ابتدا انجامدادنیها:
- در سال ۱۳۹۰، باید راستگو و تمامگو باشیم. پنهان کردنِ عمدیِ بخشی از حقیقت، تفاوتی با دروغگویی ندارد.
- باید مصلحت جامعه را به مصلحت خودمان و گروه و حزب سیاسیمان ترجیح دهیم.
- باید اهل رسانه باشیم نه اهل سیاست. به عبارتی اگر اهل رسانهایم، بیش از سیاست و وظایف سیاسی باید به رسانه و وظایف رسانهای اهمیت بدهیم.
- به محض پیدا شدن تضاد میان آنچه به عنوان کار درست در ذهن داریم با آنچه در حال انجام یا موظف به انجام آن هستیم باید نظر خود را به هر قیمتی بیان کنیم.
- پول در زندگی ما مهم است. هست و نیست ما بسته به پول است. اما به محض این که دیدیم کار رسانهای را بر خلاف میل و عقیده و مراممان برای پول انجام میدهیم باید از آن دست برداریم. نام این کارِ زشت، قلمفروشی و بدتر از آن عقیدهفروشیست.
- خوب را خوب بگوییم و بد را بد ولی زمینه را در نظر داشته باشیم. کار خوب احمدی نژاد اگر در زمینهی بد انجام میشود، نمیتواند خوب نام بگیرد. و کار بدی که مثلاً فلان فعال سیاسی در زمینهی خوب انجام میدهد، نمیتواند بد نام بگیرد. موقع رسانهای کردن خوبها و بدها، حتماً به زمینهها توجه داشته باشیم.
- به آزادی بیان واقعاً معتقد باشیم. آزادی بیان برای هر کس عبارت است از اینکه اگر مخالف و حتی دشمن فکریاش حرف قابل تاملی بزند، او بدون لحظهای شک و تردید و مکث بخواهد آن حرف را در رسانهاش منتشر کند.
- به آزادی اندیشه واقعاً معتقد باشیم. اگر شب که سر بر بالین گذاشتهایم، فکری در ذهنمان درخشیدن گرفت که گفتیم صبح که برخاستیم آن را مینویسیم ولی در ادامهی فکر شبانهمان به این نتیجه رسیدیم که این اندیشه با اندیشه فلان رئیس اداری، یا رئیس فکری، یا رئیس مالی، یا رئیس حزبی سازگار نیست پس بهتر است از این اندیشه دست بشوییم و به زندگی راحت و بیدغدغهمان ادامه بدهیم، این یعنی به آزادی اندیشه معتقد نیستیم و نمیتوانیم بدان پایبند باشیم...
به این فهرست میتوان دهها مورد دیگر اضافه کرد.
اما انجامندادنیها:
- در سال ۱۳۹۰، رقیب رسانهایمان را منکوب نکنیم.
- خود را برترین و بهترین ندانیم و در مرکز عالم ننشانیم.
- از چیزی که قبول نداریم تقدیر نکنیم.
- با دو کلمه گفتن و نوشتن خود را گم نکنیم و رهبر فکری هفتاد میلیون جمعیت نپنداریم.
- رسانه را با مسلسل اشتباه نگیریم.
- تجربهی اهل رسانهی جهان را بیارزش قلمداد نکنیم.
- به درسهای آکادمیک رسانهای نخندیم.
- نظر زشت را با نظر زشت پاسخ ندهیم.
- تابع احساسات نشویم...
به این فهرست هم میتوان دهها مورد دیگر اضافه کرد.
خودنویس در سال ۱۳۹۰ باید لابراتواری باشد برای تجربهی بایدها و نبایدهای رسانهای. تجربهای که در صورت موفقیت میتواند تحولی در رفتار رسانهای و حتی فرهنگ عمومی ما ایرانیان به وجود آوَرَد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر