آریا آرام نژاد خواننده و آهنگسازی که به خاطر اجرای ترانه ای اعتراضی به زندان افتاد می گوید: در ایران هر کسی که لب به انتقاد بگشاید ممکن است سروکارش به زندان بیافتد.
این آهنگساز ایرانی به خاطر «اقدام علیه امنیت ملی» و «توطئه برای سرنگونی نظام» محاکمه میشود، مانند بسیاری دیگر پس از اعتراضات سال گذشته علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد.
اتهام آریا، اما اجرای آهنگی با مضامین مذهبی برای برانگیختن مردم به مقابله با سرکوبگران بود.
وی می گوید: «پس از حوادث عاشورا که بسیاری از معترضان توسط رژیم کشته شدند احساس وظیفه کردم که این رفتار غیر انسانی را محکوم کنم در نتیجه از خلاقیت موسیقیایی م برای رساندن این صدای اعتراض استفاده کردم.»
تا آن هنگام، مضمون ترانههای تکنوپاپ اوعاشقانه بود، اما پس از عاشورا او به ساخت ترانه های سیاسی روی آورد.
سال گذشته در روز عاشورا در عاشورا که روزی مقدس برای شیعیان است و آخرین تظاهرات گستردهی مخالفین ایرانی صورت گرفت. هشت نفر کشته شدند و دهها تن دستگیر شدند.
آرامنژاد آهنگساز بیستوشش ساله که در زمان انتخابات طرفدار میرحسین موسوی، کاندیدای اصلاح طلب بود می گوید پس از این وقایع او به سیاست روی آورد.
ترانهی «علی برخیز» را سرشاز از مضامین مذهبی و در عین حال بازنمایانگر کشتار معترضان در روز عاشورا (ششم دی ۱۳۸۸) بود.
«گناه ملت ماچیست؟ به جز فریاد آزادی» متن یکی از بندهای این ترانه است و ترجیع ترانه از علی داماد پیامبر اسلام میخواهد از گور خود برخیزد و «بساط این دغلبازان که جامهی حق را بر تن شیطان پوشانده» و «از دین محمد سوء استفاده کرده اند» برهم زند.
چنین مضمون جسورانه ای از حد تحمل سانسورچیان بیشتر بود. آریا آرامنژاد که از طریق فیسبوک با ما در ارتباط بوده شرح می دهد: «ماموران وزارت اطلاعات بابل در تاریخ ۲۶ بهمن ماه سال ۱۳۸۸ به منزلم هجوم آورده و من را بازداشت کردند.».
در نامه ای که بعدا از او خطاب به رئیس دادگاه منتشر شد آمده است که ماموران وزارت اطلاعات با «ایجاد رعب و وحشت و درهم شکستن اسباب و اثاثیه خانه سعی کردند تا وی را بترسانند». در آن هنگام به اونگفتند چرا او را بازداشت کردهاند. اما چند ساعت بعد در دادگاه،دادستان او را به خاطر اجرای ترانه «علی برخیز» به اقدام علیه امنیت ملی متهم کرد.
این اتهام سنگین سبب شد تا او چهل و چهار روز را در سلول انفرادی سپری کند. در دادگاه، او شکایت کرد که مورد شکنجه قرار گرفته است. او در باره این شکنجه ها می گوید: «بیشتر شکنجههای روانی بود . از جمله توهین و تحقیر در مورد من و توهین به همسرم و خانوادهام. من در یک سلول یک و نیم دردو متری بدون هیچگونه امکانات بهداشتی محبوس بودم. در جوار سلول من زندانی مبتلا به ایدز بود و چون معتاد به مواد مخدر بود و از دارو محروم بود دست به خودزنی میزد به شکلی که خونش کف راهرو سلولها رامیپوشاند و من میبایست برای دریافت غذا یا رفتن به دستشوییپابرهنه از روی خونهای او رد میشدم».
اما این ها فقط بخشی از مصائبی است که او در طور شش هفته زندانی انفرادی با آنها روبرو شد. چند بار او را تهدید به اعدام یا ترور در خارج از زندان بدون برجای گذاشتن رد کردند. آریا می گوید بازجویان نزدیک بود موفق به درهم شکستن او شوند زیرا: «از در اختیار قرار دادن قرصهای بیماری قلبیام نیز خودداری می کردند». برای تحقیر بیشتر او را در برابر ماموری دوربین به دست برهنه کردند و در پاسخ اعتراضش با استهزاء به او می گفتند که « مگر میترسی؟».
وی می گوید: «یک بار دیگر وقتی که خواستم مرا پیش دکتر ببرند نگهبان به شکل وحشیانهای مرا مورد ضرب و شتم قرار داد. و دست و پایم را حدود ۶ساعت با دستبند بهم قفل کرد».
آریا می گوید با اینکه این شکنجهها را برای قاضی شرح داد ولی از شکایت رسمی خودداری کرده است. وی با اطمینان میگوید: «هیچ نتیجهای در پی ندارد و هرگز هم رسیدگی نخواهد شد».
وی می گوید: « من هیچ وقت اجازه ملاقات با خانواده یا وکیلم را کسب نکردم، تنها پس از انتشار خبر بازداشت من در رسانه ها بود که توانستم با آنها ملاقات داشته باشم». او معتقد است که فشار رسانهای روی آزادی او به قید وثیقه تاثیر گذار بود. شاید به همین دلیل و علیرغم درخواست و هشدارهای مسئولان جمهوری اسلامی، آرامنژاد تصمیم گرفت با یک روزنامه نگار خارجی مصاخبه کند.
دادگاه ممکن است هر آن به صدور حکمی علیه او بپردازد و با توجه به محکومیتهای پی در پی مخالفان در هفتههای اخیر، آریا مطمئن است که دادگاه او را به زندان محکوم می کند و او به زندان بازخواهد گشت.
آریا آرام نژاد تاکید می کند: «به نظر من بهترین راهکار برای کمک به یک زندانی سیاسی، اطلاع رسانی در سطح جهانی در باره وضعیت اوست زیرا این کارسبب می شود تا رژیم فشار علیه او را تخفیف دهد.» او پس از برشمردن اسامی دهها تن از دوستانش که در طول سال گذشته بازداشت شده اند می گوید پس از دورانی که در زندان گذرانده است، به این باور رسیده است که: « رژیم با سو استفاده از دین صدای هر اعتراضی را خاموش می کند».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر