برت شریدن، نیوزویک
عقاید مشترک چندانی را نمیتوان در دیدگاههای جرج بوش و باراک اوباما یافت. اما یکی از مسائل که مورد توجه هر دوی آنها بوده و هست، مساله آزادی اینترنت و قدرت تکنولوژی در ایجاد تحولات دموکراتیک است. اواسط آوریل امسال بوش در اتاق فکر خود در تگزاس، میزبان شش مخالف سیاسی بود که از ابزارهای آنلاین برای مقابله با دیکتاتوری استفاده کردند و او از آنها بهعنوان نمونههایی یاد کرد که نشان میدهند «تا چه اندازه اینترنت میتواند بهگونهای موثر به پیشبرد جریان آزادیخواهی کمک کند.» اوباما هم آزادی اینترنت را در کانون سیاست خارجی خود قرار داده و در سخنرانی سال گذشته خود در پکن «دسترسی به اطلاعات» را یک «حق جهانی» خواند.

صحبت از این موضوع ممکن است ما را در دام آرمانگرایی تکنولوژیک بیاندازد؛ آرمانگرایی از همان زمان پیدایش وب، همه حوزههای مرتبط با آن را تحتالشعاع قرار داده است. ماهیت اینترنت بهگونهای است که شکافافکن است و مدلهای تجاری و آداب و رسوم زندگی را به سرعت تغییر داده و همچنان هم میدهد، بههمین خاطر طبیعی است که آن دسته از متفکران سیاست خارجی که با تکنولوژی هم آشنایی دارند، گمان کنند که کار دیکتاتوریهای موجود در دنیا ممکن است با کلیک موسها به فروپاشی بکشد.
البته چنین اتفاقی تا کنون رخ نداده است. گروهی از متخصصان سایبر که نسبت به ماهیت تحولآفرین آن ابراز تردید میکنند، میگویند واقعیت کاملا برعکس این مدعاست. ایوگنی موروزوف یکی از باهوشترین و مشهورترین متخصصان از این دست است که میگوید «دیکتاتورها هم از فضای سایبر برای پروپاگاندا و تبلیغ حکومت خود بهره میگیرند.» بدتر اینکه آنها اکنون میدانند چطور باید از طریق منابع آنلاین، اطلاعات مرتبط با افراد و گروههای فعال را بهدست آورند و اهداف اطلاعاتی و امنیتی خود را به پیش ببرند.
موروزوف در اینباره میگوید «سیستمهای اطلاعاتی پیش از این باید افراد را شکنجه میکردند تا بتوانند به این اطلاعات دست پیدا کنند، اما اکنون به سادگی این اطلاعات را با رهگیری کاربران در فضای آنلاین به دست میآورند.» بر این اساس، این دسته از متخصصان سایبر معتقدند اینترنت به استحکام دیکتاتوری یاری میرساند، نه فروپاشی آن.
“اینترنت بزرگترین جهش تاریخی انسان در فراهم آوردن ابزارهای ابراز و ترویج اندیشه و بیان را رقم زد”
اما این دیدگاه جامعی نیست. در طول سالهای اخیر، خط سیر رویدادها بهگونهای پیش رفته که به نظر میرسد دیکتاتورها نسبت به دموکراتها و دموکراسیخواهان در موضع بالاتری قرار گرفتهاند. اگر در جهان آنلاین هم اینطور به نظر میرسد، به این خاطر است که آنها به شدت تلاش میکنند تا در این عرصه عقبماندگیهای خود را جبران کنند. آنها اکنون فهمیدند که اینترنت چه تهدید بزرگی برایشان محسوب میشود. انقلابهای رنگی در کشورهایی که قبلا بخشی از شوروی بودهاند، اعتراضات پساانتخاباتی در ایران، انقلاب زعفرانی در برمه و در مقیاس کوچکتر، اعتراضات صورتگرفته در چین، همه و همه نشانگر مزایای بهرهگیری از ابزارهای آنلاین و موبایلها و رسانههای نوین برای سازماندهی اعتراضات و انعکاس پیام معترضان در سراسر جهان است.
متخصصان سایبری که با دیده تردید به ماهیت تحولآفرین آن مینگرند، درست میگویند که این یک نبرد یکسویه نیست. بسیجیها و لباسشخصیهای ایران هم از فیسبوک استفاده میکنند. اما اینترنت آنطور که کلی شیرکی، نویسنده و پژوهشگر مشهور در توصیفاش میگوید «بزرگترین جهش تاریخی انسان در فراهم آوردن ابزارهای ابراز و ترویج اندیشه و بیان را رقم زد» و بهخاطر ماهیت باز و نامتمرکز خود، بزرگترین و آزادترین فضا را برای ظهور سیستمهای نامتمرکز، از جمله سیستمهای دموکراتیک فراهم کرد.
بهعنوان مثال، استفاده از توئیتر توسط جوانان معترض مولداوی برای سازماندهی تظاهراتی گسترده در سال گذشته در پایتخت این کشور، نشان داد اینترنت در سازماندهی و برقراری ارتباطات موثر چه قابلیتهای بینظیری دارد؛ حتی در شرایطی که محدودیتهای گسترده بر آن اعمال میشود. تلاش دیکتاتورها برای مقابله با میدان وسیع تاثیرگذاری اینترنت، راه به جایی نمیبرد. دولتها سرسختانه میکوشند و اقدامات گوناگونی برای سانسور آنلاین انجام میدهند، اما برای گذر از هر نوع محدودیتی، راه خلاقانهای پیدا میشود و آنها باید مدام در فکر ایجاد محدودیتهای جدید باشند: بازی موش و گربه.
البته منطقا باید این موش و گربه بازی پایانی داشته باشد، اما تا پایان راه مسیر درازی در پیش است. در جریان اعتراضات گسترده در برمه در سال ۲۰۰۷ که منتج به انقلاب زعفرانی شد، نظامیان حاکم بر این کشور از تاکتیکهای متعددی برای سانسور وب بهره گرفتند و بسیاری از سایتها و سرویسدهندههای ایمیل خارجی را فیاـتر کردند، اما معترضان بهسادگی از سد فیاـتر میگذشتند و تصاویر و گزارشهای دست اول از بیرحمی رژیم را در اینترنت منتشر میکردند، از جمله آن ویدئوی معروف شلیک یک سرباز به روزنامهنگار ژاپنی که منجر به مرگ او شد. ۲۹ سپتامبر همان سال، نظامیان به این نتیجه رسیدند که به اندازه کافی از این ناحیه ضربه خوردهاند و دستور توقف فعالیتهای دو سرویسدهنده اصلی اینترنت را صادر کردند.
“نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که در نبرد با حاکمان مستبد، تودههای دیجیتال برنده خواهند بود”
شاید این اتفاق را بتوان آب یخی بر صورت آنهایی که نگاهی اتوپیایی به تکنولوژی دارند، دانست. آنها به این نتیجه رسیدند که در عمل این دولت است که دست بالا را دارد؛ برگ برنده در دست دولتهاست. اما واکنش افراطگرایانه این نظامیان نشان داد که سانسور بینتیجه و بیهوده است. آنها تنها دو گزینه پیشرو داشتند: یا باید میپذیرفتند که وب غیرقابل کنترل است و یا باید کلا آن را حذف میکردند. انتخاب گزینه دوم، حالا ملتی منزوی و کشوری مفلوک خواهد ساخت و این تصمیمی است که هیچ ملتی تمایلی به تحمل پیامدهای ناگوار آن ندارد.
متخصصان تردیدنگر سایبر این نکته را هم فراموش کردهاند که راه رسیدن به دموکراسی راهی دراز است و فرایند دستیابی به آن بطئی، و سابقه وجود اینترنت در بسیاری از کشورها به ۱۰ سال هم نمیرسد. ساموئل هانتینگتون، تئوریسین سیاسی معاصر گفته بود که هوشمندترین اصلاحطلبان دموکراسیخواه «کسانی هستند که نسبت به راهحلهای ساده و راهحلهای انقلابی به دیده تردید مینگرند.» اعتراضات گسترده و صحنه سقوط مجسمه دیکتاتورها صحنههای جالبی برای برنامههای تلویزیونیاند، اما در طول این فرایند طولانی و بطئی، کارهای اساسی پیش از این رویدادها انجام میشود و حتی پس از برافتادن دیکتاتورها هم اثرگذاری خود را حفظ میکنند. در طول فرایند گذار که چهرههای آکادمیکی همچون هانتینگتون آن را دوره «استحکام دموکراتیک» میخوانند، اثر وب بیش از هرچیز دیگری حس خواهد شد.
سرویسهای بانکی برای موبایل و تجارت الکترونیک به تعداد بیشتری از مردم امکان زیستن با شاخصهای طبقه متوسط را میدهد؛ طبقهای که همواره در نبرد برای تحقق آزادی پیشگام بوده است. بلاگرها و توئیترها اکنون بیهیچ کموکاستی نقش دیدهبان را ایفا میکنند و حتی رسانههای برجسته را به حاشیه راندهاند. نظارت بر انتخابات دیگر ممکن است توسط فردی انجام شود که فکرش را هم نمیتوانستید بکنید. پلتفرمهای متعددی وجود دارند که امکان ارسال گزارش بهصورت ناشناس را به کاربران میدهند. نمیتوان این واقعیت را انکار کرد: در نبرد با حاکمان مستبد، تودههای دیجیتال برنده خواهند بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر