-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

Posts from Khodnevis for 04/16/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



تظاهرات امروز مردم سوریه
 


هفته‌ای که گذشت...از «عورت احمدی‌نژاد» تا دشمن «نادان»

 

آه... اسفندیار مرموز!


تنها یک روز پس از انتشار فایل صوتی صحبت های سعید حدادیان از مداحان سرشناس تهران در خصوص اسفندیار رحیم مشایی که در آن با به کار بردن الفاظ رکیک از او به صراحت با عنوان «عورت احمدی‌نژاد» و «آدم بی شعور» ياد می‌کرد و با لعن و نفرين خواستار مرگ رحيم مشايی شد، سرانجام محمود احمدی‌نژاد دستور برکناری مشایی از مسئولیت سرپرستی نهاد ریاست جمهوری را صادر و حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را با حفظ سمت جایگزین وی نمود.

گفتنی است سرپرستی نهاد ریاست جمهوری یکی از ده ها مسئولیت اسنفدیار رحیم مشایی در دولت دهم بود.

رحیم مشایی هم اکنون علاوه بر ریاست دفتر ریاست جمهوری ایران، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، نماینده رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما، مسئولیت انتصاب مدیر عامل صندوق مهر امام رضا، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت،ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه و چندین سمت دولتی دیگر است.

سابقه آشنایی احمدی نژاد و رحیم مشایی به دوران فرمانداری احمدی نژاد در شهرستان ماکو و عضویت رحیم مشایی در شورای تامین استان آذربایجان غربی با مسئولیت معاون اطلاعات واحد کومله اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سیدالشهداء با نام مستعار «مرتضی محب الاولیاء» بر می‌گردد.

پس از آن در ایامی که احمدی نژاد مسئولیت شهرداری تهران را بر عهده داشت،رحیم مشایی را به عنوان ریاست ‏سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران منسوب نمود و از آن زمان تا کنون علی‌رغم انتقادات شدید ائمه جمعه،نمایندگان مجلس،مراجع تقلید،نیروهای بسیجی و حامیان رهبری اما رحیم مشایی به عنوان مغز متفکر جریانی که بیش از ۵ سال است مدیریت اجرایی کشور را بر عهده دارد شناخته می‌شود و نقش کلیدی در تصمیم گیری های دولت احمدی نژاد ایفا می‌نماید.

گمانه زنی ها در خصوص علت برکناری رحیم مشایی توسط احمدی نژاد حاکی از نوعی عقب نشینی تاکتیکی توسط دولت به منظور کاهش اعتراضات مراجع تقلید و روحانیون سنتی از دولت است که با انتشار و توزیع فیلمی مستند با عنوان «ظهور بسیار نزدیک است» که گفته می‌شود با سفارش رحیم مشایی با اغراض تبلیغی -انتخاباتی تهیه شده بالا گرفته است.

در این فیلم ادعاهایی درباره نقش آفرینی خامنه‌ای و احمدی نژاد در ظهور امام زمان مطرح که با واکنش تند منتقدین اصولگرای دولت مواجه شده است.

تمامی این ها در شرایطی اتفاق می‌افتد که طی ماه‌های گذشته برخی از اصول‌گرایان از فعالیت‌های رحیم‌مشایی برای حضور در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری، ابراز نگرانی کرده‌اند.

اما رحیم مشایی بی تفاوت به این نگرانی ها در صدد انتشار روزنامه ای پر تیراژ با حضور همه طیف‌های روزنامه‌نگاران و از جمله روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب است و از سوی دیگر به گفته یک عضو کمیسیون ماده ده احزاب، هفت تشکل که مورد حمایت رحیم‌مشایی هستند در آستانه انتخابات درخواست مجوز کرده‌اند.


هلی کوپتر پرسپولیس: عرب‌ها نوکر امریکا هستند


در هفته گذشته تنش‌های سیاسی میان ایران و سعودی به مستطیل سبز هم کشیده شد و فدراسیون فوتبال عربستان، کنفدراسیون فوتبال آسیا را به عدم حضور تیم‌های باشگاهی خود در برابر ایران تهدید کرد!

روزنامه الریاض چاپ عربستان سعودی خبر داد در صورتی که کنفدراسیون فوتبال آسیا نتواند تضمینات و حمایت‌های لازم امنیتی را برای مسابقات پیش روی لیگ قهرمانان آسیا را ارائه نماید، فدراسیون فوتبال این کشور بازی‌های خود در برابر تیم‌های باشگاهی ایران را لغو خواهد کرد. این تقاضای فدراسیون فوتبال عربستان از یوسف السرکال رئیس سازمان لیگ قهرمانان آسیا، در حالی خواسته شد که دلیل آن حملات پراکنده صورت گرفته به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد در تاریخ ۲۰ مارس، عنوان شده است.

پیش از این نیز عربستان از کنفدراسیون آسیا درخواست کرده بود تا این دوره از مسابقات از ایران به یک کشور دیگر انتقال یابد و یا تیم‌های شرکت کننده تضمینات لازم را داشته باشند.

اما این اظهارات مقامات سعودی با واکنش شدید از سوی اهالی فوتبال در ایران مواجه شد. خبر گزاری دولتی فارس علاوه بر گفتگو با مسئولان وزارت امور خارجه  و مقامات رسمی فدراسیون فوتبال ایران در اقدامی خارج از عرف به سراغ بازیکنان و مربیان تیم های باشگاهی فوتبال ایران رفت و از آنها خواست در این باره به اظهار نظر بپردازند.

وحید هاشمیان مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس درباره گفته است: « تيم‌هاي عربستاني نيايند، مگر چه مي‌شود؟! عرب‌ها چه فكري مي‌كنند كه اين حرف‌ها را مي‌زنند. اين‌ها نوكران آمريكا هستند و پايگاه‌هاي آمريكا در اين كشورها است. آنها فقط نوكري آمريكا را مي‌كنند. حال خواستند بيايند، خواستند نيايند.»

علی فتح الله زاده خویی سرپرست پرحاشیه باشگاه استقلال تهران هم که همواره نیم نگاهی نیز به عرصه سیاست دارد و در چند دوره انتخابات مجلس و شوراهای شهر ناکام مانده در این زمینه گفته است: « تیم استقلال در زمانی در عربستان حاضر شد که در این کشور مردم علیه آل سعود تظاهرات داشتند و درگیری مردمی در آنجا وجود داشت. اینجا چه اتفاقی افتاده که عرب ها ما را تهدید می‌کنند. ما درگیری با مردم داریم؟ ما در این کشور زندگی می‌کنیم. ایران امن ترین کشور دنیا است.»

لازم به ذکر است چهار تیم عربستانی الهلال، الاتحاد، النصر و الشباب به ترتیب حریف تیم‌های سپاهان، پرسپولیس، استقلال و ذوب آهن در لیگ قهرمانان آسیا هستند.


دشمن «نادان» بلندت می‌کند...


اما در هفته گذشته گفتگوی رجبعلی مزروعی عضو شورای مرکزی حزب مشارکت ایران اسلامی و سخنگوی شاخه تازه تاسیس برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با تارنمای "روزآنلاین" و اظهارات او در خصوص ماهیت و مطالبات جنبش سبز و ترکیب اعضای "شورای راه سبز امید" که پس از حصر میر حسین موسوی و مهدی کروبی به منظور هدایت جنبش سبز اعلام موجودیت کرد با انتقادات بسیاری از سوی برخی فعالین سیاسی و روزنامه نگاران مواجه گشت.

مزروعی در این گفتگو در خصوص اهداف جنبش سبز گفت: «اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی از جمله اهداف جنبش سبز است.»

او در پاسخ به پرسشی در این باره گفته است: «جنبش سبز تمرکز خود را بر روی اجرای قانون اساسی گذاشته است. این بدان مفهوم نیست که قانون اساسی موجود یک قانون بی نقص است ولی تمرکز باید بر روی قانون اساسی فعلی به عنوان پایه حرکت باشد. وقتی تمرکز شما روی قانون موجود باشد بنابراین دیگر نمی توان جنبش سبز را جنبش براندازانه و به دنبال یک ساختار حقوقی جدید عنوان کرد. ما می‌خواهیم در مرحله اول همین قانون اساسی موجود را اجرایی کنیم و اگر این اتفاق افتاد مراحل بعدی برای اصلاح قانون اساسی و در نظر گرفتن تمام مطالبات مردم هم پیش‌بینی می‌شود. بنابراین جنبش سبز از منظر کسانی که آن را نمایندگی می‌کنند و اکثریت افرادی که در آن شرکت داشتند یک "جنبش اصلاح طلبانه" است.»

این اظهارات اما با واکنش بسیاری از فعالین سیاسی منتقد جریان اصلاحات روبه رو شد. آنها معتقدند مزروعی و حامیان جریان اصلاحات به دنبال نوعی تمامیت خواهی در جنبش سبز و باز تعریف مناسبات غلط دوران اصلاحات به عنوان تجربه‌ای ناموفق در سپهر سیاست ایران هستند.

آنها می‌گویند :«سخنان آقای مزروعی در واقع قرایتی جدید است از جنبش سبز که به راحتی می‌توان تناقضات آن با سخنان کروبی و موسوی را نشان داد.»

اما بیشتر واکنش ها به سخنان علی مزروعی به آن بخش از اظهارات او مربوط می‌شود که در پاسخ به پرسش خبرنگار روزآنلاین که پرسیده بود «یکی از انتقادات به شورای راه سبز امید، اتهام انحصارطلبی به مسئولان آن است و اینکه درهای این شورا را به روی تمام گروه ها و افرادی که خود را حامی و همراه جنبش سبز می‌دانند باز نکرده است» گفته بود: «آنهایی که این حرفها را می‌زنند خودشان را به نادانی می‌زنند.»

آرش بهمنی از اعضای تحریریه روزآنلاین در مقاله‌ای با انتقاد از سخنان علی مزروعی در این‌باره می‌نویسد:« منتقدان دیروز و امروز اصلاح‌طلبان، همان‌هایی هستند که آقای مزروعی آن‌ها را متهم کرده است که "خود را به نادانی می‌زنند." این "نادان‌ها" همانانی هستند که سال‌های گذشته، مشفقانه به نقد اصلاحات نشستند و از اصلاح‌طلبان خواستند در روش و نگاه خود تغییراتی دهند تا اقبال اجتماعی را از دست ندهند. این نادانان همان افرادی هستند که تا پیش از کودتای ۲۲ خرداد، یا در زندان‌ها تحت فشار بودند یا محروم از حقوق اجتماعی خویش و باز هم بر سر عهد و پیمان خویش ماندند. این نادانان از حق داشتن روزنامه محروم شدند، ممنوع‌القلم شدند، از تحصیل محروم شدند، از دانشگاه اخراج شدند، حقوق اجتماعی خود را از دست دادند... زیرا نمی‌خواستند با حقوق مردم و آرزوهای آنان را معامله کنند. این نادان‌ها افرادی هستند که هرگز نه پشت میزی نشستند و نه حاضر بودند به هر قیمتی پشت میز بنشینند. ما امروز همان نادان‌های گذشته‌ایم جناب مزروعی، همانانی که هم‌چنان باز هم «نادان» مانده‌آیم، چون به نادان بودن خود افتخار می‌کنیم.»


ده نمکی،فرهادی،شریفی نیا،پرچمی...


در روزی که مسعود ده نمکی در شبکه سوم سیما در واکنش به صحبت‌های مسعود فراستی کارشناس برنامه «هفت»  که بیان می‌داشت منظور ده‌نمکی را از بعضی صحنه‌ها و روند داستان در «اخراجی‌ها ۳» نفهمیده است گفت: «به نظرم شما خودت را به دکتر نشان بده.»

اما کمی آن طرف تر اصغر فرهادی کارگردان برجسته ایرانی که جهت برنامه ریزی  برای پیش اکران ساخته تحسین برانگیز خود «جدایی نادر از سیمین» در شهر پاریس حضور یافته بود در بخشی از پرسش و پاسخ علاقه مندان فیلم جدید او در پاسخ به فردی که پرسیده بود: «آقای فرهادی، نظر شما راجع به اتفاقایی که حول فیلم شما افتاده چیه؟»

گفت: «اینجا پاریسه، ایران نیست، حرفت رو راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس»

آن فرد هم سوالش را این گونه پرسید که: «نظرتون رو میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر می‌کنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کنه؟»

در نهایت فرهادی نیز چنین پاسخ گفت: «من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود داره، همین برای من کافیه. بعد خواهش می‌کنم عظمت جنبش سبز رو در سطح فیلم‌هایی مثل مال من پایین نیاریم.حتی اگر لطف می‌کنید،فکر می‌کنید که این فیلم عالیه و فیلم خیلی خوبیه. جنبش سبز خیلی بزرگتر از اونه که درقالب چنین چیزهایی بگنجه. این جنبش سبز نیست که به ما نیاز داره، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم.»

 و درست در روزی که محمد رضا شریفی نیا بازیگر فیلم ده نمکی مشغول گفتگو با خبرگزاری دولتی فارس در خصوص ابعاد شخصیتی نقش «حاجی گرینف» بود کمی آن طرف تر رامین پرچمی بازیگر مطرح کشورمان برای برگزاری جلسه محاکمه خود به دلیل شرکت در اعتراضات مردمی روز ۲۵ بهمن با «دست بند» از زندان اوین به دادگاه انقلاب اسلامی منتقل شد.

 

اتحادیه اروپا و کف دستی که ظاهراً «مو» ندارد!

 

هفته گذشته ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا اعلام کرد :«بر اساس توافق وزیران امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا، صدور ویزا برای ۳۲ مقام ایرانی ممنوع شده و دارایی های این افراد در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز مسدود خواهد شد.»

هیگ گفت: «اتحادیه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام های شدیدتری علیه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسئول و عامل نقض حقوق بشر در ایران هستند به مرحله اجرا در آورد.»

 

در فهرست منتشره اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

در سپتامبر سال گذشته نیز ایالات متحده امریکا هشت تن از مقام‌های ایرانی از جمله عزیز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه، سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسین طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته می‌شود در نقض حقوق بشر و به ویژه در کشتار معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران دست داشتند، مورد تحریم قرار داد بود.

واشینگتن در اسفندماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج را نیز به این فهرست اضافه کرد.

اعلام مسدود کردن دارایی مقامات جمهوری اسلامی از سوی امریکا و اتحادیه اروپا در شرایطی اعلام می‌شود که تا کنون اطلاعاتی در خصوص این که آیا اساساً این افراد حساب بانکی در کشورهای اروپایی و امریکایی داشته اند یا خیر منتشر نشده است و هر بار پس از اعلام این اخبار، با واکنش های تمسخرآمیزی از سوی برخی از این افراد که گفته می‌شود دارای ثروت‌های هنگفت در داخل کشور و بعضاً کشورهای منطقه هستند روبه رو می‌شوند.

پیش از این نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین هم در واکنش به تحریم خود از سوی آمریکا خندیده و با تمسخر گفته بود: «اگر ثروتمند بودم، پولم را در یک کشور امن نه آمریکا سرمایه گذاری می‌کردم! آمریکا به حدی از خواری رسیده است که باید کل شورای امنیت را برای مسدود کردن حساب نداشته مسئولان جمع کند.»

 

احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران نیز در این باره گفته بود: « خنده‌دار است كه آنها گفته‌اند اموال اين ۸۰ نفر در بانك‌هاي خارجي مصادره مي‌شود. من فقط يك حساب بانكي سيبا در بانك ملي و يك كارت دارم كه مراجع عظام در آن شهريه مي‌ريزند؛ اگر مايليد اين حساب را مصادره كنيد!

ما چه كار به بانك‌هاي شما و چه كار به مسافرت به كشورهاي شما داريم. من يك ساعت زندگي در ايران اسلامي را به يك عمر زندگي در بلاد كفر شما نمي‌دهم.»

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران نیز در واکنش به انتشار اخباری مبنی بر تحریم دادستان تهران و توقیف اموال و دارایی‌هایش در آمریکا گفته بود: «بنده اموالی در آمریکا ندارم و این اخبار و احکام نشان از ناتوانی آمریکاست.»


 


جنتی: هرکس با آیت‌الله خامنه‌ای دشمنی کند، با خدا دشمنی کرده است

به گزارش ایسنا، دبیر شورای نگهبان در ادامه خطبه‌اش در نماز جمعه امروز گفت: «مگر خواسته‌ي مقام رهبري چيست؟ براي چه زندگي و شب و روزش را وقف كرده است؟ بنابراین باید بدانیم یاری کردن رهبری، که جانشین امام زمان است همان یاری کردن خدا است.»

آیت الله جنتی با اشاره به وقایع سال ۸۸ ادامه داد: «فتنه‌اي در گذشته انجام شد و بحمدالله از آن عبور كرديم. آنها بايد بدانند كه با چه كسي درگير شدند. وقتي مردم را به خيابان ريختند، شورش كردند، تخريب كردند، كشت و كشتار كردند با چه كسي طرف شده بودند؟ يك طرف رهبري و ولي امر مسلمين است كه جانشين امام زمان بود، و طرف ديگر هم صف مقابل خدا و پيغمبر است. اينها مبالغه نيست، متن قرآن است.»

دبیر شورای نگهبان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سال «جهاد اقتصادی» که توسط آیت‌الله خامنه‌ای نامگذاری شده گفت دشمن در دو محور اقتصادی و روانی با ما به جنگ آمده است.

وی افزود: «دشمن قصد دارد ما را فلج كند و فکر می‌کند اگر بيكاري و مشكلات روزمره مردم را داشته باشيم، اين حكومت نمي‌تواند سرپا بماند. آنها با حركت‌هاي براندازي مي‌خواهند مردم را از حكومت جدا كنند و حكومت دلخواه خود را روي كار آورند.»

جنتي خطاب به اين دشمنان گفت: «برويد مثنوي را بخوانيد و قضيه‌ي كدو را فراموش نكنيد.»

اشاره آقای جنتی به حکایتی در مثنوی مولوی است، که کلمات غیر قابل انتشار در رسانه‌های خبری در آن به کار برده شده است.

 


 


نامه جمعی از بستگان پناهندگان اشرف به فعالین حقوق بشر

متن کامل نامه که به خودنویس ارسال شده، به شرح زیر است:


ما از بستگان نزدیک تعدادی از پناهندگان اشرف هستیم که نه می‌توانیم از رژیم جمهوری اسلامی ایران تقاضای کمکی  کنیم و نه سازمان مجاهدین خلق و سازمان های بین المللی به ما  توجهی می‌کنند، که اگر توجهی  بود، امروز برای چندمین بار شاهد کشتار در کمپ اشرف  نبودیم. متاسفانه این نامه را زمانی برای شما می‌نویسیم که سکوت مدافعین حقوق بشر منجر به فاجعه ای برگشت ناپذیر در اشرف شد و هر لحظه امکان گسترش دامنه این فاجعه بیشتر و بیشتر می‌شود. شاید اعلام ۳۵ کشته و ۳۰۰ مجروح که ۲۵۰ نفر آنها احتیاج مبرم به امکانات پزشکی دارند و تعدادی از آنان با خطر مرگ مواجه می‌باشند، برای بسیاری تنها خبری باشد در میان انبوه خبرهای نا گوار. ولی برای خانواده هایی که عزیزانشان در آنجا هستند و هیچ خبری از آنها ندارند، به معنی عذاب و دردی وصف نا شدنی است.


  زمان آن رسیده است که هر کسی که دل در گرو انسانیت و حقوق بشر دارد پای پیش بگذارد تا از ادامه یا تکرار این فاجعه  انسانی جلوگیری نماید. امیدواریم این نامه را ورای مسائل پیچیده‌ی سیاسی به سادگی از دیدگاه  مادران دردمند پناهندگان اشرف بنگرید و بی تفاوت از کنار آن نگذرید. مادرانی که تنها راه با خبر شدن از سلامت فرزندانشان، جستجو در لیست کشته شدگان و مجروحین حمله نیروهای عراقی به اشرف است. مادرانی که  درک عمیقی از نقض حقوق بشر دارند و آن را با گوشت و پوست خود لمس کرده‌اند. تصور چهره‌ی تکیده و قامت خمیده این مادران، از انتظار و نگرانی بی پایان، کار سختی نیست. مادرانی که در کوچه پس کوچه‌های ایران با تمام درد ها و رنجهایشان فراموش شده‌اند، نقض بسیاری از بندهای حقوق بشر را در نگاه منتظر و ملتمس تک تک آنان میتوان دید، مادرانی که نگرانی و انتظار نه بخشی از زندگی آنها که تمام زندگی آنان شده است. این مادران درد مند چشم انتظار اقدام شما هستند تا آنها را از زیر شکنجه شبانه روزی دلهره و بی خبری بدر آورید.


از طرف مادرانی به شما نامه مینویسیم که بیش از ۱۰ ، ۱۵ یا ۲۰  سال از جگر گوشه‌های خود، خبری ندارند و تمام تلاش آنها  و خانواده‌شان  برای تماس با فرزندانشان  با بن بست مواجه شده است، سال‌هایی  که لحظه لحظه‌ی آن در انتظار خبری از آنان سپری شده است. بی خبری‌ای که هر شایعه  یا خبر حمله به اشرف را  به اندازه خبر  بردن عزیزانشان به پای چوبه‌ی دار، برای آنان سخت و طاقت فرسا می‌کند. با هر خبر یا شایعه‌ای می‌میرند و زنده می‌شوند. در همه‌ی این سال‌ها نه می‌توانند درد خود را با کسی در میان بگذارند و نه می‌توانند از کسی تقاضای کمک کنند. مادرانی  که چاره‌ای جز گریستن بر این درد و رنج  بی‌پایان در تنهایی خویش ندارند. به شما از طرف مادرانی می‌نویسیم که از کشته یا  مجروح شدن عزیزشان  در حمله نیروهای عراقی  با خبر می‌شوند و هیچ کاری از دستشان ساخته نیست. مادری را تصور کنید که کابوس شبانه‌اش استرداد فرزندش به رژیم جمهوری اسلامی و اعدام بلادرنگ عزیزش می‌باشد. مادری را تصور کنید که از خانه اش خارج نمی‌شود تا شاید خبری از فرزندش به او برسد و آنگاه که به اجبار از خانه بیرون می‌رود، دلشوره‌ای تمام وجودش  را در بر می‌گیرد که نکند فرزند دلبندش تماسی بگیرد و او در خانه نباشد.


دردناکتر اینکه چنین  دلشوره‌ای برای  سال‌ها بطول می‌انجامد و پایانی ندارد. آیا می‌دانید چه بر سر این مادر‌ها و خانواده‌های‌شان می‌آید و روزگارشان چگونه می‌گذرد؟ در بند عمومی  زندان اوین، زندانیان می‌توانند هر از گاهی با خانواده‌ی خویش تماس بگیرند و آنها را ملاقات کنند، ولی خانواده‌هایی را می‌شناسیم که برای سال‌ها حتی کوچکترین خبر و اطلاعی از فرزندانشان و  سلامتی آنان ندارند. بر این درد و آلام، نگرانی‌های روز افزون این خانواده‌ها ازکشته شدن عزیزانشان در حملات نیرو های عراقی وعدم دسترسی فرزندانشان به ابتدایی‌ترین احتیاجات انسانی اعم از آب و دارو و کمک پزشکی را اضافه کنید.  آیا تنها از بیم سوء استفاده رژیم کنونی  یا هر گروه سیاسی، باید چشم بر یک فاجعه انسانی ببندیم. براستی چه چیزی مهم‌تر از جان انسان‌هاست.


ساکنان اشرف از جنس ما و شما هستند که به اجبار در چنین شرایطی  قرار گرفته‌اند و دست‌شان به جایی بند نیست. متاسفانه تا کنون ملاحضات سیاسی مانع از اقدامات موثر فعالین و سازمان‌های  حقوق بشری برای نجات جان بیش از ۳۰۰۰ نفر از ساکنان اشرف شده است و با کمال تاسف برای چندمین بار شاهد کشتار آنان بدست نیرو های عراقی بودیم.  هر کدام از این نام هایی که در لیست کشته شدگان می‌بینید انسان‌هایی بودند دارای حق حیات و خانواده‌ای که به جان دوست‌شان دارند. ما از شما فعالین و تمامی  سازمان‌های حقوق بشری  تقاضا داریم که  تلاش نمایید تا کشتار پناهندگان اشرف متوقف شده و مجروحین از امکانات پزشکی بر خوردار گردند. همچنین استدعا داریم تمام توان خود را بکار گیرید تا ساکنان اشرف به مکانی امن در کشوری غیر از عراق و ایران منتقل گردند تا  خانواده‌های آنها با آزادی کامل بتوانند جهت انتقال عزیزان‌شان به کشورهای دلخواه‌شان  اقدام نمایند.

جمعی از بستگان پناهندگان اشرف


 


اوباما، سارکوزی و کامرون: قذافی باید برود و برای همیشه برود

رهبران سه کشور آمریکا، فرانسه و بریتانیا با اشاره به اینکه باقی ماندن معمر قذافی در آینده سیاسی لیبی، خیانتی بزرگ به مردم این کشور خواهد بود و می‌تواند به کشتار مخالفان منجر شود گفته‌اند «تا زمانی که معمر قذافی بر سر قدرت باشد عملیات ناتو باید ادامه داشته باشد.»

این رهبران با اشاره به اینکه قذافی برای کشتار مردم خودش تلاش کرده، و از این‌رو غیرقابل تصور است در دولت آینده لیبی هم نقش داشته باشد اضافه کرده‌اند: اگر جهان باقی ماندن رهبر لیبی در قدرت را بپذیرد، ساکنان شهرهایی که شجاعانه در برابر نیروهایی که بیرحمانه به آنها حمله کرده اند مقاومت کرده اند با انتقامی هولناک مواجه خواهند شد.

رهبران آمریکا، بریتانیا و فرانسه در حالی بر موضع متحد خود درباره لیبی و آینده این کشور تاکید کردند که دولت باراک اوباما با تشدید حملات هوایی آمریکا به نیروهای معمر قذافی مخالف است.

آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه، روز پنجشنبه گفت که هیلاری کلینتون، درخواست او برای آغاز مجدد حملات هوایی شدید ایالات متحده به اهداف نظامی در لیبی را رد کرده است.

جنگ لیبی، بر اساس قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت آغاز شد و در ابتدا، آمریکا عملیات ائتلاف بین المللی را رهبری می‌کرد اما سپس آنرا به نیروهای ناتو سپرد.

با وجود آنکه منتقدان می‌گویند ناتو طی این مدت عملکرد ضعیفی در لیبی داشته است و نیز با توجه به درخواست آندرس فو راسموسن، دبیرکل ناتو، از کشورهای عضو این پیمان مبنی بر آنکه هواپیماهای بیشتری برای عملیات لیبی اختصاص دهند؛ اما هیچ کشوری هنوز با اعزام هواپیمای بیشتر موافقت نکرده است.

سرهنگ قذافی که از حدود ۴۰ سال پیش قدرت را در دست دارد، با وجود بحران جاری می‌گوید که مردم لیبی از او حمایت می‌کنند. وی پنجشنبه در کاروانی از خودروهای همراه و محافظان در خیابان های طرابلس ظاهر شد و برای مردم رهگذر دست تکان داد.


 


مدير عامل گاز استان همدان: ۶۰ درصد از مردم همدان قبوض گاز خود را پرداخت نکرده‌اند

به گزارش روابط عمومي شركت ملي گاز ايران، حسین محمدی، مدیر عامل گاز استان همدان طي نشستي خبري با خبرنگاران، با اعلام این مطلب که ۶۰ دصد مردم همدان از پرداخت قبض‌های خود اجتنباب کرده‌اند گفت که تلاش می‌شود «اقلیم استان همدان به منطقه سرد یک» تغییر کند و از این رو شاهد كاهش گازبهاء مشتركين بخش خانگي باشیم.

آقاي حسين محمدي در اين مصاحبه در خصوص علت تغییر اقلیم همدان به «سرد یک» که منجر به کاهش قبوض گاز می‌شود، اظهار داشت که این تصمیم با نظر دولت، وزارت نفت و شركت ملي گاز ايران گرفته شده است.

مديرعامل شركت گاز استان همدان همچنین اضافه کرد اقدامات لازم در خصوص تقسيطي نمودن گازبهاء مشتركين خانگي در دستور كار قرار دارد.

با گذشت دو هفته از ماجرای افزایش قبض گاز مصرفی در ایران و صدور قبض‌های عجیب و غریب برای خانوارها، به نظر می‌رسد اکنون دولت درصدد برآمده تا برای جلوگیری از اعتراضات مردم، به عناوین گوناگون در ارقام قبوض گاز تجدید نظر کند.

در همین زمینه نیز برخی گزارش‌ها از تهران حاکی است در جدید ترین شیوه اعتراضی، برخی از شهروندان تهرانی برگه‌های قبض گاز خود را به نشانه اعتراض به داخل ضریح آرامگاه آیت الله خمینی در بهشت زهرا تهران انداخته‌اند.


 


امان از دستت ای مقام معظم رهبری....!



از مهم‌ترین ویژگی‌های نظام جمهوری اسلامی یکی این است که در مقابله و برخورد با کسانی که مطابق میلش نمی‌اندیشند و رفتار نمی‌کنند، به هیچ اصل و مبنایی پایبند نیست و مرز و حدی نمی‌شناسد. زمانی که بنیانگذارش ترک ترک واجبات دینی را به بهانه حفظ اصل نظام( بخوانید بقای خودش) جایز می‌شمارد، قطعا هر کاری، هر نقل قولی و هر نوع برخوردی مجاز است.

دیروز در فضای مجازی، ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که در آن امام جمعه‌ی قم با یک واسطه از مادربزرگ من، جزئیات زمان تولد علی خامنه‌ای، برادرش را نقل می‌کرد. در مفتضح بودن اصل ماجرا شکی نیست، من هم مانند شما ابتدا خندیدم و بعد ناباورانه از خودم پرسیدم چه کرده‌ایم که هر خزعبلی را به خوردمان می‌دهند  و ما هم لابد باید باور کنیم! اما آنچه به نظرم جالب آمد و شد دلیل این یادداشت، ورسیون آقای سعیدی بود از ماجرا. اینکه تحت چه شرایطی و به چه صورتی مادربزرگ  هشتاد و چهار ساله‌ی بیمار من این گفته‌های عجیب را نقل کرده و اساسا  حافظه در این سن چقدر می‌تواند قابل اطمینان باشد، بماند. تاکید چندین باره ی آقای سعیدی در آن چند دقیقه بر ناتنی بودن این خواهر که ظاهرا نکته‌ای فرعی است در اصل ماجرا و اینکه آقای خامنه‌ای حاصل ازدواج دوم است، برای من به عنوان  عضوی از خانواده که در چند مصاحبه مشاهداتم را با سایت خودنویس بیان کرده‌ام، جالب توجه بود. احتمالا در ذهن آقایان، نوه‌ی خواهر ناتنی آقا را چه به این حرف‌ها؟ اساسا حرفی نمی‌تواند داشته باشد برای گفتن و اگر هم بگوید اعتباری نخواهد داشت. شاید با طرح این موضوع بخواهند صحت آن حرف ها را زیر سوال ببرند و احیانا زهرش را بگیرند.

به گواهی همه‌ی برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌ها، اگر هنوز صادق باشند، در نسل دوم و سوم این خانواده موضوع  یک پدر و دو مادر هیچ گاه مطرح نبوده و تا آنجا که من می‌دانم آقای سید جواد خامنه‌ای هنگام ازدواج دوم، سه دختر خردسال به نامهای علویه، بتول و فاطمه ( مادربزرگ من)  را داشته‌اند که همسر دوم هم ، خدیجه خانم میردامادی، آنها را بزرگ کرده است. این سه دختر و فرزندان بعدی، چهار پسر و یک دختر، تمام دوران طفولیت، کودکی و نوجوانی خود را با هم گذرانده‌اند و طبیعتا فرزندان آنها و فرزندان ِفرزندان آنها هم در یک خانواده بوده‌اند. این همه تاکید بر ناتنی بودن( وصله ی ناجور بودن؟) را نمی‌فهمم.


زمانی که آن مصاحبه را انجام دادم، قصدم بازکردن یک روزنه  به زندگی فردی بود که بیست و دو سال است  در راس این حکومت قرار دارد و تا به حال با یک خبرنگار مصاحبه  نکرده است و همه ی آنچه ما از او می‌دانیم، همانی است که همیشه می خواسته‌اند به نوع خاصی بدانیم. ذره‌ای در بیان مشاهداتم اغراق نکرده‌ام و به هیچ عنوان نخواسته ام به شعور مخاطبم توهین کنم و یا او را دست کم بگیرم. آنچه را دیده‌ام به قدر درک و فهم خود بیان کرده‌ام، با این امید که دیگرانی که بیشتر از من می دانند بیایند و الباقی را حکایت کنند و حالا خوشحالم این روایت از بدو تولد و اتاق زایمان شروع شده است. سریال سید خراسانی/ پادشاه لخت مدتی است کلید خورده است. پیشاپیش تقاضا می‌کنم شعور مخاطب راهنگام نقل ماجراهاتان جدی بگیرید.


 


ذکر باد معظم‌له در هنگام تولد
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته