۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

Latest New from Green Correspondents for 04/16/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

درحالی که هم اکنون و پس از انتقال عزيزانمان به زندانی نامعلوم، هيچ گونه اطلاعی از سرنوشت آنان نداريم، تصور انتقال آنان به زندانی بدتر از زندان رجايی شهر، بر نگرانيهای ما افزوده است. پيش از هرچيز به ما بگوييد آنها را به کجا انتقال داده ايد؟و سپس هرچه سريع تر اقداماتی فوری را برای فراهم کردن حداقل های يک زندگی سالم برای آنها در زندان برقرار کنيد.
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانيان سياسی:
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی زن در پی انتشار خبر انحلال بند زنان زندان رجایی شهر کرج و انتقال آنان به نقطه ای نامعلوم و تداوم بی خبری از آنان، برای دومین بار با نوشتن نامه‌ای سرگشاده به رياست قوه قضائيه، خواهان پاسخ سریع و مشخص آملی لاریجانی در مورد عزیزان اشان شدند.

به گزارش سامانه خبری – تحليلی «کلمه»، اين خانواده ها پيش از اين با انتشار نامه‌ای نسبت به شرايط دهشتناک و غيرانسانی موجود در بند زنان هشدار داده و نسبت به جان زندانيان شان ابراز نگرانی کرده بودند.

بر اساس اين گزارش، آنها همچنين پرسيده اند که آيا هدف از تبعيد زندانيان سياسی مرگ تدريجی آنان است؟

متن اين نامه به شرح زير است:


جناب آقای صادق لاريجانی
رياست قوه قضائيه
با سلام
اين دومين نامه‌ای است که ظرف دو ماه گذشته برای جنابعالی می‌نويسيم، هرچند که هنوز نامه‌ی اول که در روزهای انتهايی سال ۸۹ خطاب به شما نوشتيم و در آن نسبت به امنيت عزيزان زندانی‌مان در زندان رجايی‌شهر ابراز نگرانی کرديم، با پاسخی مواجه نشده است و در اقدامی جديد، زنان محبوس در اين زندان به مکانی نامشخص منتقل شده اند، با اين وجود، به جهت تنوير افکار عمومی و هم‌چنين ثبت شرايط دشوار زندانيان سياسی زن در برگ‌های تاريخ اين کشور، اين دومين نامه را نيز خطاب به شما می نويسيم.
همان‌طور که مطلع هستيد، بيش از هشت زندانی سياسی زن در که در زندان رجايی‌شهر زندگی می‌کردند، در دو روز گذشته از اين زندان به نقطه نامعلوم انتقال يافته اند.اين زندانيان که در مدت زندانی بودن خود در زندان رجايی شهر از هرگونه امکانات حداقلی محروم بوده و جهت زنده ماندن در اين زندان، مبارزه دشوار روزانه‌ای را آغاز کرده‌ بودند، هم اکنون در شرايط نامعلوم و نگران کننده ای به سر می برند.

جناب آقای لاريجانی
طبق آيين‌نامه سازمان زندان‌ها و قوانين موجود، مسئوليت جان زندانی، با سازمان زندانها و تمامی نهادهای مرتبط با‌ آن است، در زندان رجايی‌شهر کرج، تنها چيزی که ارزش نداشت جان آدميزاد بود. دسترسی به امکانات پزشکی و بهداری در اين زندان به شدت محدود بوده و در مواردی غيرممکن بود. زندانيان در صورت ابتلا به بيماری، نه تنها از سوی تيم پزشکی مستقر در زندان مورد معالجه قرار نمی‌گرفتند بلکه در مواردی به بخش قرنطينه منتقل می‌شده تا خودشان بهبود پيدا کنند.

در ماه‌های گذشته بارها عزيزان ما به دليل ابتلا به بيماری‌های مختلف و گاها خطرناک( همانند بيماری قلبی) درخواست مراجعه به بهداری و مداوا را داشتند که با بی توجهی مسئولان مواجه شده و در صورت انتقال به بهداری نيز ، از سوی پزشکان با توهين و تحقير مواجه می شدند.
مشکلات و مسائل ديگری همانند مشکلات بهداشتی و نبود حمام و توالت کافی برای زندانيان، عدم وجود آب گرم، وجود مواردی چون تجاوز، قتل و .. در اين زندان، همگی از جمله شرايطی بودند که حيات زندانی را با مشکل مواجه می‌کردند.

جناب ‌آقای لاريجانی
آيا هدف از تبعيد زندانيان سياسی و به خصوص زنان به زندانهای خارج از محل زندگی شان، ايجاد شرايطی برای مرگ تدريجی آنان است؟ آيا قصد دستگاه قضايی بر اين است که اين افراد پس از بازگشت دوباره به جامعه، دچار بيماری‌های مختلف جسمی و روحی باشند و هرگز در قامت يک انسان سالم به جامعه بازنگردند؟ زنان و دختران محبوس در تبعيدگاهها نيز، مادران امروز و فردای جامعه هستند، آيا آنچه در اين زندانها بر عزيزان ما می‌گذرد، ناديده گرفتن جزئی‌ترين اصول انسانيت نيست؟

در حالی که هم اکنون و پس از انتقال عزيزانمان به زندانی نامعلوم، هيچ گونه اطلاعی از سرنوشت آنان نداريم، تصور انتقال آنان به زندانی بدتر از زندان رجايی شهر، بر نگرانيهای ما افزوده است. پيش از هرچيز به ما بگوييد آنها را به کجا انتقال داده ايد؟و سپس هرچه سريع تر اقداماتی فوری را برای فراهم کردن حداقل های يک زندگی سالم برای آنها در زندان برقرار کنيد.

جناب آقای لاريجانی
حال که عزيزانمان را به سبب داشتن انديشه‌ی متفاوت محبوس زندانتان کرده‌ايد، بگذاريد پس از سا‌ل‌ها تحمل حبس و زندان، سالم به نزد ما بازگردند.

جمعی از خانواده های زندانيان سياسی زن در کرج (رجايی شهر)


 
 

بسيج نهاد رياست جمهوری با پخش چشم گير بليط فيلم سينمايی "جدايی نادر از سيمين" بيشتر کارکنان خود را به سوی تماشای اين فيلم سوق داده است.
خبرنگاران سبز/سیاست/فرهنگ و هنر: 
فيلم تحسين شده برتر جشنواره برلين ساخته اصغر فرهادی اين روزها در حالی در سينماهای ايران در حال اکران است که گويی سبک فيلم سازی اصغر فرهادی حاميان دولت را نيز به سمت خود کشانده است بطوری بسيج نهاد رياست جمهوری نيز با پخش چشم گير بليط فيلم سينمايی "جدايی نادر از سيمين" بيشتر کارکنان خود را به سوی تماشای اين فيلم تشويق کرده است.

البته سايت های اقتدارگرایان از جمله وب سايت " عماريون " با بيان اينکه پخش گسترده بليط اين فيلم بدون آگاهی مسئولين اين قسمت از نهاد رياست جمهوری، انجام شده است، سعی در فرار از واقعيت دارند.




 
 

شش ماه است از شما کودکانم دور مانده‌ام. در اين مدت تنها امکان چند بار ملاقات با شما را در حضور ماموران امنيتی داشته‌ام. در اين مدت حتی امکان ارسال نامه‌ای يا دريافت عکسی از شما يا حتی ملاقاتی آزادانه و بدون شرايط امنيتی را نداشته‌ام و تو نمی‌دانی چه غمی بر دلم چنگ می‌زد هر بار که می‌ديدم در چه شرايطی بايد با شما ملاقات کنم.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر/اخبار زندانيان سياسی:
نامه سراسر پر ازعشق و محبت نسرين ستوده به دخترش مهراوه، اشک را بر صورت هر خواننده ای سرازير می کند . ما نيز با خواندن آن تنها اشک ريختيم و به مسئولين قصی القلب جمهوری اسلامی که ۶ ماه است اجازه ملاقات مادر با فرزندانش را نمی دهد، لعن و نفرين فرستاديم. چه می شود که نسرين ستوده حتی از ارسال نامه‌ به همسر و فرزندانش و يا دريافت عکس آنها محروم می باشد ؟ بيتابی ديدار و نگرانی نسرين ستوده در اين نامه به وضوح قابل لمس است.

با هم اين نامه پر از احساس و عشق را می خوانيم :

مهراوه عزيز دلم!

دختر افتخار آفرينم!

از بند ۲۰۹ زندان اوين برايت سلام و آرزوی سلامتی می‌فرستم. از سبد سلام‌هايم نگرانی‌ها، دلتنگی‌ها و اشک‌هايم را برمی‌دارم تا سبدم سرشار از سلام و سلامتی برای تو و برادر عزيزت باشد.

شش ماه است از شما کودکانم دور مانده‌ام. در اين مدت تنها امکان چند بار ملاقات با شما را در حضور ماموران امنيتی داشته‌ام. در اين مدت حتی امکان ارسال نامه‌ای يا دريافت عکسی از شما يا حتی ملاقاتی آزادانه و بدون شرايط امنيتی را نداشته‌ام و تو نمی‌دانی چه غمی بر دلم چنگ می‌زد هر بار که می‌ديدم در چه شرايطی بايد با شما ملاقات کنم.

هر بار پس از ملاقات و هر روز و هر روز در جدال با خويشتن از خود پرسيده‌ام آيا حقوق کودکان خود را رعايت کرده‌ام؟ و تو نمی‌دانی چقدر نياز داشتم تا مطمئن شوم تو کودک نازنينم که به عقل و درايت‌ات ايمان دارم، مرا متهم به نقض حقوق کودکانم نمی‌کنی.

می‌دانی مهراوه جان، اصلا از روز اول بازداشتم به تو و برادرت و حقوق‌تان می‌انديشيدم و برای تو به دليل سن و سال‌ات بيشتر نگران بودم. نگرانی از طاقت‌ات و قضاوت‌تو، نگرانی از روحيه‌ات و بالاتر از همه، نگرانی از پذيرش اين موضوع توسط دوستان و همکلاسی‌هايت. اما ديری نگذشت که ابرهای ترديد و دودلی رخت بربستند و من دانستم هيچ يک از آن نگرانی‌ها واقعيت ندارند و من، نه، ما توانستيم محکم بر جای خويش بايستيم . . .

تو به مانند من طاقت آوردی، در پاسخ به صحبتم که گفتم: "دخترم يک زمانی فکر نکنی کاری کردم که شايسته‌ی چنين مجازاتی باشم و فکر شما نبوده‌ام" و بعد با اطمينان به تو گفتم: "همه‌ی کارهايم قانونی بوده است" به مهربانی با دست‌های کودکانه‌ات صورتم را نوازش کردی و به من اطمينان دادی که: "می‌دانم مامان . . . می‌دانم" و من آن روز از کابوس قضاوت فرزندانم رها شدم.

دخترم ! نگرانی‌هايم بابت رابطه تو و همکلاسی‌هايت نيز کاملا اشتباه بود، زيرا هميشه نسل جديد، زودتر از پدر و مادرها به خرد و انديشه‌ورزی می‌رسند . . .

و اين چنين بود که من از همه‌ی نگرانی‌ها خلاص شدم و محکم و استوار بر خانه اولم ايستادم . . . .

اين ايستادگی را بيش از همه، مديون تو و پدرت هستم.

مهراوه عزيز دلم!

بگذار کمی از خاطرات خوش‌مان برايت بگويم. بارها شبها موقع خواب در زندان به يادم می‌آيد چگونه تو را خواب می‌کردم. در ميان لالايی‌های مختلف و شعرهای متفاوتی که برايت می‌خواندم. "پريا" را خيلی دوست داشتی. شب‌ها موقع خواب "پريا" را می‌خواستی و من شروع می‌کردم:

يکی بود يکی نبود

زير گنبد کبود

لخت و عور، تنگ غروب سه تا پری نشسته بود…

دخترم!

يکی از مهم‌ترين انگيزه‌هايم برای پيگيری حقوق کودکان، تو بودی. همواره فکر می‌کردم و هنوز هم فکر می‌کنم که نتيجه‌ی همه‌ی تلاش‌هايم برای احقاق حقوق کودکان به هيچ کس، به اندازه کودکانم نمی‌رسد. هر بار که از دادگاه کودکان آزار ديده به خانه می‌رسيدم تو و برادرت را بيشتر و بيشتر در آغوش می‌فشردم. هنوز هم دليل آن را نمی‌دانم. اما گويا از اين طريق می‌خواستم آزار کودکان قربانی را جبران کنم !!!

يادم هست که يک بار گفتی دلت نمی‌خواهد ۱۸ ساله شوی و وقتی دليل‌اش را پرسيدم جوابی دادی که گويی کودکی امتيازهايی دارد که نمی‌خواهی از دست‌شان بدهی و تو نمی‌دانی اين جواب‌ات چقدر مرا خوشحال کرد.

در ميان حرف‌هايت چقدر شده که به من و پدرت گوشزد کرده‌ای که هنوز کودکی و بايد حقوق کودکانه‌ات را رعايت کنيم و اينکه هنوز ۱۸ سال‌ات نشده و . . .

و به اين ترتيب ما را وادار به رعايت حقوق خودت می‌کردی و چه کار خوبی می‌کردی. چون گاه حتی غفلت می‌تواند حقوق ديگران را پايمال کند هرچند آن ديگری، فرزند شخص باشد. رعايت حقوق، گرفتن حق، عدالت طلبی، قانون محوری و خلاصه داستان ترازو و شمشير همه، همان است که تو با زبان کودکانه‌ات می‌خواستی و ما را که خودمان را بزرگترين غمخوار و ولی تو می‌دانستيم هشيار می‌کردی.

مهراوه‌ی عزيزم!

همانطور که هرگز نتوانستم حقوق تو را ناديده بگيرم و در حد توان خويش در راه حفظ حقوق‌ات تلاش کردم، به همان ترتيب هرگز نتوانستم حقوق موکلانم را نيز ناديده بگيرم.چگونه می‌توانستم وقتی موکلانم در زندان‌اند، به محض دريافت احضاريه از ميدان به در بروم؟ چگونه وقتی آنها به من وکالت داده بودند و در انتظار محاکمه بودند آنها را رها کنم؟ هرگز نمی‌توانستم.

در پايان دوست دارم به تو بگويم که باز هم برای حفظ حقوق بسيار کسان و از جمله کودکانم و آينده شما، وکالت چنين پرونده‌هايی را پذيرفتم و بر اين اعتقادم که سختی‌هايی که خانواده ما و بسياری از موکلانم طی سال‌های اخير تحمل کرده‌اند، بی‌نتيجه نيست. عدالت درست در همان زمان که از او کاملا قطع اميد کرده‌اند، از راه می‌رسد. بی‌گمان می‌رسد . . . برايت دنيايی کودکانه و پر از شادی و شادمانی آرزو می‌کنم. اگر بابت پرونده‌ام از بازجويان يا قضاتم ناراحت و دلتنگی، با نوای کودکانه‌ات برايشان آرامش طلب کن تا شايد از اين راه ما نيز به آرامشی شايسته دست يابيم.

دلتنگ توام

صد بار می‌بوسمت

مامان نسرين

 
 

روز پنجشنبه، يازدهم فروردين ماه موفق برادر مجيد توکلی موفق به ملاقات کابينی با وی شد
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانيان سياسی:
برادر مجيد توکلی، فعال سر‌شناس دانشجويی که يکی از زندانيان اعتصاب کننده در زندان رجايی شهر و امضا کنندگان نامه به بانکی مون است، پس از گذشت بيش از ۳ ماه از ممنوع الملاقات بودن مجيد برادرش، روز پنجشنبه، يازدهم فروردين ماه موفق به ملاقات کابينی با وی شد.

مجيد توکلی که به ۸ سال جبس تعزيری قطعی در زندان، محکوم شده است در اين مدت علاوه بر ممنوع الملاقات بودن حق تماس تلفنی با خانواده اش را نيز نداشته است که يکی از دلايل سخت گرفتن مسئولان امنيتی به مجيد توکلی،  بهاره هدايت و مهديه گلرو پيام اين سه فعال دانشجويی از زندان به مناسبت روز دانشجو در سال گذشته بوده است.

 
 


جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر در نامه ای با تاکید مجدد بر ادامه اعتراض خود در زندان، از دبیر کل سازمان ملل جناب آقای‌ بان کی مون درخواست کرده اند، نماینده ویژه خود را برای بازدید از شرایط ایران و تهیه گزارش کامل از وضعیت آزادی و حقوق بشر در ایران بویژه وضعیت زندان‌ها و زندانیان سیاسی اعزام نماید.
خبرنگاران سبز/سیاست:
در بخشی از اين نامه آمده است: ما زندانيان سياسی- عقيدتی اعم از فعالان سياسی، حقوق بشری، مطبوعاتی، دانشجويی و صنفی در اعتراض به شرايط تحميلی، که ناقض اعلاميه جهانی حقوق بشر و اصول مربوط به حقوق اساسی شهروندان حتی در قانون اساسی ايران است، ضمن اعتراض به روند بازداشت و محاکمه خويش اعلام می‌داريم تا زمانی که در شرايط حاکم بر جامعه و محدوديت‌های اعمال شده عليه خود و خانواده‌هايمان بهبود اساسی صورت نگيرد و دست کم شرايطی که مسئولان جمهوری اسلامی برای مردم منطقه می‌خواهند در کشورمان نيز حاکم نگردد، به اعتراض مسالمت آميز خود با «نه به ديکتاتور» ادامه خواهيم داد. همچنين در اين نامه بر ادامه اعتصاب غذای زندانيان در ارديبهشت ماه و روزهای جهانی کارگر، معلم و مطبوعات تاکيد شده است.

گفتنی است اين نامه به امضای منصور اسانلو، رسول بداقی، مجيد توکلی، عيسی سحر خيز، کيوان صميمی، حشمت الله طبرزدی و مهدی محموديان رسيده است.

متن کامل اين نامه به شرح زير است:
----------

در شرايطی که از سوی ملت‌های تحت ستم ديکتاتور‌ها و خودکامگان و نيز مبارزان راه آزادی و دموکراسی، برگ‌های جديدی از تاريخ مبارزات منطقه با سرنگونی مبارک‌ها و بن علی‌ها نوشته می‌شود؛ حاکمان ايران در حالی از تريبون‌های داخلی و خارجی و در جوار مقام‌های بين المللی از حقوق انسان‌ها دم می‌زنند که ملت ايران تحت شديد‌ترين فشارهای سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد و از حقوق اساسی خويش محروم مانده است و حاکميت از طريق ايجاد فضای رعب و وحشت و اعمال يک حکومت امنيتی- پليسی، جلوی فعاليت احزاب و گروه‌های منتقد سياسی را گرفته و آن‌ها را منحل نموده، مطبوعات و روزنامه‌های آزادی خواه و مستقل را توقيف کرده و فعالان سياسی و کنشگران اجتماعی را بازداشت و زندانی کرده يا به سکوت واداشته و يا مجبور به ترک از وطن نموده است در ‌‌نهايت رهبران جنبش سبز و همراهانشان را به صورت غير قانونی در شرايط حبس خانگی قرار داده است.

مردم مبارز ايران، فعالان سياسی و مدنی به ويژه فعالان دانشجويی که در روزهای ۲۵ بهمن و اول اسفند و سه شنبه‌های پايانی سال ۸۹ نشان دادند همچنان پرشور و پرنشاط در ميدان مبارزه حضور دارند، بی‌ترديد در جهت حمايت از دوستان و همراهان خود در اين ايام به روش‌های مسالمت آميز با نافرمانی مدنی يا اعتصابات و اجتماعات و کمپين‌های گوناگون با نه به ديکتاتور به حمايت از درخواست‌های بر حقی که خواست واقعی ملت و در مسير تضعيف وضعيت موجود از تحقق آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در ايران گام برداشتند.

بر همين اساس ما زندانيان سياسی- عقيدتی اعم از فعالان سياسی، حقوق بشری، مطبوعاتی، دانشجويی و صنفی در اعتراض به شرايط تحميلی، که ناقض اعلاميه جهانی حقوق بشر و اصول مربوط به حقوق اساسی شهروندان حتی در قانون اساسی ايران است، ضمن اعتراض به روند بازداشت و محاکمه خويش اعلام می‌داريم تا زمانی که در شرايط حاکم بر جامعه و محدوديت‌های اعمال شده عليه خود و خانواده‌هايمان بهبود اساسی صورت نگيرد و دست کم شرايطی که مسئولان جمهوری اسلامی برای مردم منطقه می‌خواهند در کشورمان نيز حاکم نگردد، به اعتراض مسالمت آميز خود با «نه به ديکتاتور» ادامه خواهيم داد.

هم چنين از دبير کل سازمان ملل جناب آقای‌بان کی مون درخواست می‌کنيم، نماينده ويژه خود را برای بازديد از شرايط ايران و تهيه گزارش کامل از وضعيت آزادی و حقوق بشر در ايران بويژه وضعيت زندان‌ها و زندانيان سياسی اعزام نمايد.

از سويی خود نيز در آستانه مناسبت‌های بين المللی و داخلی چون روز جهانی کارگر، روز معلم، روز جهانی مطبوعات و ۲۲ خرداد به اقدام‌های اعتراضی مثل اعتصاب غذا تا تحقق کامل درخواست‌های خويش به به ترتيب برنامه زير ادامه خواهيم داد.

پس از تجربه‌های اعتصاب غذای يکشنبه ۲۱ فروردين، ما جمعی از زندانيان سياسی و فعالان سياسی و مدنی در هفته نخست از روز يکشنبه ۲۸ فروردين اعتراض سياسی خود را با اعتصاب غذا به مدت يک روز آغاز می‌نمائيم، در هفته دوم روز يک شنبه ۴ اردیبهشت و دوشنبه ۵ اردیبهشت به مدت دو روز به اعتصاب غذا خواهيم کرد.

در هفته سوم نيز همزمان با روزجهانی کارگر و روز معلم و روز جهانی مطبوعات در روزهای يکشنبه ۱۱ ارديبهشت و دوشنبه ۱۲ ارديبهشت و سه شنبه ۱۳ ارديبهشت همبستگی خود را با کارگران، معلمان و روزنامه نگاران در اعتراض به فشار‌ها و ستم‌های فراوان برايشان با سه روز اعتصاب غذا اعلام می‌داريم.

اعتراضات در هفته‌های چهارم و پنجم نيز از يکشنبه‌های اين هفته به مدت ۴ و ۵ روز ادامه خواهد يافت و روزهای ۱۸ الی ۲۱ اردیبهشت و ۲۵ تا ۳۰ اردیبهشت روزهای اعتصاب غذای ما خواهد بود.

در صورتی که حاکميت حاضر نشود دست از خودکامگی برداشته و تمامی مفاد حق قانونی ملت را بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر اجرا کند، اين حرکت اعتراضی از روز يکشنبه اول خرداد ماه به صورت اعتصاب غذای نامحدود تا رسيدن به خواسته‌هايمان ادامه خواهيم داد.

 
 

جمهوری اسلامی يک درصد جمعيت دنيا را دارد ولی بيش از ۱۰ درصد امکانات و منابع جهان در اين کشور موجود است چطور نتوانستيم اين جمعيت را با ۱۰ درصد امکانات دنيا اداره کنيم که مردم زيربار قرض نروند و اعتراض نکنند.
خبرنگاران سبز/سياست:
به دليل افزايش بی سابقه تورم و اجرايی شدن طرح گدا پرور هدفمند سازی يارانه ها و افزايش نجومی قبوض حامل های انرژی( آب، بر ق،گاز) کارگران و کارمندان از آنجايی که هر اعتراضشان از ديد اقتدارگرايانی که کشور را به ورطه بدبختی کشانده اند، جنبه سياسی می گيرد، با حضور خدمت مراجع عظام تقليد از آنها برای رساندن صدايشان به مسئولين نظام درخواست کمک کرده اند. بر پايه گزارشات اعتراضات مردمی به دفاتر مراجع آيت الله جوادی آملی و آيت الله صافی از گرانی و سياست های اتقصادی دولت که اجرا شده ديکته نظام است انتقاد کرده اند .

آيت الله العظمی جوادی آملی روز پنجشنبه در ديدار رئيس و تعدادی از اعضای فراکسيون دانشگاهيان مجلس شورای اسلامی اظهار داشت : وی با اشاره به برخی مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد تصريح کرد: جمهوری اسلامی يک درصد جمعيت دنيا را دارد ولی بيش از ۱۰ درصد امکانات و منابع جهان در اين کشور موجود است چطور نتوانستيم اين جمعيت را با ۱۰ درصد امکانات دنيا اداره کنيم که مردم زيربار قرض نروند و اعتراض نکنند.

آيت‌الله صافی يکی از مراجع تقليد حکومتی نيز، به جرگه منتقدين پيوست و از وجود گرانی های لجام گسيخته، تورم و فقر در جامعه همچنين مشکلات اقتصادی موجود ابراز نگرانی کرد و خطاب به مسؤولان گفت: امروز تورم زياد است، برخی از مردم در پرداخت قبوض خود معطل‌اند، نياز است در برابر اين همه سختی‌ها و فشارهای اقتصادی که در جامعه وجود دارد به افراد نيازمند و کم‌درآمد کمک‌های شايانی صورت گيرد تا سختی‌ها و فشارهای اقتصادی بيش از حد آن‌ها را نرنجاند. 

 
 

بابا روزهای سختی رو تو خوزستان تو سال های جنگ ايران و عراق تحمل کرده، خطرناک ترين مکان ها و سخت ترين شرايط آب و هوايی و ... رو ديده و تجربه کرده است.
خبرنگاران سبز/جامعه/خانواده زندانیان سیاسی:
از جمله زندانيتان سياسی که کمتر به آن توجه شده است مسعود آقايی از مديران متخصص در امور عمرانی در زمان نخست وزيری ميرحسين موسوی و بحبوحه جنگ است که در تاريخ ۷ دی ماه ۱۳۸۸ برای اولين بار بازداشت شد. وی در تاريخ ۳۰ بهمن ماه ۱۳۸۸ بطور موقت از زندان آزاد شده بود اما در تاريخ ۶ دی ۱۳۸۹ وی جهت گذراندن محکوميت خود، به زندان اوين بازگشت.

پس از بازگشت مسعود آقايی به زندان برای  گذراندن دوران محکوميت علی رغم آنکه در حکم وی تبعيد به زندان ديگری وجود نداشت با اين حال به بهانه غيرمنطقی، ۴ بهمن ۸۹ از اين بند به زندان قزلحصار منتقل شد که طی خبری دختر وی داده است مسئولان زندان اوين برای توجيه اين اقدامشان به وی گفته اند که اتهام شما امنيتی نيست و تنها اخلال در نظام جامعه بوده است.و حالا با تماسی که خانواده مسعود آقايی به زندان قزلحصار داشته اند به آنها گفته شده است که وی به رجايی شهر منتقل شده است.

  او که سال گذشته به همراه همسرش بدر السادات مفيدی، دبير انجمن صنفی روزنامه نگاران بازداشت شده بود ، به دليل شرکت در تجمع های اعتراضی مردم در روزهای پس از انتخابات پر از مناقشه سال گذشته، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعزيری محکوم شده است.

فرزند مسعود آقايی و بدرالسادت مفيدی در دلنوشته ای به پدر با توجه به انتقال وی به زندان رجايی شهر  و شرايط دشوار اين مکان يادداشتی را نگاشته است:

حدود يک سال پيش، با پدر در مورد بندهای مختلف اوين که در دو دوره بازداشتش ديده بود، شوخی می کرديم. اون موقع اصلا باور نمی کردم حرفی که از روی تخيل احمقانه ام زده ام، روزی اتفاق بيافتد. از اونجايی که هميشه در روابط دختر و پدريمون تا می تونستيم همديگر رو الکی اذيت می کرديم و تنها محض خنده برای يکديگر آرزوهای بد می کرديم (روش محبت ما هم اين جوريه ديگه)، بهش گفتم :"حالا که اوين رو ديگه ياد گرفتی بهتر زندان های ديگه رو هم امتحان کنی".

زمانی که براش از دادسرای اوين احضاريه اومد، تنها نکته ای که دلخوشمون می کرد اين بود که بودن در کنار دوستانش، اين حقيقت تلخ رو براش آسون تر می کند. اما يک ماه بيش تر از ورودش به اوين نگذشته بود که بهش گفتن جرمت امنيتی نيست و بايد به زندان قزلحصار منتقلت کنيم. گفتن اين نکته شايد ضروری باشه که جرم به اصطلاح غير امنيتی پدر من توسط شعبه ای (شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب) صادر شده که منحصرا به جرايم امنيتی رسيدگی می کند. جالب تر اينکه بنا به گفته پدرم، در بدو ورود به زندان قزلحصار افسر نگهبان مربوطه هنگام تحويل پدرم بخش اقدام عليه امنيت ملی را از ابتدای اتهام وی برداشته و تنها بخش اخلال در نظم عمومی را نگه داشته تا بتواند وجود يک زندانی امنيتی را در اين زندان توجيه کند.

وقتی وارد قزلحصار شد، مکانی که از نظر برخی مسئولان قضايی کشور، زندان با اعمال شاقه به حساب می ياد، وارد اتاقی شده بود ۸ متری، که ۱۵ نفر در اون اتاق ساکن بودند (هر نفر تنها نيم متر مربع!!!). وجود ۱۴ معتاد که تعداد زيادی از اون ها کارتن خوابهايی بودند که به دليل نداشتن سرپناه با خلاف های کوچک به اميد يافتن غذا و جايی برای رهايی از سرمای زمستان خود رو اسير ميله های قزلحصار کرده بودن، شرايط بهداشتی رو انقدر حاد کرده بود که وضعيت پدرم با سابقه بيماری های ريوی برای ما بسيار نگران کننده شده بود. با وخيم شدن وضع جسمی پدرم، علاوه بر حاد شدن بيماری ريوی اش و نيز ابتلا به بيماری های گوارشی و پوستی، بعد از کلی دوندگی به يک اتاق خلوت تر منتقل شد (اين دفعه هر نفر يک متر مربع!!!).

تازه داشت به اين شرايط عجيب که شايد تجربه ی آن در زندگی برای فردی با موقعيت فرهنگی و اجتماعی پدرم بسيار غير محتمل باشد، عادت می کرد، که ديروز با تماسی از سوی يکی از زندانيان قزلحصار متوجه شديم که به رجايی شهر منتقل شده است. شنيدن اين خبر، درست در زمانی که ما شمارش معکوس را برای روز آزاديش شروع کرده بوديم، شوک بزرگی بود. ياد گرفتن اين نکته از پدرم که در هر اتفاق بد بخش های خوبش رو پيدا کنيم، ما رو اميدوار کرد که در رجايی شهر تا حدودی اصل تفکيک جرايم رعايت می شه و بنابراين مابقی محکوميتش رو در کنار زندانيان سياسی ديگه سپری می کنه. اما زمانی که از زندان رجايی شهر با ما تماس گرفت، فهميديم که در اين زندان هم در سالن جرايم عادی خواهد بود. ظاهرا استناد آنها برای عدم انتقالش به بند سياسی ها کارتکس صادر شده در زندان قزلحصار بوده تا حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب!!!!

با توجه به اينکه گفته بود تمام طول راه (به مدت ۲ ساعت) به دستاشون از پشت دست بند زده بودن و سبب شده بود که نتونه تمام وسايلش رو از زندان قزلحصار به دنبال خودش بياره، باعث می شد تا نگران وضعيتش باشيم. فکر اينکه چه طور مايحتاجش رو دو سه روز اول جور کنه، ذهنمون رو مشغول می کرد. اما تجربه قزلحصار که به گفته برخی بدترين زندان کشور است، باعث می شد تا تصور کنيم پدرم در اين جا هم می تواند روزها را آنگونه که در قزلحصار گذراند، سپری کند. اما در تماس صبح امروز متوجه شديم که شب تا صبح را در راهروی بند گذرانده است. از شنيدن اين خبر اينقدر پريشان بوديم که حاضر بوديم به هر دری بزنيم تا برای آزادی پدرم کاری انجام دهيم. الان که چند ساعت گذشته و راحت تر می تونم فکر کنم، به خودم می گم، بابا روزهای سختی رو تو خوزستان تو سال های جنگ ايران و عراق تحمل کرده، خطرناک ترين مکان ها و سخت ترين شرايط آب و هوايی و ... رو ديده و تجربه کرده است.

اين که هميشه زندگی رو با همه سختی هاش ساده گرفته شايد تنها اميد باقی مانده برای ماست تا آرامشمون رو حفظ کنيم. 

 
 

سفارت بريتانيا در تهران که در واکنش به تهديدی امنيتی به مدت يکروز تعطيل شده بود فعاليت خود را به روال عادی از سرگرفته است. چگونگی نوبت صدور رواديد و ساير اطلاعات مربوط در پی می آيد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
سفارت بريتانيا در تاريخ ۲٤ فروردين ماه (١٣ آوريل) در اقدامی از روی احتياط و در واکنش به تهديدی امنيتی به روی عموم بسته شد.اين سفارت از امروز (۲٥ فروردين ماه) (١٤ آوريل) فعاليت های خود را به طور معمول از سر گرفته است.اين تعطيلی موقت متاسفانه بر برنامه متقاضيان رواديد که از قسمت رواديد اين سفارت وقت گرفته بودند تاثير گذاشت.

پرسنل قسمت رواديد موفق شدند تقريبا با همه متقاضيان قبل از وقت تعيين شده تماس حاصل کنند.  تنها چهار متقاضی که از اين تعطيلی مطلع نشده بودند  در تاريخ ۲٤ فروردين ماه (١٣ آوريل) به اين سفارت مراجعه کردند.  قسمت رواديد نوبت‌های جديدی برای هفته آينده (از روز يکشنبه ۲٨ فروردين ماه) (١٧ آوريل) به کليه کسانی اختصاص داده است که اين تعطيلی بر وقت تعيين شده آنها تاثير گذاشته،  و يا چنانچه برای آنها مناسب‌تر است اين افراد می توانند با استفاده از روش تعيين وقت اينترنتی اين سفارت نوبت جديدی درخواست کنند.

تعطيلی سفارت بريتانيا واکنش رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس را نيز همراه داشت . وی با اشاره به حرکت بريتانيا گفته است: براساس کنوانسيون وين سفارت انگليس موظف به ارائه خدمات لازم به شهروندان کشور ايران از جمله صدور ويزا است.

علاءالدين بروجردی با اشاره به اقدام سفارت انگليس در تعطيلی اين سفارتخانه و ادعای مقامات انگليس مبنی بر آنکه تهديد امنيتی دليل تعطيلی سفارتخانه اين کشور در ايران بوده است، به خانه ملت گفت: اگر هم تهديدی صورت گرفته باشد راه حل آن انعکاس موضوع به وزارتخانه و پيگيری آن در چارچوب قوانين بين المللی و نه بی احترامی به مردم است.

 
 

تهدیدی امنیتی متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است. در اقدامی صرفاً از روی احتیاط، سفارت ما روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
خبرنگاران سبز/سياست:
وب سایت رسمی برتانیا در صفحه اصلی خود تعطیلی این سفارت خانه را به دلیل تهدید امنیتی که متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است تایید کرده است. به گفته این سفارت خانه این اقدام صرفاً از روی احتیاط بوده و تنها روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
اما گویا يک منبع نزديک به اين سفارت که نخواست نامش فاش شود، به کوچه اعلام کرده که در اين پيامک به صراحت ذکر شده است که «هم‌کاران از پی‌گيری علت تعطيلی خودداری کنند.» اين در حالی است که هيچ مدت زمان مشخصی برای عدم حضور کارمندان سفارت بريتانيا در تهران اعلام نشده است.

بريتانيا پيش‌تر در روز بيست و چهارم مارس از انتخاب گزارش‌گر حقوق بشر از سوی اين شورا در سازمان ملل حمايت کرده بود.

مناقشات بين ايران و بريتانيا در ماه‌های اخير و پس از انتخابات دهم رياست جمهوری در ايران وارد دور تازه‌ای شد به طوری که در پی درگيری‌ها و اعتراض‌های خيابانی تعدادی از کارمندان اين سفارت دست‌گير و محاکمه شدند و مجلس ايران نيز خواستار قطع رابطه با اين کشور شد.

در آخرين بار نيز بدون انعکاس خبری در روز هشت مارس- هفده اسفندماه سال گذشته- يکی از کارمندان بخش اداری اين سفارت به نام «مريم-م» در خيابان بازداشت شده است که هنوز با گذشت بيش از يک ماه و اندی تاکنون در زندان اوين به سر می‌برد.



 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر