۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 04/07/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ضرب المثلی هست که می گوید: «خودکامه ها تنها تا لحظه سقوط قدرتمند به نظر می آیند.» و این گفته را دو مرد قدرتمند عرب با برکناریشان به خوبی به نمایش گذاشتند: رییس جمهور تونس، زین العابدین بن علی و رییس جمهور مصر، حسنی مبارک که به ترتیب با 28 و 18 روز تظاهرات مردم سرنگون شدند. مردم ایران به این پیروزی ها با ملغمه ای از امید، رشک و دلسردی می نگرند، ولی اقدامات اخیر جامعه بین الملل - دست کم تصویب قطعنامه 1973 شورای امنیت در برابر لیبی و گزینش گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای ایران- باید تقویت روحیه ای باشد برای ایرانی ها.

همان گونه که در تونس، خودسوزی محمد بوعزيزي، جوان ناامید سبزی فروش ماشه تظاهرات را چکاند و مردم به خیابان ها ریختند، تقلب انتخاباتی در ژوئن 2010 (منظور نویسنده، انتخابات سال 2009 است-م) و پس از آن بازگشتن محمود احمدی نژاد به مسند ریاست جمهوری، بند سکوت مردم را شکست و آن ها را به خیابان ها کشاند. در نهایت ایرانی ها در برابر 30 سال رهبری ستمگرانه آیت اله ها آبدیده شدند در برابر آن ها موضع خود را بیان کردند.

سرکوب وحشیانه تظاهرات آرام مردم به وسیله جمهوری اسلامی، دست به دستِ انفعال راهبردی و اخلاقی غرب داد و امید مردم رنگ باخت و برای آنان راهی نماند به جز ترک خیابان ها و بازگشت به بدبختی موجودشان. بر اساس گزارش خانه حقوق بشر ایران، در خلال دو سال گذشته حکومت بیش از 1250 نفر را به خاطر بیان دیدگاه سیاسی و هنگام تظاهرات دستگیر کرده است. اما با فراگیر شدن شورش های مردمی در سراسر خاورمیانه، مردم ایران پس از یک دوره سکوت از تابستان 2009، برای شرکت در تظاهراتی بزرگ نیروی دوباره ای یافتند؛ هرچند که این حضور به اندازه و بزرگی شرکت مردم در دیگر تظاهرات منطقه نبود.

مردم ایران از انقلاب مصر و تونس الهام گرفتند و تظاهرات کنندگان با خطاب قرار دادن رهبر ایران، سیدعلی خامنه ای یکصدا خواندند: «مبارک، بن علی، سال جدید سید علی!!» انقلاب در تونس و مصر، چون بحران لیبی و دیگر کشورهای عرب به ایران اجازه داد که بر آگاهی مردم سرپوش بگذارد و رژیم توانست از تنگناهای موشکافانه بگریزد.

هرچند پیروزی های تونس و مصر باید به یاد حکومت ایران بیاورد که مخالفت پرسوز و گداز نظام با خواسته های مردمی چندان دیری نمی پاید. به گفته وزیر امور خارجه بریتانیا ویلیام هیگ، «دولت هایی که برای جلوگیری از توسعه مردم سالاری دست به خشونت می زنند نمی توانند برای خود تا ابد زمان بخرند و در نهایت جایگاه خود را در سوی اشتباه تاریخ می یابند.»

ولی ماجراهای سال گذشته ایران و خیزش امسال عرب، یک بار و برای همیشه بر گفته کسانی که باور دارند مردم سالاری تنها در غرب قابل اجراست خط بطلان می کشد. خیزش های امروز به ناگهان از هیچ پدید نیامده و نتیجهء تغییر ناگهانی جوهره مردم نیست. مردم این کشورها باور مردم سالاری را در خود پرورانده و برای آن آماده شده اند و این روند زمان برده است. نسبت دادن ارزش های آزادی به غرب و دریغ داشتن آن از شرق بر پایه همین باور، بدترین نمود سیاست شرق زده (اورینتالیسم) است.

از دلِ ناتوانیِ جامعه بین الملل در پیشگیری و حتا پایان دادن به نسل کشی در رواندا و بوسنی نظریه «مسئولیتِ پاسداری» برگرفته شده که تاییدی بر این باور است که «حاکمیت امتیاز نیست، مسئولیت است.» این اصل، هنگام دست داشتنِ حاکمیت در نسل کشی، جنایت جنگی، جنایت در برابر بشریت و یا پاکسازی قومی، دخالت جامعه بین الملل را مجاز می شمرد.

اوایل این ماه، قطعنامه 1973 بر اساس اصل مسئولیت پاسداری و حفاظت مورد تصویب قرار گرفت. بر این اساس جامعه بین الملل این امکان را دارد که برای پشتیبانی از مردم غیر نظامی در برابر یورش نیروهای رهبر لیبی معمر القذافی، تمام تدابیر لازم را به کار برَد. جامعه بین الملل با خودداری از دخالت، راه سرایت خیزش عرب را به کشورهای دیگر می بندد. قطع نامه 1973 هشداری است به تمامی خودکامگان که در صورت دست زدن به خشونت دخالت بین الملل را دور از انتظار نبینند.

همین ماجرا می تواند به ایرانیان در جستجویِ طعم آزادی، انگیزه دهد. به همین ترتیب انتخاب گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل می تواند مایه دلگرمی مردم ایران باشد. این شورا سرکوبیِ چهره های مخالف و بهره جویی از شمارِ رو به رشدِ مجازات اعدام را نگران کننده دانسته است. با توجه به تاثیر کمرنگ تصمیم های سازمان ملل که ذاتی است، برخی شاید بگویند که به این گام نمی توان اعتبار زیادی بخشید (و از آن هوده آنچنانی انتظار داشت.) هرچند، برای شهروندان ایران که با سرکوب روزافزون روبرویند، انتخاب گزارشگر ویژه حقوق بشر به مفهوم پیامی قدرتمند از جنس پشتیبانی است و نباید کم ارزش انگاشته شود.

رییس جمهور ایالات متحده، باراک اوباما بی اشتیاقی خاصی برای دخالت در امور دیگر کشورها از خود نشان داده است. برای نمونه، خودداری دراز مدت وی از دخالت در لیبی تا اندازه ای از این ترس ناشی می شود که مبادا درگیری ایالات متحده در این کشورها، ذات و طبیعت خیزش اعراب آلوده سازد. ولی همان گونه که نیال فرگوسن، تاریخ دان(امریکایی) یادآور می شود، «تاکنون کمتر انقلابی، خوب یا بد، بی کمک خارجی پیروز شده است.» با توجه به نیازی که به اقدامات قدرت های غربی (برای پیروزی مردم) وجود دارد و این واقعیت که با دخالت یا خودداری این دولت ها از دخالت به هر روی قرار است سرزنش شوند، پس بهتر است دست کم این انتقاد شنیدنِ گریز ناپذیر، نتیجه عملی انجام شده باشد (و نه آشِ نخورده و دهن سوخته-م)

با توجه به تفاوت ساختاری ایران با تونس و مصر، بعید است که بهار خیزش اعراب به تابستان پارس راه یابد. با این همه، ما ساکنان غرب باید از دلگرمی معنوی به آرزومندان و تلاشگران آزادی کوتاهی نکنیم.

همچنین باید به یاد داشته باشیم که مردم سالاری، همپیوندِ احترام به حقوق انسانی است و حاکمیت قانون، اصل بایسته شکوفایی. این تنها راه پیدایش امنیت و ثبات در خاورمیانه است.

بیروت- از: کلودیا شوارتز / در: دیلی استار لبنان


 


وقتی ایران آخرهای فوریه اعلام کرد در نیروگاه اتمی بوشهر مشکلات فنی دارد و باید میله های سوختی روسی را دوباره از رآکتورها خارج کند کسی واقعاٌ تعجب نکرد. در گذشته بارها ساخت و بهره برداری نیروگاه به تعویق افتاده بود. گسترۀ گمانه زنی دربارۀ نقص های جدید، ویروس کامپیوتری «استاکس نت» و خرابکاری عمدی به دست مهندسان روسی را در بر می گرفت که دیگر حرف ایران را باور نمی کنند که برنامۀ اتمی این کشور فقط ماهیت غیرنظامی دارد. کارشناس هسته ای دیوید آلبرایت آن موقع به «نیویورک تایمز» گفت این ماجرا پرسش هایی را مطرح می کند که «آیا ایران اصولاٌ قادر به ادارۀ مطمئن نیروگاه اتمی هست یا نه.» سه هفته نگذشت که فاجعۀ اتمی در ژاپن شروع شد.

رهبری ایران برای اولین بار خود را ناگزیر دید در مورد امنیت نیروگاه اتمی بوشهر اظهار نظر کند. ایران همراه با طرف روسی اعلام کرد نیروگاه «تمام مقررات امنیتی و بالاترین استاندارد را» رعایت می کند و خاطر نشان ساخت رآکتورهای ژاپن در مقایسه قدیمی ترند.

اما فن آوری به کار رفته در بوشهر به هیچ رو در سطح قرن ۲۱ نیست. سنگ بنا را آلمانی ها در سال ۱۹۷۵ و در زمان شاه گذاشتند. روس ها بیهوده از سال ۱۹۹۵ کوشیدند آنچه را از آن بعد از جنگ با عراق مانده بود به یک نیروگاه اتمی کارامد تبدیل کنند. به علاوه در منطقۀ بوشهر در خلیج فارس صفحه های قاره ای آسیا و اروپا به هم می خورند و منظماٌ زلزله های سنگین به وجود می آورند.

انرژی اتمی بعنوان برنامۀ حیثیتی ملی

رئیس جمهور محمود احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری خود مؤفق شده نیروی اتمی را حق طبیعی ملت ایران جلوه دهد که غرب خودبین با آن مخالف است. در این برداشتِ میهن پرستانه جایی برای تأملات امنیتی نبوده است. رهبری ایران با وجود مخالفت مردم با سیاست داخلی اش پیوسته توانسته از مؤافقت گسترده ای برای برنامۀ اتمی برخوردار باشد. مخالفان نیز هیچگاه این برنامه را زیر سئوال نبردند. نگرانی های غرب به احتمالِ تولید مخفیانۀ سلاح اتمی محدود ماند. اینکه براثر اتفاقی ممکن است به مردم در ایران آسیب وارد شود به فکر کسی نرسید.

روحانی مخالف حسن یوسفی اشکوری در مصاحبه با «رادیو آزاد اروپا» از هموطنانش می خواهد با توجه به رخدادهای فاجعه بار در ژاپن به بررسی انتقادی برنامۀ اتمی کشورِ خود بپردازند. به باور او مردم ایران بی گمان از نظر شعوری این توانایی را دارند اما آنچه کم دارند مطبوعات آزاد یا دیگر انجمن های عام (فروم) است تا به بحث در این مورد حساس بپردازند. از این رو اشکوری به ایرانی هایی که چون او در خارج زندگی می کنند توصیه می کند بحث را آغاز و آن را به میان مردم ایران ببرند. به باور او ایرانی ها در کشور به خوبی با هم ارتباط دارند و بسیاری از طریق رسانه های خارجی کسب اطلاع می کنند. بدین ترتیب به نظر اشکوری آرام آرام می تواند فشار بردولت افزایش یابد.

انرژی هسته ای وجهۀ خود را از دست می دهد

بعد از فاجعۀ اتمی در ژاپن انرژی هسته ای با آشفتگی روبروست. اینکه نیروگاه اتمی بوشهر یک فاجعۀ اقتصادی است از قبل مشخص بود. حتی اگر روزی قرار باشد به شبکه بپیوندد احتمالاٌ هیچگاه مبالغ هنگفتی را که از شروع کار در سال ۱۹۹۵ بلعیده است برنخواهد گرداند. در صورت کار با ظرفیت کامل تقریباٌ دو درصد نیاز فعلی ایران را به برق می پوشاند. اما احتمالاً برای رهبری ایران مهمتر از این نقص ها تهدید به از دست دادن وجهه است.

جمع کشورهایی که نیروگاه اتمی دارند ۶۰ سال بعد از ساخت اولین رآکتورهای مصرفی هم هنوز محدود است. اما فاجعۀ ژاپن درخشش این فن آوری را گرفته است. کشورهای پیشرفتۀ فنی ناگهان از انرژی های تجدید پذیر صحبت می کنند که قرار است جای انرژی هسته ای را بگیرد. تنها به اصطلاح مزیت برنامۀ اتمی ایران، یعنی وجهۀ آن، بدین ترتیب منتفی می شود. فاجعه کامل است: گران و ناکارامد و خطرناک و بدون وجهه. نتیجۀ یک طرح از این نابود کننده تر نمی تواند باشد.

* از: امید مریوانی / در: تِوانتیش مینوتن آنلاین

عکس از: AP


 


حتی با بی طرفانه ترین معیارها، سخنرانی پرزیدنت اوباما در مورد لیبی می تواند به عنوان یک موفقیت در نظر گرفته شود. بعد از هفته ها سکوت نسبی، سخنرانی پرزیدنت - که در روز ۲۸ مارس در مقابل دانشگاه دفاع ملی صورت گرفت و تا قبل از این تاریخ چنین چیزی ندیده بودیم- دفاعی شجاعانه از تصمیم آمریکا برای مداخله موثر در لیبی بود.

آنقدر شجاعانه که در حقیقت، ابروهای زیادی را در خانه های زیادی بالا انداخت. یک کارشناس سیاست خارجی با تقلید از بیانان پرزیدنت به صورت کنایه آمیزی در توئیتر پرسید: «سوالی جدی.»«چه کسی نئوکان ها را مجبور به معامله کرد تا باراک اوباما را داخل تیم شان کنند؟»

در حقیقت به نظر می رسد که این روزها آقای اوباما با تاکید بر کشف تازه اش مبنی بر مداخله بشردوستانه، عملیات طرفدار دمکراسی و استفاده از زور و قدرت، تا حدود زیادی همانند رئیس جمهور ماقبل خود شده است. ولی با بررسی دقیق تر، این مشابهت ها از بین می رود.

دولت جورج دبلیو بوش، در استراتژی امنیت ملی سال ۲۰۰۳، به صورت جسورانه ای «استراتژی رو به جلو که از آزادی طرفداری می کند» را اعلام کرد- ایده ای که متعاقبا به عنوان اساس و بنیاد تلاش های جاه طلبانه اش برای بازسازی خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفت. اما در عوض، رویکرد فعلی کاخ سفید می تواند درست تر به عنوان حمایت از آزادی برای بعضی ها و نه برای همه توصیف شود.

به عنوان مثال، ایده آقای اوباما در سخنرانی مفصلش درباره لیبی مبنی بر این که «وقتی منافع و ارزش های ما در خطر است، ما وظیفه داریم که اقدام کنیم.» قطعا نیت و احساسش خوب است، اما عمیقا مشکل دار است، بخصوص که سناریوی لیبی منحصر بفرد و بی نظیر نیست- در حقیقت کاملا برعکس است. وحشیگری رژیم معمر قذافی در منطقه ای که پر از دولت های استبدادی و گروه های سرکوبگر است، امری پیش پا افتاده و معمولی است. هنوز واشینگتن تحت قدرت آقای اوباما از طرف شدن با این شرارت ها در دیگر گوشه های خاورمیانه طفره می رود. قطعا وزنی هم در طرفداری از جنبش ها و تحرکات ضد رژیم در بسیاری از دیگر مکان های مشابه نداشته است.

ایران، مورد مناسبی است. هفته اخیر دوباره طغیان مجدد تظاهرات های مردمی در سطح گسترده دیده شده؛ تظاهرات هایی در جمهوری اسلامی که به دنبال انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد با تقلب انتخاباتی در ژوئن سال ۲۰۰۹ فوران کرده بود. آقای اوباما برخلاف گذشته، پاسخ مثبتی به این تحرکات داده است و در حمایت از نیروهای اپوزیسیون ایران موضع گرفته است. پرزیدنت در تازه ترین پیامش به مناسبت جشن سال نوی ایرانی، به مردم ایران که در شرایطی نامعلوم قرار دارند گفت که او از «آزادی تجمعات صلح آمیز؛ قدرت رک صحبت کردن از اندیشه هایتان، و انتخاب رهبران تان» حمایت می کند.

ولی به نظر می رسد که تائید و موافقت دولت اوباما به همین جا ختم می شود. حداقل تا اینجا نشانه های کمی وجود دارد که حمایت آقای اوباما چیزی بیشتر از یک فکر و تصور باشد- یا دولتش آماده بکارگیری منابع واقعی سیاسی، اقتصادی و یا نظامی برای حمایت از جنبش آزادی ایران باشد.

در سوریه، تیم اوباما حتی کمتر از این هم انجام داده است. بعد از گذشت دهه ها از رکود تحمیلی بعثی، معترضان اصلی طرفدار دمکراسی در حال نبرد و کشمکش با رژیم سرکوبگر بشار اسد در دمشق هستند. سرکوبی وحشیانه صورت گرفته و طبق گزارش های منتشر شده از آنجایی که نیروهای دولتی با خشونت با تظاهرات کنندگان در دارا، جاسم، لاتاکیا و دیگر شهرها برخورد کردند، تلفات گسترده ای در بر داشته است. اما مقامات کاخ سفید موضع محترمانه ای نسبت به دمشق گرفته اند و حتی وزیر امور خارجه - هیلاری کلینتون- با اشاره به این که حداقل تعدادی از مقامات دولت ایالات متحده باور دارند که آقای اسد یک «اصلاح طلب» است، از این هم فراتر رفت.

البته، این موضع گیری و اظهارات باید خبری برای آقای اسد بوده باشد. رهبر سوریه بعد از انحلال کابینه اش به عنوان پیشکش کوچکی به مخالفان سیاسی، از تازه ترین سخنرانی عمومی اش در روز چهارشنبه نه برای عرضه و پشنهاد امتیازات بیشتر، بلکه برای توبیخ توطئه های بین المللی و عوامل آشوبگری استفاده کرد که مشغول تخریب و نابودی حکومت وی هستند. این یک شرط بندی مطمئن روی این مساله است که فشارها و خشونت های بیشتری علیه معترضان به دنبال خواهد داشت. در این صورت، دولت اوباما اقدامی در این مورد انجام خواهد داد، هرچند اینطور نیست.

پس اگر دفاع پرزیدنت اوباما از مداخله در لیبی، نادرست به نظر می رسد، شاید به این دلیل است که دولتش روی غضب و عصبانیت خود از تجاوز به حقوق بشر و سرکوب خاورمیانه بسیار گزینش شده کار می کند. اگر این طور نیست، فعالان طرفدار دمکراسی در سوریه و لبنان و نه فقط شورشیان لیبی، باید بتوانند به همین اندازه آنها را تحت تاثیر قرار دهند.

* از: ایان برمان / در: واشنگتن تایمز

ایان برمان، نائب رئیس شورای سیاست خارجی آمریکا است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر