۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

Latest News from Kaleme for 04/10/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در اعتراض به عدم اجرای مصوبه دولت مبنی بر انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران، حدود ۱۵۰۰ نفر از شاغلین بخش های مختلف مجتمع پتروشیمی بندر امام، در مقابل ساختمان مرکزی این مجتمع تجمع کردند.

به گزارش ایلنا، این تجمع که در ادامه ی تجمع اعتراضی روز ۲۸ اسفند سال گذشته بود، با حضور ظریف کار مدیر عامل پتروشیمی بندر امام و ارائه ی صحبت های طرفین ادامه یافت.

ظریف کار علت عدم اجرای مصوبه ی دولت را ، عدم ابلاغ دستور العمل این مصوبه از سوی وزارت نفت عنوان کرد.

هیکل پور رییس اداره کار منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی خطاب به تجمع کنندگان گفت: قرار بود امروز جلسه ای در این خصوص با مدیرعامل داشته باشیم که تجمع شما مانع برگزاری این جلسه شد!

بر اساس گزارش‌های رسیده، در برخی از شرکت های موجود در منطقه ی ویژه اقتصادی پتروشیمی ، اعتراضات مشابه ای به وقوع پیوسته است.


 


علی رغم تدوین و تصویب لوایح گوناگون برای سهولت کار پرستاران و ترغیب و تشویق آنها به ادامه فعالیت، همواره مشکلات این شغل، پرستاران کشورمان را دچار تردید در، ماندن و یا رفتن از این کار کرده است، که در نهایت بسیاری از پرستاران ایرانی عشق بدین کار را انگیزه ای برای ادامه فعالیت کرده اند؛ نه تسهیلاتش را.

به گزارش خانه ملت، کمیسیون بهداشت و درمان مجلس پیش از این در راستای بهبود وضعیت کارپرستاران اقدام به مطرح کردن لایحه ای با عنوان طرح افزایش بهره وری پرسنل بالینی نظام پزشکی کرد تا براساس تلاش اعضاء کمیسیون بهداشت بتوان پرستاران را دروضعیت شغلی بهتری قرارداد، این اقدام می تواند تضمینی برای بهبود بیماران نیز باشد.

پرستاران با شرایط نامناسبی حین خدمت روبه روهستند و در بسیاری از مواقع این نا به سامانی ها به بیماری خود آنها می انجامد. اما با وجود مصوبات کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، وزارت بهداشت و درمان برای پیشبرد اهداف کمیسیون بهداشت در مجلس تلاشی نکرد؛ موضوعی که می توان یکی از مدعیان آن را رییس کمیسیون بهداشت و درمان عنوان کرد.

حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان در روز پرستار اظهارمی کند: تلاشهای اعضاء کمیسیون بهداشت ودرمان در دوره هشتم برای سهولت کارپرستاران زحمتکش جامعه کاملا محسوس است این رامی توان ازقوانین مصوب مجلس در سالهای گذشته دریافت ، که متاسفانه در اجرای قوانین آن از سوی دولت تعلل شده است.

رییس کمیسیون بهداشت و درمان درادامه تصریح کرد: به هرحال توجه به پرستاران یعنی توجه به بیماران و در این راه می توان از بروز بیماری درپرستاران هم جلوگیری کرد، پرستاری شغلی بسیار سخت و پرزحمت است از همه مهم تر مدارا و تحمل برخورد گاه تند و پرخاشگرانه همراهان بیماران است که در بسیاری از مواقع غیر قابل تحمل می شود. اما باز هم شاهد هستیم که پرستاران برای حفظ آرامش در محیط بیمارستان چگونه با همه این مشکلات کنارمی آیند وبا آرامش به کار خود ادامه می دهند؛ واین یعنی درون گرایی که منجر به بیماری خود این پرستاران می شود.

شهریاری افزود: دغدغه امروز جامعه پرستاری ایران درمجلس هفتم ومجلس هشتم نادیده گرفته نشد و انتظار می رفت دولت هم در این سالها انعطاف بیشتری در اجرای قوانین از خود نشان دهد که این اتفاق رخ نداد.

کاهش دستمزدها

کاهش شیفت کاری پرستاران در بیمارستانها و تک گزینه ای شدن محل کاراین قشر از جامعه به مذاق بسیاری از پرستاران خوش نیامد و این مطلب پیامدی چون کاهش دستمزد را برای پرستاران به همراه داشت .

بشیر خالقی عضو کمیسیون بهداشت و درمان و نماینده خلخال در مجلس شورای اسلامی در این باره گفت: درمصوبه ای که در سال ۸۹ ارائه شد ،به چند دلیل خواستیم تا ساعت کار این قشرازجامعه تقلیل پیدا کند، بسیاری از پرستاران براثر کارو فعالیت زیاد در بیمارستانها خود دچاربیماری می شود و ضعف جسمانی نیز از دیگرمواردی است که آنها را دربرمی گیرد .

وی ادامه داد: طرح افزایش بهره وری پرسنل بالینی نظام سلامت را پیش از این با همکاری و هم فکری مسئولان مرتبط دروزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری تدوین کرده ایم، این طرح بعد ازاعلام به صحن علنی مجلس به شورای نگهبان فرستاده شد و شورا ی نگهبان هم به آن بدون مطرح کردن ایرادی رای مثبت داد.

در این طرح یک ماه مرخصی اضافه برای پرستارانی که در بخش روانی وسوختگی مشغول هستند در نظر گرفته شده است این شغل از جمله مشاغل سخت است اما کار در چنین فضاهایی سخت تر است و پرستاران در هر سال نیاز به مرخصی بیشتری برای تمدد انرژی و اعصاب دارند.

یکی دیگر از امکاناتی که در این طرح برای پرستاران در نظر گرفته شده است آن است که در ساعات عصر وشب پرستاران یک و نیم برابر حقوق و مزایا دریافت می دارند واقداماتی از این قبیل.

واقعیت های کار پرستاری

شاهرخ رامین عضو کمیسیون بهداشت و درمان و نماینده دماوند هم با تاکید براضافه شدن تسهیلات بیشتر برای پرستاران اظهارکرد : پرستاران همواره در معرض بیماری های گوناگون هستند ، بیماریهای عفونی و ایدز و بیماریهای دیگر از جمله بیماریهای روانی که در آنها تاثیر گذار است؛ معمولا پرستاران به دلیل خستگی های زیاد و نداشتن محیطی مناسب و شاد برای کار خود به مرور زمان دچار افسردگی می شوند و بعد از مدتها جدال با اضطراب و افسردگی خود میهمان تخت های بیمارستان ها می شوند، اینها واقعیت کار پرستاران است .

رامین ادامه داد: بخشی از موارد گفته شده تحقیقات شخصی من است و برای ارائه آن طرح در مجلس به آمار های موثقی دست یافتم؛ باید به جرات اظهار کرد که بالاترین آمار بیماران افسرده در پرستاران ایرانی مشاهده شده است؛ این بیماری حاصل کشیک های شبانه و اضطراب و… است؛ بسیاری از پرستاران بعد از کشیک شب به منزل نمی روند تا استراحت کنند؛ بلکه به کار دوم می پردازند؛ بسیاری از پرستاران ازبیماریهای عضلانی رنج می برند و بعد از ۱۰ سال خود را از کار بر کنارمی کنند؛ البته باید عنوان کنم که این وضعیت برای پرستاران خوب نیست و در ادامه بسیاری از بیماران هم از این ضعف و خستگی خدمات غیرمفید دریافت می کنند .

مددکاران و راونشناسان ادعا می کنند که بیماری که به بیمارستان مراجعه می کند به طورناخود آگاه بخشی از سلامتی خود را در ارتباط خود با پرستارش جستجو می کند و احساس خشم و شادمانی که در چهره پرستار مشاهده می شود تاثیر مستقیم در دریافت انرژی ار سوی بیماران دارد با این نگاه تاچندی پیش بسیاری از بیماران شاید تنها خستگی مفرد را در چهره پرستاران می یافتند .

کاهش بازدهی درارائه خدمات از سوی پرستاران در بیمارستانها به خصوص بیمارستانهای دولتی اثبات کننده این ادعاست . که با تاسیس پی در پی بیمارستانهای خصوصی و ۲ شیفت شدن ساعت کار پرستاران به وجود آمد.

شاهرخ رامین در این رابطه گفت: هم اکنون بسیاری از این قوانین در حوزه سلامت برای ارتقاء کیفی کار پرستاران و حفظ سلامت آنها وجود دارد اما انتظار می رود قوانین موبه مو اجرایی شود نه آنکه به دست فراموشی سپرده شود .

وی افزود: ما قانون گذار هستیم و به وظیفه خود عمل کردیم و دیگر مراحل را از دولت انتظار داریم .

انوشیروان محسنی بند پی نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان در حالی که ازعدم اجرایی شدن قانون مصوب مجلس برای سهولت کار پرستاران از سوی دولت گلایه مند است اظهار کرد : همانطور که می دانید پرستاران درزنجیره ارائه خدمات درمانی به بیماران نقش بسزایی دارند که قابل تامل است .

وی افزود: آنها ناجیان بیماران به شمار می روند و می بایست فرشته گونه بربالین بیمار حاضر شوند اما چگونه می توان با داشتن کوهی از مشکلات و خستگی های مفرط اینگونه بود؛ خوشبختانه نمایندگان در مجلس هفتم وهشتم این موضوع را مورد بررسی قراردادند و در نتیجه شاهد قانونی کامل و مدون در این رابطه بودیم که متاسفانه خبری از اجرای صحیح آن نیست .

محسنی بندپی گفت: یکی از موارد ی که می توان به جرات بدان اشاره کرد حق تعرفه گذاری برای پرستاران است که هنوز اجرایی نشده است .

نماینده چالوس در ادامه یادآور شد که احمدی نژاد سال گذشته و در چنین روزی یعنی روز پرستار اعلام کرد که باید ۲۳ هزار پرستاراستخدام کنیم اما به گفته وی، تا آنجایی که بنده اطلاع دارم این مقوله دقیق اجرایی و عملیاتی نشد .

وی افزود: به گفته وزارت بهداشت در ایران ۷۰هزارنفرپزشک مشغول درمان هستند، باید ۲۱۰ هزار نفر پرستار هم وجود داشته باشند؛ به ازای هر تخت در بخش ICUحداقل چهار کادر پرستاری مورد نیاز است، اما معدل کشوری تعداد پرستاران در ایران به ازای هر تخت در بخش‌های عادی ۸/۰ و ۲ پرستار به ازای هر تخت در بخش‌های ویژه است؛ این در حالی است که این تعداد به هیچ وجه جوابگوی مراقبت از بیماران نیست.

محسنی بندپی در پایان اظهار داشت: پر واضح است که این کمبودها و نقصان‎ها اولین ومشهودترین تأثیرش را روی بیمار خواهد گذاشت.


 


آیت‌الله امجد ضمن اظهار همدردی با میرحسین موسوی و خانواده وی، از برخوردهای صورت گرفته با تشییع جنازه‌ی مرحوم میر اسماعیل موسوی به شدت انتقاد کرد و این‌گونه رفتارها را سخیف، دور از منطق و خرد و مغایر با موازین اسلامی و اخلاقی دانست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی استاد محمود امجد، این استاد سرشناس اخلاق و عرفان، پس از لغو مجلس ترحیم میر اسماعیل موسوی پدر مهندس میرحسین موسوی، از برخوردهایی که در تشییع جنازه شد، به شدت ابراز ناراحتی کرده و با میرحسین موسوی و خانواده آن مرحوم ابراز همدردی کرده است.

در خبری که در وب‌سایت منعکس‌کننده‌ی آثار و مواضع آیت‌الله امجد منتشر شده، تاکید شده که استاد چنین برخوردهایی را مغایر با موازین اسلامی و اخلاقی می‌داند و این‌گونه رفتارهای سخیف و دور از منطق وخرد را محکوم می‌کند.


 


هرچند محمدرضا محمودی، معاون عمرانی استاندار تهران هرگونه افزایش نرخ کرایه تاکسی ها در سال جدید را غیر قانونی دانست اما مدیر عامل سازمان نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران از افزایش ۱۵ درصدی نرخ کرایه های تاکسی در سال جاری خبر داد و گفت: این افزایش در نرخ کرایه های تاکسی با توجه به افزایش نرخ تورم که هر ساله با آن رو به رو هستیم، ضرورت می یابد.

فضل الله اسلامی نرخ پیشنهادی سازمان تاکسیرانی را ۲۵ درصد اعلام کرد و افزود: در جلسات متعدد با معاونت حمل ونقل و ترافیک و کمیسیون های فرعی و اصلی شورای اسلامی شهر تهران نرخ پیشنهادی سازمان تاکسیرانی تعدیل و افزایش ۱۵ درصدی در نرخ کرایه های تاکسی تثبیت شد.

وی تاکید کرد: بنابراین کرایه تاکسی ها از اردیبهشت افزایش می یابد.

او گفت: افزایش نرخ کرایه های تاکسی با توجه به افزایش قیمت سوخت بعد از اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها در تعدیل مصرف تاکسیرانان و نرخ های تعیین شده بسیار موثر است و سازمان تاکسیرانی در صدد جلب رضایت شهروندان و رانندگان تاکسی است و در راستای دستیابی به این مهم مکاتباتی را با شورای اسلامی شهر تهران و هیات دولت در خصوص کاهش قیمت سی ان جی برای تاکسیرانان صورت داده است.

مدیر عامل سازمان نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران گفت: با کاهش قیمت سی ان جی برای تاکسیرانان، افزایش نرخ کرایه های تاکسی را کمتر شاهد خواهیم بود.

در همین حال حمزه شکیب رئیس کمیسیون توسعه عمران شورای اسلامی شهر تهران اعلام کرد که اگر استانداری به هر دلیلی نمی خواهد کرایه ها افزایش یابد بهتر است که کمک کند، چون باید رشد هزینه ها به گونه ای تامین شود. اما محمودی معتقد است که دولت یک بار در سال گذشته به مترو اتوبوسرانی کمک کرده و هیچ کمکی به بهش خصوصی نمی کند از این رو تنها افزایش کرایه این دو بخش در فرمانداری پذیرفته می شود.


 


بیژن صف سری در یادداشتی که در سایت جرس منتشر شد، به انتقاد از طرحی که درباره سازمان‌های غیر دولتی در دستور کار مجلس قرار دارد، پرداخت و نوشت:

چندی پیش در مجلس شورای اسلامی کلیات طرحی به تصویب رسید که نظارت بر فعالیت های سازمان های غیر دولتی را به تشکیلات غیر پاسخگوی جدیدی تحت عنوان “هیئت عالی نظارت بر فعالیت های سازمان های غیر دولتی” واگذار می کند.که در واقع با تصویب این طرح فعالیت های اجرایی همه سازمان های غیر دولتی توسط این نهاد جدیدالتاسیس گرفته خواهد شد از این رو دو سازمان غیر دولتی؛ عفوبین الملل و عرصه سوم ، با انتشار اعلامیه ای خطاب به نمایندگان مجلس خواستار به چالش کشیدن طرح به تصویب رسیده شدند.

صادر کنندگان این بیانیه در بخشی از اعتراض خودبه نمایندگان مجلس یاد آور شدند که: “تاسیس و نظارت برفعالیت های سازمان های غیردولتی” ضربه ای است که با آن میخ دیگری بر تابوت حق آزادی انجمن و تشکل ها در ایران کوبیده می شود. و همچنین ” بر اساس این طرح همه سازمان های غیردولتی که خواهان ادامه فعالیت و یا شروع به کارهستند باید توسط ساختار نظارتی جدیدی که اعضای آن وابسته به وزارت اطلاعات و بسیج هستند، تائید شوند و تصمیم های اساسی درفعالیت های اجرایی همه سازمان های غیر دولتی توسط این ساختار جدید گرفته شود.

همچنین غیر از دو سازمان یاد شده سازمان های بسیارمتنوعی ازجامعه مدنی درایران؛ از محیط زیست و زنان گرفته تا خیریه ها و سازمانی هایی که برای معلولین و انجمن های حرفه ای وکارفرمایی فعالیت می کنند، با این طرح مخالفت کرده و آنها نیز از نمایندگان مجلس خواسته اند تا از تصویب این طرح به شکل کنونی آن خودداری کنند.

تاریخچه ای کوتاه از سازمان های مردم نهاد در ایران و جهان

سازمان مردمی و غیر دولتی و یا سازمان های مردم نهاد که به ان ها NGO (Governmental Organization ) می گویندو به اشکال و انحای مختلف در سراسر جهان وجود دارند سازمان های مردم‌نهاد ی هستند که مستقیما بخشی از ساختار دولت محسوب نمی‌شوند، اما نقش بسیار مهمی بعنوان واسطه بین آحاد مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کنندو بسیاری از این سازمانها غیر انتفاعی نیز بوده و بودجه آنها از طریق کمکهای مردمی، ویا توسط خود دولت یا ترکیبی از طرق مذکور تامین میگردد. بعضی ازاین سازمان‌ها نیمه مستقل (QUANGOs) وظایف و کارهای دولتی را نیز انجام می‌دهند. برخی دیگر هیچ علاقه‌ای به سیاست ندارند.

از آنجا که اصطلاح «سازمان مردم‌نهاد» بسیار کلی است، بسیاری از این سازمانها ترجیح می‌دهند از اصطلاح سازمان داوطلبانه خصوصی(PVO) یا سازمان توسعه خصوصی (PDO) استفاده کنند و بنا بر آخرین آمار و اطلاعاتی که چند سال پیش از این از سوی سازمان ملل منتشر یافته ۲۹۰۰۰سازمان مردم نهاد بین المللی تا سال ۱۹۹۵ در دنیا مشغول به فعالیت بوده که بی شک با توجه به این واقعیت که روزانه چندین مورد از این سازمانها در جهان تاسیس می گردند ، بی شک تا امروزه بر تعداد آنها افزوده گشته ویکی از اولین سازمان‌های اینچنینی، صلیب سرخ جهانی است که در سال ۱۸۶۳ تاسیس شد ویا انجمن بین‌المللی آزادی بیان، که در سال ۱۹۹۲ آغاز بکار کرد که یکی از شبکه‌های جهانی متشکل از بیش از ۶۰ سازمان غیردولتی است که حق آزادی بیان را ترویج می‌دهند و به دفاع از آن می‌پردازند.

اما تاریخچه آغاز به فعالیت این نوع سازما ن ها در ایران که به احتصار به آن سمن یا تشکل غیر دولتی گفته می شود از دیر باز در کشورمان وجود داشته و برخی بر این باورند که وجود مساجد، تکایا، هیات‌های مذهبی و حتی قهوه خانه‌ها به دلیل غیر دولتی بودنشان از زمره نهاد های مردم نهاد بودند که از قدیم به صورت سنتی وجود داشته وپس ازآن صندوق‌های قرض الحسنه، خیریه‌ها، انجمن‌های اسلامی وحتی دوره‌های فارغ التحصیلی در دوران بعدتر و سپس اتحادیه‌ها، اصناف و نظام‌های صنفی ومهندسی و غیره، شکل‌های جدیدتر نهادهای مدنی هستند که اساسا با تاکید بر ۳ اصل داوطلبانه، غیر انتفاعی و غیر سیاسی تشکیل و تاسیس می‌شوند و بودجه آنها عالبا از طریق کمک و هدایای مردمی و یا وقف و کمک‌های مالی از سازمان‌های دولتی و غیر دولتی تامین می گردد.

اما در سال ۱۳۸۴ درآخرین روزهای دولت سید محمد خاتمی آیین نامه تاسیس و فعالیت سازمانهای غیردولتی بنا به پیشنهاد مورخه ۸/۵/۸۳ وزارت اطلاعات و به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسی تصویب و اجرایی شد و مقرر گردید که عناوینی چون «جمعیت»، «انجمن»، «کانون»، «مرکز»، «گروه»، «مجمع»، «خانه»، «موسسه» می‌توانند بجای واژه «سازمان» و تشکلهای غیر دولتی بکار گرفته شوندو تشکل‌ها می‌توانند با موضوع فعالیت و اهداف مشترک با رعایت آیین نامه مذکوربه صورت شبکه درآیند و یا به عضویت سازمانهای بین‌المللی درآیند و حتی شبکه‌ها یا تشکل‌های فعال در راستای تحقق خواسته‌های مشروع اعضای خود ، از حق انتشار نشریه و برگزاری تجمع و گردهمایی تا تصمیم سازی و مشارکت در تصمیم گیری‌های دولتی وحتی اعطای طرح و لوایح به دولت یا مجلس و حتی تقاضای اصلاح در قوانین موضوعه کشوربر خوردار باشند .

طرحی که جامعه مدنی را جوانمرگ می کند

با توجه به تصویب طرحی که همه سازمان های مستقل مردمی درایران را در خطر نابودی قرار می دهد فعالان حقوق بشر و سازمان های مستقل غیر وابسته به دولت که در زمینه های کمک به جامعه هریک در زمینه های خاص در ایران مشغول به فعالیت هستد در واکنش به تصویب این طرح از نمایندگان مجلس برای به چالش کشیدن این طرح استمداد طلبیدند و این در حالی است که کلیات این طرح بدون رعایت امور حقوقی و قانونی مجلس شورای اسلامی، پس از دو بار مطرح شدن درصحن علنی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است و بررسی جزئیات آن به بعد از تعطیلات نوروزی موکول گردید.

و حال با شروع به کار مجلس بعد از تعطیلات نوروزی این دغدغه در فعالان سازمان های مردم نهاد ایجاد گردید تا مبادا با بررسی بی سر و صدای جزئیات این طرح ، آن را به قانون مبدل گردانند و از این رو طی اعتراض ها و صدور بیانیه هایی خواستار توقف بررسی این طرح گردیدند . پیش از این در آذر ماه سال گذشته ساز مان هایی هم چون عرصه سوم در قالب گزارشی مبسوط از این طرح ، بیانیه ای تحت عنوان “خطر قانونی کردن طرحی که جامعه مدنی را جوانمرگ می کند” منتشر کرده بود و در آن، طرح جدید را قدرتی جهت انحلال همه سازمان های غیر دولتی دانسته بود تا تحت عنوان “هیئت عالی نظارت بر فعالیت های سازمان های غیر دولتی” ، سازمان های مردم نهاد به تشکیلات غیر پاسخگو مبدل گردند.و این در حالی است در مقابله با دولت وقت ایران که نهایت تلاش خود را برای محدود کردن حقوق اولیه آزادی انجمن ها و تشکل ها بکار می برد، . چندی پیش جامعه بین المللی با تصویب گزارشگر ویژه آزادی ، تشکل های حقوق بشر و نهاد های غیر دولتی کمک کننده به جامعه مدنی در ایران را در شانزدهمین نشست شورای حقوق بشر، به رسمیت شناخته است،


 


ثمینا رستگاری در روزنامه روزگار شانزدهم فروردین‌ماه نوشت:

هیچ‌کس نمی‌داند چه شد که شعله خشم مردم در خاورمیانه زبانه کشید، چرا نارضایتی‌های خرد و ریز مردم سیل شد و از خیابان‌ها سر درآورد. محققان و مورخان برای پاسخ به این چه شدها تا آخر دنیا وقت دارند اما برای تصویر کردن خود واقعیت فرصت زیادی در دست نیست. هر توصیفی از واقعیت می‌تواند جا را بر خود آن تنگ کند. اکنون هر کس هر طوری که می‌خواهد واقعیت را تفسیر می‌کند. یکی مردان اسلحه به دست لیبی را دموکراسی‌خواهان راستین می‌داند، دیگری قیام مصری‌ها را مبارک می‌داند و خیزش سوری‌ها و لیبیایی‌ها را تحت تاثیر خارجی‌ها.

شکل ساده واقعیت شاید این‌گونه باشد که مردم این کشورها دیگر نمی‌توانند بنشینند و بگذارند یک قذافی یا مبارک یا بن‌علی برای آنها تصمیم بگیرد. آنها می‌خواهند که دیده شوند، به حساب بیایند و کسی هم از آنها نظر بخواهد. اسم این خواست هم لزوماً دموکراسی‌خواهی و غربزدگی نیست بلکه خواست آن درست به زمانی برمی‌گردد که کلمه مردم در تاریخ به کار رفت و البته نباید فراموش کرد که مردم پیش از اعتراض کردن به این اسم نامیده نمی‌شدند یعنی وقتی رعیت در مقابل خواست شاه ایستاد هویت گرفت و صاحب اسم شد.

حالا این توده که سال‌ها به هیچش گرفته‌اند، سال‌ها فقط موقع کف زدن و تایید و تحسین سراغش می‌رفته‌اند و آن را از هر گونه حق اظهار عقیده محروم کرده‌اند به خیابان آمده است. اما آیا این توده بی‌شکل دموکراسی می‌خواهد؟ آیا این مردم خشمگین انتخابات دوست دارد؟ صندوق رای مطالبه می‌کند؟ پاسخ مثبت دادن به این سوالات کار آسانی نیست. باید قبل از آن از خود بپرسیم آنها این مطالبات و خواسته‌ها را کی به دست آورده‌اند؟ آنها که سال‌ها تحت حکومت قذافی بوده‌اند و جنون این مرد را به اسم سیاست به آنها قالب کرده‌اند الان واقعاً چه می‌خواهند؟ شاید برای همه شما هم این سوال ایجاد شده باشد وقتی به حرف‌های رهبر مخالفان لیبی گوش می‌دهید و می‌بینید توفیر چندانی میان قذافی و رهبر مخالفانش دیده نمی‌شود؛ مردی با همان کینه‌ها و عقده‌ها و پرخاشگری‌ها و بی‌رحمی‌ها. اما واقعاً او کی و چگونه باید چیزی متفاوت با قذافی می‌شد؟ چه وقتی، چه زمانی آن مردان خشمگینی که با یک دست علامت پیروزی نشان می‌دهند و انگشت دست دیگرشان روی ماشه هفت‌تیری است یاد گرفته‌اند که با هم حرف بزنند؟ و اسلحه که دست اینها افتاد فردا قرار است چه کسی آن را پس بگیرد؟ این مردان پر از کینه قرار است کجا بنشینند و نظام نوینی را تاسیس کنند؟

منظور از طرح این سوالات نفی اعتراض علیه رژیم‌های استبدادی نیست که هیچ انسانی نمی‌تواند خروش یک ملت نادیده گرفته‌شده از سوی حکومت را ببیند و دلش از شوق نلرزد اما این لرزیدن دل با هراس از آینده منافاتی ندارد؛ هراس از اینکه فردا چه خواهد شد. در نظامی که فقط می‌توانسته برانداز تربیت کند و راه را بر هر منتقدی می‌بسته آن مصلح قادر به تاسیس نظم نوین از کجا ظهور خواهد کرد؟ آیا سیستمی که راه را بر هر تغییر و جابه‌جایی قدرت می‌بندد آن لحظه که از تمرکز قدرت در یک مکان منفجر می‌شود جایی را آباد می‌گذارد یا با خود همه چیز را ویران می‌کند؟ برای ما ناظران بی‌طرف آن لحظه انفجار بسی شوق‌انگیز است اما بعد از آن دیگر به ما مربوط نیست. همین حالا همه دوربین‌های دنیا روی لیبی و بحرین و سوریه متمرکز است و مردمی که تا چندی پیش یک ثانیه هم از رسانه کشور خودشان حقی نداشتند الان در صدر اخبار همه دنیا هستند اما اینکه فردای آن انفجار عظیم بر سر مردم استبدادزده از مستبد رهاشده چه خواهد آمد برای کمتر کسی جذاب است. در آن فردای ناگزیر قهرمانان فراموش می‌شوند و هرازگاهی خبری کوچک به شرط وقوع فاجعه‌ای درخور از آنها مخابره می‌شود. در آن فردا آنها می‌مانند و مملکتی ویران مرده‌ریگ مستبدی خودخواه که هیچ قطعه زمینی کوچک را هم برای کشت بذری سالم نگذاشته است. در آن فردا این قهرمانان از هیچ آغاز می‌کنند. یا می‌سازند یا خود تبدیل به دیکتاتوری دیگر خواهند شد و کماکان اینجا خاورمیانه است.


 


حکم محکومیت جواد وفایی بصیر، دبیر تشکیلات حزب جامعه مدنی، به وی ابلاغ شد.

به گزارش جرس، حکم محکومیت این فعال سیاسی به سه سال حبس و هفتاد و پنج ضربه شلاق، که در تاریخ هشت اسفند سال هشتاد و نه توسط قاضی قادری نسب رئیس شعبه دوم دادگاه انقلاب همدان تنظیم شده بود چهاردهم فروردین ماه سال جاری ابلاغ و تسلیم وی شد.

بر اساس این گزارش، حکم صادره بر اساس شکایت اداره اطلاعات همدان صادر شده و مواردی چون "اهانت به رهبری"، "اهانت به رئیس جمهور"،" دعوت از عناصر گروهک معاند جهت سخنرانی"، "تهیه و توزیع نشریه" و "نگهداری ماهواره" از جمله موارد اتهامی این فعال سیاسی است.

وفایی در پی بیانیه انتخاباتی سال ٨٨، به همراه سه تن از اعضای حزب جامعه مدنی محاکمه و به شش ماه حبس تعزیری و در دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعلیقی تا پنج سال، محکوم شده بود.

او در آستانه عاشورای سال هشتاد و نه نیز توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از یک هفته با سپردن وثیقه از زندان مرکزی همدان آزاد شد، اما در هفتم اسفند ماه بدون ابلاغ قبلی با تماس تلفنی به دادگاه فراخوانده شد و به اتهام توهین به مقامات و هواداری از نیروهای ملی مذهبی و فعالیت انتخاباتی در ستاد میرحسین موسوی محاکمه شد.


 


حسین علایی

تحولاتی که از اوایل زمستان سال گذشته جهان عرب آن را تجربه می کند و حتی پیروزی هایی را نیز برای شهروندان مصری و تونسی به همراه داشته، می رود تا آرام آرام اعراب سایر کشورها را نیز به تغییری مثبت در ساختارهای اقتدارگرایانه حاکمانشان امیدوار سازد.بر همین اساس در بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هم اکنون زمینه برای بروز و ظهور اعتراضات مردمی علیه زورگویی های انباشته شده حکومتها طی دهها سال به وجود آمده است. در اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نهضتی آزادی خواهانه در جریان است که فصل مشترک همه خواسته های مردم در سه اصل خلاصه می شود:

اول، تغییر روش حکومتها از نپذیرفتن مخالف به پذیرش تنوع در دیدگاهها و پذیرش مخالفین به عنوان یک اصل.دوم، حذف رفتار نامناسب با مخالفین از جمله زندانی کردن و سرکوب آنها.

و در نهایت دمکراتیزه شدن ارکان حکومتی به گونه ای که مردم بتوانند در انتخاب حاکمان خود نقش اول را ایفا کنند و افراد در رأس حکومت به صورت مادام العمر بر مردم حکم نرانند.

اما متأسفانه ظرف چند ماه گذشته حکومت ها در گام اول در پاسخ به اعتراضات مردمی در کشورهای تونس، مصر، الجزایر، اردن، عربستان سعودی، بحرین، عمان،یمن، لیبی و سوریه شیوه سرکوب را در پیش گرفتند.بر همین اساس در برخی از موارد امکان بروز اعتراضات بعدی میسر نشد و در برخی از کشورها نیز همچون مصر و تونس، اعتراضات تا حدودی به نتیجه رسید.اما در بسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله لیبی،بحرین، یمن سرکوب خونین و شدید همچنان ادامه دارد.

اما درباره سوریه باید گفت ماهیت تظاهرات در این کشور از حرکت عمومی در جهان عرب جدا نیست.در سوریه از زمانی که حافظ اسد با کودتا بر سر کار آمد، مردم در این کشور تاکنون انتخابات آزاد را به چشم ندیده اند. در واقع حافظ اسد تا زمان مرگ بر مردم حکومت کرد و بعد از آن نیز حکومت را به جمهوری موروثی سلطنتی تبدیل و فرزندش بشار اسد را به قدرت رساند.ماهیت این حکومت به گونه ای است که مردم در تعیین رییس حکومت و سایر ارکان حکومتی تقریبا نقشی ندارند.از سویی از زمان به قدرت رسیدن حافظ اسد تاکنون، دولت با اعلام وضعیت فوق العاده کشور را در شرایط غیرعادی اداره کرده است.مردم همیشه با قوانین و مقررات شرایط فوق العاده مواجه بوده اند.همین مقررات نوعی حکومت پلیسی و امنیتی را با حضور حزب واحد بعث در این کشور حاکم کرده است.

همانگونه که می دانیم دو حزب بعث سوریه و بعث عراق دو شاخه از حزب بعث واحدی بودند که قرار بود از ابتدای تشکیل با یکدیگر متحد شوند.در واقع همان شیوه های بعثی صدام حسین،در طول این سالها در داخل سوریه علیه مردم به کار گرفته شد.سوریها طی این سالها نه انتخابات آزاد دیده اند و نه حکومت آنها شیوه ای عادلانه ای در رفتار در پیش گرفته است و به محض شروع تظاهرات در درعا و لاذقیه نیز نیروهای امنیتی تحت عنوان افراد ناشناس سرکوب شدید و خونینی را آغاز کردند.به گونه ای که در درعا در حدود ۱۰۰ نفر و در لاذقیه نیز ۱۲ نفر تاکنون کشته شده اند.

با این حال حکومت سوریه در عین آنکه در داخل کشور مستبدانه عمل کرده اما در سیاست خارجی مخالف اسراییل است که این سیاست موجب شده تا این کشور در جبهه پایداری در مقابل اسراییل و در حمایت از مردم فلسطین قرار گیرد.سوریه دارای وجهه ضدامپریالیستی نیز می باشد که دلیل این امر آنست که چون در زمان حاکمیت نظام دو قطبی در عرصه بین الملل(آمریکا و شوروی)سوریه جزء بلوک شرق محسوب می شد، همان سیاستهای شوروی را در سیاست خارجی خود دنبال می کرد و به عبارتی حکومت مخالف سلطه آمریکا در منطقه به شمار می رفت.اما پس از فروپاشی شوروی، سوریه در عین برقراری رابطه با آمریکا،همچنان رگه های ضدامپریالیستی خود را حفظ کرد.

بر همین اساس واکنش قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای به تحولات اخیر سوریه نیز در خور توجه است. اسراییل اعلام کرده خواهان تحول در داخل سوریه نیست.به این دلیل که ظرف چهل سال گذشته مرزهای سوریه با اسراییل امن ترین مرزهای پیرامون اسراییل محسوب می شده و علیرغم آنکه بیش از ۴۰ سال است که اسراییل بلندیهای جولان را در تصرف خود دارد،ولیکن سوریه هیچ اقدام نظامی و یا دیپلماتیک موثری را برای بازپس گیری سرزمین های جولان انجام نداده است. بر همین اساس است در شرایط کنونی اسراییلی ها روی خوشی به تحولات سوریه از خود نشان نداده اند.ایالات متحده آمریکا نیز از طریق وزیر خارجه خود اعلام کرد که بشار اسد فردی اصلاح طلب و به دنبال اصلاحاتی سازنده در داخل سوریه است.بنابراین آمریکا نیز همانند اسراییل تاکنون به تحولات سوریه روی خوشی نشان نداده است.

اما سوریه ویژگی دیگری نیز دارد. این کشور به دلیل نیاز به تسلط بر لبنان، همواره از جریاناتی در درون لبنان که بتواند زمینه های توسعه سلطه اش بر لبنان را فراهم کند،حمایت می کرده است.به گونه ای که سوریه تا سال ۱۳۸۴ حضور نظامی سی ساله خود در لبنان را ادامه داد و استدلال مقامات سوری نیز این بود که اگر لبنان در اختیار سوریه نباشد،در اختیار اسراییل قرار خواهد گرفت.اما با فشار جامعه بین الملل، سوریه مجبور شد نیروهای نظامی خود را از لبنان خارج کند و متعاقب آن شاهد بودیم که فضای لبنان آزادتر شد و این کشور نه تنها به دست اسراییل نیفتاد بلکه گروههای مردمی مثل حزب الله در آن قدرت بیشتری گرفتند.

بنابراین پرواضح بود که حضور نظامی سوریه در لبنان، به دلایل امنیتی با اسراییل، توهمی بیش نبوده است. هرچند سوریها همچنان تلاش دارند از طریق گروههای همسایه با خود نفوذشان در لبنان را محفوظ بدارند.

گرچه این احتمال وجود دارد تحولات جاری در سوریه، نظام این کشور را به گونه ای دگرگون کند که معادلات سابق با برخی از کشورها دستخوش تغییر گردد ولیکن نمی توان ادعا کرد که تحولات جاری در سوریه خارج از جریان عمومی آزادی خواهی در جهان عرب است.بدون شک مردم در همه این کشورها به دنبال آزادی،رفع استبداد حکومتی از ساختار سیاسی و همچنین تشکیل حکومتهایی از طریق آراء عمومی هستند. البته در فضای رقابتی حاکم که هر کشوری به دنبال استفاده از فرصت هاست،معمولا رقبا از فرصتهای موجود استفاده برده و سعی دارند از جریانات مخالف در داخل خاک رقبا حمایت کنند.

همانطور که دولت بحرین در مقابل قیام مردم این کشور سعی می کند حمایت جمهوری اسلامی از مردم بحرین را به عنوان عامل دخالت در این کشور جلوه بدهد، سوریه هم تلاش می کند حرکت های جاری را به عوامل بیگانه و حتی فتنه گر نسبت دهد.هرچند نمی توان دخالت برخی از عناصر و تحرکات آنها را رد کرد ولی واقعیت اینست تا زمانی که بستر اعتراضات در درون مردم وجود نداشته باشد، کشورهای خارجی هم نمی توانند اقدامی را در راستای منافع خود صورت دهند.
نقل از: خبرآنلاین


 


نگاهی متفاوت به روند توسعه در حوزه‌های کردنشین غرب ایران

احسان هوشمند *

۱- کردها ایرانیان ساکن در غربی‌ترین بخش کشور هستند‌ که در ۴ استان ایلام،کرمانشاه، کردستان و آذربایجان‌غربی(۱) سکونت دارند.(۲) در این گستره جغرافیایی و اجتماعی، مردمی زندگی می‌کنند که با زبان‌های گوناگون و گویش‌ها و لهجه‌های متنوعی چون هورامی، سورانی و بادینان یا کرمانجی،گروسی،کرمانشاهی، لکی،(۳) کلهری، اردلانی و جلالی و… تکلم می‌کنند، ضمن آنکه بخشی از مردم استان کرمانشاهان با گویش فارسی کرمانشاهی سخن می‌گویند.

بیش از نیمی از مردم کرد، شیعه، گروه زیادی سُنی و گروهی پیرو مذهب اهل حق هستند.گروه کمی از اقلیت‌های مذهبی و نیز گروه‌های قومی کوچک چون زرتشتی‌ها، مسیحیان، کلیمیان و نیز آشوری‌ها و ارمنی‌ها و… در این منطقه مستقرهستند. بنا بر آخرین آمار در سال ۱۳۸۷ حدود ۱۳۶۹۶ نفر از ساکنان استان‌های ۴ گانه مورد بررسی این مقاله را پیروان آیین‌های زرتشتی، کلیمی، مسیحی و دیگر ادیان تشکیل می‌دهد.این وضعیت خاص زبانی و فرهنگی خود موجب شکل‌گیری پدیده‌های جامعه‌شناختی قابل‌ملاحظه‌ای همچون کثرت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و گاه ناهمگونی بارزی شده که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

۲- با کم‌کردن جمعیت تقریبی آذری‌های استان آذربایجان‌غربی، در ۴ استان کردنشین غرب ایران حدود ۵۳۷۳۰۰۰ نفر زندگی می‌کنند که از این تعداد ۳۴۳۰۵۰۰ نفر در مناطق شهری و حدود ۲۵۰۴۰۰۰ نفر در روستاها مستقر هستند. این ۴ استان به ۴۹ شهرستان، ۱۱۷ بخش،۱۱۱ شهر، ۳۲۲ دهستان و حدود۷۷۲۲ روستای دارای سکنه(۴) تقسیم می‌شود. حدود ۱۷۶۹ خانوار نیز در استان‌های ایلام و کرمانشاه، غیرساکن (شیوه معیشت و زندگی عشایری) هستند. در این استان‌ها ۷ شهر دارای جمعیتی بیش از ۱۰۰ هزار نفر هستند.بزرگترین شهر کردنشین غرب ایران، کرمانشاه است با جمعیت تقریبی ۷۹۴۸۶۳ نفر و شهرهای ارومیه،(۵) سنندج، ایلام، بوکان، مهاباد و سقز نیز به ترتیب با جمعیتی بیشتر از صدهزارنفر در رتبه‌های بعدی جمعیت شهری قرار دارند.

۳- در سده اخیر مفهوم توسعه از ابعاد گوناگون مورد توجه جامعه‌شناسان، اقتصاددانان، مدیران، سیاستمداران، روشنفکران و روزنامه‌نگاران بوده و حتی به‌عنوان یکی از مهمترین ملاک‌های مقایسه کشورها و مناطق مختلف به‌کار گرفته شده است، اما با وجود این کاربرد وسیع، توافق چندانی میان این گروه‌ها درباره معنا و تعریف این واژه و شاخص‌های آن وجود ندارد. مکتب‌‌های گوناگون درباره این واژه نگرش‌های متنوعی دارند، اما اگر بنا باشد تا درخصوص تعریف توسعه مخرج مشترکی برای دیدگاه‌های رایج در نظر گرفته شود همانا مهیا نمودن فرصت‌ها و ابزارها برای زیست انسانی و کاهش رنج و درد انسان‌ها و گروه‌های انسانی است.

ماهیت دولتی‌بودن اقتصاد ایران و نیز کنترل و نظارت تام و تمام دولت بر شئون مختلف حیات فردی و اجتماعی موجب شده هرگونه تلاش سامانمند برای تغییر شرایط و بهبود شرایط زندگی ایرانیان توسط دولت‌ها طراحی، اجرا و یا مورد نظارت قرار گیرد. این وضعیت موجب شده تا در شصت‌سال اخیر بخشی از دولت طرح و تدوین برنامه‌های توسعه کشور را برعهده گرفته و دیگر بخش‌های دولت به اجرای این برنامه‌ها بپردازند. پس از شصت‌سال برنامه‌ریزی، نتیجه اجرای برنامه‌های متعدد توسعه در ایران، گرچه تحول چشمگیری در زندگی ایرانیان ایجاد کرده اما چندان رضایتبخش نیست. بسیاری از کشورها سال‌ها و حتی دهه‌ها پس از ایران گام‌های نخست توسعه را برداشته و امروز از نظر جامعه جهانی در بسیاری از شاخص‌های توسعه وضعیت مطلوب‌تر و مناسب‌تری از ایران دارند، نمونه کره جنوبی و مالزی می‌تواند مستند این مدعا باشد.

ازسوی دیگر روند توسعه در ایران چندان متوازن نبوده است، به‌گونه‌ای که میان تهران، اصفهان و یکی دو استان برخوردارتر کشور با سایر نقاط کشور شکاف‌های توسعه‌ای بزرگی می‌توان مشاهده کرد. این ناموزونی تنها میان تهران و مناطق حاشیه‌ای کشور همچون سیستان و بلوچستان، ایلام، کردستان، بوشهر، هرمزگان، خراسان‌شمالی و جنوبی برجسته نیست، بلکه حتی میان مراکز هر استان و شهرستان‌های تابعه نیز گسل عمیقی ایجاد شده است. این شکاف توسعه‌ای حتی به مراکز شهرستان با بخش‌ها و از آنجا به دهستان‌ها و و سپس به روستاها کشیده شده است. این شکاف توسعه‌‌ای ویژگی قومی ندارد. زابل فارس‌زبان و شیعه‌مذهب یا خراسان‌شمالی و جنوبی فارس‌زبان همچون ایلامی کرد شیعه یا شبستری آذربایجان از مواهب توسعه کشور به‌صورت موزون برخوردار نشده است. از نگاهی دیگر، برنامه‌های توسعه اجرا شده در کشور گاه خود پیامدهایی نیز داشته‌اند.گسترش حاشیه‌نشینی و در پی آن افزایش آسیب‌های اجتماعی از این منظر نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

۴- برخی از شاخص‌های توسعه در استان‌های ۴ گانه آذربایجان‌غربی،کردستان،کرمانشاه و ایلام نگران‌کننده است. به‌گونه‌ای‌که استان‌های کردستان و ایلام در برخی از شاخص‌ها بدترین وضعیت کشوری را به نمایش می‌گذارند. به‌صورت اجمالی به چند نمونه از این شاخص‌های توسعه ‌که نشان‌ دهند وضعیت نامطلوب این استان‌های ۴ گانه است، اشاره می‌کنم:

در سال ۱۳۸۶ از کل کارگاه‌های صنعتی با کارکنان ده‌نفر و بیشتر تنها ۷۲۷ کارگاه صنعتی مربوط به ۴ استان یادشده بوده است. این رقم نشان می‌دهد سهم این ۴ استان از کارگاه‌های صنعتی کشور تنها ۶/۴ درصد است،.هر چند وضعیت کل کشور از نظر صنایع بسیار نامطلوب است، اما این امر نشانگر توسعه ناموزون کشور است. در ۴ استان یاد شده نیز در سال ۱۳۸۶ حدود ۳۴۴۶۷ نفر در کارگاه‌های صنعتی دارای کارکنان۱۰ نفر و بیشتر اشتغال دارند، این رقم ۱/۳درصد شاغلان کشوری است.در سال ۱۳۸۷ در استان‌های ۴ گانه مورد توجه این بررسی از کل جمعیت فعال ۳۷۴۰۰۰ نفر بیکارند. بنا بر اعلام مراکز رسمی نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۷ نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵‌ساله‌ها تا ۲۹ ساله‌های استان آذربایجان‌غربی ۸/۱۶ درصد، استان ایلام ۳۰ درصد،کردستان۶/۲۳ درصد و کرمانشاه ۵/۲۵ درصد است. این ارقام نگران‌کننده نشان می‌دهد بیکاری در این استان‌ها بسیار گسترده است و این خود می‌تواند پیامدهای ناگواری بر ساخت خانواده و گسترش طلاق و آسیب‌های اجتماعی داشته باشد.

در سال ۱۳۸۷ در ۴ استان مورد نظر حدود ۹۶۹۶۹۱ پرونده توسط دادگاه‌های عمومی، تجدیدنظر، دادسراها و شوراهای حل اختلاف مختومه شده است، این آمار نشان می‌دهد که حجم وسیعی از پرونده‌ها در محاکم قضایی مورد بررسی قرار گرفته است. این وضعیت نمی‌تواند نشانی از زندگی بی‌دغدغه و آرام مردم این استان‌ها باشد.

همچنین یکی دیگر از شاخص‌های این بررسی، آمارهای مربوط به اقدام به خودکشی است. در سال ۱۳۸۷ از حدود ۳۱۶۷ مورد اقدام به خودکشی مرد و زن درکل کشور، ۶۲۲ مورد در این ۴ استان صورت گرفته است، یعنی ۶/۱۹درصد اقدام به خودکشی‌های کشور در این حوزه‌ها صورت پذیرفته است. از این رقم ۲/۴ درصد مربوط به آذربایجان‌غربی، ۵/۲ درصد استان کردستان، ۵ درصد کرمانشاه و ۹/۷ درصد مربوط به استان ایلام است. از ۹۷۳ مورد اقدام به خودکشی زنان در کل کشور نیز ۲۷۹ مورد، یعنی ۶۷/۲۸درصد مربوط به استان‌های ۴ گانه است. متأسفانه ۷/۱۳ درصد از موارد خودکشی زنان کل کشور به‌تنهایی در استان ایلام صورت گرفته است. حاکمیت سنت‌های غلط و مردسالارانه، تعمیق نسبی فرهنگ خودکشی به‌عنوان راه‌حلی برای رهایی‌یافتن از زیر بار مشکلات و ناراحتی‌ها، بویژه در میان زنان ایلامی ازجمله دلایل گسترش اقدام به خودکشی در این مناطق است.

شاخص نامطلوب دیگری که در اینجا به آن توجه می‌شود طلاق است. گسترش طلاق نیز در دو استان از استان‌های مورد بررسی، نگران‌کننده است. طلاق در استان آذربایجان‌غربی و ایلام به نسبت ازدواج‌های ثبت‌شده و در مقایسه با معدل کشوری کمتر و در استان‌های کردستان و کرمانشاه بسیار نگران‌کننده و بالاتر از معدل کشوری است. در سال ۱۳۸۷ و در استان ایلام نسبت طلاق به ازدواج‌های ثبت‌شده ۷۵/۵ درصد و در استان آذربایجان‌غربی ۲/۱۰ درصد است، این نسبت در کل کشور ۵/۱۲ درصد است، اما در کرمانشاه ۳/۱۵ درصد و در کردستان ۲/۱۵ درصد است. نسبت طلاق به ازدواج در مناطق شهری کل کشور ۷۶/۱۴ درصد است. این نسبت در حوزه‌های شهری استان کرمانشاه ۴/۱۷درصد و در حوزه‌های شهری کردستان ۲/۱۸درصد است. در برخی از حوزه‌ها همچون مهاباد، سقز و مناطق روستایی مریوان این نسبت بالاتر از ارقام پیش‌گفته است. این درصد در این شهرستان‌ها گاه به حدود ۲۴درصد نیز می‌رسد.

در استان‌های آذربایجان‌غربی،کردستان،کرمانشاه و ایلام تنها ۱۱ سالن سینما با ظرفیت۶۹۲۶ صندلی فعالیت دارند. در استان‌های ایلام و کردستان تنها ۱ سالن سینما فعالیت دارد؛ آیا ظرفیت‌های فرهنگی کشور آن هم در استان‌های با اهمیت مرزی کشور با این تعداد سالن سینما و صندلی بالفعل شده است؟ این فهرست از مسائل استان‌های ۴ گانه باید با شاخص‌های دیگری چون عدم‌وجود حتی یک کیلومتر آزادراه در ۴ استان، وجود تنها ۴۲۱ کیلومتر بزرگراه، وقوع ۵ درصد از تصادفات درون‌شهری و برون‌شهری در این استان‌ها و ۹/۶ درصد تصادفات منجر به فوت کشوری در این ۴ استان و مرگ و میر و جراحات ناشی از برخورد با مین و… نیز اشاره شود.

در کنار مسائل و مشکلات اساسی و بنیادی این استان‌ها،که خود نشانی از رنج و درد مردم این استان‌هاست و شوربختانه برای حل‌وفصل اساسی آن، همچون دیگر نقاط محروم کشور، تاکنون چاره‌ای درخور، اندیشیده نشده است و نه‌تنها ازسوی مسئولان مربوطه بلکه از نگاه روشنفکران، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران کشور و استان‌های مورد بررسی جایگاه مناسب خود را برای طرح و بررسی نیافته است؛ باید به وجه دیگری از تحولات توسعه‌ای این مناطق نگریست تا بتوان در برابر این وضعیت تحلیل نهایی مقاله را عرضه کرد.

۵- سوادآموزی در کل کشور رشد چشمگیری داشته است. در استان‌های ۴ گانه مورد نظر این مقاله نیز نرخ باسوادی در حال رشد است. بنا بر آمارهای سال ۱۳۸۵(سرشماری عمومی نفوس و مسکن) نرخ باسوادی مرد و زن ۶ ساله و بالاتر، بین ۷۷ تا ۸۸ درصد است. در مناطق شهری، این نرخ بین ۸۲ تا ۹۰ درصد و در نقاط روستایی نیز بین ۶۹ تا ۷۵ درصد ۶ ساله‌ها و بالاتر باسواد هستند. ۵۹ تا ۶۹ درصد زنان روستایی نیز در استان‌های فوق باسوادند و ۷۷ تا ۸۳ درصد زنان شهری هم باسواد هستند. بدون در نظر گرفتن ثبت‌نام‌شدگان دانشگاه‌های پیام نور و علوم‌پزشکی در ۴ استان، حدود ۶۴۶۰۲ نفر در سال ۱۳۸۷ در دانشگاه‌های دولتی و آزاد ۴ استان ثبت‌نام کرده و تعداد ۲۴۰۶۰۷ دانشجو در دانشگاه‌های دولتی و آزاد این استان‌ها (بدون آمار دانشگاه‌های علوم‌پزشکی و پیام‌نور و سایر مراکز آموزش‌عالی‌که رقم فوق را تا دوبرابر افزایش می‌دهد) مشغول تحصیل هستند. جنسیت ۹۳۳۲۲نفر از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی یعنی۱۲/۵۵ درصد دانشجویان، دختر و کمتر از ۴۶ درصد پسر هستند.بیش از ۱۷۴۸۱ نفر استاد و عضو هیئت‌علمی، مشغول تدریس در دانشگاه‌های دولتی و آزاد (بدون استادان پیام نور و علوم‌پزشکی) این ۴ استان هستند این رقم معادل کل اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های ایران در سال ۱۳۵۷ کشور است. حدود ۲۴۹۸ پزشک شاغل در دانشگاه‌های علوم‌پزشکی این استان‌ها به طبابت اشتغال دارند (بدون احتساب پزشکان آزاد یا بیمارستان‌های خصوصی و مطب‌ها) و ۱۳۸۷ پزشک متخصص نیز در این استان‌ها به‌کار اشتغال دارند. ۱۷۱ کتابخانه عمومی در این ۴ استان پذیرای علاقمندان است و سالانه صدها جلد کتاب تألیفی و ترجمه به‌وسیله ناشران محلی این استان‌ها منتشر می‌شود. بیش از ۱۰۸۵۷۴۹ مشترک از تلفن ثابت و ۲۵۶۵۲۸۴ مشترک تلفن همراه در این استان‌ها از خدمات تلفنی استفاده می‌کنند. در سال ۱۳۸۷ تنها به‌وسیله انواع وسیله نقلیه عمومی یعنی اتوبوس، مینی‌بوس و سواری‌های مسافربر ۱۲۷۵۳۰۰۰ مسافر برون استانی در این ۴ استان جابجا شده و ۴۰۰هزار مسافر نیز به‌وسیله هواپیما وارد استان‌های ۴ گانه شده‌اند و به همین تعداد نیز خارج شده‌اند. از مجموع ۱۱۱ شهر استان‌های ۴ گانه در ۶۰ شهر لوله‌کشی گاز به بهره‌برداری رسیده است و ۱۳ شهر نیز در حال لوله‌کشی گاز است. صدها روستا نیز به شبکه سراسری گاز متصل شده است. تا سال ۱۳۸۷ تقریباً همه شهرها و روستاهای دارای سکنه این ۴ استان به شبکه سراسری برق متصل شده و کمتر روستایی را می‌توان یافت که به برق سراسری متصل نشده باشد.(۶) در ابتدای مقاله نیز گفته شد حدود ۶۴ درصد جمعیت این ۴ استان در مناطق شهری مستقر هستند. استفاده از صداوسیمای جمهوری اسلامی و نیز برنامه‌های تلویزیونی کشورهای همسایه(به‌دلیل مرزی‌بودن و بدون نیاز به استفاده از سیستم ماهواره) و ماهواره نیز به‌صورت چشمگیری در حال افزایش است.

این داده‌ها نشانی روشن از تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مناطق مورد توجه این بررسی است. آمارها می‌گویند سبک زندگی شهروندان این مناطق در حال دگرگونی است. نیازهای تازه‌ای در حال تبدیل‌شدن به مطالبات عمومی است و تغییر در سبک زندگی، تغییر در آرزوها و خواسته‌ها، ارزش‌ها و هنجارها را به‌دنبال خواهد داشت؛آیا مناسبات موجود پذیرای این وضعیت دگرگون شده است؟ آیا ابعاد این دگرگونی مورد توجه برنامه‌ریزان، مجریان و حتی تحلیلگران، جامعه‌شناسان و روزنامه‌نگاران قرار گرفته است؟ برای نمونه آیا حضور گسترده بانوان در دانشگاه‌های (بیشتر از پسران) این استان‌ها و نیز اشتغال به کار فارغ‌التحصیلان زن نشانی از این دگرگونی گسترده نیست؟

۶- آمارهای توسعه‌ای در عین حال که مشکلات و مسائل این مناطق را برجسته می‌کند، افق‌های روشن و امیدبخش این مناطق را نیز هویدا می‌سازد. از نظر شاخص‌های توسعه وضعیت در مناطق کردنشین ایران با مناطق کردنشین عراق و ترکیه قابل‌مقایسه نیست. روند توسعه در این بخش از ایران بسیار مثبت‌تر و چشمگیرتر از ترکیه و عراق است،(۷) اما این وضعیت بیم و امیدهای خاص خود را نمایان می‌سازد.

ازسویی قابلیت‌های فراوان توسعه‌ای این مناطق می‌تواند رهگشای آینده مطلوب‌تر این حوزه از ایران باشد. وجود منابع آبی فراوان، هم‌مرزی با سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکیه و عراق، طبیعت گردشگرپسند، معادن فراوان، افزایش قشر باسواد و البته دانشگاه‌دیده، دسترسی روزافزون به وسایل و رسانه‌های ارتباطی، گسترش شهرنشینی و تحولات فرهنگی ناشی از آن، گسترش بازارچه‌های مرزی و حضور چندین میلیونی خریداران از اقصی نقاط ایران در شهرهای تجاری و مرزی همچون بانه، مریوان، پیرانشهر و به‌تازگی جوانرود، حضور دائمی زائران عتبات که برای ورود به عراق از استان‌های کرمانشاه و ایلام باید گذر کنند و شواهدی از این دست نشان از فرصت‌های فوق‌العاده این استان‌ها برای توسعه موزون‌تر است. این وضعیت همان‌گونه که گفته شد تغییرات گسترده‌ای در سبک زندگی مردم این دیار ایجاد کرده است. نتیجه این تغییر سبک زندگی خود را در مشارکت‌طلبی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر نمایان می‌کند. آیا در جامعه ایران امروز زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی لازم برای استقبال از این مشارکت‌طلبی مهیاست؟ درصورتی‌که پاسخ این پرسش منفی باشد، این شکاف، میان مطالبات و واقعیات زندگی چه پیامدهایی می‌تواند در پی داشته باشد؟ از آنجا که متولی اصلی سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در کشور دولت و حاکمیت است، آیا این شکاف تقابل میان ملت و حاکمیت را دوچندان خواهد کرد؟ نتیجه این تشدید شکاف چگونه و در چه مواقعی و در چه شرایطی و با چه ابعادی خود را نمایان خواهد ساخت؟ آیا برای پرکردن این شکاف تدبیری اندیشیده شده است؟ ازسوی دیگر برای کاستن از رنج و درد مردمی که ثمرات کمتری از توسعه به آنان رسیده تدابیر مناسب و راهکارهای کارشناسانه اندیشیده شده است؟

شواهد فوق نشان می‌دهد جامعه امروز ایران و بویژه استان‌های ۴ گانه مورد بررسی این مقاله در صورت استمرار بی‌مبالاتی‌ها و ندانم‌کاری‌ها با مشکلات و مسائل نوینی دست به گریبان خواهد بود. باید برای جلب مشارکت ایرانیان و بویژه مردم کرد، رویکردهای نوینی را با تمرکز بر مشارکت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این مردم آزمود. راه‌های طی شده نتوانسته بر مشکلات فائق آید، اینک زمان بازآزمایی روش‌های منسوخ پیشین نیست و باید طرحی نو در افکند.

پی‌نوشت:

۱ـ حدود نیمی از مردم این استان کرد و نیمی دیگر آذری هستند که به زبان ترکی سخن می‌گویند.

۲ـ بخش دیگری از مردم کرد در نقاط دیگر ایران مستقرند. در مقاله حاضر تنها وضعیت استان‌های ۴ گانه غربی کشور مورد نظر است.

۳ـ گروهی از پژوهشگران، لکی را زیرمجموعه زبان‌های لری می‌دانند و گروهی دیگر هویتی مستقل از کردی و لری برای لکی قائلند.

۴ـ با احتساب مناطق آذری‌نشین، امکان کم‌کردن این حوزه میسر نبود.

۵ـ با جمعیتی شامل کردها، آذری‌ها و گروهی از اقلیت‌های قومی و مذهبی چون آشوری‌ها، ارمنی‌ها و زرتشتی‌ها.

۶ـ تمامی داده‌های آماری این مقاله از کتاب سالنامه آماری کشور در سال ۱۳۸۷ منشتر شده. در سال ۱۳۸۸ و نیز سالنامه‌های آماری استان‌های کرمانشاه، آذربایجان غربی، کردستان و ایلام و نتایج سرشماری ۱۳۸۵ نفوس و مسکن کشور اخذ شده است.

۷ـ درباره وضعیت شاخص‌های توسعه در مناطق کردنشین ترکیه، گزارشی در حال تدوین است که در صورت امکان در آینده‌ای نزدیک منتشر می‌شود.

*پژوهشگر مطالعات قومی در ایران

منبع: دو ماهنامه «چشم انداز ایران»، شماره ۶۶، اسفند ماه ۱۳۸۹ – فروردین ۱۳۹۰


 


دکتر صدیقه وسمقی، شاعر و استاد دانشگاه، در پیامی به مهندس میرحسین موسوی، درگذشت پدر وی را تسلیت گفت و آرزو کرد: خداوند شما را از بند زندانبانان آزادی و آزادگی که هرگز لحظه ای طعم خوش روییدن و سبز شدن را نچشیده اند برهاند و به شما بیش از پیش استقامت و استواری عطا کند.

به گزارش کلمه، این استاد دانشگاه در پیام خود خطاب به مهندس موسوی، آورده است: در برگهای رنگارنگ تاریخ … نام کسانی رقم می خورد که در شب دیجور تزویر و دروغ و نامردمی با صداقت و شجاعت و آزادگی بارقه ی امید آفریدند. در این برگها نام کسانی رقم می خورد که در هجوم تند باد غارتگر پاییزی ایستادند، نترسیدند و جلوه های سبز و با طراوات خلق کردند و زندگی را رنگی بهاری زدند.

متن این پیام بدین شرح است:

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی

درگذشت پدر بزرگوارتان را تسلیت عرض می کنم.

فصول گوناگون زندگی شتابان از پی یکدیگر می گذرد و برگهای رنگارنگ تاریخ هر روز بی وقفه ورق می خورد. در این برگها نام کسانی رقم می خورد که در شب دیجور تزویر و دروغ و نامردمی با صداقت و شجاعت و آزادگی بارقه ی امید آفریدند. در این برگها نام کسانی رقم می خورد که در هجوم تند باد غارتگر پاییزی ایستادند، نترسیدند و جلوه های سبز و با طراوات خلق کردند و زندگی را رنگی بهاری زدند.

نام شما و همسر ارجمندتان خانم دکتر زهرا رهنورد به پاس رنجهایی که در دفاع از حق و انسانیت تحمل می کنید همواره در شمار انسانهای بزرگ و نام های نیک باد.

خداوند شما را از بند زندانبانان آزادی و آزادگی که هرگز لحظه ای طعم خوش روییدن و سبز شدن را نچشیده اند برهاند و به شما بیش از پیش استقامت و استواری عطا کند.

صدیقه وسمقی


 



 


مهدی خزعلی در مطلبی که در وبلاگ خود نوشته است با اشاره به کتاب صد دقیقه تا بهشت خطاب به پدر خویش نوشته است:

پدر عزیزم؛ بارها و بارها به من کتاب داده اید، احوال سالکان و عارفان و رزمندگان، نشان از بی نشان ها (احوالات شیخ حسنعلی نخودکی) و کیمیای محبت ( در احوال شیح رجبعلی خیاط) ، میزا جواد آقا تهرانی، شهید چمران، شهید رجایی ، شهید بابایی ، شهید برونسی ( خاک های نرم کوشک) و آخرین کتاب، یعنی ” دا ” را اهدا نمودید و بقدر فرصت خواندم و توشه ره گرفتم، شاید این کتابها چند هزار صفحه بود، من در عوض شما را دعوت می کنم که یک صفحه از شهید بزرگوار بهشتی بخوانید، همین یک صفحه برای ما کافی است تا بفهمیم که بیراهه می رویم!

به گزارش کلمه اشاره  خزعلی به جملات زیر از کتاب صد دقیقه تا بهشت است که  نشر مستند آن را  منتشر کرده است. این کتاب شامل صد حکایت کوتاه از گوشه گوشه ی زندگی فردی و اجتماعی شهید آیت الله  دکتر بهشتی است.

***

از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید

***

بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه. گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید

***

به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.  تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***

الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

***

به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

***

مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

***

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

***

با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***

اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

راهش پررهرو باد


 


محمدرضا مقیسه، زندانی سیاسی و از رزمندگان دفاع مقدس، پس از یک مرخصی کوتاه، صبح روز دوشنبه به زندان برگشت. مادر این روزنامه‌نگار زندانی در نامه‌ای به فرزند آزاده‌اش، از حال و روز خود در روزهای پس از بازگشت فرزندش به زندان نوشته است.

به گزارش کلمه، مادر محمدرضا مقیسه در بخشی از این نامه نوشته است: پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.

محمدرضا مقیسه که روز دوشنبه به زندان بازگشت، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و از ایثارگران دفاع مقدس بوده است. او که از اعضای حلقه اصلی یاران میرحسین موسوی به شمار می‌رفت، از اعضای مرکزی کمیته‌ی پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری بود که مدتی بعد از یورش ماموران امنیتی به این کمیته، بازداشت شد. او پس از آزادی به قید وثیقه، بار دیگر در آبان‌ماه سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان تا پیش از نوروز سال ۹۰ در زندان بود.

متن نوشته‌ی مادر این زندانی در‌بند برای فرزندش را در ادامه بخوانید:

پسرم، مامورین وزارت اطلاعات با پوشش قوه قضائیه تو را به زندان باز می گردانند؟! شمع روشن شب هایم خاموش می گردد و پنجره رو به زیبایی و رو به آغوش مهربانت به رویم بسته می شود و چشمه زلال چشمان خشک خشک می شود.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، عذابی سخت بر من نازل می شود و ثانیه ها برایم پر از رمز و راز می شوند! نگاهم دائم به ثانیه ها و لحظه های بازگشت تو خیره می ماند و از خدا می خواهم تا هرچه زودتر زمان بگذرد و دوباره تو را در کنار خودم احساس کنم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، چشمانم همیشه در حال بهانه گرفتن هستند و دستهایم همیشه لرزان! هیچ حسی در وجودم احساس نمی کنم، و تنها تو را از خدای خویش می خواهم.

پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند، هر روز به یاد تو و به فکر تو هستم و هر شب نیز اگر خوابی به این چشم های خسته و غم دارم بیاید، خواب تو را می بینم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند تنها به مسیری می اندیشم که انتهای آن به زندان اوین منتهی می شود.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به مانند ساحلی می مانم که در کنار دریای پر از تلاطم، امواج محبت آمیز و حضور آزاد تو در کنار خود را به انتظار می نشیند.

پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به طفلان یتیمی که از تو سراغ می گیرند باید به غلط بگویم که تو سفر رفتی!!! از آن پس نام سفر برایم یک کابوس وحشتناک شده و دیگر از هر سفری نفرت دارم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند هر زمان که پرستوها بر فراز آسمان دلم پرواز می کنند به آنها می گویم سلام غریبانه مرا به پسرم برسانید و جوابش را هم همراه با خود بیاورید.

پسرم وقتی بعد از مرخصی چند روزه نوروزی تو را به زندان باز گرداندند به اتاقم رفتم و به قلم سبزی پناه بردم که برایم خریده بودی و بر روی کاغذ خیسی که روی میزم قرار داشت از بی گناهی تو و تنهایی مادری هشتاد ساله نوشتم که در راه انقلاب، خود و فرزندانش ( علیرغم تحمل تلخی ها و رفتار ناگوار دو سال گذشته) از هیچ تلاشی فرو نگذاشته اند و به کوری چشم نامحرمان و دشمنان انقلاب و تازه به دوران رسیده های حاکم، هنوز هم به آرمان های بلند امام(ره) و خون شهدا وفادارند.

پسرم وقتی…!!!

مادر آزاده دربند، محمدرضا مقیسه


 


با وجود اینکه بسیاری از کارشناسان و متخصصان بازارهای سهام از حبابی بودن و رشد بیش از حد بورس ابراز نگرانی و کنترل بورس را به سازمان بورس توصیه می‌کنند، اما این سازمان بی‌توجه به توصیه کارشناسان و دلسوزان ضمن ارائه اطلاعات غلط و گمراه کننده به رشد بیش از حد بورس دامن می‌زند.

به گزارش آفتاب، در آخرین نمونه از اطلاعات غلط و گمراه‌کننده توسط سازمان بورس؛ گزارش عملکرد بازار اوراق بهادار برای ماه منتهی به ۲۹/۱۲/۱۳۸۹ است که در لینک http://www.irbourse.com/newsPage.aspx?Nid=6120 توسط این سازمان ارائه شده و در این گزارش که خلاصه گزارش بورس منتهی به پایان اسفند ۸۹ می‌باشد. با تقسیم ارزش ۱۱۱۵۶۳۶ میلیارد ریالی بازار بر سود پیش‌بینی شده ۱۳۷۹۳۹ میلیارد ریالی کل بورس عدد ۷٫۷ را به عنوان نسبت P /E درج نموده و درحالیکه عدد واقعی ۸٫۱ است. تفاوت این دو رقم در این است که از عکس این نسبت یا تقسیم سود پیش‌بینی شده بر کل ارزش بورس، درصد سود پیش‌بینی شده بورس حاصل می‌شود و سازمان بورس عمداً با این تحریف واقعیت و محاسبه عجیب، سود پیش‌بینی شده بورس را افزایش داده تا باز هم جذابیت برای جذب سرمایه‌های جدید داشته باشد.

گزارش فوق فقط یک نمونه کوچک از عددسازی سازمان بورس برای بالابردن قیمت‌ها است چرا که این سازمان در گزارش دیگری تحت عنوان درآمد واقعی و سود تقسیمی به تفکیک صنعت بورس برای سال مالی منتهی به ۲۹/۱۲/۱۳۸۹ با لینک http://www.irbourse.com/newsPage.aspx?Nid=6113، سود واقعی شرکت‌های بورسی در این تاریخ را ۱۲۴۴۷۳ میلیارد تومان ذکر کرده که با تقسیم این سود برارزش کل ۱۱۱۵۶۳۶ میلیارد ریالی بورس که در بالا ذکر شد؛ سود پیش‌بینی شده بورس ۱۱ درصد محاسبه می‌شود و برعکس این نسبت به عنوان نسبت P/E رقم ۸٫۷ واحد حاصل می‌شود درحالی‌که توسط سازمان بورس ۷٫۷ اعلام شده است تا سود بورس ۲ درصد بیشتر نشان داده شود.

البته در حال حاضر ارزرش بورس به ۱۲۶ هزار میلیارد تومان رسیده که با توجه به سود واقعی ۱۲۴۴۷ میلیارد تومانی، درصد سود پیش‌بینی شده بورس برای یک سال آینده به کمتر از ۱۰ درصد خواهد رسید که در مقایسه با سود یک‌ساله بانکی ۱۲٫۵ درصدی بسیار کمتر است و بورس جذابیتی برای سرمایه‌گزاری نخواهد داشت.


 


تهمینه میلانی کار گردان مطرح سینمای ایران، در واکنش به برخورد تبعیض‌آمیز برنامه ۷، خواستار استعفای فریدون جیرانی از این برنامه شد.

پیش از این قرار بود این کار گردان سینمای ایران در برنامه ۷ حضور داشته باشد و به صورت زنده حرف‌های خود را با مخاطبان تلویزیونی بزند ولی مسعود ده‌نمکی شب گذشته جایگزین تهمینه میلانی شد.

تهمینه میلانی در یادداشتی که در شماره روز شنبه شرق منتشر شده، در واکنش به این اقدام برنامه ۷ خواستار استعفای جیرانی شده است.

برنامه ۷ که اجرای آن را فریدون جیرانمی برعهده دارد تا کنون با انتقادات تند کار گردانان مطرحی چون رخشان بنی‌اعتماد، مسعود کیمیایی، میر باقری و… مواجه شده است.

خانم میلانی در یادداشت خود نوشته که از پیش از عید قرار بوده در اولین برنامه ۷ در سال جدید حضور داشته باشند تا اینکه یک روز پیش از پیش از تاریخ وعده داده شده، یعنی در روز پنج‌شنبه ۱۸ فروردین فریدون جیرانی به او اطلاع می‌دهد که مسئولان تلویزیون مسعود ده‌نمکی را جایگزین او کرده‌اند. من همانجا به جیرانی پاسخ دادم که دود این سیاست‌های غلط هنری بی‌شک به چشم همه مردم ایران به وی‍ژه جامعه هنری مستقل می‌رود. وقتی آقای جیرانی به من گفت بدون تمایل قلبی ایشان، نام من از برنامه حذف شده است، از ایشان خواهش کردم برای احترام به سینمای ملی استعفا دهد.

کارگردان فیلم‌های “دو زن” و “یکی از ما دو نفر” در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته: جالب است همه این اتفاقها در شرایطی روی داده که ۳۵ سینما در اختیار اخراجی‌هاست و همه تیزرهای سینمایی و زیرنویس‌های تلویزیون به این فیلم اختصاص داده شده است. اما انگار این تبلیغات کافی نبوده است.


 


عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به نزدیک بودن پایان مهلت قانونی معرفی وزیر برای وزارت راه و ترابری، یادآور شد: تا پیش از بررسی لایحه بودجه در صحن علنی مجلس، تعیین تکلیف وزارت راه و ترابری ضروری به نظر می‌رسد.

“حسین سبحانی‌نیا” در گفت‌و‌گو با خبرنگار خانه ملت، درباره فرجه قانونی رئیس دولت برای معرفی وزیر راه و ترابری به مجلس، گفت: این مهلت در ۱۲ اردبیهشت ماه به پایان می‌رسد چون طبق قانون رئیس جمهور تنها ۳ ماه می‌تواند یک وزارتخانه را به شکل سرپرستی اداره کند.

وی افزود: کمیسیون تلفیق مجلس هم اکنون مشغول بررسی لایحه بودجه ۹۰ است و تا چند وقت دیگر آن را نهایی و به صحن ارائه می‌کند در این فاصله تعیین تکلیف وزارت راه و ترابری ضروری به نظر می‌رسد زیرا اعتبار هر سازمان، دستگاه یا وزارتخانه در ردیفی هم نام با آن تعریف می‌شود که از این رو دیگران حق استفاده پیدا نمی‌کنند.

عضو هیئت رئیسه مجلس اظهار کرد: وزارت ورزش و جوانان نیز الان چنین وضعیتی را دارد و دیگر سازمان‌های تربیت بدنی و ملی جوانان نمی‌توانند پس از تصویب بودجه ۹۰ از دریف بودجه این وزارت خانه استفاده کنند. بنابراین رئیس دولت برای آنکه جلوی صدمه خوردن ورزش کشور را بگیرد باید وزیر پیشنهادی را در اسرع وقت به مجلس معرفی کند.

وی ادامه داد: بعداز تعطیلات نوروزی در هر جلسه علنی یکی دو نفر از نمایندگان نسبت به بلاتکلیفی دو وزارتخانه راه و ترابری و ورزش و جوانان تذکر می‌دهند که به طور قطع بعداز تصویب بودجه ۹۰ سیر تذکرات شدید‌تر خواهد شد.

“حمید بهبهانی” وزیر سابق وزارت راه و ترابری روز ۱۲ بهمن ۸۹ از سوی مجلس استیضاح شد و از آن تاریخ علی نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی سرپرستی این وزارتخانه را به عهده گرفت.


 


نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس با بیان این که هم اکنون در سطح کشور حدود ۴۰ هزار کارگر به علت خصوصی شدن مخابرات، از کار خود اخراج و یا تعلیق شده اند، گفت: دولت باید پاسخ‌گوی اشتغال و امرار معاش این قشر از مردم باشد.

“سعد‌الله نصیری‌ قیداری” در گفت وگو با خبرنگار خانه ملت، درباره اخراج کارگزاران روستایی در بخش مخابرات در سطح کشور و به ویژه استان زنجان، افزود: متأسفانه از آن زمانی که واگذار شدن شرکت مخابرات به بخش خصوصی اعلام شد، این اخراج و یا تعلیق کردن نیرو‌های خود را آغاز کرد.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی، افزود: تعداد زیادی از کارگزاران مخابرات روستایی در سطح کشور اخراج شده‌اند، که تعداد آن‌ها به چهل هزار نفر هم رسیده است.

وی درباره مشکلات دیگر کارگزاران مخابرات روستایی توضیح داد: آن کارگزارانی که مشکل اخراج ندارند با معضلات دیگر مثل بیمه روبه‌رو هستند، به عنوان مثال کارگزارانی هستند که ۳۰ سال سابقه کار دارند اما هنوز بیمه نیستند.

نصیری تأکید کرد: مسئولان به جای برگزاری نشست‌ها و سر دادن شعارهای حمایت از این قشر، حمایت اصولی داشته باشند و برای برطرف کردن مشکلات جامعه کارگری فورا اقدام کنند.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس افزود: تنها راه حل خصوصی سازی، اخراج کردن کارگزاران نیست، بلکه می‌توان با برنامه‌ریزی آن‌ها را به کاری مشغول کنند.

۲۲ ماه هم از زمان ابلاغ قانون اصل ۴۴، ۵۸ ماه از زمان ابلاغ سیاست‌های کلی این موضوع و چندین ماه هم از ابلاغ قانون متعهد شدن واحدهای واگذار شده، به این که تا پنج سال بعد از واگذاری هیچ نیرویی را اخراج نکنند می‌گذرد، اما هنوز فعالان و مقامات کارگری ابراز نگرانی از این روند خصوصی‌سازی می‌کنند.

آنها معتقدند با این خصوصی‌سازی بیشترین قشر متضرر کارگران بوده‌اند که به راحتی و به علت نبود نظارتی از سوی دولت بعد از واگذاری از کار خود اخراج شده‌اند، اما از میان این کارگران نیز به طور قطع تهدید اخراج برای کارگران قراردادی بیشتر است، کارگرانی که طبق آمارهای وزارت کار ۷۰ درصد جامعه کارگری کشور را شامل می‌شوند و با این ترفند که بعد از پایان قراردادشان دیگر با آنها قراردادی منعقد نمی‌شود، آنها را جزء اخراجی‌ها و بیکارشده‌ها هم به شمار نمی آورند.


 


عضو کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی با بیان اینکه بدهی دولت به تامین اجتماعی محرز است متذکر شد: شرایط نامطلوب بیمه اجتماعی خدمات رسانی به بیمه شدگان را دچار اختلال می کند.

“صمد فدایی” درگفت وگو با خبرنگار خانه ملت در خصوص وضعیت سازمان تامین اجتماعی و طلب این سازمان از دولت گفت: بدهی دولت به تامین اجتماعی یک امر محرز است که از سال های گذشته بوده و همچنان ادامه دارد.

نماینده مردم سنقر و کلیائی در مجلس افزود: شواهد و قرائن نشان می دهد که دولت در بسیاری از استان ها به صندوق های بیمه اجتماعی بدهکار است و این سازمان از نظر مالی شرایط مطلوب و مناسبی ندارد.

عضو کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی ادامه داد: دولت باید طلب سازمان تامین اجتماعی را پرداخت کند و بعد کمک های مالی خود را به این سازمان ادامه دهد.

فدایی با بیان اینکه سازمان تامین اجتماعی تعهداتی درقبال بیمه شدگان دارد گفت: اگر تامین اجتماعی از شرایط مطلوبی برخوردار نباشد خدمات رسانی مطلوبی صورت نخواهد گرفت و افزایش حقوق پرسنل، تامین مالی صندوق بازنشستگی، بیمه کارگران و سایر خدمات این سازمان دچار اخلال می شود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه حل مشکل سازمان تامین اجتماعی دغدغه کمیسیون اجتماعی است اظهار داشت: صندوق های تامین اجتماعی که می بایست با این توان بالا برای خدمات رسانی بدون اتکا به دولت اداره شوند به دلیل سوء مدیریت اکنون نیازمند کمک های دولت هستند.

فدایی با تاکید بر لزوم پرداخت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی متذکر شد: املاک و اموال این سازمان متعلق به بیمه شدگان است و نباید دولتی شود، دولتی شدن تامین اجتماعی خلاف سیاست های کلی نظام و اصل ۴۴ قانون اساسی است.


 


غلامعلی رجایی مورخ و از رزمندگان دفاع مقدس در وبلاگ خود نوشت: گاهی خدا حرفهایی را که باید بشنویم و بر مبنای آنها در زندگی مان تغییر روش بدهیم بر زبان دیگران جاری می کند. هر چند برای خیلی ها این مساله بارها اتفاق افتاده و می افتد اما مهمتر از این شنیدنها و گفتنها، درس آموزی از این شنیده ها وبکار گیری آنهاست.

دیروز که به مجلس ترحیم پدر یکی از دوستان قدیم سوسنگردی ساکن اهواز به مسجد خوزستانی های مقیم مرکز که در کنار پارک زیبای ساعی در خیابان شهید اسلامبولی قرار دارد رفته بودم آقای سیدنور که از بر و بچه های قدیمی جنگ و از دوستان عرب اهوازی من است همزمان با من به مسجد وارد شد.

او از رزمندگان پاسدار قدیمی جنگ در خوزستان است و خانواده اش از خاندانهای شناخته شده وبا فضیلتی است که در دوران نورانی دفاع مقدس دو شهید عزیز را تقدیم انقلاب و اسلام کرده است.

یکی ازاین شهدا سید ناصر سید نور است همو که به مدد گویش عربی خود بارها و از جمله در سال ۱۳۶۱ برای انجام شناسایی به عمق مواضع دشمن بعثی نفوذ می کرد و در ایامی که آرزوی زیارت کربلا و نجف به دل خیلی ها مانده بود با اجازه فرماندهان خود به کربلا رفت و در صحن مولای شهیدم، حضرت باب الحوائج ابوالفضل العباس (ع)عکس گرفت که تصویری ازاین تشرف درکتاب خاطراتی که از شهدا به نام صنوبرهای سرخ نوشته ام و در سال ۱۳۷۳ توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و بعدها با همکاری بنیاد شهید به چاپ رسیده آمده است.

در ابتدای ورود به مسجد تا آقای سیدنور را دیدم و با او دستی دادم با لحنی سوال گونه که گویی با خود سخن می گوید ولی پیدا بود دارد با من حرف می زند گفت: مرده ها باید ما را دور هم جمع کنند!

هرچندبا شوخی به اوگفتم نه ،سید ما که درمراسم ماه محرم هر سال این مسجد همدیگر را می بینیم اما درهمان لحظه که این مثلا جواب را! به گفته او می دادم در دل با خود گفتم این سید عجب حرفی زد و بر روی چه نکته دقیقی انگشت گذاشت.

پنجشنبه شب ۱۷ فروردین که به دعوت نوه حضرت امام آقا مسیح بروجردی که از دوستان بسیار عزیز دوران جنگ من است برای شرکت در مجلس اربعین درگذشت مرحوم پدر بزرگوارش مرحوم دکتر محمود بروجردی به حسینیه جماران رفته بودم بسیاری از چهره های شاخص و بعضا جنجالی دو جناح به اصطلاح چپ و راست و جناح غیر چپ و راست! ازجمله آقایان خزعلی ، شیخ حسن صانعی ،موسوی خوئینی ها سید محمد خاتمی ،سید محمد بجنوردی ، ناطق نوری، محمدعلی رحمانی، امام جمارانی ، صادق طباطبایی ، سید ممحود دعایی،عیسی ولایی،غلامحسین کرباسچی ، حمید انصاری ،نوراللهیان ،علی مطهری، بادامچیان، سیدرضا نیری و بسیاری که من نتوانستم ببینم را که برای عرض تسلیت و گرامی داشت اربعین ارتحال داماد مکرم حضرت امام به خاندان بزرگ و با برکت خمینی در کنار هم در حسینیه جمارانی که به تعبیر زیبای سخنران مجلس جناب آقای فاطمی نیا هنوز عطر نفس های امام در آن به مشام می رسد نشسته بودند را دیدم ،بیشتر به صحت گفته سیدنور پی بردم.

این مجلس ختم که در آن فاضل ارجمند جناب فاطمی نیا به گوشه هایی از سجایای اخلاقی داماد امام اشاره نمود نشان داد ما به رغم اختلاف سلیقه هایی که فقط در امور سیاسی داریم- که کمی تا قسمتی از آن هم طبیعی است!- می توانیم درکنارهم بنشینیم وبدون فتنه گر و وابسته به خارج و مخالف رهبر خواندن یا غیرخط امامی دانستن یکدیگر در کمال رافت وصدق و عطوفت و برادری بر روی هم لبخند بزنیم و نسبت به هم اظهار ارادت ومحبت کنیم.

آقای فاطمی نیا از مرحوم دکتر بروجرد ی گفت و از سعه صدر و دل بزرگی که داشته است و برای نمونه به یکی از ماموریتهایی که آن مرحوم بعنوان سفیردر خارج ازکشور بوده اشاره نمود که تا شنیده هنرمندی به دلیل تنگناها و مشکلاتی که بعضی ها در کشور برای اوایجاد کرده اند ترک دیار کرده و برای اقامت به خارج آمده است در نامه ای به مقامات داخل کشور نوشته :اینجانب از هر جهت ایشان را تایید می کنم آقای فاطمی نیا می گفت وقتی این برگه به دست آن هنرمند رسید گفت من با آن برخوردها که با من شد هرگز قصد بازگشت به ایران را نداشتم ولی با این جوانمردی چه کنم؟ و همین باعث شد وی از تصمیم خود منصرف شده و به وطن باز گردد.

در پایان جلسه برادر اندیشمندم جناب آقای فواد صادقی- مدیر مسؤل قبلی سایت بازتاب و بعدها تابناک و مدیر مسول فعلی سایت فیلترشده آینده را دیدم .فواد فاضل ارجمند جناب سروش محلاتی که مرحوم پدر وی در دهه چهل از شاگردان برجسته امام بوده است معرفی کرد.

من اگرچه از نزدیک ایشان را ندیده بودم اما در دوسال اخیر با نوشته های بسیار عالمانه و محققانه و کاربردی شان که در وبلاگ شخصی و گاه درسایت وزین آینده درج می شد از نزدیک آشنا بودم .ایشان هم از طریق سایتهای خبری مرا می شناخت.

آقای سروش محلاتی ضمن اظهار لطف می گفت: مدتهاست به دنبال تلفنی از من بوده تا صحت وسقم خاطره ای از امام خمینی که آنرا برای من تعریف کرد را جویا شود .

خاطره این بود که امام با دقت خاصی که داشته دیده وضع ظاهر فردی که بر روی سکوی روبروی او در حسینیه جماران ایستاده و از او فیلمبرداری می کند با سابق فرق کرده است به این معنا که اوقبلا ریش خود را می تراشیده اینک ریش گذاشته است .امام جریان را جویا می شود و بعد متوجه می شود فرزند او مرحوم حاج احمدآقا به این فیلمبردار در توصیه ای دوستانه پیشنهاد کرده چون وی همیشه در حسینیه جماران در محضر امام فیلمبرداری می کند بهتر است محاسن داشته باشد که او هم این پیشنهاد را پذیرفته و محاسن گذاشته است. امام پس از شنیدن این ماجرا با این امر بر خورد کرده و این کار که دیگران بر خلاف عقیده خود ناچار به انجام کاری بشوند را درست ندانسته است.

به ایشان گفتم من هم این را شنیده ام ولی چون این خاطره به نقل از مرحوم حاج احمد آقاست با ارتحال ایشان امکان تحقیق دراین مورد را نداشته ام و برای سندیت آن، باید از موسسه تنظیم و نشر آثار امام سوال شود. در ادامه به دو سه مورد مشابه اشاره کردم که گل لبخند برلبان ایشان ودوستان روحانیشان نشست.که یکی ازآنها این بود که به نقل از آقای دکتر صادق طباطبایی- برادر همسر مرحوم حاج احمد آقا- گفتم ایشان به امام گفته بعضی پاسداران دم در بیت که می بینند من با این ریش تیغ زده مرتب با شما ملاقات می کنم به من می گویند شما چه جور با این تیپ پیش امام می روی که امام هم بایک شوخی گفته بود مگر تو اصلا می گذاری ریشت در بیاید که به تو بگویند ریشت را می تراشی ! و به نقل از داماد امام مرحوم دکتر بروجردی هم گفتم ایشان درمصاحبه ای گفته بود در روزهایی که به خواستگاری دختر امام رفته بودم با ریش زده و کراوات به محضر ایشان در قم رسیدم و امام هم هیچ عکس العملی در مورد وضع ظاهری من نشان نداده و در مورد مقدمات خواستگاری با من صحبت کردند.

نقل اینگونه خاطرات انسان را بیشتر با روح بزرگ و سعه صدر امام آشنا می کند.

یکی از دوستان از بزرگی که خوشبختانه در قید حیات است و خداوند سایه پربرکت او و امثال او را بر سر سالکان راه حق و حقیقت مستدام بدارد نصیحتی خواسته بو از ایشان شنیده بود: ظاهر را رها کن.

به راستی چه درس بزرگی در این عبارت بسیار کوتاه اما پرمغز نهفته شده است .

ما غالبا گیر ظاهر خود و دیگران هستیم و همین باعث می شود نتوانیم حقائق عالم اطرافمان را آنگونه که هست ، بشناسیم .

شاید یکی از بهترین مصادیق این حقیقت ماجرای کشیک چی بازار اصفهان در دهه های دور – که احتمالا دوره ننگین قاجار باشد – که این نوشته را با ذکر آن به پایان می برم.

اخیرا دوستی، سی دی این ماجرای شنیدنی را که در قالب تئاتری اجرا شده به من داد .

قبر این کشیک چی در اصفهان است و من سالها پیش با راهنمایی عزیزی به زیارت مزار نورانی او در قبرستان تخت فولاد اصفهان مشرف شده و فیض برده ام.همو که در بازار اصفهان نگهبان شبانه بود وکسی به دلیل وضع شغلی وظاهری اش به او اعتنایی نمی کرد و نمی دانست وی دارای چه مقام ومنزلت مهم معنوی است.

راز این کشیک چی بازار اصفهان همچنان سر به مهر بود تا اینکه در ماجرایی که برای یکی از بازاریهای متدین در سفر به مکه پیش آمد و او گریان و اشک ریزان برای بر طر ف شدن مشکل خود- که احتمالا گم شدن پول سفرش در بین راه مکه بود- به امام زمان (عج)متوسل شد لحظاتی پس از این توسل کشیک چی به اذن حضرت با طی الارض از اصفهان به کمک وی شتافته و مشکل او را برطرف نمود و لحظه ای بعد دوباره به اصفهان بازگشت.

زائر اصفهانی که از این امر در بهت و حیرتی شگفت فرو رفته بود در بازگشت به اصفهان ماجرا را برای کسانی که برای زیارت قبولی به دیدار او می آمدند بیان می کرد و این در حالی بود که به کشیک چی قول داده بود در باز گشت به اصفهان این راز را با کسی در میان ننهد

کشیک چی که راز خود را برملا دید از خدا خواست با مرگ او این راز همچنان سر به مهر نگه داشته شود.لذا یکی از نزدیکانش را از خبر مرگ زود هنگام خود مطلع نمود و با پرداخت هزینه کفن و دفن خود از وی خواست مسولیت دفنش را عهده دار شود.

تا در روزهای بعد در شهر شایع شد این نگهبان شب بازار اصفهان یکی از یاران نزدیک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه است او از این عالم خاکی رخت بربسته و رفته بود.

خدایا در ظهور مولای غریبمان که دراین روزها عده ای کوته نظر با تهیه یک سی دی با عنوان به سوی ظهور خود سرانه با ذکر مصادیقی! بدون مشورت با مصادر امر، ظهور حضرتش را به سخره گرفته و با آبروی شیعه در عالم اسلام بازی کرده و می کنند تا جایی که سر وصدای مراجع بزرگ داخل وخارج و از جمله آیت الله سیستانی را هم درآورده اند که گفته در ایران چه خبر است؟ و چرا از این کارها جلوگیری نمی شود تعجیل بفرما و صفوف ما را بیش از پیش در کنارهم برای آمادگی ظهورش فشرده تر بگردان. و به ما قدرت تحملی بیش از این در درک و باور یکدیگر عنایت فرما.


 


فیض الله عرب سرخی:

سیاست خارجی (Foreign Policy) به مجموعه ای از راهبردها و برنامه ها و کنش های عملی یک کشور در رابطه با دیگر کشورهای جهان اطلاق می شود که در جهت تحقق اهداف راهبردی و مرحله ای خاص آن کشور سامان یافته است. اهداف راهبردی و مرحله ای یک کشور در عرصه بین الملل می تواند متفاوت باشد و حتی در مقاطع مختلف تغییر کند اما در نگاهی کلان تأمین منافع و مصالح ملی، تقویت مؤلفه های قدرت و کاهش و یا تبدیل تهدید ها به فرصت ها در سطوح بین المللی و منطقه ای، اهداف و اصول ثابت سیاست خارجی یک کشور به شمار می آید. این تعریف کلان از اهداف سیاست خارجی می تواند شاخص و معیار مناسبی برای ارزیابی موفقیت و یا ناکامی یک حکومت در حوزه سیاست خارجی باشد. به دیگر سخن اگر کشوری در دفاع از منافع و مصالح خویش و حمایت از نیروهای همپیمان و مؤتلفان استراتژیک خود در سطح منطقه ای و جهانی موفق عمل کرد و توانست بر تحولات جاری در فضای محیطی خود تأثیر مثبتی بگذارد به گونه ای که به کاهش تهدیدها و ایجاد فرصت های جدید بینجامد آن کشور را باید در عرصه سیاست خارجی پیروز و موفق تلقی کرد.

سیاست های راهبردی جمهوری اسلامی ایران هم زمان با روی کار آمدن جریان حاکم کنونی دستخوش دگرگرگونی و یا بهتر بگوییم دگردیسی کاملی شده است. اصول گرایان حاکم سیاست خارجی دوره پیش از خود را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را انحلال طلبانه، سازش کارانه و از موضع ضعف تحلیل می کردند. آنان سیاست خارجی مبتنی بر رویکرد تهاجمی، تنش زا و مبارزه طلبانه را جانشین سیاست حارجی تنش زدا، صلح طلب و عدالت خواه گذشته جمهوری اسلامی ایران کرده و در پاسخ به منتقدانی که طرح شعارهای ماجراجویانه و مبارزه طلبانه را به ضرر منافع و مصالح ملی می دانند، همواره بر این نکته تأکید کرده اند که اولاً اتخاذ سیاست تهاجمی ایشان علیه دشمن (اروپا و آمریکا) آنان را منفعل و ناگزیر به دفاع و در نتیجه دادن امتیاز می کند و ثانیاً محبوبیت و پایگاه مردمی جمهوری اسلامی را در سطح ملت های جهان افزایش می دهد. در باره فایده اخیر باید گفت که اصول گرایان اگر نگوییم عمل گرا، واقع بین تر از آن هستند که صرفاً به محبوبیت میان مردم مسلمان دلخوش کنند. آنان نشان داده اند به مقوله قدرت نگاهی کاملاً عملگرایانه دارند و آن جا که پای قدرت در میان است نه تنها گرفتار افکار رومانتیک و ایده آلیستی نمی شوند بلکه به سادگی از بسیاری از ارزش های اخلاقی و انسانی نیز چشم می پوشند. بنابراین منطق ایشان را در باره فایده اخبر باید بهتر فهمید. درواقع مقصود ایشان از گسترش محبوبیت در میان ملت های مسلمان این نیست که نسبت به مواضع و رفتار دولت ها در قبال ایران و حاکمیت خود بی تفاوت هستند بلکه درست برعکس معتقدند بسط محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در سطح ملت ها موجب می شود دولت ها در رفتار با ایران خود را در برابر افکار عمومی جامعه خویش یافته و به گونه ای رفتار نکنند که موجب نارضایتی و تحریک احساسات ایشان شوند. به این ترتیب جریان حاکم معتقد است با اتخاذ مواضع تهاجمی در قبال اروپا و آمریکا و در نتیجه جلب حمایت ملل جهان به ویژه ملت های مسلمان، دولت ها را ناگزیر از رفتار احترام آمیز در قبال ایران کرده و درنتیجه حاشیه امنی برای خود ایجاد می کنند.

طی ماه های اخیر شاهد تحولات شگرفی در سطح منطقه و جهان هستیم. تحولاتی که منافع و مصالح بسیاری از کشورهای چهان را تحت تأثیر و حتی چالش قرار داده است. تحولات محیط منطقه ای و بین المللی کلیه کشورها را ناگزیر ساخته تا با اتخاذ سیاست های فعال در عرصه روابط بین الملل ضمن کاهش آثار زیانبار تحولات مذکور بر منافع خود، از فرصت های پدید آمده حداکثر بهره را ببرند. به نظر می رسد تحولات و حوادث بین المللی و منطقه ای و آثاری که این تحولات بر منافع و مصالح ملی جمهوری اسلامی برجای گذاشته است فرصت مناسبی را برای سنجش میزان توفیق حاکمیت کنونی ایران در عرصه سیاست خارجی فراهم آورده باشد. به گمان من دو سه نمونه از رخ دادهای شاخص و مهم طی یک ماهه اخیر به روشنی می تواند ملاک روشنی برای داوری در این زمینه باشد:

الف: ایران و شیعیان بحرین

همزمان با شکل گیری موج دموکراسی خواهی در منطقه عربی و شمال آفریقا، اکثریت شیعه کشور بحرین که از بسیاری از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم هستند، برای استیفای حقوق انسانی و قانونی خود دست به اعتراض زدند. بدیهی است برای شعیان بحرین جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشور شیعی جهان و منطقه، کشوری مادر محسوب می شود و متقابلاً برای جمهوی اسلامی ایران نیز سرنوشت و وضعیت شیعیان بحرین هم به لحاظ اعتقادی و هم به لحاظ سیاسی و استراتژیک اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین میزان تأثیر جمهوری اسلامی بر بحران بحرین و نحوه حل و فصل آن می تواند یکی از مهم ترین ملاک ها و شاخص ها برای ارزیابی میزان کارآمدی و کامیابی سیاست خارجی ایران باشد. درحالی که تقریباً تمامی جنبش های مردم منطقه عربی خاورمیانه ای از تونس گرفته تا مصر و یمن(به استثنای لیبی که وضعی متفاوت دارد) به نحوی مطلوب به نفع حقوق مردم این کشورها پیش می رود، اعتراض مردم بحرین که اکثر آن ها را شیعیان محروم از حقوق سیاسی و اجتماعی تشکیل می دهد، توسط نیروهای مسلح این کشور و مداخله ارتش عربستان سعودی و در سکوت کامل مجامع بین الملل سرکوب شد. در این که اروپا و آمریکا در قبال جنبش مردمی بحرین موضعی دو گانه اتخاذ کردند و منافع خود را بر حقوق مسلم مردم معترض بحرین ترجیح دادند تردیدی نیست. ضرب المثل «گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد» حداقل برای ما ایرانیان ضرب المثل شناخته شده و پر معنایی است. اما باید دید چه عاملی موجب شده تا اروپا و امریکا با جنبش مردمی بحرین به عنوان یک استثناء و براساس معیاری دوگانه برخورد کنند و چرا دول غربی که در برابر جنبش مردمی کشورهای منطقه ناگزیر از دست کشیدن از حمایت رژیم های دیکتاتوری این کشورها شدند و بر ضرورت تحقق خواسته های مردم تأکید کردند، در قبال حکومت استبدادی آل خلیفه موضعی معکوس اتخاذ کرده و به عربستان چراغ سبز نشان دادند تا به سرکوب معترضان بحرینی بپردازد.

برای یافتن پاسخ این سئوال چندان نیازی به تحلیل های عمیق و کارشناسانه نداریم. تنها تفاوت اعتراضات مردمی بحرین با اعتراضات مردمی مصر و تونس و یمن این است که معترضان بحرینی مانند ایرانی ها اکثراً شیعه امامی هستند و بحرین در همسایگی ایران قرار دارد. ایران نیز کشوری است که به لطف سیاست های ماجراجویانه و رویکرهای مبارزه طلبانه حاکمان اصول گرای آن در سطح افکار عمومی جهان به عنوان کشوری ناآرام، مداخله گر در کشورهای همسایه و تنش آفرین معرفی شده که از هر فرصتی برای بر هم زدن اوضاع به نفع خود بهره می برد. در نتیجه طبیعی است که اروپا و آمریکا از قدرت گرفتن شیعیان بحرین در این کشور منطقه خلیج فارس که نتیجه آن قدرت گرفتن بیشتر ایران در این منطقه است، احساس خطر کرده و با جنبش مردمی این کشور به عنوان یک استثناء برخورد کنند و به سادگی به عربستان چراغ سبز بدهند تا در سطح تبلیغاتی سیاسی صورت مسئله بحران بحرین را از جنبشی مردمی و دموکراسی خواه به حرکتی شیعی در چارچوب منازعه شیعه و سنی تغییر داده و به مداخله نظامی و سرکوب جنبش بپردازد. در واقع جمهوری اسلامی نه تنها قادر به حفظ حقوق شیعیان بحرین – که به جمهوری اسلامی به عنوان کشوری مادر نگاه می کنند – نشد، بلکه به علت وجهه و موقعیت نامطلوب خود در سطح بین الملل، زمینه های سرکوب شیعیان مظلوم بحرین را فراهم آورد.به این ترتیب شیعیان بحرین که می توانستند مانند شیعیان زیدی یمن در اعتراضات حق طلبانه خود از حمایت بین المللی برخوردار باشند، قربانی سیاست های حاکمان اصول گرای ایران شدند. طنز تلخ این ماجرا آن است که حاکمان اصول گرای ایران خود را محبوب قلوب مردم منطقه و دول اروپایی و آمریکایی را منفور ملت های مسلمان می دانند اما در همان حال که شیعیان مظلوم بحرین به خاطر جمهوری اسلامی ایران به ضرب گلوله های ارتش سعودی کشته می شوند، مردم لیبی برای فرانسه و انگلیس به خاطر حمله علیه پایگاه های نظامی لیبی و انهدام توان نظامی قذافی هورا می کشند.

تصور کنید اگر ایران از جایگاه و منزلتی غیر از این در جهان برخوردار بود و همانند دوران اصلاحات با کشورهای منطقه و به ویژه عربستان سعودی روابط دوستانه و نزدیکی داشت، وضعیت جنبش اعتراضی بحرین تا چه حد متفاوت می شد. در چنین حالتی بی تردید به جای ورود ماشین جنگی عربستان به بحرین و سرکوب شیعیان این کشور، دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران این ظرفیت را می داشت که میان حاکمیت بحرین و شیعیان ناراضی این کشور میانجی گری کند و ضمن اطمینان دادن به حاکمیت بحرین، در استیفای حقوق شیعیان این کشور نقش مثبتی ایفا نماید.

با توجه به آن چه گفته شد حاکمان اصول گرای ایران را باید مسئول وضعیت مرارت بار کنونی شیعیان بحرین دانست و سرکوب شیعیان این کشور توسط عربستان سعودی را باید ناکامی بزرگ حاکمان ایران در عرصه سیاست خارجی به شمار آورد، وگرنه چه تفاوتی میان شیعیان زیدی یمن و شیعیان بحرین وجود دارد که اعتراضات یمنی ها با حمایت جامعه بین المللی مواجه شود و به رغم این که یمن همسایه جنوبی عربستان است، این کشور جرئت مداخله در یمن را نداشته باشد اما شیعیان بحرین از حمایت بین المللی محروم بمانند و عربستان از سوی اروپا و آمریکا برای سرکوب آن ها چراغ سبز دریافت کند؟

ب: ایران و ترکیه

ترکیه تنها کشور مسلمان منطقه است که روابط سیاسی اقتصای مطلوبی با ایران دارد. حزب اسلام گرای حاکم بر ترکیه البته براساس درک صحیحی که از منافع ملی کشور خود دارد، همواره کوشیده است در روابط خود با ایران مستقل از خواست و اراده آمریکا حرکت کند. در اواخر بهمن ماه سال گذشته و در حالی به علت قطعنامه های تحریم شورای امنیت سازمان ملل متحد روابط و همکاری های اقتصادی بسیاری از کشورها با ایران قطع شده است و در حالی که پس از گذشت یکسال و نیم از شکل گیری جنبش سبز، خیابان های تهران و شهرهای بزرگ ایران صحنه اعتراض سبزها بود، آقای اردوغان به همراه هیئت اقتصادی بزرگی وارد تهران شد و با درک صحیح از تمایل شدید حاکمان اصول گرای ایران برای خروج از انزوای بین المللی به توافقات اقتصادی گسترده ای با ایشان دست یافت. بلافاصله پس از بازگشت آقای اردوغاان از ایران، دولت ترکیه در چارچوب اجرای قطعنامه شورای امینت سازمان ملل علیه ایران یک هواپیمای ایرانی را توقیف و مورد تفتیش قرار داد. حدود یک ماه پس از آن دیدار گرم و توافقات گسترده، هفته گذشته دومین هواپیمای ایران در ترکیه توقیف و مورد بازرسی قرار گرفت. تلاش حاکمان اصول گرا برای منصرف ساختن دولت دوست ترکیه از گزارش محموله این هواپیمان به شورای امنیت سازمان ملل بی فایده ماند و دولت اسلام گرای این کشور، گزارش خود را که البته به ضرر ایران بود تقدیم شورای امنیت کرد.

فراموش نکرده ایم شش سال پیش آقای احمدی نژاد در نطق های انتخاباتی خود در نقد سیاست خارجی کشور می گفت روابط اقتصادی ایران با کشورها باید تابعی از موضع آن ها در قبال ما باشد. وی پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری نیز در جمع نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای مختلف بر این نکته تأکید کرد که این پذیرفتنی نیست که کشورهای دیگر از مزیت های اقتصادی رابطه با ایران استفاده کنند اما رفتار سیاسی غیر دوستانه ای با ما داشته باشند. امروز اما درنتیجه رویکردهای ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی و صدور قطعنامه های تحریم علیه ایران، حاکمان اصول گرا در چنان انزوای سختی قرار گرفته اند که تحت هر شرایطی حاضر به برقراری روابط اقتصادی با هر کشوری هستند. تنازل های سخاوتمندانه حاکمان اصول گرا در مذاکرات فروش گاز به هند را فراموش نکرده ایم. ان همه حاتم بخشی در قیمت گاز برای نگهداشتن هند در مذاکرات قرار داد خط لوله صلح نهایتاً به جایی نرسید و این کشور نیز در اجرای قطعنامه های تحریم شورای امنیت و اصرار آمریکا پس از پاکستان از این مذاکرات کنار کشید. اگر قرار باشد در میان کشورهای مسلمان دو کشور را مثال بزنیم که مردم مسلمانش به طور سنتی به ایران علاقه دارند این دو کشور هند و پاکستان خواهند بود، اما چنان که دیدیم محبوبیت ادعایی اصول گرایان حاکم در میان ملل مسلمان از جمله ملت های مسلمان این دو کشور موجب نشد تا آن ها از امضای قرار داد خط لوله صلح با ایران سرباز زنند، تا گاز ایران همچنان در هوا بسوزد و قطر به طور گسترده از میدان گازی مشترک با ایران به ضرر ما و به نحو گسترده بهره برداری کند. همان گونه که افکار عمومی مردم ترکیه که به شدت ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی است موجب نشد تا دولت ترکیه از توقیف هواپیمای ایران و گزارش محموله آن به شورای امنیت سازمان ملل خودداری کند.

ج: قطعنامه حقوق بشر

هفته گذشته شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، طی قطعنامه ای ایران را به خاطر نقض مکرر حقوق بشر محکوم کرد و دیده بانی را برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر در ایران و گزارش سالانه آن به شورا تعیین کرد به این ترتیب ایران بار دیگر در فهرست کشورهای ناقض حقوق بشر و تحت نظارت این شورا قرار گرفت.

بنا به گزارش خبرگزاری ها با توجه به فاصله موافقان و مخالفان، صدور این قطعنامه یکی از شکستهای بزرگ دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران طی سال های اخیر به شمار می آید. در بین کشورهایی که به این قطعنامه رأی مثبت داده اند نام برزیل جلب توجه می کند. همگان به خاطر دارند که سفر آقای احمدی نژاد به برزیل با چه آب و تابی در رسانه ملی کشور منعکس شد و وی چگونه از روابط گرم و صمیمانه و برادرانه دو کشور سخن می گفت. اما به گزارش خبرگزاری ها در جریان بررسی پرونده حقوق بشر ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، نماینده برزیل یکی از محکم ترین مواضع را در تأیید قطعنامه و متهم ساختن ایران به نقض حقوق بشر ایراد کرد. علاوه بر برزیل، کشورهای آرژانتین، بلژیک، شیلی، فرانسه، گواتمالا، مجارستان، ژاپن، مالدیو، مکزیک، نروژ، لهستان، مولداوی، کره، سنگال، اسلواکی، اسپانیا، سوییس، اوکراین، انگلستان، آمریکا و زامبیا به این قطعنامه رای مثبت دادند. نکته حائز تأمل این که ایران در دوره دولت اصلاحات به رغم تلاش های آمریکا از فهرست کشورهای تحت نظارت شورای حقوق بشر سازمان ملل خارج شد. موضع آمریکا در این شورا در سال های اخیر آن چنان ضعیف بوده است که در سال ۲۰۰۶ میلادی به تصویب شورا، آمریکا از کشورهای اروپایی ناظر بر حقوق بشر کنار گذاشته شد. نماینده جمهوری اسلامی ایران در اجلاس اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل و در مخالفت با تصویب قطعنامه اخیر طی نطقی آمریکا را متهم به توطئه علیه ایران و تحریک اعضای شورا برای تصویب این قطعنامه کرد. تبلیغات رسمی کشور نیز پس از تصویب قطعنامه مذکور براساس همین خط تبلیغاتی آمریکا را عامل اصلی تصویب قطعنامه معرفی کرد.

سؤالی که حاکمیت اصول گرا قطعاً پاسخی برای آن نخواهد داشت این است که در زمان دولت اصلاحات نیز آمریکا به شدت با خارج شدن ایران از فهرست کشورهای ناقض حقوق بشر و تحت نظارت کمیسیون حقوق بشر مخالفت می کرد و پس از آن نیز همواره می کوشید تا ایران مجدداً تحت نظارت کمیسیون حقوق بشر قرار گیرد، اما چرا در تلاش های خود ناکام می ماند؟ آیا آن زمان ۲۲ کشوری که به قطعنامه اخیر رأی مثبت دادند مستقل بودند و یکباره وابسته شدند و یا این که وجهه و احترام بین المللی ایران به گونه ای بود که آمریکا را در تحریک کشورهای جهان علیه ایران ناکام می ساخت؟ و یا این که جدیداً آمریکا به قدرتی فعال مایشاء تبدیل شده است که هرچه اراده کند تحقق می یابد؟

سه نمونه فوق اتفاقاتی هستند که تنها طی یک ماهه اخیراتفاق رخ داده اند اگر به ماه های پیش تر برگردیم و یا بخواهیم فهرستی از ناکامی های ایران در عرصه سیاست خارجی طی یکسال گذشته را ارائه دهیم مثلاً از توقیف کشتی ها و هواپیماهای ایران در بنادر و فرودگاه های جهان و یا ماجراهای نیجریه و سنگال و … و یا قطع رابطه بانک های کشورهای مختلف با ایران و یا … بگوییم مثنوی هفتاد من خواهد شد. به گمان من همین سه نمونه برای اثبات ورشکستگی سیاست خارجی و انزوای جهانی حاکمان کنونی کافی است.

منبع: امروز


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر