جیلین یورک، بلومبرگ
وقتی دولت سوریه اوایل فوریه ۲۰۱۱ فیسبوک، یوتیوب و بلاگر (سرویس وبلاگنویسی گوگل) را رفع فیلتر کرد، بسیاری از فعالان این کشور گفتند که آنچه مخالفان با خیزش و انقلاب در تونس و مصر به دست آوردهاند را دولت سوریه بیچشمداشت به مردم این کشور هدیه داده است.
برخی دیگر اما از همان ابتدا گفتند که این اقدام با هدف رهگیری و به دام انداختن معترضان انجام شده است. حق با آنها بود: چند هفته بعد گزارشهایی به نقل از فعالان دستگیر شده سوری منتشر شد که نشان میداد مقامات این کشور از آنها خواسته بودند که پسوردهای فیسبوک خود را اعلام کنند. دولت سوریه از وال فیسبوک این کاربران برای تبلیغ اندیشههای حامیان دولت استفاده میکرد.
معترضان سوری، در توییتر هم شاهد ظهور نیروهای ارزشی طرفدار بشار اسد بودند. اکانتهایی که بهصورت اتوماتیک فضای توییتر را با اطلاعات و آیتمهای نامربوط اما با هشتگ Syria# منتشر میکردند تا با سیلی از اطلاعات بیربط، جویندگان خبرهای سوریه را به دردسر بیاندازند. بدیهی است که اینها از نیروهای دولتاند و فرق چندانی نمیکند که برای این کار پول میگیرند یا داوطلبانه انجاماش میدهند.

توان بالقوه مقامات دولتی در بهرهگیری از شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک و توییتر برای رهگیری معترضان، کاملا آشکار است. بسیاری از معترضان و کنشگران سوری با دیدن پیروزیهای مردم در مصر و تونس، جسارت بیشتری پیدا کردند و تصمیم گرفتند که هویت خود را دیگر پنهان نکنند.
همانطور که ایوگنی موروزوف، نویسنده کتاب «توهم نت» (The Net Delusion) استدلال میکند «اینترنت همانقدر که میتواند ابزاری برای آزادسازی جوامع و ایجاد تغییر در آنها باشد، میتواند به عنوان ابزار سرکوب هم مورد استفاده قرار گیرد.» به گفته او مقامات بلاروس از فیسبوک برای رهگیری و رصد فعالیتهای کاربران بهره گرفتند، چون مطمئن بودند که کاربران اطلاعات بسیاری درباره خود را در این شبکه اجتماعی به اشتراک میگذارند.
دست بالای دولتها در سرکوب دیجیتال
در ایران، بهرغم همهمه رسانههای جهانی درباره وقوع «انقلاب توییتری» این رژیم حاکم بود که از نظر تکنولوژیک دست بالا را داشت؛ از تجهیزات لازم برای سانسور اطلاعات گرفته تا امکاناتی که برای تعقیب کردن فعالیتهای کاربران لازم است. در این کشور استفاده از خردهرسانهها بسیار رایج است.
برای سوریه کاملا واضح است که سرکوب دیجیتال اجتنابناپذیر است. آنچه همچنان در هالهای از ابهام است، تکنولوژیهایی است که دولتها برای تحقق اهداف سرکوبگرانه در فضای مجازی از آن بهره میگیرند و کمپانیهایی که با آنها همکاری میکنند.
در ژانویه ۲۰۱۱ زمانی که تونسیها ویدئوهای تظاهرات و اعتراضات خیابانی را در فیسبوک قرار دادند تا صدا و تصویر اعتراض خود را به جهان مخابره کنند، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی با اعمال تغییراتی در کد صفحات، کاربران را به صفحاتی هدایت (Redirect) میکردند تا بتوانند از این طریق پسوردهای آنها را به دست آورند. واکنش فیسبوک به این اقدام همدلانه بود و بلافاصله با افزودن گزینههای امنیتی و از جمله اضافه کردن HTTPS این امکان را به کاربران تونسی داد که بتوانند بهطور امنتری وارد این وبسایت شوند، از اطلاعات خصوصی خود محافظت کنند و آن را از دسترس نیروهای امنیتی دور نگه دارند. اندکی بعد این امکان برای همه کاربران فیسبوک در سراسر جهان فراهم شد.
هشدارهای امنیتی را جدی بگیرید
واکنش سریع و درخور ستایش فیسبوک به آسیبپذیریهای امنیتی کاربران تونسی، نتیجه فعالیتها و درخواستهای پیاپی کنشگران تونسی و سازمانهای غیردولتی در این کشور بود که آژیر خطر را به صدا درآوردند. یک نمونه دیگر از این اقدامات در سال ۲۰۰۹ و در اوج اعتراضات ایرانیان رخ داد: وزارت خارجه ایالات متحده از توییتر خواست که اعمال تغییرات در این وبسایت را که میتوانست با اختلال چندساعته در فعالیت این خردهرسانه همراه باشد، به زمان دیگری موکول کند تا کاربران ایرانی بتوانند همچنان از امکانات آن برای سازماندهی سیاسی و انعکاس صدای خود در جهان استفاده کنند. این کمکی حیاتی به معترضان ایرانی بود و حتی موجب شد که مقامات ایرانی همین مساله را بهانهای کنند برای متهم کردن معترضان به همکاری با سرویسهای امنیتی خارجی.
“تحقق آزادی اینترنت مستلزم درخواست از کمپانیهای اینترنتی برای تدوین سیاستهایی است با محوریت آزادی بیان و تحقق آزادی نشر عقاید و گردش آزاد اطلاعات”
این کمکها البته حیاتی و مهم بود، اما دولتها و کمپانیهای اینترنتی میتوانند کمکهای بیشتری هم بکنند و هنوز کارهای انجامنشده بسیاری باقی مانده است. مثلا فیسبوک میتواند به کاربران سوری امکان ایجاد سریع پسورد جدید و باطل کردن پسورد قبلی را که ممکن است در اختیار مقامات امنیتی قرار گرفته باشد، بدهد. این کار هزینه چندانی نخواهد داشت و میتواند فواید بسیاری داشته باشد. برخی از بازداشتشدگان در سوریه اخیرا گزارش دادهاند که مقامات این کشور آنها را تهدید کردهاند که اگر پسوردهای خود را تغییر دهند یا با نامهای مستعار در این شبکه اجتماعی حضور یابند، به خانوادههای آنها آسیب خواهند رساند.
گاهی اوقات سیاستهای یک کمپانی ممکن است مانع از انجام چنین اقدامات یاریرسانی شود. فیسبوک اگر بفهمد که شما با نام مستعار وارد آن میشوید، اکانت شما را حذف خواهد کرد و اگر از اطلاعات خود بکآپ نگرفته باشید، دسترسی مجدد به آنها دیگر ممکن نخواهد بود. کاربران میتوانند هویت واقعی خود را از طریق ایمیل به فیسبوک اثبات کنند، اما این برای کاربرانی که زیر سایه رژیمهای سرکوبگر زندگی میکنند، خطرات جدی خواهد داشت.

ایالات متحده از معدود کشورهایی است که «آزادی اینترنت» را در دستور کار قرار داده است. بر اساس گزارش جدیدی که مرکز سیاستهای نوین امنیتی آمریکا منتشر کرده است، این هدف تنها با تقویت همکاریها با دولتهای دموکراتیک محقق خواهد شد. تحقق این هدف، مستلزم درخواست از کمپانیهای اینترنتی برای تدوین سیاستهایی است با محوریت آزادی بیان و تحقق آزادی نشر عقاید و گردش آزاد اطلاعات. بر ضرورت این «همکاریهای بدون مرز» در استراتژی بینالمللی فضای مجازی که در ماه مه از سوی کاخ سفید منتشر شد نیز تاکید شده است.
با ایجاد یک ائتلاف بینالمللی، آمریکا میتواند نگرانیهایی که درباره احتمال «تاکید این کشور بر آزادی اینترنت برای تحقق اهداف ژئوپلتیک خود» وجود دارد را برطرف کند و هراس اکتیویستها در کشورهایی نظیر ایران و سوریه برای پذیرش کمکهای مالی از سوی یک دولت مشخص را هم از بین ببرد.
گامی به پیش، سبقت گرفتن از رژیمهای سرکوبگر
ایجاد چنین ائتلافی حتی میتواند با آموزش بهتر متخصصان و فراهم کردن ابزارهای موثرتر برای کنشگران همراه شود و آنها را یک گام جلوتر از رژیمهای سرکوبگری قرار دهد که میخواهند از شبکههای اجتماعی برای رهگیری، سرکوب و بازداشت و انهدام شبکههای آنها استفاده کنند. مشارکت گستردهتر دولتها همچنین میتواند زمینه تبادل گستردهتر اطلاعات و تکنولوژی میان اکتیویستهای کشورهای مختلف را هم فراهم کند.
سازمانهای غیردولتی نقش چشمگیری در حصول اطمینان از امنیت کاربران شبکههای اجتماعی دارند. ابتکار شبکه جهانی (Global Network Initiative) گروههای آکادمیک، فعالان حقوق بشر، سرمایهگذاران و کمپانیهای اینترنتی مانند گوگل، یاهو و مایکروسافت را گرد هم آورده تا به تحقق اهدافی نظیر آزادی بیان و حفظ حریم خصوصی آنلاین کمک کنند.
دیگر سازمانها هم باید نقش مثبت ایفا کنند؛ مثلا میتوانند به توزیع HTTPS برای رمزگذاری اطلاعات کمک کنند. این تلاشها در شکلهای مختلف توسط کمپانیهایی مانند Tor و EFF انجام شده است.
در پایان باید یادآورد شد که یک راهحل مشخص برای این مشکلها وجود ندارد. قوانین و آییننامههای دولتی معمولا دستوپاگیرند و حتی ممکن است به افراد و نهادهایی که مایل به مشارکت و همکاریاند، آسیب برسانند. کمپانیها در خط مقدم این جبههاند، اما باید از نگاه دقیق و موشکافانه افکار عمومی بهره بگیرند تا با اصلاح مداوم به بهترین راهحلها برسند. اما مهمتر از همه کاربراناند؛ آنها هستند که باید در حفظ حریم خصوصی خود بکوشند، چون اگر آنها نگران نباشند، هیچکس قادر به کمکرسانی نخواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر