۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه

Latest New from Green Correspondents for 04/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

با اين گفته، احمدی نژاد توپ را به زمين قوه قضائيه انداخت. حالا بايد ديد آيا شورای نگهبان و دانه درشتان دولتی، کماکان در صدد مخفی نگهداشتن اسامی مفسدين اقتصادی خواهند بود و يا مجوز منتشر شدن اسامی ۲۵۰ نفره ای که رئيس دولت، به قوه قضائيه فرستاده است، سرانجام صادر خواهد شد.
خبرنگاران سبز/سیاست/از دیگر رسانه ها:
مناظره های انتخاباتی در رسانه به ظاهر ملي احمدی نژاد تمامی دولت های پیش از خودش را متهم به کم کاری و فساد مالی می کند.مهدی کروبی، ناطق نوری و خانواده هاشمی رفسنجانی هر کدام به نوعی متهم به فساد مالی می شوند. او با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی آمده است. مردم منتظر هستند تا رئيس جمهور، به قول خود جامعه عمل بپوشاند و اسامی دانه درشتان را پس از 6 سال به مردم معرفی کند. اصولگرايان نيز از وی ميخواهند تا معاون اول خود رحيمی را به دليل فساد مالی و رانت خواری اخراج و قوه قضائيه او را به پای ميز محاکمه بکشاند. اما گویی تمامی اين گفته های برای فریب عوام بوده است چرا که رئيس دولت گفته است قولی نداده ام که اسامی مفسدين افتصادی را منتشر کنم.

به گزارش خبرآنلاين، محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسيد چرا اسامی مفسدين دانه درشت را معرفی نکرديد ضمن اينکه گفت«متشکرم که شما بارها از جانب من قول داديد که من ليست را منتشر می کنم» من اواخر سال گذشته نامه ای به رييس قوه قضايه نوشتم و اسامی حدود ۲۵۰ نفر را معرفی کرديم و درخواست رسيدگی کرديم. البته برخی از آن ها دارای پرونده بود و دولت شکايت کرده بود ولی ما خواستيم تصريح شود.

با اين گفته، احمدی نژاد توپ را به زمين قوه قضائيه انداخت. حالا بايد ديد آيا شورای نگهبان و دانه درشتان دولتی، کماکان در صدد مخفی نگهداشتن اسامی مفسدين اقتصادی خواهند بود و يا مجوز منتشر شدن اسامی ۲۵۰ نفره ای که رئيس دولت، به قوه قضائيه فرستاده است، سرانجام صادر خواهد شد.


 
 

گفته شده است تغيير رويه محمدزاده در تعامل با رسانه های اصولگرا و چرخش او به سمت رسانه های وابسته به هاشمی از جمله دلايل عدم حضور رسانه های اصولگرايان بوده است.اين اتفاق در حالی رخ می دهد که رهبر نظام اسلامی در سخنرانی نوروزی خود از اصولگرايان و حاميانش خواسته بود تا اختلافات خود و اسرار نظام را به رسانه ها نکشانند.
خبرنگاران سبز/سياست/از ديگر رسانه ها:
روز به روز اختلاف بين دولت کودتا با سپاه پاسداران واصولگرايان و رسانه های طرفدار نظام و مجلس بهتر خود را نشان می دهد. اين اختلاف حتی به بدنه دولت يعنی وزرا نيز سرايت کرده است. دولتی که ادعا میکند با 63 درصد آرا آحاد مردم به آن رای داده اند، اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که حتی اصولگرایان نیز در نقد مدیریت و گفتار عجیب او و دیگر وزرایش، با یکدیگر مسابقه گذاشته اند .

این اختلاف را می توان در رفتار اصولگرایان و حامیان دیروز رئیس دولت مشاهده کرد. بطور مثال: محمدزاده،معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد روز پنجشنبه در باغ زيبا وابسته به وزارت ارشاد، نشست هم‌انديشی مديران مسئول مطبوعات و خبرگزاری‌ها را با عنوان «راهبرد رسانه‌ای، جهاد اقتصادی» برگزار کرد که در اقدامی هماهنگ،مديران مسئول رسانه های طيف های مختلف اصولگرايان با عدم حضور خود، اين نشست را تحريم کردند.

از جمله رسانه هايی که  نشست امروز را تحريم کردند  : کيهان،خبرگزاری فارس،رسالت،وطن امروز،جوان،جام جم،بامداد و ... بودند که  نه تنها حضور نداشتند بلکه هيچ نماينده ای هم برای حضور در اين نشست معرفی نکرده بودند و تنها روزنامه ايران که از بعد از انتخابات زير نظر دولت اداره می شود و خبگزاری جمهوری اسلامی حضور بافته بودند.

بنا بر اين گزارش خبرنگاران و مديران رسانه ها اصلاح طلبان و رسانه های وابسته به هاشمی رفسنجانی در اين هم انديشی حضور فعال داشتند.

گفته شده است تغيير رويه محمدزاده در تعامل با رسانه های اصولگرا و چرخش او به سمت رسانه های وابسته به هاشمی از جمله دلايل عدم حضور رسانه های اصولگرايان بوده است.اين اتفاق در حالی رخ می دهد که رهبر نظام اسلامی در سخنرانی نوروزی خود از اصولگرايان و حاميانش خواسته بود تا اختلافات خود و اسرار نظام را به رسانه ها نکشانند.


 
 

یکشنبه روز روزه گرفتن است. روز نخوردن و نیاشامیدن به نیت آزادی. آزادی تمام اسرای دربندی که زنجیر و زندان را به بند کشیده اند.
خبرنگاران سبز/جامعه/:
برای همراهی با رهبران جنبش سبز و ديگر زندانيان سياسی ميتوان تظاهرات کرد، ميتوان اعتصاب کرد، می توان بر پشت بام رفت و بزرگی خدا را فریاد زد و ميتوان در اعتراض به بازداشت اشان، روزه گرفت. روزه ای در سکوت. سکوتی که، رساتر از همه فريادهاست. ميتوان سفره پهن کرد و ديگران را نيز همراه کرد. با همه مادران داغداری که عزیزانشان را در راه سبز آزادی اين سرزمين بزرگوارانه فدا کرده اند. می توان به بهانه فخرالسادات محتشمی پور، ياد و خاطره شهدای جنبش سبز و تمامی  همراهان جنبش سبز که اکنون در بین ما نیستند را زنده کرد و جاويد داشت.

جبهه مشارکت ايران اسلامی نيز در اعتراض به تداوم رفتارهای غير شرعی و غير انسانی مسئولان امنيتی و قضايی با زندانيان سياسی بخصوص فخرالسادات محتشمی پور که به همراه همسر بزرگوار خود سيد مصطفی تاج زاده توامان اسير دست کودتا گران شده اند، از همه همراهان سبز و آزاديخواهان کشور و مردم حق طلب خواسته است روز يکشنبه آينده، ۲۱/۱/۱۳۹۰، با همراهی با زندانيان سياسی ،روزه سياسی به جا بياوردند و ندای مظلوميت همه اسيران سبز به ويژه همه زنان سرافراز در بند و بالاخص خانم محتشمی پور را فرياد کنند.

خبرنگاران سبز نيز در همراهی با اين طرح آمادگی خود را برای انعکاس دادن سفره های پر برکت افطار روزه داران سبز، اعلام می دارد.

 
 

صميمانه صبر و استقامت شما را در مقابل سختی های موجود می ستاييم و بر خود می باليم که در انتخاب خود اشتباه نکرده ايم.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع/از دیگر رسانه ها:
جمعی از وبلاگ نويسان ايرانی که پس از کودتای انتخاباتی با بسته شدن روزنامه های اصلاح طلب و پلمپ شدن دفتر قلم سبز و کلمه سبز نقش خطیر اطلاع رسانی را بر عهده گرفتند، با انتشار يک پيام واحد به صورت مشترک در وبلاگهای خود درگذشت پدر ميرحسين موسوی را به وی تسليت گفتند.

به گزارش ندای سبز آزادی نويسندگان اين پيام تسليت در توضيح اقدام مشترک خود نوشته اند: " منتشر کنندگان اين متن شايد به لحاظ سطح تفکر بسيار با هم متفاوت باشند و اين تفاوت در متن وبلاگهايشان به صورت آشکار ديده شود اما اين نشاندهنده ی تکثر موجود در جنبش سبز است. همچنين يادآور می شويم که جنبش سبز عليرغم اينکه شامل طيف گسترده ای از مردم ايران با تفکرات سياسی گوناگون می شود اما برخلاف تبليغات رسانه های حکومتی همگی در يک هدف متحد هستند و آن هم برچيدن ديکتاتوری از داخل مرزهای ايران ميباشد. "

در بخش ديگری از بيانيه نويسندگان اين پيام آمده است: " اين متن تنها مختص به وبلاگ ما و ديگر وبلاگ هايی که به طور همزمان اين متن را منتشر ساخته اند نمی باشد و هروبلاگنويس عزيزی که تمايل دارد تا خود را در انتشار اين متن تسليت سهيم دارد می تواند اين متن را بر روی خروجی وبلاگ خود قرار دهد. ما وبلاگنويسان امکانات چندانی نداشته و نيازمند ياری يکديگريم.

وبلاگ نويسانی که خواستار انتشار اين پيام در وبلاگشان هستند می توانند متن زير را عيناً در وبلاگشان منتشر نمايند:

به نام خدا

انا لله و انا اليه راجعون

ما همه از خداييم و به او باز ميگرديم، با درود بر مهندس ميرحسين موسوی رييس جمهور منتخب ملت ايران در انتخابات سال ۱۳۸۸ که برای احقاق حقوق مردم تسليم مستبدين نشد و به زير پرچم خود فروختگان نرفت و اکنون در بند استبداد و دژخيمان به ظاهر ايرانيانی به سر ميبرد که هيچگونه ارزشی برای ايرانيان قايل نيستند و همچنين با درود فراوان به خانواده ی موسوی که در راه مبارزه برای آزادی مردم ايران از گزندهای گوناگون بی نصيب نمانده اند. ما وبلاگ نويسان سبز که با امکانات حداقلی خودمان و به درجات گوناگون در پی بيانيه ی شما مبنی بر گسترش آگاهی شروع به فعاليت و خبر رسانی و گهگاهی تحليل و رايزنی در مورد مسايل خبری پرداخته ايم و همچنين در اين راه برخی از ما از گزند نيروهای خود فروخته ی حکومتی هم بی نسيب نبوده ايم، درگذشت پدر گراميتان مرحوم سيد ميراسماعيل موسوی را به شما و خانواده محترمتان تسليت عرض مينماييم و از خداوند منان برای آن مرحوم طلب آمرزش و برای شما طول عمر با عزت روز افزون را طلب می کنيم.

ميرحسين عزيز!

همه می دانيم که استبداد پايدار نخواهد بود و ما همگی تا روزی که ايران و ايرانی طعم آزادی را بچشد و خود را از بند خود فروختگان و دورويان رها ببيند پشتيبان شما هستيم و بدانيد که رسالت ما هيچ چيزی بجز رسيدن به نقطه ی سرافرازی ايران و ايرانی نيست و همينجا اعلام می کنيم که با تمام وجود به کار خود ادامه خواهيم داد و همچنين صميمانه صبر و استقامت شما را در مقابل سختی های موجود می ستاييم و بر خود می باليم که در انتخاب خود اشتباه نکرده ايم.

جمعی از وبلاگ نويسان سبز

 
 

حاکمانی که خفيف ترين نجواهای آزادی برنتافته و آن را به حصر، بند و سياه چال هايی می کشند که تاريخ نشان داده در روزهای نه چندان دور تنها مامن لايق خودشان خواهد شد.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
جمعی از روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل در پيامی خطاب به مير حسين موسوی در گذشت مير اسماعيل موسوی را به او تسليت گفتند.

متن کامل اين پيام که در اختيار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذيل است:

انا لله و انا اليه ارجعون

جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی

نخست وزير محبوب امام راحل(ره)

ضايعه ارتحال جانسوز مردی فداکار، خستگی ناپذير، خادم الشهداء، جناب "ميراسماعيل موسوی" موجب تاثر و تالم روحی همه کسانی شد که با اين شخصيت بزرگ آشنا بودند؛ پدری متواضع و ساده زيست که دری خدوم و برومند چون ميرحسين موسوی را به ملت ايران پيشکش کرد تا در دو دوره مهم تاريخی ايرن زمين، روزهای سخت جنگ هشت ساله و بيست سال پس از آن يعنی روزگاران سخت اما سبز استقامت، اميد ايرانيان و ياور آنان باشد.

پدری که پس از حصر فرزندی که ديگر متعلق به ملت بود، نتوانست اندوه پنهان کند و روزهای سبز اسيری پسر تحمل. ليکن به دياری شتافت تا از اين دنيای دنی که زور، تزوير، ريا و دين فروشی سرلوحه حاکمان شده رهايی يابد. حاکمانی که خفيف ترين نجواهای آزادی برنتافته و آن را به حصر، بند و سياه چال هايی می کشند که تاريخ نشان داده در روزهای نه چندان دور تنها مامن لايق خودشان خواهد شد.

فقدان آن پير انقلابی را حضور حضرتعالی، خانواده فداکار و جليل القدرتان که هنوز در اندوه پرکشيدن شهيد سيدعلی موسوی قرار داريد تسليت عرض می نماييم و از خداوند متعال برای شما و همسر فداکارتان صبر و آزادی آرزومنديم.

جمعی از روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل

 
 

سيزده تن از وزرای دولت اصلاحات با نگارش پيامی درگذشت ميراسماعيل موسوی پدر بزرگوار آخرين نخست وزير کشور را به وی و خاندان موسوی تسليت گفتند.
خبرنگاران سبز/سياست/بيانيه ها و مواضع:
به گزارش امروز، سيزده تن از وزرای دولت اصلاحات با نگارش پيامی درگذشت ميراسماعيل موسوی پدر بزگوار آخرين نخست وزير کشور را به وی و خاندان موسوی تسليت گفتند.متن پيام تسليت بشرح زير است :

انا لله و انا اليه راجعون

برادر بزرگوار جناب اقای مهندس ميرحسين موسوی

درگذشت والد ماجد مرحوم حاج سيد اسماعيل موسوی که عمری را در عشق به پيامبر و اهل بيت مکرم ايشان سپری نمود، خدمت جنابعالی و خاندان معزز موسوی که خدمات شايسته ای به اسلام و انقلاب و ميهن اسلامی مان کردند و افتخار تقديم چندين شهيد در راه اسلام ، انقلاب و ميهن را در کارنامه خود دارند، تسليت می گوييم.
از درگاه احديت برای آن مرحوم مغفور رحمت واسعه و برای جنابعالی و بستگان صبر و اجر مسالت می کنيم .

عبدالواحد موسوی لاری، بيژن زنگنه،اسحاق جهانگيری،حبيب الله بيطرف،سيد صفدر حسينی،محمود حجتی،سيد احمد معتمدی،پزشکيان، ناصرخالقی،احمد خرم،معصومه ابتکار،علی صوفی،محمد ستاری فر

هفده فروردين

 
 

«لبنان و شماری از کشورهای منطقه خليج فارس، و احتمالاً کشورهايی خارج از اين منطقه متحمل دخالت‌های وقيحانه ايران در مسائل داخلی جهان عرب هستند.»
خبرنگاران سبز/ایران در جهان/از دیگر رسانه ها:
در حاليکه در تازه ترين بيانيه شورای همکاری خليج فارس از ايران با لحن نه چندان دوستانه ای خواسته شده است که در امور داخلی اعراب دخالت و ايجاد تفرقه ميان کشورهای جهان عرب نکند، سعد حريری، نخست‌وزير لبنان که دولتش با نداشتن رأی اعتماد از کار ساقط شده، با انتقاد شديد از سياست‌های خارجی جمهوری اسلامی در منطقه، ايران را به «دخالت وقيحانه» در امور کشورهای عربی متهم کرد.

به گزارش خبرگزاری آسوشيتد پرس، سعد حريری گفته است: «ايران در امور لبنان، بحرين و کويت دخالت می‌کند اما اين دخالت‌ها ديگر به هيچ وجه قابل قبول نيست.»

وی که روز پنجشنبه در مراسم گشايش نشست اقتصادی عربستان سعودی و لبنان سخن می‌گفت، افزود که «لبنان و شماری از کشورهای منطقه خليج فارس، و احتمالاً کشورهايی خارج از اين منطقه متحمل دخالت‌های وقيحانه ايران در مسائل داخلی جهان عرب هستند.»

سعد حريری که در حال حاضر رياست دولت موقت و انتقالی در لبنان تا زمان تشکيل دولت جديد را به عهده دارد، هشدار داده که «لبنان تحت قيموميت و سرپرستی ايران نخواهد رفت.»
 

 
 

طی اين مدت مسعود لواسانی به دليل وضعيت بد بهداشتی و عدم رسيدگی مسئولان زندان به بيماری وی، در زندان به بيماری پوستی مبتلا شده است
خبرنگاران سبز/حقوق بشر/اخبار زندانیان سیاسی:
به گزارش جرس، مسعود لواسانی روزنامه نگار و فعال مطبوعاتی که پس از کودتای انتخاباتی در سال ۸۸ توسط سپاه دستگير و در دادگاه تجديد نظر به شش سال و نيم زندان و محروميت مادام العمر از حرفه روزنامه نگاری محکوم شده است، از آذر ٨٩ که برای دومين بار به زندان فراخوانده شد، تا کنون اجازه مرخصی حتی برای چند ساعت نيز نداشته است.

طی اين مدت مسعود لواسانی به دليل وضعيت بد بهداشتی و عدم رسيدگی مسئولان زندان به بيماری وی، در زندان به بيماری پوستی مبتلا شده است.همچنين فرزند خردسال اين روزنامه نگار در بند که شديدا به پدر خود وابستگی دارد، به بيماری اوتيسم ( اوتيسم نوعی اختلال و معلوليت رشدی است) مبتلا شده است که بلاجبار خانواده لواسانی از پشت شيشه های قطور ملاقات های کابينی زندان اوين هفته ای يک بار او را می بيند.

بر اساس اين گزارش، تلاش های مستمر خانواده اين روزنامه نگار برای مرخصی مجدد وی نتيجه ای نداشته و نه تنها برای دومين سال ايام نوروز را در زندان و به دور از خانواده سپری کرد، بلکه ملاقات های حضوری ويژه ايام عيد که روز اول فروردين داده می شود نيز، برای دومين سال از او و خانواده اش دريغ شد.


 
 

آيا ناظری بر اجرای صحيح قانون در سلول‌ها وجود دارد؟ به راستی پس نگهداری تقی در سلول به چه منظوری است؟ می‌گويند برای تحقيقات مقدماتی است. اما چه تحقيقی که اصلاً سراغ سوژه نمی‌روند و هرکس پی هر کاری جز تحقيق مقدماتی است. آيا نگهداری زندانی در چنين شرايطی منطبق با قانون است؟
خبرنگاران سبز/حقوق بشر/اخبار زندانیان سیاسی:
تقی رحمانی روزنامه‌نگار، نويسنده و فعال سياسی و عضو شورای فعالان ملی مذهبی تقریبا نصف عمرش را در زندان های جمهوری اسلامی به سر برده است. وی که در زمان انتخابات از مهدی کروبی حمايت می کرد به همراه هدی صابر و رضا عليجانی ديگر اعضای فعال ملی مذهبی برای چند روز دستگير شده بود. یک سال بعد یعنی در بهمن ۱۳۸۹ مجددا توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد که هم اکنون بدون هیچ توضیحی به انفرادی انتقال داده شده است.

نرگس محمدی همسر تقی رحمانی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که در سال ۲۰۰۹ برنده جايزه بين المللی بنياد الکساندر لانگر شده است، طی نامه ایکه در اختيار رسانه ها قرار گرفته است، از قانون‌گريزی و بی‌توجهی به قانون و اخلاق توسط برخی مسئولان، قطع تماس و ملاقات با خانواده، عدم دسترسی همسرش به وکيل و نگهدای بدون دليل تقی رحمانی در سلول انفرادی به اميد پاسخی قانونی و انسانی به صادق لاريجانی نفر اول قوه قضاييه، توضیحاتی داده است

متن کامل اين نامه به شرح زير است:

به نام خدايی که رحمت او وسيع و دائم است بر همه بندگان

حضرت آيت الله صادق لاريجانی

رياست محترم قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی

دادستان محترم

با سلام و احترام و تبريک سال نو

اينجانب همسر تقی رحمانی اين نامه را پس از گذشت قريب به دو ماه از بازداشت وی خدمت شما بزرگواران می‌نويسم. تقی رحمانی در تاريخ ۲۰/۱۱/۸۹  در ساعت ۲۳، شبانه و بدون حکم قضايی بازداشت شد. آنچه موجب شد اين نامه را به عنوان يک شهروند ايرانی خدمت رياست محترم قوه قضاييه  و دادستان محترم بنويسم، مشاهده نقض مکرر قانون در مورد حقوق اينجانب، همسرم و فرزندانم می‌باشد. لطمات اين قانون‌گريزی، تحميل خسارت به جان و مال و روح و روان من و خانواده‌ام بوده است که گوشه‌ای از رفتار غيرقانونی راخدمتتان عرض می‌نمايم. اين دادخواهی به اميد پاسخی قانونی و انسانی تقديم می‌گردد.

۱-  قطع تماس و ملاقات با خانواده. بيش از يک ماه است که جز تماس تلفنی در تاريخ ۹/۱/۹۰ هيچ گونه تماسی با خانواده نداشته است. علی‌رغم مراجعات مکرر طی اين مدت ملاقاتی نيز نداشته‌ايم.

۲-  عدم دسترسی به وکيل. وکيل همسرم بارها به دادسرا مراجعه نموده‌اند اما حتی از تشکيل پرونده برای موکل خود بی‌اطلاعند.

۳-  در آخرين تماس تلفنی تقی رحمانی نسبت به عدم ابلاغ بازداشت موقت به متهم در زندان اعتراض داشتند. اين در حالی است که وی قريب به دو ماه است که بازداشت شده است. حال آنکه مطابق قانون می‌بايست ظرف ۲۴ ساعت نسبت به صدور قرار مناسب و ابلاغ به متهم اقدام گردد.

۴- همچنين در تماس تلفنی وی در تاريخ ۹/۱/۹۰ مطلع شدم که همسرم اجازه برخورداری از هواخوری را نداشته‌اند و از زمان بازداشت در سلول نگهداری شده‌اند و حال آنکه مطابق قانون می‌بايست هر زندانی در ۲۴ ساعت حداقل يک بار از هوای آزاد بهره‌مند گردد.

۵- بازداشت همسرم بدون ارائه هيچ گونه حکم قانونی و با شکستن در منزل و درهای ورودی انجام شده و تفتيش منزل و ثبت و ضبط اموال شخصی من و ايشان بدون ارائه حکم تفتيش منزل و مجوز قانونی بوده است. لازم به ذکر است که بازداشت اينجانب در تاريخ ۲۰/۲/۸۹ نيز کاملا غيرقانونی و بدون حکم قضايی بود و حال آنکه مطابق قانون (ماده ۲۴ قانون آيين دادرسی کيفری) ورود به منزل بايد با حکم مخصوص مقام قضايی باشد.

۶- تقی رحمانی پس از بازداشت در سلول انفرادی بوده و اکنون با فردی ديگر در سلول هستند. در حالی که مطابق قانون سلول انفرادی امری غيرقانونی است. و طبق رأی وحدت رويه (شماره ۴۳۵ مورخ ۲۸/۱۰/۸۲) هیأت عمومی ديوان عدالت اداری نگهداری متهمان يا محکومان در سلول انفرادی خلاف قانون اساسی و اعمال مجازات مضاعف تلقی شده است.

مقامات محترم مسئول

اکنون قريب به دو ماه از بازداشت همسرم می‌گذرد. او نويسنده و روزنامه‌نگار است و اتهام او، قلم و زبان او است. سوالی از شما بزرگواران دارم. با کدام مرام و مکتبی می‌توان توجيه کرد که انسانی را شبانه و بدون حکم قانونی و پس از شکستن در حريم خصوصی و منزل او و در مقابل چشمان دو کودک ۴ ساله بازداشت کنند. در حالی که می‌دانند در منزلی که به آن هجوم غيرقانونی می‌برند، زنی بيمار و تحت معالجه و مداوا حضور داد که ماه‌ها پيش در سلول‌های زندان، بيمار شده است و چنين وقايعی موچب تشديد بيماری وی می‌شود. در حالی که مأمور محترم چشم در چشم زن هموطن خود با طعنه می‌گويد می‌دانيم تو غش می‌کنی ولی باز خوب می‌شوی. با کدام منطق می‌توان توجيه کرد که در مقابل چشمان دو کودک بی‌گناه و بی‌پناه که شاهد بردن مادر خود در خردادماه بوده‌اند و تنش‌های روانی و اضطراب ناشی از آن را هنوز با خود دارند، مجددا در بهمن ماه با الفاظی نامناسب و تکان‌دهنده با پدرشان سرسختانه برخورد می‌شود و اسباب منزل را به هم می‌ريزند و با خود می‌برند و دنيای شاد و پرمهر کودکانه‌شان را به خشونت می‌کشند و بيش از پيش آزرده می‌کنند. اکنون (علی و کيانا) فرزندانم در حسرت ديدار پدر و يا شنيدن صدای او بی‌تاب و بی‌قرارند. آيا حداقل نمی‌شود بازداشت‌ها مطابق قانون و مقررات با احضاريه قانونی و در دادسراها انجام شود؟ به راستی آيا قصد بازداشت فردی تروريست و مسلح را داشتند که چنين شيوه خشونت‌باری را اعمال نمودند؟ آيا امکان تغيير چنين شيوه‌هايی وجود ندارد؟ اما آنچه دوباره رنج ما را افزون و بی‌قرارمان کرده اين است که انسانی رادر کنج سلولی افکنده‌اند، بی‌آنکه او را حداقل برای هواخوری از آن سلول بيرون بياورند. قريب به يک ماه از بازداشت همسرم سپری شده بود و من به اتفاق علی و کيانا به زندان اوين رفتيم و درخواست کردم برای علی و کيانا ملاقات بدهند تا بچه‌ها پدرشان را ببينند. مسئول ملاقات تا اسم تقی رحمانی را شنيد گفت او اجازه بيرون آمدن از بند را ندارد چه برسد به اينکه به او ملاقات بدهند. من معنای اين جمله را متوجه نشدم تا زمانی که تقی گفت من را برای هواخوری از بند بيرون نمی‌برند و وقتی تقاضا کردم به من جواب دادند نوبت تو نشده است و من متوجه شدم که تقی فقط و فقط در کنج سلول است و بس. آيا قطع هر گونه ارتباط زندانی با اطرافيان و حتی عدم برخورداری وی از هوای آزاد، فشار بر زندانی و تهديد سلامتی جسمی و روانی وی نيست. سؤال ديگری از شما بزرگواران دارم. چرا قرار بازداشت موقت به تقی رحمانی تاکنون ابلاغ نشده است. به نظر می‌رسد ابلاغ قرار بازداشت موقت به متهم يکی از ساده‌ترين و ابتدايی‌ترين تشريفات اداری و حقوقی است که قطعا بايد انجام شود.

آيا جز اين است که در چنين شرايطی متهم در بلاتکليفی قرار داده می‌شود که حتی بازداشت موقتش را هم به رؤيتش نمی‌رسانند؟! آيا افکندن يک انسان تحت چنين شرايطی در سلول به معنای اعمال فشار روحی و روانی و جسمی نيست؟ آيا اين فشار شکنجه تلقی نمی‌گردد؟ آيا اين رفتار منطبق با معيارهای اسلامی و انسانی است؟

تقی در آخرين تماس می‌گفت مدت‌هاست بازجويان به سراغش نرفته‌اند. فرض کنيد که بازجويان او را در سلول در حالت بلاتکليفی رها کرده‌اند و او نيز نه به وکيل دسترسی دارد و نه به مقامات قضايی. آيا ناظری بر اجرای صحيح قانون در سلول‌ها وجود دارد؟ به راستی پس نگهداری تقی در سلول به چه منظوری است؟ می‌گويند برای تحقيقات مقدماتی است. اما چه تحقيقی که اصلاً سراغ سوژه نمی‌روند و هرکس پی هر کاری جز تحقيق مقدماتی است. آيا نگهداری زندانی در چنين شرايطی منطبق با قانون است؟ در حالی که طبق اصل ۳۲ قانون اساسی بايد در اسرع وقت ممکن تحقيقات مقدماتی انجام و تعيين تکليف متهم به عمل آيد.

جناب آقای لاريحانی و جناب آقای جعفری دولت آبادی

سالی نو از راه رسيده و طبيعت با تغييری شگرف به سوی تحول و تکامل به پيش است. هر چند عزيزمان در بند است که حتی نگذاشتند بوی بهار را حس کند، هر

چند نور خورشيد بهاری بر جان خسته عزيز به بند کشيده شده ما نرسيده است و هر چند چشمان آنها از ديدن زيبايی‌های طبيعت محروم‌‌اند و تنها سنگ و سيمان منظره بی‌حس و سرد مقابل چشمانشان است. هر چند عزيزان ما در ايام نوروز و عيد ملی ما ايرانيان حتی فرزندانشان را نديدند و نبوسيدند و در حسرت ديدار خانواده‌ها سر کردند. اما دل رنجديده ما سخنی از سر درد اما توأم با اميد با شما مسئولان دارد:

ما و همه عزيزان در بند و خانواده ايشان انسان و هموطنان شما هستيم. شما حاکمان اين سرزمين و ما شهروندان ايرانيم. حاکمان حافظان حقوق شهروندان و پاسخگو به درخواست‌های آنان هستند. ميثاقی بين ما و شما حاکمان است که ملتی شريف، بهايی سنگين برای آن پرداخت کرده‌اند. بهای اين قانون، خون انسان‌هايی پاک بوده است و اکنون چه دشوار است که شاهد باشيم قانون توسط برخی حافظان آن يعنی برخی از مسئولان نه تنها پاس داشته نمی‌شود بلکه زير پا گذاشته می‌شود و عملکرد غيرقانونی توسط برخی رواج داده شده و اين اقدامات اموری عادی تلقی می‌شوند و معترضان به نقض قانون، پاسخی درخور و شايسته نمی‌يابند.

تصور اين است که حاکمان بيش از سايرين به دنبال ترويج و اعمال قانون هستند چون حداقل حاکمان نيک آگاهند که بقای هر حکومتی به اقدام و دقت در درستی انجام قانون است و ما انتظاری جز عملکرد قانونی از سوی مسئولان نداريم. بی‌توجهی به قانون و اخلاق و منش انسانی توسط برخی مسئولان ظلمی آشکار در حق شهروندان است. به خصوص آنکه شهروندی ظالمانه و به دور از قانون به زندان افکنده شود و دست او و خانواده او از اعمال هر راهی برای احقاق حقوق کوتاه باشد.

اين نامه، دادخواهی خانواده‌ای ايرانی است که عزيزی در بند دارد. خانواده‌ای که چون هر خانواده ديگر ايرانی آرزوی زندگی امن و پرمحبت در آن دارد و درخواستی است از مسئولان و حاکمان اين سرزمين.

با احترام

نرگس محمدی

۱۶/۱/۹۰ 

 
 



اهدای این جایزه به احمد زیدآبادی ارج گذاری به شجاعت استثنایی، مقاومت و تعهد این روزنامه نگار در جهت آزادی بیان، دمکراسی و حقوق بشر، تساهل و انسانیت است. اهدای این جایزه ورای شخصیت احمد زیدآبادی جایزه به بسیاری از روزنامه‌نگاران ایرانی است که هم اکنون در زندان بسر می‌برند.
خبرنگاران سبز/جامعه:
 روز ۱۸ فروردين سازمان يونسکو اعلام کرد که جايزه جهانی آزادی مطبوعات سال ٢٠١١ را به احمد زيد آبادی روزنامه‌نگار زندانی اهدا کرده است.

به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، رئيس هيات داوران دينا سانگور در اين باره اعلام کرد: اهدای اين جايزه به احمد زيدآبادی ارج گذاری به شجاعت استثنايی، مقاومت و تعهد اين روزنامه نگار در جهت آزادی بيان، دمکراسی و حقوق بشر، تساهل و انسانيت است. اهدای اين جايزه ورای شخصيت احمد زيدآبادی جايزه به بسياری از روزنامه‌نگاران ايرانی است که هم اکنون در زندان بسر می‌برند.

ايرنا بوکوا مديرکل يونسکو با تائيد تصميم هيات داوران خواهان آزادی اين روزنامه نگار شد.

«احمد زيدآبادی در همه مدت فعاليتش همواره و شجاعانه از آزادی مطبوعات و آزادی بيان ، حق بنيادين بشر که پايه‌ی ديگر آزادی‌های مدنی و عنصر کليدی برای جوامع باز و روامدار است دفاع کرده است. در پيوند با روز جهانی آزادی مطبوعات (٣ می -١٣ ارديبهشت) و با توجه به نگرانی‌های اعلام شده از سوی هيات داوران درباره وضعيت سلامت وی، من از مقامات ايران خواهان آزادی احمد زيدابادی هستم.»

جايزه جهانی آزادی مطبوعات سازمان يونسکو و گيامورو کانو در سال ١٩٩٧ از سوی کميته اجرايی يونسکو تاسيس و هر سال در روز جهانی آزادی مطبوعات (٣ می -١٣ ارديبهشت) به يک فرد يا سازمان و نهاد که از آزادی مطبوعات دفاع کرده و به ويژه در اين راه خطر کرده است، اهدا می‌شود. نامزدهای دريافت اين جايزه از سوی دولت های عضو يونسکو و يا سازمان های بين المللی و محلی مدافع حقوق بشر معرفی می‌شوند. احمد زيدآبادی که در تاريه ٢۴ خرداد ١٣٨٨ بازداشت شد. در آذر ماه ١٣٨٩ وی از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال زندان و تبعيد در گناباد ،ممنوعيت دائم از فعاليت‌های اجتماعی و سياسی محکوم شد. اين رای در دی ماه همان سال از سوی دادگاه تجديد نظر تائيد شد. احمد زيد آبادی برنده جايزه قلم طلايی ٢٠١٠ موسسه جهانی مطبوعات است.

 
 

مهدی هاشمی نوشته که پس از گذراندن يک پروسه طولانی و ۹ ماهه، شامل بررسی مدارک تحصيلی و پروپوزال (طرح پايان نامه) و همچنين "چندين مصاحبه با اساتيد مربوطه" موفق به دريافت پذيرش دانشگاه آکسفورد شده است.
خبرنگاران سبز/ايران در جهان/از ديگر رسانه ها:
در پی اتهامات اخير رسانه های حکومتی به مهدی هاشمی مبنی بر سوءاستفاده های مالی و دخالت در اغتشاشات پس از انتخابات و اينکه وی به دليل تحت تعقيب بودن ترجيح داده است ادامه تحصيل در لندن را بهانه حضور نيافتنش در ايران قرار دهد، وی پس از پاسخ مسئول تحقيق دانشگاه آکسفورد و رد ادعاهای مطرح شده توسط اين دانشگاه، در نامه ای کوتاه هدف از مطرح شدن اين اتهامات را "آلوده کردن نام خانواده هاشمی" اظهار داشته و به گفته وی اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که "فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به ديگران می بينند".

در بيانيه کوتاه اين دانشگاه آمده است: "سر پيتر نورث (مسئول تحقيق در مورد ادعاهای مطرح شده در مورد آقای هاشمی)، اتهامات وارده در مورد نحوه پذيرش دانشجوی دکترای مورد نظر را بررسی کرده و مبنايی نيافته است که دانشگاه آکسفورد بر اساس آن اقدام قانونی عليه اين دانشجو انجام دهد"

به نوشته او، هدف از مطرح شدن اين اتهامات "آلوده کردن نام خانواده هاشمی" بوده و اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که "فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به ديگران می بينند".

مهدی هاشمی نوشته که پس از گذراندن يک پروسه طولانی و ۹ ماهه، شامل بررسی مدارک تحصيلی و پروپوزال (طرح پايان نامه) و همچنين "چندين مصاحبه با اساتيد مربوطه" موفق به دريافت پذيرش دانشگاه آکسفورد شده است.
 
فرزند هاشمی رفسنجانی در بيانيه خود توضيح داده است که در دبيرستان جزو شاگردان برجسته بوده، با کسب رتبه ۲۹ در کنکور سراسری ايران در رشته مهندسی مخابرات وارد دانشگاه تهران شده و فوق ليسانس مهندسی انرژی خود را هم از دانشگاه صنعتی شريف گرفته است. به نوشته آقای هاشمی، او در دوره ای برای تحصيل به کشور استراليا رفته و پس از مطالعه زبان انگليسی، وارد دانشگاه دولتی کانبرا شده، اما در پی حمله گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به منزلش، استراليا را ترک کرده است.

مهدی هاشمی ضمن اشاره به مسئوليت ها و سوابق تحقيقاتی خود در سازمان مهندسی و تأسيسات دريايی وزارت نفت، شرکت بهينه سازی مصرف سوخت و مرکز تحقيقات علمی دانشگاه آزاد، نوشته است که اين سوابق در پذيرش او در دوره دکترای دانشگاه آکسفورد موثر بوده است.

 
 

طبق سنت الهی آينده از آن صابران است . صابرانی که توکل آنها فقط به خدايشان است
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
جمعی از رزمندگان و بسيجيان دفاع مقدس در استان اردبيل در پيامی در گذشت مير اسماعيل موسوی را به فرزند ارشد او، مير حسين موسوی تسليت گفتند.

متن کامل اين پيام که در اختيار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذيل است:

جناب آقای مهندس مير حسين موسوی

با قلوبی پر از غم و حزنی فزون در گذشت پدر ارجمند جنابعالی را تسليت می گوييم ،وبه روان آن عزيز سفر کرده درود می فرستيم وايمان بزرگ مردی را ارج می گذاريم که با طهارت روح و صلح و سلم عمر شريف را دريايی از دينداری و انسان دوستی و خدمت بردباری قرار داد و در اين دريا گهری پروريد که فخر اسلام و ايران گرديد .

ما رزمندگان و بسيجيان دفاع مقدس نه امروز بلکه در روزهای سخت وتلخ شما راگوهری يگانه يافتيم و هر گز نقش بی بديل شما را در آن حماسه ی دفاع مقدس از ياد نمی بريم. نااهلانی که امروز شما را در حبس و حصر برده اند و حتی اجازه فاتحه ای بر جنازه ی پدرتان را نمی دهند همان کسانی هستند که امام خمينی (ره)در بی کفايتيشان فرمود که لياقت اداره ی يک نانوايی را هم ندارند .نامحرمانی که امروز با قبضه ی قدرت انتقام امام را از ياران او می ستانند و از انتقام الهی غافلند.

ما در اين مصيبت بزرگ برای شادی روح مرحوم حاج اسماعيل موسوی خامنه از خداوند منان رحمت بی کران طلب نموده و برای جنابعالی و همسر مومنه و فرزندان و بازماندگان آن مرحوم صبری بزرگ و صبری بزرگ آرزومنديم زيرا که طبق سنت الهی آينده از آن صابران است . صابرانی که توکل آنها فقط به خدايشان است
رزمندگان و بسيجيان دفاع مقدس استان اردبيل

 
 

لکن تعريف و تمجيد از ميرحسين و او را خدوم معرفی کردن در پيام تسليت به مناسبت درگذشت پدرشان که رحمت خدا بر او باد، اين سوال را در اذهان مردم ايجاد کرده که با توجه به نقش ايشان در فتنه سال ۸۸ چگونه می توان از وی به عنوان خادم ياد کرد. مگر نه اين است که از نظر شرع مقدس، عقل و منطق و ديدگاه صريح حضرت امام خمينی(ره)، ملاک حال فعلی افراد است.
خبرنگاران سبز/سیاست/از دیگر رسانه ها:
در ادامه انتقاد ها از هاشمی رفسنجانی، يدالله جوانی مسئول اداره سياسی سپاه در اعتراض به پيام تسليت آيت الله هاشمی رفسنجانی به ميرحسين موسوی اظهار داشته: تصور اين بود که حوادث دو سال گذشته و به ويژه حادثه ۲۵ بهمن ماه سال ۸۹ آنچنان شفافيتی در جامعه نسبت به فتنه سال ۸۸ ايجاد کرده که ديگر کسی از خواص و نخبگان متعلق به انقلاب و نظام، جز ملامت و سرزنش عوامل فتنه چون موسوی چيز ديگری نگويد.
اما انتقاد از میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی در حالی توسط اقتدارگرایان و نظامیان مطرح می شود که سپاه پاسداران خود یکی از اصلی ترین متهمان دخالت در امور سیاسی کشور است. طبق قانون اسیاسی کشور، نظامیان حق دخالت در امور سیاسی ویا طرفداری از هیچ حزب و گروه و شرکت در فعالیت اقتصادی را ندارند اما برخلاف سفارش بنیانگذار نظام اسلامی، سپاه تمام عیار در تمامی امور کشور دخالت می کند.

متن اين يادداشت عبارت است از:

در اين نوشتار مراد و منظور پيام های تسليت صادره از سوی آدم های جيره خوار اجنبی و به دشمن پيوسته مانند محسن کديور و امثالهم نيست. منظور پيام کسانی است که خود را متعلق به نظام اسلامی دانسته و بر ضرورت تبعيت از ولايت به عنوان محور حرکت تأکيد دارند. منظور پيام کسانی است که خود را وفادار به قانون اساسی دانسته و بر اين اساس می خواهند در ميدان سياست فعال باشند.

در اين جمله که بخشی از پيام تسليت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به خاندان موسوی می باشد، دقت کنيد: «مصيبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ويژه مهندس ميرحسين موسوی تسليت می گويم.»
تصور اين بود که حوادث دو سال گذشته و به ويژه حادثه ۲۵ بهمن ماه سال ۸۹ آنچنان شفافيتی در جامعه نسبت به فتنه سال ۸۸ ايجاد کرده که ديگر کسی از خواص و نخبگان متعلق به انقلاب و نظام، جز ملامت و سرزنش عوامل فتنه چون موسوی چيز ديگری نگويد.

از بيانيه های هيئت رئيسه مجلس خبرگان و دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت و همچنين سخنرانی آقای هاشمی در مراسم افتتاحيه اجلاس اخير خبرگان رهبری نيز اين برداشت صورت گرفت که تحليل رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از وقايع و حوادث تلخ پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری نسبت به آنچه که ايشان در آخرين خطبه های نمازجمعه (۲۶/۴/۸۸) بيان کرده اند تفاوت پيدا کرده است.

لکن تعريف و تمجيد از ميرحسين و او را خدوم معرفی کردن در پيام تسليت به مناسبت درگذشت پدرشان که رحمت خدا بر او باد، اين سوال را در اذهان مردم ايجاد کرده که با توجه به نقش ايشان در فتنه سال ۸۸ چگونه می توان از وی به عنوان خادم ياد کرد. مگر نه اين است که از نظر شرع مقدس، عقل و منطق و ديدگاه صريح حضرت امام خمينی(ره)، ملاک حال فعلی افراد است.

ميرحسين در دهه اول انقلاب هر نوع کار و تلاش و کوشش در راستای پيشبرد انقلاب و کشور (با هر نيتی) داشته، متعلق به گذشته ايشان است.

واقعيت اين است که حال کنونی ميرحسين دقيقاً نقطه مقابل گذشته ايشان است. ايشان اکنون در برابر نظام اسلامی و ولايت ايستاده و طی دو سال اخير نشان داد که برای رسيدن به اهداف خود، حاضر است با تمامی دشمنان انقلاب و نظام اسلامی و جريان های ضدانقلابی شناخته شده همراه شود. چگونه می توان موسوی را خادم ناميد در حالی که برای ضربه زدن به انقلاب و نظام اسلامی مورد توجه آمريکايی ها، صهيونيست ها، اروپايی ها، منافقين و… واقع شده و تمامی اين دشمنان به او و امثال او اميد دارند.

عده ای تلاش می کنند که بگويند چون موسوی منتقد نظام است و به برخی از سياست ها و کارها اشکال دارد مورد خشم نظام و برخی نيروهای انقلابی واقع شده، لکن واقعيت چيز ديگری است. واقعيت اين است که ميرحسين به عنوان بازيگر روی صحنه و براساس يک طرح از قبل طراحی شده، با ادعای تقلب در انتخابات، مجری يک انقلاب رنگی يا کودتای مخملی بود. انقلاب رنگی با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی که خواسته استکبار جهانی طی سه دهه گذشته بوده است.

دليل حمايت دشمنان و تمامی جريان های ضدانقلابی از ميرحسين و همراهان او طی دو سال گذشته در همين مطلب خلاصه می شود. بنابراين با توجه به مجموعه مواضع و رفتارهای ميرحسين طی دو سال گذشته که در مجموع وضعيت فعلی و حال کنونی او را مشخص می کند، منصفانه قضاوت کنيم که آيا ميرحسين خادم است يا خائن؟


 
 

ميثم محمدی محقق قرآن، اسلام شناس ونويسنده: کجاست عاشورای من و تو،شريعتی از نگاه سه نسل، گردآورنده ديدگاه ها و نظرات فقهای نامدار شيعه پس از غيبت کبرای امام زمان (ع) است
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانيان سياسی:
ميثم محمدی از کارمندان و مدير سايت بنياد شهيد بهشتی و دبير سابق سرويس سياسی روزنامه کلمه سبز عصر امروز از زندان آزاد شد.به گزارش تحول سبر، ميثم محمدی از کارمندان بنياد شهيد بهشتی که حدودن ۲ ماه پيش در پی حمله نيروهای اطلاعات به دفتر بنياد بهشتی به همراه اميد محدث دستگير شده بود پس از موافقت مراجع قضايی و شکسته شدن قرار بازداشت موقت وی و صدور قرار کفالت از زندان آزاد شد.ميثم محمدی پيش از اين در روزنامه کلمه سبز دبير سرويس سياسی و از اساتيد دانشگاه بود که بعد از انتخابات در دفتر بنياد شهيد بهشتی مشغول به فعاليت بود.

گفتنی است که ميثم محمدی علاوه بر محقق و اسلام شناس بودن نويسنده کتاب های : کجاست عاشورای من و تو، شريعتی از نگاه سه نسل و گردآورنده ديدگاه ها و نظرات فقهای نامدار شيعه پس از غيبت کبرای امام زمان (ع) است که در ميانه جوانی همانند ديگر جوانان سبز وطن، پا در رکاب نخست وزير دوران جنگ گذاشت و به بيست و دو خرداد رسيد؛ به روز مقدس. روزی که روز انتخاب بود. انتخاب کرد و به پای انتخابش آگاهانه ايستاد.آزادی اش مبارک.

 

 
 

شبکه‌های اجتماعی مثل فيس‌بوک و توئيتر امروز قدرت ايجاد کرده و ناراضيان پراکنده، مجرمان و سرويس‌های خارجی را جمع و سازماندهی می‌کنند؛ لذا داشتن اطلاعات صحيح و به موقع اهميت بسيار زيادی دارد که در هر شرايطی شما بتوانيد پيش‌بينی‌ کنيد حريف می‌خواهد چه اقدامی کند.
خبرنگاران سبز/جامعه/از دیگر رسانه ها:
اطلاع رسانی بزرگترين دشمن حکومت های ديکتاتوری و توتاليتر در عصر حاضر تبديل شده است. به همين دليل اين نوع حکومت ها تلاش می کنند  تقريباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان چه درفضای حقيقی ( جامعه ) و چه در فضای مجازی ( محيط وب) نظارت و کنترل داشته باشند . از اين رو با انحصار وسايل ارتباط جمعی و محدود کردن دسترسی افراد جامعه به ديگر واسطه ها از قبيل اينرنت، ماهواره و در سطح محلی روزنامه مستقل و منتقد، با استفاده از فيلترينگ ، پارازيت و شنود مکالمات و رصد سايت های کاربران، در صدد کورکردن تمامی راه های ارتباطات جمعی برمی آيند.

حکومت جمهوری اسلامی نيز از جمله حکومت هايی است که پا در مسير حکومت های توتاليتر و ديکتاتوری گذاشته است.اگر تا قبل از کودتای انتخاباتی اين محدوديت ها با سرعت کم و بعضن مخفيانه انجام ميشد، بعد از انتخابات جنجالی خرداد ۸۸، که با بازداشت و متاسفانه به شهادت رسيدن تعداد زيادی از جوانان کشور همراه بود، اقتدارگرايان حاکم به روش های مختلف سعی در بستن تمامی راه های ارتباطی مخالفين نظام کردند. از جمله سايت هايی که به تعبير رهبر نظام در جنگ نرم به مخالفين کمک شايانی کرده بود، شبکه های اجتماعی و سايت های معاند نظام بود که معروف ترين آنها " فيسبوک و توئيتر" است. حتی در يکی از دادگاه های فرمايشی پس از کودتای انتخاباتی،این دو سایت به جرم همدستی با مخالفان، مجرم شناخته شده بودند.

در اين مدت طرفداران نظام هر کدام با تکرار سناریو نوشته شده از فعالين سايت ها و شبکه های اجتماعی به عنوان " دشمنان جنگ نرم " نام برده اند. در همین راستا فرمانده نيروی انتظامی روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاری ايسنا،از فيس بوک و توئيتر به عنوان سايت هايی که "مجرمان و ناراضيان" را دور هم جمع می کنند، ياد کرد. احمدی مقدم همچنين ارتباطات مجازی را يک "تهديد" برای نظام دانست.

فرمانده نيروی انتظامی افزوده است: "شبکه‌های اجتماعی مثل فيس‌بوک و توئيتر امروز قدرت ايجاد کرده و ناراضيان پراکنده، مجرمان و سرويس‌های خارجی را جمع و سازماندهی می‌کنند؛ لذا داشتن اطلاعات صحيح و به موقع اهميت بسيار زيادی دارد که در هر شرايطی شما بتوانيد پيش‌بينی‌ کنيد حريف می‌خواهد چه اقدامی کند. بايد در فضای مدرن، قدرت رصد اطلاعاتی داشته باشيد".

وی در ادامه گفته: "در فضای مجازی، فضای ارتباطی و افکار عمومی جديد در جامعه ايجاد می‌شود که شما بايد از اين اقدامات مطلع باشيد. در غير اين صورت شما پشت سر ماجرا راه می‌رويد، مثلا در صحنه‌هايی ليبی، مصر و جاهای ديگر که اين روزها اتفاق می‌افتد، حاکمان اين کشورها وقتی می‌خواهند برای مردم پيام بدهند، شما احساس می‌کنيد اينها ۱۰ تا ۲۰سال است که در جامعه خودشان نبوده‌اند و وقتی هم راجع به حوادث و مسايل داخلی کشورشان صحبت می‌کنند مورد تمسخر و خنده مردم خود قرار می‌گيرند".



 
 

خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانیان سیاسی:
به گزارش کلمه عرب قبادی و آقاياری، دو نفر از زندانيان سياسی حوادث پس از انتخابات به دليل عدم تمديد مرخصی شان پی از دوهفته به زندان اوين بازگشتند.اين دو با توديع وثيقه های سنگين تنها توانستند از دو هفته مرخصی برخوردار شوند.

 در تاريخ دوم مهرماه سال گذشته وثيقه سه ميليارد تومانی برای مرخصی کوتاه مدت عرب قبادی تعيين شد .از آنجا که خانواده قدرت تامين چنين وثيقه سنگينی را نداشتند وثيقه به يک ميليارد تومان کاهش يافت اما در ۲۲ دی ماه علی رغم توديع وثيقه يک ميليارد تومانی برای عرب قبادی، مسئولان با مرخصی وی مخالفت کردند.عرب قبادی در نهايت نوروز امسال در حالی که چند ماه از توديع وثيقه اش می گذشت موفق شد به مرخصی دو هفته ای بيايد.

اميرعلی آقاياری نيز به اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام متهم شده بود.وی هم پرونده ای حمزه کرمی از مديران دانشگاه آزاد و مدير يک شرکت تبليغاتی بوده است. در تاريخ ۱۳ مرداد ماه ۱۳۸۹ آقاياری به هفت سال زندان محکوم شد.وی مدتی نيز بلاتکليف در زندان قزل‌حصار کرج نگهداری شد.

 
 

نماينده قوه مقننه در کميسيون ماده ۱۰ احزاب، انجام فعاليت سياسی حزب اعتماد ملی را مشروط به «مرزبندی» اين حزب با دبيرکل خود، مهدی کروبی، دانست.
خبرنگاران سبز/سياست/احزاب:
حميدرضا فولادگر نماينده قوه مقننه در کميسيون ماده ۱۰ احزاب و محمود عباس‌زاده، دبير کميسيون ماده ۱۰ احزاب، انجام فعاليت سياسی حزب اعتماد ملی را مشروط به «مرزبندی» اين حزب با «يکی از عوامل مؤثر فتنه اخير" مهدی کروبی "» دانست . دبير کميسيون ماده ۱۰ احزاب، با بيان اينکه اين حزب بايد موضع خود را مشخص کند، تا بتواند به فعاليت ادامه دهد در غير اين صورت وضع قبلی حزب اعتماد ملی قابل تداوم نيست. بنای کميسيون ماده ۱۰ احزاب اين بوده تا «با سعه صدر، رفتار آن کانديدا را به حساب اين حزب نگذارد.»

اين در حالی است که از بعد از کودتای رياست جمهوری در ايران، تمامی احزاب سياسی کشور از فعاليت منع شده اند و تمامی ارکان اصلی احزاب دارای مجوزفعاليت در ايران، توسط مقامات امنيتی و قصايی به احکام ناعادلانه وحبس های طولانی مدت محکوم شده اند. بطور مثال حکومت علاوه بر بازداشت خانگی مهدی کروبی دبير کل حزب اعتماد ملی، دفتر و روزنامه اين حزب سياسی را نيز با هجوم نيروهای امنيتی پلمپ و بيشتر اعضای تحريريه اين حزب را نيز روانه زندان کرده است.

در همين حال، رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام دبيرکل حزب اعتماد ملی، به سخنان نماينده قوه مقننه در کميسيون ماده ۱۰ احزاب، واکنش نشان داده و به روزنامه «روزگار» گفته است: «هرگونه اظهارنظر از جانب حزب اعتماد ملی منوط به برگزاری کنگره و انتخاب اعضای شورای مرکزی است و در شرايط فعلی به‌رغم اينکه هيچ حکم ممنوعيتی برای فعاليت ما صادر نشده، اجازه برگزاری کنگره به ما داده نمی‌شود و به اين صورت امکان اعلام نظر وجود ندارد.»

آقای منتجب‌نيا افزود: «حزب اعتماد ملی برای بررسی شروط کميسيون ماده ۱۰ احزاب بايد جلسه برگزار کند و وزارت کشور بايد در مرحله نخست اجازه دهد اعضای حزب اعتماد ملی جلسه برگزار کنند تا بتوانند در آن جلسه در مورد پيش‌شرط‌ های جديد وزارت کشور تصميم بگيرند.»
از ديگر سو، عباس‌زاده مشکينی با اشاره به مهدی کروبی و حزب وی افزود: «ما قبلاً هم گفته‌ايم علاقه‌منديم متوليان اين حزب موضع خودشان را در قبال برخی رفتارها که خواسته يا ناخواسته ممکن است در افکار عمومی به حساب حزب گذاشته شود، مشخص کنند و اگرچه برخی از اعضای اين حزب به مناسبت‌های مختلف يا در برخی مصاحبه‌ها سعی کردند موضع حزب اعتماد ملی را از موضع فرد ياد شده تفکيک کنند؛ اما هنوز در اين راستا هيچ مطلبی به طور رسمی به کميسيون ارسال نشده‌است.»

رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام دبيرکل حزب اعتماد ملی، هفته گذشته نيز در واکنش به اظهارات حميدرضا فولادگر که گفته‌بود اعضای حزب اعتماد ملی بايد برای ادامه فعاليت خود، شورای مرکزی و دبيرکل «جديد» انتخاب کنند گفته بود که شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تاکنون چندين بار تصميم به برگزاری جلسات خود گرفته اما اخطار «مقامات ذيربط» باعث شده تا اين نشست‌ها لغو شود.

معاون دبيرکل حزب اعتماد ملی توضيحی در خصوص اخطار «مقامات ذيربط» نداده‌ است. وی هفته گذشته در پاسخ به اين پرسش که اگر انتخابات جديد شورای مرکزی حزب اعتماد ملی برگزار شود، آيا احتمال انتخاب فرد ديگری به جای مهدی کروبی وجود دارد، گفت: «همه چيز محتمل است. اگر ما بتوانيم کنگره تشکيل دهيم، شايد ايشان ديگر تمايل نداشته باشند که در اين کنگره شرکت کنند و داوطلبانه نخواهند برای دبيرکلی حزب کانديدا شوند.»


 
 

خبرنگاران سبز/حقوق بشر/اخبار زندانیان سیاسی
 دهم اسفند روز بازداشت فخرالسادات محتشمی پور درکه برای اعتراض به بازداشت ميرحسين موسوی همراه با ديگر حاميان جنبش سبز، به خيابان آمده بودند بود و حالا با گذشت يک و ماه و نيم از بازداشت اش اين فعال حوزه زنان که در نبود همسر شجاعش مصطفی تاجزاده خود سکان دار خانواده بود خبر از اعتصاب غذای دوم وی در زندان اوين توسط داماد خانم محتشمی پور شنيده می شود.تنها دليل اعتصاب غذای وی که با وخامت حال ايشان همراه بود، اعتراض به شرايط نامناسب نگهداری همسرش در قرنطينه زندان اوين که شرايطی کاملا غير انسانی در آنجا حاکم است، بوده است. او خواستار آن شده است که همسرش مانند ديگر زندانيان سياسی به بند عمومی منتقل شود و شرايط يک زندانی معمولی برايش اجرا شود اما به دليل حساسيت فراوان همسر به شوهر، بازجويان اکثريت سوالاتشان را درباره مصطفی تاجزاده پرسيده اند تا فشار بيشتری به او وارد سازند.

خبرنگار کلمه در گفتگو با علی طباطبايی، داماد خانم محتشمی پور درباره آخرين وضعيت اين زوج زندانی و همچنين حال و هوای دو دختر آنها که نوروز امسال را به دور از پدر و مادرشان گذراندند پرسيده است.

بی يک ماه و نيم از بازداشت خانم محتشمی پور می گذرد آيا در اين مدت خانواده ايشان موفق به ديدار با وی شده اند ؟

بله، خوشبختانه با پيگيری های زيادی که انجام شد تا به حال به ايشان اجازه دو ملاقات با خانواده داده شده است. يکی قبل از سال نو و ديگری هفته گذشته و پس از اينکه به علت اعتصاب غذای اول دچار مشکل شده بودند.

خانم محتشمی پور همچنان در بند ۲ الف سپاه و در سلول انفرادی نگهداری می شود يا از اين بند به بند ديگری منتقل شده است ؟

ايشان کماکان در بند دو الف سپاه و در انفرادی نگهداری می شوند.

خبر دوبار اعتصاب غذای خانم محتشمی پور در سايتهای خبری منتشر شده است اين خبر ها تا چه حد درست است و اکنون ايشان چه شرايطی دارند ؟

بله، خبرها توسط خانواده ايشان منتشر شده و درست است. خانم محتشمی پوراز روز دوشنبه اول فروردين اعتصاب غذای خود را شروع کردند که متاسفانه پس از چند روز دچار ناراحتی شده و مجبور شده بودند به ايشان سرم وصل کنند و حتی برای اينکه به شکسستن اعتصاب غذا وادارشان کنند به دروغ گفته بودند که ترتيب ملاقات با آقای تاجزاده را داده ايم .

ولی طبق معمول خبری از ملاقات با آقای تاجزاده نبوده و تنها پدرشان را آورده بودند که خانم محتشمی هم به احترام پدر اعتصاب خود را شکسته بودند. ايشان از روز دوشنبه ۱۵ فروردين ماه هم اعتصاب غذای دوم خود را شروع کرده اند.

آقای طباطبايی ! از آخرين وضعيت روحی و جسمی ايشان برايمان بگوييد ؟

متاسفانه وضعيت جسمی ايشان مخصوصا پس از اعتصاب غذا اصلا مساعد نيست و مدتی هم تحت مداوا بوده اند. خانم محتشمی پور هم مثل آقای تاج زاده معمولا خيلی راجع به مشکلات جسمی خود صحبت نمی کنند ولی اين بار علاوه بر ضعف عمومی درد معده هم داشته اند. حالا هم که دوباره اعتصاب غذای خود را از سر گرفته اند شديدا نگران وضعيت جسمی شان هستيم.

ولی از نظر روحی خوشبختانه مثل هميشه استوار و محکم هستند و در هر دو ديدار از روحيه بسيار عالی برخوردار بوده اند و به دخترشان هم تاکيد داشته اند با صبر و استقامت اين روزها را سر خواهد کرد. اينکه در اين وضعيت و در انفرادی و تحت بازجويی کماکان بر پيگيری خواسته های خود مصر هستند و حتی بر برگه بازجويی هم عريضه نوشتن خود را ادامه می دهند نشان می دهد که از چه روحيه خوبی برخوردار هستند. در شعری هم که برای فاطمه دخترشان نوشته بودند از او خواسته بودند که مثل خودش به هرچه حصر و زندان است بخندد.

آيا اطلاع داريد که خانم محتشمی پور چه خواسته ای را از اعتصاب غذايش دنبال می کند ؟يعنی می خواهم بدانم با اين اعتصاب به دنبال تحقق چه خواسته يا خواسته هايی است ؟

خانم محتشمی پور خارج زندان هم که بودند با نوشتن عريضه ها و نامه های سرگشاده خود نسبت به وضعيت غيرقانونی نگهداری آقای تاجزاده اعتراض می کردند .آقای تاج زاده در اقدامی خلاف قانون پس از بازگشت به زندان به جای اينکه به بند عمومی منتقل شود و مانند ديگر عزيزان مدت محکوميت خود را در آنجا سپری کند به محلی که آن را قرنطينه می نامند منتقل شد، در آنجا ايشان از کمترين حقوق يک زندانی هم بی بهره است و هيچ تماسی با ديگر زندانيان ندارند .کسی هم خبری از وضعيت ايشان پيدا نمی کند که با توجه به وضعيت نامناسب جسمی که دارند، اين شرايط شديدا نگران کننده است.

مورد ديگر مساله مربوط به درمان پزشکی ايشان هست که خانم محتشمی پيگير آن بودند، آقای تاج زاده به گفته پزشکان خود زندان حتما بايد "ام آر آی" گردن انجام دهند تا در صورت لزوم هر چه سريعتر عمل جراحی گردنشان انجام شود.

ايشان در وضعيتی به زندان بازگردانده شدند که دوران نقاهت عمل کمرشان را می گذراندند و قطعا نياز به مراقبتهای پزشکی دارند. خانم محتشمی پور کلا درخواست شان اين بوده که ايشان به عنوان يک زندانی بايد از حقوق اوليه خود برخوردار شود. بايد حق ملاقات هفتگی و تماس تلفنی داشته باشند و طبق توصيه پزشکان از ايشان "ام آر آی" صورت بگيرد.

آيا به اين درخواستها تاکنون رسيدگی شده است و خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده در زندان ملاقاتی با يکديگر داشته اند ؟

خير . متاسفانه اجازه هيچ ملاقاتی داده نشده است. آقای تاجزاده هم همانطور که اشاره کردم اصلا وضعيت جسمی مناسبی ندارند. درد گردن، عمل کمر و بيماری نقرس آن هم در شرايط نا مساعد زندان و عدم دسترسی به امکانات پزشکی خيلی نگران کننده است. علاوه بر اينها شما در نظر بگيريد که آقای تاج زاده به دخترشان اعلام کرده بودند که در تمام اين مدت در اعتراض به برخوردهای غير قانونی روزه گرفته و بنا دارند تا به اين روزه های اعتراضی خود تا پايان اين وضعيت ادامه دهند.اينها همه خيلی نگران کننده است .

آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور هر دو عيد نوروز را در زندان و به دور از دختران شان سپری کردند حتما اين شرايط برای دختران آنها بسيار دشوار بوده است؟ کمی از حال و هوای اين خانواده برای مان بگوييد؟

نوروز بسيار سختی بود. خصوصا برای فاطمه دختر کوچکشان که با پدر و مادر زندگی می کند و با دستگيری مادرش کاملا تنها شده است، البته دوستان خيلی لطف می کنند و هميشه در کنار خانواده هستند ولی نبود همزمان پدر و مادر و بی خبری از وضعيتشان به شدت آزار دهنده است. عارفه( دختر بزرگتر ) هم که کلی برنامه ريزی کرده بود و حتی سوغاتی خريده بود که مانند عيد سال گذشته تعطيلات نوروز را ايران و کنار خانواده باشد و مطمئن بود که مثل سال گذشته به آقای تاج زاده مرخصی می دهند که نه تنها اين چنين نشد که مادرش هم بازداشت شد.

همسرم از اول سال تلفن را از خود دور نمی کند و هر روز منتظر تماس تلفنی پدرو مادرش است .اما متاسفانه اين وضعيت فقط مختص خانواده آقای تاج زاده نيست، نوروز امسال برای خيلی از خانواده ها نوروز سختی بود. به قول همسرم تنها فايده ای که نوروز امسال داشت اين بود که کمتر از ديگر خانواده ها خصوصا آنها که عزيزانشان را از دست داده اند خجالت می کشيديم .

در اين شرايط آيا آنها توانستند ديدار نوروزی با پدر و مادرشان داشته باشند ؟

فاطمه يکبار ملاقات داشته و مادرش يک تسبيح که با پوست پرتقال و نخ فرش درست کرده بوده به عنوان عيدی به او داده است ولی عارفه هنوز در حسرت يک تماس برای تبريک سال نو است.

آقای طباطبايی !وکلای پرونده دليل بازداشت خانم محتشمی و تداوم آن را چه می دانند؟ يعنی چه اتهامی تاکنون به ايشان تفهميم شده است ؟ ايا در اين باره اطلاعی داريد ؟

هنوز هيچ اتهام رسمی اعلام نشده است. ابتدا گفته شد که ايشان بايد پاسخگوی نوشته هايش باشد، يک تعداد اتهام مضحک هم از سوی رسانه های کودتا که معمولا مسئوليت تهيه کيفرخواست ها را بر عهده دارند منتشر و اعلام شد.

طبق معمول مواردی از لابلای نوشته های ايشان بيرون کشيده شده بود و به عنوان توهين و هتاکی عليه نظام مطرح شده بود. عباراتی مثل :" همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگير شد"، "رژيم ستمشاهی! شرايط بهتری برای زندانيان سياسی داشت"، "جرم خانواده تاج‌زاده فرياد زدن بر سر ظالم است" و يا " دانشجويان را فله‌ای می‌گيرند و می‌بندند" را به عنوان اتهام ايشان مطرح کرده بودند.

اما در آخرين ملاقات خانم محتشمی پور گفته بودند که بازجويی هايشان بيشتر در خصوص آقای تاج زاده و فعاليتهای ايشان بوده و اعتراض داشته اند که بازجوها بر خلاف آنکه سعی می کنند وانمود کنند که وی برای نوشته هايش بازجويی می شود اما به دنبال يافتن بهانه ای برای اعمال فشار بيشتر به آقای تاجزاده هستند.

در خواستی از مسوولان قضايی داريد ؟

خواسته اوليه خانواده، آزادی هر چه سريعتر خانم محتشمی پور و رسيدگی به درخواستهای به حق ايشان است. از آنجا که هيچ کس پاسخگو نيست، ما مسئولان نظام را مسئول سلامت هر دوی آنها می دانيم. ما انتظار داشتيم قوه قضاييه نسبت به موارد مطرح شده در عريضه ها و نامه های سرگشاده خانم محتشمی پور رسيدگی کند و پاسخگوی ايشان به عنوان يک شهروند معترض باشد .

ولی اين بار هم مانند دفعات گذشته فشارهای کودتا گران بر قوه قضاييه آن چنان زياد بوده که طبق روال گذشته به جای رسيدگی به شکايت، شاکی را متهم و محکوم می کنند تا خوش خدمتی خود را به مقامات نشان دهند. اين مورد در خصوص شکايت آقای تاج زاده از جنتی هم رخ داد و به محض آنکه آقای تاجزاده از جنتی به اتهام تقلب در انتخابات و تغيير آرای مردم تهران شکايت کردند، خودشان محکوم شدند.

همچنين در خصوص شکايت آقای تاج زاده و ديگر شاکيان از کودتاگران انتخاباتی هم باز شاهد همين برخورد بوديم با توجه به اين سابقه گمان می کنم قوه قضاييه می تواند با اقدام به آزادی زندانيان سياسی وجهه خود را به عنوان قوه ای مستقل ترميم کند در غير اين صورت بيش از پيش به اين تصور عمومی دامن زده خواهد شد که قوه قضاييه کشور تنها به اجرا کننده بی چون و چرای خواسته های نا مشروع حزب پادگانی در برخورد با مخالفانش بدل شده است.

و کلام آخر ؟

کلام آخر آنکه ما هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده زندانيان سياسی خواهان آزادی همه زندانيان سياسی دربند هستيم.

 
 

"ما تقاضای آزادی فوری هدايت را که تحت نقض حقوق بشر توسط حکومت ايران قرار گرفته داريم، او برای حقوق دانشجويان و دانشجويان دختر بدون ترس از تبعات سنگين ۹ سال و نيم حکم زندان در محروميت کامل از ملاقات دوستان و خانواده اش و همچنين در وضعيت بد زندگی و شرايط جسمی نامناسب، ايستاده است."
اتحادیه دانشجویان اروپا خواستار آزادی بهاره هدایت شد
خبرنگاران سبز/ايران در جهان/بيانيه ها و مواضع/از ديگر رسانه ها:
تشکل صنفی و غير دولتی «اتحاديه دانشجويان اروپا»، در سی امين سالروز تولد بهاره هدايت، پنجم آوريل -شانزدهم فروردين طی نامه ای به کميسيون اروپا و يونسکو از آنها خواسته است تا با فشار بر حکومت ايران برای آزادی فوری بهاره هدايت دانشجويی که به نه سال ونيم زندان محکوم شده است و تمامی دانشجويان زندانی در ايران تلاش کنند.

به گزارش دانشجو نيوز در متن نامه اين اتحاديه آمده است: "اتحاديه دانشجويان اروپا همبستگی اش را با بهاره هدايت، رهبر زندانی اتحاديه دانشجويی ايرانی، که سی امين سال تولدش را امروز ۱۶ فروردين در زندان جشن می گيرد، اعلام نموده و از کميسيون اروپا و يونسکو تقاضا می کند فشارها را بر ايران برای آزادی بهاره هدايت افزايش دهد. هدايت روزهای خويش را از تاريخ دی ماه ۱۳۸۸، پس از تظاهرات عليه حکومت ايران و تلاش برای انعکاس سرکوب خشونت آميز جنبش دانشجويی ايران، در زندان می گذراند."

برت وندنکندلاير، دبير اتحاديه دانشجويان اروپا می گويد: "ما تقاضای آزادی فوری هدايت را که تحت نقض حقوق بشر توسط حکومت ايران قرار گرفته داريم، او برای حقوق دانشجويان و دانشجويان دختر بدون ترس از تبعات سنگين ۹ سال و نيم حکم زندان در محروميت کامل از ملاقات دوستان و خانواده اش و همچنين در وضعيت بد زندگی و شرايط جسمی نامناسب، ايستاده است."

او همچنين ادامه می دهد: "نمايندگان دانشجويان اروپايی موقعيت کاری بسيار خوبی در مقايسه با همکارانشان در ايران دارند. بنابراين ما از همه طرفين گفتگو با اتحاديه دانشجويان اروپا مخصوصا يونسکو و کميسيون اروپا می خواهيم که برای آزادی و حمايت نمايندگان دانشجويی در ايران تلاش کنند."

 

 
 

اما آن مدعی بی خبر از خدا، در جواب نهی از منکر جواد سليمی، با نعره و توهين مشتی محکم بر گوشۀ چشم چپ و راست او و متعقبن با خرد کردن عينک بر روی صورت وی،کوبيد .
 خبرنگاران سبز/سیاست/از دیگر رسانه ها:
 دکتر جواد سليمی، داماد مهندس موسوی، فردی هميشه آرام که از بد حادثه، غيرت مسلمانی در روز مراسم تشييع بزرگ خاندان موسوی، به او اجازه نداد که در برابر صحنه ضرب و شتم دختر جوانی که تنها گناهش ندای " يا حسين " بود، توسط نامسلمان پر مدعی طرفدار رهبری که جز خراب کردن چهره اسلام، وظيفه ديگری ندارند، نظاره گر باشد.

اما آن مدعی بی خبر از خدا، در جواب نهی از منکر جواد سليمی، با نعره و توهين مشتی محکم بر گوشۀ چشم چپ و راست او و متعقبن با خرد کردن عينک بر روی صورت وی،کوبيد .همگی خطبه معروف امام علی( ع) که به خطبه جهاديه، معروف است را شنيده ايم. شنيده ايم که يکی از جنس مدعیان اسلام نوین که جمهوری اسلامی مجری آن شده است، بر زن مسلمانی داخل شده و ديگری ، بر زنی از اهل ذمّه و، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربود .شنيده ايم که آقا اميرالمومنين سفارش کردند که " اگر مرد مسلمانی پس از اين رسوايی از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش ‍کرد بلکه مرگ را سزاوارتر است " اما چه ميشود در نظام اسلامی حيا و غيرت تنها به شعار عده ای که صاحب منبر، قدرت و تریبون هستند، تبدیل شده است؟
گوشه هايی از شرح ماوقع آن روز تلخ به قلم دکتر علی شکوری راد است در وبلاگ شخصی ایشان به تصوير کشيده شده است . او که خود نيز در حاشيه‌ مراسم در تشييع پيکر مير اسماعيل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، شرح مختصری ازاتفاقات آن روز و نيز گوشه‌ای از بازجويی‌های اين برادر سه شهيد بازگو کرده است.

مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عينکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت ديگری به چشم راستش. اين پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هيکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فرياد "يا حسين" بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حيرت زدۀ جمعيت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نيز بر او وارد می کرد. غيرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر اين صحنه، تنها نظاره گر باشد.
غيرت و شهامت سه برادر شهيدش در وجودش به غليان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همين شد که چند نفر از مأموران امنيتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ريختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زير ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعيت مردم جدا کردند و در کنار ديوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در اين حال مأموری لباس شخصی و سپيد موی که سن پدر جواد را داشت در پيش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونين و لباسهايش پاره شده بود ديگر رمق و تاب ايستادن نداشت و روی همان ديواری که تکيه زده بود، سُر خورد و روی پاهايش نشست.

لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون يک سواری نشاندند. در آنجا بود که يکی ديگر از خيل مأموران دو مشت ديگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نيز چشم بند زدند و بردندش.
او تنها نبود. چند نفر ديگر از نوه های غيور آن مرحوم، پدر مير حيسن، که جمعيت برای تشييع پيکر بی جان او گرد آمده بودند و نيز داماد آن مرحوم که پدر دو شهيد بود و برای وساطت به ميان آمده بود را نيز بازداشت کرده و با خود بردند.
از ۱۵ سال پيش که با جواد در بيمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نيز عضو تيم پر اهميت پيوند کبد است. با آنکه داماد مهندس مير حسين موسوی، نخست وزير پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحميلی ست اما چندان وجهه و فعاليت سياسی نداشته است.
فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظايف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسيار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بيشتر نبوده است و به همين دليل دارای يک زندگی ساده و معمولی است.
تا پيش از آنکه چندی پيش پدر رنج کشيده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نيز بشود، بسياری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهيد را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و ميهن بوده اند.

روز يکشنبه ۱۴ فروردين، وقتی به بيمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکايت مزدی بود که بابت ايثارگری خود و خانواده اش و نيز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن ۴۵ سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دريافت کرده بود. کشور به دستاورد ايمان، ايثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اينچنين از آنها قدر شناسی می شود.
او همان راهی را می رود که برادران شهيدش رفتند، يعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و انديشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسيد از هيچکس هيچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ اين کارها را برای خدا کرده است و به رضايت او راضی ست.
دکتر جواد سليمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهيد را با صورتی خون آلود و با چشم بند در حالی که تمام بدنش درد می کرد به پای ميز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نيست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجوديش چقدر است او را بازجوئی می کند.

می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گويد: ديدم يک زن چادری را، که گفته می شد شعار يا حسين سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هيکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با يک زن نا محرم و در پيش چشم مردم اين گونه رفتار می کنيد... بازجو سخنش را قطع می کند و می گويد: جفنگ نگو!
ديگر چه بگويد اين دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است اکنون از نظرآنان جفنگياتی بيش نيستند.

جواد ديگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.
... و چه می دانی که جواد کيست و اکنون به چه می انديشد و در درون خود چه می کشد.


 
 

خداوند رحمت واسعه ی خويش را بر اين پدر رنج کشيده و سيد جليل القدر که عمر خويش را در جهت کسب رضايت پروردگار سپری نمود، نازل فرمايد و شهدای والامقام آن خاندان معزز را با شهدای کربلای حسينی محشور گرداند.
خبرنگاران سبز/سیاست/بیانیه ها و مواضع:
عبدالله نوری، وزير کشور دولت اصلاحات، درگذشت ميراسماعيل موسوی را به فرزند ارشد آن مرحوم، ميرحسين موسوی، تسليت گفت و خطاب به وی نوشت: خداوند جنابعالی و خانواده مقاومتان را که از مصاديق آيه مبارکه "لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده – ۵۴) می باشيد، در مقابل تمامی رنج ها و مصائبی که در دفاع از عزت و کيان اسلام و ايران تحمل کرده ايد مصداق آيه شريفه "إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ" (زمر – ۱۰) قرار دهد.

به گزارش امروز، متن کامل اين پيام تسليت عبدالله نوری در پی می آيد:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی دام عزه

درگذشت پدر گرانقدر و بزرگوارتان را خدمت شما و ساير بازماندگان محترم تسليت عرض می نمايم.
خداوند رحمت واسعه ی خويش را بر اين پدر رنج کشيده و سيد جليل القدر که عمر خويش را در جهت کسب رضايت پروردگار سپری نمود و در دامان خويش انسانی مهذب، خدمتگذاری مخلص، روشنفکری ديندار و هنرمندی وارسته همچون شما را پرورش داد، نازل فرمايد و شهدای والامقام آن خاندان معزز را با شهدای کربلای حسينی محشور گرداند.

و جنابعالی و خانواده مقاومتان را که از مصاديق آيه مبارکه "لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده – ۵۴) می باشيد، در مقابل تمامی رنج ها و مصائبی که در دفاع از عزت و کيان اسلام و ايران تحمل کرده ايد مصداق آيه شريفه "إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ" (زمر – ۱۰) قرار دهد.

عبدالله نوری

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر