به نظر من توجيه شما برای سکوت آقايان قابل قبول نيست، بلکه بر اين باورم که مراجع تقليد به مشکلات کم و بيش آگاهند ولی مع الاسف سکوت می کنند. شايد دلايلی دارند که اميدوارم نزد خداوند سميع و عليم پذيرفته شود.
خبرنگاران سبز/سیاست: مهدی خزعلی چند شب پیش در برنامه افق در صدای آمریکا علت سکوت مراجع تقلید را عدم مراجعه مردمی به بیوت آقایان علما اعلام کرد که در پی این سخنان زهرا ربانی املشی عروس مرحوم آیت الله منتظری با ارسال جوابیه ای به گفته های مهدی خزعلی واکنش نشان داد که در زیر متن این جوابیه می آید:
اگر درپی توجيه سکوت آن بزرگواران نباشيم بايد عرض کنم که واقعيت چيز ديگری است. برادر ارجمند جناب آقای دکتر مهدی خزعلی
با سلام و آرزوی سلامتی برای شما؛ حضرتعالی يکی از شرکت کنندگان برنامه افق شبکه VOA در چند روز پيش بوديد که در تشريح علت سکوت مراجع تقليد مطالبی قريب به اين مضمون فرموديد: "کسی از مراجع نمیخواهد، مگر چقدر دم منزل مراجع رفتهاند؟ و اگر از مراجع بخواهند آنان اقدام خواهند نمود".
جناب آقای دکتر خزعلی؛ اگر درپی توجيه سکوت آن بزرگواران نباشيم بايد عرض کنم که واقعيت چيز ديگری است.
من از نامههايی که خانوادههای زندانيان به مراجع تقليد مینويسند و استمداد میطلبند و بیجواب میماند سخن نمیگويم. من از وقت ملاقات ندادن به خانوادههای زندانيان سخن نمیگويم؛ که صد البته اين موارد بسيار مهم است، بلکه از مشاهدات خود میگويم.
سال ۱۳۷۶ پس از سخنرانی آيت الله منتظری در ۱۳ رجب، نيروهای بسيج و سپاه پس از ۴ روز سازماندهی و فراخوانی نيرو از شهرستانها، با تجمع در مسجد اعظم قم و پس از استماع سخنان يکی از مراجع فعلی، به بيت و دفتر و حسينيه آن مرحوم حمله کردند و ۳ شبانه روز در حسينيه شهدا و به قول خودشان جاسوسخانه دوم مستقر بودند و کشف اسناد میکردند و از بلندگوهای حسينيه هتاکی و فحاشی پخش میکردند. در آن زمان که خانواده و دوستان آن مرحوم وحشت زده بودند، چون شواهد زيادی دال بر اينکه سران اين تهاجم در صددند که هر لحظه ايشان را بربايند و از بين ببرند، و در آن زمان که با ديلم میخواستند درب منزل مسکونی ايشان را بشکنند، و در آن زمان که از بیسيم آن فرمانده سپاه چنين شنيده شد: "طناب به گردنش بيندازيد و او را ببنديد و بياوريد"، بله در آن زمان، من به همراه تعدادی از خواهران مقلّد و دوستدار ايشان به درب خانه مراجع تقليد با هدف استمداد برای نجات جان معظمله رفتيم. در حالی که ايشان استاد بعضی از آنان بود. بعضی از مراجع حتی ما را به داخل منزل و دفتر راه ندادند. آيا میدانيد که بعضی ديگر که اذن ورود داده بودند چه گفتند؟! يکی گفت: "خربزه خورده پای لرزش هم بنشيند". يکی گفت: "میخواست سخنرانی نکند". يکی شنيد ولی هيچ کلامی نگفت و هيچ کاری نکرد. اما آنان که حرف ما را شنيدند و دل سوزاندند، يکی گفت: "خوب نبايد چنين میکرد، حالا که جامعه لياقت ندارد چرا حرف میزند؟ ايشان بايد بنشينند و درسهايشان را مکتوب کنند تا آيندگان اگر لياقت داشتند استفاده کنند". و ديگری گفت: "با او که آيت الله منتظری و فرد دوم انقلاب بود چنين کردند با من اگر چيزی بگويم چه خواهند کرد؟"
و به اين ترتيب، مراجعی که شما می فرماييد به درب منزلشان برويد و از آنها بخواهيد، چنين گفتند و کاری انجام ندادند که در نهايت منجر به حصر پنج سال و اندی ايشان شد؛ و در طول حصر نيز اکثر قريب به اتفاق آنان برای رفع حصر ايشان، که با توجه به محدودیت های حصر دچار امراض جدی شده بودند، هيچ اقدامی انجام ندادند. در مدت حصر، زمانی بود که از منزل ما به عنوان محلی برای پاسخگويی به مسائل مقلدان ايشان استفاده میشد، که آن را هم برنتافتند و درب اتاقها را جوشکاری و پلمب کردند. در آن موقع من شخصاً به درب منزل بعضی از آقايان مراجعه کردم و خواستم که حداقل برای بازديد به آنجا تشريف بياورند و از ظلمی که به ما میشود از نزديک آگاه شوند، ولی پاسخ مثبتی نشنيدم.
بعد از رحلت ايشان، و حمله به دفتر و پلمب آنجا، علاوه بر نامهای که همسرم به مراجع تقليد جهت دادخواهی نوشتند، اينجانب طی دو نامه سرگشاده از آنان استمداد نمودم؛ ولی هيچکدام از آنان حتی جواب سلام من را هم که يک واجب شرعی است ندادند.
جناب آقای دکتر خزعلی؛
من به منزل مراجع تقليد مراجعه کردم و جوابی نشنيدم، به آنان نامه نوشتم ولی جوابی نديدم، ولی حضرتعالی بهتر از من میدانيد مگر در اين زمان و با پيشرفت ارتباطات باز برای اطلاع رسانی نيازی به درب منزل رفتن میباشد؟! آيا در مواردی که آقايان به صورت انفرادی و گاه همزمان، نسبت به يک مسئله داخلی يا خارجی عکس العمل نشان میدهند، به علت مراجعه به دفاترشان و اطلاع رسانی مستقيم است؟! آيا از شرايط مرجعيت آگاهی به زمان و نيازهای آن نيست؟ کافی است که اين آقايان به نمايندگان خود در امر اخذ وجوهات شرعيه که در سراسر کشور حضور دارند، امر بفرمايند که مشکلات مردم را هم به اطلاع برسانند.
برادر بزرگوار؛ لابد به ياد داريد که فقيه عاليقدر آيتالله منتظری در تاريخ ۲۲/۶/۱۳۸۸ در نامهای به مراجع تقليد و علماء چنين نوشت: "چرا مراجع محترم و علمای دين که حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق مردم و مبين احکام شريعت و از جمله امر به معروف و نهی از منکر و اظهار مخالفت با خلافها و بدعتها هستند، در مقابل اين همه بدعتها و کارهای خلافی که به نام دين و مذهب انجام میشود به پيروی از دستور پيامبر اسلام(ص) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعتها نمیکنند؟ و آيا اين همه مظالم و حق کشیها و جنايات از بيرون آوردن خلخال از پای يک زن يهودی توسط سربازان معاويه کمتر است که مولای متقيان حضرت علی(ع ) فرمود: اگر مرد مسلمانی از غصه آن بميرد نبايد ملامت شود؟!"
اين بزرگواران حتی جواب يک همصنف خود را ندادند!
به نظر من توجيه شما برای سکوت آقايان قابل قبول نيست، بلکه بر اين باورم که مراجع تقليد به مشکلات کم و بيش آگاهند ولی مع الاسف سکوت می کنند. شايد دلايلی دارند که اميدوارم نزد خداوند سميع و عليم پذيرفته شود. اينک که تصميم به نگارش اين سطور گرفته ام، روز شهادت امام موسی کاظم(ع) است. آيا آن امام همام با آن درجه والای علمی و عصمت، در مقابل ظلم و ستم زمان خود سکوت کردند و تنها به مراسم عزاداری برای اجداد طاهرينش و برگزاری اعياد اکتفا نمودند؟ يا اينکه با اعتراض خود، و با امر به معروف و نهی از منکر، سالها زندان با شرايط ناگوار را که در انتها منجر به شهادتشان شد به جان خريدند.
اميدوارم خداوند توفيق انجام وظيفه به همه ما عنايت فرمايد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر