۱۳۹۰ فروردین ۲۶, جمعه

Latest New from Green Correspondents for 04/15/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

گفته می شود به دليل اينکه محمود احمدی‌نژاد بارها در برنامه‌های اين هيات شرکت کرده و در پاره‌ای مواقع نيز در اين هيات سخنرانی کوتاهی داشته است، پس از اين جلسه و اظهارات سعيد حداديان که نماينده ديگر مداحان تندرو به حساب می آيد، محمود احمدی نژاد برای از دست ندادن پايگاه مداحان ناچار به موافقت با اخراج رحيم مشايی رئيس دفتر خود شده است.
خبرنگاران سبز/جامعه/از دیگر رسانه ها:
جريان مذهبی و سياسی مداحان محصول تلاش گروهی از اعضای سپاه پاسداران است که دهه هفتاد با راه‌اندازی «هيات رزمندگان اسلام» در فضای سياسی کشور سر برآورد. از اين هيات در حال حاضر به عنوان سياسی‌ترين هيات در جمهوری اسلامی ياد می‌شود.

در سال‌های اخير با گسترش انتقادها از عملکرد محمود احمدی‌نژاد در دفاع از اسفنديار رحيم‌مشايی، مداحان سياسی نيز به خاطر مخالفت علی خامنه‌ای با حضور رحيم‌مشايی در دولت، انتقاد‌های تند و تيزی متوجه رئيس دولت دهم کرده‌اند.

سعيد حداديان از شاگردان نزديک منصور ارضی که در حال حاضر با رانت دولتی مسئول دفتر ادبيات و هنر نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاه تهران است، از رحيم‌مشايی به صراحت با عنوان «عورت احمدی‌نژاد» ياد کرده‌اند که در ادبيات سياسی جمهوری اسلامی استفاده از چنين عبارتی بی‌نظير است.وی با الفاظی غير متعارف در جلسه ای با لعن و نفرين خواستار مرگ رحيم مشايی شده است.

گفته می شود به دليل اينکه محمود احمدی‌نژاد بارها در برنامه‌های اين هيات شرکت کرده و در پاره‌ای مواقع نيز در اين هيات سخنرانی کوتاهی داشته است، پس از اين جلسه و اظهارات سعيد حداديان که نماينده ديگر مداحان تندرو به حساب می آيد، محمود احمدی نژاد برای از دست ندادن پايگاه مداحان ناچار به موافقت با اخراج رحيم مشايی رئيس دفتر خود شده است.

پايگاه اصلی سعيد حداديان «هيات محبان حضرت زهرا» در مسجدی به نام «امام حسن مجتبی» متعلق به سپاه پاسداران است.هيات «محبان حضرت زهرا» که در سال ۱۳۷۳ پس از استقرار «ناحيه بسيج مقاوت غرب تهران» در محل کارخانه پارس الکتريک فعاليت خود را آغاز کرد، از مهمترين هيات‌های سياسی به‌شمار می‌رود که سعيد حداديان هدايت آن را برعهده دارد.

با پوزش از خوانندگان عزیز برای الفاظ استفاده شده توسط مداح حزب اللهی اهل بیت سعید حدادیان:



 
 

اين مرخصی پس از اتمام بازجويی های فخرالسادات محتشمی پور و به مدت سه روز داده شده است و وی روز يکشنبه به اوين بازمی گردد.
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانيان سياسی:
فخرالسادات محتشمی پور همسر سيد مصطفی تاج زاده که از روز ۲۵ بهمن ماه سال گذشته در بازداشت به سر می برد، به مرخصی سه روزه آمد.

به گزارش تحول سبز محتشمی پور حاضر به پذيرش مرخصی خود قبل از ملاقات با همسرش نشده بود و به همين دليل مسئولان زندان اجازه ملاقات چند دقيقه ای اين زوج را پيش از مرخصی خانم محتشمی پور می دهند و وی پيش از ترک اوين موفق شده است تا بالاخره مصطفی تاج زاده را ببيند.

اين مرخصی پس از اتمام بازجويی های فخرالسادات محتشمی پور و به مدت سه روز داده شده است و وی روز يکشنبه به اوين بازمی گردد.


 
 

طبق ارزيابی صندوق بين المللی پول، نرخ رشد اقتصادی ايران از يک درصد در سال ۲۰۰۸ ميلادی به ۰. ۱ درصد در سال ۲۰۰۹ کاهش يافته و در سال ۲۰۱۰ نيز از يک درصد بيشتر نبوده است. بر پايه آمار انتشار يافته از سوی‌‌ همان نهاد، در سه سال گذشته ميلادی ميانگين سالانه نرخ رشد ايران يک پنجم ميانگين سالانه نرخ رشد در بيست کشور خاورميانه و شمال آفريقا بوده است.
خبرنگاران سبز/اقتصاد:
بر خلاف ادعای صادق محصولی وزير ميلياردر رفاه و تامين اجتماعی که به دورغ گفته است: اجرای قانون هدفمند سازی يارانه ها اثرات خوبی به خصوص برای مردم مناطق محروم داشته و شکاف طبقاتی جامعه را به شدت کاهش داده است، صندوق بين المللی پول در تازه‌ترين گزارش خود پيش‌بينی کرده رشد اقتصادی ايران در سال ۲۰۱۱ ميلادی صفر و ميزان تورم ۵ / ۲۲ درصد باشد.گزارش صندوق بين‌المللی پول تاکيد دارد که افزايش شديد تورم در ايران بی‌ارتباط با اجرايی شدن طرح موسوم به "هدفمند کردن يارانه‌ها" نيست.

اين در حالی است که بانک مرکزی ايران به عنوان تنها مرجع رسمی اعلام ميزان رشد اقتصادی کشور ، از نيمه‌ی دوم سال ۱۳۸۷ از اعلام ميزان رشد اقتصادی کشور خودداری کرده است. يکی از علت‌های اين امر اختلاف با وزارت خانه های صنايع و وزارت نفت و خودداری اين وزارت‌خانه ها در ارائه اطلاعات پايه و دقيق و شفاف برای استنتاج آمار مربوط به رشد اقتصادی کشورعنوان می‌شود. گرچه وزارت صنايع اين اتهام را رد می‌کند. دليل ديگر می‌تواند روند نزولی رشد اقتصادی در ايران باشد که با ادعاهای حکومت و برنامه‌های کلان اقتصادی کشور هيچ تناسبی ندارد.

در تازه ترين گزارش بانک مرکزی که ۲۳ فروردين منتشر شده است کماکان ميزان رشد اقتصادی کشور آورده نشده است و مسئولان با سکوت و خودداری از ارائه اين گزارش که بنا بر کارشناسان سبز ايران طی نامه ای به رهبری نظام اوضاع سياسی ايران نامطلوب و موقعيت اقتصادی کشور به دليل افزايش تحريم های بين المملی به شدت بحرانی ارزيابی شده است، ترس از اعلام وضعيت حاد اقتصادی ايران دارند.

در همين حال در حاليکه مقامات دولت کماکان مدعیِ عدم افزايش قيمت کالاها و خدمات بوده و منکر هرگونه گرانی و تورم و فقر در کشور هستند، آيت‌الله صافی يکی از مراجع تقليد حکومتی نيز، به جرگه منتقدين پيوست و از وجود گرانی های لجام گسيخته، تورم و فقر در جامعه همچنين مشکلات اقتصادی موجود ابراز نگرانی کرد و خطاب به مسؤولان گفت: امروز تورم زياد است، برخی از مردم در پرداخت قبوض خود معطل‌اند، نياز است در برابر اين همه سختی‌ها و فشارهای اقتصادی که در جامعه وجود دارد به افراد نيازمند و کم‌درآمد کمک‌های شايانی صورت گيرد تا سختی‌ها و فشارهای اقتصادی بيش از حد آن‌ها را نرنجاند.

طبق ارزيابی صندوق بين المللی پول، نرخ رشد اقتصادی ايران از يک درصد در سال ۲۰۰۸ ميلادی به ۰. ۱ درصد در سال ۲۰۰۹ کاهش يافته و در سال ۲۰۱۰ نيز از يک درصد بيشتر نبوده است. بر پايه آمار انتشار يافته از سوی‌‌ همان نهاد، در سه سال گذشته ميلادی ميانگين سالانه نرخ رشد ايران يک پنجم ميانگين سالانه نرخ رشد در بيست کشور خاورميانه و شمال آفريقا بوده است.

گزارش صندوق بين المللی پول پيش بينی می‌کند که در سال ۲۰۱۱ ميلادی، دو شاخص عمده اقتصاد کلان ايران رو به وخامت خواهند رفت: نرخ رشد به صفر در صد تنزل خواهد يافت و، در عوض، نرخ تورم به ۲۲. ۵ در صد اوج خواهد گرفت.

بنا به پيش بينی صندوق بين المللی پول، در سال جاری ميلادی نرخ رشد اقتصادی ايران با صفر درصد از بيست کشور آفريقای شمالی و خاورميانه (به استثنای ليبی که برای آن رقمی ذکر نشده) پايين‌تر خواهد بود. در عوض ميانگين نرخ تورم ايران در سال ۲۰۱۱ با ۲۲. ۵ در صد به بيش از دو برابر ميانگين منطقه خواهد رسيد و با فاصله زياد ديگر کشور‌های منطقه را پشت سر خواهد گذاشت.
آمار مندرج در تازه‌ترين گزارش صندوق بين المللی پول، نشان از بی‌پايه بودن ادعاهای دولت احمدی‌نژاد دارد که رييس دولت هيچ فرصتی را برای ستايش از دستاوردهای اقتصادی دولت خود از دست نمی‌دهد و کارنامه خود را، در اين عرصه، درخشان‌ترين کارنامه در تاريخ جمهوری اسلامی معرفی می‌کند.

 
 

در اين مدت ايشان هيچ تماس تلفنی با خانواده نداشته و خانواده نگران سلامتی جسمی وی هستند و اين عدم تماس تلفنی و بی خبری محض ، برای خانواده ی او بسيار نگران کننده است
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانيان سياسی:
وبسايت محمد نوری زاد با انتشار يادداشتی کوتاه از نگرانی خانواده ايشان نسبت به وضعيت آقای نوری زاد با توجه به عدم تماس ايشان طی اين مدت خبر داده است.اين در شرايطی است که محمد نوری زاد با حالتی نيمه بهبود يافته از بيمارستان مدرس به زندان اوين برده شده است که به دليل تداوم رفتار غير انسانی و اسلامی بازجويان بی ادب و گستاخ زندان اوين و رعايت نکردن حداقل های حقوق زندانيان، وی با انتشار دو نامه از اعتصاب غذای خود خبر دده است.

 به همين سبب عدم تماس ايشان با خانواده پس از بازگشت به زندان موجب تشديد نگرانی اعضای خانواده ايشان شده است.

متن منتشر شده در وبسايت شخصی ايشان به شرح زير است:

در اين مدت ايشان هيچ تماس تلفنی با خانواده نداشته و خانواده نگران سلامتی جسمی وی هستند و اين عدم تماس تلفنی و بی خبری محض ، برای خانواده ی او بسيار نگران کننده است

هم اکنون يک ماه است که از محمد نوری زاد، نويسنده، فيلمساز و فعال سياسی مخالف دولت که به دليل انتشار نامه های سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی و انتقاد از عملکرد وی به تحمل چند سال زندان محکوم شده ، هيچ اطلاعی در دست نيست!

در اين مدت ايشان هيچ تماس تلفنی با خانواده نداشته و خانواده نگران سلامتی جسمی وی هستند و اين عدم تماس تلفنی و بی خبری محض ، برای خانواده ی او بسيار نگران کننده است.

 
 

 در فهرست منتشره اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

خبرنگاران سبز/سیاست/ايران در جهان:
در پی ادامه سياست بازداشت مخالفين و فعالين دانشجويی وحقوق بشری، حصر بی منطق رهبران جنبش سبز، عدم همکاری جمهوری اسلامی با کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل و ادامه روند دخالت نظاميان در امور قضايی و سياسی کشور،با تصميم اتحاديه اروپا مبنی بر تحريم ۳۲ مقام و مسئول ايرانی ، اين اتحاديه روز پنجشنبه نام و مشخصات اين افراد را منتشر و از کشورهای عضو خواست تا از ورود آنها به خاک خود جلوگيری کنند.همچنين اعضای اتحاديه اروپا بايد تمام منابع مالی و اقتصادی متعلق به افراد مورد تحريم را توقيف و ضبط کنند.

در فهرست منتشره اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

بر اساس اين مصوبه، کشورهای عضو موظف شده‌اند که اقدام‌های لازم برای جلوگيری از ورود اين افراد به خاک خود يا عبور آنها از اين کشورها به مقصدهای ديگر به عمل آورند.

اتحاديه اروپا تأکيد کرده است که وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال گذشته وخيم‌تر شده و ۳۲ مقام و مسئولی که نام آنها در فهرست اين اتحاديه آمده است در آزار و اذيت، شکنجه، زندان و اعدام فعالان مدنی، دانشجويان، اقليت‌های مذهبی و متهمان زير سن قانونی دست داشته‌اند.

فهرست اتحاديه اروپا  و دلايل قرار گرفتن اين افراد در آن به شرح زير است:

۱. اسماعيل احمدی‌مقدم: فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی. نيروهای تحت امر وی حملات وحشيانه‌ای بر ضد اعتراض‌های مسالمت‌آميز مخالفان صورت داده‌اند و شب ۱۵ ژوئن ۲۰۰۹ به کوی دانشگاه تهران هجوم بردند.

۲. حسين الله‌کرم: رئيس گروه انصار حزب‌الله و سرهنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. وی از پايه‌گذاران انصار حزب‌الله بوده که مسئول خشونت‌های بی‌سابقه برای سرکوب اعتراض‌های دانشجويی در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۹ است.

۳. عبدالله عراقی: معاون نيروی زمينی سپاه. وی مسئول مستقيم سرکوب تمام اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ ايران است.

۴. علی فضلی: معاون فرمانده بسيج و فرمانده سابق سپاه سيدالشهدای استان تهران (تا فوريه ۲۰۱۰). سپاه سيدالشهدا مسئول امنيت استان تهران است و نقش کليدی در سرکوب وحشيانه اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ ايفا کرد.

۵. حسين همدانی: فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از سال ۲۰۰۹. سپاه محمد رسول‌الله امنيت تهران بزرگ را برعهده دارد و نقش اساسی در سرکوب‌های خشونت‌بار سال ۲۰۰۹ داشته است. اين سپاه همچنين اعتراض‌های روز عاشورا در دسامبر ۲۰۰۹ و پس از آن را سرکوب کرد.

۶. محمدعلی جعفری (عزيز جعفری): فرمانده‌کل سپاه پاسداران. سپاه و قرارگاه ثارالله از سوی محمدعلی جعفری فرماندهی می‌شوند. وی در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ به طور غير قانونی دخالت کرد و نقش مهمی در بازداشت و دستگيری فعالان سياسی و همچنين سرکوب اعتراض‌های خيابانی داشت.

۷. علی خليلی: فرمانده سپاه پاسداران و مسئول واحد درمانی قرارگاه ثارالله. وی با ارسال نامه‌ای به وزارت بهداشت جمهوری اسلامی در روز ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹، از آن خواست تا هيچگونه سند يا گواهی پزشکی برای مجروحان و کسانی که به دليل اعتراض‌های خيابانی بستری می‌شدند صادر نکند.

۸. بهرام حسينی مطلق: فرمانده سپاه سيدالشهدای استان تهران.

۹. محمدرضا نقدی: فرمانده بسيج. وی به عنوان فرمانده بسيج از اين نيروها برای سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های روز عاشورا سوء استفاده کرد که در نتيجه اين خشونت‌ها، ۱۵ نفر کشته و صدها نفر نيز بازداشت شدند. وی پيش از انتصاب به عنوان فرمانده بسيج در اکتبر سال ۲۰۰۹، مسئول امور اطلاعاتی اين نيرو بود که از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات بازجويی می‌کرد.

۱۰. احمدرضا رادان: معاون فرمانده پليس امنيت ايران. وی که از سال ۲۰۰۸ به اين سمت منصوب شده است مسئول ضرب و شتم، قتل، بازداشت‌های خودسرانه و دستگيری معترضان است.

۱۱. عزيزالله رجب‌زاده: فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ (تا ژانويه ۲۰۱۰). وی به عنوان فرمانده نيروی ضربتی پليس تهران بزرگ، بالاترين فرمانده متهم در پرونده کشته شدن بازداشت‌شدگان در کهريزک است.

۱۲. حسين ساجدی‌نيا: فرمانده نيروی انتظامی تهران، معاون سابق پليس امنيت ايران که مسئوليت عمليات نيروی انتظامی را بر عهده دارد. وی متهم به همکاری با وزارت اطلاعات در اقدام‌های سرکوبگرانه در پايتخت ايران است.

۱۳. حسين طائب: فرمانده سابق بسيج (تا اکتبر ۲۰۰۹). وی در حال حاضر معاون فرمانده سپاه در امور اطلاعاتی است. نيروهای تحت امر وی در ضرب و شتم وسيع، کشتار، بازداشت و شکنجه معترضان دست دارند.

۱۴. سيدحسن شريعتی: رييس دادگاه انقلاب مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اوليه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۱۵. قربانعلی دری نجف‌آبادی: دادستان کل کشور تا سپتامبر سال ۲۰۰۹ (وزير اطلاعات دولت محمد خاتمی). وی در مقام دادستانی کل کشور دستور برگزاری دادگاه‌های فرمايشی را پس از اعتراض‌های اوليه به نتايج انتخابات رياست جمهوری صادر کرد. در اين دادگاه متهمان از حقوق اوليه و دسترسی به وکيل محروم بودند. وی همچنين مسئول آزار و اذيت‌های رخ داده در کهريزک است.

۱۶. حسن حداد(الياس حسن زارع دهنوی): قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران. وی مسئول پرونده بازداشتی‌های پس از انتخابات و ارعاب خانواده‌هايشان برای وادار کردن آنها به سکوت است. حسن حداد از افرادی است که دستور فرستادن بازداشتی‌ها به کهريزک را صادر کرده است.

۱۷. حجت‌الاسلام سيدمحمد سلطانی: قاضی دادگاه انقلاب در مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اوليه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۱۸. علی اکبر حيدری‌فر: قاضی دادگاه انقلاب تهران. وی در محاکمه‌های پس از انتخابات مشارکت داشت.حيدری‌فر از سوی قوه قضاييه به دليل پرونده کهريزک مورد بازخواست قرار گرفت. وی از جمله افرادی است که دستور اعزام معترضان بازداشتی به کهريزک را صادر کرده بود.

۱۹. عباس جعفری دولت‌آبادی: دادستان تهران از سال ۲۰۰۹. دادستانی زير نظر وی عليه شمار زيادی از معترضان از جمله شرکت‌کنندگان در تظاهرات روز عاشورا (دسامبر ۲۰۰۹) اعلام جرم کرد. وی دستور تعطيلی دفتر مهدی کروبی در سپتامبر سال ۲۰۰۹، بازداشت ده‌ها فعال سياسی را صادر و فعاليت دو حزب سياسی اصلاح‌طلب را در ژوئن ۲۰۱۰ ممنوع کرد. اين دادستانی، معترضان را به محاربه متهم کرد که حکم آن مرگ است. دادستانی تهران همچنين دستگيری فعالان اصلاح‌طلب و حقوق مدنی و روزنامه‌نگاران را به عنوان بخشی از سرکوب‌های پس از انتخابات در دستور کار خود قرار داده است.

۲۰. محمد مقيسه (مشهور به ناصريان): قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران. وی يکی از دست اندرکاران پرونده‌های متهمان بازداشتی پس از انتخابات است. مقيسه در جريان محاکمه‌های ناعادلانه برای فعالان سياسی، اجتماعی، روزنامه‌نگاران، احکام طولانی مدت حبس و چندين حکم اعدام نيز برای برخی ديگر از اين فعالان صادر کرده است.

۲۱. غلامحسين محسنی اژه‌ای: دادستان کل کشور از سپتامبر سال ۲۰۰۹ و سخنگوی قوه قضاييه (وزير سابق اطلاعات در دولت اول محمود احمدی‌نژاد). زمانی که وی مسئوليت وزارت اطلاعات را در دوران انتخابات بر عهده داشت، عوامل اطلاعاتی زير نظر وی مأمور دستگيری، شکنجه و اخذ اعتراف‌های دروغين از صدها تن از فعالان، روزنامه‌نگاران، ناراضيان و سياستمداران اصلاح‌طلب بودند. علاوه بر اين، خانواده‌های افراد بازداشت‌شده هدف باج‌گيری، ارعاب و آزار و اذيت مأموران وزارت اطلاعات قرار داشته اند.

۲۲. سعيد مرتضوی: رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و دادستان پيشين تهران تا ماه اوت ۲۰۰۹. وی به عنوان دادستان تهران احکام بازداشت صدها تن از فعالان، روزنامه‌نگاران و دانشجويان را صادر کرد. پس از اينکه نقش وی در کشته شدن سه تن از معترضان در کهريزک به اثبات رسيد در اوت ۲۰۱۰ از مقام خود کنار گذاشته شد.

۲۳. عباس پيرعباسی: قاضی شعبه ۲۶ و ۲۸ دادگاه انقلاب تهران. وی از مسئولان رسيدگی به پرونده‌های پس از انتخابات است و در جريان محاکمه‌های ناعادلانه بر ضد فعالان حقوق مدنی احکام طولانی مدت زندان و همچنين اعدام برای معترضان صادر کرده است.

۲۴. امير مرتضوی: معاون دادستان مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اوليه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۲۵. ابوالقاسم صلواتی: قاضی و رئيس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب. وی قاضی دادگاه‌های نمايشی معترضان انتخاباتی در تابستان ۲۰۰۹ است. وی برای برخی از سلطنت‌طلب‌ها که به دادگاه آورده شده بودند احکام اعدام صادر کرد. صلواتی برای بيش از يکصد زندانی سياسی، فعال حقوق مدنی و تظاهرکننده احکام طولانی مدت زندان صادر کرده است.

۲۶. اژدر ملک شريفی: رئيس دادگستری آذربايجان شرقی. وی مسئول محاکمه سکينه محمدی آشتيانی است.

۲۷. احمد زرگر: قاضی شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر تهران. وی مسئول تأييد احکام حبس طولانی مدت و اعدام صادره عليه معترضان است.

۲۸. علی اکبر يساقی: قاضی دادگاه انقلاب مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق ابتدايی برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۲۹. مصطفی بزرگ‌نيا: رئيس بند ۳۵۰ زندان اوين. وی مسئول خشونت نامتعارف عليه زندانيان است.

۳۰. غلامحسين اسماعيلی: مسئول سازمان زندان‌های ايران. جرم وی همدستی در بازداشت وسيع معترضان سياسی و همچنين فراهم کردن پوشش برای آزار و اذيت زندانيان است.

۳۱. فرج‌الله صداقت: دستيار مديرکل سازمان زندان‌ها در تهران و رئيس سابق زندان اوين تا اکتبر ۲۰۱۰ است که در دوران رياست وی بر اين زندان، شکنجه اعمال می‌شده است. وی بارها زندانيان را مورد تهديد و فشار قرار داده است.

۳۲. محمدعلی زنجيری: معاون رئيس سازمان زندان‌ها که مسئول آزار و اذيت و محروم ساختن زندانيان از حقوق اوليه خود است. وی دستور داده بود که بسياری از زندانيان به سلول انفرادی منتقل شوند. 

 
 

سارای محبوبی دانشجوی ۲۱ ساله محروم از تحصيل که به «۱۰ ماه حبس تعزيری» محکوم شده بود توسط وزارت اطلاعات ساری بازداشت شده است و تا کنون خبری از او در دست نيست.
خبرنگاران سبز/جامعه/از دیگر ادیان/اخبار زندانیان عقیدتی:
برای سردمداران امروز جمهوری اسلامی مسلمان، مسيحی،کليمی،زرتشتی و يا بهايی حکم دشمن و محارب دارند.اگر تا ديروز جمهوری اسلامی با ديگر اديان رسمی کشور که در قانون اساسی نيز به رسميت شناخته شده اند، رفتاری دور از انسانيت داشت اما از بعد از انتخابات همگان ديدند که جمهوری اسلامی حتی به دختر و پسر مسلمان همانند ابراهيم شريفی، مريم صبری و شهيد ترانه موسوی که با خوی حيوانی فرمانده سابق بسيج جان خود را از دست داد، نيز رحم نمی کند.

از ديرباز تمامی اديان با صلح دوستی در ايران زمين در کنار يکديگر زندگی می کردند و به عقايد يکديگر احترام می گذاشتند . اگر به اطراف خودمان بنگريم خواهيم ديد همسايگانی که از ديگر اقليت های مذهبی هستند و چه سخاوتمندانه برای آزادی و سربلندی کشورشان ايران آرزو و تلاش می کنند. اما نظام جمهوری اسلامی بنا بر سياست پليدی که پياده کرده است در فکر تفرق در بين اديان ها و قوميت های مختلف است.

چرا در کشور بزرگ ايران نبايد فردی از جامعه بهايی حق تحصيل، حق اظهار نظر و يا برپايی مراسم اعتقادی دين خود باشد ؟ چرا محل زندگی، کسب و کار و حتی قبور جامعه بهايی بايد تخريب و به آتش کشيده شود؟


سارای محبوبی دانشجوی ۲۱ ساله محروم از تحصيل که به «۱۰ ماه حبس تعزيری» محکوم شده بود توسط وزارت اطلاعات ساری بازداشت شده است و تا کنون خبری از او در دست نيست.
خبرنگاران سبز/:

برای سردمداران امروز جمهوری اسلامی مسلمان، مسيحی،کليمی،زرتشتی و يا بهايی حکم دشمن و محارب دارند.اگر تا ديروز جمهوری اسلامی با ديگر اديان رسمی کشور که در قانون اساسی نيز به رسميت شناخته شده اند، رفتاری دور از انسانيت داشت اما از بعد از انتخابات همگان ديدند که جمهوری اسلامی حتی به دختر و پسر مسلمان همانند ابراهيم شريفی، مريم صبری و شهيد ترانه موسوی که با خوی حيوانی فرمانده سابق بسيج جان خود را از دست داد، نيز رحم نمی کند.

از ديرباز تمامی اديان با صلح دوستی در ايران زمين در کنار يکديگر زندگی می کردند و به عقايد يکديگر احترام می گذاشتند . اگر به اطراف خودمان بنگريم خواهيم ديد همسايگانی که از ديگر اقليت های مذهبی هستند و چه سخاوتمندانه برای آزادی و سربلندی کشورشان ايران آرزو و تلاش می کنند. اما نظام جمهوری اسلامی بنا بر سياست پليدی که پياده کرده است در فکر تفرق در بين اديان ها و قوميت های مختلف است.

چرا در کشور بزرگ ايران نبايد فردی از جامعه بهايی حق تحصيل، حق اظهار نظر و يا برپايی مراسم اعتقادی دين خود باشد ؟ چرا محل زندگی، کسب و کار و حتی قبور جامعه بهايی بايد تخريب و به آتش کشيده شود؟

سارای محبوبی دانشجوی ۲۱ ساله محروم از تحصيل که به «۱۰ ماه حبس تعزيری» محکوم شده بود توسط وزارت اطلاعات ساری بازداشت شده است و تا کنون خبری از او در دست نيست.

به گفته عموی وی، برپايه اين گزارش، مامورين وزارت اطلاعات شهر ساری، پس از تفتيش منزل مسکونی پدری و ضبط کتب، کاغذهای دست نوشته، سی دی و کيس کامپيوتر، وی را دستگير کردند.


 
 

اکنون که «ميرحسين» به هر دليلی (که از نظر آنها مشروع است) به قدرت نرسيده بهتر است، برای خودشيرينی نزد بانيان فعلی قدرت به «خادم» معرفی شدن نخست‌وزير محبوب بنيانگزار جمهوری اسلامی، توسط آقای «هاشمی» اعتراض شود تا شايد آب رفته به جوی بازگشته و از اين نمد کلاهی نيز در ساختار قدرت نصيب آنها شود.
خبرنگاران سبز/نقد و نظر/ علی مصلحی:
 در آستانه انتخابات رياست جمهوری دوره دهم، گروهی از اصولگرايانی که در دولت نهم سهم ناچيزی از مناسبات قدرت نصيبشان شده و بيم از دست دادن قدرت در صورت ابقای «احمدی‌نژاد» در راس قوه مجريه را داشتند، تصميم گرفتند وارد يک بازی برد برد شده و از نامزدی غير از «احمدی‌نژاد» حمايت نمايند که بيشترين احتمال پيروزی در مورد او وجود داشت.

جبهه «اصولگرايان حامی ميرحسين موسوی» با چنين پيش‌فرضی در آستانه انتخابات همچون همه «جامعه‌»«همسو» های خلق‌الساعة اعلام موجوديت نموده (+) و بلافاصله در همان شب ۲۲خرداد۸۸ اندکی پيش از مشخص شدن نتايج انتخابات، با انتخاب مشی سکوت کامل تلاش نمود تا نقش و جايگاه خود را از خاطرات تاريخی مربوط به اين انتخابات پاک نمايد و برای بازيابی خود مترصد فرصت و شرايط مناسب ماند.

بدون شک اگر مقصود اين گروه «اصول‌گرايی» بود که آقای «احمدی‌نژاد» نماينده معرفی شده از طرف تمام طيف‌های اصولگرا بود و بايد به نفع شرايط سياسی احزاب متبوع خود با ايشان همراهی، و در انتخابات هم از ايشان حمايت می‌نمودند. اگر با خط‌‌مشی، روش و سياست‌ها و رفتار ايشان طی دوره دولت نهم مخالفتی داشتند و از ديد آنها او نمی‌توانست تعريف آنها از اصولگرايی را نمايندگی کند، آقای «محسن رضايی» ديگر نامزد اصولگرايان در صحنه حضور داشت و می‌بايد از او حمايت نموده و روی رياست‌جمهوری او سرمايه‌گذاری می‌نمودند.

بر فرض ثالث که آقای «احمدی‌نژاد» و آقای «رضايی» هيچکدام با تعاريف آنها از اصولگرايی مطابقت نداشته و نظرات آنها را نمايندگی نمی‌کردند، شايسته بود در بين خودشان شخص موجهی که بيشترين نسبت را با تعاريف آنها از «اصولگرايی» داشته و از مقبوليت عمومی نيز برخوردار بود، يافته و حول محور او وارد کارزار انتخابات می‌شدند. اما هيچکدام از فرضيات فوق محقق نشد و آنها در يک اقدام نادر، با حمايت از نامزد اصلی «اصلاح‌طلبان» در انتخابات اعلام حضور و موجوديت نمودند، و پس از انتخابات نيز با قبول دربست نتايج انتخابات و بدون کمترين اعتراض و واکنشی گو اينکه از قبل از نتايج خبر دقيق داشته و در يک تبانی با داور وارد بازی باخته شده‌اند به سکوت سنگينی رفته و تلاش نمودند حتی از اظهار نظر شفاف در مورد حوادث بعد از انتخابات نيز پرهيز نمايند.

اما اين سکوت چندان که قابل پيش بينی بود دوام نياورد. در تازه‌ترين اظهار نظر، آقای «سيدرضا اکرمی» رئيس شورای سياستگذاری جبهه اصولگرايان حامی ميرحسين موسوی (+)، در ملاقاتی که اخيرا با «هاشمی‌» داشته است، از ايشان گلايه کرده که بهتر بود واژه «خدوم» را در مورد «ميرحسين موسوی» به کار نمی‌برد.(+)

اگرچه آقای اکرمی اندکی پس از انتخابات تاوان حمايت از «ميرحسين‌موسوی» را با برکناری از دبيری «جامعه وعاظ تهران» پرداخته بود، اما اظهار نظر اخير ايشان نشان داد که نه ايشان و نه اصولا جبهه‌ای که ايشان رياست شورای سياست‌گذاريش را در حمايت از «ميرحسين» بر عهده داشت، کمترين اعتباری برای «ميرحسين» و اصولگرايی او قائل نبوده و تنها دليل حمايت‌شان از ايشان، سهم‌يابی در قدرت بوده است، و اکنون که «ميرحسين» به هر دليلی (که از نظر آنها مشروع است) به قدرت نرسيده بهتر است، برای خودشيرينی نزد بانيان فعلی قدرت  به «خادم» معرفی شدن نخست‌وزير محبوب بنيانگزار جمهوری اسلامی، توسط آقای «هاشمی» اعتراض شود تا شايد آب رفته به جوی بازگشته و از اين نمد کلاهی نيز در ساختار قدرت نصيب آنها شود.

 
 

قطع کامل ارتباط مردم با آقایان کروبی و موسوی، هم فرصت است و هم تهدید. فرصت است برای جنبش و تهدید است برای حکومت. آقایان کروبی و موسوی بارها اعلام کرده اند که مردم راه خودشان را یافته اند و زنده و پویا بر خواسته هایشان پافشاری دارند و هر روز مصمم تر از دیروز هستند. در برابر حکومت تنها توانسته است با فشار، کشور را کنترل کند اما آنقدر عاجز و درمانده شده که حتی از مراسم ختم یک نماینده مجلس و یا مراسم تدفین مادر یکی از وابستگان به این جنبش هم هراس دارد، چه رسد به مراسم برای مرحوم پدر مهندس موسوی.
خبرنگاران سبز/سیاست:
حسين کروبی فرزند مهدی و فاطمه کروبی از آخرين وضعيت پدر و مادر خود گفته است. وی در گفت و گويی که از طريق ايميل با سايت روزآنلاين داشته است آخرين خبرها و تحليل ها را اعلام کرده است.

او آن طور که خودش گفته «متواری» است؛ و در توضيح شرايط کنونی گفته است «بالاتر از سياهی رنگی نيست، اما پدرم هميشه به ما می گفتند اين شيوه حکومت داری پايدار نخواهد بود و حکومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حريفی بسيار بزرگ به نام ملت پيش روی اوست که امروز در مورد مشروعيت حکومت ترديدهای جدی دارد.»
موارد مطرح شده در این مصاحبه بدین شرح است:

بی خبری از آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی از چند هفته هم گذشته، آيا خبری از وضعيت آنها داريد، يا به شما گفته اند جدا از ديدارهای کنترل شده، اين وضع تا کی ادامه می يابد؟ شرطی برای تغيير وضعيت اعلام شده؟

واقعيت اين است که شرطی به ما اعلام نشده. پدر و مادرم ظاهرا در اختيار وزارت اطلاعات هستند. اما گذاشتن شروط و غيره از حوزه اختيارات وزارت اطلاعات خارج است. توجه داشته باشيد وقتی رييس قوه قضائيه ميگويد برخورد با به اصطلاح سران فتنه از حوزه من خارج است، يعنی اگر حوادثی بعد از حبس رخ بدهد، يا هر نوع محدوديتی ايجاد شود و يا ادامه پيدا بکند، هيچ کس حتی رييس قوه قضائيه هم مسئوليت نمی پذيرد و مقامات بالاتر بايد تعيين تکليف کنند و يا شرطی بگذارند.

از طرفی آيا در مسئله «حبس»، «شرط» هم موضوعيت دارد؟ يعنی يک اقدام غير قانونی و غير انسانی صورت گرفته؛ حالا ديگر فکر نميکنم موضوع شرط چيز مهمی باشد. به قول معروف بالاتر از سياهی که رنگی نيست!

برخی معتقدند مسئولان جمهوری اسلامی چاره برخورد با جنبش سبز را در قطع کامل تماس آقايان موسوی و کروبی با مردم يافته اند و با وضع موجود، ديگر فرصت ارتباط مستقيم با مردم را به آنها نخواهند داد. نظرتان در مورد اين تحليل چيست؟ آيا جنبش دچار نزول خواهد شد؟

به نظرم برعکس؛ قطع کامل ارتباط مردم با آقايان کروبی و موسوی هم فرصت است و هم تهديد. فرصت است برای جنبش و تهديد است برای حکومت. آقايان کروبی و موسوی بارها اعلام کرده اند که مردم راه خودشان را يافته اند و زنده و پويا بر خواسته هايشان پافشاری دارند و هر روز مصمم تر از ديروز هستند؛ در برابر حکومت تنها توانسته است با فشار، کشور را کنترل کند اما آنقدر عاجز و درمانده شده که حتی از مراسم ختم يک نماينده مجلس و يا مراسم تدفين مادر يکی از وابستگان به اين جنبش هم هراس دارد، چه رسد به مراسم برای مرحوم پدر مهندس موسوی.

اين درحاليست که پدرم نقل می کرد وقتی آيت الله سعيدی در زندان رژيم شاه به شهادت رسيدند، مراسم باشکوهی برای ايشان برگزار گرديد و رژيم هم هيچ گونه ممانعتی به عمل نياورد؛ اين نشان ميدهد که رژيم شاه به ثبات نظامش اطمينان داشت ولی اين آقايان اين اطمينان را ندارند. از سوی ديگر جنبش با حضور آقايان کروبی و موسوی از حدود و چهارچوب مشخص و خواسته های خاصی برخوردار بود اما با اين اقدام حکومت، شرايط و خواسته های جنبش متفاوت شده و متفاوت تر هم خواهد گرديد.

در مورد نحوه ادامه راه جنبش، با توجه به ديدگاه های آقای کروبی، چه نظری داريد؟

ببينيد خواسته های مردم مشخص است و هرچه حکومت خشن تر هم برخورد کند، مطالبات مردم بيشتر می شود. مديريت و همراهی با اين مطالبات، هنر است. من در جريان عمل ديدم که روحيه و مواضع آقای کروبی و مهندس موسوی خرداد ۸۸، با کروبی و موسوی دی و يا بهمن ۸۹ چقدر تفاوت داشت.

يعنی آنان ضمن همراهی با مردم و جناح های مختلف فکری موجود در جامعه پرتنوع ما، می کوشيدند به صورتی منطقی جنبش را پيش ببرند؛ لذا کسانی که نقش سخنگويی اين دو بزرگوار را به عهده دارند، همانطور که نبايد افراط کنند، دچار تفريط هم نبايد بشوند؛ چون هر نوع ضعف در اعلام مواضع، موجب سرخوردگی مردم می شود.

از طرف ديگر اين دوستان بايد از نظرات خير خواهانه همه نيروهای دلسوز کشور استفاده کنند چون اين جنبش متعلق به حزب و گروهی نيست و متعلق به همه اقشار است. بی توجهی به اين اصول می تواند تاثيرات منفی بر جنبش بگذارد؛ همان طور که درک درست آن می تواند اسباب خير باشد.

نظر آقای کروبی در موردآينده جنبش سبز چه بود؟ به نتيجه اميدوار بودند؟

آقای کروبی يک روز قبل از حبس کامل، طی پيام ويدئويی کوتاهی که فيلم آن از منزل خارج شد، صريحا وعده پيروزی را دادند. ايشان قبل از آن هم هميشه به ما می گفتند اين شيوه حکومت داری پايدار نخواهد بود و حکومت مجبور است به خواست ملت تن دهد، چون حريفی بسيار بزرگ به نام ملت پيش روی خود دارد که امروز در مورد مشروعيت حکومت ترديدهای جدی دارد.

بی جهت نيست که آقايان برای بازسازی مشروعيت از دست رفته خود، هر روز يک داستان تازه می نويسند؛ يک روز پول يارانه را به امام زمان نسبت می دهند و روز ديگر متوسل به کارهای مبتذلی مانند توليد همين سی دی «ظهور نزديک است» مي شوند.

آقايان در واقع می خواهند عدم مقبوليت خود را با تشابه سازی به اين و آن جبران کنند و به اين ترتيب به بازسازی چهره شان بپردازند؛ اما به نظر من با اين راه و شيوه ای که در پيش گرفته اند و با بازی با ارزش ها و باورهای دينی مردم، ضربه ای بسيار بزرگ خواهند خورد.

آيا آقای کروبی پيش از حصر، پيش بينی اين روزها را می کردند؟ اگر چنين است نظرشان در مورد ادامه راه و مديريت جنبش چه بود؟

اول اينکه اين چهار بزرگوار در «حصر» نيستند؛ حصر تعريف مشخصی دارد. اين عزيزان در حبس اند. اما در مورد سوال؛ آقای کروبی و موسوی آمادگی هرگونه برخوردی را داشتند و از مدتها پيش منتظر چنين روزی هم بودند.

از همان روزها هم آقای کروبی معتقد بود راه بسيار سختی در پيش داريم، و معتقد بودند مديريت جنبش بايد دردست افرادی باشد ثابت قدم و آماده پرداخت هرگونه هزينه. کسانی که در تصميم گيری ها، در عين قاطعيت بر اساس عقل و منافع و مصالح مردم رفتار کنند، تا خدای ناکرده مديريت جنبش به دست افراد ضعيف يا فرصت طلب نيفتد و بلايی که بر سر اصلاحات آمد بر سر جنبش نيايد.

و سوال آخر: امروز وضعيت فرزندان آقای کروبی چگونه است؟

متاسفانه وقتی دستشان به ما نرسيد و ما متواری شديم، برادرم علی را به اتهام مضحک و مسخره جاسوسی برای کشورهای خليج فارس دستگير و بعد از چند هفته با قرار وثيقه آزاد کردند.

برای دو برادرم بجز ممنوع الخروج نمودن هنوز مشکلی ايجاد نکرده اند. ولی من متواری هستم تا ببينم در آينده چه تصميمی در خصوص خودم خواهم گرفت و خدا چه تقديری را برايم رقم خواهد زد.

 
 

گفته شده بازی پرقدرت فاطمه معتمد آريا، از بازيگران برجسته سينما و تئاتر ايران که آشکارا از جنبش سبزها پشتيبانی کرده، در اين فيلم علت اصلی تصميم به حذف فيلم توسط محفل تصميم گيرنده در وزارت ارشاد بوده است.
خبرنگاران سبز/سياست/فرهنگ و هنر:
هنر در سلطه بی فرهنگان. دولت کودتا در ادامه فشار بر حاميان جنبش سبز و بازيگران سبز، فيلم «نيلوفر» با بازيگری فاطمه معتمد آريا بازيگر حامی جنبش سبز که به بخش مسابقه جشنواره کیش راه يافته بود، را به دستورمستقيم اداره کل نظارت و ارزيابی (سانسور) وزارت ارشاداسلامی ، از فهرست نمايش خط و حذف می کند.

محمد خزاعی دبير جشنواره کيش می گويد اين نخستين بار در تاريخ جشنواره های سينمايی ست که يک فيلم پس از برگزيده شدن و اعلام عمومی از فهرست نمايش خط خورده و حذف می شود. برگزارکنندگان جشنواره نقشی در حذف فيلم نيلوفر از جشنواره نداشته اند و اين تصميم صرفا براساس دستور عليرضا سجادپور، مدير اداره کل نظارت و ارزيابی فيلم وزارت ارشاداسلامی صورت گرفته است.
عليرضا سجادپور، مدير اداره کل نظارت و ارزيابی فيلم در گفتگو با رسانه ها علت حذف فيلم نيلوفر از بخش مسابقه جشنواره کيش را نداشتن پروانه نمايش اعلام کرده است.اما منتقدان می گويند فيلم های برگزيده يک جشنواره خودبخود پروانه موقت نمايش را دريافت می کنند.

«نيلوفر» به کارگردانی سابين الجمايل و تهيه‌کنندگی فرشته طائرپور داستان دخترک دوازده ساله ساکن يکی از روستاهای عراق است که که آرزو دارد خواندن و نوشتن ياد بگيرد تا پزشک شود، اما او در دهکده‌ای زندگی می‌کند که تنها پسرها می‌توانند درس بخوانند. از سوی ديگر مناسبات خانوادگی در اطراف او ـ به‌خصوص رابطه‌اش با عزيز ـ عموی گوشه‌گير و چوپانش ماجراهای فيلم را رقم می‌زند.

بازيگران اين فيلم رويا نونهالی، شهاب حسينی، هنگامه قاضيانی، صادق صفايی امير آقايی، نيره فراهانی ، زهرا داودنژاد، تورج فرامرزيان و فاطمه معتمدآريا هستند.

"نيلوفر" به کارگردانی سابين ژمايل توليد مشترک ايران، فرانسه و لبنان است.رشيد بوغريب سازنده فيلم تحسين‌شده "روزهای افتخار" يکی از تهيه‌کنندگان فيلم "نيلوفر" است. بوغريب متولد پاريس است، اما تبار الجزايری دارد. او ماه مه پيش يکی از داوران بخش مسابقه جشنواره فيلم کن بود و در جريان برگزاری جشنواره نشان شواليه لژيون دونور دولت فرانسه را دريافت کرد.

منتقدان سينمايی می گويند وزارت ارشاد پيش از اعلام عمومی نام فيلم های برگزيده در جشنواره کيش در جريان انتخاب فيلم ها بوده و با آنها موافقت کرده و پروانه نمايش موقت را صادر کرده است. اما در آخرين لحظات محفل تصميم گيرنده ای که به تازگی در وزارت ارشاداسلامی مستقر شده اقدام به حذف اين فيلم از جشنواره کرده است.

گفته شده بازی پرقدرت فاطمه معتمد آريا، از بازيگران برجسته سينما و تئاتر ايران که آشکارا از جنبش سبزها پشتيبانی کرده، در اين فيلم علت اصلی تصميم به حذف فيلم توسط محفل تصميم گيرنده در وزارت ارشاد بوده است.

منتقدان می گويند محفل تصميم گيرنده تازه مستقرشده در وزارت ارشاد، پس از جنجال بر سر نمايش «هداگابلر» گروه بازبينی اداره کل هنرهای نمايشی اين وزارتخانه را نيز به صورت يکپارچه تغيير داده است.

 گفتنی است اين فيلم در سال ۱۳۸۷ ساخته شده است.


 
 

در همين زمينه، کوآمه آنتونی آپيا، رييس انجمن قلم آمريکا، گفته است: «نسرين ستوده نه تنها مطهر روح جايزۀ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت» است، بلکه تجلی روح اين سال عالی نيز هست.»
خبرنگاران سبز/ایران در جهان:
در حالیکه با شرافت ترین روزنامه نگاران و نویسندگان کشور با توهم مقامات نظامی و قضایی کشور در زندان و سلول های انفرادی محبوس شده اند، انجمن قلم آمريکا که معتبر ترين انجمن نويسندگی ايالت متحده است، روز چهارشنبه اعلام  کرد: نسرين ستوده، نويسنده، فعال حقوق بشر و وکيل زندانی در ايران، که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، تبانی و تبليغ عليه نظام و عضويت در کانون مدافعان حقوق بشر» به ۱۱ سال حبس تعزيری، ۲۰ سال محروميت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعيت خروج از کشور محکوم شده است ، به عنوان برندۀ جايزۀ ۲۰۱۱ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت»شناخته خواهد شد.

در بيانيه انجمن قلم از نسرين ستوده به عنوان يکی از رهبران جنبش زنان و مدافع حقوق کودکان در ايران نام برده شده است.کوآمه آنتونی آپيا از نسرين ستوده به عنوان نويسنده، فعال و وکيلی ياد کرده است که خود را وقف اين ايده  کرده است که همه بايد به طور مساوی از حقوق تضمين شده در قانون برخوردار باشند.

جايزه انجمن قلم آمريکا به شخصيت‌های ادبی بين المللی که به دليل اقدام يا دفاع از حق آزادی بيان تحت تعقيب قضايی قرار گرفته و يا زندانی شده اند تعلق می گيرد و امسال اين جايزه در ۲۶ آوريل ۲۰۱۱ (ششم ارديبهشت)، در موزه تاريخ طبيعی آمريکا در نيويورک اعطا خواهد شد.

در همين زمينه، کوآمه آنتونی آپيا، رييس انجمن قلم آمريکا، گفته است: «نسرين ستوده نه تنها مطهر روح جايزۀ «انجمن قلم/ جايزۀ آزادی برای نوشتن باربارا گلداسميت» است، بلکه تجلی روح اين سال عالی نيز هست.»

رييس انجمن قلم آمريکا تصريح کرده است: «در زمانی زنان و مردان سراسر جهان بطور مسالمت آميز در کنار يکديگر ايستاده اند تا اين حقيقت بسيار اساسی را بارديگر خواستار شوند، او (نسرين ستوده) در يکی از بدنام ترين زندانهای جهان است و اين مایۀ شرم حکومت ايران است. »

کوآمه آنتونی آپيا همچنين گفته است: «با تقديم اين جايزه به او (نسرين ستوده) ما احترام خود را به وی ادا می کنيم و همراه با ميليونها ايرانی که وی از حقوق آنها دفاع می کند و منشاء الهام آنها شد می ايستيم و از همه افراد و دولت های سراسر جهان می خواهيم تا در درخواست برای آزادی فوری وی به ما بپيوندند.»

طبق اين گزارش شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، در اين مراسم حضور خواهد داشت. گفتنی است نسرين ستوده، ۴۷ ساله، وکالت تعدادی از پرونده های سياسی و حقوق بشری از جمله وکالت شيرين عبادی، عيسی سحرخيز، کيوان صميمی، عاطفه نبوی، و آرش رحمانی پور، از اعضای انجمن پادشاهی ايران را که در سال ۸۸ اعدام شد، را نيز برعهده داشته است.

 
 

تهدیدی امنیتی متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است. در اقدامی صرفاً از روی احتیاط، سفارت ما روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
خبرنگاران سبز/سياست:
وب سایت رسمی برتانیا در صفحه اصلی خود تعطیلی این سفارت خانه را به دلیل تهدید امنیتی که متوجه سفارت بریتانیا در تهران شده است تایید کرده است. به گفته این سفارت خانه این اقدام صرفاً از روی احتیاط بوده و تنها روز چهارشنبه ۲٤ فروردین به روی عموم بسته است ولی انتظار می‌رود از پنجشنبه ۲٥ فروردین به روال عادی کار خود را ادامه دهد.
اما گویا يک منبع نزديک به اين سفارت که نخواست نامش فاش شود، به کوچه اعلام کرده که در اين پيامک به صراحت ذکر شده است که «هم‌کاران از پی‌گيری علت تعطيلی خودداری کنند.» اين در حالی است که هيچ مدت زمان مشخصی برای عدم حضور کارمندان سفارت بريتانيا در تهران اعلام نشده است.

بريتانيا پيش‌تر در روز بيست و چهارم مارس از انتخاب گزارش‌گر حقوق بشر از سوی اين شورا در سازمان ملل حمايت کرده بود.

مناقشات بين ايران و بريتانيا در ماه‌های اخير و پس از انتخابات دهم رياست جمهوری در ايران وارد دور تازه‌ای شد به طوری که در پی درگيری‌ها و اعتراض‌های خيابانی تعدادی از کارمندان اين سفارت دست‌گير و محاکمه شدند و مجلس ايران نيز خواستار قطع رابطه با اين کشور شد.

در آخرين بار نيز بدون انعکاس خبری در روز هشت مارس- هفده اسفندماه سال گذشته- يکی از کارمندان بخش اداری اين سفارت به نام «مريم-م» در خيابان بازداشت شده است که هنوز با گذشت بيش از يک ماه و اندی تاکنون در زندان اوين به سر می‌برد.



 
 

خب مشکوک که کل داستان مشکوکه، ولی من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم که والله قسم من کارم عمل به هنگام بود. من برخورد با اینا رو جزو زندگیم می دونم و واجب هم هست. یعنی به خودم واجب می دونم که با اینا برخورد کنم. به دادستان ام عرض کردم من پامو از اینجا بذارم بیرون حیثیت برای هاشمی نمیذارم؛ چون شما برخورد نکردین حالا خود ملت باید برخورد قهر آمیز بکنن. همون روزی که حضرت امام فرمودن اگر مسئولین به داد شما نرسیدن راسا اقدام بکنید، تکلیف رو روشن کردن.
خبرنگاران سبز/جامعه:
دوشنبه خبرآنلاين به نقل از محسنی اژه ای گزارش داده بود که سعيد تاجيک فردی که به فائزه هاشمی با الفاظ رکيک بی احترامی کرده بود بازداشت شده است  و پرونده ای در اين باره بر عليه اين لباس شخصی فحاش،تشکيل شده است اما گويا بعد از چند روز بازداشت اين لباس شخصی حامی رهبری با دخالت فرماندهان بسيج آزاد شده است و در گفت و گو با روز آنلاين با بيان اينکه چند روزی در زندان اوين بوده و بعد پذيرايی شده است، ادعا می کند که برای جلوگيری از التهاب جو جامعه آزاد شده است. با این تفاصیل باید گفت آملی شاهرودی هیچ قدرت اجرایی در قوه قضائیه ندارد و استقلال این دستگاه از زمان ورود وی، رسما زیر سوال رفته است چرا که با فشار نیروهای امنیتی و نظامی، اجرای قانون به سخره گرفته شده است.

وی در اين گفت و گو که با هتاکی های متعدد به خانواده هاشمی همراه است، قوه قضاييه را فشل می خواند و معتقد است اين نهاد مشکل دارد.

اين بسيجی حامی ولايت با بدترين القاب مسئولان کشور را خطاب کرده و نسبت به فرزند شهيد مطهری اهانت می کند.

با پوزش از خوانندگان متن کامل اين گفت و گو به شرح زير است:

ـ از روز زنگ می زنم. می خواستم در مورد خبر دستگيری شما صحبت کنم. صحت داره اين خبر؟

نه! تکذيبش می کنم. ديروزهم بچه هابه من گفتن. برای من فرستادن خبرو. نه! تکذيب ميشه. البته می دونم شيطنت کيه…

ـ شيطنت کی؟

تلفنی نمی تونم بگم، دارن شيطنت می کنن سر يک موضوعی. دارن يک محکی می زنن. می دونم ام کار کيه. حالا انشالله بمونه جواب شونو خودمون بديم.

ـ پس نگرفتن شمارو؟

حاج خانوم!من الان سرکار هستم.

ـ بله ماهم تعجب کرديم. ولی خب دادستان کل کشور گفتن. همه سايت هام نوشتن…

نه؛نه. البته قبل از عيد دستگير شده بودم. يک هشت نه روزی هم اوين بوديم. يک سه روزی هم اعتصاب غذا کرديم.

ـ ای بابا! اعتصاب غذام کردين؟!

بله. بعد خلاصه ديديم صدامون بيرون نمی رسه، آخه آقايونم به اصطلاح می خواستن جامعه ملتهب نشه. چون از دانشگاه های اقصی نقاط کشور با من تماس می گرفتن که اگر شمارو بگيرن ما می ريزيم جلو قوه قضاييه. آقايونم شنود می کردن ديگه… الان هم تلفن داره شنود ميشه ولی بذار نفر سوم هم بشنوه که يک خرده حالش جا بياد… خلاصه ديدن بچه ها دارن با ما تماس می گيرن، از بقيه جاهام، حالا يا مستقيم يا غير مستقيم به ما مراجعه می کردن که اگر شما رو بگيرن ما ميريم جلو قوه قضاييه. خلاصه ديگه هفت هشت روزی ما رو بردن اوين. چند روزی اوين بوديم و مابقی شم از ما پذيرايی کردن…

ـ از شمام پذيرايی کردن حاج آقا!

نه! کتک متک نه! بردنمون ….[مفهوم نيست]. بعدشم دو سه روز آخر بنده اعتصاب غذا

کردم. اعتصاب غذام هم سه دليل داشت: يکی اينکه خودم رو تنبيه بکنم در وهله اول که حضرت آقا رو تو اين قصه اذيت کردم. دوم اينکه اعتراض داشتم به عملکرد قوه قضاييه؛ اعتراض شديد. سوم هم اينکه به خود آقای دادستان هم عرض کردم که هاشمی و خاندانش و زنش و بچه هاش و بخصوص فائزه، اونام بايد دستگير بشن. توجه کردی؟

ـ بعله. راستی حاج آقا اون حرف هايی که در فيلم می شنويم واقعا گفته شده؟

ببينين من البته ماهواره ها رو نگاه نکردم که ببينم کدوم فيلم رو گذاشتن. دو تا کيليپ بود؛ اونی که گفتم دهنتو جر ميدم، پدرتو در ميارم، درست بود، اونارو خودم گفتم. به آقای دادستان هم گفتم کتمان نمی تونم بکنم.حرفی رو که بوده زدم، اونم به خاطر اينکه قوه قضاييه با اينا برخورد نکرد، اين آتشفشان در درون من غليان کرد، يکدفعه منفجر شد. حالامنتظر بدتر از ايناشم باشن. منتها حضرت آقا [خامنه ای] گفتن فحاشی به طور کلی نفی ميشه که مام روی چشم مون ميذاريم و فرمايش مقام معظم رهبری رو نصب العين خودمون قرار ميديم اما اون فحش رکيکی رو که آخرش هست من به طور کلی تکذيب می کنم. من فحش ندادم. اونو کس ديگه ای گفته. توجه می کنين؟

ـ بعله! حالا اصلا فيلم رو کی گذاشته؟ يک ذره مشکوک به نظر نمی رسه؟

خب مشکوک که کل داستان مشکوکه، ولی من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم که والله قسم من کارم عمل به هنگام بود. من برخورد با اينا رو جزو زندگيم می دونم و واجب هم هست. يعنی به خودم واجب می دونم که با اينا برخورد کنم. به دادستان ام عرض کردم من پامو از اينجا بذارم بيرون حيثيت برای هاشمی نميذارم؛ چون شما برخورد نکردين حالا خود ملت بايد برخورد قهر آميز بکنن. همون روزی که حضرت امام فرمودن اگر مسئولين به داد شما نرسيدن راسا اقدام بکنيد، تکليف رو روشن کردن. خب مام می خوايم راسا اقدام بکنيم. توجه کردين؟

ـ بعله! ولی حاج آقا رئيس قوه قضاييه که منصوب حضرت آقاست. بايد عمل بکنه. به نظر شما چرا نمی کنه؟

حاج خانم! قوه قضاييه گندشو درآورده. الان تمام اعتراض ما روی قوه قضاييه س. من خدمت آقای دادستان هم عرض کردم الان ۲۰ ماهه اغتشاشه. شما دارين می بينين که اين دختر هرزه کثيف شترسوارساندويچ خورـ يعنی با همين لحن گفتم ها..ـ هر موقع شما گرفتينش ميگه من دارم ساندويچ می خورم. اين چه ساندويچيه که ۲۰ ماهه داره گاز می زنه تموم نميشه! اينها از تمام خط ها عبور کردن. به خدا و پيغمبر و امام و حضرت امام و حضرت آقا توهين کردن. شما هيچکدومتون رگ تون بيرون نزد. اکثر مسئولين نظام، بخصوص خيلی از حوزوی های ما خفه خون گرفته بودن.. مقام هاشمی بالاتره يا نعوذبالله مقام آقا امام زمان؟ مقام هاشمی بالاتره يا مقام حضرت آقا؟ اين کثافت ها اين همه از تمام خط قرمزها عبور کردن، به تمام مقدسات ما توهين کردن، هيچکس رگ اش بيرون نزد، اون وقت من به کره هاشمی گفتم يابو به تريج قبای همه برخورده؟ رگ همه زده بيرون! اين برای اينه که قوه قضاييه نتونسته درست عمل بکنه. اين را هم يقين دارم که لاريجانی با اين حرفی که در مورد من زده خودش از همين هاست.

ـ خود همين ها يعنی کيا؟

اينا ادمای خود هاشمی ان. عمله اکره خود هاشمی ان. حالا نمی تونم پشت تلفن به شما بگم، دارن صدای منو می شنون ولی من توی خود اوين شم گفتم، البته اين رو نگفتم ولی پاش برسه به خود لاريجانی ام ميگم. من از احدالناسی جز خداترس ندارم.

ـ چطور؟

چون جون ام رو گذاشتم کف دستم. کار و زندگی امو گذاشتم. رفيقام جلوی چشمام تيکه پاره شدن. من تيکه های تن شون رو از روی زمين جمع و جور می کردم. من که ساکت نمی شينم. من و امثال من ـ حالا اسم نمی خوام ببرم ـ ساکت نمی شينيم. شاهرگ مون بره اون گره ای رو که جلو کفار باز کرديم، نيگر ميداريم. به آقای دادستان هم عرض کردم. گفتم مسئولين نظام ما يک عده شون آلزايمر گرفتن. حضرت امام گفت جنگ مرز و جغرافيا نمی شناسه. تا کفر هست ما هستيم. مبارزه ام هست…

ـ ولی ببينين حاج آقا اتهام شما اينه که بالاخره دارين در مملکت اسلامی قانون شکنی می کنين.

غلط کردن! اينا دارن کليشه ای برخورد می کنن. من دارم با يک دختر هرزه برخورد می کنم؛ آقا صدای همه تون دراومد؟! ببينم قران رو توی مسجد سوزوندن، مشکل نيست؟ خواهرم! اينا قران آتيش زدن، مسجد آتيش زدن..

ـ کی؟

روز عاشورا. اينا روز عاشورا ريختن بيرون. سرکرده اين فتنه کيه؟ خود هاشمی و خاندانش. زنش صبح انتخابات مياد رايشو بندازه توی صندوق ميگه بريزين بيرون. آقا! ميگه موسوی رای آورد آورد نياورد، ملت بريزن توی خيابون حق شونو بگيرن؟!…اين يعنی چی…

ـ حالا ببينين آقای مطهری يک چيزی گفته….

اونو که ولش کن. غلط کرده. اصلا نگو مطهری خواهرم. اون نجس العينه. من حاضر نيستم اسم شهيد مطهری رو روی اين کثافت بذارم. بگين علی فريمانی. همين ملعون ـ نوارش هست ـ توی مجلس ميگه کوچک زاده اسمش کوچک زاده نيست آخرش اف داره! اون وقت اين اعتراض می کنه؟! وقتی اين اعتراض می کنه بايد بهش بگه بتمرگ پفيوز؟ با همين لحن؟ اين اقايی که دنبال اينه که من شلاق بخورم اگر واقعا قانون اسلام برای صغير و کبير، غنی و فقير يکيه بايد برای اينام برابر باشه. يعنی چی که چون اين نماينده مجلس است در شانش نيست، يعنی چی؟ کسی که الان بايد شلاق بخوره، علی مطهريه. من گفتم حرومزاده، درسته اما اينا يقه اين صانعی، اين مرتيکه بيشرف رو گرفتن؟ چرا اين حرومزاده رو نگرفتن؟…

ـ آهان! شما درد دين دارين. باشه. ولی چرا وقتی مشايی اين حرفا رو می زنه، احمدی نژاد اين کارها رو می کنه.. شما ساکت اين؟

مشايی رو که سرتاپاشو کثافت و نجاست گرفته. شما فکر نکن من جای ديگه انتقاد ندارم. مشايی از اينا کثافت تر. اينا از مشايی کثافت تر. مشايی يک آدم مرتاضه. رمال داره در زنجان، از اون خط می گيره…..

ـ خب احمدی نژاد تاييدش می کنه….

باشه احمدی نژادم اشتباه می کنه. بيخود می کنه تاييدش می کنه. ببين خواهر من هرکی در خط ولايت بود نوکرشم، هرکی از خط ولايت عبور کرد ما دشمن خونی اش هستيم. مقابلش می ايستيم. قران هم فرموده، پيغمبر هم فرموده. ما ديگه از قران خودمون و سيره انبيای خودمون که نمی گذريم. من به آقای دادستان هم گفتم آقا بنده گردنم در مقابل قانون مثل مو باريکه. هر حکمی که شما برای بنده ببرين روی چشم ام ميذارم اما به شرطی که کليشه ای برخورد نکنين….

ـ حالا فکر می کنين نوبتش ميشه که يک روزی باشما هم برخورد بکنن؛ يعنی جدی برخورد بکنن؟

ببين من که زبونی نيستم که بخوام کوتاه بيام، برخورد بکنن. خودشونم بالاخره برخورد بچه حزب اللهی رو می دونن. می خوان بکنن بسم الله. اوندفعه هم که مارو بردن به کسی نگفتن. متوجه ای؟

بعله!

بچه ها قرار بود از اقصی نقاط کشور بريزن. يعنی آمادگی شو دارن. منم به بچه ها شماره تلفن دادم که اگر منو گرفتن سريع کاری رو که بايد بکنن، بالاخره بکنن. آمادگی شو دارن الحمدالله. بچه حزب اللهی ها بی صاحب که نيستن که!

ـ بله ولی بالاخره بچه حزب اللهی ها هم به يک فرمانی ميان توی خيابون…همين جوری بيان همه شون رو می گيرن. اون وقت چيکار می کنن؟ مگه چند نفرن؟

چندنفرن! حالا بگيرن ما رو، برخورد قهر آميز بکنن ببينن بچه حزب اللهی ها چيکار می کنن.

ـ گرفتن شون که کاری نداره که.

کاری نداره چيه خواهرم! مگه می تونن قطار بگيرن همه رو ببرن؟ يکی دو تا هستن مگه. طبق فرمان چيه؟ مگه وقتی ريختن تو اغتشاشات همه رو لت و پار کردن و قلع و قمع کردن به فرمان کسی بود؟

ـ آهان! خودشون ريختن.

بله، بچه بسيجی خودش عمل اش به هنگامه، می دونه چه زمانی بايد عمل بکنه. اين نيست که کسی به اينا خط بده. توجه کردی؟

ـ بله ولی بالاخره يک مرکزی بايد باشه که…

نه؛ نه؛ مرکز نمی خواد. مرکز فرماندهی حزب اللهی عقل و درايتشه. شور و شعور خود بچه هاس. اينکه مثلا منو بگيرن ببرن زندان، جواب بچه ها به خاطر من نيست. اونا به خاطر تفکره که ميان….

ـ ولی بالاخره بسيج فرمانده داره ديگه…

نه؛ نه؛ اصلا توی اين بازی ها وارد نشين که بسيج فرمانده داره؛ مثلا عزيز جعفری بياد بگه؟ نه؛ اين جوری نيست. خود بچه ها ميان به صورت خودجوش.

ـ خودجوش؟

بله به صورت ميدانی ميان. تو نماز جمعه می گن آقا فلانی رو گرفتن. بچه ها ميگن آقا بريم اينجا، بريم فلان جا…مگه خيلی از اين اتفاقات نيفتاده؟ اين جور نيست که بچه ها بشينن. بر فرض مثال الان من بسيجی نيستم ولی حزب اللهی ام. منتظر بشم آقای عزيز جعفری به من فرمان بده؟ نه سپاهه، نه وزارته، نه نيروی انتظاميه، هيچ جا…اين انگ ها به ما بسته نميشه؛ نه؛هر جا که بسيجی ببينه خط امام در خطره، هرجا بسيجی احساس بکنه در مقابل خون شهدا و در مقابل ارزش های اسلامی يک سری عناصر فاسد وايسادن و می خوان يک جريان کثيف و سياسی راه بندازن، خود بچه ها به صورت خودجوش جلوی اين جريان فاسد و کثيف می ايستن.

ـ خودشون؟

بعله خودشون.

ـ حالا اين خودشون و خود شما در همين تظاهرات بيست ماه اخير به قول خودتون ريختين مردم رو قلع و قمع کردين، زن و بچه مردم رو لت و پار کردين. چه احساسی دارين؟

ببين اين جوری برداشت نکن، فيلم ها رو ببين. کسی که مياد در مقابل دين می ايسته، به فرمايش امام بايد جلوش وايساد.

ـ يعنی اونا مقابل دين بودن…

من اون کسی که دست دوست دخترشو گرفته اومده بيرون، بستنی ليس می زنه، می خواد با کفش نماز بخونه ، دهنشو جر ميدم. اينا مردم نيستن. توجه می کنی؟

ـ بعله! همه توجه ام به شماست.

اين محاربه. بايد اعدام بشه. شما آيه ۳۲ سوره مائده رو بخونين. ميگه کسی که در مقابل پيغمبر خدا و دين خدا می ايسته، اينو بايد دست و پاشو، خلاف همديگه قطع بکنين. حکم خداست، لاريجانی بايد بگه؟!

ـ ولی وقتی حکومت اسلاميه، رئيس قوه قضاييه شم آقا انتخاب کرده، نبايد قانون باشه؟

منم دارم در چارچوب حکومت اسلامی حرف می زنم نه حکومت قذافی. کسی که در مقابل حکومت اسلامی صف آرايی می کنه، می خواد ارزش ها رو زير پا بذاره بايد تيکه تيکه اش کرد.

ـ حالا خوب شد گفتين قذافی. الان ملک حسن، پادشاه اردن رو دعوت کردن ايران. اين درسته؟

ببينين اون ملک فهد، اون حرومزاده که حضرت امام فرمود من اگر صدام رو ببخشم ملک فهد رو نمی بخشم. اگر فهد با آب زمزم و کوثرم خودشو شستشو بده، غير قابل بخششه…

ـ ببخشين من گفتم ملک حسن، پادشاه اردن رو گفتم…

ملک حسن. من هم تعجب کردم گفتم ملک فهد رو که دعوت نکردن.

ـ نخير هنوز دعوت نکردن. پادشاه اردن رو گفتم.

اين هم پسر همون حسين اردنی ملعونه که طناب جنگ عليه ايران رو کشيد، حالا اومده اينو دعوت کرده. حالا بايد ببينيم اينو کی دعوت کرده… البته من الان نمی تونم نتيجه گيری بکنم ولی اينو بدون که در هر حال دعوت اين کسانی که حضرت امام اونا رو منفور و ملعون معرفی کرده زير سر امثال مشايی و هاشميه.

ـ احمدی نژاد گفت من دعوت کردم عقب نشينی هم نمی کنم، خودم شنيدم.

آقای احمدی نژادم که وحی منزل نيست که. آقای احمدی نژاد تا زمانی برای ما آقای احمدی نژاده که در خط ولايت باشه. خارج بشه از اين خط ايشونم منفور بچه بسيجی هاست. منفور ملت ايرانه. اگر تو خط ولايت بود نوکرشم هستيم. اينکه احمدی نژاد بره پيش اينا يا لاريجانی بلند ميشه ميره مبارک رو ماچ می کنه، نعوذبالله اينا فرستاده خدا نيستن که ما بگيم اينا هر کاری بکنن ما قبول داريم. نه؛ ما پيرو ولايت مون هستيم، نه يک کلمه کم، نه يک کلمه بيش.

ـ حاج آقا! سئوال آخرم اينه که الان احتمال ميدين دستگيرتون کنن؟ ببرن تون واقعا؟

دستگيرمون کنن. من که ترسی ندارم که.

ـ می دونم ولی احتمالشو می دين که اين کارو بکنن؟

ببين خواهرم، من جرمی مرتکب نشدم. با دختر هاشمی برخورد کردم، با پسرش. فحش دادم. دری وری گفتم، جرم ام هم ثابت بشه در وهله اول طبق ماده ۶۰۸ قانون کيفری، ۵هزار تومن تا صدهزارتومن جريمه س، اگر ثابت بکنن ۷۴ ضربه شلاقه. نهايتش ام يک سال زندانه. اين که زندانه من اگر تو خرمن آتيشم بگن ميرم، اگر تو دهنه کوه آتشفشان هم بگن ميرم، خود حضرت آقا بگه من ميرم. اين مهم نيست که منو بگيرن، مهم اينه که عملکرد قوه قضاييه در چه راستايی داره شکل می گيره. قوه قضاييه ما فشل است، قوه قضاييه ما سوراخه. قوه قضاييه ما مشکل داره…

ـ خب چرا؟ مثلا الان رحيمی معاون اول احمدی نژاد پرونده داره. خانه فساد فاطمی و از اين حرفا ولی نمی تونن باهاش کاری کنن چون….

بله، بابا فساد مالی داره اون. منم می دونم. ولی قانون بايد مثل آفتاب باشه. آفتاب به کافر می تابه به ديندار می تابه، به گندم و ببخشين به سگ و گربه ام می تابه. خب؟ وقتی در حکومت اسلامی قرار باشه قانون توش اعمال بشه ديگه صغير و کبير نبايد بشناسه.

ـ خدا باباتو بيامرزه

بله؟

ـ می فرمودين…

چه اونی که قيطريه می شينه چه اونی که جنوب شهر، همه بايد در برابر قانون متواضع باشن، قانون هم بايد با همه اينا يکسان برخورد بکنه…

ـ خب نمی کنه که.

خب مردم بايد خودشون يک حرکتی بکنن ديگه. من خدمت شما عرض بکنم الان فکر نکنين چون آقای لاريجانی نماينده حضرت آقاست در قوه قضاييه، آقا ازش رضايت کامل داره. نه. ايشون عملکردش درست نبوده. در اين مدتی که ايشون اومده من شنيدم به جرم اضافه شده.. البته آمار دقيق شو نمی دونم. يکی از اين دوستان ما می گفت از وقتی لاريجانی اومده تعداد زندانی های ما اضافه شده.

ـ خب زندانی های اين دو سال اخير بعد از انتخاباته ديگه.

نه؛ نه. انتخابات. باز شما يک خرده داری ميری خاکی. مسائل پيرامون انتخابات بحث خودش را داره. اون اصلا سوای اين حرفاست…

ـ نه دارم از نظر تعداد زندانيان ميگم.

نه اونا زندانی سياسی ان، زندانی سياسی با زندانيانی که جرم اجتماعی مرتکب می شن فرق می کنه.

ـ آهان يعنی شما می گين زندانی عادی زياد شده.

آره. مثلا همين مواد مخدر. يا مثلا اعلام کردن با چاقو کش ها برخورد قاطع می کنيم، حتی اعدام می کنيم. اون وقت شما ببينين رسما در تهرون اينهمه چاقو فروشی هست. انواع و اقسام چاقو و قمه رو دارن می فروشن. کجا با اينا برخورد کردن؟…

ـ خوب شد اين چاقو رو گفتين. چند تا عکس روی سايت ها هست از لباس شخصی ها و بسيجی ها که در تظاهرات چاقو دست شونه؛ با اسم و رسم. ديدين اونا رو؟

ديدم. اولا اينو خدمت شما عرض بکنم که امام گفتن هر وقت ديدين راديوهای بيگانه، ماهواره های بيگانه دارن عليه شما سمپاشی می کنن بدونين کارتون درست بوده. اما اگر ازتون تعريف کردن بدونين بابا مشکل دارين…

ـ ببينين اين عکسا چاپ شده، اينها در حال زدن مردم هستن و چاقو دست شونه…

خب از کجا معلوم بسيجيه؟ روش نوشته بسيجی؟ هر کی ريش ميذاره، يقه شم تا اين بالا می بنده بسيجيه؟ خواهرمن! الان که ديگه هزارتا کلک توی اينترنت و توی کامپيوتر ميشه زد. ديشب يک فيلم نشون داد، فيلم فداکار، زنه لخت لخت بود با کامپيوتر لباس تنش کرده بودن. اصلا مشخص بود لخت بود.

ـ خب بله ديگه مشخص ميشه

نه؛ ولی لباس تنش کرده بودن.

ـ خب سيستم امنيتی جمهوری اسلامی که قوی است. عکس اينام که هست، می تونستن بگيرنشون. نه؟

مگه ثابت شده؟ مگه گفتن؟ مگه گرفتن؟

ـ همينو ميگم ديگه. عکسا نشون ميده لباس شخصی و بسيجی ان. حالا اگر طرف رو بگيرن و دادگاه علنی بذارن با سند و مدرک بگن بسيجی نيست روشن ميشه ديگه..

ببين من اصلا چرا غير مستند صحبت کنم. ما خودمون ده نفرو گرفتيم، لباس شخصی تن شون بود، پدرشونم درآورديم اما ديديم آدمای عوضی ان. دستاشونم خالکوبی بود. خب تلويزيون خودمون که داره نشون ميده. هفته ای چند بار پليس قلابی می گيرن. با لباس ميان از مردم اخاذی می کنن. ما بايد بگيم اينا نيروی انتظامی ان؟

ـ آخه اينا در تظاهرات بودن. داشتن مردم رو لت و پار می کردن. قلع و قمع می کردن. شما ميگی قلابی بودن؟

خواهرم تلويزيون خودمون هرروز اينا رو نشون ميده. به صورت کامپيوتری اين چيزارو درست می کنن.

ـ آهان. يعنی اينايی که در تظاهرات لت و پار می کردن چاقو نداشتن. چی داشتن اون وقت؟

شما مگه در خيابون آزادی نبودی…

ـ نه بابا نرفتم، ترسيدم. همه رو می گرفتن لت و پار می کردن.

ما تو آزادی يک مشت اراذل و اوباش رو ديديم، حدود سه چهار هزار نفر بودن. می دونی ما چند نفر بوديم؟

ـ چندنفر؟

خدا گواهه که صدنفر.

ـ همون موتورسوارها بودين؟

ريختن سرمون با شمشير و قمه می خواستن مارو تيکه پاره کنن. ولی بچه ها ريختن ما رو نجات دادن.

ـ بعد شما اونارو لت و پار کردين.

بله؛ توجه کردين؟ ما نزديک هشت نه تا شهيد داديم در راس اش هم شهيد حسين غلام کبيری در شهر ری.

ـ مثلا صانع ژاله؟ اونم بسيجی بوده؟

[سکوت] والا من نمی دونم می گن کارت بسيجی داشته. بوده يا نبوده رو من نمی دونم. من نمی شناسم ايشون رو.
 

 
 

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن دفاع از بيانيه ای که در ارتباط با فوت پدر ميرحسين موسوی صادر کرده بود، از نخست وزير دفاع مقدس تمجيد کرده و مخالف شديد خود را از انتقادات مطرح شده اعلام کرده است.
خبرنگاران سبز/سیاست:
پس از پيام تسليت آيت الله هاشمی رفسنجانی به ميرحسين موسوی، افراطيون قدرت طلب که بويی از انسانيت و تعهد به اصول اخلاقی نبرده اند، هرکدام به نوعی با حمله به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، از او برای ارسال پيام تسليت انتقاد کردند و از او با عنوان حامی فتنه گران ياد کردند.

در تازه ترين خبر ندای سبز آزادی گزارش داده است که در ديداری که سيدرضا اکرمی، روحانی محافظه کار و نماينده مردم تهران در مجلس هشتم با هاشمی رفسنجانی داشته است، اين عضور شورای مرکی جامعه روحانيت از هاشمی برای به کار بردن واژه " خدوم" که هاشمی در پيام تسليت اش به ميرحسين موسوی نسبت داده بود، انتقاد کرده است و با بيان اينکه ايکاش در پيامتان از اين واژه استفاده نمی کرديد از طرف اصولگرايان حامل پيام دلگير شدن اصولگرايان شده است .اما رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن دفاع از بيانيه ای که در ارتباط با فوت پدر ميرحسين موسوی صادر کرده بود، از نخست وزير دفاع مقدس تمجيد کرده است و مخالف شديد خود را از انتقادات مطرح شده اعلام کرده است.
گفتنی است پيش از اين هاشمی رفسنجانی در پيامی خطاب به مير حسين موسوی در گذشت پدر وی را به او تسليت گفته بود، وی در اين پيام نوشته بود « مصيبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ويژه مهندس مير حسين موسوی تسليت می گويم . خاندانی که خدمات شايسته ای به اسلام و انقلاب و ميهن اسلامی مان کردند و افتخار تقديم چندين شهيد در راه اسلام ، انقلاب و ميهن را در کارنامه خود دارند .»

 
 

مهدی و فاطمه کروبی در اين ديدار، خبر فوت پدر مهندس موسوی را می شنوند و از اينکه تا پيش از اين ديدار، به آنها در مورد فوت پدر مهندس موسوی خبری داده نشده بود به شدت ناراحت می شوند.
خبرنگاران سبز/رهبران سبز:
نهم اسفند منابع خبری کلمه و سحام نيوز، خبر از بازداشت مهدی کروبی و ميرحسين موسوی را اعلام کردند.در اين مدت مهدی کروبی با فرندان خود و يکی از روحانيون معتمد خانواده کروبی و نظام، ديدار داشته است . در همين خصوص سايت سحام نيوز خبر داده است که اسماعيل دوستی، استاندار قبلی کهکيلويه و بويراحمد و از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی در ديداری که چند روز پيش با مهدی و فاطمه کروبی داشته است خبر فوت پدر مهندس موسوی را به آنها می دهد.

به گزارش سحام نيوز "دوستی" که با اجازه نهادهای امنيتی به ديدار کروبی رفته بود در ابتدا تنها اجازه داشته است که کروبی را در لابی محل اقامتش ببيند اما سپس با اصرار و تقاضای ديدار با فاطمه کروبی، می تواند به طبقه بالا برود و فاطمه کروبی را هم ببيند.
مهدی و فاطمه کروبی در اين ديدار، خبر فوت پدر مهندس موسوی را می شنوند و از اينکه تا پيش از اين ديدار، به آنها در مورد فوت پدر مهندس موسوی خبری داده نشده بود به شدت ناراحت می شوند. هرچند بنا بر خبری که در اختيار ما قرار گرفته است اين زوج سبز کماکان از روحيه عالی برخوردار هستند.

 
 

به دلیل عدم مشروعیت داخلی، کشورهای عربی ، به خود اجازه دهن درگی و تهدید کردن کشورمان را می دهند. به عنوان يکی از شهروندان و البته يکی از مخالفان سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی که کشورمان را به ورطه تحريم و انزوای بين المللی کشانده است، سخنان ضد ايرانی سفير و مقامات سياسی عربستان سعودی را به شدت محکوم خواهيم کرد.
خبرنگاران سبز/سیاست/نقد و نظر:
يکی از بزرگ ترين خطرها برای سقوط يک حکومت، عدم مشروعيت واعتماد مردم به يک نظام است که اين اجازه را به ديگر کشورهای متخاصم می دهد که از اين فرصت کمال استفاده را برای حمله نظامی به آن کشور بکنند.پس از کودتای انتخاباتی دلسوزان کشور بطور مکرر اين نکنه را متذکر شدند که مسئولان نظام به جای باج به ديگر کشورها و از دست دادن ثروت ملی برای خريد دوست در جامعه بين المللی، بهتر است به خواست مردم تن دهد و به قولی مردم اش را پشتيبان خود نگه دارد چرا که سرانجام اين مردم هستند که همانند گذشته تاريخ کشورمان، تا آخرين قطه خون خود در جهت حفظ کشور پا در ميدان ميگذارند.

در همين رابط بود که چندی قبل شيخ خالد بن حمد الخليفه، وزير خارجه بحرين با بيان اينکه آنها ( جمهوری اسلامی )در کشور خودشان مشکل جدی دارند و بايد به آن رسيدگی بکنند واگر دست از بازی خود برندارد، می‌تواند منتظر رويارويی جدی ما باشد. اين گفته نمونه ای از عدم مشروعيت مردمی جمهور اسلامی است که به درستی توسط وزير خارجه بحرين بازگو شده بود.

اما پس از درخواست و بيانيه شورای همکاری خليج فارس از ايران برای دخالت نکردن در امور کشورهای عربی منطقه و مقامات بحرينی و کويتی همچنين سعيد حريری نخست وزير لبنان که ايران را متهم به «دخالت وقيحانه» در امور کشورهای عربی کرده بود، اين بار نوبت به عربستان سعودی رسيد تا سفير اين کشور در مصر، در اظهاراتی ضد ايرانی و کم سابقه، ايران را تهديد به حمله ی نظامی کند!

اين اظهارات در حالی توسط مسئولان عربی بيان می شود که نيروهای نظامی عربستان و امارات که به لطف سوء مديدريت و نبود قوانين پايدار در کشور، به کشوری فريبنده تبديل شده است،هم اکنون برای نگهداشتن سکان پادشاهی در بحرين، نيروهای نظامی خود را در آن کشور مستقر کرده اند. دخالت های جمهوری اسلامی در کشورهای عربی حاشيه خليج فارس نظير کويت، سوريه، فلسطين و لبنان از ديد همگان محکوم و غير منطقی است کما اينکه لشگر کشی سعودی ها و اماراتی ها نيز به کشور بحرين بی دليل و مداخله جويانه است. پادشاهی عربستان که خود نوع ديگری از ديکتاتوری اسلامی را بر مردم کشورش تحميل کرده است و با قدرت جنگنده های آمريکايی در تلاش برای حفظ قدرت خانواده ملک عبدالله است، بايد بداند حتی مخالفين جمهوری اسلامی که يکی از دو رهبرش ميرحسين موسوی و مهدی کروبی را در بند دارد، به کشورهای ديگر اجازه کستاخی به کشور عزيزمان ايران را نخواهند داد.

به گزارش سرويس بين الملل خبگرزاری انتخاب- احمد القتان سفير عربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه ی الحيات ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا ملک عبدالله از زمانی که وی وليعهد بود تلاش کرده ايم  که دست دوستی را به سوی ايران دراز کنيم به هر شکلی. اما متاسفانه، توطئه های ايران در کشورهای حاشيه خليج فارس هرگز تمامی ندارد.

وی می افزايد: تا امروز، انها با توهم امپراطوری فارس زندگی می کنند. اظهارات اخير ايرانيان عجيب و غريب است. انها عربستان سعوودی را متهم به دخالت در امور بحرين کردند. اين حقيقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.احمد القتان مدعی می شود: اين اتهامات زمانی از سوی ايران متوجه ما می شود که ايران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشيه خليج فارس است.

سفير عربستان سعودی در مصر، می افزايد: وضعيت ما با ايران در منطقه به صورت وحشتناکی است. ما پيام قدتمندانه و مهمی را به انها منتقل کرده ايم: ما اجازه ی نقض امنيت کشورهای حاشيه خليج فارس را نمی دهيم. امنيت کشورهای حاشيه خليج فارس، خط قرمز ما در عربستان سعودی است. مطمئنا شما به ياد داريد که عربستان چگونه به حمله ی کويت پاسخ داد!

احمد القتان در ادامهی ادعاهايش، می گويد: اهداف ايران در ايجاد يک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل اين قضيه هشدار دهنده است. ايران چندين سال است که جزيره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در اين مورد سرباز می زند! و حتی داوری بين المللی را هم قبول نمی کند!


به گزارش سرويس بين الملل خبگرزاری انتخاب Entekhab.Ir؛  وی با بيان اين که "ما در عربستان سعودی خيلی از دست ايران رنج کشيديم" ادامه می دهد: بگذاريد که به شما ياداوری کنم که ايران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ دو بار به آسمان عربستان سعودی حمله کرد. ما به انها هشدار داديم  و زمانی که برای بار سوم اين قضيه تکرار شد، ما هواپيماهای انها را زديم.

وی خطاب به مصاحبه کننده می گويد: برادر عزير، شما باور نمی کنيد که اين ايرانی ها دارند در کشورهای حاشيه خليج فارس چه می کنند. تنها چيزی که اين کشور به ان اهميت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از اين قضيه رنج می برد. مانند خيلی ديگر از کشورهای عربی ديگر، من می توان در مورد هر کشور عربی ديگری، مثال های زيادی بزنم!

سفير عربستان سعودی در مصر، در ادامه ، تلويحاً ايران را تهديد به حمله نظامی می کند و می گويد:  من به اين چيزی که می گويم اعتقاد دارم: اميدوارم ايرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. انها نبايد قدرت ما را تست کنند. انشالله، اگر انها بخواهند کشورهای حاشيبه خليح فارس را بی ثبات کنند، ما توانايی مقابله با ايران را دايم.

مصاحبه کننده در اين لحظه پرسيد: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است.وی پاسخ داد: بله.مصاحبه کننده دوباره  پرسيد که اين شامل حمله نظامی هم می شود.سفير عبستان در مصر پاسخ داد: منظور من ايران است. کشورهای حاشيه خليج فارس و امنيت انها ، خط قرمز ماست. ما اجازه نقض امنيت را به انها را نمی دهيم اميدوارم که قدرت ما را تست نکنند. من دوست دارم چيزهايی که نگفتم ياداور بشوم.

احمد القتان اضافه می کند: ما از دست ايرانی ها در فصل های مختلف حج خيلی رنج برديم و آزار ديديم! انها به عربستان می ايد و باعث اشوب در طول فصل حج می شوند

به عنوان يکی از شهروندان و البته يکی از مخالفان سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی که کشورمان را به ورطه تحريم و انزوای بين المللی کشانده است، سخنان ضد ايرانی سفير و مقامات سياسی عربستان سعودی را به شدت محکوم خواهيم کر.

اکنون که جمهوری اسلامی به دليل دخالت و کودتای نظاميان( سپاه پاسدارن،بسيج و نيروی انتظامی) مشروعيت اش در داخل از بين رفت است، می طلبد که مقامات سياسی و نظامی ايران، کمی سنجيده تر و و محتاط تر رفتار کنند و به خود اجازه دخالت در امور هيچ کشوری را ندهند و کمی به فکر جلب حمايت مردم از نظام باشند.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر