دهم اسفند روز بازداشت فخرالسادات محتشمی پور درکه برای اعتراض به بازداشت ميرحسين موسوی همراه با ديگر حاميان جنبش سبز، به خيابان آمده بودند بود و حالا با گذشت يک و ماه و نيم از بازداشت اش اين فعال حوزه زنان که در نبود همسر شجاعش مصطفی تاجزاده خود سکان دار خانواده بود خبر از اعتصاب غذای دوم وی در زندان اوين توسط داماد خانم محتشمی پور شنيده می شود.تنها دليل اعتصاب غذای وی که با وخامت حال ايشان همراه بود، اعتراض به شرايط نامناسب نگهداری همسرش در قرنطينه زندان اوين که شرايطی کاملا غير انسانی در آنجا حاکم است، بوده است. او خواستار آن شده است که همسرش مانند ديگر زندانيان سياسی به بند عمومی منتقل شود و شرايط يک زندانی معمولی برايش اجرا شود اما به دليل حساسيت فراوان همسر به شوهر، بازجويان اکثريت سوالاتشان را درباره مصطفی تاجزاده پرسيده اند تا فشار بيشتری به او وارد سازند.
خبرنگار کلمه در گفتگو با علی طباطبايی، داماد خانم محتشمی پور درباره آخرين وضعيت اين زوج زندانی و همچنين حال و هوای دو دختر آنها که نوروز امسال را به دور از پدر و مادرشان گذراندند پرسيده است.
بی يک ماه و نيم از بازداشت خانم محتشمی پور می گذرد آيا در اين مدت خانواده ايشان موفق به ديدار با وی شده اند ؟
بله، خوشبختانه با پيگيری های زيادی که انجام شد تا به حال به ايشان اجازه دو ملاقات با خانواده داده شده است. يکی قبل از سال نو و ديگری هفته گذشته و پس از اينکه به علت اعتصاب غذای اول دچار مشکل شده بودند.
خانم محتشمی پور همچنان در بند ۲ الف سپاه و در سلول انفرادی نگهداری می شود يا از اين بند به بند ديگری منتقل شده است ؟
ايشان کماکان در بند دو الف سپاه و در انفرادی نگهداری می شوند.
خبر دوبار اعتصاب غذای خانم محتشمی پور در سايتهای خبری منتشر شده است اين خبر ها تا چه حد درست است و اکنون ايشان چه شرايطی دارند ؟
بله، خبرها توسط خانواده ايشان منتشر شده و درست است. خانم محتشمی پوراز روز دوشنبه اول فروردين اعتصاب غذای خود را شروع کردند که متاسفانه پس از چند روز دچار ناراحتی شده و مجبور شده بودند به ايشان سرم وصل کنند و حتی برای اينکه به شکسستن اعتصاب غذا وادارشان کنند به دروغ گفته بودند که ترتيب ملاقات با آقای تاجزاده را داده ايم .
ولی طبق معمول خبری از ملاقات با آقای تاجزاده نبوده و تنها پدرشان را آورده بودند که خانم محتشمی هم به احترام پدر اعتصاب خود را شکسته بودند. ايشان از روز دوشنبه ۱۵ فروردين ماه هم اعتصاب غذای دوم خود را شروع کرده اند.
آقای طباطبايی ! از آخرين وضعيت روحی و جسمی ايشان برايمان بگوييد ؟
متاسفانه وضعيت جسمی ايشان مخصوصا پس از اعتصاب غذا اصلا مساعد نيست و مدتی هم تحت مداوا بوده اند. خانم محتشمی پور هم مثل آقای تاج زاده معمولا خيلی راجع به مشکلات جسمی خود صحبت نمی کنند ولی اين بار علاوه بر ضعف عمومی درد معده هم داشته اند. حالا هم که دوباره اعتصاب غذای خود را از سر گرفته اند شديدا نگران وضعيت جسمی شان هستيم.
ولی از نظر روحی خوشبختانه مثل هميشه استوار و محکم هستند و در هر دو ديدار از روحيه بسيار عالی برخوردار بوده اند و به دخترشان هم تاکيد داشته اند با صبر و استقامت اين روزها را سر خواهد کرد. اينکه در اين وضعيت و در انفرادی و تحت بازجويی کماکان بر پيگيری خواسته های خود مصر هستند و حتی بر برگه بازجويی هم عريضه نوشتن خود را ادامه می دهند نشان می دهد که از چه روحيه خوبی برخوردار هستند. در شعری هم که برای فاطمه دخترشان نوشته بودند از او خواسته بودند که مثل خودش به هرچه حصر و زندان است بخندد.
آيا اطلاع داريد که خانم محتشمی پور چه خواسته ای را از اعتصاب غذايش دنبال می کند ؟يعنی می خواهم بدانم با اين اعتصاب به دنبال تحقق چه خواسته يا خواسته هايی است ؟
خانم محتشمی پور خارج زندان هم که بودند با نوشتن عريضه ها و نامه های سرگشاده خود نسبت به وضعيت غيرقانونی نگهداری آقای تاجزاده اعتراض می کردند .آقای تاج زاده در اقدامی خلاف قانون پس از بازگشت به زندان به جای اينکه به بند عمومی منتقل شود و مانند ديگر عزيزان مدت محکوميت خود را در آنجا سپری کند به محلی که آن را قرنطينه می نامند منتقل شد، در آنجا ايشان از کمترين حقوق يک زندانی هم بی بهره است و هيچ تماسی با ديگر زندانيان ندارند .کسی هم خبری از وضعيت ايشان پيدا نمی کند که با توجه به وضعيت نامناسب جسمی که دارند، اين شرايط شديدا نگران کننده است.
مورد ديگر مساله مربوط به درمان پزشکی ايشان هست که خانم محتشمی پيگير آن بودند، آقای تاج زاده به گفته پزشکان خود زندان حتما بايد "ام آر آی" گردن انجام دهند تا در صورت لزوم هر چه سريعتر عمل جراحی گردنشان انجام شود.
ايشان در وضعيتی به زندان بازگردانده شدند که دوران نقاهت عمل کمرشان را می گذراندند و قطعا نياز به مراقبتهای پزشکی دارند. خانم محتشمی پور کلا درخواست شان اين بوده که ايشان به عنوان يک زندانی بايد از حقوق اوليه خود برخوردار شود. بايد حق ملاقات هفتگی و تماس تلفنی داشته باشند و طبق توصيه پزشکان از ايشان "ام آر آی" صورت بگيرد.
آيا به اين درخواستها تاکنون رسيدگی شده است و خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده در زندان ملاقاتی با يکديگر داشته اند ؟
خير . متاسفانه اجازه هيچ ملاقاتی داده نشده است. آقای تاجزاده هم همانطور که اشاره کردم اصلا وضعيت جسمی مناسبی ندارند. درد گردن، عمل کمر و بيماری نقرس آن هم در شرايط نا مساعد زندان و عدم دسترسی به امکانات پزشکی خيلی نگران کننده است. علاوه بر اينها شما در نظر بگيريد که آقای تاج زاده به دخترشان اعلام کرده بودند که در تمام اين مدت در اعتراض به برخوردهای غير قانونی روزه گرفته و بنا دارند تا به اين روزه های اعتراضی خود تا پايان اين وضعيت ادامه دهند.اينها همه خيلی نگران کننده است .
آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور هر دو عيد نوروز را در زندان و به دور از دختران شان سپری کردند حتما اين شرايط برای دختران آنها بسيار دشوار بوده است؟ کمی از حال و هوای اين خانواده برای مان بگوييد؟
نوروز بسيار سختی بود. خصوصا برای فاطمه دختر کوچکشان که با پدر و مادر زندگی می کند و با دستگيری مادرش کاملا تنها شده است، البته دوستان خيلی لطف می کنند و هميشه در کنار خانواده هستند ولی نبود همزمان پدر و مادر و بی خبری از وضعيتشان به شدت آزار دهنده است. عارفه( دختر بزرگتر ) هم که کلی برنامه ريزی کرده بود و حتی سوغاتی خريده بود که مانند عيد سال گذشته تعطيلات نوروز را ايران و کنار خانواده باشد و مطمئن بود که مثل سال گذشته به آقای تاج زاده مرخصی می دهند که نه تنها اين چنين نشد که مادرش هم بازداشت شد.
همسرم از اول سال تلفن را از خود دور نمی کند و هر روز منتظر تماس تلفنی پدرو مادرش است .اما متاسفانه اين وضعيت فقط مختص خانواده آقای تاج زاده نيست، نوروز امسال برای خيلی از خانواده ها نوروز سختی بود. به قول همسرم تنها فايده ای که نوروز امسال داشت اين بود که کمتر از ديگر خانواده ها خصوصا آنها که عزيزانشان را از دست داده اند خجالت می کشيديم .
در اين شرايط آيا آنها توانستند ديدار نوروزی با پدر و مادرشان داشته باشند ؟
فاطمه يکبار ملاقات داشته و مادرش يک تسبيح که با پوست پرتقال و نخ فرش درست کرده بوده به عنوان عيدی به او داده است ولی عارفه هنوز در حسرت يک تماس برای تبريک سال نو است.
آقای طباطبايی !وکلای پرونده دليل بازداشت خانم محتشمی و تداوم آن را چه می دانند؟ يعنی چه اتهامی تاکنون به ايشان تفهميم شده است ؟ ايا در اين باره اطلاعی داريد ؟
هنوز هيچ اتهام رسمی اعلام نشده است. ابتدا گفته شد که ايشان بايد پاسخگوی نوشته هايش باشد، يک تعداد اتهام مضحک هم از سوی رسانه های کودتا که معمولا مسئوليت تهيه کيفرخواست ها را بر عهده دارند منتشر و اعلام شد.
طبق معمول مواردی از لابلای نوشته های ايشان بيرون کشيده شده بود و به عنوان توهين و هتاکی عليه نظام مطرح شده بود. عباراتی مثل :" همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگير شد"، "رژيم ستمشاهی! شرايط بهتری برای زندانيان سياسی داشت"، "جرم خانواده تاجزاده فرياد زدن بر سر ظالم است" و يا " دانشجويان را فلهای میگيرند و میبندند" را به عنوان اتهام ايشان مطرح کرده بودند.
اما در آخرين ملاقات خانم محتشمی پور گفته بودند که بازجويی هايشان بيشتر در خصوص آقای تاج زاده و فعاليتهای ايشان بوده و اعتراض داشته اند که بازجوها بر خلاف آنکه سعی می کنند وانمود کنند که وی برای نوشته هايش بازجويی می شود اما به دنبال يافتن بهانه ای برای اعمال فشار بيشتر به آقای تاجزاده هستند.
در خواستی از مسوولان قضايی داريد ؟
خواسته اوليه خانواده، آزادی هر چه سريعتر خانم محتشمی پور و رسيدگی به درخواستهای به حق ايشان است. از آنجا که هيچ کس پاسخگو نيست، ما مسئولان نظام را مسئول سلامت هر دوی آنها می دانيم. ما انتظار داشتيم قوه قضاييه نسبت به موارد مطرح شده در عريضه ها و نامه های سرگشاده خانم محتشمی پور رسيدگی کند و پاسخگوی ايشان به عنوان يک شهروند معترض باشد .
ولی اين بار هم مانند دفعات گذشته فشارهای کودتا گران بر قوه قضاييه آن چنان زياد بوده که طبق روال گذشته به جای رسيدگی به شکايت، شاکی را متهم و محکوم می کنند تا خوش خدمتی خود را به مقامات نشان دهند. اين مورد در خصوص شکايت آقای تاج زاده از جنتی هم رخ داد و به محض آنکه آقای تاجزاده از جنتی به اتهام تقلب در انتخابات و تغيير آرای مردم تهران شکايت کردند، خودشان محکوم شدند.
همچنين در خصوص شکايت آقای تاج زاده و ديگر شاکيان از کودتاگران انتخاباتی هم باز شاهد همين برخورد بوديم با توجه به اين سابقه گمان می کنم قوه قضاييه می تواند با اقدام به آزادی زندانيان سياسی وجهه خود را به عنوان قوه ای مستقل ترميم کند در غير اين صورت بيش از پيش به اين تصور عمومی دامن زده خواهد شد که قوه قضاييه کشور تنها به اجرا کننده بی چون و چرای خواسته های نا مشروع حزب پادگانی در برخورد با مخالفانش بدل شده است.
و کلام آخر ؟
کلام آخر آنکه ما هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده زندانيان سياسی خواهان آزادی همه زندانيان سياسی دربند هستيم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر