-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

گفتار روزانه شنبه 9 امرداد ۸۹:فایل صوتی+ لینک فایل تصویری

سلام
لطفآ برای تماس با محسن سازگارا و فرستادن پیشنهادهای خود 
به آدرس زیر ایمیل بزنید:

فایل صوتی زیر به این ایمیل اتچ شده 
Mohsen_Sazegara_20100731_Audio.wma 
این فایل را می توانید از ایمیل باکس خودتان به کامپیوتر خود دانلود کنید و هم 
می توانید به دیگران فوروارد کنید 
2- 
فایل تصویری زیر نیز در گروه گوگل آپلود شد 
دوستان خارج از کشور لطفآ از سایت محسن سازگارا دانلود کنید 
3- 
بایگانی فایل ها

4-
منابع دیگر: 
وب سایت محسن سازگارا
فیس بوک:
یوتیوب: 




--
__________ اگر پس از اشتراک ایمیل های گروه را دریافت نکردید __________
لطفآ اگر پس از اشتراک ایمیل های گروه را دریافت نکردید پوشه اسپم را نگاه کنید
واگر ایمیل های گروه آنجا بود ایمیل ها را از اسپم در بیاورید
Select the box to the left of the emails and
click "Not spam" button on the top.
کار دیگری هم که می توانید بکنید درست کردن فیلتر و استفاده از
Label
برای پیدا کردن ایمیل های گروه است
_______________________ اشتراک _______________________
برای مشترک شدن در این گروه آدرس زیر را درست همینطور که هست کپی کنید
واز ایمیل باکس خود به این آدرس ایمیل بفرستید
mohsen_sazegara+subscribe@googlegroups.com
پس از فرستادن ایمیل به آدرس بالا، برای تأیید اشتراک ایمیلی از طرف گروه
دریافت می کنید که باید لینکی را که در آن ایمیل هست کلیک کنید
____________________ لغو اشتراک _______________________
برای خارج کردن ایمیل خود از گروه از میل باکس خود به آدرس زیر ایمیل بزنید
mohsen_sazegara+unsubscribe@googlegroups.com

Posts from Khodnevis for 07/31/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



آشتی ملی ، آرمان مغفول!

از یاد نمی بریم که در سی و یک سال گذشته سیاست‌ها و عملکرد رژیم جمهوری اسلامی چه هزینه‌هایی گزاف بر گرده ملت تحمیل کرده است.

تمام آنانی که به نوعی در حد بضاعت برای نفی این استبداد هزینه داده‌اند قابل ستایش و احترامند.

چه آنان که جانشان هزینه سیاست‌های اشتباه سی و یک سال پیش شده و چه کسانی که کاشانه شان دیگر محل امنی برای زندگی نبود و سر به خاک غربت نهاده‌اند.

از همان ایام ابتدای زوال سلطنت و سر آغاز این محنت دوباره آنچه قربانی شد هموطن خواهی و ملت پنداری ایرانیان بود. آتش خشم انقلابیون شعله‌هایش زن بی‌خانه را جزغاله می‌کرد و تیغش زبان گوینده خوش آوای سیمای طاغوت را به قیاس تیزی می‌طلبید.

آزادی بی حصر لشکر پیروز، آنان را به عرش برده بود و خود را متعالی می‌پنداشتند. درختان خیابان ولی عصر هم بلندیشان غنیمتی بود برای برافراشتن آنانی که گویی این اشتیاق برای آزادی را بر نتابیده بودند و هوس پرواز دادن‌شان بر فراز آن درختان مردم انقلابی را وسوسه می‌کرد.

اندکی بعد شادی خیل انقلابیون به سر فصل جدیدی رسید. اگر رویای آب و برق مجانی رنج مقابله با دژخیمان سلطنت را بر مردمانی آسان می‌کرد اما مقام انسانیت را در زبان بستگی برایشان معنی کردند. اگر آن امت در انتظار ماه روز را به شب می‌گذراندند تا صورت امام‌شان را در مهتاب رصد کنند اینک این شب وطن آنچنان مداوم و دهشتناک شده که کورسو ستاره ای نیز غنیمت گریز از ملال تیرگی هاست.

همه پدیده‌ها از نو تعریفی انقلابی می‌یافتند.

چه جوانها که لذت تابش تشعشعی از طلوع روشنی را پس از دیرگاهی سیاهچال نشینی تنها در زیر چوبه دار لمس کردند و حتی بودند آنهایی نیز که از این حداقل محروم و چشمبندهای‌شان پس از تیر خلاص از چشمشان باز می‌شد. مردمانی اعدام می‌شدند تا یا سزای عملشان شود و یا شهادتی بر حقانیت احکام اسلامی باشند.

دیری نپایید که این تحفه روحانیون والی آنچنان خواستنی نمود که هشت سال برای تحمیل چشم دیدنی به ملت همسایه جوانانمان خون می‌دادند اما بعث نمک نشناس سوغات امام مقدس را بازنکرده پس می‌فرستاد. یادمان هست که غریو الله و اکبر مردم مجری احکام خداوندی را بر سر شوق می‌آورد تا تازیانه‌اش را آنچنان فرود آورد که جنبشش در هوا به دل پر حرارت ناظرین نسیمی خنک ارزانی کند.

در این سی و اندی سال بد روزگاری را از سر گذرانده‌ایم.

چه مادرها که سیاهپوش جوانانشان شدند و چه دفترها که به جوهر خون قلمداران رنگین شد.

چه سفره ها که از نان تهی شد و چه خانه‌ها که متروکه از خوان نشینی و شادی شدند.

بسیار کسان که در جستجوی آرمانشان گلوله بر سینه دیدند و دیگرانی که فارغ از هر تعلقی هراسان خود را در میان اجنبی و در غربت باز یافتند. یاد بیاوریم آنچه بر ما همگی رفته است. اگر از حاصل آنهمه امیدواری اینک به جمعیتی تنها سرخوردگی و عقده قسمت کرده‌اند هستند نو جوانانی که از این نیز بی‌نصیب مانده و سرگردان میان هیچ از دایره قسمتند.


چه آنان که در وطن در زیر نعلین و چکمه دیکتاتور له شده‌اند و چه هموطنانی که در غربت حسرت وطن را با خود دارند.

روز اول این انقلاب هر آرمانی هم که داشتیم اما آشتی ملت را در سر نمی گذراندیم. از یاد برده بودیم که آرمانمان یک ملت آزاد بود. امت تعاریف گنگی داشت که هم معنایش را نفهمیدیم و هم ملت را از معنی تهی می‌کرد. اشتیاق مجازات حریص‌مان کرده بود به خشونت و خونریزی و از همان ابتدا گویی پذیرفتیم که ما یک ملت نیستیم بلکه تقسیم شده بودیم به فاتح و مغلوب.

دیگرانی هم که فتح اکثریت مسلمان ولایت مدار را تاب تحمل نداشتند و یا در ستایشش گردن نمی‌گذاشتند محکوم به فنا بودند حتی اگر ملتی در آن سوی جهان بوده و برای خود اقتداری داشتند. مرگ بر این و آن رایج هر زبان بود و می‌چرخید تا قربانی ها را بجوید. دشمن از در هر کنار و گوشه‌ای از چشم تیزبین انقلابیون دور نمی‌افتاد.

ما هموطن نداشتیم از همان ابتدا جمعی طاغوتی بودند، عده ای منافق، مستکبر، کافر، زمین خوار و یا صهیونیست و این اواخر هم جاسوس‌ها در هر کجا کشف و معدوم می‌شدند.

اما جای شکرش باقی که گویی در این محنت مکرر روزن امیدی به چشممان روشنی داده است.

یک سال است که آفتابی سبز تاب طلوع کرده با وسعتی که بر سر هر ایرانی در هر کجای گیتی نور افکنده است.

به این استعانت آنان که جلای وطن کرده‌اند و دیگرانی که تحمل ستم می‌کنند همه می‌خواهند ملتی باشند در زیر بیرق سه رنگ سبز و سفید و سرخ ایران. اینک هیچکس بر دیگری مقدم نیست. همه در محضر یک رژیم تمامیت خواه در حکم بدهکار هزینه ها به قدر توان خود پرداخته‌اند. چقدر رویای شیرینی است که هموطن فارغ از مرام و توان ایران را سرشار از عطوفت انسانی تصویری از یک ملت بزرگ و آرام ترسیم کند.

ما از کینه توزی‌ها و مکتب محوری درس‌هایی گرفته‌ایم از روزگار اخیرمان که حتما اشتیاقی به تکرارش نداریم و تصورش نیز محزونمان می‌کند.
ایران را برای همه ایرانیان می‌خواهیم ولو آنکه هموطنمان همچنان مقلد فقیه باشد و یا دیگری سرخورده از دین باوری اساس مذهب چون ریسمانی سیاه و سفید بترساندش!

کافر و مسلمان را با هموطن خوانی بی رنگ و اثر می‌کنیم. همه می‌خواهیم همدیگر را دوست بداریم و فارغ از خشونت محقیم که باورمان را تبلیغ کنیم تا در فردایی آرام تعریف صحیحی از یک ملت باشیم.

آشتی ملی می‌تواند اساس هر کنشی حتی در تقابل با جنایتکاران زمانه باشد.

آنچه در این سال‌ها از سر گذراندیم درس عبرتی شده است که مطمئنا هیچکس مایل به آزمودن چند باره آن نیست.

همه ما هر چه هستیم و هر رنگ به خود داریم اما می دانیم که طی طریق تا آینده ای متعلق به ملت ایران یک سد و مانع دارد و آن را در سایه اتحاد از میانه برداشته و فردای ایران و ایرانی را قربانی خصومت‌ها و خود برتر بینی‌ها نمی‌کنیم.

باور داریم که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود.

گناه و جنایات را می‌سپاریم به مجازات قانون و در سایه آشتی ملی و هموطن پنداری همه ایرانیان فرصت انتخاب را برای یک ساختار مناسب حکومتی فراهم خواهیم آورد. اگر آشتی ملی فراتر از هر منش آرمان سینه سوخته‌گان استبداد باشد حتما فردایی نو را در پیش خواهیم داشت.
هر کس به نوبه خود در این میانه خسران دیده است.


 


جمهوری دموکراتیک، آری یا نه؟

پرسش« جمهوری اسلامی، آری یا نه؟» در سال۱۳۵۸  «تناقضی نظام ناپذیر» را به جان ملت ایران انداخت که تا انهدام این ملت و تجزیه کشور به اقوام و ملل وحدت ناپذیر از حرکت بازنخواهد ایستاد. اما «زخم با همان نیزه ای بهبود می یابد که بدان زخم زده است»(شلینگ) بنابراین تنها یک پرسش مشابه می‌تواند نقطه پایانی بر این روند تخریب باشد: جمهوری دموکراتیک، آری یا نه؟


 سی و یک سال است است ملت ایران بدون نظام و دولت زیست کرده است و به تعبیر هانا آرنت ما «مردمانی بی دولت» بوده‌ایم. دسته‌های پراکنده و مختلفی از گانگسترها یا به قول نیچه «کلافی از ماران سر در خویش که با یکدیگر کمتر در آسایش بوده‌اند» بر سرنوشت این ملت مسلط بوده‌اند و هرگز به آنچه خود قانون اساسی نامیده‌اند وقع و اعتباری ننهاده‌اند. حشاشیون تنها با ریش سفیدی و کدخدامنشی مشکلات کشور را به تعویق انداخته‌اند و مشکل روی مشکل تل انبار کرده‌اند.


 این کشور نیاز به نظام و قانون اساسی و حکومت قانون دارد و آنچه امروز در جریان است ستیز«حکومت شرع» و نهاد شورای نگهبان با «حکومت قانون» وپارلمان است. شورای نگهبان نمی‌تواند به تنهایی با اتکاء به شش فسیل عمامه به سر حکومت کند. شورای نگهبان بدون سپاه پاسداران و فرماندهی کل قوا ولی مطلق العنان فقیه یک ساعت هم دوام نمی‌آورد و مجبور است حکومت شرع را واگذارد و بگریزد. اینهمه نهادهای نظامی و اقتصادی زیر نظر رهبر معظم انقلاب از نیروهای پنج گانه سپاه و بسیج گرفته تا بنیاد ۱۵خرداد و بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و....پشتوانه‌های شورای نگهبان و حاکمیت شرع‌اند و انحلال شورای نگهبان بدون انحلال آنها یاوه‌گویی ست.


شورای نگهبان به عنوان «استبداد دینی نهادینه شده» سابقه‌ای یکصد ساله دارد نه سی و یک ساله. مشروطه خواهان بنیان‌گذار آنند، نه خمینی کبیر. بلکه می توان گفت خمینی با تاسیس مجمع تشخیص مصلحت آنرا تضعیف کرده است. با تصویب متمم قانون اساسی مشروطه به دست مشروطه خواهان استبداد دینی بنیانگذاری شد. شورای نگهبان شاهکار مشروطه خواهان است و آنها حق نظارت استصوابی را به فقها دادند.


سران جنبش سبز مدعی‌اند که ما «انتخابات آزاد»می‌خواهیم ولی بدون انحلال شورای نگهبان! آنچه بدست می‌آید چیزی جز«انتخاباط آزاد» نیست. نفس وجود شورای نگهبان،«نظارت استصوابی»ست. رد قانون مصوب پارلمان به نمایندگی از شرع اگر نظارت استصوابی نیست پس چیست؟ سران جنبش سبز اگر راست می‌گویند به جای شعار «انتخابات آزاد» که احمدی نژاد و سپاه پاسداران هم با آن موافقند چون یک شعار انتزاعی و توخالی ست باید «انحلال شورای نگهبان»را درخواست می‌کردند ولی انحلال شورای نگهبان عملا معادل انحلال کل نظام و تغییر ماهیت اسلامی آن است. روده درازی درباره«مجلس در راس نظام است» در حالی که هنوز باور داریم «شورای نگهبان در راس نظام است» و نخواهیم این باور را به چالش بکشیم فقط فریب و سرگرم کردن مردم است.


از آنجا که شورای نگهبان مهم‌ترین اصل از اصول مربوط به اسلامیت نظام است مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی الی الابد غیر قابل تغییر است بنابراین انحلال شورای نگهبان تنها با براندازی نظام ممکن است. از طرفی موسوی و کروبی موافق انحلال شورای نگهبان نیستند بنابراین چاره ای جز خداحافظی با موسوی و کروبی نداریم هرچند تلخ است.


جمهوری اسلامی یک تناقض نظام ناپذیر بود و پروسه حل این تناقض با یک پرسش رفراندم گونه آغاز شده است: جمهوری دموکراتیک، آری یا خیر؟


پاسخ به این پرسش عیار دموکراسی‌خواهی  هر گروهی را نشان می دهند. نتیجه "آری گویی" به این پرسش نه ارتجاع به پیش نویس ۵۸ بلکه اصلاح انقلابی در نهاد های موجود کشور و نوشتن یک قانون اساسی تازه است. اگر قانون اساسی موجود را به عنوان نقطه شروع در نظر بگیریم تغییرات زیر کمترین اصلاح آن است:


۱-حذف شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام


۲-حذف منصب رهبری و ولایت فقیه


۳-حذف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


۴-حذف نهادهای موازی اقتصادی


۵-تغییر نام قوه مقننه


۶-تغییر در سیستم مدیریت قوه قضائیه


۷-اعاده نهاد نخست وزیری


۸-حذف قیود ایدئولوژیک از مواد مربوط به حقوق ملت


۹-مقید کردن دولت به حقوق بشر


از آنجا که موسوی و کروبی با این موارد موافق نیستند و نمی‌توانند ما  را همراهی کنند، اپوزیسیون معتقد به «حکومت قانون» فارغ از اینکه خود را چپ، راست، لائیک، سکولار، نئوسکولار، سکولار سیاسی و هر چیز دیگری از این قبیل بدانند به صرف باور به «حکومت قانون»(که من آنرا در مقاله "حکومت قانون،حلاجی مفهوم سکولاریزم" تشریح کرده‌ام) باید «کنگره ملی» را برای تدوین قانون اساسی جدید تشکیل دهند. به علاوه وظیفه رهبری و هماهنگی آکسیون های اعتراضی نیز به عهده کنگره ملی ست. راه ما ازکسانی که به «حکومت شرع» اعتقاد دارند جداست.


 


 


نامه سرگشاده عبدالحسین هراتی به مهدی کروبی: «امام شما کسی بود که می‌گفت حدود اختيارات ولايت فقيه همان حدود اختيارات خداوند تبارک و تعالی است»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:


هو الحق
سرور گرامی مهدی کروبی

چندی پيش نامه‌ای از شما خطاب به آقای موسوی اردبيلی منتشر شد. سوال محوری شما در آن نامه موضوع قتل عام زندانيان سياسی در سال ۶۷ به دستور «حضرت امام» (۱) بود. مدتی منتظر مانديم که ايشان جوابی به آن نامه بدهند که متاسفانه از طرف ايشان جوابی داده نشد و اين خود بر حجم ابهامات موجود افزود.

از اينکه شما و مهندس موسوی عزيز پيوسته در سخنان خود از«امام» ياد می‌کنيد، من و بسياری ديگر در رنج بوده‌ايم اما پيوسته خود را اينگونه توجيه می کرده‌ايم که شرايط مبارزه در ايران چنين اقتضايی دارد و لذا خون جگر می خورديم و سکوت اختيار کرده بوديم، اما سخنان اخير آقای مهاجرانی که در آن فرموده بودند: هر کس امام و روحانيت را قبول ندارد متعلق به جنبش سبز نيست، طاقت از کف ربود. منتظر بودم که جوابی به اين سخن سخيف از طرف رهبران جنبش داده شود که خوشبختانه دو سه روز پيش موسوی عزيز اين جواب را داد و گفت که هرکس در هر کجا از عدالت طرفداری کند عضو جنبش سبز است.

ابتدا اجازه دهيد يک نکته را روشن کنم و آن اينکه من حضرت عالی و آقای مهندس موسوی و خانم زهرا رهنورد را اکنون مصاديق عالمان قائم به قسط مي‌دانم که خداوند آنان را در کنار پيامبران نشانده و وجود آنان را شاهد بر کلمه توحيد دانسته است.

شهد الله انه لا اله الا هو والملايکه واولو العلم قايما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحکيم(سوره آل عمران)

اما جناب کروبی عزيز، من دفاع شما و بخش عمده‌ای از دوستان اصلاح طلب از «امام خمينی» را نمی‌فهمم. از اين جهت می‌گويم نمی‌فهمم که هنوز باب گفتگويی در اين باره گشوده نشده و هنوز ايشان در زمره تابوهای اصلاح طلبان است و متأسفانه برخی دوستان ما حتی جرأت فکر کردن در باره وی را به خود نمی‌دهند، و البته اولين سوال بنده در همينجاست که آيا اينکه کسی به خود مجال و جرأت فکر کردن در مورد فردی را ندهد، اين خود از مصاديق شرک نيست؟

و البته خوشحالم که شما دلاور جنبش سبز اين مرز را نيز شکستيد و مجال گفتگو در باره ايشان را باز کرديد.

برادران من! شما امروز مصداق اين دعوت و امر پيامبر به مومنين هستيد که بدانها گفت: موتوا قبل ان تموتوا (بميريد قبل از آنکه بميريد)، و شما به واقع چنين کرده‌ايد پس چرا قدم آخر را بر نمی‌داريد؟

آری: مهدی کروبی دهه شصت، نماينده «امام» در بنياد شهيد و کسی که به امر ايشان زندان‌های خصوصی داشت، رئيس مجلس سوم که حتی اجازه سخن گفتن به نمايندگان مستقل را نمی‌داد و نماينده‌ای را تنها به دليل اينکه سخنانش بوی انتقاد از«امام» را مي‌داد از مجلس با خشونت و وضعيتی تحقير آميز بيرون کرد، ديگر مرده است.

دهه شصت تونل وحشت تاريخ معاصر ايران بود. دهه‌ای که همه خشونت‌ها و جنايت‌ها و تحجرها و بدعت‌های غير انسانی و ضد توحيدی و شرک آلود آن به نام " امام خمينی" در تاريخ ما ثبت و ضبط شده است و کسی را يارای پاک کردن آن از اين تاريخ نيست.

آری خداوند اين توفيق را به مهدی کروبی داد تا قبل از مرگ بميرد و در رستاخيز عدالتخواهی اين ملت دوباره زنده شود و به پا خيزد و چهره نامدار و قهرمان اين رستاخيز گردد. موتوا قبل ان تموتوا. آری بميريد قبل از آنکه بميريد.

ما آن مهدی کروبی را دفن کرده‌ايم. آن مهدی کروبی که همراه با سيد احمد خمينی و روحانی درباری سيد حميد زيارتی موسوم به روحانی، در لجن مال کردن منتظری از هيچ چيز دريغ نکرد، اکنون مرده است و تورا به خدا نه در زنده کردن او و نه در زنده کردن «امام» نکوشيد که اين «امام» زنده شدنی نيست بلکه افيون مرگی است که طرفداران خود را به محاق نيستی مي‌کشد.

يقدم قومه يوم القيامة فاوردهم النار و بئس الورد المورود (سوره هود-۹۸) طرفداران خود را پيشوايی مي‌کند و در رستاخيز آنان را به آتش می‌افکند و چه بد ورودی و چه بد وارد شوندگانی.

اين داستان همه طاغوت‌ها و پيروان آنان است.

الم تر الی الذين بدلوا نعمت الله کفرا و احلوا قومهم دارالبوار (سوره ابراهيم-۲۸) آيا نديدی کسانی را که نعمت‌های خدا را به کفر تبديل کردند و مردم خويش را به ديار نيستی راندند.

خدايا، اين قرآن تو چه بزرگ است، گويی اين آيه همين امروز در مورد «امام خمينی» و خامنه ای نازل شده است.

مهدی کروبی دهه شصت مرده است و ديگر برای ما وجود ندارد.

همانگونه که جندب ابن جناده‌ی راهزن و سرکرده قبيله وحشی غفار در بيت ارقم مرد و از پس آن واقعه خورشيد ابوذر بر قله کوه صفا طلوع کرد و ديگر هيچ کس اثری از جندب نيافت. آری مهدی کروبی دهه شصت ديگر نيست. او مرده است، همانگونه که آن حاکم ستمگر در بلخ از پی واقعه‌ای به خود آمد و سر به صحرا گذاشت. از آسمان صحرا عشق باريده بود. پای او به عشق فروشد آنگونه که پای مرد به گل فرو می‌شود. آن حاکم ستمگر در آن صحرا مرد و از پس آن مرگ خورشيد ابراهيم ادهم طلوع کرد.

کروبی عزيز، موسوی عزيز

تا به کی ميخواهيد با اين تناقض زندگی کنيد؟

کجای امروز شما به «امام خمينی» و افکار او واعمال او شباهت دارد؟

آيا شما ولايت مطلقه را قبول داريد؟ بگوييد تا ما تکليف خودمان را بدانيم!

آيا شما جنايات سال ۶۷ را تأييد می کنيد؟ به خدا قسم مي‌دانم که نمی‌کنيد و حتی اگر روزی خدای ناکرده از زبان شما بشنوم که آنرا توجيه می‌کنيد باز نيز قسم خواهم خورد که در نفس خود از آن متنفريد و به توجيه پناه آورده‌ايد.

وای از پناه آوردن به توجيه. مبادا، مبادا، مبادا که به چنين کجراهه ای دچار شود جنبش سبز ما.

آيا شما شکنجه‌های درون زندان‌های دهه شصت را تأييد می‌کنيد؟

بخدا قسم آنچه که در کهريزک اتفاق افتاد مصداق کوچکی بود از شکنجه‌ها و کشتارهای دهه شصت در زندانهای «امام خمينی».

مگر نبود که بدليل وجود اين حکم فقهی که نمی‌توان دختر باکره را اعدام کرد ابتدا با تکيه بر سرفصل فقهی «نکاح فضولی» با حکم «قاضی شرع»، آن چهارمی لعنتی از «ولات اربع»(۲)، به دختران معصوم در زندان تجاوز می‌نمودند و سپس آنان را اعدام می‌کردند؟

آيا جنايتی بالاتر از اين سراغ داريد؟

اگر کسی ادعا کند که «امام خمينی» نمی‌دانست که در زندان‌هايش چه می‌گذرد به او خواهم گفت که نه اين حقيقت نيست، چون شاهد عادلی وجود دارد که می‌گويد هرچه می‌گذشته است ايشان از ريز و درشت آن مطلع بوده است و آن شاهد عادل بدليل اعتراضاتش به همين جنايت‌ها نهايتا مورد غضب و خشم «امام خمينی» و حصر خانگی قرار گرفت. مگر هم او نبود که برای ايشان نوشت که وزارت اطلاعات شما از ساواک بدتر است. بله منتظری را می‌گويم. مگر هم او نبود که بدليل مبارزاتش با اعمال و عقايد خشن و نابهنجار «امام خمينی» به قهرمان ملت ايران و جنبش سبز تبديل شد؟ مگر منتظری نگفت که ولايت مطلقه شرک است؟ و مگر «امام خمينی» واضع تئوری ولايت مطلقه نبود؟

مهدی عزيز، دلاور جنبش سبز، دلمان می‌خواهد نظر تو را نيز در مورد ولايت مطلقه بدانيم.

در اينکه جنبش سبز منتظری را پدر معنوی خود می‌نامد برای صاحبان خرد و بصيرت پيام‌هايی است. ديگر مردم با چه زبانی بايد بگويند که خمينی را و خشونت‌هايش را و عقايد شرک آلودش را دوست نمی‌دارند. چگونه بايد بگويند تا کسانی مانند آقای مهاجرانی که تجاهل می‌کنند اين مسئله را دريابند؟

از دوستان سازمان مجاهدين انقلاب سوالی دارم.

آيا نمی‌خواهيد ماجرای اختلافی را که در نيمه ابتدايی دهه شصت در سازمان رخ داد و نهايتا منجر به آن فتوای عجيب «امام خمينی» شد را برای مردم بگوييد؟

اجازه دهيد من آن بخشی را که مي‌دانم بگويم و اگر غلط بود شما مرا تصحيح کنيد.

در سال‌های اوليه دهه شصت بين اعضای سازمان اختلافات جدی نظری و عملی پيش آمد. از طرف سازمان از «امام خمينی» درخواست شد که نماينده‌ای از طرف خود جهت حل مسائل برای سازمان معرفی کنند و ايشان آقای راستی کاشانی را معرفی کردند. سازمان از طريق آقای راستی کاشانی از ايشان استفتاء و سوال نمود که: حدود اختيارات ولايت فقيه تا کجاست؟

و ايشان جواب دادند:

«بسمه تعالی حدود اختيارات ولايت فقيه همان حدود اختيارات خداوند تبارک و تعالی است.»

حال من از شما کروبی عزيز، موسوی عزيز و دوستان سازمان مجاهدين انقلاب سوالی دارم و آن اينکه آيا اين فتوا عين شرک نيست؟

آيا خطاب اين آيه قرآن به ما نيست که می‌فرمايد: واذ اخذ الله ميثاق الذين اوتوا الکتاب لتبيننه للناس و لا تکتمونه (آل عمران- ۱۸۷). و آن هنگام خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شد پيمان گرفت که آنرا برای مردم تبيين کنند و حقايق آنرا کتمان و پنهان نکنند. آيا اين فتوای شرک آلود بر خلاف نص صريح قرآن در سوره توحيد نيست؟ که می‌گويد: ولم يکن له کفوا احد (سوره توحيد-۵). (برای خداوند هيچ همان و همتايی وجود ندارد).

آيا اين مضحک نيست که موجودی که محکوم به بيماری و مرگ و فرسودگی در عقل و جسم است ادعا کند که حدود اختياراتش همان حدود اختيارات خداوند تبارک و تعالی است؟ آخر «حضرت امام» چه چيز شما به خدا می ماند که اختياراتتان همان اختيارات او باشد؟


جاودانگی شما شبيه به اوست؟

علم شما شبيه به اوست؟ قدرت شما شبيه به اوست؟

شايد بگوييد آری. انا احيی و اميت. (من آنقدر قوی هستم که می کشم و يا محکوم به مرگ را می بخشم). و آنگاه من به پيروی از پيشوايم ابراهيم بت شکن کلمات او را به شما خواهم گفت: فان الله یأتی بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب. بله به همين سادگی فبهت الذی کفر
خلاقيت شما شبيه به اوست؟




که اختياراتتان شبيه به او باشد؟

البته اين ادعاها در تاريخ زياد شده است، ايشان هم يکی. اگر هيچ دليل ديگری وجود نداشته باشد جز همين يک ادعای ايشان، کسی چون من از نظر دينی و وجدانی اين حق را می‌يابد که «حضرت امام خمينی» را طاغوت خطاب کند.


کروبی عزيز آنچه که بيش از همه مرا وادار به نگارش اين نامه کرد نامه شما به آقای موسوی اردبيلی بود و چه خوب مخاطب خود را يافته‌ايد. ايشان در سال ۶۷ در مقام رياست قوه قضائيه نامه ای دارند به «امام» با اين مضمون که حکم قتل عام شما در مورد زندانيان سياسی فقط شامل زندانيان تهران می‌شود و يا در مورد شهرستانها هم اين حکم جاری است؟ «حضرت امام» در پاسخ فرمودند: اين حکم در مورد شهرستانها هم هست.

اين نامه و جوابيه آن را می‌توانيد در خاطرات همان کسی که بحق پدر معنوی جنبش سبز است، ببينيد. لذا بد نيست که آقای موسوی اردبيلی نيز راجع به اين نامه و جوابيه آن توضيح دهند تا مسائل اندکی روشن‌تر شود.

آيا آنروز هم مثل امروز همه کارها را از بالای سر قوه قضائيه انجام مي‌دادند و قوه قضائيه مانند امروز تنها ابزاری بوده است در دست رهبر و وزارت اطلاعاتش؟ آيا آقای موسوی اردبيلی هيچ اختياری از خود نداشته و فقط مترسکی بوده در قوه قضائيه مانند آقای لاريجانی؟

آقای موسوی خوئينی‌ها چطور؟

ايشان در آن زمان دادستان انقلاب «امام» بودند. ايشان از قتل عام زندانيان و آنچه در زندان‌ها می گذشت چه می‌دانند و چقدر مطلعند؟

به صلاح همه است که اين مسائل هرچه زودتر روشن شوند.
پاکی شما شبيه به اوست؟

البته ميدانم که دوستان ما در ايران درگير مبارزه‌ای سخت با حاکميتی بسيار خشن و خونريز هستند و لذا انتظاری در مورد پاسخ به سوالاتی که مطرح کرده‌ام از داخل ايران ندارم اما خوشبختانه ما در خارج از کشور يک آقای اطاق فکر(مهاجرانی) داريم که خود را سخنگو و نماينده تام الاختيار جنبش سبز مي‌داند و حتی مي‌تواند افراد را مميزی کند و بگويد چه کسی عضو جنبش سبز هست و چه کسی نيست. لذا از ايشان می‌خواهيم تا به شکرانه‌ی اين نعمت که در ساحل امن نشسته‌اند و خطری ايشان را تهديد نمی‌کند، پاسخ سوالات ما را بدهند.

با آرزوی سلامتی برای شما و موسوی و خاتمی عزيز، و خانم زهرا رهنورد که به حق اسوه و الگوی اين جنبش است. و به اميد پيروزی جنبش سبز مردم ايران

بعد از تحرير:
ديروز هنگامی که می خواستم اين نوشته را برای انتشار ارسال کنم، در سايت وزين جرس به نامه ی صدرحاج سيد جوادی عزيز برخورد کردم. اين پير بزرگوار نور چشم ماست اما حقيقت گرانقدر تر است. از مضمون نامه ايشان ميتوان اينگونه استنباط کرد که حضرت ايشان برحذر داشته اند سخنانی از جنس آنچه که من در اين نامه آورده ام. ايشان فرموده اند که مواضع متخذه در خارج بهتر است همگون با مواضع داخل باشد.
من به اين عزيز و ديگرانی که اينگونه فکر می کنند بايد عرض کنم که:
ميدانيم که متفکرين جنبش در داخل امکان گفتن بسياری سخنان را ندارند در عين اينکه بسياری از مسائل و حقايق هستند که بايد تبيين گردند والا در آينده مسئله ساز خواهند شد. پس بگذاريد ما در خارج اين سخنان را بگوييم.

اگر افکار و انديشه هايی که صاحبان آن افکار مدعی پيشوايی جماعت های انسانی هستند، در هنگام بروز، نقد نشوند، آنگاه تاريخ و روزگار آن انديشه ها را نقد خواهد کرد. و نقد روزگار چه پر هزينه است!

من متعجبم از شما که روزگار قبل از انقلاب را ديده ايد، چگونه امروز دوباره ما را اينگونه راه نمايی می فرماييد؟!
سالها پيش از وقوع انقلاب اسلامی "حضرت امام" همه سخنان خود را در کتاب "ولايت فقيه" و فاجعه بار تر از آن درکتاب "کشف الاسرار" گفته بود. اما مگر در آن روزگار کسی جرات اين را بخود ميداد که آن انديشه های سخيف را نقد کند؟

اگر کسی چنين جسارتی ميکرد بلافاصله متهم به اين ميگرديد که عامل ساواک است و دشمن است و....
حاصل عدم نقد آن انديشه ها چه شد؟؟

تاريخ آن انديشه های بغايت ارتجاعی را نقدی خونين کرد و روزگار بر سياهی هايی که ما حاضر نشديم با عقل خويش بر آنها اندکی پرتوی از روشنی بی افکنيم، خورشيد افکند، و رسوايی آن انديشه های سياه را تا ابد بر همگان آشکار نمود، اما با چه هزينه ای برای يک ملت!!؟؟

صدر عزيز که جايگاهت بر صدر ديدگان ماست، آيا شما مجددا ما را به همان راهی که چنين آزمون بدی پس داده است فرا ميخوانيد؟ مجددا سکوت مصلحت آميز؟ و فروبستن چشمان بر اشتباهات دوستان؟ فراموش کرده ايم که اين اشتباهات ميتوانند دوستان امروز را به دشمنان خونين فردا تبديل کنند؟ مگر يک بار اينطور نشد؟ حال چه اشکالی دارد که افکار دوستانمان را امروز در کمال متانت و با حفظ همه دوستی ها طرح و نقد کنيم؟

بخدا قسم که من حرمت اين قلم را پاس خواهم داشت و جز آنچه را که حقيقت می پندارم و نه مصلحت، خواهم گفت و اين بار از هيچ چيز نخواهم هراسيد تا در روز رستاخيز ملت ايران در مقابل اين ملت و در قيامت عظمی در مقابل خداوند شرمنده نباشم. نه، اين بار ديگر داستان گذشته نبايد تکرار شود.

همه افکار و انديشه ها و اعمال، متعلق به هر کسی، در زمان ظهور بايد نقد شوند و نه در هنگام نشستن بر مسند حکومت.

ارادتمند همه بزرگان و دوستان
عبدالحسين هراتی

-------------------------
۱- کلمه امام در قرآن غالبا به معنی پيشوا بکار برده شده است. اين کلمه در قرآن هم با بار مفهومی مثبت آمده است و هم با مفهوم منفی. بعنوان مثال در سوره قصص آيه ۴۱ با مفهوم منفی آمده و در سوره سجده آيه ۲۴ اين کلمه با مفهوم مثبت بکار گرفته شده است.
وجعلناهم ائمة يدعون الی النار ويوم القيامة لا ينصرون (سوره قصص، آيه ۴۱). ايشان را امامانی قرار داديم که بسوی آتش دعوت می کنند و در روز رستاخيز ياری نمی شوند.

وجعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا وکانوا باياتنا يوقنون (سوره سجده آيه ۲۴). هنگامی که از خود مقاومت نشان دادند در ميان آنها امامانی قرار داديم که با فرمان ما ديگران را هدايت می کردند و به آيات ما يقين داشتند.

۲- از نظر فقهی عقد فضولی در حوزه نکاح به اين مفهوم است که درمورد کودکان غير بالغ، پدر، جد، ولی شرعی و حاکم شرع (که به ايشان ولات اربع گفته می شود)ميتوانند بدون اطلاع و اجازه آن کودک وی را به نکاح ديگری در آورند و آن ديگری ميتواند از آن کودک لذت جنسی ببرد. "امام خمينی" در تحرير الوسيله می فرمايند که اين رابطه تا کودک شيرخوار برقرار است.
فارغ از اصل اين حکم که بسيار ضد انسانی است سوال اين است که آيا دخترانی را که با چنين توجيه فقهی به آنان تجاوز می شد و پس از ازاله بکارت آنان را اعدام می کردند، نا بالغ بودند؟ و يا خود به اين رضايت می دادند که بر سرشان چنين بلايی آورده شود؟ طاغوت يعنی همين. يعنی طغيان گری که به هيچ حدی از حدود پايبند نيست حتی به حدود ضد انسانی که مورد قبول خود وی است.


 


نامه خانواده زندانیان سیاسی اعتصاب کننده به دادستان



این خانواده‌ها در نامه خود آورده‌اند:«خواهان ملاقات هرچه سریع‌تر با عزیزانمان و آگاه شدن از وضیت جسمی و روحی آنان و همچنین اعزام گروه پزشکی برای معاینه آنان هستیم، چرا که واضح است پس از چند روز خودداری از خوردن و احتمالا آشامیدن باید وضعیت ناگواری داشته باشند.» این خانواده‌ها با اشاره به مسوولیت دادستان تهران، درباره این زندانیان، آورده‌اند:« خواهان رسیدگی هر چه سریعتر شما ( دادستان تهران ) که مسئول پرونده های زندانیان سیاسی هستید ، به این مساله هستیم. ما خواهان پذیرش فوری تمامی خواسته های عزیزانمان و عذر خواهی مسئولان زندان به خاطر رفتار ناشایست و توهین آمیزشان هستیم تا آنها پیش از آن که فاجعه ای رخ دهد به اعتصاب غذایشان پایان دهند.»


 این نامه با اشاره به شرایط زندانیان و درخواست رسیدگی به خواسته‌های زندانیان، می‌افزاید: «از روز دوشنبه دوم مرداد از وضعیت آنها بی‌خبر هستیم و با توجه به اعتصاب غذای آنها، جان و سلامتی عزیزانمان را در معرض خطر جدی می‌بینیم. تداوم قطع تلفن‌های بند ۳۵۰ نیز بر نگرانی ما می‌افزاید چرا که اگر اتفاق ناگواری نیافتاده بود، دلیلی هم برای قطع شدن تلفن ها وجود نمی داشت.»


در این نامه همچنین آمده است:«ما همچنین خواهان رسیدگی فوری به وضعیت پیمان کریمی آزاد که به دلیل وضعیت جسمی‌اش به بیمارستان منتقل شده هستیم و هشدار می‌دهیم که در صورت ادامه این وضع سایر اعتصاب کنندگان نیز سرنوشتی مانند او خواهند داشت. هرچه زودتر ترتیبی بدهند تا خانواده کریمی آزاد با خانواده اش در بیمارستان ملاقات کنند.»


گفتنی است پیمان کریمی آزاد ،یکی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ است که به همراه زندانیان دیگر دست به اعتصاب غذا زده بود . وی به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمانی اش ، امروز به بیمارستان منتقل شد.


پیمان کریمی آزاد که به بیماری دیابت مبتلا است و باید روزانه دوبار انسولین تزریق کند ، پس از تحمل دو روز اعتصاب غذا، بی هوش شد. دلیل این اعتصاب غذا، در پی اعتراض به رفتار توهین آمیز ماموران و مقامات زندان و لغو ملاقات برخی از زندانیان، به سلول انفرادی منتقل شده بود.


گفتنی است بر اساس اخبار به دست آمده تا این زمان حداقل ۱۷ زندانی در سلول‌های انفرادی و اعتصاب غذا به سر می‌برند از جمله :علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه‌نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه‌نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب‌نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه‌نگار، غلامحسین عرشی و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمد حسین سهرابی راد.




 


در شهریور ۶۷ اتفاق افتاد...
 


۱۵ ماه حبس برای عیسی سحرخیز

به گزارش وب‌سایت «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی»، این حکم هنوز رسما به این روزنامه‌نگار یا وکیل وی ابلاغ نشده است و برخی منابع خبری در دادگاه انفلاب از صدور این حکم خبر داده‌اند.


سحرخیز تیرماه سال گذشته و پس ازانتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود و پس از گذشت بیش از یک سال از بازداشت وی، دادگاه وی تشکیل شد. سحرخیز در این دادگاه، ضمن دفاعیات خود، از آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی اعلام شکایت کرد.


وی در این دادگاه به اتهاماتی همچون توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و اقدام تبلیغی علیه نظام متهم شده بود.


عیسی سحرخیز در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. در تاریخ ۱۱ بهمن ماه دادگاه عیسی سحرخیز در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت با حضور وکلای وی تشکیل شد. اواخر بهمن ماه بود که فرزند سحرخیز از شکنجه او در زندان اوین خبر داد. چندی پس از آن خانواده عیسی سحرخیز از وضعیت نامساعد جسمی، انتقال مجدد به سلول انفرادی و اعتصاب غذای او به شدت نگران هستند. سحرخیز اواخر اسنفدماه به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. دادگاه وی در تاریخ ۲۵ اسفند ماه بدون حضورش  برگزار شد.


در تاریخ ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸۹ گزارش شد شرایط جسمانی عیسی سحرخیز در پی اعتصاب غذا در زندان رو به وخامت گذاشته است. سحرخیز در تاریخ ۲۸ فروردین ماه از اتهامات تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب تبرئه شد.


در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه گزارش شد سحرخیزبه زندان رجایی‌شهر منتقل شده است. وکیل عیسی سحرخیز انتقال وی را به زندان رجایی شهر کاملاً غیرقانونی اعلام کرد. وی در هفتم خرداد ماه به دارالقرآن زندان رجایی شهر که محلی برای اعمال فشار بیشتر بر زندانیان سیاسی است، منتقل شد. در تاریخ نهم خرداد ماه گزارش شد عیسی سحرخیز از زندان رجایی شهر به زندان کچویی کرج منتقل شده است. عیسی سحر خیز در زندان رجایی شهردچار بیماری قلبی شده بود و پزشکان زندان بر لزوم انجام تست ورزش و معاینه خارج از زندان تاکید کرده بودند. روز ۲۷ تیر ماه به عنوان آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات عیسی سحرخیز در نظر گرفته شد. اتهامات وی «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به رهبری» عنوان شده است.


در پی ارسال پیامی از سوی عیسی سحرخیز به مراسم بزرگداشت ۲۲ خرداد در مالزی که در آن به بررسی روند جنبش سبز پرداخته بود، وی به همراه داوود سلیمانی و رسول بداغی به زندان رجایی‏‌شهر منتقل شد. سحرخیز در اوایل تیرماه مجددا دچار بیماری شد و جهت مراقبت‌های ویژه به بیمارستان انتقال پیدا کرد. با وجود گذشت یک سال از بازداشت، عیسی سحرخیز، هم‌چنان در بازداشت موقت در زندان رجایی‌شهر به سر می‌برد. در تاریخ ۱۳ تیرماه عیسی سحرخیز طی ملاقات با دادستان تهران، مسایل و خواسته‌های خود را به‌طور مستقیم با وی در میان گذاشت. وی پس از آن با ارسال نامه‌ای از زندان و اعلام زمان دادگاه خود، خواستار حضور هیات منصفه و همچنین علنی بودن این دادگاه شد. وی خاطرنشان کرده است، در جریان برگزاری دادگاه، نحوۀ دستگیری با ضرب و جرح و همچنین شکنجه های جسمی – روحی و وقایع زندان را افشا و نقش نیروهای ویژه و همچنین لباس شخصی‌ها و بسیج را برملا خواهد کرد.


 


 


وقتی نمی‌دانم برای چه چیزی مبارزه می‌کنم ...

قصد ما «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بود، گفتند زمانش نیست، تغییر باید به مرور انجام شود. دیدیم راست می‌گویند. موسوی گفت «اجرای بی تنازل قانون اساسی شعار مردم است»، با اینکه تا به حال همچین شعاری از مردم نشنیده بودیم، پذیرفتیم. موسوی گفت اما نگفت یعنی چه؟ هرچقدر فکر کردیم دیدیم اگر اصل ولی فقیه باشد قانون همین است. فقیه می‌گوید انتخابات سالم بود، بگویی نه، ... محاربی، ... اعدام! از همین رو تظاهرات مخل مبانی اسلام است و ندادن مجوز راهپیمایی قانونی‌است. در کل نمی‌فهمیم منظور موسوی از واژه زیبای «اجرای بی تنازل قانون اساسی» چیست. از طرفی موسوی عشق منفور ما خمینی و دوران طلایی‌اش را داشت، دلسرد شدیم. از آن طرف خود ما انقدر چند شهید را بزرگ کردیم و به دیگران نپرداختیم که ضرغامی مستند می‌سازد و پدرش می‌گوید سبز نبود، حکومت زیر همه چیز می‌زند و خداحافظ شما. گلوی‌مان را پاره می‌کنیم بگوییم «نه غزه ، نه لبنان، جانم فدای ایران»، طرف از آن سوی دنیا به دوربین نگاه می‌کند می‌گوید ماست سیاه است، و این حس به آدم دست می‌دهد که عده‌ای سوار بر او در حال موج سواری هستند. در کوچه و خیابان و بقالی و چقالی از اسانلو و مجید توکلی می‌گویی، می‌گویند: «به تو چی می‌رسه، به فکر نون باش» (من در جنوب تهران ساکنم)، تو هم سعی می‌کنی به اینترنت پناه ببری تا همفکرت را ببینی. هرچند که این همفکران محله تو را نمی‌بینند، اما برای روحیه گرفتن بد نیست.

 

اما مهم‌ترین عامل دلسردی نبود رهبری‌است. نه رهبری که ملت حرفش را گوش کند، بلکه رهبری که به حرف اکثریت مردم گوش بسپارد. مثلآ موسوی انتخاب بد ما برای ریاست جمهوری در مقابل بدتری مثل احمدی نژاد بود. وگرنه همه می‌دانیم که در جامعه‌ای آزاد صحبت از دوران طلایی خمینی و چسباندن عکس رفسنجانی بر پوستر کاندیدا باعث منفوریتش می‌شود. حالا هر چقدر به دور و برم نگاه می‌کنم شخصیتی را شایسته رهبری نمی‌بینم. یا در گذشته با رژیم جنایت کار بوده‌اند، و حاظر به مبری دانستن خود از آن و مبارزه صد در صد با آن نیستند، یا انقدر کوچکند که قابلیت رهبری یک جنبش را ندارند. به خاطر همین تا دوباره سبز شدنم به نگاه کردن به «مرگ بر خامنه‌ای» که روی دیوار کوچه نوشتم قناعت می‌کنم.


 


پاسخ  تند «مشارکت» به جنتی

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایّها الّذین آمنوا اذا جائکم فاسق بنباءٍ فتبیّنوا

آقای جنتی عضو فقها و دبير شوراي نگهبان و نيز امام جمعه تهران در سخنانی مدعی شده‌اند کسانی که به زعم ایشان از سران فتنه هستند به واسطه دولت سعودي مبلغ يك مليارد دلار از دولت امریکا پول دریافت کرده‌اند و قرار بوده در صورت انقراض جمهوري اسلامي مبلغ پنجاه ميليارد دلار ديگر نيز بگيرند. ايشان ادعا كرده‌اند كه براي اين ادعا سند هم دارند. آيا كسي كه قدري عدد و رقم بداند و بفهمد سند يعني چه به اين ادعا نمي‌خندد؟ متاسفانه ايشان با همين اندازه فهم و درايت صحت انتخاباتي را كه تقلب و تخلف در آن موج مي زد تأييد كرده‌اند.

سابقه ایشان در بیان مطالبی که مردم ایران را مبتهج می‌کند طولانی است اما به نظر می‌رسد که این بار آخرین فرصت ایشان برای ایراد مطالبی است که در اثر القائات کودکانه عده‌ای شناخته شده واگو می‌شود. این بار زمان آن است تا ملت ایران بی‌هیچ شبهه‌ای کاملا دریابند چگونه فردی که کوچکترین پرهیزی از ارتکاب بزرگترین گناهان ندارد متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است.

۱- ایشان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته‌اند؟ و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته‌اند؟ و آیا با اجازه آنها این افشاگری‌ها را انجام داده‌اند؟

۲- ایشان باید صریحا اسامی افرادی را که ایشان مدعی هستند پول دریافت کرده‌اند اعلام کنند.

۳- ایشان باید صریحا اعلام کنند چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟

اما مسئولان قضایی کشور نیز باید در این رابطه مواضع خود را روشن کنند.

۱- قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر؟ و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟

۲- در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است؟


جبهه مشارکت ایران اسلامی دردمندانه اعلام میکند اگر به شکایت‌های قبلی از آقای جنتی و از جمله شکایت آقای تاج زاده از ایشان رسیدگی می‌شد و برای ایشان این مصونیت آهنین قائل نمی‌شدند و عدالت در حق ایشان جاری می‌شد اینک ایشان به خود اجازه نمی‌داد چنین بدون پروا از خداوند كه ناظر بر احوال و اقوال است اینچنین جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند.

بدون ترديد جايگاه دروغ گويان و تهمت زنندگان جهنم است.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جبهه مشاركت ايران اسلامي


 


مصاحبه جکس با محمود احمدی نژاد:  هشت پا یا امام زمان مسئله این است!

 

در راستای اینکه ما نیز اخیرا از طریق یک مودم (همان واسطه آیت الله جنتی) و ایضا یک هکر زبر و زرنگ به امام زمانِ سایت جکس (جنبش کیهان سبز) متصل شده و موفق شده‌ایم به مطالب این سایت عظیم الشان پیش از انتشار دسترسی بیابیم فلذا در همان راستای مذکور ( کسانی که نمی دانند کدام راستا مد نظر است، توضیح مصاحبه جکس با شهرام امیری را بخوانند) مصاحبه خبرنگار این سایت ( یهودا معاویه نژاد) را با ریاست محترم غاصب جمهوری اسلامی برملا ساخته و دشمنان ملت را رسوا می نمائیم بعون الهی.

انشای ملودرام خانم یهودا معاویه نژاد در مقدمه مصاحبه:

و آن مردی بود که در طوفان آمد و یکهو همه دمکراسی سی ساله جمهوری اسلامی ما را بر باد داد و آن نامردی بود که همه انتخاباتی که در جمهوری اسلامی تا به حال به صحیح ترین و بهترین شکل صورت گرفته و همه بزرگواران صاحبکار ما که همیشه نام شان از صندوق ها بیرون کشیده می‌شد را جراحی کرد و نام منحوس خود را بر آن برگه‌ها نقش زد و آه و ای وای که چرا این طور شد؟ و آن مردی بود که گفت زرشک! دمکراسی کیلویی چند؟ مگر تا به حال در جمهوری اسلامی انتخابات برگزار شده؟ و ما می‌دانیم که شده که اگر نشده بود پس چرا صاحب‌کارهای ما همه‌اش وزیر و وکیل بودند تا به حال، پس ای بی‌شرم چرا بازی را برهم زدی مگر ما نمی‌دانستیم که تو قاتلی؟ آه و ای وای که می‌دانستیم، مگر نمی‌دانستیم که تقلب می‌کنی؟ آه و ای وای که می‌دانستیم، پس چرا رای ما را دزدیدی؟ چرا ممر درآمد ما را...

(توضیح: بقیه این انشاء توسط آقای عطاء الله میم خط خورده است، مقداری هم بد و بیراه زیرش نوشته شده که به دلیل رعایت عفت عمومی از ذکر آنها معذوریم)

و اما متن مصاحبه:

  • جناب آقای محمود احمدی نژاد ریاست غاصب جمهوری اسلامی لطفا بفرمائید شما اصلا خجالت نمی‌کشید که رای ما را دزدید؟

  • ...(قسمت های سه نقطه فحش های لمپنی غیر قابل انتشار هستند)، این همه شما دزدید کسی چیزی گفت؟

  • و شما اگر انسان می بودید لابد خجالت می‌کشیدید که رئیس جمهور موسوی مردم را به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ فرا بخواند و باز هم دزدی کنید؟

  • حالا کو تا آن وقت؟ شاید امام زمان تا آن وقت ظهور فرمودند و بنده شدم رئیس دولت مادام العمر امام زمان!

  • ایشا الله که جز جیگر بگیرید! بفرمایید که پس در همین راستا ست که اخیرا دستور فرموده‌اید هر کسی امام زمان را ببیند جایزه دارد؟

  • تو هم یک کمی باهوشی‌ها! بله دیگر چون عرض کردیم خدمت امام زمان که آقا بیا و نعوذ بالله دست از قایم باشک بازی بردار، ما سه سال دیگر باز نمایش داریم، بیا و ظهور بفرما. حالا می‌خواهیم برای امام زمان جایزه تعیین کنیم، هر کسی ایشان را کت بسته تحویل وزارت اطلاعات ما بدهد جایزه می گیرد.

  • بفرمایید اتهام امام زمان چیست؟

  • تاخیر در ظهور، ایشان باید بیاید که ما از گیر این نمایش سه سال آینده در بیایم، اصلا چه معنا دارد هر چهار سال یک بار این مسخره بازی تکرار شود، کاندیداها که معلوم هستند، اسمی هم که باید از صندوق در بیاید هم که معلوم است، این همه بودجه کشور چرا صرف این کاغذ بازی‌ها بشود؟ به جایش چند تا سانترفیوژ می زنیم یا یک موشک با یک جک و جانوری پرتاب می‌کنیم به هوا.

  • حرف جک و جانور شد، شما اخیرا فرموده بودید این هشت پای جام جهانی یعنی پل ترویج خرافه پروری است، لطفا بفرمائید شما چه دشمنی با پل دارید؟

  • البته خب می‌دانید که این مارادونا به ما یک پیراهن داده بود، اما این پل خرفت آرژانتین را انتخاب نکرد و روحیه بازیکنان آرژانتین ضعیف شد، خب ما در جمهوری اسلامی همگی طرفدار آرژانتین هستیم، حتی مهندس موسوی شما هم تظاهرات ۲۲ خرداد را تعطیل کرد که بنشیند فوتبال تماشا کند، بعد هم که مارادونا را اخراج کردند از تیم آرژانتین، این متکی خنگ هم جک گفته بود که تیم کشورهایی که به قطعنامه رای داده بودند همه حذف شدند در جام جهانی، مجموعا این طور شد که ما می خواهیم سر به تن این هشت پا نباشد.

  • بفرمائید که با این حساب آیا هشت پا در اولویت ترور سربازان گمنام امام زمان هست؟

  • خیر فعلا ما به همه سربازان گمنام ماموریت داده ایم دنبال امام زمان بگردند.

  • آقای غاصب ریاست جمهوری اسلامی لطفا بفرمائید که نظرتان در باره اینکه رئیس جمهور موسوی فرموده اند «بگم؟ بگم؟» چیست؟

  • ایشان که هنوز نگفته‌اند! فقط ما از ایشان پرسیدیم بگم؟ بگم؟ گفت بگو ما هم پرونده زنش را رو کردیم که عصبانی شد و چیز گفت به ما، حالا ایشان گفته بگم؟ کسی هم نگفته بگو، بلکه گفته‌اند...! النهایه فکر نکنم ایشان لام تا کام حرف بزند که اگر می خواست چیزی بگوید در این بیست سال گفته بود.

  • در این بیست سال خب ایشان پست و مقام داشت، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و جنب همین دفتر شما در ریاست جمهوری دفتر کار داشت، بدیهی بود که فرمایشات اضافی نفرمایند ولی اکنون که کار به جای باریک کشیده احتمال دارد در باره خیلی چیزها لب به سخن بگشایند.

  • بگشایند، جوابش با همان مقام معظمی است که فرمود:...! طرف حساب ایشان ما نیستیم که نگران باشیم، رئیس جمهور آن وقت است که لابد به نحو مقتضی پاسخ کوبنده می‌دهند در ثانی ایشان خودش یک پای قضیه است، اسناد و مدارکش هم موجود است، خوب است ما هم دستورات ایشان به وزیر اطلاعات برای نابودی دشمنان اسلام را رو کنیم؟ نه آخر این کارها خوب است؟ آخر برادر من تو که خودت در آن بحبوحه بکش بکش نخست وزیر بودی دیگر چرا بگم بگم می کنی؟ چهار نفر را اعدام می کنیم بیانیه می دهید خودتان هر شب چهارصد نفر را اعدام می‌کردید، پول گلوله هم می‌گرفتید، آن وقت خوب بود حالا بد شد؟

  • آن وقت امام راحل فرموده بودند.

  • خب حالا هم مقام معظم رهبری فرموده اند، نکند شما می خواهید بگوید اصل ولایت فقیه و مقام معظم رهبری را قبول ندارید؟

  • نعوذبالله، منظورم این بود که خب دهه شصت گذشته، حالا هم اگر شما منافقین و ملحدین را اعدام کنید البته به ما ربطی ندارد فقط جهت تبلیغات وقتی خیلی فشار آوردند به ما یک بیانیه‌ای صادر می‌فرمایند ایشان والا خب شما که مهرورزی می‌فرمائید دوستان ما را پس از احراز توبه و ابراز غلط کردم پشت تلویزیون آزاد می‌فرمایید، حالا بقیه مردم را هم بفرمایید تحت مهرورزی قرار بگیرند بد نیست!

  • آن به خودمان ربط دارد، هر کسی را دوست داشته باشیم می گیریم، ول می‌کنیم، دوباره می‌گیریم، فعلا شما با این بگیر و ول کن ها سروکار هستید، همان که کسی توی خیابان نیاید و شما هم چند طرح مشابه اسب تروا بدهید خوب است.

  • آقای ریاست غاصب جمهوری اسلامی شما فکر نمی‌کنید که اگر یک رفراندم برگزار کنید بهتر است؟

  • رفراندم برگزار کنیم که چه بشود؟ می‌خواستیم رفراندم برگزار کنیم که دستور تیراندازی نمی‌دادیم، شما واقعا تزویر به بلاهت می‌ کنید یا بالاخانه را اجاره داده‌اید؟

  • پس بفرمایید ما چکار کنیم که هم جمهوری اسلامی حفظ شود هم آقای موسوی رئیس جمهور شود و هم ما وکیلی، وزیری، پستی، مقامی، چیزی پیدا کنیم از دریافت مستمری از اجانب بی نیاز شویم؟

  • دولت اعلام کرده است ورود همگان به کشور آزاد است، شما هم برگردید به آغوش اسلام

  • نه مرسی، همان حسین درخشان برگشت کافی ست.

  • پس زیادتر از کوپن تان حرف نزنید، نق‌تان را بزنید و حقوق‌تان را بگیرید

  • چشم! با بنده اوامری نیست؟

  • نخیر سلام برسانید تا ببینیم اگر امام زمان پیدا نشد شاید سه سال بعد بساط کردیم شما را هم که خودمان راهی خارج کردیم، بازی دادیم.

  • انشاء الله، مرحمت شما زیاد آقای قاتل غاصب مهرورز


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Best of Balatarin for 07/31/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




خبرگزاری هرانا - حامد روحی نژاد که به اتهام همکاری با انجمن پادشاهی محارب شناخته شده و در دادگاه بدوی به اعدام و سپس به 10 سال حبس توام با تبعید به زنجان محکوم شد به دلیل ابتلا به بیماری ام اس در آستانه فلج مطلق قرار دارد. در مورد آخرین وضعیت این زندانی گزارشگر هرانا گفتگویی را با خواهر این زندانی انجام داده است. هرانا: خانم روحی نژاد آخرین وضعیت برادرتان در زندان چگونه است؟ وضعیت حامد متاسفانه کماکان بد هست. چند روز پیش هم مسئولان زندان به دلیل اینکه وی مشکل کلیوی و دفع ادرار داشت، به بیمارستان منتقلش کردند. هرانا: منظورتان بیمارستان داخل اوین هست یا بیرون از زندان ؟....
با ۲۰۰ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


۱- ایشان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته اند؟ و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته اند؟ و آیا با اجازه آنها این افشا گریها را انجام داده اند؟ ۲- ایشان باید صریحا اسامی افرادی را که ایشان مدعی هستند پول دریافت کرده اند اعلام کنند. ۳- ایشان باید صریحا اعلام کنند چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟ اما مسئولان قضایی کشور نیز باید در این رابطه مواضع خود را روشن کنند: ۱- قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر؟ و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟ ۲- در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است؟ جبهه مشارکت ایران اسلامی دردمندانه اعلام می کند اگر به شکایتهای قبلی از آقای جنتی و از جمله شکایت آقای تاج زاده از ایشان رسیدگی می شد و برای ایشان این مصونیت آهنین قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری می شد اینک ایشان به خود اجازه نمی داد چنین بدون پروا از خداوند که ناظر بر احوال و اقوال است اینچنین جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند.
با ۱۶۶ امتیاز و ۱۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بعد از تهدید میرحسین موسوی به افشاگری در مورد دهه شصت و مشخصا جنگ ، کار جالبی کرد روزنامه "انقلاب اسلامی در هجرت" ، نشریه ای که زیر نظر آقای بنی صدر اداره می شود. گویا بیست سال پیش ، آنها نامه محرمانه استعفای میرحسین موسوی را نشر داده بودند و اینک به بهانه تهدید موسوی به افشاگری ، آن را باز نشر کرده اند. برای من این سند ، سند مهمی است. نامه موسوی و پاسخ خامنه ای را بخوانید تا دو چیز دستگیر تان بشود. یک اینکه بر عکس ادعای برخی ، موسوی در جریان خیلی از اتفاقات سال مهم 1367 نبود. دوم هم اینکه عمق اختلاف خامنه ای با موسوی را ببینید. نامه ها به نقل از انقلاب اسلامی در هجرت: توضیح نشریه انقلاب اسلامی در هجرت: نامه آقای موسوی به آقای خامنه ای در مهر ماه سال ۱۳۶۷ در نشریه انقلاب اسلامی چاپ شده است. از آنجا که اخیرا آقای موسوی تهدید کرده است که علل استعفای خود را افشا خواهد کرد از آنجا نشریه انقلاب اسلامی در هجرت همان زمان این نامه را انتشار داده است، جهت اطلاع نسل حاضر دوباره آنرا منتشر میکنیم. یادآور میشود در آنزمان آقای هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس را بعهده داشت. بسمه تعالی مقام محترم ریاست جمهوری برای آنکه دشمنان اسلام و کشور نتوانند سوء استفاده نمایند، اینجانب در استعفانامه خود که برای رسانه ها نیز ارسال گردیده است، دلایل را ذکر نکردم. با این نیت که ذکر آنها انشالله در آینده برای کشورمان و دولتهای بعدی مفید باشد، بصورت خیلی خلاصه به بیان آنها می پردازم: ۱ ـ مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم). نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود. آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم. همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد. ۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد. ۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم. ۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون. ۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد. ۶ ـ در خاتمه لازم میدانم بار دیگر یادآور شوم که این استعفا، العیاذ بالله، بمعنای قهر اینجانب از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست که اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچیزی اینجانب، یقینا نمیتوانست هیچ تاثیری در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامی داشته باشد. این استعفا دلیل ناتوانی اینجانب برای کار بدلیل همین ناتوانی است و درست بدلیل همین ناتوانی است که اینجانب مسئولیت را از خود ساقط می بینم. میرحسین موسوی ۱۴ شهریور ۱۳۶۷ خست وزير محترم باسلام، نامه استعفاي شما را دریافت کردم و لازم مي‌دانم چند موضوع را به جنابعالي گوشزد کنم: در شرایط حساس کنوني و در حالي که مذاکرات ژنو در جریان است و الزم است همه در برابرترفندهاي دشمنان ٓاماده و از مسأيل داخلي فارغ‌البال باشیم، استعفاي دولت بر خالف مصلحت کشور و انقلاب است و ضربه‌اي بر مصالح نظام جمهوري اسلامي است. مشكل تعیین چند وزیر، مشكل جدیدي نیست. در سه سال گذشته (دوره دوم ریاست جمهوري اینجانب) همواره این مشكل با حكمیت هیٔات سه نفره منصوب امام حل شده و جنابعالي همواره از ٓان استقبال کرده‌اید. هم اکنون نزدیك به نیمي از وزراي دولت که [ ...] به تصریح حضرت امام هنوز به قوت خود باقي است مرجع حل مشكل خواهد بود. شما اگر مجلس را مرجع واقعي مي‌دانید، نباید از عرضه دولت به مجلس و خواستن رٔاي اعتماد، استنكاف کنید. اگر مجلس به دولت رٔاي ندهد راه‌هاي قانوني براي تشكیل دولت جدید وجود دارد و این بهتر از ٓآن است که شما درست شب قبل از روزي که دولت قرار است به مجلس عرضه شود، استعفا دهید و آن را در رسانه‌ها منتشر کنید. جنابعالي از اختیارات نخست وزیر طبق اصل ۱۳۴ کاملا برخوردار بوده‌اید و حتي به برکت لطف حضرت امام و حمایتي که همواره از دولت کرده‌اند تا بتوانند وظایف خود را بخوبي انجام دهند، اختیاراتي بیش از مقرر در قانون نیز کسب کرده و ٓان را اعمال نیز کرده‌اید. توضیح این مطلب را در نامه پیوست به شخص شما ارأيه خواهم کرد. اینجانب با وجود اختلاف نظرهاي چندي که با شما در نحوه اداره کشور و اعتراض به روش‌هاي شما بویژه در مسأيل اقتصادي دارم، همان طور که مي‌دانید همواره در همه مراحل به شما کمك کرده‌ام و اکنون هم استعفاي شما را به مصلحت ندانسته و اصرار بر ان را ضربه به نظام و حتي با کمال معذرت خیانت – البته خیانت غیر عمدي- مي‌دانم و معتقدم خوبٓ است جنابعالي امروز نظرات حضرت امام در امور اقتصادي را به طور دربست بپذیرید. استعفا را نمي‌پذیرم و خواهش مي‌کنم اصرار نكنید. سيد علي خامنه‌اي رييس‌جمهور
با ۱۵۳ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جبهه مشارکت ایران ﺍﺳﻠﺎمی در واکنش به سخنان احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، بیانیهﺍی صادر کرد. در این بیانیه آمده است: در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند، به عنوان مفتری، چه مجازاتی در انتظار ايشان است؟ اگر به شکايتﻫﺎی قبلی از آقای جنتی و از جمله شکايت آقای تاجﺯاده رسيدگی ﻣﻰشد و برای ايشان اين مصونيت آهنين را قائل ﻧﻤﻰشدند و عدالت در حق ايشان جاری ﻣﻰشد، اينک ايشان به خود اجازه ﻧﻤﻰداد چنين بدون پروا از خداوند که ناظر بر احوال و اقوال است، اينچنين جايگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند.
با ۱۳۱ امتیاز و ۱۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


راستش من دلیلش را نمی دانم. من اصلا نمی دانم چه محکی در این بین هست. همان طور که گفتید بسیاری به راحتی با وثیقه به مرخصی می آیند. یا مثلا یک نفر که 5 سال حکم دارد مرخصی می گیرد اما یک نفر با دو سال حکم هیچ مرخصی ای هم ندارد. یا مثلا کسانی که عفو شامل حالشان شده مثلا برخی دو سالشان تنها چند ماه کمتر شده اما برخی با محکومیت های 7-8 ساله تنها 2 سال از حکمشان تایید می شود. ما هم که بهتر است دهانمان بسته باشد. همان هایی که بیرون از زندان صدایشان را همه می شنوند در داخل زندان هم صدایشان بالا است؛ ما خیلی پایین آمده ایم و هیچ کس صدایی از ما نمی شنود. پدر من بسیاری از روزها با صورتی گریان سراغ دادستانی می روند اما چه حاصل؟ لطف مسئولان تنها این بوده که حکم اعدام حامد که کاملا بی اساس بود را با ده سال حبس عوض کردند. برای من جالب است که چطور کسی که دستش برای نوشتن هم می لرزد، می تواند بمب بسازد!
با ۱۲۹ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


آقای جنتی عضو فقها و دبير شوراي نگهبان و نيز امام جمعه تهران در سخنانی مدعی شده اند کسانی که به زعم ایشان از سران فتنه هستند به واسطه دولت سعودي مبلغ يك مليارد دلار از دولت امریکا پول دریافت کرده اند و قرار بوده در صورت انقراض جمهوري اسلامي مبلغ پنجاه ميليارد دلار ديگر نيز بگيرند. ايشان ادعا كرده اند كه براي اين ادعا سند هم دارند. آيا كسي كه قدري عدد و رقم بداند و بفهمد سند يعني چه به اين ادعا نمي خندد؟ متاسفانه ايشان با همين اندازه فهم و درايت صحت انتخاباتي را كه تقلب و تخلف در آن موج مي زد تأييد كرده اند.سابقه ایشان در بیان مطالبی که مردم ایران را مبتهج می کند طولانی است اما به نظر می رسد که این بار آخرین فرصت ایشان برای ایراد مطالبی است که در اثر القائات کودکانه عده ای شناخته شده واگو می شود. این بار زمان آن است تا ملت ایران بی هیچ شبهه ای کاملا دریابند چگونه فردی که کوچکترین پرهیزی از ارتکاب بزرگترین گناهان ندارد متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است. 1- ایشان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته اند؟ و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته اند؟ و آیا با اجازه آنها این افشا گریها را انجام داده اند؟ 2- ایشان باید صریحا اسامی افرادی را که ایشان مدعی هستند پول دریافت کرده اند اعلام کنند. 3- ایشان باید صریحا اعلام کنند چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟ اما مسئولان قضایی کشور نیز باید در این رابطه مواضع خود را روشن کنند: ۱-قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر؟ و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟ 2-در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است؟ جبهه مشارکت ایران اسلامی دردمندانه اعلام می کند اگر به شکایتهای قبلی از آقای جنتی و از جمله شکایت آقای تاج زاده از ایشان رسیدگی می شد و برای ایشان این مصونیت آهنین قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری می شد اینک ایشان به خود اجازه نمی داد چنین بدون پروا از خداوند كه ناظر بر احوال و اقوال است اینچنین جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند. بدون ترديد جايگاه دروغ گويان و تهمت زنندگان جهنم است
با ۱۲۳ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


حامد روحی نژاد که به اتهام همکاری با انجمن پادشاهی محارب شناخته شده و در دادگاه بدوی به اعدام و سپس به 10 سال حبس توام با تبعید به زنجان محکوم شد به دلیل ابتلا به بیماری ام اس در آستانه فلج مطلق قرار دارد.
با ۱۱۶ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


کاریکاتوریست (آریا) حال و روز کاریکاتوریستهای ایرانی را نشان می دهد که زود دیگران بهشان انگ نوکری برای ... می زنند زمانیکه رهبرانشون مورد نقد قرار می گیرند.
با ۱۱۴ امتیاز و ۷۷ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


خبرنگار محلی سبز : زلزله حدود ساعت 18و20 دقيقه روز جمعه خراسان رضوي را لرزاند. مشهد مرکز زمین لرزه نبوده اما خبر ها حاکی است این زلزله در شهرستان گناباد و تربت حیدریه نیزبوده است!. گرچه شنیده می شود در تربت 5.7 ریشته زمین لرزیده است. خبر تکمیلی در ادامه همین لینک : دقايقي پيش زلزله، شهرستان تربت حيدريه را لرزاند...
با ۱۱۰ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


به عقيده محققان علوم پزشکي، فراهم کردن شرايط مناسب زندگي و شغلي، تاثيرگذارترين عامل در شرايط بيماران ام.اس است و به همين منظور انجمن ام.اس ايران که حدود 17 هزار بيمار عضويت رسمي در آن دارند، شعار اصلي خود را "به اميد آنکه روزي همه بيماران ام.اس را درک کنند" گذاشته است. محققان يکي از عوامل مهم و موثر بر بيماران ام.اس را استرس مي دانند که هرچه بر ميزان آن افزوده شود، شرايط بيمار بدتر و هرچه از ميزان آن کاسته شود، بيمار شرايط بهتر را خواهد داشت. جمله شرايط پراسترس وروحي رواني که مي‌تواند براي افراد مضر باشد، مي‌توان به حالاتي از جمله عصبانيت‌هاي زودرس، اضطراب‌ها و استرس‌هاي بي‌مورد و بيش از حد طبيعي ،افسردگي‌ها و ضربه‌هاي روحي شديد اشاره کرد که مي‌توانند شرايط مساعدي براي ظهور بيماري ام اس فراهم آورند. پزشکان توصيه مي‌کنند حتي‌الامکان افراد مبتلا به ام اس (‎ (MSزندگي آرامي را داشته باشند.
با ۱۰۴ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


مدتهای مدیدی بود که در محاورات میشنیدم از مثلی استفاده میشد بدین مضمون که "خایه باقر هم دستشو نگرفت"برایم سوال شده بود که این آقا باقر کیست که خایه اش اینقدر معروف است؟آیا آدم پردل و جراتی بوده یا اینکه واقعا سایز خایه اش دو ایکس لارج بوده…تا اینکه پیرمردی دنیا دیده اصل قضیه را اینگونه تعریف کرد: در روزگاران قدیم گَل فروشها صبح زود به گلخانه میرفتند و گلهای مورد نیاز خود را میخریدند و در این میان کسانی که خواب میماندند و یا دیر به باغ مخصوص فروش گل میرفتند مجبور بودند یک نوع گل که زیاد زیبا نبود و رنگ و بویی هم نداشت و نام آن "خایه باقر"بود را اجبارامیخریدند. وکسانی هم که دیرتر میرفتند حتی موفق به خرید همین نوع گَل نمیشدند مورد تمسخر سایرین قرار میگرفتند و میشنیدند که بقیه به آنها میگویند: "حتی خایه باقر هم دستشان را نگرفت"
با ۹۹ امتیاز و ۴۴ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


آنچه در سايت انقلاب اسلامي درج شد و برگرفته از دستخط نامه مهندس موسوي در دلايل استعفايش از سمت نخست وزيري وقت بود، بسيار مهم است و پرده از تماميت خواهي و اعمال فراقانوني-توبخوان غير قانوني- سيد علي خامنه اي برميدارد و كناره گيري بيست ساله مهندس را تشريح ميكند. حكومتي كه همه را حتي نخست وزير وقت را نامحرم ميداند و به هر جنايتي در بقا و بسط خود تن ميدهد. از دلايل كشتار حج گرفته و فعاليتهاي برون مرزي غير قانوني حكومت تا برخوردهاي داخلي و پايه گذاري فاشيسم تحت قيموميت سيد علي. اين دلايل را در فضاي غير مجازي، نفر به نفر منتقل كنيم تا همگان بدانند كه اين جانيان از بيش از بيست سال پيش برنامه تماميت خواهي و بلعيدن كشور را در حلقه اي محدود چيده بوده اند و راه را براي هر منتقد و يا مخالفي، حتي فردي در سمت نخست وزيري بسته بوده اند. دلايل استعفاي مهندس موسوي از سمت نخست وزيري در سال 1367 ۱ ـ مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم). نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود. آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم. همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد. ۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد. ۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم. ۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون. ۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد. ۶ ـ در خاتمه لازم میدانم بار دیگر یادآور شوم که این استعفا، العیاذ بالله، بمعنای قهر اینجانب از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست که اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچیزی اینجانب، یقینا نمیتوانست هیچ تاثیری در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامی داشته باشد. این استعفا دلیل ناتوانی اینجانب برای کار بدلیل همین ناتوانی است و درست بدلیل همین ناتوانی است که اینجانب مسئولیت را از خود ساقط می بینم. میرحسین موسوی ۱۴ شهریور
با ۹۷ امتیاز و ۳۹ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


درخواست جبهه مشارکت از قوه قضائیه برای رسیدگی به ادعاهای احمد جنتی جرس: جبهه مشارکت ایران اسلامی در اعتراض به اتهامات دبیر شورای نگهبان با انتشار بیانیه ای از قوه قضائیه خواست تا به دروغ ها و تهمت های احمد جنتی رسیدگی کند. در این بیانیه تأکید شده است که اگر برای وی این مصونیت آهنین را قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری می شد با دروغ و تهمت، جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط نمی کشاند. متن بیانیه به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم یا ایّها الّذین آمنوا اذا جائکم فاسق بنباءٍ فتبیّنوا آقای جنتی عضو فقها و دبير شوراي نگهبان و نيز امام جمعه تهران در سخنانی مدعی شده اند کسانی که به زعم ایشان از سران فتنه هستند به واسطه دولت سعودي مبلغ يك مليارد دلار از دولت امریکا پول دریافت کرده اند و قرار بوده در صورت انقراض جمهوري اسلامي مبلغ پنجاه ميليارد دلار ديگر نيز بگيرند. ايشان ادعا كرده اند كه براي اين ادعا سند هم دارند. آيا كسي كه قدري عدد و رقم بداند و بفهمد سند يعني چه به اين ادعا نمي خندد؟ متاسفانه ايشان با همين اندازه فهم و درايت صحت انتخاباتي را كه تقلب و تخلف در آن موج مي زد تأييد كرده اند. سابقه ایشان در بیان مطالبی که مردم ایران را مبتهج می کند طولانی است اما به نظر می رسد که این بار آخرین فرصت ایشان برای ایراد مطالبی است که در اثر القائات کودکانه عده ای شناخته شده واگو می شود. این بار زمان آن است تا ملت ایران بی هیچ شبهه ای کاملا دریابند چگونه فردی که کوچکترین پرهیزی از ارتکاب بزرگترین گناهان ندارد متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است. 1- ایشان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته اند؟ و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته اند؟ و آیا با اجازه آنها این افشا گریها را انجام داده اند؟ 2- ایشان باید صریحا اسامی افرادی را که ایشان مدعی هستند پول دریافت کرده اند اعلام کنند. 3- ایشان باید صریحا اعلام کنند چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟ اما مسئولان قضایی کشور نیز باید در این رابطه مواضع خود را روشن کنند: 1- قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر؟ و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟ 2- در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است؟ جبهه مشارکت ایران اسلامی دردمندانه اعلام می کند اگر به شکایتهای قبلی از آقای جنتی و از جمله شکایت آقای تاج زاده از ایشان رسیدگی می شد و برای ایشان این مصونیت آهنین قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری می شد اینک ایشان به خود اجازه نمی داد چنین بدون پروا از خداوند كه ناظر بر احوال و اقوال است اینچنین جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند. بدون ترديد جايگاه دروغ گويان و تهمت زنندگان جهنم است و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون جبهه مشاركت ايران اسلامي
با ۹۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جبهه مشارکت با انتشار بیانیه ای از سخنان اخیر آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، انتقاد کرد. دبیر شورای نگهبان هفته ی گذشته گفته بود کسانی که به زعم او، از سران فتنه هستند، به واسطه دولت عربستان سعودی، مبلغ يك مليارد دلار از دولت امریکا پول دریافت کرده اند و قرار بود در صورت انقراض جمهوری اسلامی، مبلغ پنجاه ميليارد دلار ديگر نيز بگيرند. به گزارش پایگاه اینترنتی نوروز، نزدیک به جبهه مشارکت، این حزب اصلاح طلب در واکنش به گفته های آیت الله جنتی نوشت که گویا آقای جنتی اطلاعی از عدد و رقم ندارند و افزود:« متاسفانه ايشان با همين اندازه فهم و درايت، صحت انتخاباتی را كه تقلب و تخلف در آن موج مي زد تأييد كرده اند.» این حزب از مقام های قضایی خواست تا در این باره تحقیق و صحت و سقم گفته های دبیر شورای نگهبان را بررسی کند و این سوال را مطرح کرد که « چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد، آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟»
با ۹۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


ما روی رژیم شاه را سفید کردیم، اگر او هم مثل ما می کشت، اگر کسانی داشت تا به ناف همه محارب و معاند و مرتد، باغی و یاغی وطاغی ببندد، شاید نیم قرن دیگر حکومت می کرد! یادش بخیر، عموی همسرم را می گویم، سید کاظم موسوی بجنوردی، حزب ملل اسلامی را تاسیس کرده بود، با یارانش در کوههای دارآباد مسلح به محاصره نیروهای ساواک درآمد و دستگیر شد، او با خود سلاح گرم داشت، می دانید چه شد؟ او هم اینک رئیس دائره المعارف بزرگ اسلامی است و مقر او در نزدیکی همان کوههایی است که مسلح دستگیر شد! اگر شاه هم بلد بود بگوید محارب، احتمالاً عموی همسر من الان در خاوران بود!
با ۹۰ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


حامد روحی نژاد که به اتهام همکاری با انجمن پادشاهی محارب شناخته شده و در دادگاه بدوی به اعدام و سپس به ۱۰ سال حبس توام با تبعيد به زنجان محکوم شد به دليل ابتلا به بيماری ام اس در آستانه فلج مطلق قرار دارد. در مورد آخرين وضعيت اين زندانی گزارشگر هرانا گفتگويی را با خواهر اين زندانی انجام داده است.
با ۹۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


دادگاه بدوی عیسی سحرخیز روزنامه نگار را به ۱۵ ماه حبس تعزیری و محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم کرد. به گزارش "تا آزادی روزنامه نگاران زندانی"، این حکم هنوز رسما به این روزنامه نگار یا وکیل ایشان ابلاغ نشده است و برخی منابع خبری در دادگاه انفلاب از صدور این حکم خبر داده اند. سحرخیز تیرماه سال گذشته و پس ازانتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود و پس گذشت بیش از یک سال از بازداشت وی، دادگاه تشکیل شد و حکم صادر شد. سحرخیز به اتهاماتی همچون توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و اقدام تبلیغی علیه نظام متهم شده بود.
با ۸۸ امتیاز و ۹ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


به نام شهدای کردستان... فاصله بی پایان آسمان و دریا، در این درد دریغ و نیستی دردانه ی متن و فرزند دریا، به یگانگی و یکتایی دگرگون شده ... تو گویی آسمان بربستر دریا و امواج شناور است و همه چیز آبستن یک رویداد بی همتا و یک میلاد...! دریا از درد نبود دردانه اش دردمند، آسمان از درد دریا و دردانه اش غمین و هستی از درد دردانه و دریا و آسمان آبستن ... این همه درد و سکوت و سکون ... آرامش پیش از طوفان خود خواهی را، فریاد می زند. فراموش شدنی نیستی تا فراموش شوی . در ژرفای هستی رخنه کرده ای و با وجود نیستی ات بیش از بیش هستی. فرزاد جان، زین پس روز شهادتت را، به پاس از خود گذشتگی هایت در راه آموزش و پرورش فرزندان این مرز و بوم، روز آموزگار می خوانم.
با ۸۸ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جبهه مشارکت ایران اسلامی در اعتراض به اتهامات دبیر شورای نگهبان با انتشار بیانیه ای از قوه قضائیه خواست تا به دروغ ها و تهمت های احمد جنتی رسیدگی کند. در این بیانیه تأکید شده است که اگر برای وی این مصونیت آهنین را قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری می شد با دروغ و تهمت، جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط نمی کشاند.
با ۸۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بسمه تعالی آیت الله آقای حاج شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران باسلام طبق اخبار و گزارشات منتشره از سوی برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری، جنابعالی اخیراً به مناسبت تولد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسجد جمکران قم سخنرانی سیاسی مبسوطی داشته اید و از اجتماع خالصانه و بی ریای مذهبی مردم مسلمانی که صرفاً با انگیزه های عقیدتی و جهت توسل و اظهار ارادت به حضرت حجت علیه السلام در آن مکان گرد آمده بودند، بدترین نوع سوء استفاده را کرده و با تکیه بر قدرت و مصونیت خیالی از پاسخگویی به آنچه می بافید مطالبی واهی، بی سند و تفرقه افکنانه را مطرح کرده و به آتش اختلافی که خود افروخته اید نفت نفرت و نفاق پاشیده اید. در این میان آنچه علاوه بر تهمت ها و افتراهای نخ نما و تکراری شما به یاران امام خمینی و مدافعان حقوق اساسی ملت و قاطبه ی آزادگان و آزادی خواهان تازگی داشت آن بود که گفته بودید: « من سندی را بدست آوردم که آمریکائی ها یک میلیاردلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد». آقای جنتی آنچه را شما فتنه می نامید و برایش سر و دست و پا می تراشید، انتخاباتی بود که طبق معمول توسط شما و اتاق های فکر هدایت کننده ی امثال جنابعالی در شورای نگهبان و وزارت کشور و … مهندسی شد تا در شکلی ظاهرالصلاح مطلوب مهندسان انتخابات را فراهم آورد. اما برخلاف انتظار و بر سیاق قاعده ی (( … والله خیرالماکرین)) تدبیر شما بند نمایان و دیگر اربابان قدرت کارساز نیفتاد و آش شوری که با تعجیل به کام ملّت فرو ریختید آنان را برآشفت و کاسه و کوزه بساط انتخابات فرمایشی شما را برهم ریخت. شما و دیگر طراحان ومهندسان سناریوی انتخاباتی نیز با کمال ناباوری و علیرغم ادعاهای پوشالی تمکین به رأی مردم اعتراض آنان را با شدیدترین وجه و بی رحمانه ترین شکل ممکن سرکوب کردید. بعد هم در اوج وحشت از خشم مردم ژست پیروزی گرفتید و برای تکمیل پروژه های خویش دادگاههای نمایشی برگزار کردید تا بقایای هر صدای اعتراضی را به سکوت کشانده و مهر خاموشی بر گورستانی که خیالش را در سر پرورانده اید بنشانید. این روش استناد و صدور حکم متأسفانه همان روشی بوده است که بر اساس آن سال هاست بسیاری از فرزندان صالح این ملت را از دستیابی به حقوق خویش مثل انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده است چون آنان نیز طبق همین نوع گزارشات همواره ردّ صلاحیت شده اند. با این همه و پس از گذشته یکسال و اندی از آن ماجرا هنوز هم از آنچه کرده و پاسخی که دریافت کرده اید خواب خوش ندارید و هر آن در پی یافتن مستمسکی هستید تا نتایج خیالی که بافته و خلاف واقعی که ساخته اید را بر خود هموار سازید. آقای جنتی در فرهنگی که شما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خلق کردید اگرچه گروهی را فتنه گر خواندید که اکثریت ملت ایران بودند و برای آنها سرانی را قلمداد کردید که حتماً مهدی کروبی هم از جمله ی آنهاست ولی در همان قاموس که خوشبختانه در میان ملّت به درستی شناخته شده است عده ای نیز به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید. اگر من فتنه گرم، چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر. امّا این بار به اتهام بهتانی که به سران به قول خودتان فتنه !! زده اید که از سعودی ها پول گرفته اند تا نظام را منقرض نمایند از شما اولاً شکایت می کنم آن هم در محاکم جمهوری اسلامی، اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم. و ثانیاً این نامه را می نویسم که بدانید به آنچه گفته اید اعتراض دارم و همین جا از شما می خواهم که در این مورد هر دلیل و مدرک و سندی دارید افشا کنید وگرنه دروغگویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد. در پایان یادآور می شوم شما در پایان راهی هستید که زندگی نام دارد و هرچه کرده اید اگر با میل دست یابی به دنیا و متعلقات آنهم بوده باشد حتماً به مقصود رسیده اید. ریاست دنیا اگر بقا و وفایی داشت به امثال ما و شما نمی رسید. آقای جنتی تاریخ تکرار می شود و بر سیاست ورزان است که عبرت بگیرند. حتماً به خاطر دارید که پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام و جمعی از علمای بزرگ و توده های مردم و کشتار ملت توسط سربازان و دژخیمان حکومتی در شهرهای مختلف، رژیم شاه اعلام کرد که فردی به نام « وجو» را در فرودگاه مهرآباد دستگیر کرده است که از سوی جمال عبدالناصر مبلغ دو میلیون تومان پول برای خمینی آورده است تا در جریان اغتشاش علیه رژیم مورد استفاده قرار گیرد. طراحان و سناریو سازان وابسته به شاه معدوم آنقدر پخته به نظر می رسیدند که اگر دروغی هم می بافتند به گونه ای باشد که مورد پذیرش احتمالی عده ای از مردم واقع شود ولی شما و دوستانتان یا بهتر بگویم منابعتان وقتی متأسفانه دروغی هم می سازید نچسب و باور نکردنی است. به خدا پناه می برم از جفایی که توسط مربیان دیانت و مروجان شریعت حکومتی بر روحانیت اصیل و مظلوم و مبلغان حقیقی اسلام و تشیع رفته است و می رود. شما نیز به خدا پناه ببرید و از عقوبت آخرت بیمناک باشید. توبه کنید و از محضر ملت رشید ایران طلب بخشش نمایید. امید است مردم و خدای بزرگ از گناهان شما در گذرند. فاعتبروا یا اولی الابصار مهدی کروبی ۷/۵/۱۳۸۹
با ۸۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


وضعیت روحی و جسمی حامد روحی نژاد، زندانی محبوس در اندرزگاه 8 زندان اوین بر اثر تشدید بیماری "ام اس" و عدم رسیدگی پزشکی به شدت وخیم گزارش می شود.بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، به علت حمله عصبی بیماری ام اس، یکی از دستان آقای روحی نژاد کاملا از کار افتاده و بینایی هر دو چشم ایشان نیز با مشکل جدی مواجه شده است. این زندانی سیاسی حتی از لحاظ شنوایی نیز دچار آسیب شده است. اما علیرغم مشکلات عدیده جسمی حاصل از بیماری، مسئولان زندان نسبت به بیماری این زندانی سیاسی کاملا بی تفاوت هستند. حامد روحی نژاد دانشجوی رشته فلسفه، از اردی بهشت ماه سال 88 تاکنون به اتهام عضویت در یکی از گروهای مخالف نظام در زندان نگهداری می شود و از حق داشتن حتی یک روز مرخصی استعلاجی نیز محروم بوده است. وی در دادگاه های جمعی و نمایشی حوادث پس از انتخابات محاکمه و به اعدام محکوم شده بود که نهایتاْ این حکم در دادگاه تجدید نظر به 10 سال حبس و تبعید به زنجان تقلیل یافت.
با ۸۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


من در یک خانه باغ بزرگ زندگی می کنم، همه اهل و عیال و فامیل ما نیز در اینجا گرد هم آمده اند، هر یک در گوشه ای از این خانه باغ زیبا، کلبه ای ساخته ایم و در آن زندگی می کنیم. سرایدار این خانه باغ بزرگ، پیرمردی است اخمو، که جز خودش و افکار گندیده اش هیچ نمی پسندد. نگاه تبعیض آمیزش، یکی را خودی و دیگری را ناخودی کرده است، در حالی که خودش اینجا فقط یک سرایدار جزئی است اما خود را صاحب همه چیز می داند و در نگاهی بزرگ تر خود را صاحب خانه می داند و صاحبان اصلی این خانه یا همان ما و دیگر اهل و عیال این خانه را مستاجران موقتی می داند که هر گاه خوشش نیامد، بایستی رخت خویش بر سر نهند و از این ورطه پای بیرون بگذارند اما نه به صورت آشکار، بلکه با اختلاف بین این صاحبان اصلی خانه، عرصه را بر آنان سخت می کند تا جایی که طاقت تاب شده و عطای این خانه باغ را به لقایش ببخشند، بروند تا جایی دیگر، فکر آب و نان بهتر باشند و البته آسایش. من رنج می کشم، من گوشه گوشه این حیاط را دوست دارم، آن درخت انجیر کهنسال با آن گنجشک های بازیگوش که هر گاه و بیگاه با آن انجیر ها دلی از عذا در می آورند، یا آن جوی آب که نگاهت را به یک سیب چرخان می دزد، درست است گه گاه در آن جوی یک پاکت مچاله شده سیگار هم هست، اما آن سیب گلاب چه جاودانه تر است در ذهن خسته ما. در همین همسایگی کلبه خودمان پیرمرد و پیرزنی هستند که هر دو مرا مدهوش می کنند، پیرمرد با بوی گلستان سعدی اش و پیرزن با بون نان تنوری اش، من حتی آنجا رو دوست دارم، که هر صبح با صدای اذانش خواب را از چشمانم می رباید، خانه باغ است دیگر، همه چیز دارد. اما آن سرایدار مزخرف بد عنق خونم را به جوش می آورد، می خواهم سر به تنش نباشد، برایش آرزوی مرگ نمی کنم چون می خواهم در میدان مبارزه شکستش دهم نه در رختخواب بیماری و ضعف. سرایدار اخمو، هر روز حیله ای می سازد و مارا به جان هم می اندازد،من نگرانم، جوانک همسایه مان زیر پای پدرش نشسته و مدام در گوشش می خواند بیا دور کلبه مان حصار بکشیم، بیا جدا شویم، گمان می برد که اینگونه در آسایش خواهد بود. اما خبر از حال ما ندارد، می خواهد ما را در این مبارزه تنها بگذارد، می دانم که حتی از برخی از ماها متنفر است آن هم به دلیل نگاه مسموممان، اما این راهش نیست، هم برخی از ماها به بیراه رفته اند که دل این جوان شکسته اند تا امیدی به خیر ما نداشته باشد و هم او که در این عصر مبارزه، تنها مصلحت خویش می اندیشد و به فکر پشت کردن به میدان جنگ است. این پاک کردن صورت مسئله نیست که بتوان از کنار آن گذشت این همانی است که نمی خواهم بگویم اما فقط بدانید کی این ترسویان هستند که به میدان جنگ پشت می کنند وگرنه حتی یک زخم خورده دم مرگ تا آخرین لحظه در میدان جنگ حضور دارد. می خواهم چاره ای بیاندیشم، همبازیان دوران کودکی ام را جمع خواهم کرد، قیچی که در دست ماست حال بایستی ریشه را پیدا کنیم تا اصلاحش کنیم فقط امیدوارم به جای ابرو نزنیم چشش را کور کنیم. دل جوانک همسایه مان را به دست خواهم آورد، به او خواهم فهماند که دلخوری اش تنها ریشه در تفکرات گندیده سرایدار اخمو دارد حتی اگر بر سرم فریاد کشد باز هم تحملش خواهم کرد، ما به هم نیاز داریم هم در میدان جنگ و هم در روزمرگی زمان، من که خود شخصن مشتاق آن کاهو های تر و تازه باغچه شان هستم و می دانم که او نیز برای جوشیده گل گاوزبان مادر من، دلش قیلی ویلی می رود. نمی خواهم هر از گاهی که خواستم به یاد دوران کودکی هفت سنگ بازی کنیم، مجبور شوم تا نردبانی بگذارم و از این حصار سرک بکشم تا صدایش کنم و دزدکی به جمع ما بیپوندد، دوست ندارم اینان که از این به بعد به ما اضافه می شوند به او بگویند غریبه.
با ۸۵ امتیاز و ۷۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


چکیده : لابد آقای جنتی که عالیترین فقیه شورای نگهبان قانون اساسی و امام جماعت و جمعه ی تهران است ، برای آن که به تصدیق بلاتصور متهم نشود، بزودی سند های خود را به اطلاع ملت خواهد رساند تا نشان دهد که آمار و اعداد را به اندازه ای می شناسد که صلاحیت او برای نظارت بر یک انتخابات 40 میلیون نفری مخدوش نشود و آن اندازه مستند و عادلانه سخن می گوید که صلاحیت خود را برای امامت جماعت از دست ندهد.
با ۸۳ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مصاحبه صدای آمریکا با آقای بنی صدر در 6 مرداد در برنامه تفسیر خبر***صحبت ایشون یک اعترافی داره که بسیار بسیار مهم است که میگوید که بارها این رژیم به پای سقوط رفته و خداوند اونو حفظ کرده. رژیمی که بارها به پای سقوط رفته یعنی تکیه گاه مردمی ندارد و رژیم تک پایه است و قابل بقا نیست.اعترافی که کرده باید مغنتم شمرد جامعه ی ایرانی باید به این اعتراف بهای لازم رو بدهد.این رژیم وافعا از درون تمام علایم لازم رو که گویای مرگ یک رژیم اند از خود نشون میده.اگر مردم اینارو جدی بگیرند و جنبش خودشون رو ادامه دهند روز آزادی ایران دیر نیست. اما این که میگوید سند داریم،رژیم دفعه ی اولش نیست که از این وسیله استفاده میکنه.اگر شما سند دارید منتشر نکردید تا در صحبت بگویید سند دارید؟ منتشر کرده بودید و به کار گرفته بودید و این آقایان موسوی و کروبی رو به به اصطلاح به قول خودتون مجازات سخت رسونده بودید. نه همچین سندی در اختیار ندارید.جنبش یک ملتی رو هم با هزار دلار(اشتباه لفظی ایشان) نمیشود راه انداخت این مردم ایران بودند که به جنبش در آمدند در اعتراض به تقلب بزرگ شما, بعد هم میگوید از طریق عربستان این کار را کرده.حالا چرا آمریکا مستقیم نکرد تا ازطریق عربستان بکنه که سندش دست آقای جنتی بیافتد؟ این در واقع میخواهد بگوید که(رژیم) نزاع سختی هم در منطقه از جمله با عربستان سعودی پیدا کرده.و این هم بسیار اهمیت داره و معلومه که این رژیم در سطح منطقه هم منزوی است. *** متن کامل مصاحبه:جناب آقای دکتر اجازه بفرمایید ابتدا در مورد مسئله روز از شما سوال بکنم،در مورد تحریم های اتحادیه اروپا همانطور که جنابعالی میدونید یک مقداری فراتر از تحریم های شورای امنیت است علاوه بر تحریم های کنگره ایالات متحده و همچنین کانادا،که رژیم رو به شدت در مضیقه و تنگنا قرار داده:برخی در مورد تاثیر تحریم ها صحبت میکنند و انتقاد میکنند از آن،نظر جنابعالی رو به طور کلی در مورد تحریم ها میخواستم بپرسم و همچنین تاثیر اون در تغییر رفتار رژیم؟*** اونچه که اطلاعات میگوید از ایران،اینست که رانت خواران اکنون فرصت را برای رانت خواری مغتنم شمرده اند.راه عمده قاچاق که در اختیار سپاه و مافیای نظامی و مالی است طبیعتا این زندگی مردم را گران میکند وفشار به مردم را افزایش میدهد. این رژیم الان در تنگنا است،قابل انکار نیست اما اینکه یک ملتی تحت فشار افتصادی به جنبش در بیاد و این رژیم رو از بین ببرد ، این محل کلام است.*** برای من بهتر این بود که تحریم ها به عمل نمی آمدند و میگذاشتند که مردم ایران با اطمینان از نبود فشار از بیرون کار این رژیم رو به پایان میرسوندند.*** جناب آقای دکتر چگونه میسر است که مردم از درون یک همچین کاری بکنند؟*** میدونید که ما یک بار یک انقلابی کردیم و رژیم شاه را از درون از بین بردیم.بنابراین ایرانیها این سابقه را دارند،دفعه ی اولشون هم نیست در طول تاریخشون پر است از این جنبش ها که توانسته رژیم ها رو تغییر بده. میدونید که شاهنامه شروع میشود با خیزش کاوه و براندازی ضحاک.اینکه شدنیست؟که شدنیست،اما چگونه؟ یکبار هم در گفتگو با شما توضیح دادم.*** ترتیبش اینست که مردم ایران در بیرون رژیم با استقلال از قدرت خارجی جنش همگانی خودشان را با هدف روشنی که عبارت است از حاکمیت مردم سازمان بدهند.لازمه اش اینست که حقوق انسان پذیرفته بشود،حقوق ملی پذیرفته بشود،حقوق اقوام پذیرفته بشود،حقوق زنان پذیرفته بشود،همه ی قشر های جامعه در تحول دستاورد خودشون رو ببینند و در این جنبش شرکت بکنند.*** اجازه میفرمایید به یکی دیگر از مطالب روز بپردازیم،احمد جنتی دبیر شورای نگهبان گفته است که به اسنادی دست پیدا کرده که نشان میدهد آمریکاییان یک میلیارد دلار در اختیار رهبران معترضان قرار داده اند.و ایشون در عین حال هم گفته اند که پس از درگذشت آیت الله خمینی سمت رهبری از سوی خداوند متعال بر آقای خامنه ای محول شده البته ایشون کسی بوده اند که انتخابات رو استثنائی نامیده اند، اما تعبیر جنابعالی از این صحبت ها چیست؟*** عرض کنم به شما که این صحبت ایشون یک اعترافی داره که بسیار بسیار مهم است که میگوید که بارها این رژیم به پای سقوط رفته و خداوند اونو حفظ کرده. رژیمی که بارها به پای سقوط رفته یعنی تکیه گاه مردمی ندارد و رژیم تک پایه است و قابل بقا نیست.اعترافی که کرده باید مغنتم شمرد جامعه ی ایرانی باید به این اعتراف بهای لازم رو بدهد.این رژیم وافعا از درون تمام علایم لازم رو که گویای مرگ یک رژیم اند از خود نشون میده.اگر مردم اینارو جدی بگیرند و جنبش خودشون رو ادامه دهند روز آزادی ایران دیر نیست.*** اما این که میگوید سند داریم،رژیم دفعه ی اولش نیست که از این وسیله استفاده میکنه.اگر شما سند دارید منتشر نکردید تا در صحبت بگویید سند دارید؟ منتشر کرده بودید و به کار گرفته بودید و این آقایان موسوی و کروبی رو به به اصطلاح به قول خودتون مجازات سخت رسونده بودید. نه همچین سندی در اختیار ندارید.*** جنبش یک ملتی رو هم با هزار دلار(اشتباه لفظی ایشان) نمیشود راه انداخت این مردم ایران بودند که به جنبش در آمدند در اعتراض به تقلب بزرگ شما, بعد هم میگوید از طریق عربستان این کار را کرده.حالا چرا آمریکا مستقیم نکرد تا ازطریق عربستان بکنه که سندش دست آقای جنتی بیافتد؟*** این در واقع میخواهد بگوید که(رژیم) نزاع سختی هم در منطقه از جمله با عربستان سعودی پیدا کرده.و این هم بسیار اهمیت داره و معلومه که این رژیم در سطح منطقه هم منزوی است.*** جناب آقای دکتر در مورد صحبتهایی که آقای جنتی در مورد آقای خامنه ای کرده چه نظری دارید؟*** اینکه ایشون میگوید که آقای خامنه ای را خداوند برای این ملت نگه داشته بوده،اگر بخواهیم از باب بگوییم که اون خداوند میخواسته به این مردم بگوید که وقتی شما حقوق خودتون رو تصدی نمی کنید حق حاکمیت رو که به شما داده که فطرت و طبیعت هر انسانیست که در تصمیم استقلال داشته باشه، در اداره ی امور کشورش شرکت داشته باشد وقتی از این حق استفاده نمیکنید سرنوشت شما میشود اینکه یک روضه خوانی بر شما ولایت مطلقه پیدا کنه و بنویسد که من فرعون زمانم!*** ایشون صریح نوشته که التزام به ولایت فقیه یعنی اطلاعت از احکام حکومتی ایشون! بعضی ها حالا اومدند که توضیح و تفسیر بدند که ایشون خواسته بخشی از قانون اساسی تخفیف بده.نه آقا اگر قرار بر قانون اساسی بود مینوشت که عمل به قانون اساسی التزام به ولایت فقیهه.اون رو کافی ندیده میگه احکام حکومتی ایشون رو باید اطاعت کنند.پس یکی ملتی که تا این حد از حقوق خودش غافل بشود البته گرفتار امثال آقای خامنه ای و جنتی میشود از این جهت بله این قانون عمومی جامعه های بشری است، که هر ملتی که از حقوق خود غافل شد گرفتار حکومتی میشود از نوعی که آقای جنتی دبیر شورای نگهبان آن است.***لینک فایل صوتی مصاحبه:http://www.4shared.com/audio/MEMU3B-4/Banisadr89-5-6.html
با ۸۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


۲۲ سال پیش فاجعه ای هولناک همچون ابری تیره آسمان ایران را در بر گرفت و در تاریکی آن فضای حزن انگیز و درد آور فرزندان رشیدی از تبار ایران در خاک آرمیدند .22 سال پیش در آستانه جابجایی قدرت و رهبری حاکمیتی که بر دوش جوانان میهن استوار گشته بود و هزاران وعده آبادانی و آزادی میهن را با صدایی رسا به گوششان رسانیده بود، به جایی رسید که شعارهایش را تحقق نیافته دید و پس از طی هشت سال جنگ خانمانسوز به یاد زندان اوین و حاضرینش افتاد. در آن فضای رعب انگیز دهه شصت که بی شک اغلب جوانان امروز یاد و خاطره هایی از آن دوران سیاه در اذهانشان دارند فاجعه ای در حال وقوع بود.شاید وحشت قطع شدن برق در آن دوران سیاه که مصادف بود با یورش های همه جانبه برای بازداشت افراد از خاطر بسیاری نرفته باشد.چگونه میتوان خود را در کنار عزیزانی که در شهریور 67 در اوین بودند و اکنون نیستند قرار داد؟چگونه می توان آن شبها و روزهای دهشتناک را با قلم به تصویر کشانید؟چگونه می توان احساسی را که وقتی می بینی که تپه ای از کفش های زندانیان در گوشه ای از بند پدید آمده و از صاحبان آنها خبری نیست را متصور بود؟آری 22 سال پیش نیز در سال شوم 67 که شاید شومیش را باید بر متصدیان کشور نسبت داد ایرانمان عزادار بود.جمع کثیری از مخالفین حاکمیت با دلیل و بی دلیل ،با دادگاهی شدن و بی دادگاهی شدن ،بصورت فله ای و یکباره جانشان چه ساده از تن درآمد و چه ساده از جان دادن آدمی سخن بر زبان می رانیم.. دردی جانکاه است که روان آدمی را مشوش می کند.دردی که شاید 21 سال بعددر سال 88 به دیدگانمان در خیابانهای تهران نه در زندان اوین و در مقابل دیدگان همگان و نه مخفیانه و شبانه نظاره گر بودیم.دردی که دیدیم به چه سان خون جوانانمان بر سنگفرش خیابانها جاری گشت و چه صحنه های درد آوری را شاهد بودیم که شاید تا عمرمان باقیست تمام این صحنه ها همچون نواری در مقابل دیدگانمان باشد. ظلم و جفایی که در حق بازماندگان آن وافعه هولناک می گردد چه ناجوانمردانه است .چقدر سخت است که هر بار به مزار عزیز از دست داده ات می روی شاهد باشی که همچون زمین کشاورزی آن مزار را شخم زده اند .چقدر سخت است که نتوانی سنگ قبری مشخص برای عزیز از دست داده ات داشته باشی و مجبور گردی که با علایمی خاص نشانه گذاری کنی تا فراموش نکنی که عزیزت اینجا خفته .اگر چه وجب به وجب آن مکان آرامگاه همه این عزیزان است اما براستی سخت است و سخت است و سخت.... آری ایرانمان در ماتم است...در ماتم از دست دادن عزیزانش ...در آستانه بیست دومین سالگرد آن کشتار عظیم و هولناک که تاریخ ایران هرگز زیاد نخواهد برد.آری خاوران آرام گیر که همچون تو بسیار داریم ..خاوران عزیز مهمانی نوین داری بنام 302 ...مهمانی که غنچه های نوشکفته بسیاری را همراه دارد.خاوران، بهشت زهرا در جای جای خود امثال تو را پذیرفته و چه بسا باز هم بپذیرد اما شک نداریم که خون آنانی که در آغوش تو و اینانی که در آغوش بهشت زهرا آرمیدند پایمال نخواهد شد . روان تمام عزیزانی که در راه عظمت این ملت گام برداشتند شاد باد و یادشان هماره گرامی باد.
با ۸۰ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


خبرنگاران سبز: حزب مشارکت ایران اسلامی با انتشار یک بیانیه به دروغ‌ پردازی‌های احمد جنتی دبیر شورای نگهبان که امسال به حکم علی خامنه‌ای علی رغم زیادی سن همچنان در شورای نگهبان ماندگار شد اعتراض کرد. احمد جنتی چند روز پیش ادعا کرد که رهبران سبز از آمریکا و عربستان سعودی برای سرنگونی جمهوری اسلامی پول دریافت کرده‌اند. پیش از حزب مشارکت، روز گذشته مهدی کروبی در یک بیانیه شدید احمد جنتی را به سرکردگی در تقلب‌های انتخاباتی و شیادی متهم کرد و از وی خواست هر سندی مبنی بر درستی ادعاهایش دارد مطرح کند. وی همچنین گفته است که از احمد جنتی شکایت خواهد کرد. بیانیه حزب مشارکت نیز از قوه قضاییه درخواست می‌کند به شکایت‌های پیش از احمد جنتی رسیدگی کند و در این مورد هم چنانچه ایشان نتوانست ادعایش را ثابت کند به عنوان مفتری وی را مجازات کند. متن کامل این بیانیه در زیر می‌آید.// ...آقای جنتی عضو فقها و دبیر شورای نگهبان و نیز امام جمعه تهران در سخنانی مدعی شده اند کسانی که به زعم ایشان از سران فتنه هستند به واسطه دولت سعودی مبلغ یک ملیارد دلار از دولت امریکا پول دریافت کرده اند و قرار بوده در صورت انقراض جمهوری اسلامی مبلغ پنجاه میلیارد دلار دیگر نیز بگیرند. ایشان ادعا کرده اند که برای این ادعا سند هم دارند. آیا کسی که قدری عدد و رقم بداند و بفهمد سند یعنی چه به این ادعا نمی خندد؟ متاسفانه ایشان با همین اندازه فهم و درایت صحت انتخاباتی را که تقلب و تخلف در آن موج می زد تأیید کرده اند./ سابقه ایشان در بیان مطالبی که مردم ایران را مبتهج میکند طولانی است اما به نظر می رسد که این بار آخرین فرصت ایشان برای ایراد مطالبی است که در اثر القائات کودکانه عده ای شناخته شده واگو میشود. این بار زمان آن است تا ملت ایران بی هیچ شبهه ای کاملا دریابند چگونه فردی که کوچکترین پرهیزی از ارتکاب بزرگترین گناهان ندارد متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است./ ۱- ایشان باید مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته اند؟ و آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته اند؟ و آیا با اجازه آنها این افشا گریها را انجام داده اند؟/ ۲- ایشان باید صریحا اسامی افرادی را که ایشان مدعی هستند پول دریافت کرده اند اعلام کنند./ ۳- ایشان باید صریحا اعلام کنند چنانچه ادعای ایشان ثابت نشد آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟ اما مسئولان قضایی کشور نیز باید در این رابطه مواضع خود را روشن کنند: ۱- قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر؟ و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟/ ۲- در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ایشان است؟/ جبهه مشارکت ایران اسلامی دردمندانه اعلام می کند اگر به شکایتهای قبلی از آقای جنتی و از جمله شکایت آقای تاج زاده از ایشان رسیدگی می شد و برای ایشان این مصونیت آهنین قائل نمی شدند و عدالت در حق ایشان جاری میشد اینک ایشان به خود اجازه نمیداد چنین بدون پروا از خداوند که ناظر بر احوال و اقوال است اینچنین جایگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند./ بدون تردید جایگاه دروغ گویان و تهمت زنندگان جهنم است
با ۷۹ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


نزدیکان و یک عضو خانواده شهید محمد حسین فیض در گفتگو با "روز" اعلام کردند وی یک معترض بود و برای اعتراض به کشتار مردم در روز 25 خرداد که از سوی پایگاه بسیج مقداد صورت گرفته بود به خیابان رفت و جان خود را از دست داد. محمد حسین فیض از جان باختگان وقایع بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد 88 است که روز 30 خرداد در خیابان آزادی و بر اثر اصابت گلوله ای به سرش جان باخت و خبرگزاری فارس و رسانه های حکومتی از او به عنوان "بسیجی شهید" یاد کردند که توسط اغتشاشگران به شهادت رسیده است. غلامرضا فیض، پدر محمد حسین فیض نیز طی مصاحبه هایی، فرزندش را بسیجی معرفی و میرحسین موسوی و "سران فتنه" را مسبب شهادت فرزندش عنوان کرده است. این در حالیست که یکی از اعضای خانواده این شهید در گفتگو با "روز" که فایل صوتی آن نیز موجود است کشته شدن او به عنوان یک بسیجی و توسط "اغتشاشگران" را تکذیب کرده و گفته بودند که محمد حسین فیض یک معترض بود و همچون سایر جان باختگان روز 30 خرداد و در جریان اعتراض به کودتای انتخاباتی و کشتار مردم در روز 25 خرداد، جان خود را از دست داد. شواهد و مدارکی که این منبع در اختیار "روز" قرار داد حکایت از این داشت که محمد حسین فیض در حالیکه با موبایل خود از درگیری ها فیلم می گرفته گلوله ای به سر او اصابت کرده و لحظاتی بعد از اصابت گلوله جان باخته است. او همچنین از اختلافاتی سخن گفت که محمد حسین فیض با پدرش داشته؛اختلافاتی که از دو دیدگاه سیاسی متفاوت نشات می گرفت. این مصاحبه رابه دلیل خطراتی که متوجه این عضو خانواده فیض بود، منتشر نکردیم و با هماهنگی با این منبع، انتشار مصاحبه به زمانی مساعد موکول شد که خطر و فشاری متوجه او نباشد. اما بعد از انتشار مصاحبه جدیدی از پدر محمد حسین فیض و این بار در سایت های اصلاح طلب، یک عضو دیگر این خانواده، اطلاعات و مدارکی را در اختیار "روز" قرار داد و خواستار روشن شدن قضیه برای افکار عمومی شد. بخش هایی از این مصاحبه را منتشر میکنیم؛ متن کامل این گفتگو هم در اختیار "روز" می ماند تا در شرایط مناسب تری منتشر شود.
با ۷۸ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جبهه مشارکت ایران اسلامی امروز هشتم مرداد با انتشار بیانیه‌ای دراعتراض به اتهامات دبیر شورای نگهبان به مخالفان دولت، از قوه قضائیه درخواست کرد تا به ادعای احمدی جنتی رسیدگی کند. به گزارش وب‌سایت جرس، در این بیانیه آمده است: زمان آن است تا ملت ایران بی‌هیچ شبهه‌ای کاملا دریابند چگونه فردی که کوچکترین پرهیزی از ارتکاب بزرگترین گناهان ندارد، متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است. احمد جنتی پنجم مرداد در مسجد جمکران ادعا کرده بود سندی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکایی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد وابسته به سعودی به مخالفان در ایران داده‌اند و به شرط این که نظام را منقرض کنند، 50 میلیارد دلار دیگر هم به آنها می‌دهند. این حزب اصلاح‌طلب که از فروردین امسال از سوی دولت در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری متهم به نقض استقلال کشور شده است، تاکید کرده است که قوه قضائیه برای احمد جنتی «مصونیت آهنین قائل» نشود و بگویند اگر ادعای وی ثابت نشد چه مجازاتی در انتظار وی است. مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی نیز دیروز در نامه‌ای دبیر شورای نگهبان را «شریک دزدان رای مردم» خواند و گفت که اگر چنین سندی وجود نداشته باشد، «دروغگویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد.» آقای کروبی، برخورد حکومت با معترضان نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری را «شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب» دانست و احمد جنتی را به حمایت از این سرکوب و «دادگاه‌های نمایشی» پس از آن، متهم کرد. سایت خبری تحلیل عصر ایران، دیروز در یاداشتی درباره اظهارات دبیر شورای نگهبان نوشت که مطرح کردن این ادعا، «مصداق بی‌قاعده‌مند بودن فضای رقابت سیاسی در ایران است و این فضا در وادی تهمت‌افکنی، آن هم در سطوح بالا سیر می کند.» احمد جنتی، امام جمعه تهران، روحانی 84 ساله‌ای که به‌تازگی با حکم آیت‌الله خامنه‌ای برای یک دوره شش ساله دیگر در شورای نگهبان ابقا شده است، از حامیان صریح محمود احمدی‌نژاد و سیاست‌های دولت وی است. نظارت استصوابی راهی برای مهندسی انتخابات شورای نگهبان، مرجع نهایی تایید صحت انتخابات در ایران است، ‌اما بی‌طرفی این نهاد به علت حمایت احمد جنتی دبیر آن و 6 عضو از 12 عضو این شورا از محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88، بارها از سوی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی ایران مورد اعتراض قرار گرفته است. منتقدان می‌گویند که این شیوه امکان اعمال نظرات شخصی و فردی اعضای شورا را هنگام نظارت بر انتخابات و بررسی صلاحیت‌ها فراهم می‌کند و این نهاد می‌تواند با استفاده از این ابزار، به نفع جریان سیاسی خاصی اعمال سلیقه کند و به این ترتیب دایره انتخاب رای‌دهندگان را محدود می‌کند. اعضای شورای نگهبان و رهبر جمهوری اسلامی همواره این انتقاد را رد کرده‌اند و احمد جنتی در نمازجمعه 9 مرداد 88 ، اعتراض به نتیجه انتخابات را «بی‌انصافی» خواند و آن را توطئه‌ای دانست که به شکست منجر شده است. با وجود این، دبیر شورای نگهبان در تازه‌ترین موضع‌گیری خود در دفاع از شخص محمود احمدی‌نژاد و سیاست‌های دولت‌اش، 23 تیرماه در سخنانی گفت که «مواضع و شاخصه‌های وجودی رئیس‌جمهور را می‌پسندم.»
با ۷۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


حامد روحی نژاد که به اتهام همکاری با انجمن پادشاهی محارب شناخته شده و در دادگاه بدوی به اعدام و سپس به ۱۰ سال حبس توام با تبعید به زنجان محکوم شد به دلیل ابتلا به بیماری ام اس در آستانه فلج مطلق قرار دارد. در مورد آخرین وضعیت این زندانی گزارشگر هرانا گفتگویی را با خواهر این زندانی انجام داده است. هرانا: خانم روحی نژاد آخرین وضعیت برادرتان در زندان چگونه است؟ وضعیت حامد متاسفانه کماکان بد هست. چند روز پیش هم مسئولان زندان به دلیل اینکه وی مشکل کلیوی و دفع ادرار داشت، به بیمارستان منتقلش کردند. هرانا: منظورتان بیمارستان داخل اوین هست یا بیرون از زندان ؟ ببینید وقتی شرایط وی حاد می شود به بهداری منتقلش می کنند و پزشکان آنجا با تشخیص اینکه بایستی در جایی با امکانات بیش تر تحت درمان قرار بگیرد و از دست ایشان کاری ساخته نیست، وی را به بیمارستان می برند. در آخرین انتقال به بیمارستان که مربوط به شنبه ی گذشته بود، پزشکان بیمارستان فارابی با تشخص اینکه چشمانش روز به روز کم دید تر می شود، این مشکل را مربوط به مغز وی دانستند و درمان از طریق عینک و امثالهم را بیهوده دانستند. هرانا: شما چطور از وضعیت روزانه حامد باخبر می شوید؟ والا تماس های تلفنی که تقریبا به صورت منظم با منزل داشت، الان بیش از سه روز هست که قطع شده. و ما هم به طور کامل از وضعیتش بی خبر هستیم. در این بین تنها مادران با تماس با یکدیگر پیگیری می کنند که کدام یک با منزل تماس داشته اند تا بلکه از این طریق اندکی از نگرانی شان کاسته شود اما در طی این سه روز هیچ یک از بچه ها گویا تماسی با بیرون نداشته اند و ما دلیل این اتفاق را نمی دانیم... هرانا: آیا بهبودی در وضعیت ایشان در طول دوران زندان وجود داشته است ؟ ما در آخرین ملاقاتی که داشتیم، وی را بسیار عصبی دیدیم. به طور کلی نیز چشمان حامد وضعیت فجیعی دارد. حتی یک بار گفت که من از طریق صدا تشخیص می دهم که شما در کدام سمت من نشسته اید. اما متاسفانه هیچ کس درک این را ندارد که وضعیتش را پیگیری کند. البته به دلیل وخامت حالش گهگاه وی را نزد پزشک می برند اما همه چیز به یک ویزیت ساده ختم می شود. پزشک معالج حامد هم که تاکنون چندین بار برایش گواهی صادر کرده معتقد است که تنها با اخذ مرخصی و بستری شدن در بیمارستان است که امکان بازگشت بخشی از سلامتی حامد وجود دارد؛ چون ام اس بیماری ای نیست که درمان قطعی و مشخصی داشته باشد. ببینید حامد دچار تشنج های شدید هم می شود که البته خودش این قضیه را از ما مخفی نگه داشته و ما از طریق دوستانش شنیدیم و حتی در موقع بازگو کردن هم حامد باز دست به انکارش زد و اصرار داشت که این قضیه را باز هم از ما مخفی نگه دارد. بالاخره برادر من جوان است و غرور دارد و نمی خواهد از پا افتادنش را دیگران ببینند و از طرفی هم به هیچ عنوان دوست ندارد حالا که خودش در چنین شرایطی است ما را هم نگران حال خود کند. یکی از دوستانش می گفت یک بار حامد به طرزی دچار تشنج شد که اگر چند نفر دور و برش نبودند درجا فلج می شود. هرانا: آیا حامد از سرنوشت بیماران ام اس با خبر هست ؟ .....
با ۷۷ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


متاسفانه در بالاترین عده ای که آزادی و سرنوشت ایران برایشان مهم نیست ، اقدام به انتشار لینک های با محتوای توهین به مقدسات دینی و عقیدتی بازدید کنندگان میکنند که این کار در شرایط کنونی جز آب به آسیاب دشمنان ملت ریختن نیست. به فرض مثال تیتر هایی با مضامین اینچنینی: "ظهور سکسی امام زمان" "آیا محمد هم زیر درخت سیب خوابیده که به این نتیجه رسیده است؟ " که صرف نظر از اعتقاد خودمان واقعا کاری شورمندانه است که در آخر باعث دلسردی عدهء کثیری از اعضای جنبش میشود. عاجزانه تقاضامندم تا دست از اختلاف پراکنی برداریم و اتحاد را عامل پیروزی بدانیم. VvV
با ۷۱ امتیاز و ۱۷۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

خبرهاي گذشته