اما پيکر پاک اش توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی گرو گرفته ميشود و از خانواده اش تعهد ميگيرند که هـرگز علت و محل و دليل مرگ مريم را عنوان نکنند و خانواده ۱ سال تمام اين درد را به تنهايی و به دور از اذهـــان خاموش وبی تفاوت ما می گذراند تا اينکه در اولين سالـگرد بزرگداشت ۳۰ ام خرداد، نزديکترين دوست مريم پس از تحمل دوره طولانی افسردگی حاد ،در تماس با ستاد شناسائی و بزرگداشت کشته شدگان جنبش سبز از رسانه های مستقل و سبز برای رسانه ای کردن نام مريم سودبر اتباتان کمک می طلبد . دوست مريم می گويد: کمک کنيد !!! مريم من اينقدر غريب نباشد !!!
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار شهدای جنبش سبز: اگر شهدای جنبش سبز را مظلوم ترين شهدای تاريخ معاصر کشور اعلام کنيم کم به بيراهه نرفته ايم . صدها تن از آنان شبانه و بطور مخفيانه توسط نيروهای ذوب شده آيت الله سيد علی خامنه ای در آرامگاه دفن شدند که بسياری از آنان نيز طبق گفته های شاهدين و کارکنان بهشت زهرا حتی بدون غسل و نماز ميت به خاک سرد سپرده شدند. اقدامی که البته در تاريخچه حکومت جمهوری اسلامی سابقن رخ داده بود بطوریکه با گذشت ۲۴ سال از اعدام های گروهی در سال ۶۷ هنوز مردم از آن جنایات صحبت می کنند.
برای نسل نوجوان و جوان کشور شايد آن جنايات کمی غريب بوده باشد چرا که يا در سن طفوليت و يا هنوز چشم بر دنيا باز نکرده بودند. اما سرکوب وحشيانه نيروهای وفادار آيت الله خامنه ای در خيابان از پس از کودتای انتخاباتی روايت ديگری بود که کبير و صغير و پير و جوان به دليل حضور عينی و البته به مدد تکنولوژی های رایج امروزه نظير موبايل اينترنت و ماهواره نظاره گر رفتار خشن نيروهای امنيتی و نظامی جمهوری اسلامی بودند.
با گذشت سه سال از کودتای انتخاباتی و کشتار صدها تن از معترضين به تفلب هنوز تعداد بسياری از خانواده شهدای جنبش سبز از بيم تهديد و بازداشت ديگر اعضای خانواده اشان حاضر به افشا نشده اند اما در اين بين هراز چند گاهی بعضی از خانواده های شهدای راه آزادی و يا دوستان و يا آشنايان آنها سکوت اشان را می شکنند و با علم به اينکه اين افشاگری اشان برايشان مشکل دار خواهد شد از آنچه بر سر فرزند شهيدشان آمده با رسانه های مستقل و شبکه های اجتماعی گفت و گو می کنند.
مريم سودبر اتباتان يکی ديگر از شهدای جنبش سبز است که خانواده اش هنوز حاضر نشده است پس از گذشت سه سال از فرزند شهيدشان بگويد. هرچند نام مريم سودبر در ليست کميته ای که توسط ميرحسين موسوی و مهدی کروبی تشکيل شده بود آورده شده بود اما برخلاف خانواده مريم يکی از نزديک ترين دوستان دانشگاهی مريم چند خطی از مريم و نحوه شهادتش در رسانه های اجتماعی منتشر کرده است که نشان از مظلوميت شهدای جنبش سبز دارد.
مريم ۲۱ ساله دانشجو فيزيک دانشگاه تهران بود . تک دختر ازيک خانواده سه فرزندی , بسيار شاد و سر زنده که در روز شتبه خونين تهران ، ۳۰ خرداد ۸۸ در اثر ضـــــــربات باتوم يکی از نيروهای مسلمان نما و ذوب شده آيت الله خامنه ای دچار خـــــونريزی مغزی شد و در سحرگاه روز يکشنبه ۳۱ خـــــرداد ۸۸ جان شيرين اش را تقديم مبارزه با ديکتاتوری اسلامی کرد.
اما پيکر پاک اش توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی گرو گرفته ميشود و از خانواده اش تعهد ميگيرند که هـرگز علت و محل و دليل مرگ مريم را عنوان نکنند و خانواده ۱ سال تمام اين درد را به تنهايی و به دور از اذهـــان خاموش و
بی تفاوت ما می گذراند تا اينکه در اولين سالـگرد بزرگداشت ۳۰ ام خرداد، نزديکترين دوست مريم پس از تحمل دوره طولانی افسردگی حاد ،در تماس با ستاد شناسائی و بزرگداشت کشته شدگان جنبش سبز از رسانه های مستقل و سبز برای رسانه ای کردن نام مريم سودبر اتباتان کمک می طلبد . دوست مريم می گويد: کمک کنيد !!! مريم من اينقدر غريب نباشد !!!
به خـــــون پـــــاک خــــواهـــــرم
از قــــاتل اش نــــــــــــمی گذرم
تمام اين مدت يک سال خيلی زجر کشيدم وبه اين فکر ميکردم که چطور ميتونم وظيفه ام را در مقابل دوستم انجام بدهم , فکر کردم اگه يک کم بيشتر ازش بگم شايد بهتر باشد. يک روز يکی از بچه ها زنگ زد خونمون و گفت که مريم مرده باورم نميشد , درحال گريه شروع کردم زنگ زدن به خونه شان و گفتند که واقعيت دارد , هرچه به انها اصرار کردم که کی و چگونه , آنها گفتند که نميدانيم وهنوز جسد را از پزشک قانونی تحويلمان ندادند . خانواده مريم ميگفتند که درخواب مرده اما هيچگاه نگفتند که دليل آن چه بوده است ,يکی از نزديکانشان ميگفت که از خانواده اش تضمين گرفته اند که چيزی نگويند و به شرط اين که خانه شان را عوض کنند و سر و صدايی نکنند ميتوانند جسد را خاک کنند .خواهش ميکنم که کمک کنيد که اسم دوستم به گوش دنيا برسه , مثل ندا و اشکان ها , شايد اين تنها کاری باشد که من بتوانم بکنم ,سالگردش خيلی غريبانه بود ,کمک کنيد که اينقدر مريم من غريب نباشد.
پيکر پاک « مريم سودبر » در روز دوشنبه اول تيرماه در بهشت زهرا تهران قطعه ۲۵۷ رديف ۳۵ شماره۲۷ خاکسپاری گرديد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر