-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه

Latest New from Green Correspondents for 04/13/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

 - کاری از: وحید نیک گو -

 
 

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن دفاع از بيانيه ای که در ارتباط با فوت پدر ميرحسين موسوی صادر کرده بود، از نخست وزير دفاع مقدس تمجيد کرده و مخالف شديد خود را از انتقادات مطرح شده اعلام کرده است.
خبرنگاران سبز/سیاست:
پس از پيام تسليت آيت الله هاشمی رفسنجانی به ميرحسين موسوی، افراطيون قدرت طلب که بويی از انسانيت و تعهد به اصول اخلاقی نبرده اند، هرکدام به نوعی با حمله به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، از او برای ارسال پيام تسليت انتقاد کردند و از او با عنوان حامی فتنه گران ياد کردند.

در تازه ترين خبر ندای سبز آزادی گزارش داده است که در ديداری که سيدرضا اکرمی، روحانی محافظه کار و نماينده مردم تهران در مجلس هشتم با هاشمی رفسنجانی داشته است، اين عضور شورای مرکی جامعه روحانيت از هاشمی برای به کار بردن واژه " خدوم" که هاشمی در پيام تسليت اش به ميرحسين موسوی نسبت داده بود، انتقاد کرده است و با بيان اينکه ايکاش در پيامتان از اين واژه استفاده نمی کرديد از طرف اصولگرايان حامل پيام دلگير شدن اصولگرايان شده است .اما رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن دفاع از بيانيه ای که در ارتباط با فوت پدر ميرحسين موسوی صادر کرده بود، از نخست وزير دفاع مقدس تمجيد کرده است و مخالف شديد خود را از انتقادات مطرح شده اعلام کرده است.
گفتنی است پيش از اين هاشمی رفسنجانی در پيامی خطاب به مير حسين موسوی در گذشت پدر وی را به او تسليت گفته بود، وی در اين پيام نوشته بود « مصيبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ويژه مهندس مير حسين موسوی تسليت می گويم . خاندانی که خدمات شايسته ای به اسلام و انقلاب و ميهن اسلامی مان کردند و افتخار تقديم چندين شهيد در راه اسلام ، انقلاب و ميهن را در کارنامه خود دارند .»

 
 

مهدی و فاطمه کروبی در اين ديدار، خبر فوت پدر مهندس موسوی را می شنوند و از اينکه تا پيش از اين ديدار، به آنها در مورد فوت پدر مهندس موسوی خبری داده نشده بود به شدت ناراحت می شوند.
خبرنگاران سبز/رهبران سبز:
نهم اسفند منابع خبری کلمه و سحام نيوز، خبر از بازداشت مهدی کروبی و ميرحسين موسوی را اعلام کردند.در اين مدت مهدی کروبی با فرندان خود و يکی از روحانيون معتمد خانواده کروبی و نظام، ديدار داشته است . در همين خصوص سايت سحام نيوز خبر داده است که اسماعيل دوستی، استاندار قبلی کهکيلويه و بويراحمد و از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی در ديداری که چند روز پيش با مهدی و فاطمه کروبی داشته است خبر فوت پدر مهندس موسوی را به آنها می دهد.

به گزارش سحام نيوز "دوستی" که با اجازه نهادهای امنيتی به ديدار کروبی رفته بود در ابتدا تنها اجازه داشته است که کروبی را در لابی محل اقامتش ببيند اما سپس با اصرار و تقاضای ديدار با فاطمه کروبی، می تواند به طبقه بالا برود و فاطمه کروبی را هم ببيند.
مهدی و فاطمه کروبی در اين ديدار، خبر فوت پدر مهندس موسوی را می شنوند و از اينکه تا پيش از اين ديدار، به آنها در مورد فوت پدر مهندس موسوی خبری داده نشده بود به شدت ناراحت می شوند. هرچند بنا بر خبری که در اختيار ما قرار گرفته است اين زوج سبز کماکان از روحيه عالی برخوردار هستند.

 
 

به دلیل عدم مشروعیت داخلی، کشورهای عربی ، به خود اجازه دهن درگی و تهدید کردن کشورمان را می دهند. به عنوان يکی از شهروندان و البته يکی از مخالفان سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی که کشورمان را به ورطه تحريم و انزوای بين المللی کشانده است، سخنان ضد ايرانی سفير و مقامات سياسی عربستان سعودی را به شدت محکوم خواهيم کرد.
خبرنگاران سبز/سیاست/نقد و نظر:
يکی از بزرگ ترين خطرها برای سقوط يک حکومت، عدم مشروعيت واعتماد مردم به يک نظام است که اين اجازه را به ديگر کشورهای متخاصم می دهد که از اين فرصت کمال استفاده را برای حمله نظامی به آن کشور بکنند.پس از کودتای انتخاباتی دلسوزان کشور بطور مکرر اين نکنه را متذکر شدند که مسئولان نظام به جای باج به ديگر کشورها و از دست دادن ثروت ملی برای خريد دوست در جامعه بين المللی، بهتر است به خواست مردم تن دهد و به قولی مردم اش را پشتيبان خود نگه دارد چرا که سرانجام اين مردم هستند که همانند گذشته تاريخ کشورمان، تا آخرين قطه خون خود در جهت حفظ کشور پا در ميدان ميگذارند.

در همين رابط بود که چندی قبل شيخ خالد بن حمد الخليفه، وزير خارجه بحرين با بيان اينکه آنها ( جمهوری اسلامی )در کشور خودشان مشکل جدی دارند و بايد به آن رسيدگی بکنند واگر دست از بازی خود برندارد، می‌تواند منتظر رويارويی جدی ما باشد. اين گفته نمونه ای از عدم مشروعيت مردمی جمهور اسلامی است که به درستی توسط وزير خارجه بحرين بازگو شده بود.

اما پس از درخواست و بيانيه شورای همکاری خليج فارس از ايران برای دخالت نکردن در امور کشورهای عربی منطقه و مقامات بحرينی و کويتی همچنين سعيد حريری نخست وزير لبنان که ايران را متهم به «دخالت وقيحانه» در امور کشورهای عربی کرده بود، اين بار نوبت به عربستان سعودی رسيد تا سفير اين کشور در مصر، در اظهاراتی ضد ايرانی و کم سابقه، ايران را تهديد به حمله ی نظامی کند!

اين اظهارات در حالی توسط مسئولان عربی بيان می شود که نيروهای نظامی عربستان و امارات که به لطف سوء مديدريت و نبود قوانين پايدار در کشور، به کشوری فريبنده تبديل شده است،هم اکنون برای نگهداشتن سکان پادشاهی در بحرين، نيروهای نظامی خود را در آن کشور مستقر کرده اند. دخالت های جمهوری اسلامی در کشورهای عربی حاشيه خليج فارس نظير کويت، سوريه، فلسطين و لبنان از ديد همگان محکوم و غير منطقی است کما اينکه لشگر کشی سعودی ها و اماراتی ها نيز به کشور بحرين بی دليل و مداخله جويانه است. پادشاهی عربستان که خود نوع ديگری از ديکتاتوری اسلامی را بر مردم کشورش تحميل کرده است و با قدرت جنگنده های آمريکايی در تلاش برای حفظ قدرت خانواده ملک عبدالله است، بايد بداند حتی مخالفين جمهوری اسلامی که يکی از دو رهبرش ميرحسين موسوی و مهدی کروبی را در بند دارد، به کشورهای ديگر اجازه کستاخی به کشور عزيزمان ايران را نخواهند داد.

به گزارش سرويس بين الملل خبگرزاری انتخاب- احمد القتان سفير عربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه ی الحيات ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا ملک عبدالله از زمانی که وی وليعهد بود تلاش کرده ايم  که دست دوستی را به سوی ايران دراز کنيم به هر شکلی. اما متاسفانه، توطئه های ايران در کشورهای حاشيه خليج فارس هرگز تمامی ندارد.

وی می افزايد: تا امروز، انها با توهم امپراطوری فارس زندگی می کنند. اظهارات اخير ايرانيان عجيب و غريب است. انها عربستان سعوودی را متهم به دخالت در امور بحرين کردند. اين حقيقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.احمد القتان مدعی می شود: اين اتهامات زمانی از سوی ايران متوجه ما می شود که ايران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشيه خليج فارس است.

سفير عربستان سعودی در مصر، می افزايد: وضعيت ما با ايران در منطقه به صورت وحشتناکی است. ما پيام قدتمندانه و مهمی را به انها منتقل کرده ايم: ما اجازه ی نقض امنيت کشورهای حاشيه خليج فارس را نمی دهيم. امنيت کشورهای حاشيه خليج فارس، خط قرمز ما در عربستان سعودی است. مطمئنا شما به ياد داريد که عربستان چگونه به حمله ی کويت پاسخ داد!

احمد القتان در ادامهی ادعاهايش، می گويد: اهداف ايران در ايجاد يک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل اين قضيه هشدار دهنده است. ايران چندين سال است که جزيره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در اين مورد سرباز می زند! و حتی داوری بين المللی را هم قبول نمی کند!


به گزارش سرويس بين الملل خبگرزاری انتخاب Entekhab.Ir؛  وی با بيان اين که "ما در عربستان سعودی خيلی از دست ايران رنج کشيديم" ادامه می دهد: بگذاريد که به شما ياداوری کنم که ايران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ دو بار به آسمان عربستان سعودی حمله کرد. ما به انها هشدار داديم  و زمانی که برای بار سوم اين قضيه تکرار شد، ما هواپيماهای انها را زديم.

وی خطاب به مصاحبه کننده می گويد: برادر عزير، شما باور نمی کنيد که اين ايرانی ها دارند در کشورهای حاشيه خليج فارس چه می کنند. تنها چيزی که اين کشور به ان اهميت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از اين قضيه رنج می برد. مانند خيلی ديگر از کشورهای عربی ديگر، من می توان در مورد هر کشور عربی ديگری، مثال های زيادی بزنم!

سفير عربستان سعودی در مصر، در ادامه ، تلويحاً ايران را تهديد به حمله نظامی می کند و می گويد:  من به اين چيزی که می گويم اعتقاد دارم: اميدوارم ايرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. انها نبايد قدرت ما را تست کنند. انشالله، اگر انها بخواهند کشورهای حاشيبه خليح فارس را بی ثبات کنند، ما توانايی مقابله با ايران را دايم.

مصاحبه کننده در اين لحظه پرسيد: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است.وی پاسخ داد: بله.مصاحبه کننده دوباره  پرسيد که اين شامل حمله نظامی هم می شود.سفير عبستان در مصر پاسخ داد: منظور من ايران است. کشورهای حاشيه خليج فارس و امنيت انها ، خط قرمز ماست. ما اجازه نقض امنيت را به انها را نمی دهيم اميدوارم که قدرت ما را تست نکنند. من دوست دارم چيزهايی که نگفتم ياداور بشوم.

احمد القتان اضافه می کند: ما از دست ايرانی ها در فصل های مختلف حج خيلی رنج برديم و آزار ديديم! انها به عربستان می ايد و باعث اشوب در طول فصل حج می شوند

به عنوان يکی از شهروندان و البته يکی از مخالفان سياست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی که کشورمان را به ورطه تحريم و انزوای بين المللی کشانده است، سخنان ضد ايرانی سفير و مقامات سياسی عربستان سعودی را به شدت محکوم خواهيم کر.

اکنون که جمهوری اسلامی به دليل دخالت و کودتای نظاميان( سپاه پاسدارن،بسيج و نيروی انتظامی) مشروعيت اش در داخل از بين رفت است، می طلبد که مقامات سياسی و نظامی ايران، کمی سنجيده تر و و محتاط تر رفتار کنند و به خود اجازه دخالت در امور هيچ کشوری را ندهند و کمی به فکر جلب حمايت مردم از نظام باشند.

 
 

«اتحاديه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام های شديدتری عليه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسئول و عامل نقض حقوق بشر در ايران هستند به مرحله اجرا در آورد.»
خبرنگاران سبز/ايران در جهان:
در ادامه فشارهای سياسی و تحريمی در راستای قطعنامه شورای امنيت و قعطنامه حقوق بشر سازمان ملل بر عليه مسئولان جمهوری اسلامی و کشورمان ، امروز اتحاديه اروپا ۳۲ مقام ايرانی را به دليل نقض حقوق بشر در ليست ناقضين حقوق بشر مورد تحريم قرار داد .

به موجب اين قطعنامه علاوه بر ايجاد محدوديت در صدور ويزا برای آنها، دارايی های اين افراد در کشورهای عضو اتحاديه اروپا نيز مسدود خواهد شد که می توان گفت اين قطعنامه به دليل جلوگيری از صدور ويزا و بلوکه شدن حساب های شخصی اين افراد در کشورهای اروپايی که با تلاش فعالين حقوق بشر وبلاخص تلاش های شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل جهانی شکل گرفته است، يکی از سنگين ترين قطعنامه هايی است که تا کنون از جانب غرب برای شخصيت های جمهوری اسلامی تصويب شده است.

ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا اظهار داشت «بر اساس توافق وزيران امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا، صدور ويزا برای ۳۲ مقام ايرانی ممنوع شده و دارايی های اين افراد نيز مسدود خواهد شد.» چرا که سرکوبگری رژيم تهران شديدتر شده است

آقای هيگ گفت: «اتحاديه اروپا امروز توافق کرد تا اقدام های شديدتری عليه ۳۲ نفر که به اعتقاد ما مسئول و عامل نقض حقوق بشر در ايران هستند به مرحله اجرا در آورد.»

وی به اسامی اين مقام ها اشاره ای نکرد ولی پيشتر برخی گزارش ها از احتمال قرار دادن نام افراد زير در اين فهرست خبر داده بودند:

محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، حسن فيروزآبادی، رييس ستاد کل نيروهای مسلح، علی سعيدی، نماينده ولی فقيه در سپاه، عبدالله عراقی و حسين همدانی از فرماندهان سپاه محمد رسول الله، حسين طائب، رييس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسيج، اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی و همچنين وزيران کشور، ارشاد، دادگستری و علوم همراه با رييس قوه قضاييه، معاون اول وی، سعيد مرتضوی، دادستان پيشين تهران و چند قاضی دادگاه های انقلاب.

وزير خارجه بريتانيا، حصر رهبران مخالفان، بازداشت روزنامه نگاران و صدور احکام اعدام را از مهمترين موارد نقض حقوق بشر در ايران عنوان کرد.

وی افزود: «به نظر می رسد ايران بر اين باور است که به دليل تغييراتی که در خاورميانه در حال وقوع است، می تواند وضعيت وخيم تری را از نظر حقوق بشر بوجود آورد.»

اتحاديه اروپا در حال حاضر به دليل خودداری ايران از گفت و گو بر سر پرونده هسته ای خود، تحريم هايی عليه برنامه اتمی جمهوری اسلامی وضع کرده است.

توافق اخير اتحاديه اروپا پس از آن صورت گرفت که اين اتحاديه روز دوم فروردين ماه سال جاری بر لزوم تحريم ناقضان حقوق بشر در ايران تاکيد کرد.

آمريکا در سپتامبر سال گذشته هشت تن از مقام‌های ايرانی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته می‌شود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد.واشينگتن در اسفندماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نيز به اين فهرست اضافه کرد.


 
 



این در حالی است که هفته گذشته پس از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، خانواده‌ی این دو زندانی موفق شده‌ بودند مانند روال عادی زندانیان، با آن‌ها دیدار کنند.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
مهدیه گلرو و بهاره هدایت دو فعال دانشجویی دربند، از روز شنبه بیستم فروردین ماه در سلول‌های انفرادی زندان اوین به سر می‌برند. به گزارش جرس، خانواده‌ این زندانیان امروز پس از مراجعه به زندان اوین برای ملاقات هفتگی، متوجه شدند که این گلرو و هدایت ممنوع الملاقات شده و هر دو به انفرادی منتقل شده‌اند و دادسرای اوین نیز حاضر به پاسخگویی درباره‌ی دلیل این اقدام نشد.

این در حالی است که هفته گذشته پس از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، خانواده‌ی این دو زندانی موفق شده‌ بودند مانند روال عادی زندانیان، با آن‌ها دیدار کنند.


 
 

هرسکوتی که نشان ترس نيست . قلمی که از نوشتن حق بازماند شکسته باد اما گفتن و نوشتن و در بوق و کرنا کردن آنچه در دو سال گذشته برمن گذشت تحقيرم می کند و هرچقدر هم خبرساز باشد افتخاری ندارد که در واقع شرمنده همه آنهايی هستم که مصيبت های بسيار کشيده اند و هزينه های بسيار داده اند .

خبرنگاران سبز/جامعه/فرهنگ و هنر:
چندی قبل دکتر مهدی خزعلی در وب سايت خود طی يادداشتی از شجاعت هيلا صديقی و همراهی وی به عنوان زبان جامعه، تقدير و تشکر کرد و از او خواست با وجود خطرات بسيار، مهر سکوت خود را خود باز کند چرا که راز اين مزرعه رامن و تو و امثال ما بايد فاش کنيم. طی اين مدت رسانه های فارسی زبان در شبکه های برون مرزی با ايجاد شايعه از دستگيری هيلا صديقی دختر سبر ايران خبر داده اند و هر روز يک صفحه جديد در بزرگترين شبکه اجتماعی جهان( فيسبوک) با نام هيلا صديقی ايجاد ميشود که متاسفانه اخباری به دورغ منتشر ميکنند.

به همين دليل هيلا صديقی پس از اينکه بنا بر مصالحی تصميم به سخن نداشت، تصميم گرفت برای ملتهب نشدن فضای جامعه توضيحاتی در مورد اين اتفاقات و يادداشت دکتر خزعلی دهد .هيلا طی يادداشت خود آورده است:

به قلم آنچه خدا داد به نامش سوگند و به انديشه که هرگز ننشيند دربند



جناب آقای دکتر مهدی خزعلی

راز اين مزرعه سکوت همان مردمی ست که رشد و بلوغ سياسی خود را در ۲۵ خرداد ۸۸ برای دنيا به نمايش گذاشتند. راز اين مزرعه همان سکوتی ست که پيام آور فرهنگ صلح و اتحاد نسلی بود که خشونت ، جنگ طلبی و افراط را راهکار رسيدن به اهدافش نمی دانست. نسلی که بر خلاف برخی از حاکمان از تاريخ درس عبرت گرفته است و راه خطا را دوباره تجربه نمی کند. اين نسل پيش از آنکه سکوتش را بشکند و مشت هايش را بالا ببرد و هرکس ساز خود را بزند ، می انديشد ، می بيند و می شناسد.

راز اين مزرعه تجربه های تاريخی سرزمينی ست که امروز، ما را به اينجا کشانيده است .

سالهای نوجوانی ام به اين می انديشيدم که جدای تمام صعودها و سقوط های فرهنگی در طول دوران مختلف ، سرزمينی با چنين تاريخ کهن و باستانی که شکوه ،‌ قدرت و تمدن ، ره آورد بسياری از قرن های آن بوده ، پهنه ای که در آن اقوام و قبيله های مختلف ، عشيره و باديه نشين و کشاورز همه در همسايگی هم آشيانه می کردند و در يک کلام ، همزيستی فرهنگ مشترک مردمان آن بوده است ، کجای تاريخ پايش سر خورد که باور به همزيستی را از کف داد ؟‌ کجای راه بوديم که مسالمت ها ، حرمت ها و ريش سفيدی ها از قصه زندگی ما حذف شد ؟‌ که ميراث شوم نسل ما بدبينی شد و کينه و دشمنی ، که منش ما شد خط کشی و سرکشی؟ کجای روزگار شکافی به اين عمق ميان نسل های گذشته افتاد که ما را هم به دسته بندی و مقابله ترغيب کرد ؟‌ که اگر سهم دين از جهاد ، سهم فرهنگ از اتحاد و سهم علم از زندگی اجتماعی هنوز به جای خود مانده باشد ، کدام قدرت بر همه اينها غالب شد که ما را در مقابل هم به صف کشيد ؟

تاريخ را که ورق زدم به انقلاب ۵۷ رسيدم . جايی که گروه ها و احزاب مختلف دست به دست هم دادند و زنجيری از اتحاد بافتند تا انقلابی بر پا کنند و همراه شدند تا روز پيروزی ... فردای پيروزی اما دسته ها و گروه ها از هم جدا شدند و خط کشی ها آغاز شد . رقابت جای اتحاد را گرفت و تعصب و تنگ نظری به خانواده ها رخنه کرد .برادر به جان برادر افتاد و همسايه با همسايه دشمن شد . تعصب بر ايدئولو‍ژی های مختلف جای سياست ورزی و وطن پرستی را گرفت و مردم را در مقابل هم صف آرايی کرد .آنچه در آن روزهای بحرانی بعد از انقلاب ، بر مردم گذشت نتيجه اش بی اعتمادی و بدبينی شد که هزينه هايش گريبان نسل ما را گرفت

ما فرزندان همان نسلی هستيم که باور دارد من حقم و مخالف من باطل ... خودی و غير خودی ، هم جنس و غير همجنس ، هم خط و مخالف شد سرفصل ارتباطات اجتماعی ما از همان کودکی ، از مدرسه تا دانشگاه ، تا محله تا شهر ...


آقای دکتر خزعلی

اگر ما شنيده ابم و خوانده ايم ، شما اما به چشم خود ديده ايد برادرانی را که تعصبات بر ابدئولوژی های حزب مطبوعشان را برهمه چيز ارجعيت دادند و با هم مقابله کردند و به جان هم افتادند و برادرکشی کردند . حالا فرزندان همان برادرها بزرگ شده اند و با ميراثی از جنس کينه و بدبينی و با سرگذشتی مملو از هزينه های سنگين و غير قابل جبران در کنار هم زندگی می کنند و می خواهند رسم خونخواهی پدران را ريشه کن کنند .

شايد به همين خاطر بود که هيچ گاه آرزوی براندازی و انقلاب در سر نداشتيم . چرا که اصل براندازی ايده آل ما نبود . چرا که نمی خواستيم اين چينی بند زده را دوباره بشکنيم و ميراثی از جنس پدران و مادرانمان برای فرزندانمان به جا بگذاريم . دوباره خط کشی دوباره صف آرايی دوباره قدرت طلبی ، دشمنی ، جنگ ... دوباره و دوباره رفتن اين راه آرزوی ما نبود . ما فرهنگ سازی و اصلاحات را ( اصلاحات به معنای واقعی کلمه نه به معنای حزبی و قشری نگری ) انتخاب کرديم تا راهی آرام و سازنده را برای آبادی ايران طی کنيم . مبادا شکاف دوباره ، اينبار ايرانمان را ايرانستان کند و تماميت ارضيمان را تهديد ...

مايی که امروز متهم می شويم ، محکوم می شويم ، باتوم می خوريم ، زندان می رويم و فتنه گر ناميده می شويم همان هايی هستيم که افتخار يک انتخابات چهل ميليونی را دودستی تقديم حکومت کرده ايم . همان هايی هستيم که بهترين سالهای جوانی و نوجوانيمان را فدای ناملايمتی ها و پستی و بلندی های سخت ترين روزهای اين برهه از تاريخ سرزمينمان کرده ايم تا فردايی آباد را برای سرزمينمان به ارمغان آوريم و شکوه و عظمت باستانی اين مرز و بوم را دوباره به مام وطن تقديم کنيم . گرچه سالها به جرم اصلاح طلبی هم از سوی حاکميت و هم از سوی مخالفان حکومت طرد شديم اما از پا ننشستيم ...

از پا ننشستيم تا شعار «زنده باد مخالف من » بخش بزرگی از نسل ما را بيدار کرد و ريشه محکمی شد برای رشد فرهنگ صلح و آشتی و روح تازه ای بخشيد به کالبد مرده ما ... و زنجيره تازه ای شد برای پيوند ما که سياست را برای زندگی می خواستيم نه زندگی را برای سياست...

ما ياد گرفتيم اگرچه تفاوت ميان وطن پرستی و حزبی نگری بسيار است اما منافع مشترک جمعی می تواند دو سر اين زنجيره را چنان به هم وصل کند که اتحاد و آشتی مردم را در مسير آبادی ايران به ارمغان آورد . درست مانند انتخابات خرداد ۸۸ که منافع مشترک ، حتی شناسنامه های سفيد را هم تا پای صندوق های رأی کشانيد و ربان سبز سنبلی شد برای دست به دست دادن اقشار مختلفی که شايد تا پيش ازآن در صف يکديگر قرار نمی گرفتند . سبز، يک ايدوئولوژی نبود و پيامی جز آشتی و اتحاد نداشت . سبز، بهاری بود که در زمستان بی اعتمادی روييد و بسياری از خط کشی ها و شکاف ها را از ميان مردم برداشت . سبز بلوغ مردمی بود که به جای نشان دادن دندان تيز به هم لبخند زدند و حضور يکديگر را باور کردند ...

آنچه بعد از انتخابات ۸۸ مردم را به خيابان کشانيد و رنگ خون برزمين جاری کرد نه برنامه از پيش تعيين شده سبزها که واکنشی بود در برابر بازی بد حريف که تا اينجا رسيد.

مگر نه اينکه همان هايی که با حکم تفتيش منزل به سراغ شاعری می روند که جرمی جز نوشتن حقايقی که بر سرزمينش گذشت ندارد و روزها و هفته های متوالی بازجويی اش می کنند از سوی ديگر از خبرنگاری که به دستور مستقيم رئيس جمهور يک کشور از آنجا اخراج می شود قهرمان ميسازند و رجز می خوانند که در غرب آزادی ببان نيست ؟ بگذاريد نشان دهيم که ما بر خلاف آنها به اين شيوه و با اين فرهنگ رشد نمی کنيم . اگرچه در دنيای امروز ، تبليغ ، مثبت و منفی ندارد ، اما برای ما تحريم شدن ، هو شدن ، مورد حمله و اعتراض بيانيه ها و جنبش های مختلف قرار گرفتن و غيره و غيره وسيله ای برای کسب شهرت و خودنمايی نيست .

جناب آقای دکتر خزعلی

هر سکوتی که نشان ترس نيست . قلمی که از نوشتن حق بازماند شکسته باد اما گفتن و نوشتن و در بوق و کرنا کردن آنچه در دو سال گذشته برمن گذشت تحقيرم می کند و هرچقدر هم خبرساز باشد افتخاری ندارد که در واقع شرمنده همه آنهايی هستم که مصيبت های بسيار کشيده اند و هزينه های بسيار داده اند . حالا که هوای دودآلود اين شهر را تنفس ميکنم و هر روز صبح سر از روی بالش خود برميدارم و در چشمان خانواده ام می نگرم و حالا که چه من با شم و چه نباشم شعرهايم هستند و به گوش مردم ميرسند ديگر حرفی برای گفتن ندارم در برابر آنهايی که برای هميشه رفتند و يا ماهها در حبس مانده اند و بسياری هنوز هم گمنامند... بر من هرچه گذشت باشد به پای تمام آرمان ها و باورهايم که همانا داشتن سرزمينی ست که در آن آشتی و صلح و زندگی مسالمت آميز باشد و دموکراسی و عدالت . آزادی حق ماست و آبادی شايسته ميهن .

و در آخر به قول حافظ:

همتم بدرقه راه کن ای طاير قدس

که درازست ره مقصد و من نوسفرم

هيلا صديقی

فروردين نود


 
 



برخلاف اصل ۲۶ قانون اساسی که اجازه تشکيل انجمن ها را می دهد، ما شاهد سرکوب دولتی آن دسته از سازمان های غير دولتی هستيم که در حوزه حقوق بشر و ظرفيت سازی در جامعه فعال هستند .
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
شيرين عبادی؛ برنده جايزه صلح نوبل و نه سازمان حقوق بشری و اتحاديه کارگری، درباره روند تصويب يک طرح در مجلس شورای اسلامی ابراز تاسف کردند. مجلس در حال بررسی جزئيات قانونی است که بنظر می رسد تلاش می کند با نقض معيارهای بين المللی آزادی تشکل و تجمع که ايران نيز به رعايت آن ها متعهد شده است، جامعه مدنی را در ايران از بين ببرد.

اين گروه از سازمان ها که مرکب از نه سازمان بين المللی و ايرانی هستند؛ عفو بين الملل، عرصه سوم، بين الملل آموزش (ايی آی)، هيفوس، ديده بان حقوق بشر، فدراسيون بين المللی حقوق بشر و کميته ضد شکنجه، و برنامه مشترک نظارت بر حفاظت از مدافعان حقوق بشر وابسته به اف آی دی اچ، وکمپين بين المللی حقوق بشر در ايران به همراه خانم شيرين عبادی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی خواستند که به اين قانون رای ندهند.

قانون ناظر بر تاسيس و نظارت سازمان های غير دولتی آخرين مراحل تصويب خود را در مجلس شورای اسلامی می گذراند. عليرغم مخالفت های جدی و شديد سازمان های غيردولتی در ايران که تصويب اين قانون تاثير بسيار شديد نامطلوبی بر فعاليت آن ها خواهد داشت، مجلس شورای اسلامی هم اکنون بندهای اصلی اين قانون را برای محدود تر کردن سازمان های جامعه مدنی که در حال حاضر نيز بسيار محدود شده اند، به تصويب رسانده است.

طيف وسيعی از سازمان های جامعه مدنی، از مدافعان حقوق بشر، سازمان های زيست محيطی و زنان گرفته تا خيريه ها و سازمان های فعال در حوزه معلولين، انجمن های کارفرمايی و حرفه ای از جمله کانون های صنفی معلمان مشمول اين قانون جديد خواهند شد. احزاب سياسی، اتحاديه های کارگری و کانون وکلا بر اساس قوانين ديگری تاسيس و نظارت می شوند.

خانم شيرين عبادی در مورد اين قانون گفت: «برخلاف اصل ۲۶ قانون اساسی که اجازه تشکيل انجمن ها را می دهد ما شاهد سرکوب دولتی آن دسته از سازمان های غير دولتی هستيم که در حوزه حقوق بشر و ظرفيت سازی در جامعه فعال هستند .» ايشان تاکيد کردند که «برای نمونه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که من هم از موسسان آن هستم، در سال ۱۳۸۷ بطور غير قانونی و در حالی که ناقضين قانونی آن از مصونيت کامل برخوردار بودند، پلمپ شد و از آن تاريخ تاکنون اين دفتر همچنان بسته است. حالا مقامات بدنبال اين هستند تا به هر طريق ممکن از جمله منع های پيشگيرانه و يا بدرفتاری ها، اطمينان حاصل کنند که هيچ سازمانی که ديدگاه های آن ها را در عرصه اجتماعی به چالش بکشد، وجود خارجی ندارد.»

از جمله مواد اين قانون که در روزهای گذشته به تصويب رسيده است، ماده شش می باشد که بر اساس آن يک ساختار غير پاسخگو به جامعه تحت عنوان «هئيت عالی نظارت بر فعاليت های سازمان های غير دولتی» ايجاد خواهد شد که رياست آن برعهده وزارت کشور و اعضای آن نمايندگانی از وزارت اطلاعات، نيروهای انتظامی، بسيج، سپاه پاسداران، وزارت امور خارجه و ديگران هستند و فقط يک نماينده از سازمان های غير دولتی در آن عضويت خواهد داشت. اين هئيت قدرت صدور مجوز فعاليت و انحلال همه سازمان های غير دولتی را خواهد داشت و نهايت اقتدار را بر هئيت مديره سازمان ها اعمال خواهد کرد.

علی رغم مخالفت از سوی برخی از نمايندگان مجلس، ماده ۱۲ بند (د) اين قانون نيز به تصويب رسيد. طبق اين ماده سازمان ها فقط می توانند راهپيمايی های «غير سياسی» آن هم با مجوز قبلی اين هئيت عالی نظارت بر سازمان های غير دولتی برگزار کنند. بر اساس شواهدی که در دوره های مختلف شاهد آن بوديم، مقامات ايرانی به راهپيمايی هايی که سياست های رسمی را به نقد بکشند مجوز برگزاری نمی دهند. ماده ديگری از اين قانون که بر اساس آن دولت کمک هايی در اختيار سازمان ها قرار می داد به تصويب نرسيد.

اين نه سازمان و خانم شيرين عبادی در باره دو تبصره از ماده ۱۲ اين قانون که به تصويب مجلس رسيده است، نگرانی های ويژه ای ابراز داشتند. اين موارد مربوط به منع ارتباطات بين المللی سازمان های غير دولتی بدون کسب مجوز از اين هيات از جمله درموارد عضويت در سازمان های بين المللی بويژه شرکت در دوره های آموزشی يا نشست ها، عقد قرارداد يا توافقنامه ها و دريافت منابع مالی يا هر نوع کمک از سازمان های بين المللی است. برخی از نمايندگان مجلس خواستار حذف اين بند شده بودند.

فرد ون لی يون؛ دبير کل بين الملل آموزش، ايی آی در اين باره گفت: «الزامی کردن کسب مجوز برای ارتباطات بين المللی باعث تضعيف حق سازمان های حرفه ای از جمله کانون های صنفی معلمان در ايران برای پيوستن به سازمان های بين المللی از جمله ايی آی است.»

وی تاکيد کرد «معلمان تا همين الان هم بخاطر شرکت در کنفرانس های ايی آی در خارج از ايران مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند و وزارت کشور تا کنون تلاش کرده است که جلوی فعاليت های اين کانون های صنفی معلمان را بگيرد. اين قانون دست وزارت کشور را برای مداخله در امور داخلی، امور نمايندگی و حرفه ای، و همچنين روابط بين الملل اين کانون ها باز می گذارد و همچنين نمايندگان معلمان را در معرض خطر جدی تر آزار و اذيت و محاکمه قرار می دهد.»

ماده ۴۳ همين قانون در دست بررسی در مجلس، تصريح می کند که سازمان های غير دولتی که در حال حاضر فعالند بايد مجددا برای ثبت در عرض ۶ ماه پس از تصويب اين قانون اقدام کنند در غير اين صورت غير قانونی خواهند بود. طبق قانون جاری در کشور، فقط دادگاه ها حق دارند که در مورد انحلال سازمان های ثبت شده دستور صادر کنند.

مواد اين قانون در دست بررسی در مجلس، در تناقض با اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی است و ناقض حقوق آزادی های تشکل و تجمع است که در مواد ۲۱ و ۲۲ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی به رسميت شناخته شده اند. با تصويب اين قانون، فعاليت های مدافعان حقوق بشر و ساير فعالان جامعه مدنی بشدت به خطر می افتد. از جمله اين فعالان می توان به مدافعان حقوق زن اشاره کرد که اعضای کمپين يک ميليون امضا و بسياری ديگر از فعالان حقوق زن بخاطر جمع آوری امضا برای پايان دادن به تبعيض های قانونی عليه زنان و يا برگزاری تجمع های مسالمت آميز بازداشت شده اند و برخی از آن ها احکام زندان دريافت کرده اند.

خانم شيرين عبادی در مورد اين قانون و فعالان حقوق زن گفت: «سازمان های زنان در ايران در خط مقدم جامعه مدنی در کشور هستند. ما بشدت نگران اين هستيم که اين قانون آن ها را از ادامه فعاليت های مهمشان برای ارتقاء و حفاظت حقوق زنان در ايران و برای بهره مندی از همبستگی بين المللی باز دارد.»

دولت ها در سراسر جهان نقش اساسی ای را که سازمان های مستقل غير دولتی می توانند در پيشبرد معيارهای بين المللی حقوق بشر، تضمين حفاظت از محيط زيست، ارتقاء عدالت، معيارهای اساسی حقوق کارگران و بيش از همه درنظارت بر تجاوزهای قدرت دولتی ايفا کنند به رسميت شناخته اند.

اين نه سازمان اعلام کردند که «با تصويب اين قانون، مقامات دولتی درست در زمانی که فعالان ايرانی و جهان با يکديگر ارتباط برقرار کرده اند، در جستجوی منزوی کردن فعالان ايرانی از جهان هستند. جامعه مدنی نه يک تهديد بلکه يک منبع ارزشمند است. مردم ايران نمی خواهند که به اين طريق مهار بشوند بلکه برعکس آن ها اميدوارند که به جامعه جهانی دسترسی داشته باشند و تجربياتشان را با ديگران به اشتراک بگذارند با اين اميد که دنيا به مکان بهتری برای همه ما تبديل بشود.»

خانم شيرين عبادی و اين سازمان ها در اعلام همبستگی با گروه های جامعه مدنی در ايران که با اين قانون مخالفت کرده اند باشدت به مقامات ايرانی اعلام می دارندد که اين قانون را به دور بيندازند چرا که اين قانون الزامات بين المللی ايران در قوانين بين المللی حقوق بشر در مورد آزادی تشکل و تجمع را زير پا می گذارد و بشدت دسترسی سازمان های غير دولتی در ايران را به حمايت های مستقيم از سازمان های بين المللی محدود می کند.

مجلس شورای اسلامی ايران بايد کاملا به حقوق بشر از جمله حقوق و آزادی های مدافعان حقوق بشر که در بيانيه مدافعان حقوق بشر سازمان ملل متحد حفاظت شده است، پايبند باشد و از تصويب اين لايحه و تبديل آن به قانون دست بردارد.

 
 

زندانيان زن مجبورند تمام ساعات روز وشب را بدون کوچکترين امکانات رفاهی، تفريحی و بهداشتی در اين سلول در بسته بگذرانند
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانیان سیاسی:
وضعيت نگهداری زندانيان زن در نظامی که نام اسلامی را با خود يدک ميکشد، به شدت وخيم گزارش شده است. نگهداری دز زندان های کوچک و تنگ، تاريک و سرد و طولانی مدت در يکی از قرنطينه های زندان اوين به نام متادون بطوريکه گذران دقايق برای آنان بسيار ملالت آور است.نمی دانند در تهيگی زمان بمانند و يا در ابديت انتها بروند. ايستاده در زندان هايی که بيش از بيست زندانی زن را در يک فضای سی متری در خود جای داده است، به انتظار آزادی و رهايی از زجرگاه اوين نشسته اند.

به گزارش کلمه، در آبان ماه سال گذشته زندانيان سياسی زن از بند معروف به بند نسوان به سالن دربسته‌ای به نام " بند متادون" منتقل شدند، اين سالن دربسته در بخشی از بند نسوان قرار گرفته و به صورت يک سلول جمعی است و زندانی را از آزادی عمل در محدوده کوچک زندان نيز محروم می‌کند.

در بندهای عادی زندان اوين ، زندانيان از حق رفت و آمد در راهرو و هواخوری برخوردارند، اما در اين بخش اين حق نيز از زندانيان سلب شده و زندانی ناچار است تمام ساعات خود را در همان سالن دربسته بگذراند.

زندانيان زن مجبورند تمام ساعات روز وشب را بدون کوچکترين امکانات رفاهی، تفريحی و بهداشتی در اين سلول در بسته بگذرانند.آنها حق استفاده از سالن ورزشی و حتی کتابخانه بند زنان را نيز ندارند و تنها يک ساعت در روز قادرند از هواخوری استفاده کنند .اين شرايط موجب بيماری برخی از اين زندانيان شده است چرا که آنها بدون تحرک مجبورند ساعتها در يک نقطه باقی بمانند و نمی دانند چگونه ساعات خود را بگذرانند .

اين بند قرنطينه هرچند ديگر بند متادون نام ندارد اما همچنان برای گذراندن دوران حبس به ويژه حبس های طولانی مناسب نيست. زندانيان زن از کمترين امکانات برای پخت و پزو زندگی برخوردارند در حالی که در ديگر بندهای عمومی زندان اوين بيشتر زندانيان از امکانات کافی در اين زمينه برخوردارند .اين بند همچنين فقط يک حمام و دستشويی دارد .

زندانيان اين بند نيز همچون زندانيان بند ۳۵۰ زندان اوين که زندانيان سياسی مرد را در خود جای داده است از حق تماس تلفنی محروم اند و تنها روزهای سه شنبه به مدت ۲۰ دقيقه می توانند با خانواده شان ملاقات کابينی داشته باشند، ملاقاتهای حضوری اين زندانيان نيز با تشخيص دادستان تهران انجام می پذيرد و بيشتر اين زندانيان از اين حق محرومند .

زندانيان عادی زن که در بند نسوان به سر می برند از امکانات بهتری برخوردارند آنها می توانند از کلاس‌های فرهنگی، کتابخانه و همچنين هواخوری در تمام طول روز استفاده کنند.

در اين شرايط دشوار بيشتر زندانيان سياسی اين بند از حق مرخصی نوروزی نيز محروم ماندند و نوروز امسال را نيز در زندان و در اين بند آغاز کردند .هم اکنون در بند متادون بيش از بيست زندانی سياسی زن از جمله بهاره هدايت، عاطفه نبوی، پروين جوادزاده ، مهديه گلرو، ليلا توسلی، هاله سحابی و … نگه‌داری می‌شوند.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته