۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

Latest News from Mizan Khabar for 04/11/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



http://a6.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash4/183024_184019664968960_183978371639756_378209_5656377_n.jpg

میزان: دو تن از علاقمندان نهضت آزادی که پس از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن دستگیر شده بودند در وضعیت نامعلوم و بلاتکلیف به سر می‌برند.

به گزارش «میزان خبر»، از وضعیت جعفر گنجی خبری در دست نیست و آرش نجبایی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده است و در بلاتکلیفی به سر می‌برد.

همچنین طبق گزارشهای رسیده، مادر جعفر گنجی در شرایط وخیم جسمانی به سر می‌برد و در چشم انتظار دیدار فرزند خود است.

پیش از این نیز نهادهای امنیتی به کرات با اعمال قدرتهای غیر قانونی با استفاده از شرایط خانوادگی به ایجاد فشار روانی بر زندانیان سیاسی پرداخته است.

جعفر گنجی، ۳۱ ساله طراح و گرافیست ساکن تهران است.

همچنین آرش نجبایی ۲۸ ساله ساکن تهران، که فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد قزوین و دارای کار‌شناسی ارشد مدیریت آی تی از دانشگاه علوم تحقیقات تهران است.

 


 


مرتضی کاظمیان در مصاحبه ای با سایت ندای سبز آزادی به بررسی مصاحبه اخیر دکتر ابراهیم یزدی با خبرگزاری جمهوری اسلامی پرداخته است و اعمال فشار بر این چهره با سابقه را نشانگر ماهیت عریان حکومت دانسته است.

متن این مصاحبه به شرح زیر است:

 

yazdi_middle_aged


مصاحبه ای که در ایرنا به نقل از دکتر یزدی منتشر شده است در چه شرایطی انجام گرفته است و تا چه اندازه میتوان نکات ذکر شده در این مصاحبه را نظرات دکتر یزدی دانست؟

قبل از هر پاسخی، گمان می‌کنم توضیح و تکذیبیه‌ی دیروز آقای دکتر یزدی، تبیین کننده ی بخش مهمی از ماجراست و حتی پاسخ سئوال شما را در خود دارد. این مصاحبه بدون تردید، منعکس‌کننده‌ی همه‌ی نظرات و بازتاب دهنده‌ی تمام سخنان و دیدگاه‌های این سیاستمدار ملی، پرسابقه، دانشمند و تیزهوش، نیست.

اما مستقل از تکذیبیه‌ی شخص ایشان؛ گمان می‌کنم تمام کسانی که در این 32 سال سپری شده از حیات جمهوری اسلامی، زندان و فضای بازجویی  را تجربه کرده‌اند، بتوانند شرایط مورد سئوال را حدس بزنند. به ویژه همه‌ی چندین هزار شهروندی که پس از کودتای 22خرداد88 به شکل غیرقانونی بازداشت شدند.

مستقل از شرایط خاص حبس و انفرادی و قطع ارتباط زندانی با شرایط بیرون و ایزوله کردن وی، باید وضع سنی و جسمی آقای دکتر یزدی را نیز مورد توجه قرار داد. ایشان چندی دیگر، 80 ساله می‌شوند؛ مبتلا به یک بیماری مزمن و سخت هستند و نیز چنان‌که در همان مصاحبه‌ی مونتاژ شده و ناقص منتشر شده، آمده و گفته اند، جراحی قلب کرده و داشته‌اند. بدیهی است مجموعه فشارها بر ایشان با توجه به اینکه در راس هرم تشکیلات نهضت آزادی هستند، خیلی متفاوت با دیگر اعضا و هواداران این جمعیت باشد. ایشان مسئولیت اعضای جوان‌تر را نیز به دوش می کشند، به جهت اخلاقی. لذا بعید نمی‌دانم که حتی اعطای مرخصی به برخی اعضا و هواداران این جمعیت دیرپای ملی و مذهبی، یا ممانعت از تشدید فشارها بر دیگر اعضای نهضت آزادی، منجر به این شده باشد که آقای دکتر یزدی بعد از شش ماه حبس و تحمل فشارهای مختلف (تهدید ، توهین، تحقیر، تفرد و تنهایی در انفرادی و خانه امن، بیدارخوابی، و... که به شکل مستقیم و غیرمستقیم متوجه ایشان و اعضای جوان و همفکران نهضت آزادی شده است) به این نتیجه برسند که از دبیرکلی نهضت آزادی استعفا دهند؛ و بعد هم با ایرنا و پرس تی وی مصاحبه کنند.

البته باید تاکید کنم، چنان‌که خود ایشان هم اشاره کرده‌اند، آقای دکتر هیچگاه باب گفتگو را با رسانه‌های داخلی نبسته بودند؛ ایشان با رادیو گفتگو یا دیگر رسانه‌های حکومت در سال‌های اخیر مصاحبه داشته‌اند. اما نکته‌ی مهم این است که خبرگزاری جمهوری اسلامی، در اقدامی غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای _که نخستین بار نبود_ بخش‌هایی از دیدگاه‌های ایشان را انتخاب و با تغییر ادبیات حتی، منتشر کرده است. مثلا آقای دکتر یزدی به شرکت خود در جلسات جبهه مشارکت، در زیرزمین این حزب (واقع در خیابان سمیه) اشاره می‌کنند؛ اما خبرگزاری دولت کودتا، میان‌تیتر می‌زند که «شرکت در جلسات زیرزمینی جبهه مشارکت»!

به‌عنوان کسی که بیش از دو دهه است دور و نزدیک با دکتر یزدی محشور بوده‌ام و از مواضع و دیدگاه‌های دینی و سیاسی ایشان تا حد زیادی مطلع‌ام، عرض می‌کنم که اگر خواننده‌ی این مصاحبه، با دقت و هوشیاری همین متن ناقص و تحریف شده را مطالعه کند، آموزه‌ها و پیام‌های مهم و تاکیدات قابل تاملی را کشف خواهد کرد که جوهر اندیشه و راهبرد دکتر یزدی و نهضت آزادی را آشکار می‌کند.

چه بخشی از صحبت های آقای یزدی حذف شده است؟ آیا صحبت های آقای دکتر یزدی پیرامون برخی تندروی ها رو می توان نظرات ایشان قلمداد کرد؟

من هم مثل شما نمی‌دانم که چه بخش‌هایی از این گفتگو حذف شده یا با تقطیع و انتقال بد همراه شده است؛ اما وقتی از «لااله الا الله» ،«الا الله»اش را بردارید، معنا و مفهومی کاملا متفاوت با پیام اصلی را عرضه خواهد کرد.

باید متن کامل این مصاحبه منتشر شود، تا بتوان به نقد منصفانه‌ی آراء و دیدگاه‌های دکتر یزدی دست یازید. افزون بر این، باید ایشان امنیت کامل و آزادی کافی با تمام لوازم و الزامات‌اش داشته باشند، تا آنگاه ببینیم چه سخنانی برای گفتن دارند. شک نکنید که در آن صورت و وضع، مواضع نهضت آزادی از جمله ضرورت تفکیک نهاد دین از دولت یا نقد ایدئولوژیک و سیاسی و مدیریتی «ولایت مطلقه فقیه» را ابراز خواهند کرد یا کاستی‌های نظام اقتدارگرای موجود و فاصله‌ی محسوس آن از یک نظام دموکراتیک را تبیین خواهند کرد.

اما در مورد آنچه که شما «تندروی» توصیف کرده اید؛ آقای یزدی همچون همه‌ی این سال‌ها بر مواضع اصلاح‌طلبانه و سیاست‌ورزی به‌دور از خشونت و زور، و نیز حرکت تدریجی (یا چنان که زنده‌یاد مهندس بازرگان می‌گفت: سنگر به سنگر) و مسالمت‌آمیز تصریح کرده و سبزها را به آن فراخوانده است.

اما آیا آقای یزدی امکان دارد که توضیح دهد این جریان راست افراطی و حاکمیت تمامیت‌خواه و سرکوبگر است که با خشونت‌ و سبوعیت تمام، شهروندان پیگیر حقوق اساسی و مدنی خویش را، ضرب و شتم و شکنجه و بازداشت می کند؟ اگر هم ایشان چنین مواضعی ابراز کند، آیا ایرنا، خبرگزاری دولت کودتا آن را منتشر خواهد کرد؟ آیا دکتر یزدی و دیگر فعالان سیاسی داخل کشور می‌توانند به صراحت نقش رهبر جمهوری اسلامی در نظام خودکامه را نقد و تحلیل کنند؟ یا از جریان اقتدارگرای مسلط در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، رونمایی کنند؟ پاسخ به تمامی این پرسش‌ها، به گونه‌ای بدیهی، منفی است؛ به‌ویژه در شرایط حبس و فشار و تهدید مستقیم و غیرمستقیم مستولی در بازداشتگاه‌های جباران.

 

آقای دکتر یزدی در بخشی از این مصاحبه در باره استعفای خود کفته اند که : نمی توانستم وظایفی را که طبق اساسنامه برعهده من نهاده شده بود انجام دهم، آیا دلیل اصلی استعفای ایشان هم به همین دلیل بوده است؟

با اطمینان می‌توان گفت، یکی از دلایل استعفای ایشان از دبیرکلی نهضت این بوده است؛ اما توجه کنید که در همین سخن نیز، آقای یزدی هوشیارانه فشارها و تهدیدهای سنگینی را که متوجه شخص ایشان است، و حساسیت حاکمیت اقتدارگرا بر شخص ایشان را مورد اشاره زیرکانه قرار می‌دهد. کیست که نداند در تمام این‌ سال‌ها، اقتدارگرایان مستقل از نهضت آزادی، نسبت به شخص دکتر یزدی دچار حساسیت خاص بوده‌اند و پیوسته ایشان را زیر ذره‌بین و تحت تهدید و محدودیت و فشارهای گوناگون قرار داده‌اند؟

اما چنان که در پاسخ به سئوال اول هم بیان شد، این (عدم توانایی در وظایفی که مطابق اساسنامه نهضت آزادی بر دوش دبیر کل است) تنها یکی از دلایل استعفای این پیر سیاست‌ورزی ایران معاصر است. وقتی آقای یزدی نمی‌تواند در مقام دبیرکل گزارش سالانه‌ای به اعضای مجمع ارائه کند، یا جلسات شورای مرکزی را مرتب تشکیل دهد، یا دفتر سیاسی داشته باشد، از وی جز عنوان «دبیرکل» چیزی نخواهد ماند. وضعی که متاسفانه به دلیل سرکوب‌ها و تهدیدهای شدید نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، علیه نهضت آزادی ایران به وجود آمده است؛ و یکی از قدیمی‌ترین جمعیت‌های سیاسی ملی و مذهبی در ایران، این‌گونه و برخلاف قانون اساسی، از امکان مشارکت اجتماعی و سیاسی، محروم می‌شود. فراموش نکنید که در نهضت آزادی شخصیت‌های سیاسی پرسابقه‌ای چون مهندس هاشم صباغیان، مهدس محمد توسلی، مهندس ابوالفضل بازرگان، و دکتر محمدحسین بنی‌اسدی عضویت دارند؛ که این همه بخاطر جو خفقان و اختناق موجود، عملا مجبور به سکوت شده‌اند.

 

خبرگزاری ایرنا مدعی شده بود که ابراهیم یزدی از اقدامات معترضین پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از جمله فراخوان راهپیمایی‌های بدون هماهنگی با مراجع قانونی انتقاد کرده و گفته است پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد.اگر میرحسین موسوی انتخاب می شد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییس‌جمهور باید با هم هماهنگ باشند، تا چه اندازه این ادعای ایرنا حقیقت دارد در باره صحبت های آقای یزدی؟

 

نخست اینکه من مجددا تاکید می‌کنم که این سخنان، متن ناقص و تحریف شده‌ی دیدگاه‌های دکتر یزدی است. باید متن کامل پاسخ و نظر ایشان را دید و شنید.

اما افزون بر این، آقای یزدی در همین بخش از مصاحبه بر نکات مهمی انگشت تاکید گذاشته‌اند که برخی از آنها به اجمال چنین اند:

نخست، حق قانونی شهروندان برای راهپیمایی؛ دیگر، لزوم رعایت قانون اساسی توسط همه، و بی‌شک این همه شامل حاکمان نیز می‌شود و مسئولیت صاحبان قدرت سخت‌افزاری بیش از شهروندان معمولی است، امکانات و اختیارات ایشان هم؛ نیز، راهپیمایی با اعلام به مسئولان، کاری که رهبران جنبش سبز و سبزها کرده‌اند اما صاحبان قدرت از اعطای حقوق ملت پرهیز کرده و غیرقانونی عمل کرده‌اند.

صرف‌نظر از اینها، آقای یزدی تلویحا اظهار داشته است که با نگاه و رویکرد رهبری که خودکامگی می‌کند، رییس‌جمهوری میرحسین موسوی، آغازگر دوری از چالش‌های پرهزینه برای ایران خواهد بود؛ چون موسوی کسی نیست که به دستورات و رفتارهای غیرقانونی رهبری تمکین کند. ایشان می‌گوید: «رهبري و رييس‌جمهور بايد با هم هماهنگ باشند.» یعنی هم‌زمان به رویکرد و نگاه رهبر جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که رییس جمهور مختار را برنمی‌تابد؛ و نیز به اختلاف روش و راهبرد موسوی دموکرات با رهبر خودکامه اشاره می‌کند. دکتر یزدی به‌خوبی به سابقه‌ی اختلاف‌نظرهای رهبر جمهوری اسلامی و مهندس موسوی، و نیز ویژگی‌های فردی و روان‌شناختی هردو _به‌ویژه آیت‌الله خامنه‌ای_ واقف است.

یک نکته‌ی مهم دیگر اینکه، دکتر یزدی هوشمندانه و در مقام یک سیاست‌ورز دیرپا و باتجربه و دانش، به نکته‌ای بسیار مهم در همین بخش از مصاحبه اشاره کرده و گفته است: «بايد بررسي كرد چه طور نخست وزيرچند ساله مملكت به اينجا كشيده شد؟ بايد بحث كرد و موضوع را ريشه‌يابي كرد زيرا اين يك حادثه كوچك نيست.» یعنی ایشان به شکلی غیرمستقیم توضیح می دهد که جمهوری اسلامی وارد مدار و دوران جدیدی شده است؛ چنان‌که فردی مثل مهندس موسوی که نخست‌وزیر نظام بوده و همواره در حاکمیت حضور داشته، اینک به رهبر مخالفان و منتقدان تغییر موقعیت داده است.

من همین‌جا در تایید دیدگاه دکتر یزدی به دو نقل قول از خانم رهنورد و میرحسین اشاره می‌کنم. چند ماه پیش، خانم رهنورد در اظهارنظری تاکید کردکه همان بهتر که موسوی رییس‌جمهور نشد؛ چون این ساخت سیاسی، فاسد و اقتدارگراست و غیرقانونی و ضدانسانی عمل می‌کند (نقل به مضمون). آقای موسوی هم در مصاحبه‌ای تصریح کرد که من دو ماه بعد از انتخابات کاملا به این نتیجه رسیدم که اتفاقات بعد از انتخابات در راستای یک طراحی قدیمی و استراتژیک بوده که اتز دو ده پیش شروع شده و هدف آن یکدست سازی حاکمیت و حذف نیروهای منتقد و مستقل بوده است.

ابن‌چنین، به نظر می‌رسد داوری آقای دکتر یزدی، بیراه نبوده است. پس همان بهتر که با کودتای 22خرداد 88، ماهیت تمامیت‌خواهان از پرده برون افتاد و بر همه‌ی شهروندان آگاه و منصف آشکار شد. هرچند اگر عقلانیتی در نظام سیاسی وجود داشت، و منافع ملی بر منافع فردی و باندی ترجیح داده می‌شد، و رهبر جمهوری اسلامی و طبقه جدید رانتی_ایدئولوژیک_ نظامی مسلط در حاکمیت، حاضر به اصلاحات تدریجی و روندی دموکراتیک می‌شدند، و منافع خود (اعم از منزلتی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، و ایدئولوژیک) را ذیل منافع ملی تعریف می‌کردند، ایران و ایرانیان هزینه‌ای بس کمتر در مسیر توسعه  و پیشرفت پرداخت می‌نمودند. اما واقعیت مستقل از خواست‌ها و مطلوب‌های ما جاری است؛ و بخش مهمی از واقعیت این است که جمهوری اسلامی بیش از پیش به یک نظام اقتدارگرا، متکی به حاکم خودکامه و سرکوبگر تبدیل می‌شود که راست افراطی و یک باند نظامی_رانتی در آن مسلط شده است.

 

بخش هایی از صحبت های آقای یزدی در مصاحبه با ایرنا حرف های جدیدی بود که با وجود اینکه این مصاحبه تحت فشار و شرایط خاص گرفته شده بود، با این حال باز هم نقدهای جدی در این مصاحبه بیان شده بود، آیا می توان در دل این مصاحبه به برخی دیدگاه‌های دکتر یزدی رسید؟

بله؛ چنان که ضمن پاسخ به یکی  از سئوال‌ها بیان شد، همین مصاحبه‌ی ناقص و مونتاژشده و ساختگی، واجد نکته‌های مهمی است؛ من به عنوان نمونه، به موارد زیر اشاره می‌کنم:

1. ایشان می‌گوید: «اين يك اخلاق ديني است كه اگر كسي مسئوليتي را نمي‌تواند در چارچوب قانون انجام دهد آن را واگذار كند.» این صحبت بیش از آنکه و پیش از آنکه به استعفای دکتر یزدی از مقام دبیرکلی برگردد، برای رهبر جمهوری اسلامی و دیگر صاحبان قدرت، توصیه‌ای اخلاقی و دینی دارد.

2. دکتر یزدی می‌گوید: «هر كس نقدي كرد، مخالف نيست. فكر غالب نبايد اين باشد كه يا با من يا بر من. اگر از شما نقدي شد؛ نبايد منتقد را دشمن تلقي كنيد.» کاش گوش شنوایی در حاکمیت بود و این نصیحت‌ها را از رهبر یک حزب ملی و مذهبی، می‌شنید. افسوس که صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی، یکی از مداراجوترین و نجیب‌ترین و منصف‌ترین و صادق‌ترین منتقدان سیاسی خود را هم تحمل نمی‌کند.

3. دبیرکل نهضت آزادی تصریح می‌کند: «همه بايد قانون را محترم بشمارند و هركس كه خلاف قانون عمل كند، محكوم است.» این «هرکس» دکتر یزدی، قبل از هر شخصی، ناظر به رهبری است که خود را مطلقه می‌داند و نه خود، و نه همراهانش، هیچ نقد و نظارتی بر وی و جایگاه حقوقی‌اش را برنمی‌تابند.

4. دکتر یزدی به عنوان یک نیروی سیاسی ملی و مصدقی، بر دموکراسی درون‌زا و جنبش اجتماعی مستقل مردم ایران تاکید کرده و گفته «هيچ تغييري از بيرون براي ايران پايدار نيست.» ضمن این که در این مصاحبه، در مقام حمایت از حضور خیابانی معترضان تصریح می کند: «راهپيمايي مطابق قانون اساسی آزاد است.»

5. ایشان تاکید می‌کند که به قانون اساسی ملتزم است. این تاکید دکتر یزدی و دیگر اعضای نهضت آزادی و فعالان ملی مذهبی بوده است. این نیروهای سیاسی از همان ابتدای انقلاب و در روند تدوین و تصویب قانون اساسی، و بعد از آن نیز مکرر به صراحت گفته‌اند که به ولایت فقیه اعتقادی ندارند؛ و قانون اساسی را واجد تضاد و تناقض می‌دانند. جمهوریت و ولایت مطلقه فقیه قابل جمع نیست. اما به‌عنوان یک نیروی سیاسی فعال در جغرافیای سرزمینی ایران، ملتزم به قانون اساسی هستند. و این خیلی مهم است که دکتر یزدی در آخرین اظهارنظر خود و در اوج اصرار و فشار بازجوها، باز مواضع خود را به صراحت و بدون واهمه، بیان می‌کند. ضمن اینکه ایشان از عضویت در نهضت آزادی استعفا نداده ؛ بلکه از دبیرکلی آن کناره گرفته است. به تعبیری، ایشان با استفاده از امکانی که بازجوها فراهم کرده‌اند، فریاد کرده است که نهضت آزادی زنده است و همچنان دیدگاه‌ها و راهبرد خود را پی می‌گیرد. شاید تیم امنیتی و بازجوهای دکتر یزدی از استعفای وی و اخذ این مصاحبه‌ها دلخوش باشند؛ اما به گمان من، پیروز این مبارزه نابرابر، سیاستمدار باهوش و باتجربه بوده است؛ و بازنده، نظام استبدادی که می‌کوشد نهضت آزادی را خاتمه یافته تبلیغ کند.

 

اگر حرف ناگفته‌ای مانده است، بفرمایید.

استعفای دکتر یزدی از دبیرکلی نهضت آزادی رویداد بسیار مهمی است که آن را می‌توان با وضع پایه‌گذاران نهضت آزادی در نیمه نخست دهه 40 و مواضع تاریخی مهندس بازرگان در بیدادگاه استبداد شاهنشاهی مقایسه کرد. اینکه جمهوری اسلامی یک فعال سیاسی ملی و مذهبی دیرپا و برجسته چون دکتر یزدی و جمعیت سیاسی متبوع وی را برنمی‌تابد، و به فشارها و تهدیدهایش تا  استعفای ایشان از دبیرکلی نهضت آزادی و توقف فعالیت‌های این جمعیت سیاسی ادامه می‌دهد، نشانگر آن است که جمهوری اسلامی تا چه حد نسبت به عریان کردن ماهیت غیردموکراتیک و رویکردهای سرکوبگرانه‌ی خود، بی‌پروا رفتار می‌کند. جمهوری اسلامی با  رویدادهایی چون حذف هاشمی رفسنجانی از راس مجلس خبرگان رهبری و وادار ساختن دکتر یزدی از دبیرکلی نهضت آزادی، به رونمایی بی‌پروا از وضع جدید خود (دیکتاتوری و سامان یافتن تمام و کمال نظامی خودکامه و متکی به شخص و سرکوبگر) همت گمارده است.

دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و نهادهای سرکوب در جمهوری اسلامی اما بی‌توجه‌اند که نهضت آزادی، یک جمعیت فکری – سیاسی است؛ و تفکر و بینش و منش و روشی که شخصیت‌هایی چون زنده‌یادان مهندس مهدی بازرگان، آیت‌الله طالقانی و دکتر یدالله سحابی، بنیان نهادند و یادگار گذاشتند، قابل حذف نیست. هیچ اسلحه‌ای قادر نیست اندیشه را نابود کند. هرجا که نسیم اندیشه‌های ملی و اصلاح‌طلبانه و توام با مدارا و بردباری مهندس بازرگان و همفکرانش بوزد، نهضت آزادی دوباره سبز خواهد شد. چنان‌که جنبش سبز با شهادت ندا و سهراب و دیگر آزادگان، یا بازداشت‌های فله‌ای سبزها و حتی رهبرانشان، نمرده، بلکه همچنان زنده و پویا و موثر در متن جامعه ایران جاری و فعال است.

 

منبع:ندای سبز آزادی


 


http://bosgun.files.wordpress.com/2010/12/93cd980d0b5ac917f037fec5474f628e-132x172.jpg?w=132&h=172

خانواده آرش سقر در مصاحبه با "روز" اعلام کردند که این فعال سیاسی ترکمن با گذشت 18 ماه از بازداشت، از حق مرخصی محروم است و امکان ملاقات حضوری با خانواده اش را نیز ندارد.

آرش سقر، از اول آذر ماه 88 در بازداشت به سر می برد او ابتدا به جاسوسی برای ترکمنستان متهم شد و سپس با تبرئه از این اتهام، به اقدام علیه امنیت ملی متهم و از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به 8 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و مطبوعات محکوم شد.

دادگاه تجدید نظر آقای سقر را به 5 سال حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و مطبوعات محکوم کرده است و این فعال ترکمن در حال گذراندن دوران محکومیت خود در بند 350 اوین است که تاکنون امکان استفاده از مرخصی نیافته و از ملاقات حضوری با خانواده خود نیز محروم است.

آزاده قرنجی، همسر آقای سقر می گوید که همسرش نماینده اهل تسنن در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بوده، بی گناه است و باید آزاد شود.

مصاحبه "روز" با آزاده قرنجی، همسر آرش سقر را در ذیل بخوانید.

 

خانم قرنجی 18 ماه از بازداشت همسر شما می  گذرد ایشان اکنون در چه شرایطی هستند؟

18 ماه است که نه مرخصی می دهند نه ملاقات حضوری. از آذر 88 که بازداشت شد پسر من که الان 5 سالش شده، آغوش پدرش را ندیده. تلفن هایش هم که قطع است. 1 ماه بند 209 بود و اکنون در بند 350 زندان اوین است و تنها ارتباطش با دنیای خارج از زندان ملاقات های 20 دقیقه ای کابینی است که به ما میدهند.

 

همسر شما جزو زندانیانی است که تاکنون به مرخصی نیامده اند. در پاسخ به درخواست های شما و پی گیری هایتان چه می گویند؟

همسرم و وکیل ایشان آقای علیزاده طباطبایی بارها تقاضای مرخصی کرده اند و در پاسخ فقط وعده داده اند یعنی مدام وعده می دهند و نمی گویند که نه نمی شود و.... بارها خود من تقاضا کرده ام و می گویند داریم بررسی می کنیم و فقط همسر شما نیست و... جواب قطعی نمی دهند. اخیرا من به دادستان درخواست مرخصی دادم باز هم گفتند سرشان شلوغ است و بررسی می کنند. سه روز پیش هم رفتم پیش معاون دادستان هم درخواست مرخصی دادم هم درخواست ملاقات حضوری. گفتم اگر مرخصی نمی دهید حداقل یک ملاقات حضوری بدهید.افضلی، معاون دادستان گفت مه من اختیاری ندارم و درخواست شما را میگذارم روی میز که رسیدگی شود.

 

یعنی تاکنون به شما نگفته اند که علت عدم موافقت با مرخصی همسرتان چیست؟

علت اش را نمیدانم و واقعا برای خود من هم سوال است و خیلی دوست دارم بدانم چرا مرخصی نمیدهند چرا ملقاات حضوری نمیدهند هیچی که به ما نمی گویند و زندگی خیلی برای ما سخت شده نمیدانم صدای من به کجا می رسد نامه ای به رهبری نوشته بودم که هیچ جوابی از هیچ جایی به نامه ام داده نشد. 15 روز تمام در ایام عید چشم به در دوختیم و به انتظار نشستیم.حتی تا روز آخر عید هم منتظر بودیم که مرخصی بدهند حتی فقط برای یک روز، اما ندادند. هفته اول با خود گفتیم خب هفته اول به یک عده ای میدهند و هفته دوم به عده ای دیگر. هر روز ما به انتظار گذشت و در اصل عیدی نداشتیم و خبری نشد. باز ما ماندیم و شیشه های ملاقات کابینی که پسر 5 ساله ام حاضر نیست بیاید با اینکه هر بار او را راضی میکنم.

 

چرا؟ ممکن است بفرمایید چرا پسرتان حاضر نیست به ملاقات کابینی بیاید؟

نزدیک 18 ماهه که آغوش پدرش را ندیده وقتی به سالن ملاقات می رویم مدام میخواهد راهی پیدا کند آن سوی شیشه برود و پدرش را در آغوش بگیرد و لمسش کند. نمی تواند و عصبی می شود هر بار می گویم میرویم ملاقات داد میزند که شیشه دارد من نمی آیم اما خب به هر طریقی راضی اش میکنم چون پدرش نیاز دارد او را ببیند. میرویم و می گوید به آقای اینجا بگو در شیشه را باز کند. حتی به آقای علیزاده طباطبایی، وکیل همسرم گفته که شما نمی توانید کلید شیشه را پیدا کنید پدرم را از شیشه در بیاوریم؟ خیال میکند پدرش را توی شیشه انداخته اند. ما هم هر بار به یک نوعی توجیه میکنیم مثلا می گوییم آنجا هوا تمیز است و برای اینکه پدرت مریض نشود پشت شیشه است و.... هفته گذشته هم که ملاقات کابینی داشتیم پسرم آبله مرغان گرفته بود و به شدت مریض بود با این حال او را بردم و اکنون میدانم که همسرم به شدت نگران است و هیچ راهی هم برا یارتباط ندارد تلفن های بند 350 قطع است و می ماند تا دفعه بعد که به ملاقات برویم و او خبردار شود.اینقدر این بچه از نظر روحی به هم ریخته و عصبی شده که در درخواستی که برای ملاقات حضوری داده ام نوشته ام من به کنار نمیدهید ندهید اما به این بچه بدهید بگذارید این بچه چند دقیقه هم که شده آغوش پدرش را ببیند. همسرم هم بارها تقاضای ملاقات با پسرم را کرده اما تاکنون بی پاسخ مانده است.

 

گفتید هفته گذشته همسرتان را دیده اید از نظر روحی و جسمی او چه وضعیتی دارد؟

از نظر جسمی که نمیدانم من ماههاست او را از نزدیک ندیده ام و از پشت کابین هم چیزی معلوم نیست. اصلا نمی توانم بگویم شرایط جسمی اش چگونه است خودش هم چیزی به ما نمی گوید که نگران و ناراحت نشویم. اما حال روحی اش اصلا خوب نیست.

 

خانم قرنجی، همسر شما ابتدا به جاسوسی سپس به اقدام علیه امنیت ملی متهم و محکوم شد. مستندات این اتهامات چه بود؟

از اتهام جاسوسی ده ماه بعد از بازداشت تبرئه شد. همسرم نماینده اهل تسنن در ستاد آقای موسوی بود او ترکمن است و بستگانی در ترکمنستان دارد در پرونده اش نوشتند "ارتباط گیری با سرویس بیگانه در راستای جنگ نرم". که گزارش وزارت اطلاعات بوده. هیچ مستنداتی وجود نداشت و بیشتر سوالاتی که رد بازجویی ها از همسرم شده بود مربوط به انتخابات بوده و....

 

شغل همسرتان چه بود. غیر از فعالیت در ستاد آقای موسوی، آیا همسرتان فعالیت دیگری نیز داشت؟

همسرم کارمند رسمی تامین اجتماعی بود اما از زمان بازداشت، حقوق او را قطع کردند. با اینکه کارمند رسمی بود. هیچ فعالیت دیگری هم نداشت تنها فعالیت او در ستاد آقای موسوی بود.

 

شما گویا در شهرستان سکونت دارید و برای ملاقات کابینی هر هفته به تهران می روید؟

زندگی ما از هم پاشیده ما تهران زندگی میکردیم اما با قطع حقوق همسرم، خرج و مخارجم بر عهده خانواده ام است برای همین آمدم شهرستان پیش آنها. ماهی یکبار به تهران میروم و مدتی مامنم و ملاقات میکنم و باز برمیگردم پیش خانواده ام.

 

خانم سقر اگر صحبتی در پایان دارید بفرمایید.

فقط میخواهم بگویم من از این مصاحبه هیچ هدف سیاسی و هدف خصمانه ای ندارم. فقط میخواهم صدایم رابه گوش مسولینی که باعث و بانی شرایط فعلی ما هستند و می توانند تغییری در این شرایط ایجاد کنند برسانم. هر نامه ای نوشتم و هر جایی رفتم بی پاسخ ماند. الان هم نمیدانم واقعا حرفهای من تاثیری دارد و صدای من به گوش کسی میرسد یا نه. خیلی ها گفتند مصاحبه نکن ممکن است سر لج بیفتند و مدارا کن. علت اینکه این مدت مصاحبه نمبکردم همین بود اما آخر تا کی مدارا؟ بچه من دارد از دستم میرود. تا کی سکوت؟ فقط امیدوارم هر چه زودتر این روزها تمام شود و هر کسی که باعث و بانی و مسول این مسائل است صدای مرا بشنود و دل شنگ اش نرم شود. باالخره ما هم انسان هستیم. ما چیزی نمیخواهیم انظتار زیادی نداریم. بگذارند همسرم را ببینیم بگذارند از حقوق قانونی خود برای مرخصی استفاده کند. از اتهام جاسوسی تبرئه شده و اتهام چندانی ندارد انتظار آزادی اش را دارم. 20 سال هم به او زندان بدهند باز هم بر بیگناهی اش اطمینان دارم. روزهای بدی است لحظه سال تحویل دعا کردم سال 90 سال آزادی همه زندانیان سیاسی باشد و امیدوارم همه زندانیان سیاسی و همسر من آزاد شوند.

منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به mizankhabar-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به mizankhabar@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر