است. البته فضاي چپ آن دوران در منطقه مطابق اين ديدگاه محمد يزيد نبود. اما گستره شعاع ذهني امام موسي صدر برايم جالب بود.
خانيكي در ادامه با طرح اين سوال كه امام موسي صدر چگونه توانست جامعه آسيب‌ديده و پرمساله لبنان و تحت تهديد را به يك فرصت تبديل كند؟، تصريح كرد: او توانست يك جامعه مدني شيعي را در لبنان احيا و تقويت كند و در نتيجه شيعه را به عنوان يك بخش حذف نشدني نگاه داشت، آسيب‌هاي آن را كم كرد و به محرك اصلي در منطقه تبديل كرد.
اين استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه امام موسي‌صدر از طريق فعاليت‌هاي اجتماعي و تقويت پايگاه‌هاي مدني راه شيعيان را به سوي پارلمان هم گشود، گفت: او راه را از سياست آغاز نكرد. همانگونه كه نظير آن را در تركيه مي‌بينيم كه جريان اسلام‌گرا راه خود را از به دست آوردن شهرداري‌ها آغاز كرد و سرانجام توانست دولت را به دست آورد. 


خانيكي با بيان اينكه سرمايه فرهنگي و اجتماعي مي‌تواند سرمايه‌هاي فيزيكي و اقتصادي را مورد استفاده قرار دهد، ادامه داد: سرمايه فرهنگي ماهيت جمعي دارد. امام موسي‌صدر توانست در اين چارچوب روابط آسيب‌ديده ميان شهروندان را ترميم كند و بر پايه سرمايه فرهنگي و اجتماعي توانست سه گام را بردارد. اول اينكه به عنوان يك روشنفكر پذيرفت كه نمي‌خواهد روشنفكرانه حرف بزند و مي‌خواهد آستين را بالا بزند و كار كند. در همين راستا كارگاه‌هاي صنعتي براي جوانان تاسيس كرد و كارهاي زيادي براي اقشار مختلف جامعه انجام داد كه پاسخي به مشكل فقر و فلاكت آنها بود.
وي افزود: گام دوم امام موسي‌صدر حركت به سوي دفاع از حقوق شيعيان است. زيرا تا آن زمان از ميان حدود 15 طايفه فقط شيعيان نهادي براي دفاع از خود نداشتند كه در همين راستا ايشان مجلس اعلا را تاسيس كرد كه به محلي براي طرح مطالب آنها شد. در عين حال ايشان حركت‌هايي مانند نافرماني مدني همچون بستن فرودگاه‌ها و تظاهرات‌هاي 70 هزار و 150 هزار نفره را ترتيب داد كه در نهايت باعث نگراني دولت لبنان و پذيرش برخي خواسته‌هاي آنها شد.
اين استاد دانشگاه گام سوم امام موسي‌صدر را تاسيس نهادهاي سياسي مانند جنبش عمل ذكر كرد و افزود: امروز هم اين نقطه قوت را در لبنان مي‌بينيم كه بين سياست، فرهنگ، جامعه، علم و... پيوند وجود دارد .در حالي كه در جوامع ديگر اينگونه نيست. 


خانيكي دليل موفقيت امام موسي صدر را محور شدن وي در كارها دانست و افزود: وي زميني سخن مي‌گفت و در معرض مشورت هم قرار مي‌گرفت. همچنين قدرت تحملش نيز بالا بود و با مخالفانش مانند آنها سخن نمي‌گفت. از طرفي كنترل حس انتقام در يك جامعه طايفي موضوع مهمي است.
وي همچنين به سخن در آوردن محرومان را دومين رمز موفقيت امام موسي صدر ذكر كرد.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: امام موسي‌صدر همواره اين را تكرار مي‌كرد كه بايد به همه نيازهاي انسان فكر كرد و هيچ نيازي نبايد باعث شود كه او نيازهاي ديگر را فراموش كند.
خانيكي در ادامه به بيان 10 نگرش اجتماعي امام موسي صدر پرداخت و اظهار داشت: ايشان بنيان جامعه را بر تعامل مي‌داند، ذات انسان را پاك دانسته و انسان پست را نادر مي‌داند، حد سخت‌گيري‌هاي اجتماعي را تا جايي مي‌داند كه انسانيت هتك حرمت نشود و از همين‌جا به اصل رواداري مي‌رسد، مسووليت متقابل براي خود و جامعه قائل است، نگاه اصلاح‌طلبانه داشت و به جاي مقصر دانستن افراد زمينه‌ها را مقصر مي‌دانست.
وي ادامه داد: ايشان مفهوم وحدت و تعريف آن را پذيرفته بود و به دنبال لغو نظام طايفه‌اي و يكسان بودن همه در لبنانيت بود، در شناخت فرصت‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي نگرشي علمي داشت، به افكار عمومي توجه داشت و زمان و مكان را در افكار عمومي لحاظ مي‌كرد. در همين راستا بر نظارت مطبوعات در نهادها و وضعيت كرامت انساني تاكيد داشت.
خانيكي با اشاره به اينكه امام موسي صدر آزادي را در حد بزرگي مي‌دانست و معتقد بود كسي مي‌تواند آن را محدود كند كه كافر باشد گفت: از نظر او آزادي عين حق است و حدي بر آن نيست.
وي در پايان اظهار داشت: دللي موفقيت امام موسي‌صدر اين است كه او به جاي "ديوار"‏، "پل" بود و وصيت او به همگان نيز همين بود. زيرا بي "پل" نرسد جهان به آزادي و عشق. 


سوسن شريعتي: امام موسي صدر معتقد بود كه ابتدا افراد بايد سير شوند و سپس براي آنها از فرهنگ سخن گفت

در اين نشست سوسن شريعتي هم در سخناني با اشاره به اولين مواجهه خود با امام موسي صدر هنگام ورود ايشان به بيروت، يادآور شد: هنگام ورود وي به فرودگاه، فرودگاه به خاطر حضور ايشان قرق شد. همچنين برخورد ايشان با افراد و از جمله زنان مانند رفتارهاي كليشه‌اي روحانيت نبود. ايشان همچنين داراي كاريزماي دوست‌داشتني و محبوبيت بود. البته او از رندي هم برخوردار بوده است تا بتواند كارهاي خود را به پيش ببرد.
وي گفت: امام موسي صدر به جهان چهارم اشاره داشت كه امري جالب بود و بر اساس آن معتقد بود ما و شريعتي كساني هستيم كه مي‌خواهيم جهان سوم را به جهان چهارم تبديل كرده و براي خروج از بن‌بست‌ها راه‌حل‌هاي دروني و "خودويژه" مطابق با فرهنگ خودمان پيدا كنيم.
فرزند دكتر علي شريعتي گفت: امام موسي صدر معتقد بود كه ابتدا افراد بايد سير شوند و سپس براي آنها از فرهنگ سخن گفت. زيرا اگر آنها گرسنه باشند ملعبه‌اي براي خشونت و خشونت‌طلبان مي‌شود. 


در اين مراسم دكتر ناصر ميناچي رئيس حسينيه ارشاد طي سخناني به بيان خاطراتي از ديدار با امام موسي صدر هنگام تشييع پيكر دكتر شريعتي پرداخت. 


مهدي فرخيان: سياستمداران امروز نياز به اخلاقمدار بودن دارند

در ادامه بزرگداشت سي و سومين سالروز اسارت امام موسي صدر ، مهدي فرخيان عضو معاونت پژوهشي اين موسسه در سخناني با بيان مولفه‌هايي از شخصيت امام موسي‌صدر، مانند برخورداري از ارتباطات گسترده، تشكيل مجلس اعلاي شيعيان، جنبش امل، مراكز بهداشتي، ارتقاي جايگاه اجتماعي شيعيان در طول 20 سال، محبوبيت نزد هنرمندان، سياستمداران و مردم و... اظهار داشت: امام موسي صدر از خانواده مشهوري بود و به علوم دانشگاهي و حوزوي نيز آشنايي همزمان داشت. او همچنين داراي هوش فراوان، خلاقيت، درك مقتضيات زمان، برقراري نسبت ميان سنت و تجدد، اعتقاد به كار تشكيلاتي و تحمل آراي ديگران بود اما همه اينها بخش كوچك از دلايل اين موفقيت است.
وي با بيان اينكه امام موسي‌صدر هيچگاه منصب رسمي در دولت لبنان نداشت، اما آنقدر نفوذ داشت كه اختلافات سوريه و مصر، اختلافات مقاومت فلسطين و دولت مصر و... را حل كند، تصريح كرد: چيزي كه باعث شد امام موسي صدر، "امام" شود «اخلاقمدار» بودن ايشان است. وي هنگام تاسيس مجلس اعلا، مخالفان زيادي داشت. اما به خاطر نوع رفتاري كه با آنها داشت، توانست اين كار را انجام دهد. اينگونه اخلاق در تاسيس جنبش امل و نيز كسب حمايت حدود 190 نفر از انديشمندان عمدتا مسيحي موثر بود. ايشان همچنين در برخورد با سياستمداران عرب با اخلاق بود.
فرخيان گفت: اين نوع رفتار ناشي از «جايگاه انسان» در انديشه امام بود. زيرا ايشان انسانمدار (نه به معناي اومانيستي) بود. همين نگاه او به كرامت انساني است كه باعث شده چنين رفتاري از خود بروز دهد. در انسانيت او، مذهب هيچ مدخليتي ندارد. حتي هيچ ذهنيت خاصي نسبت به انسان ندارد. بلكه انسان در نزد او همين پوست و گوشت است كه بايد براي رفع مشكلات او كار كند. 


وي يادآور شد: در بند اول ميثاق جنبش امل سخن از ايمان به خداست. اما در بند دوم مي‌گويد كه ايمان به انسان بعد زميني ايمان به خداست.
عضو معاونت پژوهشي موسسه تحقيقاتي امام موسي صدر، «تطابق انديشه و رفتار» را عامل سوم موفقيت امام موسي صدر دانست و اظهار داشت: از ويژگي‌هاي منحصر به فرد او در ميان هم‌صنفانش، ورود به عرصه اجتماعي است. ايشان همچنين در مقام عمل ملتزم به افكار خود است. به طور مثال اينگونه نيست كه دم از عدالت بزند، اما آن را اجرا نكند.
فرخيان در پايان در تشريح دلايل نياز به وجود امام موسي‌صدر در دوره فعلي، تاكيد كرد: سياستمداران امروز نياز به اخلاقمدار بودن دارند، تا از آن طريق ميان مردم و نخبگان توان نفوذ بيابند. همچنين انسان‌محوري و حرمت انسان ايراني نياز جامعه امروز است. 


مسعود اديب: سابقه امام موسي صدر در موضوع كرامت انساني قابل تقدير است

در ادامه اين مراسم حجت‌الاسلام والمسلمين مسعود اديب طي سخناني با بيان مطالبي در مورد دين و دينداري در جامعه، اظهار داشت: در بسياري از جاها به جاي دينداري با دين‌پرستي مواجهيم. در حالي كه دين تنها يك مسير و يك وسيله براي رسيدن به هدف است و اكنون در نگاه رسمي نيز همين نگاه به كار گرفته مي‌شود. اما در نگاه امام موسي صدر انسان وسيله نجات دين نيست، بلكه دين وسيله نجات انسان است.
وي افزود: اولين و آخرين روحاني كه توانسته "رمزالانسانيه" را بيان كند، امام موسي صدر است.
اين مدرس حوزه با اشاره به سخنراني امام موسي‌صدر در يكي از كليساهاي مسيحي لبنان، گفت: متاسفانه ما دفاع از اديان ديگر را نه‌تنها وظيفه خود نمي‌دانيم، بلكه دوست داريم آن اديان از بين هم برود. در حالي كه تفكر قرآن اينگونه نيست و ما بايد ديندار باشيم و به همه اديان احترام بگذاريم.
اديب با بيان اينكه سابقه امام موسي‌صدر در موضوع كرامت انساني قابل تقدير است، تصريح كرد: انسانمداري و حقوق بشري كه ما اكنون در هزاره سوم از آن دم مي‌زنيم، امر رايجي است. اما در زمان امام، اين ادبيات شكل نگرفته بود و راديكاليزم گفتماني حاكم بود. گفتمان ديني هم استعمارستيز بود و لذا در آن روزگار رسيدن به چنين نتايجي معجزه است.
وي گفت: ايشان در همه اجتماعات و حتي ميان پرستاران بي‌حجاب لبناني هم حضور پيدا مي‌كرد و در عين حال تاكيد مي‌كرد كه اگر انسان مي‌خواهد تعالي پيدا كند، بايد ايمان داشته باشد.


 


 

emam_sadr

"صدرالدین صدر" در سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر اظهار داشت: امام صدر به همراه شیخ "محمد یعقوب" و "عباس بدرالدین" (روزنامه‌نگار لبنانی) همچنان زنده و اسیر دستان "معمر قذافی" (رهبر لیبی) هستند.

به گزارش روزنامه القدس العربی، فرزند امام موسی صدر تاکید کرد: در مسأله ناپدید شدن پدرم و همراهان وی هیچ راز، معما و ابهامی وجود ندارد. مسأله ناپدید شدن امام صدر کاملا مشخص است. پدرم و همراهانش همچنان پشت میله‌های زندان هستند.

وی افزود: آزادی امام موسی صدر، شیخ یعقوب و بدرالدین تنها با فشار علیه قذافی محقق می‌شود. امام موسی صدر ۹ شهریور سال ۱۳۵۷ در سفر به لیبی و هنگام ترک این کشور به مقصد ایتالیا ناپدید شد.

اسناد معتبر نشان می‌دهد امام موسی صدر هرگز سوار هواپیمایی که به مقصد ایتالیا پرواز می‌کرده نشده است.


 


 

معاون وزارت نفت خبر داد که این وزارتخانه برای عمل به قانون واجرای خصوصی سازی  4 شرط میگذارد. 4شرطی که به اندازه کافی ابهام دارد وباعث فرار از قانون بیشتر این وزارتخانه از تکلیف قانونی اش میشود.

پترو ایران وپتروپارس، دوشرکت بزرگ نفتی، سه سال است در کش وقوس واگذاری هستند و وزارت نفت از اجرای آن به هر شکلی طفره رفته است. این طفره رفتن 3ساله تاکنون شروطی در برنداشته است، و اینک با این وضعیت مشخص نیست دیگر واگذاری هایشان چند سال طول میکشد.

معاون وزیر نفت "از واگذاری 18 میلیارد دلار شرکت نفتی به بخش خصوصی خبر داد و افزود سهم نفت از خصوصی سازیهای دولت 53 درصد است. "

به گزارش مهر محسن خجسته مهر با بیان اینکه در دولت دهم روند واگذاری سهام شرکتهای مختلف نفت، گاز و پتروشیمی در قالبهای جدیدی انجام می گیرد، گفت: "یکی از شروط واگذاری بخشهای مختلف عرضه سهام شرکتهای نفتی براساس زنجیره ارزش خواهد بود. "

معاون برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزیر نفت، واگذاری مجموعه‌های مختلف نفتی براساس زنجیره ارزش  را عاملی برای حفظ کارایی بخش خصوصی دانست و  تصریح کرد: "پیش بینی شده واگذاری مجموعه ها در قالب رد دیون سامان دهی شود. "

وی با بیان اینکه بر این اساس سهام 2 تا 3 واحد پتروشیمی، گازی و یا نفتی به طور کامل در قالب رد دیون واگذار خواهد شد، اظهار داشت: "از این رو سهام برخی از زیر مجموعه های صنعت نفت با توجه به ضرورت سرمایه گذاری در آینده حفظ و پس از سرمایه گذاری واگذار می شود. "

معاون وزیر نفت با بیان اینکه رویکرد وزارت نفت در خصوصی سازی بر مبنای تعامل است، ادامه داد: "باید با بستر سازی مناسب، امکان واگذاری سهام شرکتهای مختلف با کمترین خسارت به بخش خصوصی انجام شود. "

به گفته وی افزایش بهره وری، ایجاد فضای رقابتی، کاهش تصدی گری دولت و حضور بخش خصوصی توانمند از شروط وزارت نفت برای واگذاری شرکت هایش است.

 

دولت علاقه ای به خصوصی سازی ندارد، آنهم نفت

این در حالی است  که به گزارش همشهری "بخش دولتی علاقه‌ای ندارد برای خود در بازار رقیب ایجاد کند. عدم‌تمایل دولتی‌ها به همراه کاهش تمایل خارجی‌ها که بهترین عامل برای ایجاد رقابت در بازار با شرکت‌های دولتی  محسوب می‌شود، ‌مشکلات اجرای سیاست‌های خصوصی‌سازی‌ را بیشتر کرده است. این دشواری در برخی بخش‌های صنعت نفت به‌دلیل ضرورت توجه به بازارهای بین‌المللی و شرکت‌های خارجی دشوار‌تر نیز هست. در واقع برخی شرکت‌ها از جمله شرکت پتروشیمی در ایران با رقیب‌های خارجی مواجه هستند و این مسئله تصمیم‌گیری در مورد نحوه خصوصی‌سازی‌‌ آن را دشوار‌تر می‌کند."

در تحولی  دیگر به گزارش خبر آن لاین "وزارت نفت مکلف است امسال 66 شرکت زیر مجموعه خود را واگذار کند اما تا کنون پس از گذشت سه ماه از سال جدید هیچ گونه تلاشی برای واگذاری کلیدی ترین این شرکت ها که در لیست واگذاری قرار گرفته اند از سوی نفتی ها دیده نشده است. در این راستا انتقادهایی نیز از سوی نفتی ها به این لیست ارائه شده، مطرح است تا جاییکه برخی از مقامات این شرکت ها در پیگیری های خبر برای بررسی آخرین روند واگذاری ها در شرکت های تکلیف شده از احتمال منتفی شدن واگذاری این شرکت ها خبر می دهند."

مهمترین واگذاری های نفت در سالجاری که البته اکثر انها از سال گذشته به امسال موکول شده اند شامل شرکت هایی چون شرکت ملی پخش فراورده های نفتی، شرکت ملی گاز، بازرگانی نفت ایران-نیکو، بهنیه سازی مصرف سوخت، بازرگانی پتروشیمی بین الملل، منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، هلدینگ خلیج فارس، مهندسی و توسعه نفت، حفاری شمال، شرکت ملی حفاری ایران و شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت می شود که البته بدنه نفت در تلاش است تا با استناد به برخی از قوانین موجود راه گریزی برای واگذاری این شرکت ها ایجاد کند که تا کنون نیز در یافت این راه های گریز بسیار خوب عمل کرده که البته بعید است این واگذاری ها به انجام رسد.

در این بین واگذاری شرکت ملی گاز ایران که قرار است براساس لیست نگاشته شده امسال 60 درصد آن واگذار شود، به اذعان گفته های مقامات مسوول این شرکت در هاله ای از ابهام قرار دارد. براین اساس احتمال می رود وزیر نفت به زودی با استناد به ماده و تبصره هایی خاص، واگذاری این شرکت را همانند واگذاری پتروپارس در سال گذشته به سال های آتی موکول کند و یا شاید پا فراتر گذاشته شود و واگذاری این شرکت با توجه به ادغام شرکت صادرات گاز ایران با آن وتاکید بر نقش حاکمیتی، منتفی اعلام شود. همین اتفاق در سال گذشته در خصوص شرکت پتروپارس و پتروایران افتاد. این دو شرکت که تا مرز واگذاری در سال گذشته پیش رفته اند امسال همچنان علی رغم حضورشان در لیست واگذاری ها در سالجاری، بازهم واگذاری آنها به بخش خصوصی در هاله ای از ابهام قراردارد. دلیل این ادعا را نیز می توان در اولین مصاحبه مطبوعاتی مدیرعامل شرکت پتروپارس در سالجاری یافت. به اذعان منوچهری، وزارت نفت فعلا صلاح نمی داند پتروپارس واگذار شود و امسال نیز معلوم نیست این شرکت واگذار شود. این در حالی است که واگذاری این شرکت ها یک تکلیف قانونی است وباید تا اخر سال 87 این اتفاق رخ میداد . اما تا کنون وزارت نفت از جمله وزارتخانه هایی بوده که در مقابل واگذاری شرکت های زیر مجموعه خود مقاومت کرده و این مقاومت ها همچنان به قوت خود باقی است.

به گزارش خبر آن لاین مسوولان نفتی با انتقاد از عملکرد شرکت های نفتی که تا کنون خصوصی سازی شده اند تاکید دارند: "مساله اصلی که در صال 44 قانون اساسی نادیده  گرفته شده و این روزها بدنه نفت را به شدت دچار مشکل کرده است بحث مدیریت این شرکت ها پس از واگذاری هاست بدین معنی که وقتی شرکتی به بخش خصوصی واگذار می شود مدیران این شرکت ها تکلیف قانونی برای درست انجام دادن وظایف خود ندارند و با توجه به ضعف مدیریتی در بخش خصوصی کشور این شرکت ها با بحران های زیادو افت عملکرد خود مواجه می شوند که دود آن مستقیما به چشم مسوولان نفتی می رود."

تغییر ساختار هم این روزها دلیلی شده برای مسوولان نفتی تا جلوی واگذاری اساسی ترین شرکت های نفتی مورد تاکید را در سالجاری بگیرند و همچنان نیز ادامه دارد. البته نفتی ها به برخی از قوانین موجود در اصل 44 قانون اساسی نیز برای گریز از این واگذاری ها اشاره می کنند، چرا که براساس ابلاغیه سیاست های کلی، به طور صریح معادن نفت و گاز از موضوع عدم فعالیت دولت مستثنی شده است. همچنین براساس ابلاغیه مذکور، شرکت ملی نفت ایران و شرکت های استخراج و تولید نفت خام و گاز از واگذاری مستثنا شده اند. بدین معنی که سرمایه گذاری، مالکیت و مدیریت در فعالیت ها و بنگاه های مشمول، به طور انحصاری در اختیار دولت است. برهمین اساس در برخی مواقع دیده می شود که مسوولان نفتی با استناد به نقش حاکمیتی و مدیریتی برخی از شرکت ها از واگذاری آنها خودداری می کنند که همین امر تا کنون روند خصوصی سازی در نفت را به شدت کند کرده است.

روزنامه پول هم چندی پیش در همین ارتباط نوشت: "بعد از کش وقوس پتروپارس وپتروایران  از مهمترین اختلافات مسوولان شرکت ملی نفت و سازمان خصوصی سازی در واگذاری سهام، دو سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت و شرکت بهینه سازی مصرف انرژی است. در این رابطه مسوولان نفتی با اعلام اینکه شرکت بهینه سازی مصرف سوخت با داشتن وظایفی همچون تعیین استانداردهای مصرف و سایر سیاست گذاری ها یک سازمان حاکمیتی است خواستار دولتی باقی ماندن این مجموعه زیر نظر وزارت نفت هستند. همچنین وزارت نفت اخیرا با ارائه طرحی به سازمان خصوصی سازی پیشنهاد کرده که با تغییر اساسنامه فعالیت این شرکت می تواند زمینه عدم واگذاری سهام آنها را فراهم کند که سازمان خصوصی سازی نیز تاکنون به این پیشنهاد چراغ سبز نشان نداده است. در خصوص سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت نیز مسوولان نفتی با ادعای اینکه این سازمان در حوزه سلامت است، خواستار خروج این مجموعه از شمول اصل ۴۴ قانون اساسی شده اند".

به نظر روزنامه دنیای اقتصاد هم "تغییر ساختار و اساسنامه شرکت های نفتی از شگردهای شرکت نفت ودولت برای عدم واگذاری شرکت های زیر مجموعه نفت  است.  در این ارتباط نیز طی ماه های اخیر با تغییر ساختار شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن)که هم اکنون کار توسعه میادین نفتی را برعهده دارد به شرکت تولیدی میادین غرب کارون، زمینه خروج این مجموعه نفتی را از شمول شرکت های قابل واگذاری فراهم کرده اند. این در حالی است که ماهیت فعالیت های شرکت متن همچون شرکت های پتروپارس و پترو ایران، شرکت پیمانکار و مجری طرح های نفتی و گازی بوده اما با تبدیل این شرکت به یک مجموعه تولیدکننده نفت و گاز در بخش بالا دستی از خروج آن از زیر سایه دولت جلوگیری کرده اند. با این حال وزارت نفت تا کنون با شگردهای مختلف از زیر خصوصی سازی کلیدی ترین شرکت های نفتی خودداری کرده است و به نظر می رسد این روند همچنان ادامه داشته باشد."

منبع:روزآنلاین/اردلان صیامی


 


 

karoubi-fateme

فاطمه کروبی در مصاحبه با "روز" اعلام کرد محاصره منزل، تهدید و فحاشی علیه مهدی کروبی، هیچ تاثیری در اراده او برای پی گیری مطالبات مردم ندارد.

با خانم کروبی بار اول ساعت یازده شب و در شرایطی تماس گرفتم که منزل او در محاصره نیروهای لباس شخصی و بسیجی بود. نیروهایی که به گفته همسر مهدی کروبی به "روز"، مجهز به گاز اشک آور، چماق و سلاح بودند و سازماندهی شده به مقابل منزل او آورده شده بودند و نیروی انتظامی هم با اینکه حضور داشت اما فقط نقش تماشاچی را بازی میکرد.

در لابلای مصاحبه، صدای لباس شخصی ها می آمد که زیارت عاشورا می خواندند و لابلای آن به توهین به مهدی کروبی و همچنین سردادن شعار علیه او می پرداختند. "کروبی بی سواد، عامل دست موساد" و "ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد" از جمله شعارهایی بود که دربین مصاحبه به گوش می رسید.

و این در حالی بود که مهدی کروبی، نامزد معترض به انتخابات مخدوش 22 خرداد سال گذشته و دبیر کل حزب اعتماد ملی، به گفته همسرش در اتاق خود در حال عبادت و خواندن قرآن بود.

اما بار دوم و حدود ساعت دوازده شب که با خانم کروبی تماس گرفتم نیروهای لباس شخصی در حال ترک محل بودند. هرچند که وعده داده اند صبح روز جمعه بازخواهند گشت.

 

آمادگی داریم؛ تهدید بی فایده است

خانم کروبی، نماینده سابق مجلس و صاحب امتیاز نشریه ایران دخت است. او در خصوص محاصره منزلش توسط لباس شخصی ها می گوید: "متاسف ام کار انقلاب اسلامی به اینجا رسیده که عده ای مزدور را جمع می کنند و شبانه می آورند تا ایجاد رعب و وحشت کنند. ما الان در محاصره نیروهای مزدور آقایان هستیم. شب گذشته هم آمده بودند اما سر و صدایی نداشتند ولی امشب به زعم خودشان دارند همسایه های ما را ارشاد می کنند و در این ماه مبارک رمضان و شب های احیا، آرامش را از منطقه و مردم گرفته اند".

همسر مهدی کروبی با اشاره به صداها و شعارهایی که از پس تلفن هم به گوش می رسد، می افزاید: "شعارها  و توهین ها را می شنوید؟ الان دیگر آقای کروبی عامل دست موساد شده و این آقایان انقلابی هستند! ما نه ترسی داریم و نه هراسی، حتی وارد خانه هم شوند یک جان بیشتر که نداریم آن هم فدای راه ملت. از سال 42 تا کنون برای انقلاب تلاش کرده ایم و الان هم آماده هستیم. بریزند منزل و ما را بکشند. ما آمادگی همه چیز را داریم. کار اگر در جهت خدا باشد و در جهت مردم، هیچ مشکلی نیست و خدا خود حل می کند. می گویند با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هر چه خواستی کن. ما هم فقط به همین فکر میکنیم.

 

این شیوه ها هیچ تاثیری ندارد

خانم کروبی با تاکید بر اینکه "این شیوه ها هیچ تاثیری در حاج آقا ندارد" می گوید: "ما خودمان را به خدا سپرده ایم. با آرامش خاطر نشسته ایم قران میخوانیم و عبادت می کنیم. حاج آقا هم در اتاق خودشان در حال عبادت هستند. اما واقعا متاثریم از اینکه نظام کارش به اینجا رسیده که با این شیوه می خواهند حکومت را ادامه بدهند و در این شب های رمضان چه استرس و نگرانی به خانواده ها و همسایه ها وارد می کنند. با گاز اشک آور و سلاح و چماق آمده اند و طبیعی است که همسایه ها استرس داشته باشند و بترسند که حمله ای نشود و...."

وی می افزاید: "ما نگران اصل نظام و مردم هستیم. نگران هستیم که چرا وضع نظام به اینجا کشیده که عده ای را در منطقه رها می کنند تا هر گونه ناآرامی به وجود بیاورند و نیروی انتظامی هم به عنوان تماشاچی بایستد تا آنها هر کاری میخواهند بکنند. با موتور و ماشین بیایند و رفت آمد کنند و محاصره کنند و تازه محافظت هم بشوند."

 

مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس شرکت میکند

از خانم کروبی می پرسم آیا اعلام حضور آقای کروبی در راهپیمایی روز قدس، دلیل این برخوردها است؟ می گوید: "الان یک دروغ شاخداری می گویند که حاج آقا میخواهد نماز عید فطر بخواند یا نماز قدس بخواند و... در حالیکه حاج آقا اعلام کرده درراهپیمایی روز قدس شرکت میکند. روز قدس یادگار امام است و آقای کروبی هم شرکت میکند؛ اینکه این همه ترس و وحشت ندارد که این همه آدم جمع کنند و بیاورند اینجا و توهین و فحاشی و هتاکی کنند. تا این حد بی تقوایی شان را نمیدانستم اما این برخوردها هم تاثیری در تصمیم آقای کروبی ندارد.

این اولین بار نیست که منزل مهدی کروبی مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد. پیش از این بارها از این دست تجمعات در مقابل منزل دبیر کل حزب اعتماد ملی برپاشده و تجمع کنندگان حتی تا بدانجا پیش رفته اند که به پاشیدن رنگ به در و دیوارمنزل او مبادرت کرده اند.

 

خدا به بزرگانشان عقل بدهد

خانم کروبی این نوع برخوردها را سازماندهی شده میداند و می گوید: "امیدوارم خدا به  بزرگانشان که این افراد را راهی این منطقه میکنند عقل بدهد. این راه مبارزه نیست، اگر حرفی با آقای کروبی دارند از راه قانون، استدلال و منطق وارد شوند. اما چون هیچ حرفی برای گفتن ندارند این شیوه را پیشه کرده اند، ریخته اند اینجا و فحاشی می کنند. زیارت عاشورا میخوانند همراه با فحاشی و اهانت و هتاکی! بی دینی بالاتر از این؟ ضربه ای بالاتر از این هم به دین ممکن است که در لوای دین با زیارت عاشورا فحاشی و هتاکی کنند؟"

به گفته این نماینده سابق مجلس: "جرم اقای کروبی این بود که گفت اگر در زندان ها، تجاوز و شکنجه است جلویش را بگیرید. الحمدالله فهمیدند که جلویش را بگیرند و ادامه ندهند و خوب است دیدیم که جنایات کهریزک را بالاخره قبول کردند. جرم حاج آقا فقط همین است؛ ما هم در کنار او ایستاده ایم و این شیوه ها کوچکترین تاثیری در اراده ما ندارد. اما بی تقوا ترین و زشت ترین اتهامات را زدند بدون اینکه مدرک و سندی ارائه دهند. صحبت از میلیارد کردند که از خارج و امریکا آمده و وزیر اطلاعات هم گفت. ما هم می گوییم طلایی که پاک است منتی به خاک ندارد بیایید ثابت کنید. سند و مدرک بیاورید و به مردم ارائه دهید چه کسی کجا و از چه کسی گرفته مدرک بدهید و به مردم ثابت کنید."

همسر مهدی کروبی سپس می گوید: "یادشان رفته که ما از سال 51 ساکن شمیران هستیم ودو فرزند من در اینجا دنیا آمده اند. الان هم آپارتمانی کوچک و جمع و جور در همین جا داریم. برای خود همین طور فحاشی می کنند و بدون منطق حرف می زنند؛ در حالیکه ماه رمضان و شب های احیا و عزاداری است اما این کارها و توهین ها و تهدیدها هیچ تاثیری در اراده آقای کروبی برای پی گیری مطالبات مردمی ندارد و من، پسران و فرزندانم در کنار او ایستاده ایم و برای همه چیز آماده هستیم."

منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی

 


میزان:دادگاه مهندس عماد بهاور دوباره به تعویق افتاد.

دادگاه عماد بهاور، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران، امروز و به بهانه عدم هماهنگی بین قاضی و مسئولین زندان برای دومین بار پیاپی به تعویق افتاد.

بنا به گزارشات رسیده به «میزان خبر» مسئولین زندان به یهانه عدم دریافت نامه از سوی قاضی از انتقال بهاور به دادگاه سر باز زدند.دادگاه گذشته نیز به علت عدم حضور نماینده دادستان برگزار نشد.

عماد بهاور از اسفند ماه سال گذشته تا کنون در زندان به سر می برد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به mizankhabar-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به mizankhabar@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Latest News from AzadCyber for 09/01/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



احسان نوروزی

در سال ۱۹۹۴ نخستین رسانه تعاملی جهان مجازی متولد شد. وبلاگ و وبلاگ‌نویسی چنان تاثیری بر دنیای ارتباطات آنلاین داشت که روزی به نام آن در تقویم‌های جهانی ثبت شد. ۳۱ آگوست امسال، پنجمین سالگرد انتخاب “روز وبلاگ” است.

۱۶ سال از تولد وبلاگ، و نزدیک به یک دهه از تولد وبلاگستان فارسی می‌گذرد. رسانه‌ای که در بحبوحه‌ انقلاب عظیم اینترنت متولد شد، اولین تجربه‌های “تعاملی” فضای مجازی را رقم زد، با شتابی کم‌نظیر به اوج رسید و اکنون با ظهور امکانات نوین ارتباطی، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های شهروندی، برخی می‌گویند ستاره‌اش رو به افول نهاده و بعضی آن را رسانه‌ای رو به زوال می‌دانند.

بسیاری از متخصصان فناوری اطلاعات، وبلاگ را بزرگ‌ترین گام جهان مجازی به سوی دموکراتیزاسیون اطلاعات می‌دانند. شاید بتوان وبلاگ را به‌ نوعی نیای رسانه‌های نوین کنونی دانست. وبلاگ نخستین رسانه اجتماعی بود که به همه کاربران وب، فرصتی برابر برای ابراز و انعکاس نظر و جذب مخاطب در جهان داد.

با برآمدن و گسترش وبلاگ و وبلاگ‌نویسی بود که کاربران معنی ارتباط تعاملی در فضای مجازی را درک کردند. صداهای جهانی در قالب وبلاگ با رنگ‌ها و طرح‌های مختلف آراسته شدند، تا شکل نوینی از ارتباطات اجتماعی در فضای مجازی تجربه شود؛ به‌خصوص در کشورهایی که سانسور و نقض گسترده و سیستماتیک آزادی بیان و اندیشه، امکان ابراز عقیده در سپهر عمومی جامعه را سلب می‌کرد و می‌کند.

روزی برای اتحاد وبلاگ‌نویسان جهان

از سال ۲۰۰۵ سی‌ویکمین روز هشتمین ماه میلادی (آگوست) هر سال، به‌عنوان روز جهانی وبلاگ انتخاب شد. فلسفه خاصی در پس انتخاب این روز خاص نمی‌توان یافت. با افزایش گرایش به وبلاگ‌ها و سیر صعودی تعداد وبلاگ‌نویسان در جهان، انتخاب روزی خاص برای ثبت وبلاگ‌نویسی در تقویم‌های جهانی امری بود که توافقی عمومی بر سر آن حاصل شده بود و این که شکل ظاهری 3108 (۳۱ اوت) تداعی‌کننده کلمه “بلاگ” (Blog) است، دلیل ساده اما خلاقانه انتخاب این روز از سال بود.

وبلاگ‌نویسان دنیا علاوه بر برگزاری مراسمی برای دیدار در نقاط گوناگون جهان، نوشته‌های ویژه‌ای برای گرامی‌داشت این روز در وبلاگ‌های خود منتشر می‌کنند. وبلاگستان فارسی نیز در آستانه روز جهانی وبلاگ به جنب و جوش افتاده و هم‌سو با این جریان جهانی، تصمیم به انتشار پست‌های ویژه‌ای به مناسبت این روز گرفته است. وبلاگستان در این روزها دوباره به تکاپو افتاده و به روزهای اوج خود بازگشته است.

“این که شکل ظاهری 3108 (۳۱ اوت) تداعی‌کننده کلمه “بلاگ” (Blog) است، دلیل ساده اما خلاقانه انتخاب این روز از سال بود”

با فراخوان “بلاگ‌نوشت” که برگرفته از وب‌سایت رسمی “Blog Day“ است، قرار است وبلاگ‌نویسان ایرانی نیز در پست‌های ویژه این روز، ۵ وبلاگ محبوب خود را معرفی کنند، با قرار دادن لینک، توضیح کوتاهی در مورد آن وبلاگ‌ها بنویسند و به نویسندگان آن وبلاگ‌ها خبر بدهند که قرار است وبلاگ‌شان در پست ویژه روز جهانی وبلاگ معرفی شود. این پست‌ها با برچسب BlogDay2010 منتشر می‌شود و از طریق سایت “تکنوراتی” که از مشهورترین موتورهای جستجوی وبلاگ است، در دسترس همه کاربران جهان قرار خواهد گرفت.

افول وبلاگ، ظهور شبکه‌های اجتماعی

اقدام هماهنگ وبلاگ‌نویسان یادآور روزهای اوج وبلاگستان است. روزهایی که بازی‌های وبلاگی و واکنش‌های متفاوت اما هماهنگ بلاگرها به موضوعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیش‌روی جوامع خود، از جمله اقداماتی بود که در روزهای تولید انبوه محتوای خواندنی در این رسانه، چشم‌ها را خیره می‌کرد.

وبلاگ در سیر تکاملی خود از شکل اولیه “متن در کنار عکس” خارج شد؛ رسانه‌ای چند‌رسانه‌ای شد. پادکست‌ها، وودکست‌ها و گزارش‌های مالتی‌مدیا در وبلاگ‌ها منتشر شدند و لایوبلاگینگ در بسیاری از روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های معتبر دنیا تجربه شد، اگرچه بلاگرهایی که در کشورهایی همچون ایران و در سایه محدودیت‌های شدید روی اینترنت و کمبود چشمگیر و آزارنده پهنای باند فعالیت می‌کردند، از بسیاری از این مواهب مجازی بی‌بهره ماندند و جز در موارد معدود، تنها شکل‌های ساده وبلاگ‌نویسی را تجربه کردند.

دامنه تاثیرگذاری وبلاگ چنان گسترده بوده که زندگی بسیاری از بلاگرها را دگرگون کرد. کاربران بسیاری به واسطه وبلاگ خود در سطوح مختلف منطقه‌ای، ملی و جهانی شناخته شدند، به حوزه‌های حرفه‌ای دنیای نشر مکتوب و آنلاین، هم‌چون دنیای روزنامه‌نگاری راه یافتند و یا با برقراری ارتباط نزدیک با مخاطبان خود، به دیگر نقاط دنیا کوچیدند تا از امکانات بیشتری برای ادامه حیات آنلاین و آفلاین خود بهره ببرند. وبلاگ‌نویسی حتی برای بسیاری از بلاگرها تبدیل به یک شغل و منبع درآمد شد.

“اکنون به نظر می‌رسد شتاب بی‌نظیر تحولات در فضای سایبر، وبلاگ را تا حدودی به حاشیه رانده است”

اما اکنون به نظر می‌رسد شتاب بی‌نظیر تحولات در فضای سایبر، وبلاگ را تا حدودی به حاشیه رانده است. ظهور وب ۲ که اساس شکل‌گیری بسیاری از وب‌سایت‌های کاربرساخته و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین بود، شکل‌های بزرگ، پیچیده، اما کاربرپسندی از ارتباط در فضای آنلاین را پدید آورد که منجر به افول ستاره وبلاگ، کاهش چشمگیر تولید محتوا و کم‌رنگ‌تر شدن نقش وبلاگ‌نویسی شده است.

امروز، بسیاری از شهروندان جهان مجازی بخش عمده‌ای از وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کنند و اگرچه در این شبکه‌ها کاربر مخاطبان محدود و گزیده‌ای دارد و همه امکانات وبلاگ در اختیارش نیست، اما ماهیت متفاوت و تعامل آسان‌تر در محیط کاربرپسند آن موجب افزایش شگفت‌آور گرایش به این رسانه‌های نوین شده است.

در کشورهایی نظیر ایران که حاکمیت می‌خواهد همه رسانه‌ها را در کنترل خود داشته باشد، عوامل دیگری هم در افول وبلاگ‌نویسی موثر بوده است. وبلاگستان ایرانی هم‌چون آتشی در خرمن اقتدارگرایان و انحصارگرایان حاکم بر این کشور بود. حاکمانی که رسانه‌ها را در انحصار خود می‌خواستند، از این‌که هیچ‌گونه ابزار کنترل و نظارتی بر محتوای تولیدی نداشتند می‌هراسیدند و از همان روزهای نخست تلاش کردند تا با برخورد قهری با بلاگرها، از شیوع و گسترش آن جلوگیری کنند.

پرونده‌سازی برای وبلاگ‌نویسان و مجازات آنها، اعمال محدودیت‌های رسمی در دسترسی به اینترنت پرسرعت، تعمیم مصادیق محتوای مجرمانه به نظرات و عقاید کاربران “غیرخودی” در فضای مجازی، در کنار فیلترینگ گسترده، از جمله عوامل موثری بودند که اگرچه تاثیر غیر قابل انکاری در افول وبلاگستان داشتند، اما تنها سبک زندگی آنلاین ایرانیان را تغییر دادند.

حالا ایرانی‌ها همان‌طور که در روزهای اوج وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی از برترین‌های دنیا بودند، از فعال‌ترین کاربران شبکه‌های اجتماعی‌اند و هم‌چنان حضوری فعال در جهان مجازی دارند. تجربه نشان داده است که سرکوب این گرایش در جامعه جوان ایران ممکن نیست و تنها از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود؛ هم‌گام با تحولات جهانی.

منبع: دویچه‌وله


 


احسان نوروزی

Tor پروژه‌ای است که با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از تونل‌های مجازی، به شیوه‌ای خاص به کاربران کشورهایی که با محدودیت‌های سخت‌گیرانه دولتی در فضای مجازی مواجه‌اند، امکان گشت و گذار ناشناس عبور از سد سانسور آنلاین را می‌دهد. با مدیر این پروژه گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. اما او به‌خاطر حساسیت دولت‌هایی هم‌چون ایران، چین و کوبا، به فعالیت‌های مجموعه تحت مدیریت‌اش، خواسته است هویتش مخفی بماند.

امنیت کاربران، محافظت از حریم خصوصی یا ارائه خدمات برای تسهیل عبور از سد فیلترینگ؛ کدام‌یک از این موارد در اولیت برنامه‌های شماست؟

گشت و گذار ناشناس و غیر قابل ردیابی کاربران در اینترنت و حفظ حریم خصوصی آنان از اهداف اصلی پروژه بوده و هست. پروژه بر مبنای این ایده شکل گرفته و در سیر تکامل خود اقداماتی هم برای عبور از سد سانسور انجام داده است.

کدام کشورها را به‌عنوان کشورهای هدف خود در نظر گرفته‌اید؟

ما کشور مشخصی را هدف قرار نداده‌ایم. ممکن است کسی در کشوری زندگی کند که حتی قوانینی برای تامین آزادی بیان و اندیشه وجود دارد، اما می‌خواهد به‌صورت ناشناس ایده‌هایش را در جهان مجازی منتشر کند. یا ممکن است کاربری در شهری کوچک زندگی کند که اکثریت مردم عقاید سیاسی مشخصی دارند و در چنین اجتماعی اگر او ساز مخالف بزند و با عقاید دیگران مخالفت کند، ممکن است شغل‌اش را از دست بدهد. ما می‌خواهیم شرایط ناشناس ماندن برای همه فراهم باشد. همه کسانی که به هر دلیلی مایل به افشای هویت واقعی خود نیستند و نمی‌خواهند کسی از جزئیات فعالیت‌های آنلاین آنها باخبر باشد.

آیا آمار دقیقی از تعداد کاربرانی که از کشورهایی هم‌چون ایران یا چین از این نرم‌افزار استفاده می‌کنند دارید؟

همه آمارهای مرتبط با استفاده از Tor در این وب‌سایت در دسترس کاربران و متخصصان قرار می‌گیرد. اما باید به این نکته بسیار مهم اشاره کنم که کل سیستم به‌ گونه‌ای طراحی شده که ما به هیچ‌یک از اطلاعاتی که به شناسایی کاربران یاری می رساند، دسترسی نداریم. بنابراین، حفظ حریم خصوصی کاربران، در طراحی این سیستم لحاظ شده، نه در سیاست‌های ما. حتی اگر کسی بخواهد به زور هم چنین اطلاعاتی از پروژه به دست آورد، که مثلا دقیقا چه کسانی از ایران از این نرم‌افزار استفاده می‌کنند، اساسا ما چنین اطلاعاتی در اختیار نداریم که بخواهیم با آنها به اشتراک بگذاریم.

به‌ عنوان یک متخصص، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را در سیستم فیلترینگ ایران و کشورهای دیگری نظیر چین می‌بینید؟

دلایل سیاسی اعمال فیلترینگ تقریبا در همه‌جا یکسان است، برخی از تکنولوژی‌های به کار گرفته شده نیز شباهت‌هایی دارند؛ به‌خصوص تجهیزاتی که توسط کمپانی‌های غربی مانند نوکیا زیمنس در اختیار ایران قرار گرفت.  اما شباهت خاص دیگری وجود ندارد. حتی بسیاری از کشورهای غربی هم برای کنترل کاربران در مواقع حساس، قوانینی دارند که به آنها اجازه می‌دهد روی نرم‌افزارهای خاصی ابزار کنترلی (Backdoor) نصب کنند و فعالیت‌های کاربری را مانیتور کنند. این کار در کشوری توسعه‌یافته فرایند مشخصی دارد که پیش از هرچیز باید مخرب بودن فعالیت‌های کاربر برای دادگاه اثبات شده باشد، اما کشورهای دیگر چنین ملاحظاتی ندارند. کمپانی‌های غربی تولیدکننده تجهیزات باید بدانند اگر رژیمی همچون ایران یا چین چنین امکاناتی در اختیار داشته باشد، تا چه اندازه فاجعه‌بار است. کشورهایی هم‌چون چین و ایران قطعا تجربیات خود در زمینه فیلترینگ را با یکدیگر به اشتراک هم می‌گذارند. آنها جز خودشان در دنیا کس دیگری را ندارند.

آیا دولت‌های غربی می‌توانند اقدامی در جهت ممانعت از انجام این معاملات صورت دهند؟ آیا راه‌حلی وجود دارد؟

در کشورهای غربی بخش عمده‌ای از فشار برای مانیتور کردن فعالیت‌های کاربران اینترنت، از جانب کمپانی‌های فعال در صنعت فیلم و پخش موسیقی وارد می‌شود. آنها برای حفظ حقوق مولف، می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که کسی از نسخه‌های غیرمجاز یا کپی‌شده تولیدات‌شان استفاده نمی‌کند. این اقدامات همان چیزی است که دولت‌های اقتدارگرا تلاش می‌کنند با اشاره به آن بگویند در دیگر کشورها هم چنین اقداماتی صورت می‌گیرد. اما نوع نگاه آنها کاملا متفاوت و ویرانگر است.

آیا راه قانونی برای مجازات کمپانی‌هایی که چنین معاملاتی با دولتی نظیر ایران انجام داده‌اند وجود دارد؟ آنها ضمن تایید چنین معامله‌ای، می‌گویند دیگر ارتباطاتی از این دست با دولتی همچون ایران نخواهند داشت، اما مساله این است که این تجهیزات در اختیار یک دولت اقتدارگرا قرار گرفته که دارد از این امکانات برای شنود و رهگیری مخالفان بهره می‌گیرد. زندگی هزاران شهروند به همین ترتیب در معرض خطرات و تهدیدات جدی قرار گرفته است.

این چالشی جدی است که دولت‌های متعددی با آن مواجه شده‌اند. سازمان‌های غیردولتی و برخی از نمایندگان کنگره و سنا به این مشکلات واقف‌اند و تلاش کرده‌اند تا موازنه‌ای میان نوآوری، گسترش ظرفیت‌های فناوری‌های نوین ارتباطی و اقداماتی که ممکن است به نقض آزادی بیان بینجامد، به وجود آورند. بسیاری از امکانات طراحی شده برای فیلترینگ، با این هدف به وجود آمده که به والدین امکان کنترل و محدود کردن فعالیت فرزندان‌شان را بدهد، اما جهان بدون مرز این عیب را هم دارد که این برنامه‌ها از طریق اینترنت می‌توانند در اختیار کسانی قرار بگیرند که لزوما چنین هدفی در سر ندارند. کاری که در شرایط کنونی می‌توان کرد، آموزش شیوه‌های عبور از سانسور به کاربران کشورهایی است که سانسور سخت‌گیرانه‌ای بر اینترنت و ابزارهای ارتباطی اعمال می‌کنند.

چه برنامه‌هایی برای گسترش فعالیت‌های خود در آینده دارید؟

کل شبکه Tor توسط گروهی از داوطلبان اداره می‌شود، یعنی کسانی که با در اختیار گذاشتن پهنای باند لازم به ما کمک می‌کنند تا فعالیت‌های خود را انجام دهیم. بسیاری از حامیان ما در کشورهایی همچون آلمان، سوئد و آمریکا قرار دارند. ما به داوطلبان بیشتری هم نیاز داریم تا فعالیت‌های خود را گسترش دهیم. وقتی برنامه Tor را باز می‌کنید، گزینه‌ای پیش روی شماست که با کلیک بر روی آن می‌توانید بگویید “من می‌خواهم به کاربرانی که در کشورهای تحت سانسور زندگی می‌کنند کمک کنم.”

از آنجایی که برنامه ما متن‌باز است و به صورت رایگان در دسترس همه کاربران قرار گرفته، ما نیاز به نظارت دقیق برنامه‌نویسان داوطلب داریم و از همین طریق اشکالات احتمالی را برطرف می‌کنیم. به مترجم‌های بیشتری هم نیاز داریم تا هم برنامه و هم دستورالعمل‌های استفاده از آن را ترجمه کنند و در اختیار کاربران هم‌زبان خود قرار دهند. ما پرتالی روی وب‌سایت خود داریم که نشان می‌دهد چند درصد از کار ترجمه مربوط به هر زبان انجام شده است، اما هم‌چنان نیاز شدیدی به همکاری کاربران فارسی‌زبان داریم.

منبع: دویچه وله


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به azadcyber-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به azadcyber@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Latest News from Webna for 08/31/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



وبنا - بهروز كماليان مدير گروه آشيانه در گفت‌وگو با خبرنگار "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، اعلام كرد: باتوجه به روز مبارزه با تروريسم و سالروز شهادت مظلومانه شهيد رجايي و باهنر اين گروه در اعتراض به اقدامات ضدبشري حاميان تروريسم و در راس آنها آمريكا و انگليس با روشي نو به مقابله برخاسته و اقدام به هك و تغيير صفحه بيش از هزار سايت آنان كرد. 

كماليان اظهار داشت: روي صفحه اصلي سايت‌هاي هك شده عكسي با نماد ايران و در بالاي آن عكس‌هايي از شهيدان رجايي و باهنر و متني 2 زبانه به زبان فارسي و انگليسي كه شامل اعتراض اين گروه به آمريكا، انگليس و فرانسه بوده قرار گرفته است. 

كماليان در ادامه تاكيد كرد: اين پروژه از روز شنبه آغاز شد و تا صبح روز دوشنبه 8 شهريور ادامه پيدا كرد و در اين مدت موفق شديم بيش از هزار سايت دولتي آمريكا، انگليس و فرانسه را هك كنيم كه از مهم‌ترين اين سايت‌ها سايت رسمي ايالت Louisiana آمريكا و شوراي شهر Pevensey انگليس، شركت امنيتي محافظت از وب‌ هاست‌هاي فرانسه، شركت خدمات اينترنتي LogMeIn انگليس و غيره مي‌باشد. 

وي ادامه داد: كليه اين سايت‌ها در سايت zone-h.org ثبت شده است كه لينك‌هاي زير نمونه‌هايي از آن است: 
www.zone-h.org/mirror/id/11329216 
www.zone-h.org/mirror/id/11328683 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به webna-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به webna@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

خبرهاي گذشته