
زندانیان بند سیاسی زندان اوین می توانند در طول سال ۳ دقیقه و آن هم با حضور یک نفر از ماموران حفاظت اطلاعات، تماس تلفنی داشته باشند.
به گزارش کلمه، پس از مدت ها پی گیری زندانیان سیاسی و خانواده های آنها برای برقراری تماس های تلفنی بند ۳۵۰ اوین، محل نگهداری زندانیان سیاسی، “رشته احمدی” معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای اوین طی دستوری به بزرگ نیا رییس این بند اعلام کرده “زندانیان این بند می توانند در طول سال ۳ دقیقه و آن هم با حضور یک نفر از ماموران حفاظت اطلاعات تماس تلفنی داشته باشند” .
این در حالی است که زندانیان غیرسیاسی در سایر بندها در طول شبانه روز دسترسی نامحدود به تلفن دارند.
همچنین زندانیان سیاسی در سایر زندان ها به خصوص در زندان رجایی شهر نیز همانند زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از حق تماس تلفنی محرومند.
تلفن های بند سیاسی ۳۵۰ از ۴ مرداد ماه سال ۸۹ در حالی که روزانه ۴ تا ۵ دقیقه به هر یک از زندانیان سیاسی اختصاص داشت، در پی برخورد توهین آمیز مامور سالن ملاقات با زندانیان که ادامه ی آن تنش، زندان انفرادی و اعتصاب غذای ۱۵ نفر از زندانیان سیاسی را در پی داشت، قطع و تاکنون وصل نشده است.
این تصمیم در امتداد مجازات های غیر قانونی و تشدید فشارها بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنهاست که پس از انتخابات ۲۲ خرداد بازداشت شده اند.
عرب قبادی و آقایاری، دو نفر از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات به دلیل عدم تمدید مرخصی شان پی از دوهفته به زندان اوین بازگشتند.این دو با تودیع وثیقه های سنگین تنها توانستند از دو هفته مرخصی برخوردار شوند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در تاریخ دوم مهرماه سال گذشته وثیقه سه میلیارد تومانی برای مرخصی کوتاه مدت عرب قبادی تعیین شد .از آنجا که خانواده قدرت تامین چنین وثیقه سنگینی را نداشتند وثیقه به یک میلیارد تومان کاهش یافت اما در ۲۲ دی ماه علی رغم تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی برای عرب قبادی، مسئولان با مرخصی وی مخالفت کردند.عرب قبادی در نهایت نوروز امسال در حالی که چند ماه از تودیع وثیقه اش می گذشت موفق شد به مرخصی دو هفته ای بیاید.
امیرعلی آقایاری نیز به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شده بود.وی هم پرونده ای حمزه کرمی از مدیران دانشگاه آزاد و مدیر یک شرکت تبلیغاتی بوده است. در تاریخ ۱۳ مرداد ماه ۱۳۸۹ آقایاری به هفت سال زندان محکوم شد.وی مدتی نیز بلاتکلیف در زندان قزلحصار کرج نگهداری شد.
کلمه :مهدیه گلرو ، فعال دانشجویی محروم از تحصیل، دبیر انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی و نایب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در سال ۱۳۸۵، بعد از برگزاری انتخابات و تلاشهایش در جهت حفظ انجمن اسلامی و همچنین انتقادهایش به دولت محمود احمدینژاد در حالی که تنها دو ماه به فارغ التحصیلیاش از دانشگاه مانده بود، از ادامهی تحصیل محروم شد. مهدیه گلرو در تاریخ ۱۱ آذر ماه۱۳۸۸ همراه همسرش، وحید لعلیپور در منزل شان بازداشت و به زندان اوین و سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
مهدیه و همسرش، وحید لعلی پور مدتی را در این سلولها گذراندند تا اینکه همسر وی با قید وثیقه از زندان آزاد شد . اما مهدیه از آن زمان تاکنون همچنان در زندان اوین نگهداری می شود .مهدیه پیش از این هم یک بار به خاطر پیگیریهایش در مورد محرومیت از تحصیل دانشجویان بازداشت شده بود . او هم اکنون در بند قرنطینه زندانیان سیاسی زن در اوین به همراه تعداد دیگری از زندانیان نگهداری می شود . این دومین نوروز مهدیه است که پشت میله های زندان می گذرد .خبرنگار کلمه درباره آخرین وضعیت مهدیه گلرو با همسرش وحید لعلی پور گفتگویی را انجام داده است
آقای لعلی پور ! از آخرین وضعیت خانم گلرو برایمان بگویید ؟شنیده ایم دوباره ممنوع الملاقات شده اند دلیل این ممنوع الملاقاتی چیست ؟
روز گذشته یعنی سه شنبه، بعداز کلی دوندگی موفق به ملاقات همسرم شدم در حالی که هفته قبلش وقتی برای ملاقات مراجعه کردیم گفتند ممنوع الملاقات است قبل از عید هم که حدود سه ماه ممنوع الملاقات بودند. اما بالاخره دیروز موفق به دیدارش شدم که اولین دیدارمان در سال نو بود .
این ممنوع شدن ملاقات ها به چه علتی است ؟می دانید چرا سه ماه از ملاقات با همسرتان محروم بوده اید؟
راستش نمی دانم اما لابد برای ایجاد فشار بیشتر است، همسرم قبل از نوروز مدتها ممنوع الملاقات بود .هر چند روز ۲۵ اسفند و قبل از شروع تعطیلات ملاقاتی دادند که موفق شدم قبل از عید همسرم را ببینم .
وضعیت روحی و جسمی همسرتان چگونه است؟
شرایط روحی مهدیه خوب است . اما در مورد شرایط جسمی خیلی نتوانستیم صحبت کنیم . بعد از این همه وقت طی زمان کوتاهی که در کنار هم بودیم فرصت پرسیدن جزییات پیش نیامد، اما ظاهرا بد نبود .
گذراندن عید نورز بدون مهدیه برای تان چگونه بود. کمی از حال و هوای تان در این روزها بگویید ؟
سال گذشته بر خلاف امسال چند ساعت پیش از سال تحویل با هم صحبت کردیم و به هم قول دادیم که سال تحویل امسال را در کنار هم خواهیم بود، ولی همیشه همه چیز بر طبق خواست ما پیش نمی رود. حال و هوای من هنگام سال تحویل قابل توصیف نیست و بدتر اینکه با گذشت چندین روز از آغاز سال نو موفق نشدم مهدیه را ببینم و صدایش را بشونم تا دیروز که بالاخره او را دیدم .
خانم گلرو تا به حال به مرخصی نیامده است. چرا مسوولان به مهدیه اجازه استفاده از حق مرخصی را نمی دهند ؟
حدودا دو هفته قبل از شروع سال جدید به دادستانی مراجعه کردم و درخواست مرخصی دادم . در پی پیگیری این درخواست اعلام شد که دادستان روی اسم همسرم جهت مرخصی نوروزی خط کشیده است و دلیلی هم برای این کار اعلام نشده است .
اگر مهدیه در لحظه سال تحویل در کنارتان بود به او چه می گفتید ؟
مطمئنا در لحظه سال تحویل به او می گفتم که دوستش دارم و در مقابل صبر و استقامتش سر تعظیم فرود می آورم.
شنیده ایم که پرونده جدیدی برای همسرتان تشکیل شده است این پرونده برای چه باز شده است ؟
پرونده جدید مهدیه در ارتباط با بیانیه امسال وی و دوستانش به مناسبت شانزده آذر روز دانشجو و درخواست از دانشجویان جهت فراموش نکردن این روز است. البته در این باره هنوز از سوی دادگاه حکمی صادر نشده است.
از مسوولا ن قضایی چه در خواستی دارید ؟
از مسئولان قضایی می خواهم که بی طرفانه و عادلانه و مستقل تصمیم بگیرند.
تلخ ترین خاطره تان در مدت دوری از همسرتان چه بوده است ؟
تمام دوران جدایی من از مهدیه بدترین لحظات زندگیم بوده اما به هر حال روزهای خاصی توی زندگی انسانها هست که بیش از هر زمان دیگری این جدایی درک می شود . مثل روز سال تحویل، روز تولد و سالگرد ازدواج که متاسفانه طی این مدت این لحظات به تلخ ترین لحظات زندگی ام تبدیل شده است.
و چه لحظاتی برای شما از دیگر لحظات شیرین تر بوده اند ؟
شیرین ترین لحظاتم هم لحظه هایی بوده اند که توانسته ام مهدیه را ببینم ، نه به این دلیل که فقط مهدیه را دیده باشم، نه! بیشتر به خاطر اینکه همیشه روحیه ی بالای او من را به وجد می آورد و امید به آینده و زندگی را در من زنده می کند و شیرین ترین این لحظات ۲۵ اسفند بود که توانستم مهدیه را بعد از سه ماه ممنوع الملاقات بودن و پیش از آغاز سال نو با آن روحیه بالا ببینم.
حرفی مانده؟
در آخر آرزو می کنم سال ۹۰ و دهه ۹۰ روزهای خوبی در انتظار مردم ایران باشد.
سفیر سابق ایران در لبنان، معتقد است که وضعیت حاکمیت در سوریه شکننده شده و اعتراضات اخیر در این کشور به قدری جدی و تهدیدکننده بوده که بشار اسد دیگر نمیتواند کشور را به وضع خفقانآمیز و امنیتی سابق بازگرداند.
محمد ایرانى در یادداشتی که در سایت دیپلماسی ایرانی منتشر کرده، در عین حال خاطرنشان میکند که کار برای بشار اسد هنوز تمام نشده و حضور طرفداران جوان او در این کشور، محبوبیت وی در میان عربها به دلیل حمایتش از مقاومت فلسطین، رابطه خوب او با طوایف مختلف و موضع حمایتآمیز آمریکا در قبال وی، از امتیازات اسد برای حفظ موقعیت خود در سوریه است.
این دیپلمات سابق همچنین خاطرنشان میکند که ایران برخلاف تحولات پیشین دنیای عرب، از ناآرامی در سوریه متضضر میشود؛ اما با این حال معتقد است که افزایش نقش مردم در مدیریت سیاسی سوریه، به ثبات حکومت در سوریه و نیز پایداری روابط این کشور با ایران کمک خواهد کرد.
او تاکید میکند که حکومت بشار اسد ناگزیر است به خواستههای مردم پاسخ دهد و به اصلاحات دست بزند، اما میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کند و به جای افتادن در مسیری که تونسو مصر طی کردند و یا به نحو دیگری در لیبی و یمن در حال تکرار است، راه مصاحله میل را طی کند.
متن کامل این تحلیل قابل تامل از وضعیت سیاسی و بینالمللی سوریه و نسبت آن با ایران را در ادامه بخوانید:
تحولات اخیر در سوریه بر خلاف آن چه برخى فکر مىکردند محدود و به صورت ناچیز بوده و قابل کنترل است، به نظر تحولات جدى و تهدید کننده اى علیه حکومت آقاى بشار اسد است. دلیل آن هم فضاى امنیتى چهل و هشت ساله در داخل سوریه است که به هر دلیل شرایط خفقانى بسیار سنگینى را به وجود آورده است و مانع بسیارى از آزادىهاى سیاسى و اجتماعى در این کشور بوده است. این وضعیت باعث شده تا مردم با اولین جرقه وارد صحنه شوند و مطالبات خود را مانند بسیارى از حوزههاى پیرامونى مطرح کردند.
فارغ از اسباب و علل شکل گیرى این تحول در سوریه و آن هم در این مقطع زمانى خاص، که مىتواند ناشى از موج تحولات دیگر کشورهاى عربى باشد و حتى ممکن است برخى طرفهاى عربى همسایه سوریه ضد حکومت فعلى سوریه به این تحولات دامن زده باشند، اما گذشته از این علل و اسباب که اکنون قصد بررسى آن را نداریم، واقعیت امر این است که سوریه الان وارد ماجراى به هم پیوسته خیزش مردمىدر کشورهاى عربى شده است.
البته ناگفته نماند که تاکنون ممکن بود که برخى از تحلیلها در مورد خیزشهاى اخیر و تحولات مربوط به حوزههاى خاورمیانه و شمال افریقا به این سمت و سو باشد که این موج و گردباد موجود دامن تنها کشورهاى عربى نزدیک به غرب یا دوست ایلات متحده امریکا را بگیرد اما امروز با ورود سوریه عدم صحت این تحلیل به اثبات رسیده و باید گفت که تحلیل برتر خواست و اراده مردم براى کسب حقوق فراموش شده است، چه در مصر و تونس باشد و چه در سوریه و لیبی.
در همه این حوزهها شاهد ماهیت استبدادى و برخورد سرکوبگرانه و طولانى مدت این حکومتها هستیم که نوعا با فساد مالى و سیاسى توام شده است و به این جا رسیده که تقریبا خواستههاى تمامى مردم در این حوزهها به هم شباهت دارد.
بعد از اتفاقات جمعه گذشته، شرایط پیچیده و شکننده اى براى حاکمیت در سوریه به وجود آمده است. مضاف بر این که تعداد کشته شدگان هم افزایش پیدا کرده تا جایى که آقاى بشار اسد خود را مجبور به پاسخگویى و سخن گفتن با مردم مىداند.
البته این اتفاقات به این معنا نیست که همه چیز در سوریه تمام شده باشد. وضعیت سوریه در عین حال با دیگر کشورهاى عربى متفاوت است. اولا باید به این نکته اشاره کرد که بشار اسد طرفدارانى را در بین نسل جوان دارد که این طرفداران معتقدند که او یک فرد روشنفکر میانه رو است و توانسته در خلال این یازده سالى که قدرت را در دست داشته است هم ثبات داخلى را حفظ کند و هم نقش منطقه اى سوریه را ارتقا دهد و نقش سوریه را به عنوان یک بازیگر مهم در خاورمیانه حفظ کند. آقاى بشار اسد بحرانهاى زیادى را پشت سر گذاشته است، از جمله ترور رفیق حریرى و توانسته است نوعى بهبود در روابط سوریه با امریکا و فرانسه ایجاد کند. بشار سرمایه گذارىهاى زیادى را به ویژه از حوزه خلیج فارس جذب کرده و اینها باعث شده است که هم چنان طرفدارانى در بین نسل جوان داشته باشد.
نکته بعد این است که نوعى کمک گرفتن از بقیه طوایف هم در چند سال گذشته در دستور کار بشار بوده است. یعنى على رغم این اعتقاد که سلطه علویان بر نظام حاکم بر سوریه سلطه اى فراگیر است، اما باید گفت که آقاى بشار اسد اگر چه در نظام امنیتى سوریه از علویان استفاده کرده است اما همیشه تلاش داشته که توازن طایفه اى را به شکلى حفظ کند. یعنى از اهل سنت و مسیحىها در بخشهاى سیاسى و اقتصادى و بخشى از ارتش استفاده کرده و اینها تا حدودى بحث طایفه گرایى صرف را که در گذشته در مورد حافظ اسد مطرح مىشد، کاهش داده است.
نکته سوم در این مورد این است که مردم سوریه از تجربه عراق و لیبى چندان راضى نیستند و از عراقى شدند سوریه نگران هستند. یعنى فکر مىکنند که اگر کار گره بخورد و درگیرىهاى نظامىدر سوریه آغاز شود، دخالت خارجى قطعا بى ثباتى را در بر خواهد داشت.
نکته دیگرى که در این زمینه مىتوان به آن، به عنوان برگه اى که آقاى بشار اسد در حال حاضر در اختیار دارد اشاره کرد، مواضع دولتهاى خارجى است که هنوز فشار جدى علیه سوریه وارد نکرده اند. یعنى امریکایىها هنوز بشار را اصلاح گرا و میانه رو و منطقى مىدانند که حضور او مىتواند در راستاى ثبات منطقه موثر باشد. معناى آن این است که تغییر نظام در سوریه امریکا را در منطقه به خطر مىاندازد. فرانسوىها هم موضع سوریه را دنبال مىکنند و آن را مهم مىدانند. آنها بیشتر در پى هماهنگى با سوریه هستند. به این دلیل که معتقدند آقاى بشار اسد مىتواند ثبات حوزههاى پیرامونى سوریه مانند لبنان را به خوبى حفظ کند. مواضع دیگر کشورها مانند ترکیه و برخى کشورهاى عربى همچنان در راستاى حمایت از آقاى بشار اسد است.
اما اسرائیلىها نسبت به مسائلى که در سوریه در حال وقوع است تا حدى نگران اند. البته زمانى که درباره اسرائیل صحبت مىکنیم باید به جناح بندىهاى درونى اسرائیل هم توجه داشته باشیم. در داخل اسرائیل دو جریان وجود دارد: تندروها و میانه روها. جریانات تندرو و افرادى مانند لیبرمن ممکن است که از وضعیتى که در سوریه در حال ایجاد است خوشحال باشند، ولى جریانات چپگرا در اسرائیل از این وضعیت نگرانند. به این دلیل که از آینده مبهمىکه بعد از تحولات احتمالى در سوریه ایجاد خواهد شد بیم دارند و نمىدانند که وضعیت طرفداران مقاومت که در کنار سوریه بودند، مثل فلسطینىها، جریان حماس و حزب الله لبنان چگونه خواهد شد. تحلیلهاى آنها بیشتر به این سمت است که اگر تحولى در سوریه ایجاد شود منطقه به طور کلى در اختیار حماس و حزب الله قرار خواهد گرفت و از این بابت هم ابراز نگرانى کرده اند. بنابراین اسرائیلىها هم به نحوى مایل نیستند که ثبات سوریه به هم بریزد و تحت تاثیر قرار بگیرد.
آقاى بشار اسد محبوبیتى نسبى هم به دلیل همین مواضع مقاومتى که به آنها اشاره شد، در درون افکار عمومىجهان عرب دارد. این مواضع وجهه ایشان را نسبت به سایر رهبران عرب تا حدى متمایز مىکند. همه مىدانیم که سوریه در لبنان و فلسطین نفوذ دارد و ارتباط نزدیکى با حماس و حزب الله دارد که این ها برگههاى خارجى بشار اسد را براى این موضوع تقویت مىکند.
تا به حال تحولاتى که در دنیاى عرب در حال وقوع بود به سود جمهورى اسلامى پیش مىرفت. اما با وارد شدن سوریه به این تحولات تا حدى وضعیت به هم خورده است. سوریه علاوه بر روابط استراتژیکى که با ایران داشته، همیشه دروازه ورود جمهورى اسلامىبه دنیاى عرب بوده است و ما درباره یک سرى معادلات منطقه اى در محورهاى لبنانى و فلسطینى همواره با سوریه هماهنگى مىکردیم. تحولات سوریه مىتواند همه این معادلات را هم به لحاظ توانایى و هم به لحاظ قدرت مانور سیاسى که این محورها در لبنان و فلسطین مىتوانستند ایفا کنند، تحت تاثیر قرار دهد.
اما درباره اصلاحات باید گفت که با ورود سوریه به این مرحله و بعد از هجده مارس سال جارى، به نظر مىرسد که غیر ممکن است شرایط به قبل از این تاریخ در سوریه بازگردد و خواسته مردم هم خواسته زیادى نیست، بنابراین نظام آقاى بشار اسد ناگزیر است که به خواستههاى مردم پاسخ دهد. این فرصت خوبى است که بشار بتواند تهدیدهایى که در داخل علیه حکومت او به وجود آمده به فرصت تبدیل کند و به دنبال مصالحه ملى باشد و از روشهایى که در مصر و تونس جواب نداده و مىبینیم که الان در لیبى و یمن و خیلى جاهاى دیگر پاسخ نمىدهد، پرهیز کند و آنها را به کار نگیرد.
خواسته اصلى مردم لغو فورى حالت شرایط اضطرارى است که بیش از چهل و هشت سال است که در سوریه حاکم است. مردم از این وضعیت ناراحت هستند. من تصور مىکنم با لغو چنین قانونى مشکل خاصى در سوریه براى آقاى بشار اسد به وجود نخواهد آمد و این که تا کنون این قانون همچنان حفظ شده است بیشتر به دلیل اوضاع امنیتى داخلى سوریه بوده است. الان که شرایط به این جا رسیده است، هر چه زود تر این قانون لغو شود، به مطالبات بخش عمده اى از مردم پاسخ مثبت داده شده و مىتواند در استمرار قدرت بشار در داخل تاثیرگذار باشد و به این مسئله کمک کند.
به دلیل این که روابط ایران و سوریه در حد روابط استراتژیک است، به نظر مىرسد جمهورى اسلامىهم مایل باشد که فضاى داخلى سوریه به سمت و سویى رود که مردم در آن نقش داشته باشند. جمهورى اسلامىایران معتقد است که مردم پایههاى اصلى حکومت هستند و اگر نقش مردم چه در سوریه و چه در هر جاى دیگر نادیده گرفته شود، ثبات در آن دوام زیادى نخواهد داشت و پایههاى حکومت، پایههاى محکمىنخواهد بود. بنابراین هر چه مردم بیشتر در حکومتها و مدیریت سیاسى، اقتصادى و اجتماعى کشور نقش داشته باشند، ثبات در آن کشور بیشتر خواهد بود و این طبیعتا به نفع استمرار رابطه ایران و سوریه خواهد بود.
لطفالله آجودانی
اندیشه تجدد در تاریخ معاصر ایران، یکی از مهمترین مفاهیم در حوزه اندیشه سیاسی واجتماعی است که هر چند ریشههای تاریخی آن را به طور محدود میتوان در عصر صفویه جستوجو کرد اما عصر قاجاریه و مشروطیت را باید سرآغاز جدی تجددگرایی در ایران بهشمار آورد. تکوین و شکلگیری اندیشه تجدد در ایران از پیوند تنگاتنگی با اندیشه ترقی در ایران برخوردار است. اندیشهها وتکاپوهای تجدد طلبانه در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت از همان آغاز با مخالفت جدی و سرسختانه گروههای مختلفی از جامعه سنتی ایران روبهرو شد. استبداد سیاسی داخلی و تحجر فکری سنتگرایان افراطی، مهمترین جبهههای مخالفت و مقاومت در برابر تجددگرایی وتجددگرایان در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت را شکل داده بود. این مخالفت ابعاد مختلفی داشت که از مفاهیم و نهادهای جدید سیاسی چون مشروطیت پارلمانی و دموکراسی، آزادیها و برابریهای دموکراتیک تا تجدد در حوزههایی چون آموزش و پرورش، صنعت، اقتصاد، فرهنگ و مذهب را در برمیگرفت.
واقعیت تاریخی مخالفت جدی و سرسختانه گروههای استبدادی و متحجر سیاسی و سنت گرایان افراطی در ایران که مطلقگرایانه و جزم اندیشانه با هر آنچه که نام تجدد را بر خود داشته باشد به ستیز برخاسته است، عامل مهمی است که به شکلگیری نظریه «سنت مانع اصلی تجدد در ایران» در میان غالب پژوهشگران وتحلیلگران تاریخ، علوم سیاسی و علوم اجتماعی در ایران انجامیده است. از دیدگاه این نظریه، مهمترین چالش و بحران تجدد و تجددگرایی در ایران نتیجه و نشانه مقاومت ومخالفت سنتها و سنتگرایان است. هر چند این نظریه بخشی از واقعیت بحران تجدد در ایران را به درستی توضیح میدهد اما در بردارنده همه واقعیت نیست. زیرا بخش مهمی از بحران تجدد در ایران و موانع گسترش و تعمیق آن در جامعه را میتوان و باید در ماهیت و مبانی تجدد طلبی در ایران جستوجو کرد.
هر چند اندیشهها و تمایلات پیشگامان تجدد طلبی در ایران در ماهیت خود معطوف به اصلاحات و ترقی ایران و پاسخگویی به نیازهای جدید در جامعه ایران بود اما در مبانی فکری خود به شدت تحت تاثیر اندیشه تجدد در غرب بود. زیرا درک از عقب ماندگیهای ایران و سرخوردگی از ناتوانی ساختار و نهادهای سنتی جامعه برای پاسخگویی به نیازهای جدید و تحقق ضرورت اصلاحات در راستای پیشرفت وترقی ایران در شرایطی شکل گرفت که در ذهن و زبان و تجربههای تاریخی و اجتماعی ایران و ایرانیان، برای تعریف و تدوین اندیشه ترقی و تجدد در ایران، الگویی جز پیشرفت و ترقی جوامع غربی که در مقایسه با عقب ماندگیهای انباشته شده در ایران از جلوهها و جاذبههای خیرهکنندهای برخوردار بود، وجود نداشت.
در واقع ورود مفاهیم و واژگان غربی در ادبیات تجدد و تجددگرایی ایرانیان یک ورود و حضور ناگزیر بود. این ورود و حضور ناگزیر از آن رو که معطوف به انگیزهها، تمایلات و اهداف ترقی خواهانه در ایران بود، حتی در ماهیت خود میتوانست مثبت و سازنده باشد. زیرا بومیبودن و ملی بودن الزاما به مفهوم دوری کردن و کناره جستن از دیگر فرهنگها وتمدنها نیست. آنچه که این رویکرد ماهیتا مثبت را با بحران روبهرو ساخت، از فقدان آگاهی لازم و بسنده تجددگرایان ایران نسبت به غرب و تجدد غربی و چگونگی نسبت جنبههای مختلف فرهنگ و تمدن متجدد غربی با فرهنگ، جامعه وتاریخ ایران ریشه گرفته است.
نوگرایانی چون عبدالطیف موسوی شوشتری، میرزا ابوالحسن شیرازی معروف به ایلچی، آقا احمد بهبهانی معروف به کرمانشاهی، سلطان الواعظین، رضا قلی میرزا، زین العابدین شیروانی و میرزا صالح شیرازی از مهمترین نوگرایان پیشگام ایرانی عصر قاجاریه بودند که هر یک با درجات متفاوتی، آگاهیهایی را درباره غرب و تجدد غربی به خوانندگان ایرانی روزگار خود ارایه کردند. بدون تردید این آگاهیها در روزگاری که ایران در عقبماندگیهای شدید و نابسامانیهای فراوانی بهسر میبرد، دستاوردهای مهم و ارزشمندی به شمار میآید.
اما به رغم اهمیت و ارزشمندی پارهای از آگاهیهایی که نخستین اندیشهگران ایران عصر قاجاریه درباره جنبههایی از پیشرفتها و نوآوریهای جوامع غربی سده نوزدهم میلادی ارایه کردند، نقش و مواضع این گروه از اندیشهگران در چگونگی رویاروییشان با غرب و تجدد غربی خالی از برخی غلط اندیشیها و ضعفها نبود. درست است که آثار این گروه از نوگرایان ایرانی برخی از آگاهیهای سودمندی را درباره برخی از جنبههای نوآوری و پیشرفتهای جوامع غربی ارایه داده است اما این آثار نتوانست به شیوهای جدی یک تصویر و تصور همه جانبه و عمیق از غرب وتجدد غربی را برای ایرانیان ارایه کند.
درشرایطی که جامعه ایرانی در عصر قاجاریه نیازمند تلاش برای برون رفت از نتایج و پیامدهای زیانبار عقبماندگیهای انباشته شده بود و آگاهیهای نوگرایانه بایدو میتوانست نقش مهمی را در تحقق تدریجی این ضرورت ایفا کند، این نقش در نوشتههای نویسندگانی چون شوشتری، ایلچی، سلطان الواعظین، آقااحمد بهبهانی و شیروانی به توصیف غالبا نارسا و گاه نادرست از غرب محدود شد و نتوانست به طور جدی و کارآمد موضوع بررسی علل و عوامل عقب ماندگی ایران را در بر گیرد و راهبردهایی را برای نجات ایران از عقب ماندگی ارایه دهد.
یکی از مهمترین جنبههای بحران تجدد در ایران، از این واقعیت خبر میدهد که غالب پیشگامان تجدد طلبی در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت – و حتی پس از آن – در رویکرد خود به غرب، به رغم دلبستگی فراوانی که از خود برای پیشرفت و ترقی علوم و فنون، فرهنگ، صنایع و اقتصاد درجوامع پیشرفته غربی و ایجاد آن پیشرفتها در جامعه ایران نشان دادهاند، نتوانستهاند به شیوهای بسنده به کانونهای فکری سازنده آن پیشرفتها و ترقی راه یابند. و در واقع نه از موضع تولیدکننده تجدد و ترقی، بلکه با قرار گرفتن در جایگاه مصرف کننده، به مصرف محصولات و مصنوعات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی غرب وتجدد غربی محدود شدند.
درست است که امتناع اندیشه سیاسی و اجتماعی ایرانیان برای زایش و پویش اندیشههای جدید و کارآمد، قرنها بود که هر گونه زمینه و امکان خلاقیت فکری در ایران و در میان ایرانیان را در بسیاری از حوزههای گوناگون از بین برده بود اما افراط در شیفتگی غالب پیشگامان تجددطلبی در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت و اخلاف آنان در ادوار بعدی تاریخ و جامعه ایران نسبت به غرب و تجدد غربی، عامل مهمی است که هر گونه فرصت شناخت نقادانه آنان از غرب، تجدد غربی و نیز سنتها را تا حدود زیادی سلب کرد.
غالب تجدد طلبان ایران در ستیزه خود با سنتها، متفاوت از همتایان غربی خود که با نقد سنتها، از جنبههای مثبت و کارآمد سنتها بهره گرفتند، بر ضد هر آنچه که نام سنت دارد به نام تجدد شوریدند و در واقع تمایلات تجدد طلبی خود را در مسیر گسست کامل از فرهنگ، جامعه وتاریخ ایران به کار گرفتهاند. در حالی که رنسانس غربی به رغم وجود جنبههای ضدسنتی در آن، در واقع تلاش نوگرایانه خود را نه بر پایه نفی مطلق سنتها، که بر شالوده نقد سنتها و بهرهگیری از دستاوردهای مثبت سنتها و احیا و هر چه کارآمدتر کردن آن دستاوردها برای تناسب با نیازها و مقتضیات جدید و نیز استفاده از آنها در غنیسازی عناصر جدید فرهنگی و تمدنی جوامع غربی بنا نهاد. در واقع اندیشه تجدد در غرب با چنین نگاهی انتقادی به سنتها بر آن شده است تا میان سنت به عنوان یک مؤلفه تاریخی، فرهنگی و تمدنی متحول و پویا با تجدد به مثابه ضرورتی برای غنیسازی عناصر تحولپذیر و پویایی فرهنگی و تمدنی خود پیوند ایجاد کند. رنسانس غربی ضمن نفی سنتهای افراطی، ناکارآمد و تحول گریز، در واقع خود نوعی احیای سنتهای کارآمد تاریخ وجامعه کهن یونان باستان بود. در حالی که باستان گرایی و ناسیونالیسم تجدد گرایانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده به سبب افراطیگری در آن، پیش و بیش از آنکه بر دستاوردهای مثبت ایران باستانی تکیه داشته باشد، معطوف به اهداف ضدعربی و ضد اسلامی بود.
غالب اندیشه گران و روشنفکران تجدد طلب ایران در رویکرد و دلبستگی خود به غرب و تجدد غربی، توجه بسندهای به تفاوتهای شرایط جامعه ایران با جوامع غربی نداشته و حداکثر تمایلات تجدد طلبانه این گروه از تجدد گرایان ایران، از محدوده تقلید کورکورانهای که محصول نوعی تاریک اندیشیها به نام و در لباس روشنفکری است فراتر نرفته است. در حالی که تقلید نظری صرف از تجدد غربی در عمل نه ممکن است و نه مطلوب. ممکن نیست زیرا به سبب وجود پارهای تفاوتها و گاه تضادهای اساسی در نوع شرایط، امکانات و نیازهای جامعه ایران با جوامع غربی و فقدان پارهای از مقدمات و لوازمات ذهنی و عینی تجدد غربی در ایران نمیتوان و نباید انتظار داشت تجدد غربی عینا در ایران تکرار شود. مطلوب نیست زیرا هر جامعه، فرهنگ و تمدنی به رغم پارهای اشتراک و مشابهتها با سایر جوامع، به سبب پارهای تفاوتها در نوع نیازها و نیز شرایط، امکانات و تواناییهای بنیادهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خود تجدد خاص خودش را تجربه میکند. فرهنگها و تمدنهای مختلف، در نتیجه همین تفاوتها، از خود پاسخهای متفاوت و مختلفی را ارایه میکنند.
در نتیجه ناآگاهی و کم آگاهی بسیاری از تجدد طلبان در ایران نسبت به ماهیت و مبانی فرهنگ و تمدن متجدد غربی است که بسیاری از تجدد گرایان ایران از راهیابی به اهمیت نقش تفاوت شرایط تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی جامعه ایران با جوامع غربی بازماندهاند. این واقعیت را باید مهم انگاشت و در عمل به نوگرایی جدی گرفت که نوع تجدد در غرب، به رغم وجود پارهای از وجوه جهانی در آن، در ماهیت خود یک پروسه تاریخی و محصول تدریجی قرنها تحولات تاریخی و اجتماعی در آن جوامع و مبتنی بر شکلگیری مجموعهای از مقدمات و زمینههای فکری و عینی متعدد و متناسب با نیازها و مطالبات جدید آن جوامع بوده است. درک صحیح از وجود پارهای از تفاوتها و نیز پارهای از اشتراکهای فرهنگها و تمدنهای مختلف، از این واقعیت خبر میدهد که در جامعهای مثل جامعه ایران، مانند هر جامعه دیگر، نه میتوان کوشید آن چنان از غرب متمایز بود که لازمه این تمایز به نفی مطلق غرب و تجددغربی و دستاوردهای فرهنگی وتمدنی آن بینجامد و نه آن چنان به تقلید از غرب و غربی شدن اندیشید که یکسره گسست از گذشته تاریخی و فرهنگی جامعه ایران را به دنبال داشته باشد. آنچه را که بسیاری از تجدد طلبان ایران کمتر به آن توجه کردهاند درک این واقعیت است که اندیشهها وتکاپوهای تجددطلبانه در ایران، آنگاه و آنجایی که بخواهد یکسره به تقلید از غرب بپردازد، دچار گسست از تاریخ و فرهنگ جامعه خود خواهد شد و آنگاه و آنجایی نیز که بخواهد یکسره به نفی مطلق غرب بپردازد، فرصت و امکان تعامل فرهنگی و تمدنی میان یک جامعه با جوامع دیگر را که لازمه تحول و کارآیی فرهنگ و تمدن هر یک از جوامع بشری است، از دست خواهد داد.
بر خلاف آنچه که غالبا پنداشته میشود، به رغم دلبستگی وتحت تاثیر قرار داشتن شدید غالب تجددگرایان ایران به تجدد غربی، بسیاری از آنان به همان اندازه که به سبب افراطیگری در تقلید از غرب نتوانستهاند ایرانی بیاندیشند، به سبب آنکه دلبستگیهای آنان به غرب وتجدد غربی غالبا متکی بر یک شناخت سطحی و روبنایی از غرب بوده و در بسیاری از موارد نیز در عمل در جهت مخالف اندیشه تجددغربی به کار گرفته شده است، در واقع غربی نیز نیاندیشیدهاند.
به رغم اشتراک لفظی غالب تجددگرایان ایران با تجددگرایان غرب و همزبانی با آنان در اظهار علاقه و دلبستگی به مفاهیم و نهادهای جدیدی چون مشروطیت، پارلمان، دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق شهروندی و آزادیها و برابریهای دموکراتیک، میان تاویل بسیاری از این گروه از تجدد طلبان ایران از آن مفاهیم و نهادها با واقعیت آن مفاهیم و نهادها به شیوه پذیرفته شده آن در فلسفه سیاسی جدید در جوامع غربی، تفاوت و گاه تعارض جدی دیده میشود. ریشه اصلی شکلگیری و به وجود آمدن این تفاوتها و تعارضها را میتوان در کوشش و اقدام مصلحت اندیشانه بسیاری از تجددطلبان و روشنفکران در عصر قاجاریه و مشروطیت و هم اندیشان و پیروان آنان در ادوار بعدی تاریخ و جامعه ایران برای جلوگیری یا کاهش مخالفتها از طریق تقلیل مفاهیم و نهادهای جدید غربی و همانند سازیها و انطباق دادنهای تجدد غربی، جستوجو کرد.
تقلیل مفاهیم و نهادهای جدید غربی در اندیشه و اقدامات تجدد طلبانه بسیاری از مشروطه طلبان و روشنفکران عصر قاجاریه و مشروطیت و هم اندیشان و پیروان آنان در ادوار تاریخی پس از عصر مشروطیت، یکی از مهمترین علل و عواملی است که به سلب امکان شناخت هر چه صحیحتر از غرب و تجدد غربی و عدم آمادگی و توانایی لازم و کافی جامعه ایران برای نقد هر چه آگاهانهتر آن مفاهیم ونهادها و چگونگی نسبت آنها با سنت در ایران انجامیده است. تقلیل دادنها و بدخوانیهای مفاهیم و نهادهای جدید، تنها محدود به علما مشروطه طلب نبود. این تقلیل دادنها و بدخوانیها، بسیاری از روشنفکران عصر قاجاریه و مشروطیت را نیز در بر گرفته بود. مثل میرزا یوسف خان مستشارالدوله.
اگر پارهای افراطیگری شیوه فکری روشنفکرانی چون میرزا فتحعلیآخوندزاده با برانگیختن واکنش متقابل عالمان دینی سنت گرا و احساسات ضد روشنفکران در میان گروههایی از نیروهای مذهبی معتدل، هر گونه امکان معرفی صحیح مفاهیم و نهادهای جدید در جامعه ایران را سلب و با دشواری روبهرو ساخت، همانند سازیها و تطبیق دادنهای غیر واقعی آن مفاهیم با قوانین و احکام که از سوی روشنفکرانی چون مستشارالدوله و ملکم خان مطرح و مورد استقبال گروههایی در ادوار بعدی تاریخ معاصرایران نیز قرار گرفت، صورت دیگری از بدفهمیهایی است که امکان نقد و معرفی صحیح مفاهیم جدید و نهادهای دموکراتیک و نسبت آن با سنتها را در جامعه ایران، با دشواریهای جدی روبهرو ساخته است.
منبع: روزنامه شرق
نماینده سقز و بانه در مجلس نسبت به افزایش بهای گاز مصرفی به احمدی نژاد و وزارت نفت تذکر داد.
به گزارش ایسنا، فخرالدین حیدری در تذکری شفاهی در جلسه علنی امروز- چهارشنبه – مجلس از افزایش قیمت گاز انتقاد و اظهار کرد: متاسفانه افزایش ناگهانی، بسیار نامعقول و غیرقانونی قیمت گاز در سراسر کشور به ویژه در مناطق محروم و سردسیر نگرانی شدید و عمومی را در بین مردم به وجود آورده است که این اقدام دولت جای تعجب و تأسف دارد.
وی افزود: طبق قانون هدفمندکردن یارانهها دولت قرار بود طی مدت پنج سال آزادسازی قیمت حاملهای انرژی را انجام دهد تا مردم کمتر تحت فشار قرار گیرند که متأسفانه این روند انجام نشده است.
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با طرح این پرسش که آیا طبق قانون هدفمندکردن یارانهها نباید قیمت گاز برای مناطق سردسیر ترجیحی باشد؟ گفت: با مقایسه انجامشده بین قبوض صادره گاز استان کردستان و استانهای دیگر این نتیجه حاصل شده که قبوض صادره در این مناطق خیلی بیشتر از مناطق دیگر است.
حیدری با انتقاد از نحوه کارشناسی و اقلیمبندی توسط وزارت نفت افزود: در حالی که بارها شهرستانهای سقز و بانه در فصل زمستان دمای زیر ۳۰ درجه را تجربه کرده است و جزو سردترین مناطق قرار دارد اما مورد تبعیض وزارت نفت قرار میگیرد که امید میرود وزارت نفت سریعا نسبت به بررسی قیمت گاز و همچنین اقلیمبندی در استان کردستان اقدام نماید.
شهابالدین صدر که ریاست جلسه علنی مجلس را برعهده داشت، در پاسخ به این تذکر شفاهی با اشاره به مباحث مطروحه در جلسه روز گذشته کمیسیون تلفیق در مورد قیمت گاز با توجه به انتقاد و اعتراض بسیاری از مردم در مناطق مختلف کشور گفت: ضروری است دولت و وزارت نفت بررسی جدی در این زمینه انجام دهند، چراکه در سه ماه آخر سال مصرف گاز به دلیل سرما در شهرهای مختلف زیاد بوده است.
وی افزود: افزایش مبلغ بهای گاز مصرفی در کل مناطق کشور چشمگیر بوده که انشاءالله با رسیدگیهای انجامشده جلوی افزایش احتمالی خلاف قانون قیمت گاز گرفته شود.
نماینده لنگرود در مجلس با استناد به بند ۱۱ ماده ۲۳ آیین نامه داخلی در مورد مشکل صنعت تولید پیله ابریشم در استان گیلان به وزیر جهاد کشاورزی تذکری شفاهی داد.
به گزارش ایسنا، مهرداد لاهوتی در تذکر خود در جلسه علنی امروز (چهارشنبه) مجلس گفت: درحالی که در گذشته در دو استان گیلان و خراسان حدود هفتهزارتن پیله ابریشم تولید میشد، به دلیل سهلانگاریهای صورتگرفته این میزان در سال گذشته به ۵۰۰ تن رسید، به طوری که اکنون به جای صادرکننده ابریشم، از واردکنندگان آن به شمار میآییم.
وی افزود: در این رابطه علیرغم تاکیدات دکتر احمدینژاد برای حل این مشکل، به نظر میرسد که این صنعت با وجود امکانات در دو استان گیلان و خراسان درحال نابودی است.
نماینده لنگرود با تاکید بر اینکه در سال «جهاد اقتصادی» باید با تقویت ظرفیتهای داخل کشور واردات از کشورهای دیگر کاهش یابد، ادامه داد: وزیر جهاد کشاورزی باید موضوع پیلههای ابریشم در کشور را که درحال نابودی است، جدی بگیرد و با برگزاری جلسهای کارشناسی در اسرع وقت این مشکل حل و این صنعت نجات یابد.
شهابالدین صدر در پاسخ به این تذکر شفاهی تاکید کرد که هیاترئیسه مجلس در این زمینه پیگیری جدی خواهد کرد تا این مشکل حل شود.
قیمت طلا در بازارهای جهانی با ۱۷ دلار افزایش به ۱۴۵۷ دلار در هر اونس رسید و نرخ سکه ها را در بازار داخلی حبابی کرد، به نحوی که قیمت سکه طرح جدید به ۴۲۰ هزار تومان رسید.
به گزارش مهر، امروز (چهارشنبه) قیمت جهانی طلا به شدت افزایش یافت و با ۱۷ دلار افزایش نسبت به روز گذشته به ۱۴۵۷ دلار در هر اونس رسید.
در پی افزایش قیمت طلا ، قیمت انواع سکه نیز در بازار داخلی افزایش یافت به طوری که قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم به ۴۴۵ هزار تومان، طرح جدید به ۴۲۰ هزار تومان، نیم سکه به ۲۰۷ هزار تومان، ربع سکه به ۱۲۰ هزار تومان و سکه گرمی به ۵۳ هزار تومان رسید.
این در حالی است قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم دیروز ۴۴۰ هزار تومان، طرح جدید ۳۹۹ هزار تومان، نیم سکه ۱۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان، ربع سکه ۱۱۳ هزار تومان و سکه گرمی ۵۱ هزار تومان بود.
اما فعالان بازار طلا و سکه عنوان می کنند که گرچه قیمت سکه ها هم اکنون کاذب و حبابی است اما تثبیت شده و سکه ها با همین قیمتها در حال حاضر مورد معامله قرار می گیرد، در عین حال قیمت طلا در بازار داخلی که همان ۴۰ هزار تومان در هر گرم است، واقعی است.
در عین حال فعالان بازار سکه و طلا عنوان می کنند که دلیل اصلی افزایش قیمت طلا در بازارهای جهانی، درگیری های شمال آفریقا است، زیرا همواره قیمت طلا پابه پای قیمت نفت روند صعودی را طی کرده است.
همچنین افزایش قیمت دلار در بازارهای جهانی هم در افزایش قیمت طلا بی تاثیر نبوده است، زیرا قمت طلا بر اساس دلار بالا و پائین می رود، در هر حال افزایش قیمت دلار در بازارهای جهانی، قیمت دلار در بازار آزاد داخلی را افزایش داده است، به نحویکه قیمت دلار نسبت به دیروز با افزایش ۱۰ تومانی مواجه شده و هم اکنون به ۱۱۲۵ تومان رسیده است.
لازم به ذکر است که طی روزهای اخیر بانک کارگشایی نه تنها حراجی را برگزار نکرده است، بلکه هیچگونه قیمتی برای سکه ها اعلام نکرده و همین امر دلیل دیگری برای افزایش قیمت سکه ها در بازار داخلی است.
بانک کارگشایی به منظور پاسخگویی به نیاز بازار طلا و ایجاد تعادل درمعاملات، علاوه برفروش سکه، فروش شمش طلا را نیز از طریق حراج حضوری در محل بانک کارگشایی ازتاریخ شنبه بیستم فروردین ماه درهمه روزهای هفته به غیر از روزهای تعطیل ازساعت ۱۶ تا ۱۹ بعدازظهر انجام خواهد داد.
صبح روز گذشته کارگران ریسندگی و بافندگی کاشان مقابل فرمانداری ویژه این شهرستان دست به تحمع زدند.
به گزارش ایلنا، در این تجمع اعتراض آمیز نسبت به عدم پرداخت عیدی سال ۱۳۸۹ و حقوق هفتگی خود که کارفرمای این شرکت تعهد کرده بود هفتهای ۸۰ هزارتومان پرداخت کند اعتراض داشته وخواستار رسیدگی به این موضوع شدند.
در کاشان تعدادی از این کارگران درگفتگو با خبرنگار ایلنا ابراز داشتند به رغم اینکه ۳۰ ماه حقوق معوقه طلب داریم و شرکت تعهد نموده بود که هفتهای ۸۰ هزارتومان به کارگران این شرکت پرداخت کند ولی مدت سه هفته است که مدیریت شرکت این مبلغ را پرداخت نکرده است.
این کارگران همچنین از عدم پرداخت عیدی سال گذشته خود یعنی سال ۱۳۸۹ انتقاد نموده وخواستار پرداخت عیدی خود بودند آنها ابراز داشتند علیرغم اینکه مسئولین قول داده بودند که تعداد ۴۰۰ نفر از کارگران این شرکت را بازنشسته نمایند ولی تاکنون هیچ اقدامی دراین رابطه نشده است.
کارگران در این تجمع اعتراض آمیز از مسئولین مربوطه خواستند تا نسبت پرداخت حقوق معوقه، عیدی، پرداخت ۳۰ ماه حقوق معوقه، مشکل بازنشستگی و مشکلات پیش روی آنها هرچه سریعتر پیگیری و اقدام نمایند.
شایان ذکر است که فرمانداری ویزه شهرستان کاشان صبح امروز جلسهای را با حضور مدیریت این شرکت، روسای ادارات کارواموراجتماعی، صنایع ومعادن، تامین اجتماعی ودیگر مسئولین مربوطه به منظور بررسی ورسیدگی به مشکل این کارگران درفرمانداری ویژه این شهرستان تشکیل داده است.
یک روز پس از درگیریهای خونین در شهرهای صنعا و تعز در یمن، گزارشها حاکی از تجمع دوباره مردم تعز از صبح امروز است که علیه علی عبدالله صالح شعار میدهند. جوانان فعال علیه دیکتاتور این کشور هم پیشنهاد شورای همکاری خلیج فارس برای مذاکره را رد کردند و خواستار کنارهگیری فوری علی عبدالله صالح از قدرت شدند.
به گزارش الجزیره، شهر تعز از صبح امروز شاهد حضور گسترده مردم است که قرار است تظاهرات گسترده ای علیه علی عبدالله صالح رئیس جمهور دیکتاتور یمن برگزار کنند. نیروهای امنیتی یمن نیز از یکی از ورودی های شهر تعز عقب نشینی کرده و جای خود را به اوباش طرفدار صالح و نیروهای لباس شخصی داده اند.
تظاهرات روز گذشته شهروندان تعز همچون روزهای گذشته توسط نیروهای امنیتی و مزدوران علی عبدالله صالح به خشونت کشیده شد به طوری که دهها نفر کشته و ۴۰۰ نفر زخمی شدند.
کانون این خشونت ها در میدان “الحریه” تعز بود که در پی درگیری معترضین و راهپیمایی اوباش و طرفداران رئیس جمهور دیکتاتور یمن صورت گرفت.
سه شنبه خونین در یمن
یمن روز سهشنبه نیز شاهد درگیریهای خونین بود و این در حالی است که احزاب مخالف این کشور از جامعه جهانی درخواست کمک کرده تا جلوی خونریزی در این کشور گرفته شود.
خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است، روز سهشنبه در پی درگیری نیروهای ارتش که به مخالفان پیوستهاند و مردان مسلح قبایل وفادار به علی عبدالله صالح، پنج نفر در صنعا کشته شدند.
در همین حال گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی روز دوشنبه ۱۷ نفر از معترضان در شهر تعز واقع در کناره دریای سرخ را به قتل رساندهاند. شهر تعز در ۲۰۰ کیلومتری صنعا قرار دارد.
برپایه گزارش منابع بیمارستانی و شاهدان عینی، از اواخر ماه ژانویه که ناآرامیها در یمن آغاز شد، نزدیک به ۱۲۵ نفر جان خود را از دست دادهاند.
نگرانی شدید کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل
در همین زمینه، سخنگوی ناوی پیلاری، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، روز سهشنبه وضعیت یمن را نگرانکننده توصیف کرد و نسبت به استفاده غیرمتناسب از زور در مقابل معترضان در این کشور هشدار داد.
سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در این باره گفت: «ما از گزارشهای منتشر شده درباره استفاده غیرمتناسب و مفرط از قوه قهریه، و از جمله استفاده از مسلسل، از سوی نیروهای امنیتی علیه تظاهرات مسالمت آمیز معترضان در روز گذشته (دوشنبه) به شدت نگرانیم.»
سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل همچنین اعلام کرد که برپایه برآوردها، شمار کشتهشدگان در یمن از ۱۰۰ نفر تجاوز کرده است.
وی همچنین از دولت یمن خواست به خشونت علیه معترضان در این کشور پایان دهد.
ویلیام هیگ: بهتزده شدم
در همین روز بریتانیا نیز نسبت به سرکوب خونین معترضان در یمن واکنش داد؛ ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا با صدور بیانیهای گفت: «من از گزارشهایی که دلالت بر کشتهها و زخمیها بیشتر در یمن دارد، بهتزده شدم.»
وزیر خارجه بریتانیا تصریح کرد: «من خشونت کور نیروهای امنیتی یمن علیه تظاهرکنندگان در تعز، حُدیده و صنعا را محکوم میکنم.»
ویلیام هیگ افزود: «در اوایل ماه مارس، رئیس جمهور صالح قول داد که در استفاده از نیروهای امنیتی برای کنترل تظاهرات مسالمتآمیز نهایت خویشتنداری را به خرج دهد. ما قویا از وی میخواهیم به قول خود عمل کند.»
وزیر خارجه بریتانیا در ادامه تصریح کرد که دولت یمن «بیدرنگ» باید به مطالبات مشروع مردم پاسخ درخور دهد.
ویلیام هیگ در این بیانیه، آشکارا خواستار آغاز دوران انتقالی کوتاهمدت در یمن شده و میگوید: «یک دوره انتقالی طولانیمدت، خطر افزایش بیثباتی سیاسی و اقتصادی و خشونت بیشتر و بیدلیل را افزایش میدهد.»
وزیر خارجه بریتانیا تصریح کرد: «رئیس جمهور صالح باید روشن کند که هماینک آماده وارد شدن به یک روند فراگیر انتقال سیاسی است.»
دعوت شورای همکاری خلیج فارس برای مذاکره
شامگاه دوشنبه احزاب مخالف یمن با صدور بیانیهای از جامعه جهانی، قدرتهای منطقهای و گروههای حقوقبشری درخواست کردند به خونریزیها در این کشور پایان دهند.
از سوی دیگر، علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن، روز سهشنبه اعلام آمادگی کرد که با گروههای مخالف برای حل بحران وارد مذاکره شود؛ وی روز شنبه پیشنهاد مخالفان درباره دوران انتقالی را رد کرده بود.
شورای همکاری خلیج فارس، از دولت و گروههای مخالف دعوت کرده است که برای گفتوگو به عربستان بیایند.
خبرگزاری رویترز به نقل از مشاوران ژنرال علی محسن که به مخالفان پیوسته، گزارش داده است که وی دعوت عربستان برای پیوستن به گفتوگوها در این کشور را پذیرفته است.
رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک در عربستان سعودی میافزاید که ریاض خواستار این است که ژنرال محسن جانشین علی عبدالله صالح شود.
ژنرال علی محسن، ۷۰ سال دارد و همقبیله علیعبدالله صالح است؛ علی محسن یکی پشتیبانان اصلی علی عبدالله صالح در طول حکومت ۳۲ سالهاش بر یمن بوده است.
مخالفان جوانان انقلابی با پیشنهاد شورای همکاری خلیج فارس
اما از سوی دیگر، رویترز گزارش داد که جوانان انقلابی ۱۵ استان یمن در بیانیه ای مخالفت خود را با پیشنهاد شورای همکاری خلیج فارس مبنی بر گفتگوی طرف های یمنی در عربستان سعودی اعلام کرد.
در این بیانیه آمده است: ما با هر گونه تلاشی که مبتنی بر خواسته های انقلابیون مبنی بر کناره گیری فوری و غیر مشروط علی عبدالله صالح از قدرت نباشد مخالفیم.
چیستا یثربی نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر از وضعیت مبهم این هنر اظهار تاسف کرده و گفته که هنرمندان تئاتر در بلاتکلیفی مطلق هستند.
خانم یثربی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا با انتقاد از تاخیر در معرفی رئیس جدید تئاتر شهر و ادامه بلاتکلیفی هنرمندان تئاتر گفته است: «سیاست یک بام و دو هوا درباره تئاتر همه ما را عصبی کرده است.»
وی در ادامه به نامشخص بودن زمان اجرای یکی از نمایشهایش به نام «اتاق تاریک» اشاره کرده و اظهار داشته است: «چرا ما باید در بلاتکلیفی به سر ببریم؟ سه تن از بازیگران من قرارداد کار در تلویزیون دارند. تعداد دیگری هم سفر خارج از کشور دارند و اکنون در بلاتکلیفی مطلق به سر میبریم.»
خانم یثربی افزوده که «من و دستیارم خسته و دلشکسته شدهایم، چرا که هر روز باید پاسخگوی دیگر اعضای گروه باشیم که درباره اجرای عمومی نمایش از ما میپرسند و ما هیچ پاسخی نداریم که به آنها بدهیم.»
پیشتر محمد یعقوبی نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر وضعیت اجرای تئاتر در سال آینده را بسیار مبهم و نامطمئن توصیف کرده و گفته بود: «متاسفم که فضا را ناامید کننده میدانم و معتقدم نمیتوانم به امیدواری تظاهر کنم.»
از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد در ایران فشارها بر فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افزایش یافته است.
وزارت ارشاد که مسئول نظارت و کنترل بر فعالیتهای فرهنگی است طی این مدت محدودیتهای فراوانی برای هنرمندان و فعالیتهای هنری و فرهنگی اعمال کرده که این محدودیتها با اعتراضهای گستردهای همراه است.
رئیس کانون بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی با اشاره به اینکه فقط ۲۷ هزار تومان به حداقل حقوق مستمری بگیران در سال جاری اضافه می شود، گفت: در حال حاضر ۷۰ درصد بازنشستگان تامین اجتماعی حداقل حقوق را دریافت می کنند.
علی اکبر خبازها در گفتوگو با مهر، در مورد افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی در سال ۹۰ افزود: افزایش حقوق در مورد بازنشستگانی که حداقل مستمری را دریافت می کنند اعلام شده است و براین اساس مستمری این افراد از ۳۰۳ هزار تومان در سال گذشته به ۳۳۰ هزار تومان در سال جاری افزایش می یابد.
وی ادامه داد: اما در خصوص سایر بازنشستگان تامین اجتماعی تا این لحظه رقم دقیقی اعلام نشده است.
رئیس کانون بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی تاکید کرد: سال گذشته نرخ تورم ۱۰ و نیم درصد بود در حالیکه مستمری بازنشتگان فقط ۶ ردصد افزایش یافت به همین دلیل از سال گذشته ما هنوز ۴ و نیم درصد بستانکار هستیم.
خبازها گفت: برای جبران این امر و همچنین با توجه به اینکه نرخ تورم امسال ۱۲ و نیم درصد اعلام شده خواستار این هستیم که مستمری بازنشستگان ۲۰ درصد در سال جاری افزایش پیدا کند.
مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی از ۳۰۳ هزار تومان سال گذشته به ۳۳۰ هزار تومان در سال ۹۰ افزایش پیدا کرده است.
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی میگویند خط فقر در ایران حدود یک میلیون تومان در ماه است.
وزارت کشور بلاروس ناآرامیهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در این کشور را طرح و نقشه دولتها و سازمانهای بیگانه دانست.
به گزارش خبرگزاریها، یکی از سخنگویان وزارت کشور بلاروس، روز سهشنبه گفت که تحقیقات درباره ناآرامیهای اخیر، “رد پای انکارناپذیری از توطئه بیگانگان را برای تغییر نظام” نشان میدهد.
مخالفان در بلاروس، دولت الکساندر لوکاشنکو (lukashenko) را به برگزاری انتخابات غیر عادلانه متهم میکنند.
در جریان راهپیمایی بزرگ مخالفان، در اواخر دیماه، نیروهای امنیتی بلاروس، نزدیک به ۶۰۰ تن از معترضان و بیشتر نامزدهای رقیب الکساندر لوکاشنکو را بازداشت کردند.
در شرایط سکوت مرکز آمار و اعلام خوش بینانه نرخ ۱۰ درصدی بیکاری توسط رییس دولت، برخی کارشناسان اقتصادی ایران این نرخ را ۱۷ درصد و فعالان عرصه اشتغال حتی بیش از ۲۰ درصد برآورد کرده اند. این نرخ ها مبین وجود بیش از چهار میلیون بیکار در کشور است.
به گزارش خبرآنلاین، وقتی آمارهای رسمی از سوی مراجع رسمی کشور اعلام نمی شود طبیعی است برآوردها بهترین جایگزین برای شاخص ها شوند و وقتی هم بعد از ۹ ماه سکوت مرکز آمار، ناگهان رییس دولت از کاهش چهار درصدی نرخ بیکاری کشور سخن می گوید فعالان اقتصادی و کارشناسان آن را نپذیرند. فراتر از این، برآورد این قشر نیز نشان می دهد که وضعیت بیکاری کشور در وضعیت چندان خوبی به سر نمی برد.
در حالی که احمدی نژاد از ایجاد بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل و کاهش نرخ بیکاری از ۶/۱۴ درصد فصل بهار به ۱۰ درصد در پایان سال ۸۹ خبر داده ، ۱۰ کارشناس اقتصادی کشور (هیات چشم انداز اقتصاد ایران) شامل استادان دانشگاه های کشور و مسئولان سابق کشوری، میزان نرخ بیکاری کشور در سال گذشته را معادل ۱۷ درصد برآورد کرده اند.
از سوی دیگر وقتی به سراغ فعالان عرصه اشتغال کشور هم که می رویم مشخص می شود هیچ کدام نرخ بیکاری ۱۰ درصدی را قبول ندارند و برآورد آن ها حتی به بیش از ۲۰ درصد نرخ بیکاری در کشور هم می رسد.
برآورد چهار میلیون بیکار در کشور
برآورد نرخ بیکاری ۱۷ درصدی تعدادی از کارشناسان مبین این است که با احتساب ۲۴ میلیون نفر جمعیت فعال در کشور، بیش از چهار میلیون نفر در ایران بیکار هستند. این درحالی است که رییس دولت تعداد بیکاران کشور در شرایط فعلی را دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفر اعلام کرده است.
این فاصله آماری دولت با کارشناسان را می توان مربوط به باور نداشتن کاهش بیکاری در ماه های اخیر دانست که یکی از فعالان بخش خصوصی در این مورد می گوید: «در سال گذشته اگر نرخ رشد اقتصادی کشور در خوش بینانه ترین حالت سه تا چهار درصد هم بوده باشد باز هم اشتغال های ایجاد شده کفاف نمی دهد. چرا که همان طوری هم که در برنامه چهارم عنوان شده بود رشد سالانه هشت درصدی برای کشور لازم است و رشد اقتصادی چهار درصدی که بیکاری را کاهش نمی دهد.»
پدرام سلطانی اضافه می کند: «فکر نکنم در سال گذشته نرخ بیکاری کشور کاهش یافته باشد و از آن نرخ ۱۴ درصد اعلام شده در فصل بهار سال گذشته بیکاری کمتر شده باشد. برای امسال هم کاهش قابل ملاحظه نرخ بیکاری کشور بعید به نظر می رسد، چرا که فضای اقتصادی کشور مجال افزایش فرصت های شغلی را نمی دهد. ایجاد شغل با اتکا به بودجه عمرانی کشور نیز موقت خواهد بود.»
یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس نیز تقریبا این گونه اعتقاد دارد. به گفته علی موسوی، «نرخ بیکاری اعلامی موجود یک سوم یا یک دوم نرخ واقعی بیکاری است و در حقیقت بیکاری واقعی دو برابر نرخ اعلام شده است.» به عبارتی طبق اظهارات این نماینده مجلس نرخ بیکاری کشور نه تنها کاهش نیافته، بلکه در حد دو برابر نرخ اعلام شده از سوی رییس دولت و بیش از ۲۰ درصد است.
«نرخ بیکاری بیش از ۲۰ درصدی» مورد تایید عضو سابق شورای عالی اشتغال نیز است. داود قادری در گفت وگو با خبرآنلاین در این مورد توضیح می دهد: «نرخ بیکاری بالاتر از عددهایی است که مرکز آمار و دولت ارائه کرده اند. چرا که اطلاعات وآماری که این ها ارائه می دهند براساس بیکارها و جویندگان کار و احیانا برحسب مقرری بگیران بیمه بیکاری است اما یک سری افراد هم هستند که مشاغل کاذبی مانند دست فروشان دارند که اگر این ها هم در آن محاسبات در نظر گرفته شوند آن وقت نرخ بیکاری بالای ۲۰ درصد است.»
از این نرخ پایین تر، رقم های برآورد شده بالای ۶/۱۴ درصدی اعلام شده نرخ بیکاری توسط مرکز آمار در بهار سال ۸۹ است که یکی از این افراد برآورد کننده عضو سابق شورای عالی کار است. اصغر برشان، در این مورد اظهار می کند: «هرچند دولت اعلام کرده که در سال ۸۹ بیش از تعهدات خود شغل ایجاد کرده اما در تداوم این شغل ها ابهام وجود دارد. آنچه که آمارها نشان می دهد با آنچه که در سطح جامعه ملموس است یک سری تناقض هایی وجود دارد که اگر شغل های پایدار و با تداوم را در مساله آمار اشتغال در نظر بگیریم، آن وقت نرخ بیکاری بالاتر از عددی است که مرکز آمار و دولت اعلام کرده است.»
عضو هیات رییسه اتاق ایران نیز تقریبا این گونه نظر دارد. مسعود دانشمند در این مورد بیان می کند: «در حال حاضر شغل های غیرمولد را هم در آمار شاغلان محسوب می کنند که اگر این گروه را مدنظر قرار ندهیم، نرخ بیکاری بیشتر از ۱۰ درصد اعلام شده توسط رییس دولت خواهد بود. البته این موضوع طبیعی هم است که وقتی برای بیکاران شغل ایجاد شد آن وقت کارهای غیرمولد به سمت مولد حرکت کنند. اما اگر کارهای غیرمولد را کنار بگذاریم، میزان نرخ بیکاری کشورمان همان ۱۴ درصدی است که مرکز آمار پیش از این اعلام کرده بود.» اما در این میان، نماینده کارگران در شورای عالی اشتغال برآورش رقمی پایین تر از نرخ های اعلام شده است. محمد روحی اعتقاد دارد نرخ بیکاری کشور بین ۱۱ تا ۵/۱۱ درصد است.
با در نظر گرفتن این سخنان و برآوردها آنچه که می توان برداشت کرد تردید در نرخ بیکاری اعلام شده دولت است که گویا این رقم با آنچه کارشناسان و فعالان اقتصادی کشور برآورد دارند، فاصله فاحشی دارد.
روزنامه جهان صنعت در گزارشی از «گسترش اعتراضات مردم و نمایندگان مجلس به افزایش بی سابقه قبض های گاز» خبر داده و احتمال داده که دولت محمود احمدی نژاد در مقابل این اعتراضات عقب نشینی خواهد کرد.
جهان صنعت با اشاره به حذف یارانه ها و « افزایش قیمت حاملهای انرژی در ایران که خود یکی از صاحبان بزرگ منابع انرژی است » یادآوری کرده که مردم سال ۸۹ را به هر ترتیبی سپری کردند، « اما آغاز افزایش قیمت قبوض گاز، برق، آب و… آن هم در فصل سرد سال نه تنها مردم بلکه بسیاری از مسئولان و مهرههای کلیدی کشور را هم شوکه کرده و اعتراضات گستردهای را در پی داشته است.»
به گزارش این روزنامه در حال حاضر « قیمت گاز و نحوه محاسبه آن به چالشی جدی بدل شده » اما « پس از گذشت ۱۶ روز از فروردینماه ۹۰ ، شرکت ملی گاز هنوز تعرفه گاز بها را برای هفت ماه گرم سال اعلام نکرده » و « پاسخگوی شکایات مشترکان درباره افزایش قیمت قبوض گاز نیست.»
جهان صنعت نوشته که عدم پاسخ گویی مقام های دولتی «به اعتراضات مردم دامن زده به نحوی که بسیاری از نمایندگان و امامان جمعه هم از این روند ناراضی بوده و معتقدند تداوم این رفتار میتواند مشکلی جدی در مسیر اجرای قانون حذف یارانه ها به دنبال داشته باشد.
این روزنامه اظهارات اخیر محمود احمدی نژاد که گفته است «اگر تغییرات قیمت مشکلساز شود در کنار مردم هستیم» ناشی از نگرانی دولت نسبت به گسترش اعتراضات توصیف کرده و نوشته « دولت دهم در حال عقبنشینی است و احتمال دارد که به زودی قبوض گاز با کاهش قیمت اصلاح شود چراکه افزایش قیمت گاز نارضایتی عمومی و حتی مشکلات درون ساختمانی را برای مردم ایجاد کرده و اصلاح این روند یک ضرورت جدی و لاجرم باشد.»
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: دست اندرکاران یک نشریه داخلی مربوط به یکی از سازمانهای فرهنگی که اخیراً در ۶۰ صفحه منتشر شده، ۳۰ بار عکس رئیس سازمان را در این شماره نشریه به چاپ رساندهاند. این اقدام را که البته در نوع خود بینظیر نیست، باید نوعی جهاد فرهنگی دانست و به دستاندرکاران این نشریه باید خسته نباشید گفت! در مورد مصرف کاغذ و بودجهای که برای تهیه این نشریه با اینهمه عکس هزینه شده نیز لابد توجیه دست اندرکاران اینست که درحال صرفه جوئی اقتصادی هستند!
کلمه- امضا محفوظ: جرم تو کم نیست میثم! عیب تو این است که می خواهی چون هم نامت تمار باشی. ما میثم تمار نمی خواهیم. تمار مجرم است و تو هم مجرمی!باور نمیکنی؟پس بخوان جرم هایت را:
از ۱۸ سالگی به دنبال مدون کردن مطالعات خود بودی و برای مصاحبه نزد مراجع می رفتی و مقالاتی می نوشتی که فضولی در کارمان بود. تو را چه به مرجعیت؟ مگر از ما دستوری داشتی که در این باره بنویسی؟!
نوشتن کتاب سه گام تحلیلی در اسلام. تو را چه به گام های تحلیلی؟ مگر ما مرده بودیم که تو دست به کار شدی؟
در ۲۴ سالگی کتاب کجاست عاشورای من و تو؟ را منتشر کردی. مگر مداحان و منبری های ما چه کم گفتند که تو از عاشورا دم زدی؟ کتاب دیگرت شریعتی از نگاه سه نسل که دیگر معرکه بود! اصلا تو را چه به شریعتی؟ می خواهی دستت را رو کنم؟! مقاله چه نیازی است به علی؟ مدرک مهمی برای اثبات مجرم بودن توست. اندکی از آن را بازگو می کنم تا خودت از خجالت آب شوی شاید که توبه کنی:
” محصول درس معلم ما، شریعتی، با آموختن این مدل زندگی به ما، که در نهایت اختصارگفته شد، تربیت و آموزش نسلی در تاریخ بود که با قدرت اعتراض، نقد اجتماعی و اخلاقی و علمی، در برابر همنوع و هم وطن و حتی مخالف عقیده و ایمان خود مسئول باشد و این مسئولیت اجتماعی را به عنوان قوی ترین پایه برای پیشبرد دموکراسی و حاکمیت مردم و نفی استبداد بکار گیرد، فداکار باشد و دوست داشتن را از یاد نبرد و جانش را بر سر حق سخن گفتن مخالف خودش بگذارد تا جامعه اش، آرام و پیوسته به آزادی برسد”
به به! چشمهایمان روشن،معلم ما! پس شریعتی را آموزگار خود می دانی! قدرت اعتراض،نقد،مسئول بودن در برابر مخالف ،دموکراسی ،حاکمیت مردم ،نفی استبداد ،فداکاری ،دوست داشتن ،جان دادن بر سر سخن حق و در آخر آزادی!این ها جرم کمیست؟ دیدی گفتم می خواهی تمار باشی!
تو در این مقاله سه ویژگی را برای نسل امروز برشمردی.بگویم تا شرمسار شوی و به مجرم بودنت پی ببری؟
در اولین ویژگی گفتی:” در کودکی جنگ را لمس کرد، از نزدیک با مرگ درآمیخت و ترس را فهمید” آنگاه از شهادت، فقر، نداشتن، از خود گذشتن، صمیمیت، راستی و بی ریایی سخن گفتی.تا اینجا که جرمت محرز است.
آنگه در ویژگی بعد از جوانی دم زدی که “محکوم بود تا یک صدا را بشنود و بر اساس آن عقیده و آینده و راه خود را انتخاب کند، صدای آشنایی را که در همه عمر از شنیدن آن محروم بود،انتخاب کند و خواست در تنگ ترین کوره راه ها باز به راه خود برود و با دست های بسته به انتخاب خود عمل کند و با تنها سلاح خود، یعنی ایمان و عقیده اش، در میانه آن مرگ و زندگی قدم بگذارد و زندگی را بخواهد، باز هم نتوانست یا نشد” تو با چه رویی از انتخاب سخن می گویی؟انتخاب،ایمان و عقیده در راه عملی ساختن آن و کوره راه ها!تو مجرمی میثم،واقعا اینها از قلم تو تراوش کرده؟
اما ویژگی سوم که دیگر نور علی نور است.” در میانه جوانی به بیست و دو خرداد رسید؛ به روز مقدس. انتخاب کرد و به پای انتخابش ایستاد؛ انتخابی که همچون عزیزی سفر کرده از راه دور می آمد و با صدای نسل ما، از ما سخن می گفت… خود را آگاهانه قربانی خودش کرد.” باز هم تو ای میثم خواستی تمار شوی و از انتخاب و ایستادن به پای آن گفتی و از آگاهانه قربانی شدن.اینها همه جرم های توست.آیا کم است؟
در قسمت دیگری از این مقاله نوشتی: ” نسل ما نشان داد که نان را با آزادی می خواهد، با برابری. اگر شکمت سیر باشد و ایمانت آزاد نباشد، اگر آخورآباد باشد و اعتقادت زیر پای طبقه یا قشر یا به قول وبر، «شأن» برتری، با امتیازات و رانت ویژه لگدمال شود و تو نتوانی از کمترین حقت دفاع کنی، می توانی بشوری. نام این عصیان مقدس است” آیا این نوشته دلیلی بر تمارگری تو نیست میثم؟!
اما کمی به گذشته باز می گردیم.تو معتقد بودی که ” دموکراسی شیعه، اولین گامهای بلندش را در حکومت مدینه و سپس در حکومت پنج ساله امیرمومنان نشان داد” تو همواره از فرهنگ ظلم ستیز شیعی دفاع می کردی و این در آثار تو ثبت و هیداست.اینها هیچ کدام جرم کمی نیست.
تو ای میثم باز تمار بازی ات گل کرد و پا رافراتر گذاشته و به طرح مقدمه ای در قرآن شناسی پرداختی و حتی در این مورد با قرآن شناس کبیر مرحوم آیت الله معرفت و استادمحمد رضا حکیمی تبادل نظر کردی.اینها خطرناک است!مگر ما در این مورد کم کاری کردیم که تو باید پیگیر این باشی؟مگر ما نمونه ی عملی تفسیر قرآن نیستیم؟!
تو حتی پایان نامه ات را موضوع ولایت فقیه، از نگاه جامعه شناسی معرفت قرار دادی!این هم جرم بزرگی است…نه؟!
بررسی دیدگاه ها و نظرات فقهای نامدار شیعه پس از غیبت کبرای امام زمان (عج) هم کار توست. آخر چرا جرم های تو این قدر بزرگ است؟! نظارت و ویرایش بر تاریخ اسلام و فقها و محدثین شیعه که بیش از ۵۰ جلد است هم که واویلا!
واما مقاله ی سکوت علی یا فریاد فاطمه؛در این باره چه بگویم؟می دانی این مقاله ی تو اشک چندین جوان شاید دور شده از اسلام را در آورد و آنان را به فکر فرو داشت؟!وای بر تو! آخر با وقایع پس از رحلت پیامبر(ص) و نقد صحابه ی دروغین و ماجرای ظالمانه ی غصب فدک چه کار داشتی؟ به تو چه که یک عده زورمدار میراث محمد را به یغما بردند؟!
پرونده ی تو سنگین تر از این حرف هاست. تو دوچهرگان خشونت طلب و جنایتکاران سنگ خلق به سینه زن را که در دهه ی ۶۰ از یک سو سینه ی مردم این سرزمین را نشانه رفته بودند و از سوی دیگر مغز عزیزان و اندیشمندان مورد اعتماد ملت را متلاشی می کردند،نقد کردی و آنان را یکی از مسببان رکود دموکراسی نامیدی.این هم جرم دیگر توست!مگر مرگ بر منافق گفتن های ما کافی نبود که تو با اندیشه به کارزارشان رفتی؟!مگر نمی دانی که اندیشیدن جرم بزرگی است؟!
جرم تو اندیشیدن و ثبت آن در بیش از ۲۰۰۰ صفحه است.جرم تو اندیشمند بودن است.جرم تو این است که اسلام شناسی و چون ما از روی هوی و هوس و یا تقلید کورکورانه اسلام را نپذیرفتی.جرم تو تفکر بی تعصب است و اینها برای اثبات تمار بودن تو کافی است ای میثم!
اما در آخر از بزرگترین جرم تو می گویم که اگر هیچ کدام نبود و این بود باز مجرم بودی و تمار!تو یاری از یاران بهشتی مظلومی.آری بهشتی! شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی. تو چندی ایست که به بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی پیوسته ای و از آن بدتر مسئولیت سایت این بنیاد را هم بر عهده گرفته ای. سایتی که قرار است با رویکرد جدید خود، بهشتی و اندیشه های ناب و هنوز هم تازه ی او را بدون سانسور و اعمال سلیقه به نسل جوان و جویای حقیقت و کمال این مرز و بوم آشنا کند تا بدانند که یک عده چگونه خون او را زیر پا نهادند تا پله ای باشد برای این که با سانسور و تفسیر به رأی اندیشه هایش با نام او کام خود بر آورند.تو ای میثم! در خطابی به پدرت در باره ی نشر افکار بهشتی گفتی:” پدر! شهید بهشتی، هویت و مغز متفکر این انقلاب است، اگر او زنده شود ارزش های انقلاب تثبیت می شود”.
قضاوت را به خودت می سپارم. آیا زنده کردن بهشتی جرم کوچکی است؟آیا تثبیت ارزش های انقلاب خطای بخشودنی است؟میثم!تو خود میدانی که این همه سال تلاش ما این بوده که بهشتی را بیش از زنده بودنش مهجور کنیم و همه ی توانمان این بوده که با عدم حمایت از ناشران و مروجان اندیشه ی بهشتی،همان گونه که نفاق حذف فیزیکی اش نمود،ما نیز افکارش را حذف کنیم؛اما فرزندان خلف او نگذاشتند.آنان با صبر و استقامت زینب گونه و سجاد منشانه ی خود، نگذاشتند که سخنان و اندیشه های او خاک بخورد و رو به فراموشی رود. آنان همچون پدر که افراد و نیروهای لایق،متخصص و متعهد را زیر پر و بال خود می گرفت و آنان را در راه هدف مقدس و آرمان والایش به کار می گرفت،امثال تو میثم را گرد خود جمع کرده و آنچه بهشتی و امثال او از حقیقت انقلاب و جمهوری اسلامی در نظرداشتند به مردم معرفی کردند.آیا رو کردن دست ما جرم کمی است؟
میثم! خود به ما بگو آیا می توان با این اندیشه ها که کلام بهشتی است مملکت و نظام و منافع خویش را حفظ کرد؟
“اسلام دین نشاط است”، “مسلمان بودن و مسلمان زیستن را به مردم تحمیل نکنید که اگر کنید آنها علیه این تحمیلتان طغیان خواهند کرد”،”مسئولیت از دست رفتن این جوانان به گردن ماست”، “آزادی بیان و اندیشه از اصول اسلام است”، “هر کس از راه آزادی بیان و اندیشه ذره ای منحرف شود، از صراط مستقیم اسلام خارج شده است”، “در جمهوری اسلامی همه باید آزاد بیندیشند”، “از کسانی که در صدد تحملی عقاید خود بر دیگرانند بیزارم”، “من همیشه طرفدار حفظ آزادی های فردی و اجتماعی هستم”، “مخالف را به لجن نکشید”، “بر هم زدن جلسات سخنرانی محکوم است”، “برخورد آراء و افکار نیازی به استفاده از چماق ندارد”، “اگر حزب جمهوری اسلامی از اصول منحرف شود با آن مخالفت می کنم”، “بالاترین انتظار مردم از این انقلاب، استقرار حق و عدل است”،” در اسلام حکومت در خط اشباع و ارضاء میل به قدرت حرام است”، ” حکومت و قدرتی که در جهت خدمت خالصانه به مردم نباشد مشروعیت ندارد”، “حکومتی که آهنگ تشنگی قدرت، جاه و جلال، کبریا و عظمت داشته باشد ، اسلامی نیست”، “دروغ تاکتیکی گفتن، تهمت زدن برای بیرون کردن رقیبان از میدان، شایعه سازی و دروغ پردازی جزء تاکتیکهای مسلمان علوی نیست”.
اگر بیش از این، چنین کلمات و جملاتی از بهشتی را بیاورم و خدای ناکرده این متن به دست مردم برسد می دانی چه می شود؟ پته ی ما به روی آب خواهد ریخت؛پس بیش از این نخواهم گفت و این ها را تنها برای بازگویی قسمتی از جرمهای بزرگ تو آوردم.
درست است که بهشتی ضد امپریالیسم و سلطه گری امریکا بود،درست است که بهشتی مخالف ظلم و جنایت اسرائیل بود، درست است که بهشتی در عین احترام و ادب، ناقد جدی اندیشه های التقاطی چپ و راست و ناسیونالیسم و لیبرالیسم و مارکسیسم و سکولاریسم بود،درست است که بهشتی ایدئولوگ و نظریه پرداز جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن بود،اما هرگز از آنها استفاده ی ابزاری ننمود و هرگز اندیشه اش را بر دیگران تحمیل نکرد و تنها با آگاهی بخشی و اندیشه و در آخر نیز با جان و خون خود از آرمانش دفاع کرد و نه چیز دیگر.این برای ما خطرناک است.آری به قول تو” اگر بهشتی زنده شود ارزش های انقلاب تثبیت می شود”و این دست ما را خواهد بست و امیالمان را به بند خواهد کشاند. می دانی اگر مردم از نظرات بهشتی به عنوان یکی از بنیانگزاران جمهوری اسلامی که ما نه توان رد افکارش را داریم و نه تاب تأیید آن را، باخبر شوند و آن را از ما مطالبه کنند چه خواهد شد؟ خلاصه ما نمی دانیم با این پدیده ی جاودان و همیشه تازه ی بهشتی که حقیقتا به تنهایی یک ملت است،چه کنیم!آن وقت تو ای میثم محمدی شده ای مروج افکار بهشتی و می خواهی زحمات چندین ساله ی ما را بر باد دهی؟نه!ما نخواهیم گذاشت.
پس ای میثم محمدی، ای مجرم بزرگ!ای کسی که نزدیک ۲ ماه است در بند ما بودی، بدان که میثم بودن و تمار بودن، جرمی نابخشودنی است. پس به ما حق بده که نیمه شب چهارشنبه بیستم بهمن ماه ۸۹ ناغافل به خانه ات بریزیم و دستگیرت کنیم و به تو اتهامات واهی بزنیم و از دروغ تاکتیکی استفاده کنیم که در قاموس ما هدف وسیله را توجیه می کند!
در حالی که در سوریه تظاهرات اعتراضی علیه حکومت بلامنازع چهار دهه ای خانواده اسد و ریاست جمهوری کنونی بشاراسد ادامه دارد، فدراسیون بین المللى حقوق بشر اعلام کرده است که طی یک ماه نا آرامى هاى سوریه ۱۲۳ نفر کشته شده اند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در سوریه تظاهرات اعتراضی علیه حکومت بلامنازع چهاردهه ای خانواده اسد و ریاست جمهوری کنونی بشاراسد ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، دولت پاریس امروز باردیگر خشونت هایی را، که همچنان قربانی می گیرد، محکوم کرد و خواستارانجام تحقیقات شفاف درمورد رویدادهای خونین روزهای اخیرگردید.
برنارد والرو سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه، امروز درمورد بحران داخلی سوریه گفت: ما روزگذشته در دیداری با خانم سفیرسوریه درپاریس، انتظارات خود، و اروپا، پیرامون چگونگی عملکرد دولت دمشق را بیان داشتیم.
برناروالرو افزود: دولت فرانسه امیدوار است نخست وزیرجدید سوریه سیاست های اصلاحی جدی ای را در کشوراعلام وبه اجرا بگذارد. به گفته وی: فرانسه همچنین امیدوار است، کلیه دستگیرشدگان روزهای اخیر در سوریه هرچه زودتر آزادی خود را بازیابند.
از سوی دیگر ریباه الاسد پسرعموی بشاراسد که درتبعید اسپانیا به سرمی برد، درگفت و گوئی با یک رادیوی اسپانیائی، درمورد بروزیک جنگ داخلی درسوریه به عموزاده خود، بشاراسد، هشدارداد.
ریبا الاسد، فرزند رفعت اسد برادر حافظ اسد است که در دهه هشتاد میلادی به علت رقابت دو برادر بر سر حیطه قدرت سیاسی، در سوریه، از کار برکنار و مجبور به زندگی در تبعید گردید.
ازسوی دیگر، یک گزارش ازداخل سوریه نشان می دهد که با ادامه چندین هفته بحران داخلی، وبروز اختلال در زندگی عادی دراین کشور، نشانه های رکود دراقتصاد سوریه خودرا نشان می دهد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، اختلال درخرید و فروش ارز، سقوط معاملات دربورس دمشق، عدم اشتیاق سرمایه گزاران به سرمایه گزاری، کاهش مصرف عمومی و بالاخره صعود میزان خطرپذیری سرمایه گزاری در سوریه، از سوی محافل مالی و بانکی بین المللی، ازجمله پیامدهائی است که دراوضاع کنونی سوریه قابل رویت است.
بنا بر اعلامیه اى که فدراسیون بین المللى حقوق بشر منتشر کرده است در مدتى نزدیک به یک ماه طى نا آرامى هاى سوریه ۱۲۳ نفر کشته شده اند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در این اعلامیه اسامى کشته شدگان منتشر شده است، اما فعالان حقوق بشر در سوریه این تعداد را بیش از ۱۳۰ نفر مى دانند.
گفتنی است بیشتر این افراد در دو شهر درعا و لاذقیه توسط نیروهای امنیتی سوریه کشته شده اند.
مهدی عربشاهی، دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، در یادداشتی که در وبسایتهای نزدیک به جنبش دانشجویی منتشر شد، به تمجید از شخصیت و عملکرد بهاره هدایت پرداخته و نوشته است:
از همان ابتدا که سنگ بنای دانشگاه به عنوان نهادی مدرن در ایران پایه ریزی شد، دانشگاه میعادگاه جوانان آرمان خواهی بود که در کنار کارکرد اصلی آن یعنی آموزش و پژوهش نیم نگاهی هم به کنش های سیاسی و اجتماعی داشتند. دانشجویان که از میان آگاه ترین جوانان زمان خود برگزیده شده بودند سودای اصلاح ساختارهای سیاسی و فرهنگ اجتماعی را داشتند. آنها می خواستند جنبشی باشند که نظم و مناسبات ناعادلانه را در هر عرصه ای می شکند و نظم نوینی بر مبنای آزادی، عدالت، استقلال و تجدد را بر می سازد.
اینگونه دانشگاه محل حضور کنشگرانی شد که گاه دلباخته ایدئولوژی های چپ و مارکسیستی می شدند، زمانی آرمان های خود را در پیروی از دکتر محمد مصدق دنبال می کردند و گاه نگرش های جدیدی از اسلام را شاه کلید همه مشکلات ایران می یافتند. برخی در پی اصلاح می رفتند و جمعی در مسیر انقلاب. خوابگاههای دانشجویی مهمترین منبع تغذیه جریانات سیاسی می شد و هر گروهی که پایگاهی قوی تر در دانشگاه داشت خشنود بود که خون تازه و جوان در رگهای تشکیلاتش جاری می شود و آنها که از دانشگاه دور می ماندند گاهی به خانه سالمندان شبیه تر می شدند تا احزاب سیاسی.
در این سالها دانشگاه، مادری بود که چهره های بسیاری را در دامان خود پرورش داد. چهره هایی که برخی همچون شهابی در آسمان تاریک ایران اندک زمانی خوش درخشیدند و زود خاموش شدند و فراموش. برخی در جوانی جان بر سر آرمانهای خود گذاشتند. یا با رویای انقلاب چریکی در میان مبارزات مسلحانه جان دادند یا بر سر آرمان در زندان استواری کردند و سر باختند و یا گروهی که از میان کلاس های درس و دانشگاه لباس رزم پوشیدند و در دفاع از استقلال میهن در میانه میدان جنگ جان باختند.
اما برخی بیشتر ماندند و این گروه هم دو دسته شدند. گروهی وفادار به آرمان خواهی نخستین اگرچه تجربه اندوختند و در کشاکش درد زمانه، خامی جوانی را پخته کردند اما محرک فعالیت های سیاسی و اجتماعی آنها همان دل دریایی بود که بود. گرچه گروهی راه دیگر برگزیدند و آرمانها را اگرچه نه به زبان بلکه به عمل فرو نهادند و در مسیر قدرت و ثروت طی طریق کردند.
در هر حال از هر دوره تاریخی جنبش دانشجویی که به سبب کوتاهی عمر دوران دانشجویی در کوتاه زمانی نسل عوض می کند، برخی نامها ماندگارتر شدند. نخستین و ماندگارترین آنها سه آذر اهورایی بودند: شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا که گویی خون سرخ آنان اوجی برای نخستین نسل جنبش دانشجویی ایران رقم زد تا سرآغازی باشد برای مسیر دشوار و پرهزینه آزادی خواهی و عدالت طلبی دانشجویان.
اما نسل اخیر جنبش دانشجویی که شاید امروز در آغاز دهه نود بتوان این نسل را نسل دهه هشتاد نامید نیز چهره های خود را داشته است. چهره هایی که برخی به سبب قرار گرفتن در لحظه ای تاریخی، برخی به دلیل توان سازماندهی بالا، گروهی با توان فکری بیشتر و عده ای به سبب توانایی جریان سازی رسانه ای ماندگار شدند.
نسلی که چند نفری از آن به سبب فعالیت های دانشجویی خود سال ۹۰ را در قامت زندانی آغاز کردند. ضیا نبوی و آرامش همیشگی چهره اش که گویی کینه و نفرت را به آن راهی نیست، میلاد اسدی و دغدغه های فرهنگی و حقوق بشریش، مجید توکلی و شجاعتش که زبانزد خاص و عام است، مجید دری و معرفتش که همیشه پیشقدم تحمل سخت ترین کارها بود، مهدیه گلرو و حضور همیشگی اش در صحنه دفاع از دانشجویان، از قدیمی ترها عبدالله مومنی، علی جمالی، حسن اسدی زیدآبادی، علی ملیحی و … که هر یک از چهره های ماندگار این نسل هستند.
در این میان اما بهاره هدایت را بنا به دلایلی چهره ممتاز و متمایز این نسل جنبش دانشجویی می دانم. در این نوشته بنا ندارم تا از بهاره و فعالیت هایش چهره ای بی عیب و نقص و اسطوره ای ارائه دهم؛ چه آنکه به عنوان کسی که هر دو دوره عضویت بهاره در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در کنار او بوده ام، گاهی صریح ترین نقدها و اشکالات را به دیدگاهها و روش های فعالیت هم داشته ایم. گرچه هیچ گاه غباری بر دوستی ما ننشست و همیشه بر سر بزنگاههای استراتژیک دوباره به هم رسیدیم و هم داستان شدیم. یک بار با هم از در آهنین اوین گذشتیم و بازداشتی یک ماهه را آغاز کردیم و بار دیگر در ماشین پلیس امنیت در کنار هم سال پرحادثه ۸۸ را با بازداشتی چند روزه شروع کردیم.
اما آنچه که سبب شد تا بهاره را چهره ماندگار این نسل فعالان دانشجویی بدانم ویژگی ها و دلایلی است که در زیر به اختصار به آنها اشاره می کنم.
۱- پلی میان دو جنبش: بهاره در دل جنبش دانشجویی و ساختار به غایت مردانه دفتر تحکیم وحدت نماینده نسل جدیدی از دختران دانشجو بود. دخترانی که می خواستند شانه به شانه پسران برای آرمانهایشان تلاش کنند. روزهایی که بهاره در دفتر تحکیم فعال بود مقارن با اوج شکوفایی جنبش زنان بود. جنبشی که از پی سکوتی سنگین دوباره سر بلند کرده بود تا خود را در قالب حرکت هایی چون کمپین یک میلیون امضا دوباره بازیابد. بهاره آن روزها موسس کمیسیون زنان تحکیم بود. کمیسیونی که فصل مشترک جنبش زنان و جنبش دانشجویی شد. موفقیت بهاره در این امر سبب اعتماد دوستانش در انجمن های اسلامی به او شد تا پس از بیش از ۱۰ سال دوباره دختری به عضویت شورای مرکزی این تشکل محوری جنبش دانشجویی برگزیده شود. انتخابی که این روزها دوست و دشمن به درستی آن معترفند.
۲- شجاعت مثال زدنی: بدون کمترین اغراقی بهاره در ساختار رادیکال مجموعه ای جوان و دانشجویی، شجاع ترین چهره بود. اگر پای صحبت های دوستان و همراهان دوران فعالیت دانشجویی بهاره بنشینید داستان های زیادی از این موضوع برای شما خواهند داشت که در این مجال نمی گنجد.
۳- صداقت و پافشاری بر آرمان ها: بهاره روح تشکیلات دفتر تحکیم بود. گویی که او وجدان بیداری بود که هر گام و حرکت ما را باید با ملاک و معیار آرمان های اساسی جنبش دانشجویی اندازه می گرفت تا کوچکترین انحرافی را بی مصلحت اندیشی های رایج فریاد بزند. این نقشی بود که در کار تیمی ما کسی بهتر از بهار از عهده آن بر نمی آمد. آرمان خواهی جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت او بود.
۴- استواری در دوران سخت زندان: حکم سنگین و بی سابقه بهاره اگرچه دوران سختی را برای وی رقم زد، اما بازتاب دیدگاهی بود که راهی جز زندان برای خاموش کردن او نیافته بود. بهاره یکی از سنگین ترین احکام صادره در وقایع پس از انتخابات را به دلیل فعالیت در محیط دانشگاه دریافت کرد. او به سبب حضور در تجمعات دانشجویی، مصاحبه و بیانیه به نه سال و نیم زندان محکوم شد و حتی در دوره محکومیت نیز برای او پرونده های جدیدی باز شد. از همه سخت تر اینکه حق قانونی او و خانواده اش برای ملاقات هفتگی نیز برای مدت درازی از آنها دریغ شده است.
بهاره نوروز امسال سومین نوروزی را تجربه کرد که به جای بودن در کنار خانواده و همسرش در بازداشت به سر می برد. بهاره امسال جشن تولد سی سالگی و سومین سالگرد ازدواج خود را در حالی جشن می گیرد که از دیدن همسر، مادر و پدر خود محروم است. شاید کمتر کسانی بوده اند که در عرصه سیاست در سن ۳۰ سالگی به اعتبار و محبوبیت دست پیدا کنند و بهاره امروز یکی از آنها است. به گمان من بهاره در میان کنشگران سیاسی و اجتماعی ایران نامی ماندگار خواهد شد و از آن گروهی خواهد بود که بر سر آرمانهای خود استوار می مانند.
باز کن پنجره را!
بهار میآید؛
با بوی بنفشه و شمیم شقایق، عطر گل یاس و رایحة روح و ریحان و تنفس پاک انسان!
بهار میآید؛
با عطر بکر گلهای وحشی، با بوی وحشیبوتههای کوهی
با حس غریب، دورترین درههای مخمل پوش!
بهار میآید؛
با گلدانهای شب بو، با کوچههای مست یاس با دشتهای خمار نرگس، با کوچه باغهای روشن شکوفه و خیابانهای خلوت وگرم عشق!
او میآید و نوروز را میآورد، با عطر عیدی بر سر سفرههای هفت سین، با دعای آمین، با تخم مرغهای رنگین و با بازدید آن و این!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر