۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

Latest New from Green Correspondents for 04/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

«اين ادبيات زيبنده کشورهای منطقه نيست و جمهوری اسلامی ايران در عين اقتدار نظامی و استقلال سياسی معتقد به داشتن رابطه خوب با همه کشورها به‌خصوص همسايگان است.»
خبرنگاران سبز/سياست:
در حالی که روز گذشته در ادامه انتقادات کشورهای عربی به جمهوری اسلامی، سفير عربستان سعودی با اين گفته که «آنها هنوز که هنوز است در رؤيای امپراطوری پارس هستند.» ايران را تهديد به حمله نظامی کرده بود، با يک روز تاخير رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس، پاسخ گستاخی سفير عربستان را با زبان ديپلملتيک داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، علاءالدين بروجردی، رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی، اظهارات سفير عربستان را «سياست آمريکا و اسرائيل» دانست و گفت: «سياست ما در منطقه خليج فارس مقابله و ورود به فاز نظامی نيست و اين را همه کشورهای منطقه می‌دانند.»وی افزود: «اين ادبيات زيبنده کشورهای منطقه نيست و جمهوری اسلامی ايران در عين اقتدار نظامی و استقلال سياسی معتقد به داشتن رابطه خوب با همه کشورها به‌خصوص همسايگان است.»«اگر عربستان اين اشتباه تاريخی را در اشغال خاک بحرين مرتکب نمی‌شد، تنش‌های سياسی فعلی نيز به وجود نمی‌آمد.»

همچنين وب سايت تابناک که نزديک به محسن رضايی است در يادداشتی با مقامات عربستان سعودی ياد آور شده است که :

هر چند سخنان احساسی آقای «القتان» چندان ارزش پاسخ دادن ندارد، يادآوری چند نکته به سعودی ها و ديگر حکام عربی ضد ايرانی و اشاره ای کوتاه به واقعيت های منطقه، شايد به آنها کمک کند، تا اندکی عقلانی تر موضع گيری کنند.

اعراب و در رأس آن آل سعود، به خوبی می دانند به هيچ وجه حتی برای مدتی محدود، توان مقابله با ايران را ندارند. آقای «القتان» و ديگر مقامات سعودی و عربی که رجزخوانی می کنند، هنوز فزاموش نکرده اند که ارتش سعودی، حتی به کمک نيروی نظامی شورای همکاری خليج فارس، نتوانست از پس گروه کوچک «حوثی» در يمن ـ که از همه طرف محاصره بوده و کمترين ادوات نظامی را داشتند ـ برآيند و پس از هفته ها بمباران و فرستادن نيروی پياده نظام به خاک يمن، سرانجام با سرشکستگی، مجبور به عقب نشينی شده و نبرد خود را نا تمام بگذارند.

شايد مقامات عربی، به ويژه سعودی ها، تصورشان از جنگ احتمالی با ايران، اين باشد که به پشتوانه انبوه سلاح های مدرن خريداری شده، می توانند در برابر ايرانی که تجربه پيروزی در يکی از بزرگترين جنگ های نيم قرن اخير را داشته است، عرض اندام کنند، ولی فراموش کرده اند که در صورت وقوع هر گونه جنگ احتمالی، با توجه به تمرکز مراکز زيرساختی اعراب در موقعيت جغرافيايی محدود، به يقين بيش از ۸۰ درصد اين زيرساخت ها در کمتر از چند روز به طور کامل نابود خواهد شد، در صورتی که آمايش زيرساختی ايران، به گونه ای است که چنين آسيبی در مقايسه با اعراب برای ايران بسيار ناچيز است. 

 
 

گفته شده بازی پرقدرت فاطمه معتمد آريا، از بازيگران برجسته سينما و تئاتر ايران که آشکارا از جنبش سبزها پشتيبانی کرده، در اين فيلم علت اصلی تصميم به حذف فيلم توسط محفل تصميم گيرنده در وزارت ارشاد بوده است.
خبرنگاران سبز/سياست/فرهنگ و هنر:
هنر در سلطه بی فرهنگان. دولت کودتا در ادامه فشار بر حاميان جنبش سبز و بازيگران سبز، فيلم «نيلوفر» با بازيگری فاطمه معتمد آريا بازيگر حامی جنبش سبز که به بخش مسابقه جشنواره کیش راه يافته بود، را به دستورمستقيم اداره کل نظارت و ارزيابی (سانسور) وزارت ارشاداسلامی ، از فهرست نمايش خط و حذف می کند.

محمد خزاعی دبير جشنواره کيش می گويد اين نخستين بار در تاريخ جشنواره های سينمايی ست که يک فيلم پس از برگزيده شدن و اعلام عمومی از فهرست نمايش خط خورده و حذف می شود. برگزارکنندگان جشنواره نقشی در حذف فيلم نيلوفر از جشنواره نداشته اند و اين تصميم صرفا براساس دستور عليرضا سجادپور، مدير اداره کل نظارت و ارزيابی فيلم وزارت ارشاداسلامی صورت گرفته است.
عليرضا سجادپور، مدير اداره کل نظارت و ارزيابی فيلم در گفتگو با رسانه ها علت حذف فيلم نيلوفر از بخش مسابقه جشنواره کيش را نداشتن پروانه نمايش اعلام کرده است.اما منتقدان می گويند فيلم های برگزيده يک جشنواره خودبخود پروانه موقت نمايش را دريافت می کنند.

«نيلوفر» به کارگردانی سابين الجمايل و تهيه‌کنندگی فرشته طائرپور داستان دخترک دوازده ساله ساکن يکی از روستاهای عراق است که که آرزو دارد خواندن و نوشتن ياد بگيرد تا پزشک شود، اما او در دهکده‌ای زندگی می‌کند که تنها پسرها می‌توانند درس بخوانند. از سوی ديگر مناسبات خانوادگی در اطراف او ـ به‌خصوص رابطه‌اش با عزيز ـ عموی گوشه‌گير و چوپانش ماجراهای فيلم را رقم می‌زند.

بازيگران اين فيلم رويا نونهالی، شهاب حسينی، هنگامه قاضيانی، صادق صفايی امير آقايی، نيره فراهانی ، زهرا داودنژاد، تورج فرامرزيان و فاطمه معتمدآريا هستند.

"نيلوفر" به کارگردانی سابين ژمايل توليد مشترک ايران، فرانسه و لبنان است.رشيد بوغريب سازنده فيلم تحسين‌شده "روزهای افتخار" يکی از تهيه‌کنندگان فيلم "نيلوفر" است. بوغريب متولد پاريس است، اما تبار الجزايری دارد. او ماه مه پيش يکی از داوران بخش مسابقه جشنواره فيلم کن بود و در جريان برگزاری جشنواره نشان شواليه لژيون دونور دولت فرانسه را دريافت کرد.

منتقدان سينمايی می گويند وزارت ارشاد پيش از اعلام عمومی نام فيلم های برگزيده در جشنواره کيش در جريان انتخاب فيلم ها بوده و با آنها موافقت کرده و پروانه نمايش موقت را صادر کرده است. اما در آخرين لحظات محفل تصميم گيرنده ای که به تازگی در وزارت ارشاداسلامی مستقر شده اقدام به حذف اين فيلم از جشنواره کرده است.

گفته شده بازی پرقدرت فاطمه معتمد آريا، از بازيگران برجسته سينما و تئاتر ايران که آشکارا از جنبش سبزها پشتيبانی کرده، در اين فيلم علت اصلی تصميم به حذف فيلم توسط محفل تصميم گيرنده در وزارت ارشاد بوده است.

منتقدان می گويند محفل تصميم گيرنده تازه مستقرشده در وزارت ارشاد، پس از جنجال بر سر نمايش «هداگابلر» گروه بازبينی اداره کل هنرهای نمايشی اين وزارتخانه را نيز به صورت يکپارچه تغيير داده است.

 گفتنی است اين فيلم در سال ۱۳۸۷ ساخته شده است.


 
 

مشاوران آيت الله خامنه ای به او توصيه کرده اند که حمايت از رحيمی به صلاح رهبری نظام نيست و حتی به اعتبار ايشان نزد نيز خدشه وارد می کند که رهبری نظام که پيش از اين بنا به درخواست محمود احمدی نژاد دستور داده بود رسيدگی به پرونده رحيمی، معاون اول دولت، توسط قوه قضائيه مسکوت گذاشته شود بالاخره موافقت کرده است که اين پرونده مورد رسيدگی قرار گيرد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
با توجه با بالا گرفتن اختلاف اصولگرايان با رئيس دولت کودتا وافشاگری های مخالفين وی در مجلس در رابطه با فساد مالی وزاری رده بالای دولت احمدی نژاد و سکوت شخص وی در برابر افراد برچسب زده شده و گفته رئيس دولت که گفته است قولی برای منتشر کردن اسامی مفسدين اقتصادی نداده بودم، شنيده می شود که با افزايش انتقادهای عمومی نسبت به سکوت مسئولان نظام در برابر دانه درشتان دولتی که زير چتر حمايتی رئيس دولت و يا افراد تصميم گيرنده نظام قرار گرفته اند، دستوری از جانب رهبری نظام به رئيس قوه قضائيه داده شده است تا پرونده افرادی که به فساد مالی متهم هستند، در دستور کار برای رسيدگی قرار گرفته شود.

برپايه اين خبر آيت الله آملی لاريجانی در ابتدای جلسه اين هفته مسئولان عالی قضايی گفته است: برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی، به جهاد اقتصادی کمک خواهد کرد بنابراين امسال رسيدگی به اين پرونده ها را انشاء الله با قاطعيت بيشتری دنبال خواهيم کرد.

ندای سبز آزادی نيز گزارش داده است که مشاوران آيت الله خامنه ای به او توصيه کرده اند که حمايت از رحيمی به صلاح رهبری نظام نيست و حتی به اعتبار ايشان نزد نيز خدشه وارد می کند که رهبری نظام که پيش از اين بنا به درخواست محمود احمدی نژاد دستور داده بود رسيدگی به پرونده رحيمی، معاون اول دولت، توسط قوه قضائيه مسکوت گذاشته شود بالاخره موافقت کرده است که اين پرونده مورد رسيدگی قرار گيرد.

 اکنون باید دید آیا سرانجام این شائبه ها ها جامعه واقعیت به خود می گیرد و یا کماکان دستگا های نظارتی و قضایی در برابر خواست ملی برای محاکمه دانه درشتان و فاسدان دولتی، بنا بر مصالحی سکوت خواهند کرد.

 
 

رامین پرچمی بازیگر حامی جنبش سبز، پیش از ظهر امروز به دادگاه انقلاب منتقل شده است
خبرنگاران سبز/جامعه:
رامين پرچمی، بازيگر سينما و تلويزيون که از تظاهرات اعتراضی ۲۵ بهمن‌ماه در بند ۲۴۰ اوين اندرزگاه ۹ نگهداری می شود.، پيش ازظهر امروز، چهارشنبه، به دادگاه انقلاب تهران منتقل شده است. به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، رامين پرچمی، تحت تدابير امنيتی و با دستبند و محاسنی بلند و ظاهری نه چندان مناسب به همراه چندين مامور به دادگاه انقلاب منتقل شده است.

از جزئيات پرونده و شعبهٔ رسيدگی کننده به اتهامات وی در حال حاضراطلاعی در دست نيست.



 
 

طی هشت ماه حتی یک ساعت بچه های ما هم با مادرشان ملاقات نداشته اند… بر اساس قوانین ایران غیر قابل تحمل است که بچه مادرش را نبیند … ( بچه کوچک سه ساله )ما خودمان تحمل می کنیم،اما بچه هایمان برایشان مشکل است،عید شده و دید وبازدید است.خودشان( رژیمی ها) از ملاقات و…. دید و بازدید و.. خودشان را خفه کردند.دریغ از یک دقیقه ملاقات کابینی و حضوری و یک دقیقه ملاقات عادی روزهای عادی هم ندادند.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
نسرین ستوده تنها به جرم وکالت پرونده تنی چند از زندانیان مطرح سیاسی نظیر شيرين عبادی، عيسی سحرخيز، کيوان صميمی، عاطفه نبوی، و شهید آرش رحمانی پورکه به جرم عضویت در انجمن پادشاهی ایران خرداد 88 اعدام شد، به ۱۱ سال حبس تعزيری، ۲۰ سال محروميت از وکالت و و ۲۰ سال ممنوعيت خروج از کشور محکوم شده است.

اما از رفتار مقامات قضایی کشور که مدعی پیاده کردن تمامی دستورات فقه اسلامی و قانون هستند، اینطور به نظر می آید که علاوه بر شخص زندانی خانواده آنها نیز به یک نحو دیگری باید زجر و شکنجه ببینند. جرم فرزندان و خانواده خانواده های زندانیان سیاسی چیست که با این عزیزان برخوردهایی کاملن خلاف انسانیت و عقلانیت می شود؟ کودک سه ساله نسرین ستوده، چه گناهی مرتکب شده است که مانع ملاقات این کوچولوی معصوم با مادرش می شوند؟

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، ضمن شرح وضعیت همسر زندانیش و همچنین شرایط روحی فرزندانش، در گفتگو با کانون حمایت از خانوادگان جان باختگان و بازداشتی ها گفته است: "طی هشت ماه حتی یک ساعت بچه های ما هم با مادرشان ملاقات نداشته اند و وضعیت آنان مناسب نیست."

به گزارش سایت این تشکل حقوق بشری،رضا خندان طی مصاحبه ای با ضمن اشاره به فشارهای روحی وارده از سوی حکومت و ممانعت از دسترسی به حقوق اولیه ملاقات با زندانی، همچنین وضعیت دردناک فرزندانشان که نیازمبرم به حضور مادر و تماس با وی دارند و این موضوع در کمال قساوت ازآنها دریغ می شود را شرح داده است:

قبل از عید به دادستانی مراجعه کرده بودم برای ملاقات حضوری و.. آنها گفتند که تقاضای کتبی بنویسید که من هم بدلایلی نوشتم و تقاضای ملاقات دادم،آنها هم در مقابل ۳۰-۴۰ نفر به من گفتند که می دهند و.. بعد ندادند روز چهارم فروردین نیز پنجشنبه ها معمولا ملاقات هست که برای ملاقات بایستی می رفتیم، که گفتند تعطیل است، یازدهم فروردین که ملاقات داشتیم،رفتیم و حتی از کل کشور از شهرستانها آمده بودند که درب را بسته بودند و رفته بودند، وقتی هم که درب را می بندند ومیروند هم هیچ موجودی نیست که پاسخ بدهد، اصلا هیچکسی نیست که توضیح بدهد و تقریباً ما ۴ الی ۵ ساعت علاف بودیم که هیچکس نیامد ,تقریبا ما یک روز کاری در پشت درب بودیم، هیچکس نیامد و پاسخی نداد و..ما فقط تا به حال فقط توانسته ایم سه بار تماس تلفنی داشته باشیم و سه بار تلفن کرده و صحبت کرده ایم هر بار حدود ده دقیقه و…

در رابطه با مراجعات به دادستانی،معمولا من اصلا نمی روم،چون من مراجعه می کنم،عملا به … منجر می شود،من که رفتم و صحبت کردم،مرا بازداشت کردند،حدود ده دقیقه و بهانه هم این بود که تو بلند صحبت کرده ای و … دادستان هم که کاری ندارد و جلو نمی آید که پاسخگو باشد و… به همین دلیل من من دیگر نمی روم و اصلا تقاضایی هم نمی کنم.

ما خودمان تحمل می کنیم،اما بچه هایمان برایشان مشکل است،عید شده و دید وبازدید است.خودشان( رژیمی ها) از ملاقات و…. دید و بازدید و.. خودشان را خفه کردند.دریغ از یک دقیقه ملاقات کابینی و حضوری و یک دقیقه ملاقات عادی روزهای عادی هم ندادند.

وضعیت پسرم خیلی خراب است،او دیگر به هیچی اعتماد ندارد و دیشب هنگام تماس تلفنی بغضش ترکید و به مادرش میگفت که تو دیگر نمیایی و.. کم کم به درکهایی میرسد و هرچه پیش میرود بدتر میشود…تصورات خیلی عجیب وغریبی به ذهنش میاید و الان مطمئن شده که مامانش دیگر نمیاید و با من دعوا میکرد و میگفت که مامان دیگر نمی آید …

دخترم نیز مشکلات خاص خودش را دارد و خاله اش بیشتر نگران اوست،چون وی توی خودش می ریزد والان در شرایط سنی که هست مشکلات دیگری برای خودش دارد که نمی دانم چکار کنم …

فکر کنم که خانوادگی به جلو زندان بروم و چادربزنم و همانجا بمانیم بعنوان اعتراض ،هیچکس هیچ پاسخی نمیدهد،به نامه نگاری هایمان هیچکس توجهی نمیکند و بدلیل همین نامه نگاری های من هم مرا احضار کرده و پرونده تشکیل داده اند…

طی هشت ماه حتی یک ساعت بچه های ما هم با مادرشان ملاقات نداشته اند… بر اساس قوانین ایران غیر قابل تحمل است که بچه مادرش را نبیند … ( بچه کوچک سه ساله )

در ایام عید هم بیرون رفتیم اما ایکاش نمی رفتیم،چون جای مادرشان خالی تر بود و احساس می شد و… اما چکار کنم و مجبور شدم آنها را به خارج ازتهران ببرم


 
 

حيف است جامعه اسلامی که با خون شهدا برای اعتلای تعاليم اسلامی به دست آمده و الگوی ديگران شده است با مشغول شدن ذهن جوانان ما به جامعه ايرانی به انحراف کشيده شود..چرا بايد به مناسبتهای مختلف از جمله عيد نوروز، مکتب ايرانی را رواج دهيم.ما نبايد به مکتب ايرانی دامن بزنيم.
خبرنگاران سبز/جامعه:
ايران و ايرانيت در برابر اسلام و اسلام گرايی. اين واژگانی است که از پس از کودتای انتخاباتی به کرات توسط هر دو طرف مجادله سياسی کشور شنيده شده است. به دليل تاريخچه و قدمت کشورمان و وجود امپراطوری عظيم پارس، تمامی ايرانيان در سراسر کره خاکی با يک تعصب و بطور آگاهانه در تلاش برای زنده نگه داشتن فرهنگ و تاريخ کشورمان هستند.

اما از بعد از کودتای افراطيون و در دست گرفتن تمامی ارکان اداری،اجرايی و قانون گذاری توسط سپاه پاسداران و دخالت افرادی همچون مصباح يزدی و مداحان در سياست کشور، از جانب آنان تاکيد بر اسلاميت کشور تا ايرانيت از تمام ادوار گذشته حيات جمهوری اسلامی شدت بيشتری يافته است بطوريکه هر مقامی خود را درجايگاهی می بيند تا مخالفت خود را با گذشته، آداب و رسوم و فرهنگ ايران زمين اعلام کند.

در تازه ترين اين اظهار نظرها، محمد جعفر منتظری که رياست ديوان عدالت اداری را در اختيار دارد، درادامه اين جهت گيری ها گفته است: متاسفانه از لسان بسياری از مقامات، مرتبا تبليغ ايرانی بودن و مکتب ايرانی را می شنويم، مگر ايرانی مکتب مشخصی دارد که در مقابل اسلام قرار بگيرد و به عنوان مکتب ايرانی مطرح شود.ايرانی منحصر به يک خاک و موقعيت جغرافيايی است و اسلام تمام اين مسائل را برداشته است چرا بايد از مقامات عاليه کشور، صحبت از مکتب ايرانی بشنويم.با چه انگيزه ای دائم مکتب ايرانی را در بوق و کرنا می کنند،؟

رئيس ديوان عدالت اداری با اشاره به اين که طرح مکتب ايرانی باعث شکاف در جامعه اسلامی می‌شود، اظهار داشت:سوال ما اين است که آنهايی که برای اين انقلاب جان عزيزشان را دادند،کدام يک با مکتب ايرانی به ميدان رفتند آيا درست است؟ خجالت نمی کشند که مکتب ايرانی را تکرار می کنند؟

وی افزود:متاسفانه در جامعه می خواهند مسير قرآنی ، اسلامی و ولايی را منحرف کنند و بسياری از مسئولين و مراجع نگران هستند که جامعه به اين سمت سوق داده شود.ما بايد مراقب اطلاعاتی که در اينترنت بوسيله سايتها در اختيار مردم و به خصوص جوانان قرار می‌گيرد باشيم تا اذهان جوانان ما که آينده ساز کشور هستند تخريب نشود. 

محمد جعفر منتظری گفت: همه ما بايد تلاش کنيم و اجازه ندهيم ارزشهايی را که در جامعه به واسطه اسلام به دست آورده ايم با چنين حرفهايی تخريب شود.حيف است جامعه اسلامی که با خون شهدا برای اعتلای تعاليم اسلامی به دست آمده و الگوی ديگران شده است با مشغول شدن ذهن جوانان ما به جامعه ايرانی به انحراف کشيده شود.
رئيس ديوان عدالت اداری افزود:شاخصی که امام جعفر صادق (ع) ارائه داده حرفی از عربيت و عجميت نيست.چرا بايد به مناسبتهای مختلف از جمله عيد نوروز، مکتب ايرانی را رواج دهيم.

وی در پايان افزود:اميدواريم خداوند همه ما را آگاه کند ، در شرايط حساسی که دشمن در تلاش برای ترويج تفرقه ، تعصب و قوميت گرايی است و عرب و عجم و لبنانی و ليبيايی را مطرح می‌کند، ما نبايد به مکتب ايرانی دامن بزنيم.اميدواريم خداوند به همه ما بصيرت بدهد و ما را از خواب غفلت بيدار کند.

 
 

در همين زمينه، کوآمه آنتونی آپيا، رييس انجمن قلم آمريکا، گفته است: «نسرين ستوده نه تنها مطهر روح جايزۀ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت» است، بلکه تجلی روح اين سال عالی نيز هست.»
خبرنگاران سبز/ایران در جهان:
در حالیکه با شرافت ترین روزنامه نگاران و نویسندگان کشور با توهم مقامات نظامی و قضایی کشور در زندان و سلول های انفرادی محبوس شده اند، انجمن قلم آمريکا که معتبر ترين انجمن نويسندگی ايالت متحده است، روز چهارشنبه اعلام  کرد: نسرين ستوده، نويسنده، فعال حقوق بشر و وکيل زندانی در ايران، که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، تبانی و تبليغ عليه نظام و عضويت در کانون مدافعان حقوق بشر» به ۱۱ سال حبس تعزيری، ۲۰ سال محروميت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعيت خروج از کشور محکوم شده است ، به عنوان برندۀ جايزۀ ۲۰۱۱ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت»شناخته خواهد شد.

در بيانيه انجمن قلم از نسرين ستوده به عنوان يکی از رهبران جنبش زنان و مدافع حقوق کودکان در ايران نام برده شده است.کوآمه آنتونی آپيا از نسرين ستوده به عنوان نويسنده، فعال و وکيلی ياد کرده است که خود را وقف اين ايده  کرده است که همه بايد به طور مساوی از حقوق تضمين شده در قانون برخوردار باشند.

جايزه انجمن قلم آمريکا به شخصيت‌های ادبی بين المللی که به دليل اقدام يا دفاع از حق آزادی بيان تحت تعقيب قضايی قرار گرفته و يا زندانی شده اند تعلق می گيرد و امسال اين جايزه در ۲۶ آوريل ۲۰۱۱ (ششم ارديبهشت)، در موزه تاريخ طبيعی آمريکا در نيويورک اعطا خواهد شد.

در همين زمينه، کوآمه آنتونی آپيا، رييس انجمن قلم آمريکا، گفته است: «نسرين ستوده نه تنها مطهر روح جايزۀ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت» است، بلکه تجلی روح اين سال عالی نيز هست.»

رييس انجمن قلم آمريکا تصريح کرده است: «در زمانی زنان و مردان سراسر جهان بطور مسالمت آميز در کنار يکديگر ايستاده اند تا اين حقيقت بسيار اساسی را بارديگر خواستار شوند، او (نسرين ستوده) در يکی از بدنام ترين زندانهای جهان است و اين مایۀ شرم حکومت ايران است. »

کوآمه آنتونی آپيا همچنين گفته است: «با تقديم اين جايزه به او (نسرين ستوده) ما احترام خود را به وی ادا می کنيم و همراه با ميليونها ايرانی که وی از حقوق آنها دفاع می کند و منشاء الهام آنها شد می ايستيم و از همه افراد و دولت های سراسر جهان می خواهيم تا در درخواست برای آزادی فوری وی به ما بپيوندند.»

طبق اين گزارش شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، در اين مراسم حضور خواهد داشت. گفتنی است نسرين ستوده، ۴۷ ساله، وکالت تعدادی از پرونده های سياسی و حقوق بشری از جمله وکالت شيرين عبادی، عيسی سحرخيز، کيوان صميمی، عاطفه نبوی، و آرش رحمانی پور، از اعضای انجمن پادشاهی ايران را که در سال ۸۸ اعدام شد، را نيز برعهده داشته است.

 
 

تهدیدی امنیتی متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است. در اقدامی صرفاً از روی احتیاط، سفارت ما روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
خبرنگاران سبز/سياست:
وب سایت رسمی برتانیا در صفحه اصلی خود تعطیلی این سفارت خانه را به دلیل تهدید امنیتی که متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است تایید کرده است. به گفته این سفارت خانه این اقدام صرفاً از روی احتیاط بوده و تنها روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
اما گویا يک منبع نزديک به اين سفارت که نخواست نامش فاش شود، به کوچه اعلام کرده که در اين پيامک به صراحت ذکر شده است که «هم‌کاران از پی‌گيری علت تعطيلی خودداری کنند.» اين در حالی است که هيچ مدت زمان مشخصی برای عدم حضور کارمندان سفارت بريتانيا در تهران اعلام نشده است.

بريتانيا پيش‌تر در روز بيست و چهارم مارس از انتخاب گزارش‌گر حقوق بشر از سوی اين شورا در سازمان ملل حمايت کرده بود.

مناقشات بين ايران و بريتانيا در ماه‌های اخير و پس از انتخابات دهم رياست جمهوری در ايران وارد دور تازه‌ای شد به طوری که در پی درگيری‌ها و اعتراض‌های خيابانی تعدادی از کارمندان اين سفارت دست‌گير و محاکمه شدند و مجلس ايران نيز خواستار قطع رابطه با اين کشور شد.

در آخرين بار نيز بدون انعکاس خبری در روز هشت مارس- هفده اسفندماه سال گذشته- يکی از کارمندان بخش اداری اين سفارت به نام «مريم-م» در خيابان بازداشت شده است که هنوز با گذشت بيش از يک ماه و اندی تاکنون در زندان اوين به سر می‌برد.



 
 

خب مشکوک که کل داستان مشکوکه، ولی من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم که والله قسم من کارم عمل به هنگام بود. من برخورد با اینا رو جزو زندگیم می دونم و واجب هم هست. یعنی به خودم واجب می دونم که با اینا برخورد کنم. به دادستان ام عرض کردم من پامو از اینجا بذارم بیرون حیثیت برای هاشمی نمیذارم؛ چون شما برخورد نکردین حالا خود ملت باید برخورد قهر آمیز بکنن. همون روزی که حضرت امام فرمودن اگر مسئولین به داد شما نرسیدن راسا اقدام بکنید، تکلیف رو روشن کردن.
خبرنگاران سبز/جامعه:
دوشنبه خبرآنلاين به نقل از محسنی اژه ای گزارش داده بود که سعيد تاجيک فردی که به فائزه هاشمی با الفاظ رکيک بی احترامی کرده بود بازداشت شده است  و پرونده ای در اين باره بر عليه اين لباس شخصی فحاش،تشکيل شده است اما گويا بعد از چند روز بازداشت اين لباس شخصی حامی رهبری با دخالت فرماندهان بسيج آزاد شده است و در گفت و گو با روز آنلاين با بيان اينکه چند روزی در زندان اوين بوده و بعد پذيرايی شده است، ادعا می کند که برای جلوگيری از التهاب جو جامعه آزاد شده است. با این تفاصیل باید گفت آملی شاهرودی هیچ قدرت اجرایی در قوه قضائیه ندارد و استقلال این دستگاه از زمان ورود وی، رسما زیر سوال رفته است چرا که با فشار نیروهای امنیتی و نظامی، اجرای قانون به سخره گرفته شده است.

وی در اين گفت و گو که با هتاکی های متعدد به خانواده هاشمی همراه است، قوه قضاييه را فشل می خواند و معتقد است اين نهاد مشکل دارد.

اين بسيجی حامی ولايت با بدترين القاب مسئولان کشور را خطاب کرده و نسبت به فرزند شهيد مطهری اهانت می کند.

با پوزش از خوانندگان متن کامل اين گفت و گو به شرح زير است:

ـ از روز زنگ می زنم. می خواستم در مورد خبر دستگيری شما صحبت کنم. صحت داره اين خبر؟

نه! تکذيبش می کنم. ديروزهم بچه هابه من گفتن. برای من فرستادن خبرو. نه! تکذيب ميشه. البته می دونم شيطنت کيه…

ـ شيطنت کی؟

تلفنی نمی تونم بگم، دارن شيطنت می کنن سر يک موضوعی. دارن يک محکی می زنن. می دونم ام کار کيه. حالا انشالله بمونه جواب شونو خودمون بديم.

ـ پس نگرفتن شمارو؟

حاج خانوم!من الان سرکار هستم.

ـ بله ماهم تعجب کرديم. ولی خب دادستان کل کشور گفتن. همه سايت هام نوشتن…

نه؛نه. البته قبل از عيد دستگير شده بودم. يک هشت نه روزی هم اوين بوديم. يک سه روزی هم اعتصاب غذا کرديم.

ـ ای بابا! اعتصاب غذام کردين؟!

بله. بعد خلاصه ديديم صدامون بيرون نمی رسه، آخه آقايونم به اصطلاح می خواستن جامعه ملتهب نشه. چون از دانشگاه های اقصی نقاط کشور با من تماس می گرفتن که اگر شمارو بگيرن ما می ريزيم جلو قوه قضاييه. آقايونم شنود می کردن ديگه… الان هم تلفن داره شنود ميشه ولی بذار نفر سوم هم بشنوه که يک خرده حالش جا بياد… خلاصه ديدن بچه ها دارن با ما تماس می گيرن، از بقيه جاهام، حالا يا مستقيم يا غير مستقيم به ما مراجعه می کردن که اگر شما رو بگيرن ما ميريم جلو قوه قضاييه. خلاصه ديگه هفت هشت روزی ما رو بردن اوين. چند روزی اوين بوديم و مابقی شم از ما پذيرايی کردن…

ـ از شمام پذيرايی کردن حاج آقا!

نه! کتک متک نه! بردنمون ….[مفهوم نيست]. بعدشم دو سه روز آخر بنده اعتصاب غذا

کردم. اعتصاب غذام هم سه دليل داشت: يکی اينکه خودم رو تنبيه بکنم در وهله اول که حضرت آقا رو تو اين قصه اذيت کردم. دوم اينکه اعتراض داشتم به عملکرد قوه قضاييه؛ اعتراض شديد. سوم هم اينکه به خود آقای دادستان هم عرض کردم که هاشمی و خاندانش و زنش و بچه هاش و بخصوص فائزه، اونام بايد دستگير بشن. توجه کردی؟

ـ بعله. راستی حاج آقا اون حرف هايی که در فيلم می شنويم واقعا گفته شده؟

ببينين من البته ماهواره ها رو نگاه نکردم که ببينم کدوم فيلم رو گذاشتن. دو تا کيليپ بود؛ اونی که گفتم دهنتو جر ميدم، پدرتو در ميارم، درست بود، اونارو خودم گفتم. به آقای دادستان هم گفتم کتمان نمی تونم بکنم.حرفی رو که بوده زدم، اونم به خاطر اينکه قوه قضاييه با اينا برخورد نکرد، اين آتشفشان در درون من غليان کرد، يکدفعه منفجر شد. حالامنتظر بدتر از ايناشم باشن. منتها حضرت آقا [خامنه ای] گفتن فحاشی به طور کلی نفی ميشه که مام روی چشم مون ميذاريم و فرمايش مقام معظم رهبری رو نصب العين خودمون قرار ميديم اما اون فحش رکيکی رو که آخرش هست من به طور کلی تکذيب می کنم. من فحش ندادم. اونو کس ديگه ای گفته. توجه می کنين؟

ـ بعله! حالا اصلا فيلم رو کی گذاشته؟ يک ذره مشکوک به نظر نمی رسه؟

خب مشکوک که کل داستان مشکوکه، ولی من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم که والله قسم من کارم عمل به هنگام بود. من برخورد با اينا رو جزو زندگيم می دونم و واجب هم هست. يعنی به خودم واجب می دونم که با اينا برخورد کنم. به دادستان ام عرض کردم من پامو از اينجا بذارم بيرون حيثيت برای هاشمی نميذارم؛ چون شما برخورد نکردين حالا خود ملت بايد برخورد قهر آميز بکنن. همون روزی که حضرت امام فرمودن اگر مسئولين به داد شما نرسيدن راسا اقدام بکنيد، تکليف رو روشن کردن. خب مام می خوايم راسا اقدام بکنيم. توجه کردين؟

ـ بعله! ولی حاج آقا رئيس قوه قضاييه که منصوب حضرت آقاست. بايد عمل بکنه. به نظر شما چرا نمی کنه؟

حاج خانم! قوه قضاييه گندشو درآورده. الان تمام اعتراض ما روی قوه قضاييه س. من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم الان ۲۰ ماهه اغتشاشه. شما دارين می بينين که اين دختر هرزه کثيف شترسوارساندويچ خورـ يعنی با همين لحن گفتم ها..ـ هر موقع شما گرفتينش ميگه من دارم ساندويچ می خورم. اين چه ساندويچيه که ۲۰ ماهه داره گاز می زنه تموم نميشه! اينها از تمام خط ها عبور کردن. به خدا و پيغمبر و امام و حضرت امام و حضرت آقا توهين کردن. شما هيچکدومتون رگ تون بيرون نزد. اکثر مسئولين نظام، بخصوص خيلی از حوزوی های ما خفه خون گرفته بودن.. مقام هاشمی بالاتره يا نعوذبالله مقام آقا امام زمان؟ مقام هاشمی بالاتره يا مقام حضرت آقا؟ اين کثافت ها اين همه از تمام خط قرمزها عبور کردن، به تمام مقدسات ما توهين کردن، هيچکس رگ اش بيرون نزد، اون وقت من به کره هاشمی گفتم يابو به تريج قبای همه برخورده؟ رگ همه زده بيرون! اين برای اينه که قوه قضاييه نتونسته درست عمل بکنه. اين را هم يقين دارم که لاريجانی با اين حرفی که در مورد من زده خودش از همين هاست.

ـ خود همين ها يعنی کيا؟

اينا ادمای خود هاشمی ان. عمله اکره خود هاشمی ان. حالا نمی تونم پشت تلفن به شما بگم، دارن صدای منو می شنون ولی من توی خود اوين شم گفتم، البته اين رو نگفتم ولی پاش برسه به خود لاريجانی ام ميگم. من از احدالناسی جز خداترس ندارم.

ـ چطور؟

چون جون ام رو گذاشتم کف دستم. کار و زندگی امو گذاشتم. رفيقام جلوی چشمام تيکه پاره شدن. من تيکه های تن شون رو از روی زمين جمع و جور می کردم. من که ساکت نمی شينم. من و امثال من ـ حالا اسم نمی خوام ببرم ـ ساکت نمی شينيم. شاهرگ مون بره اون گره ای رو که جلو کفار باز کرديم، نيگر ميداريم. به آقای دادستان هم عرض کردم. گفتم مسئولين نظام ما يک عده شون آلزايمر گرفتن. حضرت امام گفت جنگ مرز و جغرافيا نمی شناسه. تا کفر هست ما هستيم. مبارزه ام هست…

ـ ولی ببينين حاج آقا اتهام شما اينه که بالاخره دارين در مملکت اسلامی قانون شکنی می کنين.

غلط کردن! اينا دارن کليشه ای برخورد می کنن. من دارم با يک دختر هرزه برخورد می کنم؛ آقا صدای همه تون دراومد؟! ببينم قران رو توی مسجد سوزوندن، مشکل نيست؟ خواهرم! اينا قران آتيش زدن، مسجد آتيش زدن..

ـ کی؟

روز عاشورا. اينا روز عاشورا ريختن بيرون. سرکرده اين فتنه کيه؟ خود هاشمی و خاندانش. زنش صبح انتخابات مياد رايشو بندازه توی صندوق ميگه بريزين بيرون. آقا! ميگه موسوی رای آورد آورد نياورد، ملت بريزن توی خيابون حق شونو بگيرن؟!…اين يعنی چی…

ـ حالا ببينين آقای مطهری يک چيزی گفته….

اونو که ولش کن. غلط کرده. اصلا نگو مطهری خواهرم. اون نجس العينه. من حاضر نيستم اسم شهيد مطهری رو روی اين کثافت بذارم. بگين علی فريمانی. همين ملعون ـ نوارش هست ـ توی مجلس ميگه کوچک زاده اسمش کوچک زاده نيست آخرش اف داره! اون وقت اين اعتراض می کنه؟! وقتی اين اعتراض می کنه بايد بهش بگه بتمرگ پفيوز؟ با همين لحن؟ اين اقايی که دنبال اينه که من شلاق بخورم اگر واقعا قانون اسلام برای صغير و کبير، غنی و فقير يکيه بايد برای اينام برابر باشه. يعنی چی که چون اين نماينده مجلس است در شانش نيست، يعنی چی؟ کسی که الان بايد شلاق بخوره، علی مطهريه. من گفتم حرومزاده، درسته اما اينا يقه اين صانعی، اين مرتيکه بيشرف رو گرفتن؟ چرا اين حرومزاده رو نگرفتن؟…

ـ آهان! شما درد دين دارين. باشه. ولی چرا وقتی مشايی اين حرفا رو می زنه، احمدی نژاد اين کارها رو می کنه.. شما ساکت اين؟

مشايی رو که سرتاپاشو کثافت و نجاست گرفته. شما فکر نکن من جای ديگه انتقاد ندارم. مشايی از اينا کثافت تر. اينا از مشايی کثافت تر. مشايی يک آدم مرتاضه. رمال داره در زنجان، از اون خط می گيره…..

ـ خب احمدی نژاد تاييدش می کنه….

باشه احمدی نژادم اشتباه می کنه. بيخود می کنه تاييدش می کنه. ببين خواهر من هرکی در خط ولايت بود نوکرشم، هرکی از خط ولايت عبور کرد ما دشمن خونی اش هستيم. مقابلش می ايستيم. قران هم فرموده، پيغمبر هم فرموده. ما ديگه از قران خودمون و سيره انبيای خودمون که نمی گذريم. من به آقای دادستان هم گفتم آقا بنده گردنم در مقابل قانون مثل مو باريکه. هر حکمی که شما برای بنده ببرين روی چشم ام ميذارم اما به شرطی که کليشه ای برخورد نکنين….

ـ حالا فکر می کنين نوبتش ميشه که يک روزی باشما هم برخورد بکنن؛ يعنی جدی برخورد بکنن؟

ببين من که زبونی نيستم که بخوام کوتاه بيام، برخورد بکنن. خودشونم بالاخره برخورد بچه حزب اللهی رو می دونن. می خوان بکنن بسم الله. اوندفعه هم که مارو بردن به کسی نگفتن. متوجه ای؟

بعله!

بچه ها قرار بود از اقصی نقاط کشور بريزن. يعنی آمادگی شو دارن. منم به بچه ها شماره تلفن دادم که اگر منو گرفتن سريع کاری رو که بايد بکنن، بالاخره بکنن. آمادگی شو دارن الحمدالله. بچه حزب اللهی ها بی صاحب که نيستن که!

ـ بله ولی بالاخره بچه حزب اللهی ها هم به يک فرمانی ميان توی خيابون…همين جوری بيان همه شون رو می گيرن. اون وقت چيکار می کنن؟ مگه چند نفرن؟

چندنفرن! حالا بگيرن ما رو، برخورد قهر آميز بکنن ببينن بچه حزب اللهی ها چيکار می کنن.

ـ گرفتن شون که کاری نداره که.

کاری نداره چيه خواهرم! مگه می تونن قطار بگيرن همه رو ببرن؟ يکی دو تا هستن مگه. طبق فرمان چيه؟ مگه وقتی ريختن تو اغتشاشات همه رو لت و پار کردن و قلع و قمع کردن به فرمان کسی بود؟

ـ آهان! خودشون ريختن.

بله، بچه بسيجی خودش عمل اش به هنگامه، می دونه چه زمانی بايد عمل بکنه. اين نيست که کسی به اينا خط بده. توجه کردی؟

ـ بله ولی بالاخره يک مرکزی بايد باشه که…

نه؛ نه؛ مرکز نمی خواد. مرکز فرماندهی حزب اللهی عقل و درايتشه. شور و شعور خود بچه هاس. اينکه مثلا منو بگيرن ببرن زندان، جواب بچه ها به خاطر من نيست. اونا به خاطر تفکره که ميان….

ـ ولی بالاخره بسيج فرمانده داره ديگه…

نه؛ نه؛ اصلا توی اين بازی ها وارد نشين که بسيج فرمانده داره؛ مثلا عزيز جعفری بياد بگه؟ نه؛ اين جوری نيست. خود بچه ها ميان به صورت خودجوش.

ـ خودجوش؟

بله به صورت ميدانی ميان. تو نماز جمعه می گن آقا فلانی رو گرفتن. بچه ها ميگن آقا بريم اينجا، بريم فلان جا…مگه خيلی از اين اتفاقات نيفتاده؟ اين جور نيست که بچه ها بشينن. بر فرض مثال الان من بسيجی نيستم ولی حزب اللهی ام. منتظر بشم آقای عزيز جعفری به من فرمان بده؟ نه سپاهه، نه وزارته، نه نيروی انتظاميه، هيچ جا…اين انگ ها به ما بسته نميشه؛ نه؛هر جا که بسيجی ببينه خط امام در خطره، هرجا بسيجی احساس بکنه در مقابل خون شهدا و در مقابل ارزش های اسلامی يک سری عناصر فاسد وايسادن و می خوان يک جريان کثيف و سياسی راه بندازن، خود بچه ها به صورت خودجوش جلوی اين جريان فاسد و کثيف می ايستن.

ـ خودشون؟

بعله خودشون.

ـ حالا اين خودشون و خود شما در همين تظاهرات بيست ماه اخير به قول خودتون ريختين مردم رو قلع و قمع کردين، زن و بچه مردم رو لت و پار کردين. چه احساسی دارين؟

ببين اين جوری برداشت نکن، فيلم ها رو ببين. کسی که مياد در مقابل دين می ايسته، به فرمايش امام بايد جلوش وايساد.

ـ يعنی اونا مقابل دين بودن…

من اون کسی که دست دوست دخترشو گرفته اومده بيرون، بستنی ليس می زنه، می خواد با کفش نماز بخونه ، دهنشو جر ميدم. اينا مردم نيستن. توجه می کنی؟

ـ بعله! همه توجه ام به شماست.

اين محاربه. بايد اعدام بشه. شما آيه ۳۲ سوره مائده رو بخونين. ميگه کسی که در مقابل پيغمبر خدا و دين خدا می ايسته، اينو بايد دست و پاشو، خلاف همديگه قطع بکنين. حکم خداست، لاريجانی بايد بگه؟!

ـ ولی وقتی حکومت اسلاميه، رئيس قوه قضاييه شم آقا انتخاب کرده، نبايد قانون باشه؟

منم دارم در چارچوب حکومت اسلامی حرف می زنم نه حکومت قذافی. کسی که در مقابل حکومت اسلامی صف آرايی می کنه، می خواد ارزش ها رو زير پا بذاره بايد تيکه تيکه اش کرد.

ـ حالا خوب شد گفتين قذافی. الان ملک حسن، پادشاه اردن رو دعوت کردن ايران. اين درسته؟

ببينين اون ملک فهد، اون حرومزاده که حضرت امام فرمود من اگر صدام رو ببخشم ملک فهد رو نمی بخشم. اگر فهد با آب زمزم و کوثرم خودشو شستشو بده، غير قابل بخششه…

ـ ببخشين من گفتم ملک حسن، پادشاه اردن رو گفتم…

ملک حسن. من هم تعجب کردم گفتم ملک فهد رو که دعوت نکردن.

ـ نخير هنوز دعوت نکردن. پادشاه اردن رو گفتم.

اين هم پسر همون حسين اردنی ملعونه که طناب جنگ عليه ايران رو کشيد، حالا اومده اينو دعوت کرده. حالا بايد ببينيم اينو کی دعوت کرده… البته من الان نمی تونم نتيجه گيری بکنم ولی اينو بدون که در هر حال دعوت اين کسانی که حضرت امام اونا رو منفور و ملعون معرفی کرده زير سر امثال مشايی و هاشميه.

ـ احمدی نژاد گفت من دعوت کردم عقب نشينی هم نمی کنم، خودم شنيدم.

آقای احمدی نژادم که وحی منزل نيست که. آقای احمدی نژاد تا زمانی برای ما آقای احمدی نژاده که در خط ولايت باشه. خارج بشه از اين خط ايشونم منفور بچه بسيجی هاست. منفور ملت ايرانه. اگر تو خط ولايت بود نوکرشم هستيم. اينکه احمدی نژاد بره پيش اينا يا لاريجانی بلند ميشه ميره مبارک رو ماچ می کنه، نعوذبالله اينا فرستاده خدا نيستن که ما بگيم اينا هر کاری بکنن ما قبول داريم. نه؛ ما پيرو ولايت مون هستيم، نه يک کلمه کم، نه يک کلمه بيش.

ـ حاج آقا! سئوال آخرم اينه که الان احتمال ميدين دستگيرتون کنن؟ ببرن تون واقعا؟

دستگيرمون کنن. من که ترسی ندارم که.

ـ می دونم ولی احتمالشو می دين که اين کارو بکنن؟

ببين خواهرم، من جرمی مرتکب نشدم. با دختر هاشمی برخورد کردم، با پسرش. فحش دادم. دری وری گفتم، جرم ام هم ثابت بشه در وهله اول طبق ماده ۶۰۸ قانون کيفری، ۵هزار تومن تا صدهزارتومن جريمه س، اگر ثابت بکنن ۷۴ ضربه شلاقه. نهايتش ام يک سال زندانه. اين که زندانه من اگر تو خرمن آتيشم بگن ميرم، اگر تو دهنه کوه آتشفشان هم بگن ميرم، خود حضرت آقا بگه من ميرم. اين مهم نيست که منو بگيرن، مهم اينه که عملکرد قوه قضاييه در چه راستايی داره شکل می گيره. قوه قضاييه ما فشل است، قوه قضاييه ما سوراخه. قوه قضاييه ما مشکل داره…

ـ خب چرا؟ مثلا الان رحيمی معاون اول احمدی نژاد پرونده داره. خانه فساد فاطمی و از اين حرفا ولی نمی تونن باهاش کاری کنن چون….

بله، بابا فساد مالی داره اون. منم می دونم. ولی قانون بايد مثل آفتاب باشه. آفتاب به کافر می تابه به ديندار می تابه، به گندم و ببخشين به سگ و گربه ام می تابه. خب؟ وقتی در حکومت اسلامی قرار باشه قانون توش اعمال بشه ديگه صغير و کبير نبايد بشناسه.

ـ خدا باباتو بيامرزه

بله؟

ـ می فرمودين…

چه اونی که قيطريه می شينه چه اونی که جنوب شهر، همه بايد در برابر قانون متواضع باشن، قانون هم بايد با همه اينا يکسان برخورد بکنه…

ـ خب نمی کنه که.

خب مردم بايد خودشون يک حرکتی بکنن ديگه. من خدمت شما عرض بکنم الان فکر نکنين چون آقای لاريجانی نماينده حضرت آقاست در قوه قضاييه، آقا ازش رضايت کامل داره. نه. ايشون عملکردش درست نبوده. در اين مدتی که ايشون اومده من شنيدم به جرم اضافه شده.. البته آمار دقيق شو نمی دونم. يکی از اين دوستان ما می گفت از وقتی لاريجانی اومده تعداد زندانی های ما اضافه شده.

ـ خب زندانی های اين دو سال اخير بعد از انتخاباته ديگه.

نه؛ نه. انتخابات. باز شما يک خرده داری ميری خاکی. مسائل پيرامون انتخابات بحث خودش را داره. اون اصلا سوای اين حرفاست…

ـ نه دارم از نظر تعداد زندانيان ميگم.

نه اونا زندانی سياسی ان، زندانی سياسی با زندانيانی که جرم اجتماعی مرتکب می شن فرق می کنه.

ـ آهان يعنی شما می گين زندانی عادی زياد شده.

آره. مثلا همين مواد مخدر. يا مثلا اعلام کردن با چاقو کش ها برخورد قاطع می کنيم، حتی اعدام می کنيم. اون وقت شما ببينين رسما در تهرون اينهمه چاقو فروشی هست. انواع و اقسام چاقو و قمه رو دارن می فروشن. کجا با اينا برخورد کردن؟…

ـ خوب شد اين چاقو رو گفتين. چند تا عکس روی سايت ها هست از لباس شخصی ها و بسيجی ها که در تظاهرات چاقو دست شونه؛ با اسم و رسم. ديدين اونا رو؟

ديدم. اولا اينو خدمت شما عرض بکنم که امام گفتن هر وقت ديدين راديوهای بيگانه، ماهواره های بيگانه دارن عليه شما سمپاشی می کنن بدونين کارتون درست بوده. اما اگر ازتون تعريف کردن بدونين بابا مشکل دارين…

ـ ببينين اين عکسا چاپ شده، اينها در حال زدن مردم هستن و چاقو دست شونه…

خب از کجا معلوم بسيجيه؟ روش نوشته بسيجی؟ هر کی ريش ميذاره، يقه شم تا اين بالا می بنده بسيجيه؟ خواهرمن! الان که ديگه هزارتا کلک توی اينترنت و توی کامپيوتر ميشه زد. ديشب يک فيلم نشون داد، فيلم فداکار، زنه لخت لخت بود با کامپيوتر لباس تنش کرده بودن. اصلا مشخص بود لخت بود.

ـ خب بله ديگه مشخص ميشه

نه؛ ولی لباس تنش کرده بودن.

ـ خب سيستم امنيتی جمهوری اسلامی که قوی است. عکس اينام که هست، می تونستن بگيرنشون. نه؟

مگه ثابت شده؟ مگه گفتن؟ مگه گرفتن؟

ـ همينو ميگم ديگه. عکسا نشون ميده لباس شخصی و بسيجی ان. حالا اگر طرف رو بگيرن و دادگاه علنی بذارن با سند و مدرک بگن بسيجی نيست روشن ميشه ديگه..

ببين من اصلا چرا غير مستند صحبت کنم. ما خودمون ده نفرو گرفتيم، لباس شخصی تن شون بود، پدرشونم درآورديم اما ديديم آدمای عوضی ان. دستاشونم خالکوبی بود. خب تلويزيون خودمون که داره نشون ميده. هفته ای چند بار پليس قلابی می گيرن. با لباس ميان از مردم اخاذی می کنن. ما بايد بگيم اينا نيروی انتظامی ان؟

ـ آخه اينا در تظاهرات بودن. داشتن مردم رو لت و پار می کردن. قلع و قمع می کردن. شما ميگی قلابی بودن؟

خواهرم تلويزيون خودمون هرروز اينا رو نشون ميده. به صورت کامپيوتری اين چيزارو درست می کنن.

ـ آهان. يعنی اينايی که در تظاهرات لت و پار می کردن چاقو نداشتن. چی داشتن اون وقت؟

شما مگه در خيابون آزادی نبودی…

ـ نه بابا نرفتم، ترسيدم. همه رو می گرفتن لت و پار می کردن.

ما تو آزادی يک مشت اراذل و اوباش رو ديديم، حدود سه چهار هزار نفر بودن. می دونی ما چند نفر بوديم؟

ـ چندنفر؟

خدا گواهه که صدنفر.

ـ همون موتورسوارها بودين؟

ريختن سرمون با شمشير و قمه می خواستن مارو تيکه پاره کنن. ولی بچه ها ريختن ما رو نجات دادن.

ـ بعد شما اونارو لت و پار کردين.

بله؛ توجه کردين؟ ما نزديک هشت نه تا شهيد داديم در راس اش هم شهيد حسين غلام کبيری در شهر ری.

ـ مثلا صانع ژاله؟ اونم بسيجی بوده؟

[سکوت] والا من نمی دونم می گن کارت بسيجی داشته. بوده يا نبوده رو من نمی دونم. من نمی شناسم ايشون رو.
 

 
 

اين زندانيان همگی در اعتصاب غذای تر به سر می برند.يعنی فقط آب می نوشند و از خوردن هرگونه مواد غذايی خودداری می کنند.تاکنون مسوولان زندان از هرگونه توجه به خواسته های زندانيان و رسيدگی پزشکی به آنها خودداری کرده اند.
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانیان سیاسی:
اعتصاب غذای جمعی از زندانيان سياسی زندان رجايی شهر در اعتراض به وضعيت نامناسب خود در اين زندان وارد سومين روز خود شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، تعدادی از زندانيان سياسی اين زندان در اعتراض به شرايط نامناسب رفاهی و بهداشتی اين زندان و همچنين محروم بودن زندانيان سياسی از حقوق اوليه مانند ملاقات حضوری، مرخصی و تلفن از روز يکشنبه ۲۱ فروردين ماه اعتصاب غذای خود را آغاز کردند .

براساس خبرهای رسيده به کلمه، اين زندانيان همگی در اعتصاب غذای تر به سر می برند.يعنی فقط آب می نوشند و از خوردن هرگونه مواد غذايی خودداری می کنند.تاکنون مسوولان زندان از هرگونه توجه به خواسته های زندانيان و رسيدگی پزشکی به آنها خودداری کرده اند.

در بين زندانيانی که در اين زندان دست به اعتصاب غذا زده اند نام منصور اسانلو، رسول بداقی، عيسی سحر خيز، حشمت طبرزدی، مهدی محموديان، کيوان صميمی، رضا رفيعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، مجيد توکلی، بهروز جاويد تهرانی به چشم می خورد .

زندانيان سياسی رجايی شهر پيش از اين در همبستگی با فخرالسادات محتشمی پور و در اعتراض به فشارهای وارده به خانواده های زندانيان سياسی دست به يک اعتصاب غذای يک روزه زده بودند.

اين زندانيان اعلام کرده اند که تا رسيدن به حقوق اوليه خود به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.

در مرخصی های نوروزی امسال نام هيچ يک از زندانيان سياسی زندان رجايی شهر ديده نشد، موضوعی که موجب اعتراض زندانيان اين زندان و خانواده هايشان شده است. آنها می گويند به نظر می رسد زندانيان زندان رجايی شهر به فراموشی سپرده شده اند . همچنين شرايط نگهداری و وضعيت تغذيه اين زندانيان نيز بسيار نامناسب است و آنها از هر گونه وسيله رفاهی در زندان محرومند. اين در حالی است که ملاقات حضوری و مرخصی از حقوق اوليه همه زندانيان است و زندانيان با جرايم سنگين مانند قاچاقچيان مواد مخدر هم از اين حقوق بهره مندند .

در ميان اعتصاب کنندگان زندان رجايی شهر نام زندانيان سياسی قديمی مانند بهروز جاويد تهرانی و منصور اسانلو و حشمت الله طبر زدی به چشم می خورد، همچنين مجيد توکلی، فعال دانشجويی و کيوان صميمی، روزنامه نگار دو زندانی سياسی هستند که سال گذشته در اعتصاب غذای زندانيان سياسی زندان اوين که با نام اعتصاب غذای ۱۵ زندانی سياسی معروف شد شرکت داشتند، اين دو پس از اين اعتصاب غذا به زندان رجايی شهر تبعيد شدند . کيوان صميمی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به شش سال حبس تعزيری محکوم شده است، او يک سال است که ازهيچ مرخصی استفاده نکرده است .مجيد توکلی هم به هشت سال حبس تعزيری محکوم شده است .

منصور اسانلو يکی از اعتصاب کنندگان زندان رجايی شهر به مدت چهار سال است که از مرخصی محروم بوده است. ريس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبسرانی در حالی دست به اعتصاب غذا می زند که به دليل ناراحتی قلبی شرايط جسمی بسيار نامناسبی دارد .او بارها از دادستان تهران برای درمان درخواست مرخصی پزشکی کرده است اما هر بار دادستان تهران با اين خواسته اش مخالفت کرده است . اسانلو از جمله زندانيانی است که انگار همه فشارها را تاب می آورد اما از خواسته های قانونی اش پا عقب نمی گذارد .شايد به همين خاطر بود که بعد از خروج از کشور و با وجود آنکه می دانست دوباره به زندان خواهد رفت به کشور بازگشت .

رسول بداقی، معلم زندانی از ديگر زندانيان اعتصاب کننده زندان رجايی شهر است که به شش سال حبس تعزيری محکوم شده است. او نيز پس از مدتی زندانی بودن در زندان اوين به زندان رجايی شهر تبعيد شد او سه کودک خردسال دارد و تاکنون نيز از هر گونه مرخصی محروم بوده است .

عيسی سحرخيز ،روزنامه نگار زندانی هم در اعتصاب غذای زندانيان اين زندان شرکت دارد، اين روزنامه نگار هم به شدت بيمار است و بارها در خواست مرخصی درمانی داده است با اين همه او نيز به همراه ديگر زندانيان اين زندان در اعتراض به شرايط نامناسب اين زندان دست به اعتصاب غذا زده است .اين زندانی که از زندانيان حوادث پس از انتخابات محسوب می شود تاکنون از هيچ مرخصی استفاده نکرده است.

مهدی محموديان و رضا رفيعی فروشانی دو روزنامه نگار زندانی ديگر هستند که در اين اعتصاب غذا ديگران را همراهی می کنند . محموديان از ۲۵ شهريور‌ماه سال گذشته بدون مرخصی در زندان به سر می برد. او به پنج سال حبس تعزيزی محکوم شده است .

رضا رفيعی فروشانی هم در تاريخ ششم تير ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوين منتقل شد. وی که در دادگاه‌ های نمايشی بازداشت‌ شدگان پس از انتخابات شرکت داده شده بود، در دادگاه بدوی به هفت سال زندان محکوم شد که اين حکم در دادگاه تجديد نظر به سه سال ونيم زندان کاهش پيدا کرد.

حشمت الله طبر زدی ، ۵٣ ساله، روزنامه نگار و دبيرکل جبهه دمکراتيک ايران،هم در اين اعتصاب غذا شرکت کرده است او با اينکه پيش از اين ده سال را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده بود بيش از يک سال و نيم که دوباره زندانی شده است و اين بار هم به هشت سال زندان محکوم شده است .

بهروز جاويد تهرانی ، جعفر اقدمی، علی عجمی سه زندانی سياسی ديگر هستند که برای چندمين بار در زندان دست به اعتصاب غذا می زنند جاويد تهرانی که سالهاست در زندان رجايی شهر است برای چندمين باردر اعتراض به شرايط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا می زند. بهروز جاويد تهرانی در سال ۱۳۷۸ برای اولين بار بازداشت و به هشت سال حبس محکوم شد. او پس از تحمل چهار سال حبس با آزادی مشروط از زندان بيرون آمد. وی در ۲ خردادماه سال ۱۳۸۷ بار ديگر بازداشت شد و تاکنون بدون مرخصی در زندان به سر می برد شرايط روحی و جسمی اين زندانی سياسی نامناسب گزارش می شود .
 

 
 

هرسکوتی که نشان ترس نيست . قلمی که از نوشتن حق بازماند شکسته باد اما گفتن و نوشتن و در بوق و کرنا کردن آنچه در دو سال گذشته برمن گذشت تحقيرم می کند و هرچقدر هم خبرساز باشد افتخاری ندارد که در واقع شرمنده همه آنهايی هستم که مصيبت های بسيار کشيده اند و هزينه های بسيار داده اند .

خبرنگاران سبز/جامعه/فرهنگ و هنر:
چندی قبل دکتر مهدی خزعلی در وب سايت خود طی يادداشتی از شجاعت هيلا صديقی و همراهی وی به عنوان زبان جامعه، تقدير و تشکر کرد و از او خواست با وجود خطرات بسيار، مهر سکوت خود را خود باز کند چرا که راز اين مزرعه رامن و تو و امثال ما بايد فاش کنيم. طی اين مدت رسانه های فارسی زبان در شبکه های برون مرزی شبکه های تلوزیونی برون مرزی با ايجاد شايعه از دستگيری هيلا صديقی دختر سبر ايران خبر داده بودند و هر روز يک صفحه جديد در بزرگترين شبکه اجتماعی جهان (فيسبوک) با نام هيلا صديقی ايجاد می‌شود که متاسفانه اخباری به دورغ نیز در خلال آن‌ها منتشر می‌شود.

به همين دليل هيلا صديقی پس از اينکه بنا بر مصالحی تصميم به سخن نداشت، تصميم گرفت برای ملتهب نشدن فضای جامعه توضيحاتی در مورد اين اتفاقات و يادداشت دکتر خزعلی بدهد. هيلا طی يادداشت خود آورده است:

به قلم آنچه خدا داد به نامش سوگند         و به انديشه که هرگز ننشيند دربند



جناب آقای دکتر مهدی خزعلی

راز اين مزرعه سکوت همان مردمی ست که رشد و بلوغ سياسی خود را در ۲۵ خرداد ۸۸ برای دنيا به نمايش گذاشتند. راز اين مزرعه همان سکوتی ست که پيام آور فرهنگ صلح و اتحاد نسلی بود که خشونت ، جنگ طلبی و افراط را راهکار رسيدن به اهدافش نمی دانست. نسلی که بر خلاف برخی از حاکمان از تاريخ درس عبرت گرفته است و راه خطا را دوباره تجربه نمی کند. اين نسل پيش از آنکه سکوتش را بشکند و مشت هايش را بالا ببرد و هرکس ساز خود را بزند ، می انديشد ، می بيند و می شناسد.

راز اين مزرعه تجربه های تاريخی سرزمينی ست که امروز، ما را به اينجا کشانيده است .

سالهای نوجوانی ام به اين می انديشيدم که جدای تمام صعودها و سقوط های فرهنگی در طول دوران مختلف ، سرزمينی با چنين تاريخ کهن و باستانی که شکوه ،‌ قدرت و تمدن ، ره آورد بسياری از قرن های آن بوده ، پهنه ای که در آن اقوام و قبيله های مختلف ، عشيره و باديه نشين و کشاورز همه در همسايگی هم آشيانه می کردند و در يک کلام ، همزيستی فرهنگ مشترک مردمان آن بوده است ، کجای تاريخ پايش سر خورد که باور به همزيستی را از کف داد ؟‌ کجای راه بوديم که مسالمت ها ، حرمت ها و ريش سفيدی ها از قصه زندگی ما حذف شد ؟‌ که ميراث شوم نسل ما بدبينی شد و کينه و دشمنی ، که منش ما شد خط کشی و سرکشی؟ کجای روزگار شکافی به اين عمق ميان نسل های گذشته افتاد که ما را هم به دسته بندی و مقابله ترغيب کرد ؟‌ که اگر سهم دين از جهاد ، سهم فرهنگ از اتحاد و سهم علم از زندگی اجتماعی هنوز به جای خود مانده باشد ، کدام قدرت بر همه اينها غالب شد که ما را در مقابل هم به صف کشيد ؟

تاريخ را که ورق زدم به انقلاب ۵۷ رسيدم . جايی که گروه ها و احزاب مختلف دست به دست هم دادند و زنجيری از اتحاد بافتند تا انقلابی بر پا کنند و همراه شدند تا روز پيروزی ... فردای پيروزی اما دسته ها و گروه ها از هم جدا شدند و خط کشی ها آغاز شد . رقابت جای اتحاد را گرفت و تعصب و تنگ نظری به خانواده ها رخنه کرد .برادر به جان برادر افتاد و همسايه با همسايه دشمن شد . تعصب بر ايدئولو‍ژی های مختلف جای سياست ورزی و وطن پرستی را گرفت و مردم را در مقابل هم صف آرايی کرد .آنچه در آن روزهای بحرانی بعد از انقلاب ، بر مردم گذشت نتيجه اش بی اعتمادی و بدبينی شد که هزينه هايش گريبان نسل ما را گرفت

ما فرزندان همان نسلی هستيم که باور دارد من حقم و مخالف من باطل ... خودی و غير خودی ، هم جنس و غير همجنس ، هم خط و مخالف شد سرفصل ارتباطات اجتماعی ما از همان کودکی ، از مدرسه تا دانشگاه ، تا محله تا شهر ...


آقای دکتر خزعلی

اگر ما شنيده ابم و خوانده ايم ، شما اما به چشم خود ديده ايد برادرانی را که تعصبات بر ابدئولوژی های حزب مطبوعشان را برهمه چيز ارجعيت دادند و با هم مقابله کردند و به جان هم افتادند و برادرکشی کردند . حالا فرزندان همان برادرها بزرگ شده اند و با ميراثی از جنس کينه و بدبينی و با سرگذشتی مملو از هزينه های سنگين و غير قابل جبران در کنار هم زندگی می کنند و می خواهند رسم خونخواهی پدران را ريشه کن کنند .

شايد به همين خاطر بود که هيچ گاه آرزوی براندازی و انقلاب در سر نداشتيم . چرا که اصل براندازی ايده آل ما نبود . چرا که نمی خواستيم اين چينی بند زده را دوباره بشکنيم و ميراثی از جنس پدران و مادرانمان برای فرزندانمان به جا بگذاريم . دوباره خط کشی دوباره صف آرايی دوباره قدرت طلبی ، دشمنی ، جنگ ... دوباره و دوباره رفتن اين راه آرزوی ما نبود . ما فرهنگ سازی و اصلاحات را ( اصلاحات به معنای واقعی کلمه نه به معنای حزبی و قشری نگری ) انتخاب کرديم تا راهی آرام و سازنده را برای آبادی ايران طی کنيم . مبادا شکاف دوباره ، اينبار ايرانمان را ايرانستان کند و تماميت ارضيمان را تهديد ...

مايی که امروز متهم می شويم ، محکوم می شويم ، باتوم می خوريم ، زندان می رويم و فتنه گر ناميده می شويم همان هايی هستيم که افتخار يک انتخابات چهل ميليونی را دودستی تقديم حکومت کرده ايم . همان هايی هستيم که بهترين سالهای جوانی و نوجوانيمان را فدای ناملايمتی ها و پستی و بلندی های سخت ترين روزهای اين برهه از تاريخ سرزمينمان کرده ايم تا فردايی آباد را برای سرزمينمان به ارمغان آوريم و شکوه و عظمت باستانی اين مرز و بوم را دوباره به مام وطن تقديم کنيم . گرچه سالها به جرم اصلاح طلبی هم از سوی حاکميت و هم از سوی مخالفان حکومت طرد شديم اما از پا ننشستيم ...

از پا ننشستيم تا شعار «زنده باد مخالف من » بخش بزرگی از نسل ما را بيدار کرد و ريشه محکمی شد برای رشد فرهنگ صلح و آشتی و روح تازه ای بخشيد به کالبد مرده ما ... و زنجيره تازه ای شد برای پيوند ما که سياست را برای زندگی می خواستيم نه زندگی را برای سياست...

ما ياد گرفتيم اگرچه تفاوت ميان وطن پرستی و حزبی نگری بسيار است اما منافع مشترک جمعی می تواند دو سر اين زنجيره را چنان به هم وصل کند که اتحاد و آشتی مردم را در مسير آبادی ايران به ارمغان آورد . درست مانند انتخابات خرداد ۸۸ که منافع مشترک ، حتی شناسنامه های سفيد را هم تا پای صندوق های رأی کشانيد و ربان سبز سنبلی شد برای دست به دست دادن اقشار مختلفی که شايد تا پيش ازآن در صف يکديگر قرار نمی گرفتند . سبز، يک ايدوئولوژی نبود و پيامی جز آشتی و اتحاد نداشت . سبز، بهاری بود که در زمستان بی اعتمادی روييد و بسياری از خط کشی ها و شکاف ها را از ميان مردم برداشت . سبز بلوغ مردمی بود که به جای نشان دادن دندان تيز به هم لبخند زدند و حضور يکديگر را باور کردند ...

آنچه بعد از انتخابات ۸۸ مردم را به خيابان کشانيد و رنگ خون برزمين جاری کرد نه برنامه از پيش تعيين شده سبزها که واکنشی بود در برابر بازی بد حريف که تا اينجا رسيد.

مگر نه اينکه همان هايی که با حکم تفتيش منزل به سراغ شاعری می روند که جرمی جز نوشتن حقايقی که بر سرزمينش گذشت ندارد و روزها و هفته های متوالی بازجويی اش می کنند از سوی ديگر از خبرنگاری که به دستور مستقيم رئيس جمهور يک کشور از آنجا اخراج می شود قهرمان ميسازند و رجز می خوانند که در غرب آزادی ببان نيست ؟ بگذاريد نشان دهيم که ما بر خلاف آنها به اين شيوه و با اين فرهنگ رشد نمی کنيم . اگرچه در دنيای امروز ، تبليغ ، مثبت و منفی ندارد ، اما برای ما تحريم شدن ، هو شدن ، مورد حمله و اعتراض بيانيه ها و جنبش های مختلف قرار گرفتن و غيره و غيره وسيله ای برای کسب شهرت و خودنمايی نيست .

جناب آقای دکتر خزعلی

هر سکوتی که نشان ترس نيست . قلمی که از نوشتن حق بازماند شکسته باد اما گفتن و نوشتن و در بوق و کرنا کردن آنچه در دو سال گذشته برمن گذشت تحقيرم می کند و هرچقدر هم خبرساز باشد افتخاری ندارد که در واقع شرمنده همه آنهايی هستم که مصيبت های بسيار کشيده اند و هزينه های بسيار داده اند . حالا که هوای دودآلود اين شهر را تنفس ميکنم و هر روز صبح سر از روی بالش خود برميدارم و در چشمان خانواده ام می نگرم و حالا که چه من با شم و چه نباشم شعرهايم هستند و به گوش مردم ميرسند ديگر حرفی برای گفتن ندارم در برابر آنهايی که برای هميشه رفتند و يا ماهها در حبس مانده اند و بسياری هنوز هم گمنامند... بر من هرچه گذشت باشد به پای تمام آرمان ها و باورهايم که همانا داشتن سرزمينی ست که در آن آشتی و صلح و زندگی مسالمت آميز باشد و دموکراسی و عدالت . آزادی حق ماست و آبادی شايسته ميهن .

و در آخر به قول حافظ:

همتم بدرقه راه کن ای طاير قدس

که درازست ره مقصد و من نوسفرم

هيلا صديقی

فروردين نود

 
 

زندانيان زن مجبورند تمام ساعات روز وشب را بدون کوچکترين امکانات رفاهی، تفريحی و بهداشتی در اين سلول در بسته بگذرانند
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانیان سیاسی:
وضعيت نگهداری زندانيان زن در نظامی که نام اسلامی را با خود يدک ميکشد، به شدت وخيم گزارش شده است. نگهداری دز زندان های کوچک و تنگ، تاريک و سرد و طولانی مدت در يکی از قرنطينه های زندان اوين به نام متادون بطوريکه گذران دقايق برای آنان بسيار ملالت آور است.نمی دانند در تهيگی زمان بمانند و يا در ابديت انتها بروند. ايستاده در زندان هايی که بيش از بيست زندانی زن را در يک فضای سی متری در خود جای داده است، به انتظار آزادی و رهايی از زجرگاه اوين نشسته اند.

به گزارش کلمه، در آبان ماه سال گذشته زندانيان سياسی زن از بند معروف به بند نسوان به سالن دربسته‌ای به نام " بند متادون" منتقل شدند، اين سالن دربسته در بخشی از بند نسوان قرار گرفته و به صورت يک سلول جمعی است و زندانی را از آزادی عمل در محدوده کوچک زندان نيز محروم می‌کند.

در بندهای عادی زندان اوين ، زندانيان از حق رفت و آمد در راهرو و هواخوری برخوردارند، اما در اين بخش اين حق نيز از زندانيان سلب شده و زندانی ناچار است تمام ساعات خود را در همان سالن دربسته بگذراند.

زندانيان زن مجبورند تمام ساعات روز وشب را بدون کوچکترين امکانات رفاهی، تفريحی و بهداشتی در اين سلول در بسته بگذرانند.آنها حق استفاده از سالن ورزشی و حتی کتابخانه بند زنان را نيز ندارند و تنها يک ساعت در روز قادرند از هواخوری استفاده کنند .اين شرايط موجب بيماری برخی از اين زندانيان شده است چرا که آنها بدون تحرک مجبورند ساعتها در يک نقطه باقی بمانند و نمی دانند چگونه ساعات خود را بگذرانند .

اين بند قرنطينه هرچند ديگر بند متادون نام ندارد اما همچنان برای گذراندن دوران حبس به ويژه حبس های طولانی مناسب نيست. زندانيان زن از کمترين امکانات برای پخت و پزو زندگی برخوردارند در حالی که در ديگر بندهای عمومی زندان اوين بيشتر زندانيان از امکانات کافی در اين زمينه برخوردارند .اين بند همچنين فقط يک حمام و دستشويی دارد .

زندانيان اين بند نيز همچون زندانيان بند ۳۵۰ زندان اوين که زندانيان سياسی مرد را در خود جای داده است از حق تماس تلفنی محروم اند و تنها روزهای سه شنبه به مدت ۲۰ دقيقه می توانند با خانواده شان ملاقات کابينی داشته باشند، ملاقاتهای حضوری اين زندانيان نيز با تشخيص دادستان تهران انجام می پذيرد و بيشتر اين زندانيان از اين حق محرومند .

زندانيان عادی زن که در بند نسوان به سر می برند از امکانات بهتری برخوردارند آنها می توانند از کلاس‌های فرهنگی، کتابخانه و همچنين هواخوری در تمام طول روز استفاده کنند.

در اين شرايط دشوار بيشتر زندانيان سياسی اين بند از حق مرخصی نوروزی نيز محروم ماندند و نوروز امسال را نيز در زندان و در اين بند آغاز کردند .هم اکنون در بند متادون بيش از بيست زندانی سياسی زن از جمله بهاره هدايت، عاطفه نبوی، پروين جوادزاده ، مهديه گلرو، ليلا توسلی، هاله سحابی و … نگه‌داری می‌شوند.

 
 

دبير شورای نگهبان گفته است اصلا‌ح‌طلبان باتوجه به رويدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری ۱۳۸۸ بخت چندانی برای حضور در مجلس ندارند و رقابت در ماه‌های آينده ميان گروه‌های اصولگرا بخواهد بود
خبرنگاران سبز/جامعه/از دیگر رسانه ها:
خبرگزاری مهر گزارش داده است سرانجام طی جلسه ای مشترک بين دو نهاد اصلی برگزار کننده انتخابات يعنی وزارت کشور و شورای نگهبان  توافق شده است که تاريخ انتخابات مجلس نهم در روز جمعه ۱۲ اسفند ماه سال ۱۳۹۰ برگزار شود.

اين توافق در شرايطی انجام می شود که اکثريت مطلق مردم با اعتراضات مداوم خود پس از انتصاب احمدی نژاد که خواسته اصلی اقتدارگرايان بود، تکليف خود را برای تحريم هر گونه انتخاباتی که تحت نظارت نهادی بی طرف برگزار نشود، اعلام کرده اند. همچنين چنين توافقی در شرايطی که هيچ حزب منتقد و مخالف نظام حق اظهار نظر ندارد، نشان از اين می دهد که با تعليق فعاليت احزاب مطرح کشور، حکومت به خواسته خود یعنی تک صدایی رسيده است چرا که دبيرشورای نگهبان گفته است اصلا‌ح‌طلبان باتوجه به رويدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری ۱۳۸۸ بخت چندانی برای حضور در مجلس ندارند و رقابت در ماه‌های آينده ميان گروه‌های اصولگرا خواهد بود. پيشتر نيز از زبان احمد جنتی دبير شورای نگهبان که متهم اصلی دخالت در نتايج آرای انتخابات رياست جمهوری در سال ۸۸ است، در جواب محمد خاتمی که حضور اصلاح طلبان را تنها مشروط به انتخابات آزاد و رقابتی اعلام کرده بود، شنيده شده بود که «اصلا نيازی به حضور اين عده در انتخابات نيست و آنها خواب‌های بی تعبيری را ديده‌اند. در حاليکه مردم و مسئولان آنها را به هيچ وجه قبول ندارند.»

شايد بتوان حدس زد که از دورن خود اصولگرايان نيز افرادی باشند که در غربال شورای نگهبان برای نام نويسی کانديداتوری مجلس بعدی، دچار مشکل شوند بطور مثال علی مطهری و محمد رضا باهنر و با کمی تخفيف احمد توکلی افرادی هستند که بعد از انتخابات بعضن اظهار نظراتی کردند به مذاق افراطيونی که خود را قيم کشور می دانند خوش نيامد. اين سه در مدت حضور احمدی نژاد در قدرت، انتقادهای تند و تيزی ازوی و رئيس دفترش اسفنديار رحيم‌ مشايی داشته‌اند.

از جمله گروه های افراطی می توان سپاه پاسداران را نام برد که با دخالت علنی در اقتصاد و سياست، يکی از عوامل ناآرامی و متشنج بودن کشور از بعد از کودتای انتخاباتی بوده است . سالار آبنوش، فرمانده سپاه صاحب الامر استان قزوين در ارتباط با دوره بعدی مجلس شورای اسلامی طراحتن گفته است: «اگر نتيجه انتخابات مجلس نتيجه‌ای نباشد که در راستای ارزش‌های ما باشد سال ۹۱ سالی بسيار خطرناک و حتی خونين است به طوريکه صاحب‌نظرانی که قدرت تحليل دارند و تاکنون مسائل را به درستی پيش‌بينی کردند، بيان داشتند که اگر مجلس بعد مجلس سالمی نباشد سال ۹۱ فتنه، خونين است زيرا با هم می‌جنگيم و جريان انحراف سردرمی‌آورد.

همچنين روزنامه جوان ارگان نيمه رسمی سپاه پاسدارن با پيشگويی که تنها مختص گروه اقتدارگرايان است، درباره انتخابات مجلس نهم می نويسد : به زودی بايد «شاهد برخی تغييرات با دامنه‌ای از کشمکش‌های ساختگی در بدنه تحت مديريت اين جريان انحرافی بود،جريانی که تلاش دارد با گردآوردن ليست‌های به ظاهر متفاوت و يکپارچه ساختن آنها در هنگام ورود به مجلس ترکيب نهايی مجلس نهم را از آن خود کند.» اين پيشگويی هم مربوط به جنبش سبز می شود و هم مربوط به جريان وابسته به رحيم مشايی چرا که رحيم مشايی در مهرماه سال گذشته گفته بود بايد به گونه‌ای عمل کرد که آرای کسانی که به ميرحسين موسوی رای داده بودند، جذب شود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر