-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 04/10/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



به خاطره اعدام حبیب که فردا قرار است

متاسفانه باید گفت که ما ایرانی‌‌ها قرن‌هاست که به خیانت کردن به کسانی‌ که به ما خدمت کرده اند عادت کرده‌ایم و در حساس‌ترین شرایط آنها را تنها گذاشتیم از  داریوش گرفته که باعث تسلط اسکندر شد و هتک حرمت به جسد کوروش و بعد، یزد گرد سوّم ...! دیگر بماند لطف علی‌ خان زند و تسلط قاجاریه تا مصدق و حال به میر حسین و کروبی و شهدای  جنبش سبز و خیلی‌ کسانی دیگری که به خاطره ما ترسوها تنها ماندند..

 


 


سوقات جدید مشهد
 


وقتی مخالفی باقی نمانده باشد خودشان را حذف می‌کنند!

 

در راستای اینکه اسی مشائی در نهایت مورد تونگوله‌ی رهبری قرار گرفت و به سمت کشو هدایت شد سوالاتی برای اکثر جهانیان پیش آمد که سعی کردیم با حضور سریع در یک کنفرانس خبری به تمام یا همه یا انبوهی یا اکثر یا اصلاً ولمان کنید به سه تا از آنها جواب بدهیم که شرح این پرسش و پاسخ برای اولین و آخرین بار در جهان در این رسانه‌ی ملی با حفظ تمام آداب و رسوم رسانه‌های ملی خودمان می‌آید:

 

خبرنگار بی‌حجاب اول: واقعاً اگر ما شما را نداشتیم باید چیکار می‌کردیم و کلاً چرا مشائی از دولت اخراج شد؟

ما: اتفاقاً این سوالی است که برای ما هم پیش آمده بود ولی با خودمان فکر کردیم پارسال که سال مضاعف بود اقتصاد ایران نابود شد پس لابد امسال که سال اقتصاد است ایشالا دولت نابود می‌شود ضمن اینکه ما از دکتر سوال کردیم گفت مقام مفرح رهبری یک عادتی دارد که همینطوری ترک نکرده هم موجب مرض است آنهم اینکه ایشان صبح به صبح حتماً باید یک نفر ، یک جریان ، یک گروه ، یک حزب ، یک ماجرا ، خلاصه یک چیزی را حذف بکند بعد خب شکر خدا تا الآن مخالفین بودند و هر روز یکیشان حذف می‌شدند ولی الآن چند وقت است که همه حذف شده‌اند دیگر کسی باقی نمانده لذا ایشان چند روز بود که ویار کرده بودند تا اینکه امروز زدند به زیر طاق خودی و مشائی حذف شد و ویار مفرح له خوابید.

 

خبرنگار دوم که با کرست جلوی ما نشسته بود: آخ که چقدر حضرتعالی بلائی و خودتان همینجوری یک جوابی بما بدهید تا ما بعداً برایش سوال طرح بکنیم.

ما: خانم محترم بنده از کجا بدانم چرا هرکی رئیس میراث فرهنگی است بعدش زرتی سرپرست نهاد ریاست جمهوری می‌شود؟ حالا گیرم که این یارو حمید رازبقائی هم عین اسی مشائی تا دیروز رئیس میراث فرهنگی بوده اتفاقاً با ریختش هم می‌شود براحتی چهل و هشت قسمت برنامه‌ی وزین رازبقاء تولید کرد ولی به گمان بنده اینکه سرپرستهای نهاد ریاست جمهوری حتماً قبلش باید رئیس میراث فرهنگی بوده باشند برمی‌گردد به توجهی که نظام به هرگونه فسیل و میراث فرهنگی دارد . در حال حاضر ما الآن یک رئیس جمهور داریم که سی تا موزه در جهان او را برای دوران بعد از ریاست جمهوری‌اش پیش خرید کرده‌اند ، خب نهاد یک چنین اثر باستانی‌ای حتماً برای سرپرستی به کسی احتیاج دارد که قبلاً از اینجور کارها کرده باشد.

 

خبرنگار سوم که رویمان نمی‌شود بگوئیم چطوری جلوی ما نشسته بود و از کجا تا کجاش معلوم بود: ماااااااااااچ!

ما: البته ما هم شایعاتی مبنی بر دورخیز اسی مشائی برای ریاست جمهوری شنیده‌ایم ولی همین سه دقیقه پیش هشتاد و سه نفر بطور مخفیانه از بیت رهبری یکی به من یکی به محسن سازگارا خبر دادند که رهبری اگر بگذارد که همین موسوی دور بعد رئیس جمهور بشود عمراً نگذارد که اسی مشائی همچین غلطی بکند و چه بسا که مشائی اصولاً با ادا اصولهائی که از خودش درمی‌آورد در مجموع به این درد می‌خورد که دو سه سال سر ملت را باهاش گرم بکنی بعد یکدفعه صبح پابشی ببینی علی اکبر استاد اسدی رئیس جمهور شده که سابقه‌ی شوتیدن به دروازه‌ی خودی را هم بخوبی دارد و اصلاً یکجوری می‌شوتد که کاسیاس هم نمی‌تواند توپ را بگیرد و بعدش هم معلوم می‌شود که همین اسی مشائی جزو تیم مشاوران انتخاباتی‌اش بوده و از فردای انتخابات هم رهبری و مراجع با همان جسم و ریخت ناقصشان دوباره گیر می‌دهند به همین مشائی انشالله تا چهار سال بعدش!


 


مشایی اخراج شد

به گزارش خبرگزاری‌ها از جمله فارس، این تغییر و تحول امروز انجام گرفته است.

در مورد حمید بقایی و سابقه او پیش از دولت نهم حرف و حدیث‌های بسیاری مبنی بر حضور وی در تیم بازجویان وزارت اطلاعات در اوین تا پیش از سال ۸۲ به گوش می‌رسد، او پس از انتخاب محمود احمدی‌نژاد توانست به تیم ابادگران در شهرداری تهران پیوسته و در کنار اسفندیار رحیم مشایی احمدی‌نژاد را در مبارزات انتخاباتی یاری کند.

 

 در  دولت‌های نهم و دهم همواره بقایی معاون رحیم مشایی و متصدی امور بعد از ترفیع او به مقامات بالاتر بود چه در سازمان میراث فرهنگی و چه امروز در معاونت اجرای ریاست دولت.

 

حال آنچه که می‌تواند حساسیت این رویداد را در سال جاری افزایش دهد، اماده شدن دولت برای حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی است، در این شرایط خروج ناگهانی مشایی از مناسب دولتی می‌تواند نشان از امادگی برای حضور در قالب ریاست مجلس نهم باشد باید دید تیمی که گفته می‌شود از بازجویان سابق اطلاعات سپاه تشکیل شده که بعضا افرادی از توابین و اعضای سابق مجاهدین خلق هم در میان‌شان دیده می شود می‌توانند حول اسفندیار رحیم مشایی مجلس نهم را تصاحب کنند یا هنوز  زمان حذف بخش سنتی  اصولگرایان فرا نرسیده.


 


سخنرانی رئيس جديد متروی تهران‌: من همه چی بلدم!!
 


یک داستان غم انگیز!


غم انگیز است....بسیار غم انگیز است!


آقای نیک‌ آهنگ کوثر در یاد داشت کوتاهی‌ زیر عنوان «نکاتی‌ آموزنده از محاکمه یک نخست وزیر در دادگاه انقلاب»  با یاد آوری جریان محاکمه «سرپایی» و بدون رعایت موازین «دادرسی»،برههٔ تاریخی‌  را به یاد آورده. ایشان در خلال این یادداشت کوتاه -بدون آنکه حتی  خیلی‌ به «تلویح» یا «تصریح» به  کلیات محاکمه امیر عباس هویدا نیز بپردازند اصل بسیار مهمی‌ را به یاد آورد‌ند که همواره در طول تاریخ معاصر کشورمان- به ویژهٔ پس از جریانات خرداد ۸۸ و برخاستن آقایان موسوی و کروبی به عنوان رهبران  «تغییر» و «اصلاح» -  به «تعمد» و یا «تغافل» به فراموشی سپرده شده است و آن اصل مسئولیت مشترک مدیران اجرایی کشور است.

در تمامی سیستم‌های اجرایی دموکراتیک و نیمه دمکراتیک اعم از دموکراسی پارلمانی و غیر آن هیات وزرا شامل نخست وزیر و کلیه وزرا در قبال کلیه اقدامات ناشی‌ از اعمال قدرت مجریه مسولیت مشترک دارند.


 به زبان دیگر، همانطور که امیر عباس هویدا نتوانست در «دادگاه انقلاب» از عواقب ناشی‌ از توحش و جنایات ساواک که قانوناً زیر نظر یکی‌ از معاونینش (در این مورد خاص ارتشبد نعمت الله نصیری)  زیر نظر مستقیم «شاه» اداره می‌شد جان سالم بدر برد، آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و ده‌ها وزیر دیگر دوران جنایات منتهی‌ به تابستان ۱۳۶۷ نیز نمیتوانند نه عرفا و نه قانونأ - و اگر به شرع معتقدید «نه شرع» -  از زیر بار مسئولیت مشترکشان با عاملان جنیات ده اول انقلاب شانه‌ خالی‌ کنند.


اما...غم انگیز اینجاست که در موضوعی به این درجه از اهمیت که در آینده سیاسی ایران نقش واقعا تعیین کننده‌ای بازی می‌کند حتی یک نفر از خوانندگان محترم خودنویس نخواست به خود زحمت دهد و اظهار نظری کند. چه بسا کمتر کسی‌ هم آن یاد داشت  را تا به انتها خواند و یا حتی آنرا کمی‌ جدی گرفت!؟



 


کنگره ای برای هیچ

 

 اما گویا موسسان این تشکیلات و کنگره قصد دارند روزانه به تولید محتوای جدید و اخبار جدیدتر برای کسب جایگاه ذهنی در میان مردم و فعالین سیاسی ادامه دهند. جایگاهی که این روزها کسب ان چندان سخت نیست کمی خود بزرگ بینی می خواهد و کمی هم ....

 

با این اوصاف فکر می کنم زمان ان رسیده تا به این پرسش ها پاسخ درخوری داده شود:

 

سوال : در این کنگره مشخصا از جنبش سبز ایران و شورای هماهنگی راه امید، ملی مذهبی ها، نهضت آزادی و ... چه شخص یا اشخاصی عضویت دارند؟  از جندالله ( حامیان عبدالمالک ریگی) هم انجا کسی عضو است؟ براستی اگر همه اپوزیسیون ایران عضو این مجموعه هستند چرا مجاهدین نه؟

 

سوال : افراد حاضر در این کنگره به صفت شخصی حاضر شده اند یا حذبی و تشکیلاتی؟

 

سوال : قابلیت‌ها و پتانسیل‌های اعضای این مجموعه از کجا نشات می‌گیرد؟ سابقه مبارزاتی، سیاسی، تحصیلی و مطبوعاتی این افراد در چه حد است که موسسین کنگره دموکرات سبز شده‌اند؟

 

سوال: این جریان جدید، چگونه و از کجا سطلنت مشروطه و جمهوری پارلمانی را غایت خواست مردم ایران دانست؟

 

سوال :  گفته شده این کنگره با جنبش سبز ایران دارای نسبت است، این نسبت چیست؟ چگونه است؟ نسبت عکس دارد یا مستقیم؟ عرضی یا طولی؟ یا این نسبت شبیه همان نسبت فامیلی  بعضی افراد کنگره با بعضی چهره هاست؟

 

سوال : نقش رضا پیرزاده، رئیس دفتر و مشاور ارشد پهلوی در این مجموعه چیست؟

 

و ...

 

نگاهی به البوم عکس های این کنفرانس و ژست های شرکت کنندگان بیشتر تبلیغات سریال لاست را تداعی می‌کند تا مبارزه بر علیه دیکتاتوری و خلاصه آنکه وقتی به حضور محمد مصطفایی به عنوان وکیل حقوقی در این گونه مراسم‌ها دقت می‌کنم تاسف می‌خورم که عشق به شهرت و رسانه‌ای شدن...

 


 


کیهان قهوه‌ای: دکتر احمدی‌نژاد را گول زدند و با توطئه مشایی را برکنار کردند!

 اسفندیار رحیم مشایی که تا دیروز هیجده پست  مدیریتی در دولت احمدی نژاد داشت با حکم ا.ن. مهم‌ترین سمت خود را از دست داد و از معاونت و سرپرستی دفتر رییس جمهوری بر کنار شد.

در ادامه این گزارش آمده است که رحیم مشایی با اعلام اینکه توطئه برکناری‌اش ریشه انگلیسی دارد گفت: «متاسفانه انگلیس همچنان در برخی روحانی نماها نفوذ دارد از جمله اقای رفسنجانی که  به صورت مفتضحی از ریاست خبرگان  برکنار شده است و این جایگاه ( ریاست مجلس خبرگان ) را دولت کریه ملکه انگلیس از دست  داده است و مثل مار زخم خورده توانسته است این چنین زهر خود را بریزند. این روحانی نماهای انگلیسی  توانستند دکتر احمدی‌نژاد را با عنایت رهبری گول بزنند و  با توطئه زیراب من را بزنند و از ریاست جمهوری بیرون بیندازند.»

مشایی در پایان خاطرنشان کرد:  «من امیرکبیر معاصر ایران هستم و گله ای از ازآقای دکتر احمدی‌نژاد ولی نعمت خودم ندارم و با دیده منت حکم ایشان را می‌پذیرم ولی عوامل انگلیسی را هرگز نمی‌بخشم و تا زمانیکه روحانی نماهای انگلیسی به سرکردگی اقای رفسنجانی دست از شیطنت های خود برندارند  مکتب اسلام انگلیسی همچنان بر ایران حکم فرما خواهد بود و بنده افتخار می‌کنم با معرفی مکتب ایرانی اسلامی جلوی مکتب اخوندی اسلامی هندی انگلیس که از سی و سه سال پیش ایجاد شده است ایستاده‌ام و در این راه حاضرم جان ناقابلم را هم بدهم »


 


گزارش‌گران بدون مرز: ممنوعیت ورود خبرنگاران به کمپ اشرف را محکوم می‌کنیم

گزارش‌گران بدون مرز مسدود کردن اطلاع رسانی و ممانعت از ورود خبرنگاران به کمپ اشرف را محکوم می‌کند. در تاریخ ١٩ فروردین درپی حمله نیروهای ارتش عراق، نزدیک به سی تن از ساکنان ایرانی این کمپ کشته و بسیاری دیگر زخمی شدند. 

 

«این ممنوعیت برای اطلاع رسانی غیر قابل پذیرش است. نیروهای نظامی از ورود خبرنگاران جلوگیری می‌کنند تا سرکوب و کشتار غیر نظامیان را پنهان کنند. ارتش عراق کسانی را که به فیلم‌برداری و عکس برداری از این درگیری مشغول بوده‌اند، عامدانه هدف قرار داده است.»


بنا بر خبرهای انتشار یافته از سوی رسانه‌های جهانی مسئولان عراقی از ورود خبرنگاران به کمپ اشرف جلوگیری می‌کنند. حرفه‌کاران رسانه‌ها نتوانسته‌اند در محل حاضر و از وضعیت آن گزارش تهیه کنند. کمپ اشرف به وسیله‌ی کامیون‌ها و خودروهای نظامی محاصره شده است.


کمپ اشرف در  هشتاد کیلومتری شمال بغداد  قرار دارد. این کمپ در سال‌های دهه شصت یکی از پایگاه‌های سازمان مجاهدین خلق ایران بود. در سال ١٣٨٢ و در پی حمله نظامی ایالات متحده امریکا به عراق این پایگاه در اختیار نیروهای امریکایی قرار گرفت و نیروهای مسلح آن خلع سلاح شدند و بیش از ٣٠٠٠ افراد این کمپ تحت کنوانسیون  ژنو قرار گرفتند. در دی ماه سال ١٣٨٨ نیروهای عراقی کنترل این کمپ را دست گرفتند.


از تیرماه ١٣٨٨ و در پی اولین درگیری میان ساکنان کمپ اشرف و نظامیان عراقی، مسئولان حکومت عراق ورود خبرنگاران را به کمپ اشرف ممنوع کردند. مدافعان کمپ اشرف حکومت عراق را به تمکین از خواست مقامات ایرانی متهم کرده‌اند و مسئولان عراقی سازمان مجاهدین خلق را به تحریک و خشونت آفرینی متهم می‌کنند.


 


با فرزندان نسرین ستوده چون اسرای جنگی رفتار می‌شود

خندان در گفت‌و‌گو با «کلمه»، با اشاره به این مساله که با گذشت بیش از هشت ماه از بازداشت نسرین ستوده وی هم چنان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود، اضافه کرد:« در حال حاضر با یک زندانی دیگر نگه داری می شود ولی در روزهای پایانی سال بعد از اینکه هم سلولی اش آزاد شد، در انفرادی بود. در سال جدید هم با رفتن هم سلولی جدیدش دوباره تنها ماند که در اعتراض به این مساله مجبور به اعتصاب غدا شد و اکنون با زندانی دیگری هم سلول شده است.» وی همی چنین اضافه کرده است که ستوده، از نظر بینایی دچار مشکلاتی شده است اما به درخواستش برای مراجعه به چشم پزشک هم اعتنایی نمی کنند.


رضا خندان در بخش دیگری از این مصاحبه، گفته است که آخرین ملاقات فرزندان خانم ستوده با وی به ۲۰ روز پیش و یک ملاقات  شش یا هفت دقیقه‌ای بازمی‌گردد. در این ملاقات فرزندان خانم ستوده با ماموران زندان به نزد مادرشان رفته‌اند: «این مساله سخت و آزار دهنده است این رفتار و این لحظه بدترین قسمت کل جریان بازداشت همسرم هست و بچه‌ها مثل اسرای جنگی تلقی می‌شوند. با این کار فقط در دل آنها فقط بذر نفرت کاشته می‌شود.»


وی اضافه کرده است که فرزندانش در ایام تعطیلات نوروز «حتی برای یک ثانیه هم مادرشان را ندیدند، چه به صورت حضوری و چه کابینی. من به عنوان همسر ایشان در نزدیک به ۸ ماه بازداشت همسرم، یک ثانیه ملاقات حضوری نداشته ام شاید این طور بگویم بهتر باشد، من اصلا نمی‌دانم سالن ملاقات حضوری چه شکلی است.»

 

 خندان هم‌چنین درباره اقدامات صورت گرفته برای گرفتن مرخصی برای همسرش گفت: «من به مدت ۳ روز کامل در دادستانی حاضر شدم و یک نامه‌ی کلی در مورد شرایط بازداشت و ملاقاتها و دو فرم تقاضای ملاقات حضوری دادم، با وجود اینکه دادستان در مقابل ۳۰ نفر از خانواده‌ها گفت که تقاضا بدهید ملاقات حضوری می‌دهیم، ولی عملا نه تنها مرخصی و ملاقات حضوری ندادند بلکه ملاقات کابینی هم در ۱۵ روز فروردین به ما داده نشد.»


وی شرایط روحی فرزندانش را نامناسب توصیف کرده است: «مهراوه دختر بزرگم که یازده ساله است آن قدر بزرگ منش و مغرور است که به هیچ عنوان دلتنگی‌هایش را بروز نمی‌دهد و این خطرناک‌ترین حالت برای یک کودک است. نیما پسر سه ساله‌ام اما این روزها در یک نوع اوج بحران روحی است که در این مدت ندیده بودیم یا بروز نمی‌داد .دلتنگی، وحشت از تنهایی، کابوس‌های وحشتناک، پرخاشگری و خشم در حال تخریب روح حساس و لطیف‌اش است.او به خودش قبولانده که مامان نسرین دیگه نمی‌آید و بابت این با همه دعوا دارد و تلاش ما برای متقاعد کردنش بی‌نتیجه مانده است.»


گفتنی است، نسرین ستوده، حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال اجتماعی است. او عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از کودکان بوده و وکالت پرونده‌های بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، کودکان قربانی ِ کودک آزاری و کودکان در معرض اعدام را برعهده داشته‌است. وی در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ به اتهام اقدام بر علیه امنیت ملی و تبلیغ بر علیه نظام بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شد. 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته