
مرتضی کاظمیان:حاکمیت در جمهوری اسلامی مانع برگزاری مراسم ختم پدر میرحسین موسوی میشود. جریان تمامیتخواه مسلط در ساخت قدرت، همچنین از حضور موسوی در مراسم تشییع و تدفین پیکر پدرش جلوگیری میکند. صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی در اقدامی دیگر، خانوادهی زندهیاد محسن دگمهچی را مورد تهدید قرار میدهند که مراسم ختمی برای این زندانی سیاسی (جدیدترین قربانی نظام تمامیتخواه) برگزار نکنند.
آیا نظام ایدئولوژیک متکی بر ولایت مطلقه فقیه و سامان یافته از «طبقه جدید» نظامی_رانتی، واجد «اقتدار» و برخوردار از «هژمونی» است؟
آنتونیو گرامشی، اندیشمند برجستهی سیاسی، هژمونی (استیلا) را رضایت و توافقی توصیف میکند که توسط مردم به بلوک حاکم داده شده است و با سلطه و قدرت که معمولا جبری است تفاوت دارد. به بیان دیگر، هژمونی وضعی است که طبقهی مسلط سیاسی توانسته است طبقات جامعه را به پذیرفتن ارزشهای اخلاقی، سیاسی و فرهنگی خود ترغیب کند. در جامعهای كه طبقه حاکم در آن واجد هژمونی است میزان قابل توجهی از اجماع و وفاق و ثبات اجتماعی وجود دارد، و طبقات تحت سلطه، حامی آرمانها و ارزشهای مورد نظر طبقه مسلط هستند؛ ارزشهایی که ساختار قدرت را به جامعه پیوند میزند.
از نظر گرامشی، بلوک حاکم تا زمانی موفق است که بتواند روی توافق عمومی تودههای مردم تکیه کند؛ اما اگر بلوک حاکم در این زمینه شکست بخورد، بحران اقتدار یا هژمونی رخ خواهد داد.
به بیان دیگر، بحران اقتدار در نتیجهی ناتوانی بلوک حاکم در مواجهه با تغییرات اجتماعی ـ اقتصادی جامعه بروز و ظهور مییابد و اشارهای بر پایان دورهی رضایت و موافقت عمومی است. هژمونی كنترل از طریق اجماع فرهنگی است، درحالیکه سلطه کنترل جامعه با تمسک به اجبار و زور و خشونت محسوب میشود. به عقیدهی گرامشی، صرفنظر از نوع دولت، فقدان «رضایت خودجوش» در جامعه مدنی، دولت را وادار میكند تا به قوه قهریه متوسل شود.
با چنین تبیین اجمالی از مفهوم هژمونی، میتوان دقیقتر وضع کنونی طبقه حاکم در جمهوری اسلامی و نسبت آن را با جامعه مدنی ایران مورد ارزیابی قرار داد.
از این منظر، وقتی با وجود شبکهی انحصاری و بیرقیب صدا و سیمای جمهوری اسلامی، فیلترینگ اینترنت تشدید میشود، ارسال پارازیت و اختلال در امواج ماهوارهای لاینقطع ادامه مییابد، و برخوردهای امنیتی و قضایی با اصحاب رسانه و روزنامهنگاران مستقل، دامنهدار و رشدیابنده میگردد، مشخص است که ساخت قدرت نتوانسته است ارزشهای خود را در جامعه مدنی مستقر سازد و واجد هژمونی _به تعبیر گرامشی_ شود.
بر آنچه ذکر شد میتوان شواهد مهم دیگری _از حوزهی فرهنگ_ افزود: اظهارات اخیر ابراهیم حاتمیکیا، کارگردان مشهور سینما در مصاحبه با رسانهی رسمی جمهوری اسلامی (تاکیدات وی بر ضروری و قطعی بودن «اصلاح نظام» و انتقاد شدید او از امنیتی کردن فضای جامعه)؛ حمایت معنادار و صریح احمد توکلی، رییس مرکز پژوهشهای مجلس در سایتاش (الف) از حاتمیکیا (و تاکید توکلی بر وجود «ظلمها» و «انحرافها» در جمهوری اسلامی)؛ و فروش قابل اعتنای فیلم «جدایی نادر از سیمین» در پایتخت و شهرهای بزرگ کشور. اینها، تنها سه نمونهی اخیر و جدید دیگر محسوب میشوند.
در عرصهای دیگر (نهاد دین)، اظهارات انتقادی اخیر مرجع سنتی و غیرسیاسی، آیتالله وحید خراسانی خطاب به طبقه حاکم و شخص آیتالله خامنهای قابل اشاره است؛ نقدهایی که با نقطهعزیمت مذهبی بیان میشود و شنوندگان و حوزههای تأثیر خاص خود را داراست. مخاطبان این مرجع سنتی با گروههای هدف سخنان مراجع سیاستورزی چون آیتالله منتظری، دارای تفاوت هستند (بهویژه، بهعنوان یک گواه، آنجا که آیتالله منتظری، «جمهوری اسلامی» را نه «اسلامی» میداند و نه «جمهوری».)
احضارها و تهدیدها و بازداشتهای گسترده و پیوستهی منتقدان و مخالفان و دگراندیشان در ماههای اخیر، تشدید سرکوب و محدودیتهای گوناگون علیه مطبوعات و جمعیتهای سیاسی و نهادهای مدنی و ... جملگی تلاشهای حاکمیتی است که نتوانسته هژمونی خود را مسلط و متحقق سازد، و ناگزیر در وضعی بحرانی، اقتدار نامشروع و سلطهی متکی بر زور و قدرت و اجبار را در دستور کار خود قرار داده است.
وقتی فریبرز رئیسدانا درپی مصاحبهای انتقادی با تلویزیون فارسی بیبیسی، و اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت احمدینژاد و بهویژه حذف یارانهها، بازداشت میشود؛ یا هنگامی که اندک خبرگزاریها و مطبوعات نیمهمستقل فعال در جمهوری اسلامی، مورد تهدید قرار میگیرند که «آبروی نظام» (پروژهی حذف یارانهها) را مورد انتقاد قرار ندهند؛ آشکار است که دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی جمهوری اسلامی و توان کارشناسان رسانهای و اقتصادی و فرهنگی نظام برای توجیه و همراه ساختن افکار عمومی، با شکست مواجه شده و با اندک نقد و توضیحی، بهخود میلرزد.
چنین است ایجاد محدودیتهای مضاعف و مشدد برای زندانیان سیاسی در رجاییشهر و اوین و ...؛ چرا که مکتوبات رسواگر و آگاهیبخش آزادگانی چون عیسی سحرخیز، محمد نوریزاد، مصطفی تاجزاده، و مهدی محمودیان، یا یک بیانیهی بهاره هدایت و مجید توکلی و مهدیه گلرو، یا اظهارنظر دانشجویی ستارهدار در زندان و تبعید (ضیاء نبوی و مجید دری) وضع بحرانی نظام سیاسی را به جهت هژمونی و اقتدار، تشدید میکند؛ و اینگونه، از سوی صاحبان قدرت سختافزاری، درخور تشدید مجازات و محدودیت و سختی ارزیابی میشود.
اینگونه، و متکی بر شاهدهایی که به اجمال ارائه شد، میتوان مدعی شد که آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بهمثابهی ستون خیمهی نظام ایدئولوژیک مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه، و «طبقه جدید» نظامی_رانتی مسلط در حاکمیت، چنان دچار بحران هژمونی و اقتدار شدهاند که چارهای نمییابند جز آنکه مانع حضور میرحسین موسوی در مراسم خاکسپاری پدرش یا برگزاری مراسم ختم ایشان، شوند.
کوتاه سخن آنکه نظام سیاسی سرکوبگر، اقتدارگرا و متکی به حاکم خودکامه، آشکارا از اقناع ایدئولوژیک شهروندان تحت سلطه و نیز همراه ساختن جامعه مدنی با ارزشهای خود ناتوان مانده است. البته وجهی دیگر از واقعیت آن است که دولت در جوامع استبدادی، با تکیه بر زور و خشونت و اجبار، محیط بر جامعه مدنی است؛ و به سبب برخورداری از قدرت سختافزاری، و قوای مجریه و قضاییه و مقننه، اقتدار نامشروع خود را تداوم میبخشد. گو اینکه هژمونی آن در جامعه مدنی، بس ضعیف و بیمقدار است.
اینچنین، به نظر میرسد که وظیفهی اصلی کوشندگان مسیر سخت آزادی و دموکراسی، آگاه ساختن بیش از پیش اقشار گوناگون اجتماعی؛ رهاییبخشی شهروندانی پرشمارتر از تسلیم به انواع رازپردازیها و سلطهی نظام استبداد دینی؛ و نیز همراهسازی لایههای فزونتری از جامعه برای پیشبرد تحول و تحقق تغییر از «وضع موجود» به «وضع مطلوب»، و گذار مطمئنتر و کمهزینهتر به دموکراسی است. در همین راستاست که بهرهجستن و نیز سامان دادن نهادهای مدنی و «شبکههای اجتماعی» در حوزهها و سطوح گوناگون جامعه، غیرقابل اجتناب و بس مهم و موثر مینمایاند.

محمود احمدی نژاد با هشدار به عربستان سعودی برای فرستادن نیروی نظامی به بحرین، بیانیه شورای همکاری خلیج فارس علیه ایران را فاقد ارزش حقوقی خواند.
وزیران خارجه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس روز یکشنبه پس از نشست اضطراری ریاض با صدور بیانیه مشترکی از آن چه دخالت ایران در امور داخلی و توطئهچینی علیه امنیت ملی خود خواندند، به شدت انتقاد کردند.
رییس دولت ایران تصویب این بیانیه را تحت فشارهای سیاسی آمریکا و متحدان این کشور خواند و گفت:" عربستان باید مراقب باشد. آمریکاییها بی وفاترین دوستان هستند."
احمدی نژاد فرستادن نیروی نظامی توسط عربستان به بحرین را "زشت" خواند و این کار را با حمله نظامی عراق به کویت و ایران مقایسه کرد. او همچنین خواهان خروج نیروهای عربستان سعودی از بحرین شد.
احمدی نژاد گفت: " البته دولت بحرین کار زشتی کرد که مردم خود را کشت. مردم مطالباتی دارند لذا دولت این کشور باید به حرف های آنها گوش داده و به آنها احترام گذاشته و با مردم خود همکاری کند."
شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه خود ایران را به تشدید اغتشاش در کشورهای همسایه و اقدام علیه امنیت ملی آنها متهم کرده بود.
پیش تر کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون سیاست خارجی مجلس ایران، بیانیه شورای همکاری خلیج فارس را "احساسی" خوانده و هرگونه اتهام دخالت ایران در امور داخلی همسایگانش را رد کرد.
احمدی نژاد همچنین با انتقاد از سیاست های آمریکا در منطقه گفت که باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا با کارنامه ای "سیاه تر" از جورج بوش، رییس جمهوری پیشین این کشور، دوره خود را تمام خواهد کرد.
"انقلاب های مردمی"
رییس دولت در نخستین نشست خبری خود در سال جدید ضمن محکوم کردن دخالت نظامی بین المللی در لیبی، گفت ایران از روز اول برخورد با "مردم و انقلاب های مردمی" در منطقه را محکوم کرده است.
او گفت: " آن دولتی که ملت خود را سرکوب می کند شانس حیات دوباره ندارد."
محمود احمدی نژاد همچنین در پاسخ به سوالی درباره نظر ایران نسبت به تحولات سوریه، این کشور را "دوست صمیمی" ایران خواند و گفت ایران در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نمی کند.
احمدی نژاد در پاسخ به سوالی درباره لغو دعوت پادشاه اردن به ایران گفت که خود او شخصاً پادشاه اردن را به ایران دعوت کرده و پادشاه اردن این سفر را به تعویق انداخت.
احمد توکلى و علیرضا زاکانی از نمایندگان تهران و حشمت الله فلاحت پیشه نماینده اسلام آباد غرب در مجلس، از احتمال حضور پادشاه اردن در ایران انتقاد کرده بودند و انجام آن را خلاف تحولات منطقه خوانده بودند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، نشست خبری رییس جمهوری ایران با حضور سیصد خبرنگار داخلی و خارجی برگزار شد.
"جهش های بزرگ" اقتصادی
رییس کابینه ن در سخنان خود رکود اقتصاد ایران را تکذیب کرد و گفت امسال سال جهش های بزرگ اقتصادی در ایران است. او گفت دولت در سال ۱۳۹۰، دو و نیم میلیون شغل ایجاد خواهد کرد "که کمتر از نیمی از آن برای کسانی است که در نوبت اشتغال هستند."
او همچنین گفت در سال جدید صادرات غیرنفتی ایران چهل درصد افزایش خواهد یافت.
او در پاسخ به سوالی درباره دیر فرستادن لایحه بودجه امسال به مجلس گفت این بودجه باید بعد از تصویب قانون برنامه پنجم به مجلس ارائه می شد و دولت یک روز پس از تصویب این قانون، بودجه را به مجلس فرستاد.
آقای احمدی نژاد همچنین گفت که مجلس می توانست بودجه را یک ماهه تصویب کند " اما کارهای دیگری داشت و صلاح دانست که تصویب آن را به امسال موکول کند و مشکلی هم در این زمینه ایجاد نمی شود."
رییس دولت دهم همچنین از ادامه اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها و اصلاح سیستم بانکی و مالیاتی در سال جدید خبر داد.
منبع:بی بی سی

قاسم شعله سعدی، حقوقدان و نماینده سابق مجلس ایران روز یکشنبه، چهاردهم فروردین در فرودگاه مهر آباد بازداشت شد.
یک منبع آگاه در گفت و گو با بی بی سی فارسی خبر بازداشت آقای شعله سعدی را تائید کرد.
به گفته این منبع آگاه، آقای شعله سعدی در حال بازگشت از شیراز به تهران در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده است. تاکنون از علت و جزییات بازداشت وی خبری منتشر نشده است.
آقای شعله سعدی، که استاد روابط بینالملل دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران و دارای دکترای علوم سیاسى از دانشگاه پاریس است، در دوره سوم و چهارم مجلس ایران نمایندگی مردم شیراز را بر عهده داشت.
او همچنین نامزد انتخابات ریاست جمهوری دور دهم شده بود، اما صلاحیت وی توسط شورای نگهبان تائید نشد.
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۱ نیز به اتهام نگارش نامه انتقادی به آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، ۳۶ روز در بازداشت به سر برد.
مهدی خزعلی، وبلاگ نویس منتقد دولت و فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی، روحانی تندرو طرفدار دولت هم در وبلاگ خود از دستگیری آقای شعله سعدی خبر داده است.
آقای خزعلی در پست امروز خود نوشته خبر بازداشت آقای شعله سعدی را از فرزند قاسم شعله سعدی شنیده است.
آقای خزعلی در وبلاگش نوشته است: "قاسم را آخرین بار پشت دروازه اوین دیدم، موبایلش را تحویل داد و برای بازپرسی داخل شد، حکمش هم دستش بود، از او خواستم تا اجازه دهد حکمش را منتشر کنم، احتیاط کرد، حق داشت!"

مسعود بهنود:اعتراف یا مصاحبه ای همزمان با بیرون آمدن دکتر ابراهیم یزدی از زندان، در خبرگزاری ها و روزنامه های نزدیک به دولت و اطلاعات پخش و منتشر شد ... یکبار دیگر یادآور این نکته گشت که لیبرال دموکرات های ایرانی، همان ها که در کوره انقلاب هم آزادی طلبی شان آب نشد، نحله سربلند تاریخ معاصر ایران اند. چه وقتی ابراهیم یزدی نام دارند چه عباس امیرانتظام و چه عزت الله سحابی.
این مصاحبه که تکذیب نشده هم پیداست پایان معامله ای است با کسی که بیماری قلب و سرطان پیشرفته نای نفس از وی بریده، بیشتر به گفت وگوی طعنه آمیز سعید حجاریان در پایان زندانش شبیه بود. در مورد حجاریان، زندانبانان از همان آغاز شرم داشتند از حبس کسی که به گناه دگراندیشی با جناح راست سنتی و به دلیل خیر هموطنان خواستن جانش هدف گلوله شد و توان از او در میانه عمر گرفت. و باز یادآور گفته ها و نوشته های مهندس امیرانتظام است که 27 سال – بگو همه عمر سرزنده و مفیدش را – در اوین گذراند و وقتی تنش رنجورتر از آن بود که از عهده کشیدن بار حبس برآید، از اوین به بیمارستان منتقل شد.
نسل امروز که به طفیل گسترش رسانه های الکترونیک و انفجار اطلاعات دسترسی راحت تری به منابع موثق دارند، به شکرانه این نعمت که زمانه از گذشتگان دریغ داشت به گمانم باید تاریخی ساختگی، تاریخ دروغ، تاریخ بزرگ نمائی من و نادیده گرفتن او، تاریخ کج، آینه های مقعر را کناری بزنند. باز شناسند که چرا می گوئیم امیرکبیر فخر تاریخ ایران است. بخوانند اسناد فرستادگان روس و انگلیس را در مذاکرات ارز روم تا بدانند که بزرگمردی که میرزا تقی خان بود بی پشتوانه حکومت مرکزی [به صدارت میرزا آغاسی عوام فریب و ترسو که خزر شور را حاضر بود بدهد که گام دوست تلخ نشود] با دست خالی چگونه چهار سال ایستاد تا از منافع مردم ایران پاسداری کند و یک تنه موفق شد و توطئه های مسکو و لندن و استانبول به جائی نرسید، و چون دریافت آب از سرچشمه گل الودست هشت سال عمر نهاد تا ولیعهدی را ترتیب کند – همان راه که استادش قائم مقام رفته و جان باخته بود – و رفت و جان گذاشت بر سر راه مردمی که خود نمی دانستند چه باید بخواهند.
نسل امروز به شکرانه اینکه راه دانستن برایش با همه فیلتر ها و سانسور ها بسته نیست باید از لابه لای سندها کشف کند که چرا چهار نسل ایرانی، و به شرحی که بارها نوشته شده نیم قرن دولتمردان منطقه از نهرو، عبدالناصر، ایندیرا گاندی، لومومبا، سوکارنو، ماکاریوس و اجویت با احترام و تفاخر باز گفته اند که از مصدق درس ها گرفته اند. و این سرمشق می رود تا مرد بزرگ برانت، تا فیلسوف سرکش ژان پل سارتر. ایرانیان در این مدت در حالی به نام مصدق متنعم بوده اند که هیچ رانت دولتی به کار نبوده و هیچ دینار و دلاری از درآمد نفت، برای بزرگ نمائی و تجلیل او هزینه نشده سهل است حکومتگران نام وی را از خیابان ها و کوچه ها برکنده اند، به او دشنام گفته و تقاص کوچکی خود را از آن قامت بلند گرفته اند که غولی مانند رضاشاه را در مجلس موسسان به بازی گرفت، شانزده سال تحمل تبعید و رنج کرد، و چون بازآمد باز در پیری و نحیفی برای احقاق حقوق مردم همان شیر بود و این بار با بزرگ ترین قدرت جهان درافتاد. و سرانجام دیدید که بزرگ ترین قدرت زمانه به تمنای جلب نظر ایرانیان، سال ها بعد از وی عذرخواست و به بدعهدی خود اعتراف کرد بی شکنجه و بی آزار.
نسل امروز که بخت آن دارد که سهل تر از ما سره از میان ناسره برکشد، دیرتر فریب بخورد، فریبکاران را پناه گرفته پشت کوروش یا پنهان شده زیر نام امام زمان بازشناسد باید دین خود را به کسی مانند مهندس مهدی بازرگان بداند، همان کو در توفان زندان های ساواک و حکومت نظامی، از آرمانخواهی ملی دست برداشت و مهم تر اینکه فراموش نکرد که قصدش برانداختن و انقلاب نیست و مقصودش انتخابات آزاد و قانونی است. وقتی نظام پادشاهی غره به پشتیبانی آمریکا مخالفان و منقدان را سرکوب کرد و راه آشتی بست، مهندس بازرگان باز دل امیدوار از دست نداد و خطاب به پادشاه آخرین در محکمه نظامی گفت ما آخرین نسلیم که با این زبان سخن می گوییم. در حقیقت نصیحتش کرد که فرصت از دست مده. از زی میانه روی و لیبرالی لحظه ای جدا نشد. انقلاب هم که شد از هر گوشه، نغمه انتقام و مرگ بر و مرده باد بلند بود، شاعران شدند ثناگوی تفنگ، جوانان ره گم کرده به غفلت در صف انتظار جوخه های آتش نام نوشتند، اما بازرگان گامی عقب نرفت یا جلو ننهاد.
همین بس که خلخالی در توجیه اینکه چرا برای اعدام امیرعباس هویدا نخست وزیر پیشین تلفن های زندان قصر را قطع کرده است گفت کردم که بازرگان و دارودسته اش با خبر نشوند و جلویم را نگیرند.
خوشا بر ما که قتلگاه امیر در فین کاشان زیارتگه اهل عشق است و فسوس بر قدرتیان که تبعیدگاه و مزار دکتر مصدق در احمد آباد دربسته و متروک است. اما نومید نباش همچنان که وقتی انقلاب شد هزاران تن راهی احمدآباد شدند و بیایان در بیابان جوانان را دو هفته ای بعد از انقلاب دیدیم که ره می پرسیدند و ره می جستند به کنام آن شیر.
اینک از میان رهروان آن مردان مرد، با انتشار اعتراف نامه مصاحبه گونه دکتر ابراهیم یزدی جانشین مهندس بازرگان، واجب آمد شرحی. و واجب است شهادت دادن من که گزارشگرم از روزهای مدرسه علوی. همان روزها که در برهه ای از زمان موجودیت رژیم پادشاهی کت بسته در کلاس سوم آن مدرسه نشانده شدند روی نیمکت. و در طبقه دوم و اتاق نظام مدرسه زیلوئی بر کف اتاق و یک تشک و یک دو بالش در بالای اتاق نشسته مردی که می گفتند که رهبر کشوری سی و چند میلیونی شده. گذشته و آینده در آن ساختمان مختصر شده بود. ایران مانند آبی بر سر آتش می جوشید. خروش از دل این مدرسه بود، در هر کلاس، عقل در این کوره ذوب می شد، مهر فراموش بود و هر کس درشت تر می گفت در بیرون قهرمان می شد و بر دوش ها جا می گرفت. هفت هشت ماهی بود که کوره می دمید. در این میان یکی حکم داشت که مهندس بازرگان بود و یکی ایستاده بود که بزودی سیل بیرونش کرد. اما با رفتن شاه و بختیار کار تمام نشد که تازه آغاز شده بود ده ها تن خود را حاکم شرع می دانستند و هزاران تن خویش را مسوول می دیدند و میلیون ها تن انقلابی و هزاران تن به ظاهر و در امید چه گوارا. روز دوم هنوز در خیابان ها مردم با اسلحه می رفتند و با تانک عکس می گرفتند که در مدرسه عکاسی رسید با دو نفر از چریک های سابق که از زندانیان تازه از زندان کمیته به در آمده بودند و با خود مقواهائی آورده بودند. نام هر یک از کت بسته ها را می پرسیدند و شماره ای به او می دادند به تقلید از کمیته ضد خرابکاری. و عکاس می نشاند این ها را که وزیر و وکیل و امیر بودند تا همین چند روز قبل همچنان کت بسته و عکس می گرفت. ولوله افتاده بود و گزارشگران فرنگی یا خودی می خواستند بدانند چه خبر است امشب. صدها شعبان بی مخ و ده ها تیمسار نصیری و ثابتی و حتی سه چهار تائی از متوفیات مانند اسدالله علم پیدا کرده و کشان کشان به مدرسه آورده بودند. تا بخواهی والاحضرت و درباری و ارتشبد و سپهبد. مهدی عراقی با بلند گو فریاد می زد زن جماعت قبول نمی کنیم... شعبان بی مخ داریم... اردشیر زاهدی نمی خواهیم... این جا جا برای اموال طاغوتی نداریم بدهید به مسجدتان تا دستور بدهند امام....
اما کسی نه می توانست جلو دستگیری ها و تحویل ها را بگیرد ونه کسی می توانست هراس و بلاتکلیفی آن ها را چاره کند که در کلاس سوم کت بسته بودند و آیت الله ربانی شیرازی شده بود مسوولشان. تا خبر رسید عکاسی ها و شماره دادن ها به سفارش شیخ صادق خلخالی است که به سخنان تند و آتشین در همان چند روز شناخته شده بود. به لحظه ای خبر صدور حکم اعدام برای چهل نفر در شهر پیچید مخابره شد به جهان. چنین بود تا دکتر یزدی از اتاق محل سکونت آیت الله خمینی بیرون آمد و خبر داد که چنین نیست و کسی اعدام نمی شود دادگاه های انقلابی هنوز تشکیل نشده اند. اما در همان لحظه خلخالی در طبقه بالا چند خبرنگار را جمع کرده بود و وعده می داد دست کم سی تن راهی شوند و مژده می داد به شهرهای دیگر که بزودی می آیم. همه در هیجان اعدام هائی بودند که خبرهای نقیض درباره اش می رسید. به چشم دیده می شد که سرنوشت آن جمع پریشان و منتظر به موئی بسته است. خلخالی می رفت در اتاق و بیرون می آمد شادمان مژده شبی سی اعدام می داد و دکتر یزدی در مقام معاون نخست وزیر می رفت و نیم ساعت طول می کشید باز می آمد و تکذیب می کرد.
به چشم می شد دید که گروه های سیاسی هوادار خلخالی بودند. جوخه اعدام وی هنوز تشکیل نشده بود دویست سیصد داوطلب داشت، نام نویسی ها شروع شده بود. روزنامه های عصر بیرون آمدند و سی عکس را با شماره چاپ کرده بودند. یواش یواش دو سه خانواده از محبوسین رسیدند و با احتیاط می گریستند و کار را تمام شده می دیدند. اما با واکنش تند کسانی که تازه از زندان های ساواک بیرون آمده بودند مجالی برای ماندن و جنازه خواستن خانواده زندانیان تازه نبود. باز در همچنان باز و بسته می شد و خبرهای نقیض می رسید. تا وقتی که قطعی شد که به اصرار دکتر یزدی و درخواست مهندس بازرگان، با وجود تمام تدارکات فقط چهار تن آن هم نظامی امشب اعدام می شوند. خلخالی به غضب قهر کرد و برای دکتر یزدی هم خط و نشانی کشید به صدای بلند. پدر رضائی ها که قرار بود برای سی اعدامی لحظه قبل از تیر سخن براند قهر کرد و گفت برای چهار تن صرف نمی کند [درست به همین لفظ]. در این لحظه من شنیدم که دکتر یزدی که روی لبه پله ها نشسته بود و از خستگی پیدا بود که دارد از دست می رود گفت باید بمانم و مطمئن شویم زندانیان به محل امن منتقل می شوند.
از آن جمع که در آن شب به پایمردی دکتر یزدی زنده ماندند ده نفری بعد ها اعدام شدند سه تن هنوز زنده اند بعد از سی و دو سال.
این اولین برخورد ما با دکتر یزدی بود که همسرنوشت شد با مهندس بازرگان و از میان سه تنی که در آن روزها نشریه فکاهی آهنگر مثلث بیق نامشان نهاده بود [بنی صدر، یزدی و قطب زاده] به مهندس نزدیک تر و وفادارتر ماند.
هشت ماه بعد فریاد بر مردم خواهی و اعتدال چربید. خیابان و عدالت صحرائی چیره شد بر عقل و احترام به حقوق دیگران. اعلام دوران تازه درست است که از نظر جهانی با اشغال سفارت آمریکا و سقوط دولت مهندس بازرگان بود اما برای مردم ایران دور شدن لیبرال های آزادی خواه از دولت بود. این درست است که نفر دوم هیات موتلفه اسلامی امسال گفت امام با انتخاب بازرگان بزرگ ترین کلاه را سر آمریکا گذاشت، اما این جناح خوب می داند که چنین نبود. آنان که بوده اند می دانند که چنین نبود، جناح راست از همان ابتدا که هواپیمای انقلاب در مهرآباد بر زمین نشست قصدشان برکندن کراواتی ها بود، همان ها که ما "حلقه پاریس" می خواندیم و برای رسیدن به این مقصود چه بسیار مقدسات را قربانی کردند، و چه بوسه مسمومی بر پیشانی نظام برآمده از انقلاب زدند.
اما صدای این انقلاب دوم حتی با سقوط دولت بازرگان به گوش ها نرسید وقتی رسید که همین تعداد کم از آن دولت که در مجلس به رای مردم نشستند زیر فشار قرار گرفتند و حتی برخورد فیزیکی با آنان شد، وقتی شد که عباس امیرانتظام سخنگوی دولت موقت که مدتی بود بازرگان وی را از برابر تیرهای تهمت دور نگاه داشته به سفارت به اسکاندیناوی فرستاده بود به دعوت صادق قطب زاده به تهران فراخوانده شد و دستگیر شد. آغاز 27 سال حبسی که نه بر منهج عدل بود. امیرانتظام که رکورددار زندان جمهوری اسلامی گشت، در اوین بود که هزاران جوان رسیدند و در محکمه هائی که گاه چند دقیقه طول کشید محکوم و برخی اعدام شدند. سال های دهه شصت و دهه هفتاد. و از میان جان به در بردگان چه بسیار در تلویزیون دیده شدند. گاهی حتی بعد اعدام اقرارهایشان پخش شد. اما امیرانتظام تنها یک سخن را گفت و هنوز می گوید: اتهامات من دروغ بود، باید از من اعاده حیثیت شود.
مهندس بازرگان به شرحی که خود گفت در این آرزو ماند که آزادی امیرانتظام را ببیند. دوم خرداد جامعه را به یاد گروگان دولت موقت انداخت و این زمانی بود که جوانان زندانبانان وی بزرگ شده، از دنیایی که مبتلایش بودند به در آمده، برخی با او همراه شده بودند. همان ها که اینک بخشی شان در همان سلول ها هستند که امیرانتظام 27 سال ماند و هنوز به علت بیماری بیرون است، چنان که دکتر یزدی.
اقرارنامه دکتر یزدی یا ضمانت نامه رهایی – هر چه نام بگذاریم – باید خوانده شود. به باورم نکته ای که باید آموخت این است که در همین متن که بدون نوشتنش آن استخوانی مرد بیمار از زندان به بیمارستان ره نمی برد؛ کلمه ای نیست که از زی مسالمت جوئی و اصلاح طلبی به در باشد. خشونت و تندی، چنان که التماس و حقارت نه در این متن هست نه در ادعانامه بلند امیرانتظام و نه در چند بار اعتراف گیری از مهندس سحابی.
هم از این روست که می گویم درست است که در این وادی خوشنامی می فروشند اما در این بازار جز درد نمی خرند. جز دشنام از دهان های گشاده نصیب نمی برند. اگر نامت امیر باشد و فخر یک قرن تاریخ ایران یا محمد مصدق قامت بلند تاریخ این سرزمین، اگر نامت مهدی بازرگان باشد یا در کسوت روحانی باشی چنان که محمد خاتمی.
حق و سهم شما فرزندان ایران است شناخت زاد و بومتان، شناخت آنان که برایتان زنده ماندند و درد کشیدند و هم آنان که هستی در این راه نهادند. و این ها همه ارزانی نسل هائی که سرانجام آزادی خود را نصیب خواهند برد و به پاداش این تعب ها دست خواهند یافت که آزادی ایران و آبادی ایران است.

خانواده دکتر ابراهیم یزدی در مصاحبه با "روز" اعلام کردند که مصاحبه منتشر شده در خبرگزاری دولتی ایرنا، متن تقطیع و تحریف شده دو مصاحبه ای است که در "خانه امن" وزارت اطلاعات از دبیر کل نهضت آزادی گرفته شده است.
خبرگزاری دولتی ایرنا، روز دوشنبه با انتشار مصاحبه ای از دکتر ابراهیم یزدی مدعی شد که این مصاحبه "اختصاصی" بعد از استعفای او از دبیرکلی نهضت آزادی ایران انجام شده است. اما خانواده دکتر یزدی به روز گفتند که این مصاحبه در "خانه امن" وزارت اطلاعات انجام شده و بخش هایی از مصاحبه حذف و بخش هایی بدان اضافه شده است که ازسوی آقای یزدی عنوان نشده.
نزدیکان دکتر یزدی گفتند که او در حال تنظیم متن اصلی مصاحبه هایی است که در خانه امن انجام شده تا انها را بدون تحریف و تقطیعی که در متن منتشر شده در خبرگزاری دولتی ایرنا بوده منتشر کند.
مهدی نوربخش، داماد دکتر یزدی در مصاحبه با "روز" توضیح میدهد: روزهای آخر بازداشت و قبل از اینکه دکتر به مرخصی بیاید، دو مصاحبه طولانی از سوی خبرگزاری ایرنا و پرس تی وی با دکتر انجام شده و خبرگزاری ایرنا بخش هایی از سخنان دکتر را حذف و بخش هایی را باب میل خود اضافه کرده است.
دبیر کل 80 ساله نهضت آزادی که از 9 مهرماه در بازداشت به سر می برد همزمان با عید نوروز به مرخصی آمده و اکنون در مرخصی به سر می برد و به گفته خانواده اش، او نیز مانند سایر زندانیانی که مرخصی آمده اند
ملزم به عدم انجام هرگونه مصاحبه سیاسی در دوران مرخصی شده است.
داماد آقای یزدی با اشاره به متن منتشر شده در خبرگزاری ایرنا که به عنوان مصاحبه "اختصاصی" با "سرکرده مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی" منتشر شده، به "روز" می گوید: آقای یزدی در هر دو مصاحبه ای که در "خانه امن" و در شرایط خاص آنجا انجام شده، از نهضت آزادی ایران و جنبش سبز قاطعانه دفاع کرده اما در متن منتشر شده در ایرنا تمام این بخش ها را حذف کرده اند. در اصل بخش هایی از مصاحبه را تقطیع و سپس بخش هایی را اضافه کرده اند.
او با اشاره به استعفای دکتر یزدی از دبیر کلی نهضت آزادی می گوید: آقای یزدی طی سالهای گذشته تحت فشار زیادی بود که نهضت آزادی را منحل اعلام کند اما هرگز زیر بار این موضوع نرفت و دراین مصاحبه ها هم از نهضت آزادی قاطعانه دفاع کرده است که حذف کرده اند. اما درباره استعفای ایشان از دبیر کلی نهضت باید بگویم از چند سال پیش خود ایشان می گفتند که باید جای خود را به جوان ترها بدهند حتی در این متن هم که منتشر کرده اند می بینیم که درباره استعفایش رسما گفته " نمی توانستم وظایفی را که طبق اساسنامه برعهده من نهاده شده بود انجام دهم، این یک اخلاق دینی است که اگر کسی مسوولیتی را نمی تواند در چارچوب قانون انجام دهد آن را واگذار کند". این یعنی باز براساسنامه نهضت آزادی تاکید کرده و بحث خیلی جالبی است در اصل اینگونه با ماموران حرف میزند که اگر کسی نمی تواند وظایف قانونی اش را انجام دهد باید کنار برود و این خیلی مهم است و پیام مهمی در این به مسئولان است.
خبرگزاری ایرنا مدعی شده: "ابراهیم یزدی، سرکرده مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی، در گفتوگو با ایرنا از اقدامات اغتشاشگران پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از جمله فراخوان راهپیماییهای بدون هماهنگی با مراجع قانونی انتقاد کرده و گفته است پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد.اگر میرحسین موسوی انتخاب می شد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییسجمهور باید با هم هماهنگ باشند".
آقای نوربخش با رد این ادعا می گوید: دکتر یزدی همیشه منتقد محمود احمدی نژاد بوده و حتی اعلام کرده بود که اگر نظارت بین المللی نباشد، انتخابات در ایران در شرایط فعلی نمی تواند به طور کمی و کیفی درست برگزار شود. با این حال او در انتخابات گذشته صراحتا از آقای موسوی و آقای کروبی دفاع کرد و بسیاری از اعضای نهضت آزادی در ستاد انتخاباتی آقای موسوی حضوری فعال داشتند و رابطه تنگاتنگی وجود داشت و من امیدوارم متن اصلی مصاحبه های انجام شده هر چه سریع تر منتشر شود تا مشخص شود این خبرگزاری چقدر غیراخلاقی عمل کرده است.
او سپس با اشاره به تیتر خبرگزاری ایرنا به نقل از دکتر یزدی که گفته است "به قانون اساسی پایبندیم" توضیح میدهد: آقای یزدی گفته است که به قانون اساسی التزام دارد. نهضت آزادی بارها و در تمام این سالها این را اعلام کرده و این موضوع جدیدی نیست. اما آقایان فراموش میکنند که التزام داشتن با اعتقاد داشتن تفاوت بنیادی دارد. آقای یزدی به قانون اساسی التزام دارد نه اعتقاد و به بسیاری از اصول قانون اساسی از جمله اصل ولایت فقیه هیچ اعتقادی ندارد.
داماد دکتر یزدی سپس می افزاید: آقایان به هدفشان که انحلال نهضت آزادی و اعلام انحلال از سوی دکتر بوده نرسیدند برای همین این مصاحبه ها را ترتیب دادند که باز دکتر آنها را به چالش کشیده و این بار دست به تقطیع و تحریف مصاحبه زده اند و همین نشان میدهد که چقدر کم آورده اند در مقابل پیرمردی 80 ساله آن هم با وضعیت جسمانی نامساعد که در زندان و سپس "خانه امن" نگهش داشتند.
آقای نوربخش وضعیت جسمانی آقای یزدی را نامساعد توصیف می کند و می گوید زمان جدید دادگاه او را در شهریور ماه اعلام کرده اند.
او می افزاید: تاکنون سه بار وقت دادگاه تعیین کردند و برگزار نکردند اکنون گفته اند شهریور ماه و منتظر هستیم ببینیم چه پیش می آید. به هر حال مشکلی که آقایان با دکتر دارند این است که به هیچ عنوان حاضر به انحلال نهضت نیست از سویی متاسفانه آقای دکتر وضعیت جسمی مناسبی ندارند و در این مدت بازداشت حدود 15 کیلو وزن کم کرده اند.
ابراهیم یزدی 9 مهرماه 88 و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیر قانونی به اتفاق تعدادی دیگر از اعضای این تشکل سیاسی در اصفهان بازداشت شدند. چند روز بعد، بازداشت شدگان آزاد شدند اما ابراهیم یزدی که به زندان اوین منتقل شده بود همچنان در بازداشت ماند و بعدها به "خانه امن" وزارت اطلاعات منتقل شد.
او اکنون در مرخصی به سر می برد.
لازم به توضیح است به دلیل اینکه حتی انتشار این مصاحبه تقطیع شده هم نتیجه ای خلاف انتظار بازجویان به همراه داشت بلافاصله از اکثر سایتهای اقتدارگرایان حذف شد یا به بخشهای دور از دید و آرشیو منتقل شد.
منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر